عبادت و دعا به درگاه خداوند نیز نقش مؤثری در بازیابی خود انسان ایفا می کندعبادت بیدار کننده انسان است.آدمی در عبادت کردن خود را همان گونه که هست می بیند و به نقصها و ناتوانی خود آگاه می‌گردد.اقبال لاهوری نیز ‌در مورد ارزش پرستش و نیایش در بازیافتن حقیقت خود می‌گوید:«نیایش وسیله اشراق نفسانی،عملی حیاتی و متعارفی است که به وسیله آن جزیره کوچک شخصیت ما وضع خود را در کل بزرگتری از حیات اکتشاف می‌کند.»از خود بیگانی گاهی به دست خود انسان و گاهی به دست دیگران و با غفلت از خود پیش می‌آید. انسان فراموش می‌کند که به چه چیز تعلق دارد،سمت روحیاتش کجاست،علایق او چیست.در امور اجتماعی نیز جامعه ای که از خود غافل شود استثمارگران درصدد تعیین هویت او بر می‌آیند و او هم بناچار این هویت را می پذیرد.[۸۲] در قرآن از خود بیگانگی تحت عنوان نسیان نام برده شده است.«وَ قُل اَلیَوم نَنساکُم کَما نَسَیتُم لِقاءَ یَومِکُم:امروز ما شما را فراموش می‌کنیم همان‌ طور که شما ما را فراموش کردید.»[۸۳] تعبیر دیگری که قرآن برای از خودبیگانگی در نظر می‌گیرد شیطان است.در جاهای مختلف قران از شیطان به عنوان عامل اصلی از خود بیگانگی یاد می‌کند و بی جهت او را عدوٌ مبین نخوانده است،چون دشمن اصلی انسان است.گاهی چنان شیطان در شخصیت و اعمال آدمی نفوذ کرده که استقلال شخصیت خود را از دست می‌دهد.وقتی شیطان در اندیشه آدمی خانه کرد و آدم از خطوات او پیروی نمود جای دوست دشمن را در دل می‌گیرد و دزد جای امین را[۸۴] پس:«اَعوذُ بِکَ مِن هُمَزات الشَیاطین وَ اَعوذُ بِکَ رَّبِ اَنَّ یَحضِرون:خداوندا از وسوسه های شیاطین به تو پناه می برم و از تو می خواهم که نگذاری نزد من حاظر شوند.»[۸۵] هدف مشترک دین و جرم شناسی نیز در این حوزه ساختن انسانهایی است که در مقابل هر موقعیت خطر آفرین و هر محیط مستعد بزه و گناه به راحتی آلوده این عوامل نگردند.

گفتار دوم: باورهای دینی و بهداشت روانی

«کسی زمانی به من گفت اگر روح و روانم تنها چیزی باشد که با خود به آن دنیا می برم،این باید بهترین داراییم باشد.»[۸۶] فرهنگ روانشناسی لاروس بهداشت روانی را چنین تعریف می‌کند:«استعداد درون برای هماهنگ،خوشایند و مؤثر کردن،در موقعیت های دشوار،انعطاف پذیر بودن برای بازیابی تعادل خویش،توانایی داشتن»[۸۷] گناه یک نوع بیماری است که روح بدان مبتلا می‌گردد.در جایی قرآن کریم مکر و خدعه را بیماری نامیده است و درباره منافقانی که با خدا و مردم با ایمان خدعه می‌کنند می فرماید:«فی قُلُوبِهِم مَرَضٌ وَ زادَهُمُ اللهُ مَرَضاً:در دل این منافقان خدعه گر بیماری است»[۸۸]و در جای دیگر بی عفتی را بیماری خوانده است و به زنان رسول خدا (ص) فرموده که صدای خود را در وقت سخن گفتن نرم و نازک نکنند تا بی عفتان بیمار را به طمع نیندازد.

اسلام حتی از اندیشه و فکر گناه نیز جلوگیری کرده،چون اندیشه گناه،شخص را به گناه وادار می‌کند و کسی که اندیشه گناه را در سر پرورانید،تدریجا به صورت فردی گناهکار در می‌آید.حضرت علی علیه السلام می فرماید:«مَن کَثُرَ فِکرُهُ فیِ المَعاصی دَعَتهُ اِلَیها.کسی که ‌در مورد گناهان زیاد فکر کند گناهان را بسوی خود می کشد.»[۸۹] اساسا فکر گناه دل را تیره کرده،پاکی و صفای روح آن را از بین می‌برد.به عبارت روشنتر اسلام درصدد است که گناه را از سرچشمه خشک کند و آلودگی را در نطفه خفه سازد و به طور کلی اسلام و رهبران بزرگوار آن پایه اعمال را از نظر کیفر و پاداش روی اندیشه و نیت افراد بنا نهاده اند.قرآن کریم در هر سوره که نام عمل صالح را به میان آورده قبل از آن ایمان را ذکر کرده و عمل را به دنبال آن آورده است:«اِنّ الذّینَ آمَنُوا وَ عَمِلوا الصّالِحات…»چون عملی که روی ایمان به خدا پایه گذاری نشود ارزش و ثمری ندارد بلکه اعمال نیک باید متکی به ایمان و اعتقاد به خدا و ناشی از سرچشمه روحانی ایمان باشد.زیرا اگر بنا شد که کار نیک هم از روی ریا و خودنمایی انجام شود و برای خدا نباشد،دوامی نخواهد داشت و بزودی از بین خواهد رفت.[۹۰]

در اینجا این عبارت بسیار زیبا «رعایت حالت روح» را از استاد شهید مرتضی مطهری برداشت نمودم چون تعبیری بهتر و درخورتر از این برای این قسمت نیافتم.ایشان در کتاب تعلیم و تربیت در اسلام به نقل از حضرت علی (ع) آورده اند،که همان‌ طور که تن بر اثر زندگی روزمره و انجام امور مختلف و کار کردن خسته می شود،روح نیز به مانند او در اثر فکرهای بسیار سنگین،هجوم وسوسه ها و غرائظ و حساب سود و زیان امور و بر اثر تغییراتی که در درون فرد اتفاق می افتد غبار خستگی روی او می نشیند. پس همان گونه که مراقب تن و بدن خود هستیم باید مراقب روح خود باشیم و به او نیز استراحت دهیم و به اصطلاح شهید مطهری رعایت حال روح را باید بکنیم.[۹۱]در زندگی بسیاری از عوامل هست که روح را خسته می‌کند به طوری که روح ناتوان می شود. از این رو باید سعی شود عواملی که باعث افسردگی روحی و روانی ما می شود کنار گذاشته شود.

رفتار و اعمال انسان بازتاب تاثیریافته درون اوست. به طور کلی انسان بافته و ساخته باورها و اعتقاداتی است که به مسائل دارد و همان گونه که فرد در درون خود می اندیشد و نسبت به کرامت نفس و عزت خود ایمان دارد همان موارد و عادات و اعتقادات باعث می شود که فرد از انجام کارهای زشت به دور و به انجام دادن کارهای مثبت تشویق شود.اظهار محبت و دوستی به دیگران و تواضع در برابر مردم از فروتنی درونی در برابر همنوعان شکل می‌گیرد که نمود آن در بیرون و در برخورد با دیگران مشاهده می شود.مقصود از فروتنی هم در اینجا مفهوم و مقایسه ای است که فرد در درون خود می‌کند و در برخی روایات نیز بدان توصیه شده است.[۹۲]

بند اول: ایمان به خالق یکتا و بهداشت روانی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...