|
|
|
تهیه غذا و مصرف در خانه ، یا تهیه در خانه و مصرف در خارج خانه ، یا جمع آوری و خریداری خارج از خانه و مصرف در داخل خانه
خریداری غذا و مصرف بیرون خانه
تمام غذاها با فرد مورد مطالعه، مصرف در داخل و یا در خارج از خانه، بدون توجه به جایی که آنها غذا خورده اند.
تعدادی از گروه های غذایی که شامل این امتیاز می شود
۱۲ گروه در HDDS (امتیاز تنوع غذایی خانواده): غلات و حبوبات، ریشه و غده سفید ، سبزیجات، میوه ها، گوشت، تخم مرغ، ماهی، حبوبات، آجیل و دانه ها، شیر، روغن و چربی، شیرینی، ادویه جات ترشی جات، ادویه و فلفل، نوشابه تاریخ و زمان آخرین دو گروه (شیرینی، ادویه جات، چاشنی ها و نوشابه ها) شاخص دسترسی اقتصادی به غذا ، می تواند کمک قابل توجهی به مصرف ریزمغذی ها کند.
۱۴ گروه درIDDS (امتیاز تنوع غذایی فردی): غلات، سبزیجات و غده غنی از ویتامین ، ریشه ها و غده های سفید، سبزیجات برگ سبز تیره، سبزیجات دیگر، میوه غنی از ویتامین A ، سایر میوه ها، انواع گوشت، تخم مرغ، ماهی، حبوبات، آجیل و دانه ها، شیر و محصولات لبنی ، روغن و چربی تاریخ و زمان آخرین دو گروه در پرسشنامه گنجانده شده است.
منبع: فائو ۲۰۱ ۳-۳- زمان اندازه گیری تنوع غذایی زمان مناسب برای اندازه گیری تنوع غذایی در خانواده ها و افراد به هدف بررسی و نظارت بر فعالیت بستگی دارد . جدول زیر توصیف سناریوهای مختلفی برای کمک به کاربران بالقوه برای برنامه ریزی است:
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
جدول ۳-۳- زمان اندازه گیری تنوع غذایی
هدف
تنظیم وقت و زمان گیری
ارزیابی رژیم غذایی معمول از خانواده ها / افراد
در مناطق روستایی، در جوامع کشاورزی
در جوامع غیر کشاورزی
هنگامی که مواد غذایی هنوز هم کافی است (ممکن است تا۴-۵ ماه پس از برداشت محصول اصلی باشد). نگاهی به تنوع رژیم غذایی در نقاط مختلف در چرخه کشاورزی یک راه برای بررسی فصلی از امنیت غذایی است.
هر زمان در طول سال (اگر “صورت فصلی” یک ضرورت نیست)
بررسی وضعیت امنیت غذایی در مناطق روستایی
در طول دوره در بزرگترین کمبود مواد غذایی، مانند قبل از برداشت و یا بلافاصله بعد از شرایط اضطراری و یا بلایای طبیعی.
بررسی وضعیت امنیت غذایی در جوامع غیر کشاورزی
در لحظه نگرانی برای شناسایی مکانی که ممکن است مشکل امنیتی مواد غذایی وجود داشته باشد. * همچنین ممکن است به عنوان پایه ای نظارت باشد.
مداخله
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[سه شنبه 1401-04-14] [ 04:20:00 ب.ظ ]
|
|
۲-۱-۴ – اقسام گناه گناهان در یک تقسیم بندی به صغیره و کبیره تقسیم می شوند و می توان آن را به بدنی و غیر بدنی نیز تقسیم کرد.البته هر نافرمانی و گناهی که در مقابل فردی بزرگ صورت گیرد، بزرگ است؛یعنی،گناه(اگرچه کوچک باشد)چون نافرمانی ازخداوند محسوب می شود،بزرگ است.لیکن منافات ندارد برخی از گناهان نسبت به بعضی دیگر بزرگ و کوچک باشند. خداونددر یک جا ازقول گناهکاران بیان می دارد:«…وَیَقُولُونَ یَا وَیْلَتَنَا مَالِ هَـٰذَا الْکِتَابِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَهً وَلَا کَبِیرَهً إِلَّا أَحْصَاهَا…[۳۸]». روایات بسیاری نیز این تقسیم بندی را بیان داشته اند.امـام صـادق (ع)دربـاره قـول خداى عزوجل«إِن تَجْتَنِبُواکَبَائِرَمَاتُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْعَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَنُدْخِلْکُم مُّدْخَلًا کَرِیمًا[۳۹]»فرمود:«گنـاهان کبیره آنهائیست که خداى عزوجل دوزخ را براى آنها واجب ساخته است»(کلینی ،۱۳۶۵،۲: ۲۷۶). گناهان بدنی وجسمی،گناهـانی هستندکه انسان با یکی ازاعضای بدن آن را انجام می دهـد؛ مثل: غیبت،زنا،دزدی،فحاشی و….گناهان غیر بدنی آنهایی هستند که آدمی دردل وضمیرخود آنها راانجاممی دهد؛مثل: حسد، کینه، بخل و… . در این که چه گناهانی جزو گناهان کبیره است، روایاتی بسیار روشنی در این مورد آمده است که گناهان کبیره رامشخصاًذکرمی کند؛البته بعضی ازروایات تعدادی ازگناهان را و روایات دیگر تعداد دیگری را ذکر کرده است. در روایتی ازامام صادق (ع)آمده است که حضرت فرمود:«آنهادرکتاب علی ـ علیه السّلام ـ هفت تا است (کلینی، ۱۳۶۵، ۲: ۲۷۷).لذا از این جا، مشـخص می شود،صـحت آن چه به ابن عباس نسبت می دهند که فرموده،گناهان کبیره به هفتصد نزدیک تر است تابه هفت؛ زیراگناهانی که که در کتاب وسنت معتبر وعده ی صریح یاضمنی عذاب برآن داده شده،بسیاراست واگر به طورتفصیل و جداگانه جمع آوری شود ازهفتصد هم می گذرد(دستغیب ،۱۳۸۸ج،۲: ۲۷۰). *بخش دوم؛تاثیر گناه برعمل انسان براساس دیدگاه دستغیب ۲-۲-۱-گناه وآثارآن دستغیب درمقدمه ی کتاب گناهان کبیره خود ابتدا آثارنیک تقوی را ازآیات واخباروخطبه ی نهج البلاغه برمی شمردوپس ازمتوجه ساختن خواننده به اهمیت تقوا، بیان می کند که تقوادارای مراتب متعددومختلفی است که نخستین مرتبه ی آن،ترک گناهان وانجام واجبات است واین مرتبه ی نخستین تقوا دارای دوجهت است:اول اکتساب طاعات وامتثال اوامر الهی وجهت دوم، دوری کردن از محرمات وترک نواهی پروردگار است؛ یعنی، از چیزهایی که بجا آوردنش موجب خشم وسخط اوست خودداری نمایدودر ادامه آن می فرماید: «کسی که طالب سعادت ومقام شامخ تقوی است،باید که جهت دوم تقوی را که پرهیز از محرمات وگناهان است، بیشتر اهمیت دهد.زیرا،اگرازمحرمات پرهیزکرد عمل خویش به هرکمی وکوچکی که باشد،پذیرفته واورا به خداوند نزدیک می گرداند(دستغیب،۱۳۸۸ج،۱: ۱۴-۱۳). عبادت حقیقی ترک گناه است واصل دین پرهیز از گناه است.ازگناه بپرهیزتا عابدترین وبا تقوا ترین مردم شوی واهتمام به عمل به تقوی داشته باش واز جزآن بپرهیز. به درستی که عملی که پذیرفته شود، کم نیست[۴۰]؛یعنی،اگراز گناه دوری کردی، عملت هرچند کم باشد،قبول است وعملی هم که قبول شد،از این نظر که پذیرفته شده ی رب العالمین است کم وکوچک نیست.بنابراین اهل ایمان بایدخیلی بترسندوزیاد مواظب خود باشندتا کارخیری که ازآنهاسرمی زندآنها رابه درجـات عـالی ومقـام قرب وجوارآل محمد علیهم السلام برسانـد. مبادا به واسـطه بجا آوردن گناهی،باطل وضایع شود.زهی خسران وزیانکاری که انسان به دست خویش سرمایه اش راهدر دهد»(دستغیب،۱۳۸۸ج،۱: ۱۶).
 «بایددانست بلاهایى که به گنهکاران مىرسدپاداش گناهانشان نیست،زیراعالم جزاء،پس ازمرگ است و به عبارت دیگر،دنیا تنها محل کشت و عمل است و آخرت،محل برداشت نتیجه و پاداش اعمال است و آنچه در دنیا به گنهکار مىرسد، آثار وضعى دنیوى اعمال است که گنهکار در همین دنیا به نکبت و آثار زشت کردارهاى ناروایش مبتلا مىشود؛مثلًا، شخص شرابخوار، عقوبت و جزاى این کارزشتش درآخرت است ودرهمین دنیاهم به نکبتهاى شرابخوارى که ازآن جمله است ؛ زیان هاى جسمى ونکبت فسادهایى که در عالم مستى از او سر مىزند، به او خواهد رسید» . خداوندمی فرماید:«وَمَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَن کَثِیر[۴۱]ٍ»؛ یعنی، بسیارى ازآثاروضعى گناهان رادردنیا از بندگانش دورمىداردوبه واسطه ی صدقه ،صله ی رحم ،دعاى مؤمن و توبه از آثارش درمىگذردو معلوم مىشود،مراد از عفو از بسیارى از گناهان در این آیه، عفو ازآثار وضعى دنیوى است، نه درعالم جزاء،زیراعفو از گناهان در آخرت ویژه ی اهل ایمان است؛یعنى، کسانى که با ایمان از دنیا رفتهاند،ولى عفو از آثار دنیوى گناه شامل حال غیر مؤمن هم مىشود؛ یعنى، به سبب صدقه و صله ی رحم،کافر هم ممکن است، از آثار گناه در دنیا برهد (دستغیب، ۱۳۸۹ب :۲۱۹-۲۲۰).دراینجا به پاره ای ازآثار گناه از منظر دستغیب اشاره می کنیم : ۲-۲-۱-۱-گناه اعمال نیک را هدر می دهد پاره ای از گناهان کبیره باطل کننده ی اعمال صالحه است. لذا پرهیز از گناه، مهمتر از اعمال صالحه است.امام صادق (ع)می فرماید: سعی وکوشش کنید در بجا آوردن اعمال صالحه واگرعمـل صا لح انجام نمی دهید،پس معصیت نکنید.هرآینه کسی که بنا می کند وخراب نمی کند، بنایش بالا می رودهرچند کم باشدوکسی که بنا می کندوخراب می کندبنایی ندارد[۴۲](دستغیب، ۱۳۸۸ج ،۱ : ۱۴). «درروزقیامت اقوامی هستند که باداشتن حسناتی مانندکوه های مکه،امرمی شود،ایشان را به آتش ببرند؛گفتند:یارسول الله(ص)آیانمازگزار بوده اند؟فرمود: آری نماز می خواندندوروزه می گرفتند وپاره ای از شب را به عبادت مشغول بودند،لکن هرگاه براینان چیزی از دنیا پیدا می شد،خود را برآن می افکندند؛یعنی رعایت جهت حلال وحرام رانمی کردند[۴۳].ونیزپیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:خـدای را ملکی است که هرشب بر بیت المقـدس ندادر می دهد:هرکس حرامی بخورد خـدا هیچ عملی راازاونمی پذیردنه واجب ونه مستحب[۴۴](دستغیب، ۱۳۸۸ج،۱ : ۱۵). ۲-۲-۱-۲-گناه مانع استجابت دعاست روزی گذار موسی علیه السلام به مردی از اصحابش که درحال سجده بود، افتاد.هنگامی که بازمی گشت،بازهمان شخص رادرحال سجده دید،فرمود:اگر حاجتت به دست من بود،هرآینه برآورده می کردم.خداوند به او وحی فرمود: که اگر آن قدر برای من سجده کندکه گردنش خردشـود،از اونمی پذیرم تا اینکه ازآن چه که ناخوشایند من است،روی گرداندو به آن چه مطلوب من است روی آورد[۴۵]؛یعنی،ازگناه پرهیزکندوعبادات رابجای آوردوگرنه گناه جلوی استجابت دعارامی گیرد(دستغیب، ۱۳۸۸ج،۱ : ۱۶). ۲-۲-۱-۳ – فردا ی قیامت بجای اشک خون می گریند «پیغمبراکرم(ص) دروصایای خودبه ابن مسعود می فرماید: گناه راکوچک مشماروازگناهان کبیره بپرهیز، چـون روزقـیامت وقتی بنده به گناهش می نگرد،ازچشما نش چـرک وخـون بیـرون می آید.خداونـد می فرماید: قیامت روزی است که هرکس وقتی عمل نیک وبد خود رانزد خودش حاضرمی یابد،آرزومی کندکه میان اووگناهانش مسافتی دور بود[۴۶]وازرسول اکرم صلی الله علیه وآله و سلم نیزروایت شده که بنده ای برای یک گناه ازگناهانش یکصد سال نگاه داشته می شود[۴۷](دستغیب، ۱۳۸۸ج،۱ : ۲۰). ۲-۲-۱-۴-گناه زیاد، ایمان را ازبین می برد «گناهان زیاد وتأخیر در توبه ،نورایمان را ازقلب بیرون می بردوانسان گناهکار مبتلا به ظلمت شک وتردید،بلکه انکارمی گرددوباهمین حال نیزمی میرد.مثل کسی که سم خورده وبه قدری آن سم اثر کرده که قبل از رسیدن طبیب هلاک می گردد،چرا که طبیب با انسان مرده نمی تواند کاری بکند . خداونددرسوره مبارکه روم می فرماید:«عاقبت کسانی که بد کردندومرتکب گناه شدند این است که تکذیب وانکارآیات ما نموده وبه آنها استهزاء نمایند[۴۸]»(دستغیب، ۱۳۸۸ج،۱ : ۲۰). بنابراین اگر کسی بی ایمان ازدنیا برود،هرچنداز اول عمرتا آخرعمرکارنیک ازاوسرزده باشد فایده ای ندارد،برای اینکه بی ایمان مردن، کارهای نیک را ضایع می کند.اگر کسی بگوید، مگرنه این است که قرآن می فرماید:«فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره»(زلزله/۷)اگرکسی هم وزن ذره ای نیکی کرد،پاداشش رامی بیند؛جواب این است که این شخصی که کافرمرده، به دست خودش عملش را ازبین برده، چون با کفربه خدا،باقی ماندن اجرورفتن به بهشت محال است .لذاخدای تعالی درهمین دنیا تلافی نیکی هایش را می کند؛یعنی، ممکن است آسان جان دهد یا مریض نشودیا اگرشد، زود خوب شود وضزر مادی به اونرسد وغیره. نص قرآن مجید است که :«وَالَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا وَلِقَاءِ الْآخِرَهِ حَبِطَتْ أَعْمَا لُهُم هَلْ یُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ[۴۹]»(دستغیب، ۱۳۹۰ب: ۱۴۶-۱۴۷). ۲-۲-۱-۵-گناه،دل را سیاه می کند حضرت باقر(ع)می فرماید:نیست، بنده ای مگراین که در قلبش نقطه سفیدی است. هرگاه گناهی کند،نقطه سیاهی ازآن سفیدی بیرون می آید.اگر توبه کند،آن سیاهی برطرف می شودواگر در گناه فرورود وادامه دهد، سیاهی قلب زیاد می شودتا اینکه تمام سفیدی قلب رامی گیرد.هرگاه چنین شد،صاحب چنین قلبی هیچ وقت رجوع به خیرنخواهد کرد.این است معنی فرمایش پروردگارعالم که می فرماید:«نه چنین است،بلکه غلبه کرده وبردل های ایشان زنگ هانهاده،آنچه راکه انجام داده اند[۵۰]» (دستغیب، ۱۳۸۸ج، ۱ : ۲۱). ۲-۲-۱-۶ – موعظه را بی اثر می کند دل انسان گناهکاربه سبب ظلمت گناه زنگ می زندوتاریک می شود.لذاجهت دیدن ومعرفت حق برایش پوشیده می گرددوراه خیروقبول کردن نصیحت بردلش مسدودمی شود.حضرت صادق (ع) می فرماید:«کسی که اراده گناهی کرد،پس آن رابجانیاورد؛به درستی که بنده ای گناهی می کندو خدااورامی بیند،می فرمایدبه عزت وجلال خودم سوگند،پس ازاین توراهرگزنمی آمرزم[۵۱]؛یعنی،به سبب این گناه ازالطاف حق محروم می گرددوموفق به توبه نمی شودوآمرزیده نمی گردد».علامه مجلسی رحمه الله درشرح این حدیث می فرماید:«دراین فرمایش امام علیه السلام امر به ترسیدن ازتمام گناهان است زیرا هرگناهی محتمل است ازاین قسم ها باشد»(دستغیب، ۱۳۸۸ج، ۱ : ۲۲-۲۱). ۲-۲-۲-تقسیم گناه به صغیره وکبیره دستغیب گناه رابه دوقسم تقسیم می کند:۱.کبیره؛ ۲.صغیره ودراین رابطه می فرماید :«اگر کسی از گناهان کبیره پرهیز نماید، گناهان صغیره اش مورد مواخذه نخواهد بودوخدای تعالی به فضلش آنهارامی آمرزد»(دستغیب،۱۳۸۸ج،۱: ۱۷).خداونددر سوره نساءمی فرماید:«اگرازگناهان بزرگی که نهی کرده شده اید،دوری کنید،گناهان شمارادرگذریم واجتنابتان رااز گناهان کبیره کفاره گناهان صغیره قراردهیم وشمارادرجای بزرگ وشریفی که بهشت است درآوریم[۵۲]». بنابراین اگراز کسی گناه کبیره سرزندوتوبه ننماید،فاسق است ونمی توان درنماز به او اقتدا کردو شهادتش نیزپذیرفته نمی شودوپس ازمرگ هم مستحق عقوبت می گردد؛مگراین که فضل الهی شامل حالش شودکه شفاعت محمدوآل محمدازآن جمله است.چنان که خودپیامبر(ص)می فرماید:«که شفاعتم رابرای صاحبان گناهان کبیره ازامتم ذخیره کرده ام[۵۳]»ونیزمی فرماید«:شفاعت من برای صاحبان گناهان کبیره ازامتم می باشد،امانیکوکاران؛یعنی،ترک کنندگان کبائر،برایشان راه مؤاخذه نیست[۵۴]». (دستغیب ، ۱۳۸۸ج، ۱ :۱۷- ۱۸). ۲-۲-۳- معیارگناه صغیره و کبیره دستغیب دررابطه ی بامعنای گناه کبیره،مرادازآن ،معیارصغیره وکبیره به اقوال مختلف علما دراین باره اشاره می کند.سپس قول جامع در این مساله، فرمایش مرحوم سید[۵۵] در عروه الوثقی راکه موافق باتحقیق وتصویب نوع علماءاعلام ومراجع تقلید است،مطرح می کندکه ایشان برای تعیین گناه کبیره چهار شیوه را بیان می نماید. ۲-۲-۳-۱- هر گناهی که در قرآن وحدیث بر کبیره بودن آن تصریح شده باشد، گناه کبیره است که این قسم متجاوز از چهل گناه است که در اخبار اهلبیت (ع) به آن تصریح شده است. ۲-۲-۳-۲– هر معصیتی که درقرآن مجید یا سنت معتبر وعده آتش برارتکاب آن به طورصریح رسیده باشد.[۵۶]یا اینکه ضمناً باشد.مثل: فرمایش پیغمبر(ص)که می فرماید :« من ترک الصلوه متعمدا فقد برئت منه مله الاسلام[۵۷]»که وعده عـذاب دراین روایت به کنایه است،نه به صراحت ودلیـل این مطلب روایات کثیره ای است که حضرت باقروحضرت صادق علیهما السلام فرموده اند:«گناه کبیره هر گناهی است که خدای تعا لی وعده آتش برآن داده باشد[۵۸]». ۲-۲-۳-۳– هر گناهی که در قرآن یا سنت معتبراز گناهی که کبیره بودنش مسلم است، بزرگتر شمرده شود،آن هم کبیره است؛بعنوان مثال،قتل نفس ازجمله گناهانی است که کبیره بودنش به دو طریق گذشته ثابت گردیده است ودرحدیث صحصح ابن محبوب به کبیره بودنش تصریح شده ونیز، اگردرقرآن مجید یا سنّتی که معتبر است، تصریح شودکه فلان گناه ازقتل نفس بزرگتر است،آن گناه هم کبیره می شود؛مانند فتنه کردن که خداونددرقرآن مجید آن را از قتل بزرگترمی داند؛«وَالْفِتْنَهُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ[۵۹]»..بنابراین به طوریقین،فتنه هم ازگناهان کبیره است(دستغیب،۱۳۸۸ج،۱ :۳۱-۳۲). ۲-۳-۳-۴- هرگناهی که نزد متدینین ومتشرعین بزرگ شمرده شود؛به طوری که یقین حاصل شودکه بزرگی آن به زمان معصوم(ع) برمیگردد،مانند:نجس نمودن مسجدازروی علم وعمد وبه قصد هتک حرمت خانه خدا،پرتاب کردن وانداختن قرآن مجیدبه قصد هتک آن و…( دستغیب، ۱۳۸۸ج ،۱: ۳۳) . «خلاصه ازمجموع نصوص کثیره خصوصاًصحیفه عبدالعظیم[۶۰](ع)مشخص می شودهر گناهی که درقرآن مجید یا سنت معتبرازرسول خدا(ص)یا ائمه (ع)وعده آتش برآن گناه داده شده، کبیره است؛خواه صریحاًوبدون واسطه ماننددرآتش بودن تارک الصلوه[۶۱]یاباواسطه مثل اینکه گفته شود،تارک الصلوه مشرک است و مشرک هم در آتش جهنم است[۶۲] وهمچنین خواه وعده صریح آتش برعمل به آن[۶۳] یاوعده ضمنی به آن داده شود.مانند فرمایش پیغمبر اکرم(ص): کسی که نمازرا عمداًترک کند، ازپناه خداورسولش بیرون است[۶۴] که مشخص است،این جمله کنایه ازعذاب وهلاکت همیشگی تارک الصلوه می باشد.چنانکه عبدالعظیم در صحیفه خودهمین حدیث راشاهد بر کبیره بودن ترک نماز قرارداده است»( دستغیب، ۱۳۸۸ج، ۲: ۲۷۱). ۲-۲-۴-عوامل تبدیل صغیره به کبیره دستغیب پس ازبیان معیار کبیره وصغیره چند موردراازعوامل تبدیل صغیره به کبیره می داند از آن جمله است: ۲-۲-۴-۱- تکرار گناه ابتلابه تکرارصغیره موجب کبیره شدن آن می شود،چون تبدیل گناه صغیره به کبیره دراثرتکرارو اصرار برآن مسلم وقطعی است(دستغیب، ۱۳۸۸ج، ۱ : ۳۵). ایشان به روایتی اشاره می نماید که حضرت صادق (ع)در آن می فرماید: «گناه صغیرهاى که بر آن اصرار شود، دیگر صغیره نیست؛ بلکه کبیره است. همانطور گناه کبیرهاى که از آن پشیمانى حاصل شودوعزم برترک آن داشته باشد،دیگرکبیره نیست؛یعنى،عقاب وعذاب ازآن ساقط مىشود[۶۵]». ابو بصیر به نقل از حضرت صادق مىفرماید: «به خدا قسم که خداوند چیزى را ازعبادت و طاعت بنده نمىپذیرد،درحالىکه آن بنده، بر چیزى از گناهان مصرباشد[۶۶]» که دلالت این دو حدیث بر کبیره بودن اصرار،کاملا مشخص است،زیرا گناه صغیرهاى که به واسطه ترک کبائروانجام واجبات، آمرزیده شده است[۶۷]، چگونه مانع پذیرفته شدن طاعات وعبادات مىگردد؟ پس معلوم مىشود،اصرار بر گناه، خود کبیره است که سبب پذیرفته نشدن سایر عبادات است» (دستغیب، ۱۳۸۸ج، ۲ :۲۵۹-۲۵۸).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲ـ۲ـ۱. قید متصل و انواع آن هرگاه قیدی همراه لفظ مطلق و بدون واسطه ذکر شود و مفهوم مستقلی نداشته باشد بلکه هر دو لفظ یا عبارت با هم یک جزء از کلام را تشکیل دهند، آن را قید متصل گویند. قید متصل دارای انواع مختلفی است که مهمترین آنها عبارتاند از:
-
- ۱. قید صفت؛ مانند: عقد لازم، نماز واجب و یا مانند اقرار کتبی در ماده ۱۲۸۰ ق. م. که میگوید: «اقرار کتبی در حکم اقرار شفاهی است».
-
- ۲. به صورت مضاف الیه؛ مانند: حریم چاه، نماز ظهر، و یا مثل اقرار سفیه در ماده ۱۲۶۳ ق. م. بدین بیان: «اقرار سفیه در امور مالی مؤثر نیست».
-
- به صورت متمم؛ مانند: «با اذن حاکم» در ماده ۲۸ق. م.: «اموال مجهول المالک با اذن حاکم یا مأذون از قِبَل او به مصارف فقرا میرسد».
-
- به صورت شرط؛ مانند ماده ۷۰ ق. م.: «اگر وقف بر موجود و معدوم معاً واقع شود، نسبت به سهم موجود صحیح و نسبت به سهم معدوم باطل است».
-
- به صورت استثنا؛ مانند اصل ۶۰ ق. ا. که مقرر میدارد: «اعمال قوه مجریه جز در اموری که در قانون مستقیماً بر عهده رهبری گذارده شده، از طریق رئیس جمهور و وزرا است».
-
- به صورت قید زمان؛مانند ماده ۱۱۱۰ ق. م. که بیان شده است: «در ایام عده وفات، مخارج زندگی زوجه عندالمطالبه از اموال اقاربی که پرداخت نفقه به عهده آنان است، تامین میگردد».
-
- به صورت قید مکان؛مانند اصل ۵۳ ق. ا. که مقرر شده است: «کلیه دریافتهای دولت در حسابهای خزانهداری کل متمرکز میشود و همه پرداختها در حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون انجام میگیرد».
-
-
- به صورت قید کیفیت؛ مانند ماده ۱۰۹۱ ق. م. که چنین میگوید: «برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود».
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
-
- به صورت قید انحصار؛ مانند ماده ۵۸ ق. م. که مقرر میدارد: «فقط وقف مالی جایز است که با بقاء عین بتوان از آن منتفع شد اعم از اینکه منقول باشد. یا غیر منقول، مشاع باشد یا مفروز».
نکته: در مواردی ممکن است هر یک از قیود بالا در یک عبارت جمع شوند؛ مثلاً در آیه: «ما محمد الّا رسول»[۴۴] علاوه بر استثنا، محصور بودن را نیز شامل میشود. ۲ـ۲ـ۲. قید منفصل قیدی است که در کلامی مستقل ذکر شود، به گونهای که جزئی از کلام مطلق محسوب نشود. برای مثال، اگر لفظ مطلقی در قرآن کریم وارد و در روایات به قید آن تصریح شده باشد و یا اگر لفظ مطلق در یک ماده قانونی، و قید آن در ماده یا قانون دیگر آمده باشد، در چنین مواردی قید را «قید منفصل» مینامند.[۴۵] مانند ماده ۱۲۷۵ ق. م. که مقرّر میدارد: «هر کس اقرار به حقی برای غیر کند ملزم به اقرار خود خواهد بود»؛ در حالیکه در ماده ۱۲۶۸ همان قانون آمده است: «اقرار معلق، مؤثر نیست». همچنین در ماده ۱۲۶۹ این قانون بیان شده است: «اقرار به امری که عقلاً یا عادتاً ممکن نباشد و یا بر حسب قانون صحیح نیست اثری ندارد». دو ماده مذکور، قید منفصل برای لفظ «اقرار» که دارای اطلاق میباشد، محسوب میشوند. مثال دیگر اینکه در ماده ۴۶۷ ق. م. آمده است: «مورد اجاره ممکن است اشیاء یا حیوان یا انسان باشد». در اینجا هر یک از الفاظ، اشیا، حیوان و انسان دارای اطلاق میباشند. ولی در ماده ۴۷۰ این قانون بیان شده است: «درصحت اجاره، قدرت بر تسلیم عین مستأجره شرط است» و یا در ماده ۴۷۱ همان قانون مقرّر شده است: «برای صحت اجاره باید انتفاع از عین مستأجره با بقای اصل آن ممکن باشد». دو ماده اخیر قید منفصل برای لفظ «اشیا» در ماده فوق، به شمار میآیند. ۲ـ۳. الفاظ مطلق از جمله مباحثی که علمای اصول در ضمن مباحث خود به آن پرداختهاند، الفاظی است که از آنها میتوان استفاده اطلاق نمود. در مجموع، آنچه که میتواند مطلق یا مقید واقع شود، عبارت است از: اسم، اعم از نکره و معرفه، جزئی و کلی، اسم جنس و اسم شخص، مفرد و جمع. مثلاً در ماده ۳۸ ق. م. که مقرر شده است: «مالکیت زمین مستلزم مالکیت فضای محاذی آن است…»، کلمه زمین مطلق است و شامل هر گونه زمین اعم از مسکونی و غیر مسکونی، زراعتی یا غیر زراعتی میشود؛ و کلمهای است نکره، کلی، اسم جنس و مفرد. در ماده ۸۷۲ ق. م. که میگوید: «اموال غائب مفقود الاثر تقسیم نمیشود…»، کلمه اموال جمع، اسم جنس، کلی و نکره است. یا در ماده ۱۰۴۳ ق. م.: «نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه پدر یا جد پدری اوست»، کلمه «نکاح» اسمی است مفرد و نکره و در عین حال مقید به قید «دختر باکره»، و در اصل ۱۸ ق. ا.: «پرچم رسمی ایران به رنگهای سبز و سفید و سرخ با علامت جمهوری اسلامی و شعار (الله اکبر) است»، «پرچم رسمی» اسمی است معرفه، جزئی، اسم شخص و مفرد، که مقید به کلمه ایران شده است. همان طور که قبلاً بیان شد، جمله نیز مانند مفردات میتواند مطلق یا مقید شود؛ مانند صیغه امر که نسبت به نحوه وجوب عینی، تعیینی و نفسی اطلاق دارد. همچنین عام نیز میتواند مطلق یا مقید واقع شود و عام و خاص هرچند بحثی مستقل از بحث مطلق و مقید است ولی نباید پنداشت که این عناوین نمیتوانند با هم جمع شوند؛ برعکس، عام میتواند مطلق یا مقید باشد. اینها اوصاف و عوارض کلمه و کلامند و خود با هم قابل جمع میباشند و نسبت بین آنها عموم و خصوص من وجه است. مثلاً در ماده ۱۷ ق. م. بیان شده است: «… به طور کلی هر مال منقول که برای استفاده از عمل زراعت لازم، و مالک، آن را به این امر تخصیص داده باشد…، در حکم غیر منقول است…». در این ماده، جمله «هر مال منقول» عام میباشد و مقید به قید «که برای استفاده…» شده است. ولی عام مذکور در ماده ۳۰ ق. م.: «هر مالکی نسبت به مایملک خود حق همه گونه تصرف و انتفاع دارد…»، مقید به قیدی نشده و مطلق است[۴۶]. در مثالهای پیشین نیز مطلقهایی داشتیم که عام نبودند. در ذیل به مهمترین الفاظ مطلقی که علمای اصول به بررسی آنها پرداختهاند اشاره میشود. این الفاظ عبارتند از: اسم جنس، علم جنس، مفرد محلی به «لام» و نکره. ۲ـ۳ـ۱. اسم جنس جنس همان ماهیت یا به عبارتی، کلی طبیعی است و اسم جنس لفظی است که در مقابل جنس (کلی طبیعی یا ماهیت مهمله)[۴۷] وضع شده و اسمی است که در جمله به عنوان نمایندهای از افراد همجنس خودش به کار رود و برای دلالت بر یک ماهیت وضع شده و شامل همه افراد آن ماهیت میشود؛ مثلاً لفظ «انسان» برای ذات و ماهیت انسان وضع شده و ویژگیها و صفات مختلف انسانها (مانند: رنگ، زبان و…) در آن لحاظ نشده است؛ به همین جهت شامل همه مصادیق انسان میشود. نکتهای که باید در اینجا توجه داشت این است که مراد از جنس در اسم جنس، معنای منطقی آن، که در مقابل نوع میآید نیست، بلکه مراد از آن هر چیزی است که در مقابل عَلَم شخصی قرار میگیرد، چه جنس باشد و چه نوع و چه صنف و جوهر، عرض و امور اعتباری را در بر میگیرد.[۴۸] اسم جنس در مواردی که به صورت مفرد به کار میرود، مفید اطلاق است و اگر به صورت جمع استعمال شود، مفید عموم است نه اطلاق؛ هرچند در زبان عربی برخی[۴۹] بر این عقیدهاند که جمع نکره افاده اطلاق میکند، ولی جمع معرفه با (ال) مفید عموم است. مانند: اکرم رجالاً، که اطلاق دارد و شامل گروه های مختلفی از مردان میشود: مثلاً کلمه «دیون» در ماده ۲۰ ق. م. بالوضع مفید عموم است و به معنای اعم آن از قبیل: قرض، مال الاجاره، ثمنِ مبیع و… میباشد. برای تشخیص اسم جنس باید دانست که اسم جنس هیچ نشانهای ندارد و تنها به وسیله مفهوم جمله میتوان به وجود آن پی برد. و در این مفهوم باید شمول و گستردگی فهمیده شود و اگر اسم جنس در مورد فرد مشخص و معیّنی به کار رود، اطلاق نخواهد داشت. اسم جنس به دو صورت معرفه و نکره به کار میرود:
-
- اسم جنس معرفه؛ مانند ماده ۱۱۱۸ ق. م. که مقرر داشته است: «زن مستقلاً میتواند در دارایی خود هر تصرفی را که میخواهد بکند». کلمه «زن» لفظ مفرد و معرفهای است که شامل همه مصادیق زن میشود.
-
- اسم جنس نکره: مانند کلمه «مردی» در ماده ۹۴۵ ق. م. که میگوید: «اگر مردی در حال مرض زنی را عقد کند و در همان مرض قبل از دخول بمیرد زن از او ارث نمیبرد…».
لازم به یادآوری است که قرار گرفتن نکره در سیاق نفی (در کلام منفی) از الفاظ عموم محسوب میشود؛[۵۰] بنابراین اگر اسم جنس نکره در کلام منفی (نهی یا نفی) واقع شود، از آن استفاده عموم میشود نه اطلاق؛ مانند ماده ۱۵۴ ق. م. که میگوید: «کسی نمیتواند از ملک غیر آب به ملک خود ببرد بدون اذن مالک، اگر چه راه دیگری نداشته باشد». لفظ «کسی» در ماده فوق نکره مفردی است که در کلام منفی واقع شده و افاده عموم مینماید نه اطلاق. ۲ـ۳ـ۲. علم جنس لفظی است که برای طبیعت و ماهیت به لحاظ حضور و تعیّن یافتن آن در ذهن وضع شده است. مانند لفظ «اسامه» که برای ماهیت اسد به قید معهود بودن آن در ذهن وضع گردیده است. نیز مانند: «ثعاله» که علم برای جنس «ثعلب» میباشد. به بیان دیگر در علم جنس، آن ماهیتی موضوعٌله است که در ذهن حضور و تعیّن دارد؛ ولی در اسم جنس، ماهیت، بدون قید تعیّن وضع شده است. و به خاطر همین تعیّن، با آن معامله معرفه میشود. این قول مشهوری بود که علما نقل کردهاند.[۵۱] در مقابل، قول غیر مشهوری نیز وجود دارد که علم جنس و اسم جنس را در واقع یکی میدانند و بر تعیّن ذهنی، اشکال میکنند و این فرق را نمیپذیرند و میگویند: اگر تعیّن ذهنی جزء موضوعله باشد، لازمهاش این است که موضوعله، کلی عقلی باشد که موطن آن ذهن است، در نتیجه بر مصادیق خارجیه صدق نخواهد کرد؛ پس بین علم جنس و اسم جنس از لحاظ معنی هیچ فرقی وجود ندارد و هر دو برای ماهیت مهمله وضع شدهاند نه برای متعین ذهنی. اما اینکه با علم جنس معامله معرفه میشود به سبب تعیّن نیست بلکه تعریف، لفظی است، همانطور که با بعضی از الفاظ، معامله تأنیث میشود، در حالیکه مونث حقیقی نیستند؛ مانند: ید، رجل، اذن و عین. با علم جنس نیز اگر معامله معرفه میشود، لفظی است، بدون آنکه معرفه باشد.[۵۲] ۲ـ۳ـ۲ـ۱. تحقیق مطلب به نظر میرسد بین علم جنس و اسم جنس در معنا و مفهوم تفاوت وجود دارد و به خاطر همین تفاوت در مفهوم یکی معرفه است و دیگری نکره. و حقیقتاً در مقام وضع، تعیّن وجود داشته و این تعریف بر اساس تعیّنش میباشد و محذوراتی که برخی از علما بیان کردهاند مطرح نیست؛ چرا که ملاک معرفه بودن تنها یک چیز است و آن تعیّن مدلول لفظ به حسب مفهوم آن یا در خارج یا در ذهن میباشد. تفاوت اسامه که علم جنس است با اسد که اسم جنس میباشد، در این است که اسد دلالت بر ذات میکند و دلالت بر متعیّن نمیکند ولی علم جنس حتماً دلالت بر متعیّن دارد اما نه متعیّن خارجی بلکه بر متعیّن ذهنی دلالت میکند. اینکه گفته شد علم جنس وضع بر متعیّن ذهنی شده است، مقصود این نیست که تعیّن ذهنی جزء معنای موضوعله است تا لازمهاش، اشکال فوق باشد؛ در حالیکه این متعیّن ذهنی طریق به خارج است هر چند خودش یک وجود مستقل دارد، اما این وجود مستقل که وجود ذهنی است، یک وجود طریقی و آئینهای برای وجود خارجی میباشد. پس موضوعله، بر حسب حقیقت همان امر خارجی است و این تعیّن ذهنی یک طریق به خارج خواهد بود. و این تعیّن ذهنی در ماهیت لحاظ میشود ولی جزء موضوعله نیست و در واقع عَلم جنس مانند ضمایر است و دلیل معرفه بودن ضمایر نیز به خاطر دالّ بر یک متعیّن است وآن تعیّن میتواند یک امر کلی باشد و این ضمایر در ذات خود و به حسب وضعش دال بر یک متعیّن است نه اینکه نزد شنونده یا متکلم متعیّن باشد. در نتیجه همان تعیّنی که در ضمایر وجود دارد و آنها را معرفه کرده است همان تعیّن در علم جنس وجود دارد و سبب تعریف آن میشود. بنابراین تفاوت اسم جنس و علم جنس از نظر موضوعله این است که اسم جنس برای ذات ماهیت بدون هیچ قید و شرطی، حتی قید «لابشرطی» وضع شده است ولی موضوعله علم جنس، نفس ماهیت – بما هوهو – نیست بلکه قیدی هم، ضمیمه آن میباشد؛ که عبارت است از تعیین داشتن و مشخص بودن آن ماهیت، اما نه به تعیین خارجی بلکه با تعیین در ذهن و از طریق توجه ذهن به آن. تفاوت دیگر آن است که اسم جنس، معرفه نیست اما علم جنس معرفه است و احکام معرفه بر آن مترتّب میشود. ۲ـ۳ـ۳. مفرد محلّی به «ال» لفظ سومی را که علمای اصول به عنوان الفاظ مطلق بیان میکنند مفردی است که دارای الف و لام باشد. در این مقام به مشهور علمای ادب نسبت میدهند[۵۳] که، «لام» برای تعریف و تعیین وضع شده و به عبارتی موضوعٌله «لام»، تعریف و تعیین است. مفرد معرَّف به لام دارای چند قسم است:
-
- معرَّف به لام جنس؛ مانند: «الرجل خیر من المَرءَه». در این مثال الف و لام در «الرجل» و «المرءه» برای جنس است و به افراد و مصادیق نظر ندارد؛ چرا که مسلماً در خارج بعضی از افراد زن از افراد مرد بهتر هستند. نیز مانند: «الحَمد لله ربّ العالمین»، که الف و لام جنس است؛ یعنی جنس حمد از هر کس و به هر وجهی که صادر شود مخصوص خداست.
-
- معرّف به لام استغراق؛ مانند: «اِنّ الانسانَ لَفی خُسر الّا الَذین آمنوا…».[۵۴]در این آیه شریفه، الف و لام «الانسان» برای استغراق است؛ یعنی تمام انسانها در خسرانند و به جنس آنها نظر ندارد و عموم افراد و مصادیق لحاظ میشود.
-
- معرّف به لام عهد؛که این قسم به سه صورت است:
الف: معرّف به لام عهد ذکری: مانند: «اَرسلنا الی فرعونَ رسولاً فعَصی فرعونُ الرسولَ».[۵۵] در این آیه شریفه الف و لام «الرسول» برای عهد ذکری است؛ یعنی دلالت میکند که قبلاً کلمه «رسول» ذکر شده است و «الرسول» اشاره به همان مذکور قبلی است . ب: معرّف به لام عهد حضوری: مانند: «اَغلق البابَ». در این مثال الف و لام برای عهد حضوری است؛ یعنی دلالت میکند شخص مخاطب مثلاً قبلاً وارد خانه شده و درب را باز کرده و «الباب» اشاره به این است که همین درب را که باز کردی، ببند. البته این لام نیازمند قرینه در مقام تخاطب است. ج: معرّف به لام عهد ذهنی: مانند: «اُدخل السوقَ» که الف و لام در «السوق» برای عهد ذهنی است؛ یعنی دلالت میکند که «سوق» در ذهن مخاطب معهود و معلوم بوده ولی غیر متعیّن است؛ و «السوق» اشاره به همان چیزی است که در ذهن مخاطب معلوم میباشد؛ اما فرد معینی از آن قصد نشده است. بنابراین مفرد محلّی به الف و لام به معنای ماهیتی است که الف و لام تعریف بر آن وارد میشود و تفاوتی که با اسم جنس دارد این است که در اسم جنس تعیّن وجود ندارد؛ ولی در مفرد محلّی به الف و لام بنابر نظر مشهور، غیر از عهد ذهنی تعیّن وجود دارد.[۵۶] صاحب کفایه[۵۷] نظر مشهور را رد میکند و تقسیمات فوق را نمیپذیرد و میگوید چنین نیست که مدخول لام معنای متفاوتی داشته باشد؛ بدین سبب که مدخول لام که ذات است اوضاع متفاوتی ندارد؛ بلکه مفهوم واحد دارد و اینکه خصوصیت جنس و عهد و شمول از آن استفاده میشود از باب دلالت مدخول نیست؛ بلکه از باب دلالت امری خارج از مدخول است و این تفاوت از جای دیگر و از قرائن فهمیده میشود. بنابراین دخول لام بر کلمات که باعث هیچ تغییری در معنای مدخولش نشود، نشان دهنده آن است که لام هیچ معنایی ندارد و فقط برای تزیین است. مانند: «الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه». لذا این لام مطلقاً برای تزیین کلام است و هیچ مفادی ندارد و اگر بگوییم لام وضع برای تعیین شده، حرف اشتباهی است. نهایتاً، تعریفی که در معرف به الف و لام وجود دارد تعریف لفظی است، نه تعریف حقیقی. در نتیجه آخوند خراسانی، دلالت مفرد محلّی به الف و لام را به عنوان یکی دیگر از الفاظ مطلق نمیپذیرد و بر این عقیده است که مفرد محلّی به الف و لام، با اسم جنس یکی است و تفاوتی ندارد. ۲ـ۳ـ۳ـ۱. حکم جمع معرّف به «ال» مشهور این است که جمع محلّی به الف و لام از الفاظی است که دلالت بر عموم و استغراق میکند.[۵۸] مانند: «اوفوا بالعقود» که «العقود» جمع محلّی به لام است و دلالت بر عموم دارد، ولی مدخول لام به تنهایی (عقود) دلالت بر استغراق ندارد و فقط مفهوم جمع را میرساند و برای افاده استغراق در جمع محلّی به الف و لام از همان بیان گذشته استفاده میشود که لام برای تعریف و تعیین وضع شده و موضوعله لام، اشاره به متعیّن است و هرگاه این لام بر سر جمع آید دلالت بر عموم دارد. با این توضیح که، جمع دارای مراتبی است که اقل مراتب آن سه تا میباشد و همین طور بالا میرود و بر هر مرتبهای جمع صدق میکند و چون در میان مراتب جمع هیچ مرتبهای غیر از استغراق متعیّن نیست، پس به حسب واقع تعیّن دارد. و از این طریق میگویند جمع محلّی به لام افاده استغراق میکند.[۵۹] صاحب کفایه همچنین بر مشهور اشکال کرده و میگوید: لام در جمع محلّی به لام به معنای تعیین نیست. چون تعیین اگر بخواهد به معنای شمول و عموم باشد، در حقیقت تعیّن ندارد؛ زیرا اقل مراتب هم تعیین دارد. و چون قضیه مردد بین این تعیین و آن تعیین است، نتیجهاش عدم تعیین میباشد و تنها تعیینی که در اسماء اجناس قابل تصور است، تعین ذهنی است؛ و چون دچار محذوراتی بود، پس مفاد لام نمیتواند تعیین باشد. سپس میگوید در مثل جمع محلّی به لام یا باید گفت مجموع کلمه به قید مجموع، یک مفهوم دارد که همان شمول باشد؛ یعنی مجموع الف و لام و مدخول آن برای افاده عموم وضع شده نه هر کدام به تنهایی. و یا اینکه به ناچار باید گفت که الف و لام بدون اینکه دلالتی بر تعیین داشته باشد، بر استغراق دلالت دارد و دلالتی بر تعریف ندارد. و در نتیجه الف و لام فقط سبب تعریف لفظی مدخولش میشود و برای تزیین است.[۶۰] اما برخی از اصولیان،[۶۱] در جواب ایشان میگویند که اقل مراتب هر چند از نظر تعداد تعیّن دارد، اما از نظر تطبیق تعیّن ندارد. در حالیکه معنای شمول و عموم تعیّن دارد. و مراد مشهور از تعیین، تعیین به حسب دلالت نیست بلکه به حسب واقع است. ۲ـ۳ـ۳ـ۲. تحقیق مطلب ظاهر این است که مفرد محلّی به لام از الفاظ مطلق میباشد و لام برای تعیین وضع شده، نه آنچنان که آخوند اعتقاد دارد که هر الف و لامی برای تزیین است؛ چرا که هیچ یک از ادبا نمیگویند که الف و لام در «الحسن» و «الانسان»، یکی است. و نیز بعید است که الف و لام وجود و عدمش یکسان باشد؛ زیرا هر جایی الف ولام تزیین آورده نمیشود؛ بلکه در ادبیات در مواردی که بخواهند اشاره کنند که مدخول لام از وصفیت به عَلمیت نقل داده شده است، الف و لام تزیین آورده میشود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
واژهی نیاز ابتدا در مباحث روانشناسی در اوایل دههی ۱۹۳۰ به کار گرفته شده و منظور از آن متغیر انگیزاننده بود که باعث رفتار خاصی در فرد میشد، به عبارت دیگر نیاز عبارت است از یک خواست که باعث رها شدن انرژی میگردد نیرویی ایجاد میکند که برای نیل به هدف خاصی رفتار ویژهای را موجب میشود (داودی، ۱۳۹۱).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
از آنجا که نیازهای بشر همه روزه با توجه به تحولات منطقهای و حتی جهانی، دچار تغیر میشود و پاسخگویی به همهی نیازهای در حال تغیر و متنوع، با توجه منابع محدود میسر نیست، شناسایی نیازهای پژوهشی بالقوه و تعیین اولویت در بین پروژه های مختلف تحقیقاتی ضرورت مییابد (کانل[۲۷]، ۲۰۰۴). انسان موجودی است که دارای نیازهای گوناگون و متعددی میباشد. نیاز است که انسان را به فعالیت برمیانگیزد. نیاز انگیزه را که نوعی متحرک درونی است به وجود میآورد و انگیزه نیز به نوبه خود انسان را وادار به فعالیت و بروز رفتاری مینماید. بنابراین انگیزه بدین سبب در انسان ایجاد میشود که انسان را در جهت کاهش و نهایتاً در نیاز به فعالیت وامیدارد. پس نیاز علیت ظهور انگیزه است و انگیزه هم علیت بروز رفتار کامیابی نیاز رفتار انگیزه خواست ناکامی شکل (۲-۴) تقدم و تأخر نیاز (الوانی، ۱۳۴۵). خواست و انگیزه در بعضی از تعاریف با کمی اغماض و نیاز و انگیزه را از جهت نتیجهای که از هر دو حاصل میشود یکی دانستهاند، ولی دقیقاٌ نمیتوان نیاز را یکی دانست بلکه اساس انگیزش نیاز است. و انگیزه حاصلی از نیاز میباشد. نیاز در فرد ایجاد تنش مینماید و شخص برانگیخته میشود و اعمال برای کاهش تنش انجام میشود (الوانی، ۱۳۴۵). در تعریف دیگری، نیازها را تمایلات نسبتاً ثابتی در افراد دانستهاند که میتواند رفتار آنها را در جهتی خاص موجب گردد. کودک با نیازهای نسبتاً ثابتی پا به عرصه وجود میگذارد که بیشتر نهفته در تغییرات داخلی بدن اوست و هر چه بزرگتر میشود تحت تأثیر محرکهای خارجی، احتیاجات و نیازهای او گستردهتر میشود (لی[۲۸]، ۱۹۵۴). هنری الکساندر موری[۲۹] تعریف کاملی از نیاز کرده است. وی نیاز را این چنین تعریف میکند:«نیاز عبارت است از نیروی که از ذهنیات و ادراک آدمی سرچشمه میگیرد و اندیشه و عمل را چنان تنظیم میکند که فرد به انجام رفتاری میپردازد تا وضع نامطلوبی را در جهتی معیین تغییر دهد و حالت ناارضایی را به ارضا تبدیل کند» (رحیمی نیک، ۱۳۷۴). ۲-۱۱. نیازسنجی سابقهی نیازسنجی به زمان جنگ جهانی دوم (۱۹۴۶) برمیگردد. زمانی که جامعهشناسان و پژوهشگران علوم سیاسی در آمریکا بهطور رسمی به استفاده از نیازسنجی روی آوردند. آنان به خوبی آگاه بودند که این ابزار میتواند مشارکت مردم را در ادارهی دموکراتیک جامعه موجب شود (داودی، ۱۳۹۱). نیاز سنجی از دیرباز به عنوان یکی از محورهای اصلی در حوزه هایی که با برنامه ریزی و پیشبینی اهداف سروکار دارند، مورد توجه بوده است. آگاهی از نیاز به عنوان ملاک اصلی برای ارائه خدمات گوناگون و اجرای برنامههای متنوع در جهت رفاه و آسایش عمومی سبب شده است که تحقیقات و مطالعات گسترد های درخصوص جایگاه، اهمیت و روش های مشخص کردن نیازها صورت پذیرد و برخی از صاحب نظران معتقدند که نیازها عامل اساسی جهت تعیین اهداف خدمات اجتماعی به شمار میروند (اتقیاء، ۱۳۸۷). از نتایج حاصل از نیازسنجی میتوان به عنوان یک اهرم کنترل اجتماعی و هدایت جامعه به سمت و سوی مورد نظر بهرهبرداری نمود. از سال ۱۹۵۰ با گسترش فعالیتهای تولیدی صنایع و بنگاههای تولیدی و اقتصادی کشورهای صنعتی، لزوم توسعهی فعالیتهای بازاریابی در کشورهای دیگر و درک و ذائقهی مصرفکنندگان، مطالعات نیازسنجی نیز ابعاد نیازسنجی یکی از بحثانگیزترین مفاهیم مطرح در حوزه خدمات اجتماعی، تعلیم و تربیت و برنامه ریزی است. چالشیزا بودن مفهوم نیازسنجی تاحد زیادی به علت ابهام در تعریف نیاز است. نیازسنجی عبارت است از رویکرد نظامدار برای شناسایی مسائل سازمانی، تعیین گرههایی که باید خدمات را دریافت دارند و نیز مشخص کردن نوع ماهیت خدمات مورد نیاز گروه ذیربط (رسی، ۱۹۹۸؛ به نقل از فتحی واجارگاه، ۱۳۸۵). از دههی ۱۹۷۰ محافل علمی توجه بیشتری به نیازسنجی نشان دادهاند. این توجه عمدتاً از سه انگیزه سرچشمه میگیرد: ۱- انگیزههای انسانی و بشر دوستانه ۲- انگیزههای سیاسی ۳- انگیزههای اقتصادی (رفیع پور، ۱۳۶۴). شناسایی نیازها تحلیلی است که دو وضعیت قطبی را مورد شناسایی قرا میدهد، در کجا هستیم (وضعیت موجود)، در کجا باید باشیم (وضعیت مطلوب). نیازسنجی واقعی متناسب با فعالیتهای مختلفی است که کارکنان برای تحقق اهداف و سودآوری سازمان بایستی انجام دهد (سلطانی، ۱۳۸۵). اولین و اساسیترین گام در برنامه ریزی هر سیستم، نیازسنجی است. نیازسنجی با شناسایی مهم ترین نیازها، مبنایی برای تعیین اهداف و بستر مناسبی برای ساماندهی سایر عناصر فراهم می سازد. کلیه تصمیمات در خصوص تدارک اهداف خاص، محتوای آموزشی مناسب و استفاده مؤثر از سایر منابع و امکانات انسانی، مالی و مادی، تابعی از مطالعات نیازسنجی است (زارعیان جهرمی و همکاران، ۱۳۸۴). در تعریفی دیگر نیازسنجی عبارت است از کاربرد فنونی که بتواند به کمک آنها اطلاعات مناسب را دربارهی نیازها گردآوری و به الگوی نیازها و خواسته های فرد، گروه و جامعه دست یافت (سامرز[۳۰]، ۱۹۸۷). براساس آنچه یوآ منتشر کرده است، نیازسنجی فرایند نظام گردآوری و تحلیل اطلاعات برای تصمیمگیری دربارهی تخصیص منابع برای تعیین خدمات و کالاهایی است که براساس استانداردها و توافق همگانی، وجود آنها ضروری است (بابایی، ۱۳۸۶). از آنجا که نیازهای بشر همه روزه با توجه به تحولات منطقهای و حتی جهانی، دچار تغییر میشود و پاسخگویی به همه نیازهای در حال تغییر و متنوع، با توجه به منابع محدود میسر نیست، شناسایی نیازهای پژوهشی بالقوه و تعیین اولویت در بین پژوهشهای مختلف تحقیقاتی ضرورت مییابد (کانل[۳۱]، ۲۰۰۴). ۲-۱۲. ضرورت و انگیزههای نیازسنجی نیازسنجی یکی از ابزارهای مهم تصمیمگیری است. همهی انسانها در زندگی روزمره، و افراد فرهیخته و مسئول در زندگی علمی و اجرایی خویش، برای تصمیمگیریهای مهم، به اطلاعات نیاز دارند. اطلاع از نیازها امروزه در جهان بسیار ارزشمند است، چرا که بدون در نظرگرفتن اطلاعات و نیازها، انجام هرگونه فعالیت اجرایی بیثمر خواهد بود (فتحی واجارگاه، ۲۰۰۵). نیازسنجی نیز به عنوان یک ابزار توسعه در جامعه از اهمیت خاصی برخوردار است؛ اما از نظر اجرا پرهزینه است. نیازسنجی اگر به نحوی شایسته اجرا گردد میتواند هم فرایند باشد و هم روش. به عنوان فرایند، میتواند رهبری و پیوستگی گروهی و حس مشارکت در جامعه ایجاد کند. به عنوان روش ابزاری است که به برنامه و اجرای استراتژیهای آتی در حوزه های مورد نظر کمک میکند (داودی، ۱۳۹۱). جلب مساعدت و مشارکت افراد از طریق مکانیسم نیازسنجی عوارض و الزامهای زیر را در برخواهد داشت: ۱- درگیر شدن جامعه یا افراد مورد نظر در هر مرحله از فرایند نیازسنجی: تعریف مسئله، هدفگذاری، آموزشی، تحلیل، گزارش و توزیع و ترکیب یافته های نیازسنجی و مانند آن. ۲- وجود افرادی به عنوان سیاستگذار: آنان هدایت برنامهها را بر عهده دارند و همیشه از جریان امور مطلع باشند. ۳- کنترل استفادهکنندگان محلی: این کنترل باید روی امکانات و توانایی استفادهکنندگان انجام گیرد. ۴- رویکرد تیمی: باید یک تیم منتخب برای نیازسنجی تعیین کرد. ۵- مشارکت مسئولان: مشارکت باید تمام عیار و با پذیرش مسئولیتهای قانونی و معقولی برای شرکت کنندگان پیشبینی شود (داودی، ۱۳۹۱). از حیث ضرورت نیازسنجی ممکن است به هر یک از دلایل زیر تا مجموعهای از آنها اجرایی گردد: ۱- نیاز به بهبود عملکرد ۲- نیاز به بهبود یا کنترل اطلاعات داده ها ۳- نیاز به صرفهجویی بیشتر یا کنترل هزینه ها ۴- نیاز به بهبود کارایی ۵- نیاز به بهبود خدمات ارائه شده به مشتریان، شرکا و نظایر آنها (ذاکری، ۱۳۸۵). ۲-۱۳. کاربرد نیازسنجی کاربردهای نیازسنجی انحصاری و مختص حوزهی خاص نیست. از این رو باید گفت در هر زمان و موقعیتی که اطلاعات موجود برای تصمیمگیری؛ برنامه ریزی و عملیات موفقیتآمیز کفایت نکند، اجرای نیازسنجی ضرورت مییابد. موارد کاربرد نیازسنجی عمدتاٌ در سه مورد باید دانست: ۱- زمینه های سیاسی ۲- در جهت ترقی، رفاه و سعادت بیشتر، توسعهی علوم و فنون دانش ۳- زمینه های اقتصادی و بازرگانی (داودی، ۱۳۹۱). ولی کاربرد اصلی نیازسنجی میتواند متمرکز بر شناسایی نیازهای دانشجویان، نیازهای آموزش ضمن خدمت و تعیین نیازهای آتی نظام آموزش محلی، منطقهای و ملی باشد (گیبسون[۳۲]، ۱۹۹۸). ۲-۱۴. نیازسنجی ورزشی نیازسنجی از اقشار مختلف جامعه در خصوص ارائه خدمات ورزشی از قدمت طولانی برخوردار نیست، اما در کشورهایی که از پیشرفتهای شگرفی در زمینه اشاعه ورزش چه بصورت قهرمانی و چه بصورت همگانی برخوردارند، قطعاً ارائه خدمات ورزشی به عموم مردم، براساس خواستهها و نیازهای اعلام شده همچنین با توجه به شرایط و امکانات موجود آن کشورها صورت میگیرد (عظیمی، ۱۳۸۸). نیازسنجی ورزشی به عنوان فرایند جمعآوری و تحلیل اطلاعات حاصل از نیازهای ورزشی ابراز شده از سوی افراد، گروه ها و جوامع و به عنوان اولین گام جهت برآورده شدن نیازهای افراد در پروژه های ورزشی تعریف شده است. با انجام یک نیازسنجی ورزشی مناسب احتمال بیشتری وجود دارد که این پروژه ها بیشتر مورد توجه قرار گیرد و به گروه های مورد نظر سود رسانی بیشتری داشته باشد. هدف تربیت بدنی به عنوان شاخهای از علوم آموزشی، ارائه خدمات آموزشی و پرورشی مختلف به افراد است که اولین مرحله در برنامه ریزی ورزشی برای ارائه رشته های ورزشی و شناسایی نیازهای یک جامعه است (جانستون[۳۳]، ۲۰۰۸). نیازسنجی ورزشی باید راههایی را مشخص کند که توسط آن ورزش بتواند به مواردی چون سلامتی، مهارت وپیشرفت آموزشی، پیوستگی اجتماعی و بازاریابی اقتصادی بپردازد. پرداختن به این موارد ارزیابی را جامعتر کرده و به جذب شرکای غیر ورزشی کمک میکند. نیازسنجی ورزشی بینشهایی را بوجود میآورد که چه ورزشها و فعالیتهای فیزیکی ممکن است بیشتر مناسب باشد و یا چه امکاناتی برای استفاده بهترین خواهد بود و یا مشکلات دسترسی به ورزشها و امکانات ورزشی چیست؟ ویا چه گروه های خاص خواهان ورزش و فعالیت بدنیاند و از کی و کجا باید واقع شوند، چگونه سازماندهی شود و چه فعالیتهای دیگری باید به آن اضافه گردد. به طور کلی نیازسنجی ورزشی را میتوان یک نوع نیازسنجی برشمرد که در حیطه ورزش صورت میگیرد (داودی، ۱۳۹۱). ۲-۱۵. تعریف نگرش: نگرش عبارت است از آمادگی ذهنی فرد برای ابراز واکنشهای مساعد و نامساعد نسبت به شخصی یا شیئی (رحمتی، ۱۳۷۱). آلپورت[۳۴] نگرش را عبارت از آمادگی ذهنی و عصبی که با تجربه سازمان مییابد و بر واکنشهای فرد نسبت به تمامی موضوع و موقعیتهای وابسته به نگرش تأثیر مستقیم میگذارد. بهطور کلی نگرشها عبارتند از دوست داشتن یا دوست نداشتن موقعیتها، اشیاء، اشخاص، گروه ها و هر جنبه مشخصی از محیط از جمله اندیشه انتزاعی و خط مشیهای اجتماعی، در واقع ما نگرشهای خود را غالبأُ به صورت اظهار نظر بیان میکنیم (ستوده، ۱۳۸۳). نظر به اینکه نگرش بر رفتار اثر میگذارد و به عبارتی نگرش با رفتار یک رابطه علت و معلولی دارد، مطالعه نگرش به فعالیتهای حرکتی و ورزشی به عنوان خواستگاه رفتار آگاهانه در جهت نیل به اهداف تندرستی از اهمیت خاصی برخوردار است. در سالهای اخیر بهنظر میرسد گرایش به ورزش و نگرش مثبت به آن در میان نوجوانان و جوانان فزونی یافته است که میتوان عوامل بسیاری را در رابطه با علل افزایش این گرایش و افزایش انگیزه حضور ذکر نمود که بیان این عوامل خارج از حوزهی این تحقیق میباشد. ۲-۱۶. تحقیقات انجام شده در داخل کشور: – تحقیقی که سازمان صدا و سیما در سال ۱۳۶۱ تحت عنوان «بررسی نظرات مردم در مورد گزارشات گروه ورزش شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران» انجام داد نتیجه گرفت که حدود نیمی از پاسخگویان با هدف سرگرمی به تماشای گزارشات ورزشی برنامه “ورزش و مردم” مینشینند. – تحقیقی که بختیار (۱۳۷۴) برای جویا شدن از نظر ورزشکاران عشایر در مورد برنامههای صدا و سیما تحقیقی را انجام داد و به این نتایج دست یافت: ۱- برنامههای ورزشی با ۶۴ درصد پربینندهترین برنامه تلویزیون در بین ورزشکاران عشایر است. ۲- ۶۱ درصد پاسخگویان از برنامههای تلویزیون در حد زیاد رضایت داشتند. ۳- ۶۵ درصد از پاسخگویان میزان رضایت خود را از برنامههای ورزشی تلویزیون در حد «خیلی زیاد» و «زیاد» بیان کردند. – تحقیقی که میرانی(۱۳۷۶) تحت عنوان «بررسی رضایتمندی دانشآموزان سال آخر دبیرستان شهرستان مراغه از رسانههای جمعی (مطبوعات، رادیو، تلویزیون)» انجام داد به این نتایج دست یافت: ۱- برای اکثریت پاسخگویان، تلویزیون مهمترین رسانه تامینکننده خواستهها و نظرات آنان است. ۲- اکثریت پاسخگویان تلویزیون را با هدف سرگرمی تماشا میکنند. ۳- تمامی پاسخگویان به صورت هدفمند از رسانههای جمعی مورد بررسی استفاده میکنند. ۴- قالب مخاطبان مورد بررسی عقیده دارند که برنامههای رادیو و تلویزیون باید بیشتر جنبه سرگرمی و نمایش و بعد جنبههای آموزشی و علمی و خبری داشته و در خصوص مطلب روزنامهها، بخش رویدادهای اجتماعی و ورزشی و خبری را مقدم بر بخش داستان و سرگرمی شناختهاند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(DF1=-0.5558Log(La/Th)-1.4260Log(Sm/Th) +2.2935Log(Yb/Th)-0.6890 Log(Nb/Th)+4.1422) (DF2=-0.9207Log(La/Th)+3.6520Log(Sm/Th)-1.9866Log(Yb/Th)+1.0574 Log(Nb/Th)-4.4283) ۵-۶-۴) نمودار Th/Hf در برابر Ta/Hf: در نمودار( وانگ و همکاران ۲۰۰۱ ) که بر اساسTh/Hf در برابرTa/ Hf می باشد ،بازالت های محیط های متفاوت را از هم جدا می کند،که بر اساس این نمودار نمونه های دایک بازیک مورد مطالعه در محدوده الکالی بازالت های ریفت درون قاره قرار می گیرند. ۷۶ فصل پنجم ژئوشیمی شکل ۵-۱۴: نمودار Th/Hf در برابر Ta/Hf ( وانگ۱و همکاران ) محدوده های موجود در این نمودار به شرح زیر می باشد: = بازالت های ریفت های اقیانوسیII = حاشیه صفحات همگرا( ۱II= بازالت های جزایرقوسی اقیانوسی۲II= جزایرقوسی حاشیه قاره+بازالت های قوس آتشفشانی حاشیه قاره؛). III= بازالت های درون صفحات اقیانوسی )جزایراقیانوسی+ سی مونت ها + MORB+T-MORBE-)؛ IV= بازالت های درون صفحات قاره ای۱IV= ریفت های درون قاره ای+ توله ایت های ریفت های حاشیه قاره۲IV= آلکالی بازالت های ریفت های درون قاره ای۳IV = پهنه های کششی درون قاره،بازالت های ریفت های آغازین؛ =V بازالت های تنوره های گوشته ای. ۱- wang ۷۷ فصل پنجم ژئوشیمی ۵-۶-۵) نمودار ppm) )v در برابر Ti/1000(ppm) نمودار)شرویس۱۱۹۸۲) که بر اساسppm) )v در برابر Ti/1000(ppm) می باشد شامل سه میدان : قوس تولئیتی، بازالت های مورب یا بازالت های پشت کمان والکالی بازالت های اقیانوس می باشد.بر اساس این نمودار نمونه های مورد مطالعه در محدوده بازالت های پشت کمان قرار میگیرند (شکل ۵-۱۵). حوزه های پشت کمانی ، مناطق کششی کوچکی هستند که در ارتباط با فرورانش لیتوسفر اقیانوسی به زیر لیتوسفر قاره ای ، در پشت کمان ماگمایی اصلی نواحی فرو رانش شکل می گیرند (مارتینز۲۲۰۰۷ و هاوکینس ۳۱۹۹۴). به اعتقاد (رومس و کی۴۲۰۰۶ ) بازالت های پشت کمانی در ورای کمان های آتش فشان اصلی ، در بسیاری از نواحی حاشیه قاره ای فعال تشکیل می شوند.این بازالت های پشت کمانی ،مکان های گذر از بازالت های کمانی به بازالت های درون قاره ای هستند.اگرچه در این مناطق پشت کمانی ، گاه کشش آن قدر تداوم و گستردگی دارند که تشکیل پشته میان اقیانوسی و گسترش بستر اقیانوس را موجب می شوند(مانند دریای چین وژاپن)، اما در بسیاری از موارد این حوزه ها درهمان مراحل کشش های آغازین وبه صورت نواحی فروافتادهپشت کمانی باقی می مانند (مانند بخش های وسیعی ازمناطق فروافتادهمرکزی قارهآمریکادرپشت کمان ماگمایی آند،درکانادا،آمریکا،مکزیک،شیلی ونقاط دیگراین قاره). به اعتقاد نیشیمورا۵ (۲۰۰۲) همه حوضه های پشت کمانی دنیاتقریباًدرمناطقی تشکیل شده اندکه سن وضخامت لیتوسفراقیانوسی وزاویه زون فرورانش زیادبوده است. بنابراین می توان بیان کرد که دایک های مورد مطالعه در محدوده کشش های آغازین وبه صورت نواحی فروافتادهپشت کمانی باقی مانده اند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
Shervais -۱ Martinez-۲ Hawkins -۳ Ramos and Kay–۴ Nishimura-۵ ۷۸ فصل پنجم ژئوشیمی شکل ۵-۱۵: نمودار ppm) )v در برابر( Ti/۱۰۰۰(ppm بر اساس این نمودار نمونه های مورد مطالعه در محدوده بازالت های پشت کمان قرار میگیرند. (۷-۵ ترکیب و آلودگی ماگما (۱-۷-۵ درنمودار Nb/U در برابر La/Sm درنمودار Nb/U در برابر La/Sm نمونه دایک های بازیک در محدوده ترکیبی بین بازالت اقیانوسی و پوسته قاره تحتانی قرار میگیرند(شکل ۵-۱۶). عنصر La به آلایش پوسته حساس بوده و مقادیر آن به سبب وقوع این فرایند افزایش خواهد یافت .وقوع تغییر در ناحیه منشأ در نتیجه عملکرد سیالات مشتق شده از پوسته فرورانده ،علاوه بر تغییر در مقدار La می تواند سبب افزایش U در ناحیه گوشته ای شود .از طرفی مقدار Nb/U در سنگ های پوسته تحتانی معادل ۲۵ و در سنگ های پوسته فوقانی معادل۹۳/۸ است(کرینتیز ۱و همکاران ۲۰۰۶), در مورد دایک های بازیک این نسبت بین ۵۷/۳۸ تا ۱۶/۴۵ می باشد . ۱- Krientinz ۷۹ پنجم ژئوشیمی شکل ۵-۱۶)نمودار نسبت Nb/Y در مقابل N(La/Sm) ، محدوده بازالت های اقیانوسی معرف ،بازالت های آلایش نیافته(هوفمن ۱و همکاران ۱۹۸۶) و ترکیب پوسته قاره ای و فوقانی( ۱۹۹۵رودنیک و فونتاین۲) است. نمونه دایک های بازیک در محدوده ترکیبی بین بازالت اقیانوسی و پوسته قاره تحتانی قرار میگیرند ۵-۷-۲) آلودگی ماگما برای تعیین شاخصه های ژئوشیمیایی آلایش پوسته ای ازنمودارهایTh/Ybدر برابر Ta/Yb(پیرس۳۱۹۸۲) و نمودار Ba/La در برابر Th/Nd(زانگفو۴) استفاده شده است. سیالات حاصل از پوسته فرو رانده شده توانایی انتقال Th را دارد، اما عناصر Ta,Yb را با خود حمل نمی- کند(۱۹۸۲پیرس).در صورتیکه عامل فرورانش به طور موثر بر منشأ بازالت ها تأثیر گذار باشد،به ازای مقادیر ثابت از Ta/Yb غنی شدگی در Th/Yb وجود خواهد داشت در ( شکل۵-۱۷A) نقش فرایند فرورانش در تشکیل ماگمای سنگ های مورد مطالعه رانشان می دهد . Hofmann -۱ Funtain و Rudnick -۲ pearce -۳ ۴- Zhengfu ۸۰ فصل پنجم ژئوشیمی نسبت عناصر متحرک به عناصر نامتحرک به طور مؤ ثر منعکس کننده اهمیت تأثیر فرورانش در منبع گوشته ای مذاب ها است(وودهد و همکاران ۲۰۰۱) .نسبت بالای Ba/La در نمونه های مطالعه شده حاکی از دخالت مواد حاصل از فرورانش در ماگمای سازنده دایک های بازیک می باشد (شکل۵ -۱۷B ). ( شکل۵ -۱۷A) نمودار Th/Ybدر برابر Ta/Yb(پیرس۱۹۸۲) ( شکل۵ -۱۷B) نمودار Ba/La در برابر Th/Nd(زانگفو۲۰۱۳)،
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
افزایش آگاهی سیاست گذاران آموزشی از عوامل رفتارقلدری، جهت اتخاذ روش های مقابله با رفتار قلدری در مدارس. ۱-۴-اهداف پژوهش ۱-۴-۱- هدف کلی مقایسه طرازهای تحولی ادراک خود و عزت نفس در دانش آموزان دختر و پسر قلدر و عادی ۱-۴-۲- اهداف جزئی مقایسه طرازهای تحولی ادراک خود در دانش آموزان پسر قلدر و عادی مقایسه طرازهای تحولی ادراک خود در دانش آموزان دختر قلدر و عادی مقایسه طرازهای تحولی ادراک خود در دانش آموزان دختر و پسر قلدر مقایسه عزت نفس در دانش آموزان پسر قلدر و عادی مقایسه عزت نفس در دانش آموزان دختر قلدر و عادی مقایسه عزت نفس در دانش آموزان دختر و پسر قلدر ۱-۵- فرضیه های پژوهش بین طرازهای تحولی ادراک خود دانش آموزان قلدر و عادی تفاوت وجود دارد. بین عزت نفس دانش آموزان قلدر و عادی تفاوت وجود دارد. ۱-۶- سوالات پژوهشی آیا بین طرازهای تحولی ادراک خود دانش آموزان پسر قلدر و عادی تفاوت وجود دارد؟ آیا بین طرازهای تحولی ادراک خود دانش آموزان دختر قلدر و عادی تفاوت وجود دارد؟ آیا بین طرازهای تحولی ادراک خود دانش آموزان دختر و پسر قلدر تفاوت وجود دارد؟ آیا بین عزت نفس دانش آموزان پسر قلدر و عادی تفاوت وجود دارد؟ آیا بین عزت نفس دانش آموزان دختر قلدر و عادی تفاوت وجود دارد؟ آیا بین عزت نفس دانش آموزان دختر و پسر قلدر تفاوت وجود دارد؟ ۱-۷- متغیرهای پژوهش ۱-۷-۱- متغییر مستقل: سطوح تحولی ادراک خود ۲) عزت نفس ۱-۷-۲- متغییر وابسته: شاخصهای رفتار قلدری دانش آموزان ۱-۷-۳- متغییر کنترل: در این پژوهش مقطع تحصیلی وسن به عنوان متغیر کنترل در نظر گرفته شده است تا بدین صورت تاثیر این عوامل در متغیر مستقل کنترل شود. نمونه از بین دانش آموزان مقطع تحصیلی راهنمایی و بین سنین ۱۲-۱۵ سال انتخاب شدند. ۱-۸- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغییرهای پژوهش ۱-۸-۱- تعریف مفهومی ادراک خود: افکار و نگرش های هر فرد نسبت به خود یک نظام مفهومی را تشکیل می هد که « ادراک خود » نامیده می شود (محسنی، ۱۳۷۵). ۱-۸-۲- تعریف عملیاتی ادراک خود: نمرات بدست آمده از مصاحبه بالینی ادراک خود دیمون و هارت[۱۶] می باشد. این مصاحبه شامل هفت بخش اصلی است که چهار بخش آن به بررسی جنبه های «خود به گونه موضوع» و سه بخش آن به مطالعه ابعاد «خود به گونه فاعل » اختصاص دارد. ۱-۸-۳- تعریف مفهومی عزت نفس: عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن. این حس از مجموع افکار، احساسات، عواطف و تجربیات مان در طول زندگی ناشی می شود. مجموعه هزاران برداشت، ارزیابی و تجربه ای که از خویش داریم باعث می شود که نسبت به خود احساس خوشایند ارزشمند بودن، و یا برعکس احساس ناخوشایند بی کفایتی داشته باشیم(کلمز، کلارک و رینولدوبین، ۱۳۷۳). ۱-۸-۴- تعریف عملیاتی عزت نفس: در پژوهش حاضر عزت نفس مفهومی است که بوسیله آزمون ۵۸ ماده ای کوپر اسمیت سنجیده می شود. که ۵۰ ماده آن ۴ خرده مقیاس عزت نفس (فردی، تحصیلی، خانوادگی و اجتماعی) را اندازه گیری می کند. ۱-۸-۵- تعریف مفهومی قلدری: قلدری عبارت است از یک فعالیت منفی و اغلب همراه با پرخاشگری و یا فعالیت هایی که توسط یک فرد یا گروهی از افراد بر علیه فرد یا افراد دیگر در یک دورهی زمانی صورت می گیرد.این امر تعدی و سوء استفاده می باشد و با توجه به یک عدم تعادل قدرت صورت می گیرد (راس و موندا[۱۷]، ۲۰۱۱). ۱-۸-۶- تعریف عملیاتی قلدری: عبارت است از نمراتی است که دانش آموزان در پرسشنامه قلدری الویوس[۱۸] بدست می آورند. علاوه برآن، قلدری در این تحقیق بر اساس نظر معلمان در خصوص میزان شاخص های قلدری دانشآموزان موررد سنجش قرار میگیرد. ۱-۸-۶-۱- شاخصهای رفتار قلدری قلدری کلامی : مسخره کردن، صدا کردن افراد با نام و القاب زشت و نامناسب و آزار دهنده، متلک گفتن قلدری روانی : به طور کامل نادیده گرفتن یا بیرون انداختن از گروه دوستان، محروم کردن از گروه دوستان و یا محروم کردن از اهداف، طعنه زدن به افراد از منظر جنسی و نژادی، علاقه به متمرکز کردن توجه اطرافیان به خود، شایعهپراکنی و سعی در متنفر کردن دیگران از شخص قلدری جسمانی: ضربه زدن، لگد زدن و هل دادن ، حبس کردن در مکانهای بسته، آسیب زدن به دارایی و گرفتن پول اشخاص و مجبور کردن کسی برای انجام دادن کاری در برابر خود
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در صورتی موارد ذکر شده به عنوان رفتار قلدری شناخته میشود که: به قصد مزاحمت و آسیب رسانی ایجاد شود. بارها و بارها تکرار شود. در میان افرادی صورت میگیرد که درمیانشان عدم تعادل قدرت وجود دارد. همانطور که قبلا گفته شد سه مورد بالا است که رفتار قلدری را از رفتار پرخاشگری جدا میکند. فصـل دوم: ادبیـات و پیشـینه پژوهش ۲-۱- پیش درآمد قلدری سوء استفاده از قدرت است، پدیده ای است تکراری که در آن قوی ترها به ضعیف ترها غلبه می کنند. قلدران مدرسه بچه هایی را که نمی توانند از خود دفاع کنند مکررا مورد طعنه، ناسزا، آزار، تهدید و تمسخر قرار می دهند. قلدری یک رویداد منفرد مانند مسخره کردن نمی باشد، بلکه استفاده از قدرت و نیرو روی فرد دیگر است (آلن، ۲۰۰۶). رفتارهای قلدری با توجه به تاثیرات منفی که بر روی قربانیان و حتی ناظران آن می گذارد یک مشکل حادی در مدارس بشمار می آید که نیاز به بررسی و توجه بیشتری دارد. در این پژوهش تمرکز بیشتر بر روی علل فردی بویژه ادراک خود و عزت نفس افراد درگیر در قلدری بوده است. در این فصل ابتدا به مباحثی در رابطه با قلدری پرداخته ایم. سپس مبانی نظری در زمینه قلدری مطرح شده و با توجه به اینکه قلدری در واقع زیرمجموعه پرخاشگری می باشد به مبانی نظری پرخاشگری نیز اشاره ای شده است. بخش دیگری از این بخش به مبانی نظری ادراک خود و عزت نفس اختصاص یافته است.در انتهای فصل نیز پیشینه تجربی پژوهش مطرح گردیده و در آن مطالعات انجام گرفته درباره ادراک خود و عزت نفس افراد درگیر در قلدری معرفی شده اند. ۲-۲- مفهوم قلدری: قلدری شکل مفرط پرخاشگری بین همسالان است که در آن یک یا چند دانش آموز تعمدا و بطور مکرر، یک یا چند همسال آسیب پذیر خود را تهدید می کنند یا به آنها آسیب می رسانند و با انجام این کار احساس قدرت می نمایند (الویوس، ۱۹۹۳). در تعریفی که به طور گسترده از قلدری شده است سه ویژگی برجسته در رفتار قلدری شناسایی شده است: اقدامات منفی، تکرار، و عدم توازن قدرت. در واقع قلدری یک عمل یک جانبه است. درتحقیقی که از معلمان در مورد تعاریف قلدری به عمل آمده بود، اکثر معلمان اظهار داشتند که قلدری شامل اذیت و آزار های جسمی، کلامی و طرد اجتماعی است که این از ویژگی های آسیب عمدی و عدم تعادل قدرت است (چنگ و چن و هو[۱۹]، ۲۰۱۱).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
– وضعیت بدنی نامناسب (ناهنجار-بد) ۲.۵.۲. وضعیت بدنی ایده آل از آنجاییکه نیروی جاذبه پیوسته به بدن وارد می شود، وضعیت بدنی ایده آل، وضعیت بدنی است که در آن اجزا بدن بصورت عمودی در یک خط شده و خط ثقل از تمام مفاصل عبور می کند. ساختار بدن طبیعی رسیدن به چنین وضعیت بدنی را غیر ممکن میسازد (کندال و همکاران، ۱۹۹۳، کیسنر و گولبی). ۳.۵.۲. وضعیت بدنی مطلوب در وضعیت بدنی مطلوب، خط ثقل از نزدیک اغلب محورهای مفاصل (نه از خود مفاصل) عبور می کند. در نتیجه در وضعیت بدنی مطلوب گشتاورهای جاذبهای کوچکاند و با گشتاورهایی که با تنش پسیو لیگامانها و حداقل میزان فعالیت عضلانی بوجود آمده می تواند متعادل شوند (کندال و همکاران، ۱۹۹۳، کیسنر و گولبی). وضعیت بدنی هر فردی نشانهای از سلامتی اوست. خوب راه رفتن، خوب نشستن، خوب ایستادن علاوه بر اینکه حرکتهای فرد را زیباتر میسازد، با کارایی بیشتر و خستگی کمتر نیز همراه است، چرا که حداقل مصرف انرژی عضلانی همیشه در وضعیت ایده آل است. جهت برطرف شدن ناهنجاریهای اکتسابی وضعیت بدنی غیر صحیح، باید به بررسی و شناسایی ارتباط بین وضعیت غیر صحیح و عادتهای غلط با نوع درد و ناهنجاری پرداخت تا با اتکا و علم به اصلاح پذیری عوارض و انحرافات جسمانی در بین افراد از بروز عوارض ساختاری و غیر قابل درمان پیشگیری شود. در وضعیت بدنی خوب، سر و شانهها به صورت متعادلی روی لگن، ران و مچ پاها قرار میگیرند و انحناهای ستون مهرهها در حد طبیعی است. در وضعیت بدنی بد، سر به سمت جلو می آید و زاویه مشخصی در سینه ایجاد می شود، شکم کاملاً شل است و به سمت جلو برجستگی دارد. انحناهای ستون فقرات نیز بهم میخورد و شانهها نسبت به لگن جابه جایی پیدا می کند (لطافت کار، و همکاران، ۱۳۸۹). تعریف ساده از وضعیت بدنی عبارتست از نحوه قرارگیری قسمت های مختلف بدن نسبت به یکدیگر در یک مقطع زمانی (لطافت کار، و همکاران، ۱۳۸۹، کیسنر و گولبی). این تعریف اصولاً توصیفی بوده و اشارهای به همه اعمال موثر در وضعیت بدنی نمیکند. در این مورد تحقیقات زیادی وجود دارد. یکی از تحقیقات اشاره می کند که طرز ایستادن بعنوان منبع ذاتی تعیین کننده وضعیت بدنی، با مشخصههای وابسته میباشد. دومین رویکرد به مفاهیم حمایت مربوط می شود که به عنوان یکی از اصول ملاحظات عملکردی و آناتومیکال پیشنهاد شده است. در این مفهوم، بخشهای پروگزیمال و محوری بدن و عضلات مرتبط با آنها بعنوان عامل حمایت کننده ای برای عضلات دیستال
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
(مانند نقش دست برای اعمال رسیدن و چنگ زدن) عمل می کنند. ۴.۵.۲. تکامل وضعیت بدنی ستون فقرات در افراد بزرگسال دارای جهار انحنا میباشد. در حالیکه در بدو تولد فقط دارای یک انحنا مقعر C شکل است. انحناهای سینهای و خاجی به همان حالت اولیه باقی میمانند که به آنها قوسهای اولیه میگویند. قوسهای لوردوز گردنی و کمری محدب بوده که بعد از تولد ایجاد میشوند و به آنها قوسهای ثانویه میگویند. لوردوز گردنی موقعی که نوزاد در حدود ۳ ماهگی شروع به کنترل سر می کند، شروع به شکل گیری کرده و در ۷-۶ ماهگی که قادر به نشستن می کند، بطور اولیه تکمیل می شود. در حالیکه لوردوز کمری همزمان با شروع ایستادن و راه رفتن کودک شکل میگیرد. در گذر پیشرفت از مرحله سینه خیز رفتن تا راه افتادن کودک، که لگن خود را به شکل عمودی در می آورد، نیاز به تعادل بیشتری وجود دارد. در واقع افزایش و شکل گیری انحنای کمری در پاسخ به نیروهای گرانشی است که در نتیجه ایستادن، راه رفتن و نگهداری تنه بطور مستقیم بوجود آمده است. توسعه انحناهای ستون فقرات معمولاً تا کامل شدن رشد ستون فقرات تقریباً تا ۱۷-۱۲ سالگی ادامه پیدا خواهد کرد. وجود این انحناها بطور مستقیم با شکل و اندازه دیسکهای بین مهرهای و جسم مهرهها در ارتباط است (نیکولسن و همکاران، ۲۰۰۱). وضعیت بدنی صحیح در صفحه ساجیتال حالتی است که خط کشش ثقل فرضی از محلهای زیر عبور می کند: زائده ماستوئید و جسم مهرهای گردنی، زائده آخرمی و جسم مهرهای کمری- برجستگی بزرگ استخوان بازو، اپی کندیل خارجی، بخش جلویی قوزک جلویی قوزک خارجی مچ پا. راستای مطلوب وضعیت بدنی از نمای قدامی- خلفی در نمای قدامی خط ثقل بدن را به دو نیمه مساوی تقسیم می کند. سر در وضعیت مستقیم و بدون هیچ گونه چرخشی قرار دارد. خط ثقل صورت را به دو نیمه مساوی تقسیم می کند. چشمها، استخوانهای ترقوه و شانهها بایستی با زمین موازی باشند (لطافت کار، و همکاران، ۱۳۸۹). در نمای خلفی زاویه تحتانی کتف بایستی با خط ثقل موازی بوده و فاصله آنها با خط ثقل در هر دو طرف مساوی باشد. چینهای گلوتئال و گودی کمر مساوی بوده، خار خاصرهای قدامی فوقانی و خار خاصرهای خلفی فوقانی بر روی خطی موازی با زمین قرار داشته و فاصله شان تا خط ثقل در هر دو طرف مساوی میباشد. فاصله محور مفاصل ران، زانو و مچ با خط ثقل مساوی بوده و خط ثقل از وسط تنه مهرهها عبور می کند (لطافت کار، و همکاران، ۱۳۸۹، کندال و همکاران، ۱۹۹۳، کیسنر و گولبی). به حداقل رساندن مصرف انرژی و فشارهای وارد بر ساختارهای حمایتی، یکی از اهداف اولیه هر وضعیت بدنی است. هرگونه تغییر در وضعیت یا راستای نامناسب یکی از اجزا بدن باعث تغیر در اجزا مجاور و دیگر اجزا بدن شده و بدن خود را با این حالت تطابق داده یا آن را جبران می کند. تغییر از راستای مطلوب بدن، استرس را افزایش میدهد. اگر استرسها مدت زمان زیادی وارد شوند، ساختارهای بدن تغییر خواهند کرد. برای مثال اگر عضلات برای مدت طولانی در وضعیت کوتاه شده قرار گیرند، سارکومرهایشان را از دست می دهند. این کوتاهیهای تطابقی علاوه بر جلوگیری از دامنه حرکتی کامل باعث وضعیت بدنی غیر طبیعی نیز میشوند (پنجابی و همکاران، ۱۹۸۲، پنجابی، ۱۹۹۲، شان وی کوک و همکاران، ۱۹۹۷). سیر تکاملی وضعیت بدنی تغییر شکل انسان از حالت چهار دست و پا به شکل امروزی و راه رفتن روی دو پا، از طریق بسیاری از سازگاریهای دستگاه اسکلتی عضلانی در طی میلیونها سال به وقوع پیوسته است (لطافت کار، و همکاران، ۱۳۸۹). برای اینکه ستون فقرات انسان بتواند حرکات چرخشی و خمشی انجام دهد، مهرهها در جائیکه اکنون آنها اندکی از هم فاصله دارند، تغییر شکل پیدا می کنند. اگرچه این حالت برای تحرک پذیری خیلی خوب است، اما ستون فقرات را بخصوص در ناحیه کمر یعنی جائیکه دیسکها ممکن است با فشار بیش از حد دچار فتق گردند، ضعیف نموده است. مضافاً اینکه مفصل خاجی کمری باید تمام وزن بالاتنه و تغییرات مفصل بندی را تحمل نماید و چنانچه بیش از حد تحت فشار قرار گیرد، به علت نحوه صف بندی جدید، یک ناحیه بی ثباتی در آن ایجاد میگردد (کیسنر و گولبی). در نتیجه روند تکاملی یاد شده که ستون فقرات از شکل افقی به شکل عمودی تغییر وضعیت داده و ارتباط آن با سر و لگن خاصره نیز تغییر مییابد. مرکز ثقل انسان نیز به سمت عقب و بین دو پا قرار میگیرد و این حالت باعث آزادی عمل اندامهای فوقانی و افزایش حرکت ستون فقرات می شود. در نتیجه انعطاف پذیری ستون فقرات افزایش یافته و به همان نسبت اندازه مهرهها در ناحیه کمری برای تحمل بار و فشار اضافی بعلت فعالیت حالت ایستاده افزایش مییابد. با این وجود وضعیت بدنی ایستاده بعلت قرارگیری مرکز ثقل در بالا و بر روی یک محدوده کوچک یک وضعیت غیر پایداری را برای انسان بوجود می آورد. در این خصوص برخی اعتقاد دارند که ریشه اکثر تواناییها و ناتواناییهای انسان بخاطر وضعیت ایستاده وی است (لطافت کار، و همکاران، ۱۳۸۹، کیسنر و گولبی). ۵.۵.۲. وضعیت بدنی استاندارد برای ارزیابی وضعیت بدنی افراد مختلف، به معیارهای خاصی نیاز است. تاثیر جاذبه بر قسمت های مختلف بدن اهمیت خاصی دارد. وقتی خط ثقل از وسط محور مفصل عبور می کند، گشتاور جاذبهای در مفصل بوجود نمیآید، اما اگر خط جاذبه با فاصله از مرکز مفصل بگذرد، گشتاور جاذبهای ایجاد می شود. این امر موجب حرکت بخشهایی از بدن حول محور مفصل می شود. در سطح سهمی، اگر خط جاذبه از قدام مرکز مفصل عبور کند، بخش بالایی به سمت جلو و اگر جاذبه از خلف عبور کند، بخش بالایی به سمت خلف متمایل خواهد شد. برای اینکه گشتاوری ایجاد نشود، خط جاذبه باید از مرکز تمام مفاصل بدن بگذرد. ساختمان طبیعی بدن قادر به ایجاد چنین وضعیتی نیست. در ضمن، عبور خط جاذبه از مرکز مفاصل بدن، خود اثر سوئی روی انعطاف پذیری و تحرک دارد (لطافت کار، و همکاران، ۱۳۸۹، کیسنر و گولبی، سخنگویی، ۱۳۷۹). در وضعیت ایستاده، به طور طبیعی و یا وضعیت استاندارد، خط جاذبه از نزدیک مرکز مفاصل میگذرد و حداقل گشتاوری را روی مفاصل به وجود می آورد. وضعیت استاندارد، وضعیتی است که فشارهای وارده به بدن کمتر باشد و بدن در این وضعیت، از کارایی بالایی برخوردار باشد. وضعیت استاندارد، صرف نظر از شکل و اندازه بدن در نظر گرفته می شود. برای اینکه وضعیت استانداردی داشته باشیم، باید بدن فرد خصوصیات زیر را داشته باشد: میزان انعطاف پذیری عضلات در حد مطلوبی باشد. دامنه حرکتی مفاصل در حد طبیعی باشد. قدرت عضلانی در حد کافی باشد. بین عضلات هماهنگی خوبی وجود داشته باشد. عناصر رباطی و کپسولی طبیعی باشند و دچار سفتی یا شلی غیر طبیعی نباشد (لطافت کار، و همکاران، ۱۳۸۹). در وضعیت استاندارد ویژگیهای زیر حاکم است: انتقال وزن به طور مناسب صورت میگیرد. کار عضلانی کاهش مییابد. فعالیتها بهتر و راحتتر انجام می شود. خستگی دیرتر ظاهر می شود. صدمات مفصلی و رباطی تا درصد زیادی کاهش مییابد و دردهای مفاصل از جمله ستون مهرهها کم می شود (لطافت کار، و همکاران، ۱۳۸۹، سخنگویی، ۱۳۷۹). ۶.۵.۲. اهمیت وضعیت بدنی تقریباً همه افراد، جوان و پیر، مرد و زن تمایل شدیدی به بهبود زندگی خود دارند. به هر حال بسیاری از مردم مشکلات ارتوپدیک دارند که آنها را در رسیدگی به بدنشان باز میدارد. این مشکلات از کمبود پایداری تنه و قدرت که منجر به وضعیت بدنی نامناسب میشوند، ناشی میشوند. بدن ما طوری طراحی شده است که در مقابل بسیاری از شرایط محیطی مقاومت کند. توانایی پایدار کردن سیستم عضلانی تنه، برای زندگی انسان حیاتی است (سخنگویی، ۱۳۷۹، دانشنمدی، ۱۳۸۶، رئیسیف ۱۳۸۷). ۷.۵.۲. وضعیت بدنی غیر استاندارد وضعیتی را که نسبت به وضعیت استاندارد دچار انحراف باشد، وضعیت بدنی غیر استاندارد میگویند. وضعیت بدنی از جنبه های مختلف تحت تاثیر شکل بندی استخوان ها، ویژگیهای تاندونها و عضلات متصل به آنها قرار میگیرند. عملکرد غیر عادی استخوان ها، عضلات و بیماریهای تخریب کننده به عنوان عامل اصلی بر هم خوردن راستای بدنی شناخته شده اند. با این وجود عواملی که در تعیین و کنترل وضعیت بدنی نقش دارند را میتوان به چند دسته تقسیم کرد: در وضعیت غیر استاندارد، عدم هماهنگی در فعالیت عضلات وجود داشته و کار اضافی بر بدن تحمیل می شود. خط جاذبه نیز از نزدیکترین فاصله مرکز مفاصل عبور نمیکند. بنابراین، مقدار زیادی گشتاور جاذبهای ایجاد می کند. استفاده زیاد از عضله باعث مصرف انرژی بیشتر و خستگی عضله می شود. همچنین برای اینکه مفاصل از راستای صحیح برخوردار شوند، فشار زیادتری را تحمل می کنند که در دراز مدت، آسیب دیده و دردناک میشوند (نوربخش و بصیری). عوامل موثر بر وضعیت بدن وضعیت بدنی از جنبه های مختلف تحت تاثیر شکل بندی استخوان ها، ویژگی تاندونها و عضلات متصل به آنها قرار میگیرد. عملکرد غیر عادی استخوان ها، عضلات و بیماریهای تخریب کننده به عنوان عامل اصلی بر هم خوردن راستای بدنی شناخته شده اند. با این وجود عواملی که در تعیین و کنترل وضعیت بدنی نقش دارند را میتوان به پنج دسته تقسیم کرد: عوامل ژنتیکی: مانند جنس، نوع بدن، نقصهای مادر زادی، بیماریهای ذاتی و ناتواناییها، مشکلات بینایی و نرمی مفاصل. عوامل محیطی: تغذیه، ضربات، اعمال کشش و فشار ناشی از وضعیت بدنی خاص، بیماری، پوشش، سازگاری شغلی، ورزش و آب و هوا. عوامل روانی: اعتماد به نفس، تصور بدنی، سلامت روحی، عادات روزمره روش زندگی افراد، افسردگی و انگیزش. عوامل فیزیولوژیکی: سن، رشد، بارداری، خستگی، وزن بدن، فرسودگی و تغییر شکل بافتها، تون عضلانی، نرمی استخوان و درد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
Secretary-General Ban Ki-moon http://www.poa-iss.org/CASA/CASA.aspx,p1. ↑ Meisenberg, Simon M,’’ Legality of amnesties in international humanitarian law The Lomé Amnesty Decision of the Special Court for Sierra Leone’’,ICRC Journal, Vol. 86,December 2004,pp837-838. ↑ The CD Secretariat and Conference Support Branch (Geneva) ↑ The Weapons of Mass Destruction(WMD) Branch ↑ Conventional Arms Branch(CAB) ↑ Regional Disarmament Branch (RDB) ↑ Information and Outreach Branch(IOB) ↑ در مورد سایر بخش های دفتر امور خلع سلاح سازمان ملل متحد به جز بخش تسلیحات متعارف که درمتن توضیح داده خواهد شد باید موارد ذیل را خاطر نشان ساخت: ۱-دبیرخانه کنفرانس خلع سلاح و حمایت از کنفرانس سازمان ملل متحد: این بخش به ارائه خدمات نهادی و ماهوی به کنفرانس خلع سلاح ملل متحد و کمیته های خاص آن می پردازد؛۲-بخش تسلیحات کشتار جمعی:این بخش به ارائه حمایت های مختلف مادی و فنی از فعالیت های در حوزه خلع سلاح کشتار جمعی یعنی تسلیحات بیولوژیکی،هسته ای و شیمیایی می پردازد.این بخش در اقدامات بین المللی به منظور تقویت عدم تکثیر تسلیحات کشتارجمعی و همکاری با سازمان های بین المللی ذیربط و موسسات تخصصی سازمان ملل متحد در این زمینه هم چون سازمان بین المللی انرژی هسته ای،سازمان منع تسلیحات شیمیایی می پردازد؛۳-بخش خلع سلاح منطقه ای: این بخش به ارائه خدمات مشورتی به سازمان های بین المللی ،دول عضو در زمینه اقدامات خلع سلاح و امور امنیتی می پردازد.بخش خلع سلاح منطقه ای دفتر امور خلع سلاح سازمان ملل متحد عهده دار هماهنگی سیاست های خلع سلاح سه مرکز منطقه ای صلح و خلع سلاح در آفریقا،آسیا و اقیانوس آرام و آمریکای لاتین و دریای کاراییب است؛۴-بخش دسترسی و اطلاعات:بخش دسترسی و اطلاعات شمار گسترده ای از وقایع و برنامه ها را در چهارچوب خلع سلاح از جمله انتشار سالنامه خلع سلاح دفتر امورخلع سلاح سازمان ملل متحد و طراحی وبگاه این دفتر و هم چنین جمع آوری متون و اسناد سازمان ملل متحد در زمینه خلع سلاح را برعهده دارد. برای اطلعات بیشتر دراین باره ن.ک به :
 The United Nations Office for Disarmament Affairs,’’UNODA Structure’’ http://www.un.org/disarmament/HomePage/about_us/odastructure.shtml,pp1-2(last visit 14/8/2014) ↑ Dembinski-Goumard, Dominique and I. Dembinski,’’ International Geneva Yearbook 2008: Organization and Activities of International Institutions’’, United Nations Publications, 2008,p115 ↑ Dembinski-Goumard, Dominique and I. Dembinski,Op.Cit,p116. ↑ The United Nations Office for Disarmament Affairs,’’UNODA Structure’’ http://www.un.org/disarmament/HomePage/about_us/odastructure.shtml,p1 (last visit 14 /8 /2014) ↑ ”Women and Small Arms” ↑ The United Nations Task Force on Women,Peace and Security ↑ Department for Disarmament Affairs Staff,’’ The United Nations Disarmament Yearbook, Volume 28’’, United Nations Publications, 2004,p234. ↑ Action Plan for the Disarmament Forum ↑ ‘’Group on Equal Rights for Women at the United Nations(GERWUN) ↑ Department for Disarmament Affairs Staff,Opcit,p234. ↑ United Nations Trust Facility Supporting Cooperation on Arms Regulation(UNSCAR) ↑ The United Nations Office for Disarmament Affairs ‘’ UN SCAR :UN Trust Facility Supporting Cooperation on Arms Regulation ’’http ://www.un .org/ disarmament /UNSCAR /p1(last visit 14/6/2014) ↑ بر طبق بند ۲ ماده ۲ کنوانسیون پالرمو،جرمی فراملی است که واجد هر ویژگی ذیل باشد: الف-در قلمرو بیش از یک دولت ارتکاب یاد؛ب-در قلمرو یک دولت ارتکاب یابد ولی بخش مهمی از مقدمات،طرح ریزی،هدایت یا کنترل آن در دولت دیگری صورت گیرد؛ج-جرم در قلمرو یک دولت ارتکاب یابد اما در ارتکاب آن یک گروه سازمان یافته دخیل باشند که در سرزمین بیش از یک دولت فعال اند؛د-جرم در قلمرو یک دولت ارتکاب یابد اما آثار اساسی آن در دولت دیگر بروز نماید. ↑ The United Nations Office on Drugs and Crime,’’A Global Problem:Illicit Firarms as a Threat to Global Security’’, https://www.unodc.org/unodc/en/firearms-protocol/introduction.html,p1(14/9/2013) ↑ بنا به آماری که دفتر مبارزه با جرم و مواد مخدر ملل متحد در سال ۲۰۰۶ ارائه داده است به ترتیب ایالات متحده آمریکا با ۸۸٫۸ ،یمن ۵۴٫۸،سوییس با ۴۵٫۷ ،فنلاند با ۴۵٫۳،صربستان با ۳۷٫۸ ،قبرس با ۳۶٫۴ ،عراق با ۳۴٫۲ ،اروگوئه با ۳۱٫۸ ،سوئد با ۳۱٫۶ و نروژ با ۳۱٫۳ به عنوان بزرگترین کشورهایی شناخته شده اند که بیشترین تعداد تسلیحات آتشین در دستان مردم عادی را دارند. هم چنین بر مبنای همین آمار،بیشترین تعداد تسلیحات آتشین به ازاری سربازان فعال در جهان مربوط به کشورهای اوکراین،فدراسیون روسیه،ویتنام،چین،آلمان،کره شمالی،کره جنوبی،ترکیه،ایران و هند می باشد.برای اطلاعات بیشتر دراین رابطه ن.ک به : The United Nations Office on Drugs and Crime ,’’Fireams’’ https://www.unodc.org/documents/data-and-analysis/tocta/6.Firearms.pdf,p130(last visit 21/1/2015) ↑ Model Law Against the Illicit Manufacturing of and Trafficking in Firearms, Their Parts and Components and Ammunition ↑ Omnibus Survey Software for the gathering of information on the implementation of the United Nations Convention against Transnational Organized Crime and its Protocols Thereto. ↑ نام این سامانه، https://firearmstrafficking.unodc.orgمی باشد که ورود به آن تنها برای دولت ها و سازمان های بین المللی مجاز می باشد. ↑ The United Nations Office on Drugs and Crime,’’Publication’’ https: //www .unodc. org/ unodc/en/firearms-protocol/tools-and-publications.html,p2( last visit 12/11/2014) ↑ البته بایستی خاطر نشان ساخت که دفتر مبارزه با جرم و مواد مخدر سازمان ملل متحد تنها رکن سازمان ملل متحد در مورد سیاست های بین المللی جنایی نسبت به کاربرد تسلیحات متعارف نبوده بلکه حداقل می توان نقش دو نهاد کمیته سازمان ملل متحد برای پیشگیری از جرم و درمان و اصلاح مجرمان و موسسه تحقیقات دفاع اجتماع سازمان ملل متحد را در این باره بارز دانست.در مورد کمیته سازمان ملل متحد برای پیشگیری از جرم و درمان و اصلاح مجرمان باید گفت که این کمیته در سال ۱۹۴۸ تشکیل شده و تشکیل آن نشان دهنده پذیرش موسع سیاست جنایی از سوی سازمان یاد شده می باشد.این کمیته که هر چهار یا پنج سال یک بار تشکیل می گردد،در سال ۱۹۵۵ طی قطعنامه ای اصول کلی سیاست جنایی را برای کشورهای عضو تبیین نمود.دومین نهاد،موسسه تحقیقات دفاع اجتماعی سازمان ملل متحد است که در سال ۱۹۶۸ تاسیس گردید و هدفش انتقال نتایج مطاالعات خود به کشورهای عضو در مورد جرم و بزهکاری و ایجاد هماهنگی میان تحقیقات مختلف علمی و اجرای سیاست جنایی کشورهای عضو از جمله در زمینه مقابله با کاربرد غیرقانونی تسلیحات متعارف بوده است.این موسسه در سال ۱۹۸۹ به موسسه تحقیقات بزهکاری بین منطقه ای سازمان ملل متحد تغییر نام داد. برای اطلاعات بیشتر در مورد این نهادها ن.ک به :رضوی فرد،بهزاد،حقوق بین الملل کیفری و زمینه های شکل گیری یک سیاست جنایی بین المللی،فصلنامه آموزه های حقوق کیفری،تابستان ۱۳۹۰،شماره یک،ص۱۸۵٫ ↑ The United Nations Office on Drugs and Crime ‘’ UNODC addresses Security Council on small arms situation in Central Africa ‘’ http:// www.unodc.org /unodc/en /frontpage /2010 /March/unodc-addresses-security-council-on-small-arms-situation-in-central-africa.html,pp1-3 ↑ Maras, Marie-Helen,’’ Transnational Security’’, CRC Press,2014,p126. ↑ کمیسیون پیشگیری از جرم و عدالت کیفری شورای اقتصادی-اجتماعی بر مبنای قطعنامه ۱۹۹۲/۱ شورای اقتصادی-اجتماعی تاسیس شد.این کمسییون به عنوان نهاد سیاست گذار سازمان ملل متحد در زمینه پیشگیری از جرم و عدالت کیفری عمل می نماید.شورای اقتصادی-اجتماعی،مامو.ریت های کمیسیون پیشگیری از جرم و عدالت کیفری را در خلال قطعنامه ۱۹۹۲/۲۲ معین نموده است که به جای آن،این کمیسیون صلاحیت دارد تا به سیاست گذاری در زمینه اقدامات بین المللی و ملی مقابله با جرم و کفایت و عدالت سیستم های قضایی ملی بپردازد.هم چنین این کمسییون به تبادل آراء و اطلاعات با دول عضو در جهت شناسایی اولویت های بین المللی در زمینه مقابله با جرم می پردازد.در سال ۲۰۰۶،مجمع عمومی قطعنامه ۶۱/۲۵۲ را به تصویب رسانید که به موجب آن،صلاحیت های کمیسیون پیشگیری از جرم و عدالت کیفری افزایش یافت به طوریکه این کمیسیون بتواند به عنوان رکن اجرایی در دفتر مبارزه با جرم و مواد مخدر سازمان ملل متحد عمل نمود و هم چنین یک صندوق پیشگیری از جرم و عدالت کیفری که منابع مالی اش در اختیار ارائه کمک های فنی در زمینه های مورد صلاحیت کمیسیون قرار می گیرد تشکیل شد..کمیسیون پیشگیری از جرم و عدالت کیفری شورای اقتصادی اجتماعی به هماهنگ سازی اولویت های نهادهای مختلف سازمان ملل متحد در زمینه عدالت کیفری و پیشگیری از جرم می پردازد.برای اطلاعات بیشتر دراین زمینه ن.ک به: The United Nations Office on Drugs and Crime ,’’The Commission on Crime Prevention and Criminal Justice ,’’http://www.unodc.org/unodc/commissions/CCPCJ/pp1-2(last visit 22/11/2014) ↑ Boutwell, Jeffrey and Klare, Michael T. ,’’ Light Weapons and Civil Conflict: Controlling the Tools of Violence’’, Rowman & Littlefield,1999,p109. ↑ Goldblat, Jozef,’’ Arms Control: The New Guide to Negotiations and Agreements with New CD-ROM Supplement’’, SAGE,2002,p251. ↑ Sub-Commission on the Promotion and Protection of Human Rights ↑ United Nations Refugee Agency,’’ UN Sub-Commission on the Promotion and Protection of Human Rights,http: //www.refworld.org/publisher/UNSUBCOM.html,p1(last visit 14/2/2014) ↑ the UN Special Rapporteur on Small Arms and Human Rights ↑ Barbara Frey ↑ Draft Principles on the prevention of human rights violations committed with small arms ↑ بین تروریسم و دزدی دریایی تفاوت وجود دارد. بر مبنای تعریف کارگروه شورای همکاری امنیتی در بخش آسیایی آقیانوس آرام،تروریسم دریایی به این شکل تعریف شده است: ((انجام اعمال و فعالیت های تروریستی در محیط دریایی با استفاده یا برضد کشتی ها یا شناورهای ثابت در دریا یا در ساحل یا بر علیه یکی از مسافران یا خدمه یا بر علیه تاسیسات و سکونت گاه های ساحلی)).از این رو،تروریسم دریایی هم می تواند جنبه دولتی و هم خصوصی داشته باشد در حالی که دزدی دریایی بر مبنای تعریف ماده ۱۰۱ کنوانسیون بین الملل ۱۹۸۲ حقوق دریاها فقط جنبه خصوصی دارد. ↑ Chong Guan, Kwa Kwa and Skogan, John ,’’ Maritime Security in Southeast Asia’’, Routledge,2007,p64.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ششم
رابطه نامشروع
اخذ کفیل با وجه الکفاله
۰۰۰/۰۰۰/۲۰ ریال
طبق اظهارات دادیار این “پرونده به دلیل ارفاق به متهمان زن این قرار را صادر کردهاست و رویه قضایی بین او و همکارانش معمولاً این قرار می باشد و اگر به میل خود عمل می نمود برای متهمان زن قراری سنگین تر صادر میکرد”.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
با مشاهده پرونده ها در مرحله صدور قرار به این نتیجه می رسیم که قرارهای تامینی که برای زنان صادر می شود در واقع همان قرارهای معدودی است که در قانون آیین دادرسی کیفری پیش بینی شده است. البته باید توجه داشت که علت اصلی عدم تمایز قرارهای تامینی برای زنان بزهکار، ریشه در قوانین و مقررات آیین دادرسی کیفری کشور ما دارد که برخلاف قوانین کشورهای دیگر که از قرارهای جایگزین، ترمیمی، آموزشی و مراقبتی استفاده می کنند قرارهای جایگزینی پیش بینی نشده است و دست قضات و دادرسان را برای تأسیس قرارهای جدید بازنگذاشته تا با توجه به پرونده شخصیت و شدت و نوع و جرم قراری را متناسب با وضعیت و جنسیت متهمان صادر کنند. تنها راه حلی که به نظر می رسد میتواند گره گشایی کند ایجاد تغییرات در قانون آیین دادرسی کیفری و تأسیس قرارهای جدید با توجه به معیارهای بین المللی و استفاده از مطالعات تطبیقی که در قوانین کشورهای دیگر صورت گرفته است. هر چند که تغییر در نگرش قضات و دادرسان و آشنایی آنها با شرایط و ویژگی های متهمان و زنان بزهکار نیز بی تأثیر نیست زیرا مشاهده شده که دادرسان و قضات در صدور قرارهای تأمینی نسبت به زنان سخت گرفته و قرار آنها در شرایط مشابه در برخی موارد نسبت به متهمان دیگر از شدت بیشتری برخوردار بوده است. طبق ماده ۱۳۲ قانون آیین دادرسی کیفری قرارهای تامینی محدود می شوند به:
- التزام به حضور با قول شرف
- التزام به حضور با تعیین وجه التزام تا ختم محاکمه و اجرای حکم که در صورت استنکاف تبدیل به وجه الکفاله می شود.
- اخذ وثیقه اعم از وجه نقد یا ضمانت نامه بانکی یا مال منقول یا غیر منقول
از میان قرارهای پنجگانه بالا التزام به حضور با قول شرف به دلیل نبود ضمانت اجرای خاص در صورت عدم رعایت تعهد مورد استقبال قضات و دادرسان قرار نگرفته و به ندرت از آن استفاده میشود. قرار بازداشت نیز در مبحث بعدی به آن پرداخته می شود. آنچه در این بحث مدنظر ماست. اخذ کفیل با وجه الکفاله و اخذ وثیقه است که بیشتر از سایر قرارهای توسط قضات و دادرسان مورد استفاده قرار می گیرد. یکی از اهداف قانونگذار از قرارهای تامینی اخذ کفیل با وجه الکفاله و اخذ وثیقه با توجه به بافت فرهنگی و وابستگیهای خانوادگی و شرایط اجتماعی جامعه شرقی ایران و ایجاد جایگزین و جانشینی برای قرار بازداشت موقت و زندان است اما با کمی تأمل با موانعی مواجه میشویم بخصوص در مورد زنان بزهکار فقیر و بیسواد که د رتضاد با هدف قانونگذار قرار میگردد. از موانع موجود می توانیم به فقر اقتصادی زنان بزهکار و عدم استقلال مالی آنها که سبب وابستگی مالی به خانواده هایشان می شود نام ببریم که بعدا انرابه تفصیل بررسی خواهیم کرد. اما در قانون جدید آیین دادرسی کیفری قرارهای تأمین توسعه یافته و موارد بیشتری را شامل می گردد در این میان قرارهای اخذ کفیل با وجه الکفاله و اخذ وثیقه که قبلاً نیز در خصوص معایب آنها توضیح داده شد، دوباره مورد توجه قانونگذار گرفته است که این دو نوع قرار بهتر بود با توجه به وضعیت زنان مورد اصلاح واقع می شد. در خصوص بازداشت موقت نیز به تفصیل بعداً پرداخته می شود. سایر قرارهای قانون جدید به این شرح است: – قرار التزام به حضور با قول شرف: این قرار سابقه زیادی دارد در حالی که در جامعه اکنون ما از کارایی بسیاری برخوردار نمی باشد و فاقد ضمانت اجرای خاصی است و کمتر مورد استقبال و استفاده قضات قرار می گیرد. لذا تکرار مواردی که چندان دارای نکات مثبتی نیستند درقانون جدید اقدامی به جا و مناسب به نظر نمی رسد. – التزام به حضور با تعیین وجه التزام: این قرار از جمله قرارهای کارآمد در حقوق ایران است و به دلیل مزایایی که داشته مورد توجه قرار گرفته است ولی با این حال این عیب بزرگ را دارد که همیشه افراد پولدار، به راحتی می توانند از عهده این قرار برآیند ولی برای افراد کم درآمد و قشر آسیب پذیر جامعه بخصوص زنان کم درآمد و دارای فقر اقتصادی مناسب نمی باشد. – التزام به عدم خروج از حوزه قضایی با قول شرف: این قرار از قرارهای جدید التأسیس در قانون جدید می باشد که به نظر می رسد این قرار نسبت به زنان فقیر و دچار فقر اقتصادی مناسب باشد البته امیدواریم این قرار نیز مانند قرار التزام به حضور با قول شرف توسط مقامات قضایی کنار گذاشته نشود. – التزام به عدم خروج از حوزه قضایی با تعیین وجه التزام: در این نوع قرار نیز قید وجه التزام به زیان بزهکار تمام شده و از این جهت مفید به حال بزهکاران زن نیست. – التزام به معرفی نوبتی خود به صورت هفتگی یا ماهانه به مرجع قضایی یا نتظامی با تعیین وجه التزام: بواسطه این قرار متهم مکلف است در دوره زمانی مشخصی نسبت به معرفی خود به مراجع قضایی و انتظامی اقدام کند این قرار از آنجایی که موجبات حفظ آزادی متهم را بوجود میآورد رااطمینان از قابل دسترسی بودن متهم را بدنبال داردمناسب اما باز بواسطه تعیین مبلغی بعنوان وجه التزام مفید به نظر نمیرسد. – التزام به عدم خروج از منزل یا محل اقامت تعیین شده با موافقت متهم و تعیین وجه التزام از طریق نظارت با تجهیزات الکترونیکی یا بدون نظارت با این تجهیزات: این قرار بواسطه پیشرفت های جدید تکنولوژی بوجود آمده است ونشان از آن دارد که ما می توانیم از این ابزار در جهت تامین منافع و اهداف قضایی گام برداریم در این نوع نظارت متهم در محل زندگی خود باقی می ماند و برای اطمینان مأموران نظارت بطور مستمر بر آنها نظارت دارند شاید بتوان گفت این قرار مناسبترین قرار نسبت به زنان متهم به ارتکاب جرم باشد چرا که مزیتی که داراد این است که از روانه شدن آنان به محیطجرمزای زندان آن هم با آثار تخریبی فراوان جلوگیری می کند و در نهایت التزام مستخدمان رسمی کشوری یا نیروهای مسلح به حضور با تعیین وجه التزام با موافقت متهم پس از اخذ تعهد پرداخت از محل حقوق آنها از سوی سازمان مربوط. به موجب ماده ۲۴۷ قانون جدید بازپرسی می تواند متناسب با جرم ارتکابی، علاوه بر صدور قرار تأمین قرار نظارت قضایی صادر کند قرارهای نظارت قضایی عبارتند از: الف) معرفی نوبه ای خود به مراکز یا نهادهایی که بازپرسی تعیین می کند. ب) منع رانندگی با وسایل نقلیه موتوری. پ) منع اشتغال به فعالیت های مرتبط با جرم ارتکابی ت) ممنوعیت از نگهداری سلاح دارای مجوز ث) ممنوعیت خروج از کشور. تبصره ۱: در جرایم تعزیری درجه ۷ و ۸ در صورت ارائه تضمین لازم برای جبران خسارات وارد شده مقام قضایی می تواند صرفاً به صدور قرار نظارت قضایی اکتفا کند. در خصوص قرار بازداشت موقت نیز تدوین کنندگان قانون جدید با توجه به وجود ایرادات زیادی که در قرارهای تأمین قانون دادرسی کیفری حاضر وجود دارد، اصل را بر عدم صدور قرار بازداشت موقت قرار داده اند و قرار بازداشت موقت اجباری را حذف کرده اند. گفتار چهارم: فقر اقتصادی و عدم استقلال مالی زنان بزهکار یکی از عوامل اصلی بروز بزهکاری فقر اقتصادی می باشد که فقر فرهنگی و تحصیلی را به دنبال خواهد داشت در تحقیقات و پژوهش های انجام شده به اثبات رسیده که “عامل اقتصادی می تواند زمینه ساز انحراف زنان بزهکار باشد” (شرافتی پور، سال ۶ شماره ۲۲). و “بالاترین سطح اثر گذاری را در بروز جرم در زنان بزهکار خواهد داشت” (اسداللهی، ۱۳۸۰ :۲۳). صدور قرار تأمین مانند اخذ وثیقه یا کفیل یا وجه الکفاله برای متهمان که از فقر و مشکلات اقتصادی، نداشتن شغل و درآمد مکفی رنج می برند بیهوده است. زیرا نهایتاً به دلیل عجز از معرفی کفیل و یا وثیقه تبدیل به بازداشت موقت خواهد شد. به طور مثال نمونه شماره اول در جدول شماره ۳ از متهم به نگهداری و فروش مواد مخدر که به اجبار و فشار همسر معتادش و برای گذراندن زندگی دست به عمل مجرمانه می زند انتظار تامین قرار وثیقه نمی رود بلکه باید با ایجاد مراکز و سازمان ها و تدوین و تصویب قوانین حمایتی از زنان که چنین شرایطی دارند حمایت می شود زیرا در عین حال بزهکار بودن خود بزه دیده نیز هستند. از تبعات نداشتن استقلال مالی، وابستگی اقتصادی به خانواده ها برای تأمین قرارهای صادره است. در طول تحقیق و مصاحبه با بزهکاران مشاهده شده بود که در تأمین و یا عدم تأمین قراره صادره از سوی خانواده هایی که از تمکن مالی برخوردارند عوامل مختلفی موثر است مانند نوع جرم، شرایط انجام جرم، سابقه فرد متهم، شرایط تربیتی و خانوادگی، موقعیت اجتماعی و تمایل خود متهم یا بزهکار. برای مثال در مورد نوع جرم، خانواده ها در جرایم مختلف به طور یکسان عمل نمی کنند در جرایمی که با حییت و آبروی آنها در ارتباط مستقیم است و جامعه نسبت به آنها حساسیت بیشتری نشان می دهد. سریعاً اقدام به تأمین قراره صادره می نمایند تا از دید سایرین پنهان بماند مانند خلوت با نامحرم، رابطه نامشروع دون از زنا… هر چند باز هم هستند خانواده هایی که احساس می کنند در برخورد با مسأله بزهکاری فرزندشان نیاز به حمایت قانون دارند مانند نمونه دوم از جرم از حد یک رابطه فراتر رفته و منجر به تولد فرزندی شده بود که خانواده دختر با توجه به موقعیت مالی متوسطشان که امکان تامین قراره صادره را داشتند تمایلی به انجام این کار نشان ندادند و قرار تبدیل به بازداشت موقت شد. در حمل و نگهداری و فروش مواد مخدر بخصوص شیمیایی (کراک، شیشه و…) بخصوص اگر فرد مصرف کننده نیز باشد خانواده ها به لحاظ امیدواری جهت ترک اعتیاد نه تنها قرار صادره را تامین نمی کند بلکه موجبات دستگیری آنها توسط مامورین را فراهم می نمایند و در مواردی مانند نمونه سوم از جدول دوم خود خانواده ها مامورین را از وجود مواد مخدر مطلع می نمایند. در گروهی از بزهکاران تمایلی به ارائه آدرس و شماره تلفن درست از اقوام و خانواده و یا معرفی کفیل و یا وثیقه گذار وجود ندارد. دختران ولگرد، زنان خیابانی، فراریان از خانه و بزهکارانی از این دست به دلیل سابقه ای که دارند از طرف خانواده ها طرد شده اند و خود بزهکاران نیز علاقه ای ندارند که خانواده هایشان مطلع شوند آنها در چه وضعیتی هستند مانند نمونه پنجم از جدول دوم که بعد از فرار از خانه و رفتن به استانی دیگر و دستگیری بعد از چند ماه فرار از خانه حاضر به دادن آدرس صحح از خانواده اش نبود و به دلیل عدم تأمین قرار صادره در بازداشت موقت به سر می برد. در مجموع می توان گفت خانواده ها در مواجه با بزهکاری اعضای خود بخصوص زنان و دختران که از آنها انتظار وقوع جرم نمی رود واکنش های مختلف از خود نشان می دهند که از طرد و تنبیه کردن تا حمایت نمودن متفاوت می باشد. اما در این بین خانواده های زیادی هستند که در نگاه اول رفتار آنها جنبه حمایتی دارد اما هدف اصلی آنها از تأمین قرار مود نظر دادرس و جلوگیری از بازداشت فرد متهم یا بزهکار اعمال مجازات و تنبیه مورد نظر خودشان است که گاهاً باعث ایراد صدمات جسمانی و لطمات روحی شدید به فرد خواهد شد که در صورت اثبات جرم و صدور و اجرای حکم فرد دو دفعه به دلیل ارتکاب یک جرم مجازات خواهد شد این مورد بیشتر در جرایم منافی عفت، خلوت با نامحرم و جرایم این چنینی دیده می شود. گفتار پنجم: پیامدهای منفی قرارهای تأمینی منجر به بازداشت و قرار بازداشت بازداشت موقت عبارتند از سلب آزادی از متهم و زندانی کردناو توسط دادرسان و یا قضات در طول تمام یا قسمتی از تحقیقات که ممکن است تا صدور حکم قطعی نیز ادامه داشته باشد. هدف قانونگذار از قرار بازداشت موقت تامین عدالت و تضمین حقوق و آزادی های سایر شهروندان، جلوگیری از فرار، پنهان شدن و یا امحای آثار جرم و تبانی با سایر متهمان و شهود مطلعان واقعه، ممانعت از تکرار جرم و یا حمایت از خود متهم در مقابل تهدیدات دیگران و حفظ سلامت متهم. این قرار تأمینی با وجود مزایایی که دارد معایبی را به دنبال خواهد داشت از قبیل مغایرت با اصل برائت و عدم رعایت حقوق و آزادی های متهم در جریان بازداشت موقت که به طور مثال متهم به دلیل بازداشت موقت بودن امکان کافی جهت انتخاب وکیل و یا مراجعه به شهود و جلب نظر آنها برای ادای شهادت را ندارد و از طرفی تحقیقات انجام شده بازداشت موقت بر سرنوشت دعوا موثر است. “متهمانی که با بهره گرفتن از قرارهای جانشینی مانند کفالت و وثیقه و امثال آن در طول تحقیقات مقدماتی در آزادی به سر برده اند احتمال بهرمند شدن آنان از اغماض و گذشت قضات و دادگاهها (از لحاظ محکوم شدن به مجازات نقدی به جان زندان یا استفاده از امتیاز تعلیق مجازات و یا سایر مجازت های جایگزین حبس و حتی تبرئه شدن) به مراتب بیشتر از بازداشت شدگان است به موجب آماری که از حوزه قضایی ما نهاتان نیویورک در دهه اخیر بدست آمده ۶۴ درصد متهمانی که در بازداشت به سر برده اند محکوم به مجازات زندان شده اند و حال آنکه این رقم در مورد محاکمه قرار گرفته ۱۷ درصد بوده است تعلیق مجازات نیز فقط به ۵ درصد گروه نخست تعلق گرفته و این در حالی است که این رقم در مورد متهمانی که در بازداشت نبوده اند به ۳۶ درصد بالغ شده است”. (آشوری، ۱۳۸۴:۱۶۲). همچنین بازداشت موقت امکان هر گونه برنامه ریزی اصلاحی و درمانی را در مورد متهمانی که نیازمند به این برنامه هستند از بین می برد. علاوه بر موارد بالا که در اکثر نظام های قضایی کشورهای دیگر وارد است در مورد نظام حقوقی ایران یک انتقاد اساسی وجود دارد که: یکی از حقوق متهمان پیش بینی حق اعتراض متهم به قرارهای تامینی صادره از سوی بازپرس و دادیار است که به بازداشت وی منتهی می شود. طبق رهنمودهای بین المللی از جمله بند ۴ ماده ۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی متهم باید حق اعتراض به هر تصمیم قضایی را که به بازداشت متهم متهم منتهی می شود را به مراجع قضایی بالاتر داشته باشد که متأسفانه طبق بند ۳۰ فقط “بازداشت موقت است ظرف مدت ۱۰ روز از تاریخ ابلاغ به متهم قابل اعتراض است اما قرارهای اخذ وثیقه یا کفیل یا وجه الکفاله که در صورت استنکاف تبدیل به قرار بازداشت می شود حق اعتراض پیش بینی نشده است”. (گلدوست، ۱۳۸۸ :۶۵۱).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تبدیل به کنترل توقف در دو جهت با حقتقدم: از تابلوی توقف در تقاطعهایی استفاده میشود که لازم است رانندگان قبل از ورود به آن متوقف شوند. از مزایای کنترل توقف(نسبت به حالت بدون کنترل)این است که به دلیل تعریف واضح حقتقدم حرکات، ایمنی کلی تقاطع را افزایش میدهد. از سوی دیگر برخی معایب کنترل توقف عبارتند از: افزایش بسامد برخی انواع تصادفات (مثلاً تصادف از عقب)، افزایش هزینه استفادهکننده از راه به دلیل افزایش مصرف بنزین و توقف، افزایش آلودگی هوا و آلودگی صوتی. تابلوی حقتقدم برای آگاه نمودن رانندگانی بهکار میرود که به تقاطع نزدیک میشوند، اما اولویت عبور از تقاطع را ندارند و در عین حال در صورتی که از خالی بودن تقاطع اطمینان حاصل کنند توقف آنها ضروری نیست. کنترل حقتقدم، محدودیت کمتری نسبت به کنترل توقف ایجاد میکند اما نسبت به حالت بدونکنترل، محدودتر است. در وضعیت کنترل حقتقدم تعداد تصادفات بیشتر از حالت کنترل توقف است ولی هزینههای کاربران راه کمتر خواهد بود.
 ضابطه: استفاده از کنترل توقف را در شرایط زیر توصیه میشود: الف) تقاطع یک راه فرعی با راه اصلی که استفاده از قانون حقتقدم، ممکن است ایمنی کافی را برای عملکرد تقاطع فراهم نسازد. ب) خیابانی که وارد یک بزرگراه یا راهاصلی عبوری میشود. پ) یک تقاطع بدون چراغ در محدودهای که اغلب تقاطعها چراغدار هستند. ت) سرعتزیاد، محدودیتدید و یا سابقه تصادفاتی که نشاندهنده نیاز به کنترل با تابلوی «توقف» هستند. بهعلاوه، شرایطی را که استفاده از تابلوی رعایت حقتقدم لازم است، بهشرح زیر توصیه میشود: الف) هنگامیکه کاربر راه میتواند کلیه ترددهای تداخلی را مشاهده نماید و در عین حال با سرعت نصب شده در تابلو سرعت مجاز و یا سرعت %۸۵ حرکت نموده و از تقاطع بگذرد و یا با ایمنی کافی توقف نماید. ب) هنگامیکه کنترل حرکات ورودی به خیابان، بهدلیل نامناسب بودن هندسه خطوط افزایش سرعت و یا فاصله دید نیاز به اصلاح دارد. پ) در تقاطعهای یک بزرگراه جدا شده که عرضمیانه از ۹ متر بیشتر است تابلوی «توقف» در محل ورودی خیابان به تقاطع با بزرگراه نصب میشود و پس از ورود وسیلهنقلیه به فضای میانه تابلوی «رعایت حقتقدم» برای ضابطه و ادامه مسیر قرار میگیرد. ت) در تقاطعهایی که بر اساس قضاوت مهندسی ممکن است استفاده از تابلوی رعایت حقتقدم در حل مشکلات آن مؤثر باشد. کاربرد: برای استفاده از ضابطههای بخش قبل، نیاز به ۵ دسته اطلاعات خواهد بود: ۱- حجمتردد رویکردهای راهاصلی و فرعی در ساعت اوج یک روز عادی ۲- سرعت %۸۵ در راهاصلی (در صورت عدمدسترسی به اطلاعات، میتوان از سرعت نصب شده بر روی تابلو استفاده کرد). ۳- سرعت ایمن رویکرد راه فرعی (براساس فاصله دید موجود در تقاطع). ۴- درجهبندی راه اصلی و راه فرعی ۵- سابقه تصادفات حداقل در ۱۲ ماه گذشته و ترجیحاً در سه سال گذشته(شاهی و نادران، ۱۳۸۴). ممنوعیت پارک در خیابان: مانور وسایلنقلیه برای ورود به محلهای پارک در کنار خیابان یا خروج از آنها روی عملکرد و ایمنی جریان ترافیک تأثیر منفی خواهد گذاشت. جایگاههای پارک ممکن است نسبت به پیادهرو زاویهدار و یا موازی باشند. زمان لازم برای مانور پارک در جایگاه زاویهدار کمتر از جایگاه موازی است. با این حال ترک جایگاه پارک موازی سریعتر از ترک جایگاه زاویهدار خواهد بود. اندازهگیریها نشان میدهد که کل زمان مسدود کردن تردد در هر دو حالت ۳۶ ثانیه است. فصل ۱۶ از کتاب HCM میگوید که این مانورها باعث مسدود شدن موقت جریان ترافیک در خط مجاور میشوند و ظرفیت تقاطع را به خصوص تا فاصله ۷۶ متری خط توقف آن به شدت کاهش میدهند. پارک کردن در نزدیکی رویکردهای تقاطع از لحاظ ایمنی هم مشکلزا خواهد بود. برخی مطالعات نشان میدهند که جلوگیری از پارک در این ناحیه، بسامد تصادفات را بین ۱۶ تا ۳۲ درصد کاهش میدهد. پارک وسایلنقلیه در حریم تقاطع ممکن است باعث محدودیت دید رانندگان نسبت به ترافیک تداخلی شود(شاهی و نادران، ۱۳۸۴). ضابطهها: جدول ۲-۵، ضابطههای مربوط به ممنوعیت پارک در خیابان را با توجه به حداکثر جریان ترافیک، ارائه میکند. جدول ۲-۵: نحوه تعیین نیاز به ممنوعیت پارک در حاشیه خیابان
نوع ممنوعیت
حداکثر حجم تردد ( یک جهت ) وسیله نقلیه در ساعت در هر خط
رویکرد با یک خط
رویکرد با دو خط یا بیشتر
ممنوعیت پارک در تمام خیابان
۴۰۰
۶۰۰
ممنوعیت پارک در فاصله ۴۶ متری از خط توقف تقاطع
۳۰۰
۵۰۰
کاربرد: برای استفاده از ضابطههای بند قبل باید اطلاعات زیر جمع آوری شود: ۱- حجم تردد رویکردهای راهاصلی و فرعی برای ۸ ساعت یا بیشتر در یک روز عادی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
انگیزه پیشرفت حمایت آموزشی و انتظارات والدین ویژگی های مدرسه حمایت و انتظار معلم جو مدرسه شکل ۲-۲- مدلی از عوامل مؤثر بر انگیزه پیشرفت تحصیلی (مایا، ۲۰۰۰، ص ۲) همانطور که در مدل نشان داده شده است سه عامل اصلی ویژگیهای خانواده، مدرسه و معلم بر انگیزه پیشرفت دانشآموزان تأثیر دارد. به علاوه، ویژگی مدرسه که در این مدل با عنوان جو مدرسه نشان داده شده هم به طور مستقیم بر انگیزه دانشآموزان تأثیر دارد وهم با واسطه یعنی جو مدرسه ابتدا بر معلم و سپس عملکرد معلم بر انگیزه پیشرفت دانشآموزان تأثیر دارد. مطمئناً مدارس مکانی هستند که دانشآموزان را برای یادگیری توانا میسازند. محققان دریافتند که جو مدرسه و فعالیت معلمان احساس ایمنی را در مدارس افزایش میدهند. بوس ورث[۱۵۶] و همکاران (۲۰۱۱، به نقل از مهدیان، ۱۳۹۲) با مطالعه درک ایمنی مدرسه تأثیر دارد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
پیشینه داخلی بررسی مقایسهای رابطه هوش هیجانی با سلامت روانی و پیشرفت تحصیلی توسط حدادی کوهسار، روشن و اصغرنژاد (۱۳۸۶) نشان داد که میان هوش هیجانی و سلامت روان و پیشرفت تحصیلی همبستگی معنی داری وجود دارد. محمدزاده، شهنی ییلاق و مهرابی زاده (۱۳۸۸) به مقایسه دانشجویان پسر دارای سبکهای یادگیری متفاوت از لحاظ ویژگی های شخصیتی، انگیزه پیشرفت و عملکرد تحصیلی در میان دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز پرداختند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که بین دانشجویان دارای سبکهای یادگیری متفاوت از لحاظ ویژگی های شخصیتی، انگیزه پیشرفت و عملکرد تحصیلی در سطح ۰۵/۰p< تفاوت معنی دار وجود دارد. کشاورزی ارشدی (۱۳۸۸) رابطه بین هوش هیجانی و انگیزه پیشرفت در عملکرد تحصیلی دانشجویان را بررسی کرد. تحلیل یافته ها نشان داد که میزان هوش هیجانی با انگیزه پیشرفت ارتباط مؤثری دارد. بررسی رابطه بین سبکهای یادگیری و خلاقیت با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان توسط حسینی نسب و شریفی (۱۳۸۹) نشان داد که بین سبکهای یادگیری با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر رابطه وجود دارد. اما میان خلاقیت و پیشرفت تحصیلی رابطه ای یافت نشد. پژوهش توسط فرهوش و احمدی (۱۳۹۲) با عنوان رابطه بین سبکهای تفکر و سبکهای یادگیری با انگیزش پیشرفت را انجام شد. داده های پژوهش با آزمون همبستگی و تحلیل رگرسیون چند متغیره گام به گام نشان داد که بین سبکهای تفکر و سبکهای یادگیری با انگیزش پیشرفت ارتباط مثبت معنی دار وجود دارد و از میان سبکهای یادگیری، مدیریت زمان بیشترین توان تبیین انگیزش پیشرفت را دارد. طی پژوهش صورت گرفته توسط صبحی قراملکی (۱۳۹۱) با عنوان پیش بینی انگیزه پیشرفت تحصیلی بر اساس هوش هیجانی دانش آموزان، مشخص شد که هوش هیجانی با انگیزه پیشرفت رابطه مثبت معنی داری دارد. یافته ها نشان می دهد دانش آموزانی که دارای هوش هیجانی بالایی هستند به ادراک واقع بینانه تری در روابط بین فردی دست می یابند و این توانایی در کسب انگیزه پیشرفت به آن ها کمک می کند. بالا بودن میزان انگیزه پیشرفت به افزایش احساس خودکارآمدی و افزایش انگیزه تحصیلی می انجامد. کاووسیان و همکاران (۱۳۸۶) مطالعهای با عنوان عوامل مؤثر بر انگیزش تحصیلی دانشآموزان دختر و پسر دبیرستانهای سراسر کشور در سال تحصیلی ۱۳۸۴- ۱۳۸۳ انجام دادند. نتایج حاکی از آن است که متغیرهای خودپنداره تحصیلی، نگرش دانشآموز به ادامه تحصیل و پاداشهای اجتماعی بهترین پیشبینی کنندههای انگیزش تحصیلی درونی دانشآموزان هستند. پیشینه خارجی صداقت[۱۵۷]، عابدین[۱۵۸]، حجازی[۱۵۹] و حسن آبادی[۱۶۰] (۲۰۱۱) رابطه میان انگیزه پیشرفت، تعاملات شناختی و موفقیتهای تحصیلی را میان دانش آموزان شهر تهران بررسی کردند. تجزیه و تحلیل اطلاعات توسط نرم افزار لیزرل نشان داد که توانایی ادراکی، واسطه ادراکی و اهداف پیشرفت، پیش کننده تعهدات شناختی و موفقیتهای تحصیلی در میان دانش آموزان می باشد. چاتورویدی[۱۶۱] (۲۰۰۹) به بررسی تأثیر محیط مدرسه بر انگیزه پیشرفت و عملکرد تحصیلی دانشآموزان پرداخت. محیط مدرسه دارای پنج مؤلفهی برانگیختن خلاقیت، مشارکت شناختی، مورد پذیرش بودن، عدم پذیرش و نظارت است. نتایج تحقیق وی نشان داد که هر پنج مؤلفهی محیط مدرسه بر انگیزه پیشرفت مؤثر است و سه مؤلفهی نظارت، مورد پذیرش بودن و عدم پذیرش عملکرد تحصیلی دانشآموزان را پیشبینی کرد. نتایج تحقیقات (ریاندز[۱۶۲]، بولین[۱۶۳]، کرمیرز[۱۶۴]، هوپکینز[۱۶۵]، استول[۱۶۶] و لوگیرویچ[۱۶۷]، ۱۹۹۶، به نقل از چاتورویدی، ۲۰۰۹) نشان داد که از میان عوامل متعددی که مرتبط با انگیزه پیشرفت تحصیلی است، پنج ویژگی از جمله، تأکید بر مهارتهای مبتنی بر آموزش، انتظار پیشرفت زیاد از دانشآموزان، تعداد ارزیابی از پروژه های دانشآموزان، جو ایمن و دستوری و مدیریت آموزشی ارتباط بیشتری را با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان دارند. به علاوه، گرگوری (۲۰۰۷) در تحقیقی که با عنوان عوامل انگیزشی مؤثر بر موفقیت تحصیلی دانشآموزان دبیرستان انجام داد، نشان داد عوامل متعددی از جمله جو مثبت و حمایتی مدرسه، استقلال دانشآموز، فرصتهای منحر به فرد، روابط حمایتی، برنامههای درسی مناسب و رقابت سازنده توسط شرکتکنندگان به عنوان عوامل مهم در جذب برنامههایی که موجب پیشرفت تحصیلی دانشآموز میشود، معرفی شده است. همچنین پژوهش انجام شده توسط برنشتاین و مایر (۲۰۰۵) حاکی از آن است که عملکرد تحصیلی از تعامل بین متغیرهای موقعیتی مانند برنامه، روش های آموزشی، شرایط عاطفی و فیزیکی محیط تحصیلی، نگرش نسبت به مسایل آموزشی و انگیزه پیشرفت فراگیران تأثیر میپذیرد. معلمان گزارش کردند که نوع روابط و جو عوامل کلیدی برای ایمنی مدارس است. همچنین شواهدی قابل توجهی نشان داده که جو سازمانی، آموزشی و اجتماعی مدرسه بر انگیزه و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان تأثیر دارد (لادبیتر[۱۶۸] و بلات[۱۶۹]، ۲۰۰۱، نقل در مینگ- تی، ۲۰۱۰). کلینتون- یوگن[۱۷۰] (۱۹۹۹) در مطالعهای با عنوان ادارک دانشآموزان پس از جو مدرسه و ارتباط آن با پیشرفت و وضعیت اقلیت، به بررسی ۹ مؤلفه جو مدرسه شامل: روابط دوستانه، دستوری و منظم، مشارکت والدین، به اشتراک گذاری منابع، ارتباط بین شخصی دانشآموزان، رابطه معلم- دانشآموز، انگیزه پیشرفت، ساختمان مدرسه و به طور کلی جود مدرسه بودند پرداخت. نتایج نشان داد که ظاهر ساختمان مدرسه، رابطه معلم- دانشآموز و روابط دوستانه جنبه هایی هستند که بیشترین تأثیر را بر عملکرد دانشآموزان دارند. همچنین دانشآموزانی که نمرهای بالایی بدست میآورند ادراکشان از مدرسه نسبت به دانشآموزانی که نمرهای پایین بدست میآورند، مثبتتر است. تحقیقات نشان داد که عوامل مختلفی بر انگیزه پیشرفت دانشآموزان تأثیر دارند که مهمترین آنها ویژگیهای شخصیت، پیشینه خانوادگی و مدرسه است (اکلز[۱۷۱] و ویگفیلد[۱۷۲]، ۱۹۸۵؛ اکلز و هارولد[۱۷۳]، ۱۹۹۳؛ هانسون[۱۷۴]، ۱۹۹۴؛ هوسلر[۱۷۵] و استیج[۱۷۶]، ۱۹۹۲، نقل در مایا[۱۷۷]، ۲۰۰۰). مشارکت والدین در آموزش اولین و مهمترین عامل پایدار بر انگیزه پیشرفت دانشآموزان است (دالاس[۱۷۸]، ۲۰۰۱). مینگ- تی (۲۰۱۰) در مطالعهای به بررسی ارتباط بین ادراک از جو مدرسه، انگیزه پیشرفت و مشغولیت در مدرسه (رفتارهای مشارکتی و یادگیری خود تنظیمی) پرداخت. یافتهها نشان داد که ادراک از جو مدرسه مستقیماً بر مشغولیت در مدرسه تأثیر دارد و غیر مستقیم بر انگیزه پیشرفت تأثیر گذار است. نتایج مطالعه دالاس[۱۷۹] (۲۰۰۱) حاکی از آن است که جو حمایتی و مراقبتی مدرسه تأثیر قوی بر نظارت مؤثر، مسؤلیتپذیری، فعالیتهای مدرسه، تأیید دانشآموزان و کارکنان دارد. همچنین نتایج نشان داد کلاسهای درس مبتنی بر رویکرد ساختنگرایی بر انگیزه دانشآموزان تأثیر دارد. برای مثال، کلاسهای درس آنها فعال، مبتنی بر پروژه و علاقه بیشتر و معنی داری نسبت به کلاسهای درس سنتی دارند. به علاوه، معلمان از طریق راهبردهای مؤثر، تنظیم روش های آموزش مبتنی بر نیاز دانشآموزان، اجازه انتخاب به دانشآموزان، آموزش اکتشافی، بالا بردن اعتماد به نفس و ایجاد محیط کلاس درس مبتنی بر ارتباطات مثبت در پرورش انگیزه پیشرفت دانشآموزان مؤثر هستند. مطالعات دیسکر[۱۸۰]، دونا[۱۸۱] و چاریینسون[۱۸۲] (۲۰۰۷، نقل از خووری- کاسابری و بن- آریه، ۲۰۰۹) نشان داد که کیفیت ارتباط معلم- دانشآموز با موفقیت تحصیلی بیشتر و بهره وری در کلاس و آزمونهای استاندارد ریاضی و خواندن ارتباط دارد (به علاوه ارتباط معلم- دانشآموزان با نتایج رفتاری دانشآموزان مرتبط است برای مثال، ارتباط بهتر معلم- دانشآموز پیشبینی کننده سطح بالایی از شایستگی اجتماعی و مشارکت دانشآموزان است. فری[۱۸۳] و همکاران (۲۰۰۸) به بررسی نقش دلبستگی به مدرسه و مشارکت خانواده بر توسعه رفتارهای منفی در طول نوجوانی پرداختند. یافته های تحقیق آنان نشان داد دلبستگی به مدرسه با سطوح پایینتری از خشونت و باورهای پرخاشگری، درک مثبت از جو مدرسه و انگیزه پیشرفت دانشآموزان همبسته بود. همچنین درک حمایتی رفتار معلم با ادراک مثبت از جو مدرسه و سطوح بالایی از انگیزه پیشرفت همبسته است و کنترل والدین با سطوح پایینتری از رفتارهای خشونتآمیز و سطوح بالایی از انگیزه پیشرفت تحصیلی همبسته است. کرستین[۱۸۴] و همکارانش (۲۰۰۸) در مطالعهای نشان دادند، جو مثبت مدرسه مهمترین جز موفقیت و مؤثر در مدارس است. این محققین دو جنبه از ادراک دانشآموزان از جو مدرسه شامل الف) دستوری و منظم، ب) انگیزه پیشرفت را بررسی کردند. تجزیه و تحلیل چندگانه با مدل خطی نشان داد عامل سطح شخصی (مانند طبقه و جنیست)، نسبت بزرگتری از واریانس را برای ادارک از مدرسه دارا است. عامل سطح مدارس (به عنوان مثال اندازه و تغییر معلمان) و چندین مورد از عوامل سطح کلاسهای درس (به عنوان مثال ویژگیهای معلم، اندازه کلاس، تعداد دانشآموزان با مشکلات رفتاری) نیز پیشبینیکنندههای معنی داری از جو مدرسه هستند. ارتباط بین انگیزه پیشرفت و عملکرد تحصیلی پیچیده است. اما معمولاً، بیشتر دانشآموزان با انگیزه در انجام دادن تکالیف علمی تلاش بیشتری میکنند، پایدارند، از استراتژیهای شناختی برای انجام تکالیف استفاده میکنند و عملکرد بهتری در انجام تکلیف دارند (پینتریچ[۱۸۵]، ۲۰۰۳، نقل از راس[۱۸۶]، ۲۰۰۸). مارتین[۱۸۷] و همکاران (۲۰۰۸) در مطالعهای با عنوان «متغیرهای پیشبینی کننده پیشرفت تحصیلی در سیستم آموزش اسپانیا: در مقطع راهنمایی، مطالعه طولی» انجام دادند. نتایج نشان داد که متغیرهای مربوط به سطح آموزشی، جو مدرسه، انتظارات معلم از دانشآموزان بیشترین ارتباط را با متغیر مورد مطالعه که پیشبینی پیشرفت تحصیلی است؛ دارد. همچنین اندازه مدرسه، درصد دانشآموزانی که نمرهایشان تکرار میشود و مدریریت مدرسه واریانس کمتری از این پیشبینی را به خود اختصاص دادهاند. طی پژوهش صورت گرفته درباره رابطه میان انگیزه تحصیلی و موفقیت تحصیلی دانش آموزان توسط امرایی[۱۸۸]، الهی مطلق[۱۸۹]، عزیزی زالانی[۱۹۰] و پرهون[۱۹۱] (۲۰۱۱) و با بهره گرفتن از ضریب همبستگی پیرسون مشخص شد که میان دو متغیر انگیزه تحصیلی و موفقیت تحصیلی همبستگی بالایی وجود دارد. از طرف دیگر متغیرهایی مانند تلاش، رقابت، دلواپسی های اجتماعی نیز دارای ارتباطی قوی با عامل موفقیت تحصیلی داشت. بررسی تأثیر سبکهای یادگیری و مدیریت زمان بر موفقیت تحصیلی توسط سیمون[۱۹۲]، سازان[۱۹۳] و تروتا[۱۹۴] (۲۰۱۱) نشان داد که برنامه های فردی مدیریت زمان عاملی تأثیر گذار بر موفقیتهای تحصیلی دانش آموزان می باشد. ساکلوفسکی[۱۹۵]، استین[۱۹۶]، مستوراس[۱۹۷]، بیتون[۱۹۸] و اسبورنه[۱۹۹] (۲۰۱۲) پژوهشی انجام دادند مبنی بر رابطه میان شخصیت، احساس، هوش هیجانی و مقابله با استرس و موفقیت تحصیلی دانش آموزان. مدل یابی معادلات ساختاری نشان می دهد که عملکرد تحصیلی با هوش هیجانی و مقابله با استرس رابطه دارد. طباطبایی[۲۰۰] و مشایخی[۲۰۱] (۲۰۱۳) رابطه میان سبکهای یادگیری و پیشرفتهای تحصیلی دانش آموزان را بر اساس تفاوت مهارتها، رشته اصلی و جنسیت مورد مطالعه قرار دادند. نتایج نشان داد که رشته اصلی و جنسیت تأثیری بر سبک های یادگیری نداشت. فصل سوّم روش شناسی پژوهش مقدمه در این فصل جامعه آماری، نمونه، روش نمونه گیری، روش پژوهش، ابزار پژوهش، روش جمع آوری داده ها و روش تحلیل داده ها توضیح داده شده است. طرح پژوهش روش این پژوهش توصیفی-پیمایشی از نوع علی–مقایسهای (علی پس از وقوع) میباشد، که ضمن بررسی به مقایسه دانشجویان دارای سبکهای یادگیری متفاوت از لحاظ هوش هیجانی و انگیزه پیشرفت در شهر اهواز میپردازد؛ بدینصورت که پژوهشگر به دنبال کشف و بررسی تفاوت بین متغیرهایی است که از قبل وجود داشتهاند. جامعهی آماری و روش نمونهگیری در این پژوهش، جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر هلال احمر شهر اهواز می باشد که در سال تحصیلی ۹۴-۹۳ مشغول به تحصیل می باشند. در این پژوهش، نمونهگیری در دو مرحله، یکبار جهت اعتباریابی پرسشنامهها و بار دیگر جهت آزمودن فرضیهها انجام گرفت. الف( نمونهگیری جهت اعتباریابی پرسشنامه ها ابتدا برای بررسی روایی و پایایی پرسشنامهها از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحلهای استفاده شد، بدین صورت که از بین مجموع ۱۵ رشته بصورت تصادفی ۸ رشته انتخاب، سپس با توجه به نسبت تعداد دانشجویان هر رشته از بین آنان تعدادی بصورت تصادفی و در مجموع ۱۰۰ نفر انتخاب شدند. در نهایت آزمودنی پس از تکمیل پرسشنامه ها آن را به پژوهشگر گرداندند. ب (نمونهگیری برای آزمودن فرضیه ها نمونه این بخش از پژوهش شامل ۲۰۰ دانشجوی پسر بود که با روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب شدند. برای انتخاب دانشجویان، از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحلهای استفاده میشود، بدین صورت که از بین مجموع ۱۵ رشته بصورت تصادفی ۸ رشته انتخاب، سپس با توجه به نسبت تعداد دانشجویان هر رشته از بین آنان تعدادی بصورت تصادفی و در مجموع ۲۰۰ نفر بهصورت تصادفی انتخاب و پرسشنامههای انگیزه پیشرفت، خود – گزارشی هوش هیجانی و سبک های یادگیری برای تکمیل به آنها ارائه گردید. ابزارهای پژوهش ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش عبارتند از: ۱-پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس[۲۰۲] (AMQ) ۲- پرسشنامه خود – گزارشی هوش هیجانی شات[۲۰۳] ۳-پرسشنامه سبک های یادگیری کلب[۲۰۴] (LSI) ۱-پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس (AMQ) پرسشنامه انگیزه پیشرفت توسط هرمنس در سال ۱۹۷۰ ساخته شده است و دارای ۲۹ سؤال می باشد. این آزمون دارای ۱۰ زیر مقیاس می باشند که عبارتند از: سطح آرزوی بالا، انگیزه قوی برای تحرک بالا، مقاومت طولانی، تمایل به اعمال تلاش مجدد، ادراک پویا، آینده نگری، توجه به ملاک شایستگی و لیاقت، بازشناسی، ریسک پایین. نحوه اجرای پرسشنامه به صورت مداد و کاغذی می باشد. نحوه نمره دهی و تجزیه و تحلیل به این صورت است که ۲۹ جمله ناقص که به دنبال هر جمله ناقص چند گزینه داده شده است. این گزینه ها بر حسب شدت، انگیزش پیشرفت از زیاد به کم و کم به زیاد است. پایایی برای تعیین پایایی پرسشنامه انگیزش پیشرفت، هرمانس از فرمول کودر – ریچاردسون استفاده کرد و ضریب پایایی آن را ۸۶/۰ گزارش نمود که از نظر روان سنجی در سطح خوبی است. (شکرکن و محب،۱۳۸۱). پرسشنامه انگیزه پیشرفت در ایالات متحده نیز مورد بررسی قرار گرفته. اعتبار این تست به روش آلفای کرونباخ در ایالات متحده روی جمعیت کارگران با تعداد ۴۱۰ نفر برابر با ۹۴/۰ به دست آمده است. در تحلیل عامل مقدارKMO برابر با ۹۲/۰ به دست آمد (شکرکن و محب، ۱۳۸۱). در پژوهش حاضر برای تعیین پایایی از روش آلفای کرونباخ و تنصیف استفاده شده است. در جدول ۱-۳ ضرایب پایایی پرسشنامهی انگیزش پیشرفت آورده شده است. جدول۱-۳. ضرایب پایایی پرسشنامهی انگیزش پیشرفت در پژوهش حاضر
انگیزش پیشرفت
ضرایب پایایی
آلفای کرونباخ
۷۱/۰
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تاریخ جهانگشای، نثری منشیانه دارد و از مراجع معتبر تاریخ مغول است و مطالبی در آن آمده که در منابع دیگر به دست نمیآید.مورخانی چون وصاف الحضره، خواجه رشیدالدین فضلالله، ابنالعبری، ابن الطقطقی ، شهابالدین احمدبن یحیی کاتب دمشقی، حمدالله مستوفی و خواندمیر و میرخواند مطالبی از او نقل و اقتباس کردهاند. این اثر را نخستینبار علامه «محمد قزوینی» تصحیح و در سه جلد، بین سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۵۵ هجری قمری (۱۹۱۱ تا ۱۹۳۷ میلادی) در لیدن هلند به چاپ رساند و در ایران نیز این کتاب بارها از طرف انتشارات کلاله خاور (۱۳۳۷)، مجلس (۱۳۵۲)، بامداد (۱۳۶۲)، امیرکبیر (۱۳۶۲)، بامداد و ارغوان (۱۳۶۷)، دنیای کتاب (۱۳۷۵)، انتشارات امیرکبیر (۱۳۷۸)، انتشارات دستان (چاپ سوم ۱۳۸۸) چاپ و منتشر شده است. دربارهی تاریخ بیهقی،تحقیقات زیادی نگارش یافته،که به طور اختصار میتوان به موارد زیر اشاره کرد: الف) حسنک وزیر از تاریخ بیهقی، به کوشش زهرا خانلری (کیا) – دیبای خسروانی (گزیدهی تاریخ بیهقی)، گزینش و گزارش محمد جعفر یاحقی، مهدی سیدی- در پیرامون تاریخ بیهقی شامل مجموعه اسناد و تاریخ غزنویان و آثار گمشدهای ابوالفضل بیهقی، سعید نفیسی- تاریخ بیهقی، تصحیح علیاکبر فیاض- تاریخ بیهقی، تصحیح و حواشی سعید نفیسی ، انواع فعل در تاریخ بیهقی از مریم السادات رنجبر و… ب) مقالاتی که در باره بیهقی وتاریخش نوشته شده عبارتند از:جلوه های هنری و بلاغی در تاریخ بیهقی نوشته ی پروین گلی زاده – تحقیق در ساختمان فعل زبان فارسی در دوره رشد وتکوین زبان بر اساس کتاب تاریخ بیهقی ، پایان نامه دوره کارشناسی ارشد- تحول معنایی در واژه های تاریخ بیهقی دکتر قاسم صحرایی، پایان نامه کارشناسی ارشد-کتابی تاریخی به فارسی درباره دوره پادشاهی مسعود غزنوی و مختصری در تاریخ خوارزم ، تألیف ابوالفضل محمدبن حسین بیهقی است . این کتاب بخشی است از کتاب مفصّلی که به نام های جامع التواریخ ، جامع فی تاریخ سبکتگین ابوالفضل بیهقی ، تاریخ آل محمود یا تاریخ آل سبکتگین شناخته می شود(نفیسی ، ج ۱، ص ۵ ۲۸۲). از تاریخ بیهقی نسخه های خطی فراوانی در کتابخانه های ایران و دیگر کشورهای جهان به جا مانده است که نشان می دهد در چند قرن اخیر بسیار مورد توجه و پسند مردم بوده و آوازه ای درخور داشته است. (بیهقی: ۵۱۶). تاریخ بیهقی موجود نخستین بار در ۱۸۶۲ در کلکته به تصحیح مورلی و به اهتمام ناسولیز چاپ شد. در ۱۳۰۵ـ ۱۳۰۷ با تصحیحات و حواشی سیداحمد ادیب پیشاوری در تهران چاپ سنگی شد. طی سال های ۱۳۱۹و ۱۳۲۶ و ۱۳۳۲ش با تصحیحات و تعلیقات مفصّل سعید نفیسی درسه مجلد با عنوان تاریخ مسعودی و در ۱۳۲۴ ش به تصحیح علی اکبر فیاض با تعلیقات و فهرست ها درتهران و در ۱۳۵۰ش به تصحیح فیاض درمشهد انتشار یافت.خلیل خطیب رهبر این کتاب را همراه با معانی واژه ها و شرح جمله های دشوار و برخی نکته های دستوری و ادبی در ۱۳۶۸ ش در تهران به چاپ رساند. ۱-۵- اهداف تحقیق الف- اهداف اصلی به اعتقاد زبان شناسان زبان در حال تغییر وتحول است و زبان ثابت نیست و این تغییر زبان در اسم و فعل وحرف باعث گردیده که ما امروز در فهم بعضی از متون تاریخی دچار مشکل شویم .یکی از متون متکلّف وتاریخی زبان فارسی تاریخ جهانگشای جوینی وتاریخ بیهقی است در این پایان نامه سعی شده انواع فعل و تحولات معنایی آنها بررسی گردد.بررسی افعال به فهم متن کتاب کمک شایانی می نماید. پژوهش درباره ساختمان افعال در زبان فارسی وتغییر وتحول واجی وهم چنین تغییر معنایی دربعضی از افعال درطول تاریخ درشعر و نثرفارسی از ابتدا تا زمان مورد بحث ما و همچنین معّرفی چهره ی عطاملک جوینی و ابوالفضل بیهقی برای نسل امروز و بررسی عظمت کار نویسنده در کتاب ارزشمند تاریخ جهان گشای جوینی و تاریخ ابوالقفضل بیهقی. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ب- اهداف فرعی ۱-بررسی ویژگی های سبکی با رویکرد انواع فعل ازنظر زمان ماضی،مضارع، مستقبل درکتاب تاریخ جهانگشا و تاریخ بیهقی ۲- بررسی افعال از نظر ساختمان ، ساده ، مرکب وپیشوندی . ۳-آشنایی خوانندگان وادب دوستان با زندگی نامه و سبک نویسندگی عطاملک ۴-آشنایی با موضوع ومحتوای کتاب تاریخ جهان گشا ۵- آشنایی با اندیشه وافکار نویسنده وسبک نویسندگی عطاملک. ۶-آشنایی خوانندگان وادب دوستان با زندگی نامه و سبک نویسندگی بیهقی ۷-آشنایی با موضوع ومحتوای کتاب تاریخ بیهقی ۸- آشنایی با اندیشه وافکار نویسنده وسبک نویسندگی بیهقی. ج- اهداف عملی مهم ترین هدف پژوهش استفاده فرهنگستان از واژه ها وافعال تاریخ جهانگشا به جای واژه های بیگانه وازاین تحقیق می توان درشناخت شخصیّت علمی وادبی عطاملک جوینی وابوالفضل بیهقی و سبک تاریخ نویسی و ویژگی های سبک دوره و برخی از مسائل اجتماعی، سیاسی، اخلاقی و مذهبی دوره مورد بحث بهره گرفت. همچنین دانشجویان و دبیران محترم ادبیّات فارسی و شاعران و صاحبان ذوق که در زمینه مسائل تاریخی قرن پنجم وهفتم، مطالعه ای دارند با بهره گیری از موضوعات ومطالب نوشته شده می توانند بر دانش و معلومات خود افزوده و با ویژگی های سبک نویسندگی بیهقی و عطاملک آشنا شوند ۱-۶- اهمیّت و ضرورت تحقیق تاریخ سند معتبری از رویدادها وحوادث است که از گذشتگان به ما ارث رسیده است و نوشته های یک نویسنده بیانگر اندیشهی اوست و هر اندیشهای در عرصهی بیکران ادب فارسی، گران قدر و حایز اهمّیت است ؛ از این رو آشنایی با کتب تاریخی گذشته و مطالعه و معّرفی آن به جامعهی ادب دوست ضروری است لذا برداشتن گامی درجهت معّرفی و بررسی یک گوشه از افکار و اندیشه های این دو نویسنده بزرگ و شناساندن کتاب تاریخشان به دیگران ،اهمیت این تحقیق را نشان میدهد. امید آن که دیگران هم در این راه بکوشند و به نتایج دقیق تر وبهتری نایل گردند. ۱-۷- روش تحقیق نوع تحقیق، توسعه ای ونظری وروش آن کتابخانه ای است که همانند تحقیقات رشته های علوم انسانی ، بر پایه ی استشهاد وتعلیل، توصیف و تجزیه و تحلیل عقلانی ومنطقی و با بهره گرفتن از مطالعات کتابخانه ای صورت می گیرد. ابتدا یک دور کتاب تاریخ جهانگشا وتاریخ بیهقی را مطالعه نموده، سپس به شرح هایی که در این زمینه توسط بزرگان نوشته شده، به بررسی متون و شناخت معنی و مفهوم متن پرداخته است سپس کتاب های دستور زبان فارسی مخصوصاً دستور زبان پنج استاد و دستور دکتر خیام پور وسبک شناسی بهار و تاریخ زبان فارسی دکتر خانلری راخوانده ومجدداً به تاریخ جهانگشا وتاریخ بیهقی مراجعه کرده وافعال را فیش برداری نموده .سعی نموده افعال را همراه با شاهد مثال ازخود تاریخ جهانگشا وتاریخ بیهقی یادداشت نماید سپس به تغییر وتحول تاریخی افعال پرداخته وفیش ها را براساس انواع فعل از نظرزمان وسپس تقسیم جزیی انواع هر فعل دسته بندی نموده است. نگارنده سعی کرده است تا با مطالعه دقیق و هدفمند دو کتاب تاریخ با بهره گیری از منابع کتابخانه های متعدد این مجموعه را بعد از یادداشت برداری ونقد وبررسی مطالب جمع آوری شده فراهم آورد. ۱- ۸- اصلی ترین نتایج تحقیق صرف نظر از نتیجه های جزیی تحقیق، نگارنده به این نتیجه کلّی رسیده است که کاربرد فعل در تاریخ جهانگشا وتاریخ بیهقی متنّوع بوده وافعال در طول تاریخ تحوّلی شگرف در آن ها رخ داده است به گونه ای که امروز بعضی از افعال این دو کتاب متروک شده اند و یا بعضی افعال همچنان ثابت باقی مانده اند و در زبان وگفتار امروز کاربرد دارند. فصل دوم بخش یکم – پیشینه تحقیق و تعاریف ۲-۱-۱-پیشینه ی تحقیق دستور زبان یکی از سه شعبه ی مهم زبان شناسی است ومانند زبان وزبان شناسی دارای تعریف های متعددی است. نویسندگان دستورهای کهن آن را «فنّ درست گفتن ودرست نوشتن وتعلیم زبان» می خوانند. پیروان زبان شناسی تبدیلی – تولیدی آن را« توصیف بالقوه ی زبان درتولید و فهم جمله های بی شمار»می دانند. می توان گفت دستور بحثی است از زبان شناسی که در باره ی ساخت آوائی وصرفی ونحوی ومعنائی زبان بحث می کند از دستور وزبان شناسی می توان در فرا گرفتن زبان نیز بهره گرفت. (فرشید ورد ،۱۳۸۲: ۳۰) برخی مانند پیروان زبان شناسی تولیدی- تبدیلی ، دستور زبان را شامل آوا شناسی ونحو ومعنی شناسی می دانند.(مشکوه الدّینی،۱۳۶۴: ۸) اینان صرف وسازه شناسی را بخشی از ساخت آوایی زبان می شمارند.(همان: ۱۳۸) اما حق این است که به شیوه ی پیشینیان وزبان شناسان دیگر ، صرف را از آوا شناسی جدا سازیم ومعنی شناسی را هم در دستور زبان به اختصار مورد بحث قرار دهیم ودستور را به چهار بخش تقسیم کنیم. دو بخش اصلی شامل صرف ونحو ودو بخش الحاقی مشتمل بر آوا شناسی ومعنی شناسی. آموختن دستور هر زبان آگاهی علمی به آن زبان است این آگاهی منشا بسیاری از عملکردهای درست زبانی است عمل کردهایی از قبیل استفاده ی مناسب و منطقی از زبان به عنوان ابزار سازمان دهنده ی فکر وذهن آموزش درست زبان های بیگانه و توفیق در برقراری ارتباط گفتاری ونوشتاری مسلماً آن که زبان را بهتر می شناسد بهتر می تواند از آن استفاده کند (کامیار : ۲-۱) در باره ی دستور دو نوع مبالغه می شود یکی از طرف افرادی که آن را علمی بیهوده وبی فایده می دانند ودیگر به وسیله کسانی که آن را فن درست گفتن و درست نوشتن و پایه ی زبان آموزی و درست نویسی می پندارند . ۲-۱-۲- شاخه های دستور زبان دستور زبان خود اقسامی دارد و به شعبههایی تقسیم میشود، مانند:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بیماران بستری در بخش های مراقبت ویژه دارای عوامل خطر IAH/ACS متعدد می باشند که به طور کلی این عوامل را می توان به چهار گروه اصلی تقسیم کرد: عوامل کاهنده کمپلیانس دیواره شکم که شامل نارسایی حاد تنفسی ، جراحی شکم همراه با بستن اولیه فاشیا ، آسیب یا سوختگی وسیع ، در وضعیت دمر ، بالا بردن سر تخت بیش از ۳۰ درجه ، BMI بالا و چاقی مرکزی افزایش محتویات داخل لومن که شامل فلج گوارشی ،ایلئوس و انسداد کاذب کولون افزایش محتویات شکم مانند: هموپریتوئن[۱۷] ، پنوموپریتوئن[۱۸] ، آسیت ، اختلال عملکرد کبدی نشت مویرگی و احیای مایعات که شامل اسیدوز۲/۷ > PH ، هیپوتانسیون ، هیپوترمی (دمای مرکزی کمتر از ۳۳ درجه ساتنی گراد)، کواگولوپاتی [۱۹] ( پلاکت کمتر ازmm3 /۵۵۰۰۰ یا PTT کمتر از ۵۰ در صد ویا ۵/۱< INR ) دریافت مایعات کلوییدی یا کریستالوییدی بیش از ۵ لیتر در ۲۴ ساعت ویا اولیگوری و سپسیس (۱۷) بالا رفتن فشار داخل شکمی تقریباً بر همه ارگان های بدن اثرسوء دارد.IAH همراه با افزایش فشار داخل قفسه سینه منجر به کاهش برون ده قلبی علی رغم کسر تخلیه ای و حجم طبیعی می گردد. علاوه براین IAH باعث بالا رفتن فشار ورید مرکزی و فشار وج مویرگ های ریوی (PCWP)[20] با وجود کاهش حجم مایعات بدن می شود، به طوریکه بیان شده است برای محاسبه میزان دقیق CVP و PCWPبه اندازه نیمی از IAPاندازه گیری شده باید از این فشارها کاسته شود. بنابراین بدنبال چنین تغییراتی ناشی از افزایش فشار داخل شکمی ارزیابی احیای مایعات با بهره گرفتن از PCWP وCVP می تواند گمراه کننده باشد. عدم تشخیص این مشخصه مهم بر روی عملکرد قلبی می تواند منجر به احیای ناکافی، ایسکمی مقاوم و بدتر شدن پیشآگهی گردد( ۸،۹،۲). افزایش IAP باعث افزایش فشار پرده جنب و داخل قفسه سینه و به دنبال آن ادم ، آتلکتازی ، کاهش ظرفیت باقی مانده عملکردی ، کمپلیانس ریه و حجم باقیمانده می گردد. به صورتیکه علائم یک بیماری محدود کننده ریوی را بروز می دهد. اثرات IAP بر روی سیستم تنفسی بیشتر به صورت مکانیکی می باشد. کلاپس آلوئولی ناشی از کوچک شدن فضای داخل قفسه سینه و بالارفتن فشار داخل قفسه سینه ، باعث عدم تطابق تهویه و پرفیوژن ، هیپوکسی و اسیدوز تنفسی می شود. بنابراین فرد مراقبت کننده باید بیمار را از نظر هیپرتانسیون ریوی و انقباض عروقی ناشی از هیپوکسی تحت نظر قرار دهد.
 در بیمارانیکه تحت تهویه مکانیکی هستند فشار مثبت انتهای بازدمی خودبخودی ، فشار حداکثر راه هوایی ، فشار پلاتو و متوسط فشار راه هوایی اغلب در نتیجه آسیب آلوئولی ناشی از فشار بالا می رود. علاوه بر این کمپلیانس استاتیک[۲۱] و دینامیک[۲۲] به طور واضحی کاهش پیدا می کند . افزایش ایسکمی ناشی از هیپوکسی منجر به آزاد شدن واسطههای التهابی شده و سندرم نارسایی تنفسی که در بیماران ICU شایع است بروز می کند. نارسایی تنفسی در نتیجه ترکیبی از عواملی مثل ؛ کلاپس آلوئولی ، افزایش فشار قفسه سینه و ادم بینابینی است. اثر افزایش فشار داخل شکمی بر روی سیستم کلیوی از طریق افزایش جریان خون کلیوی ، فیلتراسیون[۲۳] کلیوی می باشد. در IAP15 و بالاتر علائم اولیگوریک و در بیشتر از ۳۰ میلیمتر جیوه آنوری رخ می دهد. علت اختلال عملکرد کلیوی ناشی از چندین عامل همانند ؛ کاهش برون ده ادراری ، افزایش مقاومت عروق کلیوی و کاهش فیلتراسیون گلومرولی می باشد .کاهش برون ده ادراری ناشی از IAH منجر به افزایش مقاومت عروق سیستمیک وانقباض شریان های کلیوی می شود. این شرایط تحت تاثیر فاکتورهای هورمونی مثل آنتی دیورتیک [۲۴]و افزایش فعالیت رنین[۲۵] ، آلدوسترون[۲۶] پلاسما بدتر خواهد شد. افزایشIAP منجر به کاهش جریان خون احشایی به دنبال انقباض عروق مزانتر و ترشح وازوپرسین می گردد. وقتی IAP به ۱۰ میلی متر جیوه و بیشتر برسد جریان خون ورید پورت کاهش پیدا می کند . کاهش جریان خون پورت منجر به ایسکمی کبد و بروز اختلالات انعقادی می گردد. IAP بالا باعث ایسکمی بافتی در همه ارگانهای داخل شکمی به جزء غده آدرنال می شود. سیکل معیوب افزایش احتقان وریدی و کاهش جریان خون شریانی باعث ایسکمی و نشت مویرگی و آسیب سلولی می گردد. سپسیس و نارسایی چند ارگانی باعث می شود که سیستم گوارش دچار هیپوکسی بیشتر و دوره های ایسکمی و چرخه پاسخ های التهابی می شود. IAH یک عامل خطر مستقل برای آسیب ثانویه مغزی می باشد که بر روی فشار داخل جمجمه اثر می کند. افزایش IAP باعث بالا رفتن دیافراگم و به دنبال آن کاهش حجم داخل قفسه سینه و افزایش فشار داخل توراسیک می گردد. بالا رفتن این فشار منجر به افزایش فشار ورید مرکزی و به تبع آن افزایش فشار در ورید ژگولار داخلی می شود. این افزایش فشار ، جریان خون وریدی را مختل و منجر به احتقان داخل جمجمه ای و کاهش فشار خونرسانی مغزی و ایسکمی مغزی می شود(۲). ارتباط IAP و (ICP)[27] در پژوهشی که توسط دیرن[۲۸] وهمکارانش بر روی ۱۱ بیمار تحت تهویه مکانیکی با آسیب غیر ترومایی مغز در سال ۲۰۰۵ انجام شد به اثبات رسیده است . حتی افزایش ناچیز IAP نیز منجر به افزایش ICP می گردد.(۶۶/۳ ±۱۳/۸) همچنین در این پژوهش بیان شده است IAP می تواند عامل هیپرتانسیون داخل جمجمهای ایدیوپاتیک در افراد مبتلاء به چاقی مرضی باشد و یا علت بدتر شدن وضعیت نورولوژیک در بیماران مبتلاء به آسیب چندگانه بدون آسیب آشکار عصبی باشد (۳۳). با توجه به اثر IAH بر روی سیستم های مختلف و عوارض ناشی از افزایش آن، تشخیص زودهنگام جهت پیشگیری وبرطرف نمودن علت زمینهای ضروری است. درصورت شناسایی به موقع IAH با مداخلات غیرجراحی قابل کنترل می باشد. برای رسیدن به این هدف باید IAH قبل از بروز علائم سندرم کمپارتمان شکمی تشخیص داده شود. شواهد جدیدتر بیان می کند که اندازه گیری IAP هریک تا دو ساعت تا ثابت ماندن IAP برای جلوگیری از افزایش سریع IAP لازم می باشد (۲) . بررسی و اندازه گیری فشار داخل شکمی همانند سایر بررسی های همودینامیک از وظایف پرستار بخش مراقبت ویژه است. تحقیقات نشان داده است که تنها در ۶۰درصد موارد معاینات بالینی در تشخیص IAH در مقایسه با اندازه گیری فشار داخل شکمی موفق بوده است. اندازه گیری سریال IAP برای تشخیص و درمان ACS/IAH ضروری است. زیرا حساسیت معاینه بالینی تنها ۶۰-۴۰درصد می باشد(۱۰،۱۱،۱۲). از این رو طبق توصیه انجمن جهانی سندرم کمپارتمان شکمی، اندازه گیری روتین در بیماران دارای دو یا چند عامل خطر IAH باید هر ۶-۴ ساعت تا زمان حذف عامل خطر انجام شود(۱۷). IAP به دو روش مستقیم و غیر مستقیم اندازه گیری می شود. در روش مستقیم با بهره گرفتن از یک کاتتر داخل پریتوئن که به مانومتر آب یا ترانسدیوسرفشار متصل می شود مستقیماً فشار داخل شکمی اندازه گیری می گردد. این روش به شکل اولیه در طی جراحی لاپاراتومی استفاده می گردد(۳۴).(شکل ۲-۲) اما این روش برای استفاده در محیط های ICU به دلیل عوارض بالقوه آلودگی پریتوئن یا پارگی روده قابل استفاده و عملی نیست.
شکل ۲-۲: اندازه گیری IAP به روش مستقیم( ۳۴) IAP به طور غیر مستقیم بوسیله اندازه گیری فشار ارگان های خاص درون شکم نیز قابل محاسبه است. قرار دادن یک کاتتر از طریق ورید فمورال به داخل ورید اجوف تحتانی یک روش اندازه گیری غیر مستقیم IAP است. اما این روش نیز دلیل عوارضی مثل عفونت و تشکیل ترومبوز محدود می باشد. روش دوم اندازه گیری غیر مستقیم شامل اندازه گیری فشار معده از طریق لوله های گاستروستومی یا بینی _معدی است.(شکل ۲-۳)در نهایت روش اخیر و استاندارد، پایش IAP از طریق سوند فولی و اندازه گیری فشار داخل مثانه می باشد.(شکل ۲-۴) دیواره مثانه وقتی حاوی حجمی به اندازه ۵۰ تا ۱۰۰ میلی لیتر مایع می باشد به عنوان یک دیواره غیر فعال عمل می کند و از قانون پاسکال تبعیت می کند و فشار را به مانومتر آب و یا ترانسدیوسر منتقل می کند( ۳۴، ۲) .
شکل ۲-۳: اندازه گیری IAP از طریق معده(۳۴)
شکل ۲-۴ اندازه گیری فشار داخل شکمی از طریق کاتتر فولی( روش korn) (34) مطالعات اخیر بیان کرده است که حجم ۵۰-۲۵ میلی لیتر کمترین میزان خطا را از نظربالینی برای اندازه گیری IAP دارد. در اندازه گیری IAP به این روش باید متغیر هایی که برروی حرکت دیواره مثانه مؤثر باشد مثل مثانه نوروژنیک تشخیص داده شود چرا که این اثر منجر به اندازه گیری کاذب IAP خواهد شد. در صورت بروز این موارد از دیگر روش های غیر مستقیم می توان استفاده کرد.استفاده از سوند مثانه سه راهه برای این روش مناسب تر است.با این حال از سوند فولی دوراهه نیز می توان برای اندازه گیری استفاده کرد. در صورت استفاده از سوند سه راهه می توان با بهره گرفتن از پورت شستشوی مثانه بدون نیاز به دسترسی مکرر به سیستم بسته بوسیله یک سر سوزن اندازه گیری را انجام داد. در صورت استفاده از سوند دو راهه بوسیله یک سوزن شماره ۱۸ می توان ارتباط داخل مثانه را به سیستم اندازه گیری فشار برقرار کرد. این روش یک روش غیر تهاجمی ، مناسب، ساده ودقیق است که در همه محیط های ICUقابل استفاده می باشد. روش اخیر اولین بار در سال ۱۹۸۴ توسط کرن معرفی شد وبوسیله چتام تعدیل گردید . شرکت های مختلفی در پی تولید دستگاهای ساده ای برای اندازه گیری IAP بوده اند. یکی از نمونه هایی که امروزه بیشتر استفاده می گردد کیت ابوایزر[۲۹] می باشد که خطر بالقوه انتقال عفونت را به سیستم ادراری با بسته نگه داشتن سیستم اندازه گیری کاهش می دهد. (شکل ۲-۵) هرچند تحقیقات انجام شده در این زمینه که توسط چتام انجام شده است میزان بروز خطر انتقال عفونت را ناچیز گزارش کرده اند (۲). شکل شماره ۲- ۵ : کیت Ab viser (17) از روش های اندازه گیری دیگر استفاده از کاتتر ادراری بیمار به عنوان یک مانومتر اندازه گیری فشار می باشد که اولین بار توسط هارا هیل[۳۰] (روش لوله U) ارائه گردید (۳۵ ). (شکل ۲- ۶ ) در این روش نیاز به ترانسدیوسر فشار یا مانیتورینگ نمی باشد بنابراین برای استفاده در محیط های غیر از ICU مناسب است. امروزه چندین شرکت تجاری در پی ساخت تجهیزاتی هستند که به صورت غیر تهاجمی و با کمترین صرف وقت کادر پرستاری قادر به اندازه گیری IAP باشد. مبنای اندازه گیری همه این وسایل از طریق فشار مثانه به عنوان عنوان فشار داخل شکمی است(۲).
شکل ۲-۶ اندازه گیری فشار داخل شکمی به روش لوله U(35) طبق استاندارد طلایی ارائه شده توسط انجمن جهانی سندرم کمپارتمان شکمی و سایت هیپرتانسیون داخل شکمی اندازه گیری IAP به هر کدام از روش های ذکر شده باید در وضعیت صفر درجه انجام گردد. اما به دلیل اثرات نامطلوب این وضعیت بر روی سیستم تنفسی و قلبی_عروقی در بیماران بستری در بخش های مراقبت ویژه به ندرت این بیماران قادر به تحمل این وضعیت می باشند. بنابراین پژوهشگران مطالعات زیادی در این زمینه انجام داده اند تا به وضعیت مناسبی که با حفظ راحتی و آسایش بیماران منجر به اندازه گیری دقیق تر IAP دست پیدا کنند (۱۲،۱۱،۱). مدیریت مناسب بیماران در معرض خطر IAH و بررسی دقیق وضعیت قلبی_ عروقی همراه با در نظر گرفتن خطاهایی است که IAP می تواند بر روی وضعیت همودینامیک داشته باشد، ضروری است(۸). تنظیم مناسب ونتیلاتور با توجه به اثرات افزایش IAP بر روی کمپلیانس دیواره قفسه سینه بسیار مهم است . مدیریت دقیق مایعات و وازوپرسورها نیز بسیار کلیدی و مهم است چرا که مایع کم ممکن است منجر به ایسکمی روده ای و تولید سایتوکین ها گردد. این جریان وقتی سندرم نفوذپذیری مویرگی رخ میدهد خیلی بدتر خواهد شد(۲). جهت کمک به درمان این گونه پیچیدگیها انجمن جهانی سندرم کمپارتمان شکمی توصیه به استفاده از الگوریتم بررسی و درمان سندرم کمپارتمان شکمی و هیپرتانسیون شکمی کرده است (شکل ۲-۷) (۳۷،۳۶) . اندازه گیری IAP و APP به صورت مداوم یاحداقل هر ۶-۴ ساعت ادامه درمان تا حفظ IAP کمتر از mmHg 15 و APP بیش از mmHg 60 mmHg 12< IAP شروع درمان طبی تا کاهش IAP بهبود جریان خون سیستمیک و منطقه ای مطلوب سازی تجویز مایعات بهبود کمپلیانس دیواره شکم خارج کردن توده های فضاگیر خل شکمی تخلیه محتویات داخله روده ای مرحله اول احیای مایعات با هدف مستقیم اجتناب از تجویز بیش از حد مایعات اطمینان از آرامبخشی و بی دردی کافی سونوگرافیشکمی جهت تشخیص ضایعات ایعات گذاشتن NGT یا رکتال تیوب شروع داروهای افزایش دهنده حرکات معده روده کمک به حفظ تعادل منفی مایعات برای سه روز مرحله دوم به حداقل رساندن تغذیه روده ای حفظ فشار پرفیوؤن شکمی mmHg60≤APP برداشتنپانسمانها واسکارهایمحدودکننده شکم توموگرافی کامپیوتری شکم برای تشخیص ضایعات شکمی مانیتورینگ همودینامیک جهت احیای مایعات اجتناب از وضعیت دمر وافزایش سرتخت بیش از۲۰ درجه احیا با مایعات هیپرتونیک وکلوییدی درناژ با کاتتر از طریق پوست تجویز انما
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
قابل ذکر است اشعار این دو شاعر با نگرش توصیفی_تحلیلی نقد و بررسی شد. ۸-۱٫ تعریف اصطلاحات: *کلید واژه ها: فریدون مشیری، رابیند رانات تاگور،رمانتیسم، ادبیات تطبیقی، نقد، نقد تطبیقی. *رمانتیسم: رمانتیسم به مکتبی اطلاق میِشود که در قرنِهای ۱۸ تا ۱۹ میلادی در اروپا رواج داشت. این مکتب به آزادی، شخصیت، هیجان و احساسات، کشف و شهود، گریز و سیاحت و سفرهای جفرافیایی در آثار خود بسیار اهمیت قاﺋل است. *ادبیات تطبیقی: این شاخه از نقد ادبی، به بررسی تلاقی ادبیات در زبانِهای مختلف و روابط پیچیده آن در گذشته و حال و روابط تاریخی آن از حیث تأثیر و تأثر در حوزه های هنر، یا مکاتب ادبی، جریانِهای فکری، موضوعِها و افراد … میِپردازد. *نقد: فعالیتی است مبتنی بر مطالعه هوشمندانه در آثار ادبی و هنری و توصیف و تحلیل و بیان مزایا و کاستیِها. *نقد تطبیقی: نقدی است که از موازنه و بررسی شانه به شانه، دو اثر ادبی در همه حوزهِِِها یا حوزهِِای خاص سخن میگوید. در این موازنه از تأثیر و تأثر دو هنرمند، شباهتِها و تفاوتِهای آنان با یکدیگر سخن میِرود. ۱-۹٫ قلمرو تحقیق: قلمرو تحقیق در این پژوهش دوره زمانی معاصر در ایران و سیر رمانتیسم در این دوره است. و در هند، دوره ادبیات نو وسیر رمانتیسم در قرن نوزدهم و بیستم میِباشد. کتابِهای مهم و معتبر که برای این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفت عبارتند از:
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
*دربارهِی زندگی و اشعار فریدون مشیری: -شاکری یکتا، م.، ( ۱۳۸۷)، آسمانی تر از خورشید، تهران: نشر ثالث. -دهباشی، ع .، (۱۳۷۸)، ( به نرمی باران “جشن نامهِِی مشیری”) *دربارهِی زندگی و اشعار ترجمه شدهِی تاگور: -دهباشی، علی.، (۱۳۸۸ ) ، شناختنامهِی تاگور ، تهران: نشر نیکا . *برای آشنایی با مکتب رمانتیسم وسیر آن در ایران و اروپا: -سید حسینی، رضا .، ( ۱۳۸۵ )، مکتبِهای ادبی، چاپ چهاردهم ، تهران: مؤسسهِی انتشارات نگاه . -جعفری جزی، مسعود.، (۱۳۷۸)، سیر رمانتیسم در اروپا ، تهران: نشر مرکز. – جعفری جزی، مسعود.، (۱۳۸۶) ، سیر رمانتیسم در ایران، تهران: نشر مرکز. *برای آگاهی از اوضاع سیاسی اجتماعی ایران و هند: – آرین پور، یحیی، (۱۳۸۲)، از صبا تا نیما. – لنگرودی،شمس(۱۳۷۷).تاریخ تحلیلی شعر نو، ج۳٫ چاپ اول. تهران: مرکز. *برای نقد و ادبیات تطبیقی: -زرین کوب، عبدالحسین.، (۱۳۶۹) ، نقد ادبی، چاپ چهارم، تهران: امیرکبیر. -ندا ،طه.، (۱۳۸۳)، ادبیات تطبیقی، مترجم هادی نظری منظم، چاپ اول، تهران: نشر نی. -عبدالسلام کفافی، محمد.، (۱۳۸۲) ادبیات تطبیقی، مترجم سید مرتضی شیرازی، چاپ اول، نشر آستان رضوی. ۱۰-۱ .پیشینه تحقیق: پژوهش حاضر “نقد تطبیقی مکتب رمانتیسم در اشعار فریدون مشیری و تاگور” میِباشد. شایان ذکر است، که دربارهِی ادبیات و نقد تطبیقی کتابِها، مقالات و پژوهشِهایی انجام شده است. اما از آن جا که این شاخه از ادبیات در ایران، بحث جدیدی است، تاکنون بررسی علمی با این موضوع خاص صورت نگرفته است. کتاب ها و مقالات ذیل برای کمک هرچه بیشتر و بهتر، جهت درک و یادگیری مورد استفاده و مطالعه واقع شد: *کتاب ِها: -شناختنامه ی تاگور، علی دهباشی (۱۳۸۸). این کتاب حاوی مقالاتی است که پیرامون زندگی، افکار و اشعار تاگور نوشته شده است. بیشتر مقالهِها ترجمه شدهِاِند و ترجمهِی این مقالهِها در مجلِهِی بخارا نیز موجود میِباشد. این کتاب یکی از مراجع اصلی تحقیق پژوهشگر میِباشد. در این کتاب بعضی اشعار تاگور تحلیل و بررسی شده است. اما هیچ یک از اشعار با رویکرد مکتب رمانتیسم بررسی نشدهِاند. -سیر رمانتیسم در ایران، مسعود جعفری جزی(۱۳۸۶). در این کتاب سیر رمانتیسم از دوره مشروطه در ایران مورد بررسی قرار گرفته است. نویسنده به سیر و تحولات سیاسی و اجتماعی ایران از عصر مشروطه تا نیما پرداخته است. سپس به بررسی عوامل و زمینهِِهای مؤثر در پدید آمدن مکتب رمانتیسم در ایران پرداخته است.در این بررسی شاعران این مکتب را نیز معرفی کرده است. مشیری نیز از آن دسته شاعرانی است که در چند سطر معرفی شده است. در این پژوهش پژوهشگر به جایگاه مشیری در ایران و تحلیل اشعار او با رویکرد مکتب رمانتیسم پرداخته است. *مقالات: -خاکپور، م.، (۱۳۸)، رمانتیسم و مضامین آن در شعر فارسی، فصلنامه علمی: کاوش نامه، شماره: ۲۱ ، ۲۴۸-۲۲۸٫ -نصرت زادگان، ن.، (۱۳۸۷)، بررسی تطبیقی آثار صمد بهرنگی و شل سیلور ستاین، فصلنامه علمی – پژوهشی، ادبیات تطبیقی، شماره: ۶ ، دانشگاه آزاد واحد جیرفت، صص:۲۲۴ – ۱۹۷ – نور احمر، ه.، ( ۱۳۷۶)، ادبیات هند، نشریه فرهنگ و هنر، شماره ۴۵،صص: ۱۲۹- ۱۲۵ در این مقاله نویسنده به سیر رمانتیسم در هند پرداخته است. تاگور نیز از جمله شاعرانی است که پیرو مکتب رمانتیسم بوده است. *پایان نامهِها: – صانعی، مهرنوش.، (۱۳۸۵)، نقد تطبیقی سهراب سپهری و جبران خلیل جبران، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات. – مدنی، نسرین.، (۱۳۸۴)، نقد تطبیقی آثار دو شاعر معاصر فروغ فرخزاد و غاده السمان عرب،دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات. ۱۱-۱٫سازمان دهی پژوهش: این پژوهش در قالب پنج فصل تدوین گردیده است: -در فصل اول به بیان مسأله، اهداف تحقیق، پرسشِها و فرضیهِهای آن، روش و نوع پژوهش و پیشینهِی آن بیان میِشود. -درفصل دوم، در مبحث مبانی نظری به رمانتیسم و ویژگیِهای آن و تفاوتش با مکتب کلاسیسیم بیان میِِشود. در مبحث تاریخی به سیر رمانتیسم در ادبیات اروپا، وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران در قرن بیست و هند در قرن نوزدهم و بیستم، رمانتیسم در ایران و هند پرداخته میِشود. -فصل سوم، شرح حال، معرفی و تحلیل اشعار فریدون مشیری و تاگور را در بر میِگیرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
الف : اهداف کششی[۵] قدیمیترین مسایل مکان یابی میباشد و اشاره به نزدیکی هر چه بیشتر مکان انتخابی به مشتریان و حداقل نمودن میزان فاصله و مسافت را دارد. در واقع مسایلی که تابع هدف آنها به صورت کمینه سازی است، هدفهای کششی دارند(امینی، ۱۳۸۶). ب : اهداف فشاری[۶] این اهداف از اوایل دهه ۱۹۷۰ بوجود آمدند و مسایل مکان یابی مراکز نامطلوب را در بر میگیرند. هدف در این مسایل، حداکثر کردن فاصله مکانهای جدید از مکانهای موجود است. مدلهایی که برای این نوع اهداف ارائه شدند بعدها به مدلهای مکان یابی مضر[۷] معروف شدند. مثال برای یافتن مکان مناسب برای دفن زباله که در آن، یکی از هدفها بیشینه کردن فاصله این مکان، از مناطق مسکونی است(منبع قبلی، ۱۳۸۶).
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
پ : اهداف متعادل[۸] اهدافی هستند که تلاش در متعادل ساختن مسافت بین مکان و مشتریان دارند. این هدفها پیوسته ترین نوع هدفها هستند و هدف اصلی آنها دستیابی به برابری است. این هدفها بیشتر در تصمیم گیریهای عمومی کاربرد دارند؛ جایی که هدف برقراری عدالت بین افراد است. مانند متعادل کردن حجم کاری مراکز پلیس که سبب متعادل شدن ارائه خدمات به متقاضیان می شود(منبع قبلی، ۱۳۸۶). معیارهای مکان یابی زمینهای ورزشی در شهر الف: دسترسی مهمترین معیار در مکان یابی فضاهای ورزشی، آسانی دسترسی است. این معیار برای همه مرکزهای ورزشی- از کوچکترین آنها تا مرکز ورزشی شهر- مصداق دارد. اما ضوابط تحقق این معیار در سطوح گوناگون متفاوت است. دسترسی در مرکزهای ورزشی واحد همسایگی و محله استقرار یابند، شعاع متوسط دسترسی کاهش مییابد و معیار آسانی دسترسی، تحقق مییابد. دسترسی آسان در مرکزهای ورزشی ناحیه و بالاتر، مستلزم برخورداری این مرکزها از شبکه دسترسی مناسب و با ظرفیت بالاست؛ زیرا برخلاف سایر فضاهای فرهنگی و تفریحی(مثل کتابخانه ها، فضاهای بازی، و مانند آنها که پیشتر بررسی شدند) مراجعان به این فضاها، افزونتر بر بهره برداران شامل تماشاچیان نیز می شود. بنابراین هنگام برگزاری مسابقهها، تقاضای سفر برای مراجعه به این مرکزها افزایش مییابد و در صورت نبود شبکه دسترسی مناسب، اختلال ترافیکی گستردهای در اطراف مرکز ورزشی به وجود می آید. ب: آسایش یکی دیگر از معیارهای مکان یابی این فضاها حفظ آسایش شهروندان است. فضاهای ورزشی، در شمار فضاهای پر سرو صدا محسوب میشوند و اگر مناطق مسکونی، آموزشی و درمانی در اطراف این فضاها قرار گرفته باشند، هیاهوی بازیگران و تماشاچیان- که لازمه تحرک و هیجانی ناشی از فعالیتها ورزشی است- موجب سلب آسایش شهروندان میگردد. این فضاها باید در جایی از شهر واقع شوند که سبب اختلال در آسایش شهروندان نگردند. ایجاد منطقه حایل بین مرکز ورزشی و کاربریهای حساس به آلودگی صوتی(فاصله گذاری بین این کاربریهای ناسازگار ) استفاده از فضای سبز، سرپوشیده کردن فضاهای ورزشی و به کارگیری سایر راه هایی که برای کاهش آلودگی صوتی به کار می آید، به تحقق این معیار کمک می کند. پ: همجواری همجواریهای مناسب برای مرکزهای ورزشی واحد همسایگی، محله، پارک، فضای سبز و فضاهای فرهنگی و تفریحی دیگر، محلههای مسکونی و مرکز های آموزشی (البته با حفظ فاصلهی مناسب) است. برای مرکزهای ورزشی ناحیه و بالاتر، افزون بر موارد ذکر شده، شبکه های بزرگ راه ها، مناطق خوش آب و هوا، ییلاقها و کوه پایهها نیز بهترین همجواریهای مناسب هستند. همجواریهای نامتناسب نیز، کاربریهای بهداشتی و درمانی، صنعتی و کارگاهی و ایستگاههای جمعآوری یا مرکزهای دفع زباله هستند. انتخاب زمین باید پس از بررسی کاربری زمینهای همجوار و تعیین میزان سازگاری یا ناسازگاری آنها با فعالیتهای ورزشی انجام شود. گذشته از اینها ضروری است، ملاحظات زیر در مکان یابی زمینهای ورزشی در نظر گرفته شوند: -انتخاب زمین باید به گونه ای باشد که امکان توسعه و گسترش مرکزهای ورزشی در آینده فراهم باشد. -موقعیت زمین باید با توجه به امکان دسترسی پیاده – سواره به وسایط نقلیهی عمومی پیش بینی شود. -انتخاب زمین باید به گونه ای باشد که امکان دسترسی به تأسیسات زیر بنایی، مانند شبکه فاضلاب، آب، برق، تلفن و گاز فراهم باشد. -موقعیت ورزشگاههای جدید باید با توجه به شبکه ورزشی موجود در شهر پیش بینی شود(سازمان برنامه، ۱۳۷۴). ت: شیب کم زمین شیب کم از دیگر معیارهای مکان یابی برای بیشتر رشته های ورزشی است، به جز رشتههایی مثل کوهنوردی و اسکی که به شیب زیاد نیاز دارند. دیگر رشته های ورزشی در زمینهای کم شیب انجام میگیرند. عوامل مؤثر در انتخاب زمین فضاهای ورزشی مشخص بودن وضعیت مالکیت زمین و نوع کاربری آن. از تمام جهات، بلا معارض باشد. با توجه به مطالعات اقلیمی وتعیین جهت باد باید توجه داشت زمین انتخابی در مسیرعوامل آلودگیزا مثل دود کارخانجات، مواد شیمیایی، بوی محل تجمع زبالهها، فاضلاب شهری، قبرستان، کشتارگاه، محلهای دارای آلودگی صوتی، مرغداری، کورههای آجر پزی، تیمارستان، گورستان، پمپ بنزین و … نباشد . رعایت حریمهای قانونی معابر رودخانههای فصل، مرزی، دریا و دریاچه الزامی است. امکان استفاده مجموعه در خصوص آب قابل شرب الزامی است و استفاده از آب چاه، چشمه یا قنات با اخذ مجوز از اداره بهداشت منطقه به لحاظ میکروبیولوژی ضروری است. دارا بودن شبکه برق سراسری. امکان استفاده از تسهیلات شبکه مخابرات. امکان استفاده از شبکه سراسری گاز. زمین انتخابی نباید در اراضی پست وسیلگیر واقع شده باشد . دارای شیب ۲% و حداکثر ۱۰ % درصد باشد. زمین نباید در مجاورت محلهائی که احتمال ریزش کوه و بهمن وجود دارد قرار داشته باشد. زمین باید خارج از حریم کابلهای هوائی و زمینی فشار قوی برق باشد . زمین باید خارج از حریم خطوط اصلی و فرعی گاز رسانی باشد . زمین باید خارج از حریم لوله های سراسری نفت رسانی حتی با فاصله خیلی زیاد باشد، البته ارجح است از ساخت فضا در کنار چنین خطوطی خودداری نمود. زمین دارای عوارض و توپوگرافی نامناسب که هزینه های آماده سازی زیاد را در بر خواهد داشت نباشد . زمینهائی که دارای سطوح صاف و مناسب یکپارچه برای تجمع ساختمانها و فضاهای ارتباطی بین زمینهای ورزشی نباشند مناسب نیستند . از نظر راه دسترسی و جانمائی زمین براساس طرحهای تفضیلی یا هادی مصوب لازم است که کروکی زمین تهیه شده و به تأیید مراجع ذیصلاح برسد . حریمهای قانونی راههای احتمالی موجود در اطراف زمین بعد از اخذ استعلام رعایت شود تا ابعاد قطعی زمین پس از اصلاحی مشخص گردد . استعلام از شهرداری یا ادارات ذیربط به لحاظ اینکه مشخص گردد زمین در محدوده طرح توسعه فعلی یا آینده شهر یا مسیر بزرگراههای ارتباطی واقع نشده باشد. زمین نزدیک و در مسیر حوزه های آبریز فرعی و اصلی و رودخانهها قرار نداشته و باتلاقی نباشد . زمینهای واقع بر روی آب انبارهای متروکه و مدفون در خاک، مسیر قنوات یا دایره مردود میباشد . زمینهایی که عمق خاک دستی و بقایای زباله در روی آنها بیش از حد پی سازی باشد برای احداث ساختمان مناسب نیستند . زمینهای همجوار با پستهای زمینی فشار قوی نامناسبند. زمینهای واقع شده در جلوی منابع زیرزمینی آب شهر که در عمق پائینتر هم واقع گردیدهاند برای احداث ساختمان مناسب نیستند . زمینهای واقع شده در خط القعر شهرها مناسب احداث ساختمان نمیباشند . زمینهایی که در کنار مخازن سوخت شهرها واقع گردیدهاند برای احداث ساختمان نامناسبند . اشتباهات متداول در مکان یابی اشتباه در تعیین مکان ورزشی، ضررهای جبران ناپذیری به دنبال خواهد داشت و گاهی منجر به تغییر محل باصرف هزینه های زیادشده، یا به رکود و تعطیلی کامل فعالیت بیمهای میانجامد. عموماً اشتباه در تعیین محل، هنگامی پیش می آید که تعریف درستی از آنچه از ما خواسته می شود در دست نباشد. اشتباههای دیگری نیز وجود دارد که حتی مدیران زیرک نیز دچار آن میشوند. برخی از این نوع اشتباهها برای توجه بیشتر مدیران، محققان و افراد کلیدی و تصمیم گیری در مسایل مکان یابی به این شرح بیان می شود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
چنانکه مشاهده میشود هر دو گروه از لحاظ اندازههای متغیرهای مورد پژوهش با هم تفاوت معنادر (در سطح احتمال ۱ درصد) دارند. به عبارت دیگر اضطراب گروه مضطرب به طور معنادرای از اضطراب گروه افسرده بیشتر است چنانکه افسردگی در میان گروه افسرده از افسردگی در میان گروه مضطرب بیشتر است؛ به عبارت دیگر دو گروه مورد نظر از لحاظ افسردگی و اضطراب آن اندازه با متفاوتند که میتوان به گونهای معتبر طرحوارههای فعال در میان آزمودنیهای مضطرب را از طرحوارههای فعال در میان آزمودنیهای افسرده تفکیک کرد. دشواری روششناختی غالب پژوهش هایی که به مقایسه طرحواره های افراد افسرده و مضطرب پرداخته اند آن است که معمولاً افسردگان آن اندازه مضطرب هستند که نمیتوان طرحوارههای فعال در میان آنها را به افسردگی نسبت داد؛ همین مشکل، اگر چه در ابعادی کوچکتر در مورد مضطربان وجود دارد. در مورد وجود یا عدم طرحواره فعال در هر یک از گروههای سهگانه افسرده، مضطرب و بهنجار به نظر میرسد که عدد ۱۷ انتخاب محتاطانه و مناسبی باشد؛ از نظر یانگ و همکاران (۱۳۸۹، ص ۱۰۶) وجود حداقل سه نمره ۵ برای هر طرحواره «…معمولاً از نظر بالینی به این معناست که طرحواره در ذهن بیمار وجود دارد». از آنجا که هر طرحواره با پنج گویه سنجیده میشود و ارزش هر گویه از یک تا شش متغیر است و کمترین ارزش عددی محتمل برای دو گویه باقیمانده یک است، کمترین عدد ممکن برای فعال بودگی طرحواره ۱۷ خواهد بود: ۵+۵+۵+۱+۱=۱۷. بنا بر این نقطه برش ۱۷ و بالاتر در این پژوهش به معنای فعال بودن طرحواره و کوچکتر از ۱۷ به معنای عدم فعال بودن طرحواره در گروه های پژوهش در نظر گرفته شده است.
 ۴-۲-۱- فرضیه اصلی پژوهش برای آزمودن فرضیه اصلی پژوهش دال بر تفاوت داشتن طرحوارههای فعال در میان گروه افسرده و مضطرب، میانگین اندازه طرحوارههای هجدهگانه در هر یک از این دو گروه از طریق آزمون t مستقل مقایسه شد که نتایج آن به تفکیک حوزههای پنجگانه طرحوارهای در زیر نشان داده شده است. جدول ۴-۷ : نتایج آزمون t برای مقایسه میانگینهای طرحوارههای حوزه گسستگی و طرد در دو گروه افسرده و مضطرب
طرحوارهها
گروهها
میانگین
انحراف معیار
t
سطح معناداری
رهاشدگی/بیثباتی AB
افسرده
۸۷/۱۷
۸۴/۴
۱۱۰/۱-
۲۶۸/۰
مضطرب
۰۸/۱۷
۲۱/۵
بیاعتمادی/بدرفتاری MA
افسرده
۸۱/۱۶
۶۴/۴
۹۱۹/۰-
۳۵۹/۰
مضطرب
۱۷/۱۶
۱۹/۵
محرومیت هیجانی ED
افسرده
۱۷/۱۴
۸۶/۴
۱۶/۴-
۰۰۰/۰
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- یک چرخه بازار موفق زمانی به انتها میرسد که کالای تولید شده بهدست مصرفکننده رسیده و نظرات او را تامین کند.
- یک چرخه بازار موفق میبایست باعث بالارفتن سطح مصرف، بالا بردن رضایت مصرفکنندگان، بالا بردن سطح انتخاب و… گردد.
در این بخش، چهار مرحله (جمع آوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل و طبقهبندی اطلاعات، برنامهریزی و کنترل، اجرا) بهعنوان ارکان اصلی برنامه مدیریت بازار مطرح گردیده است که هرکدام بهتنهایی و در مراحل جداگانه یا در یک چرخه کامل و متوالی قابل تحلیل، بررسی، برنامهریزی و اجراست. امروزه پیشرفت روزافزون فنآوری ارتباطات، سازمانها را به رقابتی سخت و آگاهانه دعوت میکند و به جرات میتوان گفت سازمانهایی در این رقابت کمی و کیفی پیروز هستند که مدیران آنها، سازمان خود را با شرایط حاکم محیطی وفق داده و شرایط داخلی را بهبود بخشند. از طرفی، سودآوری یک شرکت که بقای آنرا تضمین میکند، به طراحی برنامه مدیریت بازار صحیح براساس ارضای نیازهای مشتریان وابسته است. پس با داشتن چنین دیدی میتوان گفت: بازاریابی کوششی است درجهت کاهش مخاطرات داخلی و خارجی شرکت، که با بهکارگیری روشهای اقتضایی، موقعیتها را ارزیابی کرده و واکنش سازمانها را در برابر آنها تضمین میکند. ۲-۲-۵-۱.طراحی سیستم در کلیه فازها (مراحل) در نظر گرفته شده برای این طرح از روش روز که با مقتضیات و شرایط کشورمان سازگاری دارند، بهره گرفته شده و در طراحی این سیستم علاوهبر دقت لازم، سعی شده است قابلیتهای سهولت اجرا، اطمینان در نتایج، لحاظ گردد. در ادامه به اختصار چگونگی هریک از مراحل به تفکیک شرح داده شده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۲-۵-۱-۱. جمع آوری اطلاعات قبل از هرچیز باید به این نکته توجه کرد که طرح، هنگامی توجیه خواهد داشت که عواید حاصل از پیادهسازی آن بیشتر از هزینه طرح باشد. به هرحال، در این مرحله که اساسیترین و حساسترین مرحله کار است، عدم دقت در اطلاعات و نحوه جمع آوری آن همچنین خطای انسانی در ارزشیابی و یا گران بودن برنامهریزی، باعث عدم موفقیت طرح خواهد شد پس میبایست در جمع آوری اطلاعات تفکیک اطلاعات و انجام کنترلهای لازم بر روی کیفیت و کمیت اطلاعات برای شروع موفقیتآمیز، مدنظر طراحان باشد. در این قسمت به تفکیک برای هرکدام از قسمتها، سئوالهای زیر میبایست طرح گردیده و به آنها پاسخ داده شود. – چه چیز یا چیزهایی باید مورد مطالعه قرار گیرد؟ – موارد مطالعه در چه حدود زمانی-مکانی تمرکز یافتهاند؟(مشخص شدن محدودیت زمانی-مکانی) – میخواهیم به چه اطلاعاتی دست یابیم؟ – چه اطلاعاتی اینک در دسترس و اطلاعات دیگر را از چه مراکزی و چگونه میبایست کسب کرد؟ – نحوه ارائه و جمع آوری اطلاعات نهایی به چه صورت باید باشد؟ ۲-۲-۵-۱-۲.بررسی مقاصد و تمایلات خریداران (مشتریان) بررسی مقاصد و تمایلات خریداران از زاویههای زیر مورد بررسی قرار میگیرد: – کمیت = تعداد و وسعت – میزان مصرف – طبقهبندی در گروههای مختلف (جنسی، سنی، شغلی، طبقات اجتماعی، درآمدی و…) – تراکم و پراکندگی – واحدهای مصرف کننده و نوع مصرف – کیفیت= نوع تعامل مصرف و کیفیت بالا – نوع تعامل مصرف و میزان تولید – نوع تعامل مصرف و تغییرات – تکنولوژیک – نوع تعامل مصرف و تغییرات اقتصادی – بررسی آرا و عقاید فروشندگان (توزیعکنندگان): در این بخش با توجه به نوع سیستم توزیع هر شرکت، دو نوع توزیعکننده خواهیم داشت: الف) توزیعکنندگانی که جزئی از سیستم شرکت بوده و یا نماینده انحصاری آن هستند. ب) فروشندگانی (توزیعکنندگانی) که در جریان چرخه توزیع بوده و جزئی از سیستم توزیع محسوب میشوند (عمدهفروشان، خردهفروشان و…) در قسمت الف برای جمع آوری اطلاعات مشکل چندانی نخواهیم داشت و با توجه به نوع کار میتوانیم از روشهای مشاهده و نظارت، تجربه و پرسش استفاده کنیم. اما در قسمت ب ممکن است دسترسی به اطلاعات، کمی مشکلتر باشد، با اینحال در قسمت ب علاوهبر روشهای پیش گفته میتوان از روشهای دیگر مانند مذاکره، مصاحبه و حتی بررسی گروه مصرفکنندگان نیز برای جمع آوری اطلاعات استفاده کرد. در تمام این تحقیقات بازار باید بدانیم ارزش اطلاعات دست اول یعنی اطلاعاتی که مستقیم و بیواسطه بهدست آمدهاند، بسیار بالاتر از اطلاعات دست دوم یا اطلاعاتی است که با واسطه و یا غیرمستقیم بهدست آمدهاند. (کتابها، نشریات، آمارهای منتشره از مراکز مختلف و…) جمع آوری نظرات کارشناسان و متخصصان مرتبط: جمع آوری اطلاعات از طریق کارمندان و کارشناسان موظف شرکت، مشاوران و موسسات مشاور و یا افراد متخصص در این امر (از جمله پژوهشگران، نمایندگان پخش، کارمندان و…) میتوانند دقت و صحت اطلاعات را بالا برده و در راستای تحقیقات بازار کمک شایانی به طراحان بکند. ۲-۲-۵-۱-۳.جمع آوری اطلاعات عمومی بازار از رقبا تعیین تعدد و شناخت رقبا و بررسی وضعیت و کارایی هرکدام از دید مشتریان و بازار و وسعت فعالیت، به ما این امکان را خواهد داد که عوامل و عناصر رقابت را شناسایی کنیم و از آنها برای تسلط بر بازار و دستیابی به تدارکات، امکانات و تولید و فروش بهتر استفاده کنیم. در این مقوله علاوهبر سوالهای پنجگانه، موضوعهای ذیل هم مطرح میشوند که باید برای آنها پاسخهایی بهدست آورد: – حداقل و حداکثر ظرفیت تولیدی رقبا – میزان سرمایه در گردش، سود (زیان)، سرمایه گذاری آینده رقبا – میزان دسترسی به منابع اولیه، قیمت خرید منابع و… با توجه به سطح عملیات میتوان از دو حیطه رقبای داخلی و بینالمللی، یکی یا هر دوی آنها را برای بررسی انتخاب کرد. ۲-۲-۵-۲.بررسی رفتار مصرف کنندگان ۲-۲-۵-۲-۱.آنالیز رفتار مصرفکنندگان شامل کسانی میشوند که از نوع کالاهای ما مصرف میکنند (دقت کنید مصرفکننده را همردیف مشتری خود در نظر نگیرید.) مصرفکنندگان یک کالا شامل تمام کسانی میشوند که از یک نوع کالا با مارکهای گوناگون استفاده میکنند. تجزیه و تحلیل رفتار مصرفکنندگان در تغییرات فصلی، کیفیت تولید، تغییرات آداب و رسوم و عادات و… علاوهبر اینکه بر طرح ما تأثیر خواهد داشت ممکن است به پیدا کردن بازارهای جدید منجر گردد. معمولا برای سادهسازی تفهیم اطلاعات از نمودارها استفاده میکنند. تعیین نسبت پتانسیل فروش به کل بازار: قبل از کوشش برای یافتن بازارهای جدید باید این نکته را بدانیم که حفظ بازارهای موجود، در درجه اول اهمیت قرار دارد. درواقع بهجای رقابت در همه سطوح بازار میبایست قسمتی از بازار را انتخاب کنید که برای شما جاذبه بیشتری دارد. پتانسیل فروش به کل بازار درواقع همان توان فروش بنگاه نسبت به سایر بنگاهها در بازار است که در تصمیمگیری برای طرحریزی اهداف آتی نقش بهسزایی را ایفا میکند. ۲-۲-۵-۲-۲.تجزیه و تحلیل و طبقهبندی اطلاعات بعد از اتمام مرحله جمع آوری اطلاعات یا درحین جمع آوری اطلاعات (بسته به نوع اطلاعات استخراج شده و برنامه کاری طراحی شده) میبایست به طبقهبندی و تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخت. البته همانطور که در ابتدا توضیح داده شد، ماهیت مراحل این طرح بهگونهای است که میتوان هرکدام را بهصورت متوالی، موازی و یا جداگانه اجرا و بررسی کرد. در این مرحله، اطلاعات استخراج شده را پردازش میکنیم و به تفسیر و طبقهبندی نتایج میپردازیم. در این مرحله نیز مانند مرحله اول میبایست سوالهای پنجگانهای مطرح گردد و پاسخ داده شود. اطلاعات جمع آوری شده هرکدام بهتنهایی و یا ترکیبی از دو، سه و یا همه آنها میتواند بهعنوان دادههای جدید در طرح استفاده شود. – چه اطلاعاتی بهتنهایی مفهوم دارند و چه اطلاعاتی نیاز به ترکیب شدن و مکملهای اطلاعاتی برای کامل شدن دارند؟ – درجه اهمیت وصحت اطلاعات تا چه حد است؟(طبقهبندی اطلاعات به ترتیب اهمیت،صحت و..) – دلیل جمع آوری هرکدام از گروههای اطلاعاتی چیست و به چه منظوری به دنبال آنها رفتهایم؟ از استخراج نتایج هر گروه اطلاعات به چه چیزهایی میخواهیم برسیم؟ – در این فاز از چه نمودارها و فرمولهای آماری میتوان استفاده کرد؟ ارزیابی نقاط قوت و ضعف، فرصتها و تهدیدات: برای احاطه به وضعیت فعلی خود در بازار و گسترش حیطه فعالیت در آینده میبایست موقعیتها و نیروهای بالقوه را شناخت. این ۴ کلمه کلیدی که در بالا آمدهاند (قوت، ضعف، فرصت و تهدید) خود گویای معنایشان هستند و برای انطباق بازار و بهبود آن میبایست آنها را شناخت. از جمله آنها میتوان نفوذ در بازار (مثلا با کاهش قیمت فروش، افزایش بودجه تبلیغات، گسترش توزیع و تولید و…) ایجاد بازار جدید و توسعه بازار (مثلا بازار را از مناطق و روشهای مختلف مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد) محصول جدید (ارائه محصول جدید به مشتریان فعلی و جذب مشتریان بالقوه) تنوع در تولید از طریق ورود در صنایع جذاب (معمولا صنایعی جذاب هستند که شرکتهای دیگر بر اثر وجود موانع مختلف نمیتوانند به آنها وارد شوند یا دارای کالای جایگزین (جانشین) نیستند، یا اینکه رقبا در این صنعت ضعیف باشند و…)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب گفت : در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب (۱۴-۱) (جهت اطلاع بیشتر غزل ۷۷-غزل۸۷- غزل۱۶۶-غزل۱۷۰-غزل۳۲۸ ) محوی : که دلَ دهتویته وه بؤ تؤ، دهکهی ئهو رِؤذه تؤ برِوا که خؤ دهرخهی وهکؤ خؤر دلَ وهکؤ شهونم له خؤ برِوا (۳۵-۳) (جهت اطلاع بیشتر صص۲۲۵،۱۵۲،۱۱۹)
ترجمه : آن روز که دل در عشق تو خواهد سوخت باور خواهی کرد که هر زمان تو مانند آفتاب طلوع کنی دل مانند شبنم از بین خواهد رفت( ردیف ها جناس تام هستند.) ۶)گاهی هر دو شاعر ، حاجب را جانشین ردیف می کنند: (حاجب واژه ای است که عیناً قبل از قافیه در هر دو مصراع تکرار می شود.) حافظ : اگر به مذهب تو خون عاشقاست مباح صلاح ما همه آنست کان توراست صلاح (۹۸-۱) محوی : دنیا تیاترؤیه، مهوهسته تیا، برِؤ کیَ مایه وهتیا که نهبوو بآ تیا، ترِؤ (۲۵۳-۱ )
ترجمه : دنیا مانند تئاتر است در آن توقف مکن برو ،هر کس در اینجا عمر زیادی را سپری کند رسوا خواهد شد. (تیا درهر دو مصراع حاجب است.) نتیجه : حافظ ومحوی بر اهمّیّت قافیه و ردیف در شعر کلاسیک واقف بوده اند. قافیه ها را اسمی آورده اند زیرا “تأثیر موسیقایی دارد،به کلمات خاصّ هرشعر تشخّص می بخشد،به تنظیم فکر احساس کمک می کند، سرعت انتقال و کمک به حافظه را عملی می کند؛در ضمن، وحدت بخشی شکل شعر،تداعی معانی،القای مفهوم و توسعه تصویرها[۵۳]” برعهده قافیه است. دایرۀ واژگان اسمی از دایرۀ واژگان فعلی گسترده تر است ،از فرهنگ،اجتماع،علاقه و تنفر حکایت دارند و بسامد هر یک از آن ها راهی به درون شاعر است. هنر و توانمندی یک شاعر در کاربرد ظرفیت های متنوع قافیه مشخص است. قافیه های حافظنرم تر و روان تر بهنظر می رسد وقافیه های محوی تا حدّی زمخت تر و درشت ترجلوه میکند زیرا محوی برای هم قافیه کردن واژه ها از تمام حروف الفبا به جز “پ”و”ژ”(پ،در بخش کردی و فارسی-ژ، در بخش فارسی)بهره گرفته است.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
ردیف ها بیشتر فعلیاست البته درصد استفاده حافظ محسوس تر است،گاهی ردیف از یک فعل و چند کلمه ترکیب یافته است که بر حرکت و پویایی شعر دلالت دارد،فعل های اسنادی بر ایستایی و عدم تحرک تلقی می شوند و فعل های غیر اسنادی از سکون به دوراند و بر پویایی،جهش، و دگرگونی استوارند. تکرار اشعار حافظ بر ذهن و روان محوی تاثیر گذار بوده امّا محوی تلاش کرده است که خود نیز به عنوان یک شاعر،سبکی نوین بنا نهد که می توان به یک مورد آن اشاره کرد: محوی در بعضی غزلّیات، بیت اول را مرّدف می آورد؛سپس در ابیات بعدی،واژه هایی هم قافیه با ردیف،در شعر ظاهر می شوند که این را می توان نوعی هنجار شکنی در ردیف دانست واین کار معمولاً در ردیف های اسمی صورت می گیرد(جهت اطلاع رجوع شود صص ۴۹۳،۴۹۲،۲۸۳،۵۶،۵۳ بیت اول غزل ها) ۲-۱-۱-۳) موسیقی درونی شفیعی کدکنی در تعریف موسیقی درونی می نویسد :”موسیقی درونی عبارت است از هماهنگی و نسبت ترکیبی کلمات و طنین خاص هر حرفی در مجاورت با حرف دیگر[۵۴]“. شمیسا علّت به وجود آمدن آن را این گونه توصیف می کند:” موسیقی درونی متن به وسیله صنایع بدیع لفظی از قبیل انواع سجع ، انواع جناس ، انواع تکرار به وجود می آید[۵۵]“ کزّازی صنایع لفظی یا “آرایۀ برونی ” را از روزنه ای دیگر می نگرد و چنین می نویسد: “آرایۀ برونی ” آن است که از پیکرۀ واژه و ریخت واژه بر آید ؛ به گونه ای که اگر معنا بر جای ماند و ریخت و پیکر واژه دیگر گون شد ، آرایه از میان برود … آرایه های برونی بیشتر پیکره سخن را زیبا و بزیور می گردانند ، و خنیای درونی و بافت آوایی آهنگین را در آن می پرورند و می گسترند[۵۶].” با عنایت به تعریف های ارائه شده چنین استنباط می شود که : موسیقی درونی ، آراستگی لفظی و برجسته سازی است تا نظر خواننده و شنونده را جلب نماید ، و شیوه و راهکاری است که شاعر با استمرار آن، مفاهیمی را القا می نماید ، آن ها را عینیّت می بخشد و کلامش را با جانشینی آگاهانه واج ها و همنشینی واژهها آراسته میگرداند. حافظ و محوی ، با به کارگیری بهترین صنایع لفظی به سخن خود،لطافت خاصی بخشیده اند: ۱-“سجع متوازی “ “سجع متوازی تکراری است در سطح واژه با همگونی ناقص[۵۷]” در میان دو واژه با وزن و حرف روی مشترک ، فایدۀ آن افزایش موسیقی شعر است . در بررسی ابیات شاهد، سجع متوازی در دیوان حافظ و محوی به ترتیب ۶۲/۲۱و ۳۵/۲۶درصد ابیات را به خو د اختصاص داده است: حافظ: می بیغش است دریاب ، وقتی خوش است بشتاب سال دگر که دارد امید نوبهاری (۴۴۴-۵) خار ارچه جان بکاهد ، گل عذر آن بخواهد سهلست تلخی می ،در جنب ذوق مستی محوی: (۴۳۴-۷) بیرون آمد گل از خارم ، ز فیض گریه زارم زآب ابر رحمت نخل امیدم به بار آمد (۴۹۷-۷) گر برانی عدل باشد ،وربخوانی محض فضل رانده و خوانده بهر حالیم ممنون شما (۴۷۵ -۹) تفاوت: آن چه در سجع متوازی در ابیات حافظ بیشتر مشهود است.ابداع نوعی قافیه میانی در مصراع اول است که آن را به دو نیم مصراع تقسیم می کند : حافظ: دل عالمی بسوزی،چو عذار برفروزی تو از این چه سود داری که نمی کنی مدارا (۶-۴) یکی از عقل می لافد ، یکی طامّات می بافد بیا کاین داوری ها را به پیش داور اندازیم
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
چهار خط جوی و پشته ای ۷۵cm
bc4212
a4802
مسطح
c4139
b4339
سانتریفوژ
e3553
d3765
LSD=153/8
۷-۴- شاخص برداشت هیرم کاری با متوسط شاخص برداشت ۵/۴۵% نسبت به خشکه کاری با متوسط شاخص برداشت ۷۳/۴۲% در سطح بالاتری قرار گرفت اما این اختلاف معنی دار نبود (۰۵/۰ ). همانگونه که در نمودار (۱۲) نشان داده شده است، در روش های مختلف کشت اختلاف معنی داری در شاخص برداشت مشاهده شد (۰۵/۰ ). شاخص برداشت در روش کشت سه خط روی جوی و پشته های ۶۰ سانتیمتری، کشت چهار خط روی جوی و پشته های ۷۵ سانتیمتری، کشت مسطح و کشت سانتریفوژ به ترتیب ۸۱/۴۸%، ۶۹/۴۵%، ۵۶/۴۲% و ۴۲/۳۹% بود. کشت سه خط روی جوی و پشته های ۶۰ سانتیمتری نسبت به چهار خط کشت روی جوی و پشته های ۷۵ سانتیمتری، کشت مسطح و سانتریفوژ به ترتیب ۸%، ۱۶% و ۸/۲۳% در شاخص برداشت افزایش داشت. با توجه به غیر یکنواختی کشت سانتریفوژ نسبت به کشت با بذرکار و ایجاد رقابت بیشتر بین گیاهان برای کسب نور و مواد غذایی، عملکرد بیولوژیکی بیشتر از عملکرد اقتصادی (زراعی) افزایش می یابد زیرا رقابت درون گونه ای هنگام پر شدن دانه اهمیت بیشتری پیدا می کند و به همین دلیل کاهش در شاخص برداشت مشاهده می شود. در روش کشت با بذرکار، توزیع یکنواخت تر بذر و استقرار بهتر بوته ها موجب تولید گیاهان قوی تر شده و با توجه به این موضوع شاخص برداشت افزایش یافته است. در روش های کشت سانتریفوژ، کشت مسطح و کشت چهار خط روی جوی و پشته های ۷۵ سانتیمتری نسبت به کشت سه خط روی جوی و پشته های ۶۰ سانتیمتری، بوته ها روی یکدیگر سایه اندازی بیشتری نموده، رقابت درون گونه ای بیشتر و گیاهان ضعیف تر می باشند و میزان کاهش در عملکرد زراعی نسبت به کاهش در عملکرد بیولوژیکی بیشتر بوده و در چنین شرایطی که عملکرد زراعی کاهش یابد، انتظار کاهش شاخص برداشت نیز وجود دارد. دیوویدسون (۱۹۹۰)، فاهونگ و همکاران (۲۰۰۴) و فلاح هروی (۱۳۸۲) نیز در آزمایشات خود به نتایج مشابه اشاره کردند (۲۹، ۳۲ و ۱۰).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
نمودار ۱۲- اثر روش های کشت بر شاخص برداشت b c d a جدول (۹) اثر متقابل شرایط و روش های کشت را بر شاخص برداشت نشان می دهد (۰۵/۰ ). بیشترین شاخص برداشت با میزان ۱۹/۵۰% در شرایط هیرم کاری و سه خط کشت روی جوی و پشته های ۶۰ سانتیمتری و کمترین شاخص برداشت با میزان ۵۲/۳۷% در شرایط خشکه کاری و کشت سانتریفوژ مشاهده گردید که اختلافی معادل ۳۴% دارند. جدول ۹- تجزیۀ واریانس شاخص برداشت
منبع تغییر
درجۀ آزادی
مجموع مربعات
میانگین مربعات
F محاسبه
عدد مقایسۀ احتمال در سطح ۵%
تکرار
۲
۶۳۳/۳۴
۳۱۶/۱۷
۵۸۸۳/۰
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برخلاف مکاتب کمونیسم، پراگماتیسم، پرسونالیسم و… جنبش فلسفی و ادبی است که در حقیقت اصول و مبانی معرفت شناسی آن در تمامی این مکاتب جاری است. اساس این تفکر بر محور قراردادن انسان در برابر محوریت خداست که به دوران فشار و اختناق کلیسای قرون وسطا باز میگردد. در آن هنگام که به نام مذهب، آزدای و اختیار انسانها از آنان سلب میشد، نهضت اومانیستی در صدد اعادهی حیثیت انسان به عنوان موجودی مختار برآمد. ولی تلقی اومانیستها از تنافی دین و آزادی، در نهایت منجر به گسستگی کامل آنان گردید. واژه لیبرال مشتق شده ودارای ریشه فرانسوی «لیبر» به معنای آزاد است، این مکتب انسان را محصور جهان هستی می داند (اومانیسم) [۲۳] و میگوید؛ آزادی نامحدود؛ انسان را هیچ نیرو یا منبعی نمی تواند مقید کند و بایدها و نبایدهایی را برای او تعیین کند. لیبرالیسم را می توان اومانیسم عقل گرا، یا خودمختاری امانیستی نامید که در آن انسان خودمختار، از وابستگی به هرقدرتی منع می شود. در واقع لیبرالیسم مکتب انسان محوری می باشد (کدیور،۱۳۸۴: ۷۵).
 پس از انقلاب فرانسه، مردم اومانیسم را قبول داشتند جالب است که بعد از انقلاب فرانسه، آنان توانستند با بهرهگیری از «سیستم آموزشی خاص خود»، «نظام رسانهای و تبلیغاتی» و «سیطرهی بنگاههای اقتصادی» آرمان خود را به آن شکلی که خودش میخواست تا امروز و نهتنها در فرانسه، به همهی شهروندان ساکن در غرب منتقل کند و کاری کند که آزادی در اذهان آن ها اگر نگوییم مقدس،که از احترام بسیار بالایی برخوردار باشد و این توجه بسیار زیاد فرانسه بعد از انقلاب را به جریان اومانیسم نشان می دهد. انقلابیهای فرانسوی با اعتقادی که به اومانیسم و تسلیم به عقل بشری تاکید نشان دادند، به دلیل مبانی مادی صرف و اختلاف انقلابیها در معنای آزادی، کشور خود را برای دهه های متمادی در بیثباتی و درگیریهای خونبار فرو بردند.که در نهایت این تجربه اعتقاد به اومانیست در ساخت جامعه متکی بر عقل بشر به کمک شان آمد. سیر این فلسفه سبب شد که به جای ارتقای ارزش و منزلت انسان، تفکر آدمی گسترش یابد. اومانیسم فلسفهای است که ارزش یا مقام انسان را ارج مینهد و او را میزان همه چیز قرار میدهد و به بیانی دیگر سرشت انسانی و حدود و علائق طبیعت آدمی را به عنوان موضوع اتخاذ مینماید (کدیور،۱۳۸۴: ۷۶). با توجه به ویژگی های که در تفکر اومانیستی وجود دارد می توان دریافت که انقلابیون فرانسه تحت تاثیر این ادبیات و آزادی هستند و در تفکرات اومانیستی ویژگی های وجود دارد که مرتبط با نیاز جامعه فرانسه بوده است. ب- ایدئولوگ های انقلاب بسیج انقلابی از ژوئیه تا اکتبر ۱۷۸۹، برآمده از حرکت و خیزش خودجوش مردم پاریس بود. از شورش های پراکندۀ ایالات نیز گزارشی که مؤید وجود رهبری مشخص و مؤثری باشد دیده نشده است و به نظر می رسد این حرکت ها که به «انقلاب شهرداری ها» معروف شد (مانفرد ، ۱۳۶۶ : ۱۶) و به مدت یک ماه در ایالت های مختلف جریان داشت، حتی خودجوش تر از حرکت های مردن پاریس بوده است. جریان وقایع در مجلس و دیگر عرصه های مقابله نیز مؤید وجود رهبری واحد و متمرکزی نیست؛ لذا باید به جای رهبر از رهبران و چهره های مورد توجه مردم سخن گفت. این چهره ها متعددند و هر کدام در مرحله ای و یا موقعیتی نقش ایفا کرده اند. چهره هایی نظیر «پُل مارا» و «کامی دمولن» در تحریک و تهیج سان کولوت ها از طریق نشریات عامیانه و خطابه های خیابانی مؤثر بودند. «نِکِر» و «فیلیپ اورلئان» که نیم تنه هایشان را مردم با خود تا ورسای حمل کردند و «میرابو» در عرصۀ میانجی گری و تأثیرگذاری بر تصمیمات لویی و تعدیل سیاست های وی؛ «لافایت» در فرماندهی گارد ملی و «دانتون» و «روبسپیر» در ایراد خطابه های آتشین در مجلس طبقات و سپس در مقام نئوریسین مدافع طبقۀ سوم. با این که بعضی از این چهره ها سابقۀ کشیشی یا کشیش زادگی داشتند، مع الوصف هیچ کدام در موقعیت های اشاره شده وجهۀ دینی و مذهبی نداشته اند؛ بلکه حتی مواضع اعمال ضدکلیسایی آشکاری نیز از آن ها سر زده است (دورانت، ۱۳۷۴ : ۵۳- ۵۴). لذا نمی توان برای مسیحیت و کلیسا هیچ نقشی در رهبری حرکت انقلابی مردم فرانسه قائل شد. وجود معدود کشیشان انقلابی خصوصاً در مناطق روستایی نیز اولاً از گستردگی و عمومیت چندان برخوردار نیست و ثانیاً به معنی قرار داشتن آنان در موقعیت رهبری محلی حرکت های انقلابی نیست. اما در نتیجه مطالب بالا باید اظهار کرد پیروزی مردم فرانسه بر حکومت سلطنتی لویی شانزدهم، مانند تمام انقلابات جهان بر اساس تفکرات و ایدئولوژی تعدادی از اندیشمندان و نخبگان آن جامعه صورت پذیرفته است. در این بخش از پژوهش به نقش و تأثیر تعدادی از مهم ترین و تأثیرگذارترین اندیشمندان و رهبران انقلاب فرانسه پرداخته خواهد شد. ۱- روبسپیر پس از پیروزی انقلاب فرانسه ژاکوبنها، گروهی انقلابی افراطی به رهبری «ماکسیمیلین روبسپیر»[۲۴]، قدرت را در دست می گیرند. دوره وحشت آغاز می گردد، و او دستور می دهد که همسر لوئی شانزدهم، ماری آنتوانت، اعدام گردد. بعضی از رهبران به قوه مقننه و مجلس تعلق نداشتند، اما دارای نفوذ زیادی بودند مانند (روبسپیر) در گروه ژاکوبن ها یا (مارا) با روزنامه اش. این شرط بقای حیات سیاسی بود و بیش تر مانند پیوند و ازدواجی عاقلانه محسوب می شد. این اتحاد و معاهده را فقط ضرورتی تحمیلی و عجولانه می دانستند. جنگ بیش از هر چیز توسعه را تسریع میکرد و اختیار و حق گزینش سیاسی را سخت و مشکل مینمود، به علاوه تشنجات اجتماعی را وخیم تر میکرد (سرایی، روزنامه اعتماد ، شماره ۱۴۳۵). بنیان گذار قانون اساسی به رغم (شرح و بیانیه صلح برای جهانیان) به مقابله و دشمنی با نظام های سلطنتی در اروپا پرداختند؛ به علت همبستگی بین سلسله های سلطنتی و بیش از همه وحشت از خمیرمایه انقلابی موجود، بنیان گذار قانون اساسی نگرانی خود را آشکار کردند. ولی در اوت ۱۷۹۱ با بیانیه «پیل نیتس»، اتحادیه قدرت های سلطنت طلب علیه خطر انقلاب تشکیل یافت، و در نهایت فرانسه که در دوره تاریک فرو رفته است در ۲۸ ژوئیه ۱۷۹۴ با اعدام روبسپیر و ۲۱ تن از یارانش دوره وحشت پایان می پذیرد. جنگ، پادشاه را خیلی زود مجبور کرد که نقاب از چهره بردارد و آخرین حربه خود را آشکار سازد، پادشاه از اعلان تصمیمات فوری قوه مقننه با بهره گرفتن از حق ویژه خود امتناع کرد و هیات دولت «بری سوتن» را عزل کرد. در مرزهای شمالی نیروهای نظامی خود را در حالتی لاعلاج یافتند و فرار کردند، درحالی که تمام مملکت تشنج رو به رشد بود. در تاریخ ۱۵ ژوئیه ۱۷۹۲ (اعلامیه مشهور براون شوایگ) صادر شد و این بیانیه تهدید آمیز بدین صورت منتشر یافت: غارت و چپاول نظامی و نابودی کامل پاریس را به مرحله اجرا در آورید. تظاهر کنندگان به زور وارد قصر تویلری شدند. از اقصی نقاط مملکت گردان های پاسداران ملی به سمت پاریس هجوم آوردند. تابستان داغ ۱۷۹۲ بدون تردید مرحله ای تعیین کننده در انقلاب محسوب می شود و از خود آثاری برجای گذاشت. جبهه ی بورژوازی دیگر به شکل بسته درمقابل نهضت مردمی نایستاد، بورژوازی اکنون در استان ها و همچنین در پاریس در چهارچوب اجتماعات در مناطق مسکونی، بخش ها و باشگاه ها بسیج شده و خیلی زود به عنوان موتور ابتکار عمل انقلابی، بسیج و خلاق شد. در دهم اوت تصمیم نهایی گرفته شد. اعضای بخش های پاریس و اعضایی که از استان ها می آمدند، با یکدیگر هم پیمان شدند و هجوم به «قصر تویلری» بردند. خانواده سلطنتی در معبد زندان حبس شدند. به علاوه دعوت از نمایندگان منتخب به دنبال انتخاباتی عمومی، مساوی و مخفی به عمل آمد و به تصویب رسید (مینیه فرانسوا،۱۳۸۷: ۴۷). «روبسپیر» در مورد نقش مردم و حضور مردم در اعتراضات بسیار تند رو بود و اعتقاد داشت مردم را باید مسلح کرد و در مقابل حکومت قرار داد. در دوران انقلاب فرانسه «ماکسیمیلین روبسپیر» فراخوان داد تا آهنگران بساط خود را در میدان های عمومی پهن کنند و برای مسلح ساختن خلق اسلحه بسازند (مینیه فرانسوا ،۱۳۸۷: ۸۱). با توجه به این که روبسپیر تحت تاثیر نظرات روسو بود برای شناخت بیش تر روبسپیر، به آرا روسو نیز توجه می گردد. «ژان ژاک روسو» یکی از نمایندگان مهم روشن گری فرانسه در قرن ۱۸ بود. تئوری دولت و تئوری تربیتی او تاثیر مهمی روی کانت، هردر، گوته، شیلر، هگل، فیشته، و مارکس گذاشت. روسو را امروزه یکی از جاده صاف کن های فکری انقلاب فرانسه می دانند. او یکی از نظریه پردازان اصلی انقلاب فرانسه بود. روسو به سبب مبارزه سیاسی علیه شاه و روحانیت مسیحی سال ها تحت تعقیب قرار گرفت و محکوم به زندان شد. بر اثر این گونه فرار، آواره گی و تعقیب ها، او در پایان عمر جنون گرفت و سرانجام دست به خودکشی زد. پیش از مرگ روسو، روبسپیر یک دانشجوی انقلابی رشته حقوق، به ملاقات او رفته بود. روبسپیر بعدها خود بعد از به قدرت رسیدن و اعمال خشونت علیه مردم، از طرف دیگران به زیر گیوتین فرستاده شد و اعدام گردید. روبسپیر مغز رهبری انقلاب فرانسه پیش از پیروزی انقلاب، در شهر کوچکی وکیل دعاوی شده بود. حکومت کوتاه مدت روبسپیر نخستین کوشش عملی برای اجرای نظریه های روسو بود. روسو خود پیش از روبسپیر به سبب انتقاد از کلیسا، دربار و مسیحیت، به زندان محکوم شده بود (شاد،۱۳۹۱: ۶). در مجموع روبسپیر در مدت کوتاهی که در انقلاب فرانسه بر قدرت بود دوران وحشت و اعدام را به همراه آورد هر چند که خود نیز در همین خشونت ها گرفتار شد. دوران اقتدار «روبسپیر» یک سال طول کشیده بود و در این مدت، عوامل و هم فکران او به هرکس که ظنین می شدند برچسب تجدید نظر طلب، برگشته از انقلاب، سازشکار و… می زدند، به دادگاه انقلاب می سپردند و اعدام می کردند. دوران وحشت در فرانسه به اوج خود رسید به گونه ای که چندی بعد نیز روبسپیر و ۲۱ تن از هم فکرانش به همان صورت با گیوتین گردن زده شدند و دوران اعدام و وحشت پایان یافت (میشل وول،۱۳۷۸: ۷۳). ۲- دانتون: ژرژ ژاک دانتون[۲۵] از رهبران میانه رو انقلاب فرانسه ۲۶ اکتبر ۱۷۵۹ (چهارم مهرماه) به دنیا آمد. وی پنجم آپریل ۱۷۹۴ در دادگاه انقلاب به اعدام محکوم و همان روز با گیوتین گردن زده شد و اصطلاح «انقلاب فرزندان خودرا می بلعد» از همان روز برسر زبان ها افتاده است. دادگاه انقلاب پاریس به اشاره روبسپیر ـ رهبر افراطیون و گرداننده کمیته امنیت ملی ـ دانتون و یارانش را در یک محاکمه بسیار کوتاه به جرم مماشات، تجدید نظر طلبی در اهداف انقلاب، و گرفتن پارهای از اختیاران کمیته انقلاب و استرداد آن ها به سازمان های دولتی به اعدام محکوم کرده بود. دانتون بود که آن کمیته امنیت ملی را تاسیس کرده و نخستین رئیس آن بود. تنظیم اساسنامه جمهوری اول فرانسه (پس از ابطال سلطنت) و اجرای این اساسنامه از ۲۱ سپتامبر ۱۷۹۲ از اوست. دانتون یک خطیب بود که مردم را به تصرف زندان باستیل در ورسای برانگیخته بود. دانتون عقیده به کوتاه بودن دوران دگرگونی انقلابی (تخریب وضعیت گذشته) بود و با اعدام اهل دانش، ادبیات، هنر و اندیشه _گرچه در باطن ناموافق انقلاب _ موافق نبود و نظر به مداراکردن با آنان داشت. او حتی با اعدام پادشاه برکنارشده و بانویش موافقت نداشت و حصر و انزوای آنان را کافی می دانست. پنجم آوریل ۱۷۹۴ «ژرژ ژاک دانتون» از رهبران انقلاب فرانسه با جمعی از یارانش از جمله «کامیل دو مولن» در ملاء عام با گیوتین گردن زده شدند. بعدأ معلوم شد که اتهامات وارده به افراد عموما ادعا و واهی بود. بررسی های بعدی نشان داد که ادعای کمیته برضد دانتون نیز بی پایه بود و وی به اساس انقلاب و هدف های آن وفادار مانده است (میشل وول،۱۳۷۸: ۷۳). ۳–ولتر ولتر[۲۶] در ۲۱ نوامبر ۱۶۹۴ میلادی در پاریس زاده شد، نام اصلی او «فران سوا ماری آروئه» بود. در هفت سالگی مادر خود را از دست داد، کودکیش را در آغوش خانواده میان حال و دین دار خود پرورش یافت. پس از آموختن، خواندن و نوشتن غرق در کتاب و نوشتن شد. با این که پدرش هرگز نمی خواست در مشاغل ادبی وارد شود، امّا ولتر به خواسته پدر پشت کرد، و با اینکه از ارشاد محروم شد به نویسندگی پرداخت. ولتر پس از یک دهه نویسندگی، نامدار شد، مردم فرانسه برای نوشته های شور انگیز او بی تاب بودند. پلیس دائم مراقب او بود، و نوشته های او را در اندک زمانی پس از انتشار جمع آوری می کرد. نمایشنامههای او بیش از سه شبانه روز روی صحنه دیده نمیشد، و همین مخالفتهای ناروای پلیس مردم را برای خواندن نوشته او حریصتر میکرد. مردم فرانسه نوشته های او را هم چون اعلامیههای زیر زمینی تلقی میکردند و با اشتیاق مطالعه میکردند و افکار او را منتشر میساختند. دیری نگذشت که سایر کشورهای اروپایی با اندیشه های وی آشنا شدند. بالاخره حکومت فرانسه که در مقابل افکار او تاب تحمّل نداشت، او را بازداشت و در زندان معروف «پاستیل» افکندند. یازده ماه در زندان بود و به قدری به او سخت گذشت که در آستانه هلاکت قرار گرفت. پس از مدتی سلامت خود را باز یافت و بی پرواتر از گذشته به جنگ مخالفان آزادی و بیداری حرکت کرد. حکام فرانسه نیز به او اهانت کردند و حتی تا آنجا پیشروی کردند که به وی تهمت بدبینی زدند و اوباش را به جان وی انداختند. در همین زمان «آدریین لو کو ورور» هنر پیشه معروف تئاتر در بستر مرگ آرمید، به سنت مسیحیان، کشیشی را به بالین وی آوردند، اما کشیش بر خلاف آئین عیسی مسیح، پیامبر رحمت و مهربانی، با اینکه خود را نماینده خدای رحمان و رحیم تصور میکرد، نه تنها از این بانوی هنرمند دلجویی نکرد، بلکه با غرور نخوت خشونت آمیزی که از ویژگی های روحانی نمایان است، هنرمندی، (تئاتر پیشگی ) را حرفه ای ننگین شمرد و از او استغفار خواست. وقتی با افکار او مواجه شد، با خشم او را ترک کرد و به تحریک کلیسا پلیس از دفن او خوداری کرد و جسد او را با آهک و زباله سوزاندند و بر گرمی بازار کلیسا افزودند. ولتر که خود شاهد این رویداد بود، چون یک پاره آتش شد. با حکومت و کلیسا این دو متحد قدیمی حمله ور شد و خطاب به مردم گفت: «کسی که می گوید: با من هم عقیده شو، وگرنه خدا تو را لعن خواهد کرد، به کسی می ماند که به من می گوید: با من هم عقیده شو وگرنه تو را خواهم کشت»، حکمرانان فرانسه که نتوانستند گفتار نیش دار ولتر را تحمّل کنند، او را برای بار دوم زندانی کردند و سپس از خاک فرانسه بیرون راندند. ولتر در سال ۱۷۲۶ رهسپار انگلیس شد. جامعه انگلیس به دلیل انقلاب صنعتی بر مردم سالاری دست یافته بود، از سایر جوامع اروپائی جلوتر بود و ولتر را سخت تحت تاثیر قرار داده بود و او را مجذوب ساخت. اقتدار پارلمان، استقلال دستگاه دادگستری، محدودیت قدرت پادشاه، حرمت دانشمندان و هنرمندان و فلسفه دادن او را به شگفتی و وجد درآورد. مراسم تدفین نیوتون و تشریفات ویژه او را هیچ گاه از یاد نبرد، درسال ۱۷۲۹ حکومت فرانسه به ولتر اجازه بازگشت داد. در این زمان سی و پنج ساله بود. با تلاش خستگی ناپذیر و با شوری قهرمانانه به خلق آثار ادبی و فلسفی پرداخت (پزشک زاد،۱۳۵۶: ۴۸). همچنین ولتر به پاره ای از قوانین کلیسا بیاعتنائی کرد و مورد غضب کلیسا قرار گرفت، کلیسا او را منحرف و فاسد الاخلاق نامید مردم را به طرد نوشته او فرا خواند. ولی مردم بیدار شده بودند و هم چنان به او تمایل داشتند، حتی بسیاری از دربارهای اروپا او را دعوت کردند. «اکاترینا ملکه روسیه»، «کریس نیان هفتم» و «گوس تاو سوم شاه سوئد»، «فریدریک بزرگ شاه پروس» بیش از دیگران اصرار می ورزیدند. با این همه، ولتر از آموزش محروم بود، بارها کتاب های او را غیر قانونی شمردند، جمع آوری کردند و سوزاندند، او را مورد تعقیب قرار دادند، در عین حال در سراسر جهان همه ظاهر پرستان و صاحبان زر و زور از دشمنان او به شمار می رفتند. در سال ۱۷۵۰ وقتی همسر خود را که نویسنده ای هوشمند بود از دست داد، دعوت فریدریک بزرگ را پذیرفت و به پوتس دام در پروس رفت. فریدریک به او احترام زیاد نمود و می خواست او را در مسلک ملازمین دائمی خود درآورد. امّا وقتی ولتر زرق و برق مبتذل او را دید از او کم کم فاصله گرفت تا اینکه تصمیم گرفت خاک پروس را ترک کند. امّا فریدریک با وی به ناسازگاری رفتار کرد و تمام مرزها را بر روی او بست. در سال ۱۷۵۵ دولت ژنو به ولتر پناه داد. ولتر در گوش های دور افتاده به نام فرنی سکونت نمود. امّا به زودی از چهار گوشه اروپا بسیاری از پناهندگان سیاسی، و فراریان دور او جمع شدند و خانه او را مهمان سرای بی پناهان قرار دادند. وقتی همه این ها جمع شدند ولتر به عنوان نیایش این جمله را زمزمه می کرد که: «خدا مرا از شر دوستانم حفظ کند، من خود از عهده دشمنان بر می آیم». در بین اطرافیان ولتر از تمام گروه ها مخصوصأ عده ای صنعت گر بودند، ولتر تصمیم گرفت در اطراف زیستگاه خود واحد تولیدی ایجاد نماید و آن ها را وادار کرد ساعت تولید کنند، بدین شیوه دهکده محل سکونت او گسترش یافت و شهرک فرنی _ ولتر پدید آمد. توقف ولتر در ژنو، بیست سال طول کشید، دراین مدت دراز ولتر با همکاری یاران خود دست به تولید ساعت و تجارت زد و در عین حال از فعالیت های فلسفی و ادبی خود دست بردار نبود از همه مهم تر به مبارزات اجتمائی خود ادامه می داد. در سال ۱۷۶۲ کاتولیک های متعصب شهر فرانسوی تولوز، به مناسبت قتل ۴۰۰۰ نفر به نام مرتد را جشن گرفتند و در این روز یک جوان پروتستان به دلیل کاتولیک شدن به دست پدر خود کشته شد و کلیسا و حکومت مداخله کردند و پدر او کشته و خانواده او هم مورد آزار اذیت قرار گرفته بود (پزشک زاد،۱۳۵۶: ۱۳۲). خبر این فاجعه دردناک، ولتر عدالت پرست را آنچنان برآشفته کرد که با تمام قدرت به کلیسا و دربار فرانسه حمله کرد، به راستی وجدان اروپا را بیدار کرد. بر اثر مبارزه خستگی ناپذیر او، به دستور پادشاه فرانسه، پرونده قتل جوان بار دیگر به جریان افتاد و بی گناهی خانواده را اعلام کردند. پس از این حادثه ولتر، جان پناه ستمدیدگان اروپای خرافات زده شد و همواره در پاسداری حقوق انسانی اروپائیان تلاش می کرد. در سال ۱۷۷۷، راهی فرانسه شد. در مرز فرانسه از بیم این که نوشته های ولتر به فرانسه نرسد همه کالسکه ها و وسائل او را از جمله کالسکه خود او را مورد بازرسی قرار دادند، اما ولتر به طور مختصر توضیح داد، «غیر از خود من چیز دیگری که قاچاق به حساب آید وجود ندارد». حرمت بین المللی ولتر مانع شدکه حکومت فرانسه ولتر را تعقیب کند، بنابراین مردم فرانسه توانستند آزادانه از ولتر استقبال کنند. فرهنگستان ملی فرانسه، او را با آغوش گشاده پذیرفت، هنرمندان بزرگ در محل «کمدی فرانسز»، گرد آمدند و به او خوش آمد گفتند. مرگ ولتر در سال ۱۷۷۸ روی داد. کلیسا که به وسیله ولتر بلند آوازه، رسوای خاص و عام شد و از اوج به پایین کشیده شده بود، قصد داشت از مرده او انتقام بگیرد و جسد او را بسوزاند، اما یاران ولتر قبل از اینکه خبر مرگ ولتر فاش شود پیکر او را مخفیانه در خارج شهر به خاک سپردند.کم تر از یک دهه بعد، آتش انقلاب فرانسه در گرفت. آتشی که ولتر یکی از افروزندگان اصلی او بود. انقلاب گرایان در سال ۱۷۹۱ باز مانده پیکر او را به شهر پاریس باز گردادند و بر فراز ویرانه های زندان باستیل نهادند. آنگاه هزاران نفر از مردم پاریس از مقام استخوان های نویسنده نامدار فرانسوی با احترام گذشتند و سربازان مراسم رسمی به جای آوردند. در پایان مراسم، استخوان های ولتر در آرامگاه بزرگ مردان فرانسه «پان تئون» به خاک سپرده شد. انسان دوستی، سراسر زندگی ولتر را درنوردیده است، می توان زندگی او را در این جملات خلاصه کرد: با همه پندارهای سست بنیاد مردم مخالفت می کرد ولی با جان از حقوق انسانی مردم دفاع می کرد، منادی عصر درخشانی بود که در تاریخ تمدن عصر خرد نام گرفته است. به نام خرد ندا در داد که «ای انسان ها! به اندیشیدن خو بگیرید. زیرا هرگاه ملتی به اندیشیدن خو گرفت هیچ چیز نمی تواند آن ملت را از پیشرفت باز دارد» (پزشک زاد،۱۳۵۶: ۱۴۰-۱۴۱)، ولتر ابتدا خود را به سلاح ارزش شکنی مصلح کرد آن گاه به جنگ ارزش های نا مناسب و گزندرسان اجتماعی رفت و انسان ها را به شک، نقد و نوسازی دعوت کرد. به تمام کسانی که به عنوان نماینده خدا، دشمن بیداری و آزادی افکار بودند و بنام خدا و خدیو، مردم را می فریفتند و می دوشیدند اعلام جنگ داد. متشرعان ناپارسا و واعظان غیر متّعظ، ظاهر سازان فریب کار را به ریشخند گرفت و آنچه را ایشان بنام اخلاق و دین به خورد مردم می دادند و جز تلبیس ابلیس گنهکار نبود تحقیر می کرد و بر عکس ناموس های اصیل اخلاقی که زاد و زاینده انسان دوستی و تکامل اجتماعی بود سخت گرامی می داشت. محور اخلاق درمانی او عدالت اجتماعی بود. اعلام کرد که ظلم تباه کننده انسانیت است، ستمگری هم ستمگر و هم ستم کش را مسخ و منحط می گرداند. لذا دفاع از عدالت و آزادی وظیفه همه انسان های پاکدل روزگار است. او می گفت: وظیفه حکومت اعطای آزادی به همه شهروندان است و حکومت آزادی کش بزرگ ترین سد راه پیشرفت اخلاقی و معنوی انسان است. «انسان آزاد آفریده شده است و باید حاکم بر خویشتن باشد، پس اگر بیدادگران جلو آزادی را بگیرند باید آنان را از تخت به زیر کنید» ( آشوری،۱۳۶۶: ۷۹). باید از همه کسانی که ما را دعوت به فکر کردن، اندیشیدن می کنند استقبال کنیم و به آراء ایشان ارج بنهیم، زیرا بزرگترین میراث را برای ما باقی نهاده اند. آری انسان مانند دیگر جانداران به محیط زندگی خود مقید است و بار زنجیرهای نامرئی آب و هوا، خانه و زندگی، خویشاوندان و همسایگان، دوستان و آشنایان، سنت ها و آداب و رسوم بسته شده است، اما بر خلاف سایر جانداران می تواند زنجیرهای مزاحم را یکی پس از دیگری پاره کند و خود را رها سازد. انسان می تواند با شناخت نظام ها و قوانین حاکم بر طبیعت قیدها را از دست و پای خود بر دارد. همان گونه که بجای گریز از سرما و گرما لباس مناسب می پوشد، برای جلوگیری از سیلاب های بنیان کن سد می سازد، برای گریز از بیماری ها واکسن می زند، برای رهائی از نابودی کشتزارها و باغ و بوستان ها از دفع آفات مدد می گیرد، باتلاق ها را خشک می کند، جاده می سازد، جنگل ها را تو سعه می دهد، راه سازی می کند، سگ اهلی را تربیت می کند، به جان درندگان می اندازد، به همین ترتیب باید سنت های خفقان آور را نیز در هم بشکند، بشورد، بشوراند و به جنگ جهل و بی خبری و غفلت و خرافات برخیزد (آشوری، ۱۳۶۶: ۱۲۳). انسان نیازمند آزادی و آزاد اندیشی است. انسان در پرتو شناخت خرد که استوار ترین جلوه آن علم تجربی است پیوسته از نعمت آزادی بهره ای گران تر می گیرد، اما مسیر آزادی مسیری هموار نیست، زیرا در هر جامعه ای عده ای هستند که سنت شکنی را مغایر منافع شخصی خود می دانند و از این رو هر گونه قید شکنی و پاره کردن زنجیر را ناروا می شمرند و هر عمل آزادی خواهانه را سرکوب می کنند و از این رو با علم که ذاتأ آزادی بخش است درمی افتند و در برابر آن، در بد آموزی وگمراه سازی تلاش می کنند. از این رو باید برای حفظ آزادی کوشید. چگونه باید مبارزه کرد تا آزادی از بیداد، آزادی از فقر، آزادی از جهل، آزادی از تن پروری و… به دست آید و این امر نیازمند همکاری همگان است، به خصوص همه باید آزادی بیان داشته باشند (پزشک زاد ،۱۳۵۶: ۷۷). ج- شرایط اجتماعی و سیاسی در ابتدا باید عنوان کرد، دلایل اجتماعی و سیاسی زیادی برای انقلاب ملت فرانسه وجود داشتند که بسیاری از آنها نتیجه برخاست ایدههای عصر روشن گری بودند مانند نارضایتی از حکومت استبدادی سلطنتی، خشم طبقه بازرگان بر امتیازات و تسلط اشرافان دور و بر زندگی روزمره، در حالی که با زندگی هم طبقههای خود در بریتانیای بزرگ و هلند آشنا بودند همچنین خشم کشاورزان حقوق گیران و طبقه متوسط بر امتیازات ارباب وار و سنتی اشرافان وخشم بر امتیازات روحانیون ضد روحانیت و آرزوی آزادی ادیان و گسترش آرزوی آزادی و جمهوریت و خشم مردم بر علیه شاه به دلیل اخراج «جاکس نکلر» و «ترگت» مشاوران اقتصادی عمومأ به عنوان نمایندگان مردم دیده میشدند. در ادامه بحث باید توجه داشت که انقلاب فرانسه زاییده شورش توده مردم به ویژه طبقه سوم بود،که ناشی از مشکلات، نابرابری ها، فشارها، ظلم و ستم و استبداد حکومت سلطنتی و اشراف بود. در فرانسه آن روز هم مثل دیگر کشورهای اروپای غربی مشکلاتی وجود داشت و انقلاب فرانسه مجموعه حوادثی است که بعد از بیداری مردم به دنبال رنسانس تا اوایل قرن نوزدهم ادامه داشت و تحول بزرگی در ساختار اجتماعی، سیاسی، تاریخی فرانسه و اروپای آن روز به وجود آورد. البته «توکویل ها» با نشان دادن شواهدی از بهبود نسبی وضع روستاییان، کاهش فشارهای سیاسی و تبعیض مالیاتی،کم شدن شکاف های عمیق میان ایالت ها، طبقات و اقشار، مدعی است که علت العلل انقلاب فرانسه را نه در ساخت فئودالی و طبقاتی و نه در حکومت مطلقۀ پادشاهی، بلکه در بالا رفتن سریع سطح مطالبات طبقۀ سوم خصوصاً اقشار فرادست آن، یعنی بورژوازی نوپا از یک سو و بی میلی و کُندذهنی اشراف و روحانیون در درک شرایط جدید در سوی دیگر دید (سوبول، ۱۳۵۷ : ۱۹۲). طبقۀ سوم که علاوه بر فرصت مشارکت در برخی تصمیم سازی های مالی و مالیاتی امتیاز دو برابر شدن تعداد نمایندگانش را نیز به دست آورده بود، به دنبال آن بود تا از این فرصت و امتیاز برای تصویب قوانینی به نفع خویش حداکثر بهره برداری را بنماید؛ لذا تلاش نمود تا مجلس طبقات را به مجلس ملی بدل سازد (سوبول، ۱۳۵۷ : ۱۹۳) و قوانین را به جای رأی گیری طبقاتی، با رأی فردی نمایندگان ملت به تصویب برساند؛ این در حالی بود که پادشاه و نجبا بر تشکیل جلسات جداگانۀ طبقات و رأی گیری طبقاتی به روش پیشین تأکید داشتند. «دورانت» طرح همین قبیل مطالبات را از سوی نمایندگان طبقۀ سوم که خود را نمایندگان واقعی همۀ ملت فرانسه می دانستند سرآغاز انقلاب فرانسه دانسته است (سوبول، ۱۳۵۷ :۲۰) و بعضی دیگر از آن به عنوان «انقلاب نهادی _ حقوقی» یاد کرده اند. دو روز بعد، پادشاه برای مقابله با این حرکت دستور بستنِ درهای محل تشکیل جلسات مجلس را داد. نمایندگان طبقۀ سوم، نگران از تعطیلی مجدد مجلس، در زمین تنیس مجاور هتل اجتماع کردند و طی سوگندنامه ای برای اتحاد هم قَسَم شدند که تا رسیدن به یک قانون اساسی برای فرانسه از پای ننشینند. بدین سان طی کم تر از پنجاه روز، سطح مطالبات از مجلس طبقات به مجلس ملی و سپس به مجلس مؤسسان ارتقا پیدا کرد. شاه ناگریز به رفع مانع از مجلس شد، لیکن با سخنان شدیداللحن فرستادۀ او در اولین جلسۀ آن واکنش های نمایندگان را تشدید کرد و سرآخر ناگزیر به تمکین در برابر خواست معترضان شد. عقب نشینی لویی و سخنرانی های محرک نمایندگان در مجلس مسیر مخالفت ها را از جمع سرآمدان به میان مردم پاریس و از خطابه های شفاهی و مقاومت های نشسته به سوی اقدامات عملی و قیام خیابانی کشاند. در فاصلۀ بیست روزه میان تحرکات نمایندگان تا حرکت مردم به سوی زندان باستیل، اقدام مهم و در عین حال مسالمت آمیز خلع شورای سلطنتی شهرداری پاریس و تعیین شورای جدید توسط نمایندگان بخش های شهر صورت گرفت که نمایانگر خارج شدن کنترل اوضاع از دست حکومت و جرئت پیدا کردن مردم در دست زدن به این قبیل اقدامات بود. حرکت خیابانی مردم از کافه دوفوا با سخنرانی «دمولن» دربارۀ حملۀ قریب الوقوع قوای بیگانه به پایتخت آغاز شد، و طی دو روز پس از به دست آوردن تعداد قابل توجهی سلاح از محل ساختمان شهرداری (هتل دوویل) و بیمارستان نظامیان، در روز سوم، به سمت زندان باستیل روانه شد. «دورانت» می گوید: «حمله به زندان که در آن زمان تنها هفت زندانی در آن محبوس بود، بیش تر با انگیزۀ دستیابی به باروت بوده است و نه لزوماً به عنوان سمبل استبداد» (دورانت،۱۳۷۰ ، ج ، ۱۱ : ۲۳). نخستین خون ها به پای نهال انقلاب از سربازان محافظ قلعۀ باستیل و فرماندۀ آنان که حتی سعی بر کنار آمدن با شورشیان داشت ریخته شد. هیجان توده ای انقلاب در این اقدام اولین زهر چشم انقلابی خود را نشان داد تا عزم راسخ تودۀ به پا خاسته در نیل به پیروزی را هر چه جدی تر نشان دهد. انقلاب در این مرحله تنها به کشاندن پادشاه از ورسای به پاریس و نشاندن نوار سه رنگ بر تارک کلاه او اکتفا کرد. ماه های اوت و سپتامبر با هرج و مرج و آشوب سراسری بر علیه طبقات صاحب امتیاز از یک سو و قحطی نان و غلات از سوی دیگر همراه بود. کمیاب شدن نان در پایتخت توده های آمادۀ بسیج را برانگیخت تا اقدام مستقیم دیگری را بر علیه پادشاه صورت دهند. اجتماع مردم پاریس در پنجم و ششم اکتبر و حرکت به سمت ورسای با زد و خورد منجر به کشته شدن یک نانوا و یک کارمند شهرداری بر سر نان و سپس با تحریک «مارا» آغاز شد. البته زمینه های تحریک کنندۀ دیگری هم در کاخ و در مجلس وجود داشت (مانفرد ۱۳۶۶ : ۳۲ – ۲۳). جمعیت هشت هزار نفری پاریس مقابلۀ خونینی با محافظان ورسای پیدا نکرد؛ اما شاه را مجبور نمود تا به پاریس آید و در قصر تویلری اقامت گزیند. با تصویب اولین قانون اساسی که ضمن صحّه گذاری بر سلطنت موروثی، قدرت مطلقۀ پادشاه را به میزان زیادی محدود می ساخت، برهۀ انقلابی نیز به پایان خویش رسید؛ هر چند التهابات انقلابی لااقل تا سه سال بعد ادامه پیدا کرد (شجاعی زند،۱۳۸۲: ۳۳). طول دورۀ انقلابی در انقلاب فرانسه بسیار کوتاه بود و قوای پشتیبان رژیم پیشین بسیار سریع تر از صحنه کنار نشست؛ اما اوضاع انقلابی به دلیل اختلافاتی درونی نیروهای مخالف و مماشات با دستگاه سلطنت و هواداران و پشتیبانان آن هم چنان ادامه پیدا کرد. بسیج توده ای مردم، چه در برهۀ انقلابی و چه در دوران التهابات پس از آن، خصوصاً در مقطع حکومت کنوانسیون، به کرّات صورت گرفت. لیکن نمی توان برای آن در تمام مراحل ماهیت یکسانی قائل شد (شجاعی زند،۱۳۸۲: ۳۴). لذا در بررسی تفصیلی تر فرایند بسیج، آن ها را در دو مقطع از هم تفکیک خواهیم کرد. شورش ۱۴ ژوئیه ۱۷۸۹ پاریس نه اولین حرکت جمعی مخالفان و معترضان بود و نه حتی گسترده ترین آن ها. فرانسه در طی سالیان حکومت بوریون ها، خصوصاً در دورۀ جانشینان لویی چهارده، قیام های متعددی از سوی دهقانان و تهیدستان شهری به خود دیده بود؛ اما در هیچ یک از آن ها شرایط کافی برای فروپاشی نظام مطلقه و نیل به نقطۀ پیروزی فراهم نیامده بود. لذا با این که تجربۀ بسیج و خیزش مردمی در قیام های پیش از ژوئیه ۸۹ نیز وجود داشته است و هر کدام تأثیراتی را از خود در تاریخ تحولات فرانسه باقی گذارده اند، اما از موضوع بررسی ما خارج می باشند. انقلاب فرانسه را برخی تحلیل گران حداقل به دو انقلاب معتدل و افراطی که به لحاظ زمانی متعاقب هم قرار داشته اند تقسیم کرده اند (ون کلی، ۱۹۶۶ :۱ و سوبول ۱۳۵۷: ۱۶۹- ۱۷۱). براین اساس، لااقل دو فرایند حرکت در آن رخ داده است که لازم است در این بررسی اوضاع اجتماعی آن زمان به هر دوی آن ها نظر شود. بسیج انقلابی نخست به خیزش های ژوئیه تا اکتبر سال پیروزی محدود می شود، اما بسیج انقلابی دوم تقریباً تمام طول دورۀ حکومت انقلابی کنوانسیون را که هم زمان در دو جبهۀ داخلی و خارجی در حال نبرد بود در بر می گیرد؛ هر چند در اطلاق عنوان بسیج انقلابی بر آن به دلیل قرار گرفتن در نقطۀ پس از پیروزی و حتی پس از لغو سلطنت محل تردید است. با این حال، به دلیل آن که کوتاهی دورۀ نخست فرصت چندانی برای ظهور و خودنمایی بسیج انقلابی فراهم نیاورد و لاجرم فرایند طبیعی آن به پس از این مرحله منتقل گردید، بررسی پدیدۀ بسیج در مرحلۀ دوم و یا به تعبیر «وَن کلی» در انقلاب رادیکال را نیزبه دلیل اهمیت بررسی شرایط اجتماعی دوران انقلاب فرانسه ضروری تشخیص دادیم (شجاعی زند،۱۳۸۲: ۳۵). بسیج انقلابی در دو حادثۀ پاریس خود را نمایان ساخت و جلوه هایی نیز در ایالات داشت. صحنۀ نخست مربوط به خیزش سه روزۀ مردم پاریس بود که به تسخیر و تخریب زندان باستیل منجر گردید. صحنۀ دوم ، حرکت جمعیت هشت هزار نفری پاریس به سمت قصر ورسای در ۱۶ کیلومتری پایتخت برای رساندن صدای اعتراض خویش از بابت کمبود نان و گرانی غلات به گوش «لویی» و البته خنثی کردن توطئه هایی که در ورسای بر علیه پاریس در شرف وقوع بود. در فاصلۀ این دو حرکت چشمگیر و گسترده، پاریس و ایالت های دیگر نیز شاهد شورش های فراوانی بودند، اما هیچ کدام در اندازه های این دو حرکت ظاهر شدند و یا به نتایج قابل اعتنایی دست نیافتند. تودۀ بسیج شده در این مقطع و حتی در مقطع بعدی، در پاریس و در ایالات، کسی جز اقشار فرودست اجتماعی، یعنی دهقانان و مردمان عادی و فقیر شهرها نبود. حزم و احتیاط بورژواهای طبقۀ سوم به آن ها اجازه نمی داد که جز در مجلس و پارلمان ها (مانفرد، ۱۳۶۶: ۳۴۶ و سوبول، ۱۳۵۷ : ۱۹ – ۲۱) و احیاناً میادین جنگ خطابه ای و در محافل ادبی و هنری نخبه گرایانه، در صحنۀ دیگری به نفع انقلاب حضور یابند؛ خصوصاً که مَنِش اشرافی پسند آنان آمیزش با اقشار تهیدست را بر نمی تافت ؛ اگرچه هنوز هم طبقۀ با ایشان به شمار می آمدند. حاد بودن اختلافات و منازعات درونی انقلابیون و روند تدریجی رادیکال شدن مطالبات و دست به دست شدن قدرت و حکومت در فواصل کوتاه، التهابات و حالت نیمه بسیج را تا خاتمۀ کار «روبسپیر» در نهم ماه ترومیدور و پس از آن در مردم همچنان حفظ کرد. از این رو با در نظر گرفتن برخی ملاحظات، شاید بتوان این روند دنباله دار را در نقطۀ عزل و دستگیری لویی و همسرش، که هیجانات انقلابی مجدداً به اوج خود رسید، سرآغاز بسیج انقلابی مرحلۀ دوم قلمداد کرد. در طول مدت یکسالی که لویی اقتدار مطلقه اش را از دست داد و براساس قانون اساسی مصوب مجلس مؤسسان، پادشاع مشروطه گردید، چندان هم بیکار نبود، او ضمن مقاومت در برابر برخی مصوبات مجلس قانون گذاری، مثل قطع مستمری کشیش ها و راهبه های سوگند نخورده به «اساسنامۀ مدنی کشیشان» تماس خود را با قوای ضدانقلابی مهاجران در «کوبلنتسن» و سلاطین پروس، روسیه، اسپانیا، سوئد و اتریش _ هنگری حفظ کرده و از آن ها درخواست می نمود تا برای بازیابی اقتدار سلطنت او را یاری نمایند. به علاوه تلاش ناموفق او برای فرار از پایتخت در ۲۱ ژوئن ۱۷۹۱، نگرانی ها را از بابت نیات توطئه گرانه شاه بیش از پیش افزایش داد. بیست ژوئن سال بعد، اجتماع جمعیت هیجان زده در مقابل قصر «تویلری» و طرح اعتراضات رو در رو با لویی به دلیل امضا نکردن فرمان ضد کشیشان، مقدمۀ حرکت گسترده تری شد که بر اثر جدی شدن تهدیدات قوای خارجی و مهاجران، در ۱۰ اوت ۱۷۹۲ شکل گرفت و در آن آشکارا انقراض سلطنت و تشکیل جمهوری درخواست گردید. دورانت، این جمعیت یورش آورده با انواع سلاح به سمت قصر را ۹۰۰۰ نفر ذکر کرده است (دورانت،۱۳۷۰، ج۱۱: ۵۱) و گفته شده است که به مثابۀ یک قیام ملی به سراسر کشور نیز انتشار پیدا کرد (سوبول، ۱۳۵۷: ۳۶۳). مقاومت محافظان سویسی قصر باعث کشته شدن بیش از یکصد زن و مرد گردید و متقابلاً به قتل و غارت بیش تر دامن زد. در این هیجانات حتی تعدادی از نمایندگان مجلس مقنّن که جلساتشان در تماشاخانۀ قصر برپا می شد نیز به قتل رسیدند (دورانت،۱۳۷۰ ، ج۱۱ : ۵۲). سرانجام شاه دستگیر و به همراه خانواده اش در صومعۀ «تامپل» زندانی شد. به جز این، دو بار دیگر مردم فرانسه حالتی از بسیج توده ای به خود گرفتند. هر دو خیزش در دورۀ حکومت کنوانسیون و کمیتۀ نجات ملی اتفاق افتاد و طبعاً با تحریک و هدایت ژاکوبن ها که با رادیکال شدن اوضاع از رقبای خویش پیشی گرفته بودند صورت گرفت. حرکت اول شورش ۳۱ مه تا ژوئن ۱۷۹۳ بود که در آن مردم هوادار ژاکوبن های افراطی (مونتانیارها)[۲۷]، برای خارج کردن ژیروندن های محافظه کار و حامی بورژوازی از کنوانسیون به صحنه آمده بودند. «دورانت»، تعداد جمعیت مسلحی که کنوانسیون را در دوم ژوئن محاصره کرده بودند، هشتاد هزار نفر نگاشته است (دورانت،۱۳۷۰، ج۱۱: ۷۳). در این باره «لِفور»، این حرکت را «انقلاب فی نفسه» نامیده است (مانفرد، ۱۳۶۶: ج ۲-۱۲) و «دورانت» آن را پیروزی موقت پرولتاریا بر بورژوازی نامید(دورانت،۱۳۷۰ ، ج۱۱ : ۷۳). بسیج قوای مردمی به منظور مقابله با تهدیدات مستقیم خارجی را شاید نتوان به درستی تحت عنوان بسیج انقلابی محسوب کرد؛ اما گستردگی شگفتی برانگیز آن را نیز نمی توان بیرون از قدرت بسیج گر انقلاب تبیین نمود. فرمان بسیج عمومی که همه فرانسویان را تا زمان بیرون راندن دشمن از سرزمین جمهوری در خدمت ارتش قرار می داد، در مدت کوتاهی، بالغ بر ۵۰.۰۰۰ سرباز آماده رزم گِرد آورد و در اختیار کمیته نجات ملی قرارداد. در بهار سال ۱۷۹۴ این تعداد به ۶۰۰.۰۰۰ مرد مسلح افزون گردید که با احتساب نیروهای ذخیره به حدود ۱.۲۰۰.۰۰۰ نفر می رسید(مانفرد، ۱۳۶۶، ج ۲ : ۵۰-۵۴). دوره کنوانسیون ژاکوبنی را از حیث کمیت و گستردگی جمعیت بسیج شده باید از برجسته ترین دوران انقلاب فرانسه دانست. بدیهی است که ساخت مطلقۀ سلطنت در دورۀ پیش از انقلاب با تمام گشایش هایی که به عقیدۀ توکویل در آن پدید آمده بود، اجازۀ شکل گیری و فعالیت هسته هایی متشکل در خارج از ساختار سیاسی حاکم را نمی داد. تنها پتانسیل موجود که می توانست در شرایط جامعه ظرف تجمع، تشکل و ارتباطات انقلابیون گردد، در سازمان کلیسایی و محافل ادبی و هنری بازمانده از دورۀ روشن گری یافت می شد. «توکویل» می گوید متشکل ترین و مستقل ترین گروه اجتماعی جامعۀ فرانسه تا پیش از انقلاب ارباب کلیسا بوده اند که آزادی عمل نسبتاً بالایی داشتند. در حالی که شهرها استقلال خود را از دست داده بودند و نجبا بدون اجازۀ شاه حق تشکیل جلسه ای را نداشتند، کلیسای فرانسه مجامع دوره ای خود را داشت و سهل ترین و گسترده ترین ارتباط را با مردم شهر و روستا برقرار می کرد. با وجود این، به دلیل قرار داشتن کلیسا و روحانیون در صف حکومت گران و عدم انعطاف و همراهی با حرکات مردم هیچ گاه این ظرفیت در خدمت انقلابیون قرار نگرفت. استفاده از فضا و مکان کلیساها از سوی طبقۀ سوم در مقطع پیش از پیروزی نیز هیچ ارتباطی با حیثیت مذهبی این اماکن نداشته است. انتساب باشگاه های سیاسی پس از پیروزی به صومعه های برتون، ژاکوبن ها، کوردلیه و فویان نیز پس از تصاحب این اماکن توسط انقلابیون و خارج شدن از کارکردهای مذهبی شان بوده است (دورانت، ۱۳۷۰، ج. ۱۱ : ۲۰ و ۴۳-۴۴). حتی استفاده از صدای ناقوص کلیساها در طول انقلاب و پس از آن برای اِخبار عام و سریع تر مردم (سوبول، ۱۳۵۷ : ۳۶۶) را نمی توان به حساب کلیسا به عنوان ظرف تشکل یابی مردم گذاشت. سالن ها و محافل ادبی و تئاترهای در دورۀ روشن گری مهم ترین پایگاه های تجمع و ارتباطات روشن فکران بود؛ لیکن هم در آستانۀ انقلاب از رونق و حرارت افتاده بودند و هم سان کولوت ها و اقشار فرودست اجتماعی را راهی به آن ها نبود؛ لذا با همۀ تأثیراتی که در انتشار اَجوای روشن گری در بین طبقۀ متوسط و اقشار بوراوایی داشتند، نمی توان از آن ها به عنوان سازمان اصلی بسیج انقلابی یاد کرد. بر نقش هسته ها و محافل فراماسونی نیز که همواره در انقلاب فرانسه از آن ها نام برده شده است به دلیل فقدان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۳/۳۳)
۲۰ (۶/۴۲)
۲۷ (۴/۵۷)
۳۴/۰
نمودار۴-۷: درصد فراوانی فلبیت در مکانهای مختلف در ۲۴ساعت بعد از جای گذاری کاتتربه تفکیک گروه ها
نمودار۴-۸: درصد فراوانی فلبیت در مکانهای مختلف در ۴۸ساعت بعد از جای گذاری کاتتر به تفکیک گروه ها
نمودار۴-۹: درصد فراوانی فلبیت در مکانهای مختلف در ۷۲ساعت بعد از جای گذاری کاتتر به تفکیک گروه ها فصل پنجم
بحث، نتیجهگیری و پیشنهادها
در این فصل یافتههای به دست آمده مورد بحث و بررسی قرارمیگیرد و با نتایج سایر مطالعات مقایسه خواهند شد. سپس نتیجه گیری نهایی، کاربرد در پرستاری و پیشنهادات برای پژوهشهای بعدی ارائه خواهد شد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۵-۱٫ تاثیر مداخله بر فلبیت به دلیل اهمیت تزریقات وریدی و عوارض ناشی از آن، این امر از سال های پیش مورد بحث و بررسی بوده است و از جنبه های گوناگونی در مراکز مختلف مورد پژوهش قرار گرفته است.مطالعات انجام شده اختصاصی،در زمینه استفاده از داروهای موضعی در پیشگیری از فلبیت ناشی از کاتترهای وریدی محدود می باشد و مطالعات انجام شده در زمینه فلبیت بیشتر به بررسی روش هایی از قبیل استفاده از پانسمان های مختلف و یا روش های مختلف ضدعفونی پوست پرداخته اند. در زمینه استفاده از داروهای موضعی، از پماد نیتروگلیسیرین در چندین پژوهش در داخل و خارج از کشور استفاده شده است، اما از پماد کلوبتازول تنها در چند پژوهش با نمونه حیوانی در خارج از کشور استفاده شده است و در داخل کشور پژوهشی که، از این دارو استفاده کرده باشد، یافت نشد. در این راستا این پژوهش با هدف مقایسه تاثیر پماد کلوبتازول با پماد نیتروگلیسیرین بر پیشگیری از فلبیت سطحی ناشی از آنژیوکت انجام شد. با بررسی میزان کلی فلبیت بروز کرده، نتایج نشان داد که در هر سه گروه (مداخله و کنترل) با توجه به سیر صعودی پیشرفت های انجام شده و تغییراتی که در سیستم بهداشت و درمان کشور انجام شده است، این میزان در گروه کنترل نسبت به نتایج در پژوهش دستجردی۷/۷۶%[۲۳] کاهش نزولی داشته و نسبت به نتایج مطالعه اصلانی ۱/۳۶%[۲۴]بیشتر می باشد. اما در دو گروه مداخله کاهش نزولی داشته است. البته این میزان با میزان شیوع قابل قبول فلبیت بیان شده توسط انجمن پرستاری امریکا که ۵% یا کمتر می باشد[۲۰]، فاصله زیادی دارد. البته مالاچ (۲۰۰۶) می نویسد شیوع فلبیت گزارش شده کاتتر های محیطی بطور وسیعی متفاوت است زیرا تعریف فلبیت، انتخاب بیمار، طول مدت پیگیری ورید و تکنیک تزریق متفاوت است[۸۲]. در ارتباط با فراوانی فلبیت بروز کرده در بیماران بدون توجه به درجه فلبیت در زمان های مختلف، نتایج نشان داد که به لحاظ آماری فراوانی فلبیت بروز کرده در گروه های مداخله در ۲۴ ساعت اول بعد از کانولاسیون نسبت به گروه کنترل معنی دار نبود. فراوانی فلبیت بروز کرده در ۲۴ ساعت اول در گروه کلوبتازول برابر با گروه کنترل بوده که احتمالا به دلیل طولانی اثر بودن پماد کلوبتازول می باشد.در ادامه با مقایسه فراوانی فلبیت بروز کرده در گروه های مداخله در ۴۸ و ۷۲ ساعت اول بعد از کانولاسیون نسبت به گروه کنترل مشاهده شد که به لحاظ آماری بین دو گروه مداخله با گروه کنترل تفاوت معنی داری وجود دارد.درمطالعه ۲۰۰۳ تحت عنوان مقایسه تاثیر پماد نیتروگلیسیرین و ژل ضد التهاب بر فلبیت میزان بروز در اثر مصرف پماد نیتروگلیسرین ۸/۳۰ درصد گزارش داد [۶۶]. در حالی که در پژوهش حاضر میزان فلیبت بروز کرده در گروه پماد کلوبتازول ۴۳/۲۶درصد و در گروه پماد نیتروگلیسیرین ۵۶/۲۰ درصد نشان داده شدکه علت این کاهش احتمالا در ارتباط با کانولاسیون انجام شده توسط یک پژوهشگر و استفاده از گاز استریل جهت پانسمان و خوب فیکس کردن کاتتر باشد. در ارتباط با توزیع فراوانی شدت فلبیت در گروه های مورد مطالعه به تفکیک مدت زمان سپری شده از کانولاسیون، نتایج نشان داد که به لحاظ آماری شدت فلبیت بروز کرده در گروه های مداخله در ۲۴ و ۴۸ ساعت اول بعد از کانولاسیون نسبت به گروه کنترل معنی دار نبود. اما در ادامه با مقایسه شدت فلبیت بروز کرده در گروه های مداخله در ۷۲ ساعت اول بعد از کانولاسیون نسبت به گروه کنترل مشاهده شد که به لحاظ آماری بین دو گروه مداخله با گروه کنترل تفاوت معنی داری وجود دارد، بدین معنی که فلبیت درجه دو و سه در گروه کنترل در ۷۲ ساعت اول بعد از کانولاسیون بیشتر از دو گروه مداخله بود. در گروه های مداخله نیز شدت فلبیت در گروه پماد نیتروگلیسیرین از گروه پماد کلوبتازول کمتر بود. از نظر شدت فلبیت درجه یک بین دو گروه آزمون و شاهد بیشترین میزان فلبیت بروز کرده از این نوع در دو گروه پماد کلوبتازول وکنترل مشاهده شد ولی آزمون آماری کای دو بین سه گروه از ۲۴ ساعت اول تا ۷۲ ساعت اول بعد از جایگذاری کاتتر اختلاف معناداری نشان نداد. در ارتباط با بروز فلبیت درجه دو بین دو گروه آزمون و کنترل بیشترین درصد بروز فلبیت با درجه دو در گروه کنترل مشاهده شد و آزمون آماری کای دو ارتباط معناداری را از ۲۴ ساعت تا ۷۲ ساعت بعد از اول پس از جایگذاری کاتتر وریدی بین سه گروه نشان داد که این می تواند ناشی از تاثیر پماد نیتروگلیسیرین و پماد کلوبتازول در دو گروه آزمون باشد. این نتیجه یافته های صالح مقدم و همکاران در سال ۱۳۸۸ در ارتباط با بروز بیشترین میزان فلبیت درجه دو از ۲۴ ساعت تا ۷۲ ساعت اول را تایید کرد[۷۷]. در ارتباط فلبیت درجه سه هر چند از ۲۴ ساعت تا ۷۲ ساعت اول بیشترین میزان بروز در گروه کنترل مشاهده شد ولی از نظر آماری اختلاف معناداری وجود نداشت. در دو گروه آزمون نیز بروز فلبیت با هر درجه ای در گروه پماد نیتروگلیسرین کمتر از گروه پماد کلوبتازول بود. براساس نتایج بدست آمده از پژوهش و مقایسه آن با فرضیات پژوهش، فرضیه پژوهش تایید شد. فرضیه پژوهش بیان می کند که تاثیر پماد کلوبتازول و پماد نیتروگلیسیرین با روش معمول بر بروز فلبیت ناشی از آنژیوکت متفاوت است. همانطور که نتایج نشان داد استفاده از داروهای کلوبتازول و نیتروگلیسیرین نسبت به روش معمول که در گروه کنترل از آن استفاده شد، میزان بروز و شدت فلبیت را کاهش داد. در ادامه با مقایسه تاثیر دو مداخله با یکدیگر مشخص شد که تاثیر داروی پماد نیتروگلیسیرین بیشتر از پماد کلوبتازول بوده است. در راستای مطالعه حاضر، آوازه و همکاران در سال ۱۳۸۳ پژوهشی را با هدف بررسی تاثیر نیتروگلیسیرین موضعی بر بروز و شدت فلبیت ناشی از کاتتر وریدی انجام دادند، در این پژوهش فلبیت در زمان های ۲۴، ۳۶، ۴۸، ۶۰ و ۷۲ بعد از جایگذاری کاتتر بررسی شد و نتایج پژوهش نشان داد که بین فراوانی (p=0/001) و شدت بروز فلبیت (p=0/005) در گروه مورد و شاهد اختلاف معناداری وجود دارد. همچنین نتایج حاکی از افزایش طول عمر کاتتر در گروه مورد نسبت به گروه شاهد بود(p=0/01) ، در انتهای این پژوهش استفاده از پماد نیتروگلیسیرین در مواردی که نیاز به کاتتر گذاری بیش از ۴۸ ساعت وجود دارد پیشنهاد شد[۷۵]. در پژوهش دیگری که صالح مقدم و همکاران (۱۳۸۷) انجام دادند به این نتیجه رسیدند که شدت بروز فلبیت در گروه آزمون(پماد نیتروگلیسیرین) کمتر از گروه کنترل بود (P<0/001) و از طرفی فلبیت درجه دو در گروه کنترل به طور معنی داری بیشتر از گروه آزمون بود(P<0/05)لذا آنان پیشنهاد نمودند در مواردی که نیاز به کتترگذاری بیش از ۴۸ ساعت وجود دارد از پماد نیتروگلیسیرین استفاده شود که نتیجه آن با مطالعه حاضرکه نشان داد فلبیت درجه دو در گروه کنترل نسبت به دو گروه مداخله بیشتر می باشد کاملا مشابهت دارد [۷۷]. همچنین در پژوهشی که تجون و همکاران درسال ٢٠٠٠ با هدف بررسی تاثیر پماد نیتروگلیسیرین موضعی در پیشگیری از فلبیت انجام شد، نتایج نشان داد که استفاده از پماد نیتروگلیسیرین موضعی در مواردی که نیاز به برقراری راه وریدی به میزان بیش از ۵٠ ساعت باشد موثر بوده و به عنوان یک روش انتخابی پیشنهادگردید[۷۸]. نتایج این مطالعات با نتایج مطالعه حاضر مطابقت دارد. در ارتباط با پماد کلوبتازول و تاثیر آن بر پیشگیری از فلبیت ناشی از جایگذاری کاتتر در نمونه انسانی پژوهشی انجام نشده است و تنها در مواردی در نمونه حیوانی بررسی به عمل آمده است، در این راستا در پژوهش دویرو همکاران (۲۰۰۹) تاثیر پیشگیری کننده و درمانی پماد کلوبتازول در فلبیت سطحی ناشی از تزریق داروDP-b99 که به عنوان داروی محافظت کننده نورونی بعد از سکته مغزی حاد استفاده می شود، بررسی شد. در نتیجه تزریق این دارو فلبیت در محل تزریق ایجاد می شود. فلبیت در ساعات ۱، ۳، ۵، ۲۴، ۳۲، ۴۸، ۵۶ و ۷۲ ساعت بعد از تزریق دارو فوق در ورید لترال گوش اندازه گیری شد. بیشترین میزان فلبیت در ۲۴ ساعت اول بعد از کاتتر گذاری بود. کلوبتازول علائم فلبیت را در کل طول درمان کاهش داد و همچنین باعث کوتاه شدن دوره فلبیت شد. بیشترین میزان تاثیر کلوبتازول در ۲۴و ۴۸ ساعت بعد از استفاده از کلوبتازول بود. در پایان محقق بیان می کند که اگرچه یک مطالعه حیوانی نمی تواند پایه ای برای مطالعات انسانی باشد ولی این مطالعه تاثیر مثبت کلوبتازول را بر فلبیت در نمونه انسانی تضمین می کند و اگر استفاده از کورتون های موضعی در انسان ثابت شود می تواند جایگزین دارو هپارین و سایر ضد التهاب های غیر استروئیدی شود در مطالعه حاضر نیز پماد کلوبتازول میزان بروز فلبیت و شدت فلبیت را در کل طول درمان نسبت به گروه کنترل کاهش داد که نتیجه آن در راستای نتایج مطالعه دویر و همکاران بود[۵۹]. کهنو و همکاران(۲۰۰۹) پژوهشی تحت عنوان تاثیر کورتیکواستروئید ها بر فلبیت ایجاد شده در اثر تزریق داروهای شیمی درمانی در خرگوش، انجام دادند. در این پژوهش تاثیر پیشگیری کننده دگزامتازون وریدی بر فلبیت ناشی از داروی شیمی درمانی بررسی شد. نتایج هیستوپاتولوژی نشان داد که تزریق دگزامتازون به طور معناداری نسبت به گروه کنترل، فلبیت ناشی از دارو را کاهش داده است[۶۰]. مطالعات انجام شده بر روی داروی کلوبتازول با مطالعه حال حاضر همسو بود. در انتها با بررسی توزیع فراوانی فلبیت در بیماران گروه های مداخله( کلوبتازول و نیتروگلیسیرین) در زمان های مختلف بعد از کانولاسیون به تفکیک سن و محل کانولاسیون، نتایج نشان داد که از لحاظ آماری بین فراوانی فلبیت با سن و محل کانولاسیون بیماران تفاوت معنی داری وجود ندارد. هر چند نتایج نشان داد که میزان بروز فلبیت با افزایش سن بیشتر شده است اما این اختلاف معنی دار نبود البته قابل ذکر می باشد که در این پژوهش بیشتر نمونه ها درفاصله سنی بین ۲۰ تا ۳۹ سال قرار داشتند که شاید از دلایل معنی دار نبودن مطالعه باشد. اصلانی (۱۳۷۷) در تحقیق خود که با هدف تعیین شیوع فلبیت ناشی از کاتتر های محیط انجام داد بین پیدایش فلبیت و سن به ارتباط معناداری دست پیدا نکرد[۲۴]. که نتایج آن با مطالعه حاضر مشابهت دارد. اما برخی از محققان معتقدند که سن می تواند در بروز فلبیت موثر باشد[۲۰].در مطالعه حاضر نتایج حاصله بین بروز فلبیت و محل کانولاسیون بیشترین میزان بروز فلبیت در پشت دست و سپس مچ دست بود اما از نظر آماری تفاوت معناداری دیده نشد.که این نتایج مشابه نتیجه حاصله از تحقیق آوازه و همکاران می باشد[۷۵]. با توجه به نتایج مطالعه حاضر مشخص شد که مهمترین عامل در بروز فلبیت زمان می باشد و با گذشت زمان بروز فلبیت افزایش می یابد. این نتیجه یافته های تحقیق رحمانی وهمکاران[۸۴] و قدمی در سال ۱۳۷۹[۲۵] و تحقیق کارداک و همکاران در سال (۲۰۰۰) [۳۶]را مبنی بر افزایش میزان بروز فلبیت با افزایش ساعات جایگذاری کاتتر را تایید کرد. در حالی که در مطالعه حاضر در دو گروه آزمون که پماد نیتروگلیسیرین و پماد کلوبتازول بکار رفته بود بطور کلی از تعداد موارد فلبیت در دو گروه آزمون نسبت به گروه کنترل با گذشت زمان کاسته شده بود که این می تواند به دلیل تاثیر پماد کلوبتازول و پماد نیتروگلیسیرین باشد. در این پژوهش مشخص شد که تاثیر استفاده از دارو بر فلبیت بعد از گذشت ۴۸ ساعت به طور معنی داری مشخص می شود و با توجه به این موضوع که تعویض آنژیوکت در بیماران را هر ۷۲ ساعت یکبار کرده اند. لذا استفاده از دارو در پیشگیری از فلبیت می تواند ساعت تعویض آنژیوکت را به تاخیر بیندازد[۸]. تعویض زودرس و مکررآنژیوکت ها علاوه بر هزینه های سنگینی که بر بیمار و جامعه تحمیل میکند باعث صدمه جسمی و روحی بیشتر بیمار شده و او را برای اخذ عفونتهای بیمارستانی مستعدترمی سازد. همینطور باعث اتلاف وقت پرستاران می گردد. چنانکه۸۱%پرستاران بیش از۷۵% وقت خود را صرف درمان وریدی می کنند، بعلاوه فلبیت خود منبع بالقوه خطرناکی برای ایجاد عفونتهای سیستمیک است و با حضورفلبیت شانس بروز این عفونتها را ۱۸برابر افزایش می یابد[۸۱]. کاواجا۱ در سال ۱۹۹۱ در مطالعه ای تحت عنوان دوام تزریقات وریدی محیطی ضربه ای را که در محل انفوزیون وارد می آید عامل مهم در موفقیت آمیز نبودن تزریق وریدی دانسته و عنوان می کند که مهارت شخص وارد کننده کاتتر خیلی مهم است. در این مطالعه تمام مراحل فرایند رگ گیری توسط یک پژوهشگر صورت گرفته است و از طرفی از جایگذاری کاتتر با قطر زیاد در داخل یک ورید کوچک که باعث التهاب لایه داخلی ورید می شود خودداری کرده و پژوهشگر در موقع انتخاب رگ، رگ های محیطی که متناسب با آنژیوکت صورتی بودند را انتخاب نمود. فلبیت ناشی از تزریق سبب انقباض رگ در محل تزریق شده که خود می تواند سبب تحریک آندوتلیوم بوسیله کاتتر شود . شدت این انقباض وریدی در شدت فلبیت دخالت دارد . ۱٫Kawaja بنابراین می توان با متسع نگه داشتن رگ و حفظ آن توسط پماد نیتروگلیسیرین همچنین استفاده از پماد ضد التهاب کلوبتازول و قوع آن را کاهش داد[۳۳].در تحقیقی که مالاچ و همکاران طی ۸ سال اجرا کردند نشان دادند که با بهره گرفتن از مراقبت های پرستاری در نگهداری کاتتر ها در طی ۷۲ ساعت , میزان این علائم را از ۶/۱۲ به ۶/۲ درصد کاهش دادند[۸۲]. در تحقیق وود و همکاران که با هدف امتحان دو روش ایمن کاتتریزاسیون صورت گرفت نشان داد گروهی که از پانسمان استفاده کرده اند، یک کاهش ۴۵ درصدی را در عوارض کاتتریزاسیون نظیر عفونت و فلبیت نسبت به گروه نوار چسب خالی نشان داد [۳۸]. در مطالعه ما نیز علاوه بر استفاده از پماد نیتروگلیسیرین و پماد کلوبتازول از گاز استریل جهت پانسمان در دو گروه مداخله استفاده شد که احتمالا کمک شایانی در کاهش بروز فلبیت در دو گروه مداخله نسبت به گروه کنترل کرده باشد. ۵-۲٫کاربرد نتایج در حرفه پرستاری: کاربرد در بالین : با توجه به نتیجه پژوهش مبنی بر تاثیر مثبت استفاده از پماد کلوبتازول و پماد نیتروگلیسیرین بر پیشگیری از فلبیت ناشی از آنژیوکت توصیه می شود که، از داروهای کلوبتازول و نیتروگلیسیرین جهت پیشگیری از بروز فلبیت در بیمارانی که نیاز به استفاده طولانی مدت از آنژیوکت دارند، استفاده شود. کاربرد در آموزش: با توجه به اینکه ایجاد راه وریدی را می توان جزء اولین اقدامات در مواجه با اکثر بیماران بیان نمود و با توجه به نتایج این پژوهش توصیه می شود، در کلاس های درس رشته پرستاری و سایر رشته های مرتبط با درمان، در ارتباط با عوارض ناشی از برقراری راه وریدی بحث بیشتری بر قرار شود، تا با ورود دانشجویان به عرصه درمان، با انجام اقدامات اندک و کم هزینه بتوانند تا حد امکان از وقوع این عوارض پیشگیری کنند. ۵-۳٫پیشنهادات برای تحقیقات آینده: در راستای نتایج به دست آمده پژوهش مبنی بر تاثیر مثبت استفاده از داروهای کلوبتازول و نیتروگلیسیرین بر پیشگیری از فلبیت ناشی از آنژیوکت، پیشنهاد می شود که در پژوهشهای آینده موارد زیر مورد بررسی قرار گیرد:
- این پژوهش در حجم نمونه بیشتر، با بهره گرفتن از هر دو جنس ودر سایر بخش های بیمارستانتکرار شود.
- با توجه به طوالانی اثر بودن کلوبتازول پیشنهاد میگردد برای مثال از ۳۶ ساعت بعد اثر آن سنجیده شود یا در بخش مراقبتهای وِیژه که بیماران به مدت طوالانی تر بستری هستند انجام شود.
- بررسی تاثیر داروهای پیشگیری کننده از فلبیت در بیمارانی که داروهای مسبب فلبیت دریافت می کنند.
- مقایسه تاثیر داروهای پیشگیری کننده از فلبیت با سایر روش های پیشگیری از فلبیت .
فهرست منابع
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برای بررسی فرضیه فوق باید بر اساس معادلات ساختاری مربوط به هریک گروه های اجتماعی تصمیمگیری کنیم. برای این منظور رابطه بین تصویر و وفاداری را در هریک از مدلهای ساختاری از نظر معنیداری مورد مقایسه قرار داده تا تفاوت بین گروه های مختلف مشخص شود. در جدول زیر مقدار ضریب رابطه بین تصویر و وفاداری به ازای گروه های مختلف و همچنین مقدار T-value مربوط به هر ضریب آورده شده، ضرایبی که دارای مقدار T-value بین ۹۶/۱ و ۹۶/۱- باشند، از نظر آمار تفاوت معنیداری با مقدار صفر نداشته و در واقع روابط معنیدار نیستند. برای سهولت بررسی، روابطی که از نظر آماری معنیدار هستند را با علامت * نشاندار نمودهایم.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
جدول(۴-۱۸)بررسی تاثیر تصویر بر روی وفاداری مشتری
پزشکان
کارمندان
کشاورزان
بازرگانان
صنعتگران
گروه ضرایب
تصویر و وفاداری
*۶۹/۰
*۰۱/۰-
*۴۸/۰
*۲۹/۰
*۲۱/۰
coeffisient
۸۹/۱
۱/۰-
۶۳/۲
۰۴/۳
۷۰/۱
T-value
با توجه به نتایج فوق رابطه بین تصویر و وفاداری در گروه های بازرگانان و کشاورزان معنیدار و در گروه های صنعتگران، کارمندان و پزشکان این رابطه معنیدار نیست. بنابراین گروه های بازرگانان و کشاورزان از نظر معنیداری رابطه با گروه های پزشکان، صنعتگران و کارمندان متفاوت هستند. ۴-۵-۷ فرضیه هفتم تاثیر اعتماد برروی وفاداری برای گروه های مختلف اجتماعی(بازاریان، کشاورزان، صنعتگران، پزشکان و کارکنان دولت) متفاوت است. برای بررسی فرضیه فوق باید بر اساس معادلات ساختاری مربوط به هریک گروه های اجتماعی تصمیمگیری کنیم. برای این منظور رابطه بین اعتماد و وفاداری را در هریک از مدلهای ساختاری از نظر معنیداری مورد مقایسه قرارداده تا تفاوت بین گروه های مختلف مشخص شود. در جدول زیر مقدار ضریب رابطه بین اعتماد و وفاداری به ازای گروه های مختلف و همچنین مقدار T-value مربوط به هر ضریب آورده شده، ضرایبی که دارای مقدار T-value بین ۹۶/۱و ۹۶/۱-باشند از نظر آمار تفاوت معنیداری با مقدار صفر نداشته و در واقع روابط معنیدار نیستند. برای سهولت بررسی، روابطی که از نظر آماری معنیدار هستند را با علامت * نشاندار نمودهایم. جدول(۴-۱۹)بررسی تاثیر اعتماد بر روی وفاداری مشتری
پزشکان
کارمندان
کشاورزان
بازرگانان
صنعتگران
گروه ضرایب
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مقایسه میانگین زمان قطع درد شکم در دو گروه چه قدر است؟ میانگین زمان قطع اسهال در گروه سفکسیم چه قدر است؟ میانگین زمان قطع اسهال در گروه آزیترومایسین چه قدر است؟ مقایسه میانگین زمان قطع اسهال در دو گروه چه قدر است؟ ۱-۴-۲- فرضیات میانگین زمان قطع استفراغ در دو گروه تفاوتی با هم ندارد. میانگین زمان قطع تب در دو گروه تفاوتی با هم ندارد. میانگین زمان قطع درد شکم در دو گروه تفاوتی با هم ندارد. میانگین زمان قطع درد هنگام دفع مدفوع در دو گروه تفاوتی با هم ندارد. میانگین زمان قطع اسهال در دو گروه تفاوتی با هم ندارد. ۱-۵- تعریف واژهها اسهال: دفع مدفوع آبکی (که شکل ظرف را به خود بگیرد)بیشتر یا مساوی سه بار در طول ۲۴ ساعت. اسهال عفونی: به صورت اسهال ناشی از یک میکروارگانیسم عفونی تعریف میشود. دیسانتری: اسهال حاوی خون قابل رویت یا غیر قابل رویت (وجود WBC و RBC در آزمایش مدفوع) فصل دوم بررسی متون ۲-۱- مروری بر مطالعات انجام شده در سال ۲۰۱۱ Vinh و همکارانش مطالعه ای را با عنوان “تاثیر گاتی فلوکساسین در مقابل سیپروفلوکساسین در درمان شیگلوز در کودکان ویتنامی” انجام دادند. در این مطالعه کودکان دچار دیسانتری که به بیمارستانهای ویتنام مراجعه کرده بودند در طی مدت بستری درمان گاتی فلوکساسین را به صورت تک دوز در ۳ روز و یا سیپروفلوکساسین را به صورت ۲ دوز منقسم در ۳ روز دریافت کردند. آنها به این نتیجه رسیدند که در جایی که شیگلای مقاوم به نالیدیکسیک شایع می باشد سیپروفلوکساسین و گاتی فلوکساسین هر دو در درمان شیگلوز حاد اثر بخش می باشند(۱۶). در سال ۱۹۹۱ در مطالعه ای که با عنوان “مقایسه اثر بخشی سفتریاکسون و آمپی سیلین در درمان شیگلوز شدید در اطفال” Varsano و همکارانش بر روی چهل کودک بین ۶ ماه تا ۱۶ سال که با شکایت دیسانتری شدید به بیمارستان های فلسطین اشغالی مراجعه کرده بودند به انجام رساندند به این نتیجه رسیدند که درمان شیگلوز شدید در اطفال با یک تک دوز سفتریاکسون در یک دوره پنج روزه از درمان این بیماری با آمپی سیلین موثر تر می باشد. آنها همچنین مشاهده نمودند که درمان سفتریاکسون با پاک شدن دائمی مدفوع از ارگانیسم های شیگلا همراه است. این به این معنی است که درمان با این دارو نه تنها باعث فروکش علائم بالینی خواهد شد، بلکه موجب جلوگیری از انتشار عفونت در سطح جامعه نیز خواهد شد (۱۷). در مطالعه ای که Salam و همکارانش در سال ۱۹۸۸ تحت عنوان “درمان شیگلوز، مطالعه تصادفی، دوسوکور نالیدیکسیک اسید در شیگلوز کودکان” بر روی ۷۴ کودک مبتلا به شیگلوز انجام دادند به این نتیجه رسیدند که نالیدیکسیک اسید یک جایگزین موثر به جای آمپی سیلین در درمان شیگلوز ایجاد شده در گونه های حساس به نالیدیکسیک اسید می باشد (۱۸). در مطالعه ای که Judith و همکارانش در سال ۲۰۰۰ با عنوان “درمان شیگلوز با سفکسیم: درمان دو روزه در مقایسه با درمان ۵ روزه” بر روی کودکان مبتلا به شیگلوز به انجام رساندند بیان کردند که دوره های درمانی ۲ و ۵ روزه با سفکسیم برای درمان اسهال ناشی از شیگلا سونئی در دوره های کوتاه تر درمان، با شکست بیشتری همراه است(۱۹).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در مطالعه ای با عنوان “درمان شیگلوز: مقایسه آزیترومایسین و سیپروفلوکساسین. یک مطالعه دوسوکور و تصادفی” که Khan و همکارانش در سال ۱۹۹۷ به انجام رساندند، به صورت تصادفی ۷۰ بیمار را تحت درمان قرار دادند که ۳۴ نفر از آنها به صورت تصادفی انتخاب شدند و ۵ روز آزیترومایسین دریافت کردند و ۳۶ بیمار دیگر نیز سیپروفلوکساسین را برای ۵ روز دریافت نمودند. آنها در نهایت بیان کردند که آزیترومایسین در درمان شیگلوز متوسط تا شدید ایجاد شده به وسیله گونه های مقاوم به چند داروی شیگلا موثر است(۲۰). فصل سوم مواد و روش کار ۳-۱- نوع مطالعه و جامعه مورد آزمون نوع مطالعه بصورت مداخلهای میباشد و جامعه مورد آزمون را کودکان ۶ ماهه تا ۱۲ساله که بصورت سرپایی به درمانگاه اطفال بیمارستان امیرکبیر مراجعه کردند و تشخیص دیسانتری توسط متخصص کودکان برایشان مطرح شده است را تشکیل میدهد. ۳-۲- روش نمونه گیری و حجم نمونه روش نمونهگیری بصورت تصادفی ساده میباشد و حجم نمونه بر اساس فرمول زیر برای هر گروه ۵۸ نفر برآورد گردید. P1 = 0.82 P2 = 0.24 a = 0.05 b = 0.2 D = 0.3
برای هر گروه برای ۲ گروه مجموعا ۱۱۶ = ۵۸ × ۲ ۳-۳- روش اجرا این مطالعه از نوع بررسی مداخلهای تصادفی دوسوکور میباشد. در این مطالعه ۱۱۶ کودک ۶ ماهه تا ۱۲ساله مراجعه کننده به درمانگاه اطفال بیمارستان امیرکبیر که تشخیص دیسانتری توسط متخصص کودکان برایشان مطرح شده است وارد مطالعه شدند و بصورت تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. دیسانتری به صورت اسهال حاوی رگه های خونی یا اسهال اثبات شده با آزمایش مدفوع در نظر گرفته شد. در بدو ورود به مطالعه نام و شماره تماس بیماران از خانواده بیمار در درمانگاه اخذ شد. محدودیت جنسی در این مطالعه وجود نداشت. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. گروه اول به مدت پنج روز آزیترومایسین دریافت کردند که میزان آن در روز اول mg/kg 12 و در چهار روز دیگر mg/kg 6 بود. گروه دوم نیز داروی سفکسیم را به میزان mg/kg 8 روزانه دریافت نمودند. آزیترومایسین و سفکسیم به ترتیب در پاکت های A و B قرار داده شد. جهت رعایت اصل کورسازی در مطالعه، افراد توزیع کننده دارو و نیز شرکت کنندگان مطالعه از ماهیت پاکت های A و B مطلع نبودند و همچنین مجریان طرح که علائم بالینی را پیگیری میکردند نیز از داروی دریافتی دو گروه بیاطلاع بودند. گروه اول پنج روز سفکسیم داخل پاکت را دریافت نموده و گروه دوم نیز پنج روز آزیترومایسین در پاکت را دریافت نمودند. سپس کلیه افراد مورد مطالعه در طول ۱۴ روز از نظر بهبود دیسانتری مورد بررسی قرار گرفتند. گروه دریافت کننده داروی A و گروه دریافت کننده دارویB مورد به مورد match شدند. مجریان طرح پیگیریها را در روزهای ۳ و ۷ و۱۴ انجام دادند. شایان ذکر است که قبل از تجویز دارو، نمونه مدفوع بیماران جهت SE (آزمایش مدفوع) و SC (کشت مدفوع) و بررسی آنتی بیوگرام برای آزمایشگاه ارسال شد. اطفالی که دارای هرگونه بیماری زمینهای بوده (از جمله مشکلات سوءجذب، سابقه اسهال طول کشیده قبلی، پولیپ روده ای، سوء تغذیه، نقص ایمنی، سابقه مصرف ترکیبات پروبیوتیک، بیماری التهابی روده و یا بیماری مزمن روده باریک) و یا اخیرا (در طول یک ماه قبل از شروع مطالعه) آنتی بیوتیک دریافت نموده باشند وارد مطالعه نشدند. هم چنین اطفالی که در طول دوره مصرف آنتی بیوتیک، همزمان مبتلا به سایر بیماری ها گردند و یا والدین آنها رضایت به ادامه همکاری در طرح نداشته باشند از مطالعه کنار گذاشته شدند. لازم به ذکر است در بدو ورود به مطالعه از والدین کلیه شرکت کنندگان رضایت نامه کتبی اخذ شده و اهداف طرح برای آنها توضیح داده شد. نام و شماره تماس از خانواده ها گرفته شد. سپس در روزهای ۳ و ۷ و۱۴ جهت بررسی موارد مورد نظر تماس گرفته شد. همچنین استفاده از دیسک های آنتی بیوتیک بر روی نمونه های کشت مثبت و بررسی نوع انتی بیوتیک موثر درمحیط کشت انجام شد. اطفال مبتلا به اسهال در صورت، بستری شدن از مطالعه خارج شدند و در پایان مطالعه تعداد موارد بستری در هر دو گروه ذکر شد. اطلاعات فوق برای هر بیمار به صورت جداگانه در فرم اطلاعاتی وارد شده و توسط نرم افزار SPSS 17 آنالیز شد. ۳-۳-۱- معیارهای ورود کودکان ۶ ماهه تا ۱۲ ساله مراجعه کننده به درمانگاه بیمارستان امیرکبیر با تشخیص دیسانتری توسط متخصص کودکان ۳-۳-۲- معیارهای خروج سوءجذب سابقه اسهال طول کشیده قبلی پولیپ روده ای سوء تغذیه نقص ایمنی سابقه مصرف ترکیبات پروبیوتیک بیماری التهابی روده بیماری مزمن روده باریک
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
روش عددی حل معادله (۴-۷۳) مشابه قبل بوده و بر مبنای رسم ریشهها نسبت به سرعت جریان سیال و غیره میباشد. رسم نمودار ضرایب میرایی نسبت به سرعت جریان میتواند مرزهای فلاتر( ) را مشخص کند. این نمودار به اندازهای دارای اهمیت است که این روش را گاهی روش نیز مینامند. مقادیری که به ازای هر برای به دست میآید در واقع میرایی لازم برای رسیدن به حرکت نوسانی ساده میباشد. از آنجا که این میرایی واقعا وجود ندارد و به صورت مصنوعی برای ایجاد حرکت مورد نظر استفاده شده است، لذا یک میرایی مجازی میباشد. نمودارهای فرکانس- سرعت همراه با نمودارهای میرایی چگونگی وقوع ناپایداری را مشخص مینمایند. مقادیر فرکانس در طول محور بیانگر مودهای سازهای اصلی میباشند. با زیاد شدن سرعت رفتار جداگانه و تاثیر ریشهها بر یکدیگر انتقال انرژی از یک مود به مود دیگر را نشان میدهد. چنین مشاهداتی راههای به تاخیر انداختن ناپایداری را پیشنهاد میدهد. نکته قابل توجه آن است که در این روش در صورت وجود میرایی سازهای نیز به سادگی میتوان مرزهای فلاتر را به دست آورد. در این حالت کافی است محل برخورد نمودارها با با خط پیدا شود. شکل (۴-۷) چگونگی یافتن مرز فلاتر را برای حالتی که میرایی سازهای در سیستم وجود داشته باشد نشان میدهد[۲۷]. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شکل۴-۷: اثر میرایی سازهای در یافتن سرعت فلاتر]۲۷[
برای تحلیل فلاتر در این پژوهش از این روش استفاده شده است. در این روش پس از اعمال روش گالرکین با تنظیم معادلات به فرم استاندارد، مقادیر ویژه را محاسبه میکنیم. در حالت کلی مقادیر ویژه به صورت معادله زیر و مختلط هستند.
(۴-۷۵)
که ( فرکانس) و ( میرایی) به ترتیب قسمت های حقیقی و موهومی این عدد مختلط هستند. هنگامی که مثبت است، دامنه نوسانهای سازه، ناشی از حرکت سیال با گذشت زمان افزایش مییابد اما در صورتی که منفی باشد دامنه آنها کاهش مییابد. اگر در سرعت ، منفی و در سرعت مثبت باشد، مقدار در سرعت ( سرعتی بین و است) صفر است و در سرعت ، فقط مقدار موهومی دارد. در همسایگی این سرعت ( ) دو ناحیه وجود دارد. یکی حالتی که منفی است و دیگری هنگامی که مثبت است. زمانی که منفی است، در این حالت سیستم پایدار است، اما اگر مثبت باشد ناپایدار بوده و دامنه نوسانات سیستم با گذشت زمان افزایش مییابد. بنابراین برای تحلیل فلاتر سرعت را تغییر میدهیم تا هنگامی که شرایط معادله (۴-۷۶) برقرار شود[۱۸] و این حالت شرایط فلاتر را مشخص می کند .
(۴-۷۶)
که این حالت شرایط فلاتر را مشخص می کند. حال سرعتی که به ازای آن شرایط معادله زیر ارضاء شود، برابر سرعت واگرایی خواهد بود.
(۴-۷۷)
روش حل و تحلیل رفتار دینامیکی پس از به دست آوردن معادلات و قرار دادن مدل بارگذاری آیروالاستیک در معادلات بایستی برای تحلیل فلاتر معادلات را حل کنیم. با توجه به اینکه معادلات به صورت معادله دیفرانسیل پارهای هستند، نمی توان آنها را به صورت تحلیلی حل کرد و بایستی از یک روش حل تقریبی برای حل آنها استفاده کنیم. برای حل معادلات دیفرانسیل پارهای روشهای تقریبی متعددی ارائه شده است که در این پژوهش از روش تقریبی گالرکین استفاده شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با روش GA-stepwise MLR توصیفگرهایی برای همبستگی های مختلف مربوط به هدف A انتخاب شدند که به شرح زیر می باشند:
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
توصیفگرهای انتخاب شده برای همبستگی با هدف ۰٫۳ به ترتیب عبارتند از: Mor23m, HATS5m, R3P+, R3e+, RDF035m, HATS0m, R3v+, RDF050u, Mor13m, Gm, Mor26e, G3m, Mor02u توصیفگرهای انتخاب شده در این بخش جزء گروه های سه بعدی می باشند.. کلیه توصیفگرهای بدست آمده دسته بندی مختلفی دارند که به صورت زیر می باشند: توصیفگرهای Mor23m, Mor13m و Mor26e در دسته ۳D-MoRSE ، توصیفگرهایHATS0m, HATS5m, R3P+, R3e+, R3v+, در دسته GETAWAY و توصیفگر هایG3mوGM در دسته WHIM و توصیفگرهای RDF050u و RDF035m در دسته RDF قرار دارد. توصیفگرهای انتخاب شده ویژگی هایی چون قطبش پذیری، الکترونگاتیویته، حجم واندروالس و مجموعه ایی از شاخص های آروماتیسیته را برای همبستگی با هدف ۰٫۳ توصیف می کند. (جدول ۳). توصیفگرهای انتخاب شده برای همبستگی با هدف ۰٫۴ به ترتیب عبارتند از: R3v+, HATS0v, HATS5m, R7u+, H4u, HATS1v, HATS0m, HATS2m, Gm, Gs, G3m, Mor25, BIC3 توصیفگرهای انتخاب شده در این بخش جزء گروه های سه بعدی و دو بعدی می باشند. توصیفگرهای R3v+, HATS0v, HATS5m, R7u+, H4u, HATS1v, HATS0m, HATS2m, Gm, Gs, G3m, Mor25 در گروه سه بعدی و توصیفگر BIC3 جزء گروه دو بعدی می باشند. کلیه توصیفگرهای بدست آمده دسته بندی مختلفی دارند که به صورت زیر می باشند: توصیفگر R3v+, HATS0v, HATS5m, R7u+, H4u, HATS1v, HATS0m, HATS2m در دسته GETAWAY قرار دارد. توصیفگرهای Gm, Gs, G3m در دسته WHIMو توصیفگر دو بعدی BIC3 در دسته information indices قرار دارند. توصیفگرهای انتخاب شده ویژگی هایی چون قطبش پذیری، الکترونگاتیویته، حجم واندروالس و مجموعهایی از شاخص های آروماتیسیته را برای همبستگی با هدف ۰٫۴ توصیف می کند (جدول ۴). مقادیر عددی پارامتر RMSE با روش GA-ANN برای همبستگی با هدف ۰٫۳ اندازه گیری شد که کمترین مقدار RMSEtest مربوط به لایه ۶ با مقدار ۰٫۶۷۳۸ و کمترین مقدار RMSEtrain مربوط به لایهای ۸ , ۹ با مقدار ۱۴۰۷ میباشد. همچنین مقادیر عددی پارامتر RMSE با روش GA-ANN برای همبستگی با هدف ۰٫۴ اندازه گیری شد که کمترین مقدار RMSEtest مربوط به لایه ۸ با مقدار ۰٫۶۲۵۷ و کمترین مقدار RMSEtrain مربوط به لایه ۱۰ با مقدار ۰٫۱۴۰۳ میباشد.(جدول ۵-۶) با توجه به نمودارهای بدست آمده با روش GA-ANN برای همبستگی های مختلف، فراوانی توصیفگرها به شرح زیر می باشند (نمودارهای۴-۳): فراوانی حاصل از توصیفگرهای مولکولی برای همبستگی با هدف ۰٫۳ به قرار زیر است: فراوانی توصیفگرهای شماره ۳۵ و ۴۷ از بقیه توصیفگرها بالاتر بوده به طوریکه در چندین باری که با این روش انجام شد در همه دفعات عدد یک بدست آمد که نشان از مناسب بودن این توصیفگرها می باشد، اما در توصیفگرهای شماره ۱۰، ۳۲، ۳۴، ۴۳، ۴۵، ۵۰، ۵۴ و ۹۴ فراوانی بدست آمده در دفعات مختلف عدد صفر بوده که نشان از نامناسب بودن این توصیفگرها می باشد. توصیفگرهای مناسب عبارتند از: MATS5m (جرم اتمی) و Mor23m (جرم اتمی) فراوانی حاصل از توصیفگرهای مولکولی برای همبستگی با هدف ۰٫۴ به قرار زیر است: فراوانی توصیفگر شماره ۲، ۲۶ و ۴۳ از بقیه توصیفگرها بالاتر بوده به طوریکه در چندین باری که با این روش انجام شد در همه دفعات عدد یک بدست آمد که نشان از مناسب بودن این توصیفگر می باشد اما در توصیفگرهای شماره ۴، ۱۸، ۱۹، ۲۵، ۲۷، ۲۹، ۳۱، ۳۹ فراوانی بدست آمده در دفعات مختلف عدد صفر بوده که نشان از نامناسب بودن این توصیفگرها می باشد. توصیفگرهای مناسب عبارتند از: MATS5m (جرم اتمی) و GS (جرم اتمی) با توجه به داده های بدست آمده از روش GA-stepwise MLR به نتایج زیر برای همبستگی های مختلف مربوط به هدف بدست امد: در همبستگی ۰٫۳ بالاترین مقدار R مربوت به لایه ۸ با مقدار عددی ۰٫۸۵۰ و بالاترین مقدار R-Square مربوت به لایه ۸ با مقدار عددی۰٫۷۲۳ می باشد، همچنین در این روش مقدار عددی پارامتر F برای هر مدل تعریف شده است و مقدار R بدست آمده از این روش در نموداری که نسبت پیش بینی و مشاهدات آمده، برای همبستگی های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. در همبستگی ۰٫۴ بالاترین مقدار R مربوط به لایه ۲ با مقدار عددی ۰٫۸۲۴ و بالاترین مقدار R-Square مربوت به لایه ۲ با مقدار عددی ۰٫۶۷۹ می باشد، همچنین در این روش مقدار عددی پارامتر F برای هر مدل تعریف شده است و مقدار R بدست آمده از این روش در نموداری که نسبت پیش بینی و مشاهدات آمده، برای همبستگی های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است(جدول ۲۷-۲۸) مقادیر عددی توصیفگرهای انتخاب شده با روش GA-stepwise MLR برای همبستگی با هدف ۰٫۳ و ۰٫۴ گزارش شد( جدول ۳۰-۲۹) نتایج بدست آمده با بهره گرفتن از روش های PLS، GA-PLS، PCR، GA-PCR و مقایسه روش ها با هم، برای همبستگی های مختلف به شرح زیر می باشد: در روش PLS بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Calibration و برای ۰٫۴ است، همچنین بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Validation و برای ۰٫۴ می باشد. در این روش مقدار B0 برای همبستگی با هدف ۰٫۴ از همه بالاتر و برای همبستگی با هدف ۰٫۳ از همه کمتر بوده است. کمترین مقدار RMSE مربوط به Calibration و برای ۰٫۴ و کمترین این مقدار مربوط به Validation برای ۰٫۴ بوده اما تغییرات آن برای همبستگی های مختلف به یک شکل می باشد (جدول ۳۱). در روش GA-PLS برای همبستگی با هدف ۰٫۳ و ۰٫۴ و لایهای مختلفRMSE و R-Squareمتفاوتی بدست امد : (جدول۳۲-۳۳). در لایه شماره ۲ : بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Calibration برای ۰٫۳ می باشد، و بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Validation مربوط به ۰٫۳ می باشد و بیشترین مقدار B0 مربوط به همبستگی با هدف ۰٫۴ می باشد و بیشترین مقدار RMSE مربوط به Calibration برای ۰٫۳ و RMSE مربوط به Validation برای ۰٫۴می باشد در لایه شماره ۳ : بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Calibration برای ۰٫۴ می باشد، و بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Validation مربوط به ۰٫۳ می باشد و بیشترین مقدار B0 مربوط به همبستگی با هدف ۰٫۳ می باشد. باشد و بیشترین مقدار RMSE مربوط به Calibration برای ۰٫۳ و RMSE مربوط به Validation برای ۰٫۴می باشد در لایه شماره ۴ : بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Calibration برای ۰٫۴ می باشد، و بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Validation مربوط به ۰٫۳ می باشد و بیشترین مقدار B0 مربوط به همبستگی با هدف ۰٫۳ می باشد باشد و بیشترین مقدار RMSE مربوط به Calibration برای ۰٫۳ و RMSE مربوط به Validation برای ۰٫۴می باشد در لایه شماره ۵ : بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Calibration برای ۰٫۴ می باشد، و بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Validation مربوط به ۰٫۳ می باشد و بیشترین مقدار B0 مربوط به همبستگی با هدف ۰٫۳ می باشد باشد و بیشترین مقدار RMSE مربوط به Calibration برای ۰٫۳ و RMSE مربوط به Validation برای ۰٫۳می باشد. در لایه شماره ۶ : بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Calibration برای ۰٫۴ می باشد، و بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Validation مربوط به ۰٫۳ می باشد و بیشترین مقدار B0 مربوط به همبستگی با هدف ۰٫۴ می باشد و بیشترین مقدار RMSE مربوط به Calibration برای ۰٫۳ و RMSE مربوط به Validation برای۰٫۳ می باشد. در لایه شماره ۷ : بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Calibration برای ۰٫۳ می باشد، و بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Validation مربوط به ۰٫۳ می باشد و بیشترین مقدار B0 مربوط به همبستگی با هدف ۰٫۳ می باشد و بیشترین مقدار RMSE مربوط به Calibration برای ۰٫۴ و RMSE مربوط به Validation برای ۰٫۴می باشد. در لایه شماره ۸ : بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Calibration برای ۰٫۳ می باشد، و بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Validation مربوط به ۰٫۴ می باشد و بیشترین مقدار B0 مربوط به همبستگی با هدف ۰٫۴ می باشد و بیشترین مقدار RMSE مربوط به Calibration برای ۰٫۳ و RMSE مربوط به Validation برای ۰٫۴می باشد در لایه شماره ۹ : بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Calibration برای ۰٫۳ میباشد، وبیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Validation مربوط به ۰٫۳ می باشد و بیشترین مقدار B0 مربوط به همبستگی با هدف ۰٫۳ می باشد و بیشترین مقدار RMSE مربوط به Calibration برای ۰٫۴ و RMSE مربوط به Validation برای ۰٫۴میباشد. در لایه شماره ۱۰ : بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Calibration برای ۰٫۳ می باشد، وبیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Validation مربوط به ۰٫۳ می باشد و بیشترین مقدار B0 مربوط به همبستگی با هدف ۰٫۴ می باشد و بیشترین مقدار RMSE مربوط به Calibration برای ۰٫۴ و RMSE مربوط به Validation برای ۰٫۴می باشد. در لایه شماره ۱۱ : بیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Calibration برای ۰٫۴ می باشد، وبیشترین مقدار R-Square و همبستگی مربوط به Validation مربوط به ۰٫۳ می باشد و بیشترین مقدار B0 مربوط به همبستگی با هدف ۰٫۴ می باشد و بیشترین مقدار RMSE مربوط به Calibration برای ۰٫۳ و RMSE مربوط به Validation برای ۰٫۴می باشد(جدول۳۲-۳۳). به طور کلی با مقایسه دو روش PLS و GA-PLS به نتایج زیر دست پیدا می کنیم: بیشترین مقدار R-Square مربوط به Calibration برای همبستگی با هدف ۰٫۳ برای لایه ۷ با مقدار عددی ۰٫۳۶۸۵۴۷ می باشد. بیشترین مقدار R-Square مربوط به Calibration برای همبستگی با هدف ۰٫۴ برای لایه ۱۱ با مقدار عددی ۰٫۴۱۲۹۰۹ می باشد. بیشترین مقدار R-Square مربوط به Validation برای همبستگی با هدف ۰٫۳ برای لایه ۵ با مقدار عددی ۰٫۷۶۰۳۵۰ می باشد. بیشترین مقدار R-Square مربوط به Validation برای همبستگی با هدف ۰٫۴ برای لایه ۱۱ با مقدار عددی ۰٫۵۸۴۳۴۷ می باشد. بیشترین مقدار RMSE مربوط به Calibration برای همبستگی با هدف ۰٫۳ برای لایه ۵ با مقدار عددی ۰٫۷۸۴۲۰۳ می باشد بیشترین مقدار RMSE مربوط به Calibration برای همبستگی با هدف ۰٫۴ برای لایه ۵ با مقدار عددی ۰٫۶۸۶۴۶۸ می باشد. بیشترین مقدار RMSE مربوط به Validation برای همبستگی با هدف ۰٫۳ برای لایه ۶ با مقدار عددی ۰٫۶۸۶۴۰۹ می باشد. بیشترین مقدار RMSE مربوط به Validation برای همبستگی با هدف ۰٫۴ برای لایه ۹ با مقدار عددی ۰٫۵۳۹۶۰۰ می باشد. بیشترین مقدار B0 برای همبستگی با هدف ۰٫۳ مربوط به لایه ۴ و برای همبستگی با هدف ۰٫۴ مربوط به لایه ۱۱ می باشد(جدول۳۱-۳۲ ). در روش PCR بیشترین مقدار R-Square مربوط به Calibration برای همبسگی با هدف ۰٫۳ است،. در این روش مقدار B0 برای همبستگی با هدف ۰٫۳ از همه بالاتر است. کمترین مقدار RMSE مربوط به Calibration برای همبسگی با هدف ۰٫۳ بوده اما تغییرات آن برای همبستگی های مختلف به یک شکل میباشد. (جدول ۳۴).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۷-۱- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش الف- تعریف مفهومی متغیرهای پژوهش ۱- حافظه کاری: حافظه کاری (حافظه فعال) شامل یادهایی است که تنها به مدت چند ثانیه ذخیره می شوند. حافظه کاری هم چنین شامل یک بخش توجهی است که گنجایش محدودی دارد و می تواند به طور کلی ۲±۷ قطعه اطلاعات را یا به صورت شنیداری یا به صورت دیداری نگه دارد (بادلی ، ۱۹۹۷؛ به نقل ازاتکینسون ، اتکینسون، اسمیت، بم و هوکسما ،۲۰۰۰) . ۲- توجه: توجه وسیله ای است که با آن، میزان محدودی از اطلاعات را از میان حجم عظیم اطلاعاتی که حواس، حافظه ذخیره شده و سایر فرایندهای شناختی ما در اختیار دارد، به صورت فعال پردازش می کنیم (دو ویرد ، ۲۰۰۳ ؛ دانکن، ۱۹۹۹ ؛ ماتر،۱۹۹۹؛ پوزنر و فرناندز دوک ورائو، ۲۰۰۳؛ به نقل از استرنبرگ، ۲۰۰۶). ۳- حافظه کلامی: وجود رمزهای شنیداری و دیداری، پژوهشگران را به این نتیجه رسانده که حافظه ی فعال دو انباره ی موقت دارد. انبارهی موقت شنیداری که اطلاعات را برای مدتی کوتاه به شکل رمز صوتی ذخیره می کند و دیگری انباره ی موقت دیداری – فضایی که اطلاعات را برای مدتی کوتاه به صورت رمز دیداری یا فضایی ذخیره میسازد (بادلی، ۱۹۸۶ ؛ به نقل از اتکینسون، اتکینسون، اسمیت ، بم و هوکسما ،۲۰۰۰).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۴- حافظه دیداری: حافظه دیداری (حافظه بینایی) نظامی است که جریان محرک ها را کد گذاری کرده، کدهای مربوط به محرک های قبلی را به یاد آورده و کدهای مربوط به دو محرک را مورد مقایسه قرار داده و بر اساس نتیجه مقایسه عمل می کند (معزز، پورحسن و بشارت، ۱۳۸۹). ب- تعریف عملیاتی متغیرهای پژوهش ۱- حافظه کاری: در این پژوهش حافظه کاری بوسیله تکلیف توالی اعداد ( ارقام رو به جلو ومعکوس) مقیاس حافظه وکسلر III سنجیده می شود. ۲- توجه: در این پژوهش توجه به وسیله آزمون (برو/ نرو) ارزیابی می شود. در آزمون برو/ نرو فرد در یک موقعیت (مرحله برو، اجرا و یا حرکت) با ارائه یک محرک باید هر چه سریع تر پاسخ هم خوان با محرک را ارائه دهد. در موقعیت دیگر (مرحله نرو، مهار یا توقف حرکت) پس از ارائه محرک نخست محرک دیگری ارائه می شود و فرد با ظهور محرک دوم باید از پاسخ دادن خودداری نماید. دو نوع موقعیت برو و نرو به صورت تصادفی در یک تکلیف قرار می گیرند. توانایی فرد در مهار پاسخ خود در موقعیت دوم، شاخصی از کنترل مهاری در اوست. در این آزمون (زمان پاسخ های صحیح هم خوان با محرک) سنجیده می شود. ۳- حافظه کلامی: در این پژوهش حافظه کلامی بوسیله حافظه منطقی (متن الف و ب) مقیاس حافظه وکسلر ΙΙΙ سنجیده می شود . ۴- حافظه دیداری: دراین پژوهش حافظه دیداری بوسیله آزمون یادداری- دیداری بنتون سنجیده می شود. فصل دوم مرور پیشینه پژوهش ۱-۲- مقدمه اعتیاد بیماری مزمن و پیشرونده ایست که با ویژگی هایی هم چون رفتارهای اجبارگونه، وسوسههای غیرقابل کنترل، رفتارهای جستجوگرانه مواد و مصرف مداوم آن با وجود پیامدهای زیانبار اجتماعی، روانی، جسمی، خانوادگی و اقتصادی که به همراه دارد، مشخص می شود. امروزه موضوع سوء مصرف مواد و اعتیاد از نگرانی های جدی جوامع مختلف به ویژه کشورهای در حال توسعه است که در آنها اقدامات چندانی در این خصوص صورت نگرفته است. تمامی صاحب نظران و متخصصان اعتیاد در این نکته اتفاق نظر دارند که سوء مصرف مواد را نمی توان تنها یک مشکل فردی، جسمانی یا اجتماعی صرف دانست بلکه آن را بایستی یکی از بارزترین مشکلات زیستی –روانی –اجتماعی دانست که می تواند به راحتی بنیان زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی یک فرد و جامعه را سست نموده و در معرض فروپاشی قرار دهد (رابینسون و بریج ، ۲۰۰۳ ). با توجه به رشد روز افزون اعتیاد در کشورهای مختلف، لزوم درمان مناسب تر این بیماری بیشتر احساس می شود. بزرگسالانی که مواد مصرف می کنند اکثراً توانایی تفکر، حافظه و توجه شان ضعیف است. در نتیجه سوء مصرف مواد رفتار های اجتماعی نامناسبی دارند و کارایی شغلی و ارتباطات فردی شان ضعیف است (ممتازی و همکاران، ۱۳۹۱). درمان اعتیاد از جمله حوزه هایی است که از دیرباز مورد توجه پژوهشگران و بالینگران قرار گرفته است و از آن جائی که این اختلال پیوند مهمی با بسیاری از اختلال های متفاوت روان پزشکی و روان شناسی دارد، ارائه درمان های اختصاصی علاوه بر کمک به کاهش میزان ابتلاء و تداوم این اختلال می توانند به درمان سایر اختلال ها نیز کمک کنند. در همین مورد، مرور پژوهش های انجام شده، نشان می دهند که مداخلات بکار برده شده در درمان اعتیاد نه تنها بر درمان این بیماری بلکه در مورد سایر اختلال های مزمن شبیه به اعتیاد هم مؤثر بوده است مثل بیماری های قلبی – عروقی و دیابت بویژه آنکه این درمان ها به صورت موردی، مورد استفاده قرار گرفته اند به این ترتیب که بر روی علایم بیمارگونی که بیمار در جریان مصاحبه اولیه مطرح می کند، تمرکز می کنند (لشنر، ۱۹۹۹؛ نقل ازحدادی و همکاران،۱۳۹۰). لذا درسال های اخیر روش درمان دارویی مانند درمان جایگزینی متادون[۲۶]و بوپرنورفین[۲۷]در سطح کشور و به طور مدون در حال اجرا می باشد. درمان جایگزینی مواد مخدر برای افراد وابسته به مواد مخدر باعث حفظ بیماران در درمان و کاهش سوء مصرف مواد غیر قانونی و جرم و جنایت می شود. در نتیجه سازمان بهداشت جهانی ذکر کرده است که این درمان باید در سراسر جهان در دسترس بیماران سوء مصرف کننده مواد مخدر قرار گیرد (رپیلی، فابریتوس، کالسکا و الهو، ۲۰۰۹). درمان نگهدارنده با متادون و بوپرنورفین در اغلب کشورها همراه با بنزودیازپین ها برای افراد سوء مصرف کننده مواد مخدر برای کامل کردن درمان مورد استفاده قرار می گیرد (رپیلی و همکاران ، ۲۰۰۹). به دنبال درمان دارویی معمولاً وضعیت روانی و جسمانی و هم چنین عملکرد اجتماعی بیمار بهبود می یابد و احتمال بازگشت وی به کار بیشتر می شود (اسپکا و همکاران ، ۲۰۰۰؛ به نقل از عبیدی زادگان، مرادی وفرنام ، ۱۳۸۷). خطر اختلال عصب روان شناختی در مصرف کنندگان مواد مخدر بسیار زیاد است. مطالعات مختلف شواهدی را نشان میدهند که معتادان وابسته به مواد مخدرکه برای درمان نگهدارنده ثبت نام کرده اند اغلب درعملکردهای شناختی اختلال نشان می دهند (مینتزر،کاپرسینوواسیتز،۲۰۰۵). بهبودی ممکن است در طی قطع مواد مخدر رخ دهد (داویس، لیدیارد و مک میلان، ۲۰۰۲؛ به نقل از گیاکموزی، تیل، ریمل، گاربر و ارتل، ۲۰۰۸). با این حال تغییرات احتمالی در عملکرد شناختی این بیماران به خوبی شناخته شده نیست. لذا انجام پژوهش هایی برای مقایسه عملکردهای شناختی بیماران وابسته به مواد مخدر که تحت درمان نگهدارنده با متادون و بوپرنورفین هستند ضروری است. ۲-۲ – درمان دارویی رویکردهای علمی متفاوتی از جمله رویکرد زیست – عصب شناختی و روان شناختی، روشهای متنوع و اثربخشی را برای درمان بیماری اعتیاد، به طور کلی، معرفی نموده اند. این روشهای درمانی با هدف کمک به بیماران برای خروج از وضعیت فعلی و بازگشت به شرایط طبیعی در زندگی روزمره تدوین شده اند که به دو دسته کلی، روش های درمان دارویی و غیر دارویی تقسیم میشوند. اهمیت درمان های دارویی در تجربه کردن علایم ترک آشکار می شوند، پژوهش ها نشان می دهند که درمانهای دارویی در درمان افراد مصرف کننده مواد مخدر مفید می باشند به نحوی که میزان ولع و مصرف مواد را در آنها کاهش می دهند (حدادی و همکاران، ۱۳۹۰). این داروها عمدتاً شامل نالترکسان، کلونیدین، متادون، بوپرنورفین و برخی داروهای آرام بخش است. برای مصرف کنندگان اپیوئیدها متداول ترین داروی درمانی فعلی، متادون و بوپرنورفین می باشد که در قالب روش درمان نگهدارنده بکار برده می شود. ۳-۲- درمان نگهدارنده با متادون اگر چه جستجو برای یافتن اشکال دیگر درمان در خصوص وابستگی به مواد افیونی ادامه دارد، اما هنوز هم درمان نگهدارنده با متادون[۲۸]، بیشترین استفاده را به خود اختصاص داده است. درمان نگهدارنده با متادون شکلی از درمان است که برای افراد وابسته به مواد افیونی استفاده می شود. متادون ماده افیونی مصنوعی و آگونسیت گیرنده مو (µ) است که پس از مصرف باعث ایجاد سرخوشی، بی دردی و سایر آثار مصرف مواد شبه مورفینی می شود. با طول عمر طولانی تر از دیگر افیون ها (مانند هرویین) که یک دوز دهانی آن روزانه از شروع نشانه های ترک مواد افیونی به مدت ۲۴ ساعت یا بیشترجلوگیری می کند، در آزمایشگاه تولید شده و به عنوان نوعی درمان برای وابستگی به مواد افیونی تجویز می شود. افراد وابسته به مواد افیونی، ممکن است وابسته به مصرف خوراکی یا تزریقی این مواد باشند. درمان نگهدارنده با متادون بدون توجه به مسیر استعمال (دهانی یا تزریقی) فرم مناسب درمان برای وابستگی به افیون ها می باشد (لوینسون، ۱۹۹۷، نقل از رستمی و حدادی، ۱۳۸۴؛ پتیچن، استوهلر، دگلون، لیوتی، والدوگر و همکاران ، ۲۰۰۱؛ کریک، ۱۹۹۴ نقل از رستمی و حدادی، ۱۳۸۴). ویژگی درمان نگهدارنده با داروی متادون آنست که داروی متادون بر اساس نوع و مقدار مواد مصرفی و طول مدت مصرف، تجویز شده و به خوبی جایگزین مواد مصرفی بیماران می شود. این دارو علایم ترک را از بین می برد به ویژه در مراحل اولیه درمان، ولع مصرف و لغزش های موجود را کاهش می دهد و بیماران ارتباط خوبی با این نوع روش درمانی برقرار می سازند. مصرف مقدار ثابت متادون، سرخوشی شدید ناشی ازمصرف هرویین را به وجود نمی آورد (جمیسون، بیلز و لاروند، ۲۰۰۲؛ نقل از عبیدی زادگان و همکاران، ۱۳۸۷). به عبارت دیگر، با مصرف متادون، مصرف مواد افیونی غیرمجاز منجر به احساس وجد و سرخوشی نخواهد شد و احتمال استفاده از افیون های غیرمجاز یا افزایش دوز مصرفی توسط مراجعان کاهش می یابد. درمطالعات متعدد اثر بخشی این درمان با درجات مختلف در ارتباط با حمایت روانی و درمان روانی بیماران وابسته به مواد مخدرنشان داده شده است ( لینگ وهمکاران، ۱۹۷۶؛ سان و همکاران، ۱۹۹۰؛ پوسر و همکاران، ۱۹۹۶؛ سویکا و همکاران،۱۹۹۷؛ لیسون- ولف و همکاران، ۲۰۰۲؛ وال و هاگا، ۲۰۰۳؛ ماتیک و همکاران، ۲۰۰۴؛ ویچن و همکاران، ۲۰۰۵). افراد وابسته به مواد افیونی، از طریق درمان نگهدارنده با متادون به جایگزینی ثابت از یک ماده مجاز، دسترسی پیدا می کنند. در نتیجه افرادی که تحت درمان هستند، به طور موقتی، از استرس دائمی مصرف مواد افیونی غیرمجازکه اغلب با فعالیت های مجرمانه و فعالیت های جنسی و تزریقی خطرناک همراه است رها می شوند. با بهره گرفتن از این نوع درمان، فرد به جای تجربه چرخه دائمی نوسانات خلقی، به حالات خلقی نسبتاً، ثابتی دست می یابد (دول، نیسواندر و کریک، ١٩٩۵، به نقل از رستمی و حدادی ،۱۳۸۴). ۴-۲- درمان نگهدارنده با بوپرنورفین بوپرنورفین آگونیست نسبی گیرنده مو[۲۹]و آنتاگونیست قوی گیرنده کاپا [۳۰]می باشد آگونیست های نسبی گیرنده مو، به گیرنده مو متصل شده و آن را فعال می کنند، اما این فعال کردن کمتر از آگونیست های کامل صورت می پذیرد. به این معنا که با وجود اپیوئید بودن و داشتن عوارض خاص اپیوئیدها هم چون سرخوشی و تضعیف سیستم تنفسی، حداکثر اثر آن کمتر از آگونیست های کامل اپیوئید مانند هروئین و متادون است (گیرا و همکاران، ۲۰۰۴؛ ویچن و همکاران، ۲۰۰۵؛ کاکو و همکاران، ۲۰۰۳). به دلیل میل ترکیبی زیاد به گیرنده مو، با اپیوئیدهای دیگر رقابت می کند و اثرات آن ها را بلاک می کند، و موجب جدا شدن مورفین، متادون، و اپیوئیدهای دیگر از گیرنده می گردد. به همین دلیل در بیماری که در بدنش مورفین وجود دارد، ایجاد علائم ترک می کند. دیگر آگونیستهای گیرنده مو نمی توانند بوپرنورفین را از گیرنده جداکنند، بنابراین نمی توانند اثر آگونیستی اپیوئید روی گیرنده ای داشته باشند که قبلاً توسط بوپرنورفین اشغال شده است. این مسئله در مورد آنتاگونیست های گیرنده مو نیز صادق است، یعنی نالوکسان و دیگر آنتاگونیست های گیرنده مو نمی توانند بوپرنورفین را از گیرنده جدا کرده و ایجاد علائم ترک کنند. سرعت آهستۀ جدا شدن بوپرنورفین از گیرنده مو مسئول مدت اثر طولانی آن، ایمن بودن در مصرف مقادیر زیاد و وابستگی فیزیکی کم است. به همین جهت می توان آن را یک بار در روز، یک روز در میان یا با فاصله ای طولانی تر تجویز نمود. بوپرنورفین دردوزهای پایین به اندازه کافی اثرات آگونیستی اپیوئید دارد و بنابراین موجب از بین رفتن علائم ترک می گردد. با افزایش دوز دارو، اثرات آگونیستی آن به صورت خطی افزایش می یابد تا جایی که به سطح ثابت [۳۱]می رسد و پس از آن افزایش دوز دارو با افزایش اثرات آن همراه نیست. این پدیده را ” اثر سقف[۳۲] “ می نامند. به همین دلیل درمقایسه با آگونیست های کامل اپیوئید خطر کمتری از نظر سوء مصرف، وابستگی و عوارض جانبی دارد (کومر، والکر وکالینز، ۲۰۰۵ ؛ والش، گیلسون، جسینکی، استیلتون، فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۴؛ هریس، مندلسون، لین، آپتون وجانس ، ۲۰۰۴، به نقل از رستمی و حدادی، ۱۳۸۴). بوپرنورفین در دوزهای بالاتر، مانند یک آنتاگونیست عمل می کند، یعنی گیرنده ها را اشغال می کند، ولی آن ها را فعال نمی کند، و همزمان آگونیست های کامل را از گیرنده های خود جدا می کند یا آنها را بلاک می کند. بیش ترین تأثیر درمانی بوپرنورفین در محدوده ۱۶ تا ۳۲ میلی گرم می باشد و به صورت قرص های زیرزبانی ۲و ۸ میلی گرم مصرف می شوند. طبق مطالعات، بوپرنورفین با دوزهای متوسط متادون برابری میکند(فورد ، مورتون ، لینتزریس، باری وگرادا ،۲۰۰۴). تجویز بوپرنورفین صرف نظر از دوز آن میزان ولع برای مصرف مواد مخدر را در عرض ۴ هفته کاهش میدهد. تجویز مکرر بوپرنورفین، در فرد ایجاد وابستگی می کند، اما به دلیل نسبی بودن خاصیت آگونیستی، میزان این وابستگی بسیار کمتر از آگونیست های کامل اپیوئیدها است. همچنین سندرم ترک بوپرنورفین، نسبت به آگونیستهای کامل، شدت کمتر و شروع کندتری دارد. ۵-۲- فرایندهای شناختی ما اشیا و افراد آشنا را باز شناسی می کنیم، راه خود را در پیرامون خود پیدا می کنیم، حرف می زنیم، صحبت دیگران را می فهمیم، می خوانیم، می نویسیم، برنامه ریزی می کنیم، اعمال را انجام می دهیم، فکر می کنیم، تصمیم می گیریم، مسایل را حل می کنیم، یاد می گیریم و به یاد می آوریم، مجموعه این فعالیتها را فرایندهای شناختی مینامند (فراهانی، کرمی نوری و اوحدی،۱۳۹۰). در روان شناسی شناختی، فرایندهای شناختی به صورت تفکیک شده مورد مطالعه قرار می گیرد. در این دیدگاه شناخت از یک طرف، شبکه ای به هم پیوسته و مرتبط از فرایندهاست که اطلاعات را به صورت نظام دار پردازش می کند و از طرف دیگر، دارای زیر مجموعه های مستقلی است که اطلاعات را به شیوه های خاص پردازش می کنند و هر یک دارای ویژگی های روان شناختی و فیزیولوژیکی خاص می باشند. بعضی از جنبه های شناختی شامل توجه و حافظه می باشد (فراهانی و همکاران، ۱۳۹۰). ۶-۲- توجه توجه[۳۳]به توانایی ذهنی گفته می شود که فرد اطلاعات خاصی از میان اطلاعات دیگر انتخاب و به پردازش بیشتر آن می پردازد. به عبارت دیگر چون ظرفیت شناختی ما با محدودیت رو به روست توجه به محدود کردن پردازش اطلاعات مربوط می شود. توجه به دو نوع تقسیم می شود: الف) توجه ارادی ب) توجه غیرارادی در توجه ارادی هدف مشخصی جست وجو می شود و با انگیختگی و هشیاری بیشتر فرد همراه است. در توجه ارادی، ما چیزهایی را انتخاب می کنیم که با انتظارات و توقعات ما هماهنگی داشته باشد و فرد بر آن کنترل دارد. از طرف دیگر محرک هایی نیز در خارج وجود دارند که توجه ما را به خودشان جلب می کنند. این گونه محرک های خارجی با انتظارات و توقعات ما مطابقت ندارند و معمولا غیر منتظره اتفاق می افتند و واکنش«آن چیست» را در ما به وجود می آورند و ما بر آن کنترل نداریم و به صورت خود به خودی صورت می پذیرد. به این نوع توجه، توجه غیرارادی گفته می شود. پردازش مربوط به توجه ارادی کند و آهسته است، پردازش توجه غیر ارادی تند و سریع است. پردازش های ارادی و کنترل شده ظرفیت شناختی ما را کاهش می دهد و انجام تکالیف دیگر را دشوار می سازد. در حالی که پردازش های غیر ارادی و خودکار این ظرفیت را کاهش نمی دهد و انجام تکالیف دیگر را به طور همزمان برای ما دشوار نمی سازد. پردازش های ارادی و کنترل شده قابل اجتناب اند و می توان آن ها را متوقف ساخت، در حالی که پردازش های غیر ارادی و خودکار غیرقابل اجتناب اند. وقتی محرکی در محیط ارائه گردد توجه ما را ناگزیر به خود جلب می کنند پردازش های ارادی و کنترل شده قابل انعطاف و قابل تغییرند و می توان آنها را در موقعیت های گوناگون به کار برد، ولی پردازش های غیر ارادی و خودکار غیر قابل انعطاف اند و زمانی که یادگیری می شوند، به دشواری می توان به اصلاح و تغییر آن ها دست زد. بنابراین، می توان گفت زمانی که پردازش های خودکار به کار برده می شوند، می توان توجه را در بین چند منبع اطلاعاتی تقسیم کرد و از ظرفیت شناختی بیش تر استفاده نمود؛ ولی در پردازش کنترل شده باید به برخی اطلاعات توجه خود را متمرکز نموده، در حالی که برخی اطلاعات دیگر را می توان مورد توجه قرار نداد. محرک هایی که تازه، غیر منتظره، متباین و تعجب بر انگیز باشند، توجه غیر ارادی ما را بیشتر جلب می کنند و معمولا بهتر نیز به یاد آورده می شوند (فراهانی و همکاران ،۱۳۹۰). ۷-۲- حافظه حافظه، عنوانی است که در مورد توانایی انسان برای یادگیری، نگهداری، یادآوری و استفاده از اطلاعات و دانش به کار برده می شود و وسیله ای است که تجارب قبلی خود را در آن نگهداری و اطلاعات را برای استفاده در زمان حاضر از آن استخراج می کنیم (تالوینگ، ۲۰۰۰؛ تالوینگ و کریک، ۲۰۰۰؛ بجور کلاند، اشنایدر و هرنالدزبلاسی ، ۲۰۰۳؛کرودر، ۱۹۷۶؛ نقل از استرنبرگ، ۲۰۰۶). وقتی از حافظه صحبت می شود بیشتر اصطلاح یادگیری به ذهن می آید، در حالی که مرحله اول حافظه، یعنی، اکتساب و ثبت اطلاعات است و حافظه به مجموعه ی فرایندهای اکتساب، نگهداری و کاربرد اطلاعات گفته می شود. مطالعات مربوط به حافظه در روان شناسی از قدمت بسیار برخوردار است و از همان ابتدا نظر بر این بوده است که حافظه مراحل و انواع گوناگونی دارد(فراهانی وهمکاران، ۱۳۹۰). امروزه سه مرحله ی اصلی را در حافظه مورد شناسایی قرارمیدهند. روان شناسان شناختی، سه نوع عملیات مشترک حافظه را بدین شرح مشخص ساخته اند: رمز گردانی[۳۴]، اندوزش[۳۵]و بازیابی[۳۶] (بدلی، ۲۰۰۰، ۱۹۹۸، ۱۹۹۹؛ براون وکریک، ۲۰۰۰ ؛نقل از استرنبرگ، ۲۰۰۶). هر عملیاتی بازنمای یک مرحله در پردازش حافظه است. ۱- مرحله ی رمزگردانی (یادگیری): در این مرحله اطلاعات با ویژگی ها و خصوصیات گوناگون و از جنبه های مختلف فیزیکی (ظاهری) و معنایی ثبت می شوند و اطلاعات وارد سیستم شناختی ما می شوند که به آن درون داد[۳۷] نیز گفته می شود. در این مرحله، داده های حسی را به شکل بازنمودهای ذهنی در میآوریم . ۲- مرحله ی اندوزش (نگهداری): در این مرحله اطلاعات ثبت و یاد گرفته شده در حافظه، نگهداری و محافظت می شوند تا در زمان مناسب از آن ها استفاده شود. ۳- مرحله ی بازیابی (یادآوری): در این مرحله، اطلاعات مورد نیاز که بنا بر شرایط و موقعیتهای گوناگون متفاوت خواهد بود مورد بازیابی قرار می گیرد و فرد اطلاعات را به نحو هشیارانه یا ناهشیارانه یادآوری کرده و مورد بازشناسی قرار می دهد. به این مرحله برون داد نیز گفته می شود (فراهانی و همکاران،۱۳۹۰). ۸-۲- تقسیم بندی حافظه اتکینسون و شیفرین (۱۹۶۸) تقسیم بندی معروف خود را از حافظه پیشنهاد کردند: ثبت حسی[۳۸]، انباره کوتاه مدت[۳۹]و انباره بلند مدت[۴۰]. کانال های حسی (خصوصاً حس بینایی) ثبت های اولیه را دریافت می کنند و موجب می شوند که ثبت حسی به عنوان یک عنصر مجزا در حافظه تشخیص داده شوند. اطلاعات در مدت کوتاه چند هزارم ثانیه چنان چه مورد توجه واقع نشوند از بین می روند. حافظه کوتاه مدت یا حافظه کاری[۴۱] دومین نظام حافظه است. در حافظه کوتاه مدت زمان از بین رفتن اطلاعات طولانی تر از حافظه حسی است و تخمین این زمان دشوار است، زیرا تا حدود زیادی تحت تأثیر کنترل آزمودنی می باشد، ولی شواهدی وجود دارد دال بر این که اطلاعات در حافظه کوتاه مدت چنان چه تکرار و تمرین نشود در دوره زمانی بین ۱۵ تا ۳۰ ثانیه از بین می رود. مقدار و نوع اطلاعاتی که از حافظه ی کوتاه مدت به حافظه بلند مدت منتقل می شود به پردازش کنترل شده ای نیاز دارد، هر چند که اطلاعات موجود در حافظه کوتاه مدت به صورت غیر کنترل شده نیز به حافظه بلند مدت انتقال می یابد. در حافظه ی بلند مدت ساده ترین فرضیه آن است که قبول کنیم رد حافظه[۴۲] به صورت همه یا هیچ عمل می کند، اگر یک رد حافظه تشکیل شود سپس یک بازیابی[۴۳]و پاسخ صحیح اتفاق خواهد افتاد (کرمی نوری، ۱۳۸۳). آلن بدلی: حافظه کوتاه مدت را حافظه کاری نامید و برای آن تعریف دقیق تر و جامع تری پیشنهاد کرد. او پیشنهاد اتکینسون و شیفرین را، که نقش یک نظام اجرایی کنترل کننده را برای حافظه کوتاه مدت قایل شدند، مطالعه و آزمایش کرد و اهمیت پردازش حافظه ی کوتاه مدت را به عنوان حافظه کاری و عمل کننده در تکالیف شناختی نظیر یادگیری، استدلال و درک معانی نشان داد (کرمی نوری، ۱۳۸۳). درمدل پیشنهادی او مفهوم یک پارچه و متحدالشکل حافظه کوتاه مدت با مفهوم پیچیده تری از حافظه کاری چند مؤلفه ای جابجا شد. او در مطالعات خود از روش تکالیف دوگانه استفاده کرد: در یک تکلیف از ظرفیت حافظه کاری آزمودنی استفاده می شد، در حالی که تکلیف دیگر به یادگیری، استدلال و درک معانی آزمودنی مربوط بود. چنان چه تکلیف دوم به تکلیف اول بستگی داشته باشد یا به عبارتی دیگر حافظه کاری در فعالیت های شناختی عالی تر نقش داشته باشد باید این انتظار را داشت که اجرای همزمان این دو تکلیف به عملکرد یادگیری یا استدلال فرد آسیب رساند و هر چه تکلیف حافظه کاری دشوارتر باشد (برای مثال فراخنای بیشتری از ارقام باید به کار برده شود) تداخل با تکلیف استدلال و یادگیری بیشتر خواهد بود. نتایج مطالعات او این پیشبینی را تأیید کرد، ولی در عین حال نتایج نشان داد که نظام حافظه کاری یک نظام متحد و یکپارچه نیست که برای مثال هم ارقام و هم اعمال در یک نظام واحد نگاه داشته شوند. او یک نظام اجرایی مرکزی کنترل کننده را برای حافظه کاری پیشنهاد کرد که زیر مجموعه های دیگری دارد. یکی از این زیرمجموعه ها که بیش از بقیه ی موارد توضیح داده شده است نظام آوایی یا تلفظ است که ذخیره اطلاعات آوایی کوتاه مدت را به عهده دارد. مدل حافظه کاری و مولفه های تشکیل دهنده آن نقش بسیار مهمی در مطالعات علمی شناخت داشته است (کرمی نوری، ۱۳۸۳). یکی از انواع یادگیری فعال، مربوط به اجرا و به عمل در آوردن اطلاعات می باشد (حافظه عملی) در مقایسه با زمانی که اطلاعات تنها به صورت کلامی (حافظه کلامی) خوانده یا تکرار می شوند. در حافظه عملی به فرد یادگیرنده جملات دستوری (نظیر مداد را بردار، یا کتاب را باز کن) داده می شود و فرد یادگیرنده این جملات را بعد از خواندن یا گوش کردن عینا به اجرا درمی آورد، در حالی که در حافظه کلامی فقط به خواندن یا گوش کردن جمله اکتفا می شود. بدیهی است که عملکرد حافظه عملی در مقایسه با حافظه کلامی بهتر خواهد بود (فراهانی و همکاران ، ۱۳۹۰). ۹-۲- عملکردهای شناختی در بیماران تحت درمان نگهدارنده اثرات شناختی مواد مخدر در مطالعات مختلف بالینی و تجربی مورد بررسی قرار گرفته است اما نتایج مخلوط بوده اند. یکی از موانع اساسی در درمان اعتیاد، وجود میل به مصرف مجدد مواد یا همان ولع مصرف می باشد که درمان های متعددی را برای مهار و کنترلش ارائه نموده اند در همین راستا مشخص شده است که نقص درکارکرد شناختی اصلی ترین نقص در میل دوباره به مصرف مجدد مواد می باشد که نیازمند درمان هایی با توجه ویژه به اصلاح شناخت های نادرست افراد دارد. بر اساس مطالعات انجام شده نقص در کارکرد شناختی اصلی ترین نقص در بیماران مبتلا به سوء مصرف کوکائین می باشد (کارول، ۱۹۹۸؛ هورنر، ۱۹۹۷؛ نقل از حدادی و همکاران، ۱۳۹۲). گزارش کرده اند که انعطاف پذیری شناختی، حافظه، یادگیری و توجه در سوء مصرف کنندگان کوکائین دارای نقص می باشد در همین راستا، آهارانوویچ و همکاران (۲۰۰۳) نشان دادند، افرادی که قادر به حفظ دوره ترک از کوکائین شده اند در مقایسه با کسانی که دچار عود شده اند، عملکرد شناختی بهتری در شروع فرایند درمان نشان می دهند. پردازش فضایی، قدرت استدلال ذهنی و توجه از پارامترهای شناختی هستند که در افرادی که موفق به ترک شده اند به مراتب وضعیت بهتری در مقایسه با گروهی که دچار عود شده اند نشان می دهند (حدادی و همکاران، ۱۳۹۲). مقایسه بیماران تحت درمان نگهدارنده در مقابل گروه سالم (کنترل) به طور کلی نشان داده است که در بیماران تحت درمان نگهدارنده اختلال شناختی وجود دارد. با این حال ثابت نشده است که اختلال به طور خاص به داروهای جایگزین مواد مخدر مربوط باشد (رپیلی، فابریتوس، کالسکا و الهو، ۲۰۱۱). در مطالعات غیرتصادفی بیماران وابسته به مواد مخدر که تحت درمان نگهدارنده با بوپرنورفین بوده اند در چندین آزمون شناختی بهتر از گروه تحت درمان با متادون بودند. این مهم است که بدانیم تفاوت های شناختی در بین بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون و بوپرنورفین پایدار است و عملکردهای شناختی با چه عواملی مرتبط هستند (رپیلی و همکاران ،۲۰۱۱). استفاده از مواد مخدر ممکن است اثرات منفی بر روی عملکردهای شناختی مخصوصاً حافظه کاری بگذارد. هر دو گروه بیماران وابسته به مواد مخدر که تحت درمان با متادون و بوپرنورفین هستند اغلب در عملکردهای شناختی مانند حافظه کاری و حافظه کلامی و توجه، نقصان[۴۴] نشان می دهند. با این حال تنها مطالعات کمی این دوگروه از بیماران را با یکدیگر مقایسه کرده اند (رپیلی، فابریتوس، الهو، سالاسپر، واهلبک وهمکاران، ۲۰۰۷؛ گیاکموزی، ارتل و ویگل،۲۰۰۵؛ والکر وکالینز، ۲۰۰۵ ؛ هریس، مندلسون، لین، آپتون وجانس، ۲۰۰۴؛ سویکا، هوراک، دیتریت وکاگر، ۲۰۰۱؛پیراستو، فایس و میسینا، ۲۰۰۶؛ استریل، آنتونیالی وکمپانلا، ۲۰۰۵؛ دارک، سیمز، مکدونالد و ویچز، ۲۰۰۰؛ به نقل از گیاکموزی، تیل، ریمل، گاربر و ارتل، ۲۰۰۸). ۱۰-۲- مرور پژوهش های تجربی در این بخش پژوهش هایی را که با بهره گرفتن از آزمون های استاندارد شده، عملکردهای شناختی و عملکردهای روانی -حرکتی افرادی را که تحت درمان نگهدارنده با متادون یا بوپرنورفین قرار داشتند را در مقابل گروه کنترل (بدون سابقه مصرف مواد مخدر) مورد مقایسه قرار داده اند را مرور می کنیم. ۱-۱۰-۲- اثر درمان نگهدارنده متادون برعملکردهای شناختی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
4-1)
ai = ضرایب مجهول ریتز fi = توابع ریتز نکته مهم این است که توابع (fi) باید به گونه ای انتخاب شوند که شرایط مرزی را ارضا نمایند. دلیل این شرط ساده در توابع آزمون این است که شرایط مرزی طبیعی به طور ضمنی در تابع منظور شده اند. در روش عناصر محدود، توابع (fi)، در واقع همان توابع شکل[78] هستند که در ماتریس درون یابی تغییر مکان[79] جای می گیرند. در روش عناصر محدود، ضرایب مجهول (ai)، در واقع همان تغییرمکان های تعمیم یافته مجهول گرهی هستند، که در U جای می گیرند. در روش عناصر محدود تابع آزمون یا متغیرهای حالت، همان توابع تغییر مکان تعمیم یافته درون هر عنصر میباشند. 4-5-1-1- معايب استفاده از روش تحليل ریتز توابع ریتز در كل ناحية مورد نظر تعريف ميشوند. بنابراين در تحليل رايج ریتز ، ماتريس K يك ماتريس كامل است و با توجه به استفاده از توابع زيادتر، عمليات عددي مورد نياز براي حل معادلات جبري حاصل قابل توجه ميباشند . يك دشواري خاص در تحليل رايج ریتز انتخاب توابع مناسب ریتز است ، زيرا جواب تحليل ، يك تركيب خطي از اين توابع ميباشد . دشواري ديگر در تحليل رايج ریتز هنگامي پيش ميآيدكه كل ناحية مورد نظر از زير ناحيههايي با انواع مختلف توزيع كرنش تشكيل شده باشد. 4-5-2- روش گالرکین[80] به عنوان يك روش باقيمانده وزن دار روش گالرکین یک روش عددی است که برای حل تقریبی معادلات دیفرانسیل بکار می رود. این روش روی معادله دیفرانسیل عمل می کند )نه روی تابع انرژی پتانسیل کلی(.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
تحلیل یک مساله حالت پایا را با بهره گرفتن از فرمول بندی دیفرانسیلی زیر در نظر می گیریم:
4-2)
L عملگر دیفرانسیلی[81] (بالاترین مرتبه مشتق در آن m2 است) متغیر حالت r= تابع نیرویی[82] به ازای جواب دقیق، باقیمانده مذکور صفر است (R=0) یک تقریب مطلوب به جواب کامل می تواند به طور ضمنی دلالت بر این نکته نماید که R در تمام نقاط میدان حل، باید کم ترین مقدار باشد. هر یک از روش های متنوع باقیمانده وزن دار، الگوریتم های مختلفی را برای مینیمم سازی R ارائه میدهند. تفاوت روشهای متنوع باقیمانده وزن دار( از جمله روش گالرکین، روش کم ترین مربعات، روش زیرمیدان، روش هم مکان در معیارهایی نهفته است که آن روشها برای محاسبه ai به کار می برند به گونهای که R کمینه شود. در روش گالرکین با مینیمم سازی R ، پارامترهای ai از n معادله زیر تعیین میشوند: که در آن D میدان جواب است.
4-3)
i=1,2,…..,n
بنابراین در روش گالرکین یک دستگاه معادلات خطی بر حسب پارامترهای ai ایجاد می شود. 4-5-3- مقایسه روش ریتز و روش گالرکین الف) در روش ریتز روی تابع عمل می نماییم، در حالی که در روش گالرکین روی معادله دیفرانسیل حاکم بر مساله عمل می نماییم. ب) در روش ریتز توابع آزمون باید m بار مشتق پذیر باشند. در حالی که در روش گالرکین توابع آزمون باید m2 بار مشتق پذیر باشند، زیرا بالاترین مرتبه مشتق در معادله دیفرانسیل از مرتبه m 2 است. ج) در روش ریتز توابع آزمون باید تنها شرایط مرزی اساسی را تامین نمایند، در حالی که در روش گالرکین توابع آزمون باید تمامی شرایط مرزی اساسی و طبیعی را ارضا نمایند. روشهاي فوق در واقع پایه اصلي روشهاي نوين عناصر محدود را فراهم ميآورند. د) روش عناصر محدود يك روش عددي براي گسستهسازی مدل ریاضی پیوسته به مدل ریاضی گسسته (تبدیل معادلات دیفرانسیل به معادلات جبری) است. 4-6- حوزه کاربردهای روش عناصر محدود الف) هیدرودینامیک و هیدرولیک: برای تحلیل جریان های سطح آزاد، جریان های لزج، مسائل لایه مرزی و جریان های آئرودینامیکی کاربرد دارد. ب) انتقال حرارت: برای تحلیل انتقال گرما در حالات پایا و ناپایا در جامدات و سیالات کاربرد دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
صندوقهای قابل معامله در بورس؛ و صندوقهای پوشش ریسک به عنوان یک گزینه ی سرمایه گذاری دیگر. در گزارش قبلی کمیته بازارهای نوظهور، اهمیت بازارهای مشتق نقد مورد تاکید قرار گرفته بود. مسئله ای که در بحران مالی دهه ۹۰ آسیا آشکار شد، این بود که کشورهایی که بیش از همه از بحران لطمه دیده بودند، بازارهای قرارداد آتی آنها از نقدشوندگی کافی برخوردار نبوده است که این امر باعث کاهش توانایی مشارکت کنندگان برای پوشش فشارهای ریسک شده بود. شناخت نادرست از موارد کاربرد ابزارهای مشتق نیز بر شدت این مسئله افزود. از آن زمان به بعد، در کشورهای مختلف به منظور توسعه و رشد بیشتر بازار ابزارهای مشتق اقدامات متعددی انجام شده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
اکثر پاسخدهندگان خاطر نشان کردهاند که چارچوبهای مقرراتی خود را بهمنظور توسعه ابزارها و محصولات جدید بهبود بخشیده اند. برای مثال تایلند بهمنظور افزایش تنوع و تعداد ابزارهای در دسترس بازار سرمایه، به انتشار پیوسته ابزارهای جدید روی آورده است. تمایل بازار اسرائیل به محصولات سرمایه گذاری پیشرفته نیز طی ۶ سال اخیر افزایش یافته است. این امر به نوبه خود موجب افزایش گردش بازار شده است. برای مثال سرمایه گذاران بورس تلاویو به شاخصهای بین المللی نظیر داوجونز[۶۵]، یورو استاکس[۶۶] ، نیکی[۶۷] ، اساندپی [۶۸]۵۰۰ ، فوتسی [۶۹]۱۰۰ ، نزدک[۷۰]۱۰۰ ، داکس[۷۱] ، هنگ سنگ[۷۲] و فوتسی چین[۷۳] دسترسی پیدا کردهاند. هر چند تاثیر محصولات مذکور بر نقدشوندگی بررسی نشده است، معاملات آنها بالغ بر ۲۰ % متوسط گردش روزانه را تشکیل میدهد. ۱۰-۲-۲-۲ پذیرش متقابل به طور معمول، شرکتها به منظور افزایش دسترسی سرمایه گذاران به آنها و نیز بهره مندی از سرمایه با هزینه ی کمتر (به دلیل دسترسی تعداد بیشتری از سرمایه گذاران بین المللی به سهام آنها) در کنار پذیرش داخلی به دنبال پذیرش در بورسهای خارجی نیز بودهاند. به نظر میرسد شرکتها با پذیرش در بورسی با وضعیت بهتر و استانداردهای بیشتر، بهطور داوطلبانه خود را به رعایت استانداردهای بالاتر راهبریشرکتی متعهد میکنند و بدینترتیب باعث تشویق سرمایه گذارانی میشوند که تمایل چندانی به سرمایه گذاری ندارند. در چین تایپه هماکنون پنج شرکت خارجی در بورس تایوان پذیرفته شدهاند. از آنجایی که این سهام در چند بازار معامله میشوند، امکان معاملات آربیتراژی میتواند نقدشوندگی سهم را در بازارهای مذکور افزایش دهد. برخی از شرکتهای اسرائیلی در بورس اوراق بهادار ایالات متحده آمریکا نیز پذیرفته شدهاند، از این رو بورس تلاویو اقداماتی را بهمنظور تسهیل معاملات سهام این شرکتها انجام داده است که از آن جمله میتوان به افتتاح حسابی در شرکت امین سپرده گذاری[۷۴] اشاره کرد. برخی از محصولات ساختار یافته مرتبط با شاخص تی.ای- ۲۵ اسرائیل[۷۵] نیز در بورسهای اروپایی نظیر زوریخ، فرانکفورت، اشتوتگارت و میلان معامله میشوند. ۱۱-۲-۲-۲ مشارکت سرمایه گذاران جزء با توجه به این که پساندازهای خرد منابع اصلی افزایش نقدشوندگی بازار هستند، تاثیر مشارکت سرمایه گذاران جزء بر نقدشوندگی نیز مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس این گزارش برخی کشورهای خاص، از طریق برنامه های آموزشی مانند برگزاری سمینارهای سرمایه گذاری و تبلیغات و بازاریابی اوراق بهادار[۷۶] مشارکت سرمایه گذاران خرد را افزایش دادهاند. برخی کشورها نیز شبکههایی را برای تسهیل مشارکت سرمایه گذاران جزء ازطریق نمایندگان معامله گران که بهعنوان نماینده سرمایه گذاران عمل میکنند، راهاندازی کرده اند. در کشورهایی نظیر تایلند، مالزی و چین تایپه مشارکت سرمایه گذاران جزء بیشاز همه محسوس بودهاست. در این حوزه ها مشارکت سرمایه گذاران یکی از دلایل اصلی نقدشوندگی به حساب میآید. بهطور کلی نباید تاثیر مشارکت سرمایه گذاران جزء بر نقدشوندگی را نادیده گرفت. مشارکت سرمایه گذاران جزء از آن جهت حائز اهمیت است که بر خلاف سرمایه گذاران نهادی-که تمایل به خرید و نگهداری اوراق بهادار دارند- باعث ایجاد تعادل در بازار میشود. حضور مشارکتکنندگان مختلف با نیازها، درجات ریسکپذیری و افق سرمایه گذاری متفاوت اثر مثبتی بر نقدشوندگی بازار دارد. این اثر به ویژه در بازارهایی نظیر چین تایپه و کره که مشارکت سرمایه گذاران جزء افزایش حجم معاملات بازار را به دنبال داشته، قابل توجه است. افزایش امکان دسترسی بهمنظور انجام معامله از طریق معاملات برخط نیز عامل مهمی در جذب سرمایه گذاران جزء محسوب میشود. اگرچه در برخی بازارها متعاقب این اقدام، نوسان قیمتها افزایش یافته است. بر اساس نظر پاسخدهندگان، اکثر مقامات ناظر به تشویق مشارکت سرمایه گذاران جزء روی آورده اند و تمرکز اصلی این تلاشها جذب سرمایه گذاران “آگاه” است، یعنی سرمایه گذارانی که از مزایا و ریسکهای سرمایه گذاری خود به خوبی اطلاع دارند. بهمنظور دستیابی به این هدف اکثر مقامات ناظر اقدام به برگزاری سمینارها و برنامه های آموزشی برای سرمایه گذاران کرده اند (همان منبع ، ۱۳۸۷ ، ۲۵ )[۷۷]. ۱۲-۲-۲-۲ اصلاحات در صندوقهای بازنشستگی و توسعه طرحهای سرمایه گذاری جمعی [۷۸] در برخی بازارها، اصلاحات در صندوقهای بازنشستگی و طرحهای سرمایه گذاری جمعی باعث ورود حجم عظیم نقدینگی به بازارهای داخلی شده است. این اصلاحات برای تضمین تمرکززدایی داراییهای قابل سرمایه گذاری در بازار سرمایه ضروری است. اصلاحات انجام شده اغلب شامل راهاندازی صنعت صندوقهای بازنشستگی خصوصی است که بر خلاف صندوقهای بازنشستگی تحت کنترل دولت، از سیاستهای سرمایه گذاری محافظهکارانه و سختگیرانه پیروی نمیکند. پاسخدهندگان اظهار داشته اند که برخی کشورها پس از اجرای اصلاحات به نتایج مثبتی دست یافته اند. در برخی موارد، اصلاحات موجب انعطاف پذیری استراتژیهای سرمایه گذاری شده است و در نتیجه تخصیص مجدد وجوه در بازار داخلی به آسانی انجام گرفته است. یکی از موضوعات مورد تأکید، اختصاص نسبت خاصی از صندوقها به مدیران و واسطهگران خارج از صندوق است. این امر در اغلب موارد باعث تعمیق و گسترش مهارتهای مدیریت سرمایه گذاری موجود شده و رقابت، تحرک و نقدشوندگی بازار را نیز افزایش داده است. شواهد نشان میدهد که در برخی از کشورها، اصلاحات صندوقهای بازنشستگی و طرحهای سرمایه گذاری جمعی نتایج مطلوبی را در بر نداشته است. کمیسیون اوراق بهادار لیتوانی اعلام کرده است که اصلاحات صندوقهای بازنشستگی و طرحهای سرمایه گذاری جمعی باعث ورود حجم نقدینگی زیادی به بازار داخلی نشده است. یکی از دلایل ذکر شده این است که اکثریت صندوقهای آن (حدود ۷۵ %) در اوراق بهادار خارجی سرمایه گذاری کرده اند. به طور کلی، سرمایه گذاران نهادی تمایل به استراتژیهای سرمایه گذاری بلندمدت دارند و تعداد معاملات آنها کمتر از سرمایه گذاران جزء است. در مقابل سرمایه گذاران نهادی در حجم های بزرگ معامله میکنند، به نحوی که تعداد معاملات آنها برای افزایش نقدشوندگی بازار کافی نیست. در برخی موارد، نظیر توزیع وجوه بین شرکتهای مدیریت دارای مجوز صندوقها، اصلاحات بر روشهایی متمرکز شده است که باعث افزایش تعداد معاملات میشود. ۱۳-۲-۲-۲ تجدید ساختار بورسها بازارهای نوظهور در حال حاضر با یک محیط بسیار رقابتی مواجه اند که آنها را ملزم میکند تا برای جذب سفارشهای بین المللی اشتیاق بیشتری از خود نشان دهند. از طرف دیگر حضور بورسهای چندمنظوره در یک کشور، میتواند باعث تقسیم نقدینگی شود. این امر به نوبه خود، با توجه به حضور گروه های متعدد واسطهگران، سیستمهای معاملاتی واسط کاربر و الزامات تطبیق، منجر به عدم کارایی اقتصادی میشود. تجدید ساختار بورسها و یا شرکتی شدن، راهبردی است که مدل کسب و کار بورسها را تغییر میدهد به گونه ای که توانایی آنها را در جذب جریان سفارشهای جهانی به میزان قابل توجهی افزایش دهد. همچنین فرصتی فراهم میآید تا فعالیتهای بورس در کشور موردنظر مورد بازشناسی قرار گیرد و در نتیجه نقدشوندگی بازار افزایش یابد. بورس شرکتی (که از حالت عضویت به مالکیت تبدیل شده است) میتواند تلاش خود را بر ایجاد ظرفیتهای لازم برای پاسخگویی سریع به تغییرات تقاضای سرمایه گذاران بین المللی و داخلی متمرکز کند. مؤسسات بین المللی در محیط بسیار رقابتی و پویایی در حال فعالیت هستند. فعالیتهای انتشار اوراق بهادار و سرمایه گذاری به سمت بورسهایی هدایت خواهد شد که قادر به تأمین نیازهای اساسی مختلف، از نقدشوندگی، دسترسی و تنوع محصولات گرفته تا سرعت و هزینه باشند. از بین ۲۱ پاسخدهنده، ۶ کشور دارای بورس شرکتی هستند، ۵ پاسخدهنده اظهار داشته اند که بورس آنها در حال بررسی مطالعه امکان شرکتی شدن هستند. مقامات ناظر تأیید کرده اند که بورس شرکتی میتواند عملکرد خود را بهبود دهد و حجم معاملات بیشتری را جذب نماید و در نتیجه نقدشوندگی بازار افزایش یابد. در یکی از کشورها، بورس (که تبدیل به شرکت شده و خود نیز در بورس پذیرفته شده است)، بخش عظیمی از تلاشهای خود را معطوف افزایش نقدشوندگی بازار کرده است و مجموعه ای از اقدامات لازم را برای دستیابی به این هدف آغاز کرده است. برای مثال بورس مالزی، در راستای اقدامات خود برای افزایش نقدشوندگی، طرحی تحقیقاتی برای تشویق سرمایه گذاران به سرمایه گذاری در سهام، به ویژه سرمایه گذاران با سرمایه کم، ارائه کرده است. ۱۴-۲-۲-۲ راهبری شرکتی یکی از عوامل مورد بررسی در تحقیق، تاثیر راهبری شرکتی و استانداردهای افشای اطلاعات بر جذب سرمایه گذاران است. اگر چه پاسخدهندگان بین راهبری شرکتی و نقدشوندگی ارتباط مستقیمی قائل نشده اند، مقامات ناظر دریافتهاند که وجود راهبری شرکتی مناسب در شرکتهای پذیرفته شده، اطمینان سرمایه گذاران را افزایش میدهد و در نتیجه باعث افزایش درجه مشارکت سرمایه گذاران در بازار میشود. در یک کشور گزارش شده است که پس از تدوین مقررات راهبری شرکتی جدید، میزان مشارکت سرمایه گذاران در بازار افزایش یافته است. اگر چه شواهدی مبنی بر ارتباط مستقیم اعمال نظام راهبری شرکتی و رشد ارزش بازار وجود ندارد، اما نظیر عوامل دیگر میتواند منجر به رشد کلی بازار شود. پاسخدهندگان همچنین اظهار کردهاند که میزان افشای اطلاعات توسط ناشران نقش مهمی در نقدشوندگی بازار ایفاء میکند. به طور کلی، میزان مناسب افشای اطلاعات، این امکان را برای سرمایه گذار فراهم میکند که بدون داشتن دغدغه افشای گزینشی اطلاعات توسط شرکتها، تصمیم آگاهانهای را اتخاذ کند. در اسرائیل الزام مدیران صندوقهای سرمایه گذاری مشترک به انتخاب اوراق بهاداری که منافع سهامداران را افزایش میدهد، باعث انتقال سرمایه گذاریهای این صندوقها از سهام با نقدشوندگی کم شرکتهای کوچک به سهام با نقدشوندگی زیاد شرکتهای بزرگ شده است. ۱۵-۲-۲-۲ ارتباطات بین بازارها طی سالهای اخیر ارتباطات بین بازارها به اشکال مختلفی صورت گرفته است. تاثیر ارتباطات بین بازارها بر نقدشوندگی، تاکنون بهطور قطع مشخص نشده است. اعتقاد این است برقراری ارتباط و دسترسی بازارهای مختلف به یکدیگر باعث کاهش هزینه ها میشود-سرمایه گذارانی که موقعیتهای متقابلی در حوزه های مختلف اتخاذ میکنند، فرصتهای بازار جدیدی را پیش روی خود میگشایند و گردش کلی بازار افزایش مییابد. این امر به نوبه ی خود باعث افزایش حجم سفارشها شده و در نتیجه نقدشوندگی را نیز بهبود میدهد. برای مثال پیوستن بورس لیتوانی به بزرگترین ائتلاف بازارهای اوراق بهادار در شمال اروپا (گروه اُ.ام.اکس)، باعث گشایش دروازه دیگر بازارها به روی سرمایه گذاران شده و جذابیت بازار را نزد سرمایه گذاران محلی و بین المللی افزایش داده است. این اقدام اثر مثبتی بر نقدشوندگی بازار داشته است. بورس مالزی به منظور افزایش تنوع سرمایه گذاران و فرصتهای سرمایه گذاری، به دنبال برقراری ارتباط با همسایه خود، بورس سنگاپور، است. اگر چه تجربه ارتباط بین بورس سنگاپور و بورس استرالیا نشان داد که نقدشوندگی بازار لزوماً بدین طریق افزایش نمی یابد. اتحادیه ی کشورهای جنوب شرق آسیا، سعی در برقراری ارتباط بین بورسهای منطقه دارد. نخستین اقدام راه اندازی صندوقهای قابل معامله در بورس در این اتحادیه است که با هدف ارائه یک گروه دارایی از سرمایه گذاریهای این اتحادیه برای سرمایه گذاران خارجی انتشار یافته است. تلاشهایی نیز بهمنظور هماهنگ سازی قوانین و مقررات به منظور تضمین اجرای استانداردهای مشابه در منطقه در حال پیگیری است. شناخت متقابل نیز راهکار دیگری برای برقراری ارتباط بین بورسها است. به همین منظور مرکز مالی بین المللی دبی توافقنامه ای با مالزی امضاء کرده است که بازاریابی و توزیع وجوه اسلامی را در دو حوزه تسهیل میکند. هدف از عقد این توافقنامه افزایش تنوع سرمایه گذاران و تشویق به نوآوری در محصولات و خدمات مالی اسلامی است. ۱۶-۲-۲-۲ کیفیت شرکتهای پذیرفته شده در بورس افزایش تعداد شرکتهای با کیفیت پذیرفته شده در بورس، یکی دیگر از ساز و کارهای افزایش نقدشوندگی در بازار است، زیرا سرمایه گذاران، امروزه خواهان به رسمیت شناختن ارزش سهامداریشان در شرکتهای سرمایه پذیر هستند. این خواسته – با توجه به این که کسب بازده، دلیل اصلی سرمایه گذاری در یک شرکت است- در تصمیمات سرمایه گذاری پرتفوی نقش مهمی ایفاء میکند. یکی از مشکلاتی که مدیران صندوق برخی از بازارها به آن اشاره میکنند، عدم نقدشوندگی سهام شرکتهای سرمایه پذیر است )به عبارت دیگر تعداد شرکتهایی که از مدیریت مناسبی برخوردارند و سرمایه گذاری بر روی سهام آنها بازدهی قابل توجهی دارد). این موضوع انتشار اوراق بهادار جذاب را در بازار تحت تاثیر قرار میدهد و در نهایت جذابیت کلی بازار و نقدشوندگی آن کاهش مییابد. از آنجایی که سرمایه های بین المللی به نسبت سرمایه های داخلی در حاشیه قرار دارند، لذا ظرفیت افزایش وجوه در بین ناشران داخلی کاهش مییابد، زیرا اتکای آنها در وهله اول به وجوه کوچکتر داخلی است. احتمال میرود بازارهایی که از نقدشوندگی مناسبی برخوردار هستند، بهدلیل هزینه سرمایهی کمتر ناشران بیشتری را به سوی خود جذب کنند. مقامات ناظر میتوانند کیفیت شرکتهای خود را به روش های مختلف، نظیر حمایت بیشتر از سرمایه گذاران در پذیرش و لغو پذیرش شرکتهای با عملکرد نامطلوب، بهبود دهند. وجود یک بازار فعال در زمینه کنترلهای شرکتی، تاسیس شرکتهای بزرگ با کیفیت بالا را تسهیل میکند. هدف نهایی، ایجاد بخش شرکتی[۷۹] شفاف، پاسخگو و عملکردگراست که فرصتهای سرمایه گذاری کارا و ارزشمحوری را پیش روی سرمایه گذاران قرار میدهد. مشارکتکنندگان بازار نیز باید از مسئولیتهای خود در این زمینه آگاه باشند، برای مثال سهامداران باید به منظور تضمین راهبری شرکتی خوب، حقوق خود را مطالبه نمایند و مدیران و رؤسا نیز به دنبال حداکثرسازی ارزش سهامداران باشند. ۱۷-۲-۲-۲ موارد دیگر پاسخدهندگان عوامل دیگری را بر نقدشوندگی تأثیرگذار دانستهاند که در زیر به آنها اشاره شده است: افزایش ساعات معاملات. برای مثال شرکت بورس تایلند توانسته است با افزایش ساعات معاملاتی، نقدشوندگی بازار را افزایش دهد؛ فرصت معاملات آربیتراژ که با مجاز شمردن فروش استقراضی سهام فراهم میآید. برای مثال السالوادور در حال اصلاح مقررات خود بهمنظور فراهم آوردن امکان فروش استقراضی سهام در بازار است. اگر چه تجربه کمیسیون اوراق بهادار تایوان حاکی از آن است که فروش استقراضی سهام لزوماً منجر به افزایش نقدشوندگی بازار نمیشود. ساختار مقرراتی تایوان از سال ۱۹۹۷ اجازه فروش استقراضی سهام را به سرمایه گذاران داده است، اما در عمل چنین معاملاتی انجام نشده و در نتیجه اثر آن بر نقدشوندگی نامشخص مانده است. نتایج مشابهی نیز در مالزی پس از اجازه مجدد فروش استقراضی در سال ۲۰۰۷ گزارش شده است؛ فعالیت بازارسازها. بر اساس تجربهی کشورهایی که از فعالیت بازارسازها برای افزایش داد و ستد، به ویژه برای سهام با نقدشوندگی کمتر استفاده میکنند، بازارسازها در اغلب موارد به افزایش نقدشوندگی بازار کمک میکنند. طرفداران سیستمهای بازارسازی رسمی معتقدند که بازارسازها با اتخاذ موقعیت متقابل در معاملات (خرید و نیز فروش) در مواقع لزوم نقدشوندگی را افزایش میدهند. این موضوع حفظ عرضه و تقاضا در محدودهی قابل قبول را تضمین میکند. بدین ترتیب بازارسازها سرمایهی لازم برای نقدشوندگی سهام را فراهم می آورند؛ سیاست تقسیم سود عامل دیگری است که در ارزیابی نقدشوندگی سهام باید مورد توجه قرار گیرد. سهامی که سود تقسیمی بالایی دارند، توسط سرمایه گذاران خریداری و نگهداری میشوند، بنابراین معاملات آنها اندک است؛ ساختار قانونی کارا برای تشویق مشارکت سرمایه گذاری خارجی. این امر با اجرای حداقل استانداردهای لازم برای حمایت از سرمایهگذار، نظیر استانداردهای حسابداری محقق میشود؛ فرایند قانونی تصویب انتشار اوراق بهادار. اگر چه شواهدی مبنی بر رابطه مستقیم فرایند تصویب انتشار اوراق بهادار با نقدشوندگی وجود ندارد، برخی از پاسخدهندگان نظیر مالزی، اسرائیل و عمان تأکید کرده اند اصلاحاتی که در جهت تسریع فرایند تصویب انجام شده است، سرعت ورود به بازار اوراق بهادار را افزایش داده و در نتیجه میزان عرضه را نیز برای پاسخگویی به نیاز سرمایه گذاران بالا برده است. اثر مثبت اصلاحات مذکور بر نقدشوندگی به ویژه در اسرائیل محسوس بوده است. در بازارهای کمتر توسعه یافته، تمرکز اصلی همچنان بر موضوعات مهمی نظیر افزایش تعداد شرکتهای پذیرفته شده است. کمبود شرکتهای پذیرفته شده در بورس در این بازارها، اثر منفی بر نقدشوندگی دارد. در کاستاریکا شرکتهای خصوصی از مزایای پذیرفته شدن در بورس آگاه نیستند و سرمایه گذاران نیز از ویژگیهای ریسک و بازده ابزارهای سرمایه گذاری خود اطلاع ندارند. از آن گذشته واسطهگران خدمات مشاورهی مناسبی ارائه نمیکنند. اکثر استراتژیهای سرمایه گذاری ماهیت انفعالی دارند و این امر موجب افزایش استراتژیهای خرید و نگهداری اوراق بهادار شده است (همان منبع ، ۳۲ ) ۱. ۳-۲ بخش دوم : نقد شوندگی سهام و عوامل مربوط به آن اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام به عنوان یکی از اجزای ساختار بازار،اخیراً از اهمیت ویژه ای در ادبیات مالی برخوردار گشته است. اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام از معیارهای مهم نقدشوندگی بازار سرمابه محسوب میشود. بسیاری از تحقیقات از اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام به عنوان معیار نقدشوندگی استفاده کرده اند. اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام با عوامل متعددی در ارتباط است. در این بخش، پس از شرح مختصری در مورد اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام، رهنمودهایی برای بررسی عوامل موثر بر اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و همچنین عوامل تأثیرپذیر از اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام بر اساس تحقیقات قبلی انجام شده در این زمینه ارائه می گردد (رسائیان ، ۱۳۸۸، ۵۴) ۲. ۱-۳-۲ عوامل نقد شوندگی سهام اکثر سرمایه گذاران )با افق سرمایه گذاری کوتا ه مدت( سهام بسیارنقدشونده را بر سهام کم نقدشونده ترجیح میدهند. منظور از نقدشوندگی، صرفاً سهولت در خرید و فروش دارایی مورد نظر است. از مهمترین عوامل مربوط به نقدشوندگی بازار سهام می توان به اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام اشاره کرد. نیاز به درک و اندازه گیری عوامل تعیین کننده ی اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش معامله گران در ارزیابی ساختار بازار رقابتی بسیار ضروری می باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۶۰۵ متر
ارتفای از سطح دریا
۵۲ درجه و ۵۴ دقیقه شرقی
طول جغرافیایی
۲۹ درجه و ۵۶ دقیقه شمالی
عرض جغرافیایی
شکل شماره ۴-۱: نمودار میانگین بارندگی ماهیانه در ده سال (۱۳۷۷-۱۳۹۰) شکل شماره ۵-۱: نمودار رطوبت ماههای مختلف طی ۱۰ سال (۱۳۷۷-۱۳۹۰) شکل شماره ۶-۱: نمودار دمای ماههای مختلف طی ۱۰ سال (۱۳۷۷-۱۳۹۰) شکل شماره ۷-۱: نمودار تغییرات میزان دما و بارندگی میانگین در ۱۰ سال (۱۳۷۷-۱۳۹۰)
۱-۱۵- پوشش گیاهی منطقه
عرصه جنگلی شهرستان مرودشت بالغ بر ۷۶۱۳۶ هکتار است که از این وسعت حدود ۳ درصد به جنگل انبوه و ۱۹/۷ درصد به جنگل نیمه انبوه و ۷۷/۳ درصد به جنگلهای تنک اختصاص دارد. در منطقه مورد مطالعه پوشش غالب جنگلهای تنک است که گونههای غالب منطقه بنه، انواع بادام، کیکوم وگون میباشد (۲۱).
۱-۱۶- اهداف و ضرورت انجام پروژه
امروزه فعالیتهای انسانی منجر به کاهش تنوع زیستی گیاهان شده است. شناسایی پوشش گیاهی و بررسی زیستگاههای یک ناحیه، ضمن این که اساس بررسیها وتحقیقات بوم شناختی است. در عین حال عامل موثری در سنجش و ارزیابی وضعیت کنونی و پیشبینی وضعیت آینده به شمار میرود که برای اعمال مدیریت در منطقه نقش بهسزایی دارد (۲۹). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شناسایی عناصر گیاهی و تجزیه وتحلیل ویژگیهای اکولوژیکی آنها میتواند راهنمای خوبی برای تشخیص خصوصیات اکولوژیکی و پتانسیل رویشی آن منطقه محسوب شود، از اینرو انجام چنین مطالعاتی در رویشگاههای ویژه به منظور مطالعه دقیق و متمرکز ترکیب فلوریستیکی ضروری است. هم چنین مطالعه پوشش گیاهی در حل مسائل اکولوژیکی مانند حفاظت بیولوژیکی و مدیریت منابع طبیعی مفید بوده و بر اساس نتایج حاصل از آن میتوان روند تغییرات آینده را پیش بینی کرد (۱۷). با توجه به این که منطقه مورد مطالعه جزء مناطق حفاظت شدهی کشوری نیست و بررسی فلوریستیکی منطقه بسیاری ضروری است. مهمترین اهداف این مطالعه عبارتند از: – تهیه فهرستی از گونههای گیاهی منطقه که شامل کرولوژی و شکل زیستی آنها نیز می باشد. – بررسی زیستگاهها و ریز زیستگاههای منطقه مورد مطالعه – بررسی گونههای بومزاد، گونههای مهم از نظر غذایی و دارویی و گونههای علف هرز منطقه – تعیین جوامع گیاهی منطقه – بررسی شرایط اکولوژیکی منطقه بر نحوه گسترش و پراکندگی گیاهان – بررسی تخریبهای انسانی بر پوشش گیاهی منطقه و ارائه پیشنهاد جهت رفع این فشارها و تخریب های انسانی و ایجاد زمینه برای حفاظت بهتر از فلور منطقه است. به علاوه نتایج حاصل از این مطالعه به تعیین هر چه دقیقتر تنوع گونهای در استان و کشور کمک خواهد کرد و امکان مقایسه میان نواحی تخریب شده و مناطق حفاظت شده را از لحاظ تنوع گونهای فراهم میکند. همچنین این مطالعه میتواند در پی بردن به پتانسیل گیاهی قابل بهرهبرداری استان از لحاظ گیاهان دارویی، مرتعی، جنگلی، صنعتی و …کمک نماید. فصل دوم
مواد و روشها
با مطالعات انجام شده و با بهره گرفتن از اطلاعات افراد بومی، بکرترین منطقه از نظر پوشش گیاهی در روستای سیوند وسپس حیطه مورد مطالعه مشخص گردید. مطالعات صحرایی و جمع آوری نمونههای گیاهی در منطقه انجام شد. در نهایت نمونههای گیاهی پس از پرس و خشک شدن در محیط آزمایشگاهی بررسی شدند.
۲-۱- نحوه انجام مطالعات صحرایی
جمع آوری گیاهان منطقه مورد مطالعه به طور منظم در طول فصل رویشی از زمستان۹۱ تا تیر ماه ۹۳ انجام شد. در طی این مدت در فصلهای مختلف سال، و زمانهای مختلف به منطقه مراجعه شده و اقدام به جمعآوری نمونههای گیاهی شد. نمونهها در ۱۰۴ ایستگاه مختلف جمع آوری شدند و با کمک دستگاه GPS ارتفاع، طول و عرض جغرافیایی هر ایستگاه مشخص شد. بعلاوه جامعه گیاهی هر منطقه مشخص گردید و فرم رویشی و زیستگاهها و یا ریز زیستگاههای هر گونه نیز یادداشت گردید. با بیست وپنج بار مراجعه به منطقه با بهره گرفتن از بیلچه، قیچی باغبانی و تیشه نمونههای گیاهی جمع آوری شده و بلافاصله دستهبندی و شمارهگذاری شدند: هر شماره مشخص کننده ایستگاه، طول و عرض جغرافیایی، ارتفاع و زمان جمع آوری بود. حین جمع آوری و پس از پرس کردن نمونهها، عکسهایی از آنها جهت مستند سازی تهیه گردید. نمونههای جمع آوری شده با کمک تخته پرس، مقوای خشک کن و روزنامه، پرس و خشک شدند. مقوای خشک کن نمونهها، با توجه به نوع نمونههای گیاهی هر روز تعویض میشدند که خشک شدن نمونهها از یک روز برای گیاهان علفی کوچک تا سه هفته برای گیاهان گوشتی و آبدار به طول میانجامید. نمونههای خشک شده جهت مطالعات بعدی دسته بندی شده و به هرباریوم منتقل شد. نمونه برداری تقریبا از انواع زیستگاهها و ریز زیستگاههای مختلف موجود در منطقه مانند دره ها، مناطق دست خورده، باغات و زمینهای کشاورزی، رودخانهها و آبهای موقت ، دامنه و قله کوهها، شیب شمالی و جنوبی وشرقی و غربی کوهها و… انجام شد. با این حال سعی شد که نوع نمونهبرداری یک خط ترانسکت در طول کوه باشد تا نحوه تغییر پوشش گیاهی با تغییر ارتفاع بررسی گردد به طور کلی نمونهبرداری به نحوی صورت گرفت که گویای زیستگاههای موجود و پوشش گیاهی منطقه مورد مطالعه باشد. هم چنین با مراجعه به مراکز پژوهشی و تحقیقاتی و منابع موجود، کلیه اطلاعات و آمار منطقه اعم از اطلاعات زمینشناسی، قابلیت اراضی، پوشش گیاهی، اقلیم، آب و هوا وغیره تهیه شد.
۲-۲- مطالعات آزمایشگاهی
۲-۲-۱- شناسایی نمونهها
در آزمایشگاه با کمک میکروسکوپ تشریح نمونههای گیاهی مورد بررسی قرار گرفت . در ابتدا با جوشاندن اجزای مهم گیاه مانند گل، تیره گیاه و سپس با بهره گرفتن از فلورهای مختلف موجود از جمله فلور ایرانیکا (۴۸)، فلور ایران (۳)، فلور ترکیه (۴۲) و فلو عراق (۵۰) و با کمک استاد راهنما، تا سطح گونه شناسایی شدند.
۲-۲-۲- شناسایی شکل زیستی هر گونه
شکل زیستی هر گونه گیاهی ویژگی ثابتی است که بر اساس سازشهای مورفولوژیک گیاه با شرایط محیطی بوجود آمده است. تفاوت شکلهای زیستی در جوامع مختلف گیاهی، اساس ساختار آنها را تشکیل میدهد. رده بندیهای مختلفی از شکلهای زیستی وجود دارد. اما در میان آنها سیستم رانکایر دارای بیشترین کاربرد است (۲۳). برای تعیین شکل زیستی از روش Raunkiaer (1934) استفاده گردید.که کاربردی ترین شکل زندگی را ارائه میکند. طبقهبندی رانکیائر براساس حداکثر ارتفاع جوانه پایدار یا اندامی از سطح زمین است که در فصل سرد یا خشک برای بقای گیاه زنده میماند. در این سیستم طبقه بندی گیاهان براساس موقعیت جوانه تجدید کننده حیات به ۵ دسته تقسیم میشوند (۳۸). گروه۱: فانروفیت که گونههایی هستند که جوانه پایدار آنها بالاتر از ۲۵ سانتیمتر از سطح زمین قرار گرفته است. گروه ۲: کاموفیتها که گونههایی هستند که جوانه پایدار آنها کمتر از ۲۵ سانتیمتر از سطح زمین قرار گرفته است. گروه ۳: همی کریپتوفیتها که گونههایی هستند که جوانه پایدار آنها در نزدیک سطح زمین قرار گرفته است. گروه۴: کریپتوفیتها یا ژئوفیتها که گونههایی هستند که جوانه پایدار آنها در زیر خاک یا آب قرار گرفته است. گروه۵: تروفیتها که گونههایی هستند که دوره نامساعد را به صورت بذر میگذرانند و لذا جزو گونههای یکساله هستند (۳۴).
۲-۲-۳- تعیین کرولوژی گونهها
مشخص کردن منطقهی فیتو جغرافیایی که گونه گیاهی به آنجا تعلق دارد کورولوژی نام دارد. دراین پژوهش کرولوژی هرگونه نیز مشخص و یادداشت گردید.
۲-۲-۴- شناسایی زیستگاهها
برای شناسایی زیستگاهها از دستور العمل طبقه بندی زیستگاهی اروپا EUNIS (40) و زیستگاههای ایرلند (۴۴) و آمریکای جنوبی (۴۶) استفاده شد. در این طبقه بندیها زیستگاهها به صورت سلسله مراتبی طبقه بندی میشوند. گر چه این طبقه بندیها برای کشورهای دیگر تهیه شده، اما رتبههای بالای آن برای کشور ایران نیز قابل استفاده است. در دستور العمل برای شناسایی زیستگاهها در هر رتبه از یک کلید طبقهبندی زیستگاهی اتحادیه اروپا (EUNIS) استفاده میشود که در شکل (۱-۲) کلید ارائه شده برای رتبه ۱ نشان داده شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اصل ۲: رابطه بین مکان های میراث و گردشگری رابطه ای پویاست وممکن است شامل ارزشهای متضاد شود .این رابطه باید به شیوه ای پایدار برای نسل امروز و فردا هدایت شود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
اصل۳: برنامه ریزی برای حفظ ونگهداری مکانهای میراث وهمچنین برنامه های ترویج گردشگری باید بازدیدی ارزشمند- رضایت بخش و دلپذیر را برای گردشگر تضمین می کند. اصل۴: جوامع میزبان و مردم بومی باید در برنامه ریزی های توسعه گردشگری وحفاظت ونگهداری میراث مشارکت داشته باشند. اصل۵: فعالیت های گردشگری وحفظ و نگهداری منابع باید به نفع جامعه میزبان باشد. اصل۶: برنامه های ارتقای گردشگری باید خصوصیات طبیعی ومیراث را حفظ وتقویت کند. عوامل انگیزاننده گردشگران انگیزاننده های جسمانی و فیزیکی.این انگیزه ها مربوط به سلامت جسمی افراد وشامل فعالیت های ورزشی وفیزیکی است. انگیزاننده های فرهنگی . تمایل به شناخت جوامع و فرهنگهای دیگر واشنایی با اداب ورسوم وسایر ادیان ومذاهب یکی از انگیزه های مهم گردشگران است که در سال های اخیر در کانون توجه جهانیان قرار گرفته است. انگیزاننده های ارتباطی. دیدار از اقوام – خویشان و دوستان از جمله انگیزاننده های با سابقه گردشگری است. انگیزاننده های شان و منزلت اجتماعی.یکی از نیاز های انسان که در نظریه های انگیزشی نیز به ان اشاره شده منزلت اجتماعی است. این عامل انگیزه برخی از سفر هااز جمله شرکت در گرهماهییها یا نمهیشگاه های بین المللی است.(محسنیان راد،۱۳۸۹، ۱۳)
۲-۱۱ اهداف گردشگران
مسافرت برای تفریح ۲- مسافرت برای تجارت و بازرگانی ۳- سایر مسافران (در تقسیم بندیسازمان جهانی گردشگری به کسانی اطلاق می شود که با هدف دیدار دوستان و بستگان –برای درمان–شرکت در مراسم مذهبی و … سفر میکنند.
۲-۱۲ مدیریت بازاریابی گردشگری
تعریف بازاریابی فرایندی اجتماعی ومدیریتی که طی ان افراد وگروه ها نیازمندی هایشان را از طریق مبادله کالاها وخدمات با یکدیگر براورده می سازند.(همان، ۱۵) چند ویژگی کلیدی بازاریابی ناملموس بودن : یعنی کالاهایی که به طور مستقیم قابل رویت –احساسویاازمایشبرایخریدونیستند. تفکیک نا پذیری : یعنی هم زمان بودن تولید ومصرف خدمات گردشگری . تغییر ناپذیری : خدمات گردشگری در هر تعامل تولید/ مصرف,تغییر ناپذیری زیادی دارند;برای مثال صرف یک وعده غذا در یک رستوران تحت تاثیر عوامل انسانی متعدد از جمله روحیه و انتظارات میزبان ومهمان هنگام عرضه ودریافت خدمت مورد نظر قرار دارد . ناپایداری : محصولات گردشگری را نمی توان امروزتولید وبرای مصرف در زمانی دیگر ذخیره کرد . فقدان مالکیت : مشتری هنگام خرید یک خدمت به تسهیلات و مطلوبیتی دست می یابد.او در پایان معامله هرگز مالک چیزی نمی شود . خرید ومصرف خدمات اغلب موجب احساس رضایت فرد می شوند وبرخلاف خرید کالاهای فیزیکی نمی توان خدمات را نگهداری کرد وبه دیگران نشان داد. ویژگیهای خاص خدمات گردشگری گردشگری نسبت به سایر خدمات بیشتر از طریق عرضه هدایت می شود. معمولا برنامه ریزی بازاریابی از پایین به بالا صورت می گیرد ; به این ترتیب که تجزیه و تحلیل ها از سطح مشتریان آغاز می شود , سپس بازار و محیط بررسی می شوند و آنگاه برنامه بازاریابی طرح ریزی می شود , اما در بازاریابی گردشگری عکس این الگو عمل می شود . محصول گردشگری با مشارکت عرضه کنندگان مختلف تولید می شود. گردشگری اغلب محصولی ترکیبی دارد که تولید آن مستلزم همکاری و مشارکت بخشها و سازمانهای مختلف است. محصول گردشگری در یک دوره زمانی و طی مراحل مختلف تجربه می شود و همین امر ارزیابی آن را دشوار و پیچیده می کند.محصول گردشگری برای مصرف کنندگان آن پرمخاطره است. برای مردم تصمیم گیری در مورد گزراندن تعطیلات بسیار مهم است ; زیرا باید مشکلات احتمالی مختلف را در نظر بگیرند . هر گونه پیش بیبنی نادرست در خصوص مقصد سفر باعث اتلاف منابعی می شود که در این راه صرف می کنند.هزینه های فرصتی یک تعطیلات نا مناسب جبران ناپذیر است.(رضوانی،۱۳۸۹، ۵۱) بخشی از محصول گردشگری مبتنی بر رویاها و امیال شخصی مصرف کنندگان است . مصرف خدماتی مانند خدمات بانکی , بهداشتی یا تعمیر خودرو به دلایل منطقی یا کارکردی صورت می گیرد. صنعت گردشگری نسبت به نیروهای بیرونی که خارج از کنترل عرضه کنندگان هستند , آسیب پذیر و شکننده اند .
۲-۱۳ بخش بندی بازارگردشگری
یکی از روش های شناخت بازار گردشگری و پیش بینی رفتار مشتریان , بخش بندی بازار است. بازار را می توان به اشکال و با معیارهای مختلف بخش بندی کرد. هر بخش بازار معرف افرادی با خصوصیات و نیازهای متفاوت است. بر اساس این معیارها , هر بخش به زیر مجموعه های کوچکتر تقسیم می شود. بازار گردشگری به طرق مختلف قابل بخش بندی است. برای مثال می توان به بخش های زیر اشاره کرد : ملیت یا خاستگاه فرهنگی جنسیت مرحله زندگی موقعیت یا طبقه اجتماعی ویژگی های روحی –روانی انگیزش و علاقه مندیها روش مسافرت و مسافت طی شده برای سفر
۲-۱۴ پژوهش در گردشگری
پژوهش را می توان تلاش منظم و سازمان یافته برای بررسی مسئله ای خاص که به یک راه حل نیاز دارد توصیف کرد. این فرایند شامل گامهایی است که طراحی و پیگیری می شوند تا پاسخ هایی برای مسئله مورد نظر به دست آید.(مقصودی،۱۳۸۳، ۱۹) پژوهش در صنعت گردشگری عبارت است از بررسی مسائل مربوط به سفر و گردشگری به صورتی منظم و منطقی که ممکن است مراحل مختلف پیش از سفر , حین مسافرت و بعد از آن , همچنین امکانات , تسهیلات و برنامه ریزیهای مربوط را در بر گیرد. پژوهش ابزاری است که بخش عمومی و خصوصی از آن برای شناخت جنبه های مختلف گردشگری از جمله این موارد استفاده می کنند : تهیه اطلاعات برای برنامه ریزی و مدیریت در سطوح محلی , منطقه ای, ملی یا بین المللی; تهیه اطلاعاتی در مورد تاثیرات اجتماعی , فرهنگی, زیست محیطی و اقتصادی گردشگری; شناسایی انگیزه ها, نیازها, انتظارات و میزان رضایت گردشگران از خدمات گردشگری; مقایسه عملکردهای صنعت گردشگری در مقاطع زمانی مختلف; ارزیابی فعالیت های گردشگری و پیامد های مختلف آن برای متولیان این صنعت و دولت;
نیازهای پژوهشی صنعت گردشگری نیازهای اطلاعاتی این بخش عبارتند از : ترسیم سیمای مقصد تعیین کیفیت خدماتی که کارکنان به گردشگران عرضه می کنند
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اتومبیل های گازوئیلی/ الکتریکی هیبریدی «تویوتا»
ارزش سهامداران
آنچه که سرمایه گذاران و سایر سهامداران می خواهند از مدل کسب و کار بدانند عبارت است از: چطور به خلق ارزش برای مشتریان خواهید پرداخت؟ چطور از آن طریق پول در خواهید آورد؟ [۱۱۶, p. 173])
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
سهامداران به دنبال بهبود و ترقی عملکرد های مالی هستند که مسائل محیط زیستی و اجتماعی را همراه با ریسک ها و فرصت های آنان یکپارچه می کند [۱۰, p. 2].
در شرکت فورد موتور بخشی از فشارها برای سیاست های مربوط به CSR از جانب سهامداران می باشد و در عوض شرکت فورد بر تامین کنندگان خود فشار وارد می کند.
ارزش ذینفعان
یک مدل کسب و کار می تواند به عنوان چارچوبی از چگونگی اداره نمودن کسب و کار، چگونگی انتقال ارزش به ذینفعان، و چگونگی متصل کردن بازارهای محصول و عوامل تولید دیده شود [۸].
تعاریف مختلفی از CSR شده است و یکی از تعاریف اساسی آن این است که: “مدیریت علاقمندی های ذینفعان برای اعمال مسئولانه و غیر مسئولانه مربوط به مسائل اجتماعی، اخلاقی و محیط زیستی به شکلی که به خلق ارزش برای سازمان منجر شود [۱۰۹; ۱۱۷, p. 931].
ما ارتباط خود را با طیف گسترده ای از سازمان های خارجی از گروه های اجتماعی محلی گرفته تا NGO های جهانی، نمایندگان همه ی اعضای اتحادیه های بهداشتی، بیماران و پزشکان و رهبران سیاسی و دولتی حفظ می کنیم. این ارتباط تنها به قصد دستیابی به اهداف کسب و کار نیست بلکه به ما کمک می کند تا حوزه هایی که ذینفعان ما معتقدند می توانیم در آنها نیازهای های اجتماعی را رفع نماییم را شناسایی کنیم (Johnson & Johnson)
۲-۶) گزاره ارزش در طول ۲۰ سال گذشته، استفاده از واژه ی گزاره ارزش توسط محققان و مدیران افزایش یافته است [۹۸]. لنینگ و مایکلز[۱۱۹] [۱۱۸] گزاره ارزش را به عنوان منافع پیشنهادی به یک گروه از مشتریان و قیمتی که یک مشتری خواهد پرداخت تعریف می کنند. رویکرد آنها به عنوان یک سیستم انتقال ارزش ارائه شده است که شامل ۳ مرحله است: انتخاب ارزش، تامین ارزش و تبادل ارزش (شکل ۲-۱۳) توزیع ترویج فروش انتخاب ارزش تولید ارزش تبادل ارزش نیازهای ارزشی مشتری موقعیت یابی ارزش توسعه محصول توسعه خدمات قیمت گذاری تبلیغ پیام فروش تهیه و ساخت شکل (۲-۱۳): سیستم انتقال ارزش مکنزی به نقل از لنینگ و مایکلز منبع: [۱۱۸] بالنتین و همکارانش [۱۶] با بررسی ادبیات گزاره ارزش به مفهوم این اصطلاح که طی سال های مختلف مورد استفاده محققان مختلف قرار گرفته اند اشاره می کنند:
- گزاره ارزش به عنوان ارزش خلق شده توسط تامین کنندگان برای مشتریان
- گزاره ارزش به عنوان استراتژی های عمومی خلق شده توسط تامین کنندگان
- گزاره ارزش مربوط به کلیه ی ذینفعان و نه فقط مشتری
- گزاره ارزش تولید مشترک تامین کنندگان و مشتریان
- گزاره ارزش متقابل با تاکید بر تبادل منصفانه
- تشریک مساعی با مشتریان برای رسیدن به راه حل های مشتری[۱۲۰]
۲-۷) تمایز محصول مک ویلیامز و همکارانش [۱۸] دو نوع تمایز افقی و عمودی را مورد بحث قرار می دهند که بر اساس توصیف آنها تمایز عمودی زمانی اتفاق می افتد که اغلب مصرف کنندگان یک محصول را به محصول دیگر ترجیح می دهند. به طور مثال در مورد دو نوع خودرو همه چیز برابر است ولی اغلب مصرف کنندگان اتومبیل های با کارایی بالای سوخت را ترجیح می دهند. در مقابل تمایز افقی زمانی واقع می شود که تنها برخی از مصرف کنندگان یک محصول خاص را ترجیح می دهند اما رجحان آنها بر اساس سلیقه است و نه کیفیت. به طور مثال برخی از مصرف کنندگان یک اتومبیل خاص را تنها به دلیل رنگ آن انتخاب می کنند. این نوع تمایز به شهرت شرکت ارتباطی نداشته و به تولید کنندگان این اجازه را نمی دهد که برای این تمایز قیمت بیشتری از مصرف کنندگان طلب کنند. تمایز افقی گاهی بین برندهای مختلف رخ می دهد. به طور مثال برخی مصرف کنندگان پپسی را ترجیح می دهند در حالیکه ممکن است مصرف کنندگان دیگر نظر مخالفی داشته باشند. ۲-۸) مدل کسب و کار و مشتری در اغلب تعاریفی که از مدل کسب و کار شده است مشتریان به عنوان یک بخش ضروری از آن مورد توجه قرار گرفته اند. دمیل و لکوگ[۱۲۱] مفهوم مدل کسب و کار را اتصال و پیوسته شدن فعالیت های مختلف یک سازمان برای تولید و یا خلق سهم ارزش مشتری می دانند [۵]. ماگرتا “مدل کسب و کار را داستانی می داند که فعالیت های سازمان را توصیف می کند” و این تعریف، ادامه ی تعریف دراکر می باشد که بیان می کند «یک مدل کسب و کار خوب باید به این سوالات پاسخ دهد که: “مشتریان ما چه کسانی هستند و چه چیزهایی برای آنان ارزش محسوب می شود؟” و “منطق اساسی و اقتصادی ما که توصیف می کند چطور این ارزش ها را با یک هزینه ی مناسب به مشتریان خود عرضه می کنیم، چیست؟” [۳۶]. ۲-۹) پیشینه تحقیق در مطالعات انجام شده توسط محقق مطلبی که با عنوان اصلی این طرح کاملا منطبق باشد یافت نشد و کتاب یا مقاله ای که به مدل کسب و کار با رویکرد مسئولیت های اجتماعی سازمان پرداخته باشد دیده نشد و اغلب مدل ها و رویکردها صرفا مباحث ارزش آفرینی برای جامعه و نه سایر ذینفعانی که سازمان نسبت به آنها مسئول است را در نظر گرفته اند. محققان و نویسندگان مختلف رویکردهای خاص خود را هم به مدل کسب و کار و هم به مسئولیت اجتماعی سازمان داشته اند ولی چون هدف اساسی این طرح مدل کسب و کار با رویکرد مسئولیت اجتماعی سازمان جهت یکپارچه نمودن عملکرد سازمان با مسائل اجتماعی و محیط زیستی و ایجاد یک سازمان مسئول جهت خلق ارزش برای تمامی ذینفعان و نه فقط جامعه می باشد در این بخش به بررسی مطالعاتی که همین هدف را دنبال نموده اند پرداخته می شود. ۲-۹-۱)CSR استراتژیک پورتر و کرامر در سال ۲۰۰۶، مایکل پورتر و مارک کرامر [۲] چارچوب جدیدی را با رویکرد استراتژیک برای CSR مطرح نمودند که با توجه به آن سازمان ها می توانند اهداف و فعالیت های سازمان خود را به طور موثری با منافع جامعه پیوند بزنند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در راستای انجام آزمایشات ذکر شده در پایان نامه، نیاز به یک سیستم کامل و جامع است که شامل لوله های قائم و افقی و همچنین زانویی ها در شرایط مختلف باشد. با توجه به اینکه دستگاهی برای اندازه گیری میزان سایش در دانشکده مهندسی شیمی، نفت و گاز وجود نداشت، نیاز به طراحی و ساخت دستگاه قدم اولیه در شروع پروژه بوده که ابتدا به توضیح و شرح دستگاه می پردازیم.
 دستگاه آزمایش دستگاه آزمایشگاهی مورد استفاده، که نمایی از آن در ) نشان داده شده، به صورت کلی برای انجام آزمایش سایش گاز حاوی شن و سایش گاز حاوی قطرات مایع طراحی شده است. از این دستگاه با توجه به سه فازی بودن جریان می توان برای اندازه گیری افت فشار جریان سه فازی نیز سود برد. به همین منظور در ابتدا و انتهای لوله های افقی وعمودی به منظور اندازه گیری افت فشار اتصالات مورد نیاز نصب شده است که از توضیح بیشتر به دلیل خارج از بحث بودن صرف نظر می شود. لوله های استفاده شده در دستگاه از جنس کربن استیل بوده و از شرکت سپاهان خریداری شده است. از لوله های یک اینچ، با قطر داخلی ۲۷ میلیمتر و قطر خارجی ۳۳ میلیمتر در لوله کشی های دستگاه استفاده شده است. شکل (۲۴): نمای کلی از دستگاه سنجش سایش تامین هوا از طریق سه دستگاه کمپرسور صورت می پذیرد. این کمپرسورها در دبی های مختلف بصورت موازی بکار گرفته شده اند تا دبی مورد نیاز برای آزمایش ها را فراهم سازند. شکل (۲۵) نمایی از دو کمپرسور قابل حمل موجود در آزمایشگاه را نشان می دهد که هر کدام ۱۷۰ لیتر بر دقیقه هوا تولید می کنند. البته شایان ذکر است که هر دو کمپرسور قبل از استفاده در این دستگاه، کاملا بازسازی و تعمیر شده است. شکل (۲۵): کمپرسور تامین هوا شکل (۲۶): نمایی از کمپرسور آزمایشگاه عملیات کمپرسور سوم با ظرفیت ۴۵۰ لیتر بر دقیقه که در ) نمایی از آن داده شده است متعلق به آزمایشگاه عملیات می باشد. شایان ذکر است که این کمپرسور هم تعمیر کامل انجام شده تا مورد استفاده قرار گیرد. دبی هوا به وسیله یک دبی سنج که در ) نشان داده شده قبل از تزریق به دستگاه مورد اندازه گیری قرار می گیرد و برای تنظیم دبی جریان هوا از یک شیر فلکه ای استفاده شده است. شکل (۲۷): دبی سنج هوا در مسیر حرکت هوای تزریقی از کمپرسورها تا سیستم اندازه گیری طبق )، ذرات شن و آب به آن اضافه می شود. در ) قسمت تزریق شن و آب نشان داده شده است. آب بوسیله ی پمپ و شن بوسیله نیروی گرانش و همچنین هوایی که از روی شن میگذرد به جریان هوا تزریق می شود. لازم به ذکر است که مقدار تقریبی شن مورد نیاز در هر آزمایش درون قیف تزریق شن، ریخته شده و در حین آزمایش با جریان هوا به درون لوله کشی حمل می شود. مقدار شن درون قیف تزریق را قبل و بعد از هر آزمایش توزین نموده تا مقدار متوسط شن تزریقی در مدت زمان مشخص بدست آید. با شیرهای که روی قسمت تزریق آب و شن وجود دارد می توان دبی آّب و شن را کنترل کرد. شکل (۲۸): ورودی سیستم قسمت تزریق آب و شن شکل (۲۹): نمایی از دبی سنج مایع برای کنترل میزان آب تزریقی به سیستم دبی سنجی با دقت بالا استفاده شده است. قبل از نصب دبی سنج آب، مراحل کالیبراسیون آن بصورت کاملا دقیق انجام گرفته است. در ) نمایی از دبی سنج و نحوه ی اتصال آن به سیستم لوله کشی نشان داده شده است. جریان مخلوط چند فازی، ابتدا به لوله عمودی به طول ۵/۵ متری نشان داده شده در ) وارد شده و مسیر عمودی را طی می کند. در شکل محل قرار گرفتن کوپن ها در ارتفاع ۵/۴ متری نشان داده شده است. یک سوراخ به قطر ۲۰ میلیمتر روی لوله ایجاد شده تا کوپن به راحتی به جای آن قرار گیرد. شکل (۳۰): نمای لوله عمودی مخلوط چند فازی پس از جریان عمودی، به زانویی عمودی برخورد می کند که در ) نشان داده شده است. توجه شود که زانویی به دلیل تغییر ناگهانی جهت جریان بیشترین میزان سایش را دارد. جریان بعد از عبور از زانویی به لوله افقی که در ) نشان داده شده وارد می شود. طول این لوله ۱۰ متر است و در فاصله ۸ متری از ابتدای لوله محل قرار گرفتن کوپن می باشد. شکل (۳۱): نمایی از زانویی عمودی شکل (۳۲): نمایی از لوله افقی جریان در انتهای لوله افقی به یک زانویی افقی برخورد می کند که در ) نشان داده شده است. در این شکل مکان قرار گرفتن کوپن روی زانویی کاملا نشان داده شده است. همانطور که در شکل مشخص است اتصالاتی برای اندازه گیری اختلاف فشار در دو طرف زانویی در نظر گرفته شده است. شکل (۳۳): نمایی از زانویی افقی در انتها نیز یک لوله عمودی رو به پایین به طول ۵ متر وجود دارد که در ) آورده شده است. در نهایت مخلوط هوا، شن و آب در یک ظرف استوانه ای تخلیه شده و آب و شن از پایین و هوا از بالا خارج می شود. شن بازیابی شده در هر مرحله، دوباره پس از الک شدن مورد استفاده قرار می گیرد. لازم به ذکر است که تمامی مراحل لوله کشی توسط اینجانب و مهندس مهدی محمدی رهقی طراحی و اجرا گردیده است. پس از اتمام لوله کشی با آزمایش هیدرولیک اقدام به از بین بردن نشتی های احتمالی نمودیم. با توجه به فشار پایین خط لوله حداکثر تا ۱۰ اتمسفر آزمایش هیدرولیک با آب انجام شد و نشتی های موجود برطرف گردید. بعد از آن با رنگ زرد، لوله ها رنگ آمیزی شدند. شکل (۳۴): نمایی از لوله عمودی جریان رو به پایین آماده سازی شن چون در اجرای آزمایش ها، یکی از فاکتور های موثر اندازه ی ذرات می باشد، با بهره گرفتن از الک های استاندارد نشان داده شده در شکل (۳۶)، شن های موجود در اندازه های مختلف دسته بندی شدند. شکل (۳۵): الک های شن شکل (۳۶): شن در اندازه ی ۲۲۵ میکرون با توجه به اینکه الک های استاندارد، در اندازه های ۱۲۵، ۱۵۰، ۳۰۰، ۴۲۰ و ۶۰۰ میکرون را در اختیار داشتیم اقدام به مش بندی ذرات شن نمودیم. میانگین اندازه هر دو مش متوالی، به عنوان اندازه شن در نظر گرفته شده است. بنابراین چهار اندازه شن تزریقی ۵/۱۳۷، ۲۲۵، ۳۶۰ و ۵۱۰ را برای آزمایش ها در اختیار داریم. همچنین در ) شن الک شده در اندازه ۲۲۵ میکرون نشان داده شده است. مراحل انجام آزمایش ها پس از ساخت دستگاه توضیح داده شده در قسمت قبل، به اجرای آزمایش ها پرداخته شد. جریان گاز به همراه ذرات شن را در شرایط مختلف به سیستم تزریق کرده و نرخ سایش را در پنج نقطه در نظر گرفته شده، اندازه گیری شد. کمیت های متغیر در طول آزمایش در ) نشان داده شده است. جدول (۱): کمیت های موثر در آزمایش ها
دو و سه فاز
تعداد فازهای جریان
۵/۱۳۷، ۲۲۵، ۳۶۰ و۵۱۰ (میکرون)
سایز شن
۳/۰- ۵/۰ – ۷/۰ – ۱ – ۲/۱ (متر بر ثانیه)
سرعت ظاهری آب تزریقی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول ۲-۳ : واحد تقسیمات کشوری ایران ۷۲ فصل سوم روش شناسی تحقیق مقدمه مدلسازی توانمندی کارکنان استانداری و فرمانداری های استان فصل سوم انتخاب روش تحقیق در تحقیقات بستگی به موضوع تحقیق ،اهداف و ماهیت آن دارد. محقق برای پاسخ به مسئله تحقیق ملزم به انتخاب یک متدولوژی و استراتژی کلی است، تا به کمک آن بتواند داده ها و اطلاعات را جمع آوری و تجزیه و تحلیل نموده تا به مسئله پاسخ دهد. در پژوهش حاضر نیز سعی شده است با بهره گیری از اصول علمی ، روشها و ابزار مناسبی را برای مطالعه انتخاب کرد. در این فصل روش پژوهش ، جامعه آماری ، روش نمونه گیری ، ابزارهای اندازه گیری و شیوه جمع آوری اطلاعات، مشخصات پرسشنامه ، نحوه تعیین اعتبار و روایی ابزارهای اندازه گیری و روش های تجزیه و تحلیل آماری به طور مفصل بحث خواهد شد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳- ۱نوع روش تحقیق تحقیق حاضر براساس هدف، در زمره تحقیقات کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش در زمره تحقیق توصیفی – همبستگی است. در روش تحقیق کاربردی هدف آزمون مفاهیم نظری در موقعیتهای مسائل واقعی زندگی و حل مشکلات ملموس است و نتایج این تحقیق عینی و مشخص می باشد. تحقیق توصیفی شامل آزمایش یک پدیده برای بیان تعریف کاملتری از آن یا تفاوت آن با سایر پدیدهها میباشد.روش تحقیق همبستگی نیز یکی از روش های بسیار متداول در تحقیقات توصیفی است که به بررسی روابط دو متغیر میپردازد. ۳-۲ جامعه آماری تحقیق جامعه آماری این پژوهش را کارکنان استانداری چهارمحال و بختیاری و فرمانداری های تابعه استان چهارمحال و بختیاری شامل می شود. در واقع جامعه آماری پژوهش را کارشناسان و مدیران رسمی و پیمانی با مقطع تحصیلی لیسانس، فوق لیسانس و بالاتر می باشد و طبق چارت تشکیلاتی در استانداری چهارمحال و بختیاری و فرمانداری های تابعه در سال ۱۳۹۳ مشغول به خدمت و انجام وظیفه سازمانی هستند. در این تحقیق از روش نمونه گیری تصافی برای انتخاب نمونه استفاده شده است که شامل ۴۷۹ نفر از پرسنل استانداری و فرمانداری های تابعه استان چهارمحال و بختیاری می باشد. ۷۴ ۳-۳ نمونه و روش نمونه گیری مدلسازی توانمندی کارکنان استانداری و فرمانداری های استان فصل سوم در این پژوهش از فرمول کوکران که یکی از پرکاربردترین روشها برای محاسبه حجم نمونه آماری است استفاده شده است. تعیین حجم نمونه با بهره گرفتن از فرمول کوکران در این پژوهش با احتمال خطای ۰۵۶۶/۰ ،۱۸۵ نفر می باشد با توجه به آمارهای موجود مبنی بر تعداد کل جامعه آماری ، با بهره گرفتن از فرمول کوکران به تعیین حجم مطلوب نمونه میپردازیم، (آذر، مومنی، ۱۳۸۴: ۷۶). فرمول: که در آن : P: برآورد نسبت صفت متغیر، (۵/۰ = P)Z: مقدار متغیر نرمال واحد، متناظر با سطح اطمینان ۹۵ درصد، ( ) : مقدار اشتباه مجاز، (۰۵۶۶/۰ = ) N : حجم جامعه محدود که ۴۷۹نفر می باشد. مقدار P برابر با ۵/۰ در نظر گرفته شده است. زیرا اگر ۵/۰ = P باشد، n حداکثر مقدار ممکن خود را پیدا میکند. این امر سبب میشود که نمونه به حد کافی بزرگ باشد ، (آذر، مومنی، ۱۳۸۴، ۷۶). n= [479(1.96)2(0.50)(0.50)]÷[ (۰٫۰۵۶۶)۲۴۷۸ + (۱٫۹۶)۲.۵۰(۰٫۵۰) ] = ۱۸۴٫۶۲۵۵ بنابراین حجم نمونه مورد نیاز پژوهش با تقریب عبارت است از : ۱۸۵n ≈ که پرسش نامه ها توزیع و جمع آوری شدند. ۳-۴ روش و ابزار گردآوری داده ها در پژوهش حاضر، به منظور کسب داده ها از پرسشنامه استفاده شده است. ۳-۴-۱ پرسشنامه [۱۱۱] ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش «پرسشنامه»می باشد. پرسشنامه محقق ساخته که تدوین آن با مطالعه مبانی نظری و تئوری های توانمندسازی و استفاده از نظرات افراد صاحب نظر و خبره پیرامون موضوع تحقیق تدوین شده است . در پژوهش حاضر، به منظور کسب اطلاعات مرتبط با مباحث تئوریکی از تکنیکهای متعددی مانند جستجوی اینترنتی، مطالعات کتابخانهای و برای بدست آوردن اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. پرسشنامه حاضر با بهره گرفتن از طیف لیکرت پنج گزینه ای برای سنجش متغیرها بکار گرفته شد و از خیلی زیاد، زیاد، متوسط، کم و خیلی زیاد شاخصها را مورد اندازه گیری قرار می دهد. ۷۵ ۳-۴-۲ روایی [۱۱۲] پرسشنامه مدلسازی توانمندی کارکنان استانداری و فرمانداری های استان فصل سوم جهت ایجاد اطمینان از روایی گویهها و پرسشهای مطرح شده در پرسشنامه از روایی صوری ( استفاده از نظرات خبرگان ) استفاده گردید. جهت سنجش میزان روایی ، از روش روایی صوری استفاده شده است . برای سنجش میزان اعتبار اجزای تشکیل دهنده پرسشنامه که توسط متخصصین امر برآورد میشود ضمن مطالعه ادبیات تحقیق ، مطالعه تحقیقات علمی و متن سند بیست ساله کشور در افق ۱۴۰۴ پنل ۱۰ نفره خبرگان شامل مدیر کل حوزه استاندار، مدیر کل روابط عمومی ، کارشناسان ارشد ، خبره و عالی تشکیل و همچنین از راهنمائی های ارزشمند استادان محترم راهنما و مشاور استفاده شد. ۳-۴-۲ پایایی پرسشنامه: جهت برآورد مقدار پایایی پرسشنامه بکار رفته در تحقیق حاضر، از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. براساس مطالعه ی مقدماتی در مورد ۳۰ نمونه آلفای کرونباخ شاخص های ساختاری، رفتاری(محتوایی) و محیطی(زمینه ای) به ترتیب ۸۴/۰ ،۹۶۹/۰ و ۹۳۵/۰ به دست آمده است . بدیهی است هر قدر شاخص آلفای کرونباخ به یک نزدیکتر باشد همبستگی درونی سوالات بیشتر و در نتیجه پرسشها همگن تر است. لذا پرسشنامه دارای پایایی است. ۳-۴-۲-۱ محاسبه ضریب آلفای کرونباخ شاخص زمینه ساز های ساختاری با توجه به نتایج بدست آمده از جدول مقدار ضریب آلفای بدست آمده ۸۴۰٫ است و با در نظر گرفتن قاعده کلی آن که مقدار آلفای کرونباخ یک مقایس باید حداقل ۰٫۷ باشد همبستگی بالایی بین سئوالات وجود دارد. با توجه به مقدار آلفای .۸۴۰ بدست آمده لزومی به حذف سئوالات نیست . ۷۶ مدلسازی توانمندی کارکنان استانداری و فرمانداری های استان فصل سوم ۳-۴-۲-۲ محاسبه ضریب آلفای کرونباخ شاخص زمینه ساز های رفتاری با توجه به نتایج بدست آمده از جدول مقدار ضریب آلفای بدست آمده ۹۶۹٫ است و با در نظر گرفتن قاعده کلی آن که مقدار آلفای کرونباخ یک مقایس باید حداقل ۰٫۷ باشد همبستگی بالایی بین سئوالات وجود دارد. ۳-۴-۲-۳ محاسبه ضریب آلفای کرونباخ شاخص زمینه ساز های محیطی با توجه به مقدار آلفای ۰۹۳۵ بدست آمده لزومی به حذف سئوالات نیست . ۳-۵روش های تجزیه و تحلیل داده ها به منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از روش های آماری زیر در سطح آمار توصیفی و استنباطی استفاده می گردد. در این تحقیق، برای تجزیه و تحلیل دادههای بدست آمده از نمونهها هم از روش های آمار توصیفی و هم از روش های آمار استنباطی استفاده شده است. در واقع ابتدا متغیرهای تحقیق را به کمک روش های آمار توصیفی از حیث متغیرهایی مانند جنسیت، وضعیت تاهل، ماهیت شغلی، سن، میزان تحصیلات و سابقه کاری را مورد آزمون قرار می دهیم. روش های آماری استنباطی مورد استفاده در این تحقیق عبارتند از : ۱- تحلیل عاملی تاکیدی ۲-تحلیل عاملی اکتشافی ۳-ضریب همبستگی پیرسون ۴- تحلیل واریانس فریدمن.نرم افزار مورد استفاده در این پژوهش لیزرل می باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
-
- خلاصه و مرور کردن[۱۳۳]: گاهی برای مراجعین لازم است که تامل نموده و به بازبینی مسیر طی شده بپردازند.در این فن مشاور به مراجعین این فرصت را می دهد که به جذب و اندیشیدن آنچه گفته است بپردازند (گلدارد ۱۹۹۹).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
-
- پرسش[۱۳۴]: کاربرد سوال برای جمع و جور کردن اطلاعات به ویژه روشن ساختن آنچه گفته شده است ، می باشد.سوالات بموقع به مراجعین کمک می کند تا درباره آنچه می خواهند بیاندیشند و نتایج رفتارشان را ارزیابی کنند.
اهداف کاربردی ماهرانه سوال کردن عبارتند از: الف: ورود به دنیای درونی مراجع ب: جمع آوری اطلاعات ج: آگاهی دادن د: کمک به مراجعه برای کنترل موثر زندگی ۸ . دایره مشکل گشا[۱۳۵]: این فن به این صورت اجرا می شود که دایره ای خیالی برکف اتاق کشیده و به زوجین گفته می شود که صندلی خود را در این دایره قرار داده و بنشینند ، در این دایره ۳ چیز وجود دارد : ۱: زن ۲: مرد ۳: ازدواج با ورود به این دایره زوجین توافق دارند که اصل ازدواج مهم است و بر خواسته های آنها ارجحیت دارد و باید برای حفظ آن بکوشند . در باره تفاوت در شدت نیازهای خود که موجب تعارضات زناشویی شده است گفتگو می کنند و از بکار گیری کنترل بیرونی و رفتارهای مخرب پرهیز نموده و درباره تفاوتهای فردی و اختلاف شدت نیازها و خواسته های همدیگر مذاکره می کنند . مذاکره ای که موجب دوام و بقای زندگی زناشویی گردد. اگر زوجین در مذاکره به توافق برسند در تعامل زناشویی آنها اصل ازدواج بر خواسته های فردی ، مقدم شمرده شده است.(گلاسر ۱۹۹۸). ۲-۳) پیشینه پژوهشی ۲-۳-۱) تحقیقات انجام شده در داخل کشور: فریدی(۱۳۸۵) در تحقیقی “اثر بخشی آموزش مداخلات خانواده درمانی ساختاری به شیوه گروهی بر تعارضات زناشویی زنان” را مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که آموزش مداخلات خانواده درمانی ساختاری به شیوه گروهی، به کاهش تعارضات زناشویی تاثیر مثبت داشتند. سودانی(۱۳۸۵) در پژوهشی در مقایسه اثر بخشی زوج درمانی به شیوه شناختی الیس و درمان راه حل –محور- دیشیرز[۱۳۶] بصورت انفرادی توام در کاهش تعارضات زناشویی مورد بررسی قرار داد که به این نتیجه رسید که زوج درمانی به شیوه شناختی الیس و درمان راه حل-محور دیشیرز بصورت انفرادی و توام در کاهش تعارضات زناشویی تاثیر مثبت داشته اند. خزایی(۱۳۸۵) در پژوهشی به بررسی رابطه بین الگوهای ارتباطی با تعارضات زناشویی دانشجویان زن دانشگاههای شهر تهران، پرداخت . نتایج نشان داد بین تعارضات زناشویی با الگوهای ارتباط سازنده متقابل زنان از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ رابطه معنادار و حقیقی وجود دارد. ارفعی(۱۳۸۵) در پژوهشی به بررسی و مقایسه تعارضات زناشویی و سلامت روان در ازدواجهای بین فرهنگی و ازدواجهای تک فرهنگی در دانشجویان زن دانشگاههای استان اصفهان پرداخت . نتایج نشان داد که تعارضات زناشویی و سلامت روان بین زنان با ازدواجهای بین فرهنگی متفاوت از زنان با ازدواج تک فرهنگی است. این یافته ها ، مبنی بر این است که تعارضات زناشویی در زنان با ازدواجهای بین فرهنگی نسبت به زنان با ازدواجهای تک فرهنگی بیشتر و سلامت روان در آنها پایین تر است. در مورد فرضیه های فرعی در مقیاسهای تعارضات زناشویی کاهش همکاری در زنان با ازدواجهای بین فرهنگی بیشتر است. قربانی(۱۳۸۴) در تحقیقی تحت عنوان تاثیر زوج درمانی عقلانی-هیجانی-رفتاری بر تعارضها و افکار غیر منطقی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره اصفهان ، به این نتیجه رسید که زوج درمانی عقلانی-هیجانی-رفتاری در کاهش تعارضات و افکار غیر منطقی زوجین موثر است. شاهمرادی(۱۳۸۴) تاثیر درمان شناختی –رفتاری به شیوه گروهی بر سطح ناسازگاری زنان متاهل را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که درمان شناختی-رفتاری به شیوه گروهی نقش موثری بر سطح سازگاری،ابراز محبت، توافق، همرایی، همبستگی و رضایت زناشویی زنان متاهل دارد. شریعتمداری(۱۳۸۳) تاثیر آموزش راه های مقابله با فشارهای روانی بر تعارضات زناشویی را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که آموزش سبکهای مقابله با فشارهای روانی بر کاهش تعارضات زناشویی موثر است. فرح بخش(۱۳۸۳) در پژوهشی میزان اثر بخشی فنون زوج درمانی نظریه الیس،گلاسر و ترکیبی از آن دو را در کاهش تعارضات زناشویی، بررسی نمود. نتایج آماری نشان داد که هر سه شیوه زوج درمانی در کاهش تعارضات زناشویی موثر بوده اند. سعیدیان(۱۳۸۲) در پژوهشی تحت عنوان بررسی رابطه بین ساختار قدرت در خانواده با تعارضات زناشویی به این نتیجه رسید که افزایش ساختار قدرت در خانواده، رابطه جنسی و رابطه خانوادگی با خویشاوندان و همسر و دوستان افزایش می یابد و نیز افزایش ساختار قدرت در خانواده ، واکنش های هیجانی ، جلب حمایت فرزندان در رابطه فردی با خویشاوندان خود کاهش می یابد. دهقان(۱۳۸۰) در پژوهش خود تحت عنوان مقایسه تعارضات زناشویی زنان متقاضی طلاق با زنان مراجعه کننده برای مشاوره زناشویی به این نتایج دست یافت:بین تعارضات زناشویی متقاضی طلاق و زنان مراجعه کننده برای مشاوره زناشویی در مولفه کاهش همکاری، افزایش واکنشهای هیجانی، جلب حمایت فرزند و کاهش رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر تفاوت معنی داری وجود دارد. تعارضات زناشویی در بین متقاضی طلاق بیشتر از زنان مراجعه کننده برای مشاوره زناشویی است. ۲-۳-۲) تحقیقات انجام شده در خارج از کشور: پژوهشی توسط تامسن و گیلبرت [۱۳۷](۲۰۰۷) انجام گرفت که در آن ۳۲ زوج در یک تعامل حل تعارضات زناشویی شرکت کردند و از آنها نوار ویدئویی تهیه شد. در این پژوهش روی شش فاکتور عاطفه منفی، عاطفه مثبت، توجه به اثرات فیزیولوژیکی، روان نژندی و سلطه خواهی بررسی انجام شد. یافته ها نشان داد که در بررسی رضایت زناشویی و تعارضات زناشویی می بایست از عوامل شخصیتی، رفتاری و فیزیولوژیکی هر سه به عنوان عوامل پیشگیری کننده استفاده کرد. پژوهش لورنز[۱۳۸] (۲۰۰۶) با تاکید بر نقش خود افشایی احساسی در تعارضات زناشویی ۲۳۶ زوج نشان داد، خود افشایی احساسی در بین همسرانی که الگوی ارتباط سازنده دارند، بیشتر وجود دارد و همچنین این زوجین از میزان تعارضات زناشویی کمتری برخوردارند.(خزایی ۱۳۸۵). مطالعه طولی کنگ (۲۰۰۵) در یک دوره یکساله با تاکید بر اهمیت مهارتهای ارتباطی بر روی دو گروه زوج(۳۶ نفر آموزش گروهی و ۳۵ نفر گروه کنترل) پیشرفتهای معناداری را در گروه آموزش دید، در مقایسه با گروه کنترل نشان داده. وی دریافت که الگوی ارتباط سازنده متقابل یکی از حفاظت کننده ترین عوامل در برابر استرس و زمینه ساز ایجاد رضایت، احساسات مثبت، تعدیل تعارض و پایداری زناشویی است.(خزایی ۱۳۸۵). استاکرت و بورسیک(۲۰۰۳) رابطه بین باورهای ارتباطی و سبک دلبستگی(احساس امنیت، اشتیاق دو سویه و کناره گیری) و نارضایتی در ارتباط متقابل را مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که افراد نا ایمن(کسانی که بین اشتیاق و کناره گیری قرار دارند) باورهای ارتباطی غیر منطقی تری نسبت به کسانی که شیوه دلبستگی ایمن دارند نشان داده اند و دو شیوه وابستگی نا ایمن و پیوستگی قوی با باورهای غیر منطقی رابطه معنی دار دارد و عدم رضایت از ارتباط زناشویی نیز با باورهای غیر منطقی ارتباط دارد.( میلر ، ترجمه بهاری ۱۳۸۵). هوستون[۱۳۹] و همکاران (۲۰۰۱) در مطالعه ای که ۱۳ سال به طول انجامید با مطالعه ۱۶۸ زوج به بررسی ریشه های اولیه نارضایتی زناشویی و طلاق در همسران پرداختند. این محققان بیان می دارند که در اوایل ازدواج شادی و مثبت نگری در زوجین وجود دارد که پس از مدتی بر اثر عدم توافق و برجسته شدن نکات منفی از بین می رود و غم و ناراحتی جایگزین آن می شود. زوجینی که بتوانند پویایی و روابط عاشقانه زندگی را تا حدودی حفظ متاهل باقی می مانند در غیر اینصورت از یکدیگر جدا می شوند. بنابراین زوج درمانگران باید از روش هایی که مبتنی بر ایجاد علاقه و احترام بین همسران است سود جویند( میلر ، ترجمه بهاری،۱۳۸۵) مطالعه طولی ربرت[۱۴۰](۲۰۰۰) بر روی ۹۷ زوج در یک دوره سه ساله در پژوهش رابطه بین کناره گیری از تعامل عاطفی مثبت و اثر آن بر رضایت زناشویی، نشان داد که کناره گیری یکی از همسران در مقابل سرزنش سوزان و انتقادیش دارد دیگری بگونه نیرومندی تعارض و پیشگویی کننده پریشانی بعدی در روابط زناشویی است.(خزایی ۱۳۸۵). کیتزمن[۱۴۱](۲۰۰۰) تحقیقی تحت عنوان ((تاثیرات تعارضات زناشویی و اختلال در وظایف سرپرستی)) بود.( میلر ، ترجمه بهاری ۱۳۸۵). مارکمن[۱۴۲]،رینک[۱۴۳]،فلوید[۱۴۴]،واستانلی[۱۴۵] (۱۹۹۹): تحقیقی در طول پنج سال در زمینه ارزشیابی تاثیر برنامه پیشگیری از پریشانی زناشویی به وسیله آموزش کنترل تعارض و ارتباط انجام دادند. برنامه پیشگیری و افزایش ارتباط برنامه ای شامل ۵ جلسه آموزش مهارتهای ارتباطی و کنترل تعارض بود. نتایج نشان داد که ۵ سال پیشگیری، زوج های آموزش دیده(در مقایسه با گروه کنترل) سطح بالاتری از مهارتهای ارتباطی مثبت و سطح پایین تری از مهارتهای ارتباطی منفی و خشونت را نشان دادند. (سعیدیان ۱۳۸۲). وچینیچ و دیگران[۱۴۶] (۱۹۹۸) پژوهشی تحت عنوان جناحهای سوم در تعارضات زناشویی انجام دادند. آنان وضعیت ۵۲ نفر را در زمان شام بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که سایر اعضای خانواده به طور مکرر به تعارضات زن و شوهر ملحق می شوند و آنان یا سعی در ختم تعارضات زن و شوهر دارند و یا عملا به آنان کمک می رسانند.(سعیدیان ۱۳۸۲). اسکات[۱۴۷] (۱۹۹۷)۳۷زوج داوطلب را مورد پژوهش قرار دادند. شرکت کنندگانی که نمرات برتری در هوش هیجانی بدست آورده بودند به نحو معناداری از رضایت زناشویی بالاتری برخوردار بودند. علاوه بر این افرادی که نفرات برتری در هوش هیجانی به همسرانشان داده بودند به نحو معناداری از رضایت زناشویی بیشتری بهره مند بودند. در این پژوهش نمرات هوش هیجانی هر فرد با نمره همسرش جمع شد که این بار نیز، نمره مرکب هوش هیجانی زوجین به نحو معناداری با رضایت زناشویی آنها مربوط بود.همچنین رابطه هر یک از مولفه های هوش هیجانی و روابط بین فردی نیز مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد افرادی که نمرات بیشتری در توانایی خود کنترلی و تنظیم هیجانات خود کسب کردند حتی در موقعیتهای دشوار و پر فشار نیز در تعامل با دیگران و در برقراری یک ارتباط خوب موفق بودند. همچنین آنهایی که امتیازات بالاتری در توانایی درک و احساسات خود و دیگران داشتند. در موقعیتهای گروهی که همکاری موثر ضرورت دارد شیوه رگرسیون دو متغیری در همه مقیاس های مورد نظر در نتیجه مداخله درمانی روانی بین دو گروه آزمایشی، کنترل اختلاف معناداری وجود داشت و نشان دهنده اثر بخشی درمان شناختی رفتاری بود.( میلر ، ترجمه بهاری ۱۳۸۵). ۲-۳-۳) جمع بندی و نتیجه گیری: همانطور که ملاحظه می گردد در زمینه تعارضات زناشویی و تاثیر هر یک از فنون زوج درمانی عقلانی عاطفی الیس و واقعیت درمانی گلاسر تحقیقاتی در داخل و خارج از کشور انجام گرفته است. اما بدلیل گستردگی منابع و عوامل تعارض و افزایش جنبه های مختلف تعارض در زوجین نیاز به انجام تحقیقات بیشتر و مطالعات عمیقتر در این حیطه همواره محسوس است. لازم به ذکر است که تمامی تحقیقاتی که به بررسی تاثیر فنون زوج درمانی عقلانی عاطفی الیس و واقعیت درمانی گلاسر بر تعارضات زوجین صورت گرفته اند اثر بخش بودن هر دو روش را مورد تائید قرار دادند . همچنین تنها تحقیق یافت شده در زمینه مقایسه دو روش عقلانی عاطفی الیس و واقعیت درمانی گلاسر در حل تعارضات زوجین توسط فرحبخش ۱۳۸۳ صورت گرفته که نتایج حاصل از این پژوهش نیز موید تاثیر هر دو روش مذکور در حل تعارضات زوجین می باشد. در پژوهش حاضر پژوهشگر تلاش کرد تا علاوه بر موارد سنجیده شده در پژوهشهای قبلی ، بدلیل گستردگی عوامل و شرایط تعیین کننده تعارض در زوجین عوامل دیگری نظیر اختلال در ارتباط و تعیین میزان اثربخشی هر یک از روش های مذکور به تفکیک جنسیت نیز مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد. همچنین لازم به ذکر است که هر یک از دو شیوه عقلانی عاطفی الیس و واقعیت درمانی گلاسر بر جنبه های مختلفی از جمله کاهش تفکرات غیر منطقی، انتخاب عملکرد، مهارتهای اجتماعی، ارتباطهای بین فردی، تغییر سبکهای ابراز هیجان و …. می تواند تاثیر داشته باشد و امکان تحقیقات زیادی در هر یک از این زمینه ها را برای پژوهشگران فراهم سازد. فصل سوم روش تحقیق ۳-۱) مقدمه : در پژوهش حاضر برای بررسی میزان اثر بخشی مشاوره زوجی به شیوه عقلانی عاطفی و واقعیت درمانی در کاهش تعارضات زناشویی در زوجین مراجعه کننده به مرکز مداخله در بحران بهزیستی لاهیجان پژوهش گر دست به مداخله زده و دو شیوه مورد نظر را از بین سایر شیوه های زوج درمانی انتخاب و بر روی آزمودنی ها مورد اجرا درآورده است در این پژوهش آزمودنی ها به صورت تصادفی در هر یک از دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند و قبل و بعد از اجرای متغیر مستقل بر روی دو گروه آزمایش میزان متغیر وابسته را در آزمودنی ها اندازه گیری و نتایج بدست آمده با گروه کنترل مقایسه گردیده که استفاده از تمام موارد فوق نیازمند استفاده از شیوه های مناسب اجرا می باشد . در این فصل پژوهش گر ، به توضیح روش اجرای این پژوهش ، جامعه آماری ، نمونه ، روش نمونه گیری و همچنین روش جمع آوری اطلاعات و شیوه های تجزیه و تحلیل آماری و مراحل اجرای پژوهش می پردازد ۳-۲) طرح پژوهش: طرح مورد استفاده در این پژوهش، نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. خلاصه مراحلی که برای انجام پژوهش دنبال شده به شرح زیر می باشد:
-
- جایگزینی تصادفی آزمودنی ها در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل
-
- اجرای پیش آزمون و جمع آوری داده های بدست آمده از اجرای پیش آزمون
-
- اجرای متغیرهای مستقل(شیوه درمانی واقعیت درمانی و شیوه درمانی عقلانی – عاطفی الیس ) بر آزمودنی های دو گروه
-
- اجرای پس آزمون و جمع آوری داده های بدست آمده از اجرای آزمون
-
- مقایسه نتایج بدست آمده از اجرای پیش آزمون و پس آزمون در گروه ها
-
- بررسی اختلاف نتایج هر گروه آزمایش با گروه دیگر و با گروه کنترل
۳-۱ :طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در همان سال CathrinWeib و همکارانش با بهره گرفتن از داده های گرفته شده از JBoss در سه مرحله طول عمر خطای جدید را تخمین زدند]۹[. ابتدا به کمک الگوریتم نزدیکترین همسایهKNN-α گزارشهای مشابه را از منبع استخراج می کند و در مرحله بعد با بهره گرفتن از موتور جستجوLucene داده ها با شباهت متنی بیشتر استخراج می شود. Lucene ازSVM و یک مدل بولی[۲۸] برای جستجو و ارزیابی متون استفاده می کند. در این تحقیق اگر موضوع با شباهت با توضیحات خطای جدید پیدا نشد، باز الگوریتم نزدیکترین همسایه KNN-α را برای استخراج داده استفاده می شود پس از این مراحل داده های فیلترشده می تواند در تخمین طول عمر خطا جدید و حل آن کمک می کند. این روش جزء روشهای ابتدایی با بهکارگیری اندازه گیری تشابه بین متون بود. اما موتور و الگوریتم آن نهتنها به معنای کلمات توجه نمیکرد بلکه جزه روشهای ابتدایی جستجو در متون متشابه بود.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
Nagwani در سال ۲۰۰۹ روشی را با دامنه خطاهای حوزه GUI ارائه کرد. در این تحقیق خطاهای مربوط به GUI را از پروژه مختلف را به عنوان داده در نظر گرفت. از نظر او خطا در طول فرآیندی رخ می دهد که این فرایند شامل چند رویداد متوالی است]۱[. مدل وی در سه مرحله داده ها را فیلتر می کند. در مرحله اول داده ها بر اساس رویداد، در مرحله بعد برای قسمت های مختلف هر رویداد مقایسه میشوند. در مرحله آخر براساس ملزومات هر قسمت تفکیک و با هم مقایسه میشوند. در این روش خطاهایی که از نظر مرحله و رویدادهای موجود در فرایند دارای تشابه بیشتر با خطای جدید هستند از منابع استخراج می شود. این روش اگرچه به مفاهیم و معانی توضیحات هر موضوع خطا بیشتر توجه کرده، اما در پیادهسازی موانع زیادی وجود دارد. مراحل توسط نیروی انسانی مجزا و مشخص شوند و تمام این رویدادها در طول یک فرایند خطا دار باید مشخص باشند. همچنین محدود به خطاهایی از که در یک فرایند مشخص در GUI است. یک سال بعد Nagwani وBhansali با بهره گرفتن از الگوریتمK-means مجموعه ای از داده ها شامل طول عمر و شماره داده را به خوشههایی تقسیم کردند، تا بتوانند میزان پیچیدگییک خطا را با تخمین ذهنی طول عمر یک خطای جدید را مشخص کند. به این ترتیب ابتدا کاربر برای طول عمر خطا جدید تخمینی میزند و این تخمین با مراکز خوشههای ایجاد شده بر اساس طول عمر داده ها، پیچیدگی خطا جدید را مشخص می کند]۱۱[. این روش دو مورد مهم توجه نشده اول اینکه تخمین ذهنی طول عمر یک خطا زیاد اصولی و دقیق نیست. دوم اینکه تعیین میزان پیچیدگی یک خطا با یک پسزمینه ذهنی کمک چندانی در پیشرفت پروژه و بهرهوری در هزینه و زمان آن ندارد. در تحقیقی دیگر در همان سال، وی با بهره گرفتن از سه الگوریتم تشابه جاکارد، کسینوسی و TF-IDF میانگینی از تشابه موجود بین قسمت های متنی مختلف از خطای جدید و خطاهای دیگر در منبع خطا را محاسبه می کند]۱۰٫[ نتایج را برای هر الگوریتم با هم مقایسه کرده است. این کار با محاسبه تشابه بین بخش موضوع، توضیحات و دیگر بخشهای متنی از هر موضوع موجود در منبع خطا را با خطایجدید، به صورت جداگانه محاسبه می کند. این نتایج با ضرایب وزنی مشابه با هم جمع میشوند و به عنوان میزان شباهت خطایجدید با خطا داخل مخزن در نظر گرفته می شود. برنامهای که Nagwani ارائه کرده است این کار را با بهره گرفتن از هرسه الگوریتم انجام میدهد. برای نمونه در این تحقیق، با بهره گرفتن از ضریب کسینوسی برای یک نمونه جدید، نتایج محاسبه و چهارخطا با شباهت بیشتر، بهعنوان کمک برای حل خطا و محاسبه میانگین طول عمر آنها، بهعنوان تخمینی برای طول عمر خطا استخراج شدهاست. در این روش برای بررسی میزان تشابه بین متون خطا جدید و داخل مخزن از روشهای خطی استفاده شده که برای شروع مناسب است، اما کافی نیست. این الگوریتمها معایبی دارند که الگوریتمهای بهتری را میتوان استفادهکرد. بهعنوان مثال الگوریتمهای معنایی که در آنها علاوه بر تشابه لغوی و نحوی تشابه معنایی بین جملات و متون را در نظر گرفته می شود. در سال ۲۰۱۱، Nagwani تحقیق خود را روی نویسندگان و توسعهدهندگان ثبت شده در مخزن خطا وموضوعاتی که جوابگوی آنها بوده اند یا نظرات موثری در رفع خطا داشته اند، متمرکز کردند]۱۲[. بهاینصورت که روی تعدادی داده که از Bugzilla استخراج شده بود کلمات تکراری مهم در این موضوعها را بهعنوان داده استخراج می کند. لیستی ازتوسعهدهندگان و کاربران ثبت کننده به تفکیک کلمات اصلی تکرار شده لیست می شود. در این حالت میتوان کسانی را که در حوزه موضوع خطای جدید کار کرده اند، برای کمک به حل مشکل شناسایی کرد. در این روش تشخیص موضوع اصلی و کلمات مهم باید مطابق با مجموعه و در مقایسه با آن استخراج شود. انتخاب و یا تشکیل مجموعه بهینه خود نیازمند ارائه روشی مناسب است. Suma.V و همکارانش در سال ۲۰۱۲ به استفاده ازچند روش خوشهبندی و مقایسه آنها اکتفا کرد.آنها هشت الگوریتم را برای دستهبندی داده ها در مخازن خطا استفاده کردند که در میان آنها K-means در برابر افزایش داده ها نتایج بهینهتری در اختیار کاربر می گذارد]۸[. الگوریتمها با بهره گرفتن از نرمافزار Weka پیادهسازی شده اند. این روش نیز تنها به دستهبندی ساده اکتفا شده و به نوع داده ها که متنی هستند توجه نشده است. Nagwani در جدیدترین تحقیق خود در ۲۰۱۳ الگوریتمهایNB ، J84 ،SVM ، CC و CLUBAS را روی داده های گرفته شده از پروژه Mozilla برای دستهبندی استفاده کرد و نتایج را تحلیل کردهاست]۲۰[. بهعنوان نتیجه نشان دادهاست که NB و J84 با زیاد شدن حجم داده ها افت دقت ندارد. پس از مطالعه ای اجمالی روی BTS ها و روشهایی که تاکنون برای جستجو و استفاده دانش موجود در این سیستمها نشان میدهد، که سیر پیشرفت آن مدتی است که متوقف شده. در واقع پیشرفتی چشمگیر در آنها دیده نمی شود. آنچه نبودش بیش از همه درکاوش در داده های مهم موجود در این مخازن، به چشم می آید، هوشمند سازی این کاوش هاست . داده های موجود در این مخازن مجموعه ای از متون و ارقام است. پس جستجو و کاوش پیشرفته با در نظر گرفتن جنبه های معنایی موجود در آنها، مطمئنا نتایج بهتری را در اختیار کاربران قرار خواهد داد . در این تحقیق سعی شده به این جنبه از داده کاوی مخازن، یعنی استفاده از الگوریتم هایی که به مفهوم و معنای داده ها و استخراج دانشی بهینه و مختصرتر توجه شود. ۵٫۲٫ اندازه گیری شباهت بین متون پیدا کردن شباهت بین دو متن و جمله با پیدا کردن شباهت بین کلمات آغاز می شود. کلمات به صورت معنایی یا لغوی می توانند به هم شبیه باشند.شباهت لغوی به این معنی است که حروف کلمات با هم مشابه باشند. و شباهت معنایی حالتی است که دو کلمه در یک زمینه و به یک نوع و معنی استفاده شوند. شباهت معنایی در روش ها مقوله ای جدا از شباهت خطی است. شباهت معنایی به صورت شباهت بر پایه مجموعه و شباهت بر پایه دانش معرفی می شود. شباهت خطی کاملا متریک بوده و تشابه دو جمله را بر اساس توالی دستهای و ترکیب کاراکترها و کلمات داخل رشته بررسی می کند. شباهت معنایی، شباهت بین کلمات دو جمله براساس اطلاعات مجموعه ای که شامل آن می باشد، را مشخص می کند.ابتدا متداول ترین روش های هر دو معیار را به اختصار معرفی کرده و سپس روش مورد استفاده این تحقیق را با شرح کامل دلایل انتخاب شرح می دهیم. ۱٫۵٫۲٫شباهت خطی معیار شباهت خطی بر پایه توالی و موقعیت کاراکتر ها بنا شده است. در اندازه گیری این شباهت میزان (فاصله) شباهت دو جمله بر اساس همین دو معیار یعنی توالی خطی و موقعیت کلمه در جمله اندازه گیری می شود. از چهارده روش و معیار اندازه گیری ارائه شده در طول تحقیقات عمومی، در این گروه هفت معیار مربوط به گروه توالی خطی[۲۹]و هفت معیار و روش به گروه موقعیت کلمه[۳۰] تعلق دارند.(شکل۲-۶)
شکل۲- ۶ – انواع الگوریتم های تشابه خطی ۱٫۱٫۵٫۲٫اندازه گیری شباهت بر پایه کاراکتر[۳۱] بزرگترین زیر دنباله مشترک(LCS) [۳۲] روشی است برای پیدا کردن بزرگترین زیر دنباله در مجموعه ای از دنباله ها. معیار شباهت بزرگترین رشته پیوسته از کاراکترهاست که در هر دو جمله موجود باشند. هدف در این روش مقایسه دو رشته و است به طوری که رشته با حفظ ترتیب، و نه لزوما متوالی در هر رشته موجود باشد. Dameran-LevelShtien تعریف فاصله بین دو رشته با شمارش حداقل تعداد عملیات مورد نیاز برای تبدیل یک رشته به دیگری که در آن عملیات باید درج، حذف و یا جایگزینی یک واحد یا جابجایی در حرف مجاور باشد. Jaro وJaro-Winkler بر پایه تعداد و ترتیب کاراکترهای مشترک بین دو رشته تعریف می شود به طوری که فاصله دو کلمه مشترک با توالی یکسان دردو خط هر چه کوتاه تر باشد دو جمله شباهت بیشتری دارند.
m تعداد کل کاراکترهای مشترک وt تعداد کاراکترهایی است که جا به جا شده اند. در فرمول دوم که ضریب Jaro-Winkler است ، ضریب Jaro و تعداد کاراکترهای ثابت قبل اولین کاراکترجابه جا شده و p ضریب ثابت تفکیک است که باید بیشتر از ۰٫۲۵ باشد. نیدلمن-رانچ[۳۳] یک همترازی برابری بر دو ترتیب متوالی (مانندA وB ) انجام می دهد. این الگوریتم نمونه ای از برنامه نویسی پویاست. این معیار برای جملات و رشته های هم اندازه دو شباهت قابل توجه کاربردی است. اسمیت واترمن[۳۴] این الگوریتم، الگوریتم نیدلمن رانچ را بهینه می کند به این صورت که به جای در نظر گرفتن تمام توالی کاراکتری، این الگوریتم سعی می کند با در نظر گرفتن بخشهای مختلف با همه طولهای ممکن میزان شباهت را بهینه کند. این الگوریتم برای متونی که به نظر شبیه نیستند اما ممکن است قسمت های کوچکی از آنها به هم شبیه باشد مناسب است. n-gram زیر دنباله ای n موردی از دو رشته یا متن را با هم مقایسه می کند. مثلا ۱-gram کلمه به کلمه جملات را در نظر می گیرد یا ۲-gram دو کلمه با هم از هر رشته، و به همین ترتیب فاصله و شباهت n-gram از هر رشته را تا حداکثر n اندازه گیری می کند. ۲٫۱٫۵٫۲٫ شباهت بر پایه توالی[۳۵] فاصله بلوک یا فاصله منهتن این الگوریتم فاصله بین دو نقطه روی یک مسیر مشبک را محاسبه می کند. در شباهت بین دو جمله این فاصله با اندازه گیری مجموع تفاوت بین اجزاء مترادف نظیر به نظیر بدست می آید.
شباهت کسینوسی ا ندازه گیری فاصله داخلی دو بردار متقاطع در فضا با بهره گرفتن از اندازه گیری کسینوس زاویه بین دو بردار. در اندازه گیری شباهت بین دو جمله یا رشته هر جمله نماد یک بردار است و ارزش هر یک، برای نمونه تعداد دفعات، تکرار یک توالی، کاراکترها یا یک کلمه خاص در جمله، در نظر گرفته می شود.
ضریب تاس[۳۶] این ضریب به صورت دو برابر عبارات مشترک در رشته های مورد مقایسه تقسیم بر تعداد کل عبارت های در نظر گرفته شده در هر دو رشته محاسبه می شود.
فاصله اقلیدسی[۳۷] یا فاصله L2 که همان فاصله بین دو نقطه در مختصات دکارتی است. برای شباهت بین دو جمله این فاصله جذر مجموع تفاوت بین عبارات متناظر در دو رشته در نظر گرفته می شود. ضریب تشابه جاکارد[۳۸] نسبت مجموع عبارات مشابه و مشترک در دو رشته به عبارات غیر مشترک
ضریب تطبیق[۳۹]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این دما و فشار در انتهای لوله نیز برای بازدارنده MEG با مقدار تزریق ۹.۵۵m3/h در غلظت ۷۰درصد، برای بازدارنده متانول با مقدار تزریق ۹.۰۳m3/h در غلظت ۹۰ درصد می توان از تشکیل هیدرات در خط دریایی جلوگیری کرد. همانطور که از جدول ۳‑۳۰ مشاهده میشود حتی غلظت ۱۰۰ درصد DEG هم نمیتواند با مقدار تزریق ۱۰m3/h از تشکیل هیدرات جلوگیری نماید. بنابراین DEG از گزینههای تزریق بیرون میآید.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
فصل چهارم تجزیه و تحلیل دادهها (یافتهها) مبارزه با هیدرات با بهره گرفتن از گرما و فشار در فصلهای اولیۀ تلاش کردیم که روشهایی برای تعیین شرایط فشار و دمای هیدرات، ارائه کنیم. یکی دیگر از راههای مبارزه با هیدرات، اجتناب از وارد شدن به نواحی فشاری و دمایی است که در آنها هیدرات تشکیل می شود. این مسئله، موضوع این فصل است. یک قالب هیدرات هنگامی در خط لوله شکل میگیرد که شرایط تشکیل هیدرات (آب، گاز و ترکیب مناسب دما و فشار) وجود داشته باشد. در این فصل این موضوع بررسی می شود که چگونه میتوانیم از عامل سوم به نفع خودمان برای مبارزه با هیدرات استفاده کنیم. در خط انتقال دو پدیده زیر بسیار ما را شدیداً تهدید میکنند، پس باید مبارزه با هیدرات را از دما و فشار آغاز کنیم: پدیده حافظه : اگر هیدرات روی آب تشکیل شود که قبلاً در فرایند تشکیل و سپس تخریب هیدرات مورد استفاده قرار گرفته است، زمان کمتری برای تشکیل لازم دارد به این پدیده در هیدراتها پدیده حافظه میگویند. اثر پل : در صورتیکه قطره آب قبلاً در تشکیل و تخریب کریستال شرکت داشته باشد، وقتی دوباره تشکیل هیدرات میدهد زمان القاء کمتر میشود. دیده شده است که اگر در حضور قطرهای که حافظه هیدرات دارد، قطرات آبی اضافه شود، زمان تشکیل هیدرات برای قطرات جدید آب هم، همان زمان قطرات آب حافظه دار است به این پدیده اثر پل میگویند. کاهش فشار یکی دیگر از روشهای پاکسازی هیدرات این است که به محض تشکیل هیدرات، فشار را باید کاهش داد. براساس اطلاعاتی که پیشتر ارائه شد، با کاهش فشار، هیدرات دیگر یک فاز پایدار نیست. این امر با یخ متفاوت است. کاهش فشار اثر کمی روی نقطۀ انجماد یخ دارد. از لحاظ تئوری، این کار عملی است، امّا فرایند لحظهای نیست، مدتی طول میکشد که هیدرات ذوب شود. داستانهای ترسناکی دربارۀ کسانی که فشار خط لوله را کم کرده و سپس یکی از اتصالات را باز کرده اند، وجود دارد، زیرا بعد از آن از طریق پرتابۀ هیدرات کشته شده اند. هم تئوری و هم تجربه نشان میدهد که قالبها تمایل به ذوب شدن شعاعی دارند (از دیوارۀ لوله تا مرکز)]۶۲[. قالب به سمت داخل کوچک می شود، امّا به دلیل جاذبۀ زمین به پایین لوله میرود. به این شکل مسیر جریانی برای ارتباط بین دو طرف قالب ایجاد می شود که به طور معمول هم خیلی سریع اتفاق میافتد. در مقابل، اگر قالب بهصورت خطی ذوب میشد، تا وقتی که کل قالب ذوب نشده، هیچ پیوند جریانی ایجاد نمیشد. طبیعت متخلخل و تراوای بیشتر قالبهای هیدرات به این معناست که ارتباط جریانی درون قالب می تواند وجود داشته باشد، در اینصورت فشار دو طرف برابر می شود. بااینحال، غیرمنطقی است که فکر کنیم همواره به این صورت است. درحالی که اغلب اوقات، قالبها خیلی تراوا نیستند. به طور معمول هر چه فشار کمتر باشد، قالب سریعتر ذوب می شود. بااینحال، وقتی فشار پایین می آید، بهخاطر اثر ژول- تامسون دما نیز کاهش مییابد. امّا اگر کاهش فشار بهسرعت انجام گیرد، زمانی برای تعادل با محیط وجود ندارد و باید انتظار داشته باشیم که سامانه گرم شود. استفاده از گرما پیشتر دربارۀ دمایی و فشاری که در آن هیدرات تشکیل می شود، بحث کردیم. برای جلوگیری از تشکیل هیدرات، میتوان تنها دمای سیال را بالاتر از دمای تشکیل هیدرات نگاه داشت (با در نظر گرفتن حاشیۀ ایمنی مناسب). روش دیگر این است که میتوان عملیات را در فشارهای کمتر از فشار تشکیل هیدرات انجام داد. برای خط لولۀ مدفون[۱۷۲]، که در آن گرما از خط لوله وارد محیط می شود، دمای سیال باید بهگونه ای باشد که هرگز وارد ناحیۀ تشکیل هیدرات نشود. این گرما دادن به طور معمول به دو روش انجام میگیرد: با گرمکنهای خط لوله : از گرمکن میتوان برای گرم کردن سیال استفاده کرد. از آنجا که در این روش تنها در یک نقطه، تزریق انرژی داریم، مقدار این انرژی باید به حدی باشد که دمای سیال تا نقطۀ بعدی تزریق گرما، بیشتر از دمای تشکیل هیدرات بماند، به این معنا که دمای سیال ورودی به خط لوله باید بسیار بیشتر از دمای تشکیل هیدرات آن باشد. دادن گرمای مستمر[۱۷۳] : یکی دیگر از روشهای گرما دادن به سامانه، گرما دادن مستمر است. در این روش، گرما بهصورت مستمر در خط لوله تزریق می شود. بنابراین، دیگر نیاز نیست که مانند حالت قبل دمای سیال خیلی زیاد باشد. در تزریق مستمر انرژی کافی است دمایسیال کمی بیشتر از دمای تشکیل هیدرات باشد. گرمای مستمر میتواند به صورت الکتریکی یا با بهره گرفتن از یک سیال (مانند روغن داغ یا گلایکول) باشد. در هر یک از این حالات، ابزار گرمایی در نزدیکی خط لولهای که باید گرم شود، قرار میگیرد. گرما دادن مستمر بهویژه در شیرها[۱۷۴] انجام میگیرد. شیرها به دلیل اثر ژول تامسون، مستعد انجماد هستند. عایق کاری : یکی دیگر از ابزارهای مبارزه با تشکیل هیدرات، عایقکاری است. خط لولۀ عایقبندیشده نسبت به خط لولۀ بدون عایق، با نرخ آهستهتری گرمای خود را از دست میدهد. به این معنا که گرمکن دمای کمتری برای آن فراهم می کند و در نتیجه عملکرد ضعیفتری خواهد داشت. علاوه بر این، عملکرد ضعیف یعنی هزینه های عملیاتی کمتر. در واقع، استفادۀ مناسب از عایق، در بعضی موارد می تواند نیاز به گرمکن را برطرف کند. اتلاف گرما از یک خط لولۀ مدفون اتلاف گرما از خط لولۀ مدفون را میتوان با بهره گرفتن از اصول بنیادی انتقال حرارت، محاسبه کرد. میتوانید از معادله بنیادی انتقال حرارت شروع کنیم:
(۴-۱)
که در آن Q نرخ انتقال حرارت، U ضریب کلی انتقال حرارت، A مساحت در دسترس برای انتقالحرارت و ΔTlm میانگین لگاریتمی دماست که از رابطۀ زیر بهدست می آید:
(۴-۲)
ضریب کلی انتقال، U، مجموع چهار حرارت است: (۱) همرفت[۱۷۵] به دلیل جریان سیال در لوله
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۳-۲۲- توصیف متغیر محل ملاقات مخاطبان با دوستان ۱۴۴ ۴-۳-۲۳- توصیف نوع وسایل و تجهیزات مخاطبان ۱۴۶ ۴-۳-۲۴- توصیف فعالیت مورد علاقه مخاطبان ۱۴۶ ۴-۳-۲۵- توصیف دسته بندی آثار عام گرایانه و نخبه گرایانه توسط مخاطبان ۱۴۷ ۵-۲ آزمون فرضیات ۱۴۷ ۵-۲-۱- فرضیه اول ۱۴۸ متغیر سن مخاطبان ۱۴۹ متغیر جنسیت مخاطبان ۱۴۹ متغیر وضعیت تاهل ۱۴۹ متغیر محل تولد ۱۴۹ متغیر مدرک تحصیلی ۱۴۹ متغیر رشته تحصیلی ۱۴۹ متغیر شغل ۱۴۹ میزان درآمد ماهیانه ۱۴۹ ۵-۲-۲- فرضیه دوم ۱۴۹ ۵-۲-۳- فرضیه سوم ۱۵۱ ۵-۲-۴- فرضیه چهارم ۱۵۳ فصل چهارم نتیجه گیری۱۵۵ ۵-۱- مقدمه…………. ۱۵۶ ۵-۲- نتایج حاصل از یافته ها ۱۵۶ فهرست منابع…………….. ۱۶۲ پیوست ها……………………………. ۱۶۸ چکیده………… ……………. ۱۷۴ فهرست نمودارها عنوان صفحه نمودار (۴-۱): نمودار ستونی متغیر سن مخاطبان ۹۷ نمودار (۴-۲): نمودار ستونی متغیر جنسیت مخاطبان ۹۹ نمودار(۴-۳): نمودار ستونی متغیر وضعیت تاهل مخاطبان ۱۰۰ نمودار(۴-۴): نمودار ستونی متغیر محل تولد مخاطبان ۱۰۱ نمودار(۴-۵): نمودار ستونی متغیر مدرک تحصیلی مخاطبان ۱۰۳ نمودار(۴-۶): نمودار ستونی متغیر رشته تحصیلی مخاطبان ۱۰۴ نمودار(۴-۷): نمودار ستونی متغیر شغل مخاطبان ۱۰۶ نمودار(۴-۸): نمودار ستونی متغیر شغل پدر مخاطبان ۱۰۷ نمودار(۴-۹): نمودار ستونی متغیر شغل مادر مخاطبان ۱۰۸ نمودار(۴-۱۰): نمودار ستونی مدرک تحصیلی والدین (پدر) مخاطبان ۱۱۰ نمودار(۴-۱۱): نمودار ستونی مدرک تحصیلی والدین (مادر) مخاطبان ۱۱۱ نمودار(۴-۱۲): نمودار ستونی متغیر درآمد ماهیانه مخاطبان ۱۱۳ نمودار(۴-۱۳): نمودار ستونی متغیر منطقه سکونت مخاطبان ۱۱۴ نمودار(۴-۱۴): نمودار ستونی متغیر الویت مخاطبان برای خرید و دیدن آثار ۱۱۶
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
نمودار(۴-۱۵): نمودار ستونی متغیر ذائقه مخاطبان در نوع نقاشی ۱۱۷ نمودار(۴-۱۶): نمودار ستونی میزان بازدید از گالری ها و آثار ۱۱۸ نمودار(۴-۱۷): نمودار ستونی نوع موزه های مورد بازدید مخاطبان ۱۲۰ نمودار(۴-۱۸): نمودار ستونی میزان اطلاع از اخبار هنری ۱۲۱ نمودار(۴-۱۹): نمودار ستونی میزان علاقه مخاطبان به آثار سنتی و نگارگری ایرانی ۱۲۳ نمودار(۴-۲۰): نمودار ستونی میزان علاقه مخاطبان به آآثار نگارگری جدید(حسین بهزاد و فرشچیان) ۱۲۴ نمودار(۴-۲۱): نمودار ستونی میزان علاقه خانواده مخاطبان به آثار هنری ۱۲۵ نمودار(۴-۲۲): نمودار ستونی گویه ی«آیا خانواده خود را هنر دوست می دانید؟» ۱۲۷ نمودار(۴-۲۳): نمودار ستونی میزان علاقه مخاطبان به آثار نقاشی خط ۱۲۸ نمودار(۴-۲۴): نمودار ستونی میزان علاقه مخاطبان به آثار نقاشی مکتب سقاخانه ۱۳۰
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۴-۶ تعداد جوابهای مشابه برای سطر مربوط به بیهوشی برای حالت چهار تیم بیهوشی ۶۰
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
شکل ۴-۷ شبه کد ارائه شده برای الگوریتم ژنتیک ۶۱ شکل ۴-۸ مثالی برای نشان دادن نحوه عملکرد عملگرها ۶۲ شکل ۴-۹ نحوه کارکرد عملگر تقاطع الگوریتم ژنتیک و جواب بدست آمده از عملگر تقاطع ۶۲ شکل ۴-۱۰ فرزندهای حاصله و عمل موجه سازی ۶۴ شکل ۴-۱۱ نحوه عملکرد عملگر جهش ۶۵ شکل ۴-۱۲ شبه کد ارائه شده در برای الگوریتم جستجوی فاخته ۶۸ شکل ۴-۱۳ یک جواب اولیه برای نمایش نحوه عملکرد عملگرها ۶۹ شکل ۴-۱۴ نحوه عملگر پرواز لووی ۶۹ شکل ۴-۱۵ فرایند موجه سازی جواب ۷۰ شکل ۵-۱ مرز پارتو با بهره گرفتن از حل دقیق دو هدفه فاز یک ۸۲ شکل ۵-۲ توالی انجام هر کار بر روی هر تیم جراحی و بیهوشی بعد از حل فاز اول (طراحی) ۸۴ شکل ۵-۳ فاکتورهای کنترلی بر پایه نرخ (S/N) 92 شکل ۵-۴ ترکیب بهینه سطوح پارامترها ۹۲ شکل ۵-۵ نمودار تغیرات f1* با حل دقیق مسائل با اندازه کوچک ۹۷ شکل ۵-۶ نمودار تغیراتf2* با حل دقیق مسائل با اندازه کوچک ۹۷ شکل ۵-۷ نمودار تغیراتf3* با حل دقیق مسائل با اندازه کوچک ۹۸ شکل ۵-۸ نمودار تغیراتz* با حل دقیق مسائل با اندازه کوچک ۹۸ شکل ۵-۹ نمودار تغیرات زمان اجرا با حل دقیق مسائل با اندازه کوچک ۹۹ شکل ۵-۱۰ تغیرات تابع هدف با بهره گرفتن از روش های مختلف ۱۰۱ شکل ۵-۱۱ نمودار تغییرات زمان اجرا با در نظر گرفتن روش های مختلف ۱۰۱ شکل ۵-۱۲ روند بهینگی نسبی جوابهای به دست آمده و زمان حل ۱۰۲ شکل ۵-۱۳ نمودار تغیرات f1* با حل دقیق مسائل با اندازه متوسط ۱۰۸ شکل ۵-۱۴ نمودار تغیرات f2* با حل دقیق مسائل با اندازه متوسط ۱۰۸ شکل ۵-۱۵ نمودار تغیرات f3* با حل دقیق مسائل با اندازه متوسط ۱۰۹ شکل ۵-۱۶ نمودار تغیراتz* با حل دقیق مسائل با اندازه متوسط ۱۰۹ شکل ۵-۱۷ نمودار تغیرات زمان اجرا با حل دقیق مسائل با اندازه متوسط ۱۱۰ شکل ۵-۱۸ تغیرات تابع هدف با بهره گرفتن از روش های مختلف ۱۱۲ شکل ۵-۱۹ نمودار تغییرات زمان اجرا با در نظر گرفتن روش های مختلف ۱۱۳ شکل ۵-۲۰ مقایسه عملکرد الگوریتمهای فراابتکاری و حل دقیق ۱۱۴ شکل ۵-۲۱ نمودار تابع هدف-زمان الگوریتم جستجوی فاخته برای مسأله m43 115 فهرست علائم و نشانهها
دامنه عملیات
Cmax
حداکثر زمان در جریان
Fmax
حداکثر دیرکرد
Lmax
تعداد کارهای دیرکرد
U
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هوش هیجانی بعنوان عامل موفقیت در زندگی فردی، اجتماعی و حرفه ای شناخته شده است[۹]. برادبری و گریوز[۱](۲۰۰۵) بیان کردند کسانی که هوش هیجانی خود را به کار می گیرند با محیط اطراف خود سازگاری بیشتری دارند، اعتماد به نفس بالایی نشان می دهند و از توانایی های خود آگاهند. پژوهش ها نشان می دهد که این سازه (EIQ)[2] موجب توسعه ارتباط سالم و کیفیت زندگی و شغلی مربیان ورزش می شود[۱۰]. گفته می شود که شطرنج فعالیت بالقوه ی بی حد و حصری برای ذهن است. شطرنج، فعالیت های ذهنی که در طی عمر مورد استفاده قرار می گیرد را توسعه می دهد. تعدادی از فعالیت های شطرنج را می توانیم این طور نام ببریم: حل مسئله، تمرکز، تفکر، طراحی استراتژی، تحلیل، خلاقیت، ارزیابی و ترکیب. از شطرنج می توانیم بطور موثر بعنوان ابزاری برای آموزش حل مسئله و استدلال استفاده کنیم[۱۱].
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
گلادیس در تحقیقق خود به این نتیجه رسید که رابطه مثبت بین فعالیت بدنی و هوش هیجانی وجود دارد[۱۲]. از آنجایی که شطرنج یک نوع بازی است که کم تحرک بوده و بیشتر با قدرت تفکر و خلاقیت سر و کار دارد و کمتر به آیتم های آمادگی جسمانی می پردازد، دراینجا این پرسش مطرح می شود آیا اشخاصی که به این رشته ورزشی روی می آورند ممکن است از لحاظ بدنی دچار افت شوند و آمادگی جسمانی خود را فدای تقویت قدرت ذهنی و خلاقیت کنند یا خیر؟ ازسوی دیگر، این سوال نیز مطرح می شود که این افراد به دلیل شرایط این بازی و کمبود ارتباط با حریف، ازچه مقدار هوش هیجانی برخوردارند و آیا هوش هیجانی در این بازی تاثیر گذار است ؟ این تحقیق برآن است به مقایسه آمادگی جسمانی و هوش هیجانی در افراد شطرنج باز نخبه و مبتدی بپردازد تا از این طریق به وجود یا عدم وجود تفاوت آمادگی جسمانی و هوش هیجانی در این رشته پی ببرد. ۱-۳ ضرورت و اهمّیت تحقیق واضح است که تربیت هم جنبه روانی دارد و هم جنبه جسمانی و این دو همچون بال های یک پرنده ای هستند که بدون یکی از آنها پرواز و رسیدن به اوج برایش امکان پذیر نمی باشد. در حقیقت پرورش روح و جسم جدا از همدیگر نمی باشند و وجود یکی پیش نیازی است برای دیگری، چنان که افلاطون می گوید: روح و جسم همچون دو اسب یک ارابه اند، مادامی که یکی از این دو بلنگد هرگز ارابه به مقصد نمی رسد.[۵]. آنچه زیر بنای تمامی فعالیت های حرکتی انسان را تشکیل می دهد، میزان آمادگی جسمانی است. داشتن آمادگی جسمانی بالا نه تنها در انجام حرکات بنیادی ما را یاری می دهد، بلکه در یادگیری و اجرای بهتر مهارتهای ورزشی نیز موثر است[۱۳]. آمادگی جسمانی جوانان، مساله ای بنیادی و حیاتی است که سلامت و تندرستی آنها را تضمین می-کند. تحقیقات نشان داده اند که، بین میزان آمادگی جسمانی دانش آموزان و سلامت ذهنی و عاطفی آنان رابطه مستقیمی برقرار است و همچنین بین میزان آمادگی جسمانی دانش آموزان و موفقیت و پیشرفت تحصیلی آنان همبستگی زیادی وجود دارد[۱۴]. پیشرفت روانشناسی ورزش عمری ۹۰سال دارد و با تلاش های تریپلت[۳] توام بوده است، اما فقط در دو دهه گذشته تاکید زیادی بر روی مولفه های روانی در ورزشکاران در تحقیقات آزمایشگاهی شده است و به عنوان یک تاثیر عمده بر اجرای ورزشی بطور میدانی مورد ارزیابی قرار می گیرد دلیلی وجود ندارد که رشد سریع مطالعات روانشناسی ورزش که در دهه ۱۹۷۰ شکوفا شد، در آینده نیز ادامه پیدا نکند، بنابراین منطقی است که فرض کنیم آینده روانشناسی ورزش روشن خواهد بود. زیرا توده مردم خواهان ورزش و برد آن هستند و به اهمیت روانشناسی در یاری رساندن به ورزشکاران در اجرای مهارت های ورزشی و کسب موفقیت پی برده اند، بدین لحاظ اهمیت اجتماعی و عملی این علم نمایان تر گشته است، این بدان معناست که مطالعه علمی روان شناسی ورزش لزوما بایستی در دانشگاه ها عملی گردد و به روان شناسان بیشتری به عنوان مشاورانی که در بالا بردن سطح اجرای مهارت های ورزشی ورزشکاران کمک می نمایند مورد نیاز می باشد[۱۵]. در فرمول بندی جدید نقش عوامل موثر در ورزش، هوش هیجانی عامل تاثیر گذار مهمی شناخته شده و به دلیل بررسی های پراکنده ای در زمینه خرده آزمون های مرتبط با هوش هیجانی صورت گرفته است، ضرورت و اهمیت مطالعه کلی در این حیطه بسیار برجسته به نظر می رسد. روان شناسان ورزش در تحقیقات خود در مورد هوش هیجانی و مولفه های آن به نتایجی دست یافته اند، اما مطالعه و بررسی در خصوص میزان هوش هیجانی و زیر مولفه های آن بیشتر به منظور مطالعه توان پیش بینی هوش هیجانی در موفقیت تحصیلی در دانش آموزان و ارتباط آن با هوش شناختی بوده است[۱۶]. آمادگی جسمانی جوانان، مساله ای بنیادی و حیاتی است که سلامت و تندرستی آنها را تضمین می-کند. تحقیقات نشان داده اند که، بین میزان آمادگی جسمانی دانش آموزان و سلامت ذهنی و عاطفی آنان رابطه مستقیمی برقرار است و همچنین بین میزان آمادگی جسمانی دانش آموزان و موفقیت و پیشرفت تحصیلی آنان همبستگی زیادی وجود دارد[۱۴]. تحقیقات نشان داده رشته ورزشی شطرنج عملکرد تحصیلی را بهبود می بخشد[ ۱۷]. برخی تحقیقات دیگر بیانگر این است که بین آمادگی جسمانی و پیشرفت تحصیلی[۱۸] و بین هوش هیجانی با موفقیت ورزشی رابطه مثبت وجود دارد[۸]. اما درباره رشته شطرنج و ارتباط یا تاثیر احتمالی میزان هوش هیجانی براین ورزش تحقیقی مشاهده نشده است. با انجام این تحقیق می توان به جایگاه هوش هیجانی در این رشته پی برد و با بهره گرفتن از نتایج آن در جهت آموزش بهتر این رشته و در نتیجه پیشرفت در آموزش آن و پیشرفت تحصیلی افرادی که به این رشته می پردازند، گام برداشت. با توجه به این نکته ضروری است با انتخاب دو گروه از شطرنج بازان نخبه و مبتدی و مقایسه هوش هیجانی و آمادگی جسمانی آنان، به تفاوت های این دو مقوله در شطرنج بازان پی برد. ۱-۴ اهداف تحقیق ۱-۴-۱ هدف کلّی هدف کلی این تحقیق مقایسه متغیرهای آمادگی جسمانی وابسته به تندرستی و مولفه های هوش هیجانی شطرنج بازان نخبه و مبتدی می باشد. ۱-۴-۲ اهداف اختصاصی ۱ . مقایسه متغیرهای آمادگی جسمانی وابسته به تندرستی شطرنج بازان نخبه و مبتدی
-
- مقایسه مولفه های هوش هیجانی شطرنج بازان نخبه و مبتدی
۱-۵ فرضیّههای تحقیق
-
- بین رکورد ۱۶۰۰متر شطرنج بازان نخبه و مبتدی تفاوت وجود دارد .
-
- بین رکورد انعطاف پذیری شطرنج بازان نخبه و مبتدی تفاوت وجود دارد.
-
- بین رکورد بارفیکس شطرنج بازان نخبه و مبتدی تفاوت وجود دارد.
-
- بین رکورد دراز و نشست شطرنج بازان نخبه و مبتدی تفاوت وجود دارد.
۵ . بین مؤلفه های درون فردی شطرنج بازان نخبه و مبتدی تفاوت وجود دارد.
-
- بین مولفه سازگاری شطرنج بازان نخبه و مبتدی تفاوت وجود دارد.
-
- بین مؤلفه خلق و خوی عمومی شطرنج بازان نخبه و مبتدی تفاوت وجود دارد.
-
- بین مؤلفه میان فردی شطرنج بازان نخبه و مبتدی تفاوت وجود دارد.
-
- بین مؤلفه کنترل تکانش شطرنج بازان نخبه و مبتدی تفاوت وجود دارد.
-
- بین هوش هیجانی شطرنج بازان نخبه و مبتدی تفاوت وجود دارد.
۱-۶ قلمرو تحقیق ۱-۶-۱ قلمرو مکانی قلمرو مکانی تحقیق شامل کلیه افرادی که در استان خراسان شمالی درهیئت های شطرنج به بازی شطرنج می پردازند. ۱-۶-۲ قلمرو زمانی تحقیق کنونی در بهمن ماه ۱۳۹۱ در جریان مسابقات قهرمانی شطرنج استان خراسان شمالی، بمناسبت دهه فجر، صورت گرفته است. ۱-۶-۳ سن و جنس شرکت کنندگان شرکت کنندگان های این تحقیق مردان ۱۸تا ۳۵ سال که به بازی شطرنج می پردازند، می باشند. ۱-۶-۲ محدودیتهای تحقیق
-
- عدم کنترل فعالیت های بدنی روزانه شرکت کنندگان.
-
- میزان علاقه و انگیزه شرکت کنندگان.
-
- لباس شرکت کنندگان
-
- تفاوت های فردی: عدم کنترل مواردی مانند خصوصیات ژنتیکی
-
- شرایط روانی: عدم اطمینان از یکسان بودن شرایط روانی در حین آزمون
۱-۷ تعریف واژه ها و مفاهیم ۱-۷-۱ آمادگی جسمانی تعریف نظری – آمادگی جسمانی به مجموعه ای از قابلیّت های انسان که پایه ای و بنیادی هستند، اطلاق می شود. این دسته از قابلیت ها، به خودی خود در انسان وجود دارند و آموزش پذیر نیستند، ولی در اثر تمرین بهبود می یابند. [۱۹]. آمادگی جسمانی به مجموعه ای از قابلیّت انجام فعالیّت های بدنی متوسط تا سنگین بدون ایجاد خستگی و حفظ این قابلیّت در سرتا سر زندگی اطلاق می شود[۷]. واژه آمادگی جسمانی مفاهیم گستردهای دارد و در نوشتارهای مختلف به شکلهای گوناگونی تعریف شده است به طور متداول، کیفیت و امکانات بدن انسان در تطابق با فعالیتهای بدنی، آمادگی جسمانی خوانده میشود [۲۰]. تعریف عملیاتی- در این تحقیق منظور از آمادگی جسمانی مجموع ۴ نمره کسب شده در فاکتورهای آمادگی قلبی تنفسی، استقامت عضلانی عضلات کمربند شانه ای، استقامت عضلات شکم، انعطاف پذیری عضلات کمر و همسترینگ می باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۳-۶۲) مقدار چشمداشتی به صورت زیر است: (۳-۶۳) اگر انتگرال بالا را ساده کنیم و با مزدوجش جمع بزنیم خواهیم داشت: (۳-۶۴) پس از انجام محاسبات جبری خواهیم داشت: (۳-۶۵) (۳-۶۶) پتانسیل موثر سه ذره ای به صورت زیر به دست میآید: (۳-۶۷) پتانسیل موثر سه ذره ای با بهره گرفتن از رابطه(۳-۴۹) به صورت زیر نوشته میشود: (۳-۶۸) میتوانیم رابطه بالا را در رابطه (۳-۴۴) جایگزین کنیم و در این صورت خواهیم داشت: (۳-۶۹) (۳-۷۰) (۳-۷۱) (۳-۷۲) فصل چهارم : محاسبه معادله حالت ماده ی هسته ای به روش LOCV مقدمه روش وردشی پایین ترین مرتبه قید برای تعیین ویژگیهای مادهی هستهای با پتانسیلهای حقیقی به کارمیرود. این روش را گروه[۲۱] دراواخر سال ۱۹۵۷ میلادی به دست آوردند. روش وردشی پایین ترین مرتبه قید، روش وردشی خالص بوده و توابع همبستگی آن، چنان به دست میآیند که میتوان از خوشههای مرتبههای بالاتر در نظریهی بسط خوشهای با تقریب قابل قبولی صرفنظر کرد[۳۶]. این روش نتایج قابل قبولی برای معادله حالت مادهی نوترونی و مایع و ماده هستهای داشته است. این روش میتواند با پتانسیلهای حقیقی دو نوکلئونی مانند پتانسیل راید، که از برازش با دادههای پراکندگی نوکلئون-نوکلئون و خواص دوترون به دست میآیند به درستی کار کند. در این روش هیچ پارامتر آزادی وجود ندارد و تنها قید مسئله همان شرط بهنجارش تابع موج میباشد. این شرط موجب می شود که جملات مرتبه بالاتر در نظریه بسط خوشهای به اندازه کافی کوچک شوند. این روش همچنین در تعیین ویژگیهای مادهی هستهای متقارن[۳]و پادمتقارن، ماده نوترونی، مادهی پایدار دربرابر واپاشی بتا و… در دمای صفر و دمای معین به کار میرود. در این فصل ابتدا پتانسیل را معرفی می کنیم و سپس انرژی خوشههای دوتایی را بر حسب توابع همبستگی جسترو و با بهره گرفتن از روش محاسبه می کنیم. در ادامه معادلهی حالت مادهی هستهای متقارن، مادهی هستهای نامتقارن و مادهی نوترونی را با بهره گرفتن از پتانسیل به دست میآوریم.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۴-۱-پتانسیل پتانسیل برهمکنشی را به شکل زیر نشان میدهند: (۴-۱) عملگرهای عبارتند از: (۴-۲) که عملگرهای آیزوتانسوری تعریف شدهاند. این عملگرها به ترتیب با علائم اختصاری و نشان داده میشوند. ۱۴عملگر اول مستقل از بار هستند و چهار عملگر دیگر وابسته به بار میباشند. جملات عملگری پتانسیل ،از پتانسیلهای کانالی به دست میآید. برای وضعیتهای مرکزی داریم: (۴-۳) برای پتانسیل مستقل از بار داریم: (۴-۴) (۴-۵) (۴-۶) (۴-۷) (۴-۸) که: (۴-۹) (۴-۱۰) برای قسمتهای تانسوری، اسپین-مدار و اسپین-مدار درجه دوم در کانالهای و خواهیم داشت: (۴-۱۱) (۴-۱۲) جملات وابسته به بار در معادله(۴-۳) با و داده میشوند به طوریکه: (۴-۱۳) (۴-۱۴) که عبارتند از: (۴-۱۵) (۴-۱۶) (۴-۱۷) (۴-۱۸) ۴-۲-انرژی خوشههای دو ذرهای سیستمی که از نوکلئون تشکیل شده است انرژی آن را میتوان از مجموع انرژی خوشههای تکتایی، دوتایی و سهتایی به دست آورد. در این پایاننامه انرژی خوشههای تکتایی و دوتایی را محاسبه خواهیم کرد. در دمای نوکلئونها تمام ترازهای انرژی زیر سطح انرژی فرمی را به طور پیوسته اشغال میکنند و از آنجا که هر نوکلئون دو درجه آزادی اسپین و آیزواسپین دارد، انرژی خوشههای تکتایی از رابطه(۳-۱۴) به دست میآید. برای به دست آوردن انرژی خوشههای دوتایی از رابطه(۳-۴۵) استفاده میکنیم. تابع موج بهنجار و پادمتقارن دو ذرهای سیستم است، که از دترمینان اسلیتر توابع موج تک ذرهها به دست میآید: (۴-۱۹) تابع موج دو نوکلئونی را میتوانیم به صورت زیر بنویسیم: (۴-۲۰) تکانه فرمی نوکلئونهای اول ودوم و مولفه اسپینی نوکلئونهای اول و دوم و مولفه آیزواسپینی نوکلئونهای اول و دوم میباشند. با بهره گرفتن از رابطه بستاری زیر:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رگ گیری و پانسمان در تمام بیماران توسط کمک پژوهشگر اول با رعایت اصول ذکر شده در کتب مرجع( شستن دست های قبل از شروع به کار و پوشیدن دستکش یکبار مصرف، انتخاب محل مناسب، انتخاب ورید مناسب ، کوتاه کردن موهای ناحیه تزریق با قیچی، ضد عفونی کردن ناحیه حداقل به مدت ۳۰ ثانیه با الکل۷۰%) با آنژیوکت صورتی شماره۲۰ ساخت کارخانه هاریانا کشور هند به طور یکسان انجام شد. در صورتی که برای گرفتن رگ بیش از دو بار اقدام شود محل جدید برای رگ گیری انتخاب شد. به بیماران در نگهداری از محل رگ گیری آموزش داده شد. بیماران بر طبق گروهی که در آن قرار داشتند، پس از انجام رگ گیری به میزان ۵/۱ سانتی متر (حدود ۲ گرم ) از پماد مورد نظر در قسمت دیستال آنژیوکت در وسعت۲×۴ سانتی متر مالیده و با گاز استریل همراه با چسب ضد حساسیت پوشیده شد. به علت اینکه در بعضی تحقیقات تعویض ست سرم را در بروز فلبیت موثر دانسته اند، در این پژوهش در دو گروه ست سرم هر ۴۸ ساعت به طور یکسان تعویض شد. حداکثر زمان نگه داری آنژیوکت۷۲ ساعت در سه گروه بود.
 جهت اندازه گیری بروز و شدت فلبیت براساس مقیاس جکسون ، بیماران در فاصله زمانی ۲۴ ،۴۸ و۷۲ ساعت بعد از رگ گیری مورد ارزیابی قرار گرفتند و توسط پژوهشگر دوم که مسئول بررسی فلبیت بود، ناحیه کانولاسیون از نظر شدت فلبیت بررسی شد و مجددآ توسط پژوهشگر اول پانسمان صورت گرفت. برای تشخیص درجه شدت فلبیت از روش مشاهده، معاینه و مصاحبه استفاده شد و اطلاعات در چک لیست مربوط به جمع آوری اطلاعات ثبت گردید. در این روش به ۳ بار پانسمان در اولین ساعت جایگذاری ، ۲۴ و ۴۸ ساعت بعد از جایگذاری آنژیوکت نیاز بود. همچنین داروهای موضعی براساس نوع گروه بیمار برای ۳ مرتبه، در اولین ساعت جایگذاری ، ۲۴ و ۴۸، ساعت بعد از جایگذاری آنژیوکت مورد استفاده قرار گرفت. به منظور یک سوکورسازی پژوهش بر روی پماد ها روکش مشابه کشیده شد تا بیماران و همکاران قادر به شناسایی پماد ها نباشند. دو نفر کمک پژوهشگر همزمان، فرد اول کانولاسیون و پانسمان را برعهده گرفت و فرد دوم بررسی از نظر شدت فلبیت را انجام داد تا یک سوکورسازی پژوهش رعایت گردد. ۳-۵٫نحوهی تجزیه و تحلیل اطلاعات/ روشهای آماری مورد استفاده : ابتدا با استفاده آمار توصیفی و جداول و نمودارها کلیه داده های توصیفی مورد بررسی قرار گرفت و سپس با بهره گرفتن از آمار استنباطی و آزمونهای آماری مجذور کای و آزمون دقیق فیشر، نتایج حاصل از مطالعه تجزیه و تحلیل شدند. ۳-۶٫محدودیتها و متغیرهای قابل کنترل: عدم همکاری بیماران در حین انجام پژوهش که با حذف نمونه از پژوهش رفع گردید، مصرف داروهای متفاوت در حین بستری که با یکسان سازی رفع گردید، شرایط محیطی بخش ها که با نمونه گیری در یک بخش (بخش جراحی مردان) رفع گردید. . ۱-۳-۶٫محدودیت ها و متغیر های غیر قابل کنترل : تفاوت های فردی در نوع و میزان مقاومت افراد نسبت به عوارض ناشی از تزریق وریدی، تحرک بیمار و محرک های محیطی بخش بود. ۳-۷٫ نکات اخلاقی: ۱٫ رضایت کتبی آگاهانه از بیماران گرفته شد. ۲٫ اهداف مطالعه و محرمانه بودن اطلاعات برای بیماران توضیح داده شد. ۳٫ کلیه هزینه مداخلات و سنجش متغیر های مربوط به پژوهش از محل اعتبار طرح تامین گردید. ۴٫ این طرح در کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی اراک طی صورت جلسه ۹۲-۱۵۴-۲، مورد تایید قرار گرفت. ۵٫این طرح در مرکز ثبت بین المللی کارآزمایی های بالینی ایران (IRCT) با کد IRCT2013051313301N2 ثبت شد. ۶٫ این طرح در پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران(Irandoc) با کد رهگیری۱۰۸۸۶۵۱ثبت شد. فصل چهارم نتایج و یافتهها
در این فصل نتایج به دست آمده از پژوهش به صورتی که در ابتدا آزمودنیها از نظر متغیرهای زمینهای و مخدوش کننده مقایسه و در ادامه متغیرهای پاسخ، به تفکیک گروه مورد مطالعه و در انتها تاثیر متغیرهای زمینه ای بر متغیرهای پاسخ آورده شده است.
۴-۱٫ مقایسه آزمودنی ها از نظر متغیرهای زمینه ای و مخدوش کننده به تفکیک گروه های مورد مطالعه
با توجه به این که در این پژوهش اکثر متغیر های مخدوش کننده به روش یکسان سازی حذف گردید، در این قسمت بیماران را از نظر دو متغیر سن و محل کانولاسیون بررسی می شوند. ۴-۱-۱٫ مقایسه بیماران براساس گروه سنی و نوع گروه مطالعه میانگین سنی گروه کلوبتازول ۱/۱۷±۱/۴۵سال، گروه نیتروگلیسیرین ۵/۲۰±۶/۴۵سال و گروه کنترل ۳/۱۸±۶/۵۰سال بود که براساس نتایج آزمون آنالیز واریانس یکطرفه تفاوتی در میانگین گروه های سنی مورد مطالعه به لحاظ آماری دیده نشد(P=0/28). در جدول۱ توزیع فراوانی گروه های مختلف سنی مورد مطالعه به تفضیل آمده است. همانگونه که نتایج این جدول نشان می دهد در گروه کلوبتازول اکثریت بیماران ۷/۴۱% و در گروه نیتروگلیسیرین ۱/۵۱% و در گروه کنترل ۷/۳۴% ، در گروه سنی ۳۹-۲۰ سال قرار داشتند. گروه سنی ۳۹-۲۰ سال فراوانترین گروه سنی را تشکیل می داد. در توزیع سایر گروه های سنی نیز تفاوت معنی داری بین گروه ها دیده نشد و در نهایت سه گروه به لحاظ توزیع فراوانی گروه های مختلف سنی با یکدیگر اختلاف آماری معنی داری نداشتند(P=0/31)(جدول۴-۱). جدول ۴-۱ : توزیع فراوانی گروه های مختلف سنی در بیماران مورد مطالعه به تفکیک نوع گروه ها
سن گروه
۲۰-۳۹
۴۰-۵۹
۶۰-۷۹
۸۰≤
کل
P Value
تعداد ( درصد)
تعداد ( درصد)
تعداد ( درصد)
تعداد ( درصد)
تعداد ( درصد)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مبحث چهارم : بذل مدت در نکاح متعه ۹۵ گفتار اول : مفهوم بذل مدت ۹۵ گفتار دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در بذل مدت و وضعیت عده ۹۶ فصل چهارم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در بحث اولاد و ارث ۹۸ مبحث اول : اثبات نسب و آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در آن ۹۹ گفتار اول : نسب و انواع آن ۹۹ بند اول : تعریف نسب ۹۹ بند دوم : انواع نسب ۹۹ گفتاردوم : قاعدۀ فراش و آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در این قاعده ۱۰۳ بند اول : تعریف قاعدۀ فراش و شرایط اجرای این قاعده ۱۰۳ بند دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در قاعدۀ فراش ۱۰۴ بند سوم : اجرای قاعدۀ فراش در مورد شبهه و آثارحقوقی زناشوئی بر آن ۱۱۰ بند چهارم : اجرای قاعدۀ فراش در تلقیح مصنوعی ۱۱۶ مبحث دوم : دعوی نفی ولد و آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در این دعوی ۱۲۲ گفتار اول : دعوی نفی ولد و شرایط آن ۱۲۳ بند اول : مفهوم نفی ولد ۱۲۳ بند دوم : شرایط طرح دعوا ۱۲۵ گفتار دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در دعوی نفی ولد ۱۲۶ مبحث سوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در ارث ۱۲۶ گفتار اول : آثار حقوقی مترتب بر زناشوئی در ارث زوجین ۱۲۶ گفتار دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در ارث اولاد ۱۲۶ بند اول : اولاد مشروع ۱۲۷ بند دوم : اولاد نامشروع ۱۲۷ بند سوم : فرزند خوانده ۱۲۸ بند چهارم : طفل ناشی از تلقیح مصنوعی ۱۲۹ نتیجه گیری ۱۳۰ پیشنهادات: ۱۳۴ منابع: ۱۳۶ چکیده : در یک جامعه، خانواده، کوچکترین نهاد اجتماعی بوده که از پیوند میان یک مرد و یک زن، بوجود می آید. در اسلام، برقراری روابط جنسی، صرفا ًدر قالب خانواده، مشروع دانسته شده، از این رو، آثار این روابط، بیشتر در این نهاد، نمود می یابد. لیکن، بر روابط جنسی خارج از بحث ازدواج از قبیل زنا نیز، آثاری تحمیل شده است. دخول، آثاری نظیر ایجاد حرمت در نکاح، استقرار کامل مهریه بر عهدۀ زوج، وجوب پرداخت نفقه از ناحیۀ زوج، اسقاط حق فسخ، تعیین نوع طلاق، لزوم نگاهداری عده یا عدم آن، تعیین مدت زمانی که زوجه باید عده نگاه دارد، اثبات نسب، اجرای قاعدۀ فراش و آثاری از این قبیل را ایجاد می نماید. در این پایان نامه، به بررسی آثار حقوقی مترتب بر روابط زناشوئی می پردازیم و مسائل مربوط به انعقاد عقد نکاح، مهریه، نفقه، انحلال نکاح و اولاد، مورد بررسی قرار می گیرد. واژگان کلیدی : روابط زناشوئی، خانواده، مهریه، طلاق، نکاح، تمکین مقدمه : الف – طرح موضوع : نکاح رابطه ایست حقوقی و در عین حال عاطفی، که بوسیلۀ عقد، بین زن و مرد، برقرار می گردد و به آنها، حق می دهد که با یکدیگر زندگی نموده و صاحب فرزند شوند. اثر بارز این رابطه، حق تمتع جنسی زن و شوهر از یکدیگر است. بنابراین، آن چنان که مشاهده می شود، مهمترین موضوع و رابطه ای که در یک عقد نکاح، بین طرفین ایجاد می شود، امکان برقراری نزدیکی می باشد. از این رو، با توجه به اینکه، با وقوع نزدیکی، آثار و احکام خاصی در روابط زوجین، حاکم می شود، در این پایان نامه، به بررسی زناشوئی و آثارحقوقی مترتب بر آن در روابط زوجین، خواهیم پرداخت. در این پایان نامه، به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت که آیا برقراری روابط زناشوئی، مسبب ایجاد حرمت در نکاح می شود و اگر جواب مثبت است، چه نوع محدودیتی بوجود می آورد؟ همچنین تأثیر زناشوئی بر مهریه و انواع آن چیست؟ آیا در فسخ نکاح، برقراری روابط زناشوئی بین زوجین، تأثیری در روابط طرفین و مهریۀ زوجه می نهد یا نه؟ آیا نوع طلاق، بسته به برقراری روابط زناشوئی، تغییر می یابد یا خیر؟ آیا قانون، از تمام روابط زناشوئی حمایت می نماید و آثار و احکام خود را بر آنها مترتب می داند و یا اینکه تنها رابطه زناشوئی، دارای آثار مقرر در قانون می باشد که طی عقد نکاح صحیح شرعی و قانونی، برقرار شده باشد؟ آیا فرزندی که به سرپرستی گرفته می شود، به جهت آنکه از روابط جنسی آن زن و مرد، متولد نشده است، تحت حمایت قانون قرار دارد یا خیر؟ و در نهایت تکلیف فرزندی که از راه تلقیح مصنوعی بوجود آمده است، چیست ؟ در این پایان نامه، به بررسی این موارد خواهیم پرداخت.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ب- پرسش های تحقیق : در این پایان نامه به سئوالات ذیل، جواب داده می شود؟ ۱ – آیا قانون، از کلیۀ روابط جنسی بین زن و مرد، حمایت می نماید و آثار خود را بر آنها بار می نماید ؟ ۲ – آیا وقوع نزدیکی بین زوجین، در نوع مهریۀ زوجه و استحقاق وی تأثیر می گذارد یا خیر؟ ۳ – آیا فرزندخوانده، از لحاظ اصول حاکم بر روابط زناشوئی زوجین، فرزند آن زن و مرد تلقی می شود یا خیر؟ ج- فرضیه های تحقیق : ۱ – قانون و شارع مقدس اسلام، تنها از روابط شرعی زناشوئی و روابطی که در اصطلاح به آنها، وطی به شبهه می گویند، حمایت می نماید و فرزند ناشی از زنا، به زانی ملحق نمی شود. اما در خصوص حرمت نکاح ، قرابت حاصل از زنا نیز سبب ایجاد ممنوعیت می شود . ۲ – وقوع نزدیکی، تأثیر بسیار زیادی در مهریۀ زوجه خواهد داشت. در صورتیکه مهریه، بین طرفین، تعیین و صحیح باشد، وقوع نزدیکی سبب استقرار کل مهر در ذمۀ شوهر می شود. در صورتیکه بین زوجین، مهریه تعیین نشود یا مهر به هر دلیلی، باطل باشد، برای زوجه، مهرالمثل تعیین می شود و تعیین مهرالمثل، تنها در صورتی امکان پذیر است که بین زوجین، نزدیکی، واقع شود. به عبارت دیگر، در صورتیکه مهریه تعیین نشده یا مهرالمسمی، به هر دلیلی، باطل باشد، چنانچه، زوج، زوجه را طلاق دهد، تنها در صورت نزدیکی، به زن مهرالمثل تعلق میگیرد. ۳ – فرزند خوانده، مطابق حقوق اسلامی، به جهت عدم وقوع رابطۀ زناشوئی بین زن و مرد و به جهت آنکه، طفل ناشی از این رابطه نمی باشد، ملحق به پدر و مادر نمی شود و فقط مطابق قانون مربوط به سرپرستی، در سرپرستی و حمایت ایشان قرار می گیرد، لیکن از ارث محروم است و در قانون، موانع نکاح برای او پیش بینی نشده است. اهداف تحقیق : در این تحقیق، سعی بر آن گردیده که با توجه به منابع فقهی و نظرات حقوقدانان برجستۀ ایرانی، تأثیر روابط زناشوئی بر جنبه های مختلف زندگی اشخاص، مورد بررسی قرار گیرد و نکات مبهم و سکوت قانونگذار، که مجالی برای تفسیرات متعدد و اختلاف نظر و سلیقه گرائی می شود ، روشن و شفاف گردیده و با ارائۀ راه حل مناسب، سکوت قانونی، به نوعی، برطرف گردد. ضرورت تحقیق : اکثر مشکلات مطروحه فی مابین زوجین، در خصوص مسائل جنسی و آثار حقوقی مترتب بر آن می باشد و در آمار دلایل طلاق، این موضوع، نقش بارزی را ایفا می نماید. از این رو بررسی آثار حقوقی مترتب بر روابط زناشوئی و رفع ابهامات موجود و تدوین قوانین جامع و مانع، می تواند تأثیر بسزائی در کاهش حجم پرونده های قضائی داشته باشد. روش تحقیق : در این پایان نامه، ابتداء با بهره گرفتن از منابع موجود در کتابخانه ها، مطالب لازم جمع آوری شده، سپس مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند و نتیجه گیری لازم به عمل می آید. لذا روش تحقیق، روش توصیفی – تحلیلی می باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عنوان فراوانی درصد
پایگاه اقتصادی-اجتماعی بالا ۱۹ ۴۱٫۳۰
متوسط ۱۸ ۳۹٫۱۳
پایین ۹ ۱۹٫۵۶
جمع ۴۶ ۱۰۰
از نظر بوردیو مجموعهای از کنشگران که پایگاههای یکسانی را اشغال میکنند در شرایط یکسانی قرار دارند و محتمل است که تمایلات و علایق یکسانی نیز داشته باشند و به همین دلیل احتمال میرود که اعمال مشابهی انجام دهند و مواضع مشابهی اتخاذ کنند. هر طبقه اجتماعی بر اساس ترکیبی از سه نوع سرمایه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی تعریف میشود. اعضای هر طبقه در هرمیدان جایگاهی مخصوص به خود دارند که بر اساس ترکیب انواع سرمایه تعیین شدهاست(ساترتون ۲۰۰۱، ۱۷۹-۲۰۳). بنا بر روایت مشارکت کنندگان پایگاه اقتصادی-اجتماعی آنها باعث میشود از برخی خطرات مصون بمانند و یا از وسایل گرانقیمتی نظیر اتومبیل شخصی، آژانس گرفتن، استفاده از ابزار دفاعی و نظیر اسپری فلفل و شوکر و پنجه بکس و غیره جهت پیشگیری از قربانیشدن استفاده کنند. حتی این موضوع بر روی تعریف ایشان از قربانیشدن نیز تأثیرگذار است. خانم ۲۷ ساله کارمند عالیرتبه بخش خصوصی: هر طور حساب کنید رفت و آمد با ماشین خودم هم راحت تر است و هم به صرفه تر. کافی است در مترو کیفت را بزنند و گوشی ات را بدزدند یا حتی کمی کیفت سنگین باشد. کلی مکافات داری. یا باید هرچه در می آوری خرج ارتوپد بدهی برای درمن دست و گردن و یا باید یک کفش آهنی بپوشی و بیافتی به دنبال المثنی گرفتن مدارک. گوشی را هم که ببرند هیچی هرچه صرفه جویی کردی باید بدهی یک گوشی دیگر بخری….(مورد شماره۴۴).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
نداشتن شبکۀ روابط قوی که نوعی سرمایه اجتماعی را برای فرد رقم میزند در کشورهایی که دارای نظام اداری بیمار و اقتصاد بیمار هستند خود به نوعی باعث آسیب دیدن فرد میشود. این امر در مورد زنان به دلیل محدودیتهای جنسی کلیشهای که وجود دارد بیشتر مشاهده میشود به طور مثال: خانم ۳۱ ساله کارشناس ارشد ریاضی محض، پایگاه اقتصادی-اجتماعی متوسط توضیح میدهد: من قربانی بیکاری و وضعیت اقتصادی مملکتمان هستم……. قربانی یعنی کسی که این همه درس بخواند، مدرسههای خاص نخبگان برود، رتبه تک رقمیکنکور بشود و راهی برای یافتن شغل و تامین آینده خود نداشته باشد………….. قربانی یعنی کسی که راهی برای آینده خود روشن نبیند(مورد شماره ۱۰). پوشش و آرایش وضعیت پوشش و ظاهر افراد نمادی از نوع تفکر فرد است. بهطوری که در تمام دنیا پوشش اسلامی شناخته شدهاست و هر کس زنی را با پوشش اسلامی مثل روسری و یا چادر ببیند به نوع تفکر وی پی برده و میداند این فرد مسلمان است، احتمالا نماز می خواند و سایر نمادهایی که از طرق مختلف نظیر رسانههای دیداری و شنیداری و فضای مجازی در مورد یک فرد مسلمان به وی رسیده است در ذهنش نقش میبندد و قضاوتهای فرد را در مورد شخص با حجاب میسازد. جدول شماره ۱۵٫ وضعیت پوشش و آرایش مشاهده شده[۳۵]
عنوان فراوانی درصد
وضعیت پوشش و آرایش مشاهده شده جسورانه(مانتویی با آرایش غلیظ) ۱۳ ۲۸٫۲۶
تاحدی جسورانه(چادری با آرایش غلیظ و لباس جلب توجه کننده)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
البته اجراى مجازات قصاص در شریعت موسى فقط در صورتى جایز است که قتل به صورت عمد و با سبق تصمیم باشد اما اگر قتل غیر عمد باشد، مجازات دیگرى دارد که به آن اشاره خواهد شد. مسئله قابل طرح در اینجا این است که آیا مجازات قصاص در برابر قتل عمد، یک مجازات الزامى و یک حکم آمره بوده یا توافق به دیه نیز امکانپذیر بوده است؟ در تورات نه تنها در موارد قتل عمد، اشارهاى به جواز توافق بر دیه نشده و همه جا تأکید بر قصاص شده است.[۴۹] و در سفر اعداد، باب ۳۵ آیات ۱۶ – ۱۸ و آیات ۳۱ و ۳۳ بر لزوم قصاص تأکید دارند، تنها در مورد سقط جنین در سفر خروج، باب ۲۱، آیه ۲۲ پرداخت غرامت به جاى قصاص بیان شده است. بلکه در یک مورد صراحتاً گرفتن دیه به جاى قصاص از قاتلى که مستحق قتل است ممنوع دانسته شده و آمده است: وهیچ فدیه بهعوض جان قاتلى که مستوجب قتلاست مگیر، بلکهاو البته باید کشته شود.[۵۰] بنابراین، دلیلى بر جواز پرداخت دیه به جاى «قصاص نفس» در شریعت موسى وجود ندارد و شاید بتوان از آیه ۱۷۷ سوره بقره که پرداخت دیه را تخفیفى بر امّت اسلام دانسته است[۵۱] ، استفاده کرد که از دیدگاه قرآن نیز قصاص در شریعت موسى یک حکم الزامى و آمره بوده و توافق بر دیه مشروع نبوده است، امّا در مورد عفو شاید به استناد ذیل آیه ۴۵ سوره مائده[۵۲] ، بتوان گفت که عفو در شریعت موسى جایز بوده است و مؤید این برداشت، تفسیرى است که از ابن عباس در مورد این آیه نقل شده است که مىگوید:
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
خداوند بر جانى (در شریعت موسى) دیهاى قرار نداده است، نه در نفس و نه در جرح، بلکه فقط عفو یا قصاص قرار داده است[۵۳]. البته خود تورات در این زمینه که آیا عفو جایز است یا نه، ساکت است. اما در مورد قتل غیر عمد در تورات مجازات تبعید پیشبینى شده است و جانى باید براى مدّتى در محلى معین باقى بماند و حق خروج از آنجا را ندارد؛ به گونهاى که اگر خارج شود و توسط ولى دم کشته شود خون او هدر خواهد بود[۵۴] و در سفر تثنیه آمده است: او [قاتل غیر عمد] مستوجب قتل نباشد چون که او را پیشتر بغض نداشته است. یکىاز نویسندگان ازاین نص، چنین استفاده کرده که در قتل غیر عمد نیز قصاص جایز است، مگر این که جانى به شهرهاى امن پناه ببرد. وى در این زمینه مىگوید: تنها کیفر قتل در شریعت موسوى کشتن جانى است خواه فعل او عمد باشد یا خطا. ولى با توجه به مطالب قبل و هم چنین نص مورد استناد ایشان مىتوان گفت که قصاص در قتل غیر عمد جایز نبوده است. البته قبلاً اشاره شد که اگر قاتل غیر عمد قبل از موعد مقرّر از شهر امن خارج شود و توسط ولى دم کشته شود خون او هدر است، ولى این به معناى جواز قصاص در قتل غیر عمد نیست. مجازات ضرب و جرح و قطع نیز در دین یهود قصاص است (قصاص کمتر از نفس) و در تورات آمده است: و کسى که همسایه خود را عیب رسانیده باشد، چنان که او کرده باشد به او کرده خواهد شد. شکستگى عوض شکستگى، چشم عوض چشم، دندان عوض دندان، چنان که به آن شخص عیب رسانیده همچنان به او رسانیده شود. نصوص دیگرى هم در این زمینه وجود دارد که قبلاً به آنها اشاره شد. بنابراین، مىتوان گفت که اساس نظام کیفرى در یهودیّت مبتنى بر اصل قصاص و مقابله به مثل است و این اصل حتى در مواردى حیوانات را نیز شامل مىشود، لیکن على رغم این نصوص و تأکیدها، بعضى از علماى یهود و نویسندگان «کتاب تلمود» در مورد این اصل تردید ایجاد کرده و آن را به گونه دیگرى توجیه و تفسیر نمودهاند که بررسىآن مجال دیگرى را مىطلبد. یکى از ویژگىهاى حضرت عیسى -على نبینا و علیه السلام- توجه و تأکید زیاد او بر جنبههاى اخلاقى در زندگى فردى و اجتماعى بود. این ویژگى به ضمیمه آن چه در انجیل آمده است ، مىتوان عدم وجود حکم قصاص در مسیحیّت را نتیجه گرفت یا نه؟ در انجیل آمده است: به تحقیق شنیدهاید آن چه گفته شده است که دوست دار خویش خود را و دشمن دار دشمن خود را و من مىگویم به شما که دوست دارید دشمنان خود را و نیکى کنید به هر که دشمنى کند با شما. همچنین در جاى دیگر مىگوید: شنیدهاید که گفته شده است که چشم به عوض چشم و دندان به عوض دندان و من مىگویم به شما که در عوض بدى، بدى نکنید، لیکن کسى که دست زند بر طرف راست روى تو، پس بگردان براى او طرف دیگر را و کسى که خواهد با تو دعوا نماید و بگیرد جامه تو را پس بگذار براى او رداى خود را نیز…[۵۵] و نیز مىگوید: جزا مدهید به بد تا جزا داده نشوید به بد…. آن چه از این کلمات و مانند آنها استفاده مىشود، چیزى جز ترغیب و تشویق به عفو و گذشت نیست و این منافاتى با وجود نظام کیفرى در دین مسیحیّت ندارد، همانگونه که در دین اسلام هم على رغم وجود نظام کیفرى، به خصوص قصاص، تأکید و تشویق به عفو شده و عفو و صبر از قصاص بهتر دانسته شده است. علاوه بر این، صرف نبودن حکم قصاص در انجیل موجود، دلیل عدم مشروعیت آن در مذهب مسیح نیست، زیرا این مذهب در واقع کامل کننده شریعت موسى است و نه ناسخ آن. در این زمینه در انجیل آمده است: گمان مىکنید که من آمدهام که در هم بپاشم و برطرف کنم ناموس یا شریعت پیغمبران را. نیامدهام براى از هم پاشیدن، بلکه آمدهام براى آن که کامل کنمناموس را[۵۶]. قصاص در دوران پس از اسلام: قتل نفس، اولین جُرمى است که از دیدگاه قرآن در زمین واقع شده که از خوى تجاوزگرى و خودمحورى انسان حاکى است و این عمل در همان زمان هم جرم و گناه بوده است[۵۷].بنابراین، اگر از ابتداى حیات انسان، قتل و ضرب و جرح به عنوان یک تهدید جدّى براى زندگى او به حساب آمده، باید بپذیریم که انسانها از ابتدا دفاع از خود را یک حق دانسته و در مقابل این تهدید از خود عکس العمل نشان داده اند. صورت طبیعى مورد توجه انسان واقع شد، با این تفاوت که این مقابله، هیچ حدّ و مرزى نداشته است و انسانها به خود اجازه مىداده اند که در مقابل کوچکترین تهدید و ضرب و جرح، به شدیدترین تهاجمات دست بزنند و در مقابل کشته شدن یک نفر، کشتارهاى دسته جمعى و قبیلهاى را که احیاناً سالها به طول مىانجامیده است انجام دهند. بدین ترتیب، همانگونه که طبیعت انسان[۵۸] و سرگذشت او حکایت از حسّ برترىطلبى و خود محورى او دارد؛ به گونهاى که حاضر مىشود همنوع خود را از بین ببرد و خون او را بر زمین بریزد، همین انسان در طبیعت خود، حس انتقامجویى و مقابله به مثل را دارد و حاضر نیست در مقابل تجاوز و تعدّى دیگران سکوت نماید و از خود دفاع نکند. شرایع آسمانى نیز، به ویژه اسلام که دینِ فطرت و منطبق با عالم تکوین است به این مسئله توجه کرده و بدون هیچ مسامحهاى اعلام نمودهاند: جزاء سیّئه سیّئه مثله[۵۹] و انتقام بدى به مانند آن بدى است. ولمن انتصر بعدَ ظلمه فاولئک ماعلیهم من سبیل[۶۰] و هر کس پس از ظلمى که بر او رفت یارى طلبد بر او هیچ مؤاخذهاى نیست. البته تردیدى نیست که این به عنوان یک حکم اولى و به منظور به رسمیّت شناختن این، طبیعت نوع بشر مىباشد و منافات ندارد که حکم دیگرى متناسب با مراحل بالاتر رشد و کمال انسان وجود داشته باشد و انسانها به سمت آن تشویق و ترغیب شوند، همانگونه که مىبینیم به دنبال همین آیات، سخن از عفو، گذشت، صبر و مقاومت است و این بهتر و والاتر دانسته شده است مانند: فمن عفى واصلح فأجره على اللَّه[۶۱] باز اگر کسى عفو کرده و بین خود و خصم اصلاح نمود اجر او با خدا است. ولئن صبرتم لهو خیر للصابرین[۶۲] و اگر صبورى کنید البته براى صابران اجرى بهتر خواهد بود. بنابراین، در شرایع آسمانى در عین حال که حق مقابله به مثل در مقابل جنایت و بدى به طور اعم به رسمیت شناخته شده است، ولى این مقدمهاى براى رشد و ترقى انسان به مراتب بالاتر انسانیت است و این از ویژگىهاى قوانین الهى است که در آنها در عین توجه به حیات مادّى انسان، ابعاد دیگر وجود او و رشد معنوى او نیز مورد توجه بوده است. در این میان، اسلام عادلانه ترین راه را پیشنهاد کرد، نه آن را بکلى لغو نمود و نه بدون حد و مرزى اثبات کرد، بلکه قصاص را اثبات کرد، ولى تعیین اعدام قاتل را لغو نمود و در عوض، صاحب خون را مخیّر کرد میان عفو و گرفتن دیه، آن گاه در قصاص رعایت معادله میان قاتل و مقتول را هم نموده، فرمود: آزاد در مقابل کشتن آزاد،اعدام شود،وبرده درازاى کشتن برده و زن درمقابل کشتن زن[۶۳]. گفتار دوم : تحولات تاریخی دیه دیه در دوران قبل از اسلام : همان گونه که گفته شد، در طول تاریخ برخوردهاى متفاوتى با زن و حقوق وى شده است. مثلا در روم قدیم دختران و زنان مانند شیئى مملوک، توسط پدرانشان معامله مى شدند و با اختیار پدر، فروخته شده یا قرض و کرایه داده مى شدند و یا به قتل مى رسیدند. این حقوق پدر، پس از ازدواج دختر، به شوهرش که قانوناً مالک زن بود، منتقل مى شد در نظر آنان زنان به علت نداشتن روح انسانى، در معاد قابل حشر نبودند… در نظر رومیان زن مظهر تامِ شیطان و انواع ارواح موذیانه بود. بدین روى، آزار دادن زنان را تسلط بر ارواح موذیانه مى دانستند. در یونان قدیم نیز زن موجودى پاک نشدنى و زاده شیطان تلقّى مى گردید و از هر کارى جز خدمت کارى و ارضاى غرایز جنسى مرد منع مى شد. ازدواج امرى اجبارى بود و زن محروم از ارث و حق طلاق. در یونان باستان زن پس از مرگ شوهر، حق زندگى نداشت. زن نه تنها مخلوقى حقیر شناخته مى شد، بلکه حتى به عنوان انسان نیز با وى رفتار نمى شد. زن نزد ایرانیان قدیم به ویژه در عصر هخامنشیان و اشکانیان جزء اموال پدر محسوب مى شد، حق انتخاب شوهر را نداشت و از ارث نیز محروم بود، از هر نظر تحت قیمومیت رئیس خانواده قرار داشت و حتى مورد معامله قرار مى گرفت. وضعیت زنان در قوم یهود و مسیحیت تحریف شده بهتر از این نبوده است. یهودیان زن را مایه بدبختى و گرفتارى مى دانستند و به هنگام تولد دختر، شمع روشن نمى کردند و در دعاهاى یومیه خویش مى گفتند: خدایا تو را سپاس مى گویم که مرا کافر و زن نیافریدى! در مسیحیت نیز فرقه اى عقیده داشتند که زن به خاطر پستى فطرى که دارد، قابل زناشویى نیست و ذاتاً ناپاک است و حتى مى کوشیدند تا کلیسا را وادار به تحریم ازدواج نمایند.امروزه نیز ارباب کلیسا و کشیش ها به پیروى از پیشینیان خویش ازدواج نمى کنند; زیرا زن را مانع ترقّى و کمال، و ازدواج را منافى زهد و دورى از دنیا به حساب مى آورند. در عربستان و دوره جاهلیت پیش از اسلام وضعیت زنان بدتر از هر جاى دیگر بوده است. در نظر آنان، زنان ملک پدران و شوهران تلقّى شده و قابل معامله بودند. حتى در میان عرب جاهلى، سنّت زشت و غیر انسانى زنده به گور کردن دختران رایج بوده است. در برخى از قبایل عرب جاهلى (مانند بنى تمیم) زنان باردار با شروع درد زایمان، به صحرا رفته و در کنار گودالى که براى آن ها آماده شده بود زایمان مى کردند. اگر نوزاد پسر بود، زنان قبیله و اطرافیان، نوزاد و مادر را با هلهله و شادى نزد مردان مى بردند، اما اگر نوزاد دختر بود، غبار غم بر چهره همه مى نشست و سکوتى مرگبار بر همگان حکم فرما مى شد و نوزاد بى گناه را در همان گودال زنده به گور مى کردند و با سرافکندگى از اینکه نوزاد دختر به دنیا آمده، به سوى قبیله خویش باز مى گشتند. شخصى به نام قیس بن عاصم که سیزده دختر خود را با دستان خویش زنده به گور کرده بود، وقتى به ملاقات پیامبر نایل شد و داستان زنده به گور کردن دخترانش را باز گفت، پیامبر در حالى که اشک مى ریخت، فرمود: «إنّ هذه لقسوه و إنّ من لا یرحم لا یرحم»; این عمل، قساوت قلب و سنگدلى است و همانا کسى که رحم نمى کند مورد رحمت نیز قرار نمى گیرد. همچنین شخصى به نام صعصعه بن ناجیه مجاشعى که جد فرزدق (شاعر معروف) بود، روزى خدمت پیامبر گفت: من ۳۶۰ دختر را به بهاى هر یک سه شتر از زنده به گور شدن و مرگ نجات داده ام. گاهى که برخى از پدران اجازه مى دادند دخترانشان زنده بمانند، در مورد ازدواج آنان ستم فراوان مى کردند; یعنى دختر را ملک شوهر قرار داده، بر سر آن معامله می کردند . دیه در دوران پس از اسلام: دیه در قانون مجازات اسلامى، که پیش از اسلام وجود داشته، پیشینه تاریخی دارد و مناسب با احوال و عقلانیت آن منطقه و فلسفه حقوقی مشخص وضع شده است. از این لحاظ فلسفه وضع آن، ناشناخته نبوده و جنبه ماورایی نداشته است. برای این وضع شده تا کسی که اقدام به جنایت خطایی کرده، ضرر و زیان ناشی از فقدان فرد را جبران گردد، و به عنوان جریمه بر مجرم اعمال مىشود تا بر شخص مرتکب قتل یا جرح بار شود. البته میزان و مقدار آن در روایات نبوی و اهل بیت (ع) با اقرار و تأیید از روش گذشته مشخص شده، اما روشن است که این قانون کیفری، همه آن چیزی نبوده که در جزیره العرب و پیش از اسلام جریان داشته است؛ زیرا احکام کیفری اسلام هر چند از متن واقعیات و نیازهای آن عصر برخاسته، و مسائل و مشکلات آن منطقه را در نظر گرفته، اما این گونه نبوده که همه قوانینی بوده که پیش از آن عمل می شده است. برای نمونه در آنجا دیه رئیس قبیله بیش از سایر افراد بود. دیه فرد عادى از قبیله اى که قوى تر بود، بیش تر از دیه قبیله ضعیف بود; دیه مرد دو برابر زن بود; دیه فرد آزاد بیش تر از دیه بنده بود; اگر کسى امکان پرداخت بدهى خود را نداشت، بنده طلب کار خود مى شد; خانواده در تحویل جانى به حاکم و رئیس قبیله مسئول بود و چنان چه مجرم فرارى می شد و او را تحویل نمی دادند، اموال آن ها ضبط و تا زمان تحویل جانى، مصادره مى شد[۶۴]. اما قرآن همه آنها را نپذیرفت و تنها یک دسته از این احکام را امضا کرد و برخی دیگر را رد کرد، و برخی دیگر را به سکوت گذراند. مثلا در باب قصاص بر این نکته تأکید کرد که اگر فردی از قصاص گذشت و خواست دیه بگیرد، دیه فرد، به اندازه خودش است و نه بیشتر و یا کمتر وهمه در این پرداخت یکسان می باشند: «وَ جَزاءُ سَیِّئَهٍ سَیِّئَهٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ»[۶۵]. و باز در قصاص هم فرمود: «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصاصُ فِی الْقَتْلى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى»[۶۶].و حتى بیان کرد که اگر قرار است قصاصِ عضو صورت گیرد (هر کسى مى خواهد باشد) شبیه همان عضو باید باشد، نه غیر آن: «وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ ». [۶۷] و در جاى دیگر فرمود: « وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ وَ دِیَهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلى أَهْلِهِ»[۶۸]. در جاى دیگر نیز در تأکید بر این مسئله که این قانون سابقه طولانى در شریعت موسوى دارد، مى فرماید: «وَ کَتَبْنا عَلَیْهِمْ فِیها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ»[۶۹]. از این رو، قانون جاهلى یاد شده (اگر قبیله اى قوى تر است، پس دیه او بیش تر است) را رد مى کند و مى گوید: «النَّفْسَ بِالنَّفْسِ» و نه بیش تر[۷۰]. در چنین محیطى که زن از هر سو مورد ستم قرار مى گرفت و به حقوق مسلّم وى تجاوز مى شد، با ظهور اسلام، تمام سنت هاى غلط، باطل اعلام شد و زن از قید و بندهاى جاهلیت آزاد گردید. در اسلام، زن مظهر صفا و صداقت، منبع ایثار و کرامت و کانون عاطفه، مهربانى و مایه آرامش است. غالب مردهاى موفق در دامن مادران پرورش یافته و در کنار همسران خویش به قله هاى رفیع علم و دین صعود کرده اند. آنان همه کامیابى هایشان را مدیون فداکارى هاى مادران و همسران خویشند. از این رو، اسلام آداب و رسوم جاهلى را مورد انتقاد قرار داده و زنده به گور کردن دختران را نیز به شدت محکوم کرده است. اسلام همواره بر حفظ جایگاه زن و احترام به مقام مادر و همسر، تأکید فراوان نموده است. پیشوایان دینى نیز به نقش و جایگاه زن اشاره کرده و رعایت حقوق آنان را امرى لازم شمرده اند. رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) فرمود: بهشت زیر پاى مادران است. و هر چه ایمان بندگان خدا فزونى یابد، دوستى و محبت آنان به زنان نیز فزونى مى یابد. و نیز فرمود: گرامى نمى دارند زنان را مگر انسان هاى کریم و بزرگوار و به آنان اهانت نمى کنند و سبک نمى شمارند مگر انسان هاى پست و فرومایه.[۷۱]همچنین امام صادق(علیه السلام) فرمود: از جمله اخلاق پیامبران، دوست داشتن زنان بوده است[۷۲]. سیره پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نیز حکایت از احترام به حقوق زنان و پاسداشت حرمت آنان دارد. در حدیثى آمده است که به پیامبر خبر دادند خداوند به او دخترى داده است. پیامبر(صلى الله علیه وآله) نگاهى به صورت یارانش نمود، دید آثار ناخشنودى در چهره آنان نمایان گردید. آن حضرت فرمود: «مالکم! ریحانه أشمها، و رزقها على الله عزّوجلّ!»[۷۳]. این چه حالتى است که در شما مى بینم! خداوند گلى خوشبو به من داده آن را مى بویم، اگر غم روزى او را مى خورید ،روزیش با خداست. بنابراین از نظر اسلام، زن در خلقت انسانى، کامل است، زن و مرد در اصل خلقت هیچ گونه تفاوتى با یکدیگر ندارند و از نظر ارزشى نیز هیچ یک از دیگرى برتر نیست. اسلام تنها ملاک برترى انسان ها بر یکدیگر را داشتن تقواى الهى مى داند[۷۴]. در نگرش متعالى اسلام، نظام آفرینش مسئولیت هاى متفاوتى را بر عهده زن و مرد نهاده است. طبیعى است که مسئولیت هاى متفاوت، حقوق و تکالیف متفاوتى را نیز در پى خواهد داشت. و این تفاوت نه به معناى تبعیض، بلکه به معناى عدالت و بر اساس حکمت است. عده اى هم که اطلاع کافى از اسلام ندارند و یا مرعوب و فریفته شعارهاى غرب شده اند، بر این عقیده اند که این احکام مخصوص صدر اسلام بوده و در شرایط و مقتضیات زمان ما کارایى لازم را ندارند، از این رو، باید در این احکام تجدیدنظر جدى صورت بگیرد. از جمله آن احکام، تفاوت زن و مرد در قصاص است; زیرا در اسلام اگر زنى، مردى را به قتل برساند قصاص مى شود، اما اگر مردى، زنى را به قتل برساند، در صورتى قصاص مى شود که اولیاى زن نصف دیه مرد را به اولیاى مرد بپردازند. در برخورد با این مسئله، برخى آن را ردّ کرده و قایل به تساوى شده اند و عده اى دیگر آن را امرى لازم دانسته اند. مبحث سوم : در آمدی بر حکمت یابی تأثیر جنسیت در دیه و قصاص درمورد تفاوتهای حقوقی که میان زن و مرد در اسلام مشاهده میشود باید گفت: زن و مرد در مقامات انسانی و گوهر آدمیت همسان هستند، ولی به سبب آنکه از نظر روحی و جسمی تفاوتهای مهمی با یکدیگر دارند، اجمالا باید پذیرفت که این تفاوتها احکام جداگانهای میطلبد، به ویژه آنکه اساسا تشابه غیر از تساوی و تبعیض غیر از تفاوت است. تفاوت ممکن است تبعیضآمیز و ناعادلانه باشد؛ یا اینکه ممکن است عادلانه و منطقی باشد، چنان تشابه در صورت تفاوت شرایط و زمینهها خود نوعی تبعیض ناروا و بیعدالتی محسوب میشود. تبعیض آن است که بر دو موضوع با شرایط مساوی احکام جداگانه جاری شود، درحالیکه آنچه در اسلام است عین عدالت است، چون تفاوت حکیمانه است نه تبعیض ظالمانه؛ به عنوان مثال در خصوص تفاوت قصاص باید گفت که ریشه این تفاوت به سبب نقشی است که هر یک از زن ومرد در اقتصاد خانواده ایفا میکنند. همانگونهکه آشکار است، بهطور معمول مردان نقش بیشتری در اقتصاد ومعیشت خانواده بر عهده دارند وبر همین اساس برای آنکه اجرای حکم قصاص تاثیرات ناعادلانهای بر اقتصاد خانوادهها نگذارد، در اسلام مقرر شده است که اجرای قصاص در مورد مرد در برابر زن مشروط به پرداخت فاضل دیه به خانواده مرد است؛ یعنی اگر مردی بخواهد در برابر قتل زنی اعدام شود باید به خانواده او نصف دیه پرداخت گردد. در این صورت است که عدالت در قصاص میان دوخانواده برقرار گردیده است. در تفاوتی که میان مرد و زن در حکم قصاص وجود دارد، هرگز ارزش انسانی زن و مرد و جایگاه اجتماعی آنان ملاک نبوده است؛ چنانکه تاثیر عاطفی این حکم در تسکین آلام روحی خانواده مقتول نیز مبنای تشریع این قانون نیست، بلکه مبنای این حکم، جایگاه اقتصادی هر یک از آن دو بوده است. مسئولیت اقتصادی مرد وریاست او در اداره خانواده که در نظام حقوقی اسلام پیش بینی شده است، هرگونه مسئولیت اقتصادی را از دوش زن برداشته است. بر این اساس اگر مرد در برابر زن قصاص شود، منتها نصف دیه مرد نیز به خانواده قاتل پرداخت شود، هم عدالت از نظر اقتصادی تامین گردیده و هم مصالح قصاص تامین شده است. توجه به این نکته نیز لازم ومفید است که نصف دیه به ورثه مقتول پرداخت میشود نه به شخص مقتول. گفتار نخست : حکمت یابی تأثیر جنسیت در دیه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۳- بررسی طول حیات علمی پژوهشگران ایرانی
به منظور بررسی چگونگی تولید علم پژوهشگران مورد بررسی شمار تولیدات علمی آنان مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج در نمودار شماره ۴-۱ به تصویر کشیده شده است. همانگونه که پیشتر ذکر شد این پژوهشگران همگی در گروه با طول حیات علمی بلند (۱۵ تا ۲۱ سال) قرار داشتند. چنانکه در نمودار مشاهده می شود، برخلاف انتظار، این پژوهشگران از تولید علم یکسانی برخوردار نیستند، به نحوی که نمودار به شدت چوله نشان میدهد. کمترین شمار تولید علم این پژوهشگران به ۲ و بیشینه آن به ۲۷۰ مقاله میرسد. نمودار ۴-۱- فراوانی تولید علم پژوهشگران با طول حیات علمی ۱۵-۲۱ سال با توجه به آن که گروه دارای بلندترین طول حیات علمی، یعنی ۲۱ ساله، از بیشترین فراوانی (۶۷ تن) در این گروه برخوردار بودند (جدول ۱۳ پیوست) ، وضعیت این گروه به طور جداگانه بررسی شد. نمودار شماره ۴-۲ به فراوانی تولید علم در نزد گروه ۲۱ ساله اختصاص یافته است. همانگونه که ملاحظه می شود، این گروه نیز از وضعیت تولید علمی بسیار چولهای برخوردار است به نحوی که دامنه مقالات از ۲ تا ۲۷۰ تغییر می کند. نمودار ۴-۲- فراوانی تولید علم پژوهشگران با طول حیات علمی ۲۱ سال
۴-۳-۱- مقایسه طول حیات علمی پژوهشگران ایرانی در ردههای موضوعی و گروه های آموزشی
طول حیات علمی پژوهشگران در ردههای موضوعی و گروه های آموزشی مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. شرح نتایج هر بررسی در پی می آید. ابتدا نرمال بودن توزیع داده های هر رده موضوعی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که داده های هر رده موضوعی از توزیع نرمال پیروی نمیکنند (مراجعه کنید به جدول ۲ پیوست) . بنابراین از آزمون کروسکال-والیس جهت بررسی معناداری اختلاف طول حیات علمی در ردههای موضوعی مختلف استفاده شد. نتایج به دست آمده در جدول ۴-۸ به تصویر کشیده شده است. همانگونه که مشاهده می شود نتیجه آزمون کروسکال-والیس نشان از معناداری اختلاف بین طول حیات علمی در ردههای موضوعی مختلف در سطح اطمینان ۹۹ درصد دارد (۷۵/۵ X2=، ۰۰۰۱/۰P=) .
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
جدول ۴-۸- آزمون کروسکال-والیس برای مقایسه طول حیات علمی پژوهشگران ایرانی در ردههای موضوعی مختلف
خی دو
درجه آزادی
سطح معناداری
۲۱/۶۴
۱۹
۰۰۰۱/۰
نتایج آزمون یو-مان-ویتنی نشان داد که این اختلاف ناشی از ردههای موضوعی بیولوژی و بیوشیمی، شیمی، مهندسی، میکروبیولوژی و چندرشتهای با دیگر ردههای موضوعی است، به نحوی که میانگین طول حیات علمی رده موضوعی بیولوژی و بیوشیمی به طور معناداری از ردههای پزشکی بالینی، مهندسی، محیط زیست/بومشناسی، علوم مواد، بیولوژی مولکولی و ژنتیک، داروشناسی و علوم کشاورزی کمتر بوده، اما از رده ریاضیات بیشتر است. میانگین طول حیات علمی رده موضوعی شیمی نیز به طور معناداری از ردههای بیولوژی و بیوشیمی، علوم رایانه، محیط زیست/بومشناسی، ایمونولوژی، علوم مواد، میکروبیولوژی، بیولوژی مولکولی و ژنتیک، چندرشتهای، داروشناسی، فیزیک، علوم گیاهان و جانوران و علوم کشاورزی بیشتر است. همچنین، میانگین طول حیات علمی رده موضوعی مهندسی به طور معناداری از ردههای موضوعی محیط زیست/بومشناسی، ایمونولوژی، علوم مواد، میکروبیولوژی، بیولوژی مولکولی و ژنتیک، چندرشتهای، داروشناسی، فیزیک، علوم گیاهان و جانوران، علوم کشاورزی و علوم رایانه بیشتر است. علاوه بر این، میانگین طول حیات علمی رده موضوعی میکروبیولوژی نیز به طور معناداری از ردههای پزشکی بالینی و علوم مواد کمتر بوده و میانگین طول حیات علمی چندرشتهای از ردههای موضوعی محیط زیست/بومشناسی، ریاضیات، بیولوژی مولکولی و ژنتیک، داروشناسی، فیزیک، علوم گیاهان و جانوران، علوم کشاورزی، علوم رایانه، علوم مواد و پزشکی بالینی به طور معناداری کمتر است (جدول ۴-۹) . لازم به ذکر است دیگر ردههای موضوعی به لحاظ طول حیات علمی با هم تفاوت معناداری ندارند. جدول ۴-۹- ردههای موضوعی دارای طول حیات علمی متفاوت معنادار در آزمون یو-مان- ویتنی
رده موضوعی (الف)
رده موضوعی (ب)
مقدار یو-مان-ویتنی
مقدار Z
سطح معناداری
بیولوژی و بیوشیمی
پزشکی بالینی
۵۰/۲۰۳
۶۵/۲
۰۰۸/۰
مهندسی
۵۰/۱۷۵
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴)اگر فاصلهی ذرات زیاد شود، به سمت یک میل میکند. (۳-۷) ۵)اگر فاصلهی ذرات بسیار کم شود، به سمت صفر میل میکند. (۳-۸) برای یک سیستم به حجم که شامل فرمیون است، تابع موج غیر برهمکنشی را میتوان به صورت زیر نوشت:
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
(۳-۹) ممنتوم ذره ام، تابع حالت اسپینی ذره و تابع حالت آیزواسپینی ذره هستند. برای تابع موج غیربرهمکنشی دو ذره داریم: (۳-۱۰) در حالت کلی را میتوان به صورت مجموعهای کامل از توابع تک ذرهای ساخت. (۳-۱۱) حال معادله(۳-۲) را به صورت زیر بازنویسی میکنیم: (۳-۱۲) پارامتری است که برای انجام محاسبات وارد میکنیم. کمیتی به نام انتگرال بهنجارش تعمیم یافته را به صورت زیر تعریف میکنیم: (۳-۱۳) انرژی جنبشی گاز فرمی است که از رابطه زیر به دست میآید: (۳-۱۴) که جمع بر روی اسپین، آیزواسپین و تکانهی نوکلئونها بسته میشود. با در نظر گرفتن معادله(۳-۳) میتوان مخرج کسر معادله(۳-۲) را به صورت زیر بازنویسی کرد: (۳-۱۵) چون تابع موج حدسی و تابع موج غیر برهمکنشی بهنجار هستند: (۳-۱۶) با جایگذاری معادله(۳-۱۳) در رابطه (۳-۱۲) خواهیم داشت: (۳-۱۷) و یا (۳-۱۸) تابع مولد انرژی را به صورت زیر تعریف می کنیم: (۳-۱۹) برای یک سیستم تک ذره ای می توان انتگرال بهنجارش را به صورت زیر نوشت: (۳-۲۰) برای سیستم دو ذره ای خواهیم داشت: (۳-۲۱) و برای سیستم سه ذره ای داریم: (۳-۲۲)
برای سیسیتم ذره ای داریم: (۳-۲۳) که در آن نمایش نرمالیزیشن و معرف پادمتقارن است. به ترتیب عملگرهای همبستگی سیستمهای دو ذرهای و سه ذرهای، و به ترتیب توابع موج غیر برهمکنشی دو ذرهای و سه ذرهای هستند. انرژی جنبشی ذرهی اول و دوم و سوم هستند و همچنین ها انرژی جنبشی غیر برهمکنشی سیستم هستند. اکنون می توانیم را بر حسب خوشههای دوتایی، سهتایی، …و تایی بسط دهیم. برای به دست آوردن دو روش داریم: ۱)روش تجزیه جمعی: انتگرالهای بهنجارش تعمیم یافته را می توان به صورت زیر نوشت: (۳-۲۴) ۲)روش تجزیه ضربی:در این روش انتگرالهای بهنجارش تعمیم یافته به صورت زیر است (۳-۲۵) با بهره گرفتن از روابط(۳-۲۴)و(۳-۲۵) می توان روابط میان ها و ها را به صورت زیر بنویسیم: (۳-۲۶) بدین ترتیب میتوان یک سیستم ذرهای را به صورت خوشههای تک ذرهای، دو ذرهای، سه ذرهای و …نوشت. این روش به روش بسط خوشهای معروف است. بنابراین تابع مولد را میتوانیم به صورت زیر بنویسیم: (۳-۲۷) (۳-۲۸) با بهره گرفتن از معادله های (۳-۱۸)و(۳-۱۹) خواهیم داشت (۳-۲۹) (۳-۳۰) (۳-۳۱) بنابراین انرژی یک سیستم ذره ای را میتوان به صورت جمع انرژی خوشههای تکتایی(گاز فرمی غیر برهمکنشی)، دوتایی، سهتایی و … به صورت زیر نوشت: (۳-۳۲)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بند دوم: دلیل فلسفی ۷۵ بند سوم: دلیل جرمشناسی ۷۵ ۱-جرمشناسی اصلاح و درمان ۷۶ ۲-جرمشناسی واکنش اجتماعی ۷۷ ۳-نظریه عدالت ترمیمی ۷۹ گفتار چهارم : وضعیت اجرای مجازات های تبعی: ۸۰ بند اول : تعریف ۸۰ بند دوم: شرایط ۸۲ ۱- عمدی بودن جرم: ۸۲ ۲- محکوم شدن به مجازاتهای خاص موجود در ماده ۶۲ مکرر ۸۲ ۲-۱- قطع عضو در جرایم مشمول حد ۸۳ ۲-۲- شلاق حدی ۸۳ ۲-۳- حبس تعزیری بیش از سه سال ۸۳ ۲-۴- اعدام اجرا نشده ۸۴ بند سوم: اعاده حیثیت ۸۴ بند چهارم:وضعیت مجازات تبعی در واکنش به اعمال مجرمانهی اشخاص دارای نقیصه عقلی ۸۴ مبحث دوم: اقدامات تأمینی و تربیتی و واکنش مدنی ۸۶ گفتار اول: اهداف اقدامات تأمینی ۸۷ بند اول: هدف عینی ۸۷ ۱-از طریق اصلاح بزهکار ۸۷ ۲- پیشگیری تأمینی وضعی از ارتکاب جرم ۸۸ بند دوم: هدف ذهنی ۸۸ گفتار دوم: ویژگی ها ۸۸ بند اول: فقدان صبغه ی اخلاقی ۸۹ بند دوم: نا معین بودن ۹۰ بند سوم : قابلیت تجدید نظر ۹۱ گفتار سوم: علل امکان اجرای اقدامات تأمینی ۹۲ بند اول: دلیل حقوقی ۹۲ بند دوم: دلیل فلسفی ۹۲ بند سوم: دلیل جرمشناختی ۹۳ ۱-نظریه پیشگیری وضعی ۹۳ ۲-نظریه اصلاح و درمان ۹۵ گفتار چهارم: واکنش مدنی و علل امکان اجرا ۹۵ بند اول: دلیل حقوقی ۹۶ بند دوم: دلیل فقهی ۹۷ نتیجه گیری ۹۸ فهرست منابع و مأخذ ۱۰۰ فصل اول مقدمه یکی از تفاوت های حقوق جزای مدرن، نسبت به حقوق جزای کلاسیک توجه به نیت مرتکبین و علم و آگاهی تابعین قانون کیفری نسبت به جرم ارتکابی به منظور ارزیابی مسئولیت کیفری در نهایت اعمال مجازات و اقدامات تأمینی در مورد آنها می باشد. در این علم مدرن، کیفر شناسی به عنوان علمی به منظور اعمال بهترین واکنش به منظور تأمین فلسفه کیفر نسبت به شخص مجرم اهمیت اساسی دارد. در طول تاریخ، زمانی که حقوق جزا پیشرفت نکرده بود حتی اشیاء و حیوانات هم محاکمه می شدند. اما امروزه ما شاهد تحولات چشمگیری در زمینه ی این رشته مهم بوده، به گونه ای که شخص برای تحمل کیفر باید عاقل، بالغ، مختار و همچنین سایر شرایطی که به موجب قانون لازم است، باشد. یکی از موضوعات مهمی که در حقوق جزا بعد از ارتکاب جرم به منظور تحمیل واکنش جزایی مطرح می شود، بررسی این شرایط به منظور دارا بودن یا نبودن مسئولیت کیفری است. فقدان این شرایط در نوع قرارهایی که حسب مورد توسط دادسرا یا دادگاه صادر می شود و نیز نوع واکنش جامعه به مرتکب تأثیر دارد. در فقه شرایط مسئولیت کیفری به طور اختصاصی ذیل هر مبحث خاص مورد بررسی خاص قرار گرفته است. اکثر قریب به اتفاق فقهای امامیه، در مبحث مربوط به شرایط قصاص یا شرایط اجرای حدود دو شرط بلوغ و عقل را در کنار شرایطی مانند قصد و اختیار، به عنوان شرایط اساسی مجازات ذکر کرده اند. مرحوم محقق حلی شرط چهارم از شرایط قصاص را کمال العقل و بلوغ دانسته است.[۱] همچنین شهید اول در «لمعه» و شهید ثانی «الروضه» از جمله شرایط قصاص را «کمال العقل» و «بلوغ» دانسته اند.[۲]
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
البته امام خمینی در«تحریر الوسیله» و آیت الله خویی در «تکمله المنهاج» از عقل و بلوغ به عنوان دو شرط اساسی در کنار سایر شرایط قصاص یاد کرده اند ولی ذکری از «کمال العقل» به میان نیاورده اند. لیکن علامه حلی در شرایط قصاص به شرط «رشد» تصریح می کند. از توجه به اظهارات فقها – البته در بحث خاص قصاص می باشد – مستفاد می گرددکه در فقه تشیع که اساس قوانین کیفری ما مخصوصاً بعد از انقلاب می باشد – شرط «کمال العقل» به منظور مسئولیت و اعمال مجازات بسیار اساسی می باشد و نقص یا فقدان آن در مسئولیت کیفری شخص اختلال ایجاد می کند. از طرف دیگر با توجه به اینکه امروز مکاتب جدید در زمینه حقوق جزا و جرمشناسی تأسیس و نوع واکنش جامعه و مخصوصا دستگاه قضایی را به مجرمان تغییر داده، لازم است جامعه ما هم با این تغییرات پیش رفته و واکنش خود را نسبت به مجرمان، علی الخصوص مجرمانی که دارای نقیصه ی عقلی می باشند تغییر دهد؛ زیرا واکنش شدید نسبت به این اشخاص، نه تنها باعث اصلاح و همچنین پیشگیری از جرائم نمی شود، بلکه سبب می شود، این اشخاص نسبت به جامعه گستاخ تر شده و به مجرمین حرفه ای تبدیل می شوند. در این صورت، نه تنها فلسفه مجازات تأمین نمی شود، بلکه جامعه و دستگاه قضایی خود عامل تولید جرم و مجرم می شوند. برای ممانعت از ایجاد چنین وضعیتی در هر کشور قانونگذار باید با توجه به فرهنگ و آداب ملت نوع واکنش نسبت به این اشخاص را تعیین کرده و توسط دستگاه قضایی و سایر دست اند کاران حقوق کیفری به درستی این واکنش اجرا می شود، تا شاهد کشوری سالم و عاری از بزه بوده و در زمینه ی فرهنگی و اجتماعی رشد کند. در این زمینه الگو برداری از واکنش کشورهای پیشرفته که با روش های مختلف، باعث پیشگیری از بزهکاری در این اشخاص می شود، می تواند مفید و سازنده باشد. اشخاص دارای نقیصه عقلی در هر جامعه ای وجود داشته و در صورتی که مرتکب جرم شوند، واکنش های مختلفی ممکن است نسبت به آنها اعمال شود. در این رساله تلاش می شود، بعد از اینکه وضعیت مسئولیت کیفری این اشخاص روشن شد، نوع واکنش ها در حقوق کیفری ما به این اشخاص مشخص شود و اینکه تا چه حد این واکنش ها، رسالت حقوق کیفری را تأمین کرده اند و اینکه تا چه اندازه حقوق کیفری ما با موفقیت عمل کرده است و در پایان این تحقیق با ارائه ی پیشنهاداتی در این زمینه پرداخته خواهد شد. ب) دلایل انتخاب موضوع: در گذشته به خاطر عدم پیشرفت علم پزشکی و فقدان مسائل بهداشتی این افراد در همان سنین اول زندگی فوت می نمودند و لذا در جامعه اشخاص بالغ دارای نقیصه عقلی که مرتکب جرم می شدند، محدود بود، ولی امروزه با پیشرفت بهداشت و علوم پزشکی روز به روز بر تعداد این اشخاص افزوده میشود و مبتلی به آن در جامعه علی الخصوص مراجع قضایی زیاد شده است. بنابراین بحث مسئولیت کیفری و واکنش در قبال اعمال مجرمانه ی آنها با توجه به مبتلی به زیاد آن و سکوت سنگین قانون در این زمینه دلیلی اساسی بر انتخاب این موضوع بوده است. اینجانب پس از مشورت های مکرر با جناب آقای دکتر ابراهیمی موضوع «رشد جزایی» را به ایشان پیشنهاد دادم، ولی با توجه به اینکه دارای رکورد بود و دو مقاله مستقیم «رشد جزایی» در این زمینه وجود داشت که یکی از آن مقا له ها، تألیف دکتر رهامی بود خوشبختانه از طرف بخش حقوق جزای دانشکده حقوق رد شد و به موضوع «مسئولیت کیفری اشخاص دارای نقیصه غقلی » تغییر یافت و پس از ارائه چند منبع مناسب از طرف آقای دکتر ابراهیمی، علاقه ی اینجانب به موضوع مذکور شدت یافت. ج) اهمیت و ضرورت تحقیق: امروزه همانطور که که اشاره شد، با پیشرفت علوم پزشکی و بهداشت، تعداد این اشخاص در جامعه زیاد شده است، ولی متأسفانه با وجود این شرایط، فاقد منبع مستقیم، که به طور جامع و مانع توسط حقوقدانان در کتب و مقالات وضعیت کیفری این اشخاص را مشخص کنند می باشد و حقوقدانان بدون ذکر استدلال و به طور کلی مسئولیت کیفری این اشخاص را حداکثر در حد دو سه سطر و شاید پنج سطر بررسی نموده اند و در زمینه ی مسئولیت داشتن یا نداشتن هم شدیداً بین حقوقدانان اختلاف است. لذا اهمیت و ضرورت این تحقیق را می توان ارائه ی طریقی برای محاکم قضایی و دانشگاه ها به منظور رفع اختلاف و کاری جامع و مانع که به صورت یکجا و نه پراکنده مطالب جمع آوری شوند، باشد. د) پیشینه تحقیق: در رابطه با موضوع مطروحه منابع چندانی وجود ندارد و هیچ پایان نامه ای به عنوان نقیصه عقلی در هیچ دانشگاهی، دفاع نشده است. مهمترین منبعی که در این مورد وجود دارد کتاب «مقدمه ای بر روانشناسی و روانپزشکی کیفری» آقای دکتر شکرالله طریقت می باشد، که آن کتاب هم اولاً تألیف سال ۱۳۴۲ بوده و بنابراین با توجه به قانون مجازات عمومی ۱۳۰۴ نگارش یافته است ثانیاً مسئولیت کیفری اشخاص دارای نقیصه عقلی را حداکثر در دو سطر بررسی کرده است. البته لازم است اشاره شود که هیچ مقاله ای نیز در این زمینه نوشته نشده است. البته کتاب ها و مقالات متعددی در زمینه رشد جزایی، بالندگی عقلی، و همچنین علل و عوامل رافع مسئولیت کیفری مثل مستی، جنون و جنایت اشخاص در حال خواب در زمینه ی مسئولیت کیفری نوشته شده است، که هر کدام از زاویه ی دید خود به بررسی این موضوع پرداخته اند. ولی هدف اینجانب از گردآوری این پایان نامه، این است که ماهیت نقیصه ی عقلی را از لحاظ فقهی، حقوقی و همچنین پزشکی روشن نموده و مسئولیت کیفری و واکنش هایی که نسبت به آنها اعمال شود، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد موضوعی که از نوآوری ظریفی برخوردار می باشد و این رساله ی تحقیقی اولین کار پژوهشی در این زمینه می باشد؛ زیرا که هیچ یک از منابع به بررسی همه جانبه موضوع نپرداخته اند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
d
-۵۵۴۰/۱۵(<0001/0)
۶۴۳۳/۰(<0001/0)
اگرچه، هیچیک از مدلها تأثیر ترکیبی دما و SFA را بر SFC بیان نمیکنند. به منظور گنجاندن هر دو متغیر در این مدل، ضرایب مدل تک متغیره گمپرتز را باید به عنوان تابعی از متغیر دیگر بیان کرد. سپس با جایگزینی ضرایب با تابع متناظر، مدل دومتغیری گمپرتز به دست خواهد آمد. بنابراین، رابطه بین ضرایب مدلهای SFCf(T) و مقدار SFA یا ضرایب مدلهای SFCf(SFA) و دما مورد ارزیابی قرار گرفتند.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
شکل ۴-۳ نمودار پراکندگی ضرایب مدلهای SFCf(T) را در برابر مقدار SFA متناظر نشان میدهد. روابط خطی مناسبی با R2 بالا بین ضرایب α و c مدلهای SFCf(T) و مقدار SFA یافت شد. رابطه بین ضرایب و c مدلهای SFCf(T) و مقدار SFA را میتوان به صورت ریاضی اینگونه بیان کرد: (معادله ۴-۳) (معادله ۴-۴) که در آن: ۰β و محلهای تقاطع و ۱β و شیب خطوط رگرسیون میباشند. با جایگزینی ضرایب و c معادله ۴-۱ به ترتیب با معادلات ۴-۳ و ۴-۴، مدل نهایی که نشان دهنده SFC به عنوان تابعی از دما و SFC میباشد، بهدست خواهد آمد: SFC = (معادله ۴-۵) ضرایب مدل از طریق آنالیز رگرسیون غیرخطی و با بهره گرفتن از نرم افزار Sigmaplot بهدست آمد و در معادله ۴-۶ نشان داده شد. SFC = (معادله ۴-۶) کل ضرایب از نظر آماری در سطح اطمینان ۰۰۰۱/۰p˂ معنیدار بودهاند و R2 و خطای استاندارد مدل به ترتیب ۹۹/۰ و ۲۳/۲ بوده است. این موارد نشان دهنده توان خوب مدل در پیش بینی SFC چربیهای اینتراستریفیه شده است. سپس میزان انطباق مدل با مقایسه مقادیر آزمایش و پیش بینی شده مورد ارزیابی قرار گرفتند که نتایج در شکل ۴-۳ نشان داده شده است. شکل ۴-۳- مقادیر SFC آزمایشی و پیش بینی چربیهای اینتراستریفیه شده مخلوط روغن سویا و پالم اولئین کاملاً هیدروژنه. علامتها و خطوط پررنگ به ترتیب نشان دهنده مقدار SFC آزمایش (exp) و پیش بینی شده (prd) میباشند. ضریب همبستگی بین SFC آزمایش و پیش بینی شده بیش از ۹۹/۰ و متوسط خطای مطلق مقادیر پیش بینی شده برابر ۷۲/۱% بوده است. این موارد شاخصهای دقت مدلی هستند که در معادله ۴-۶ بسیار درست بودهاند. به بیان سادهتر، مدلی که در اینجا بیان شده میتواند SFC مخلوط چربیهای اینتراستریفیه شده را در SFC و دمای مشخص به عنوان «۷۲/۱% ± مقدار آزمایش» پیش بینی کند. اوسپینا و همکاران (۲۰۱۰) یک مدل درجه دوم را با بهره گرفتن از دما و مقدار اسید استئاریک به عنوان متغیرهای مستقل برای بیان SFC چربی پشت خوک ارائه کردند. هرچند، همانطور که در بالا و توسط آگوستو و همکارانش (۲۰۱۲) بیان شد، مدلهای درجه دومی که قادر به توصیف صحیح منحنی SFC نمیباشند، منحنی سیگموئیدی هستند. تلس و همکاران (۲۰۱۳) منحنیهای ذوب و اینتراستریفیکاسیون شیمیایی مخلوط دوتایی روغنهای گیاهی را با بهره گرفتن از مدل تعادل جامد-مایع به همراه الگوریتم کمینهسازی مستقیم تابع انرژی آزاد گیبس[۸۷]، مدلسازی کردند. مدل آنها قادر به محاسبه منحنی SFC مخلوط چربیهای مختلف از جمله چربیهای اینتراستریفیه شده بود. هرچند، نیاز به دادههای ورودی بسیار از قبیل نقطه ذوب و آنتالپی ذوب تری آسیل گلیسرولها میتواند کاربرد آنها را محدود سازد. از طرف دیگر، متوسط خطای مطلق مدل نشان داده شده بیش از مدل بهدست آمده در این تحقیق بوده است (۱۳/۴ در برابر ۵/۲). به منظور اعتبار بیشتر مدل دومتغیره (معادله ۴-۶) و بررسی پتانسیل این مدل در پیش بینی SFC مخلوط روغنها و چربیها، از مخلوطهای دوتایی روغن سویا کاملاً هیدروژنه و روغن کلزا و همچنین روغن پالم اولئین و کلزا که به روش شیمیایی اینتراستریفیه شده بودند (فرمانی و همکاران، ۲۰۰۹)، استفاده شد. ارزیابیها (شکل ۴-۴) نشان داد که این مدل قادر به پیشبینی SFC این مخلوطهای دوتایی با متوسط خطای مطلق ۸/۱% میباشد (شکل ۴-۴). لازم به ذکر است که روش کار فرایند اینتراستریفیکاسیون این ترکیبات کاملاً منطبق با روش کار در این تحقیق بوده است. شکل ۴-۴- بررسی قابلیت مدل در پیش بینی مقدار SFC به عنوان تابعی از دما برای مخلوطهای دوتایی پالم اولئین و روغن کلزای اینتراستریفیه شده شیمیایی. علامتها و خطوط پررنگ به ترتیب نشان دهنده مقدار SFC آزمایشی و پیش بینی شده میباشند. همچنین پتانسیل مدل در پیش بینی SFC ، مخلوطهای سه تایی روغن پالم اولئین و روغن کلزا و آفتابگردان به نسبتهای مختلف که به روش شیمیایی اینتراستریفیه شده بودند (فرمانی و همکاران، ۲۰۰۶)، استفاده شد. ارزیابیها نشان داد که این مدل قادر به پیشبینی SFC این مخلوطهای سهتایی با متوسط خطای مطلق ۵/۲% میباشد (شکل ۴-۵ ). شکل ۴-۵- بررسی قابلیت مدل در پیش بینی مقدار SFC به عنوان تابعی از دما برای مخلوطهای سهتایی پالم اولئین و روغن کلزا و آفتابگردان اینتراستریفیه شده شیمیایی. علامتها و خطوط پررنگ به ترتیب نشان دهنده مقدار SFC آزمایشی و پیش بینی شده میباشند
د- مدل سازی نقطه ذوب چربیهای اینتراستریفیه به عنوان تابعی از اسیدهای چرب
نقطه ذوب به عنوان متغیر وابسته و اسیدهای چرب به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شد. ضریب همبستگی هر کدام از اسیدهای چرب با نقطه ذوب در هر دما تعیین گردید. براساس ضریب همبستگی به دست آمده، موثرترین اسیدهای چرب انتخاب شده و از آنها برای مدل سازی نقطه ذوب استفاده شد. منحنی نقطه ذوب در مقابل ترکیب اسیدهای چرب ترسیم شده و سپس با مدل تجربی گمپرتز برازش داده شد تا بهترین تابع انتخاب شود. برای برازش دادهها از نرم افزار Sigmaplot استفاده شد. هرچقدر که نسبت روغن پالم اولئین کاملاً هیدروژنه در مخلوط دوتایی روغن پالم اولئین کاملاً هیدروژنه و روغن سویا افزایش مییابد، نقطه ذوب نیز افزایش پیدا میکند که به علت بالا بودن درجه اشباعیت اسیدهای چرب موجود در این مخلوطها میباشد (شکل شماره ۴-۶). مدل سازی نقطه ذوب به عنوان تابعی از ترکیب اسید چرب بهصورت معادله گمپرتز (معادله ۴-۷) تعریف شد. α، b و c نیز مربوط به پارامترهای این مدل میباشند که با بهره گرفتن از نرمافزار Sigmaplot محاسبه و در جدول ۴-۱۱ نشان داده شده است. SMP= معادله (۴-۷) ضرایب در سطح اطمینان ۰۵/۰p˂ معنیدار بوده است و ضریب تشخیص (۹۹/۰=R2) برای مدل بهدست آمد. مدل در حالت کلی مقدار p کمتر از ۰۰۰۱/۰ داشت (جدول ۴-۱۱). به این معنی که این مدل توان خوبی در پیشبینی SMP به عنوان تابعی از SFA دارد. جدول ۴-۱۱- ضرایب مدل گمپرتز که بیان کننده SMP به عنوان تابعی از اسیدهای چرب اشباع (SMPf(SFA)) میباشد و ارزیابی قابلیت مدل
Goodness of fit
Coefficients of Gompertz model
Models
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- در فقره بیستم قرارداد اولی رویتر چنین مذکور است: «در صورتی که دولت علیه ایران بعد از این مصمم بشود که امتیاز بانک را یا امتیاز یک دستگاه اعتباری را از هر قبیل که باشد بدهد، آن امتیاز از امروز یه حکم این قرارداد معهود و مخصوص است از برای این کمپانی که بر جمیع اشخاص و کمپانیهای دیگر حق رجحان خواهد داشت». ↑
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هر جواب کارا متناظر با یک بردار کارا در فضای تصمیمگیری است. اگر با جایگزین شود جوابهای کارای ضعیف حاصل میشوند. جوابهای کارای ضعیف معمولا در برنامهریزی ریاضی چندهدفه (MOMP) مورد استفاده قرار نمیگیرند به دلیل این که ممکن است توسط جوابهای کارای دیگر مغلوب شوند. تصمیمگیرنده منطقی به دنبال یافتن ارجحترین جواب در میان جوابهای بهینه پارتوست. بر اساس مقاله هوانگ و مسعود[۱۰۹] (۱۹۷۹) روشهای حل مسایل MPMP را برحسب مرحله ای که تصمیمگیرنده درگیر فرایند تصمیمگیری و بیان کردن الویت میشوند به سه دسته تقسیمبندی میشوند: روش قیاسی: در روش قیاسی، تصمیمگیرنده الویتهایش را قبل از فرایند حل بیان میکند. روش تعاملی: در روش تعاملی، مراحل گفتگو با تصمیمگیرنده و تبادلنظر با آنها انجام میشود و این فرایند با مراحل محاسبه ادغام میگردد و بعد از چندین تعامل، نظرات به ارجحترین جواب همگرا میگردد. روش استقرایی: در این روش ابتدا جوابهای کارا محاسبه میگردند و سپس تصمیمگیرنده برای انتخاب بهتر جواب درگیر میگردد.
 ۴-۲-۱ روش Ɛ-محدودیت روش Ɛ-constraint یک روش استقرایی میباشد. در این روش ابتدا جوابهای کارا محاسبه میگردند و سپس تصمیمگیرنده برای انتخاب ارجحترین جواب درگیر میگردد. یعنی ابتدا مدل چند هدفه با این روش حل می شود و سپس تصمیمگیرنده می تواند با توجه به جوابهای موجود ناچیره (مرز پارتو)، آن تصمیمی که مد نظر است را انتخاب کند. فرض کنید مساله MOMP زیر موجود باشد:
(۴-۱)
که X برداری از متغیرهای تصمیم است. ، عبارتند از p تابع هدف مساله و S ناحیه شدنی است. در روش Ɛ-constraint ابتدا یکی از توابع هدف با بهره گرفتن از در محدودیت قرار دادن سایر توابع هدف بهینه میشود. وارد کردن توابع هدف در محدودیتهای مدل به شکل رابطه(۳-۲۹) است:
(۴-۲)
با تغییرات پارامتریک مقادیر سمت راست توابع هدف محدودشده ( ) جوابهای کارای مساله حاصل میشود. ۴-۳ روشهای تکاملی[۱۱۰] تکامل یک فرایند خلاق و بسیار قدرتمند است که شگفتیهای تصور ناپذیری را بهوسیله چند عمل ساده خلق می کند. فرایندی که دم به دم و نسل به نسل، گونه هایی جدید میآفریند، اصلاح می کند، میآمیزد و انتخاب می کند تا در سیر رو به کمال خود، نه تنها یک نهاد[۱۱۱]بلکه جمعیتی از نهادها را به سمت خوبترین و کاملترین وضعیت ممکن نزدیک و نزدیکتر نماید. در جهان ریاضیات، نهاد کامل را نقطه بهینه و فرایند جستجو برای یافتن آنرا بهینهیابی گویند. متخصصین بهینهیابی با الگوگیری از فرایند تکامل طبیعت، تکنیک جدیدی به دست آوردهاند که الگوریتمهای تکاملی[۱۱۲] نام دارد. این روش در جهان واقعی کاربرد کاملاً موفق و وسیعی حتی برای یافتن جواب بهینه مسائل بسیار پیچیده پیدا کرده است. ۴-۳-۱ ساختار جواب برای الگوریتم ژنتیک همانطور که پیش از نیز بیان گردید، صورت مساله مورد بحث در این پژوهش متشکل از دو فاز به شرح زیر میباشد: مرحله فرایند بیهوشی(مرحله اول): با توجه به تعریف مسأله بیماران زمانی که وارد سیستم میشوند ابتدا باید وارد مرحله بیهوشی شوند و بعد از انجام فرایند بیهوشی برای عمل جراحی وارد مرحله جراحی خواهند شد. پس فرایند بیهوشی را باید مرحله اول در نظر گرفت. مرحله فرایند جراحی(مرحله دوم): بیماران بعد از گذشتن از مرحله اول، باید وارد مرحله دوم شوند تا عمل جراحی بر روی آنها صورت پذیرد. پس مرحله دوم را میتوان مرحله جراحی در نظر گرفت. برای استفاده از الگوریتم فرا ابتکاری ابتدا باید برای مسأله مورد نظر جوایی یا توجه به ساختار مسأله تعریف شود. در مسأله مورد نظر نیز باید ابتدا جوابی به صورتی که در ادامه بیان می شود، تعریف شود. اگر تعداد عملهای جراحی n و تعداد تیمهای بیهوشی و تعداد تیمهای جراحی در نظر گرفته شود. در این مطالعه با توجه به ساختار مسأله تعداد تیمهای موجود در مرحله اول کمتر از تعداد تیمهای موجود در مرحله دوم میباشد. در واقع تعداد تیمهای بیهوشی همیشه کمتر از تعداد تیمهای جراحی است. ساختار جواب یا لانه برای مسأله به صورت یک ماتریس میباشد که همیشه است پس لانه مسأله مورد نظر به صورت یک ماتریس است. در حالت کلی با فرض ساختار کلی جواب را میتوان به شکل زیر نشان داد.
…
Permutation (-1)
Permutation (-1)
شکل ۴-۱ ساختار کلی جواب در لانه فوق i که نشان دهنده بیمار iام و j که نشان دهنده تیم ام میباشد که درایههایی که در ماتریس مربوطه قبل از آن قرار میگیرند بیمارانی هستند که به آن تیم تعلق پیدا می کنند. همانطور که در لانه فوق مشاهده می شود در مسأله مورد نظر این تحقیق که است تعداد تیمهای مورد استفاده در مرحل اول کمتر از مرحله دوم میباشد که برای تعریف لانه با در نظر گرفتن تعداد تیم مجازی برای مرحله اول که در واقع مربوط به سطر اول ماتریس لانه است تعداد تیمها در دو مرحله برابر شده است. برای واضح تر شدن مسأله در ادامه مثالی آورده شده است. میبایست ۸ عمل جراحی توسط ۳ تیم بیهوشی و ۵ تیم جراحی انجام شود. با توجه به مطالب گفته شده لانه خام برای این مسأله به صورت یک ماتریس مییاشد که سطر اول مربوط به مرحله اول (بیهوشی) و سطر دوم مربوط به مرحله دوم (جراحی) میباشد که به شکل زیر است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برای حل معادلات جرم، حرارت و مومنتم بر اساس شرایط مرزی و دادههای ورودی مطابق شرایط صنعتی در قطاعی از لوله نیاز به شبکه بندی صحیحی از لوله داریم. همانطور که در ابتدا فصل در بخش دینامیک سیالات عددی گفته شد، انتخاب نوع مش و سایز و کیفیت آن در حل این مسئله مهم است. توانستیم به این نتیجه برسیم استفاده از مش بندی بر اساس فیزیک مسئله بهترین روش برای حل مسئله خواهد بود. به این صورت که انتخاب مش بندی بر اساس یک نقشه[۱۶۷] در فیزیک مسئله با سایز و اندازه مناسب میتواند درک بهتری نسبت به ریز شدن مشها و از دست دادن زمان بخاطر محاسبات و حتی در بیشتر مواقع خطای همگرایی را در بر خواهد داشت.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
جدول ۳‑۱۷ : مشخصات مش بندی شبکه لوله
Maximum element size Predefined
۰.۰۷ m Normal
شکل ۳‑۹ : شماتیکی از مش بندی شبکه لوله برای حل مسئله و مطالعه پدیده استفاده از حل کننده مناسب به ما کمک میکند که پدیده را بهتر بشناسیم. به خاطر شرایط ناپایداری که داریم نمیتوانیم از مطالعه ثابت[۱۶۸] استفاده کنیم. انتخاب مطالعه به صورت وابسته به زمان[۱۶۹] انجام گرفت. مشخصات حل شونده در جدول ۳‑۱۸ آمده است. جدول ۳‑۱۸ : مشخصات حل کننده شبیه سازی
Sscound time unit
rang (0,0.001,0.1) Times
۰.۰۱ relative tolerannce
Tolerance termination technique
PARSISO Solver
Nested dissection multithreaded Pre Ordering algorithm
در اینجا برای ارزشیابی و مطمن شدن از حل مسئله، ماژولهای خود را به دو دسته تفکیک[۱۷۰] میکنیم و نرم افزار جوابهای حل شده در دو بخش را با هم مقایسه میکند و به کمترین خطا یعنی ۰۱/۰ میرسد. در صورتی که که مشکلی در شبیه سازی وجود داشته باشد به همگرایی[۱۷۱] مناسب نخواهیم رسید. مشخصات تفکیک کنندهها در جدول ۳‑۱۹ آمده است و در شکل ۳‑۱۰ و شکل ۳‑۱۱ میتوان دقت خیلی خوب حل کننده را مشاهده کرد. جدول ۳‑۱۹ : تفکیک کنندههای مسئله برای اعتبار سنجی حل کننده
Segregated step 2 Segregated step 1
Volume fraction dispersed phase
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بر مبنای این تقسیم بندی کل روش های پوشش در سه گروه زیر دسته بندی میگردند و هر دسته بر مبنای یکی از کاربردهایش نامگذاری شده است. این گروهها عبارتند از: ۱- مسئله گالری هنر[۵] ]۳ [و ]۴[، ۲- پوشش اقیانوس[۶] ]۳ [و ]۵[، ۳- پوشش سیستم های روبوتیک[۷] ]۳[، ]۶[، ]۷[ و ]۸[. مسئله گالری هنر: در این مسئله فرض شده است که یک محیطی، مثل یک گالری وجود دارد و هدف این است که تمام محیط این گالری توسط حسگرهایی پوشش داده شود به گونهای که هر نقطه از این گالری حداقل توسط یکی از این حسگرها پوشش داده شده باشد به صورتی که اگر این حسگرها دوربین فرض شوند، این گالری باید در مقابل سرقت، ایمن باشد و همچنین برای این کار میبایست حداقل گره حسگر مصرف گردد. مسئله ی گالری هنر یکی از مسائل کار آمدی است که در شاخه ی هندسه محاسباتی قرار دارد. انگیزه ی اصلی برای حل این مشکل، حل مشکلی در موزهها بود به این ترتیب که لازم بود از حداقل تعداد دوربینهای امنیتی که قابلیت چرخش را دارند برای پوشش دادن کل فضای موزهها یا نگارخانههای هنری استفاده کرد. اثبات شده است که برای محیط های دوبعدی تعیین مکان و تعداد حسگرها از لحاظ زمانی خطی است ولی برای حالات سه بعدی یک مساله NP-hard میباشد ]۳[ و ]۴[.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
پوشش اقیانوس: در این نوع از مسائل بیان شده که برای مثال در صورتی که بخواهیم موجودات دریایی را تحت بررسی قرار دهیم و بخواهیم این کار را از طریق ماهوارهها انجام دهیم، به دلیل اینکه یک ماهواره بر اثر عواملی نمیتواند بیش از ۱۵% سطح اقیانوسها را در روز پوشش دهد، چند ماهواره برای این کار لازم است تا میزان پوشش افزایش یافته و از پوشش نقاط مشترک خودداری گردد]۳[ و ]۵[. پوشش سیستم های روبوتیک: این نوع پوشش برای اولین بار توسط شخصی به نام Gage مطرح شد و انواع پوشش ها را از دید سیستم های روبوتیک مطرح کرد. او سه نوع پوشش را بیان کرد که عبارتند از پوشش پوشاننده[۸] ]۳[ و ]۷[، پوشش مرزی (مانع)[۹] ]۳[ و ]۸[ و پوشش جاروبی[۱۰] ]۳[ و ]۹[. در پوشش پوشاننده هدف تعیین دقیق مکان حسگرهاست، به گونهای که حداکثر پوشش را برای یک ناحیه ایجاد کنند. در پوشش مرزی (مانع)، هدف قرارگیری یکسری حسگر در محیط است به گونهای که نواحی پوشش داده نشده بر اثر وجود موانع در محیط به حداقل برسد و پوشش جاروبی کم و بیش شبیه به پوشش مرزی (مانع) میباشد، با این فرض که موانع در آن متحرک میباشند]۳[، ]۶[، ]۷[ و ]۸[. ۲-۳) تقسیم بندی دوم انواع پوشش: در بیشتر مقالاتی که درمورد مساله پوشش کار شده از این دسته بندی برای معرفی روش خود استفاده کردهاند. این دسته بندی بر مبنای چگونگی پوشش به سه گروه تقسیم شده، که عبارتند از: ۱- پوشش مرزی[۱۱] ]۳[ و ]۱۰[ ، ۲- پوشش ناحیهای[۱۲] ]۳[ و ]۱۰[ و ۳- پوشش نقطهای[۱۳] ]۳[، ]۶[، ]۷[ و ]۱۱[. پوشش مرزی: اگر ناحیه ای داشته باشیم که گره های حسگر در آن پراکنده شده باشند و برای این ناحیه یک نقطه ورود و یک نقطه خروج درنظر گرفته باشیم، هدف پیدا کردن دو مسیر از مبدا به مقصد میباشد به گونهای که در یکی از این مسیرها احتمال دیده شدن و شناسایی شدن کمترین میزان و در مسیر دیگر بیشترین میزان باشد. منظور از این مسیرها، بهترین و بدترین راه نفوذ به محیط تحت پوشش میباشد. مسیری برای نفوذ مناسب تر است که هرنقطه از آن، از تمام حسگرها دور باشد و یا در محدوده ی غیرقابل پوششی قرار داشته باشد. این مسئله با بهره گرفتن از دیاگرام وارونی[۱۴] برای پیدا کردن مسیر با پوشش حداقل و از مثلثبندی دِلانی[۱۵] برای پیداکردن مسیری با بیشترین پوشش حل می شود ]۹[. یکی دیگر از انواع پوشش مرزی، مدل هایی برپایه آشکارسازی میباشد. این مدل ها بر این فرض استوار هستند که ناحیه حسی گرهها با افزایش فاصله از دقتش کاسته میشود و احتمال اینکه یک هدف را نتواند کشف کند افزایش پیدا میکند. هدف در اینگونه از مسائل پیدا کردن یک مسیر بین مبدا و مقصد میباشد که دارای کمترین میزان دید توسط حسگرهاست، یعنی احتمال کشف یک هدف بر روی این مسیر کمترین است ]۱۰[. شکل ۲-۱: پوشش مرزی ]۳[ پوشش مرزی به تعداد خیلی کمتری از پوشش کامل ناحیه به حسگر نیاز دارد. این مدل از پوشش یک مدل مناسب برای کاربردهای تشخیص تجاوز (نفوذ) میباشد. در این نوع مدل پوشش نیازمندیم که عملیات پوشش را طوری انجام دهیم که اگر نفوذی از عرض ناحیه تحت پوشش صورت گیرد آن را بتوانیم تشخیص دهیم ]۱۲[. برخی از کاربردهای مهم شبکه های حسگر با تشخیص حرکت درگیر هستند، مانند زمانی که حسگرها در طول مرزهای کشوری پخش می شوند تا نفوذ های غیرقانونی را تشخیص دهند. در هر لحظه، هر یک از هدف ها توسط حداقل یک حسگر تحت کنترل قرار میگیرد و هر حسگر قادر است تمامی اهداف موجود در محدوده حسگریاش را کنترل کند ]۱۲[. در شکل ۲-۲ چگونگی آرایش گره های حسگر برای شناسایی گره های متجاوز را مشاهده می کنیم. شکل ۲-۲: پوشش مرزی (مانع) برای شناسایی گره های متجاوز ]۱۲[ همان طور که در شکل ۲-۲ دیده می شود، نحوه ی چینش حسگرها باید به نحوه ای باشد که هیچ حفره ی پوششی در شبکه نداشته باشیم تا هیچ متجاوزی بدون اینکه شناسایی شود، نتواند از زنجیره ی گره های حسی عبور کند ]۱۲[. پوشش ناحیهای: بیشتر تحقیقات انجام شده در مورد مساله پوشش، مربوط به پوشش ناحیهای میباشد. هدف اصلی شبکههای حسگر در این نوع پوشش، پوشش دادن و نظارت کردن کامل یک محیط میباشد. البته در بعضی از مقالات مناطق بزرگ و جدا ازهم، هم مشمول این تقسیمبندی شده است. به علت اینکه در اکثر موارد تعداد گرههای موجود در محیط برای عمل پوشش بیش از تعداد مورد نیاز میباشد، میتوان این گرهها را در درون مجموعههایی جدا از هم دستهبندی کرد، به گونهای که هردسته توانایی پوشش کامل ناحیه را داشته باشد. به این صورت گرههایی که عضو مجموعه انتخاب شده نیستند میتوانند به خواب بروند. هدف اصلی بیشتر این تحقیقات بدست آوردن بیشترین زیرمجموعه از این گرهها میباشد]۳[ و ]۱۰[. شکل ۲-۳: پوشش ناحیه ای ]۳[ پوشش نقطهای: در این گروه هدف تنها پوشش نقاط خاصی از محیط میباشد و این نقاط در سطح محیط پراکندهاند. در ظاهر میتوان گفت که این روش زیرمجموعهای از روش پوشش ناحیهای میباشد و اگر ما کل ناحیه را پوشش دهیم به طور ضمنی آن نقاط را هم پوشش دادهایم. ولی این فرض اشتباه میباشد و دلیل آن هم این است که هدف اصلی در شبکههای حسگر کاهش مصرف انرژی و افزایش طول عمر شبکه میباشد. بنابر این پوشش مناطقی که برای ما کاربردی ندارند یک کار اشتباه میباشد. در تمام این روش ها نقاط مورد نظر از قبل مشخص هستند و مکان آن ها معلوم است و به آن ها هدف گفته میشود. مانند روش های پوشش ناحیهای، در این روش ها هم هدف پیداکردن حداکثر زیرمجموعههای جدا از هم حسگر میباشد که هرکدام به تنهایی قادر باشند اهداف مورد نظر را پوشش دهند ]۳[، ]۶[، ]۷[ و ]۱۱[. در این روش تعدادی از اهداف با جایگاه مشخص که باید مورد کنترل قرار گیرند، در نظر گرفته می شوند. تعداد متوسطی از حسگرها به صورت تصادفی در نزدیکی اهداف پخش می شوند تا بر طبق زمانبندیهای خاص نسبت به انجام وظایف و تشخیص اهداف از پیش تعیین شده فعال گردیده و اطلاعات به دست آمده را به گره پردازشگر مرکزی بفرستند ]۳[، ]۶[، ]۷[ و ]۱۱[. شکل ۲-۴: پوشش نقطه ای ]۳[ ۲-۴) شبکه ی متصل[۱۶]: تا به اینجا با مفهوم کلی پوشش آشنا شدیم. حال به این نکته می رسیم که آیا فقط پوشش کامل، مفهوم مناسبی برای یک شبکه ی حسگر بی سیم است یا این که شبکه باید دارای فاکتور دیگری هم باشد تا وقتی از این پوشش برخوردار شد، بتواند داده های محیطی را انتقال دهد؟ جواب مثبت است. زیرا یک شبکه باید شبکه ای متصل از نظر شعاع مخابراتی باشد. مفهوم پوشش که تا اینجای کار بررسی شد، به مفهوم مشاهده ی محیط از نظر شعاع حسی بود. اما گره ها اطلاعاتی را که از محیط به دست می آورند باید به مقصد منتقل کنند که این امر منوط به این است که گره ها با هم تبادل اطلاعات داشته باشند و گره یا گروهی از گره ها خارج از شبکه نباشد. اکنون لازم است که مفهوم شبکه ی متصل را بیان کنیم. ۲-۴-۱) شعاع های حسی و مخابراتی گره های حسگر: هر گره ی حسگر دارای دو شعاع حسی[۱۷] (RS) و شعاع مخابراتی[۱۸] (RC) می باشد . این دو شعاع الزاما با هم برابر نیستند و همچنین این دو شعاع به صورت همگن نیز نمی باشند اما در اکثر مقالات برای سادگی محاسبات این دو شعاع را همگن در نظر می گیرند. شکل ۲-۵: انواع شعاع های حسی و مخابراتی گره های حسگر هر گاه دو گره در وضعیتی باشند که شعاع های مخابراتیشان بزرگتر از فاصله ی بین این دو گره باشد، این دو گره را متصل به هم گوییم و به همین ترتیب این مقوله را می توان به گره های دیگر تعمیم داد. شکل ۲-۶: نمونه ای از دو گره ی متصل به هم لازم به ذکر است که دلیلی ندارد تمام گره ها در محدوده ی شعاع مخابراتی یکدیگر باشند تا یک شبکه ی متصل داشته باشیم بلکه کافیست گره ها از طریق گره های رله، مسیری به سمت گره های دیگر پیدا کنند. در این صورت است که شبکه را متصل می گوییم و می توانیم داده هایی که از محیط توسط حسگر ها دریافت می شود را به سمت مقصد هدایت کنیم. توجه باید کرد که موارد سنجش شده باید مسیریابی شوند تا به مقصد برسند. نوع مسیریابی انجام شده با توجه به موضوع این پایان نامه در این مبحث نمی گنجد اما با توجه به انواع شبکه های حسگر بی سیم از نوع استاتیکی و دینامیکی فرق می کند به صورتی که در شبکه های استاتیکی مسیریابی ثابت است اما در شبکه های دینامیکی مانند شبکه های اقتضایی موبایل و خودرویی، این مسیریابی به صورت دینامیکی انجام می شود ]۱۳[. برای نشان دادن مفهوم اتصال فرض می کنیم ناحیه ای به مساحت m2 ۱۰۰۰*۱۰۰۰ داریم. ۵۰ گره با شعاع مخابراتی m 150 داریم که به صورت تصادفی در محیط پخش شده اند. شکل منتج شده به صورت زیر در می آید. شکل ۲-۷: یک شبکه ی حسگر بی سیم غیر متصل با ۵۰ گره و شعاع مخابراتی m 150 حال اگر فرض کنیم همین تعداد گره داریم اما با شعاع مخابراتی m 400 . شکل ۲-۸: یک شبکه ی حسگر بی سیم متصل با ۵۰ گره و شعاع مخابراتی m 400 راه دیگر برای داشتن یک شبکه ی متصل این است که بدون اینکه شعاع های مخابراتی را زیاد کنیم، تعداد گره های حسگر را زیاد کنیم. شکل ۲-۹: یک شبکه ی حسگر بی سیم متصل با ۲۵۰ گره و شعاع مخابراتی m 150 گره هایی که مستقیما با هم ارتباط مخابراتی ندارند، از طریق گره های دیگر که نقش رله را دارند می توانند با هم ارتباط برقرار کنند. بهترین روش برای داشتن یک شبکه متصل، یافتن الگوریتمی بهینه برای تعداد گره ها و شعاع مخابراتی و همچنین نحوه ی استقرار گره ها با توجه به توان شبکه است. لازم به یادآوری است هر شبکه ای که میخواهد هر کدام از پوشش های توضیح داده شده در این فصل را داشته باشد باید فضای مورد نظر را توسط شعاع حسی (RS) خودش بپوشاند. با این توضیحات تفاوت کلی مفاهیم پوشش و اتصال در شبکه های حسگر بی سیم را متوجه شدیم. نکته ی دیگری که در مبحث پوشش پیش می آید، حفره ی پوشش است. به این معنی که در آن مناطق ما پوشش نداریم (شعاع حسی حسگرها در آن مناطق برد لازم را ندارد و ما با عدم پوشش همراه هستیم.). این امر می تواند بنا به دلایل زیست محیطی، عدم استقرار مناسب حسگرهای استاتیکی، عدم حرکت مناسب حسگرهای دینامیکی و امثال آن ها باشد. الگوریتم های مورد نظر برای استقرار یا حرکت حسگرها باید به گونه ای انجام شوند که این حفره ها را به حداقل برسانیم و در صورت امکان تعدادشان را به صفر برسانیم ]۱۳[. در شکل ۲-۱۰ حفره های پوششی با علامت ضربدر مشخص شده است. شکل ۲-۱۰: حفره ی پوشش
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۲-۵ مدل سازه ترکیبی سرریز- دریچه سازه ترکیبی سرریز- دریچه مورد استفاده در آزمایشات، در فاصله ۲ متری از ابتدای کانال و با ضخامت ۳ میلیمتر تعبیه شده که با ابعاد هندسی متفاوت ساخته شده است. شکل ۳-۳ مدل فیزیکی سازه ترکیبی مورد استفاده در آزمایشات هیدرولیک جریان مشخصات آزمایشات انجام شده در کانال آزمایشگاهی با مقیاس کوچک، در جدول زیر شرح داده شده است: جدول ۳-۱ محدوده آزمایشات انجام شده برای مدلسازی هیدرولیک جریان
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
پارامتر
دفعات تغییر
واحد
محدوده تغییرات
دبی ورودی (Q)
۷
Lit/s
۶۴/۲ – ۳۹/۱
بازشدگی دریچه (W)
۵
Cm
۵/۱ – ۵/۰
ارتفاع سازه (T)
۵
Cm
۵/۵ – ۵/۳
۳-۳ آنالیز ابعادی اولین گام در شبیهسازی و مدلسازی، شناخت متغیرهای اثرگذار بر پدیده فیزیکی است. تعداد متغیرهای اثرگذار با توجه به پیچیدگی رفتار پدیده موردنظر، می تواند افزایش یابد. با توجه به اینکه هر کمیت فیزیکی در قالب ابعاد بیان می شود، استفاده از روشی که بتواند با ترکیب متغیرهای اثرگذار، متغیرهای بیبعد را که مفهوم فیزیکی دارند ایجاد کند، می تواند در کاهش تعداد متغیرها بسیار مفید باشد. آنالیز ابعادی روشی است که در آن با بهره گرفتن از مفهوم همگنی ابعاد، متغیرهای اثرگذار بر پدیده فیزیکی مورد نظر در قالب متغیرهای بیبعد بیان میشوند. سپس بر اساس این متغیرها و انجام مطالعات آزمایشگاهی، رابطه های تجربی بدست میآورند. برای انجام آنالیز ابعادی، روشهای مختلفی ازجمله روش فهرستنویسی، نظریه پیباکینگهام، روش گامبهگام و روش هانسیکر و رایت مایر وجود دارد. در این تحقیق، روش پیباکینگهام که کاربرد وسیعتری دارد مورد بحث و استفاده قرار گرفت. این روش، یکی از روشهای معروف است که به طور وسیع در آنالیز ابعادی استفاده می شود. در جریان عبوری از سازه ترکیبی سرریز – دریچه در حالت جریان آزاد، متغیرهای مؤثر عبارتند از: ۱- دبی عبوری از روی سرریز، Qs ۲- دبی عبوری از زیر دریچه، Qg ۳- عمق بالادست سازه ترکیبی، H1 ۴- هد آب روی سرریز، Hd ۵- طول سازه، T ۶- بازشدگی دریچه، W ۷- شتاب ثقل (g)، ρ و μ سیال شکل (۳-۴) متغیرهای مؤثر در جریان عبوری از سازه ترکیبی سرریز- دریچه را در حالت جریان آزاد نشان میدهد. شکل ۳-۴ شماتیکی از جریان ترکیبی عبوری از سرریز و زیر دریچه در بستر صلب با انجام آنالیز ابعادی به روش پیباکینگهام رابطه (۳-۱) بدست می آید. از آنجاییکه جریان آشفته است لذا از اثرات Re (رینولدز) صرف نظر شده و نهایتاً رابطه (۳-۲) بدست می آید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
قرآن دریایی است بی پایان که پژوهنده هر چه پیش رود و در آن به شناوری و غواصی بپردازد، چون به عقب بنگرد خود را در ساحل می یابد و دریای با عظمت قرآن را کماکان در پیش روی خود می بیند. بنابراین هر کس می تواند در این دریای بیکران به غوص و تفحص بپردازد و از گوهر های بی شمار آن، به فراخور توان و استعداد خویش ، برای خود سرمایه معنوی اندوزد. در عین حال در پیچ و تاب های آن راهی جزء بهره جستن از علم و درایت ناخدایان و سکان داران کشتی اهل بیت نخواهد داشت.
 ۳-۲بررسی واژگان گروه مثانی در این فصل واژگان مجموعه ی «مثانی» مورد تحلیل و بررسی قرار خواهند گرفت. با توجه به تعریفی که از مجموعه ی «مثانی» ارائه گردید و علت نام گذاری این مجموعه به «مثانی» تبین شد واژگانی این مجموعه علی رغم پیچیدگی معنایی، بازگو کننده نوعی ترتب معنایی هستند که در این ترتب معنایی، نه تنها معانی از یکدیگر مجزا نیستند بلکه به یکدیگر انعطاف می یابند. با این توضیح واژگان مجموعه ی مثانی در سه گروه مورد بررسی قرار خواهند گرفت. ۳-۲-۱ترتب ادواتی در این گروه واژگانی قرار می گیرند که در سیاق آیات آن ها ادواتی از قبیل: حرف، ظرف،… ذکر شده است که ساختار این ادوات به نوعی بیانگر ترتب معنایی هستند، در اکثر سیاق آیات حرف «ثُّمَ» به کار رفته است . در تعریف حرف «ثُّمَ» گفته شده : حرفی که مقتضی سه امر است : شرکت در حکم، مهلت و تأخیر و ترتیب . بنابراین سومین وجه معنایی حرف «ثُّمَ» ترتیب است. البته بیان شده که این ترتیب تنها خبر دادن است نه ترتیب حکم.(سیوطی، ۱۳۸۴ : ۱/ ۵۵۵-۵۵۴) ادات دیگری که در سیاق آیات مذکور به چشم می خورد ظرف «دونَ» است . در تعریف «دونَ» آمده است : ظرف نقیض «فوقَ» است و بنابر مشهور صرف نمی شود و یکی از وجوه معنایی آن، بیان تفاوت در حال است به عنوان نمونه : زیدٌ دونَ عمر یعنی زید پایین تر از عمر در شرف و علم است.(همان، ۱۳۸۴ : ۱/ ۵۶۰-۵۵۹) بنابراین در این وجه معنایی «دونَ» به نوعی در بردارنده ی ترتب معنایی است زیرا لازمه ی رسیدن به مراتب اعلی طی کردن مراتب پایین تر است. واژگانی که ذیل این مجموعه مورد بررسی قرار خواهند گرفت عبارتند از : مثانی(زمر/۲۳)، کرَّتَین (ملک/۴)، مرَّتَین (توبه/۱۰۱)، یومَین (فصلت/۱۲-۹)، جَنّتان( الرحمن/۶۲-۴۶)، نَجدَین (بلد/۱۰) ۳-۲-۱-۱بررسی واژه ی«مثانی» «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِکْرِ اللَّهِ ذلِکَ هُدَى اللَّهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هاد» ) زمر/۲۳ ) خدا بهترین گفتار را به صورت کتابى متشابه دوگانه فرو فرستاد که از خواندنش پوست کسانى که از پروردگارشان مىترسند مىلرزد سپس پوستهایشان و دلهایشان با یاد خدا نرم شود. این هدایت خداست که هدایت مىکند بوسیله اش هر کس را که بخواهد، و هر کس را که خدا گمراه کند او را راهنمایى نباشد. (فارسی، ۱۳۶۹ : ۱/۹۲۳) «وَ لَقَدْ آتَیْناکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ» (حجر/۸۷) و به یقین به تو هفت«مثانى»و قرآن عظیم را دادیم.(فارسی، ۱۳۶۹ :۱/۵۳۳) ۳-۲-۱-۱-۱مفهوم لغوی واژه ی «مثانی» واژه پژوهان واژه ی « مثانی» را از ریشه ی « ثَنی» و به معنای عطف و انعطاف ، برگرداندن و پیچیدن دانسته اند.(فراهیدی، ۱۴۱۰ : ۸ / ۲۴۲ ؛ابن منظور،۱۴۱۴ :۱۴/۱۱۵؛قرشی، ۱۳۷۱ : ۱/۳۱۹ ؛مصطفوی ، ۱۳۶۰ : ۲ / ۳۲-۳۰ ) چنان چه عرب به ریسمان بافته شده از پشم یا مو «ثَنایه» یا «المِثناه، المثناه» می گوید. (ابن منظور، ۱۴۱۴ : ۱۴ /۱۲۱؛مصطفوی، ۱۳۶۰ : ۲/۳۱ ؛ابن فارس، ۱۲۶۶ : ۱/۳۹۱ ) از حیث اینکه از دو رشته ی به هم پیچیده تشکیل یافته است و نیز به زانو و آرنج حیوانات «مثانی الدابه» اطلاق می گردد.(ابن منظور، ۱۴۱۴ : ۱۴/۱۲۳ )به اعتبار اینکه آرنج، بندگاه میان ساعد و بازوست و محلی است که دست خم می شود و دو قسمت می گردد. چنان چه زانو که حد واسط ران و ساق نیز قرار دارد چنین خاصیتی دارد. همچنین به پیچ کوه و جاده ی کوهستانی که برای صعود باید از آن عبور کرد «الثنیه مِن الجَبل» تعبیر می گردد گویی راه را به دو قسمت تقسیم می کند. (راغب، ۱۴۱۲ :۱۷۸) و نیز آن چه را که از خوبی های مردم برشمرده می شود و پیاپی بازگو می گردد «ثنا» گویند ،زیرا در مدح، صفات نیک به یکدیگر عطف می شوند.(قرشی، ۱۳۷۱ : ۱/۳۲۰-۳۱۹ ؛راغب، ۱۴۱۲ : ۱۷۸) بنابر توضیحات فوق در تمام موارد مذکور انعطاف و پیچشی که مستلزم وجود دو رکن است در معنای واژه دیده می شود زیرا که عطف کردن به معنای پیچاندن و ارتباط چیزی به چیز دیگر است. (طبرسی، ۱۳۶۰ : ۱۲/۹ ) بنابراین می توان معنای «مثانی» را چنین دانست: «هو بِمعنی الإنعطافات و الصوارف» (مصطفوی، ۱۳۶۰ : ۲/۳۲) وبرخی نیز معتقدند که واژه ی «مثانی» جمع مثنیه اسم مفعول از « ثنی» و به معنای معطوف و عطف شونده است.(طباطبایی، ۱۳۷۴ : ۱۷/۳۸۹ ؛واعظ خراسانی، ۱۴۲۵ : ۸ /۶۷۲-۶۷۱؛قرشی ، ۱۳۷۱ :۳۲۱-۳۱۹) ۳-۲-۱-۱-۲مشتقات مثانی در قرآن کریم با تأمل در قرآن کریم و با توجه به آیاتی که در آن ها مشتقات واژه ی «مثانی» به کار رفته است به دست می آید که این واژگان دامنه ی معنایی بسیار نزدیکی با واژه ی «مثانی» دارند و مؤلفه های معنایی « دوئیت» و «انعطاف و پیچش» در آن ها دیده می شود مانند : « أَلا إِنَّهُمْ یَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِیَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلا حِینَ یَسْتَغْشُونَ ثِیابَهُمْ یَعْلَمُ ما یُسِرُّونَ وَ ما یُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» (هود/۵) در این آیه ی واژه ی « یَثنون» این معنا را بیان می کند که منافقان سینه های خود را خم می کنند و به هم می پیچند تا قرآن را نشنوند. آیه ی «وَ لا یَسْتَثْنُونَ»(قلم/۱۸) به معنای استثنا کردن و در انحصار قرار دادن است چون در استثاء مستثنی بر مستثنی منه عطف می شود و روی هم حساب می گردد. در آیه ی « ثانِیَ عِطْفِهِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ لَهُ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ نُذِیقُهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ عَذابَ الْحَرِیقِ »(حج/۹) واژه ی « ثانی عطفه» حال از فاعل یُجادل و عطف به کسر اول به معنای جانب و طرف است زیرا که شخص در موقع اعراض روی خود را به آن طرف برمی گرداند گویی اعراض کننده روی خود را بر جانب خود می گذارد .(قرشی،۱۳۷۱ :۱/۳۲۰-۳۱۹) ۳-۲-۱-۱-۳ بررسی آرای مفسرین پیرامون آیه ۲۳ زمر قرآن کریم برای اولین بار در معرفی خود از تعبیر «مثانی» استفاده نموده است . « اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِی» (زمر/۲۳) به راستی«مثانی» اسمی برای قرآن یا وصفی برای این کتاب آسمانی است؟ محققین و پژوهشگران قرآنی در پاسخ به این سؤال جواب های متعددی را بیان کرده اند.برخی از محققین معتقدند «مثانی» از اسماء قرآن کریم است.(رامیار، ۱۳۸۵: ۳۲-۳۱ ؛ سیوطی،۱۳۸۴ :۱/۱۸۵) چنانچه اطلاق مثانی بر قرآن دراشعار عرب دیده می شود مانند :
فَمَن لَلقوا فی بَعد حسان و ابنه
وَ من لِلمثانی بَعد زید بن ثابت[۱۷]
برخی دیگر چنین گفته اند : گرچه گذشتگان «مثانی» را به عنوان یکی از اسماء قرآن کریم استعمال کرده اند ولی بدون تردید این عنوان نمی تواند اسم قرآن باشد بلکه وصف قرآن است که گذشتگان با سایر اسماء و القاب قرآن خلط نموده اند که البته این وصف در آیات قرآن کریم در مورد خود قرآن به کار رفته است. (حجتی،۱۳۸۲: ۲۷-۲۶ ) برخی دیگر نیز دو نظریه را با هم جمع کرده و اذعان داشتند «مثانی» اسم و وصف برای قرآن است.(محقق، ۱۳۶۴ : ۱/۱۱۳ ) به نظر می رسد تعبیر مثانی به مجموعه ای از آیات الهی نازل شده بر پیامبر (ص) در زمان نزول اطلاق شده است با اینکه تمامی آیات به صورت کامل نازل نشده بود: «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِکْرِ اللَّهِ ذلِکَ هُدَى اللَّهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ » (زمر/۲۳) خدا بهترین گفتار را بصورت کتابى متشابه دوگانه فرو فرستاد که از خواندنش پوست کسانى که از پروردگارشان مىترسند مىلرزد سپس پوستهایشان و دلهایشان با یاد خدا نرم شود. این هدایت خداست که هدایت مىکند بوسیله اش هر کس را که بخواهد، و هر کس را که خدا گمراه کند او را راهنمایى نباشد. (فارسی، ۱۳۶۹ : ۱/۹۲۳) نظرات مفسرین در تبیین معنای «مثانی» در آیه ی شریفه ی ۲۳ سوره ی زمر را می توان به هشت بخش تقسیم کرد: ۱) قرآن کریم محتوی بر مزدوجات امور متقابل مانند : امر، نهی/ وعده و وعید/ ثواب و عقاب/ بهشت و دوزخ/ مؤمن و کافر است. (کاشفی سبزواری، ۱۳۶۹ : ۱/۱۰۳۳؛کاشانی، ۱۳۳۶ : ۸/۹۱ ؛حسینی شاه عبدالعظیمی، ۱۳۶۳ : ۱۱/۲۳۶؛نجفی خمینی، ۱۳۹۸ :۱۷/۱۲۸؛بغوی، ۱۲۴۰ : ۴/۸۵ ؛بغدادی، ۱۴۱۵ : ۴/۵۵؛طوسی، بی تا : ۹/۲۱؛نووی جاوی، ۱۴۱۷ :۲/۳۳۰؛میبدی، ۱۳۷۱ :۸/۴۰۳؛سورآبادی، ۱۳۸۰ :۳/۲۱۵۹؛عاملی، ۱۳۶۰ : ۷/۳۵۴-۳۵۳؛فخررازی، ۱۴۲۰ : ۲۶/۴۴۶) ۲)مثانی جمع مَثنی بر وزن (مَفعل) و به معنای تکرار کردن و اعاده باشد چنان چه لبیک و سعدیک چنین است. (زمخشری، ۱۴۰۷ : ۴ /۱۲۳؛آلوسی، ۱۴۱۵ : ۱۲/۲۴۸؛ابن عاشور، بی تا : ۲۴ / ۶۹-۶۸) ۳)تکرار حقیقت قرآن در هر زمان که تجلّی تازه ای در هر عصر و زمان می یابد و هرگز کهنه نخواهد شد.(مکارم شیرازی، ۱۳۷۴: ۱۹/۴۳۳-۴۳۲؛راغب، ۱۴۱۲:۱۷۹) ۴)تکرار مباحث مختلف مانند : داستان ها ، سرگذشت ها، مواعظ، اندرزها، اخبار، احکام و … تکراری که هرگز ملال آور نیست. (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴: ۱۹/۴۳۳-۴۳۲؛طبرسی، ۱۳۶۰ : ۲۱/۱۶۸ ؛امین، ۱۳۶۱ : ۱۱/۱۹۹-۱۹۸؛میبدی، ۱۳۷۱ : ۸ / ۴۰۳ ؛آلوسی، ۱۴۱۵ : ۱۲/۲۴۸؛طیب، ۱۳۷۸ : ۱۱/۳۰۳ ؛قرطبی،۱۳۶۴ : ۱۶/۲۵۰؛زمخشری، ۱۴۰۷ : ۴/۱۲۳؛سید قطب، ۱۴۱۲ : ۵/۳۰۴۸؛کاشانی، ۱۳۳۶ : ۸/۹۱ ؛عاملی، ۱۳۶۰ :۷ / ۳۵۴-۳۵۳؛حسینی شاه عبدالعظیمی، ۱۳۶۳ : ۱۱/۲۳۶) ۵)تکرار تلاوت قرآن کریم که هرگز ملال انگیز نیست و انسان هر چند تلاوت کند باز مایل است که دو مرتبه تلاوت شود یا در استماع باز می خواهد مرتبه ی دیگر استماع کند. (طیب، ۱۳۷۸ : ۱۱/۳۰۳ ؛قرطبی،۱۳۶۴ : ۱۶/۲۵۰؛ طوسی، بی تا : ۹/۲۱؛زمخشری، ۱۴۰۷ : ۴ /۱۲۳؛کاشانی، ۱۳۳۶ : ۸/۹۱ ؛حسینی شاه عبدالعظیمی، ۱۳۶۳ : ۱۱/۲۳۶؛طبرسی، ۱۳۶۰ : ۲۱/۱۶۸ ؛آلوسی، ۱۴۱۵ : ۱۲/۲۴۸) ۶) تکرار نزول قرآن یک بار به صورت دفعی بر قلب پیامبر و در شب قدر و یک بار به صورت تدریجی طی ۲۳ سال صورت گرفته است. (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴: ۱۹/۴۳۳-۴۳۲) ۷)مثانی جمع مَثنیه و به معنای معطوف است و قرآن را مثانی خوانده اند چون برخی از آیاتش انعطاف به برخی دیگر دارد و هر یک دیگری را شرح و بیان می کند بدون اینکه اختلافی در آن ها یافت شود و یکدیگر را نفی و دفع کنند.(طباطبایی، ۱۳۷۴ : ۱۷/۳۸۹؛ قرائتی، ۱۳۸۳: ۱۰/۱۶۱) ۸)مثانی نامی برای فواصل قرآن است. ابن بحر معتقد است : چون قرآن بر خلاف نظم و نثر، سخن بشر است نام گذاری آن هم بر خلاف دیگران است از این رو همه ی آن قرآن نامیده شده است چنان که مردم دیوان گویند و در برابر نام قصیده، خطبه، رساله، سوره نامیده شده و در برابر بیت آیه گفته شده و چون اواخر شعرها را قوافی نامیده اند قرآن اواخر آیات را مثانی نامیده است.(عاملی، ۱۳۶۰ : ۷ /۳۵۴-۳۵۳؛ میبدی، ۱۳۷۱ : ۸ /۴۰۳) ۳-۲-۱-۱-۴ نقد آرای مفسرین در مجموع آن چه در اکثر نظریات غالب است و بیشتر دیده می شود این است که مفسرین «مثانی» را به معنای «تکرار» در نظر گرفته اند و آن را به صورت مطلق یا در نسبت با موضوع هایی همچون : بخش های مختلف قرآن کریم مانند : تکرار مواعظ ، احکام ، داستان ،تلاوت، نزول، مطرح کرده اند و چنین به نظر می رسد سایر نظرات در حوزه ی مثانی به معنای لغوی یا اصطلاحی مثانی ارجاع داده شده است اما چه بسا برای فهم معنای مثانی می توان به فضای معنایی حاکم بر آیه ی شریفه ی ۲۳ زمر در قرآن کریم پرداخت در حالی که مفسرین گرامی در تفسیر آیه ی مذکور به تعبیر«مثانی» نگاهی مجزا و مستقل از سیاق آیه داشته اند و صرف نظر از سیاق آیه به تبیین «مثانی» پرداخته اند در حالیکه سیاق آیه در بسیاری از موارد می تواند راهگشای فهم آیه باشد و مفاد آیه را شفاف تر سازد. نظریه ی «مثانی نامی برای فواصل آیات قرآن » نظریه خود ساخته ای است که هیچ پشتوانه علمی و منطقی ندارد و با دلیل روشنی همراه نیست بنابراین چون مبنای محکمی ندارد قابل قبول نخواهد بود. ۳-۲-۱-۱-۵ فضای نزول آیه سبب نزول یکی از ارکان فضای نزول است که چه بسا برای آگاهی از جزئیات موضوع مورد بحث در آیه سودمند واقع گردد و در پاره ای موارد بدون آگاهی از آن مفاد آیه مبهم می ماند. (رجبی،۱۳۸۵: ۱۴۵) حسین بن فضل در بیان سبب نزول آیه ی شریفه ی ۸۷ سوره حجر می گوید : در یک روز هفت قافله از بُصری و اذرعات برای یهود بنی قریظه و بنی نضیر با بار پارچه و عطریات و جواهر و کالاهای دریایی رسیدند مسلمانان گفتند : اگر این اموال از آن ما بود قوی و توانگر می شدیم و در راه خدا انفاق می کردیم . آیه ی«وَ لَقَدْ آتَیْناکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ» (حجر/۸۷) در تسلّی مؤمنان نازل شد . تأیید این شأن نزول آیه ی بعدی است «لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِلْمُؤْمِنِینَ »(حجر/۸۸) و به آنچه ما دستههایى از آنان(کافران)را بدان برخوردار ساختهایم چشم مدوز، و بر ایشان اندوه مخور، و بال خویش براى مؤمنان فرو گستر. (واحدی نیشابوری، ۱۳۸۳ :۱۴۷؛فولادوند، ۱۴۱۵ : ۱/۲۶۶) ۳-۲-۱-۱-۶ بررسی آرای مفسرین پیرامون آیه ۸۷ سوره ی حجر گر چه تعبیر «مثانی» در آیه ی شریفه ی ۲۳ زمر به صورت مطلق به کار رفته است ولی در آیه ی ۸۷ حجر با واژه ی « سبع» همراه است. «وَ لَقَدْ آتَیْناکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ» (حجر/۸۷) و به یقین به تو هفت«مثانى»و قرآن عظیم را دادیم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در ماده ۳۶۱ ق.م.ا. زیاندیده نیاز به اثبات تقصیر مالک یا محافظ حیوان ندارد بلکه مقنن تقصیر مالک یا متصرف را فرض کرده است. در ماده مذکور نیز برای متوقفکنندهی حیوانی که موجب خسارت میشود فرض تقصیر شده است[۱۴۴].
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
از منطوق و ظاهر عبارات مواد ۳۳۴ق.م. و ۳۵۷ و ۳۵۹ق.م.ا. برای مسئولیت مالک احراز تقصیر در حفظ و نگهداری حیوان شرط است و بار اثبات آن بر دوش زیاندیده است[۱۴۵]. در خصوص مبنای مسئولیت مالک یا متصرف (مراقب) در حقوق انگلستان، بر اساس اصول و قواعد مربوط به شبه جرم میتوان شخص را در برابر خساراتی که حیوان در تصرف او وارد کرده مسئول دانست. مواردی وجود دارد که یک شخص به جهت ارتکاب تقصیر از حیث مراقبت از حیوان متعلق به خود ودر نتیجه ورود جراحت به دیگران مسئول شناخته شده است. در پرونده دراپر علیه هودر[۱۴۶] سگهای خوانده، خواهان را مجروح ساختند دادگاه خوانده را به جهت تقصیر در مهار سگها مسئول دانست. به طور کلى اگر حیواناتى که به طور وحشى در ملک خوانده زندگى مىکنند به همسایگان خسارت وارد آوردند خوانده مسئول نیست مگر اینکه خوانده در رابطه با ورود خسارت توسط آنها مرتکب تقصیر شده باشد. در پرونده دیگر خوانده با وجود اینکه از وجود یک خطر بالقوه در رابطه با حیوان آگاه بود با توجه به این که براى جلوگیرى از ورود زیان اقدام منطقى انجام نداد مسئول شناخته شد هر چند که خطر مستند به فعل او نبود[۱۴۷] صرف نظر از قواعد و حقوق عرفى، قواعد خاص مربوط به حیوانات غالباً توسط قانون حیوانات ۱۹۷۱ اصلاح و بازنگرى شدهاند. لازم به ذکر است که قانون مذکور مانع از اقامه دعوى به استناد قواعد حقوق کامنلا نیست. در اینجا ابتدا نگاهى گذرا به قواعد کامنلا خواهیم انداخت سپس به شرح و بسط قانون مذکور مىپردازیم هنگامى که دعوایى در خصوص شبه جرم از قبیل مسامحه یا مزاحمت اقامه مىشود که به موجب آن ادعا مىشود آسیب یا صدمهاى از حیوانات وارد شده است قواعد معمول و مربوط به همان شبه جرم خاص اعمال خواهد شد که در باب خود شبه جرم آمده است[۱۴۸]. در پرونده پیتچر علیه مارتین[۱۴۹] متهم در حال قدم زدن در راهى بود که سگ وى نیز در حالیکه ریسمانى بلند به گردن داشت به دنبال وى طى طریق مىکرد سگ ریسمان را از دست صاحبش خلاص کرد و باعث شد که ریسمان به پاى عابرى پیاده بپیچد و در نتیجه وى به زمین افتاد دچار آسیب شد متهم به دلیل مسامحه و مزاحمت مسئول شناخته شد. در پروندهاى دیگر اشاره شده شاکى که پسربچهاى است از سوى دستهاى از سگها از نوع ترییر که در حال فرار در زمینهاى شخصى متهم بودند مورد آسیب واقع شد قبلاً با سگها بدرفتارى صورت نگرفته بود از این رو آنها میل طبیعى خطرناکى براى ایراد آسیب نداشتند که موجب مسئولیت مضیق آنها باشد اما صاحب سگها به موجب شبه جرم مسامحه مسئول شناخته شد زیرا سگها را آزاد گذاشته بود تا در آن شرایط فرار کند. جک راسل[۱۵۰] سگهاى داشت که به اشیاء و انسانهاى که در حال حرکت بودند حمله مىکرد متهم به عنوان فردى که در زمینه تربیت سگها دارای تجربه بود باید این موضوع را مىدانست و از ایراد آسیب جلوگیرى کند این مسئله قابل پیشبینى بود قصور متهم باعث شد که وى به دلیل نقض وظیفه مسئول شناخته شود. از لحاظ تاریخى مثالهاى در مورد اشکال مضیقتر مسئولیت راجع به حیوانات وجود دارد مانند پایمال کردن محصولات توسط گله گاوها[۱۵۱]. قانون حیوانات ۱۹۷۱، حیوانات را به دو گروه خطرناک و بى خطر تقسیم کرده این تقسیمبندى در کامنلا نیز وجود داشت قبلاً به ذکر و تعریف حیوانات خطرناک پرداختیم اکنون به ذکر مبناى مسئولیت مالک یا متصرف حیوان خواهیم پرداخت. مستند به بند ۱ ماده ۲ قانون حیوانات ۱۹۷۱ کسى که از یک حیوان متعلق بهگونه خطرناک نگهدارى مىکند در قبال همه خسارات وارده توسط آن مسئول است. در قانون تعریفى از خسارت نشده است ماده ۱۱ مقرر داشته: خسارت شامل فوت یا جراحت انسان بر اثر بیمارى ضربه یا آسیب روحى و روانى مىگردد. بنابراین مسئولیت راجع به حیواناتى که به گونه خطرناک تعلق دارد مطلق است. بند ۲ ماده ۲ قانون ۱۹۷۱، در رابطه با خسارت وارده توسط حیواناتى که به گونههاى خطرناک تعلق ندارند میباشد همه حیواناتى که در تعریف حیوانات خطرناک در بند ۲ ماده ۶ قانون مذکور قرار نمىگیرد در این قسم واقع مىشوند. مسئولیت نگهدارنده در این خصوص نیز مطلق است نگهدارنده این گونه حیوانات در صورتى مسئول خسارات ایجاد شده هستند که: الف: خسارات به شکلى هستند که اگر حیوان رها شود، معمولاً آن را ایجاد مىنمایند و یا خسارت نوعاً شدید هستند ب: تحقق نوعى خسارت یا قوت آن نشأت گرفته از آن دسته از خصایص حیوان باشد که در سایر حیوانات متعلق به آن دسته وجود ندارد و یا بطور معمول و به جز در شرایط خاص در سایر حیوانات متعلق به آن گونه وجود ندارد ج: اوصاف مذکور براى محافظ یا شخص متصدى مراقبت از آن که تحت رابطه قراردادى با وى است شناخته شده باشد و یا اینکه خوانده سرپرست خانوادهاى باشد که یک شخص زیر ۱۶ سال عضو آن خانواده، مالک یا متصرف حیوان بوده و از ویژگیهاى موصوف آگاه باشد. در مثالى که قبلاً در بحث شناخت محافظ حیوان مطرح شد. شبا بهگونه خطرناک تعلق نداشت اما مرى به عنوان صاحب مسئول شناخته شد زیرا اگر گربهها محدودیت نداشته باشند و اقدام به حمله و چنگ زدن به افراد کنند هر چند که محتمل نیست که آسیب شدید وارد کنند اما بند الف از تبصره ۲ ماده ۲ احراز مىشود. تا آنجا که به مرى (صاحب) مربوط بود وى مطلع بود که گربه وى از واکسن و تزریق هر نوع آمپول تنفر دارد اما این ویژگى معمولاً در همه گربهها یافت نمىشود یا تنها در زمانهاى خاص این ویژگى را دارند اگر گربهها معمولاً هنگام تزریق حمله مىکنند (بعضى از آنها این کار را انجام مىدهند) که اینطور نیست شرط بند ب تبصره ۲ ماده ۲ اعمال مىشود، بهر حال جان دوست مرى که گربه را نزد دامپزشک برد مسئولیتی نداشت چرا که از ویژگى گربه بىاطلاع بود اما مرى از این موضوع اطلاع داشت بند ج تبصره ۲ ماده نیز اعمال مىشود[۱۵۲]. در دعوى والاس علیه نیوتن[۱۵۳] اسبى به شاکى که مستخدم و مسئولیت مراقبت از احشام را دارد آسیب وارد کرد اسب مذکور به عصبانى بودن معروف بود و هیچکس نمىتوانست حالت مزاج و رفتار ان را پیشبینى کند شاکى ادعا کرد که این ویژگى اسب معمولاً در اسبها یافت نمىشود. قاضی پارکج[۱۵۴] اظهار داشت به موجب بند الف از تبصره ۲ از ماده ۲ قانون حیوانات ۱۹۷۱ شاکى ابتدا باید اثبات کند آسیبى که به وى رسیده دقیقاً همان است که اسب وارد کرده در این قسم از پرونده مشاجرهاى نیست به موجب بند ب از تبصره ۲ از ماده ۲ قانون موصوف شاکى باید اثبات کند که ایراد خسارت به دلیل ویژگى اسب بوده که معمولاً در سایر اسبها یافت نمىشود. اسب مذکور اسبى وحشى و خطرناک نبود خود شاکى به این موضوع اذعان داشت. شاکى توانست اثبات کند که این نوع خصوصیت مختص این اسب است و در نوع دیگر وجود ندارد. قاضى پارکج بیان داشت بر اساس ادله اینجانب قانع شدم که مسلماً در مدت زمانى که شاکى مسئولیت اسب را به عهده داشته است رفتار و حرکات اسب غیرقابل پیشبینى و غیرقابل اعتماد بود بهگونهای که آسیبى که به بازوى وى وارد شده است به دلیل این ویژگى است که معمولاً هیچ اسبى این ویژگى را ندارند بند ب تبصره ۲ ماده ۲ احراز شد. به موجب بند ج از تبصره ۲ ماده ۲ شاکى باید اثبات کند که متهم به عنوان نگهدارنده و صاحب حیوان از این ویژگى مطلع بوده است یا هر زمان کسى را استخدام مىنمود از این ویژگى مطلع میشده است. در نهایت قاضى شرط ج را نیز احراز و حکم به مسئولیت خوانده مىدهد[۱۵۵]. در پرونده کامینگز علیه گرینگر[۱۵۶] قاضى دنینگ[۱۵۷]، متهم را که سگ وى از نوع الساتیان بود به عنوان نگهبان از حیاط منزل وى مراقبت مىکرد اما شاکى را گاز گرفت مسئول شناخت. در پرونده کورتیس[۱۵۸] علیه بتس، خوانده که سگ وى پسربچهاى ده ساله را مورد آسیب قرار داده بود مسئول شناخته شد زیرا خسارت از نوع شدید بودهاند (بند الف تبصره ۲ ماده ۲) سگ خود را متعهد به حفاظت از منطقه خود مىدانست به گونهاى که صندلی عقب خودرو منطقه استحفاظى وى است و اگر کسى نزدیک شود باید از آن دفاع کند (بند ب تبصره ۲ ماده ۲) و اینکه مالک سگ از خصوصیت این نوع سگ آگاه بود. (بند ج تبصره ۲ ماده ۲)[۱۵۹]. دفاعیاتى که در خصوص افعال فوقالذکر و به موجب ماده ۲ مقرر شده است در ماده ۵ بدین گونه به چشم مىخورد: الف: به موجب مواد ۲ تا ۴ این قانون هیچ فردى در قبال آسیبى که فرد دیگر در نتیجه قصور خودش به وى وارد شده مسئول نیست[۱۶۰]. ب: هیچ فردى مسئول خسارت شخص نیست که خودش داوطلبانه پذیرفته[۱۶۱]. ج: هیج فردى مسئول خسارت به عابرى که در حال عبور از اموال غیرمنقول و مستغلات فرد دیگرى است در حالیکه حیوانى به عنوان نگهبان آنجا گمارده شده است نمىباشد مگر اثبات شود:
-
- حیوانى که در آنجا نگهدارى مىشود به منظور مراقبت از اموال یا افرادى نیست.
-
- چنانچه حیوان که در آنجا نگهدارى مىشود براى مراقبت از اموال یا افرادى است اما نگهدارى حیوان در آن مکان به منظور مراقبت مسألهاى معقول نباشد[۱۶۲].
لازم به ذکر است مطابق ماده ۴ قانون حیوانات، مسئولیت در خصوص احشامى که به زمین یا اموال دیگرى آسیب وارد مىسازد مطلق است[۱۶۳] به موجب تبصره ۵ از ماده ۵ قانون مذکور در صورتی که استفاده از بزرگ راه قانونى باشد مسئولیتی متوجه صاحب احشام نیست به موجب تبصره ۶ از ماده ۵ قانون مذکور خسارتى که از سوى احشام وارد مىشود نباید به دلیل قصور فرد خسارت دیده که مىتوانست با حصارکشى از ورود خسارت پیشگیرى کند سبب معافیت مالک از مسئولیت شود اما فرد خسارت دیده هنگامى مقصر است که وظیفه مبنى بر حصارکشى داشته باشد. پرونده ماتیوس علیه ویکس گوسفندان متهم به باغ شاکى وارد شدند و خسارات وارد نمودند و دادگاه تجدید نظر ابرام داشت تبصره ۵ از ماده ۵ در این مورد اعمال نمىشود زیرا آزاد گذاردن گوسفند در بزرگ راه استفاده قانونى نیست[۱۶۴]. ماده ۳ قانون مذکور در مورد سگها تصریح دارد: «هر گاه سگی با کشتن یا ایراد صدمه یا آسیب به احشام باعث ورود خسارت شود نگهدارنده یا مراقب سگ مسئول ایراد خسارات شناخته مىشود مگر اینکه دفاعیات مندرج در این قانون را ارائه دهد[۱۶۵].
مبحث سوم:
مسئولیت مدنى مالک و محافظ وسیله نقلیه
ممکن است از وسایل نقلیه زمینی، هوایی و دریایی خساراتی به بار آید، در تمام کشورها معمولاً قانونگذاران در خصوص این نوع خسارات قوانین خاصی را وضع نمودهاند و در برخی کشورها رویه قضایی محاکم با دقت تمام به بررسی این خسارات میپردازند. عمده این خسارات ناشی از وسایل نقلیه موتوری زمینی است. موضوع حوادث رانندگى و خسارت ناشی از این وسیله در خدمت انسان که تا حد زیادى موجبات راحتى و آسایش آدمى را فراهم اورده است یکى از شایعترین و پرمسئلهترین موضوعات گریبانگیر جامعه است. حوادث رانندگى در ایران و دیگر کشورهاى جهان سوم همچنین در کشورهاى صنعتى که تا حدودى توانستهاند با ایجاد قوانین متناسب و صحیح در جلوگیرى از تولید وسایل نقلیه غیر ایمن و آموزش صحیح و فرهنگ سازى در نحوه استفاده از آن رقم خسارات را کاهش دهند بیداد مىکند تا آنجا که بخش عمده پروندههاى مطرح شده در محاکم به خسارت ناشى از این وسیله مربوط میشود. اعتقاد جمعى به این سو تمایل دارد که باید درباره مسئولیت ناشى از حوادث رانندگى راههاى جدیدى را در پیش گرفت چرا که راههاى سنتى نمىتوانند جوابگوى نیازهاى زندگى اجتماعى امروزه باشد[۱۶۶] در این مبحث سعى داریم مسئولیت مدنى ناشى از وسایل نقلیه موتورى و غیرموتورى زمینی و وسایل نقلیه آبى و هوایى به طور مختصر و مفید بیان کنیم لازم به توضیح است مسئولیت مدنى محافظ حیوان در حقوق داخلى و خارجى همواره به طور مستقل بیان شده است هر چند که از حیوان به عنوان یک وسیله نقلیه استفاده گردد.
گفتار نخست: مسئولیت مدنى مالک و محافظ وسیله نقلیه موتورى زمینى
در این گفتار بهطور مستقل به مسئولیت مدنى دارنده یا محافظ وسیله نقلیه موتورى زمینى که یکى از شایعترین عوامل زیان رسان است مىپردازیم.
بحث نخست: وسیله نقلیه موتورى زمینى
در ماده ۱ق.ب.ا.م.م. مصوب ۱۳۴۷ و در حقوق خارجى مسئولیت ویژهاى براى محافظ و دارنده این نوع وسیله در نظر گرفته شده که کم سابقه است. در ماده ۱ قانون مزبور گفته شده است: «کلیه دارندگان وسایل نقلیه موتورى زمینى و انواع یدک و تریلر متصل به وسایل مزبور و قطارهاى راهآهن اعم از اینکه اشخاص حقیقى یا حقوقى باشد مسئول جبران خسارت بدنى و مالى هستند که در اثر حوادث وسیله نقلیه مزبور یا محمولات آنها با اشخاص وارد مىگردد». با توجه به ماده مزبور وسیله نقلیه موتورى دارى چند خصوصیت است:
-
- وسیله نقلیه قابل حرکت بوده و به امر خاص اختصاص دارد ممکن است براى جابجاى افراد یا حمل بار از آن استفاده شود بنابراین قابل حرکت بوده و داراى کاربرى خاص است.
-
- مهمترین خصیصه این نوع وسیله داشتن موتورى است که با پارهاى مواد شیمیایى قدرت و سرعت وسیله به طور فرایندهاى افزایش مىباید.
ماده ۲ آئیننامه اجرایى قانون مذکور منظور از وسیله نقلیه موتور زمینى یا هر نوع وسیلهاى دانسته که با قدرت موتورى زمینى یا ریل حرکت مىکند.
-
- وسیله نقلیه ممکن است داراى ملحقاتى مانند تریلر یا محموله باشد ماده ۱ق.ب.ا.م. به صراحت خسارت ناشى از اشیاء الحاقى به وسیله نقلیه موتورى یا محمولات آنها را بر دارنده وسیله نقلیه تحمیل کرده است تریلر یا یدککش باید متصل به وسیله نقلیه باشد تا موجب مسئولیت دارنده شود.
-
- وسیله نقلیه باید از طریق زمین و متصل به آن حرکت کند تفاوتى ندارد این حرکت از طریق ریل – جاده و غیر آن باشد براى استناد به این نوع از مسئولیت کافى است که حرکت از طریق هوا و دریا نباشد. خارج از دو مورد مذکور هر وسیله نقلیهاى که به هر طریق متصل به زمین حرکت کند با اوصاف فوق مشمول قانون بیمه اجبارى مسئولیت خواهد بود.
بحث دوم: شخص مسئول
ماده ۱ق.ب.ا. مصوب سال ۱۳۴۷ در بیان شخص مسئول اشعار میدارد. «کلیه دارندگان وسایل نقلیه موتورى زمینى اعم از اینکه اشخاص حقیقى یا حقوقى باشند مسئول جبران خسارت بدنى و مالى هستند که در آن حوادث وسیله نقلیه مزبور یا محمولات آنها به اشخاص ثالث وارد مىشود» قانون موصوف مسئولیت را به عهده شخص دارنده وسیله نقلیه گذاشته است اما منظور از دارنده وسیله نقلیه چه شخصى است؟ آیا منظور همان مالک است یا مىتوان شخصی را که بر وسیله نقلیه تسلط دارد یا متصدى نیز مسئول شناخت؟ ماده ۱ق.ب.ا. مذکور دارنده وسیله نقلیه را مکلف به بیمه کردن مسئولیت خود نموده است ماده ۳ همان قانون نیز مقرر مىدارد: «از تاریخ انتقال وسیله نقلیه کلیه تعهدات ناشى از قرارداد بیمه به منتقل الیه وسیله منتقل مىشود» از دو ماده مذکور چنین استنباط مىشود منظور از دارنده همان مالک وسیله نقلیه است. سؤالی که مطرح است این است آیا صرف دارا بودن عنوان مالک براى تحمیل مسئولیت بر او کافى است یا این که مالک باید از نظر مادى نیز به وسیله نقلیه تسلط داشته باشد؟ مثلاً اگر اتومبیل به سرقت رفته باشد یا عاریه یا قرض داده شده باشد. ماده ۱ قانون مذکور مباشرت مالک را شرط مسئولیت ندانسته است. قبول اینکه مالک به صرف دارا بودن حق مالکیت[۱۶۷] باید مسئول کلیه خسارت ناشى از وسیله نقلیه باشد منطقى به نظر نمىرسد با توجه به اینکه معمولاً مالک بر مال خود سلطه دارد و این که هر مالکى موظف است در استفاده از اموال خود دقت و احتیاط کند قانونگذار او را مسئول شناخته است، مالکیت اماره سلطه مالک بر مال خود است. اما هر گاه خلاف این اماره اثبات شود نمىتوان مالک را صرفاً به جهت مالکیت مسئول شناخت همچنین سلطه داشتن بر مال با تصرف مادى ملازمه ندارد مثلاً اگر مالک به جهت قرار دادن خودروى خود در پارکینگ به آن سلطه مادى ندارد نمىتوان گفت که او مسئولیتى در قبال وسیله نقلیه در آن حالت ندارد ولى اگر اتومبیل خود را اجاره داده باشد به وسیله عقد اجاره سلطه مادى و معنوى خود را نسبت به مال از دست مىدهد[۱۶۸] و مسئولیتى ندارد. اصرار بر مفهوم نگهدارنده مال و تفکیک او از مالک ممکن است موجب پیچیده شدن جبران خسارت و پیچیدگى خرید بیمه مسئولیت براى وسیله نقلیه شود لذا در بسیارى از کشورها استثنایى مسئولیت بر پوشش بیمهاى را محدود به سرقت و غصب کردهاند[۱۶۹]. قانون جدید بیمه اجبارى دارندگان ۱۳۸۷ در تبصره ۱ ماده ۱ مقرر داشته «منظور از دارنده، مالک یا متصرف وسیله نقلیه است.» در این تعریف تا حدودى از مفهوم دارنده رفع ابهام مىشود در واقع دارنده یا مالک است یا شخصى که سلطه و کنترل به وسیله نقلیه دارد. در قانون جدید با آوردن متصرف بعنوان دارنده راه را براى مسئول شناختن اشخاصی که از وسیله نقلیه استفاده میکنند بدون اینکه مالک باشند باز کرده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بررسی تطبیقی مفهوم آزادی در آراء هایک و رالز
چکیده
مفهوم آزادی بی شک یکی ازمهمترین نظریه های سیاسی می باشد که همواره تاثیرات شگرفی را در تحولات جهان داشته است، اما تعریف آزادی همواره دشوار بوده است زیرامفاهیم تشکیلدهنده آن قابل تعبیرها و تفسیرهای گوناگون است. متفکرین زیادی تعاریف و تفاسیرمتعددی را دراین باره ارائه کرده اند، از جمله مهمترین اندیشمندانی که تاثیرات شگرفی را در بحث آزادی گذاشته اند هایک ورالز می باشند، بنابراین مهمترین هدف این پژوهش بررسی تطبیقی مفهوم آزادی در آراء سیاسی هایک ورالزمی باشد و دراین راستا سئوالاتی مطرح گردید که عبارتند از: ۱) معنی و راهکارهای دست یابی به آزادی در اندیشه هایک چیست؟ ۲) معنی و راهکارهای دست یابی به آزادی دراندیشه رالزچیست؟ ۳) وجوه اشتراک و افتراق مفهوم آزادی در اندیشه هایک و رالز کدامند؟ روش انجام این پژوهش توصیفی و تحلیلی است ونتایج و یافته های حاصل از این پژوهش به شرح ذیل می باشد: ۱) آزادی نزد هایک به معنای آزادی از همه قید و بندها و رها شدن در دنیای غرایز نیست، بلکه برعکس او آزادی را در چارچوب قید و بندهای کلی یعنی قانون میسرمیداند. محوراندیشه سیاسی هایک آزادی است ومنظور هایک از آزادی عمدتاً آزادی سیاسی و مدنی فردی است؛ ۲) ازجمله مشهورترین تئوریها پیرامون آزادی و عدالت در غرب تئوری عدالت جانرالزمیباشد که کالبد اصلی آن را مفهوم آزادی تشکیل میدهد. آزادی از دید وی شامل برابری و عدالت هم هست و عدالت از درون آزادی سر برمی آورد.

کلید واژه ها: آزادی؛ عدالت؛ انسانیت
مقدمه
درطول قرون و اعصار هیچ کلمه ای به اندازه کلمه آزادی بحث انگیز نبوده است. آزادی به پرمعناترین و مورد توجه ترین واژه در جوامع انسانی تبدیل شده و دراین بین فلاسفه و دانشمندان هر عصر با توجه به مقتضیات زمانی و مکانی، شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی موجود به تلاش برای تعریف آزادی و حل مسائل حاشیه ای آن پرداختند. همچنین می توان گفت: هیچ کلمه ای همانند واژه آزادی مورد بد فهمی و کژفهمی ها نبوده است. به نام آزادی و در دفاع از آن در طول تاریخ خون ها ریخته شده، جنگ ها بوجود آمده، شکنجه ها صورت گرفته و توسط ادبا، شاعران، سیاستمداران، فیلسوفان و حتی مردم عادی در مدح و ستایش یا نکوهش آن سخن ها گفته شده و کتاب ها به نگارش درآمده است.
مفهوم آزادی از بدو پیدایش فلسفه سیاسی تاکنون یکی از مهمترین مفاهیمی بود که اندیشمندان و فلاسفه درعلوم انسانی به آن پرداخته اند و هر یک با توجه به نگاه خود نسبت به ایجاد یک جامعه مطلوب معنای خاص خود را درباره این مفاهیم بیان داشته اند، در این میان دو تن از اندیشمندانی که درعصر حاضر می توان به آراء آنها در مورد ایجاد جامعه مطلوب که در آن آزادی و عدالت حاکم باشد به هایک و رالزاشاره نمود. در این پژوهش سعی شده است که معنا و مفهوم واژه آزادی از نقطه نظر این دو اندیشمند مورد توجه قرار گرفته و تلاش گردد که وجوه اشتراک و افتراق آراء این دو اندیشمند در ارتباط با مفهوم آزادی فهمیده شود. برای رسیدن به این هدف این پژوهش به چند فصل تقسیم شده است که در فصل اول سعی بر آن است تحت عنوان کلیات تحقیق به بیان مساله، اهمیت و ضرورت، اهداف، سئوالها پرداخته شود و در فصل دوم تحت عنوان چارچوب نظری تحقیق و بیان مباحث نظری پیرامون آزادی به معنی مفاهیم و تفسیرهایی از مفهوم آزادی و تحقیقات انجام شده توجه شده است. درفصل سوم مفهوم آزادی در آراء هایک وراهکارهای دست یابی به آن و در فصل چهارم مفهوم آزادی درآراء رالز و راهکارهای دست یابی به آن مطرح است. درفصل پنجم به وجوه اشتراک و افتراق آراء هایک و رالز درباره مفهوم آزادی توجه شده است و در فصل ششم خلاصه، نتایج و پیشنهادات در مورد این پژوهش ارائه گردیده است.
دراین پژوهش سعی بر آن بود تا با رویکردی علمی و با بهره گرفتن از شیوه ای توصیفی و تحلیلی آراء هایک و رالز در مورد مفهوم آزادی به صورت تطبیقی بررسی شود. در این راستا از منابع و ماخذ گسترده ای شامل کتب، مقالات، فصل نامه ها و… از دیدگاه ها و نظرات بسیاری بهره برداری شده است، بدین سبب این پژوهش می توان یکی از منابع مفید در حوزه اندیشه سیاسی و شناخت آراء هایک و رالز باشد اما این پژوهش نیز مانند هر پژوهش دیگری عاری از ایراد و انتقاد نیست.
فصل اول
کلیات تحقیق
بیان مسئله تحقیق
هایک و رالز دو تن از فیلسوفان سیاسی غرب در قرن بیستم هستند و شناخت و درک صحیح مبانی فکری آنان دارای اهمیت می باشد. آزادی از جمله مفاهیم بنیادینی است که آن دو اندیشمند پیرامون آن نظراتی ارائه نمود ه اند، لذا شناخت این مفهوم به صورت تطبیقی در آراء هایک و رالز حائز اهمیت است.
آزادی طبق نظر برخی ازواژه اوستایی آزاته و یا واژه پهلوی آزاتیه گرفته شده است. قدیمی ترین تعابیر در مورد آزادی در آثار اندیشمندان یونان باستان آمده است. ماده ۴ اعلامیه حقوق بشرو شهروند که در سال ۱۷۸۹ به دنبال انقلاب کبیربه وسیله مجلس موسسان فرانسه به تصویب رسید آزادی را چنین تعریف کرده است: آزادی عبارت است ازاختیارانجام هرآنچه به شخص دیگر آسیب نرساند. از این رو بهره گیری هر فرد از حقوق طبیعی خویش هیچ محدودیتی ندارد مگر حدودی که بهره مندی دیگر اعضای جامعه از همان حقوق را تضمین می کند، تعیین این حدود تنها برعهده قانون است(سن، ۲۵:۱۳۸۹). آزادی برای حفظ سلامت جامعه و جلوگیری از سوءاستفاده از قدرت و موقعیت ضروری می باشد.
دو موضوع مهم و اساسی زندگی هایک نخست آزادی و دوم نظم است و به عقیده وی آزادی مهمترین دستاورد تمدن مدرن و در عین حال شرط لازم برای دوام و بقای آن است. منظور وی از آزادی عمدتا آزادی سیاسی و مدنی فردی (محدود کردن قدرت دولت توسط قانون) است و معتقد است حکومت قانون اندیشه مرکزی آزادی سیاسی را تشکیل می دهد ودرمقابل رالز برای نهادینهشدن دموکراسی و آزادی، تحقق برابری « عدالت اجتماعی» را یک اصل میداند و می گوید حکومت قانون پیوند نزدیکی با آزادی دارد، بنابر آنچه گفته شد تطبیق مفهوم آزادی در اندیشه هایک و رالز مسئله این پژوهش است.
محوراصلی اندیشه هایک برمحورارزشهای لیبرالیسم راستین و آزادی های فردی تضمین شده و موکد در آن شکل گرفته است. آزادی فردی در مفهومی که هایک ازآن دارد زاییده و مخلوق قانون است و بیرون از جامعه مدنی نمی تواند وجود داشته باشد و حکومت قانون اگر درست فهمیده و به صورتی منسجم به اجرا گذاشته شود بایستی لزوما حافظ آزادی فردی باشد، درمقابل جان رالز درصدد آشتی میان عدالت اجتماعی و آزادی فردی می باشد، از دید اواصل اول عدالت از آزادی برابروفرصت های برابردفاع میکند، به عبارت دیگر در اصل اول که اصل بیشترین آزادی برابر خوانده می شود حقوق سیاسی و مدنی هر کس با دیگران برابر است. آزادی های اساسی را تنها میتوان به خاطر خود آزادی محدود کرد.
هایک آزادی فردی را درساخت مناسبات اقتصادی جامعه مهمتر و کارسازترازعدالت اقتصادی در زمینه توزیع درآمد می داند و پیشنهاد قطعی رالز این است که در صورت وجود تضاد بین آزادی و نیازهای اقتصادی، آزادی باید حق تقدم بی چون و چرا داشته باشد. محوراندیشه سیاسی هایک مفهوم آزادی است و به نظر وی آزادی صرفا ارزش نیست بلکه منبع و شرط اخلاقی ترین ارزش هاست. ارزش آزادی در امورپیش بینی نا پذیری است که از تحقق آن ناشی می شود. آن آزادی که پیشاپیش آثار مثبتش معلوم باشد آزادی نیست. او هوادار مفهوم منفی آزادی است، آزادی بدین معنا فقدان و نفی شرایط نا مطلوب است. وی معتقد است که آزادی وسیله ای برای رسیدن به یک هدف عالی سیاسی نیست، بلکه خود همان هدف عالی سیاسی است. در مقابل ازجمله مشهورترین تئوریها پیرامون عدالت و آزادی در غرب جدید تئوری عدالت جان رالز میباشد که کالبد اصلی آن را مفهوم آزادی تشکیل میدهد، بطوری که اگر دکترین آزادی را از تئوری عدالت او جدا کنیم آنچه بر جا میماند مدّلل و قابل دفاع نخواهد بود. وی معتقد است همیشه می توان آزادی را با استناد به اقلام سه گانه توضیح داد: کارگزاران آزاد، حدود یا قیودی که آنها از آن حدود و قیود آزاد و رها هستند و آنچه آنها آزادند انجام دهند یا ندهند. وی می گوید مهم است که بدانیم آزادی های اساسی باید به مثابه یک کل یا یک نظام ارزیابی شوند، یعنی ارزش یکی از آزادی ها به طورمعمول به مشخص کردن آزادی های دیگر بستگی دارد و این همبستگی باید عموماً در تدوین چا رچوب یک قانون اساسی و قانونگذاری مطمح نظر قرار گیرد، روشن است که هر گاه آزادی ها بدون محدودیت باشند با یکدیگر تصادم میکنند.
با توجه باینکه مفهوم آزادی علیرغم گذشت سالیان زیاد از بررسی و کنکاش بشرهیچگاه از صدرموضوعات مجادله ای چه درفضای کاملاً آکادمیک و چه درفضای کاملاً عمل گرا خارج نشده و اهمیت یگانه خود را حفظ کرده وتعابیر و تفاسیر مختلفی از ان ارائه گردیده و یکی از مناقشهانگیزترین بحث های روزگار ما و یک نیازحیاتی و فراتر از آن یک حق بزرگ است، بدین جهت شناخت این مفهوم به صورت تطبیقی در آرائ این دو اندیشمند حائز اهمیت است. حال باید دید که آیا میتوان وجوه اشتراک و افتراق را پیرامون مساله آزادی در نظریات این دو اندیشمند یافت و از آن به عنوان ابزاری برای درک بهتر از مفهوم آزادی و باز کردن افق های تازه ای در آزادی استفاده کرد یا خیر.
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
هریک ازفلاسفه با توجه به مبانی فکری و فلسفی خاص خود و نیز تعریفی که از انسان برگزیده اند بر وسعت نظریات مطرح شده درباب مفهوم آزادی افزوده و موافق نظریات خود به استدلال می پردازند. با توجه به نظرات مختلف دو اندیشمند غربی، یعنی هایک و رالزپیرامون مفهوم آزادی نیاز است مفهوم آزادی در اندیشه سیاسی آنها به صورت تطبیقی مورد بررسی قرارگیرد. در حوزه اندیشه سیاسی تاکنون هیچ گونه پژوهشی بصورت مقایسه ای پیرامون این موضوع در اندیشه هایک و رالز انجام نگرفته است و به نظر می رسد خلاء تحقیقاتی وجود دارد. پرداختن به این خلاء در این مجال به دلیل اهمیت مسئله آزادی و رویکردهای آن در ادوار مختلف می باشد. روشن است که روشنفکران و محققین هر دوره تاریخی می توانند تاثیر شگرفی بر ایدئولوژی های آن دوره بگذارند اما در نظر نداریم که مباحثی در تایید آنچه هایک و رالز آورده است و از شدت رسایی نیاز و حاجتی به تنویر و تشریح ندارد بیاوریم زیرا این دو اندیشمند با دانش شخصی و موافق اعتقادات خود در این زمینه به کفایت تلاش و کوشش روا داشته اند.
آنچه انگیزه لازم را برای این تحقیق فراهم کرد مشاهده واقعیات بیرونی است که هنوز هم بر پایه اصول آزادی استوار بوده و به حیات خود ادامه می دهند. با توجه به این واقعیات سئوالات عدیده ذهن انسان را بر می آشوبد و این آشفتگی پیچیدگی و دشواریهای مسئله را نه تنها از بین نمی برد بلکه با همه دشواری هایش ضرورت پرداختن به مسئله و انگیزه کاویدن موضوع را بیشترمیکند. کامیابی نظامهای مبتنی بر این اصول مایه تشکیک و تردید هم میشود، بنا براین ضرورت پی بردن به این کامیابیها دو چندان می گردد. از این باب بر آن شدیم تا آزادی که یکی از مهمترین مفاهیم سیاسی می باشد را از دیدگاه دو اندیشمند سیاسی غرب در قرن بیستم، هایک و رالز مورد بررسی و ارزیابی مفصل قرار دهیم و دیدگاه های آنان را در این خصوص به میدان مقایسه ای تطبیقی بیاوریم. این پژوهش با این هدف نوشته می شود که در واقع چون پژوهشی تئوریک در حوزه اندیشه سیاسی است دارای اهمیت بنیادی می باشد و می تواند منبع مناسبی برای جستجوی بیشتر دانشجویان و محققین در این مورد تلقی گردد.
جنبه نوآوری و جدید بودن تحقیق
دراین پژوهش ضمن بررسی آثاری که تاکنون در زمینه اندیشه سیاسی هایک و رالز نوشته شده است و با شناخت مفاهیم بنیادین اندیشه هر یک صرفا یک جنبه از دید گاهشان (آزادی ) به صورت جامع و ژرف مورد واکاوی قرار می گیرد و دریک پژوهش تطبیقی به صورت روندی جدید مورد بررسی قرار خواهد گرفت، تحقیقی که بدین شکل تاکنون صورت نگرفته است.
اهداف تحقیق
اهداف در این پژوهش به دو دسته کلی و فرعی به شرح ذیل تقسیم می شوند:
الف) هدف کلی: بررسی تطبیقی مفهوم آزادی در آراء هایک و رالز
ب) اهداف فرعی:
۱) شناخت مفهوم آزادی و چگونگی دست یابی به آن در آراء هایک
۲) شناخت مفهوم آزادی و چگونگی دست یابی به آن در آراء رالز
۳) وجوه اشتراک و افتراق مفهوم آزادی در آراء هایک و رالز
سوالات تحقیق
اهم سئوالات این پژوهش به شرح ذیل تقسیم می شوند:
۱) معنی و راهکارهای دست یابی به آزادی در اندیشه هایک چیست؟
۲) معنی و راهکارهای دست یابی به آزادی در اندیشه رالز چیست؟
۳) وجوه اشتراک و افتراق مفهوم آزادی در اندیشه هایک و رالز چیست؟
متغیرهای تحقیق
۱) آزادی؛ ۲) عدالت؛ ۳) انسانیت
تعریف مفاهیم
آزادی: آزادی امکان عملی کردن تصمیم هایی است که فرد یا جامعه به میل یا ارادهٔ خود میگیرد. اگر انسان بتواند همهٔ تصمیمهایی را که میگیرد عملی کند و کسی یا سازمانی اندیشه و گفتار و کردار او را محدود نکند ودرقید و بند درنیاورد دارای آزادی مطلق، یعنی آزادی بی حد و مرز است. اما چون انسانها به طور اجتماعی زندگی میکنند نمیتوانند آزادی مطلق داشته باشند، زیرا آزادی بی حد و مرز یک فرد به پایمال شدن آزادی افراد دیگر اجتماع می انجامد. به همین سبب است که هر جامعهای با قانونها و مقررات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی خاصی هم حافظ آزادیهای افراد آن جامعه میشود و هم حد و مرزهایی برای این گونه آزادیها به وجود میآورد.
عدالت: عدالت در لغت به معنای دادکردن، دادگر بودن، انصاف داشتن، دادگری و عدالت اجتماعی عدالتی است که همه افراد جامعه از آن برخوردار باشند. عدالت همان قرار دادن هر امری(اعم از فردی و اجتماعی و… ) در جای خود و رعایت اعتدال و حد وسط است. فیلسوفان گفتهاند: اساس عدالت برابری و اصل آن حد وسط بین دو طرف افراط و تفریط است. عدالت از نظر ارسطو عبارت است از: آنچه برطبق قانون و از روی انصاف و مساوات است و بیعدالتی خلاف قانون و نابرابری است.
انسانیت: انسانیت در لغت به معنی مردمی، خود آدمی، تربیت و ادب، عاطفه و اخلاق نیکو است. انسانیت خواستار نوعی خاص از زندگی است که باید تاثیرش را در کل زندگی شخص نشان دهد. انسانیت به معنی احساسات انسانی ملاحظات و آداب است.
روش تحقیق
این تحقیق با توجه به ماهیت آن ازنوع نظری ( توصیفی) است. دراین تحقیق اندیشه های هایک و رالز درباره آزادی به صورت تطبیقی مورد مطالعه قرار خواهد گرفت، لذا میتوان گفت که این تحقیق، تحقیقی توصیفی تحلیلی است که به شیوه ی کتابخانه ای انجام میشود. بدلیل آنکه مطالعه توصیفی آنچه را که هست توصیف و تفسیر می نماید دراین پژوهش آنچه که به عنوان مفهوم آزادی از دیدگاه دو اندیشمند مطرح میباشد مورد بررسی، توصیف و تفسیر قرار خواهد گرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات نیز فیشهای تحقیقاتی حاصل از مطالعه کتاب ها و مقالات می باشد. دراین راستا سعی خواهد شد حتی الامکان منابع دست اول و مستقیم گرد آوری شود، سپس با توصیف و تبیین اطلاعات با روش مقایسه ای به پرسشهای این تحقیق پاسخ داده خواهد شد.
سازماندهی تحقیق
این پژوهش در شش فصل به شرح ذیل تنظیم شده است:
فصل اول: کلیات تحقیق ( بیان مساله، اهمیت و ضرورت، اهداف، سئوالها و… ).
فصل دوم: چهارچوب نظری تحقیق و بیان مباحث نظری پیرامون آزادی.
فصل سوم: مفهوم آزادی در آراء هایک وراهکارهای دست یابی به آن.
فصل چهارم: مفهوم آزادی درآراء رالزوراهکارهای دست یابی به آن.
فصل پنجم: وجوه اشتراک و افتراق آراء هایک و رالزدرباره مفهوم آزادی.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در اسلام سبّ و هجو و قذف حرام می باشد و عامل به این اعمال مرتکب گناه شده است. صرفنظر از اینکه به حقوق شخصی و حریم خصوصی اشخاص قدم نهاده و تعرض نموده است. ی ـ ممنوعیت سرقت و دزدی در تعریف سرقت گفته شده، سرقت ربودن مال غیر بطور پنهانی است. عمل ربایش اصولاً از حریم خصوصی اشخاص صورت می گیرد و تعدّی نسبت به اموال محسوب می شود. و پنهانی بودن آن هتک حریم خصوصی اشخاص را می طلبد. قرآن مجید می فرماید: «و السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما جزاءً بما کسبانکالاً من الله و الله عزیزُ حکیم». «دست زن دزد و مرد دزد را قطع کنید به کیفر آن گناهی که انجام داده اند که این عقوبتی است از جانب خداوند و خداوند ارجمند و حکیم است». [۶۷] اسلام علاوه بر اینکه برای نفس و ناموس مردم ارزش و اعبتار خاصی قائل شده است. برای مال آنان نیز اعتبار و ارزش در نظر گرفته و برای متجاوزان به اموال مردم مجازات و کیفر پیش بینی کرده است. سختگیری اسلام در این خصوص بدین جهت است که افراد جامعه تن پروری و تنبلی را کنار گذاشته و برای رسیدن به مال و منال، کوشش و جهد نمایند تا از دسترنج خود متمتع شوند. دیگر اینکه اگر هر کس به خود اجازه دهد تا با دست یازیدن به اموال دیگران من غیر حق دارای مال و ثروت شود، ضمن ایجاد ناامنی بر آحاد جامعه، باعث عدم دخالت مردم در مسائل تجاری و بازرگانی شده و عملاً انگیزه افراد برای کسب و کار کاهش می یابد، زیرا هدف از فعالیتهای اقتصادی، جذب منفعت است و اگر کسی باور داشته باشد منافعی را که کسب می کند دیگری به تاراج خواهد برد، انگیزشی برای بدست آوردن آن منفعت نخواهد داشت.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
گفتار چهارم: منابع حمایت از حریم خصوصی در حقوق موضوعه ایران در نظام حقوقی ایران چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن، حریم خصوصی به صورت مشخص مورد حمایت قانونگذاران قرار نگرفته است. موضع حقوق ایران در برخورد با حریم خصوصی، تحول گرایانه است. یعنی حقوق و آزادیهایی که تحت عنوان «حریم خصوصی» حمایت می شوند در قوانین مختلف پراکنده شده است. قانون مجازات اسلامی، قانون اساسی، قانون آئین دادرسی کیفری، قانون آئین دادرسی مدنی، قانون مدنی، قانون مسئولیت مدنی، قوانین و مقررات مربوط به پست، تلفن، اینترنت، قانون مطبوعات، از جمله قوانین هستند که در آنها یا بصورت صریح و یا بطور ضمنی به حریم خصوصی پرداخته شده است. با عنایت به ماده ۹ قانون مدنی که مقرر می دارد: «مقررات عهودی که بر طبق قانون اساسی بین دولت ایران و سایر دول منعقد شده باشد در حکم قانون است». نظر به اصل ۷۷ قانون اساسی ایران که اشعار می دارد: «عهدنامه ها، مقاوله نامه ها، قراردادها، موافقت نامه های بین المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد». بنابراین، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که دولت ایران به آنها ملحق شده است و به موجب ماده ۹ قانون مدنی در حکم قانون می باشد، تنها منبع قانونی است که به طور صریح بر حمایت از حریم خصوصی در نظام حقوقی ایران تأکید دارد. بحث پیرامون این موضوع در گفتار اول این مبحث مفصلاً صورت گرفته است و نیاز به بازگو کردن ندارد، لیکن ذیلاً به مطالعه سایر منابع حریم خصوصی می پردازیم. الف ـ قانون اساسی در قانون اساسی ایران اصولی که از حریم خصوصی بصورت مشخص حمایت کرده باشد وجود ندارد. در قانون اساسی ایران حریم خصوصی بعنوان یک حق اساسی مورد شناسایی واقع نشده است و حریم خلوت و تنهایی چه بصورت صریح و چه ضمنی حمایت نشده. با تدقیق نظر در اصول قانون اساسی ایران بخصوص اصل ۲۲ آن که مقرر می دارد: «حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است، مگر در مواردی که قانون تجویز کند». لذا از اماکنی که در حقوق بین الملل و حقوق تطبیقی بعنوان حریم خصوصی مورد پذیرش قرار گرفته، در اصل مذکور فقط به «مال» و «مسکن» اشاره شده است و از حریم «محل کار» حرفی به میان نیامده است. در اصل ۲۴ قانون اساسی، نشریات و مطبوعات را در بیان مطالب آزاد دانسته است. لیکن استثناهای این آزادی یعنی «عدم اخلال به مبانی اسلام» و «عدم اخلال در حقوق عمومی» را ذکر نموده است. اصل ۲۵ قانون اساسی، بازرسی و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس را ممنوع اعلام کرده مگر اینکه اقدامات در مورد مسائل معنونه به حکم قانون باشد. این اصل یکی از مهم ترین اصول قانون اساسی است که به نحو مشخص و آشکار به حمایت از حریم خصوصی ارتباطات پرداخته است. همچنین در این اصل به ممنوعیت تجسس اشاره رفته است. تجسس از مصادیق نقض حریم خصوصی محسوب می شود و شمول آن از مصادیق دیگر حریم خصوصی فراتر است. در اصل ۱۴ و ۲۰ قانون اساسی ایران بر رعایت «حقوق انسانی» همۀ افراد ملت تأکید شده است. در این اصل تصریح شده، دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غیرمسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند. حق داشتن حریم خصوصی با کرامت و تمامیت انسانها ارتباط تنگاتنگی دارد و در زمرۀ مهم ترین حقوق انسانی است. اصل ۳۲ قانون اساسی اذعان می دارد: «هیچ کس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف ۲۴ ساعت پروندۀ مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد و …». بازداشتها و توقیفهای بی موردی که بی حساب انجام شود، حریم خصوصی اشخاص را به مخاطره می اندازد. قانون اساسی برای آنکه جلو خودسریها و هوی و هوس و سوء استفاده های احتمالی صاحب منصبان قدرت را بگیرد تا آسایش و رفاه مردم سلب نشود. دستگیری و توقیف هیچ کس را مجاز ندانسته، مگر به تجویز قانون و آنهم با رعایت ترتیبات و تشریفات قانونی. اصل ۳۹ قانون اساسی، هتک حرمت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات دانسته است. بر اساس این اصل حتی حیثیت مجرمین و محکومین می بایست محترم شمرده شود. قانون اساسی با به کار بردن «به هر صورت» هر گونه عذر و بهانه ای را در این مورد قابل پذیرش نمی داند. افزون بر این حیثیت افراد تنها مربوط به خود آنها نیست بلکه وابستگان فرد هم مشمول می شود. در اصل ۳۸ قانون اساسی، هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع اعلام شده است. همچنین اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز شناخته نشده و شهادت و اقرار و یا سوگندی که با این اوصاف اخذ شود فاقد ارزش و اعتبار قلمداد شده است. اصل ۲۳ قانون اساسی تفتیش عقاید را ممنوع اعلام نموده است و هیچ کس را به علت داشتن عقیده قابل مؤاخذه و تعرض ندانسته است. فرد، حق دارد در خویشتن خویش، هر گونه اعتقاد و باوری نسبت به اخلاق، مذهب، سیاست و فلسفه داشته باشد، بی آنکه به علت باورهای خود متحمل صدمه در زندگی اجتماعی خویش شود. اینگونه آزادیها از طریق گفتار، نوشتار یا رفتار آشکار می شوند. در این زمینه سه اصل دیگر قانون اساسی به بیان مطلب پرداخته است یعنی اصول ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ برخورد با سایر مذاهب را پایه ریزی کرده است. تجسس و تفتیش در حقوق مذکور، نقض آشکار حریم خصوصی به حساب می آید. البته در مباحث آینده بیشتر به این مقولات پرداخته خواهد شد. اصل ۳۳ قانون اساسی منع تبعید افراد را از اقامتشان بیان کرده است و تبعید و کوچاندن افراد از محل اقامتشان به محل دیگر و یا ممنوعیت افراد از محل مورد علاقه شان از دیگر مصادیق تجاوز به حریم خصوصی است که تدوین کنندگان قانون اساسی به آن توجه کرده اند. اصل ۳۷ قانون اساسی، مهمترین و اصولی ترین مسائل حقوقی را بیان کرده آنهم «اصل برائت» می باشد. قانون اساسی، اصل را بر برائت همه اشخاص قرار داده است و هیچ کس را از منظر قانون مجرم نشناخته، مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد. بنابراین، نادیده گرفتن این اصل ورود به حریم خصوصی افراد و تجاوز به آن می باشد. از دیگر اصول قانون اساسی اصل ۱۶۵ آن است. بنابراین اصل، محاکمات علنی انجام می شود و حضور افراد در محاکمات بلامانع است. علنی بودن محاکمات یعنی نظارت عامه مردم بر دستگاه قضایی. یعنی افکار عمومی در جریان دادخواهی ها قرار گیرد. یعنی رفتار قضات با اصحاب دعوی در معرض داوری عموم واقع شود. یعنی به همه اطمینان داده شود که جان و مال و حیثیت آنها در جریان داردسی و در پشت دربهای بسته مورد معامله قرار نمی گیرد. یعنی با این عمل، دستگاه قضاء نمی تواند به حریم خصوصی افراد جامعه تجاوز کند و همواره عده ای را ناظر به اعمال و رفتار خود می بیند و باعث می شوددادرسان توجه کافی داشته باشند تا حریم خصوصی آحاد جامعه نقض نگردد. چندین اصل دیگر قانون اساسی وجود دارد که تلویحاً به حریم خصوصی توجه کرده است ولی برای تبیین و توضیح آنان جایی در این مقال نیست و به گفته های قبل اقتناع می نماییم. ب ـ قانون مسئولیت مدنی یکی دیگر از منابع حقوق حریم خصوصی در قوانین مدون ایران، قانون مسئولیت مدنی است، این قانون مصوب ۱۷ اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۹ کمیسیون مجلس شورای ملی سابق می باشد و شامل ۱۶ ماده است. این قانون، همانند قانون اساسی اشاره مستقیم به حقوق حریم خصوصی ندارد، اما از توجه به مواد آن می شود بصورت ضمنی، تضمین حریم خصوصی افراد را در مواد آن یافت. ماده یک قانون مذکور مقرر می دارد: «هر کس بدون مجوز قانونی عمداً یا در نتیجۀ بی احتیاطی به جان یا سلامتی یا مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا بهر حق دیگر که به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده لطمه وارد نماید که موجب ضرر مادی یا معنوی دیگری شود مسوول جبران خسارت ناشی از عمل خود می باشد». از آنجا که مفاهیمی چون مال، سلامتی، آزادی، حیثیت و شهرت تجارتی به حریم خصوصی شخص ارتباط دارد، هر گونه ضرر اعم از مادی یا معنوی را قانونگذار ممنوع اعلام کرده است و متجاوز را مسؤول جبران خسارات وارده دانسته است. نقض حقوق فوق توسط هر کس که باشد چه از ناحیه ایادی دولت و چه توسط مردم، عمل غیرقانونی بوده و ناقضین، مسئولیت مدنی در خسارات وارده دارند. ماده ۸ قانون مرقومه، صدمه به حیثیت و اعتبار و موقعیت اشخاص را موجب مسئولیت مدنی می داند و مقرر می دارد: «کسی که در اثر تصدیقات یا انتشارات مخالف واقع به حیثیت و اعتبارات و موقعیت دیگری زیان آورد مسؤول جبران آن است و …». طبق این ماده، هرگاه در اثر سوء نیت و تقصیر یا اشتباه، پزشکی گواهی بر وجود بیماری مشخصی یا باکره نبودن زوجه دهد، یا شهود بر خلاف واقع شهادت به ارتکاب جرمی دهند یا از طریق درج در مطبوعات، مطالب خلاف واقع علیه کسی انتشار یابد، عامل خسارت وارده بر حیثیت و موقعیت اجتماعی شخص، مسوول جبران خسارت است، زیرا عامل، با ورود به حریم خصوصی فرد، حیثیت و اعتبار وی را لکه دار نموده است. ماده ۹ قانون یاد شده از مصادیق دیگر نقض حریم خصوصی می باشد. به موجب آن: «دختری که در اثر اعمال حیله یا تهدید یا سوء استفاده از زیر دست بودن حاضر برای هم خوابگی نامشروع شده میتواند از مرتکب علاوه بر زیان مادی مطالبه زیان معنوی هم بنماید». در جامعه امروز، هستند افرادی که بعلت داشتن مکنت مالی یا قدرت سیاسی و اجتماعی متعرض افرادی می شوند که از موقعیت مالی یا اجتماعی مناسبی برخوردار نبوده و با اهرمهای مزبور و حیله و نیرنگ و گاهی اوقات بوسیله تهدید، نیّات شوم خود را بر قربانیهای خود تحمیل می نمایند و بعد از انجام اعمال پلید خود، قربانیان را رها می کنند. چندی پیش در فیلمی مشاهده کردم دختری فراری که دارای ۱۵ سال سن بود، اظهار می داشت بعد از فرار از منزل، یکی دو روز در خیابان پرسه می زده و بعد جهت کار به دفتر شرکتی مراجعه می کند، مدیر شرکت استقبال گرمی از وی به عمل می آورد و درخواست کار وی را می پذیرد و در همان چند روز اول پس از انقضای ساعات کار شرکت و هنگامیکه مدیر، با آن دختر تنها می شود با توسل به زور به وی تجاوز می کند و پس از انجام این عمل، دختر را از شرکت بیرون می اندازد و او را تهدید می کند تا در صورت مراجعه مجدد وی را تحویل مقامات پلیس می دهد. این موضوعات و مواردی از این قبیل در جامعۀ امروزی ما بسیارند و می توان با ورق زدن روزنامه ها و مراجعه به صفحات حوادث آنها، روزانه چندین حادثه مشابه مشاهده نمود. بنابر آنچه گفته شد، تجاوز جنسی یکی از بارزترین مصادیق نقض حریم خصوص است و لطمات جبران ناپذیری به قربانی اعم از روحی و جسمی وارد می آورد و می تواند یک فرد را در طول مدت زندگی دچار اختلالات عدیده ای نماید. قانونگذار در ماده ۱۰ این قانون بطور صریح مطالبه خسارت را از ناحیه زیان دیده به رسمیت شناخته است و جبران خسارت کسی که به حیثیت و اعتبارات شخص و خانوادگی اش لطمه وارد شده است را قانونی تلقی نموده و در واقع کسی که حریم خصوصی اش نقض شده است با عنایت به ماده ۱۰ و دیگر مواد قانون مسئولیت مدنی می تواند با اقامه دعوی علیه نقض کنندگان، خسارت مادی و معنوی وارده را مطالبه کند و دادگاه مکلف است به این موضوع رسیدگی و به شیوه های جبران خسارت، ناقضین را محکوم کند. ج ـ قانون مجازات اسلامی قبل از انقلاب، در قانون مجازات عمومی مصوب ۷ بهمن ماه ۱۳۰۴ بصورت ضمنی و تلویحی به حقوق حریم خصوصی پرداخته شده بود و عموماً به مصادیق نقض حریم خصوصی اشاره کرده بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در قانون مجازات اسلامی نیز احکام مهمی درباره حریم خصوصی و حمایت از آن به چشم می خورد البته همانگونه که قبلاً اشاره شد در این قانون، همانند قوانین دیگر، صراحتی مبنی بر «حقوق حریم خصوصی» وجود ندارد ولی مصادیق مهمی از آن مورد توجه قانونگذار قرار گرفته است. باب پنجم قانون مجازات اسلامی یعنی از ماده ۱۳۹ تا ۱۶۴ به بزه قذف[۶۸] و کیفیت و نحوه اجرای آن اشاره دارد. قانونگذار با الهام از فقه به این مقوله مهم پرداخته است و حیثیت و ابروی اشخاص را محترم شمرده و افراد را از بکار بردن الفاظی که باعث اذیت دیگران شود، منع کرده است. هرگاه قاذف با بکار بردن لغات مخصوص که قذف محسوب شود به حریم خصوص کسی وارد شود و عناوین مجرمانه ای را به او و خانواده اش نسبت دهد، قانونگذار این عمل را مستوجب مجازات از نوع حد میداند. زیرا پی بردن به اینکه کسی زنا یا لواط انجام می دهد مستلزم تجسس در امور شخصی و خصوصی وی می باشد و تحقیق و تفحص در زندگی خصوص دیگران و استراق بصر، توسط قرآن و پیامبر اسلام (ص) بنابر آیات و روایاتی که در گفتار قبل به آنها پرداخته شد، نهی شده است. باب هشتم قانون مذکور به حدسرقت اشاره کرده است و متعدیان به حرز[۶۹] دیگران، برای بردن مال آنها را مستوجب مجازات می داند. یعنی کسیکه برای دستبرد به مال مردم هتک حرز می کند و به خلوتگاه مردم وارد می شود و اموال آنها را به تاراج می برد عقوبتی جزء مجازات در انتظارش نمی تواند باشد. باب اول از کتاب سوم قانون مجازات اسلامی به مسائل مربوط به قتل عمد و راه های ثبوت آن پرداخته است و حمایت از حریم خصوصی جسمانی و اینکه نفوس انسان محترم بوده و هیچ کس نمی تواند حیات انسان را سلب کند اشاره دارد. زیرا داشتن حیات و زندگی برای همه انسانها یک «حق» است و سلب این حق باید به موجب قانون و توسط مراجع ذیصلاح انجام گیرد. قتل عمدی از بزرگترین جرائم می باشد که مهمترین «حق» یعنی «حق حیات» را از یک انسان می گیرد. با این تفاصیل تجاوز به این حق، تجاوز به بزرگترین «حق حریم خصوصی» یعنی نقض حریم خصوصی جسم انسان است. ماده ۵۷۰ قانون یاد شده یکی دیگر از مواد حمایتی در خصوص حریم خصوصی است.مطابق این ماده: «هر یک از مقامات و مأمورین دولتی که بر خلاف قانون، آزادی شخصی افراد ملت را سلب کند یا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسی محروم نماید، علاوه بر انفصال از خدمت و محرومیت سه تا پنج سال از مشاغل دولتی به حبس از ۶ ماه تا سه سال محکوم خواهد شد». با مطالبی که از اصول قانون اساسی و آزادیهای پیش بینی شده در آن ارائه کردیم (بند الف) این ماده برگرفته از اصل ۹ قانون اساسی می باشد و به حمایتهای انجام شده در قانون اساسی در خصوص آزادیهای فردی جامه عمل پوشانده است و در قالب قانون عادی برای نقض کنندگان اینگونه آزادیها، مجازات حبس در نظر گرفته است. ماده ۵۷۲ قانون مذکور مقرر می دارد: «هرگاه شخصی بر خلاف قانون حبس شده باشد و در خصوص حبس غیرقانونی خود شکایت به ضابطین دادگستری یا مأموران انتظامی نموده و آنان شکایت او را استماع نکرده باشند و ثابت ننمایند که تظلم او را به مقامات ذیصلاح اعلام و اقدامات لازم را معمول داشته اند، به انفصال دائم از همان سمت و محرمیت از مشاغل دولتی به مدت ۳ تا ۵ سال محکوم خواهند شد». این ماده و هم چنین مواد ۵۷۳ و ۵۷۴ و ۵۷۵ در حمایت از حریم خصوصی جسمانی کسانی است که نسبت به آنها تعدی شده و به حقوق قانونی آنها جفا شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کاتالیستی
اثر کاتالیستی بهتر، به دلیل نسبت سطح به حجم بالاتر
الکتریکی
افزایش هدایت الکتریکی در سرامیکها و نانو کامپوزیت های مغناطیسی، افزایش مقاومت الکتریکی در فلزات
مغناطیسی
افزایش مغناطیسیته با اندازه بحرانی دانه ها، رفتار سوپر پارا مغناطیسیته ذرات
نوری
خصوصیات فلوئور سنتی، افزایش اثر کوانتومی کریستال های نیمه هادی
بیولوژیکی
افزایش نفوذ پذیری از بین حصارهای بیولوژیکی(غشاء و سد مغز خون و غیره) و بهبود زیست سازگاری
۱-۸-۸- فولرین ها فولرین ها اشکال منحصر به فردی از کربن ها می باشند که به شکل قفس توپی شکل بوده و اتم های کربنی در ساختارهای شش ضلعی و پنج ضلعی در آن قرار گرفته اند. این اشکال دارای خواص منحصر بفردی می باشند که آنها را نسبت به سایر ساختارهای کربن نظیر الماس کربن و گرافیت و… متمایز می سازد. بنابراین فورین ها دسته مهمی از ترکیبات کربن را تشکیل می دهند. پیش از رویت و ساخت و رویت فلورینها کوچک تصور بر این بود که این مولکولهای کروی ناپایداری هستند. اما به تازگی دانشمدان روسی دریافته اند که کربن شش صفر در فاز گازی پایدار بوده و دارای فاصله نورایی نسبتاً زیادی می باشد. فلورین ها به صورت کاملاً اتفاقی کشف شدند. در سال ۱۹۸۱ میلادی کرتو و اسمالی نتایج عجیبی را در طیف جرمی کربن تبخیر شده مشاهده نمودند و به این ترتیب فلورینها کشف شده و پایداری آنها در فاز گازی به اثبات رسید. پس فلولرین ها، اغب به ساختارهای کروی که از جنس کربن هستند، اطلاق می شود. ولی امرزه از عناصر دیگر نظیر نیتروژن نیز در ساختار آنها استفاده شده است. فولرین و فولرین های معدنی نمونه ای از آنها هستند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۱-۸-۸-۱- کاربردهای فولرینها روان کننده های جامد روغن موتورهای بسیار کاراتر ارسال هدفمند داروها درمان ایدز و سرطان با فولرین های حساس به نور لاستیک های سبکتر، مقاومتر و الاستیک تر جلوگیری از رشد باکتری ها
- a) C60b)c C70)فولرین درون وجهی C82 دارای عنصر لانتانیوم
شکل(۱-۲) انواعی از فولرن و اشکال مربوط.(a)- مولکول C60 اولین نانو توپ شناخته شده است.(b)-C70 فولرین ها بدلیل تو خالی بودن می تواند مانند کیفی در ابعاد نانو، عمل کنند[۱۶،۱۵،۱۴[. ۱-۸-۱ ابزار های تشخیص در علوم نانو ابزارهای اندازه گیری در نانو ساختارها انواع متفاوتی را شامل می شوند: الف)میکروسکوپ نیروی اتمی(AFM). ب)میکروسکوپ تونلی روبشی(STM). پ)میکروسکوپ نیروی مغناطیسی(MFM). ت)میکروسکوپ الکترونی عبوری(TEM)[15]. ث)میکروسکوپ الکترونی روبشی(SEM)[16]. ۱-۹-۱- میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM) میکروسکوپ نیروی اتمی از الکترونهای روی سطوح استفاده می کند. میکروسکوپ نیروی اتمی دستگاه ی است که برای بررسی خواص و ساختار سطحی مواد در ابعاد نانومتر بکار می رود. انعطاف پذیری، سیگنالهای بالقوه ی متعدد، و امکان عملکرد دستگاه در مدهای مختلف، محققین را در بررسی سطوح گوناگون، تحت شرایط محیطی متفاوت توانمند ساخته است. این دستگاه امکان عملکرد در محیط خلاء، هوا، و مایع را دارد. برخلاف اکثر روش های بررسی خواص سطوح، در این روش غالبا”محدودیت اساسی بر روی نوع سطح و محیط آن وجود ندارد. با این دستگاه امکان بررسی سطوح رسانا یا عایق، نرم یا سخت منسجم یا پودری، بیولوژیک و آلی یا غیر آلی وجود دارد. خواص قابل اندازه گیری با این دستگاه شامل مورفولوژی هندسی، توزیع چسبندگی، اصطکاک، ناخالصی سطحی، جنس نقاط مختلف سطحی، کشسانی، مغناطیسی، بزرگی پیوندهای شمیایی، توزیع بارهای الکتریکی سطح، و قطبش الکتریکی نقاط مختلف می باشد. در عمل از این قابلیتها برای بررسی خوردگی، تمیزی، زبری، چسبندگی، اصطکاک، اندازه و غیر استفاده می شود. ۱-۹-۲- میکروسکوپ تونلی روبشی(STM) دستگاهی است که برای بررسی ساختار و برخی از خواص سطوح(مرفولوژی) موادرسانا، مواد بیولوژیک(که تا حدی رسانا) باشند و همچنین لایه های نازک نا رسانا که روی زیر لایه رسانا لایه نشانی شده اند، در حد ابعاد نانومتر بکار می رود. کاوشگر مقدار جریان شارش روی سطوح را اندازه گیری می کند که می توان هندسه آن سطح را برآورد کرد]۱۷٫[ ۱-۹-۳- میکروسکوپ نیروی مغناطیسی(MFM) نوک روبش دهنده آن مغناطیسی است مانند ضبط صوت و یا دیسک خوان عمل می کند. و جنس نوک سوزن آن راز تنگستن می باشد. ۱-۹-۴- میکروسکوپ الکترونی عبوری(TEM)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳- حصیر بافی: بوریا بافی و سبد بافی در استان فارس رواج دارد. بهترین نوع بوریا متعلق به شهر کازرون است. سبد بافی قشقاییها از لحاظ شکل و نقش بسیار جالب است. سفالگری:در فارس، انواع ظروف سفالی ساده و لعابدار و انواع کاشیهای هنری تولید میشود. بهترین ظروف کاشی در استهبان تولید میشود. (تاریخ عکس: ۱۳۹۰، عکاس: نگارنده پایان نامه، موضوع عکس: بازار وکیل) نقره کاری و مسگری: ظروف مسی و نقره کاری از جمله صنایع مهم فارس است. مسگری و نقره کاری شیراز نیز معروف است. (تاریخ عکس: ۱۳۹۰، عکاس: نگارنده پایان نامه، موضوع عکس: بازار وکیل) (تاریخ عکس: ۱۳۹۰، عکاس: نگارنده پایان نامه، موضوع عکس: بازار وکیل) ۶- خاتم کاری: مهمترین صنعت دستی فارس، خاتمکاری شیراز است و بهترین نوع خاتم نیز در این شهر تولید میشود. منبتکاری و کندهکاری نیز در فارس رواج دارد. هم چنین منبت کاری و کنده کاری آباده شهرتی بسزا دارد. (وب سایت میراث فرهنگی) (تاریخ عکس: ۱۳۹۰، عکاس: نگارنده پایان نامه، موضوع عکس: بازار وکیل) جاذبههای گردشگری تاریخی، طبیعی و فرهنگی فارس شیراز به عنوان یکی از مهمترین مراکز گردشگری ایران مطرح بوده و با جاذبههای تاریخی، فرهنگی، مذهبی و طبیعی فراوان، همواره گردشگران بسیاری را بهسوی خود فرا میخواند و برای گردشگران داخلی و خارجی شناخته شدهاست.
 . (تاریخ عکس: ۱۳۹۰، عکاس: نگارنده پایان نامه، موضوع عکس: جاذبه های گردشگری فارس) جاذبههای تاریخی: از جاذبههای تاریخی شهر شیراز میتوان به آتشکدهٔ صمیکان، آرامگاه حافظ، آرامگاه خواجوی کرمانی، آرامگاه سعدی، ارگ کریمخان، باغ ارم، باغ تخت، باغ چهلتن، باغ دلگشا، باغ عفیفآباد، باغ نارنجستان قوام، باغ هفتتن، بقعهٔ شیخ یوسف سروستانی، پاسارگاد، تخت جمشید،خانه صالحی، چاه مرتاض علی، حمام باغ نشاط، عمارت باغ ایلخانی، عمارت باغ نشاط، عمارت دیوانخانه، عمارت کلاهفرنگی باغ نظر، مسجد نصیرالملک، قبر مادر نادرشاه، قصر ابونصر، قلعهٔ اژدهاپیکر، قلعهٔ دختر، قلعهٔ ککها، کاخ سروستان، کاخ فیروزآباد، مدرسهٔ آقاباباخان، مدرسهٔ خان، موزهٔ پارس، موزهٔ هفتتنان، نقشبرجستهٔ بهرام، نقش پیروزی و نقش رستم اشاره. جاذبههای طبیعی از جاذبههای طبیعی شهر شیراز میتوان به آبشار کوهمره سرخی، برمدلک، پارک قلعهبندر، پارک ملی بمو، پیربناب، تفرجگاه میانکتل، چشمهٔ جوشک، چشمهٔ خارگان، چشمهٔ ریچی،دریاچهٔ دشت ارژن، دریاچهٔ مهارلو، رکنآباد، رودخانهٔ قرهآغاج، روستای قلات، کوه سبزپوشان، گردشگاه آتشکده، گردشگاه چاهمسکی، گردشگاه چشمه سلمانی و گردشگاه هفتبرم اشاره کرد. چشمههای طبیعی موجود در اطراف شیراز هم از جهت آبدرمانی و هم از جهت جذب گردشگر برای صنعت گردشگری استان فارس از اهمیت ویژهای برخوردار هستند و صنعت گردشگری این استان را رونق میبخشند. تعدادی از باغهای شیراز از لحاظ تاریخی بسیار حایز اهمیت هستند و بهعنوان مراکز مهم گردشگری بهشمار میآیند. از معروفترین این باغها میتوان به باغ ارم، باغ عفیفآباد، باغ دلگشا و باغ جهاننما اشاره نمود.(وب سایت میراث فرهنگی) (تاریخ عکس: ۱۳۹۰، عکاس: نگارنده پایان نامه، موضوع عکس: طبیعت فارس) جاذبههای مذهبی: شاهچراغ ومزار امامزادگان متعددی که در شیراز وجود دارد، (تاریخ عکس: ۱۳۹۰، عکاس: نگارنده پایان نامه، موضوع عکس: حضرت شاهچراغ(ع)) موزههای شهر شیراز: ارگ کریمخانی • پارس • تاریخ طبیعی دانشگاه شیراز • ساسانی • سنگهای تاریخی هفتتنان • شاهچراغ • قاجار • کریمخان زند • نارنجستان قوام • نظامیعفیفآباد • هخامنشی وموزهٔ تاریخ طبیعی سوغات شیراز: از سوغات عمدهٔ شیراز میتوان به آبلیمو، انار، انجیر، ترشیجات، چرم، حصیر، حنا، خاتمکاری، خراطی، خرما، ریسندگی، زعفران، سفیداب، سنگتراشی، شیشهگری، بهار نارنج، ظروف سفالی، عرقیات، فلزکاری، قالی، کندهکاری، کیسه حمام، گبه، گلیم، کلوچه و مسقطی، منبتکاری و نمد اشاره کرد. شیرینیها: نان یوخه و نان شیری غذاهای سنتی شیراز شکر پلو • دو پیازه • کلم پلو • آش انار • یخنی نخود • بادام سوخته • قرمه به • رب پلو • یخنی عدس کلم • شکر پنیر • کوفته سبزی • حلیم بادمجان • حاجی بادام • کوفته هلو • حلوای کاسه • قورمه • دوای آرد و روغن • آش ماست • پاچه پلو • قنبرپلو • آش سبزی • آب پیازک • رنگینک • شامی شیراز با چهار شهر جهان دارای پیوند خواهرخواندگی است: ۱۹۸۰ با شهردوشنبه، تاجیکستان ۱۹۹۹نیکوزیا، قبرس ۲۰۰۵چونگ کینگ، چین ۲۰۰۹وایمار، آلمان (تاریخ عکس: ۱۳۹۰، عکاس: نگارنده پایان نامه، موضوع عکس: آرامگاه حافظیه) امکانات و زیر ساختهای شیراز: هتلهای شهر شیراز: هتل هما • هتل پارس • گراند هتل شیراز • هتل خلیج فارس • هتل چمران • هتل پارک • هتل آپادانا • هتل پارسیان • هتل آریو برزن • هتل پارسه • هتل پیران • هتل تخت جمشید • هتل ارگ • هتل اطلس • هتل ارم • هتل تالار • هتل رودکی • هتل جهانگردی شیراز • • هتل مهدی • هتل کوثر • هتل دنا • هتل صدرا • هتل قانع • هتل ساسان • هتل پارک سورمق • هتل سینا • هتل حافظ • هتل آناهیتا • هتل خانه • هتل شایان • هتل آپارتمان جام جم • هتل آپارتمان هدیش • هتل آپارتمان سریر • هتل آپارتمان خانه سبز(وب سایت میراث فرهنگی) (تاریخ عکس: ۱۳۹۰، عکاس: نگارنده پایان نامه، موضوع عکس:هتل هما شیراز) حمل و نقل: فرودگاه بینالمللی شیراز: شیراز دومین شهر ایران پس از تهران بود که دارای فرودگاه بینالمللی شد. فرودگاه شیراز پس از فرودگاه امام خمینی مجهزترین فرودگاه در سطح کشور محسوب میگردد. مسیرهای خارجی این فرودگاه عبارتند از کشورهای انگلستان،]مالزی،] سوریه، قطر، امارات متحده عربی (دبی، ابوظبی و شارجـه) ، کویت ، بحرین، عربستان، ترکیه، روسیه، پاکستان، مصر و سودان.
پروازهای داخلی این فرودگاه شامل پروازهای شیراز-تهران، شیراز-مشهد، شیراز-اصفهان، شیراز-تبریز، شیراز-اهواز، شیراز-آبادان، شیراز-بوشهر، شیراز-بندرعباس، شیراز-ساری، شیراز-لارستان، شیراز-لامرد، شیراز-چابهار، شیراز-کرمان، شیراز-کیش، شیراز-لاوان، شیراز-قشم، شیراز-سیری، شیراز-ماهشهر، شیراز-خارک، شیراز-عسلویه، شیراز-بهرگان و شیراز-رشت میباشد. راهآهن: طرح احداث راهآهن شیراز-اصفهان از سال ۱۳۰۷ خورشیدی در دست مطالعه بودهاست که هماکنون در حال ساخت میباشد. پایانههای مسافربری شیراز: چهار باب پایانهٔ مسافربی برونشهری در نزدیکی به ابتدای ۴ محور اصلی خروجی شهر قرار دارند(همان)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دکتر صفایی: صلاحیت موازی دادگاه داخلی و مرجع داوری جهت صدور دستورها و قرارهای موقت و حمایتی پذیرفته شده است.(صفایی ،۱۳۷۷، ۱۱). تمام این پرسش ها و پاسخ ها در نظریات دکترین حقوقی به خاطر این است که برخلاف صراحت مقررات داوری تجاری و آیین داوری مرکز داوری اتاق ایران، مقررات دادرسی مدنی در بخش داوری سکوت اختیار کرده است. و به علت این سکوت ، عده ای ، قرار دستور موقت و تأمین خواسته در داوری ها توسط قاضی و داور را به طور کلی منع کرده اند(شمس،۱۳۹۲) و عده ای قائل به جواز توسط دادگاه و عدم جواز توسط داور(عابدیان،۱۳۹۱ و کریمی،۱۳۹۲)و عده ای بین دستور موقت و تأمین خواسته تمییز قائل شده اند .(یوسف زاده،۱۳۹۲) هرچند در این زمینه بین محققین اختلاف است ولی اصولاً بایدبر اساس تحلیل قراردادی و توجه به هدف دستورات فوری، راه حلی منطقی را پیدا کرد: داور براساس موضوع و حدود اختیاری که از طرفین به دست می آورد دخالت می کند، داور باید براساس اختیاری که به وی داده اند اقدام به صدور رأی کند و نادیده گرفتن این اصل موجب مسئولیت برای داور است ، طرفین با پیشبینی داوری صلاحیت مستقیم دادگاه را کنار گذاشته اند با این وجود این عدم صلاحیت دادگاه با صدور رأی توسط داور اعاده می شود دادگاه به حکم اصل استمرار خدمات عمومی و صلاحیت عام خود در هیچ زمانی تعطیل بردار نیست و ضمانت اجرای تصمیمات خود را همیشه در اختیار دارد ولی داور این گونه نیست. دادگاه در هر زمان می تواند تصمیات خود راجرایی کند چرا که از بازو های اجرایی قوی برخوردار است ،همچنین دادگاه صلاحیت رسیدگی به همه ی موضوعات اعم از نهایی و غیرنهایی (موقت) را دارد. با این مقدمات، در صورت عدم توافق طرفین داوری مبنی بر اختیار داور برای صدور دستور موقت و تأمین خواسته ، آیا طرفین به حذف صلاحیت مستقیم دادگاه در امور فوری توافق داشته اند؟ (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
باید گفت ، هدف طرفین از داوری حل و فصل نهایی موضوع است و اگر آن ها منظور دیگری داشتند باید به صراحت در قرارداد ذکر کنند. در صورت عدم توافق طرفین در اختیار دستور موقت و تأمین خواسته به داور،داور نمی تواند در اموری غیر از ماهیت امر اظهار نظر نماید. لذا با توجه به ماده ۳۱۷ قانون دادرسی مدنی که بیان داشته (( دستور موقت، دادگاه به هیچ وجه تأثیری در اصل دعوا نخواهد داشت)) لذا مشخص میشود که تصمیم هایی مربوط به امور فوری مثل دستور موقت و تأمین خواسته ارتباطی به ماهیت موضوع ندارد بنابراین اگر مهمترین موضوعی که طرفین به داوری احاله می دهند ماهیت امر است و صدور دستورهای موقت نیز در ماهیت موضوع بی تأثیر باشند چه تعارض بین اقدام دادگاه جهت بررسی امور فوری و صلاحیت داوری جهت بررسی اصل موضوع وجوددارد، مشاهده می شود که تعارضی نیست و باید از صلاحیت دادگاه در صورت عدم توافق بررسی امور فوری توسط داور دفاع نمود. از آن چه بیان شد می توان نتیجه گرفت که : ۱-اگر طرفین تصریح نموده باشند داور می توانند در امور فوری رأی صادر نماید ۲-در سکوت طرفین ، صلاحیت دادگاه به هیچ وجه کنار نمی رود بلکه این داور است که حق دخالت در امور فوری و تأمین خواسته را ندارد، تعارضی هم بین تصمیم دادگاه با موضوع داوری نیست زیرا تصمیم دادگاه غیر ماهوی ورأی داور در ماهیت خواهد بود. با این مقدمات جهت اثبات صلاحیت دادگاه در صورت عدم توافق طرفین مبنی بر اختیار داور جهت صدور دستور موقت و تأمین خواسته، استعلامی که از اداره ی حقوقی قوه قضائیه به عمل آمده ، قابل نقد و غیرقابل پذیرش است، ((طبق ماده ۱۱۱ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، درخواست تأمین از دادگاهی می شود که صلاحیت رسیدگی به دعوا را دارد لذا در مواردی که رسیدگی به اختلاف در امور مدنی به داور ارجاع شده چون محاکم دادگستری مادام که قضیه از طریق داوری حل و فصل نشده باشد حق ورود به موضوع را ندارد و نمی توان از دادگاه درخواست صدور قرار تأمین خواسته نمود.)) همچنین با توجه به این که اوضاع و احوالی که دخالت در این امور را توجیه می نماید به خودی خود از اهمیت بسیار برخوردار بوده مثل اقدام فوری قبل از صدور رأی جهت جلوگیری از ضرر، لذا این استعلام فاقد توجیه منطقی به نظر می رسد. فصل سوم : طواری رسیدگی ۳-۱-گفتار اول : دعاوی طواری دعاوی طاری دعاوی می باشند که در کنار دعوای اصلی از طرف اصحاب دعوی اصلی علیه شخص ثالث یا از طرف شخص ثالث علیه اصحاب دعوی اصلی یا از طرف هر یک از اصحاب دعوی علیه یکدیگر طرح می شود، دعوای طاری پس از طرح دعوای اصلی اقامه می گردد. درداوری نیز همین تعریف تا جایی که با ذات داوری در تعارض نباشد قابل پذیرش است.(کریمی،۱۳۹۲ ،۱۹۳). موضوع دعوا محدوده ی داوری را معین می کند، دادخواست اصلی خواهان با لحاظ دفاعیات خوانده موضوع داوری را تعیین می کند، موضوع داوری باید به اندازه ای غیرقابل تغییر باشد تا از هرگونه اقدام که جریان داوری را با وقفه مواجهه می کند جلوگیری شود. اما تغییر ناپذیری عناصر داوری امری مطلق نیست در حقیقت همان قضای شایسته ایجاب می کند که اجازه دهیم با شرایطی در جریان دعوای اصلی خوانده علیه خواهان اقامه ی دعوا نماید یا خواهان دعوا یا دعاوی دیگری علیه خوانده اقامه کند، شخص ثالثی وارد دعوی شده و یا هر یک از اصحاب دعوا، تقاضای جلب ثالث کند. بنابراین مطابق ماده ی ۱۷ ق. ا. د .م . هر دعوایی که در اثنای رسیدگی به دعوای دیگر از طرف خواهان یا خوانده یا شخص ثالث یا از طرف متداعیین اصلی بر ثالث اقامه شود، دعوای طاری نامیده می شود که دعوای اصلی در آن جا اقامه شده است. این دعاوی نه تنها در جریان رسیدگی به دعوای اصلی مطرح می شوند بلکه طرح آنها اتفاقی بوده و حتمی نمی باشد و معمولاً تصمیم گیری نسبت به دعوای اصلی منوط به روشن شدن نتیجه ی دعاوی طاری می باشد. پس دعاوی طاری اگر از سوی خوانده علیه خواهان اقامه گردد، دعوای متقابل ، اگر خواهان علیه خوانده اقامه کند، دعوای اضافی و اگر شخص ثالثی علیه هر یک از اصحاب دعوا اقامه کند، ورود ثالث و اگر هر یک از اصحاب دعوی علیه شخص ثالثی اقامه نماید دعوای جلب ثالث نامگذاری می گردد. همان طور که ملاحظه می شود ، دعاوی طاری در رابطه دادرسی های دولتی به طورکامل در قانون آمده و هیچ گونه ابهام در این رابطه وجود ندارد و امّا در رابطه با داوری ، در این بخش تحقیق ، به بررسی طواری می پردازیم. ۳-۱-۱-بند اول : دعوای اضافی در مقررات دادرسی مدنی آمده که به موجب بند ۳ ماده ۵۱ ، تعیین خواسته و بهای آن یکی از شرایط دادخواست است. حال ممکن است خواهان بعد از طرح دعوایی با خواسته ی مشخص ، دعوای دیگری بر علیه همان خوانده اقامه نماید، اگر دعوای مزبور با دعوای قبلی ارتباط کامل داشته باشد یا نسبت به آن منشا واحدی داشته باشد دعوای اضافی تلقی می شود. دکتر شمس عقیده دارند ، که مقررات مربوط به ماده ۹۸۸ ق. ا. د .م که ناظر بر تغییر خواسته ، درخواست و یا شیوه ی دعوا می باشد را نمی توان از مصادیق دعوای اضافی که در ماده ۱۷ ق. ا. د .م آمده دانست. در حقیقت، تغییرهایی که در ماده ۹۸ آمده را خواهان می تواند اعمال نماید و نیاز به دادخواست علی حده نمی باشد در حالی که در مورد دعوای اضافی یک دعوای تمام عیار است و باید دادخواست اقامه شود. دادخواست دعوای اضافی ، در اجرای اصل تناظر باید به خوانده دعوا ابلاغ شود و فرصت لازم جهت دفاع به او داده شود، دعوای اضافی از یک طرف دعوایی طاری و از یک طرف دعوای تمام عیار که مقررات مربوط به هر یک از این دعاوی در حدی که قابل انطباق با دعوای مزبور باشد در اقامه و رسیدگی و صدور رأی نسبت به آن باید رعایت شود.(شمس،۱۳۹۲،ج۳، ۴۰) . حال اگر ، دعوای اضافی قابل رسیدگی توأمان با دعوای اصلی نباشد دیگر دعوای طاری نامیده نمی شود و باید به عنوان دعوایی مستقل به آن رسیدگی شود در این صورت، دعوای مزبور خود دعوایی اصلی محسوب می شود و در نتیجه آثار دعوای اضافی را نخواهد داشت. همان طور که می بینیم در مورد دادرسی های دولتی مقررات به صراحت گویای تجویز دعوای اضافی می باشد، در مورد داوری توضیحاتی دربارۀ امکان تجویز دعوای اضافی بیان می کنیم، مشخص شد که دعوای اضافی دعوایی است که از طرف خواهان دعوای اصلی ، علیه خوانده همان دعوا و با موضوع مطالبه خواسته ای که با خواسته ی اصلی دارای وحدت منشأ یا مرتبط است اقامه می گردد و این دعوا نیاز به تقدیم دادخواست مستقل داشت. در داوری های موضوع قانون آیین دادرسی مدنی تجویز طرح دعوای اضافی فرع بر تجویز موافقت نامه ارجاع اختلاف به داوری است اگر موضوع دعوای اضافی در محدوده ی موافقت نامه داوری بگنجد معنی در جوار طرح دعوای اضافی مشاهده نمی شود یعنی اگر موضوع دعوای اضافی جز اختلافاتی نباشد که به داوری ارجاع شده است قابل رسیدگی از طرف داور نیست حتی اگر ویژگی های دعوای اضافی مانند وحدت منشأ یا ارتباط با دعوای اصلی نیز موجود باشد، با این وجود ذکر دو نکته ضروری است، اول این که اصولاً افزایش خواسته در داوری ها نمی تواند ممنوع باشد مگر آن که طرفین در موافقت نامه خود صلاحیت داور را محدود به مبلغ معینی که کمتر از خواسته ی نهایی خواهان باشد کرده باشد. دوم این که راه توافق همیشه باز است و چه در خصوص افزایش خواسته می توان طی توافق جداگانه رسیدگی به ادعای جدید را به داور محول نمود. (کریمی،۱۳۹۲،۱۹۹) از مطالب یاد شده به این برداشت می رسیم که، اصولاً دعوای اضافی هرچند در مقررات داوری مقرره ای ندارد ولی اگر موضوعی که خواهان نسبت به آن، دعوای اضافی مطرح می کند در موضوع اصلی داوری بگنجد به عبارتی جزئی از کل قرارداد اصلی باشد، منعی در جواز دعوای اضافی وجود ندارد. همچنین جریان داوری مثل قضاوت دچار تغییرپذیری می گردد و هر لحظه امکان امور اتفاقی در جریان داوری انتظار می رود چرا که ما جریان داوری را به عنوان یک رسیدگی تمام عیار و حرفه ای پذیرفته ایم، امّا اگر، موضوع اضافی از سوی خوهان ، وابسته به موضوع اصلی قرارداد نباشد و جز اختلافاتی که به داوری ارجاع نشده نباشد قابلیت طرح به عنوان دعوای اضافی در جریان داوری را ندارد، البته در این مورد هم از آن جا که تراضی طرفین و حاکمیت اراده، عنصر اصلی داوری می باشد با توافق، طیّ توافقی جداگانه می توان رسیدگی به ادعای جدید را در صلاجیت داور قرار داد. همچنین نکته ی دیگری که باید توجه شود لزوم ابلاغ دعوای اضافی به خوانده است، با توجه به این نکته که داور مکلف به رعایت اصول دادرسی مدنی می باشد و اصل تناظر که یکی از این اصول می باشد لزوم ابلاغ به خوانده و فرصت دفاع از دعوای طرح شده باید مورد توجه قرار بگیرد. پس با توجه به مسائلی که بیان شد به این جمع بندی می رسیم که : ۱-اگر موضوع دعوای اضافی در محدوده ی موافقت نامه داوری بگنجد، منعی در جواز این دعوای اضافی از جانب خواهان نخواهد بود. ۲-در صورت عدم ارتباط موضوع دعوای اضافی با دعوای اصلی و به عبارتی دیگر در صورتی که موضوع دعوای اضافی جزء اختلافی که به داوری سپرده شده نباشد دیگر حق دعوای اضافی توسط خواهان نمی باشد. ۳-در مورد فوق، در صورتی که طرفین توافق بعدی نمایند می توان این گونه اختلاف اضافی را تحت عنوان دعوای اضافی توسط خواهان پذیرفت در آیین نامه نحوه ی ارائه ی خدمات مرکز داوری نیز موضوع مسکوت مانده است و استدلال فوق با همان نتیجه قابل پذیرش است و طرح آن در داوری به خودی خود ممنوع نمی باشد مگر آن که به جهت دیگری خارج از محدوده ی صلاحیت داور باشد. ۳-۱-۲- بند دوم : دعوای متقابل یکی دیگر از دعاوی که در جریان رسیدگی به دعوای اصلی بروز می کند دعوای متقابل است که با دعوای اصلی ارتباط کامل داشته و یا با آن منشاء واحدی دارد و خوانده متقابلاً آن را در برابر ادعای خواهان ضمن رسیدگی به دعوای اصلی اقامه می نماید. در صورتی که خوانده ی دعوای اصلی ادعایی علیه خواهان داشته باشد حسن جریان رسیدگی اقتضا می نماید به صورت دعوای متقابل اقامه گردد. این امر اولاً باعث صرفه جویی در هزینه و وقت می شود ثانباً از صدور آراء متنقض ممانعت می کند. (حیایی،۱۳۹۰ ،ج۳ ،۱۰۵). دعوای متقابل که یکی از راه های دفاعی خوانده محسوب می شود را نباید با سایر راه های دفاعی که در ماده ۱۴۲ ق. ا. د .م آمده است، اشتباه کرد. براساس این ماده ، دعوای متقابل به موجب داخواست اقامه می شود لیکن دعاوی تهاتر و صلح و فسخ رد خواسته و امثال آن که برای دفاع از دعوای اصلی اظهار می شود دعوای متقابل محسوب نمی شود و نیاز به تقدیم دادخواست جداگانه ندارد. به عبارتی می توان گفت: دفاع به تمامی دلایل و مستنداتی و استدلالاتی اطلاق می شود که در مقام ردِّ ادعای خواهان مطرح می گردند، این در حالی است که دعوای متقابل برای اثبات ادعای خواهان این دعوا اقامه می شود. ماده ۱۴۲، آثار این تفاوت را در ضرورت تقدیم دادخواست در دعوای مقابل و عدم ضرورت آن در دفاع بیان کرده است. در مورد دادرسی های دولتی، برای آن که دعوای متقابل مورد پذیرش واقع شود، باید اولاً ، خوانده علیه خواهان اقامه دعوا کند.بنابراین اگر خوانده برای مثال بر علیه ی شخصی غیر از خوانده اقامه ی دعوی کند، این دیگر دعوای متقابل نیست بلکه جلب ثالث خواهد بود. ثانیاً ، با دعوای اصلی وحدت منشأ وجود داشته باشد، منظور از منشأ ، رابطه حقوقی مشخصی است که بر عمل یا واقعه ای حقوقی و یا قانون مبتنی بوده و براساس آن ، خواهان خود را مستحق مطالبه خواسته می داند مانند این که موجری به خواسته ی مال الإجاره ای معوق مورد اجاره علیه مستأجر اقامه کند و مستأجر که در این دعوا خوانده می باشد در مقابل دعوای خواهان، اقامه دعوا و مبلغی را مطالبه کند که در ملک هزینه نموده و طبق قرارداد اجاره که منشأ ادعای خواهان دعوای اصلی است به عهده موجر است. این دعوای خوانده چون با دعوای اصلی ناشی از یک منشاء که آن قرارداد اجاره می باشد دعوای متقابل می باشد. (شمس،۱۳۹۲ ،ج۳،۵۳) ثالثاً ، دعوای متقابل با دعوای اصلی ، ارتباط کامل داشته باشد. در ماده ۱۴۱ آمده ، وقتی بین دو دعوا ارتباط کامل وجود دارد که اتخاذ تصمیم در هر یک مؤثر در دیگری باشد. از دو شرط مذکور در فوق یکی حتماً باید تحقق یابد. رابعاً ، دعوای مذکور مطابق ماده ۱۴۳ باید در اولین جلسه ی دادرسی حال اگر، دعوایی را خوانده اقامه کند که فاقد هر یک از شرایط مذکور باشد، به عنوان دعوای مستقل رسیدگی خواهد شد. پس در مورد دادرسی های دولتی دعوای متقابل موضوع مواد ۱۴۱ الی ۱۴۳ می باشد. امّا در رابطه با داوری ، در مورد داوری های قانون آیین دادرسی، قانون مذکور سکوت کرده است. ولی در داوری های موضوع آیین نامه نحوه ی ارائه ی خدمات مرکز داوری، مقررات مفصلی در این مورد پیشبینی شده است. دربند پ ماده ۷ این آیین نامه آمده در صورتی که خوانده ادعاهای متقابلی داشته باشد، باید ضمن پاسخ به دادخواست داوری ، به دبیرخانه تسلیم و ثبت کند و دعوای متقابل باید مشتمل بر موارد زیر باشد: ۱-بیان ادعای متقابل و منشأ دلایل آن ۲-ذکر خواسته دعوای متقابل و بهای آن، مگر آن که خواسته غیر رأی باشد. در بند ت این ماده هم آمده ، دبیرخانه ادعای متقابل خوانده را به خواهان ابلاغ می کند و خواهان باید ظرف ۱۰ روز از تاریخ ابلاغ دعوای متقابل لایحه جوابیه را به دبیرخانه مرکز داوری تسلیم نماید. در این ماده نیز شرایط پذیرش دعوای متقابل به شرح زیر است. ۱-خوانده ی دعوای اصلی باید دعوای خود را علیه خواهان اقامه کند تا عنوان دعوای متقابل برای آن صدق کند. ۲-دعوای متقابل با دعوای اصلی وحدت منشأ داشته باشد این مفهوم از قسمت اول بند پ این ماده که بیان داشته بیان ادعای متقابل و منشأ و دلایل آن مشخص می گردد. لذا در صورتی که منشأ این دو دعوا ، قانون ، یا عمل و یا واقعه ی حقوقی متفاوت باشد می توان گفت که قابلیت طرح به عنوان دعوای متقابل را ندارد. به هر حال در صورتی که شرایط فوق الذکر مراعات شود در داوریهای این سازمان امکان طرح دعوای متقابل وجود خواهد داشت. امّا در رابطه با داوری های قانون آیین دادرسی مدنی هر چند به صراحت نیامده ولی دکتر کریمی طرح دعوای متقابل در داوری های این قانون را مجاز می دانند زیرا اولاً ، دعوای متقابل خود نوعی دفاع محسوب می شود . دوماً ، عدم تجویز طرح ادعای متقابل می تواند منجر به نتایج ناگواری گردد. از جمله این که خوانده دعوای اصلی در پی نقض رأی داور برآید از همین روی باید قایل به تجویز طرح دعوای تقابل در داوری شد. (کریمی،۱۳۹۲،۱۹۷). شایسته و منطقی به نظر می رسد که دعوای متقابل در داوری را قائل شویم چرا که ، در صورتی که خوانده ادعای متقابلی داشته باشد که دارای وحدت منشأ با دعوای اصلی است، اگر ما مجوز دعوای متقابل در داوری ها را قاتل نشویم و طرفین در طرح دعوای متقابل خوانده توافق به داوری نکنند نتیجه اش این می شود که خوانده دعوای خود را در دادگاه صلاحیت دار اقامه کند. این خود سبب می شود گاه آراء متفاوت صادر شود. به علاوه ، خود دعوای متقابل به نوعی دفاع محسوب می شود.(شمس، ۱۳۹۲ ،ج۱، ۴۶۱) لذا باید در مقام اعمال حق دفاع، در صورتی که خوانده ادعای متقابلی داشته باشد که شرایط یک دعوای متقابل راداشته باشد باید اجازه طرح را به وی در جریان داوری داد. البته این نکته نیز قابل توجه است که اگر دعوای متقابلی که خوانده مطرح می کند در صلاحیت ذاتی ، داوری نباشد هرچند تمامی شروط یک دعوای متقابل را داشته باشد. قابلیت طرح در داوری را ندارد. در این صورت، ادعای متقابل باید در دادگاه صلاحیت دار مطرح شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فساد اداری به اشکال و انواع مختلفی میتواند بروز و نمود داشته باشد. در یک دسته بندی کلی اشکال فساد اداری را به ۱۰مقوله زیر تقسیم بندی کرده اند: ۱-رشوه ۲- اختلاس ۳-تصرف غیرقانونی ۴-تدلیس ۵- اعمال نفوذ ۶-پورسانت ۷-کلاهبرداری ۸-اخاذی یا باج گیری ۹- پارتی بازی ۱۰-خویشاوندسالاری در زیر ابتدا به تعریف مختصری از هرکدام از این انواع خواهیم پرداخت و تمایزاتی بین آنها اشاره خواهیم کرد. ۱- رشوه[۱۷] : رشوه به معنای وجه یا مالی است که برای ابطال حق و احقاق باطل پرداخت میشود،لکن در اصطلاح قانون،قبول وجه یا مالی است که کارکنان دولت و سایر کارکنان مطرح قانون به سبب وظیفه دریافت میکنند. رشوه مبلغ ثابت، درصدی خاص از یک قرارداد، یا هر نوع مساعدت پولی دیگر است که معمولاً به مأمور حکومتی پرداخت میشود . باتوجه به تعریف فوق، هبه، هدیه، تحفه، قرض الحسنه مشمول این حکم نمیشوند(بازگیر،۱۳۷۶،ص ۲۳۲).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
-
- اختلاس[۱۸]:
شایع ترین نوع تجاوز کارمندان پس از رشوه، اختلاس است. اختلاس در لغت به معنای گرفتن شیء با عجله و سرعت هرچه تمامتر و گاهی به معنای استفاده از فرصت مناسب نیز به کار رفته است. در فرهنگ عمید، اختلاس به معنای ربودن، دزدیدن، پولی را پنهان و بدون حق از صندوق اداره برداشتن و یا به عبارتی برداشتن مال غیراز راه خدعه و نیرنگ و در اصطلاح علمای حقوق عبارت از تصاحب و تملک مال دولت توسط کارمندان آورده شده است(افشاری،۱۳۷۳،ص ۲۶ ). اختلاس،از نظر صریح قانون، فساد اداری بهشمار نمیآید؛ بلکه در تعریفی گستردهتر از فساد میگنجد.از نظر قانونی، فساد اداری عبارت است از مبادله بین دو فرد که یکی عامل حکومتی و دیگری شهروند است، در جایی که عامل حکومتی، فراتر از محدودیتهای قانونی و مقرراتی میرود تا منفعت شخصی خودش را در شکل رشوه تأمین کند؛ اما اختلاس، دزدی قلمداد میشود؛ زیرا در آن، طرفِ شهروند وجود ندارد. وقتی اختلاس صورت میگیرد، منافع عمومی به خطر میافتد؛ اما هیچ دارایی شخصی سرقت نمیشود و شهروندان، از حقوق قانونی برای محاکمه برخوردار نیستند . (Jens Chr &-16 Odd-Helge Fjeldstad, 2000, p. 15). در تفاوت بین رشوه و اختلاس میتوان گفت که اختلاس بیشتر فردی است تا جمعی و توسط یک نفر انجام میگیرد،ولی در رشوه حداقل دو نفر باید حضور داشته باشند. این جرم مختص مدیران دولتی و حسابداران و…است(افشاری،۱۳۷۳، ص۲۷). ۳ – تصرف غیرقانونی : آن دسته از کارمندان که وجوه، مکان یا هرچیز دیگری را که در مالکیت دولت است و در اختیار دارند، به قصد سوءاستفاده توسط خود یا دیگری مورد استفاده قرار دهند ولی قصد تملک یا تملیک آن را نداشته باشند و قانونا مجاز به استفاده از آن نباشند، متصرف غیرقانونی شمرده میشوند. برای مثال استاندار یا فرماندار یا هرکارمند دیگری که مقدار متنابهی وجه جهت مصارف مختلف در اختیارش گذاشته شده، برداشت شخصی نموده و به مصارفی غیراز آنچه در وظیفه اش مشخص شده، برساند، ولو به قصد اینکه در موقع لزوم آن را به محل اصلی برگرداند، متصرف غیرقانونی است (افشاری،۱۳۷۳، ص۳۰). ۴ – تدلیس : تدلیس در لغت پنهان کردن، پوشاندن عیب چیزی، فریب دادن، عوام فریبی، تباهی و باهم ساختن و سازش کردن و همدست شدن برای اقدام به امری است.همچنین به معنای غش هم استعمال میشود. به عنوان مثال، آن دسته از کارمندانی که براساس مأموریت شغلی خویش وظیفه ساخت مجموعه های مسکونی و…را عهده دار میشوند، اگر در محاسبه قیمت تمام شده واحدهای تولیدی به جهت تبانی و یا ملحوظ نداشتن مواردی که میتواند در کاهش قیمت مؤثر باشد، پنهان کاری نموده و از این راه نفعی را برای خود یا دیگران تحصیل نمایند، مرتکب تدلیس شده اند (افشاری،همان صفحه). ۵ – اعمال نفوذ : یکی دیگر از انواع فساد اداری اعمال نفوذ صاحبان قدرت است. اعمال نفوذ یا پارتی بازی واژه آشنای نظام بوروکراتیک اداری است.این سنت ناسالم به عنوان یک روش معمول،در عدم اجرای برخی مقررات و آیین نامه های اداری برای برخی از افراد و گروههای برگزیده جامعه به کار گرفته میشود(افشاری،همان صفحه). ۶ – پورسانت: ریشه لغت پورسانت[۱۹] یا پورسانتاژ مأخوذ از فرهنگ به معنای برقراری صدی چندی و یا دریافت صدی چند، آورده شده است. امّا در آکسفورد انگلیسی به واژه پرسنت[۲۰] برگردانده میشود.این لغت در فرهنگ عامیانه تجاری و روزمره مردم با همان تلفظ فرانسوی استعمال میشود و دو مفهوم از آن استفاده میشود. مفهوم اول : درصد مشخصی از مبلغ یک معامله که فروشنده یا خریدار و یا بعضا هردو به شخص کمیسیونر که وظیفه هدایت و تسریع در معامله را به عهده داشته و پرداخته مینماید. در مفهوم دوم: مبلغی که مأمورین دولتی به صورت پنهانی و غیرقانونی در راه انجام معاملات دولتی به نفع خود اخذ می نمایند(افشاری، ۱۳۷۳، ص۳۱). اما با استناد به تعریف ماده ۶۵ قانون تعزیرات،دریافت وجه یا مالی در معاملات غیردولتی به هیچ عنوان رشوه تلقی نمیشود زیرا در اینگونه معاملات هیچیک از طرفین وابستگی به دولت ندارند،در حالی که در تحقق مسأله ای به نام پرداخت رشوه حداقل یکی از طرفین معامله باید وابستگی به دولت داشته باشد. دریافت پورسانت در معاملات دولتی را نمیتوان از مصادیق رشوه به حساب آورد(پیشین ،ص۲۴). ۷- کلاهبرداری [۲۱]: کلاهبرداری جرمی اقتصادی است که دربردارنده برخی از انواع حیلهگری، خدعه و فریب است. کلاهبرداری، دستکاری یا تحریف اطلاعات، واقعیتها و تخصص توسط مأموران بخش عمومی است که واسطه بین سیاستمداران و شهرونداناند و بهدنبال کسب منافع شخصی میباشند. این پدیده زمانی اتفاق میافتد که یک مأمور بخش عمومی (عامل) که مسئول انجام دستورها و وظایف محوله از جانب مافوقش است، جریان اطلاعات را به سمت منفعت شخصی خودش دستکاری میکند. کلاهبرداری، واژهای حقوقی و عام است که پدیدههایی بیشتر از رشوه و اختلاس را تحت پوشش قرار میدهد؛ مثلاً وقتی عاملان و نمایندگان دولتی درگیر شبکههای تجاری غیرقانونی میشوند، جعل اسناد میکنند، درگیر قاچاق میشوند و وارد دیگر جرمهای اقتصادی سازمانیافته میگردند،همگی مصداق کلاهبرداری قرار میگیرند(Jens ChrOdd-Helge Fjeldstad,2000,p. 16). ۸- اخاذی یا باجگیری: باجگیری عبارت است از بهدست آوردن پول و اشیای دیگر با بهره گرفتن از اجبار، خشونت یا تهدید با بهره گرفتن از قدرت. هرجا که پول بهصورت خشونتآمیز بهدست آید، باجگیری و اخاذی صورت گرفته است و برای کسی که قدرت انجام آن را دارد، معامله فاسدی بهشمار میآید. چنین فعالیتهای فاسدی، ممکن است بهصورتهای گوناگون واقع شود؛ یکی اینکه بهصورت باجگیری از پایین باشد. این نوع باجگیری زمانی است که نیروهای غیردولتی برای بهدست آوردن امتیازات شغلی، نپرداختن مالیات، و آزادی از مجازاتهای قضایی قادر به اعمال نفوذ بین اعضای دولت و سازمانهای حکومتی از طریق تهدید، ترساندن و ترور باشند. گاهی ممکن است باجگیری از بالا صورت بگیرد؛ جایی که دولت، خود بزرگترین مافیاست. این مسئله زمانی اتفاق میافتد که برای مثال، دولت و بهطور خاص، سرویسهای امنیتی و گروههای شبهنظامی آن، از افراد، گروهها و صاحبان کسب و کار پول دریافت کنند. بهعلاوه، کارمندان ادارات مختلف ممکن است از شهروندانی که بهعنوان ارباب رجوع، مشتری، مریض یا دانشآموز مدرسه به دولت مراجعه میکنند، زیرمیزیها و هدایایی را اخذ کنند. این اقدامها ممکن است به اشکال غیررسمی مالیات، تعبیر و تفسیر شوند (Ibid, p. 17). ۹- پارتیبازی: پارتیبازی بهعنوان آخرین شکل فساد، نوعی از سوءاستفاده از قدرت است که در فرایند خصوصیسازی و توزیع جانبدارانه منابع دولتی، بدون توجه به اینکه این منابع در محل اول چگونه جمع آوری شدهاند، بهکار میرود. پارتیبازی، تمایل طبیعی انسان به جانبداری از دوستان، خویشاوندان و دیگر افراد نزدیک و مورد اعتماد است. این پدیده، تا جاییکه توزیع فسادآمیز منابع را به نمایش میگذارد، رابطهای نزدیک با فساد اداری دارد. بهعبارت دیگر، پارتیبازی روی دیگر سکه فساد اداری است که به انباشت منابع می انجامد. مأمورین حکومتی و سیاست مدارانی که به منابع دولتی و قدرت تصمیمگیری درخصوص توزیع این منابع دسترسی دارند، تمایل شدید به پارتیبازی دارند تا امتیازاتی را به افرادی خاص ببخشند. در بسیاری از کشورهای استبدادی و نیمهدموکراتیک، پارتیبازی یکی از مکانیسمهای سیاسی اساسی بهشمار میآید. در بسیاری از نظامهای غیردموکراتیک، رئیسجمهور از حقوق اساسی جهت نصب مقامهای رده بالای نظام برخوردار است. این حق قانونی و عرفی، بهصورتی گسترده زمینه را برای پارتیبازی فراهم میسازد. ۱۰- خویشاوندسالاری: خویشاوندسالاری شکل ویژهای از پارتیبازی است که طی آن، مدیر یک اداره اقوام و اعضای فامیل خود (همسر، برادر و خواهر، فرزند، عمو و…) را بر دیگران ترجیح میدهد. بسیاری از رؤسای خودمختار میکوشند از طریق قرار دادن اعضای خانواده خود در پستهای کلیدی سیاسی، اقتصادی و امنیتی، اقتدار خود را تثبیت کنند (Ibid, p. 14-18). مهمترین جرایم اداری که قابل انتساب به کارمندان است، عبارتند از: اختلاس، ارتشا و یا رشوهگیری کارمندان و یا هر نوع عملی که عنوان جزایی به خودش بگیرد مثل تصرف غیرقانونی در اموال دولتی، حیف و میل اموال دولتی و یا جعل اسناد دولتی و یا هر عنوان دیگری که در قانون جزا برای عملکرد یک کارمند تحت تعقیب است عنوان شده است. ۲-۱- ۵-انواع و سطوح تقسیم بندی فساد تقسیم بندی انواع فساد امری دشوار به حساب می آید؛ زیرا صرف نظر از اختلاف نظرهایی که هرجامعه ای را از جامعه دیگر به دلیل تفاوت در ارزش های فرهنگی و اخلاقی متمایز می سازد، میان نخبگان و توده های مردم نیز به دلیل گوناگونی دیدگاه های عمومی در طرز تلقی از فساد اختلاف نظر وجود دارد.گروهی فساد اداری را به صورت ذیل تقسیم بندی می کنند:(عباسزادگان، ۱۳۸۸، ص۲۰) الف: فساد خرد و کلان: فساد کلان، فسادی است که توسط مقام های مافوق اداری به صورت باندی و با ارقام قابل توجه صورت گرفته و بیشترجنبه فساد سیاسی یا حاکمیتی دارد. فساد خرد ، فسادی است که توسط کارکنان جزء صورت می گیرد . ب : فساد سازمان یافته و فساد فردی: در فساد مذکور (رشوه) دریافت کننده در سیستم اداری مشخص است و پرداخت وجه ، انجام کاررا تضمین می کند .در فساد فردی پایه به چند مأمور دولتی مبالغی پرداخت شود و ضمانتی هم برای اجرای قطعی خواسته رشوه دهنده نیست . ج : فساد قاعده مند و فساد غالب : فساد قاعده مند : فسادی است که احتمال کشف و مجازات در آن کاهش و انگیزه های فساد افزایش می یابد. فساد غالب : فسادی است که سراسر دستگاه های دولتی را فرا گرفته باشد . تقسیم بندی فساد اداری: در یک تقسیم بندی که به نظر میرسد از دیگر تقسیم بندیها جامع تر باشد، فساد اداری به سه گونه تقسیم شده است. هیدین هایمر که این تقسیم بندی را انجام داده به سه نوع فساد اداری زیر اشاره کرده است: الف) فساد اداری سیاه: کاری که از نظر توده ها و نخبگان سیاسی منفور است و عامل آن باید تنبیه شود.برای مثال میتوان گفت که دریافت رشوه برای نادیده گرفتن استانداردها و معیارهای ایمنی در احداث مسکن و مسایل خطرناک از این نوع فساد اداری اند(حبیبی، ۱۳۷۵، ص۱۶). ب) فساد اداری خاکستری: کاری که از نظر اکثر نخبگان منفور است اما توده های مردم در مورد آن بی تفاوت هستند.مثلا کوتاهی کارمندان در اجرای قوانینی که در بین عموم از محبوبیت چندانی برخوردار نیستند و فردی به غیراز نخبگان سیاسی به مفید بودن آنها معتقد نیست. ج) فساد اداری سفید: کاری که ظاهرا مخالف قانون است اما اکثر اعضای جامعه نخبگان سیاسی و اکثر مردم عادی آن را آنقدر مضر و با اهمیت نمیدانند که خواستار تنبیه عامل آن باشند. مثال گویای فساد اداری سفید، چشم پوشی از نقض مقرراتی است که در اثر تغییرات اجتماعی و فرهنگی ضرورت خود را از دست داده اند. استفاده از کامپیوتر در کشورهایی که قبلا ممنوعیت داشته از این نوع است. [۲۲] در یک تقسیم بندی دیگر فساد اداری را به دو نوع فساد اداری کلان و جزئی تقسیم می نمایند. تمایز میان فساد اداری رؤسای دولت، وزیران و کارمندان عالیرتبه از یک طرف و فساد اداری کم اهمیت تر، کارمندان جزء، مأموران گمرک و افراد پلیس از سوی دیگر بسیار سودمند است. قوانین ملی بر حسب اهمیت جرم و معیارهای دیگر بسیار متفاوتند.فساد اداری در درازمدت نهادها را با خطر مواجه می سازد.فساد اداری اساسا باید توسط دولت حاکم بر کشور آسیب دیده حل شود. فساد اداری خرد و کلان هردو میتوانند ریشه ای و یا موردی باشند،فساد اداری ریشه ای با تضییع انگیزه ها موجب زیانهای اقتصادی،با تضعیف نهادها موجب زیانهای سیاسی و با توزیع مجدد ثروت و قدرت بین اغنیا و توانگران موجب زیانهای اجتماعی میگردد.مادامی که فساد اداری حق مالکیت، حاکمیت قانون و انگیزه های سرمایه گذاری را خدشه دار مینماید،راه توسعه سیاسی و اقتصادی مسدود خواهد شد که در این صورت دموکراسی معنای خود را از دست خواهد داد، فساد اداری تخلفی است که معمولا از سوءاستفاده از قدرت نشأت میگیرد.[۲۳] در تقسیم بندی دیگری، فساد اداری را براساس عمل آن به دو دسته :۱-فساد اداری از درون دولت و ۲-فساد اداری در روابط دولت با شهروندان تقسیم میکنند. از انواع فساد اداری درون دولت میتوان به موارد زیر اشاره نمود: ۱-استفاده شخصی از اموال دولتی ۲-کم کاری،گزارش مأموریت کاذب و…۳- دزدی مواد اولیه و مصرفی متعلق به دولت ۴-استفاده از امکانات اداری برای اهداف سیاسی ۵-فساد قانونی برای انتفاع سیاستمداران و کارمندان دولت ۶-فساد و توزیع حقوق و مزایا ۷-اختلاس و سوءاستفاده مالی(حبیبی،۱۳۷۵، ص ۴۷ ). از انواع فساد اداری در روابط دولت با شهروندان نیز میتوان به موارد زیر اشاره کرد: ۱-فساد در ارائه کالاها و خدمات دولتی(تبعیض در ارائه) ۲- فساد در فروش اموال و املاک دولتی به شهروندان از طریق تبانی و رشوه خواری ۳- فساد در قراردادهای بخش خصوصی با دولت ۴- فساد در صدور مجوز برای فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی بخش خصوصی ۵- فساد در شناسایی و مبارزه با قانون شکنی ۶- فساد مالیاتی ۷-فساد استخدامی (تبعیض در گزینش ها) (حبیبی، همان، ص۴۷). شهروند به دو طریق ممکن است با کارمند ارتباط ایجاد کند.چنانچه شهروند با کارمند رابطه دوستی یا خویشاوندی داشته باشد ممکن است با اتکاء بر آن رابطه از او تقاضا کند که ضوابط را نادیده بگیرد. از سوی دیگر اگر هیچ آشنایی قبلی بین شهروند و کارمند وجود نداشته باشد، شهروند ممکن است از طریق پیشنهاد رشوه نظر مساعد کارمند،دولت و شهروند را جلب کند ونوعی مبادله است که در آن کارمند به عنوان عرضه کننده ی خدمات فاسد و شهروند به عنوان متقاضی آن وارد معامله میشود (حبیبی،همان، ص ۵۲). نفوذ فساد در انواع مختلف اداری، اقتصادی و … به درون ساخت رسمی قدرت، می تواند منجر به تضعیف اقتدار حکومت و ایراد صدمه جدی به برنامه های پیشرفت و توسعه جامعه گردد. بنابراین، مقابله قاطع وجدی با فساد در بدنه قدرت، ضامن صیانت از توسعه و رشد همه جانبه است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
الفائق فی غریب الحدیث، زمخشری (م۵۳۸) لسان العرب، محمد بن مکرم بن منظور (م۷۱۱) مفردات فی غریب القرآن، حسین بن محمد بن المفضل، راغب اصفهانى(م۵۰۲) کنکاش در این منابع، و شرح حال مؤلفان آنها، میتواند میزان اعتبار و اهمیت علمی این منابع را هویدا ساخته، پاسخگوی این سؤال باشد که آیا این آثار شامل اصلیترین منابع واژهشناسی و فقه اللغه عرب محسوب میشوند یا خیر. دومین دسته از منابع مورد استفاده استاد محقق حسن مصطفوی، شامل کتب اشتقاق و نیز کتب ادبی است؛ میزان کاربرد این منابع نسبت به دسته اول کمتر است. – ادب الکاتب، ابن قتیبه دینوری – الافعال، أبو القاسم علی بن جعفر السعدی معروف به ابن قطاع – الشافیه فی التصریف، ابن حاجب – شرح الشافیه ابن حاجب، جاربردی – الفروق اللغویه، أبو هلال عسکری – فرهنگ عبری به فارسی، سلیمان حییم – فرهنگ عبری به فارسی، بن داوید – فرهنگ تطبیقی، مشکور – فقه اللغه، ثعالبى – قاموس ترکی، سامی – قاموس اللغه، فیروزآبادی – قاموس عبریّ- عربیّ، حزقیل قوجمان – کافیه فی النحو، ابن حاجب – الکتاب، سیبویه – الکلیات، ابو البقاء کفوی – المفصل فی النحو، زمخشری – معانی الحروف، رمّانی – المعرب من الکلام الأعجمی، جوالیقى – مغنی اللبیب، إبن هشام – الاشتقاق و المقالات، علامه تبریزى، استاد مصطفوی در مقدمه ه التحقیق به صورت ویژه از آن یا کرده است. دسته سوم از منابعی که آقای مصطفوی در التحقیق و به منظور تبیین برخی موضوعات و نکات مورد استفاده قرار دادهاند، کتابهای عمومی و مربوط به رشته های دیگری غیر از ادبیات و لغت است تعداد این تألیبات بسیار زیاد است و استاد مشخصات هر یک را در انتهای هر یک از چهارده جلد التحقیق که از آنها استفاده کرده است ذکر کرده است تعدادی از آنها عبارتند از: کتب تفسیر نظیر: – التبان، شیخ طوسی – الکشّاف، زمخشری – الصّافی، فیض کاشانی روایی: – بحار الانوار، علامه مجلسی تاریخی: – البدء و التاریخ، مقدسی – العرائس، ثعلبی – العرب قبل الإسلام، جرجی زیدان – الکامل فی التاریخ، ابن اثیر – مروج الذهب، مسعودی – کتب عهدین: قاموس الکتاب المقدس، مستر هاکس؛ صموئیل؛ سفر التکوین من التوراه؛ انجیل یوحنّا؛ انجیل برنابا؛ انجیل متّی و… گیاه شناسی: – إحیاء التذکره، رمزی مفتاح همچنین کتب: – اصول علم الهیئه، فان دیک – النجوم، پیروروسو – تنزیه الأنبیاء، علم الهدی – قاموس الأعلام، سامی شایان ذکر است بنا به آنچه در مقدمه این بخش نیز به آن اشاره شد، بنا بر تأکید استاد مصطفوی، یکی از منابع اصلی استاد، «قرآن کریم» است. در مورد این منبع به ذکر نقطه نظرات مرحوم مصطفوی در فصل پیش پرداخته شد و در بحث تفسیر روشن در فصل بعد نیز مطالب دیگری خواهد آمد. منبع مورد استفاده استاد برای تعیین آیات کریمه، کتاب المعجم المفهرس لألفاظ القرآن، گردآوری شده توسط محمد فؤاد میباشد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در ادامه نگاهی گذرا به تعدادی از سایر منابع اصلی مورد استفاده استاد مصطفوی داشته تا ویژگیهای منابع التحقیق بیشتر هویدا گردد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بالاترین اندیشه و آرمان در این نگرش، این است که هر آنچه انسان بر اساس فرمان میل خود بخواهد، انجام دهد و به عبارت دیگر، هرچه حاکمیت نفس اماره، آدمی را محدود کند، آزادی او را مخدوش ساخته است. آزادی در این بینش؛ یعنی: ۱. آزادی از هرچه اجبار و اکراه و مانع بر سر راه تحقق خواسته های بی قید و شرط انسان. ۲. آزادی برای سود بیشتر و لذت افزون تر.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۳. آزادی همه انسان ها در هر جایگاه و مقام و در هر مرتبه روحی و اخلاقی؛ زیرا آزادی برای حیثیت فردی خودِ انسان است. ۳-۱۲: قلمرو آزادی لیبرالی به طور کلی، در مبانی نظری لیبرال، آزادی بی حد و حصر و بدون هیچ مزاحمتی اصالت دارد. اگر هم اصل «عدم تزاحم آزادی ها» در اندیشه لیبرال، وضع قوانینی را برای محدود کردن رفتار انسان ها موجب می شود، اجبار و اضطراری مربوط به زندگی جمعی است، نه اعتقاد و باور نظری؛ زیرا اگر قرار باشد همه انسان ها آزاد باشند که هر کاری می خواهند، انجام دهند، آن گاه به علت اصل «عدم تزاحم آزادی ها» محدودیت عملی پیش می آید که در آن، همه انسان ها زیان می بینند. در آن وقت، همه انسان ها آزاد نخواهند بود هر کاری که می خواهند، انجام دهند. آیزایا برلین در مورد لزوم محدودیت برای آزادی می گوید: آزادی منفی زمانی قلب می شود که بگوییم آزادی گرگ و گوسفند یکسان باشد واگر قوه قهریه دولت دخالت نکند، گرگ ها، گوسفندان را می درند. با وجود این، نباید مانع آزادی شد. البته آزادی نامحدود سرمایه داران، آزادی کارگران را از بین می برد و آزادی نامحدود کارخانه داران یا پدران و مادران، به استخدام کودکان در معادن ذغال سنگ می انجامد. شکی نیست که باید ضعفا در برابر اقویا حمایت شوند و از آزادی اقویا تا این حد کاسته گردد. هرگاه آزادی مثبت به اندازه کفایت تحقق یابد، از آزادی منفی باید کاست؛ زیرا باید بین این دو، تعالی باشد تا هیچ اصول مبرهنی را نتوان تحریف کرد.[۱۸۹] جان رالز در زمینه محدودیت آزادی می نویسد: «آزادی فقط می تواند به خاطر خودآزمایی محدود شود.»[۱۹۰] جان لاک نیز معتقد است که قانون، حدود آزادی ها را معین می کند. هرچند از نظر او، هدف قانون، موقوف کردن یا محدود ساختن آزادی نیست، بلکه حفظ و گسترش آن است؛ زیرا آزادی، رها بودن از محدودیت و خشونت دیگران است. از دید لاک، سه قانون وجود دارد: قانون الهی، قانون مدنی و قانون عقیده یا شهرت. از نظر وی، حوزه نظری و عملی قانون الهی و مدنی از هم جداست و با این سخن، بر نظریه جدایی دین از سیاست مهر تأیید می زند. به باور او، قانون الهی، قانون خداوند است و در مورد گناه یا ثواب بودن رفتار مردمان داوری می کند. به عقیده لاک، هیچ کس چنین قانونی را انکار نمی کند، هرچند آنچه وی از قانون الهی اراده می کند، اخلاق فردی و شخصی است، نه قانون همه جانبه فردی و اجتماعی در تمام زمینه های حقوقی، سیاسی و اقتصادی. قانون مدنی نیز از سوی دولت وضع می شود و در مورد رفتار خلاف و درست مردم داوری می کند. وظیفه این قانون، پاسداری از زندگی، آزادی و اموال افراد زیر پوشش است. ازاین رو، دولت حق دارد زندگی، آزادی یا اموال فردی را که علیه قانونِ حکومت، به خلافی دست یازیده است، در دست بگیرد. لاک معتقد است بدون پیروی از قانون، رفتار مردم، تحکم آمیز و دلخواهانه خواهد بود و این توجیه پذیر نیست که مردم هر آنچه را می خواهند و می پسندند، انجام دهند. البته نه از آن باب که ارزشی است یا ضدارزشی، اخلاقی است یا ضد اخلاقی و حق است یا باطل، بلکه بدان علت که این آزادی نیست، بلکه هرج و مرج است و زندگی در این حالت، فرصتی برای بهره وری از آزادی در اختیار مردمان قرار نمی دهد.[۱۹۱] ۳-۱۳: نقد و بررسی نظریه لیبرالیسم در زمینه آزادی در اندیشه لیبرالی، ابزار شناخت متوجه حواس بشری یا وابسته به عقل جزئی حسابگر است، در حالی که ابزاری فراتر از عقل جزئی و حواس بشری وجود دارد و آن، «وحی الهی» است که اصالت نیز با آن است؛ زیرا خطا و اشتباه در آن راه ندارد. اشکال اساسی وارد شده بر شناخت شناسی لیبرال این است که آیا بشر با عقل حسابگر یا تجربه حسی خویش می تواند همه حقایق و از جمله هدف نهایی از آفرینش را درک کند و آیا راه های دست یابی به این هدف را می شناسد؟ دیگر اینکه آیا بشر با عقل خود می تواند حیات اُخروی را درک کند؟ بر فرض که بتواند آن را اثبات کند، آیا می تواند نظام و چارچوب رفتارهایی را که سعادتش را در دنیای دیگر تضمین می کند، بشناسد؟ «درست است که در نهایت، عقل ممکن است خطای خویش را دریابد، ولی با تکیه بر این ملاک، بدون توجه به معارف ماورای عقلی و طبیعی، بشر چقدر باید انتظار بکشد که اختلاف میان عقلا حل شود و به راه حل واحدی برسند تا او از آن پیروی کند؟ اگر به خطاپذیری عقل دقت شود، اتفاق نظر میان عقلا، نه از نظر عقلی، بلکه در عمل، محال خواهد بود».[۱۹۲] بنابراین، عقل با تمام قدرتی که دارد، پس از قطع ارتباط با حقیقتی که محیط بر آن است، نمی تواند جایگاه مستقل خود را حفظ کند. حواس بشری نیز به تنهایی نمی تواند ابزار شناخت تمامی معارف مورد نیاز بشر باشد، بلکه ابزاری است مادون همان عقلی که پیش از این شأنش در معرفت شناسی بیان شد. حس، هرگز به تنهایی مفید علم به خارج نبوده و تنها در پرتو برخی احکام و قوانین غیرحسی، در دایره داده های خود، مفید شناخت یقینی می شوند و پس زمینه آگاهی های استقرایی یا تجربی بعدی را فراهم می آورند. به عنوان مثال، مبدأ عدم تناقض، قضیه ای است که با تردید در آن، جزم به هیچ ادراک حسی تحقق نمی یابد؛ زیرا با احتمال اجتماع نقیضین هر مشاهده ای که واقع شود، احتمال صدق نقیض همان مشاهده نیز وجود خواهد داشت. در این صورت، امتیازی بین هر یک از ادراکات حسی و نقیض آن باقی نخواهد ماند.[۱۹۳] اشکال دیگر بر خداشناسی لیبرالی وارد است. برخلاف دیدگاه لیبرالی، در اسلام، خداوند هم شأن الوهی دارد و هم شأن ربوبی؛ یعنی هم آفریننده آسمان ها و زمین و موجودات و هم برنامه ریز است. خدای اسلام در عین خالق بودن، شارع نیز هست. هم آفریدگار است و هم پروردگار و به طور کلی مبدأ، منشأ و غایت هستی است. پس بایدها و نبایدهای زندگی بشری یکسره بر مدار خواست و اراده او معنی می یابد، نه امیال و خواسته های انسانی. درباره انسان شناسی لیبرالی نیز باید گفت برخلاف دیدگاه فردگرایانه و حیوان انگارانه این مکتب، اسلام، انسان را آفریده برجسته خداوند و خلیفه اللّه می داند که در این دنیا، رسالت ویژه ای دارد و همه رفتارهای او باید بر مدار هدایت و کمال باشد. هرچند یکی از ویژگی های انسان، سودجویی و لذت طلبی است، ولی خیراندیشی و نوع دوستی نیز در او وجود دارد. در بینش دینی، در تعارض میان مصلحت و منفعت فرد و جامعه، با در نظر گرفتن اهم و مهم، گاه حق جمعی بر حق فردی و گاه حق فردی بر حق جمعی مقدم است و روابط افراد جامعه در چارچوب حق و تکلیف دوسویه تبیین می شود. انسان در معرفت شناسی دینی می تواند ادراک خود را نسبت به عالم محسوس و معقول تا سطح لطیف ترین حقایق عالم ارتقا دهد. انسان، آزاد آفریده شده و با عنصر اختیار، در میان اوج کمال و حضیض نقصان مخیّر است. انسان از دیدگاه دینی، مسئول رفتار و گفتار خویش بوده و با سلوک نظری و عملی می تواند استعدادهای بالقوه خود را به صورت بالفعل درآورد و در مدار تربیت دینی قرار گیرد. تربیت، افزون بر حوزه ذهن و نظر، با عالم واقع نیز پیوندی ناگسستنی دارد. از آنجا که همه رفتارهای فردی و اجتماعی انسان با آزادی او رابطه دارد، بحث آزادی های مشروع و نامشروع پیش می آید و آزادی به دو دسته تقسیم می شود: دسته ای که تأمین کننده مصالح آدمی است و دسته ای که با مصلحت او ضدیت دارد. بنابراین، عنصر تربیت زیربنای یک سری سلب آزادی ها و اعطای آزادی ها می شود و آزادی ها با مفاهیمی چون: مشروع و
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اگر اختیار مدیران مقید باشد و بنابه دلایل خاصی صلاحیت رد انتقال سهام را داشته باشند در صورت عدم موافقت با انتقال سهام در هر مورد به صورت موردی بررسی می شود که آیا عدم موافقت مطابق اختیارات مقید آنها بوده است.[۵۹] هرگاه مدیران شرکت نتوانند در مورد موافقت یا عدم موافقت با انتقال سهام اتخاذ تصمیم نمایند مثلاً به دلیل عدم حضور بعضی از اعضاء هیأت مدیره در تصمیم گیری مذکور و نرسیدن به حد نصاب لازم برای تصمیم گیری، اصل بر اینست که انتقال صحیح است و بایستی انتقال به ثبت برسد زیرا این امر نوعی اجرای حق اولیه صاحب سهم محسوب می شود.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
اما اگر سهامداری بدون رعایت شروط لازم برای انتقال مبادرت به انتقال سهام نماید تکلیف چیست؟ در حقوق انگلیس چنین انتقالی را در روابط بین طرفین معامله معتبر و در برابر شرکت و اشخاص ثالث نامعتبر و غیر قابل استناد دانسته اند و شرکت از ثبت چنین انتقالی امتناع می نماید و سهامدار سابق را مالک سهام می شناسد. در حقوق آمریکا برخلاف این نظریه چون اساسنامه و شروط مندرج درآن نوعی قرارداد بین سهامدار و شرکت تلقی شده است بنابراین در صورت عدم رعایت شروط مندرج در آن توسط سهامدار، منتقل الیه سهام می تواند الزام شرکت به ثبت انتقال و معتبر دانستن انتقال را بخواهد. در حقوق ایران نیز اصولاً انتقال سهام بدون رعایت شروط محدود کننده مندرج در اساسنامه بین طرفین معتبر می تواند باشد اما از آنجایی که چنین انتقالی در برابر شرکت و اشخاص ثالث معتبر و قابل استناد نیست و بنابراین منتقل الیه در اصل از حقوق ناشی از این انتقال در برابر شرکت برخوردار نخواهد گردید و این حقوق از جمله حق شرکت در رأی گیری ، دریافت منافع سالیانه از شرکت و… جزو مهمترین آثار انتقال سهم است که منتقل الیه از آنها محروم است پس می توان گفت به نوعی تسلیم مورد معامله که همان سهم و حقوق ناشی از آن است برای انتقال دهنده غیر مقدور و ناممکن است چون شرکت آن را نپذیرفته ، بنابراین طبق قواعد و اصول عمومی حقوقی چنین انتقالی فاقد آثار حقوقی برای منتقل الیه و در نتیجه باطل است و این با قواعد حقوقی ایران سازگارتر و مناسب تر به نظر می رسد. در این حالت منتقل الیه می تواند بطلان معامله را بخواهد و در صورت جهل به موضوع حتی مطالبه خسارت هم بنماید.[۶۰] شرط موافقت مجمع عمومی شرکت با انتقال: با توجه به مفهوم مخالف ماده ۴۱ل.ا.ق.ت در حقوق ایران می توان در خصوص شرکت های سهامی خاصی انتقال و واگذاری سهام را منوط به موافقت مجمع عمومی شرکت نمود البته نوع مجمع عمومی از لحاظ عادی یا فوق العاده بودن مشخص نشده است امّا در عمل هرگاه اساسنامه شرکتی متضمن چنین شرطی برای انتقال سهام است، موافقت مجمع عمومی فوق العاده مدنظر قرار می گیرد. البته این شرط و ایجاد آن در اساسنامه شرکت ها مشکلات عدیده ای را ایجاد می کند. تشکیل هر باره ی مجمع عمومی برای موافقت یا عدم موافقت با انتقال سهام شرکت وقت و هزینه های زیادی را از شرکت و سهامداران تلف می کند همچنین با توجه به تشریفات لازم برای رسمیت مجامع عمومی از جمله حد نصاب حاضرین و اکثریت لازم برای تصویب موضوع مورد بحث عملاً تصویب انتقال را با مشکلات زیادی مواجه می کند. البته در خصوص شرکت های سهامی خاص با توجه به تعداد کمتر سهامداران این مشکلات کمتر است. حق تقدم سایر سهامداران در خرید سهام: یکی دیگر از شروطی که در مورد انتقال و واگذاری سهام ایجاد می شود شروط ایجاد حق تقدم خرید سهام برای دارندگان قبلی سهام(سهامداران سابق) به نسبت سهامشان در شرکت می باشد. البته در این مورد در قوانین ایران صراحت قانونی وجود ندارد ولی عملاً بعضی شرکت ها در اساسنامه شان از این شیوه ایجاد شروط انتقال سهام استقبال نموده اند. لازم به ذکر است که درج چنین شرطی در اساسنامه شرکت ها به نسبت شروط دیگر که قبلاً گفته شد کمتر با مشکل روبروست و آزادی انتقال را کمتر محدود می کند. در حقوق انگلیس نیز درج چنین شرطی برای انتقال سهام در اساسنامه شرکت ها قانونی است و در رویه قضایی نیز به روشنی دیده می شود. مکانیسم اجرای این شرط در رویه قضایی انگلیس پیش بینی شده است. ابتدا سهامدار متقاضی فروش، میزان سهام مورد نظر و همچنین قیمت یشنهادی و نام منتقل الیه را به اطلاع مدیران شرکت می رساند. مدیران شرکت هم این اطلاعات را به اطلاع سایر سهامداران می رسانند اگر سهامداران حاضر به خرید با این شرایط باشند که قضیه مرتفع است ولی اگر سهامداران با قیمت مورد نظر فروشنده حاضر به خرید نباشند، معمولاً در اساسنامه پیش بینی می شود که بوسیله ی مدیران یا بازرسان اجازه تعین قیمت داده می شود که این امر توسط کارشناسان رسمی حسابداری انجام می شود. اگر هیچیک از سهامداران حاضر به خرید سهام نباشند اساسنامه نمی تواند متضمن این امر باشد که سهام دیگر به شخصی خارج از شرکت قابل انتقال نباشد و فروشنده باید بتواند در این حالت سهام را به شخصی خارج از شرکت انتقال دهد. همچنین اگر فروشنده بخواهد میزان خاصی از سهام را منتقل نماید نمی توان او را مجبور به فروش بخشی از این میزان به سهامداران قبلی نمود بلکه سهامداران دارای حق تقدم بایستی تمامی سهام مورد نظر را بخرند والا حق تقدم مزبور را از دست می دهند. البته در حقوق انگلیس غیر از حق تقدم در خصوص انتقال قراردادی سهام این حق تقدم در انتقال قهری هم وجود دارد و قبل از تملک سهام توسط منتقل الیه قهری این حق تقدم متوجّه سهامداران قبلی است و در صورت امتناع سهامداران قبلی از خرید سهام مزبور است که نوبت به تملک توسط منتقل الیه قهری می رسد. همچنین گاهی شرط حق تقدم خرید سهام مندرج در اساسنامه تبدیل به تکلیفی برای سهامداران سابق و مخصوصاً مدیران برای خرید سهام خواهد شد و سهامداران دارای حق تقدم و علی الخصوص مکلّف به خرید سهام خواهند شد. در حقوق ایران هرگاه سهامداری بدون موافقت شرکت اقدام به انتقال سهام خود نماید شرکت می تواند از ثبت انتقال خودداری نماید چون سهامدار می بایست حق تقدم سایر سهامداران را رعایت می کرد. در چنین شرایطی با عدم ثبت انتقال به نوعی تسلیم سهام برای سهامدار غیر مقدور به نظر می رسد و اعتقاد به بطلان چنین انتقالی با مقررات حقوق ایران سازگارتر به نظر می رسد. ج) محدوده و قلمرو شروط محدود کننده انتقال سهام اصل آزادی اراده و خصوصاً در مورد سهامداران می تواند باعث اعتقاد به این امر شود که سهامداران بتوانند شروط مختلفی را در اساسنامه درج نمایند و اساسنامه را به هر شیوه که بخواهند تنظیم نمایند. امّا این آزادی اراده بی حد و حصر نیست و مثلاً در حقوق ایران اخلاق حسنه و نظم عمومی و قواعد آمره دیگر حدود این آزادی را مشخص می نماید و هر نوع شرط مندرج در اساسنامه که لطمه ای به این قواعد آمره وارد سازد محکوم به بطلان است. قواعد آمره قانونی، مقرراتی است که طرفین معاملات یا هر شخص دیگری مثلاً سهامداران شرکت ها نمی توانند برخلاف آنها توافق نماید یا سهامداران اساسنامه را برخلاف آن تنظیم نمایند. فرضاً یکی از قواعد آمره در خصوص سهام، قابلیت انتقال آنست و هیچ شرطی در اساسنامه نمی تواند انتقال و قابلیت انتقال سهام را بطور مطلق منع کند. البته قواعد امری از درون قوانین و مقررات موجود قابل استخراج است. قاعده امری قابلیت نقل و انتقال سهام از ماده ۲۴ ل.ا.ق.ت قابل استنباط است که قابلیت انتقال سهام را از اوصاف ذاتی سهم می داند و منع انتقال سهم مخالف قاعده امری و سلب حقوق مدنی شناخته می شود. در حقوق انگلیس و فرانسه هم قابلیت انتقال سهم از اوصاف ذاتی سهم است و هر نوع منع انتقال سهام توسط اساسنامه مخالفت با قواعد امری شناخته شده و غیر معتبر دانسته می شود.[۶۱] بدیهی در صورت درج چنین شرطی در اساسنامه هر ذینفعی و از جمله سهامداران می توانند ابطال آنرا از دادگاه بخواهد. همچنین یکی دیگر از قواعد آمره در خصوص سهام بی نام است ک نقل و انتقال آن با قبض و اقباض است و نیازمند هیچ تشریفات دیگری نیست این قاعده از مواد ۳۹ ل.ا.ق.ت و ۳۲۰ق.ت قابل استنباط است و هر نوع توافق و قراردادی مخصوصاً در اساسنامه برای مشروط نمودن این حق و قاعده غیر معتبر است زیرا مخالف با اوصاف ذاتی سهام بی نام شمرده خواهد شد و این نوع مخالفت مواجه با بطلان و عدم اعتبار خواهد شد. در حقوق انگلیس و فرانسه هم ماهیت سهام بی نام اینست که با قبض و اقباض قابل انتقال است و شروط محدود کننده این خصوصیت غیر معتبر و باطل شناخته شده است. همچنین غیر از آنچه در خصوص لزوم عدم مغایرت شروط محدود کننده در اساسنامه با قواعد آمره قاعده دیگری نیز وجود دارد و آن اینست که شروط محدود کننده را بطور مضیق تفسیر کرد و جز در موارد مصرح و مشخص قلمرو آن را به موارد مشکوک ومشتبه توسعه نداد یعنی هرگاه شمول شرط محدود کننده برمورد خاصی از انتقال مورد شک باشد اصل بر این قرار گیرد که این شرط محدود کننده شامل آن مورد خاص نباشد.[۶۲] مبنای این قاعده اینست که آزادی انتقال سهام از حقوق اساسی سهامداران است و بایستی حتی الامکان محافظت شود و با شروط مشکوک و نا مشخص محدود نگردد و فقط در موارد مصرح قابلیت تحدید برای آن وجود داشته باشد. البته این قاعده نباید به موارد مصرح تعمیم داده شود و از آن سوء استفاده گردد و حتی موارد مصرح تحدید را هم شامل آن نمود. در حقوق ایران هم علیرغم تصریح، از مواد ۳۰ق.م و ماده ۲۴ل.ا.ق.ت می توان این قاعده را استنباط نمود و قاعده اصلی یعنی آزادی سهامدار در انتقال سهام خود نیز مؤید همین قاعده است. یکی دیگر از قواعد امری قابلیت انتقال قهری سهام است و شرط محدود کننده ای نباید بتواند مانع از این انتقال شود زیر درج شروط مخالف این انتقال مخالف نظم عمومی و قانون است و توافق سهامداران برخلاف آن نامعتبر است چون انتقال قهری ریشه در قواعد مربوط به ارث دارد که در زمره قواعد امری است و نمی توان با توافق و یا بر اساس اساسنامه مخالف قواعد مربوط به ارث قاعده ای وضع نمود. قواعد امری دیگری نیز وجود دارد که بایستی از میان قوانین موجود استنباط نمود و نمی توان شروط محدود کننده را بر خلاف آنها وضع نمود. مبحث سوم: تاثیر سیاستهای دولت و شرایط بازار برقراردادهای انتقال و واگذاری سهام دولتها معمولاً سیاستهای خاص اقتصادی را با توجه به اوضاع و احوال داخلی و بین المللی در پیش می گیرند تا با بهره گرفتن از اجرای این سیاستها اهداف مورد نظر خود را تعقیب نمایند که در ایران نیز با توجه به ظرفیتهای حقوقی و قانونی موجود دولت در پی اجرای این سیاستهای اقتصادی است که معمولاً بر بازار سرمایه و بورس تاثیر گذار است که به بررسی مهمترین این سیاستها خواهیم پرداخت.همچنین شرایط پیش بینی نشده اقتصادی نیز بر انتقال و واگذاری سهام تاثیر گذار است که تاحد امکان بررسی می شود. گفتار اول: تأثیر خصوصی سازی و سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی بر انتقال سهام اقتصاد ایران بعد از انقلاب در ابتدا عموماً در جهت دولتی شدن گام برداشته است. بعد از انقلاب در جهت باز گرداندن مالکیت صنایع و شرکتها به دولت اقداماتی مثل مصادره ،ملی کردن و تملک و … انجام گرفت. دولت بر بخش اعظم فعالیتهای اقتصادی تسلط یافت. این فعالیتهای اقتصادی شامل شرکتهای سهامی نیز می گردید در این شرایط دولت به سهامدار عمده این شرکتها تبدیل شد. اقتصاد دولتی دارای هزینه ها و معایب چندی در بیشتر بخشها بوده است. دولتهای بعد از انقلاب همواره کوشیده اند به سمت خصوصی سازی شرکتهای دولتی گام بردارند و از این طریق هم از بار مشکلات ناشی از اقتصاد دولتی بکاهند و هم پیشگام در انجام خصوصی سازی شمرده شوند و هم از این طریق منابع مالی را به خزانه دولت تزریق نمایند. اما در این راه مشکلات چندی سر راه وجود داشته که مقاومت طبیعی در برابر خصوصی سازی یکی از این مشکلات و همچنین مشکلات قانونی یکی دیگر از مشکلات است. در این راه قوانینی تصویب شده است که یکی از مهمترین آنها قانون اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی می باشد. در این قانون اجرای شیوه خصوصی سازی و سازوکارهای آن و نحوه واگذاری سهام شرکتهای دولتی به بخش خصوصی بیان شده است . در این قانون ۳ شیوه برای خصوصی سازی شرکتها و واگذاری سهام شرکتهای دولتی به بخش خصوصی اعلام شده است. یکی: از طریق واگذاری سهام شرکتهای دولتی از طریق فروش سهام در بورس داخلی و خارجی،دوم : فروش بنگاه یا سهام بلوکی از طریق مزایده عمومی در بازارهای داخلی و خارجی و سوم : فروش بنگاه یا سهام بلوکی از طریق مذاکره . برای واگذاری سهام شرکتهای دولتی از طریق بورس طبق رویه عملی انجان شده تاکنون معمولاً در صد کمی از کل سهام شرکت دولتی برای کشف قیمت در بورس عرضه میشود. البته مسائلی در خصوص این شیوه واگذاری و کشف قیمت قابل ذکر است: طبق قانون محاسبات عمومی مصوب ۱۳۴۹ و۱۳۶۶ برای فروش اموال دولتی از روش مزایده استفاده می شود و برای انجام این مزایده باید از طریق انتشار آگهی عمومی، انجام مزایده عمومی به اطلاع عموم برسد(ماده ۸۲ قانون محاسبات عمومی کشور) همچنین با واگذاری بخشی از سهام شرکت ها به بخش خصوصی بخش عمده باقیمانده سهام (سهام کنترلی) همچنان در مالکیت دولت می ماند و این شرکتها همچنان در کنترل دولت می مانند و بدین دلیل هر چند برای مدتی نه چندان طولانی خریداران حرفه ای سهام (داخلی یا خارجی) رغبت زیادی برای خرید بخش کوچکی از سهام شرکت دولتی از خود نشان نمی دهند و همین امر باعث کاهش قیمت این سهام می شود. از طرفی مفهوم واقعی خصوصی سازی اینست که مدیریت دولت بر شرکتها بطور کامل پایان یابد و دولت خود را از مسئولیتهای سنگین تصدی گری برهاند. با واگذاری بخشی از سهام شرکتهای دولتی چون خریداران این سهام اکثراً پراکنده اند و به اصطلاح سهام کنترلی را در اختیار ندارند دولت می تواند حتی با داشتن مالکیت ۲۰ درصد از سهام این شرکتها کنترل و مدیریت خود را بر شرکتها ادامه دهد و این امر شاید باعث نوعی دیگر از عدم رغبت بخش خصوصی به سهیم شدن در مالکیت این نوع شرکتها گردد. بعضی از شرکتهایی که جهت خصوصی سازی واگذار می شوند ممکن است زیان ده باشند. عموماً هر کس که اقدام به خرید سهام شرکتی می کند در انتظار سود است نه زیان بنابراین برای اینکه شرکتی در بورس عرضه شود بایستی کنترلی بر سوده یا زیان ده بودن آن وجود داشته باشد. برای این امر در ماده ۵ قانون تأسیس بورس اوراق بهادار ۱۳۴۵ هیأت پذیرش اوراق بهادار را پیش بینی نموده است که این هیأت در هنگام ورود شرکتها به بورس بر زیان ده یا سوده بودن آن نظارت دارند و همچنین در خصوص خروج شرکتهایی که قبلاً سوده بوده ولی بعد از ورود به بورس زیان ده شده اند تصمیم گیری می نماید و لازم است این مکانیسم نظارتی در خصوص شرکتهای دولتی هم که می خواهند در بورس عرضه شوند اعمال شود که در صورت عدم اعمال یا اعمال ناکامل باعث عدم رغبت جامعه به خرید سهام شرکتهای دولتی گردد. از مسائل فوق گذشته، بر اساس ماده ۲۰ قانون مذکور، این شیوه واگذاری نسبت به ۲ شیوه دیگر واگذاری ارجحیت داده شده است. برای واگذاری سهام شرکتهای دولتی اقداماتی چند در ابتدا انجام می شود. ابتدا دستگاه های دولتی بر اساس تکلیف مقرر در ماده ۱۷ قانون مذکور فهرست کلیه بنگاههای دولتی مشمول گروه های ۱ و۲ ماده ۲ این قانون را بر اساس پارامترهایی طبقه بندی نموده و فهرست پیشنهادی خود را برای واگذاری به وزارت امور اقتصادی و دارایی ارائه می نمایند. هیأت واگذاری در خصوص تصویب لیست مذکور و شرکتهای مشمول واگذاری تصمیم گیری می نماید.لازم به ذکر است که براساس بند۲۴ قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران مصوب۱/۹/۱۳۸۴، شورای عالی بورس، اوراق بهادار قابل معامله در بورس را تعیین می کند که ظاهراً می بایست این قاعده مشمول سهام شرکتهای دولتی نیز باشد ولی به نظر می رسد با توجه به قانون برنامه چهارم توسعه و اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ این مکانیسم فراموش شده باشد.هرچند در تبصره ۱ماده۲۰ قانون برنامه چهارم توسعه، رعایت مقررات قانون بازار اوراق بهادار۱۳۸۴ در خصوص صدور مجوز عرضه سهام در بورسهای خارجی الزامی دانسته شده است. پس از تصویب لیست شرکتهای مشمول واگذاری توسط هیأت عالی واگذاری، اقدامات دیگری نیز انجام می شود که از آن جمله: بازسازی ساختاری شرکتها(تغییرات اساسنامه جهت تبدیل شرکت به شرکت سهامی)، تجزیه بنگاهها در صورت لزوم، ادغام بنگاهها با تصویب صاحبان سهام در مجمع عمومی فوق العاده، تحصیل (سهام چند شرکت قابل واگذاری بدون محو شخصیت حقوقی هر کدام به یک شرکت قابل واگذاری دیگر منتقل می شود)انجام می شود. از جمله تبصره بند «ی» ماده ۷ قانون برنامه چهارم توسعه، هیأت دولت را موظف ساخته اساسنامه بانکها و شرکتهای دولتی را مطابق با قانون اصلاح موادی از قانون تجارت مصوب ۱۳۴۷ اصلاح نماید. پس از انجام مقدمات فوق الذکر ،کلیه حقوق مرتبط با اعمال مالکیت بنگاهها به وزارت امور اقتصادی و دارایی منتقل می شود یعنی از این پس وزارت امور اقتصادی و دارایی به نمایندگی از طرف دولت و بعنوان واسطه امر واگذاری مالک شرکتهای دولتی خواهد بود تا امر واگذاری انجام شود. بر اساس بند ج ماده ۷ قانون برنامه چهارم توسعه شرکتها مشمول واگذاری صرفاً، طی مدت تعیین شده برای واگذاری، در چارچوب قانون تجارت اداره می شوند سازمان خصوصی سازی هم مکلف است برای بازاریابی شرکتهای مشمول واگذاری اقدامات لازم را انجام دهد و فرایند واگذاری را پس از طی مراحل مذکور در این قانون با زمان بندی ۲ ماهه به انجام رساند. همچنین در مورد واگذاری شرکتهای مادر تخصصی به بخش خصوصی، وکالتنامه ای از طرف شرکت مادر تخصصی به سازمان خصوصی سازی برای امر واگذاری اعطا می شود یعنی سازمان خصوصی سازی وکیل شرکت مادر تخصصی برای واگذاری این شرکتها به بخش خصوصی خواهد بود و قراردادهای انتقال و واگداری سهام این شرکتها را به وکالت از طرف مالک به طرفیت منتقل الیه ،امضا خواهد نمود. بر اساس ماده ۲۱ قانون مذکور، سازمان خصوصی سازی نسبت به پیشنهاد قیمت گذاری، زمان بندی مناسب واگذاری بنگاهها، روش انتخاب مشتریان استراتژیک و متقاضی خرید سهام کنترلی و مدیریتی و زمان مناسب عرضه سهام به هیأت واگذاری اقدام می نماید و هیأت مذکور نسبت به تصویب آنها اقدام خواهد کرد. البته در اینخصوص مقررات قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۸۴ مد نظر خواهد بود یعنی قوانین و مقررات بازار اوراق بهادار و ازجمله مقررات مربوط به شرایط شرکتها برای قابلیت عرضه سهام آنها در بورس بایستی رعایت شود. لازم به ذکر است که بر اساس مواد ۳ و۴ تصویبنامه قانون برنامه سوم توسعه مورد تنفیذ در قانون برنامه چهارم توسعه، قیمتهای پایه واگذاری سهام شرکتها توسط سازمان خصوصی طبق مکانیسم های مندرج دراین دو ماده پس از تصویب هیأت عالی واگذاری ملاک عمل قرار خواهد گرفت که یکی از روشها همان کشف قیمت از طریق عرضه قسمتی از سهام شرکت در بورس بود که قبلاً مفصلاً ذکر شد. همچنین شیوه و مکانیزم تعیین قیمت سهام مورد واگذاری در قالب سهام عدالت بر اساس تصویبنامه مذکور متفاوت از شیوه فوق الذکر است. پس سازمان خصوصی مرجع تعیین قیمت سهام شرکتهای دولتی مشمول واگذاری است که پس از تصویب هیأت عالی واگذاری قابل اعمال می باشد. البته طبق تصویبنامه فوق الذکر در صورتی که پس از درج آگهی و عرضه سهام ، سهام عرضه شده به فروش نرود سازمان خصوصی سازی می تواند حداکثر ۵% از قیمت پایه قبلی عرضه را تقلیل نماید. کاهش بیش از ۵% مذکور نیز با پیشنهاد سازمان خصوصی سازی و تصویب هیأت عالی واگذاری مقدور است. این مسأله در خصوص سهام بلوکی که از طریق بورس عرضه می شود همچنین عرضه سهام از طریق مزایده اعمال می گردد. از کل مجموع سهام شرکتهای مشمول واگذاری حداکثر ۱۰% سهام مذکور قابل واگذاری بصورت اقساط به مدیران و کارکنان همان بنگاه(حداکثر ۵%) و سایر مدیران با تجربه و متخصص و کارآمد (حداکثر ۵%) مجاز است که این واگذاری طبق بند ج ماده ۲۰ قانون مذکور و تبصره ۳ همین ماده به روش مذاکره انجام می شود و به نوعی حق تقدم خرید سهام برای این اشخاص خاص و با شرایط ویژه می باشد که این اشخاص می توانند از این حق استفاده کنند یا از آن اعراض کنند. لازم به ذکر است که چون این مزایا به موجب قانون برای این اشخاص ایجاد شده است بنابراین بقیه سهامداران نباید بتوانند به هیچ نحو ممکن و از جمله با تغییر مفاد اساسنامه اقدام به حذف این حقوق مکتسب که به موجب قانون ایجاد شده است، شوند که این قاعده شامل کلیه ی مزایای قانونی دیگر برای سایر اشخاص نیز می گردد. همچنین بر اساس ماده ۹ قانون برنامه چهارم توسه حداکثر ۱۵% از سهام قابل واگذاری بصورت سهام ترجیحی قابل واگذاری به کارکنان وکارگران شرکت مذکور است. همچنین بر اساس ماده ۳۴ قانون برنامه چهارم توسعه و اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ دولت مجاز است تا ۴۰% مجموع ارزش بنگاههای مشمول واگذاری موضوع گروه ۲ ماده ۲۰ قانون مذکور را با شرایط ویژه (تخفیف ۵۰% قیمت و تقسیط ۱۰ ساله) به اشخاص خاص واگذار نماید که این امر در قالب سهام عدالت انجام می گیرد. البته آنچه تحت عنوان سهام عدالت واگذار می شود سهام یک شرکت خاص نیست بلکه ترکیبی از سهام شرکتهای مختلف است که واگذار می گردد و اصولاً تصور سهامی که مربوط به دو یاچند شرکت است برخلاف اصول قانون تجارت و شرکتهای سهامی است و معلوم نیست که دارندگان چنین سهامی حقوق مادی و غیر مادی ناشی از مالکیت سهام از جمله شرکت در مجامع عمومی و حق رأی را به چه طریقی و در کدام شرکت اعمال می نمایند. تاکنون در مقررات و قوانین ایران واگذاری سهم مشاعی از سهام چندین شرکت سابقه نداشته است و این از موارد جدید در قانون برنامه چهارم توسعه و اجرای سیاستهای کلی اصل۴۴قانون اساسی می باشد(البته این سهام تا بازپرداخت تمامی اقساط در وثیقه دولت است و انتقال این سهام تنها در داخل تعاونی های استانی عدالت مقدور است). نوع سهام هم با نام است. همچنین تشخیص افراد مشمول واگذاری سهام عدالت هم با ابهام قانونی مواجه است و منظور از مصادیق «دو دهک پایین درآمدی» و «چهار دهک بعدی» مشخصاً معلوم نیست و تعیین طرف قرارداد واگذاری سهام عدالت را به دولت سپرده است و دولت با معیارهای مورد نظر خود مصادیق این اشخاص طرف قرارداد را معین می نماید. البته سهام این دسته از افراد مستقیماً بین آنها از طریق شرکت های سرمایه گذاری استانی و تعاونی های شهرستانی عضو این شرکتهای سهامی سرمایه گذاری ،تقسیم می شود که این نقل و انتقال از پرداخت مالیات مربوطه معاف است و این واگذاری با بهره گرفتن از روش مذاکره که در بند ج ماده ۲۰ قانون مذکور پیش بینی شده است انجام می شود و اینگونه سهام فعلاً قابلیت عرضه و انتقال در بورس و حتی خارج بورس به افراد غیر عضو در تعاونی های استانی را ندارد و به نظر میرسد با فرض واگذاری این نوع سهام برخلاف مقررات مذکور،انتقال در برابر شرکتهای تعاونی استانی غیر قابل قبول است و با این شرایط به نوعی تسلیم مورد معامله غیر مقدور خواهد گردید و آثار بطلان بر این انتقال بار می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
http://www.miu.ac.ir/index.aspx?siteid=23&pageid=19125&newsview=26174 ↑
- . ر.ک. به: کامل، محمد عبدالواحد (۲۰۱۱)، الموازنه بین المصالح و المفاسد و أثرها فی الشأن المصریّ العام بعد الثوره، القاهره: نشر الیسر، صص ۱۵۸- ۹۷؛ و نیز: شهابی، مهدی (۱۳۹۰)، فرایند «اجتماعی شدن حقوق» و تأثیر آن بر نظام حقوقی، فصلنامه حقوق (مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران)، دوره ۴۱، شماره ۱. ↑
- . مطهری، مرتضی (۱۳۷۷)، اسلام و مقتضیات زمان، قم: انتشارات صدرا، ص ۲۰۵. ↑
- . سروش، عبدالکریم (۱۳۷۳)، قبض و بسط تئوریک شریعت، تهران: انتشارات مؤسسه فرهنگی صراط. ↑
- . علیزاده، عبدالرضا (۱۳۸۴)، زمینه های پذیرش رویکردی جامعهشناختی در حقوق اسلامی، (فصلنامه حقوق) مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، شماره ۶۸، ص ۱۵۱. ↑
- . صدر، محمد باقر (۱۹۹۱)، اقتصادنا، بیروت: دار التعارف للمطبوعات، ص ۶۸۱. ↑
- . داوید، رنه(۱۳۶۴)، نظامهای بزرگ حقوقی معاصر،ترجمه:سیدحسین صفایی، محمدآشوری وعزتالله عراقی، تهران: نشر مرکز نشر دانشگاهی، ص ۳۸۸. ↑
- . عمید زنجانی، عباسعلی (۱۳۷۳)، مقدمهای بر مطالعه تطبیقی منابع و مبانی نظام حقوقی اسلام و سیستم حقوقی روم، فصلنامه حقوق (مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران)، شماره ۳۱، ص ۵۹. ↑
- . جوادی آملی، عبدالله (۱۳۷۵)، فلسفه حقوق بشر، چاپ دوم، قم: نشر اسراء، ص ۸۵. ↑
- . شکاری، روشنعلی و زهره افشاری قوچانی (۱۳۹۱)، اثبات حکم شرع با حکم عقل و بررسی مصادیق آن، فصلنامه حقوق (مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران)، دوره ۴۲، شماره ۲، ص ۱۷۲. ↑
- . قریشی، فردین (۱۳۹۰)، بازسازی اندیشه دینی درایران، چاپ دوم، تهران: نشر قصیدهسرا، ص ۸۹. ↑
- . الشرتونی، السعید الخوری (۱۳۶۲)، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوراء، تهران: دار الأسره الطباعه و النشر، ج ۳، ص ۲۷۲. ↑
- . غزّالی، ابو حامد محمد (۱۳۶۱)، المستصفی فی علم الأصول، بیروت: دار الفکر، ص ۲۸۶. ↑
- . «ذلکم خیر لکم إن کنتم تعلمون» (جمعه/ ۹) یعنی رها کردن تجارت بیع هنگام نماز، مصلحت است؛ هرچند موجب فوت منفعت مادیِ آنی میگردد. ↑
- . محدث، سید جلال (۱۳۸۵)، شرح فارسی غرر و درر آمدی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، فی الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر. ↑
- . دهقان چاچکامی، حمید (۱۳۹۰)، جایگاه مصلحت در قانونگذاری کیفریایران، قم: بوستان کتاب، ص ۳۱۵. ↑
- . Fromm, Erich (1955). The Sane Society, New York: Holt McDougal, P. 72. ↑
- . سلیمانی، فاطمه (۱۳۸۹)، نسبت مصلحت و امنیت در فقه سیاسی شیعه، مطالعات راهبردی، سال ۱۳، شماره ۴، ص ۹۴. ↑
- . خمینی، سید روح الله (۱۳۶۸)، صحیفه نور، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. جلد ۱۷، ص ۱۰۶. ↑
- . مزینانی، محمد صادق (۱۳۶۴)، مصلحت نظام از دیدگاه امام خمینی، حوزه، شماره ۸۵ و ۸۶، ص ۱۶۰. ↑
- . عرفی شدن به معنای مثبت و یعنی توجه به عرف در چارچوب مجازشده از ناحیه شارع، نه به معنای منفی و سکولاریزاسیونِ فقه. ↑
- . سماواتی پیروز، امیر و محمود عباسی (۱۳۸۸)، تحقق مصلحت؛ از مبانی فقهی تا بایستههای کیفری، حقوق و مصلحت، شماره ۳، ص ۵۱. ↑
- . ر.ک. به: راسخ، محمد و مهناز بیات کمیتکی (۱۳۹۰)، مفهوم مصلحت عمومی، تحقیقات حقوقی، شماره ۵۶. ↑
- . خوئینی، غفور و همایون رضآیینژاد (۱۳۹۰)، مصلحت و مسائل نوظهور حقوق، پژوهشنامه حقوق اسلامی، سال دوازدهم، شماره ۱، ص ۵. ↑
- . ر.ک. به: رحیمپور ازغدی، حسن (۱۳۷۷)، عرف و مصلحت در ترازوی حکومت اسلامی، کتاب نقد، شماره ۱. ↑
- . سلیمانی، فاطمه (۱۳۸۹)، نسبت مصلحت و امنیت در فقه سیاسی شیعه، مطالعات راهبردی، سال ۱۳، شماره ۴، ص ۸۹. ↑
- . راسخ، محمد و مهناز بیات کمیتکی (۱۳۹۰)، مفهوم مصلحت عمومی، تحقیقات حقوقی، شماره ۵۶، ص ۹۶. ↑
- . لنکستر، لین. و (۱۳۸۰)، خداوندان اندیشه سیاسی، ترجمه علی رامین، ج ۳، تهران: انتشارات امیرکبیر، ص ۱۲۴. ↑
- . راسخ و بیات کمیتکی، پیشین، ص ۱۰۴. ↑
- . راسخ، محمد (۱۳۸۷)، آزادی چون ارزش، در: حق و مصلحت: مقالاتی در فلسفه حقوق، فلسفه حق و فلسفه ارزش، چاپ سوم، تهران: انتشارات طرح نو، ص ۲۹۲. ↑
. برای نمونه، بنگرید به: رالز، جان (۱۳۸۷)، نظریه عدالت، ترجمه سید محمد کمال سروریان و مرتضی بحرانی، تهران: نشر پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی؛ و نیز: حسینی بهشتی، علیرضا (۱۳۷۹)، مبانی معرفتشناختی نظریه عدالت اجتماعی، تهران: انتشارات مؤسسه تحقیقات علوم انسانی و نشر بقعه. و نیز:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
Rawls, J. (1999). A Theory of Justice, Revised ed., Cambridge: Harvard University Press. ↑
- . توکلی، اسدالله (۱۳۸۴)، مصلحت در فقه شیعه و سنی، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ص ۹۲ به بعد؛ و نیز: کلانتری، علی اکبر (۱۳۷۸)، حکم ثانوی در تشریع اسلامی، قم: انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم. ↑
- . کورنو، جیردار (۱۹۹۸)، المعجم المصطلاحات القانونیه، ترجمه منصور القاضی، بیروت: المؤسسه الجامعیه للدراسات، ج ۱، ص ۲۹۳. ↑
- . جعفری لنگرودی، محمدجعفر (۱۳۷۷)، ترمینولوژی حقوق، تهران: انتشارات گنج دانش، ص ۷۱۷. ↑
- . مدکور، محمد سلام (۱۹۶۴ م)، مدخل الفقه الاسلامی، القاهره: نشر المکتبه القومیه للنشر و الطباعه، ص ۹۳. ↑
- . راسخ، محمد (۱۳۸۷)، حق و مصلحت؛ مقالاتی در فلسفه حقوق، فلسفه حق و فلسفه ارزش، چاپ سوم، تهران: طرح نو، ص ۱۱۴. ↑
- . سماواتی پیروز، امیر و محمود عباسی (۱۳۸۸)، تحقق مصلحت؛ از مبانی فقهی تا بایستههای کیفری، حقوق و مصلحت، شماره ۳، ص ۵۸؛ و نیز: علوانی، طه جابر (۱۴۲۱ق)، مقاصد الشریعه، بیروت: دار الهادی. ↑
- . العبیدی، حمادی (۱۹۹۲)، الشاطبی و مقاصد الشریعه، القاهره: دار قتیبه؛ و نیز: الخادمی، نورالدین بن مختار (۱۹۹۸)، الإجتهاد المقاصدی؛ حجیته، ضوابطه و مجالاته، قطر: وزاره الأوقاف و الشؤون الإسلامیه. ↑
- . بنگرید به: لوح فشرده مشروح مذاکرات مجلس در بازنگری قانون اساسی، صص ۱۵۵۶، ۱۵۱۴، ۱۵۳۲ و ۱۵۵۷. ↑
- . مرعشی نجفی، محمدحسن (۱۳۷۳)، دیدگاه های نو در حقوق کیفری اسلام، تهران: نشر میزان، ص ۴۷. ↑
- . علیدوست، ابوالقاسم (۱۳۸۴)، فقه و مقاصد شریعت، فقه اهل بیت، شماره ۴۱، ص ۱۴۷. ↑
- . به نقل از: کدخدایی، عباسعلی و محمد جواهری طهرانی (۱۳۹۰)، قانون، مشروعیت، کارآمدی، فصلنامه حقوق (مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران)، دوره ۴۱، شماره ۴، ص ۳۰۳. ↑
- . خوانساری، سید احمد (۱۳۶۵)، جامع المدارک، تحقیق علی اکبر غفاری، ج ۳، چاپ دوم، تهران: مکتبه الصدوق، ص ۲۱. ↑
- . راسخ، محمد (۱۳۸۷)، حق و مصلحت (مقالاتی در فلسفه حقوق، فلسفه حق و فلسفه ارزش)، تهران: انتشارات طرح نو، ص ۲۶۷. ↑
- . کاتوزیان، ناصر (۱۳۸۵)، فلسفه حقوق، تهران: شرکت سهامی انتشار، ش ۷۱؛ و نیز: آلتمن، اندرو (۱۳۸۶)، درآمدی بر فلسفه حقوق، ترجمه بهروز جندقی، قم: مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ص ۲۶۵. ↑
- . ر.ک. به: نهج البلاغه، خطبه ۲۱۲. ↑
- . ابن جُزَی الکلبی الغرناطی المالکی، أبی القاسم محمد بن احمد (۲۰۰۹)، القوانین الفقهیه فی تلخیص مذهب المالکیه و التنبیه علی مذهب الشافعیه و الحنفیه و الحنبلیه، تحقیق: محمد بن سیدی محمد مولای، الکویت: مطبعه وزاره الاوقاف، صص ۵۴۵- ۵۱۵؛ و نیز: محمصانی، صبحی (۱۹۴۶)، فلسفه التشریع فی الاسلام، بیروت: مکتبه الکشاف، ص ۱۷۴. ↑
- . حسان، حسین حامد (۱۹۹۳)، فقه المصلحه و تطبیقاته المعاصره، جده: المعهد الإسلامی للبحوث و التدریب، ص ۱۲. ↑
- . کدخدایی، عباسعلی و محمد جواهری طهرانی (۱۳۹۰)، قانون، مشروعیت، کارآمدی، فصلنامه حقوق (مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران)، دوره ۴۱، شماره ۴، ص ۲۹۷. ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در نهایت زندگی اشعث بعد از یک عمر زندگی منافقانه در شب اول ذىالقعده سال ۴۰ هجری قمری تمام شد. امام صادق (علیه السلام) مىفرماید: «اشعث بن قیس در قتل امیرالمؤمنین(علیه السلام) شریک بود، و دخترش جعده امام مجتبى (علیه السلام) را مسموم کرد، و محمد پسرش در قتل امام حسین (علیه السلام) شرکت داشت.[۲۱۵] ۴.۴.۲. عبدالله بن کَوّاءِیشکری : نام او عبدالله بن عمرو از قبیلۀ بنی یشکر است، او کسی است که همراه اشعث حکمیت را به امیرالمؤمنین (علیه السّلام) تحمیل کرد و بعد از حکمیت هم به خوارج پیوست و به خاطر زهد و علم و فضلی که نسبت به دیگران داشت، امام جماعت آنها شد و ظاهراً رهبر فکری و معنوی آنها تا قبل از جنگ نهروان بود. هنگامیکه حضرت برای متقاعد کردن خوارج به حروراء رفت عبدالله بن کَوّاءِیشکری با صد نفر از یارانش به مقابل امام علی (علیه السّلام) آمد. حضرت (علیه السّلام) به وی فرمود: ای پسر کواء سخن بسیار است یکی از یارانت را نزد من بفرست تا با او سخن گویم. ابنکواء گفت: آیا از شمشیر تو در امانم؟ امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود: آری. در آن هنگام ابوکواء با ده نفر از یارانش جدا شد و نزدیک حضرت رسید. امیر المومنین (علیه السّلام) شروع به سخن کرد و از روزی که قرآنها را سر نیزه کردند و اینکه چگونه حکمیت را تحمیل کردند سخن گفت؛ سپس فرمود: ای پسر کواء آن روز که قرآنها را بلند کردند به شما نگفتم اهل شام میخواهند شما را فریب دهند و نگفتم بگذارید جنگ را ادامه دهم ولی شما نپذیرفتید و گفتید آنها ما را به کتاب خدا فرا میخوانند باید جواب مثبت دهی وگرنه با تو میجنگیم و تو را تحویل میدهیم. سپس ابوموسی را به من تحمیل کردید. من با اکراه پذیرفتم؛ بعد من شرط کردم که حکمین باید به کتاب خدا و سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) حکم کنند در غیر اینصورت حکم آنها برای من الزام آور نیست. ابن کواء گفت: عیناً همین بوده است اما چرا به جنگ آنها بر نگشتی در حالیکه آنها به حق حکم نکردند. حضرت (علیه السّلام) فرمود: ای پسر کواء به یارانم نگاه کن. آیا غیر از این راهی داشتم؟ با این گفتگو ابن کواء به ظاهر از رأی خوارج بازگشت و به اتفاق حضرت به کوفه آمد، اما برغم بازگشت به کوفه و نیز شرکت نکردن در جنگ نهروان بر عقیده خوارج باقی ماند و با اظهارات و سوالات و بحثهای نابجا حضرت (علیه السّلام) را در مواقع مختلف آزار میداد. روزی ابن کواء در وضو گرفتن، آب زیادی مصرف کرد. حضرت فرمود: ابن کواء در ریختن آب اسراف کردی. ابن کواء گفت: آیا از آنچه تو از خون مسلمانان ریختی بیشتر است؟[۲۱۶]
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
هرچند ابن کواء از پیوستن رسمی و علنی به خوارج پرهیز کرد امّا مانند اشعث با سر دادن شعار «لا حُکم الا الله» در جنگ صفین بانی تفکر خوارج بود و سپاه را علیه حضرت شوراند و بعد از آن با جدایی ظاهری از خوارج، توانست نفاق خود را نسبت به امیرالمؤمنین (علیه السلام) پنهان کند و در فرصتهای مناسب موجبات آزار ایشان را فراهم کند. ۴.۴.۳. شبث بن ربعی ریاحی: شبث در میان چهرههای صدر اسلام در فرصت طلبی و تلّون عقیده سیاسی و اعتقادی شخصی بینظیر است. در جاهلیت از چهرههای سرشناس بودهاست. بعد از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مرتد و اذان گوی «سجاح» شد[۲۱۷]. سپس دوباره اسلام آورد و در ایام محاصرۀ خانه عثمان به وی کمک کرد[۲۱۸]. سپس از اصحاب امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) شد، اما بعد از پیدایش خوارج به آنها پیوست. نقش رهبری فکری خوارج را بر عهده داشت. ولی بعد از جدا شدن ظاهری ابن کواء از خوارج ظاهراً شبث هم از خوارج جدا شد. ولی همچنان تلّون عقیده و عمل وی باقی ماند. در زمان امام حسن(علیه السّلام)، جزء یاران امام بود، ولی معاویه برای تطمیع وی دویست هزار دینار پیشنهاد کرد.[۲۱۹] شبث در زمان امام حسین (علیه السّلام) از کسانی بود که به حضرت نامه نوشت و ایشان را به کوفه دعوت کرد. در آخرین نامه مردم کوفه به امام حسین مهر و امضاء شبث ثبت شده است اما با ورود ابن زیاد به کوفه و اعلام حکومت نظامی، به یاران خاص ابن زیاد پیوست و از کسانی است که با مسلم بن عقیل به شدت جنگید و در کربلا و روز عاشورا فرماندهی سپاه پیاده عمر سعد را علیه امام به عهده داشت.[۲۲۰] شبث آنقدر فرصت طلب بود که از او انسانی منافق ساخته بود تا حدّی که در شرایط مختلف برای رسیدن به موقعیّت مناسبتر، عقیدۀ خود را کنار میگذاشت و کامل رنگ عوض میکرد و وجود چنین شخصی در سپاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) لطمات بسیار زیادی به بدنۀ سپاه ایشان وارد کرد. ۴.۴.۴. عبدالله بن وهب راسبی: عبدالله بن وهب راسبی از اصحاب امیرالمؤمنین (علیه السّلام) به شمار میآمد و بر اثر سجودهای طولانی، بر پیشانیاش پینه بسته بود. برای همین به او ذوالثفنات میگفتند.[۲۲۱] افراط و تفریط در امور و خارج شدن از مسیر حق از عواملی است که عبدالله بن وهب راسبی را به گمراهی کشید. هنگامیکه حضرت علی (علیه السّلام) در جنگ جمل پیروز شد و وارد کوفه شد، عبدالله بن وهب به حضرت (علیه السّلام) گفت : به خدا آنها سرکش و ستمگر و کافر و مشرک بودند. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود: مادرت به عزایت بنشیند، چه چیز تو را بر باطل قوی کرده است و جرأت داده است، تا سخنی بر زبان آوری که به آن یقین نداری؟ پسر زن سیاه آنها اینچنین که تو میگویی نبودند. اگر آنها مشرک بودند آنها را اسیر میکردیم و اموالشان را به غنیمت میبردیم و با آنها ازدواج نمیکردیم و ارث نمیبردیم.[۲۲۲] او در صفین همراه امیرالمؤمنین (علیه السّلام) بود ولی بعد از قبول حکمیت از جانب امیرالمؤمنین (علیه السّلام) ، در جمع خوارج گفت: اى برادرانم، همانا متاع دنیا اندک و بىارزش است و جدایى آن نزدیک است. همراه یکدیگر خروج کنیم و با این داورى و حکمیت مخالفت بورزیم که هیچکس را جز خداوند حق حکمیت نیست و بدرستى که خداوند همراه کسانى است که تقوا پیشه سازند و نیکو کار باشند. خوارج در منزل او اجتماع کردند. در ابتدا خوارج از یزید بن حصین که از پارسایان ایشان بود خواستند که رهبری گروه را بپذیرد، ولی او از قبول آن امتناع کرد، پس از آن از ابن أبى أوفى عبسى تقاضاى قبول رهبری کردند، وى نیز امتناع کرد. سپس، از عبد الله بن وهب راسبى خواستند که رهبری گروه را بپذیرد، او گفت: مىپذیرم و به خدا سوگند که این امر را نه براى علاقه به دنیا یا فرار از مرگ مىپذیرم، بلکه به سبب اجر عظیمى که انتظار آن را دارم، قبول مىکنم. عبد الله دست دراز کرد و خوارج برخاستند و با او بیعت کردند. آنگاه برخاست و ضمن ستایش خدا و درود بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) چنین گفت: همانا خداوند از ما عهد و پیمان گرفته است که امر به معروف و نهى از منکر کنیم و معتقد به حق باشیم و آنرا بگوییم و در راه حق جهاد کنیم و خداوند متعال فرموده است” و هر آن کس به آنچه خدا فرو فرستاده است حکم نکند، آنان تبهکارانند” و گواهى مىدهم که صاحبان دعوت ما و فرماندهان ما با اینکه هم کیش و از مردم دین ما بودند از هواى نفس پیروى کردند و فرمان قرآن را کنار انداختند و در حکم خود ستم کردند و پیکار با ایشان حق است و سوگند به کسى که همگان روى به او مىآورند و چشمها در برابر او فروتنى و خشوع مىکنند که اگر براى جنگ با ایشان یاورى پیدا نکنم تنهایى با آنان جنگ خواهم کرد تا خداى خود را در حالى که شهید باشم دیدار کنم. فرداى آن روز عبد الله بن وهب همراه تنى چند از یاران خود به خانه شریح بن ابى اوفى عبسى که از بزرگان خوارج بود رفت و ضمن ستایش و نیایش خداوند گفت این دو داور به آنچه خداوند فرو فرستاده است حکم نکردند و برادران ما هم چون به حکم آن دو راضى شدند، کافر شدند و حکمیت مردم را در دین پذیرفتند و ما در حال بیرون رفتن از میان ایشانیم و سپاس خدا را که ما از میان این مردم بر حق هستیم. شریح گفت: یاران خود را از خروج خود آگاه کن و در پناه برکت خداوند ما را همراه خود ببر تا در مداین فرود بیاییم و براى برادران بصره خود پیام بدهیم که پیش ما بیایند تا با ما متحد و همدست شوند. یزید بن حصین طایى گفت: اگر شما همه با هم بیرون بروید بهتعقیب شما مىپردازند ، باید تک تک بیرون بروید، در مداین هم کسانى هستند که از آن شهر دفاع خواهند کرد، قرار بگذارید که کنار پل نهروان جمع شوید و همانجا بمانید و به برادران اهل بصره خود هم بنویسید که کنار همان پل جمع شوند. سپس عبدالله بن وهب به خوارج گفت: باید از قریهای که اهلش ستمگر هستند بیرون رویم تا از این بیعت در امان باشیم. آنها تک تک و فرد فرد از کوفه خارج شدند و براى خوارج بصره هم چنین نوشتند: « بسم الله الرحمن الرحیم، از عبد الله بن وهب و یزید بن حصین و حرقوص بن زهیر و شریح بن ابى اوفى به هر کس از مؤمنان و مسلمانان بصره که این نامه ما بدست ایشان برسد، درود بر شما. ما خداوندى را که خدایى جز او نیست ستایش مىکنیم. خداوندى که محبوبترین بندگان خود را براى کسانى قرار داده است که به کتاب او بیشتر عمل کنند و در راه حق و اطاعت از آن پایدارتر باشد و از همه براى رضایت او بیشتر جهاد کنند. همانا اصحاب ما کسانى را در فرمان خدا داور ساختند که به غیر آنچه کتاب خدا و سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود حکم کردند و به این جهت کافر شدند و از راه راست منحرف گشتند. ما و ایشان از یک دیگر جدا شدیم و عهد و پیمان بر یکسو نهادیم؛ که خداوند خیانتکاران را دوست نمىدارد. ما کنار پل نهروان جمع شدهایم شما هم به ما ملحق شوید که خدا رحمتتان کند و بتوانید بهره خود را از ثواب و پاداش الهى بگیرید و امر به معروف و نهى از منکر کنید و این نامه را همراه یکى از برادران متدین و امین سوی شما میفرستیم، هر چه مىخواهید از او بپرسید و راى و نظر خود را براى ما بنویسید. والسلام.» خوارج نامه خود را همراه عبدالله بن سعد عبسى فرستادند و او خود را به بصره رساند و نامه را به یاران خود داد، آنان جمع شدند و آن نامه را خواندند و در پاسخ براى ایشان نوشتند که بزودى به آنان خواهند پیوست. هنگامیکه عبدالله بن وهب همراه خوارج در نهروان جمع شدند، امیرالمؤمنین على (علیه السّلام) براى ایشان نامه ای با این مضمون فرستاد: «بسم الله الرحمن الرحیم، از بنده خدا على امیرمؤمنان به عبد الله بن وهب راسبى و یزید بن حصین و کسانى که نزد ایشانند، سلام بر شما، همانا دو مردى که به داورى آنان رضایت داده بودیم با کتاب خدا مخالفت کردند و بدون راهنمایى از سوى خداوند از هواى نفس خود پیروى کردند و چون به سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و به حکم قرآن عمل نکردند ما از حکم آنان تبرى جستیم و ما همچنان بر حال اول خود هستیم، خدایتان رحمت کناد. پیش من آیید که ما براى جنگ با دشمن خود و دشمن شما حرکت مىکنیم تا آن که خداوند میان ما و ایشان حکم فرماید که او بهترین حکمکنندگان است». هنگامیکه نامه امیرالمؤمنین على (علیه السّلام) به آنها رسید، پاسخ حضرت (علیه السّلام) را چنین نوشتند: «تو براى خداوند خشمگین نشدى بلکه براى خودت خشمگین شدى. اکنون اگر خودت گواهى دهى که در ارجاع کار به داوران کافر شدهاى و بار دیگر ایمان بیاوری و توبه کنی ما درباره تو دوباره بررسى خواهیم کرد؛ در غیر اینصورت به تو اعلان جنگ مىدهیم و خداوند کید خائنان را راهنمایى نمىفرماید.»[۲۲۳] همانطور که امیرالمؤمنین (علیه السلام) عبدالله بن وهب را تحلیل شخصیت کرد، او کسی بود که از هوای نفس خود پیروی کردهبود و بعد از آنکه ریاست خوارج را عهدهدار شد، از دست دادن فرصت ریاست برایش بیسار سخت بود حتی بعد از آن همه احتجاجهای امیرالمؤمنین (علیه السلام). در نهایت میان امیرالمؤمنین (علیه السّلام) و خوارج جنگ صورت گرفت، عبدالله بن وهب فرماندهی خوارج در نهروان را بر عهده داشت و در همان جنگ هم کشته شد. وقتی خبر کشته شدنش را به امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) دادند، حضرت فرمود: این برادر راسبی حافظ قرآن و تارک احکام الهی بود[۲۲۴]. ۴.۴.۵. حرقوص بن زهیر تمیمی (ذوالخویصره یا ذوالثدیه): حرقوص بن زهیر تمیمی از صحابه پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود. در یکی از روزها که پیامبر(صلی الله علیه و آله) مشغول تقسیم اموال بود، گفت: یا رسول الله با عدالت تقسیم کن. رسول الله (صلی الله علیه و آله) فرمود وای بر تو اگر من عدالت نداشته باشم، چه کسی با عدالت رفتار میکند؟عمر بن خطاب[۲۲۵] گفت: «اى پیامبر خدا او را بکشیم؟» رسول الله (صلی الله علیه و آله) گفت: «او را بگذارید که پیروانى پیدا مىکند که چندان در دین تعمق کنند که از آن بیرون شوند چنانکه تیر از کمان بیرون مىشود.»[۲۲۶] پیغمبر (صلی الله علیه و آله) به علت سرکشی و نافرمانیهایی که به راه انداخته بود دوبار فرمان قتلش را به ابوبکر و عمر صادر کرده بود ولی هر دوبار با ریاکاری در نماز نظر آن دو را به خود جلب کرد و آنها بر خلاف نظر پیامبر (صلی الله علیه و آله) او را نکشتند.[۲۲۷]در زمان عمر اهواز به دست او فتح شد. بعد از تحمیل حکمیت وقتی امیرالمؤمنین على (علیه السّلام) مىخواست ابوموسى را براى حکمیت بفرستد، حرقوص بن زهیر همراه با زرعه بن برج طایى پیش حضرت (علیه السّلام) آمدند و گفتند: «حکمیت خاص خداست» امیرالمؤمنین (علیه السّلام) نیز پاسخ داد: «حکمیت خاص خداست» حرقوص به وى گفت: «از گناه خویش توبه کن و از حکمیت چشم بپوش و ما را سوى دشمنانمان بفرست که با آنها بجنگیم تا به پیشگاه خدا رویم.» امیرالمؤمنین على (علیه السّلام) به آنها گفت: «قبل از قبول حکمیت این را به شما گفته بودم اما شما سرپیچی کردید. میان خودمان و آنها مکتوبى نوشتهایم و شرطهایی قرار داده ایم ؛ خدا عز و جل فرموده: «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ الله إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَیْمانَ بَعْدَ تَوْکِیدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ الله عَلَیْکُمْ کَفِیلًا إِنَّ الله یَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ.»[۲۲۸] «به پیمان خدا وقتى که بستید وفا کنید و قسمها را از پس محکم کردنش که خدا را ضامن آن کردهاید مشکنید که خدا مىداند چه مىکنید.» حرقوص پاسخ داد: «این گناه است و باید از آن توبه کنى» امیرالمؤمنین (علیه السّلام) گفت: «این گناه نیست ولى رأى خطاست و سستى در کار، من قبل از این به شما گفته بودم و از این کار منعتان کرده بودم.» زرعه گفت: «اى على به خدا اگر شخصی را در مورد کتاب خدا حکم قرار دهى با تو مىجنگم و از این کار رضا و تقرب خدا را مىجویم.» امیرالمؤمنین (علیه السّلام) گفت: «تیره روز شوى، چه بدبختى! گویى مىبینمت که کشته شدهاى و باد بر تو مىوزد.» زرعه گفت: «خوش دارم که چنین شود» على (علیه السّلام) گفت: «اگر بر حق بودى مرگ در راه حق آسودگى از دنیا بود، اما شیطان فریبتان داده، از خدا عزوجل بترسید که از این دنیا که بر سر آن مىجنگید خیرى نمىبرید.» آنها از پیش امام (علیه السّلام) رفتند و همچنان حکمیت خاص خداست مىگفتند.[۲۲۹] اینچنین حرقوص از سرسخت ترین خوارج شد و علیه امام علی (علیه السّلام) ایستاد، و در جنگ نهروان کشته شد. ۴.۴.۶. زید بن حصین طایی: زید بن حصین طایی در ابتدا از یاران امیرالمؤمنین (علیه السّلام) بود. زمانیکه امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در مورد جنگ با معاویه با یاران خود گفتگو میکرد او از کسانی بود اصرار به جنگ با معاویه داشت، او در مقابل عدی بن حاتم طایی که گفته بود بهتر است ابتدا برای معاویه نامه بفرستیم سپس با او بجنگیم، برخاست و گفت: «سپاس خداوند را، چنان سپاسى که خود پسندد، و خدایى جز او نیست، و محمد فرستاده خدا، پیامبر ماست. به خدا سوگند اگر ما شکى در جنگ با دشمنان خود داشته باشیم و اندیشه و تأخیر کنیم و آنان را به حال خود واگذاریم سودی برای ما ندارد و فرصت را از دست دادهایم، که در اینصورت کارها به تباهى میانجامد و کوشش ها به هدر میرود. به خدا سوگند که ما در مورد خون آن کس که اینان به خونخواهیش برخاستهاند لحظهاى تردید نکردیم، چگونه با پیروان سنگدلش که در اسلام کم نصیب و یاران ستم و ستمگر و استوار کنندگان پایههاى جور و تجاوزند، و در شمار مهاجران و انصار و تابعان نیکوکار نیز نیستند، مدارا کنیم؟»[۲۳۰] او اینچنین خواهان جنگ با معاویه بود، امّا بعد از نیرنگ معاویه که قرآن ها را بر سر نیزه کرد، همراه چند تن از قاریان قرآن با جسارت به امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) گفت: «حکمیت را قبول کن وگرنه تو را تحویل معاویه میدهیم. یا همان کاری میکنیم که با عثمان کردیم.»[۲۳۱] همچنین زید بن حصین از کسانی بود که همراه اشعث، ابوموسی اشعری را به حضرت (علیه السّلام) تحمیل کرد.[۲۳۲] اما بعد از حکمیت از سران خوارج شد و در جنگ نهروان فرماندهی جناح راست خوارج را بر عهده داشت و سرانجام توسط ابوایوب انصاری کشته شد.[۲۳۳] ۴.۴.۷. خریت بن راشد ناجی: گروهی از بنی ناجیه در بصره میزیستند. سیصد نفر از آنها با خریت بن راشد همراه امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) بعد از جنگ جمل از بصره به کوفه آمدند و آنجا مستقر شدند. این گروه در جنگ صفین در رکاب امیرالمؤمنین (علیه السّلام) جنگیدند. خریت فرماندهی سپاه ناجیه را در جریان جنگهای بر ضد مرتدین برعهده داشت و در جنگ جمل هم حاضر بود و تا ماجرای حمکیت همراه امام علی (علیه السّلام) بود. اما بعد از حکمیت با سی سوار از یارانش نزد امیرالمؤمنین (علیه السّلام) آمد و گفت به خدا قسم نه دستورات تو را اطاعت میکنم و نه پشت سرت نماز میخوانم و فردا هم از تو جدا میشوم. امام على (علیه السّلام) فرمود: مادرت به عزایت بنشیند، اگر از من جدا شوى مرتکب نقض عهد مىشوى و خداوند را معصیت مىکنى، و فقط به خود زیان مىرسانى بمن بگو چرا این کار را مىکنى؟ گفت: شما به حکمیت کتاب راضى شدى و از حق اعراض کردى و ضعف نشان دادى، و به گروهى که به خود ظلم کردند تسلیم شدى، من اکنون با تو و آنها مخالفت مىکنم و هر دو را ترک مىگویم. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود: «واى بر تو نزد من بیا تا از قرآن براى تو سخن بگویم، و در سنن با تو مناظره کنم و حقایقى را که به آنها آگاهتر از تو هستم، برایت بگویم، شاید اگر آنها را بشنوى، از آنچه در دل گرفتهاى برگردى و از این جهل و نادانى بیرون شوى و بصیرت پیدا کنى.» خریت گفت: «من فردا نزد شما مىآیم. امام على (علیه السّلام) فرمود: «بیا ولى متوجه باش که شیطان تو را فریب ندهد، و از راهت بیرون نکند، کارى نکنى که آراء فاسد و نظریات سوء بر تو غلبه کند، و در منجلاب فساد گرفتارت سازد. اى خریت مواظب باش افراد نادان تو را از راه بیرون نکنند، آنها از واقعیات اطلاع ندارند، و تو را گمراه مىکنند، به خداوند سوگند، اگر گفتههاى مرا بشنوى و نصیحتهاى مرا قبول کنى، سعادتمند مىگردى و راه رستگارى و نجات را مىیابى.» خریت بیرون آمد و به خانهاش رفت. خریت هنگامیکه به خانهاش رسید، به دوستان خود گفت: اى دوستان من در نظر دارم از امیرالمؤمنین کنارهگیرى کنم، هنگامى که از نزد او میآمدم، وعده دادم که بار دیگر نزد او بروم، ولى تصمیم دارم او را ترک کنم. دوستانش به او گفتند: از او کنارهگیرى نکن و بار دیگر او را ملاقات کن. اگر على سخنانى گفت که مورد قبول تو شد، از وى بپذیر و اطاعت نما و اگر از سخنان او قانع نشدى در آن صورت با او قطع رابطه کن، او گفت: بسیار خوب ، آن را مورد عمل قرار مىدهم، و نزد او خواهم رفت و سخنان او را خواهم شنید. عبد الله بن قعین که از یاران امیرالمؤمنین (علیه السّلام) بود، با یکی از پسر عموهاى خریت، که نامش مدرک بن ریان ناجى بود و از بزرگان عرب بشمار مىرفت دوستى داشت، نزد او رفت؛ تا گفتههاى خریت را به اطلاع او برساند و او را از جریان کار آگاه کند. عبدالله به مدرک گفت: «تو بر من حق برادرى و محبت دارى و مسلمانان همه با هم برادر مىباشند. اکنون شنیدى پسر عمویت چه گفت؟ با او خلوت کن و در نهان او را از فکرش منصرف کن و به او بگو کارى بزرگ مىخواهى انجام دهى، از این کار صرف نظر کن و بدان من مىترسم اگر او از على (علیه السّلام) کنارهگیرى کند تو را با او و همه افراد عشیره ات مجازات کند و بکشد.» مدرک پاسخ داد: «خداوند به شما پاداش خیر دهد، تو حق برادرى را اداء کردى و ما را نصیحت نمودى و ما را از عواقب کار بیم دادى، اگر او از امیرالمؤمنین کنارهگیرى کند، منهم او را ترک خواهم کرد و با او مخالفت می کنم و بر او سخت خواهم گرفت. من اکنون در نهان با او صحبت مىکنم و به او خواهم گفت تا از امیر المؤمنین اطاعت کند و گوش به سخنان آن حضرت بدهد، و با او همراهى کند. خیر و سعادت و رستگارى و بهرهاش در این است که با او باشد و از على پیروى کند. فردای آن روز بعد از آنکه خریت تأخیر کرد و نزد امیرالمؤمنین (علیه السّلام) نیامد، عبدالله بن قعین به امیرالمؤمنین (علیه السّلام) ماجرای گفتگوى خود با پسر عموی خریت را تعریف کرد، امام على (علیه السّلام) فرمود: او را واگذارید، اگر پیش ما آمد و سخنان ما را گوش داد میپذیریمش، ولی اگر امتناع کرد او را دستگیر مىکنیم. عبدالله گفت: یا امیرالمؤمنین چرا اکنون او را دستگیر نمىکنید تا از شر او در امان باشید؟ حضرت (علیه السّلام) فرمود:«اگر ما همه کسانى را که متهم هستند دستگیر کنیم، در این صورت زندانها پر مىشود، ما در نظر نداریم مردم را دستگیر کنیم و آنها را حبس نمائیم، و یا مجازات کنیم مگر اینکه آنها تظاهر به خلاف کنند.» اما بعد از مدتى که خریت نیامد امام (علیه السّلام) به عبدالله فرمود: «اکنون به منزل او بروید و بنگرید چه مىکند؟ او هر روز در اینجا حاضر مىشد ولى اکنون نیست.» عبدالله به منزل خریت رفت و مشاهده کرد خریت همراه یارانش فرار کردهاست. به حضرت (علیه السّلام) اطلاع داد، امیرالمؤمنین (علیه السّلام) زیادبن خصفه را به تعقیب او فرستاد. خریت در جریان فرار خود، بطرف دهکده نفر رهسپار شد ودر آنجا یکی از دهقان هایی که در حال نماز بود برخورد کرد. نام آن شخص زاذان فرخ بود، یاران خریت از وى سؤال کردند، شما مسلمان هستید یا کافر؟ او گفت: من مسلمان هستم، گفتند: نظرت در مورد على چیست؟ او پاسخ داد: نظرم در مورد او خیر است. او امیرالمؤمنین است و وصى رسول خدا (صلّى الله علیه و آله) مىباشد و سید و سرور همه انسانهاست. آن جماعت او را تکفیر کردند و بر او تاختند و با شمشیر پاره پارهاش کردند. خبر این جنایت به امیرالمؤمنین (علیه السّلام) رسید. حضرت به زیادبن خصفه نامه نوشت که اکنون بدنبال آنها بروید و از آنها سؤال کنید چرا یک مرد مسلمانى را کشتهاند؟ با آنها صحبت کنید، اگر به سخنانتان گوش ندادند، با آنها جنگ کنید و از خداوند یاری بخواهید، آنها حق را ترک کرده اند و مرتکب خون حرام شدهاند و راهها را ناامن کرده و موجب ترس و وحشت مردم گردیدهاند. زیاد به دنبال خریت رفت و در مدائن به او رسید. بعد از آنکه با او به احتجاج پرداخت ونتوانست او را قانع کند جنگ میان آن دو شروع شد و تا شب ادامه داشت تا اینکه تعدادی از هر دو گروه مجروح شدند. فردای آن روز خریت همراه یارانش مخفیانه به سوی اهواز رهسپار شدند. هنگامیکه آنها در کنار اهواز فرود آمدند، گروهى از یاران آنها که در حدود دویست نفر بودند، به آنها ملحق شدند، آن جماعت از اهل کوفه بودند که هنگام فرار خریت، نتوانسته بودند به او ملحق شوند. بعد از فرار خریت به سوی اهواز زیاد به امیرالمؤمنین (علیه السّلام) نامه نوشت و کسب تکلیف کرد. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) بعد دریافت نامه زیاد، معقل بن قیس را همراه دو هزار نفر از اهل کوفه، به تعقیب و جنگ با خریت فرستاد. هنگامیکه خریت ناجى در کنار اهواز فرود آمد، گروهى از کفار ساکن آن نواحى و بسیارى از خراج گزاران که مىخواستند به امیرالمؤمنین خراج ندهند، و جماعتى از راهزنان و عدهاى از اعراب بادیهنشین پیرامون او اجتماع کردند و به او ملحق شدند. معقل همراه سپاهی که از بصره به یاری او شتافتند، مقابل خریت و یارانش صف آرایی کردند و جنگ آغاز شد. یاران خریت بعد از یک ساعت، از میدان فرار کردند، و هفتاد نفر از بنى ناجیه هم از پاى درآمدند، و حدود سیصد نفر هم از کفار، به هلاکت رسیدند. خریت بن راشد که رهبر آنها بود، از آنجا فرار کرد و بسوى ساحل دریا رفت، در آن ناحیه گروهى از قبیله او زندگى مىکردند، او در میان عشیره خود رفت و آمد مىکرد، و آنها را بر ضد امیرالمؤمنین على (علیه السّلام) تحریک مىکرد. و علت جدا شدن خود را از حضرت (علیه السّلام) براى آنها تعریف مىکرد، و آنها را فریب مىداد. او مىگفت با على جنگ کنید تا رستگار شوید. گروهى دور او جمع شدند. بعد از جنگ معقل در اهواز مقیم شد و براى امیرالمؤمنین (علیه السلام) نامهاى نوشت و شکست دشمن و پیروزى خود را به اطلاع حضرت (علیه السّلام) رساند. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در پاسخ به او نامهاى نوشت با این مضمون: «ستایش خداوندى را سزاست که دوستان خدا را یارى کرد، و دشمنانش را رسوا نمود، خداوند شما و مسلمانان را پاداش دهد، شما وظائف خود را انجام دادید، و خوب از عهده امتحان و آزمایش برآمدید. اکنون توجه داشته باشید و سؤال کنید خریت ناجى کجا رفته است، و در چه مکانی اقامت گزیده است، اگر او در یکى از شهرهاى مسلمانان اقامت کرده است، بطرف او بشتابید تا وى را به قتل برسانید، و یا او را از شهرهای مسلمانان دورنمائى، او همچنان با مسلمانان دشمن مىباشد، و با قاسطان مساعدت و همکارى مىنماید و تا زمانى که زنده است، اعمال او بنفع آنان خواهد بود، و السلام.» بعد از نامه امیرالمؤمنین على (علیه السّلام)، معقل همراه لشگر کوفه و بصره به تعقیب خریت پرداخت. هنگامیکه خریت بن راشد شنید لشگر کوفه بطرف او مىآیند، پنهانی نزد گروه خوارج رفت، به آنها گفت: من نظر شما را درباره على تایید مىکنم، چرا على به حکمیت راضى شد و مردانى را حکم قرار داد تا در کارهاى خداوند دخالت کنند. سپس نزد یاران خود رفت و به آنها گفت: علی حکمى را از طرف خود تعیین کرد و او هم على را از خلافت خلع کرد. اکنون او خلیفه نیست و راضى شدن وى به حکمیت، او را از خلافت خلع مىکند. سپس نزد طرفداران عثمان رفت، و به آنها گفت: سوگند به خداوند من طرفدار عثمان مىباشم او را مظلوم کشتند، سپس نزد کسانى که صدقات خود را نداده بودند رهسپار شد و به آنان گفت زکات خود را به على ندهید، و آن را به ارحام و خویشاوندان خود بدهید، و در میان فقراء تقسیم نمائید. اینچنین او با تمام گروه های مخالف ملاقات کرد و طبق نظر آنها سخن گفت. بعد از تفرقه افکنی خریت در آن ناحیه، گروهی نصرانی که تازه مسلمان شده بودند گفتند: دین ما حق است و از دین اینها بهتر مىباشد دین اینها از خونریزى نهى نمىکند. در نتیجه آنها بار دیگر از اسلام برگشتند.در این هنگام خریت بن راشد نزد آنها آمد و گفت: واى بر شما اگر در برابر این گروه مقاومت نکنید همه شما را خواهند کشت، على درباره شما چه حکم کرده است، که کسانى که نصرانى بودهاند، سپس مسلمان شدهاند و بار دیگر به نصرانیت برگشتهاند، عذر و توبه آنان را نپذیرند و همه را گردن بزنند. اینچنین خریت گروهی از مخالفان را دور خود جمع کرد. در ابتدای جنگ، معقل نامه امان امیرالمؤمنین (علیه السّلام) را برای لشگر مخالف خواند و پرچم امان را برافراشت و گفت: هر کس زیر این پرچم بیاید، در امان خواهد بود. همه جز خریت و افراد قبیلهاش در زیر پرچم امان قرار گرفتند. سپس معقل لشگر خود را آرایش داد، و به جنگ با خریت پرداخت.سرانجام بعد از جنگی سخت خریت به دست نعمان بن سهبان کشته شد، و صد و هفتاد نفر هم با او کشته شدند و بقیه هم فرار کردند.[۲۳۴] خریت هیچگاه شأن و جایگاه واقعی امام را درک نکرد و اطاعت از امام برایش تا جایی ممکن بود که با اجتهادات شخصیاش مغایرت نداشته باشد. او شخصی افراطی بود که همیشه از امام میخواست جلو بزند. روزی نزد امیرالمؤمنین (علیه السّلام) آمد و گفت: در میان یاران تو مردانى هستند که مىترسم از تو جدا شوند. نظر شما درباره آنها چیست؟ امیرالمؤمنین (علیه السّلام) پاسخ داد: ما به صِرف اتهام کسى را مؤاخذه نمىکنیم، و با گمان و ظنّ، شخصى را مورد تعقیب قرار نمىدهیم، با کسى هم جنگ نداریم، مگر اینکه آشکارا به مخالفت برخیزد، و دشمنى و عداوت کند، و البته قبل از اینکه با او جنگ کنم، ابتدا از او میپرسم که چرا با من دشمنى مىکند، و علت آن چیست؟ اگر از کارهاى خود توبه کرد و بازگشت، کارى با او ندارم. اما اگر به دشمنى و مخالفت خود اصرار داشت و آماده شد تا با ما بجنگد، در این صورت ما هم از خداوند، استعانت مىجوئیم، و با او می جنگیم، اکنون هم از این سخنان درگذر و به کسى بدگمان نباش. ولی او یکبار دیگر نزد حضرت (علیه السّلام) آمد و گفت: مىترسم عبد الله بن وهب و زید بن حصین طائى با تو مخالفت کنند، و اوضاع را برای شما خراب کنند، من از آنها شنیدم که درباره شما سخنانى مىگفتند، اگر شما هم آن سخنان را مىشنیدى، آن دو را مىکشتى و یا آنها به زندان می انداختی. حضرت (علیه السّلام) پرسید: نظر شما چبست؟ من چه کاری باید برای آنها انجام دهم؟ گفت: نظر من این است که آن دو را احضار کنى و گردن آنها را بزنى. حضرت (علیه السّلام) پاسخ داد: به خداوند سوگند تو نه عقل دارى و نه ورع، نه عقلى که به تو سود برساند و نه ورعى که از خداوند بترساندت، شایسته بود که تو این را درک مىکردى، من با کسى که مخالفت و جنگى با من ندارد، کارى ندارم و کسى را به صرف اتهام مورد تعقیب قرار نمىدهم. من در مرتبه اول به تو گفتم تا کسى دشمنى خود را با من آشکار نکند و با من وارد جنگ نشود، با او مخالفتى نخواهم کرد، اگر من خواستم آنها را بکشم، تو باید مرا از خداوند بترسانى، و خون آنها را حلال ندانى، آنها کسى را نکشتهاند و با من سر جنگ و نزاع ندارند و از طاعت من هم بیرون نشدهاند.[۲۳۵] ۴.۴.۸. عبدالرحمن بن ملجم مرادی: عبدالرحمن بن ملجم مرادی از اعراب یمنی ساکن کوفه بود. هنگامیکه امیرالمؤمنین (علیه السّلام) به کوفه آمد، مردم برای بیعت با ایشان به مسجد آمدند. ابن ملجم هم برای بیعت نزد امیرالمؤمنین (علیه السّلام) آمد. ابن ملجم هم همراه ده تن از اشراف یمن برای بیعت به محضر امیرالمؤمنین (علیه السّلام) رسید. عبد الرحمن بن ملجم هنگامیکه براى بیعت جلو آمد، امیرالمؤمنین على (علیه السّلام) دو مرتبه دست او را رد کرد و سپس فرمود: چه چیزى شقىترین این امت را از اینکه ریش مرا با خون سرم رنگ و خضاب کند باز مىدارد. همانا ریش من از خون سرم خضاب مىشود. و سپس این دو بیت را به عنوان مثل خواند: کمربندهاى خود را براى مرگ استوار ببند که همانا مرگ به دیدار تو خواهد آمد و چون کشته شدن بر تو فرود آمد بى تابى مکن. سپس حضرت علی (علیه السّلام) به گروههایی که آمدند، هدیههایی بخشید. سپس هدیۀ ابن ملجم را خود به او داد و فرمود: «من براى او عطا و بخشش مىخواهم، ولی او کشتن مرا اراده مىکند. پوزش خواهى دوست مرادى تو چگونه است.» سپس حضرت (علیه السّلام) رو به گروه یمنی فرمود: «شما از سرشناسان و معروفان یمن هستید. آیا اگر مشکلی برای ما پیش آید و عاقبت کارمان به جنگ و نبرد ختم شود، شما با ما همراه هستید؟ آیا با صبر و شکیبایی ما را یاری میکنید؟» از میان جمع عبد الرّحمان بن ملجم مرادى گفت: «یا امیرالمؤمنین، ناف ما را با جنگ بریدهاند و با پیکان جنگی شیر داده اند و در میدان مردان پروردهاند. زخم شمشیر و نیزه در چشم ما گلهاى بهارستان است. اطاعت تو را چون اطاعت خداوند واجب میدانیم و به هر جانب فرمان جنگ دهى، یاریت میکنیم و پیروز از میدان بازمیگردیم.»[۲۳۶] ابن ملجم بعد از جنگ صفین و ماجرای حکمیت به گروه خوارج پیوست. در آن سال ۳۹ هجری در موسم حج بین یزید بن شجره به عنوان نمایندۀ معاویه و قثم بن عباس نمایندۀ امیرالمؤمنین (علیه السّلام) درگیری لفظی رخ داده بود، و بعد از آن هم نمایندگان معاویه به غارتگری و کشتار شیعیان حضرت علی (علیه السّلام) پرداخته بودند و در جامعه ناامنی بوجود آورده بودند؛ ابن ملجم با دو تن از خوارج به نامهای حجاج بن عبدالله معروف به برک و عمروبن بکر، مجاور خانه خدا گرد آمدند و گفتند: این خانه در زمان جاهلیت از شأنى والا برخوردار بود، در دوره اسلام نیز همچنان از منزلتى والا برخوردار است. عدهاى این حرمت را از بین بردهاند. باید شرّ على (علیه السلام) و معاویه از جامعه اسلامی کم شود. اگر آن دو را بکشیم، حرمت این خانه برخواهد گشت و مردم نیز آسایش خواهند یافت و سپس انتخاب امام را به شورا میسپاریم. عبدالرحمن بن ملجم مرادى گفت: کار على با من، حجاج بن عبدالله گفت: من نیز معاویه را مىکشم، عمرو بن بکر هم گفت: به خدا سوگند عمرو بن عاص نیز باید کشته شود، تا شر بخوابد. من هم او را میکشم. آنان بعد از آنکه عمره ماه رجب را به پایان رساندند، توافق کردند، یک روز که على و معاویه و عمرو را بکشند، و بر این تصمیم با هم پیمان بستند. سپس هر کدام به راه خود رفتند.[۲۳۷] ابن ملجم هنگامیکه به کوفه رسید، نزد قطام رفت. پدر و برادر قطام که از خوارج بودند در جنگ نهروان کشته شده بودند، از اینرو قطام کینۀ امیرالمؤمنین (علیه السّلام) را در دل داشت. عبد الرحمن از قطام خواستگارى کرد. قطام هم پاسخ داد: «به شرطی که مهریه ام، سه هزار سکه و یک غلام و یک کنیز باشد و اینکه على بن ابى طالب را بکشى» ابن ملجم گفت: «هر آنچه را بخواهی مهرت میکنم مگر کشتن على بن ابى طالب که مقدور نیست.» قطام گفت: «او را غافلگیر کن. اگر موفق شوی که او را بکشی، انتقام مرا گرفتهاى و با من به خوشى زندگى خواهى کرد ولی اگر هلاک شدى پاداشى که پیش خدا دارى از این دنیا بهتر است.» ابن ملجم گفت: «به خدا به این شهر که همیشه از آن گریزان بودهام براى همین کار آمدهام. منظور تو را انجام می دهم.»[۲۳۸] برای آنکه ابن ملجم بتواند به مقصود خود برسد، شبیب بن نجده که از خوارج بود، را با خود همراه کرد. آن دو در سحرگاه نوزدهم ماه رمضان در مسجد بیتوته کردند، تا بتوانند نیت شوم خود را عملی سازند. اشعث ابن ملجم را دید و از او پرسید: قصد انجام چه کاری را دارید؟ ابن ملجم گفت: میخواهیم علی را بکشیم. اشعث گفت: تا سفیدی صبح رسوایتان نکرده است اقدام کنید. حضرت علی (علیه السّلام) به مسجد آمد و در تاریکی چند رکعت نماز خواند. سپس بربام رفت و اذان گفت. بعد از آن به طرف کسانیکه در مسجد خوابیده بودند رفت و گفت الصّلاه الصّلاه و خفتگان را براى نماز از خواب بیدار کرد. ابن ملجم هم در میان خفتگان خوابیده بود و شمشیرش را زیر لباسش پنهان کرده بود. هنگامیکه حضرت (علیه السّلام) به او رسید، فرمود: برخیز براى نماز، و آرام ادامه داد: قصدى در خاطر دارى که نزدیک است آسمانها فرو ریزد و زمین دهان باز کند. اگر بخواهم، مىتوانم بگویم که در زیر جامه چه دارى. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) از او گذشت و به محراب رفت و به نماز ایستاد. مردم هم آمدند و صف جماعت را تشکیل دادند. حضرت (علیه السّلام) نماز را آغاز کرد. امام علی (علیه السّلام) رکوع را به جا آورد و سپس سجده کرد و باز نشست و خواست که سجده دوم را به جا آورد، که آن ملعون شمشیر را بر فرق مبارک آن حضرت (علیه السّلام) فرود آورد. آن زخم به جایى اصابت کرد که در روز جنگ خندق عمرو بن عبدود شمشیر زده بود. هنگامیکه ابن ملجم می خواست بگریزد مردم او را دستگیر کردند. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) بعد از این زخم سه روز در بستر بیماری بود، سپس به شهادت رسید. هنگامیکه مردم ابن ملجم را دستگیر کردند، او را مىزدند تا پیش امیرالمؤمنین (علیه السّلام) آوردند، سپس او را نزد حضرت (علیه السّلام) نشاندند. امیرالمؤمنین به او گفت: ای برادر، من برای تو امیر بدی بودم؟ پاسخ داد: نه یا امیرالمؤمنین. حضرت (علیه السّلام) فرمود: وای بر تو! پس چرا با امیر خود چنین رفتاری کردی؟ آن ملعون خاموش ایستاد. امیرالمؤمنین گفت: «وَ کانَ أَمْرُ الله قَدَراً مَقْدُوراً.»[۲۳۹] سپس حضرت (علیه السّلام) فرمود: او را به زندان ببرید ولی او را نرنجانید. اگر عمرم پایان یافت، همان یک ضربه که به من زد شما هم همان ضربه را بزنید. بعد از آن هر روز حضرت (علیه السّلام) حال او را جویا می شد و می گفت: آیا به اسیر خود طعام دادهاید؟ اگر می گفتند نه، سریع می فرمود: به او طعام دهید. بعد از آنکه امیرالمؤمنین (علیه السّلام) به شهادت رسید، امام حسن مجتبی (علیه السّلام) با یک ضربه شمشیر او را قصاص کرد و اینچنین شقی ترین امّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به درک واصل شد.[۲۴۰] بنابراین عوامل نفاق، کوردلی، جهل و فرصت طلبی، شقیترین گروه تاریخ یعنی خوارج را بوجود آورد که با پیشانیهای پینه بسته و ظاهر مقدس مأب بزرگترین ضربات را به حکومت امیرالمؤمنین (علیه السلام) وارد کردند و بیشترین نافرمانیها را از حضرت داشتند. قاتل حضرت علی (علیه السلام) از کفّار یا بنی امیّه نبود بلکه از همین گروهی بود که ادعّای دلسوزی برای اسلام را داشت. در حقیقت این گروه منافقانی کوردل بودند که هیچگاه دلشان به حقیقت نور امیرالمؤمنین (علیه السلام) روشن نشد. ۴.۵. کسب درآمدهای نامشروع
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
درصد
خیلیکم
۲
۴/۱
کم
۷
۸/۴
تاحدودی
۱۰
۸/۶
زیاد
۳۴
۱/۲۳
بسیارزیاد
۹۴
۹/۶۳
جمع
۱۵۰
۱۰۰
۴-۱-۳- متغیرهای مربوط به نهاد علم و دانشگاه ۴-۱-۳-۱- میزان و نوع مشارکت فرد در نهاد علم و دانشگاه سابقه شغلی سابقه شغلی نشانگر مدت زمانی است که فرد در معرض باورها، ارزشها، هنجارها و جزاهای نهاد علم و دانشگاه است. بررسی سابقه شغلی نشان میدهد که حداقل سابقه در میان پاسخگویان ۱ سال و حداکثر آن برابر با ۴۳ سال است. «میانگین» سابقه آنان ۲۲/۱۴ سال و «میانه سابقه» برابر با ۱۵ سال و «نما یا مد» برابر با ۲۰ سال است. برای گزارش سابقه افراد در قالب جدول یکبعدی به گروهبندی آنها پرداخته شده است. نتایج به دست آمده نشان میدهد که ۴/۴۲ درصد از پاسخگویان بین ۱ تا ۱۰ سال سابقه دارند و ۲/۳۰ درصد از آنان بین ۱۱ تا ۲۰ سال و ۶/۲۷ درصد از آنان بین ۲۱ تا ۴۳ سال سابقه اشتغال در نهاد علم و دانشگاه دارند.(جدول۱۰-۴) (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
رشته تحصیلی از آنجاکه تأکید این پژوهش، بر علوم تجربی بوده است، از پیش، رشته های غیرتجربی دانشگاهی، از قبیل ریاضیات، فلسفه و منطق، الهیات و معارف دینی و … از جامعه آماری و حجم نمونه کنار گذاشته شد. بر خلاف روال جاری در وزارت علوم و تقسیم رشته های دانشگاهی به ۶ گروه آموزشی علومانسانی، فنی و مهندسی، علوم پایه، علوم پزشکی، کشاورزی و دامپزشکی و هنر در این پژوهش علوم تجربی به سه دسته علوم فیزیکی، زیستی و علوم انسانی ـ اجتماعی تقسیم شدند و تلاش شد تا حجم نمونه از دانشگاههای تخصصی این رشته ها انتخاب شوند. نتایج پیشآزمون نشان داد که هرچه پرسشنامه بینام و نشانتر باشد افراد برای پاسخ به پرسشهای پرسشنامه رغبت بیشتری نشان میدهند. از این رو برای اعتمادسازی بیشتر و تشویق افراد مورد مطالعه به پاسخدهی، همین تقسیمبندی مورد پرسش واقع شد که نتایج به دست آمده نشان میدهد رشتۀ تحصیلی ۲/۳۰ درصد از پاسخگویان، علوم فیزیکی و رشتۀ تحصیلی ۲/۴۲ درصد از آنها علوم زیستی و رشتۀ ۳/۲۷ درصد از آنها علوم انسانی ـ اجتماعی بوده است.(جدول۱۰-۴) رتبه علمی بررسی رتبۀ علمی افراد مورد مطالعه نشان میدهد که ۷/۱۲درصد پاسخگویان دارای رتبۀ علمی استادی، ۸/۱۴ درصد آنها دانشیار و ۱/۵۲ درصد آنها استادیار و ۴/۲۰ درصدآنها مربی بودهاند.(جدول۱۰-۴) عرصه فعالیت
عرصه فعالیت
آموزشی
پرورشی
فنّاوری
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۳)دلایل برای رد یک کاربرد:شاید بزرگترین گروه ارائه دلیل بر طبق قانون موضوعه زمانی باشد که بعضی از مجوزهای داده شده یا مزایای داده شده رد شوند.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۴)دلایل برای رد دیه یا تصمیم در مورد سایر روش های پرداخت پولی . دلایل برای تمدید یک مجوز یا اتمام مزایای داده شده . دلایل برای اعمال یک مدت برای مجوز صادر شده دلایل برای اعما ل فعالیت دلایل برای تصمیماتی که به نفع شهروندان است پارلمان تشخیص می دهد که ممکن است برای ارائه دلیل در مورد تصمیم اخذ شده منافع عموم مطرح باشد.[۲۶۸] ۲-۱)قانون و عرف برای ارائه دلیل قبل از توجه به موضوع ویژه ارائه دلیل ، بسیار مهم است تا درک کنیم تا چه میزان قانون به طور کلی به تصمیم گیردگان اجرایی برای ارائه دلیل در تصمیم گیریها نیاز دارد. شرایط کلی تغییر کرده است ، در بسیارس از موقعیت ها به وسیله تغییرات موضوعه و تغییراتی که به صورت موقتی ارائه می شوند این تغییرات ایجاد می شود . به هر حال همانطور که خاطر نشان شد ، تغییرات موضوعه به طور کلی اعمال نمی شود و جایگاه و شرایط در بسیاری از موقعیت ها به وسیله قانون عرفی مورد قضاوت قرار می گیرد . توجه ویژه به قانون عرف برای درک دلایل کلی لازم است و در نتیجه موضوع ویژه به قانون عرف برای درک دلایل کلی لازم است و رد نتیجه موضوع ویژه ارائه دلیل مطرح می شود . به صراحت می توان گفت که قانون عرف در مورد این موضوع برای نیوزیلند تفوتی با آنچه که تصمیم گیرندگان عرفی در مورد توضیح تصمیماتشان وظیفه ای ندارد دیده نمی شود. به هر حال ممکن است وقتی به ارائه دلیل نیاز باشد که انصاف زیادی لازم باشد و تعداد تصمیم گیریها در این مورد در حال افزایش هستند. بعلاوه تعداد تصمیمات در این گروه با سرعت زیاد در حال افزایش هستند و مشاهده می شود که استثنا در زمینه ارائه دلیل وجود دارد[۲۶۹]. بیانات پذیرفته شده زیادی در ارتباط با الزام به ارائه دلایل در تصمیمات تصمیم گیرندگان به عنوان یک وظیفه عمومی مطرح شده است ،که شامل موارد زیر می باشد : ۱)نیاز به قطعیت قانونی و شفافیت نهادهای دولتی به معنای این است که اعضای معمولی مردو نیازی نیست که به منظور آگاهی از تصمیمات دادگاه یا هیئت منصفه از شورا استفاده کنند . ۲)دلایل براساس تصمیم گیری اختیاری و اجرای منسب اصول بررسی می شوند . ۳)دلایل باید به نیاز رفتار منصفانه پاسخ دهند .حتی اگر تصمیمات مناسب نباشند فرد تحت تاثیر قرار گرفته ممکن است بر طبق دلایل متقاعد شود تا آنرا به عنوان یک عملکرد منطقی و بدون جانبداری قدرت و حق صلاحدید قاضی قبول کند. ۴)اطمینان عموم در پروسه تصمیم گیری با اطلاع از اینکه دلایل قابل حمایت از اینکه دلایل حمایت توسط کسانی ارائه شده که قدرت اجرایی دارند افزایش می یابد. در قانون و حقوق عرفی یک وظیفه کلی برای ارائه دلیل در قانون عمومی و در زمینه قانون گذاری وجود ندارد و معمولا نیازی به وجود شورای قانون گذاری در ارائه دلیل برای تصمیمات وجود ندارد ،بلکه مشخص است که دادگاه مشخص می کند که حقوق عرفی نشان دهنده تعهدی برای ارائه دلیل است حداقل زمانی که تصمیم در پروسه استیناف قانونی قرار می گیرد .[۲۷۰] ۳-۱)محتوای وظایف بر طبق قانون موضوعه حقوق عرفی تعریفی را در این زمینه ارائه داده که نشان می دهد دلیل مناسب برطبق شرایط متغییر است[۲۷۱] در استرالیا وقتی وظیفه کلی برای ارائه دلایل تصویب شد تعریف قانونی آن بیان شد .آنچه که اغلب بررسی میشود این حقیقت است که کتاب قانون انگلیس اغلب شامل انواع متفاوتی از وظایف توضیح دهنده است همانطور که توضیح زیر نشان می دهد: دلایل بطور خلاصه یا بسط داده شده :در اینجا تصمیم گیرندگان در تعهد برای ارائه دلایل نوعی انعطاف پذیری داده می شود :در بعضی از موقعیت ها خلاصه ای از دلایل کافی می باشد ولی در سایر موارد دلایل باید به صورت کامل ارائه شوند[۲۷۲]. -دلایل به طور کامل و با جزئیات: ،ممکن است پارلمان نیاز داشته باشد تا افراد تصمیم گیرنده ،همواره دلایل خود را توضیح دهند . -دلایل “به زبان معمولی “به هر حال در سایر شرایط لازم است تا تصمیم گیرندگان خودشان را به صراحت و به روش غیر تکنیکی توضیح دهند و از به کار بردن اطلاحات قانونی خودداری کنند. -توضیح قانون :یک روش این است که شهروندان از قانون وضع شده با خبر شوند ،مهم نیست که ماهیت وظیفه خودشان است یا عواقب قانونی تصمیمات اخذ شده از جانب مقامات. -توضیح اصول قانونی تصمیم: مفاد قانون موضوعه ممکن است به اهمیت توضیح منبع قانونی قدرت خود نسبت به شهروندان اشاره داشته باشد . -عواقب عدم ارائه دلیل : مفاد قانون ممکن است به دنبال جلوگیری از بروز مشکل در قانون عرف باشند قانونی که با توضیح کامل توسط مقامات عمومی برای ارائه دلیل بیان شده اند. -اطلاعات در مورد استیناف : قانون گذاری ممکن است تعهداتی برای افراد تصمیم گیرنده برای ارائه اطلاعات در مورد استیناف ایجاد کرده باشد. این توپولوژی نشان دهنده محتوای بسیاری از وظایف موجود برای ارائه دلیل توسط قانون موضوعه است . حق شما برای دانستن در مقاله وایت چیزی در مورد قوانین موجود نمی گوید چون چندین درس را باید از آن یاد گرفت ،برای شروع ممکن است مشخص شود که موضوع “دلایل باید ارائه شوند “کافی نمی باشد.مقامات و شهروندان نیاز دارند تا به صورت کامل بدانند معنای واقعی آن چیست. دوم چه چیزی هم اکنون در کتاب قانون نشان می دهد که پارلمان گذشته اغلب تعیین کرده که چیزی فراتر از دلایل مورد نظر است و سایر وظایف توضیح دهنده نیز باید وجود داشته باشند . یکی از دلایلی که نشان می دهد چرا ما فکر می کنیم که ارائه دلیل یک فعالیت منطقی است این است که در ازتقاء حاکمیت ایده آل قانون ارزش ابزاری دارد و اگر اینگونه باشد پس مقامات دولتی باید منبع قدرت قانونی شان را در هر تصمیم مشخص کنند. بعلاوه باید فردی که دارای حق تجدید نظر است را هم مطلع کنند. سوم اینکه ،در تصویب وظیفه کلی جدید در ارائه دلیل باید کاملا مراقب بود . در موضوع تحت عنوان آزادی اطلاعات بیل در سال ۱۹۹۹،لرد لوکاس[۲۷۳] اشکال زیر را بیان کرده است ۱)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳ – ۱۹ – ۶ . استعاره به اعتبار ملائمات ( مطلقه ، مرشّحه ، مجرّده ) : « یوم الحساب » یعنی روز حساب از ملائمات مستعارٌله « یثبت » یعنی ثبت شدن است به همین خاطر بدان استعاره ی مجرّده گویند. * پس نتیجه می گیریم که در آیه ی ۴۱ از سوره ی ابراهیم استعاره ی مصرّحه ، محقّقه ، تبعیّه ، عامیّه ، عنادیّه و مجرّده وجود دارد. ۳-۲۰- سوره حجر آیه ۸۸ الی ۹۴ لاَ تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِلْمُؤْمِنِینَ ( ۸۸ ) وَقُلْ إِنِّی أَنَا النَّذِیرُ الْمُبِینُ ( ۸۹ ) کَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِینَ ( ۹۰ ) الَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ ( ۹۱ ) فَوَرَبِّکَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِیْنَ ( ۹۲ ) عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ ( ۹۳ ) فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ ( ۹۴ ) و به آنچه ما دستههایى از آنان [=کافران] را بدان برخوردار ساختهایم چشم مدوز، و بر ایشان اندوه مخور، و بال خویش براى مؤمنان فرو گستر، و بگو: «من همان هشداردهنده آشکارم». همان گونه که [عذاب را] بر تقسیمکنندگان نازل کردیم. همانان که قرآن را جزء جزء کردند [به برخى از آن عمل کردند و بعضى را رها نمودند] سوگند به پروردگارت که از همه آنان خواهیم پرسید از آنچه انجام مىدادند. پس آنچه را بدان مامورى آشکار کن و از مشرکان روى برتاب. در کلام خدا که فرموده وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِلْمُؤْمِنِینَ بالهایت را برای مؤمنین به روی زمین پهن کن استعاره مکنیه میباشد و درصفحات آینده کلام طولانی پیرامون آن خواهد آمد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در کلام خداوند که فرموده فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ (پس آن چه را به آن دستور مییابی آشکار کن) استعاره مکنیه مطرح است مستعارٌ منه شیشه است و مستعار صدع یعنی شکستن و مستعارٌ له عبارتست از مخالفت و عصیان مکلفین و این استعاره محسوس برای معقول است که قبلاً اقسام استعاره گذشت و معنی این میشود که تصریح کن و صراحتاً تمام چیزهایی که به تو وحی شده است را به آنها برسان و تمام چیزهایی که مأمور به بیانش شدهای را بیان کن اگر چه این کار بعضی از قلوب را متلاشی کند و پاره کند. و مشابهت بین مستعار و مستعارٌ منه در این است که تصدیع در قلوب اثر خود را میگذارد و اثرش در چهرهها ظاهر میشود از گرفتگی و انبساط چهرهها و علامتهای انکار و بشارت هم بر همین دلالت میکند. کما این که بر ظاهر شیشهای که شکسته میشود همین ظاهر میشود. پس نگاه کن به این استعاره چقدر نیکوست و با طراوت و چقدر دلالت و مقصودش بلند است و چقدر موجر و مختصر است چون در سه کلمه واقع شده که صفحاتی را در هم میپیچد عبدالله ابن عبیده گفته است همیشه پیامبر(ص) مخفیانه تبلیغ میکرد تا این که این آیه نازل شد پس او و اصحابش خروج کردند. و روایت شده که بعضی از عربها همین که این شد ، کلمه را شنیدند ، سجده کردند پس بــه آنها گفته شد چــرا سجده میکنید؟ گفتند ما برای فصاحت این کلام سجده نمودیم به خاطر این که ابتداءً بدون تأمل تمام چیزهائی که بعد از دقت و تأمل درک میکنیم از آن درک میشود. و از همین معلوم میشودکه عرب یقین پیدا کرده از ابتدایی که قرآن نازل شد و قرآن را شنید که این قرآن مقدور بشر نیست پس خودت را به معارضه با آن مشغول نکن و خودشان را مشغول صحبت پیرامون آن نکردند. (الدرویش ،۲۰۰۹،ج ۴ : ۲۱۴- ۲۱۵) در این آیات شریفه دواستعاره ی مکنیّه در لفظ « وجود دارد. استعاره ی در لفظ « جناح » استعاره ی در لفظ « فاصدع » استعاره ی اول درآیات۸۸ الی ۹۴ از سوره ی حجر : – استعاره مکنیّه در « جناح » . ارکان استعاره در آیه شریفه عبارتند از: – مستعار : لفظ « جناح ». – مستعارٌله : « جناح » به معنی بال . – مستعارٌمنه : « تواضع » به معنی فروتنی . – جامع یا وجه شبه : خشوع کردن . شرح استعاره ی آیه به اعتبار گوناگون: ۳ -۲۰ – ۱-۱ . به اعتبار ذکر طرفین ( مصرّحه ، مکنیّه ) : درآیه شریفه « تواضع» به معنی فروتنی ، به « جناح » به معنی بال تشبیه شده که مستعارٌمنه « تواضع » در آیه به صراحت به معنی ذکرنشده اما مستعارٌله « جناح » به صراحت ذکرشده ، به همین خاطر بدان استعاره مکنیّه یا بالکنایه گویند . ۳ – ۲۰ – ۲- ۱ . به اعتبار واقع درماده ی طرفین ( تحقیقیّه ، تخییلیّه ) : دراین آیه مستعارٌمنه به صراحت ذکر نشده بلکه از لوازم آن « جناح » به معنی بال به طور کنایی ذکر شده . در حقیقت بدین معنی نیست که « جناح » بال باشد بلکه آن را درخیال مانند بال تشبیه شده که است به همین خاطر بدان استعاره ی تخییلیّه گویند. ۳ – ۲۰ – ۳- ۱ . به اعتبار لفظ مستعار ( اصلیّه ، تبعیّه ) : لفظ مستعار در این آیه « جناح » اسم جامد است و به اعتبار این که اسم جامد است به همین خاطر بدان استعاره ی اصلیّه گویند. ۳ – ۲۰ – ۴ – ۱ . استعاره به اعتبار ملائمات ( مطلقه ، مرّشحه ، مجرّده ) : در آین آیه ملائم مستعارٌله و مستعارٌمنه یافت نشد به همین خاطر بدان استعاره ی مطلقه گویند. * پس نتیجه می گیریم که در آیه ی ۸۸ از سوره ی حجر استعاره ی مکنیّه ، تخییلیّه ، اصلیّه و مطلقه وجود دارد. استعاره ی دوم درآیات۸۸ الی ۹۴ ازسوره ی حجر : – استعاره مکنیّه در لفظ « فاصدع ». ارکان استعاره در این آیه ی شریفه ی عبارتند از: – مستعار : لفظ « فاصدع » به معنی شکستن. – مستعارٌله : « التبلیغ » به معنی تبلیغ کردن[۸۴] . – مستعارٌمنه : « کسرالزجاجه » به معنی شکستن شیشه[۸۵] . – جامع یا وجه شبه : تاثیر بقا اثر . شرح استعاره ی آیه به اعتبار گوناگون: ۳ – ۲۰ – ۱ – ۲ . به اعتبار ذکر طرفین ( مصرّحه ، مکنیّه ) : درآیه شریفه « فاصدع » به معنی شکستن به « کسرالزجاجه » به معنی شکستن شیشه تشبیه شده که مستعارٌمنه « الزجاجه » در آیه به صراحت ذکرنشده اما لوازم مستعارٌله « التبلیغ » به صراحت ذکرشده ، به همین خاطر بدان استعاره مکنیّه یا بالکنایه گویند . ۳ – ۲۰ – ۲ – ۲ . به اعتبار واقع درماده ی طرفین ( تحقیقیّه ، تخییلیّه ) : دراین آیه مستعارٌمنه به صراحت ذکر نشده بلکه از لوازم آن « فاصدع » به معنی شکستن به طور کنایی ذکر شده . در حقیقت بدین معنی نیست که « فاصدع » شکستن باشد بلکه آشکار کردن تبیلغ را درخیال مانند شکستن شیشه تشبیه شده که است به همین خاطر بدان استعاره ی تخییلیّه گویند. ۳ – ۲۰ – ۳ – ۲ . به اعتبار لفظ مستعار ( اصلیّه ، تبعیّه ) : لفظ مستعار در این آیه « فاصدع » است و به اعتبار این که « فاصدع » فعل است به همین خاطر بدان استعاره ی تبعییّه گویند. ۳ – ۲۰ – ۴- ۲ . استعاره به اعتبار ملائمات ( مطلقه ، مرّشحه ، مجرّده ) : « بماتؤمر» ، از ملائمات مستعارٌله می باشد به همین خاطر بدان استعاره ی مجرّده گویند. * پس نتیجه می گیریم که در آیه ی ۹۴ از سوره ی حجر استعاره ی مکنیّه ، تخییلیّه ، تبعیییّه و مجرّده وجود دارد. سوره نحل آیه ۲۶ قَدْ مَکَرَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللّهُ بُنْیَانَهُم مِّنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَیْهِمُ السَّقْفُ مِن فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَشْعُرُونَ پیش از آنان کسانى بودند که مکر کردند و[لى] خدا از پایه بر بنیانشان زد، درنتیجه از بالاى سرشان سقف بر آنان فرو ریخت، و از آنجا که حدس نمىزدند عذاب به سراغشان آمد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
علی رغم اینها در سطح منطقه ای،هماهنگی سیاست های پولی و اقتصادی به عنوان راهی برای حفاظت از گروهی از اقتصادهای به خوبی در هم ادغام شده از شوک های خارجی جذابیت خود را حفظ کرد.این مسیری بود که از سوی کشورهای جامعه اروپا پیموده شد که سرانجام در دهه ۱۹۹۰ به شکل گیری اعلامیه همکاری بین بانک های مرکزی انجامید که یکی از آنها اتحادیه پولی است .همزمان با این تحولات،آزادسازی تدریجی و مقررات زدایی از بازارهای مالی از دهه ۱۹۷۰ اهداف همکاری بین بانک های مرکزی را از ثبات پولی به سمت ثبات مالی تغییر جهت داد. رشد شدید بازارهای مالی جهانی،تحت تاثیر پیشرفت های سریع تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات باعث به هم وابستگی بسیار زیاد مالی کشورها به یکدیگر شد. نوآوری ها و ابداعات مالی نیز به توزیع بهتر ریسک و کارایی بهتر بازار کمک کرد اما همچنین می توانستند به منابع بالقوه بی ثباتی سیستم نیز تعبیر شوند. این تحولات و پیشرفت ها اهمیت فوق العاده نظام های تسویه و پرداخت کارا و سالم را نشان داد.این تحولات هم چنین به این نگرانی نیز دامن زد که اگر قرار بود بحرانی مالی رخ دهد،این بحران خیلی راحت می توانست در نتیجه اثرات سرایتی آن ابعادی جهانی به خود بگیرد . این ملاحظات از این عقیده که همکاری فعال بین بانک های مرکزی به منظور توسعه و پیشبرد و تشویق پذیرش حداقل استانداردها در زمینه های نظارت بانکی و نظام های تسویه و پرداخت و به ویژه حفظ ثبات سیستمی یک ضرورت است حمایت می کرد. ضرورت برای همکاری با نیاز به ادغام بازارهای در حال ظهور کشورهای در حال توسعه در سیستم مالی بین المللی بیشتر احساس شد. تا آنجا که به همکاری بین بانک های مرکزی در چهارچوب بانک تسویه های بین المللی مرتبط است، این تحولات منجر به گسترش جغرافیایی و نهادی این سازمان شد که هنوز هم ادامه دارد. لذا پس از برتون وودز،انتقال از یک سیستم مالی به رهبری دولت ها به سیستم مالی تحت رهبری بازار و نیز افزایش سریع تحرک سرمایه به نگرانی های در خصوص ثبات مالی دامن زد و انگیزه ای شد که بانک های مرکزی همکاری در این زمینه را شدت بخشند. در نتیجه،پس از سال ۱۹۷۳ همکاری مالی اساسا دو مسیر را در پیش گرفت: از یک طرف،تقویت تنظیم و به قاعده در آوردن مقررات احتیاطی بین المللی و نیز تقویت سیستم تسویه و پرداخت پس از سقوط و فروپاشی تعدادی از نهادهای مالی و از طرف دیگر،تلاش برای مهار بحران های بدهی کشورهای در حال ظهور به ویژه پس از بحران بدهی ۱۹۸۱ مکزیک[۸۵]. واضح است که گستره و میزان همکاری بین بانک های مرکزی نه تنها تحت تاثیر شرایط پولی و مالی غالب در هر دوره است بلکه تا حد زیادی تحت تاثیر محیط سیاسی زمان نیز هست.میزان همکاری بین بانک های مرکزی در دوره هایی که روابط بین المللی دوستانه تر و بیشتر متمایل به همکاری های چندجانبه است تا همکاری های دو جانبه چشم گیرتر است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
برای فهم بهتر روند تکامل همکاری بین بانک های مرکزی فقط تجزیه و تحلیل بافت و زمینه آن و تعبیر اهدافی که از این همکاری های دنبال می شود کافی نیست بلکه باید به ابزارهای متفاوتی که در این راستا به کار گرفته شده اند و در حال به کار گرفته شدن هستند برای رسیدن به این اهداف نیز به صورت منظم دقت شود. راه های متفاوتی برای همکاری بین بانک های مرکزی وجود داردکه شامل تبادل ساده اطلاعات(همکاری سطحی) تا اقدامات مورد توافق گرفته مشترک می شود. از لحاظ ابزارهای همکاری دو تحول مهم قابل ذکر هستند. اولین تحول به نقش بانک تسویه های بین المللی باز می گردد . نهادینه سازی همکاری بین بانک های مرکزی از طریق این سازمان قطعا به پیشبرد تبادل اطلاعات و ایجاد یک اجماع مفهومی بین بانک های مرکزی کمک کرده است. دومین تحول نیز در چهارچوب بانک تسویه های بین المللی صورت گرفته یعنی نوع ویژه ای از همکاری از دهه ۱۹۷۰ به بعد به وجود آمده که ارزش آن از همان زمان ثابت شده است. این نوع همکاری در واقع کمیته های کم و بیش غیر رسمی ایجاد شده توسط بانک های مرکزی گروه ده برای بحث و تبادل نظر و نظارت بر بازارهای ارز اروپایی(۱۹۷۱) و تبادل اطلاعات راجع به مقررات بانکداری داخلی و رویه های نظارتی است که از پس از مورد هراستات[۸۶] ۱۹۷۴، مدل جالی برای همکاری موثر و مفید در زمینه مالی را به دست داده است. این تبادل اطلاعات معمولا بحث هایی را راجع به وجوه اشتراک رویکردهای ملی مختلف در پی داشت و در نهایت با توسعه و تحول استانداردها و کدهای مشترک برای نظارت بانکی فرامرزی جهت حصول اطمینان از کارکرد درست نظام های تسویه و پرداخت تکامل یافت. با این وجود، استانداردها و مجموعه قواعد رفتاری و کدهای توسعه یافته از طریق این فرایند در نتیجه موافقت نامه های الزام آور حقوقی به اجراء در نمی آمدند بلکه اجرای انها از طریق پذیرش اختیاری در نظام های حقوقی ملی و در نتیجه آمیزه ای از فشار همتایان و نیروهای بازار بوده است. این رویکرد موفق از آن زمان تاکنون بارها مورد استفاده واقع شده است(سافت لا). گام های اولیه به سمت استانداردهای جهانی در امر نظارت بانکی توسط کمیته بازل گروه ده راجع به نظارت بانکی برداشته شد. از اواسط دهه ۱۹۷۰ به بعد، همکاری بین بانک های مرکزی و ناظران مالی در این خصوص، سرانجام در سال ۱۹۹۸ با موافقت نامه سرمایه بازل ۹۸ به ثمر نشست، یک مجموعه استانداردهای حداقل سرمایه برای بانک های فعال در عرصه بین المللی که مقبولیت جهانی یافت. جانشین آن که به نام بازل دو شناخته می شود رسما در ژوئن ۲۰۰۴ توسط روسای بانک های مرکزی کشورهای گروه ده [۸۷]تایید شد. نگرانی بانک های مرکزی و ناظران از ثبات مالی تنها عامل و انگیزه دست یابی به موافقت نامه های بازل نبوده است بلکه نگرانی خود رقبا برای داشتن شرایط رقابتی برابر برای همه بازیگران نیز نقش قاطعی داشته است. طبیعتا با در خطر قرار گرفتن منافع بخش خصوصی و حتی منافع سیاسی و ملی نیاز به تنظیم و به قاعده در آوردن یک نظام کارا که این خطرات را به حداقل برساند بیش از پیش احساس شد.این تحولات باعث تقویت پیوند بین ناظران و قانون گذاران شده است که در موافقت نامه بازل به خوبی هویداست.البته اگرچه فرایند بازل به بهبود انعطاف پذیری و نرمش سیستم مالی کمک شایانی کرده است ولی نتوانسته است که این سیستم را کاملا از گزند شوک ها مصون نگه دارد.هزینه عمومی بالای بحران های اخیر از طریق اعطای کمک های نجات اقتصادی اعطاء شده که در نهایت از جیب مالیات دهندگان پرداخت شده است، مجددا مسئله مشروعیت دموکراتیک این فرایند را به زیر سوال برده است فرآیندی که اساسا توسط موسسات تکنوکرات و مستقلی هدایت می شود که مقامات غیرانتخابی نیز دارند.بنابراین باید منتظر ماند و دید که آیا چهارچوب فراهم شده توسط فرایند بازل آن قدر قوی است که بتواند با چالش های ناشی از سیاسی کردن گسترده نظارت بانکی و به نظم در اوردن مقررات بانکی مقابله کند یا خیر؟ به هر حال به نظر می رسد که همکاری مشترک بانک داران مرکزی و مقامات انتخابی برای نیل به این هدف اجتناب ناپذیر باشد. در ادامه مطالب به همکاری های بین بانک های مرکزی در طول سه دوره عمده همکاری شان یعنی در چهارچوب دوره استاندارد طلا،در دوران نظام برتن وودز و پس از فروپاشی سیستم برتن وودز پرداخته خواهد شد.
گفتار دوم: همکاری در دوره استاندارد طلا
بند اول:همکاری تحت نظام کلاسیک استاندارد طلا
با تعهد رایش بانک به تبدیل اسکناسهایش به طلا در سال ۱۸۷۶، طلا معیار بلامنازع پولی هستهتوسعه یافته اقتصاد جهانی شد. برای بیش از چهار دهه تا آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴، نظام کلاسیک استاندارد طلا زمینه نسبتا ثابت و موثر پرداخت های بین المللی در یک دوره رشد سریع تجارت کالا ، مهاجرت بی سابقه نیروی کار و تحرک سرمایه آزاد و در حال رشد که اغلب به نام اولین جهانی سازی خوانده می شود را فراهم کرد. در اواخر سال ۱۹۰۶ و اوایل ۱۹۰۷ میلادی، میزان غیرمعمول استقراض ایالات متحده آمریکا موجب خروج طلا از بریتانیا گشت که به تبع آن به دلیل فقدان همکاری، افزایش قابل ملاحظه ای را در نرخ های بهره بانک مرکزی در پی داشت. با این حال به دلیل فروش قابل توجه مسکوکات استرلینگ توسط بانک مرکزی فرانسه که از تراز مثبت مالی برخوردار بوده و منجر به جریان افتادن طلا از ناحیه این بانک گشت،نرخ تبدیل در این کشور افزایش نیافت. پیش از طرح داوس [۸۸]در سال ۱۹۲۴،معیار حاکم بر همکاری بین المللی بین بانک های مرکزی،معیار طلا بود [۸۹]. در این دوره کلاسیک استاندارد طلا،قابلیت تبدیل به عنوان تنها تکیه گاهی که زیربنای ثبات پولی و مالی بود شناخته می شد. از یک سو،قابلیت تبدیل به طلا با ثبات پولی مرتبط بود و تصور می شد که به قیمت های ثابت می انجامد و از طرف دیگر، محدودیت های قابلیت تبدیل در زمان های بی ثباتی مالی به شکست خواهد انجامید. بنابراین در زمینه بازارهای مالی آزاد شده که یا اصلا محدودیت نظارتی و احتیاطی وجود نداشت و یا انگشت شمار بود، تنها یک ابزار یعنی به نظم در آوردن و نظارت بر عرضه نقدینگی و قیمت آن توسط بانک های مرکزی به عنوان پی ریزی تعقیب هر دو هدف نگریسته می شد.مورخان اقتصادی درباره میزان همکاری های اضطراری میان بانک های مرکزی در دوره کلاسیک استاندارد طلا اختلاف نظر دارند با این وجود آنها در این باره متفق القولند که آن میزان همکاری نیز که به وقوع پیوست، بر یک اساس دو جانبه استوار بود و بدون شک بسیار کمتر از میزان همکاری های پس از سال ۱۹۱۴ بود[۹۰].این حقیقت که همکاری بین بانک های مرکزی محدود و بر اساس دو جانبه قرار داشت تا حدودی با ویژگی ملی گرایی شدید حاکم در روابط بین المللی حاکم در آن دوران قابل توجه است که مثلا دولت ها را برای از دست دادن طلا به نفع دشمنان بالقوه آینده بی میل می ساخت و هم چنین این حقیقت که روابط مالی بین المللی بیشتر در اختیار دولت ها بود تا بانک های مرکزی که موسسات خصوصی اگرچه تحت نظارت دقیق دولت بودند . مدیریت استاندارد طلا موضوعی نسبتا پیچیده بود و تصور می شد که همکاری بین المللی اهمیت فوق العاده ای برای ثبات آن سیستم ندارد. اگر هم به نظام استاندارد طلا به عنوان یک خیر عمومی اعتمادی وجود داشت تنها همکاری اضطراری را ایجاب می کرده و درک درستی از سودمندی همکاری های روزمره درباره موضوعات فنی مانند تکنولوژی پرداخت ها وجود نداشت. از سوی دیگر، محیط اقتصادی زمان حفظ قابلیت تبدیل به طلا را نسبت به دوره پس از ۱۹۱۴ آسان تر می کرد. به خاطر انعطاف بازار کار و کالاها، موازنه پرداخت ها به راحتی با سیاست پولی داخلی منطبق می شد. و از همه مهم تر به سه دلیل هزینه های سیاسی حفظ قابلیت تبدیل به طلا نسبتا پایین بودند اول اینکه سیستم ثبات قیمت و رشد اقتصادی را وعده می داد دوم اینکه به شرط وجود بازارهای قابل انعطاف موازنه بین نرخ اشتغال و بازده ناشی از تعهد به سیستم استاندارد طلا نسبتا مهار می شد و لذا از لحاظ اجتماعی قابل قبول بود. سرانجام محدودیت های حق رای و ضعف اتحادیه ها و سازمان های کارگری، تضمین کردن قابلیت تبدیل برای دولت ها از لحاظ سیاسی قابل دست یابی بود که برای طبقات متوسط و بالاتر جامعه به هزینه میزانی از بیکاری یک اولویت بود[۹۱]. حتی در میان کشورهای اصلی، نظام کلاسیک استاندارد طلا ثبات داخلی مالی مستمر را تضمین نمی کرد و این نیز به نوبه خود منجر به مواردی از بروز همکاری گردید.هر از گاهی بحران های بانکداری واگیر در گوشه و کنار جهان رخ می داد . در شدیدترین موارد برای مثال در سال ۱۸۹۰ و ۱۹۰۷ که منجر به اعطای وام های اضطراری میان بانک های مرکزی شد[۹۲]. در سال ۱۸۹۰،کمبود شدید اندوخته های بانک مرکزی انگلیس به نظر می رسید که نظام استاندارد طلا را در معرض خطر قرار داده است لذا بانک های مرکزی فرانسه و روسیه با اعطای یک سواپ طلا که آنقدر بود که انتظارات بازار را مجددا به کفایت اندوخته های طلای بانک مرکزی انگلیس متمایل کند دخالت کردند[۹۳]. در سال ۱۹۰۶ نیز بانک مرکزی فرانسه، مقادیر معتنابهی بروات با نام استرلینگ را خریداری کرد تا از افزایش شدید نرخ بانکی انگلیس در نتیجه خروج طلا از انگلیس به آمریکا جلوگیری کند.مجددا در سال ۱۹۰۷،هر دو بانک مرکزی فرانسه و آلمان اجازه دادند که اندوخته هایشان کاهش یابد تا انتقال طلای انگلیس به آمریکا را با انتقال طلا به سمت لندن تامین مالی نمایند[۹۴]. اگرچه به اعتقاد بعضی از نویسندگان این همکاری ها چندان مرتبط و مهم نبوده اند اما این موارد نشان می دهند که میزانی از همکاری میان بانک های مرکزی هنگامی که موجودیت سیستم نرخ ثابت در معرض خطر بوده است صورت گرفته است. خلاصه اینکه در دوره استاندارد طلا همکاری میان بانک های مرکزی فقط در مواقع اضطراری و بر یک اساس دو جانبه صورت می گرفت. در سال ۱۸۹۱،ژولیوس وولف [۹۵]یک استاد دانشگاه برسلاو طرحی را برای ایجاد یک واحد پولی بین المللی جهت استفاده در کمک های اضطراری به بانک های مرکزی ارائه داد و پشتوانه آن نیز اندوخته های طلای بانک های مرکزی کشورهای کمک کننده بود و توسط موسسه ای مشترک واقع در قلمرو یک کشور بی طرف منتشر می شد.پیشنهادات مشابهی از جمله ایجاد یک بانک مرکزی بین المللی واقع در برن سوییس توسط چندین نفر ارائه شد اما این لویجی لوزاتی [۹۶]بود که به این ایده شکل و شمایل دقیق تری داد و توجهات بیش تری را به آن معطوف کرد،او ملاحظه کرد که مشکلات مالی آمریکا در سال ۱۹۰۷ یک بحران نقدینگی بین المللی را موجب شده است .آنچه که وی آن را قحطی پولی می نامید بحرانی که بانک های مرکزی اصلی تلاش کرده بودند تا بازارهای خود را با تقلای برای طلای بیشتر از طریق افزایش های رقابت آمیز نرخ بهره از گزند آن مصون نگه دارند. به قول لوزاتی((جنگ پولی)) به این نحو هم زیان بار بود و هم غیرضروری : به صلح می توان از طریق همکاری صمیمانه با عرضه طلا به بانکهای مرکزی نیازمند دست یافت. او می گفت که قرض دادن به همدیگر میان مقامات پولی باید به هنجار تبدیل شود تا اینکه بخواهد اتفاقی و گاهگاهی و از سر اظطرار باشد. لوزاتی می گفت که بانک های مرکزی به خاطر منافع بلند مدت خودشان به یکدیگر وام می دهند اما سیاست می تواند بر تحقق این نوع همکاری یا منافع اقتصادی خدشه وارد نماید. بنابراین نیاز به یک نهاد بین المللی که در شرایط عادی تاسیس شود تا به طریقی فنی و نه سیاسی به این مسایل بپردازد احساس می شود[۹۷]. شاید این تصور وجود داشته باشد که جنگ جهانی اول موجب شد که همکاری میان بانک های مرکزی هم غیرضروری و هم غیرعملی جلوه نماید. رویهم رفته در تابستان ۱۹۱۴، بانک های مرکزی در سراسر اروپا پرداخت های طلا را به حالت تعلیق در آوردند و به نظام کلاسیک استاندارد طلا پایان دادند. یک رژیم پولی دستوری بوسیله تمامی کشورهای متخاصم و اکثرا بی طرف پذیرفته شد. استفاده کم و بیش گسترده از انتشار اسکناس به شرایط سیاسی و اجتماعی خاص هر کشور بستگی داشت. با این اوصاف ممکن است تصور شود که هیچ همکاری بین بانک های مرکزی لازم نبود و در واقع انگیزه ای نیز برای همکاری وجود نداشت . ولی در واقع خلاف این تصور درست است. جنگ تمام عیار همکاری های مالی را غیر قابل اجتناب کرد. همکاری اغلب به صورت وام دادن در درون گروه های متحد و یا متفق با همدیگر بود ولی به همین جا ختم نمی شد چون افکار عمومی به نرخ تبدیل ارز به عنوان یک شاخص خوب در تشخیص میزان موفقیت و یا شکست نظامی می نگریست . سیاست های میخکوب کردن نرخ تبدیل ارز بخشی از تلاش های نظامی بود. بنابراین، یک انگیزه قوی برای همکاری های درون جبهه ای در بازارهای ارزی وجود داشت. در دوران جنگ بود که بانک های مرکزی برای نخستین بار موافقت نامه های دو جانبه دائم را به وجود آورند. روسای کل بانکهای مرکزی انگلیس و فرانسه حتی یک خط مستقیم تلگراف بین دفاتر خود در پاریس و لندن برای ارتباط منظم و سریع ایجاد کردند. بنیامین استرانگ[۹۸]، رییس کل بانک مرکزی نیویورک وقت زیادی را برای پیشبرد و تشویق پیوندهای رسمی بین بانک مرکزی خود و بانک مرکزی انگلیس و فرانسه در اروپا اختصاص داد و بانک مرکزی ایتالیا نماینده ای دائمی را به نیویورک اعزام کرد. ولی به محض پایان یافتن شرایط جنگی انگیزه حفظ همبستگی های مالی درون جبهه ای و همکاری های مربوط بدان نیز پایان یافت[۹۹].
بند دوم: به سوی استاندارد طلای جدید
پس از جنگ جهانی اول در خصوص مطلوبیت بازگشت به قابلیت تبدیل به طلا اجماع گسترده ای وجود داشت ولی اجرای عملی آن دشوار بود. مشکلات بین المللی بدهی و غرامات باید حل می شد تا بتوان به خلق مجدد یک سیستم با ثبات پرداخت های بین المللی دست یافت. در واقع، حمایت و تعریف و تمجید از همکاری میان یانک های مرکزی خیلی بیشتر از دوره قبل از سال ۱۹۱۴ متجلی شد.در سال ۱۹۲۱ نورمن[۱۰۰] بیانیه ای صادر کرد که چهار اصل بانکداری مرکزی را تببین می کرد: استقلال از دولت ملی ، تفکیک از بانک های تجاری ، نظارت بر بانکداری و همکاری[۱۰۱]. در کنفرانس جنوا در ۱۹۲۲بانکداری مرکزی از سوی کارشناسان اقتصادی،دانشگاهیان و بانکداران مرکزی و بانکداران خصوصی موضوع مباحثات داغ بود. قطعنامه ای صادر شد که برای اولین بار شناسایی رسمی بین المللی سودمندی همکاری های رسمی میان بانک های مرکزی را در برداشت.علی رغم وجود انگیزه های آشکار برای همکاری روابط بین الملل تنش آلود مانعی در راه حصول این همکاری ها بود .با این وجود در دهه ۱۹۲۰ همکاری میان بانک های مرکزی از انچه که در دوره قبل از سال ۱۹۱۴ بود به سه دلیل بهتر به چشم می خورد : اول اینکه در بسیاری از کشورها وجهه و پرستیژ بانک های مرکزی به خاطر کمک به تلاش های جنگی ارتقاء یافته بود، دوم اینکه پشتیبانی جامعه بانک های مرکزی به شکل اعطای وام های سندیکایی مهر تاییدی بود بر توانایی و پایداری که بازارها برای مدت ها انتظار آن را می کشیدند و سرانجام برخلاف دوره قبل از ۱۹۱۴ همکاری مرتبا و به طور خستگی ناپذیری از سوی دو تن از سران مهم ترین بانک های مرکزی یعنی مونتاگو نورمن، رییس بانک مرکزی انگلیس و بنیامین استرانگ رییس بانک مرکزی فدرال رزرو موعظه می شد. در سال ۱۹۲۷،روسای چند بانک مرکزی بزرگ اروپا،بانک مرکزی آمریکا را در یک اجلاس محرمانه در لانگ آیلند نیویورک متقاعد به کاهش نرخ تبدیل نمودند هر چند که این اقدام در کوتاه مدت منجر به بهبود شرایط اعتباری بانک های مرکزی اروپا شد با این حال در اواخر دهه ۲۰ میلادی منجر به بحران رکود بزرگ گشت. با این حال،از اواخر دهه ۱۹۲۰میلادی همکاری میان بانک مرکزی انگلستان و فرانسه به دنبال سیاست های پولی متعارض آنها نسبت به آلمان پس از جنگ،به تدریج به رقابت تبدیل شد بدین صورت که در این دوران،تنها راه تثبیت پولی و به تبع آن همکاری بین بانک های مرکزی دولتها، اعطای وام های تثبیتی به دولت ها به ویژه دولت های مرکز و شرق اروپا بود.با این حال،در اعطای این وام ها، بانک مرکزی انگلستان به دنبال استفاده از معیار طلا بوده در حالی که فرانسه از طلا به عنوان یک وسیله اعمال نفوذ و استقرار مجدد اقتدار مالی خویش توسل می جست [۱۰۲]. از سال ۱۹۷۱ که به طور رسمی جریان تبدیل دلار آمریکا به طلا به حالت تعلیق در آمد، نقش محوری طلا در سیستم پولی بین المللی به طور قاطعانه از بین رفت و تنها به عنوان یک دارایی گسترش یافت. بنابراین امروزه معیار طلا به عنوان یک مکانیسم توزیعی است تا ابزار تعیین قیمت. می توان آخرین اقدام صورت گرفته در مورد معیار طلا را به انعقاد موافقت نامه واشنگتن در مورد طلا در سال ۱۹۹۹(در ۲۰۰۴ و ۲۰۰۹ میلادی تمدید شد)بین ۱۱ کشور عضو یورو سیستم به علاوه سوئد،سوییس و بریتانیا در واکنش به خبر فروش ۵۸ درصد از ذخایر طلا بانک مرکزی انگلستان و اظهار تمایل بانک های مرکزی سوییس و سوئد به خرید آن دانست. بر اساس این موافقت نامه بانک های مرکزی طرفین متعاهدین توافق کردند که همچنان طلا به عنوان یک ذخیره پولی مهم بانک های مرکزی تلقی شده و از سوی دیگر بانک های مرکزی میزان خرید و فروش سالیانه خود را به بیش از ۴۰۰ تن افزایش ندهند [۱۰۳]. نقش همکاری های بانک مرکزی در معیار طلا به علت عدم نیاز بدان محدود بود بدان دلیل که ارزها همیشه در یک سطح ثابت بر حسب معیار طلا و نیز نسبت به یکدیگر باقی مانده و هر گونه نوسانات در تعادل پرداخت به سرعت توسّط کشورهای متاثر از آن جبران می گشت و در واقع در این سیستم،بانک های مرکزی به عنوان اجزای یک اقتصاد واحد و متحد تلقی می شدند و حفظ ثبات نرخ تبدیل بر همه اولویت های بانک های مرکزی مقدم بود. بر مبنای معیار طلا، در شرایط استثنایی یک بانک مرکزی می توانست از همتای خود در خارج تقاضای اعطای اعتبارات فوری نماید که بانک مرکزی انگلستان در طول مدت هفتاد ساله حاکمیت معیار طلا،چندین بار از این امر استثنایی استفاده کرد. در حقیقت فقدان نیاز به همکاری های چند جانبه به علت دوستی روسای بانک های مرکزی انگلستان یعنی مونتاگو نورمن،بنیامین استرانگ،رییس بانک مرکزی نیوریورک و تا حدودی ژاملر شاخ،رییس بانک مرکزی آلمان بود [۱۰۴]. در نهایت باید خاطر نشان ساخت که معیار طلا مبتنی بر هیچ گونه توافق یا فهم مشترک بین المللی نبود .آنچه ضرورت داشت تا یک کشور عضوی از باشگاه طلا باشد التزام بانک مرکزی آن کشور برای تبدیل مسکوکات خود با یک نرخ ثابت به طلا و وضع و اعمال قانون گذاری داخلی ،سیاست های پولی و رویه های مالیاتی نسبت به طلا بود . در کتب دانشگاهی راجع به بانک های مرکزی،اجرای سیاست های مبتنی بر معیار طلا به مقامات پولی ملی هر کشور بستگی داشت که بتوانند ((قواعد بازی)) را رعایت نمایند [۱۰۵]. در وضعیت تعادل منفی نوسانات پرداخت،از بانک مرکزی کشور دچار کسری تراز مالی انتظار می رفت تا نرخ تبدیل خود را افزایش داده و بالعکس بانک مرکزی کشور دچار تراز مثبت مالی نیز نرخ تبدیل خود را کاهش دهد.
بند سوم:ایجاد بانک تسویه های بین المللی
آخرین بعد همکاری های بین بانک های مرکزی در قالب حاکمیت استاندارد طلا را می توان در بخش اولیه فعالیت بانک تسویه های بین المللی ملاحظه نمود.بانک تسویه های بین المللی به عنوان سازمانی برای همکاری های بانک مرکزی موجودیت خود را مدیون غرامات آلمان است. در اواخر دهه ۱۹۲۰ فرصت محدودی برای یافتن راه حلی با ثبات برای مشکلی که با هم جامعه جهانی را از سال ۱۹۱۹ آزار می داد فراهم شد.کنوانسیون های پاریس،لاهه،بادن بادن که موجب پیدایش بانک تسویه های بین المللی شد مثال های خوبی از این واقعیت هستند که چگونه همکاری های اقتصادی می تواند از منافع همگرا در محیط سیاسی بین المللی که چندان شکاف غیر قابل ترمیمی در ان وجود ندارد نشات گیرد. مهم ترین عامل ایجاد یک بانک بین المللی به عنوان بخشی از معاهده غرامات، به اصطلاح تجاری سازی پرداخت غرامات آلمان بود. مقرر شده بود بخشی از بدهی های آلمان به شکل اوراق قرضه بلند مدت منتشر شود که توسط بانک های خصوصی بین المللی و مراکز مالی پذیره نویسی شوند. دولت ها بیشتر مایل بودند که پرداخت های آلمان را به صورت مقطوع و یک جا و هر چه سریع تر دریافت دارند تا اینکه به صورت اقساطی و طی یک مدت طولانی آن را دریافت دارند. دولت آلمان نیز به دنبال آن بود که مکانیسمی بیابد که بتواند حداقل بخشی از پرداخت های غرامات را در آلمان سرمایه گذاری کند. با توجه به اینکه معمولا تعهدات دولت های حاکم را به سختی می توان به اجراء در آورد،ایجاد سازمانی بین المللی مانند بانک تسویه های بین المللی به عنوان فرصتی مغتنم برای به اجراء در آوردن تعهدات به پرداخت های آلمان در آینده نگریسته شد. بانک تسویه های بین المللی می توانست مثلا از طریق فائق آمدن بر مشکلات ناشی از عدم توازن اطلاعاتی راجع به شرایط سیاسی و اقتصادی که می توانست اثر ناگواری بر جریان پرداخت ها داشته باشد و یا از طریق پیوند برقرار کردن میان ایفای تعهدات بدهکار با مشوق های گوناگون مانند سرمایه گذاری دوباره بخشی از عواید حاصل از بهره و اصل پرداخت ها در آلمان به این فرایند کمک کند. در عین حال،چنین سازمان بین المللی به عنوان امین دارندگان اوراق قرضه می توانست به تسهیل اقدامات جمعی بستانکاران در صورت نکول بدهکار بپردازد. در چنین محیط و فضایی از منافع و علایق همگرا بود که بانکداران مرکزی به رهبری مونتاگو نورمن، بانک تسویه های بین المللی را به ابزاری برای استقلال و همکاری های میان خود مبدل ساختند. [۱۰۶]
گفتار سوم: همکاری در دوره حیات نظام برتون وودز[۱۰۷]
همکاری بین بانک های مرکزی در دوران حیات نظام برتن وودز در قالب بانک تسویه های بین المللی و نیز اتحادیه پرداخت اروپایی [۱۰۸]شکل گرفت.موافقت نامه برتن وودز در سال ۱۹۴۴ خواستار لغو بانک تسویه های بین المللی شد.تردیدهای گسترده ای راجع به فعالیت های دوران جنگ جهانی دوم بانک تسویه های بین المللی بین دولت ها به ویژه متفقین ایجاد شده بود و برخی از آنها از جمله ایالات متحده آمریکا گمان می کردند که فضای محدودی برای بانک تسویه های بین المللی به منظور ایفای نقش موثر در چهارچوب برتن وودز و به موازات صندوق بین المللی پول و بانک جهانی وجود دارد.در مقابل،بانک های مرکزی به ویژه بانک های مرکزی کشورهای اروپایی به شدت موافق ادامه کار بانک تسویه های بین المللی بودند.در دوران پس از استقرار نظام برتن وودز در سطح روابط پولی و مالی بین المللی،اعتبار بانک تسویه های بین المللی با همکاری موثر آن در چهارچوب بررسی موضوع طلاهای غارت شده در طول جنگ جهانی دوم به وسیله حزب نازی و ضرورت به بازگرداندن آنها به کشورهای مبدا آنها بازسازی شد. به زودی پس از جنگ جهانی دوم روشن شد که بانک تسویه های بین المللی یک نقش محوری در بازسازی مالی اروپا بازی نموده است.همان طور که روابط بلوک شرق با غرب در طول دوران جنگ سرد رو به وخامت می گذاشت، بانک تسویه های بین المللی به عنوان یک مکان پراهمیت ارتباطاتی بین بانکداران مرکزی در هر دو طرف پرده آهنی تلقی می شد[۱۰۹].همکاری میان بانک های مرکزی در چهارچوب بانک تسویه های بین المللی در بین جنگ جهانی دوم تا اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی بر اجراء و دفاع از سیستم پولی بین المللی که مبتنی بر برتن وودز بود استوار بود، سیستمی که ارزها رابه شکل تبدیل پذیر در نرخ های ثابت اما قابل تعدیل در آورد. در دهه ۵۰ میلادی، بانک تسویه های بین المللی به عنوان واسط اتحادیه پرداخت های اروپایی، یک نقش فنی مهم در کمک به کشورهای اروپایی در ایجاد ارزهای تبدیل پذیر را ایفاء نمود. پس از جنگ جهانی دوم ،کنترل خارجی نرخ های ارز در تمام سطوح بانک های مرکزی کشورهای اروپایی صورت می پذیرفت .این کنترل ها یک مانع جدی بر سر راه تجارت آزاد بود.اتحادیه پرداختهای اروپایی به عنوان یک ساز و کار که به تدرج درصدد کنارگذاشتن محدودیت ارزی تعبیه شده ، ارزهای اروپایی را به شکل کاملا تبدیل پذیر اما با نرخ های ثابت و قابل تعدیل در می آورد، در این دوران در کنار بانک تسویه های بین المللی نقش عمده ای را ایفاء نمود. وجود این دو سیستم برای همکاری بانک های مرکزی به ویژه اروپایی در این دوران بالاخص در زمینه تبدیل پذیری ارز اروپایی آنچنان موفقیت آمیز بودکه سال ۱۹۵۸ میلادی را سال نهادینه نمودن تبدیل پذیری ارز در بانک های مرکزی کشورهای عمده اروپایی می دانند[۱۱۰]. اما به زودی آشکار شد که نیاز است تا تعدیل مناسبی بر همکاری بین المللی بانک های مرکزی برای آسان تر کردن مبادلات پولی بین المللی صورت پذیرد. بانک تسویه های بین المللی در این دوران نیز یک نقش مهم در همکاری مدیریت بحران در میان بانک های مرکزی ایفاء نمود. این تلاش ها که در زمینه هایی مانند اتحادیه طلا[۱۱۱]،شبکه های مبادلات ارزی[۱۱۲]،ترتیبات پشتیبانی از لیر استرلینگ[۱۱۳]بود در بانک تسویه های بین المللی درچهارچوب گروه تازه تاسیس ده[۱۱۴] کمک نمود تا دوران حیات سیستم برتن وودز استمرار بیابد به گونه ای که دو دهه شکوفای اقتصادی یعنی دهه پنجاه نقره ای [۱۱۵]و دهه شصت طلایی [۱۱۶]را برای اقتصاد بین المللی رقم زده اما این تلاش ها نیز نتوانست در نهایت مانع از فروپاشی نظام برتن وودزگردد به گونه ای که تا اوایل دهه ۱۹۷۰ قیمت دلار بوسیله بازار تعیین شده که پایانی بر سیستم برتن وودز بود.اگرچه تلاش های گوناگونی به منظور باقی نگاه داشتن نرخ های ثابت اما قابل تنظیم ارزی صورت گرفت اما تمامی این تلاش ها ناکارامدی خود را به اثبات رسانید و از سال ۱۹۷۳ این سیستم ارزهای شناور بود که عملا در سطح بازارها حاکمیت داشت.در پایان باید گفت که اگرچه سیستم برتن وودز نتوانست به حیات مستمر خود ادامه دهد با این حال تجریه های مدیریت و پایدار پذیری نرخ ارز در طول موجودیت آن فرصت های بی بدیلی را در سال های پس از فروپاشی آن در اختیار به ویژه بانک تسویه های بین المللی که بر همکاری بین بانک های مرکزی متمرکز بود قرار داد به گونه ای که هنوز در مباحثات غیررسمی آن بانک با سایر مجامع مانند گروه ۲۰ نمایان است.
گفتار چهارم: همکاری پس از فروپاشی نظام برتون وودز
پس از فروپاشی سیستم پولی مبتنی بر قواعد برتن وودز، بانک های مرکزی قدرت های بزرگ اقتصادی مدیریت سیستم پولی بین المللی را برعهده گرفتند. آنچه بعدها به عنوان دامنه مرجع شناخته شد، مبتنی بر تلاش های همکاری گرایانه بانک های مرکزی و وزرای دارایی بود که در پی تثبیت ارزش ارزها بودند. با این وجود،گذشت زمان نشان داد که چنین وضعی کارکرد رضایت بخش ندارد. این مشکل زمینه ساز ایجاد سیستم پولی اروپایی توسط کشورهای اروپای غربی شد . نرخ های متفاوت تورم یا بی ثباتی قیمت در اقتصاد مهم ترین مشکل در برابر تثبیت نرخ برابری ارز بود[۱۱۷]. تنها یک بانک بین المللی در طول چهار دهه فعالیت بانک تسویه های بین المللی ورشکسته شده است. تنها یک سیستم مشخص بین المللی پولی بر نرخ های ارزی جهان در دهه های پیشین تا پیش از گسترش فعالیت بانک تسویه های بین المللی حاکم بوده است و آن سیستم نرخ ثابت ارزی است که در کنفرانس برتن وودز در ایالت نیوهمپشایر در پایان جنگ جهانی دوم که جایگزین استاندارد بین المللی شد، به تایید اعضای شرکت کننده رسید.صندوق بین المللی پول و بانک جهانی در آن کنفرانس تاسیس شدند و ارزهای جهانی بر مبنای دلار دارای نرخ ثابت مبادله می شدند که بر این مبنا هر ۳۵ دلار یک اونس طلا محسوب می گشت.استاندارد طلا تا زمان جنگ جهانی اول بر مبادلات مالی بین المللی حاکم بود ،با این حال پس از پایان جنگ ،پوند انگلیس تضعیف شده و کشورها به تدریج از معیار طلا خارج شدند. اما برای مدتی،استاندارد مبادلات طلا به دلیل آنکه دلار آمریکا و پوند انگلیس توانستند به عنوان اعتبارات ذخایر بانک های مرکزی برای کمک به طلا در تسویه نقل و انتقالات جهانی مورد استفاده قرار بگیرند، هنوز در جریانات مالی جهانی جای داشت.رکود بزرگ مالی در دهه ۱۹۳۰ و جنگ جهانی دوم به ویژه موجب از بین رفتن استاندارد طلا شد . پس از آنکه رژیم نرخ ثابت توسط کنفرانس برتن وودز اجرایی شد،ارزش چند ارز اصلی بین المللی چون دلار و پوند بالا رفته در مقابل ین ژاپن و مارک آلمان که ارزش آن ها به تدریج در حال سقوط بود. با این حال،پایین آوردن ارزش دلار و پوند علی رغم مزایای متعدد برای اقتصاد دول متبوع آن عملا به واسطه به مخاطره انداختن بازار سرمایه در آن زمان امکان پذیر نبود.ایالات متحده آمریکا نخستین بار در زمان ریاست جمهوری ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۱ تصمیم به تنزل ارزش دلار گرفت.در همین حین،ین(ژاپن) و مارک(آلمان) توانستند ارزش خود را در مقابل دلار بازیابند.این تصمیم به منظور کاهش حجم دلار در خارج از آمریکا که به واسطه کسری موازنه پرداخت ها که در سالیان متمادین بر سیسم پولی و مالی آمریکا تحمیل شده بود،اتخاذ شد.این تصمیم معضلات موازنه پرداخت های ایالات متحده آمریکا را در دهه ۱۹۷۰ میلادی، به ویژه کسری تجارت ایالات متحده را حتی بیش از پیش افزایش داد. نخستین موج افزایش قیمت نفت بوسیله کشورهای تولید کننده نفت و وابستگی های کلی آمریکا به نفت وارداتی، دلار آمریکا را از فعالیت باز انداخت.در نهایت ایالات متحده مجددا در سال ۱۹۷۳ ارزش دلار را پایین آورد.در ان سال،کشورهای عمده داد و ستد کننده در جهان صنعتی سیستم مالی بین المللی نرخ ثابت ارزی که از سال ۱۹۴۶ بر مبادلات ارزی حاکم بود را کنار گذاشته و در عوض یک رژیم جدید که در آن قیمت ها، ارزش خود را بر اساس قیمت های بازار ارزهای خارجی به صورت شناور تنظیم و تعدیل می نمودند را برگزیدند.با این حال،این سیستم بدان دلیل که از زمانی که دولت ها توانستند در بازارهای ارزی چه با تحریک یک ارز خاص به بالا رفتن یا پایین آمدن مداخله نمایند، یک سیستم مبتنی بر نرخ ارز شناور نبوده است.در حقیقت این سیستم را باید یک سیستم نرخ شناور ناقص دانست.آخرین تقلای در بازار جهانی ارزهای خارجی در اوایل دهه ۷۰ میلادی پیش از انکه سیستم جدید استقرار یابد، موجب بی ثباتی بانکداری بین المللی گشت. در آن زمان، نظارت بانکداری اساسا یک مسئولیت ملی- و نه بین المللی- بوده و آن هم در صورتی که در چند کشور ساز و کار آنها وجود می داشت. نظارت بانکداری بسیار جزیی و آن هم در سطح روسای بانک های مرکزی اعمال می شد.چندین بانک بین المللی در آن زمان در بازارهای مبادلاتی ارزی متحمل خسارات عمده شدند.بسیاری از بانک های بین المللی بزرگ سطوح غیرکافی از سرمایه را برای پشتیبانی از وام ها و سرمایه گذاریشان در دست داشتند که برخی از آنها بسیار ریسک پذیر بود.
نتیجه گیری
برای این پرسش که منظور از بانک مرکزی چیست جواب صریح و روشنی داده نشده است و تعاریف بسیار متفاوتی تاکنون از بانک مرکزی ارائه شده است .در واقع تعریف بانک مرکزی بنا به تغییر وظایف آن با مرور زمان به طور قابل ملاحظه ای تغییر کرده است. با این حال، می توان بانک مرکزی را یک نهاد غیردولتی دانست که در جهت هماهنگ سازی سیاست های پولی یک کشور در چهارچوب قلمروهای آن به تصمیم گیری و اجراء می پردازد.مسئله استقلال بانک مرکزی یکی از معضلات مهم در زمینه عملکرد و همکاری های بین المللی بین بانک های مرکزی حتی در سطح اتحادیه اروپا محسوب می گردد. وجود تمهیدات قانونی به منظور اطمینان از استقلال بانک مرکزی لازم است اما کافی نیست. بنابراین در کنار آن باید تلاش هایی حتی توسط رسانه ها و آحاد یک جامعه صورت پذیرد تا این مسئله تحقق پذیرد.ضرورت استقلال بانک مرکزی نیز یک ضرورت روشن برای استمرار حیات این بانک ها است چرا که در یک رژیم مبتنی بر نشر اسکناس،بدهی های دولت نشان دهنده قدرت خرید پول بوده بنابراین دولت به منظور تحت پوشش قرار دادن کسری بودجه خود ممکن است بانک مرکزی را تحت فشار برای انتشار اسکناس بگذارد. این امر اگرچه در کوتاه مدت منجر به افزایش اشتغال و درآمد سرانه گشته با این حال در میان و بلند مدت هزینه ای جز افزایش تورم را دربرنخواهد داشت. اقتصاددانان و بانکداران مرکزی تلاش کرده اند که فهرستی از وظایف بانک های مرکزی را تهیه نمایند.مثلا پرایس پنج فعالیت اصلی را برای بانک های مرکزی برشمرده است:تعیین نرخ بهره،نظارت بر بانک های تجاری،مدیریت بدهی های دولت،اداره سیستم های پرداخت و بکارگیری و راه اندازی یک شبکه پاسخ دهی.برونی در سال ۲۰۰۱ نیز یک چهارچوب پیچیده تر را که به هشت حوزه سیاستی گسترش یافته است را ارائه نمود.یک اثر قدیمی توسط دوکوک در سال ۱۹۴۹ که خود یک مقام بانک مرکزی آفریقای جنوبی بود هفت نقش را برای بانک مرکزی برمی شمرد :۱-چاپ اسکناس،۲-مشاور و عامل دولت؛۳-حافظ و متولی اندوخته های نقدی بانک های تجاری۴-حافظ و متولی اندوخته های طلا و ارزهای خارجی کشور.۵-تنزیل و آخرین وام دهنده.۶-انتقال،تسویه و پایاپای نمودن؛۷-کنترل کننده اعتبار. قدیمی ترین بانک های مرکزی یعنی بانک مرکزی سوئد و بانک مرکزی انگلیس به قرن هفدهم باز می گردند. در ابتدا ، آنها هیچ شباهتی به بانک های مرکزی امروزی نداشتند . بانکداری مرکزی در طول قرون هجدهم و نوزدهم و بیستم دچار تحول شد.اگرچه پیشرفت زیادی در قرن نوزدهم در مورد درک و فهم وظایف و کارکردهای بانکداری مرکزی صورت گرفت . همکاری بین بانک های مرکزی در دوران حیات نظام برتن وودز در قالب بانک تسویه های بین المللی و نیز اتحادیه پرداختهای اروپایی شکل گرفت.موافقت نامه برتن وودز در سال ۱۹۴۴ خواستار لغو بانک تسویه های بین المللی شد. تردیدهای گسترده ای راجع به فعالیت های دوران جنگ جهانی دوم بانک تسویه های بین المللی بین دولت ها به ویژه متفقین ایجاد شده بود و برخی از آنها از جمله ایالات متحده آمریکا گمان می کردند که فضای محدودی برای بانک تسویه های بین المللی به منظور ایفای نقش موثر در چهارچوب برتن وودز و به موازات صندوق بین المللی پول و بانک جهانی وجود دارد. در دوران پس از استقرار نظام برتن وودز در سطح روابط پولی و مالی بین المللی،اعتبار بانک تسویه های بین المللی با همکاری موثر آن در چهارچوب بررسی موضوع طلاهای غارت شده در طول جنگ جهانی دوم به وسیله حزب نازی و ضرورت به بازگرداندن آنها به کشورهای مبدا آنها بازسازی شد. به زودی پس از جنگ جهانی دوم روشن شد که بانک تسویه های بین المللی یک نقش محوری در بازسازی مالی اروپا بازی نموده است. پس از دهه ۶۰ میلادی عمده تمرکز در همکاری بین بانک های مرکزی در چهارچوب بانک تسویه های بین المللی در زمینه مدیریت بحران های مالی بین المللی صورت گرفت که تا فروپاشی نظام برتن وودز در دهه ۱۹۷۰ این امر ادامه یافت. پس از فروپاشی سیستم پولی مبتنی بر قواعد برتن وودز،بانک های مرکزی قدرت های بزرگ اقتصادی مدیریت سیستم پولی بین المللی را برعهده گرفتند.
فصل سوم
همکاری منطقه ای میان بانکهای مرکزی در چارچوب اتحادیه اروپا و تشکیل بانک مرکزی اروپا
مقدمه
بانک مرکزی اروپا که مقر اصلی آن در فرانکفورت آلمان است در سال ۱۹۹۸ میلادی تاسیس شد و بعضی از وظایف بانک های مرکزی ملی در کشورهای عضو منطقه یورو را به عهده گرفت. این بانک های مرکزی ملی حتی هنوز هم فعالیت می نمایند ولی دیگر مدیریت پول ملی را برعهده ندارند، کاری که در بانک مرکزی اروپا متمرکز شده است. بانک مرکزی اروپا همراه با بانک های مرکزی ملی تمامی کشورهای عضو اتحادیه اروپا سیستم اروپایی بانک های مرکزی [۱۱۸]را به وجود می آورند و به همراه بانک های مرکزی ملی تمامی کشورهای عضو اتحادیه اروپا که واحد پولی یورو را پذیرفته اند، یورو سیستم [۱۱۹]را به وجود می آورند. یوروسیستم که از لحاظ کارکرد دو وظیفه مستقل دارد، سیاست پولی از قبیل تصمیمات در خصوص نرخ
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مجازات ها در ایران باستان سخت بودند و سختی و قصاوت در اعمال آنها به کار گرفته می شد از جمله می توان به کشش و مثله کردن ونفی بلد که جز مجازات های رایج بودند اشاره کرد ولی در کل مجازات ها به پنج گروه تقسیم می شدند: اعدام که در مورد جرائم خاص از جمله خیانت به وطن، هتک ناموس، استمنا لواط وبی ادبی به خاندان سلطنتی اعمال میشد که کیفیت اعمال آن نسبت به افراد و جرایم مختلف فرق می کرد. ( حائری، ۱۳۷۲، ۱۲۸) حبس که بیشتر برای محکومین سیاسی و مخالفین دولت که وجودشان برای دولت خطرناک بود اعمال می شد که کیفیت اعمال آن نسبت به افراد مختلف فرق می کرد.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
مجازات تازیانه که در دوره هخامنشی و ساسانی مرسوم بود که کیفیت و میزان آن نسبت به افراد و جرائم مختلف متفاوت بود. زنجیر کردن این عمل برای جلوگیری از فرار مجرم نبود بلکه خو د مجازاتی جداگانه بود سایر مجازات ها که می توان از کور کردن که در مورد شاهزادگانی که علم طغیان و مخالفت را با حکومت داشتند اعمال می شد و یا روغن گداخته در چشم ریختن .البته می توان مجازات های متفاوتی ذکر کرد که به علت اطاله کلام از ذکر آنها خودداری می کنیم. از بررسی کلی سرنوشت مجازات ها درارتباط با فردی کردن مجازات دراین دوره تاریخی به این نتیجه می رسیم که فقط در یک مورد در زمان معین مجازات بر اساس مستندات تاریخی ، قضات در تعیین مجازات ، سوابق و میزان مسئولیت مجرم را در راستای اجرای عدالت در نظر می گرفتند در آن زمان هیچ هدف اصلاح و بازپروری در اجرای مجازات ها مدنظر نبود چون مجازات ها آن قدر شدید بودند که قابلیت فردی سازی را نداشته و مجازات زندان در آن زمان چندان رایج نبود ولی تا حدی می شد در این رابطه مورد مطالعه قرا گیرد؛ این مجازات های شدید نیز درجه بندی شده بودند و نسبت به جرائم شدید، مجازات های شدیدتر اعمال می گشت اسناد به جای مانده از آن زمان حکایت از آن دارد که در تعیین مجازات ها سوابق مثبت متهم در نظر گرفته می شد و این خود دلیلی در تخفیف مجازات بوده است . به علت روح مذهبی که بر نظام کیفری ایرا باستان حاکم بود سعی می شد عدالت در مورد مرتکبین رعایت شود هر دوت در این باره چنین می نویسید : برای تنها یک خطا خود شاه همه کسی رانمی کشد و هیچ پارسی دیگر به هیچ کسی از اهل خانه اش یک مجازات غیر قابل جبران نمی دهد و تسلیم خشم خود نمی شود«مگر » بعداز آن که فکر کرده کارهای بدبزهکار رامتعددتر ومهم تر از خدمات انجام شده او یابد . ( صانعی ،۱۳۷۶ ، ۸۲) دو-دوران میانه این دوران از زمان فتح ایران به دست عرب ها و رواج دین اسلام در این کشور آغاز می شود وتا انقلاب مشروطه و تصویب قانون اساسی ایران و متمم آن ادامه پیدا می کند ما در بررسی وضعیت مجازات ها دراین دوره آن راتحت عنوان حقوق اسلام و حقوق عرفی مورد بررسی قرار میدهیم . الف – مکتب اسلام دین اسلام دین کاملی است که از طرف خداوند بر حضرت محمد (ص) نازل شد و در همه زمینه ها دارای نظامی جامعه وکامل است از جمله،در زمینه مجازات ها ،چون خداوند خالق انسان است واین دین نیز از طرف خداوند فرستاده شده همه نیازهای انسان در آن ملحوظ شده است و مجازات ها مطابق باکرامت انسانی تعیین شده اند تا بیشترین سود را در بر داشته باشند اکثر اصولی که امروزه با تکامل حقوق جزای عرفی بر مجازات ها حاکم شده اند ۱۷۰۰ سال پیش در اصول کیفری اسلام رعایت شده و از میان احکام و قوانین اسلامی قابل فهمند . اصولی چون عطف به ما سبق نشدن قوانین جزایی که در قاعده فقهی «عقاب بلا بیان مذموم است » بیان شده و قوانین اسلامی بر این پایه شکل گرفته اند یا اصل قصاص که هر چند این اصل در دوران جاهلیت وجودداشته ولی اسلام آنها را قانونمند نموده است. عده ای امروزه بر این اصل ایراد گرفته اندکه این مجازات با روح انسان دوستی و اصلاح مجرمین و بازسازگاری آنها مخالف است نباید فراموش کنیم که این قوانین در مقابل خودسری ها و تجاوزگری های ان زمان در زمان نزولش قانونی بسیار عادلانه وپیشرفت بود اگر بعد از گذشت ۱۴۰۰ سال قوانین ما همان قوانینی هستند که دردوره جاهلیت و مطابق شرایط آن زمان نازل شده اند مقصر اسلام نیست بلکه کسانی هستند که با محدود بینی های خود مانع تکامل این قوانین و پویایی آن شده اند و این موضوع ربطی به اسلام ندارد. اصل دیگری که بر قوانین اسلام حاکم است اصل شخصی بودن مسئولیت کیفری است و این اصل زمانی بر قوانین اسلام حاکم شده است که کسانی که امروزه مدعی حقوق بشر هستند در وحشی گری به سر می بردند و مجرمین را با خانواده هایشان در آتش مجازات می سوزاندند. جرائم و مجازات ها در اسلام به سه طبقه تقسیم می شوند: جرائم قصاص ودیات که قبل از اسلام وجودداشتند و اسلام آنها را ایفا و قانونمند نموده است چون این مجازات ها در حقوق جزای عرفی آن زمان، تا حدودی تکامل یافته بودند و اسلام میزان دقیق و شرایط پرداخت آنها را مشخص نمود. جرائم حدود که برای اولین بار در قوانین اسلامی گنجانده شد که برخی حق الناس و برخی حق الله و برخی واجد هر دو جنبه می باشند. جرائم تعزیرات که شارع در برخی مواقع که جرائم سبک تر هستند اختیار را به قاضی داده تا دست به تعیین مجازات مناسب بزند و میزان و کیفیت آن ها را مشخص نکرده است . از بررسی کلی اصول حاکم برمجازات های اسلامی ومفاد آن ها در ارتباط با فردی کردن مجازات ها به این نتیجه می رسیم که هر چند در طی یکی دو قرن اخیر برخی اصول انسان دوستانه در راستای فردی کردن مجازات ها و اصلاح وبازپروری مجرمین وارد حقوق جزای عرفی شده است اما ۱۴۰۰ سال پیش قوانین بسیار پیشرفته توسط خالق انسانها تعیین و بر پیامبر وحی شده است . اصل فردی کردن بر قوانین جزایی اسلام حاکم بوده است و این مساله از سنت وکردار و قضاوت پیامبر و ائمه نیز قابل فهم است به عنوان مثال می توان به حدیث رفع اشاره نمود که بار تکلیف رااز نه چیز بر می دارد و این به این معنی است که اگر چند نفر مرتکب جرم مشابه شدند و شرایط هر کدام با یکدیگر فرق داشت باید مجازات های مختلف تعیین کرد و برای برخی نیز به خاطر نداشتن مسئولیت مجازاتی تعیین نکرد.یا می توان به حکم زنا در مورد کسی که مجرد است یا در شرایط خاص قراردارد با کسی که با داشتن زن مرتکب زنا می شود که دارای دو مجازات متفاوت یکی صد ضربه تازیانه و دیگری قتل می باشد ، اشاره کرد . یا می توان در این موارد به قضاوت و احکام صادر در دعاوی مختلف اشاره کرد که پیامبر( ص) با مشاهده اضطرار شخص در ارتکاب جرم از تعیین مجازات منصرف می شد یا میتوان به تعزیرات اشاره کرد که قاضی با مشاهده شرایط مرتکب جرم اختیار دارد تا مجازات مرتکب رامطابق با شخصیت وی تخفیف دهد. این شواهد حکایت از آن دارد که اصل فردی کردن مجازات ها بر احکام اسلام حاکم بوده و آفریننده انسان بهتر از هر کس این مساله را مورد توجه قرارداده است هر چند متاسفانه در مرحله عمل در بسیاری موارد خلاف این اصل اجرا می شود مثلا در مورد جرائم اطفال که امروزه درتمام دنیا افراد زیر ۱۸ سال از این مزایا برخوردار می شوند و لیکن بسیاری از فقهای ما با استناد به روایات وسنت، ملاک را ۱۵ سال قرار داده و باعث بی عدالتی درمورد حقوق این طبقه می شوند این در حالی است که این قوانین بر جماعتی فرود آمد که باتوجه به شرایط اقلیمی و جغرافیایی چند سالی زودتر به بلوغ جنسی و اجتماعی می رسیدند و زودتر می توانستند بار مسئولیت را به دوش بکشند ولی متاسفانه بسیاری از فقهای ما هنوز بر این مساله پافشاری می کنندو با اعمالشان باعث شده اند که مسلمانان و دین اسلام مورد انتقاد شدید قرارگیرند. ب- حقوق جزای عرفی با آنکه اززمان رواج دین اسلام تا استقرار نظام مشروطیت در ایران ظاهرا نظام حقوقی اسلام از جمله نظام مجازات های اسلامی بر این کشور حکومت می کرده ولی عملا حکومت های خودکامه این دوران، خود را مقید به اصول و مقررات دین نمی دانستند و به هر صورتی که دوست داشتند با مخالفین حکومت، بزهکاران و افراد خودسر برخورد می کردند و آنها را به مجازات های شدید و هولناک محکوم می کردند. قضات در این دوره جیره خوار دولت بودند و باتمسک به حقوق جزای اسلام به وضع مجازات های غیر انسانی می پرداختند و وتابع هیچ قاعده و قانونی نبودند و بر اساس میل شخصی خوداقدام می کردند . پیتر و دلاواله و قاورنیه که از ایران بازدید نموده اند؛ مجازات های حاکم بر ایران را سنگین، وحشیانه، بی رحمانه، هولناک، غیر انسانی و ظالمانه توصیف کرده اند و از مجازات های غیر انسانی آن زمان توصیفاتی ارائه داده اند که دل هر انسانی را به درد می آورد. از بررسی کلی این مجازات ها در این دوره در ارتباط با فردی کردن مجازات هابه این نتیجه می رسیم که نه تنها فردی کردن مجازات ها بر مجازات ها حاکم نبود بلکه دربرخی مواقع مسئولیت دسته جمعی نیز در تعیین مجازات ها مورد توجه قرارمی گرفت و علاوه بر این هیچ اصل انسانی براجرای مجازات ها حاکم نبوده است و آنچه حاکم بود ، میل و سلیقه حاکم وقت بود که بی رحمانه به اعمال آنها می پرداخت و مجازاتها هیچ هدف اصلاحی و بازپروری را دنبال نمی کردند و بیشتر، قوانین حاکم بردوره انتقام خصوصی در این زمان حاکم بودند . سه-دوران معاصر نظام جزایی ایران در دوران معاصر دچار تحولات اساسی شد به علت سرخوردگی مردم از حکام ظالم، همه تشنه عدالت شده بودند تاآن زمان حل وفصل دعاوی توسط محاکم مذهبی صورت میگرفت. متاسفانه برخی ازقضات مذهبی در آن زمان سخنگوی دولت شده بودند و فرامین دولتی را اجرا می کردند تلاشهای فراوان برای ایجاد عدالت خانه پاسخی به خود سری های گذشته بود با وقوع انقلاب مشروطیت و تحولات گسترده ای که در نقاط مختلف جهان خصوصا در کشورهای اروپایی روی داد، باعث تصویب قوانین جدید بر پایه نظریات جدید جرم شناسی گردید و کشورما را نیز تحت تاثیر خود قرارداد و باعث تصویب قانون کیفری ۱۳۰۴ شد که شدیدا تحت تاثیر حقوق جزای ۱۳۹۰ فرانسه قرارگرفت. در واقع قانون ۱۳۰۴ مستقیما تحت تاثیر مکتب نئوکلاسیک بوجودآمد و چون این مکتب انسان را دارای اراده آزاد می دانست تعیین مجازات را براساس مسئولیت کیفری هر کس سخت مورد توجه قرارمیداد و معتقد بود که مجازات ها باید نسبت به میزان سهم هر کس در ارتکاب جرم تعیین شود. در ضمن افکار مکتب حقوق جزا نیز در مقررات مربوط به تعلیق مجازات ها در مواد ۴۷ تا۵۰ قانون مجازات عمومی سال ۱۳۰۴ پیش بینی شده بود ملحوظ گردید علاوه بر این درعده ای از قوانین بعدی که به عنوان مکمل قانون مجازات عمومی است مانند قانون آزادی مشروط زندانیان ۱۳۳۷ اقدامات تامینی ۱۳۳۹ و قانون تعلیق مجازات ۱۳۴۶ حقوق ایران تحت تاثیر عقای مکتب تحققی قرار گرفته است. قوانین حاکم بر نظام جزایی ایران چه به صورت شکلی و چه به صورت ماهوی در سال های بعد تحت تاثیر تحولات جهانی دچار تغییرات فراوانی شد و بعد ازانقلاب نیز این نظام جهت هماهنگی با مقررات اسلامی متحول شد که میتوان قانون مجازات اسلامی راکه در سال ۱۳۷۰ توسط کمیسیون امورقضایی مجلس تصویب شد نام برد. از بررسی کلی این دوره در ارتباط با فردی کردن مجازات ها به این نتیجه می رسیم که در قانون جزایی ۱۳۰۴ تحت تاثیر مکاتب تحققی نئوکلاسیک قوانینی تصویب شد که سعی در تعیین مجازات با میزان مسئولیت کیفری مرتکب داشتند . چون مبنای عدالت از اعتقادات مکتب کلاسیک می باشد بر این مساله اصرار می ورزید هر چند قوانین بعدی که در مورد آزادی مشروط، تعلیق و تخفیف مجازات ها تصویب شدند و به نوعی توجه به فردی کردن مجازات ها را نوید می دادند اما در اصلاح قانون مجازات عمومی در سال ۱۳۴۶ و تحت تاثیر مکاتب آن روز حقوق جزا که کشورهای اروپایی را شدیدا تحت تاثیر خود قرارداده بود، تحت تاثیر آنها قرارگرفت و قوانین کشورمان در راستای این مساله تکامل یافت و ظهور مکتب دفاع اجتماعی در اروپای آن روز تاثیر فراوانی گذاشت و اکثر کشورهای اروپایی نیز قوانین کشورشان را جهت هماهنگی با تحولات حقوق کیفری بر مبنای نظریات این مکتب تغییردادند. به طوری که مجازات های سخت و بدنی حذف شدند وضعیت زندان ها اصلا ح شد و مبنای مجازات ها نیز تغییر پیدا کرد ایران قبل از انقلاب اسلامی نیز که در این راستا دچار تحولات اساسی شده بود با ظهور انقلاب اسلامی تغییر جهت داد انقلابیون جهت کنترل کشور دست به اقدامات انقلابی زدند و به وضع مجازات های سنگین دست زدند و مجازات جرایم تشدید شدند. مجازات های اسلامی برای جایگزینی مجازات های اقتباس شده از کشورهای غربی در راستای اسلامی کردن قوانین جزایی وارد قانون مجازات شدند و متاسفانه با همراه شدن موج انقلاب با خشونت انقلابی همراه گشتند و چهره خشنی از حقوق جزای اسلامی خود را نشان دادو بسیاری از قوانین که در راستای فردی کردن مجازات ها تغییر نموده بودند غیر قابل اجرا شدند. از جمله می توان به قانون اقدامات تامینی و تربیتی اشاره کرد و یا نظام دادرسی اطفال بزهکار که متروکه باقی ماندند اما درقانون جزای اسلامی سال ۷۰ که به صورت آزمایشی در حال اجراست اشاره ای به فردی کردن مجازات ها نشده و هیچ ماده قانونی که قاضی را در قانون آیین دادرسی اجبار به تشکیل پرونده شخصیت برای بزهکاران نماید دیده نمی شود و فقط درنظام دادرسی اطفال بزهکار در این آیین دادرسی به صورتی محدود قاضی رسیدگی کننده را موظف نموده که در هنگام قضاوت با تشکیل پرونده به بررسی وضعیت خانوادگی و اوضاع و احوال طفل اقدام نماید تا بتواند اقدام مناسب را در مورد طفل به عمل آورد . یا در آیین نامه اجرایی زندان ها سال ۸۴ درماده ۷۱و۷۲ به موضوع پرونده شخصیت درباره محکومین اشاره شده است به صورتی که در ماده ۷۱اشاره شد که در هر زندان قسمتی به نام تشخیص به منظور شناخت شخصیت زندانیان و طبقه بندی آنها با بهره گرفتن از خدمات کارشناسان متخصص تشکیل می گردد و در ماده ۷۲ آمده است محکومان حداکثر دو ماه در قسمت پذیرش و تشخیص تحت آموز های پزشکی ، روانپزشکی ، آزمون های رواشناسی و شناخت شخصیت و استعداد قرار گرفته و میزان سلامت جسمی و روانی معلومات و اطلاعات مذهبی و علمی و فنی آنان از جهت شناخت شخصیت بررسی و تعیین می گردد مددکاران اجتماعی طبق موازین اسلامی در خصوص سوابق زندگی تحقیقات لازم به عمل آورده و گزارش کاملی از رشته حرفه ای و غیره با اظهار نظر خود تهیه می نمایند در صورت انقضا مدت اقامت زندانی در قسمت پذیرش و تشخیص کلیه گزارشهای متخصصین در پرونده او متمرکز می شوند تا در شورای طبقه بندی مطرح شود. ( آیین نامه امور زندان ها سال ۸۴) نتیجه ای که در خصوص مفاهیم و اصلاحات و هم چنین شناخته می شد فردی کردن مجازات بدست می اوریم این می باشد که اصل فردی کردن در اجرای مجازات ها بر اصول و قواعد خاصی استوار نبوده است و در مکاتب مختلف نیز بر این اصل تاکید کرده اند از جمله مکتب عدالت مطلق که طرفداران این نظریه معتقد بودند که مبنای مجازات نفع اجتماعی یا دفاع اجتماعی نیست بلکه از نظر اخلاقی و عدالت مجرم مسئول است و مجازات وی ضروری است و مجازات رنج و تبعی است ک به خاطر اختلال در نظم عمومی جامعه به وجود آورده باید تحمل کند همچنین طرفداران مکتب نئوکلاسیک نیز معتقدند که جامعه مجازات را به خاطر این که مجازات از نظر دفاع اجتماعی مفید است را دارد . برخی معتقدند مجازات نباید از حدی که عدالت ایجاب می کند بیشتر باشد و همچنین مکاتب دیگر نیز بر این اصول اعتقاد کامل دارند همچنین در سیره تاریخی فردی کردن مجازات ها در حقوق کیفری ایران که به سه دوره تقسیم می شود و عبارتند از : زمان ایران باستان تا ظهور اسلام از زمانی استقرار اسلام تا مشروطه دوره مشروطه می توان تقسیم کرد . در قوانین حاکم بر اسلام اصل بر این است که مسئو لیت کیفری شخصی باشد و این اصول زمانی برقوانین اسلام حاکم شده است که کسانی که امروز مدعی حقوق بشر هستند و دروحشی گری بسیر می برند و مجرمین را با خانواده هایشان درآتش مجازات می سوزاندند از بررسی کمی اصول حاکم بر مجازات اسلامی و مفاد آنها در ارتباط با فردی کردن مجازات ها به این نتیجه می رسیم که هر چند در طی یکی دو قرن اخیر برخی اصول انسان دوستانه در راستای فردی کردن مجازات ها و اصلاح و بازپروری مجرمین وارد حقوق جزای عرفی شده است اصل فردی کردن بر قوانین جزای اسلام حاکم است و می باشد . فصل دوم: جایگاه اصل فردی کردن مجازات ها واهداف آن در بین اصول حاکم بر مجازات ها مبحث اول: تعریف و جایگاه اصل فردی کردن مجازات ها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
لذت محبت خاندان رسالت و محبت مولا علی۷ به گونهای است و به جایی میرسد که آن حضرت میفرمایند: وَ اللهِ لَو ضَرَبتُ خَیشومَ المُؤمنِ بِسَیفی هذا عَلى أن یبغضنی ما أبغَضَنی ، وَلو صببتُ الدُّنیا بِحَذافیرِها عَلى الکافِرِ ما أحَبَّنی ، وَ ذلِکَ أنه قَضی فانقضى على لِسانِ النبیِ الأمیِ : «أنَّه لا یبغضُکَ مؤمنٌ ولا یحبُّک کافرٌ» [۱۵۹] چنانچه با شمشیرم بر بینی مؤمن بزنم تا مرا دشمن بدارد، هرگز با من دشمنی نمیورزد و چنانچه تمام دنیا را نثارِ منافق کنم تا مرا دوست بدارد، هرگز مرا دوست نخواهد داشت.
۱٫۴٫۱ راههای عملی کسب حب اهلبیت۷
با توجه به اهمیت بحث محبت اهلبیت: به برخی از راههای افزایش محبت به این ذوات مقدسه اشاره میکنیم: ۱٫۴٫۱٫۱٫ معرفت اهلبیت۷ یکی از راههای کلیدی افزایش محبت به ائمهی طاهرین:، شناخت این ذوات مقدسه است. در سایهی معرفت امام۷، به کمالات و ویژگیهای انحصاری او بیشتر واقف میگردیم و این وقوف خود، شیفتگی و محبت نسبت به اهلبیت: را در پی دارد. امام صادق۷ میفرماید: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ نَصَبَ عَلِیاً عَلَماً بَینَهُ وَ بَینَ خَلْقِهِ فَمَنْ عَرَفَهُ کانَ مؤمناً وَ مَنْ أَنْکرَهُ کانَ کافِراً[۱۶۰] همانا خداوند عزوجل علی۷ را شاخص (و دلیل و راهنمای) آشکار بین خود و خلقش قرار داده است. پس هر کس او را شناخت، مؤمن است و هر کس او را انکار کرد (و نشناخت) کافر. باید توجه کرد که مؤمن بودن، فرع بر شناخت امام است. از طرفی ایمان، عین حب و بغض است. در روایتی امام محمد باقر۷ میفرماید: الْإِیمَانُ حُبٌّ وَ بُغْض[۱۶۱] ایمان حب و بغض است. حب به تمامی خوبیها و کمالات و… و بغض نسبت به همهی بدیها، کژیها و… در پرتو شناخت و معرفت ایمان حاصل میشود و ایمان هم جز حب و بغض نیست. نتیجه این میشود که یکی از راههای عملی مهم کسب حب اهلبیت۷، معرفت آن بزرگواران است. ۱٫۴٫۱٫۲٫ اطاعت از اهلبیت۷ اگر کسی شناخت لازم و کافی از اهلبیت: پیدا کرد، اطاعت از آنان را بر خود لازم میداند؛ ولی گاهی شناخت مردم در حد بالایی نیست. در این صورت چه بسا نسبت به اوامر آنان عصیان شود. عصیان هم به هر اندازه باشد، به همان اندازه کدورت و بغض میآورد و کدورت و بغض، ضد صفا و حب است. پس هر اندازه نسبت به اوامر آنان عصیان شود، به همان اندازه بغض و کدورت نسبت به آنان در دل ایجاد میشود و برعکس، هر اندازه نسبت به اوامر آنان اطاعت شود، به همان اندازه حب و صفا به آنان دل را فرا میگیرد. امام رضا۷میفرمایند: اللهم انی اسئلک… حُبَّ کلِّ عَمَلٍ یُقَرِّبُنِی إِلَى حُبِّک[۱۶۲] خدای من! از تو حب آن عملی را میخواهم که مرا به محبت تو نزدیک کند. بنابراین یکی از راههای عملی وصول به حب، اصل عمل و طاعت عملی است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۱٫۴٫۱٫۳٫ توسل در سایهی شناخت امام۷ میفهمیم که همهی وجودمان به او وابسته است و او واسطهی فیض و کمال است. درقسمتهای آخر زیارت جامعهی کبیره، خدمت امام۷ چنین عرضه میداریم: یَا وَلِیَّ اللَّهِ إِنَ بَیْنِی وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوباً لَا یَأْتِی عَلَیْهَا إِلَّا رِضَاکمْ فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَکمْ عَلَى سِرِّهِ وَ اسْتَرْعَاکمْ أَمْرَ خَلْقِهِ و… ای ولى خدا! همانا میان من و خدا گناهانى است که جز رضاى شما آنها را محو نمیکند، پس به حقّ کسى که شما را امین سرّ و محرم راز خود ساخته و کار خلق را به رعایت و عنایت شما سپرده و…. همان طور که در این قسمت زیارت – و قسمتهای دیگر – آمده است، امر خلق خداوند به فرمان خدا به دست ائمه: قرار گرفته است. اگر توسل، بعد از شناخت و با حال خوش معنوی همراه باشد، ترنم عاجزانه و عاشقانهای است که حب را در دل بیش از پیش میپروراند و خود نیز لذت عجیبی دارد. ۱٫۴٫۱٫۴٫ تولی و تبری دو اصلی که با حب اهلبیت: تأثیر متقابل دارند؛ یعنی، حب اهلبیت:، تولی و دوستی با دوستان خدا و آنان و تبری و بیزاری از دشمنان خدا و آنان را میآورد و تولی و تبری هم محبت اهلبیت: را در پی دارد. ۱٫۴٫۱٫۵ الگو سازی به طور کلی مردم و به ویژه جوانان، آرمانگرا و قهرمان دوست هستند. از این رو سعی میکنند رفتار و گفتار آنان را الگوی خود قرار دهند.کشورهای غربی، دربارهی شخصیتها و چهرههای ملی و علمی خود صدها کتاب و مقاله مینویسند و فیلم و مجسمه میسازند. اما متأسفانه ما بزرگان دینمان را که بسیار ارزندهتر و شایستهتر از الگوهای غربی هستند، آن چنان که باید، مطرح نکردهایم و به الگوسازی نپرداختهایم. اگر جوانان، جایگاه رفیع و آموزهها و روشهای معصومین: را در زندگی بشناسند، مجذوب آنها میشوند. در آموزههای دینی سفارش شده است که مردم ائمهی معصومین: را الگو قرار دهند. در قرآن، رفتار پیامبر اسلام الگوی نیک و اسوهی حسنه معرفی شده است و پیامبر۹ نیز همگان را به الگوگیری از اهلبیت: فراخوانده و فرموده است: اهلبیت من میان حق و باطل را جدا میکنند و پیشوایانی هستند که باید به آنان اقتدا کرد. ۱٫۴٫۱٫۶٫ تعظیم و تکریم اهلبیت: نحوهی برخورد والدین، معلمان و بزرگان جامعه با خاندان پیامبر۹، نقش تعیین کنندهای در ایجاد محبت آنان دارد. احترام نام ائمه، صلوات فرستادن برای آنان، برخاستن هنگام ذکر نام امام زمان۷ ، برپایی جشنهای میلاد امامان و برگزاری مراسم عزاداری در شهادت آنان و… باعث میشود جوانان به سوی اهلبیت : جذب شوند. در روایات اسلامی سفارش شده است که فرزندان خود را به نامهای معصومان ۸، نام گذاری کنید. همچنین تأکید شده است که هنگام شنیدن نام محمد۹ بر او و آلش درود بفرستید. وقتی سکونی به امام صادق۷ خبر داد که خداوند به وی دختری عطا کرده است، حضرت پرسیدند: او را چه نامیدهای؟ گفت: فاطمه. امام آهی کشیده، فرمودند: حال که نامش را فاطمه نهادهای، به او ناسزا مگو و او را مزن. هنگامی که دعبل خزاعی قصیدهی معروف خویش را برای امام رضا۷ خواند و از امام زمان۷ و قیام او یاد کرد، حضرت دست بر سر گذاشتند و به نشانه تواضع در برابر نام مهدی۷ ایستادند و برای فرج آن حضرت دعا کردند. ۱٫۴٫۱٫۷٫ یادآوری عنایت ویژهی اهلبیت۷ به شیعه یکی از شیوههای جذب جوانان به اهلبیت۸، بیان عنایتهای ویژهی آنان به شیعیان است. زیرا جوانان به طور فطری دوست دارند که مورد توجه و عنایت همگان، به ویژه بزرگان قرار گیرند. بر این اساس، اگر جوانان بدانند که اهلبیت۸ آنان را شاخ و برگ درختی میدانند که به خودشان مربوط میشود و در دنیا گرههای گرفتاریهاشان را باز و در آخرت آنها را شفاعت میکنند، دل باختهی اهلبیت۸ میگردند. در این زمینه احادیث فراوانی وجود دارد که به دو نمونه اشاره میگردد: امام صادق۷ در ذیل آیهی (إِنَّ إِلَینا إِیابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَینا حِسابَهُم[۱۶۳]) فرمودند: چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حسابرسی شیعیان را بر عهدهی ما میگذارد. روزی امام صادق۷ گروهی از شیعیان را در مسجد دیدند. به آنان نزدیک شدند، سلام کردند و فرمودند: به خدا قسم، روح و بوی شما را دوست دارم… شما یاران دین خدایید، شما پیشتازان به سوی بهشتید و ما بهشت را برای شما تضمین کردهایم. ۱٫۴٫۱٫۸٫ بیان فضیلت دوستی اهلبیت: گرچه بیان جایگاه اهلبیت: در ایجاد محبت آنان نقش مهمی دارد، ولی بیان فضیلت محبت اهلبیت:، تأثیر آن را چند برابر میکند. روایات اسلامی، همگان را به دوستی اهلبیت: دعوت کرده و حتی آن را حق آنان دانسته است. امیرالمؤمنین، امام علی۷میفرمایند: عَلَیکمْ بِحُبِّ آلِ نَبِیکمْ فَإِنَّهُ حَقُّ اللَّهِ عَلَیکم[۱۶۴] بر شما باد محبت دودمان پیامبرتان، چرا که آن، حق خدا بر شما میباشد. احادیث فراوانی دربارهی فضیلت اهلبیت: وارد شده است. پیامبر۹ در این باره فرمودهاند: هر کس با محبت آل محمد بمیرد، شهید مرده است، آمرزیده میشود، با توبه و ایمان کامل میمیرد، فرشتهی مرگ او را به بهشت مژده میدهد و قبرش زیارتگاه رحمت الهی میشود… در روایات دیگری، مودّت و ولایت اهلبیت: یک فرض الهی و ملاک قبولی اعمال و عبادت به حساب آمده است. اهل سنت نیز بر محبت اهلبیت۷ تأکید کردهاند. در شعر شافعی آمده است: یا أَهلَ بَیْتِ رَسُولِ اللَّهِ حُبُّکُمْ فَرْضٌ مِنَ اللَّهِ فِی القُرآنِ أَنزَلَهُ
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
چنین رویکردی، برای آنکه با توفیق قرین باشد، وجود برنامههای درسی و شیوههای تعلیم و تربیتی را ایجاد میکند که در آنها عامل هایی چون جنسیت زبان و فرهنگ اختلافهای اقتصادی و معلولیتهای جسمی و ذهنی در نظر گرفته شده باشند.و به کودکان امکان دهند که با روشی مثبت با این عوامل روبرو شوند این رویکرد کودکان را آماده میسازد که قدر حقوق خویش را بشناسند و به حقوق دیگران احترام گذارند.(همان مأخذ، ص ۱۴۴)
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ج) توانمند ساختن معلمان و مربیان: معلمان در قلب انقلاب آموزشی هستند، بی وجود آنان کیفیت نا ممکن است. برای متوقف ساختن چرخه باطل، تضعیف روحیه و انحطاط دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ لازم است که شرایط تدریس، از جمله وضع حقوقی، در سراسر جهان بهبود یابد. در عین حال معلمان باید شیوههای آموزشی خود را اصلاح کنند تا به جای همگام بودن با کلامی که زیر حاکمیت معلم است خود را با کلامی کودک مدار هماهنگ سازد. ه) دولت به عنوان یاور اصلی: در گزارش یونیسف تأکید شده است که دولت نقش حیاتی در انقلاب آموزشی به عهده دارد. اما نقش آن به سرعت تغییر میپذیرد. دولت به جای آنکه در مقام یک مرجع قدرتمند اصلی وارد میدان عمل شود، متوجه میگردد که باید با بخشهای چندگانه جامعه به همکاری بپردازد تا برای رسیدن به هدف «آموزش برای همگان » فرصت بهتر و بیشتری داشته باشد . دولت کوششهای دیگران را یکپارچه هماهنگ میسازد ونیز قدرتش را به سطوح پائین تر نظام انتقال میدهد تا کارایی و روح مسئولیت شناسی آن را بهبود بخشد. (آبروشن، ۱۳۸۴، ص ۱۴۵) و) بسیج و مشارکت : اندیشه « آموزش برای همگان » به صورت شعاری وحدت بخش با این هدف مطرح شد که جامعه بین المللی- از سطح حکومتها و مؤسسههای جهانی، با واسطه شرکتهای خصوصی و رسانههای گروهی، تا یکایک مدارس و روستاها را به عرصه عمل بکشاند و بنا بر نوشته گزارش، قدرت این اندیشه به اثبات هم رسیده است. همچنین ایجاد پیوندهای همکاری و مشارکت، بنابر گفته مقام های یونیسف، به صورت یکی از مفاهیم اصلی برنامهریزی و مدیریت درآمده و و نتایج شورانگیزی به بار آورده است. دولت همچنان مسئولیت دارد که هدف های کلی را تعیین کند، منابع را بسیج نماید،و مراقب حفظ معیارهای آموزشی باشد. اما در جائی که تعداد زیادی از کودکان از آموزش و پرورش محرومند،دولتها باید شرایطی بوجودآورند که در آنها سازمانهای غیردولتی( NGO)، گروههای اجتماعی، هیأتهای دینی و موسسه های بازرگانی همگی بتوانند خدمتی انجام دهند. ( همان مأخذ،ص۱۴۶) ز) توجه به خردسالان: بنا به مقاله وضعیت کودکان در سال ۱۹۹۹ منتشره از یونیسف، یادگیری از هنگام تولد آغاز میشود و پژوهشهای جدید بر درک ما در مورد نحوه رشد و پیشرفت کودکان میافزایند. شواهد بیش از پیش نشان میدهند که کیفیت تجربههای کودک- از جمله نحوه مراقبت از او و ایجاد انگیزش درونی و نیز بهداشت و تغذیه- تأثیری دیر پا در رشد و پرورش مغز دارد. در شش سالگی، که معمولاً کودکان رفتن به مدرسه را آغاز میکنند،اکثر پیوندهای عصبی مغز برقرار شدهاند. توانایی کودکان برای کسب توفیق در نظام آموزشی، تا حدی مشخص و معین شده است. با توجه به این درک اهمیت سالهای آغازین عمر کودک، هرگونه مفهوم و طرح معنیدارد درباره آموزش پایه باید برنامههایی باشد که به بهبود مراقبتهای اولیه برای رشد و تحول کودک کمک کنند. نظر همگانی بر این است که توجه به کودک و آموزش او در سالهای اولیه اموری هستند اجتنابناپذیر. از کودک نمیتوان به خوبی مراقبت کرد مگر آنکه آموزش ببیند و کودک را نمیتوان به خوبی آموزش داد مگر آنکه به او توجه داشت. سالهای آغازین عمر را هرگز نمیتوان از آنچه در جهان به معنی « آموزش و پرورش» به کار برده میشود جدا دانست.(همان مأخذ) م) سرمایهگذاری در حقوق انسانی: در سالهای پس از برگزاری کنفرانس جومتین، امکانات قابل توجهی برای ارتقاء رفاه و بهزیستی انسان پدید آمده است. در عین حال، اختلافهای میان ثروتمندان و فقرا و در کنار اینها،خطر بی ثباتی اجتماعی و درگیریهای داخلی ،افزایش یافتهاند، و اینها دلایلی هستند برای اثبات این واقعیت که انقلاب آموزشی به عنوان سرمایهگذاری در راه ترویج صلح،خوشبختی و پیشرفت حقوق انسانی،امروزه بیشتر از یک دهه پیش ضرورت دارد. اما هر گاه در شیوه عرضه خدمات تحصیلی و تأمین دانش تغیر عمدهای صورت نپذیرد، برای ا کثر کشورهای فقیر تأمین آموزش برای همگان امکان پذیر نخواهد بود. نمونههای پیشتازی که در گزارش ذکر شدهاند آشکارا نشان میدهد که حرکت همواره رو به جلو بوده است. اکنون جهانیان بمراتب بهتر میدانند که کودکان چگونه یاد میگیرند،چه نوع تحصیلاتی بیشتر موجب پیشرفت یادگیری میشوند و نیز چگونه باید این خدمات تحصیلی را با کارآیی بیشتری عرضه کرد. الگوهای موفقیت آمیزی که مقرون به صرفه باشند اکنون فراوانند، و بسیاری از آنها فقط انتظار منابع لازم را میکشند و برای متحقق ساختن آنها باید اصول یکسانی را در سراسر کشور بکار بست. به عبارت دیگر انقلاب آموزشی در جریان است، اما اگر قرار باشد که همه مدارس در کشورهای غنی و فقیر به طور یکسان را در بر گیرد، لازم است که با منابع کافی و اراده سیاسی مناسب و شایسته، هم در سطح ملی وهم در سطح بینالمللی مورد حمایت قرار گیرد.(همان مأخذ، ص ۱۴۷) که در این رابطه به موادی که در معاهده های بین المللی اشاره شده است وبه عنوان ابزار وسازو کار در این مورد می توان به آن ها پرداخت اشاره می کنیم: کودک وحمایت عام ازآموزش – هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند . ( ماده ۲۶، بند ۱- اعلامیه) – آموزش و پرورش باید به طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشری را تقویت کند . آموزش و پرورش باید حسن تفاهم ، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید . ( ماده ۲۶، بند ۲- اعلامیه) – پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند .( ماده ۲۶، بند ۳- اعلامیه) – کشورها حق هر کس را به آموزش و پرورش به رسمیت میشناسند.کشورها موافقت دارند که هدف آموزش و پرورش باید نمو کامل شخصیت انسانی و احساس حیثیت آن و تقویت احترام حقوق بشر و آزادیهای اساسی باشد. علاوه بر این کشورهای موافقت دارند که آموزش و پرورش باید کلیه افراد را برای ایفای نقش سودمند در یک جامعه آزاد آماده سازد و موجبات تفاهم و تساهل و دوستی بین کلیه ملل و کلیه گروه های نژادی ـ قومی یا مذهبی را فراهم آورد و توسعه فعالیتهای سازمان ملل متحد را به منظور حفظ صلح تشویق نماید. ( ماده۱۳،بند۱ – میثاق،اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی) – کشورها اذعان دارند که به منظور استیفای این حق: الف ـ آموزش و پرورش ابتدایی باید اجباری باشد و رایگان در دسترس عموم قرار گیرد. ب ـ آموزش و پرورش متوسطه به اشکال مختلف آن از جمله آموزش و پرورش فنی و حرفهای متوسطه باید تعمیم یابد و به کلیه وسایل مقتضی بویژه به وسیله معمول کردن تدریجی آموزش و پرورش مجانی در دسترس عموم قرار گیرد. ج ـ آموزش و پرورش عالی باید به کلیه وسایل مقتضی بویژه بوسیله معمول کردن تدریجی آموزش و پرورش مجانی به تساوی کامل براساس استعداد هر کس در دسترس عموم قرار گیرد. د ـ آموزش و پرورش پایه (اساسی) باید حتیالامکان برای کسانی که فاقدآموزش و پرورش ابتدائی بوده یا آنرا تکمیل نکرده باشند تشویق و تشدید بشود. ه ـ توسعه شبکه مدارس در کلیه مدارج باید فعالانه دنبال شود و نیز باید یک ترتیب کافی اعطاء بورسها (هزینه تحصیلی) برقرار گردد و شرایط مادی معلمان باید پیوسته بهبود یابد. ( ماده۱۳،بند۲ – میثاق،اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی) – هیچیک از اجزای این ماده نباید بنحوی تفسیر گردد که با آزادی افراد و اشخاص حقوقی به ایجاد و اداره مؤسسات آموزشی اخلال نماید مشروط بر اینکه اصول مقرر در بند اول این ماده رعایت شود و تعلیماتی که در چنین مؤسساتی آموزش داده میشود با موازین حداقل که ممکن است دولت تجویز کرده باشد مطابقت کند. ( ماده۱۳،بند۴ – میثاق،اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی) – هر کشور که در زمان امضایاین میثاق هنوز نتوانسته است در قلمرو اصلی خود یا دیگر سرزمینهای تحت حاکمیت خود آموزش و پرورش ابتدائی اجباری مجانی تأمین نماید متعهد میشود ظرف مدت دو سال یک طرح تفصیلی تدابیر لازم برای تحقق بخشیدن تدریجی اجرای کامل اصل آموزش و پرورش اجباری مجانی برای عموم در ظرف مدت چند سالی که در خود طرح تصریح بشود تنظیم و تصویب کند. ( ماده۱۴- میثاق،اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی) – دولتها تعهد مینمایند که برابری حقوق مردان و زنان در بهره مند شدن از تمام حقوق سیاسی و مدنی که در این میثاق بیان شده است، تضمین شود. (ماده ۳- میثاق حقوق مدنی و سیاسی ) کودک وحمایت خاص ازآموزش که در این رابطه می توان گفت: – کودکان باید از آموزش رایگان واجباری ،حداقل در مدارج ابتدایی بهره مند گردند وامکانات بـازی وتفریح ،تغذیه ،مسکن وخدمات پزشکی حمایت ومراقبت برخوردار گردند . ( اعلامیه ی جهانی حقوق بشر) – کشورها به عملکرد مهم رسانههای گروهی واقف بوده و دسترسی کودک را به اطلاعات و مطالب از منابع گوناگون ملی وبینالمللی خصوصاً مواردی که مربوط به اعتلای رفاه اجتماعی، معنوی یا اخلاقی و بهداشت جسمی و روحی وی میشود را تضمین میکنند. در اینراستا، کشورها اقدامات ذیل را به عمل خواهند آورد: الف) تشویق رسانههای گروهی به انتشار اطلاعات و مطالبی که برای کودک استفادههای اجتماعی و فرهنگی داشته و با روح ماده ۲۹ نیز مطابق است. ب) تشویق همکاریهای بینالمللی در جهت تولید، مبادله و انتشار این گونه اطلاعات و مطالب از منابع گوناگون فرهنگی، ملی و بینالمللی. ج) تشویق تولید و انتشار کتابهای کودکان. د) تشویق رسانههای گروهی جهت توجه خاص به احتیاجات مربوط به آموزش زبان کودکانی که به گروههای اقلیت تعلق دارند یا مربی هستند. ه ) تشویق توسعه خط مشیهای مناسب در جهت حمایت از کودک در برابر اطلاعات و مطالبی که به سعادت وی آسیب میرساند با توجه به مفاد مواد۱۳ و ۱۸. ( ماده ۱۷ – کنوانسیون حقوق کودک) – کشورها حق کودک را نسبت به آموزش و پرورش به رسمیت میشناسند و برای دستیابی تدریجی به این حق و بر اساس ایجادفرصتهای مساوی، اقدامات ذیل را معمول خواهند داشت: الف) اجباری و رایگان نمودن تحصیل ابتدایی برای همگان. ب) تشویق توسعه اشکال مختلف آموزش متوسطه منجمله آموزش حرفهای و کلی در دسترس قرار دادن این گونه آموزشها برای تمام کودکان و اتخاذاقدامات لازم از قبیل ارائه آموزش و پرورش رایگان و دادن کمکهای مالی در صورت لزوم. ج – در دسترس قرار دادن آموزش عالی برای همگان بر اساس تواناییها و از هر طریق مناسب. د – در دسترس قرار دادن اطلاعات و راهنماییهای آموزشی و حرفهای برای تمام کودکان. ه ) اتخاذ اقداماتی جهت تشویق حضور مرتب کودکان در مدارس و کاهش غیبتها. ( ماده ۲۸ ،بند۱ – کنوانسیون حقوق کودک) – کشورها تمام اقدامات لازم را جهت تضمین این که نظم و انضباط در مدارس مطابق با حفظ شئون انسانی کودکان بوده و مطابقبا کنوانسیون حاضر باشد، به عمل خواهند آورد. ( ماده ۲۸،بند۲ – کنوانسیون حقوق کودک) – کشورها همکاریهای بینالمللی را در موضوعات مربوط به آموزش و پرورش خصوصاً در زمینه زدودن جهل و بیسوادی درسراسر جهان و تسهیل دسترسی به اطلاعات فنی و علمی و روش های مدرن آموزشی، تشویق و افزایش خواهند داد. در این ارتباط، به نیازهایکشورهای در حال رشد توجه خاصی خواهد شد. ( ماده ۲۸ ،بند۳ – کنوانسیون حقوق کودک) – کشورها موافقت مینمایند که موارد ذیل باید جزء آموزش و پرورش کودکان باشد: الف) پیشرفت کامل شخصیت، استعدادها و توانایی های ذهنی و جسمی کودکان. ب) توسعه احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی و اصول مذکور در منشور سازمان ملل. ج) توسعه احترام به والدین کودک، هویت فرهنگی، زبان و ارزشهای وی و ارزشهای ملی کشوری که در آن زندگی میکند، به موطن اصلی وی و بهتمدنهای متفاوت با تمدن وی. د) آماده نمودن کودک برای داشتن زندگی مسئولانه در جامعهای آزاد و با روحیهای (مملو) از تفاهم صلح، صبر، تساوی زن و مرد و دوستی بین تماممردم، گروههای قومی، مذهبی و ملی و اشخاص دیگر. ه) توسعه احترام نسبت به محیط طبیعی. ( ماده ۲۹،بند۱ – کنوانسیون حقوق کودک) – از هیچ یک از بخشهای این ماده و ماده ۲۸ نباید چنان تعبیر شود که مداخلهای در آزادی افراد و ارگانها برای تأسیس و اداره مؤسسات آموزشیای کههمواره طبق اصول ذکر شده در پاراگراف ۱ ماده حاضر و با شرط ارائه آموزش مطابق با حداقل استاندارد ذکر شده توسط دولت ایجاد میشوند، تلقیشود. ( ماده ۲۹،بند۲ – کنوانسیون حقوق کودک) – در کشورهایی که اقلیتهای قومی و مذهبی و یا اشخاص بومی زندگی میکنند، کودکی که متعلق به این اقلیتها است باید به همراه سایراعضای گروهش از حق برخورداری از فرهنگ خود و تعلیم و اعمال مذهب خود و یا زبان خود برخوردار باشد. ( ماده ۳۰ – کنوانسیون حقوق کودک) – کشورها متعهد میشوند که آزادی والدین یا سرپرست قانونی کودکان را بر حسب مورد در انتخاب مدرسه برای کودکانش سوای مدارس دولتی محترم بشمارند مشروط بر اینکه مدارس مزبور با حداقل موازین (قواعد) آموزش و پرورش که ممکن است دولت تجویز یا تصویب کرده باشد مطابقت کند و آموزش و پرورش مذهبی و اخلاقی کودکان مطابق معتقدات شخصی والدین یا سرپرستان آنان تأمین گردد. ( ماده۱۳،بند۳ – میثاق،اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی) – کشورها ، متعهد میگردند که آزادی والدین و سرپرستان قانونی را در مورد آموزش مذهبی و اخلاقی کودکانشان و مطابق با عقایدشان محترم شمارند. (ماده ۱۸،بند۴- میثاق حقوق مدنی و سیاسی )
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۱/۲۰۶۰-۲۰۶۲) ۵-۳-۶ . دریا: دریا نیز پدیدۀ سرشار از لطف الهی است که در اختیار جانداران بخصوص انسان قرار داده شده است و در آن دنیا نیز چشمه های بهشتی در اختیار شایستگان قرار می گیرد:
لب ببند و غور دریایی نگر
بحر را حق کرد محکوم بشر۲۸
همچو چشمۀ سلسبیل و زنجبیل۲۹
هست در حکم بهشتی جلیل
چارجوی جنّت اندر حکم ماست
این نه زور ما ز فرمان خداست
(۱/۳۵۵۸-۳۵۶۰) در سرگذشت حضرت نوح و موسی، دریا بیشترین نقش را بازی می کند: حضرت نوح به امر خدا یک کشتی می سازد و وقتی طوفان بلا نازل می شود، دریایی که از باران به وجود می آید، کشتی او را به مکان بلندی می برد و او و پیروانش نجات می یابند و کافران غرق می شوند. در داستان حضرت موسی (ع) هم، او و پیروانش از دست فرعونیان می گریزند و هنگامی که به دریا (رود نیل) می رسند، به امر خدا راهی باز می شود و آنان عبور می کنند و زمانی که فرعونیان وارد دریا می شوند، راه دوباره بسته می شود و آنان غرق می شوند:
نوح و موسی را نه دریا یار شد
نه بر اعداشان به کین قهار شد
(۱/۱۸۴۱) ۵-۳-۷ . باد: باد هر چند به ظاهر، بر انسان حمله می کند و بر او سیلی می زند و اگر شدید باشد حتی درختان را نیز می شکند اما تا وقتی وزش آن، امری طبیعی باشد (یعنی از روی عذاب الهی، که شرح آن خواهد آمد- نباشد) برای انسان و دیگر موجودات مفید است و در واقع لطف الهی است که بر آنان می وزد و در حدیث نیز آمده است که : «فَإذا رَأیتُمُوها فَلا تَسُبُّوها: هرگاه باد را مشاهده کردید، به آن دشنام مدهید».۳۰
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
این شمال و این صبا و این دبور۳۱
کی بود از لطف وز انعام دور
(۴/۱۴۰) «باد نزد صوفیّه، نصرت الهی است که ضروری کافّۀ موجودات است و هیچ اسم موافق تر از این نیست سالک را این کلمه در مثنوی به معانی مختلف آمده است، از جمله به معنی خداست و قدرت الهی و عنایت و نصرت خداوند».۳۲ مولوی با استناد به حدیث إنَّ لِربِّکُم فِی أیّامِ دَهرِکُم نَفَحاتٍ ألا فَتَعرَّضُوا لَها۳۳ (در طول زندگی شما نسیم هائی از لطف پروردگارتان می وزد. آگاه باشید پس خود را در معرض آن قرار دهید) می گوید:
گفت پیغامبر که نفخت های حق
اندرین ایّام می آرد سبق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
و عملی ایمان گویند و از آن است که بنده را به گناه از ایمان بیرون آرند و خوارج همین گویند و بنده را به گناهی که بکند کافر گویند و گروهی دیگر مر ایمان را قول فرد گویند و گروهی معرفت تنها و گروهی از متکلّمان سنّت تصدیق مطلق گویند».[۱۹۷] متصوّفه و جمهور ایشان مانند فقهاء فریقین در اعیان به دو گروه تقسیم می شوند: «۱- گروهی معتقدند که سخن و تصدیق و عمل ایمان است. مانند فضیل عیاض و بشرحافی و خیرالنّساج و غیره. ۲-گروهی دیگر بر این اعتقادند که سخن تصدیق است مانند ابراهیم ادهم و ذی النون المصری و ابویزید و غیره ». میان اهل سنّت و جماعت و اهل معرفت در این که ایمان دارای اصل و فرعی است اتّفاق نظر وجود دارد که: «اصل آن تصدیق به دل است و فرع آن مراعات امر».[۱۹۸] هجویری معتقد است که، ایمان در میان امّت، معرفت، اقرار به زبان و پذیرفتن اعمالی است که خداوند می خواهد و هرکسی خداوند را به صفتی از صفاتش می شناسد و مهمترین اوصاف او بر سه قسم است: «۱- بعضی آن که تعلّق به جمال دارد: آن که شاهد وی جمال حقّ باشد اندر معرفت پیوسته مشتاق رؤیت بود. ۲- بعضی آن که تعلق به جلال دارد: آن که شاهد وی جلال حق باشد پیوسته از اوصاف خود با نفرت بود، دلش اندر محلّ هیبت بود. ۳- بعضی آن که تعلّق به کمال دارد: خلق ر ا به کمال وی راه نیست به جز آن که وی را کمال اثبات کنند و نقص از وی نفی کنند».[۱۹۹] هجویری منشأ ایمان را دو چیز می داند و می گوید: «۱- گروهی ایمان را از سوی حضرت حقّ می دانند که این جبر محض باشد. ۲- گروهی دیگر ایمان را از بنده می دانند که آن قدر محض باشد. طریق توحید دون جبر باشد و فوق قدر و به حقیقت ایمان فعل بنده باشد به هدایت حقّ مقرون که گم کرده ی وی به راه نداند آمد و به راه آورده ی وی گم نگردد».[۲۰۰] آن چه مشایخ در باب ایمان گفته اند: « محّمدبن خفیف گوید: « الایمان تصدیق القلب بما اعلمه الغیوب » ایمان باور داشتن دل است بدان چه اندر غیب بر وی کشف کنند و وی را بیاموزند و ایمان به غیب و خداوند تعالی از چشم سرّ غایب جز به قوّت الهی اندر یقین بنده پدیدار نتوان آوردن و آن جز به اعلام خداوند تعالی نباشد چون معرّف و معلّم عارفان و عالمان وی است جلّ جلاله و عمّ نواله که اندر دل های ایشان معرفت و علم آفرید و حواله ی آن از کسب ایشان منقطع کرد پس هر که دل را به معرفت حقّ باور داشت مؤمن بود».[۲۰۱] نجم الدین رازی ایمان را نتیجه و ثمره ی نظر می داند.[۲۰۲] به نظر دکتر سجادی ایمان یعنی باور و اعتقاد قلبی داشتن به یگانگی خداوند و مقابل کفراست که عبارت از پوشانیدن حق و باطل است. برای ایمان اوصافی ذکر شده است که بدون آن ها ایمان نمی تواند بقا یابد، مانند: خوف، رجا، شکر، صبر، محبّت، معرفت، یقین و….
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
وی معتقد است که ایمان بر دو گونه است: ۱- ایمان در ظاهرکه اقرار به زبان است. ۲- ایمان به باطن که اعتقاد قلبی است که در نوع اوّل، علاوه بر اعتقاد قلبی، عمل نیز لازم است.[۲۰۳] بنابر گفته ی پیامبر اکرم (ص) «ایمان معرفتی است در قلب، گفته ای است بر زبان و عملی است بر ارکان بدن».[۲۰۴] صوفیان معتقدند که ایمان عالمان بر عقل گرایی محض استوار است و به همین علت آن را رد کرده و ناکافی دانسته اند، و در عوض ،به کفر باطنی خود اعتراف نموده اند.[۲۰۵] ۲-۳. «ب» باطن «زهـی اول کـه عیــن آخـر آمـد زهـی بـاطن کـه عیـن ظاهـر آمـد» شرح گلشن راز، بیت۲۸۴، ص۱۸۳ «به باطن نفس ما چون هست کافر مشــو راضـی بـدیـن اسـلام ظاهـر» همان، بیت۹۶۵، ص۵۸۰ باطن در برابر ظاهر. در لغت به معنای پنهان و نهان است الباطن و الظاهر از نام های خداوند متعال است.[۲۰۶] بام «نیایـد زلـف او یک لحظـه آرام گـهـی بـام آورد گـاهـی کنــد شـام» همان، بیت۷۷۳، ص۴۹۱ لاهیجی گوید: «بام، عبارت است از ظهور حقّ به صورت مظاهر».[۲۰۷] برتلس معتقد است که بام، مجلای تجلّیات معشوق است.[۲۰۸] بت «یکی از هستی خودگفت و پندار یکـی مستغــرق بت گشت و زنّــار» همان، بیت۳۰، ص۳۰ در گلشن راز، بت یکی از پر کاربردترین اصطلاحات بوده است که در سه معنا به کار رفته است و در معنای اوّل، کاربرد بیشتری داشته است. ۱- در معنای اوّل، مراد از «بت» که مظهرعشق و وحدت بیان شده، ذات مطلق هستی، یعنی خداوند است. شاعر می گوید: «بت اینجا مظهرعشق است و وحدت بـود زنـّار بسـتــن عقــد خــدمت» همان، بیت۸۶۵، ص۵۳۶ «مسلمان گر بدانستی که بت چیست بدانستی که دین در بت پرستی است» شرح گلشن راز، بیت۸۷۱، ص۵۳۸ «و گـر مشـرک ز بت آگـ»اه گشتـی کجـا در دیـن خـود گمـراه گشتــی» همان، بیت۸۷۲، ص۵۳۹ شاعر در ابیات بالا عنوان می کند که اگر مسلمانی که دین را می پرستد و بت را انکار می کند بداند که بت چیست و مظهرکیست، متوجّه می شود که دین خدا در پرستش بت است، زیرا که بت، مظهر هستی مطلق است که خداوند می باشد. و اگر مشرک بت پرست، از حقیقت بت آگاه گردد و بداند که بت مظهر حقّ است، در دین خود گمراه نمی شد.[۲۰۹] ۲- در معنای دوّم، بت اشاره به وحدت است. «اگر روی تـو بـاشد در کـه و مـه بت و زنـّار و تـرســایی تـو را بـه» همان، بیت۸۶۳، ص۵۳۵ ۳- در معنای سوّم غرض از بیان بت، جسم، مادّه و هوا و هوس است. بیت: «بت و زنّار و ترسایی درین کـوی همه کفر است و گر نه چیست برگوی» همان، بیت۸۶۴، ص۵۳۶ در این بیت شاعر بت و زنّار و ترسایی را در کوی ارباب حال و اهل کمال کفر می داند و می گوید اگر کفر نیست، بگو که چیست و چه معنی دارد. ۴- در معنای چهارم، شاعر بت را نماد و منبع کمالات معشوق بیان نموده که مرتبت قطبیّت کبری است.[۲۱۰]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
واحد بازاریابی و فروش شرکت داروسازی ایران داروک، از کادر مجرب و کارآزموده ایی بهره میگیرد. این واحد از دو زیر مجموعه بازاریابی و فروش تشکیل شده است. قسمت بازاریابی با راهکارهای ذیل سعی دارد خدمات شایسته خود را با شیوههای کاملا علمی و نوین به جامعه پزشکی، بیماران دردمند و ارتقاء سلامت جامعه ارائه نماید:
-
- آگاهی صاحبان حرف پزشکی از طریق ویزیت چهره به چهره
-
- گزینش و آموزش نمایندگان علمی دانش آموخته در گروه پزشکی
-
- تحقیق بازار از طریق بررسی و دریافت اطلاعات و تجزیه و تحلیل آنها،به منظور بکارگیری در برنامههای آتی بازاریابی
-
- شرکت فعال در سمینارها و بازآموزی پزشکان و داروسازان کشور و ارائه مقالات علمی
-
-
- برگزاری سمینارهای یک روزه برای حرفههای مختلف پزشکی به منظور معرفی محصولات شرکت در مناطق مختلف کشور
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
-
- بررسی و رسیدگی به نظرات، پیشنهادات و شکایات مشتریان و انتقال آنها به واحدهای مختلف شرکت.
بخش فروش نیز شامل بازرگانی داخلی و بازرگانی خارجی است که در بخش داخلی وظیفه همکاری با بورس داروهای ایران و عرضه محصولات تولیدی در داخل کشور را انجام میدهد و در بخش خارجی نیز وظیفه فروش و صدور محصول به خارج از کشور را عهده دار میباشد. ماموریتهای زیر اهم فعالیتهای بخش فروش و صادرات شرکت را شامل میشود:
-
- اقدام در جهت فروش و عرضه محصولات تولیدی شرکت
-
- امور مربوط به عقد قراردادها، ارائه خدمات لازم به مشتریان در خصوص شکایات و پیشنهادات آنها
-
- شناسائی و ارزیابی خریداران خارجی به منظور رونق بخشیدن صادرات
-
- ارتباط مستمر با مشتریان و طرفهای ذینفع در راستای ارتقاء عملکردهای کیفی و زیست محیطی
-
- حفظ بازار داخلی و تداوم حضور در بازارهای خارجی.
شناسایی فرآیندهای مرتبط با زنجیره تامین
دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده، در عین کارایی یا به عبارت بهتر، افزایش بهرهوری در هر سازمان در گرو اجرای فرآیندهای مختلف است. بدیهی است هر چه سازمان وسیعتر باشد، تعداد فرآیندهای آن نیز به همان نسبت افزایش خواهد یافت. با توجه به محدودیت منابع، شناسایی فرآیندهایی که نسبت به سایرین از اهمیت بیشتری برخوردارند، ضروری به نظر میرسد. با شناخت و تمرکز بیشتر بر فرآیندهای با اهمیت، میتوان مسیر دستیابی به موفقیت را هموارتر نمود. روشهای زیادی برای شناسایی این فرآیندها که به آنها فرآیندهای کلیدی سازمان گفته میشود، وجود دارد که از این بین میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
-
- مصاحبه با ذينفعان کليدي (کساني که تحت تأثير فرايندها قرار ميگيرند يا بر آنها اثر ميگذارند)
-
- استفاده از خدمات يک مشاور خارجي
-
- کار با يک مدل عمومي (مانند مدل پورتر يا چارچوب طبقهبندي فرايند APQC) و تطبيق آن با شرايط خاص سازمان.
با توجه به وجود یک چارچوب طبقه بندی شده از فرآیندها (PCF) در داخل سازمان، پس از تطبیق صورت گرفته با مدل APQC که در فصل قبل توضیح داده شد، برای شناسایی این فرآیندها در حوزه زنجیره تامین از این مدل استفاده شده است. همانطور که مشخص است تقریبا تمامی فرآیندهای کلیدی مرتبط با زنجیره تامین را میتوان در بند چهارم این مدل که در سطح صفر (فرآیندهای عملیاتی) قرار دارد، مشاهده نمود. شکل 3‑2: فرآیندهای عملیاتی (سطح صفر) مدل APQC در این مدل برای شناسایی فرآیندها از 4 سطح استفاده شده است. سطح 4 این مدل مربوط به شناسایی ریز فعالیتهای هر فرایند میباشد، که بدلیل حجم زیاد فرآیندها، از ذکر آنها در این پژوهش صرف نظر شده است. ولی به عنوان نمونه گروههای فرآیندی و فرآیندهای مربوط به بند چهارم از این مدل را میتوان در جدول 3‑2 نمود. لازم به ذکر است که این جدول به صورت ابتکاری و پس از تطبیق دادن مدل با فرآیندهای سازمان و مخصوص شرکت ایران داروک استخراج شده است. جدول 3‑2: ریزفرآیندهای مربوط به زنجیره تامین در شرکت ایران داروک
4. عرضه محصولات و ارائه خدمات
4-1. برنامهریزی جهت تحصیل منابع مورد نیاز (طرح ریزی زنجیره تامین)
-
- شناسایی محصولات تولیدی جدید
-
- مدیریت تقاضا برای محصولات و خدمات ارائه شده
-
- برنامهریزی مواد و احتیاجات
-
- توسعه استاندارهای کیفیتی و تولیدی
4-2. تهیه مواد اولیه و خدمات
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
C شکل ۴‑۳: بررسی ریخت شناسی سویه UTMC 919 ، A تولید اسپور و رشد به روی محیط ISP2، B رشد باکتری در محیط ISP2 Broth ، C میسلیوم هوایی این باکتری به روش کشت لام مایل بر ISP2، بزرگنمایی همه تصاویر ۱۰۰x A B C A شکل ۴‑۴: بررسی ریخت شناسی سویه UTMC 877 ، A تولید اسپور و رشد به روی محیط ISP2، B رشد باکتری در محیط ISP2 Broth ، C میسلیوم هوایی این باکتری به روش کشت لام مایل بر ISP2 ، بزرگنمایی همه تصاویر ۱۰۰x C B A شکل ۴‑۵: بررسی ریخت شناسی سویه UTMC 676 ، Aتولید اسپور و رشد به روی محیط ISP2، B رشد باکتری در محیط ISP2 Broth ، C میسلیوم هوایی این باکتری به روش کشت لام مایل بر ISP2، بزرگنمایی تصویر B،۴۰Xوبزرگنمایی تصویر AوC ،۱۰۰x
A B C شکل ۴‑۶: بررسی ریخت شناسی سویه UTMC 638 ، A تولید اسپور و رشد به روی محیط ISP2، B رشد باکتری در محیط ISP2 Broth ،C میسلیوم هوایی این باکتری به روش کشت لام مایل بر ISP2، بزرگنمایی تصویر B،۴۰x و بزرگنمایی تصویر A وC ،۱۰۰x تعیین ایزومر DAP موجود در دیواره سلولی دو سویه UTMC 877 وUTMC 863 دارای ایزومر meso وسه سویه UTMC 919، UTMC676، UTMC 638 دارای ایزومر L از ترکیب اسید دی آمینوپامیلیک در دیواره سلولی خود بودند. بررسی فیلوژنتیکی اکتینومیستهای منتخب تائید استخراجDNA اکتینومیستهای منتخب شکل ۴‑۷ مربوط به ژل آگاروز تائید استخراج کلDNA اکتینومیستهای منتخب میباشد.
شکل ۴‑۷: مربوط به استخراج DNA اکتینومیستهای منتخب میباشد. که از چپ به راست UTMC 676، UTMC 638، UTMC 863، UTMC 877، UTMC 919 نتایج استخراج DNAمیباشد تائید استخراج ژن۱۶S rRNA از ژل آگاروز
شکل ۴‑۸:مربوط به استخراج ژن ۱۶S rRNA میباشد که از چپ به راستUTMC 676، UTMC 863، UTMC 919، UTMC 638، UTMC 877 میباشد. نتایج مربوط به توالی خوانی ژن ۱۶S R RNA توالی مربوط به باکتری کد UTMC 877میباشد >UTMC 877 CACCGCTCTGCGATCTGCCTTCCACTGTATCCATGCGAAGGGTTAGGCCACCGGCTTCGGGTGTTACCGACTTTCATGACGTGACGGGCGGTGTGTACAAGGCCCGGGAACGTATTCACCGCAGCGTTGCTGATCTGCGATTACTAGCGACTCCAACTTCACGGGGTCGAGTTGCAGACCCCGATCCGAACTGAGACCGGCTTTAAGGGATTCGCTCCACCTCACGGTATCGCAGCCCTCTGTACCGGCCATTGTAGCATGTGTGAAGCCCTGGACATAAGGGGCATGATGACTTGACGTCGTCCCCACCTTCCTCCGAGTTGACCCCGGCAGTCTCTCACGAGTCCCCGCCATTACGCGCTGGCAACATAAGATAAGGGTTGCGCTCGTTGCGGGACTTAACCCAACATCTCACGACACGAGCTGACGACAGCCATGCACCACCTGTACACCGACCACAAGGGGGCCTACATCTCTGCAGGTTTCCGGTGTATGTCAAACCCAGGTAAGGTTCTTCGCGTTGCATCGAATTAATCCACATGCTCCGCCGCTTGTGCGGGCCCCCGTCAATTCCTTTGAGTTTTAGCCTTGCGGCCGTACTCCCCAGGCGGGGTACTTAATGCGTTAGCTACGGCACGGATCCCGTGGAAGGAAACCCACACCTAGTACCCACCGTTTACGGCGTGGACTACCAGGGTATCTAATCCTGTTCGCTACCCACGCTTTCGCTTCTCAGCGTCAGTTACTTCCCAGAGACCCGCCTTCGCCACCGGTGTTCCTCCTGATATCTGCGCATTTCACCGCTACACCAGGAATTCCAGTCTCCCCTGAAGTACTCAAGCCTGCCCGTATCGACCGCAAGCTCGGGGTTGAGCCCCGAGTTTTCACGATCGACGCGACAAGCCGCCTACAAGCTCTTTACGCCCAGTAATTCCGGACAACGCTCGCACCCTACGTATTACCGCGGCTGCTGGCACGTAGTTGGC توالی مربوط به باکتری کد UTMC 676میباشد >UTMC 676 TAGTGGCGAACGGGTGAGTAACACGTGGGCAATCTGCCCTGCACTCTGGGACAAGCCCTGGAAACGGGGTCTAATACCGGATACAACCACCGGCCGCATGGTCTGGTGGTGGAAAGCTCCGGCGGTGCAGGATGAGCCCGCGGCCTATCAGCTTGTTGGTGAGGTAGAAGCTCACCAAGGCGACGACGGGTAGCCGGCCTGAGAGGGCGACCGGCCACACTGGGACTGAGACACGGCCCAGACTCCTACGGGAGGCAGCAGTGGGGAATATTGCACAATGGGCGAAAGCCTGATGCAGCGACGCCGCGTGAGGGATGACGGCCTTCGGGTTGTAAACCTCTTTCAGCAGGGAAGAAGCGAAAGTGACGGTACCTGCAGAAGAAGCGCCGGCTAACTACGTGCCAGCAGCCGCGGTAATACGTAGGGCGCAAGCGTTGTCCGGAATTATTGGGCGTAAAGAGCTCGTAGGCGGCTTGTCACGTCGGTTGTGAAAGCCCGGGGCTTAACCCCGGGTCTGCAGTCGATACGGGCAGGCTAGAGTTCGGTAGGGGAGATCGGAATTCCTGGTGTAGCGGTGAAATGCGCAGATATCAGGAGGAACACCGGTGGCGAAGGCGGATCTCTGGGCCGATACTGACGCTGAGGAGCGAAAGCGTGGGGAGCGAACAGGATTAGATACCCTGGTAGTCCACGCCGTAAACGGTGGGCACTAGGTGTGGG توالی مربوط به باکتری کدUTMC 919 میباشد >UTMC 919 CCCCTTCGGGGGTACACGAGCGGCGAACGGGTGAGTAACACGTGAGCAACCTACCCTCAACTTCGGGATAAGCCTCGGAAACGGGGTCTAATACCGGATATCACTCCATTCCTCATGGTTTGGGGTTGAAAGTTCTGGCGGTTGGGGATGGGCTCGCGGCCTATCAGCTTGTTGGTGGGGTAATGGCCTACCAAGGCGTCGACGGGTAGCCGGCCTGAGAGGGCGACCGGCCACACTGGGACTGAGACACGGCCCAGACTCCTACGGGAGGCAGCAGTGGGGAATATTGCGCAATGGACGAAAGTCTGACGCAGCAACGCCGCGTGAGGGATGACGGCCTTCGGGTTGTAAACCTCTTTCAGCAGGGACGAAGCGAGAGTGACGGTACCTGCAGAAGAAGGACCGGCCAACTACGTGCCAGCAGCCGCGGTAATACGTAGGGTCCGAGCGTTGTCCGGAATTATTGGGCGTAAAGGGCTCGTAGGCGGTTCGTCACGTCGGGAGTGAAAACTCGGAGCTCAACTCCGAGCCTGCTTCCGATACGGGCAGACTAGAGGTAGGCAGGGGAGAGCGGAACTCCTGGTGTAGCGGTGGAATGCGCAGATATCAGGAAGAACACCGGTGGCGAAGGCGGCTCTCTGGGCCTTACCTGACGCTGAGGAGCGAAAGCGTGGGTAGCGAACAGGATTAGATACCCTGG توالی مربوط به باکتری کد UTMC 638میباشد >UTMC 638 TAACACGTGGGCAATCTGCCCTGCACTCTGGGACAAGCCCTGGAAACGGGGTCTAATACCGGATACGACCACCGGCCGCATGGTCTGGTGGTGGAAAGCTCCGGCGGTGCAGGATGAGCCCGCGGCCTATCAGCTTGTTGGTGGGGTGATGGCCTACCAAGGCGACGACGGGTAGCCGGCCTGAGAGGGCGACCGGCCACACTGGGACTGAGACACGGCCCAGACTCCTACGGGAGGCAGCAGTGGGGAATATTGCACAATGGGCGGAAGCCTGATGCAGCGACGCCGCGTGAGGGATGACGGCCTTCGGGTTGTAAACCTCTTTCAGCAGGGAAGAAGCGCAAGTGACGGTACCTGCAGAAGAAGCACCGGCTAACTACGTGCCAGCAGCCGCGGTAATACGTAGGGTGCGAGCGTTGTCCGGAATTATTGGGCGTAAAGAGCTCGTAGGCGGCGTGTCACGTCGGATGTGAAAGCCCGGGGCTTAACCCCGGGTCTGCATTCGATACGGGCAGGCTATAGTTCGGCAGGGGAGATCGGAATTCCTGGTGTAGCGGTGAAATGCGCAGATTCAGGAGGAACACCGGTGGCGAAGGCGGATCTCTGGGCCGATACTGACG توالی مربوط به باکتری کد UTMC 863میباشد. >UTMC 863 CCCTTCGGGGTACACGAGCGGCGAACGGGTGAGTAACACGTGGGTGATCTGCCTTGCACTCTGGGATAAGCCTGGGAAACTGGGTCTAATACCGGATATGACCTGCAGTTGCATGACTGTGGGTGGAAAGATTTATCGGTGCAAGATGAGCCCGCGGCCTATCAGCTTGTTGGTGGGGTAATGGCCTACCAAGGCGACGACGGGTAGCCGGCCTGAGAGGGCGACCGGCCACACTGGGACTGAGACACGGCCCAGACTCCTACGGGAGGCAGCAGTGGGGAATATTGCACAATGGGCGGAAGCCTGATGCAGCGACGCCGCGTGAGGGATGACGGCCTTCGGGTTGTAAACCTCTTTCGACTCCGACGAAGCGAAAGTGACGGTAGGAGTATAAGAAGCACCGGCCAACTACGTGCCAGCAGCCGCGGTAATACGTAGGGTGCGAGCGTTGTCCGGAATTACTGGGCGTAAAGAGCTTGTAGGCGGCTTGTCGCGTCGATCGTGAAAACTCGGGGCTCAACCCCGAGCTTGCGGTCGATACGGGCAGGCTTGAGTACTTCAGGGGAGACTGGAATTCCTGGTGTAGCGGTGAAATGCGCAGATATCAGGAGGAACACCGGTGGCGAAGGCGGGTCTCTGGGAAGTAACTG پس از توالی خوانی ژن ۱۶S rRNAمربوط به اکتینومیستهای منتخب، میزان شباهت این توالیها مطابق بخش۳-۲۰-۷- انجام شد، همچنین توالیهای بدست آمده از ژن ۱۶ Sr RNA در بانک ژنی ثبت شد که شماره دسترسی آنها درجدول ۴-۷ آورده شده است. جدول ۴‑۷: شماره دسترسی در Gene Bank ومیزان تشابه اکتینومیستهای منتخب با اکتینومیستهای ثبت شده براساس ترادف نوکلئوتیدهای ژن ۱۶S rRNAدر ژنوم
میزان شباهت
نزدیکترین سویه شناسایی شده با بیشترین تشابه نوکلئوتیدی
شماره دسترسی[۷۳] در Gene Bank
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مضمون مشارکت: بیشتر شرکت کنندگان بیان کردند که در امور مذهبی هیئت محلهی خود مشارکت دارند و دستههای عزاداری محلی شکل می دهند، به گونه ای که هشترودیها، سرابیها، یزدیها و… هر کدام برای خود دستههای جداگانه تشکیل داده و در مراسم عزاداری شرکت می کنند. اکثر شرکت کنندگان تاکید داشتند که در امور مذهبی، حضور و مشارکت در هیئتهای مذهبی محلی هنگام مراسم خاص، بیشتر از مشارکت در مساجد است. یکی از شرکت کنندگان بیان داشت که در مراسم عزاداری(ایام محرم) یا شادی (نیمه شعبان) با کمک همسایهها، کوچههای محل را تزئین می کنند. آنها بیان کردند که از نظر مالی توان چندانی برای کمکهای خیریه ندارند، اما به صورت جزئی سعی می کنند به افراد بیبضائت محله خود کمک کنند. یکی از شرکت کنندگان بیان داشت که در مراسم عروسی دختر یکی از هممحلهایها که مشکل مالی داشته، با سایر اهالی محل قرار گذاشتهاند که به عنوان هدیه عروسی هر کدام بخشی از لوازم آشپزخانه را به عنوان جهیزیه به وی هدیه دهند، تا به نحوی به او کمک کرده باشند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۳) نگرش به ویژگیهای فضایی- کالبدی – آیا شکل و شمایل ظاهری شهر(نمای ساختمانها/ شکل کوچهها و خیابانها/ پارکها/ پاکیزگی معابر) و امکانات و خدمات شهری(خدمات آموزشی/ درمانی/ ورزشی/ فرهنگی/ تفریحی/ حمل و نقل) در ادامه زندگیتان در اینجا تاثیری دارد؟ بیشتر شرکت کنندگان بیان داشتند که در نسیمشهر ظاهر اکثر ساختمانها فرسوده و قدیمی، شکل کوچه و خیابانها نامناسب، تعداد پارکهای محلی ناکافی و خیلی از محلهها(جویها، کوچههای تنگ، بازارچهها و…) نیز از نظافت و پاکیزگی لازم برخوردار نیستند. از نظر بیشتر آنها، نسیمشهر از لحاظ خدمات(درمانی، آموزشی، تفریحی و فرهنگی) با کمبود مواجه است، اما خدمات تجاری و حمل و نقل عمومی نسبتاً کافی و متناسب با نیاز ساکنین میباشد. بیشتر شرکت کنندگان بیان داشتند گرچه به نظر آنها نسیمشهر از لحاظ این ویژگیها چندان وضعیت مطلوبی ندارد، اما عوامل دیگری چون(ساختن تدریجی نسیمشهر به دست خودشان، نزدیکی به اقوام و خانواده، شناخت هممحلهایها و اعتماد میان آنها، ترس از ترک نسیمشهر و تجربه مکان دیگر برای زندگی و…) تاثیر بسیاری بر ماندگاری آنان در این شهر دارد. یکی از شرکت کنندگان بیان داشت که وضعیت درمانگاهها، کوچهها و خیابانها، ساختمانها و … بالاخره درست می شود، اما مهم این است که تنها نیستیم و اگر مشکلی پیش بیاید، دلمان به بقیه گرم است. – با توجه به مضامین استخراج شده از بحثهای گروهی متمرکز انجام گرفته در نسیمشهر، میتوان بیان کرد که عامل سرمایه اجتماعی، مهمترین عامل در ایجاد حس تعلق به مکان در نسیمشهر است. شکل گیری نسیمشهر به عنوان یک اسکان غیررسمی به دست خود ساکنین؛ وجود روابط قوی و گسترده ساکنین نسیمشهر با خانواده، اقوام، آشنایان، هممحلهای و همسایهها؛ قرارگیری در شبکه های اجتماعی وابسته به قومیت و مبدا مهاجرت؛ همزبانی بخش عمدهای از ساکنین و… به عنوان عناصر شکلدهنده سرمایه اجتماعی نسبت به سایر عوامل بررسی شده در پژوهش حاضر، تاثیر بیشتری بر شکل گیری تعلق مکانی ساکنین داشته است. با توجه به نتایج حاصل از پیمایش نیز میتوان گفت که در کنار طولانی بودن مدت زمان سکونت، عامل تعیینکننده و اصلی در شکل گیری حس تعلق مکانی ساکنین نسیمشهر، سرمایه اجتماعی است و تاثیر آن نسبت به سایر عوامل بررسی شده در تحقیق حاضر بر حس تعلق مکانی ساکنین نسیمشهر، بسیار بیشتر میباشد. فصل ۵ نتیجه گیری و پیشنهادات ۱- ۵ نتیجه گیری با توجه به اینکه هدف تحقیق حاضر، بررسی و مقایسه عوامل مؤثر بر حس تعلق مکانی میان ساکنین شهر جدید پرند(اسکان رسمی) و ساکنین نسیمشهر(اسکان غیررسمی) عنوان شده است. در مبانی نظری تحقیق، مفهوم حس تعلق مکانی از نقطه نظر افراد مختلف تعریف و نظریه های مرتبط با آن در دو رویکرد روانشناسیمحیطی و پدیدارشناسی مطرح شد. همچنین ابعاد حس تعلق مکانی مشخص و ابعاد عاطفی، شناختی و رفتاری مبنای بررسی و شناخت حس تعلق مکانی در نمونههای موردِ مطالعه قرار گرفت. سپس به منظور بررسی و مقایسه عوامل مؤثر بر ایجاد حس تعلق مکانی در میان ساکنین شهرجدیدپرند و نسیمشهر؛ عوامل سرمایهاجتماعی، سرمایهفرهنگی، نگرش به ویژگیهای فضایی- کالبدی، مدت زمان سکونت، ویژگیهای فردی و تاثیر آنها بر حستعلقمکانی در هر دو نوع اسکان مبنای مطالعه و سنجش با بهره گرفتن از روش ترکیبی(پیمایش در زمره روشهای کمّی و بحث گروهی متمرکز در زمره روشهای کیفی، به عنوان یک روش تکمیلی پس از پیمایش) قرار گرفت. در ذیل نتایج و تحلیل فرضیات تحقیق در نمونههای مورد مطالعه(شهرجدیدپرند و نسیمشهر) بر اساس جمعبندی یافتههای حاصل از روش پیمایش و بحث گروهی متمرکز با تاکید بر مفاهیم مطرح شده در مبانی و چارچوب نظری، بیان می شود: فرضیه اول: به نظر میرسد بین سرمایه اجتماعی و حس تعلق مکانی ساکنین شهر جدید پرند/ نسیمشهر رابطه معناداری وجود دارد. نتایج حاصل از پیمایش نشاندهنده همبستگی بالا و مستقیم بین این دو متغیر در شهر جدید پرند و نسیمشهر است – نتایج حاصل از بحث گروهی متمرکز نیز گویای همین امر است- با این تفاوت که میانگین حس تعلق مکانی(۶۸/۳۳) و سرمایه اجتماعی(۳۷/۲۶) در ساکنین شهر جدید پرند نسبت به میانگین حس تعلق مکانی(۶۷/۴۱) و سرمایه اجتماعی(۳/۳۵) در ساکنین نسیمشهر، پایینتر میباشد. – پایینتر بودن سرمایه اجتماعی و به تبع آن حس تعلق مکانی در شهر جدید پرند را بر اساس نتایج حاصل از پیمایش و بحث گروهی متمرکز میتوان به شرح زیر تبیین نمود: به نظر میرسد با توجه به اینکه عمده جمعیت شهر جدید پرند به شکلی یکباره و به خصوص با تکمیل پروژه های انبوهسازی مسکن مهر به این شهر مهاجرت کرده و در روند شکل گیری، ساخت و برنامه ریزی شهر مشارکت داده نشده و نیازهایشان چندان شناسایی و مورد توجه قرار نگرفته است، از حس تعلق مکانی و سرمایه اجتماعی کمتری نیز برخوردار میباشند. از آنجائیکه شکل گیری تدریجی و مستمر شهر در طول زمان سبب ایجاد هستههای اولیه اجتماعی، پیوندها، روابط و شبکه های اجتماعی میگردد؛ مهاجرت تدریجی افراد جدید می تواند زمینه ساز گسترش و عمق این شبکه های اجتماعی شود، درحالیکه ورود دفعی و به یکباره جمعیت در شهر جدید پرند، فرصت ایجاد پیوندها، روابط و شبکه های اجتماعی را تا حد زیادی مخدوش و شکل گیری آن را بسیار مشکل ساخته است. عدم شکل گیری شبکه های اجتماعی، قومی از یکسو و عدم حضور خانواده، اقوام، دوستان و آشنایان ساکنین در شهر جدید پرند از سویی دیگر، سبب کمرنگ شدن پیوندهای عاطفی، احساسی و به خصوص اجتماعی ساکنین با این شهر شده است. همچنین فقدان اماکن و فضاهای عمومی (فرهنگسرا، سرای محله و…) مبنی بر رویکرد توسعه و تعمیق شبکه های اجتماعی، مشارکت و اعتماد؛ زمینه را برای تعلق عاطفی و احساسی و قرارگیری در شبکه های خانوادگی و اجتماعی خارج از محل سکونت(شهر جدید پرند) ایجاد کرده است که می تواند مانع از شکل گیری حلقههای ارتباطی ساکنین و حس تعلق مکانی آنها شود. به نظر میرسد جمعیت شهر جدید پرند به شکلی موزائیکی و تکهتکه در کنار هم جای گرفتهاند و افراد بدون شناخت قبلی و یا پرس و جو، بلکه از طریق ثبتنام در طرحها و تعاونیهای مسکن یا به دلیل قیمت مناسبتر زمین و مسکن در پرند نسبت به تهران به آنجا مهاجرت کرده و صاحبخانه شده اند(همانطور که در نتایج حاصل از بحث گروهی متمرکز نیز خانهدار شدن در پرند از جمله مهمترین دلیل شرکت کنندگان برای مهاجرت به این شهر بود) که این مسئله سبب شکل گیری همسایگیهای نامتجانسی گشته که خود زمینه ساز عدم برقراری روابط همسایگی، پیوندها و شبکه های اجتماعی و در نتیجه کاهش حس تعلق به مکان در ساکنین شهر جدید پرند شده است. – بالاتر بودن سرمایه اجتماعی و به تبع آن حس تعلق مکانی در نسیمشهر را بر اساس نتایج حاصل از پیمایش و بحث گروهی متمرکز میتوان به شرح زیر تبیین نمود: شکل گیری نسیمشهر در طی زمان و به صورت تدریجی، به دست خود ساکنین و با مشارکت آنها در کنار وجود شبکه های قومی، خانوادگی و زبانی قوی که در طی زمان شکل و گسترش یافته است، بر ایجاد و تقویت حس تعلق مکانی و سرمایه اجتماعی ساکنین نسیمشهر اثرگذار بوده است. همچنین حضور اقوام، خویشان، دوستان و آشنایان ساکنین در نسیمشهر؛ قرارگیری در شبکه های اجتماعی و قومی؛ وجود اعتماد؛ مشارکت در مراسم گروهی و خاطرات مشترک؛ زمینه ساز پیوندهای عاطفی و اجتماعی ساکنین با نسیمشهر شده است. با توجه به این موضوع که شبکه های قوی اجتماعی از ابتدا زمینه مهاجرت افراد را به نسیمشهر پدید آورده و اکثر هممحلهایها و همسایهها نیز از همشهریهای مبدا مهاجرت – غالباً آذری- هستند، میتوان بیان کرد که پیوندها و شبکه های خانوادگی، قومی و زبانی در نسیمشهر بسیار پررنگ بوده و عامل مؤثری در جهت ایجاد و تقویت حس تعلق مکانی میباشد. به عبارتی در نسیمشهر، اغلب افراد به کمک اقوام خود که پیشتر به این شهر آمدهاند به آنجا مهاجرت کرده، در یک محیط آشنا که نیازهایشان را برطرف و از آنها حمایت می کند، قرار میگیرند و همچنین از سوی شبکه های بزرگتر خانوادگی و قومی نیز پشتیبانی میشوند که مجموعه این عوامل می تواند سبب حس تعلق مکانی ساکنین به نسیمشهر و نیز پایداری جمعیت در این شهر باشد. به نظر میرسد وجود شبکه های قومی، خانوادگی و زبانی در نسیمشهر سبب شکل گیری مجموعه روابط و شرایطی مشابه محدوده سابق زندگی – شهر مبدا مهاجرت- شده است و این شباهت و همگنی خود می تواند زمینه ساز تمایل به حفظ نزدیکی با موضوع مورد تعلق (مکان) و شکل گیری حستعلقمکانی در ساکنین نسیمشهر باشد، که در بُعد رفتاری حستعلقمکانی به آن پرداخته شد. بنابراین میتوان گفت تکوین پیوندهای اجتماعی و حضور در شبکه های اجتماعی در مکانی معین، باعث پدیداری روحجمعی در ساکنان آن مکان می شود(Coleman,1988.Putnam,1993 Bourdiue,1986). بطوریکه مکان خاص یادآور خاطرات جمعی افراد میگردد و همین امر نوعی حس تعلق به مکان را در آنان ایجاد می کند. بر این اساس رابطهای عمیق میان حس تعلق به مکان در ساکنین و سرمایه اجتماعی آنان وجود دارد. تکوین پیوندهای اجتماعی مبتنی بر اعتماد در مکانی خاص تعلقات بینفردی و تعلق فرد به مکان را افزایش میدهد. بدینگونه پیوند محکمی بین روابط اجتماعی و مکان ایجاد این روابط برقرار می شود و فرد با التزام خود به مکان، سعی در حفظ این روابط دارد، زیرا این سرمایه تا اندازه زیادی وابسته به مکان و مکانمند است. همانطور که در ساکنین نسیمشهر به دلیل سرمایه اجتماعی قوی، میزان تعلق مکانی نیز بالاتر است. فرضیه دوم: به نظر میرسد بین سرمایه فرهنگی و حس تعلق مکانی ساکنین شهر جدید پرند/ نسیمشهر رابطه معناداری وجود دارد. نتایج حاصل از پیمایش نشاندهنده همبستگی متوسط به پایین و معکوس بین این دو متغیر در شهر جدید پرند و همبستگی متوسط به بالا و معکوس بین این دو متغیر در نسیمشهر است. در شهر جدید پرند میانگین حس تعلق مکانی برابر(۶۸/۳۳) و سرمایه فرهنگی برابر(۵/۱۳) است و در نسیمشهر میانگین حس تعلق مکانی برابر(۶۷/۴۱) و سرمایه فرهنگی برابر(۶۱/۹) میباشد. – با توجه به اینکه میانگین سرمایه فرهنگی در شهر جدید پرند اندکی بالاتر از نسیمشهر و با اختلافی جزئی بهم نزدیک است و همبستگی متغیر حس تعلق مکانی و سرمایه فرهنگی در هر دو شهر متوسط و معکوس میباشد، نتایج حاصل از پیمایش را میتوان به شرح زیر تبیین نمود: یکی از عوامل دیگری که به نظر میرسد بر حس تعلق مکانی ساکنین مؤثر باشد، سرمایه فرهنگی است و همانطور که از نتایج حاصل از فرضیات تحقیق و مبانی نظری پژوهش حاضر بر می آید، افراد با سطح سرمایه فرهنگی متفاوت، برداشتهای متفاوتی از مهاجرت و زندگی در مکان دارند. با توجه به اینکه افراد با سرمایه فرهنگی بالاتر، حس تعلق مکانی کمتری به شهر جدید پرند یا نسیمشهر داشتند، میتوان گفت که به نظر میرسد ساکنین دارای سرمایه فرهنگی بالاتر، سکونت در شهر جدید پرند یا نسیمشهر را به نوعی یک تحرک اجتماعی رو به پائین برای خود تلقی می کنند. به عبارتی افرادی که سطح سرمایه فرهنگی بالاتری دارند(مطالعه بیشتر؛ استفاده بیشتر از اینترنت؛ تحصیلات بالاتر؛ اطلاعات گستردهتر؛ و تجربه مکانها و محیطهایی با خدمات و امکانات بیشتر)، از یک سو توقعات و انتظارات متفاوتی را از زندگی در محل سکونت خود دارند، به مقایسه ذهنی مکان زندگی خود با دیگر مکانها میپردازند و مکانی را مطالبه می کنند که بیشتر بتواند پاسخگوی نیازها، خواسته ها و ایدهآلهایشان باشد و از سوی دیگر ارتباط و پیوندهای اجتماعی کمتری با محیط برقرار کرده که مجموعه این عوامل می تواند در عدم شکل گیری حس تعلق مکانی مؤثر باشد. در واقع تعلق به مکان رابطه نمادین ایجاد شده توسط افراد با مکان است که معانی احساسی، عاطفی و فرهنگی مشترکی به یک فضای خاص میدهد. تعلق به مکان مبنایی برای درک فرد و گروه نسبت به محیط است و معمولاً در محیطی فرهنگی به وجود می آید. بنابراین تعلق به مکان، چیزی بیش از تجربه عاطفی و شناختی بوده و باورهای فرهنگی مرتبطکننده افراد به مکان را نیز شامل می شود(Altman & Low,1992). بنابراین میتوان گفت ساکنین یک منطقه به طور نسبی از سرمایه فرهنگی، ذائقهها و سبک زندگی مشابهی برخوردارند(Bourdiue,1986) و حضور در مکانی خاص مبین سرمایهفرهنگی حضار آن است که این امر خود بر حس تعلق مکانی ساکنین مؤثر است؛ گرچه باید توجه داشت افرادی که سطح سرمایهفرهنگی متفاوتی نسبت به دیگران دارند، سطح متفاوتی از حستعلقمکانی نیز در آنان دیده می شود، حتی اگر در یک مکان مشترک زندگی کنند. فرضیه سوم: به نظر میرسد بین نگرش به ویژگیهای فضایی- کالبدی و حس تعلق مکانی ساکنین شهر جدید پرند/ نسیمشهر رابطه معناداری وجود دارد. نتایج حاصل از پیمایش نشاندهنده همبستگی بالا و مستقیم بین این دو متغیر در شهر جدید پرند و همبستگی متوسط به پایین و مستقیم بین این دو متغیر در نسیمشهر است – نتایج حاصل از بحث گروهی متمرکز نیز گویای همین امر است- در شهر جدید پرند میانگین حس تعلق مکانی برابر(۶۸/۳۳) و نگرش به ویژگیهای فضایی و کالبدی برابر(۰۲/۳۲) است و در نسیمشهر میانگین حس تعلق مکانی برابر(۶۷/۴۱) و نگرش به ویژگیهای فضایی و کالبدی برابر(۳۸/۳۴) میباشد. – با توجه به همبستگی بالا و مستقیم بین حس تعلق مکانی و نگرش به ویژگیهای فضایی و کالبدی در شهر جدید پرند، نتایج حاصل از پیمایش و بحث گروهی متمرکز را میتوان به شرح زیر تبیین نمود: همبستگی بالا و مستقیم بیانگر این است که هرچه ساکنین شهر جدید پرند نسبت به ویژگیهای فضایی و کالبدی نظر مساعدتری داشته باشند و این ویژگیها را مطلوبتر ارزیابی کنند، حس تعلق مکانی بالاتری دارند و بالعکس. اما با توجه به اینکه میانگین نمره نگرش به ویژگیهای فضایی- کالبدی در شهر جدید پرند در سطح بالایی قرار ندارد و ساکنین این عناصر را چندان مطلوب ارزیابی نکرده اند و همچنین حس تعلق به مکان نیز در میان ساکنین نسبتاً پایین است، میتوان گفت از آنجائیکه اغلب ساکنین شهر جدید پرند(بر مبنای هدف طرح شهر جدید پرند که لزوم هدایت سرریز جمعیت و فعالیتهای اقتصادی از کلانشهر تهران به سوی این شهر است) قبلاً ساکن تهران بوده اند و از تهران به این شهر مهاجرت نموده اند؛ انتظارات آنان از عناصر کالبدی، خدمات و امکانات شهری چیزی شبیه به شهر تهران است، اما به دلیل عدم تناسب این موضوع با انتظارات افراد و عدم تشابه عناصر کالبدی، خدمات و امکانات شهری با مبداء مهاجرت(شهر تهران) و برآورده نشدن نیازها و خواسته های مهاجرین در این شهر، نگرشی نسبتاً نامطلوب به ویژگیهای فضایی- کالبدی، خدمات و امکانات شهری در میان ساکنین شکل گرفته است که موجب عدم حس تعلق مکانی آنها به شهر جدید پرند شده است. با توجه به اینکه شهر جدید پرند، یک نوشهر است و باید زمینه ساز حس تعلق مکانی در میان ساکنین خود باشد تا بتواند به هدف تعیین شده در طرح جامع خود مبنی بر هدایت سرریز جمعیت تهران با تاکید بر پایداری و ماندگاری این جمعیت در شهر جدید پرند دست یابد، به نظر میرسد که توجه به عناصر کالبدی، خدمات و امکانات شهری بر مبنای استانداردهای کیفی می تواند نقش مژثری را در ایجاد و تقویت حس تعلق مکانی ساکنین این شهر ایفا کند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ماده ۷۵: « در حین معاینات و تحقیقات محلی مستنطق تمام آثار و علاملت مقتضیات محل را در نظر گرفته است و آنچه را که دیده در صورتجلسه قید می کند.» این صورت مجلس می تواند برای قاضی علم آور باشد. لذا اماراتی که برای قاضی علم آور نیست نمی تواند مستند حکم قرار گیرد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ماده ۷۸ که بر نظر اهل خبره صحه می گذارد و نظریه اهل خبره، اگر مورد تأئید قاضی باشد، طریقی برای احراز علم است. مواد ۸۷ در خصوص نظر اطباء و ماده ۲۷۸ در مورد معاینات و تحقیقات محلی هم چنین است. در ماده ۴۶۶ ، برشمردن موارد اعاده محاکمه یا تجدیدنظر ، « نشانگر آن است که حکم محکومیت متهم به استناد هر دلیلی که باشد در موارد مذکور خلاف پذیر است، بنابراین اقرار، شهادت و قسم طریقیت دارد و موضوعیت و اعتبار آنها در صورتی است که با اوضاع و احوال مسلم قضیه مخالف نباشد.»[۷۲] لذا بدون تردید از دیدگاه قانون آیین دادرسی کیفری سال ۱۲۹۰ و اصلاحیه های بعد از آن: ابتدا، علم قاضی حجت و معتبر است و به عنوان دلیل مستقل، یکی از دلایل اثبات جرم می باشد. دوم، ارزش و اعتبار سایر دلایل اثبات جرم و امارات قضایی مورد استناد منوط به عدم مغایرت آنها با علم قاضی بود. سوم، علم قاضی، مستنبط از سایر دلایل اثبات جرم بود. چهارم، علم قاضی در رأس ادله اثبات جرم قرار داشت پنجم، علم قاضی موضوعیت و سایر ادله و امارات طریقیت داشت لذا علم قاضی در صورتی معتبر و واجد نقشهای پنجگانه مذکور بود که نوعی و ناشی از طرق و اسباب متعارف و معمولی بوده باشد. در نتیجه علم شخصی قاضی که از راه های غیر متعارف و خارق العاده حاصل می شد فاقد اعتبار بود. قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری مصوب ۲۵/۳/۱۳۵۶ بند یک ماده ۲۲ این قانون مقرر می داشت: « در کلیه اتهامات از درجه جنحه به استثنای جنحه های باب دوم قانون مجازات عمومی، هرگاه متهم به ارتکاب جرم اقرار نماید … ۱) اقرار متهم حسب محتویات پرونده باید مقرون به واقع باشد.» پس به استناد این ماده اقرار به عنوان دلیل قانونی مشروط به مطابقت آن با واقع می تواند برای قاضی علم آور باشد. گفتار دوم: جایگاه علم قاضی در قانون بعد از انقلاب اسلامی باید گفت که بعد از انقلاب اسلامی، تغییراتی در سیستم دلائل موجود ایجاد شد، بدین صورت که از پیروی صرف دلائل قانونی دست برداشته و به سمت پیروی از سیستم دلائل معنوی یا اقناع وجدانی قاضی نیز گرایش نشان داده شده است. در حقوق کیفری ما، با پذیرش علم قاضی به عنوان یکی از دلائل اثبات دعوی، دلائل اثبات جرائم محدود و منحصر به اقرار و شهادت و شهود و قسم نبوده و در کنار سیستم دلائل قانونی، سیستم دلائل معنوی یا همان اقناع وجدانی قاضی نیز بر بسیاری از جرائم کیفری حکمفرمایی داشته است. پس از انقلاب در حقوق کیفری ایران، اقرار و شهادت و قسم جز در چند مورد خاص از جرائم، در بقیه موارد، طریقیت دارند و هر کدام طریقی برای ایجاد علم و قناعت وجدانی قاضی می باشند و تنها در صورتی که برای وی ایجاد علم کنند و او را به صحت ادعای مدعی متقاعد نمایند، می تواند مستند حکم قرار گیرند و به قاضی اجازه داده شده که پیرامون دلایل اقامه شده (اقرار و شهادت) به کنکاش و تحقیق بپردازند و چنانچه به صحت دلایل مزبور و منطبق بودن آنها با واقعیت امر، علم حاصل نمودند، مطابق با آنها رفتار نمایند. لذا بعد از انقلاب اسلامی در قوانین و مقررات، تغییراتی در راستای اسلامی کردن قوانین صورت گرفت که این قوانین، در رابطه با اعتبار علم قاضی در این گفتار بیان می گردد. قانون مجازات اسلامی (حدود و قصاص) مصوب ۱۳۶۱ قانونگذار در این قانون، تنها سیستم دلائل قانونی را به رسمیت نشناخته بلکه در تهیه و تدوین قانون مورد بحث، از سیستم دلائل معنوی و اقناع وجدان قاضی نیز تبعیت کرده است مثلاً در ماده ۱۲۰ قانون فوق الذکر، علم قاضی به عنوان دلیل اثبات کلیه جرائم مورد پذیرش مقنن قرار گرفته است و از طرف دیگر طبق نصوص مواد ۲۷، ۱۲۰، ۱۵۱، ۱۵۸ و ۲۱۶ قانون مورد بحث، قانونگذار صریحاً علم قاضی را دلیل اثبات بسیاری از جرائم معرفی نموده و تصریح قانونگذار در مواد فوق به ویژه اشاره وی به قتل که از مهمترین جرائم است دلالت بر این امر دارد که مقنن سال ۶۱ نیز اعتقاد باطنی قاضی را به رسمیت شناخته و برای اقناع وجدانی وی اهمیت خاصی قائل شده است لذا می توان گفت که، معیار و ملاک اصلی اثبات جرائم در این قانون، اقناع وجدانی قاضی بوده است. بررسی علم قاضی در قانون تعزیرات مصوب ۱۳۶۲ در قانون تعزیرات سال ۶۱، قانونگذار برای جرائم مورد نظر، دلائل اثبات جرم را احصاءو مشخص ننموده است بنابراین می توان گفت دلائل اثبات جرائم در این بخش، معنوی است و از سیستم اقناع وجدانی قاضی تبعیت شده است. در این قانون دلائل اثبات جرم (اقرار، شهادت، قسامه) طریقیت دارند و هر کدام طریقی برای کشف حقیقت و راهی به سوی اثبات جرائم مستوجب تعزیر می باشند و آنچه موضوعیت دارد علم قاضی است که با حصول اقناع وجدانی قاضی، حاصل می گردد، هرچند قانونگذار در این قانون دلائل اثبات جرم را بیان نکرده است اما تردیدی نیست که این بخش همانند قانون مجازات اسلامی از جهت دلائل اثبات جرم، تابع قاعده کلی می باشد یعنی اقرار و شهادت و قسم از دلائل اثبات جرائم این قانون نیز به شمار می آید و تنها وقتی حجت و معتبر است که موجب حصول اقناع وجدانی در قاضی گردد. علم قاضی در این قانون از جایگاه ویژه برخوردار است بدین معنا که علم قاضی در این بخش از قانون (تعزیرات)، هرگاه از طریق قرائن و امارات قضایی و به صورت متعارف به دست آید چون کاشفیت تام دارد، از حجیت برخوردار است، در اینصورت می تواند به عنوان دلیلی تام و مستقل در اثبات جرم به کار رود. از طرف دیگر با توجه به عدم ذکر دلائل اثبات دعوی در این قانون از سوی قانونگذار که دلائل اثبات جرم را از ویژگی معنوی بودن برخوردار می کند و با توجه به اینکه علم قاضی نیز به عنوان یکی از دلائل اثبات دعوی بعد از انقلاب مورد پذیرش قرار گرفته استلذا استناد قاضی به علم خود به عنوان دلیل اثبات جرائم، جایز و بلا اشکال است و هرچند در این قانون، ذکری از ادله اثباتنکرده است اما بدیهی است که قانون فوق از حیث دلائل اثبات جرائم، تابع قواعد عمومی می باشد. قانون تعیین موارد تجدیدنظر احکام دادگاهها و نحوه رسیدگی به آنها مصوب ۱۴/۷/ ۱۳۶۷ قانونگذار در این قانون، مورد توجه خاصی قرار داده است و با عنایت به مواد ۶ و ۷ و ۸ این قانون[۷۳]، قانونگذار هر یک از دلائل اثبات دعوی (اقرار، شهادت، قسم) را با توجه به ذات و ماهیتشان خلاف پذیر دانسته و ارزش ذاتی برای آنها قائل شده است و ادله قانونی، اقرار، شهادت و قسم طریقیت داشته و فقط راهی به سوی کشف حقیقت بوده و می تواند برای قاضی ایجاد علم نماید و علم قاضی در این قانون موضوعیت دارد و این علم قاضی است که با توجه به مدارک استنادی و امارات موجود در پرونده و دلائل ارائه شده به دست می آید بنابراین هر یک از دلائل اقامه شده در صورتی نافذ و معتبر است که بر طبق تشخیص قاضی با واقعیت امر منطبق بوده و برای قاضی، قناعت وجدانی حاصل نماید والا هیچگونه اعتباری نداشته و ارزش دلیل بودن را از دست خواهند داد. از آنجا که ادله اثبات دعوی کیفری (اقرار، شهادت، قسامه) و همینطور قرائن و امارات قضایی حاصل از جرم در اثبات جرائم از کاشفیت تام برخوردار نمی باشند و امری خلاف پذیرند، چنانچه برای قاضی نسبت به خلاف واقع بودن مدارک و دلائل اقامه شده علم پدید آید، با توجه به اینکه قانونگذار نسبت به اثبات خلاف واقع بودن دلائل فوق اجازه داده است، بنابراین چنانچه قاضی، خود و یا توسط دیگری، به واسطه دلائل و امارات دیگر، پی به اشتباه حکم صادره ببرد و برای او نسبت به خلاف واقع بودن حکم، علم حاصل شود، این علم حاصله معتبر بوده و موجب نقض حکم صاده خواهد شد لذا در این قانون، علم قاضی از اهمیت خاصی برخوردار بوده و هریک از دلائل و امارات مستند در حکم در صورتی معتبر و نافذ می باشند که با علم قاضی و استنباط وی نسبت به واقع، مغایرتی نداشته باشد. قانون تشکیل دادگاههای کیفری ۱ و ۲ و شعب دیوان عالی کشور مصوب ۲۰/۴/۱۳۶۸ در این قانون نیز، جایگاه علم قاضی به نحوی قابل ملاحظه است و قانونگذار، علم ناشی از مشاهدات شخصی را به رسمیت شناخته و رسیدگی و صدور حکم براساس دلیل فوق (علم حاصل در اثر مشاهدات شخصی) را وظیف قانونی قضات به حساب آورده است. ماده ۲۲ قانون معنونه مقرر می دارد: « دادگاههای کیفری در موارد زیر شروع به رسیدگی مینمایند: ۱ – اقامه دعوی و شکایت شاکی یا مدعی خصوصی به واسطه وقوع جرم یا ضرر و زیانی که از جرم به آنان وارد آمده است. ۲ – در مورد جرائم مشهودی که جنبه عمومی دارد و یا جرائمی که زمینه را به تشخیص قاضی برای جرائم عمومی فراهم میآورد. ۳ – اعلام و اخبار ضابطین دادگستری یا اشخاصی که از قولشان اطمینان حاصل شود (در جرائمی که دارای جنبه عمومی است) ۴ – تقاضانامه و یا کیفرخواست دادسرا. ۵ – حکم دادگاه کیفری ۲ در تعقیب امر جزایی در مقام حل اختلاف عقیده بین بازپرس ودادستان. ۶ – سایر مواردی که در قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی پیشبینی شده باشد.» با توجه به بندهای ۲ و ۳ ماده مرقوم، در مورد جرائم مشهود، قضات دادگاههای کیفری مکلف به رسیدگی می باشند و در این مورد تشخیص و استنباط شخصی قاضی و اطمینان و قناعت وجدانی وی، به تعبیر دیگر علم قاضی نقش تعیین کننده ای دارد به نحوی که مقنن، مقنن قضات را مکلف نموده در صورت حصول علم و اطمینان و اقناع وجدانی، بر طبق آم مبادرت به رسیدگی و صدور حکم نمایند، بدون اینکه نیاز به اقرار و شهادت و قسامه داشته باشدو در اینجاست که می توان گفت مقنن قانون مورد بحث، علم قاضی را به عنوان دلیلی مستقل در اثبات جرم به رسمیت شناخته است. قانون مجازات اسلامی مصوب ۷ / ۹ / ۱۳۷۰ نصوص متعددی از قانون مجازات اسلامی، ارزش و اعتبار دلائل را منوط به ایجاد علم برای قاضی می داند. با این حال در خصوص قلمرو حجیت علم قاضی، اختلاف نظرهایی وجود دارد. مطابق نظریه حجیت محدود علم قاضی، ادله عام، اقرار و شهادت شهود و قسامه می باشند، در مواردی چند قانونگذار به نحوء استثناء تصریح به حجیت علم قاضی نموده اما این موارد استثنائی را باید تفسیر مضیق نمود. طرفداران این دیدگاه در تفسیر ماده ۱۰۵ قانون[۷۴] مذکور می گویند: « در این ماده هدف تعمیم قلمرو حجیت علم قاضی نبوده، اگر چنین بود و قانونگذار قصد گسترش قلمرو حجیت علم قاضی را به عنوان دلیل اثبات کلیه جرائم داشت، متعاقباً در مواد ۱۱۹، ۱۲۰، ۱۲۸، ۲۳۱، ۳۰۵، ۳۱۵ در مجموعه ادله اثبات جرائم مذکور علم قاضی را به عنوان دلیل احصاء نمی کرد. تصریح قانونگذار به این امر و معرفی علم قاضی به عنوان دلیل اثبات جرائم خاص فوق بعد از وضع ماده ۱۰۵ دلالت بر این مطلب دارد که قانونگذار ما در تدوین ماده ۱۰۵، در صدد توسعه علم قاضی و بیان کلی حکم نبوده است. » اما در دیدگاه دیگر مبنی بر حجیت نامحدود علم قاضی، طرفداران این نظر، کلیت و اطلاق ماده ۱۰۵ را به گونه ای می دانند که مقررات عام و کلی ماده ۱۰۵ با مقررات خاص سایر مواد قانونی که علم قاضی را به عنوان یکی از دلائل اثبات جرم آورده
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۷
شرکت تعاونی دانش بنیان نوین شیار
شرکت آرمان صنعت هراز
شرکت تعاونی فارمند کشت شرق
فروشگاه بخشی
۸
شرکت پرتوگستران صنعت دماوند
شهرداری سرخرود
بخشداری سرخرود
شهرداری بهنمیر
۳-۶- روش گردآوری دادهها
۳-۶-۱- مطالعات کتابخانهای و اینترنتی
داده ها و اطلاعاتی که از این طریق به دست می آیند از نوع ثانویه هستند یعنی قبلا تولید شده اند و از طریق بررسی کتب، مجلات، پایان نامه ها و سایر مستندات موجود در کتابخانه های تخصصی به دست می آیند.در خصوص ادبیات موضوع با توجه به کمیابی منابع کتابخانهای در مورد موضوع تحقیق، بیشتر از منابع اینترنتی و پایگاههای اطلاعاتی علمی معتبر بین المللی مانند Emerald, Springer, Science direct و پرتال جامع علوم انسانی[۶۷]، و پایگاه مجلات تخصصی نور[۶۸] استفاده شده است که این مسئله بر اهمیت و بهروز بودن اطلاعات میافزاید.
۳-۶-۲- مطالعات میدانی
روش های میدانی به روش هایی اطلاق می شود که محقق ناگزیر است به محیط بیرونی و واقعی برود و با مراجعه به عناصر محیط و برقراری ارتباط مستقیم با اعضای نمونه آماری به گردآوری اطلاعات بپردازد(رضوانی،۱۳۹۱). در این پژوهش جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه کاغذی و الکترونیکی استفاده شد. ۳-۷-ابزار سنجش در تحقیق پیش رو، از پرسشنامه کاغذی و الکترونیکی برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز استفاده شده است. همچنین به منظور سنجش متغیرهای تحقیق از مقیاس ترتیبی در قالب طیف ۷ تایی لیکرت استفاده شده است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در این پژوهش از دو نوع پرسشنامه استفاده شده است: ۱- پرسشنامه مربوط به شرکت ۲-پرسشنامه ارزش ویژه برند مربوط به مشتریان شرکت پرسشنامه شرکت: پرسشنامه شرکت که برای انجام این تحقیق در نظر گرفته شده است از۶ بخش تشکیل شده است. در بخش اول ۱۰ سوال جمعیت شناختی مطرح گردیده است که به تجزیه و تحلیل ویژگی های پاسخگویان می پردازد. بخش دوم شامل ۵ سوال می باشد که این سوالات به بررسی نگرش افراد پاسخگو نسبت به رهبری پرداخته است.در بخش سوم که به تحلیل و درک بازار می پردازد، ۴ سوال مشاهده می گردد که پاسخگو می بایست با توجه به نظر خود به آنها جواب مناسب دهد.در بخش چهارم راهبرد بازاریابی به وسیله ۴ سوال سنجیده می شود. همچنین بخش پنجم و ششم که متغیرهای زیر ساختهای بازاریابی و آمیخته بازاریابی می باشند به ترتیب شامل ۴ و ۱۴ سوال می باشند. پرسشنامه مشتریان: پرسشنامه مشتری که برای انجام این تحقیق در نظر گرفته شده است از۵ بخش تشکیل شده است. در بخش اول ۸ سوال جمعیت شناختی مطرح گردیده است که به بررسی ویژگی های پاسخ دهندگان می پردازد. بخش های بعدی، سوالات مربوط به ابعاد ارزش ویژه برند را می سنجد که در بخش دوم آگاهی از برند به عنوان یکی از ابعاد ارزش ویژه برند شامل ۵ سوال می باشد. در بخش سوم که به وفاداری برند می پردازد، ۳ سوال مشاهده می گردد.در بخش چهارم، کیفیت برند به وسیله ۴ سوال سنجیده می شود. همچنین بخش پنجم که تداعی برند می باشد شامل ۸ سوال می باشد. جدول ۳-۱ معیار های مطرح شده در این تحقیق را مشخص می کند: جدول۳-۳-شاخص های مطرح شده در تحقیق
متغیرها ابعاد شاخص ها محققین
رهبری شرکت های دانش بنیان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به دنبال ریاضت اقتصادی شاه در اواسط این دهه، پرداخت هزینه به روحانیون ودستمزد کارگران کاهش یافت، به دلیل افزایش تورم بسیاری از کالاهای اساسی کمیاب شدند. هزینه های اجتماعی قطع شد. این اقدامات واکنش بسیاری از مخالفان از جمله کارگران، بازاریان، روحانیون را برانگیخت. (معدل ،۱۳۸۲: ۱۷۷ ) در کنار این مسائل، پهلویسم با برگزاری جشن هنر شیراز در شهریور ۵۶ و اهانت به ارزش های اخلاقی و مذهبی ایران نشان داد که هیچگونه تلاشی در بعد فرهنگی، به ویژه بازسازی اعتبار مذهبی از دست رفته خود نکرد و بیشتر سیاست های خود را در جهت غیریت سازی با مذهب شکل داد.در چنین شرایطی بودکه نیروهای مذهبی و در رأس آن امام خمینی دال های گفتمان پهلویسم را نفی کردند و گفتمان پهلویسم را به چالش طلبیدند. در همین سال با فعال شدن ساواک، بار دیگر رعب و وحشت در میان مردم فزونی گرفت. با فوت ناگهانی سیدمصطفی خمینی فرزند امام خمینی، مخالفتها افزایش یافت. کانونها، انجمن های معلمان، دانشجویان، طلاب و شب شعرهای نویسندگان در انتقاد از گفتمان پهلویسم شکل گرفت. دانشجویان در سفر شاه به آمریکا تظاهرات بی سابقهایی به راه انداختند. (فوران،۱۳۷۷: ۵۵۸-۵۶۰) در پی انتشار مقاله توهین آمیز روزنامه اطلاعات در تخریب شخصیت امام خمینی و حمله به مردم قم در ۱۹ دی ماه ۵۶ که نشان دهنده اعلان جنگ آشکار با روحانیت تلقی می شد، همچنین کشته شدن تعداد زیادی از مردم در مراسم چهلم شهدای تبریز، اتحادی در بین علما در مخالفت با دولت شکل گرفت، مخالفتها جلوه ایی مذهبی پیدا کرد، مذهب به عنوان ایدئولوژی قدرتمند سیاسی برجسته شدومخالفت با رژیم از مخالفت قانونمند ومسالمت آمیز ملی گرایانه به مبارزه انقلابی و بنیان برنداز تودههای مذهبی تبدیل گشت. (حسینی زاده، همان : ۲۴۴-۲۴۵) در ادامه مبارزات مخالفان در جهت طرد وغیریت سازی گفتمان حاکم، امام خمینی در این روزها به ایراد سخنرانی های پرشوری علیه شاه و سرنگونی حکومت می پرداخت وبا برجسته کردن دال گفتمان خود یعنی حکومت اسلامی تمام مخالفان رژیم را جذب اندیشههای خود نمود(خمینی، ج ۲، ۱۳۷۱: ۹) زمانی که در اردیبهشت ۵۷، کماندوها به منزلِ آیت الله شریعتمداری و گلپایگانی حمله کردند، این دو مرجع بزرگ که تا پیش از این، دیدگاهی میانهرو داشته و سخن از سرنگونی رژیم به میان نمیآوردند، از این پس در کنار امام خمینی قرار گرفتند و شعار خود را در حذف گفتمان حاکم قرار دادند. در این میان گفتمان پهلویسم که در جذب توده ها و تقاضاهای جدید ناتوان شده بود تمان تلاش خود را بکار می بست تا بتواند مجدداً اعتبار گذشته خود را باز یابد به همین خاطر شاه در سالگرد انقلاب مشروطه اعلام کرد که آزادی های بیشتری به مردم خواهد داد، انتخابات آزاد برگزار خواهد کرد ودموکراسی را در کشور محقق خواهد ساخت. اما با کشته شدن حدود چهار صد نفر از مردم در حادثه آتشسوزی سینما رکس آبادان در ۲۸ مرداد ماه، مخالفتها اوج گرفت. شاه در واکنش به این رویدادها جعفر شریف امامی را که گرایش دینی بیشتری داشت به جای جمشید آموزگار به نخست وزیری گماشت.وی نیز برای جذب اقشار مذهبی ،وعده برداشتن تقویم شاهنشاهی، برکنار کردن بهاییان از پست های دولتی، بستن قمار خانه ها، ایجاد وزارت امور دینی، تصویب قانون رسیدگی به فساد خاندان سلطنت وآزادی مطبوعات را به معترضین داد. (فوران،۱۳۷۷: ۵۶۱)اما امام خمینی این وعدهها را حقهایی بیش ندانست و همچنان بر سرنگونی رژیم اصرار میورزید. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
با به خاک و خون کشیدن مردم در ۱۷ شهریور در میدان ژاله که به جمعه سیاه معروف شده بود، احساسات مردم پیش از پیش تحریک شد. در این میان رهبران ملیگرا، مخالفان میانهرویی که خواهان اجرای قانون اساسی مشروطه بودند و برای سازش با سلطنت میکوشیدند از شیوه خود دست کشیدندوبه غیریت سازی، طرد و حذف گفتمان حاکم پرداختند.(آبراهامیان، ۱۳۷۷: ۶۳۶) اعتصابهای کارگران و بیشتر ادارات و نهاد های دولتی افزایش یافت. تقاضاها رنگ اقتصادی خود را از دست داد و ماهیت سیاسی پیدا کرد.امام خمینی مجبور به ترک عراق و اقامت درپاریس شد. حضور ایشان در پاریس کانون توجه بسیاری از رسانه ها وخبرگزاری های بین المللی قرارگرفت.(فوران، همان : ۵۶۲) مخالفان به ویژه امام خمینی با برجسته کردن دال خالی گفتمان پهلویسم خواهان استقرار حکومت اسلامی بودند. با شروع ماه محرم زمینه مساعدی برای بسیج گسترده علیه گفتمان پهلویسم فراهم شد .گروه های مذهبی در تلاش برای بسیج مردم به موضوع شهادت متوسل شدند و این ماه را «ماه خون بر شمشیر» نامیدندو با فریاد الله اکبر در پشت بام ها و تظاهرات گسترده و با شکوه در نهم و دهم این ماه، قطعنامه هایی را علیه سرنگونی گفتمان پهلویسم خواندند و آیت الله خمینی را رهبر ملت نامیدند. (معدل، همان : ۱۸۵) با این تظاهرات بزرگ آخرین امیدهای طرفداران شاه از بین رفت دولت مردان آمریکا به دنبال جایگزین مناسبی به جای آن بودند.شاه که بیش از همه سردرگم و ناتوان شده بود. به دلیل فقدان پشتوانه تئوریک لازم برای تحلیل بی قراری ها و بازسازی گفتمانی، راه چاره را در فرار از ایران می دید.با ترک شاه از ایران در ۲۶ دی ماه ۵۶ و به دنبال تشکیل شورای ۱۳ نفری سلطنت به ریاست شاهپور بختیار ، امام خمینی دستور تشکیل شورای انقلاب اسلامی را اعلام کرد. شورایی که نخستین اعضای آن را جمعی از روحانیون ،روشنفکران ملی – مذهبی مورد اعتماد امام از جمله؛ بنی صدر،بازرگا ن وسایر اعضای نهضت آزادی ، آیت الله بهشتی، آیت الله مطهری ، حجت السلام هاشمی رفسنجانی و حجت السلام باهنر تشکیل میدادند. بالاخره سه روزبعد از ورود امام خمینی به ایران در ۱۲ بهمن ۵۷ (در اواخردهه ۵۰) و استقبال بی نظیر مردم از ایشان ، بازرگان با پیشنهاد شورای انقلاب به عنوان نخست وزیر موقت ایران منصوب گردید . با پویایی انقلابی مردم ورویارویی مسلحانه بین گروه های انقلابی و گارد شاهنشاهی نهایتاً بختیار ساقط شد و بدین ترتیب گفتمان پهلویسم فرو پاشید و گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی به عنوان گفتمان مسلط به هژمونی دست یافت. اما عوامل مختلفی در فروپاشی گفتمان پهلویسم وهژمونیک شدن گفتمان اسلام فقاهتی نقش داشته اند که در ذیل به آن خواهیم پرداخت: عوامل هژمونیک شدن گفتمان اسلام فقاهتی(سیاسی) ۱- آشکار شدن نشانه های بی قراری و ناکارآمدی گفتمان پهلویسم فراهم نمودن زمینه فهم وچگونگی بروز و هژمونیک شدن گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی (نظریه)در نقد گفتمان شبه مدرنیستی مطلقه پهلویسم می باشد، که بیانگر بروز بحران و عدم تداوم انسجام دال های معنایی گفتمان پهلویسم است. گفتمان پهلویسم که با مفصل بندی دالهای غربگرایی، ناسیونالیسم شاهنشاهی، مدرنیسم و توسعه غربی(سکولاریسم) و اقتدارگرایی حول دال مرکزی سلطنت شکل گرفت، در پی آن بود تا جامعه ایران را از شکل بندی[۳۹] سنتی به شکل بندی شبه مدرن (غربی) سوق دهد.از همین رو گفتمان شبه مدرنیسم مطلقه پهلویسم تلاش می کرد تا با برجسته کردن دال اقتدار گرایی و ایدئولوژی شبه عقل گرایی مدرن خویش، سنت، مذهب، گروهبندیهای اجتماعی و…. را به عنوان دگر یا غیر به حاشیه رانده و در تحقق نوین جامعهای مدرن طردو محو نماید. گفتمان پهلویسم سعی داشت نه براساس ایجاد یک رابطه منطقی میان دولت و ملت (جامعه) بلکه با تکیه بر رابطه شاه و رعیت، ساختار اجتماعی ایران را مدرنیزه و نوسازی نماید.این چنین بود که این گفتمان نه تنها موجب ظهور و تقویت مولفههای لازم و اساسی مورد نیاز جامعه مدنی و مردم سالاری نمیشد بلکه در پی حاشیه رانی و حذف عناصری بود که می توانست در این راستا مفید واقع شوند. پهلویسم در سایه این گفتمان شکل گرفت و به کردارهای خود سامان بخشید. برای
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مال و قدرت و علم و جوانی و کارهای خوب همه وسایلی هستند که می تواند در مسیر هدف خوب قرار بگیرند و انسان را به سوی رشد و کمال سوق دهند. مانند اینکه مالدار مال خود را در مسیر کمک به فقراء و ایتام و بی نوایان و در راه خدا خرج کندو قدرت مند قدرت خود را برای کمک به مظلوم و دفع شر ظالم از مظلومان جامع به کارگیرد. عالم از علم خود به جای فخر فروشی، در مسیر تبلیغ دین مبین اسلام و آشنا کردن مردم به معارف اسلامی بهره ببرد. کسی که کارهای خوب انجام می دهد برای رضای پروردگار انجام دهد نه برای اینکه مردم از او تعریف و ستایش کنند و انسان جوان نیز جوانی خود را در اطاعت پروردگار صرف کند. اینها استفادههای مثبت از این نعمت های الهی است. ولی کسانی که خدا ترس و باتقوا نیستند، این ها را برای فخر فروشی، نخوت، کبر و غرور به کار می گیرند در این صورت همانطور که مست کننده های حواس های انسان مانند شراب که عقل انسان را زایل می کند، این چیزها هم برای باطن انسان مستی می آورد عقل انسان را از بین می برد. بنابر این انسان عاقل به کمک عقل، با دوری جستن از مستیهای یاد شده می تواند دنیای مطلوب و مناسبی را داشته باشد که با آخرت او هم در تنافی نباشد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
عقل عملی عامل قناعت در زندگی دنیوی
یکی از اصول مهم برای زندگی دنیوی انسان قناعت است. از روایتی که در توضیح خصوصیات عقل از هشام نقل شده است، این مطلب را می توان دریافت که امام علیهالسلام می فرماید: ای هشام کسی که غنا و بینیازی را دوست دارد از خدای متعال کمال عقل را مسئلت کند، چون هرکس عقل خود را به کار گیرد، قناعت می کند به قدر کفاف و هر کس به قدر کفاف قناعت کند مستغنی و بینیاز می شود و هر کس که به قدر کفایت، قناعت نکند، هیچ وقت بی نیازی و غنی را احساس نمی کند.[۳۵۸] در جملات دیگر این حدیث، امام کاظم علیه السّلام در حال شمردن ویژگیهای عاقل برای هشام می فرماید: ای هشام! عقل انسان کامل نمی شود مگر اینکه دارای ده تا خصلت باشد…. نصیب آن از دنیا به اندازه قوت باشد.[۳۵۹] ملا صالح مازندرانی در شرح این جمله از حدیث گفته است؛ جون انسان عاقل از عبرت و بصیرتی که دارد می داند که مال دنیا ماده هر شهوت و ریسمان شیطان است پس از ترس اینکه در شهوات و ریسمان شیطان گرفتار شود، دنبال مال دنیا نمی رود و هرکه به اندازه قوت از مال دنیا اکتفا نماید، هیچ وقت احتیاج پیدا نمی کند که دنبال کسب فضول دنیا باشد و هر کس بر این نوع زندگی راضی باشد، در این دنیا راحت است و در آخرت نجات و رستگاری نصیب او می شود.[۳۶۰] ایشان در ادامه سخن امام علی علیه السّلام را برای تائید مطلب آورده است که آنحضرت می فرماید: ثروتی برای از بین بردن تهیدستی و فقر بهتر از راضی بودن بر قدر کفاف از مال دنیا وجود ندارد و هر که به مقدار کفافش راضی باشد، آسودگی خود را مهیا کرده و در خوشی جای گرفته است.[۳۶۱] بنابر این یکی از آثار عقل عملی راهنمایی نمودن در جهت آسایش و آرامش دنیوی است.
عامل دوری از حرص و طمع در دنیا
در روایتی که از پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم درباره خصوصیات دهگانه انسان عاقل نقل شده، به این نکته نیز اشاره شده است که آنحضرت می فرماید: یکی از ویژگیهای عاقل این است که حرص و طمع از او آشکار نمی گردد.[۳۶۲] یعنی انسان عاقل به دارایی خویش قناعت نموده در امور مادی از دیگران خود را بی نیاز می سازد. اهمیت این مطلب به قدری زیاد است که در قرآن مجید به پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم که عاقلترین بین عقلاء است و سرآمد همه انبیاء علیهم السلام هستند (که یکی از مهم ترین وظایف آنها تکامل عقل بشر هستند) ، دستور داده شده که به مال و متاع کفار و مشرکین چشم نیندوزند.[۳۶۳]و آن حضرت نیز تمام آوامر الهی را به تمام و کمال بجا آورده، برای بشریت در این زمینه شایسته ترین الگوی برجای گذاشته اند و بدین ترتیب کمتر گرفتار آسیبهای دنیوی می شود. در روایت دیگری نیز به این مطلب اینگونه اشاره شده است: همانا انسان عاقل خداترس است و برای او کار می کند و نفس خود را تمرین می دهد و عادت می کند به گرسنگی تا اینکه هیچ وقت میل به انباشتن مال دنیا پیدا نکند.[۳۶۴] در روایتی حضرت علی علیهالسلام می فرماید: انسان خردمند بخاطر طمع و حرص، فریب نمی خورد.[۳۶۵] از این روایات به این نتیجه می رسیم که اگر انسان از عقل خود و در واقع از عقل عملی پیروی کند، هیچ وقت اسراف و خوشگذرانی را پیشه نمی کند بلکه آیه قرآن را که می فرماید: کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفین[۳۶۶]، سرلوحه زندگی قرار می دهد.
انتخاب شغل مناسب و مقدور
یکی از ویژگیهای انسان عاقل در اموردنیوی این است که شغل و کاری که در آن زمینه مهارت و قدرت لازم را داشته باشد برای خود انتخاب نماید. اگر کسی در انتخاب شغل، این امر را رعایت نکند در واقع هم به خودش و هم به محیط کاریاش خیانت کرده است. لذا است که امام کا ظم علیه السّلام می فرماید: انسان عاقل برای کاری که قدرتش را نداشته باشد اهتمام نمی ورزد… و اقدام نمی کند برکاری که بخاطر عجزو ناتوانی ترس فوت شدنش را داشته باشد[۳۶۷] در ادامه این روایت امام علیه السّلام می فرماید: دانای خردمند کسی است که کار غیر مقدورش را رها کند. [۳۶۸] این گونه روایات نشان می دهد که عقل عملی انسان به داشتن زندگی مطلوب به آدمی کمک و یاری می رساند.
کناره گیری از دنیاداران
یکی دیگر از نقش عقل عملی که در روایات بیان شده است کناره گیری و پرهیز از دنیا داران است.[۳۶۹] منظور از دنیاداران کسانی هستند که تمام هم و غمشان دنیا باشد و از آخرت غافل باشند و الا اگر کسی دنیا را وسیله کسب آخرت قرار دهد به آن شخص اهل دنیا گفته نمی شود. یکی از ویژگیهای دنیای مطلوب آن است که در راستای آخرت انسان باشد و یکی از مهمترین آسیبها در زندگی دنیوی همنشینی با کسانی است که به دنیای مطلوب انسان زیان می رساند. زیرا اثر همنشینی در انسان بسیار زیاد است که در روایات به آن اشاره شده است. نهی عقل عملی از همنشینی با دنیاداران دلالت بر این مطلب دارد که عقل عملی در جهت تامین دنیایی که در راستای آخرت انسان باشد، به انسان راهنمایی و هدایتگری و ارشاد می کند.
عامل صدق در گفتار و شکرگذاری از نعمت های پروردگار
کارکرد دیگر ی که عقل عملی در این دنیا برای انسان دارد صدق و راستگویی در رفتار است که جلب اعتماد مردم را به دنبال دارد و شکرگذاری از نعمت منعم است که ازدیاد نعمت را سبب می شود.[۳۷۰] که وعده پروردگار است که می فرماید: بدرستی که اگر(در برابر نعمتهای من) شاکر باشید، برای شما (نعمتها را) افزون می کنم واگرکفران نعمت کنید عذاب من شدید است. [۳۷۱]
بخش دوم: کارکردهای اخروی عقل عملی
در این زمینه در روایات کارکردهای زیادی برای عقل عملی بیان شده است ما در این زمینه به چند نمونه اشاره می کنیم.
عمل برای آخرت و تهیه توشه آخرت
حضرت علی علیهالسلام در این زمینه می فرماید: بر عاقل است که برای روز واپسین عمل کند و توشه آخرت را بیشتر طلب کند.[۳۷۲] در روایت دیگری پیامبر اسلام می فرماید انسان عاقل تلاش های خود را باید در حصول سه چیز خرج کند که یکی از آن ها تهیه توشه راه برای آخرت است[۳۷۳] طبق این روایت عقل عملی جهت صحیح اعمال را به او معرفی می کند که در اصل تهیه توشه آخرت است.
ترجیح دادن آخرت بر دنیا و انتخاب آن
کار دیگری که عقل عملی به نفع انسان انجام می دهد، این است که وقتی انسان عاقل در مرحله انتخاب دنیا یا آخرت می رسد با بصیرتی که بخاطر عقل، در او وجود دارد انسان به سوی انتخاب آخرت رهنمون می شود. این مطلب را امام کاظم علیه السّلام خطاب به هشام می فرماید: ای هشام انسان عاقل به دنیا و اهلش نگریست و دانست که دنیا بدون زحمت بدست نمی آید و به آخرت نگریست و یه این نتیجه رسید که آخرت هم بدون زحمت یافت نمی شود سپس تصمیم گرفت که بادوامتر از آن دو را انتخاب کند و برای آن زحمت بکشد و ای هشام عقلاء نسبت به آخرت بی رغبت شدند و به آخرت علاقه مند شدند چون آنها پی بردند که دنیا و آخرت هر دو طالب و مطلوب هستند. پس هرکس طالب آخرت باشد دنیا او را می طلبد تا او رزق خویش را از دنیا بدست آورد و هر کس دنبال بدست آوردن دنیا باشد آخرت توسط مرگ او را می طلبد در نتیجه هم دنیا از دستش می رود و آخرت را از دست می دهد.[۳۷۴] حضرت علی علیهالسلام به این مطلب اشاره نموده می فرماید: عاقل کسی است که شهوتش را رها کند و دنیای خود را با آخرت معامله کند. [۳۷۵]
نتیجه اطاعت از عقل عملی، آبادانی آخرت
پیامراکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم می فرماید: برای هر ویرانی آبادانی و عمرانی است و آبادانی آخرت عقل است و برای هر سفری سایبانی لازم است تا مسافرین به آن پناه ببرند؛ سایبان مسافرت دائمی مسلمانان عقل اوست.[۳۷۶]
عامل آمادگی بهتر برای رفتن به سرای آخرت
انسانهای عادی غالبا از مرگ خوف و هراس دارند و هیچ وقت برای پذیرش این حقیقت انکار ناپذیر آماده نمی شود و ناخواسته به کام مرگ فرو می رود و لی اگر کسی واقعا خود را برای مرگ آماده سازد و مانند یک مسافر در این دنیا زندگی کند و از این دنیا برای آخرت خود زاد راه جمع آوری کند، مرگ برای چنین شخصی اصلا چیز خوفناکی نخواهد بود. لذا است که می بینیم امام خمینی(ره) با این که غیر معصوم بود توانست در واپسین لحظات خود این جملات را بر زبان خود جاری سازد: من با دلی آرام و قلبی مطمئن از میان شما می روم. وقتی روایات را بررسی می کنیم به این نتیجه می رسیم که آمادگی برای مرگ از کسانی ساخته است که از سلطه نفس بیرون آمده خود را پیروی عقل عملی ساخته باشد. لذا است که حضرت علی علیهالسلام می فرماید: برای عاقل شایسته است که در دنیا از موت بر حذر باشد و به نحو احسن برای ملاقات مرگ آماده شود قبل از اینکه به مکانی منتقل شود که اگر آرزوی مرگ هم بکند دیگر مردنی درکار نباشد. [۳۷۷]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶۲۴۵/۱ تا ۶۲۴۵/۱-
۱۲۶۰/۰
۰۱۶۱/۰
۸۴۶/۶۱
۵/۲ تا ۶۲۴۵/۱ & 5/2- تا ۶۲۴۵/۱-
۱۲۸۹/۰
۰۱۷۲/۰
۱۲۲/۶۰
۴ تا ۵/۲ & 4- تا ۵/۲-
۱۳۳/۰
۰۱۷۸/۰
۱۳۲/۵۶
نمودار ۳-۱: مراحل شبیهسازی سنجش انطباقی کامپیوتری نمودار ۳-۲: میزان آگاهی فراهم شده بوسیلهی یک سؤال که بر اساس مدل راش مدرج شده است. نمودار ۳-۳: نمونهای از تصویر ab-bin یا ab-block
نمودار ۳-۴: توزیع جمعیت برای نمونه ۵۰۰ نفری ( در بازه ۴- تا ۴) با فواصل ۱۲۵/۰
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
نمودار ۳-۵: توزیع جمعیت برای نمونه ۶۰۰۰ نفری ( در بازه ۴- تا ۴) با فواصل ۱۲۵/۰ فصل چهارم تجزیه و تحلیل یافتههای پژوهش تجزیه و تحلیل یافتههای پژوهش مقدمه در این فصل اطلاعات مربوط به شبیهسازی خزانههای سؤال بهینه و نتایج دادههای بدست آمده از اجراهای واقعی CAT مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این قسمت از دو بخش عمده تشکیل شده است. در بخش اول، روش شبیهسازی مونت کارلو ریکیسی (۲۰۰۳) در مورد شبیهسازی خزانهی سؤال بهینه بر اساس مدل راش مورد بررسی قرار میگیرد. این بخش به منظور مفهومسازی رویکرد اکتشافی ریکیسی (بر اساس روش bin-and-union ) در طراحی خزانهی سؤال بهینه، در مورد آزمون CAT که تک محتوایی است و هیچ گونه روش کنترل مواجهه بیش از حد سؤال بر آن اعمال نمیشود و پهنای b-bin ها برابر با ۲/۰ است، شبیهسازی میشود، تا از این طریق منطق و زیربنای این شبیه سازی به صورت کامل در مدل تک پارامتری راش، شرح داده شود. در قسمت دوم ویژگیهای مربوط به خزانههای سؤال بهینهی شبیهسازی شده بر اساس مدل سه پارامتری (قابل تعمیم به مدل دو پارامتری نیز میباشد)، شامل؛ اندازهی خزانهی سؤال، ویژگیهای آماری و غیر آماری خزانهها مورد بررسی قرار میگیرد. همچنین، عملکرد خزانههای سؤال شبیهسازی شده با عملکرد خزانهی سؤال عملیاتی مقایسه میشود، این عملکردها از طریق ملاکهای ارزیابی خزانهی سؤال شامل، میانگین آگاهی آزمون در هر سطح ، سوگیری یا بایاس، میانگین مجذور خطا (MSE)، به منظور سنجش دقت برآورد ، میزان چولگی یا کجی توزیع نرخ مواجهه سؤال، درصد سؤالات بیش مواجهه شده، نرخ همپوشی سؤال و درصد سؤالات کم مواجهه شده، به منظور محاسبهی شاخص امنیت آزمون، مورد ارزیابی قرار میگیرد (چانگ و یینگ، ۱۹۹۹ ؛ ریکیسی ۲۰۰۵). در این فصل نتایج بدست آمده از اجرای شبیهسازی های صورت گرفته برای ساخت خزانههای سؤال بهینه در ۱۸ طرح متنوع گزارش میشود، سپس، نتایج حاصل از هر یک از طرحها با یک خزانهی سؤال عملیاتی مقایسه خواهد شد. در این فصل ذکر چندین نکته قبل از گزارش نتایج ضرورت دارد: از این پس به خزانههای سؤال بهینهای که بر اساس روش bin-and-union ایجاد میشود، بر اساس اختصار ROP (range-optimal item pool) گفته خواهد شد. این اختصار از پژوهش ریکیسی و هی( b 2009) گرفته شده است. همچنین، خزانهی سؤال عملیاتی به صورت اختصار، OP (operational item pool) بیان میشوند، این اصطلاح از پژوهش گو و ریکیسی (۲۰۰۷) گرفته شده است. با دستکاری چهار عامل: روش ایجاد سؤال بهینه (R، MRP، MTI)، پهنای b-bin (2/0 و ۴/۰)، کنترل و یا عدم کنترل مواجهه بیش از حد سؤال، در نظر گرفتن و یا نگرفتن تعادل محتوای در CAT، ۱۸ خزانهی سؤال بهینه یا (ROP_1, ROP_2, ROP_3, …, ROP_18) ایجاد شد. که در جدول ۴-۱ آورده شده است. لازم به ذکر است که آزمون ریاضی CAT عملیاتی شامل دو بخش است، یک بخش، آزمون ۲۰ سؤالی که در آن تعادل محتوای سؤالات ارائه شده، در نظر گرفته نشده است (این آزمون تنها به منظور اهداف پژوهشی بر روی نمونهای معرف از جامعهی مورد نظر اجرا شد). و بخش دوم، یک آزمون ۶۰ سؤالی که در آن محتوای سؤالات آزمون دارای اهمیت میباشد. آزمون ۶۰سؤالی دارای وزن محتوایی ثابت برای همهی آزمودنیها میباشد، یعنی شامل، ۲۵ سؤال حسابان (arithmetic)، ۱۵ سؤال جبر خطی (algebra) و ۲۰ سؤال هندسه (geometry) میباشد. هر یک از این دو قسمت، به صورت مجزا در نمونههای همتایی (۳۵۰ نفری) از جامعهی دانشآموزان مقطع پیشدانشگاهی به صورت آنلاین اجرا شد. همچنین، نتایج ساخت خزانههای سؤال سه پارامتری برای CAT ، با در نظر گرفتن تعادل محتوایی و بدون تعادل محتوایی، دارای تعداد سؤالات متفاوتی است، از اینرو، در این پژوهش این هدف وجود ندارد که نتایج این دو قسمت با یکدیگر مقایسه شود زیرا، تعداد سؤالات متفاوتی را شامل میشوند. بنابراین، در این فصل، برای طراحی خزانههای سؤال بهینه بر اساس مدل سه پارامتری دو تقسیم بندی کلی وجود دارد، یکی از آنها تحت عنوان، خزانههای سؤال بدون در نظر گرفتن تعادل محتوایی و دیگری، خزانههای سؤال با در نظر گرفتن تعادل محتوایی میباشد. تقسیم بندی دیگری که در طراحی خزانههای سؤال در نظر گرفته شد، عامل مواجهه سؤال است. همچنین، از آنجا که پهنای b-bin ها، یکی از عوامل مهم در دقت اندازهگیری خزانهی ایجاد شده، میباشد و بر وپژگیهایی همچون تعداد سؤال و توزیع پارامترهای سؤالات نیز تاثیر میگذارد، دو پهنای ۲/۰ و ۴/۰ که به ترتیب برابر با ۹۶/۰ . ۹۹/۰ دقت اندازهگیری میباشند، با یک میزان ثابت در دامنهی تغییر پارامتر a یا تغییر در بیشینهی آگاهی برابر با ۴/۰، وارد تحلیل میشوند. جدول ۴-۱: طرحهای خزانهی سؤال شبیهسازی شده
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یک نگاه اجمالی به تحقیقات انجام شده فوق نشان می دهد که اکثر پژو هش های انجام شده فوق در مورد بهبود عملکرد ، سود اوری ،کارمزد ها (سود بانکی) و…می باشد .و هیچ گونه تحقیقی که مستقیما به بحث درامد های غیر مشاع بپردازد در ادبیات پژوهش دیده نمی شود . اگر چه ممکن است از جهاتی مفهوم برخی از تحقیقات انجام شده با موضوع این تحقیق شبیه باشد ولیکن پژوهشی که مستقیما به ظرفیت سنجی درامد های غیر مشاع بانکی بپردازد انجام نشده است وبویژه این موضوع در بانک ملت تازه و بکر است. فصل سوم روش ها و ابزار ها ۳-۱- مقدمه هرگز نمی توان ادعا نمود و مطمئن بود که شناختهای بدست امده حقیقت دارند زیرا زمینه شناخت مورد پژوهش نامحدود و اگاهی و روش های ما برای کشف حقیقت محدود هستند. حال اگر فرض بر این باشد که هدف فعالیت های پژوهشی حقیقت جویی است و پژوهشگران با صداقت به دنبال این هدف می باشند، انچه را که ایشان انجام می دهند و می یابند را می توان کوششی برای نزدیکی به حقیقت دانست(خاکی،ص۵۵).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
دستیابی به هدف های تحقیق میسر نخواهد بود مگر زمانی که جستجوی شناخت یا روش شناسی درستی صورت پذیرد.«دکارت در این رابطه ، روش را راهی می داند که به منظور دستیابی به حقیقت در علوم باید پیمود.»(کیقبادی،ص۴۶). اساس واقعی پژوهش علمی، تبیین رابطه میان متغییر هاست. باری تعیین این رابطه دو روش اصلی وجود دارد .یکی از این دوروش ،روش توصیفی است وروش توصیفی شامل مجموعه روش هایی است ، که هدف از ان توصیف کردن شرایط یا پدیده های مورد بررسی می باشد.اجرای تحقیق توصیفی صرفا برای شناخت بیشتر شرایط موجود یا یاری دادن به فرایند های تصمیم گیری است(خاکی،ص۱۰۵). ۳-۲- روش تحقیق محقق در روش های توصیفی به مطالعه واقعی و منظم خصوصیات یک موقعیت یا یک موضوع می پردازد و کشف عقاید، افکار، ادراکات و ترجیحات افراد ازاین طریق دنبال می کند. به عبارت دیگر محقق در این گونه تحقیقات سعی می کند «انچه هست» را بدون دخالت یا استنتاج ذهنی گزارش دهد.ونتایج عینی ازموقعیت بگیرد. بنابر این هدف از استفاده از این روش : توصیف، ثبت و تحلیل وتفسیر شرایط موجود است(خاکی،ص۱۲۱). این تحقیق نیز از نظر هدف، ازنوع کاربردی و از منظر گرد اوری داده، روشی” توصیفی – تحلیلی” محسوب می گردد؛ و روش گرد اوری اطلاعات نیزترکیبی از روش میدانی و مطالعات علمی یاکتابخانه ای(اینترنت، مجلات و … ) می باشد. این تحقیق از دو بخش اساسی تشکیل شده است . در بخش اول محقق سعی می کند تا با بهره گرفتن از تکنیک های SWOTو مدلهای ارزیابی IFE وEFEضمن شناسایی نقاط ضعف و قوت و فرصتها و تهدیدات محیطی در مورد درامد های غیر مشاع ، مشخص کند که ایا این بانک از ظرفیت سنجی مناسبی در این مورد برخوردار بوده است یا نه ؟ و در صورت عدم توانایی در بکار گیری ظرفیت مناسب چه راهکار و راهبردهایی لازم است؟ در بخش دوم در قسمت ارائه راهبرد ها و استراتژی مناسب (فصل پنجم پایان نامه)،عوامل استراتژی تدافعی بانک ملت را با مدل تصمیم گیری AHPاولویت بندی کند. ۳-۳- جامعه اماری و حجم نمونه مورد تحقیق جامعه اماری این تحقیق که قلمرو مکانی و زمانی تحقیق را در بر می گیرد، شامل موارد زیر می باشد: این تحقیق از نظر مکانی در استان سمنان صورت گرفته است و جامعه اماری مورد مطالعه ، کلیه شعب بانک ملت استان سمنان می باشد . لازم به ذکر است که شرایط اجتماعی، اقتصادی، جغرافیایی وسیاسی و…مردم استان سمنان که مشتریان بانک را تشکیل می دهند نیز، بعنوان جامعه اماری تحقیق ،مورد مطالعه قرار گرفته است.استان سمنان از چندین شهرستان به قرار شهرستانهای شاهرود- بسطام – میامی – دامغان – سمنان- مهدیشهر- سرخه – ایوانکی – ارادان – گرمسار تشکیل شده است. تعداد شعب بانک در استان سمنان در ابتدای تحقیق ۳۰شعبه بود که حدود ۶ شعبه از انها تا پایان تحقیق ادغام شدند و تعداد انهابه ۲۴ شعبه رسیده است. شایان ذکر است که اگرچه این پژوهش در استان سمنان صورت گرفته است ولی موقعیت مکانی در ان تاثیر چندانی ندارد و می توان این تحقیق را به کل ایران تعمیم داد. قلمرو زمانی تحقیق نیز ازبهمن ماه سال۱۳۹۱تابهمن ماه ۱۳۹۲ بوده است. ۳-۴- نمونه و نمونه گیری محقق در تحقیق از روش نمونه گیری خاصی استفاده نکرده است واین تحقیق بیشتر حالت سرشماری داشته است.بدین صورت که تمامی پرسنل شعب بانک ملت ،مشتریان، و خبرگان وسایر عوامل بصورت سرشماری وکلی انتخاب شده اند. ۳-۵- ابزار های گرد اوری اطلاعات اطلاعات در این تحقیق هم از روش مصاحبه و هم از روش مطالعات علمی- کتابخانه ای بدست امده است: ۳-۵-۱- مصاحبه در خصوص جمع اوری اطلاعات مربوط به مدلSWOT وهمچنین ارائه برخی عوامل استراتژی های تحقیق، با تعدادی از همکاران سرپرستی سمنان و همکاران شعب استان که سابقه خدمتی بالا دارند (و بطور کل همکارانی که به طرق مختلف خبره امر شناخته شده اند )مصاحبه شد. بعلاوه با همکاران سایر بانکها ،برخی مشتریان و مردم اگاه به مسئله نیز مصاحبه هایی انجام گرفت. لازم به تذکر است منظور از مصاحبه بیشتر استفاده از نظرات خبرگان بصورت مطالعات مروری بوده است و پرسشنامه ای تکمیل نشده است. ۳-۵-۲- مطالعات علمی(کتابخانه ای) محقق برای جمع اوری اطلاعات در مورد شرایط زندگی مردم استان سمنان ،وضعیت سیاسی ،اقتصادی ،جغرافیایی واجتماعی مردم و مشتریان،شرایط بانکهای ایران و بانک ملت بطور اخص وبسیاری موارد دیگر، مجبور به انجام مطالعات کتابخانه ای و جستجو در اینتر نت شده است. از نشریه تخصصی بانک ملت که مجله پرتو نام دارد استفاده شده است و شماره های زیادی از این مجله مطالعه گردیده است.همچنین محقق برخی از اطلاعات لازم را از طریق اینترانت بانک ملت جمع اوری کرده است. ۳-۶- نحوه انجام محاسبات تحقیق در این تحقیق محاسبات در دو بخش انجام گرفته است: بخش اول شامل ارزیابی عملکرد بانک ملت در زمینه میزان بکارگیری از ظرفیت ارائه خدمات و درامد های غیر مشاع خود ،با کمک مدل SWOTمی باشد. بخش دوم اولویت بندی عوامل استراتژی تدافعی بانک ملت در فصل پنجم پایان نامه به روش AHP می باشد. ۳-۶-۱-ارزیابی عملکرد بانک ملت در زمینه بکار گیری ظرفیت ارائه خدمات غیر مشاع خود با کمک مدل SWOT در این قسمت نیز به تشریح مدل فوق می پردازیم: امروزه سازمانها با تغییرات شگفتآوری روبهرو هستند و این امر سبب شده است مدیران بیشتر از گذشته به تعیین و تبیین درازمدت اهداف و ماموریتهای سازمان توجه داشته باشند. آنها نیاز دارند که بیش از گذشته جهتگیریهای خود را برای آینده معین کرده و سازمان خود را در مقابل تحولات فردا مجهز نمایند. این موضوع سبب شده است که برنامهریزی استراتژیک به عنوان ابزاری برای مقابله با این تغییرات اهمیت فراوانی یابد. برنامهریزی استراتژیک به شکلهای مختلف و در قالبهای گوناگون ارائه شده است که در اینجا یکی از متداولترین آنها بیان گردیده است، این مدل SWOT نامیده میشود(خوشنام،ص۱۱). مدل تحلیل SWOT و پیشنهاد راهبردهای خرد و کلان : روش تجزیه و تحلیل SWOT ، مدل تحلیلی مختصر و مفیدی است که به شکل نظام یافته هر یک از عوامل قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدها را شناسایی کرده و استراتژیهای متناسب با موقعیت کنونی حرفه مورد بررسی را منعکس میسازد . در این روش تلاشهایی برای تجزیه و تحلیل شرایط بیرونی و وضعیت درونی بعمل آمده و بر اساس آن استراتژی مناسب برای بقاء سازمان طراحی می شود . در این مدل فرصتها و تهدیدها نشان دهنده چالشهای مطلوب و یا نامطلوب عمده ای است که درمحیط فراروی سازمان وجود داشته و درمقابل ، قوتها وضعفها (شایستگی ها ، توانایی ها ، مهارتها ، کمبودها ) وضعیت محیط داخلی تشکیلات مورد مطالعه را به نمایش می گذارد . پس از اینکه عوامل محیطی ( فرصتها و تهدیدها) و عوامل درونی (قوتها و ضعفها) شناسایی شده و عوامل کلیدی آنها از غیرکلیدی تمیز داده شد ، زمان انتخاب و پیشنهاد استراتژیها فرا می رسد . مدل SWOT در حالت معمولی متشکل از یک جدول مختصاتی دو بعدی است که هر یک از چهار نواحی آن نشانگر یک دسته استراتژی می باشد ، به عبارت دیگر همواره چهار دسته استراتژی در این مدل مطرح می گردد، این استراتژیها عبارتند از : راهبردهای حداکثر استفاده از فرصتهای محیطی با بکارگیری نقاط قوت سازمان ( ناحیه ۱ ) ( استراتژی های SO ) راهبردهای استفاده از نقاط قوت سازمان برای جلوگیری از مواجهه با تهدیدها ( ناحیه ۲ ) ( استراتژیهای ST) راهبردهای استفاده ازمزیتهای بالقوه ای که در فرصتهای محیطی نهفته است برای جبران نقاط ضعف موجود در سازمان (ناحیه ۳ ) ( استراتژیهای WO) راهبردهایی برای به حداقل رساندن زیانهای ناشی از تهدیدها و نقاط ضعف ( ناحیه ۴ ) ( استراتژیهای WT ) جدول۳-۱ جدول تجزیه و تحلیل SWOT(خوشنام،ص۱۵(
عوامل داخلی عوامل محیطی
فهرست قوتها (S )
فهرست ضعفها (W )
فهرست فرصتها ( O )
ناحیه ۱ استفاده از فرصتها با بهره گرفتن از نقاط قوت ( SO )
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همچنین در بین ادیان دیگر هم حضرت علی (علیه السلام) به عنوان وصی خاتم الانبیا حضرت محمد (صلى اللهعلیهوآله وسلّم) شناخته شده است. هنگامیکه سپاه امام على (علیه السلام) رهسپار «صفین» بودند دچار تشنگى شدند و آبی پیدا نکردند، امام آنها را راهنمایی کرد تا به صخرهاى رسیدند سپس حضرت (علیه السلام) صخره را از زمین سخت درآورد و دستور داد تا آنجا را بکنند، آب بیرون زد و مردم از آن نوشیدند و سیراب شدند سپس امام (علیه السلام) فرمود: صخره را سر جایش گذارید و چشمه را بپوشانید. هنگامیکه سپاه دور شد حضرت على (علیه السلام) گفت: آیا کسى از شما جاى آن آب را که نوشیدید به یاد دارد؟ گفتند: آرى اى امیرمؤمنان. حضرت (علیه السلام) فرمود: پس باردیگر به سراغ آن روید. چند نفر به آن سوى بازگشتند و به جستجوى همان صخره پرداختند ولى چیزی نیافتند به همین علت به سوى دیرى که نزدیک آنجا بود رفتند و از دیرنشینان پرسیدند: آبشخورى که نزدیک شماست کجاست؟گفتند: در نزدیکى ما آبى نیست. یاران امام (علیه السلام) گفتند: چرا، ما خود از آن آب نوشیدهایم. گفتند: آیا به راستى شما در این اطراف آبى نوشیدهاید؟ گفتند: آرى. پیر دیر گفت: این دیر در آغازجز با همان آب ساخته نشده و جز پیامبرى یا وصىّ پیامبرى آن آب را استخراج نکرده است[۱۰۸]. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که پیامبر اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلّم) جانشین خود را بارها معرفی کردند ولی آنچه مانع تحقق سفارشهای ایشان شد غرض ورزی های منافقانه شخص ابوبکر و عمر بود ولی تعجب در این است چرا آیندگانی که خود را پیرو مکتب خلفا میدانند قضاوت خود را بر اساس ظاهر تاریخ کردند نه بر اساس حقیقت تاریخ و سقیفه را معیار میدانند برای انتخاب خلیفه و نظر دارند که انتخاب خلیفه بر عهده شورا یا عموم مردم باید باشد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
اما خلاف آنچه گفته مىشود و در بعضى کتب آمدهاست آنچه در سقیفه گذشته نه شورا در مفهوم اسلامى آن بوده و نه شباهتى به آنچه هم اکنون به عنوان شورا رایج است داشته است. حتى با اندکى دقت در مباحثات انجام شده مىتوان به این نتیجه رسید که افرادى که در آنجا گرد آمده بودند نیت و هدفشان شور و مشورت براى انتخاب خلیفه نبوده بلکه نوعى سبقت جوئى در احراز پست خلافت پیامبر در آن گردهماى مشهود است. به راحتی می توان دریافت که ملاک انتخاب خلیفه در سقیفه سفارشها و تاییدات پیامبر اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلّم) نبوده است، زیرا که حضرت بارها و بارها نظر خود را اظهار کرده بود. حتی ملاک هم سبقت در اسلام و تقوا نیز نبوده است، بلکه ریشه در قومیت عربی قبل از اسلام دارد. تاجاییکه بشرین سعد (از قبیله خزرج) برخاسته و مىگوید اى گروه انصار اگر ما فضیلتى در دین داشته باشیم جز رضاى خدا و طاعت پیامبر و تلاش جانها نمىخواستهایم و روا نیست که به سبب آن گردن فرازى کنیم از آنچه کردهایم لوازم دنیا نمىجوئیم که خدا بر ما منت نهاده است. بدانید که محمد از قریش است و قوم وى نسبت به او حق و اولویت دارند خدا نبیند که من با آنها بر سراین کار مجادله کنم. از خدا بترسید و با آنها مخالفت و مجادله مکنید. نهایتاً در بحث بین مهاجرین و انصار گروه نخست پیروز مىشوند. دلیل پیروزى آنها هم این است که ابوبکر به نقل از پیامبر مى گوید ((الائمه من قریش)). نگرشى هر چند گذرا بر آنچه در سقیفه بنى ساعده گذشت به وضوح مؤید این واقعیت است که علیرغم همه تلاشهاى پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مبارزه با بینش جاهلى سنتهاى مفاخره و منافره در قالبها و اشکال موجهترى آشکار است. عمر که بعد از ابوبکر به مقام خلافت مىرسد اینگونه اظهار نظر مىکند که باید تیره بنى هاشم را در همان حدود نبوت معزز داشته و آلوده امور دنیوى نکرد. چرا که اگر این دو مقام در یک خاندان جمع شود باعث غرور و کبر آنان مىگردد. در همین اجتماع سقیفه است که ابوبکر در پاسخ انصار سخنانى مىگوید که در واقع مهر تأییدى است بر آنچه که تاکنون گفتیم او مىگوید ((اى گروه انصار هر چه از فضیلت خود گوئید شایسته آنید اما عرب این کار را جز براى طایفه قریش نمىشناسد که محل و نسبشان بهتر است پس یکى از این دو مرد را براى شما مىپسندم (عمر یا ابوعبیده بن جراح) با هر کدامشان مىخواهید بیعت کنید)). در مورد دلایلی که با ابوبکر بیعت شد نقد های فراوانی میتوان وارد کرد به عنوان مثال عمر خلافت را حق قریش میدانست به دو دلیل خویشاوندی با پیامبر اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلّم) و سبقت در اسلام. و این در حالی است که هیچ کس نزدیکتر از امیرالمومنین علی (علیه السلام) به پیامبر اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلّم) نبوده است و همچنین او اولین مردی بودهاست که به اسلام مشرف شدهاست، پس شایستگی بیشتری دارد که به عنوان جانشین به پیامبر اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلّم) انتخاب شوند. و اگر اهل سنت عمل و اجماع صحابه را حجت میدانند باید پاسخ داد در سقیفه این اتفاق نیفتاد بیعت با ابوبکر به دور از چشم صحابه خاص مثل ابوذر غفاری، سلمان فارسی، مقداد ابن الاسود، زبیر بن العوام و عمار یاسر صورت گرفت پس چطور میتوان ادعا کرد اجماع صورت گرفته است؟ و بیعت با ابوبکر در مرحله اول فقط توسط پنج نفر (عمر بن الخطاب، ابو عبیده بن جراح، اسید بن حضیر، بشیر بن سعد، سالم مولای ابی حذیفه) و آن هم به دو دلیل تعصب قبیله گرایی و از روی سرشکستگی و ترس توسط انصار صورت گرفتهاست. بدون اطلاع بنی هاشم، علی (علیه السلام) به عنوان نزدیک ترین صحابه و سایر صحابه . بنابراین آنچه در سقیفه گذشته نشانگر این واقعیت است که توده مردم نقش مستقیمى در انتخاب خلیفه نداشته و تنها تعداد معدودى از مهاجرین و انصار جانشین پیامبر را تعیین نمودند. این واقعیت در مورد خلیفه دوم و سوم نیز صادق است. چرا که عمر با انتصاب ابوبکر و عثمان بوسیله شوراى انتصابى عمر به خلافت رسید. تنها نقش تودههاى مردم را مى توان در به رسیدن على ابن ابیطالب (علیه السلام) به خلافت رسمى مشاهده کرد.[۱۰۹] در آخر، مسئله قابل تأمل این است که جانشینان و اوصیاء پیامبران پیشین هم، هیچگاه به وسیله مردم انتخاب نشدهاند بلکه توسط خود پیامبر معرفی شدهاند اگر قاعده در امتهای گذشته بر اساس نصب امام توسط مردم بوده است، تغییر و دگرگونی در امت اسلام نیاز به دلیل محکم و بیان رسا داشت درغیر اینصورت باید بهدنبال سیره ملتهای گذشته رفت. از این رو شیعه اعتقاد بر نص صریح پیامبر اکرم (صلى الله علیهوآلهوسلّم) در انتخاب خلیفه دارد و تأکید دارد تا زمانیکه امام معصوم حیّ و حاضر در جامعه وجود دارد جای هیچ اتنخاب دیگری توسط مردم یا شورای نخبگان نمیماند. فصل سوم: اطاعت از پیشوای مسلمین
-
- فصل سوم: اطاعت از پیشوای مسلمین
۳.۱. مبانی اعتقادی اسلام در اطاعت از پیشوا بعد از آنکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به پیامبری برگزیده شدند، آیات زیادی در تأکید از اطاعت ایشان نازل شد. که همه این آیات اطاعت از رسول الله را همتراز اطاعت از خداوند آورده است. برای نمونه به چند مورد از این آیات اشاره میکنیم. ﴿قُلْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ الْکَافِرِینَ ﴾[۱۱۰] «بگو خدا و پیامبر [او] را اطاعت کنید پس اگر رویگردان شدند قطعا خداوند کافران را دوست ندارد» در این آیه خداوند نام خود را همراه با رسول ذکر کرده است برای تأکید بر این مسأله که اطاعت خداوند و پیامبر(صلی الله علیهو آله) هر دو یکی است، و هرکس از اطاعت هرکدام یعنی خداوند و یا رسول سرپیچی کند در حکم کافر است. همچنین آیاتی دیگری که همه بر این موضوع تأکید دارند. ﴿وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ ﴾[۱۱۱] «خدا و رسول را فرمان برید باشد که مشمول رحمت قرار گیرید.» ﴿مَّنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا ﴾[۱۱۲] «هر کس از پیامبر فرمان برد درحقیقتخدا را فرمان برده و هر کس رویگردان شود ما تو را بر ایشان نگهبان نفرستادهایم.» ﴿وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِینُ﴾[۱۱۳] «و اطاعتخدا و اطاعت پیامبر کنید و [از گناهان] برحذر باشید پس اگر روى گرداندید بدانید که بر عهده پیامبر ما فقط رساندن [پیام] آشکار است.» ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنتُمْ تَسْمَعُونَ﴾[۱۱۴] «اى کسانى که ایمان آوردهاید خدا و فرستاده او را فرمان برید و از او روى برنتابید در حالى که [سخنان او را] مىشنوید» ﴿قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَیْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَیْکُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِیعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ﴾[۱۱۵] «بگو خدا و پیامبر را اطاعت کنید پس اگر پشت نمودید [بدانید که] بر عهده اوست آنچه تکلیف شده و بر عهده شماست آنچه موظف هستید و اگر اطاعتش کنید راه خواهید یافت و بر فرستاده [خدا] جز ابلاغ آشکار [ماموریتى] نیست.» ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَکُمْ﴾[۱۱۶] «اى کسانى که ایمان آوردهاید خدا را اطاعت کنید و از پیامبر [او نیز] اطاعت نمایید و کردههاى خود را تباه مکنید» و بسیاری آیات دیگر که به صورت مستقیم و غیر مستقیم دلالت بر اطاعت از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) دارند . همانطور که در فصل پیش به آن پرداختیم جانشین رسول الله (صلی الله علیه و آله)، جانشین ایشان در تمام شئون هستند پس همانطور که در آیه ۵۹ سوره مائده نیز آمدهاست اطاعت از جانشین پیامبر(صلی الله علیه و آله) در کنار اطاعت از رسول و اطاعت از خداوند آمده است و به همان اندازه اهمیت دارد. ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا﴾[۱۱۷] «اى کسانى که ایمان آوردهاید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید پس هر گاه در امرى [دینى] اختلاف نظر یافتید اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید آن را به [کتاب] خدا و [سنت] پیامبر [او] عرضه بدارید این بهتر و نیکفرجامتر است.» اطاعتی که در این آیه آمده است اطاعتى است مطلق ، و به هیچ قید و شرطى مقید و مشروط نشده، و این خود دلیل است بر این که رسول، امر به چیزى و نهى از چیزى نمىکند، که مخالف با حکم خدا در آن چیز باشد، در غیر اینصورت تناقضى در اطاعت از حکم خدا و حکم رسول مىشد، بنابراین رسول حتما باید معصوم باشد. این سخن عیناً در اولى الامر نیز جریان مىیابد، آنچه آیه مورد بحث بر آن دلالت مىکند وجوب اطاعت مردم از اولى الامر است. در این آیه شریفه بین رسول و اولى الامر را جمع کرده، و براى هر دو یک اطاعت را ذکر نموده و چون در مورد رسول حتى احتمال این نیز نمىرود که امر به معصیت کند و یا گاهى در خصوص حکمى دچار اشتباه گردد، پس در مورد اولى الامر هم احتمال خطا و اشتباه وجود ندارد، چون در مورد اولى الامر نیز قیدى نیاورده، پس چارهاى جز این نداریم که بگوییم آیه شریفه از هر قیدى مطلق است، و لازمۀ مطلق بودنش همین است که بگوییم همان عصمتى که در مورد رسول مسلم گرفته شد، در مورد اولى الامر نیز اعتبار دارد، و خلاصه کلام منظور از اولى الامر، آن افراد معینى هستند که مانند رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) داراى عصمتند،[۱۱۸]و باید از جانب خدا برگزیده شده باشند. بنابراین با نگاه به این آیه شریفه ادعای ما در فصل پیش ثابت میشود که اولی الامر و جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله) که زعامت امور مسلمین را بر عهده دارد باید معصوم باشد. لازم است در اینجا مبانی اعتقادی شیعه و سنی را در اطاعت از امام جداگانه بررسی کنیم. ۳.۲. مبانی اعتقادی شیعه در اطاعت از امام از آنجایی که اطاعت از امام و پیشوا اهمیت بسیار زیادی دارد، شناخت امام هم مهم است در واقع اطاعت امام در گرو شناخت امام است. از این رو پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) میفرمایند: «مَن مَاتَ وَ لَم یَعرِفُ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مَیتَهَ الجَاهِلیَّه»«چنانچه هر که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.»[۱۱۹] به این معنا است که ابتدا امام و پیشوای خود را باید بشناسی تا بتوانی به درستی از او اطاعت کنی. چنان که امام باقر (علیه السلام) فرمود: بالاترین و والاترین موضوع، که کلید خوشنودى خداوند هم در آن هست اطاعت امام و شناخت اوست، خداوند متعال مىفرماید: هر کس از پیامبر اطاعت کند مانند این است که از خدا اطاعت کرده باشد.آگاه باشید اگر مردى شبها نماز بگذارد و روزه بگیرد و همه اموال خود را انفاق کند، و هر سال حج بجاى آورد ولى ولایت ولى خدا را نشناسد و کارهایش بدون راهنمائى او باشد در نزد خداوند پاداشى نخواهد داشت و از اهل ایمان به حساب نخواهد آمد، بعد فرمود: خداوند با فضل خود نیکوکاران را وارد بهشت مىکند. همچنین ابوالیسع گوید: به حضرت صادق (علیه السّلام) عرض کردم مرا از پایههاى اساسى اسلام مطلع کنید، آن پایههائى که باید همه آنها را بشناسند و اگر نشناختند دینشان نقصان پیدا مىکند و عملشان مورد قبول واقع نمىشود، ولى هر کس به آنها معرفت حاصل کرد اعمالش درست و پذیرفته خواهد شد و امور دینش اصلاح خواهد گردید. امام (علیه السّلام) فرمود: پایههاى اسلام عبارتند از شهادت به وحدانیت خداوند متعال و ایمان به رسالت محمد(صلی الله علیه و آله) و اقرار به آن چه از طرف خدا نازل شده، و پرداختن زکاه از اموال و ولایت که خداوند به آن امر کرده و آن ولایت آل محمد (علیهم السّلام) مىباشد. راوى گوید: گفتم آیا علامتى دارد که هر کس آن را دارا بود شناخته شود، فرمود: آرى خداوند متعال مىفرماید: اى کسانى که ایمان آوردهاید از خدا و رسول و اولو الامر اطاعت کنید و رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله) فرمود: هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد در جاهلیت مرده است.[۱۲۰] این عدم پیروی از امام عادل باعث حبط اعمال می شود. امام باقر (علیه السّلام) نیز فرمودند : هر کس بدون پیروى از امام عادلى از جانب خدا، به عبادتى بپردازد، و سخت بکوشد، کوششى بیحاصل کردهاست، و او گمراه و سرگردان است.[۱۲۱] بنابراین اطاعت از امام همان اطاعت از خداوند است چنانکه در زیارت جامعه کبیره میخوانیم «مَن اَتاکُم نَجی وَ مَن لَم یأتِکُم هَلَکَ» یعنی فقط کسی که به سوی شما (امام) آمد و ولایت شما را قبول کرد و اطاعت کرد از عذاب الهی نجات پیدا میکند. ۳.۳. مبانی اعتقادی اهل تسنن در اطاعت از امام چنانکه در فصل پیش توضیح داده شد مبانی اعتقادی اهل تسنن بر اساس عملکرد صحابی پیریزی شده است و از آنجایی که معصوم به عنوان خلیفه زمام امور را بدست نگرفت اهل تسنن دچار نوعی تناقض شدند و بین اطاعت از امام و عدم عصمت او مجبور به دادن آرایی ضد نقیض شدند. چنانکه مسلم در صحیح خود از حذیفه[۱۲۲] روایت میکند که گفت: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «پس از من امامانى خواهند آمد که نه بر مسیر هدایت من میروند و نه از سنت من پیروى میکنند و از بین آنها کسانى به قدرت میرسند که قلوبشان قلوب شیاطین در پیکره انسان است.» او میگوید، گفتم: «یا رسول اللّه! اگر آن زمان را درک کردم، چه کنم؟» فرمود: «فرمان امیر را مىشنوى و اطاعت مىکنى، اگر چه بر پشتت بکوبد و مالت را بگیرد، بشنو و اطاعت کن.» همچنین از ابنعباس روایت میکند که گفت: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «هر کس از امام خود چیزى را ببیند که خوش ندارد، باید صبر کند. زیرا، هر که یک وجب از جماعت دور شود و بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است.» در روایت دیگرى آمده است که: «هر کس یک وجب از محدوده حکومت بیرون رود و بر آن حال بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است.» همچنین از عبداللّهبن عمربن خطاب روایت میکند که او هنگام «واقعه حرّه» در زمان یزیدبن معاویه گفت: «از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنیدم که مىفرمود: «هر کس دست از اطاعتى بردارد، خداى را در روز قیامت بدون برهان ملاقات میکند و هر کس بمیرد و بیعتى بر گردنش نباشد، به مرگ جاهلیت مرده است».[۱۲۳] بنابراین باید از امام تبعیت شود حتی اگر امام فاسق و گنهکار باشد زیرا عدم اطاعت از امام فاسق به منزله خروج از دین است! اما باید در زمینه غیر معصیت اطاعت شود یعنی اگر به معصیت فرمان دهد اطاعت نشود ولی همچنان امام میماند. چنانکه امام نووى در شرح صحیح مسلم، باب لزوم طاعت امیران در غیر معصیت میگوید: «جمهور اهل سنت از فقیهان و محدثان و متکلمان اظهار کردهاند: «حاکم بهخاطر فسق و ظلم و تعطیل حقوق، خلع و برکنار نمىشود و شورش بر علیه او بهخاطر اینها جایز نیست. بلکه واجب است او را موعظه کنند و بیم دهند، دلیل آن احادیث وارده در اینباره است.» همچنین پیش از آن میگوید: «اما خروج بر علیه آنها [حاکمان] و جنگ با ایشان، به اجماع مسلمانان حرام است، اگرچه فاسقان ستمگر باشند و احادیث وارد در این معنى بسیار است و اهل سنت اجماع دارند که حاکم بهخاطر فسق برکنار نمىشود.» قاضى ابوبکر محمدبن طیّب باقلانى (م ۴۰۳ هـ) در کتاب تمهید گوید: «جمهور اهل اثبات و اصحاب حدیث گویند: «امام بهخاطر فسق و ظلم و غصب اموال و ضرب و آزار و دست اندازى به نفوس محرّمه و تضییع حقوق و تعطیل حدود خلع و برکنار نمىشود، و خروج بر علیه او واجب نیست. بلکه واجب است او را موعظه نمایند و بیم دهند و در معاصى خدا از او پیروى ننمایند.»[۱۲۴] اهل تسنن چنان در اطاعت از امام دچار تناقض شدند که شروطی که خود برای امام قائل شدند را فراموش کردند. چنانکه از صحابه درباره وجوب اطاعت امامان از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت میکنند که آن حضرت فرموده است: «بشنوید و اطاعت نمائید، اگر چه عبد ناقص یا غلام حبشى باشد. و پشت سر هر نیکوکار و بدکارى نماز بگزارید.» و روایت شده که فرمود: «اطاعتشان کن، اگر چه مالت را بخورند و پشتت را بکوبند.»[۱۲۵] چنان که گذشت اعتقاد به اطاعت کامل از اولی الامر در اهل تسنن و مکتب شیعه مشترک است با این تفاوت که مکتب اهل بیت اعتقاد دارند که اولی الامر حتما باید معصوم باشد و از طریق نص معصوم انتخاب شده باشد ولی آنچنان که در فصل پیش به آن پرداختیم مکتب خلفا ، بیعت را شرط اطاعت از امام میدانند. امّا شیعه مصداق پیشوا را اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) میداند و اطاعت از آنان را واجب میداند، چنانکه حضرت علی (علیه السلام) در تفسیر آیه ۵۹ سوره نساء در معنای اولی الامر از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل میکنند: « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی آخِرِ خُطْبَتِهِ یَوْمَ قَبَضَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ إِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمْ أَمْرَیْنِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا- کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَإِنَّ اللَّطِیفَ الْخَبِیرَ قَدْ عَهِدَ إِلَیَّ أَنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ کَهَاتَیْنِ وَ جَمَعَ بَیْنَ مُسَبِّحَتَیْهِ وَ لَا أَقُولُ کَهَاتَیْنِ وَ جَمَعَ بَیْنَ الْمُسَبِّحَهِ وَ الْوُسْطَى فَتَسْبِقَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى فَتَمَسَّکُوا بِهِمَا لَا تَزِلُّوا وَ لَا تَضِلُّوا وَ لَا تَقَدَّمُوهُمْ فَتَضِلُّوا»[۱۲۶] « رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در آخرین خطبهاش روزى که خداى عز و جل قبض روحش فرمود (و او را بنزد خودش برد) فرمود: من همانا دو چیز در میان شما میگذارم که پس از من هرگز گمراه نشوید تا مادامى که به آن دو چنگ زنید: کتاب خدا، و عترتم که اهل بیت (و خاندان) منند زیرا خداى لطیف و آگاه به من سفارش کرده که آن دو از هم جدا نشوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند، مانند این دو (انگشت که با هم برابرند) و دو انگشت سبابه خود را بهم چسباند و نمیگویم مانند این دو انگشت- و انگشت سبابه و وسطى را بهم چسباند. یعنى با هم برابرند و این طور نیست که یکى بر دیگرى پیش باشد (و جلو افتد) پس بهر دوى اینها چنگ زنید تا نلغزید و گمراه نشوید، و برایشان جلو نیفتید که گمراه شوید.» همچنین خود امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مورد شأن و جایگاه اهل بیت (علیهم السلام) و لزوم اطاعت از ایشان می فرمایند: « هُمْ مَوْضِعُ سِرِّهِ وَ لَجَأُ أَمْرِهِ وَ عَیْبَهُ عِلْمِهِ وَ مَوْئِلُ حُکْمِهِ وَ کُهُوفُ کُتُبِهِ وَ جِبَالُ دِینِهِ بِهِمْ أَقَامَ انْحِنَاءَ ظَهْرِهِ وَ أَذْهَبَ ارْتِعَادَ فَرَائِصِهِ ……لَا یُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله مِنْ هَذِهِ الْأُمَّهِ أَحَدٌ وَ لَا یُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَیْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ الدِّینِ وَ عِمَادُ الْیَقِینِ إِلَیْهِمْ یَفِیءُ الْغَالِی وَ بِهِمْ یلحق التَّالِی وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَایَهِ وَ فِیهِمُ الْوَصِیَّهُ وَ الْوِرَاثَهُ »[۱۲۷] « راز پیامبر بدانها سپرده است، و هر که آنان را پناه گیرد به حق راه برده است. مخزن علم پیامبرند و احکام شریعت او را بیانگر. قرآن و سنّت نزد آنان در امان. چون کوه افراشته، دین را نگهبان، پشت اسلام بدانها راست و ثابت و پابرجاست……. از این امّت کسی را با خاندان رسالت همپایه نتوان پنداشت، و هرگز نمی توان پرورده نعمت ایشان را در رتبت آنان داشت که آل محمّد(صلی الله علیه و آله) پایه دین و ستون یقینند. هر که از حد درگذرد به آنان بازگردد، و آن که وامانده، بدیشان پیوندد. حقّ ولایت خاصّ ایشان است و میراث پیامبر مخصوص آنان» ۳.۴. اطاعت در تاریخ صدر اسلام در تاریخ صدر اسلام نمونههای فراوانی از اطاعت مردم از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) میتوان یافت. در واقع روش معمول، اطاعت از پیامبر(صلی الله علیه و آله) بود هرچند مواردی که تعداد آنها هم کم نیست از طرف بعضی صحابه در عدم اطاعت میتوان یافت که باز هم به اسم مصلحت خود را توجیه میکردند. یعنی صحابه اجتهاد میکردند که به حکمی بر خلاف حکم پیامبر(صلی الله علیه و آله) عمل کنند. حکم پیامبر(صلی الله علیه و آله) که منشأ وحی داشت و تا قیامت فصل الخطاب بود؛ که ما آن را نص میخوانیم یعنی ادلّه شرعی بر اساس کتاب و سنت. نمونههایی از این اجتهادات را که در زمان حیات رسول الله (صلی الله علیه و آله) صورت گرفته است به نقل از کتاب ارزشمند اجتهاد درمقابل نص علامه سید شرف الدین میآوریم. ۱ـ نکوهش فرماندهی زید بن حارثه در جنگ موته. جنگ موته (واقع در سرزمین شام ) در ماه جمادى الاولى سال هشتم هجری، روى داد . در این جنگ ، پیغمبر (صلّى اللّه علیه وآله) زید بن حارثه (غلام آزاد شده خود را که فردى مسیحى از اهل شام بود ) به فرماندهى لشکر برگزید و فرمود: اگر وى شهید شد، جعفر بن ابیطالب فرمانده باشد، و اگر او هم به شهادت رسید، عبداللّه بن رواحه فرمانده است. این موضوعى است که مورد اتفاق همه مسلمانان است، ولى شاید صحیحتر قول بزرگان شیعه امامیه باشد که مىگویند امراى لشکر نخست جعفربنابیطالب و بعد از او زید بن حارثه و پس از وى عبداللّه بن رواحه بوده است. روایات ما در این خصوص از عترت طاهره بسیار است. ترتیب فرماندهى امراى مزبور، هر چه بوده، آنچه مسلم است، نصّ صریح پیغمبر راجع به فرماندهى زید بن حارثه است خواه نفر اول یا دوم یا سوم باشد. و دستورى است که پیغمبر به لشکر و صحابه داد که از وى اطاعت کنند، اما بعد از انتصاب وى ، بعضى از اصحاب من جمله ابوبکر، فرماندهى زید را مورد نکوهش قرار دادند، و این اجتهاد انسان غیر معصوم در مقابل نص پیغمبر(صلی الله علیه و آله) معصوم بود[۱۲۸] ۲ـ نکوهش فرماندهی اسامه بن زید به علت سن کمش در جنگ با روم. یکى دیگر از مواردى که خلیفه اول در مقابل نصّ صریح پیغمبر (صلّى اللّه علیه وآله) اجتهاد نمود و بر خلاف فرمان حضرت، عمل کرد، ماجراى سپاه اسامه بن زید بن حارثه بود. پیغمبر اکرم (صلّى اللّه علیه وآله) این سپاه را در دم واپسین خود، در سال یازدهم هجرى براى جنگ با روم در سرزمین شام و جبران شکست قبلى بسیج کرد. پیغمبر اکرم (صلّى اللّه علیه وآله) به اصحاب دستور داد، خود را براى گرد آمدن در زیر پرچم اسامه مهیا کنند و در این باره به آنها بسیار تأکید کرد و شخصاً بسیج نمودن آنها را به عهده گرفت . ایشان کلیّۀ بزرگان مهاجر و انصار؛ امثال ابوبکر، عمر، ابوعبیده جرّاح ، سعد بن ابى و قّاص و غیره را در سپاه اسامه بن زید گِرد آورد، اما بعد از آنکه عارضه بیمارى رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله)که منجر به رحلت آن حضرت گردید، آشکار شد، دید اصحاب از بسیج شدن کوتاهى مىورزند، بنابراین شخصاً به نزد آنها رفت و ایشان را ترغیب به حرکت نمود. سپس به منظور تحریک روح سلحشورى وتقویت اراده آنها، پرچم را با دست خود، براى اسامه بن زید برافراشت و فرمود: «به نام خدا و در راه او جهاد کن و با هر کس منکر خداست پیکار نما.» با این حال اصحاب در آنجا نیز کوتاهى نشان دادند و با همه سفارشهای صریحى که از آن حضرت مبنى بر وجوب تسریع در رفتن به مقصد، شنیدند و دیدند، ترتیب اثرى به آن ندادند، و حتی به خاطر سن کم اسامه به پیغمبر (صلّى اللّه علیه وآله) خرده گرفتند![۱۲۹] ۳ـ توهین عمر به ساحت مقدس پیامبر(صلی الله علیه و آله) هنگام رحلتشان و جلوگیری از نوشتن منشور ابدی آن حضرت چنانکه در فصل پیش مفصل به آن پرداختیم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
روایت دوم مرسله صدوق : « قال : روی ان دیه ولد الزنا ومیراثه کمیراث ابن الملاعنه » ترجمه صدوق می گوید : روایت شده است که دیه زنا زاده ۸۰۰دهم است وارث او مانند ارث فرزند ملاعنه است » روایت سوم روایتی از یونس « قال : میراث ولد ازنا القرابته من قبل امه علی میراث ابن الملاعته » میراث زنا زاده همچون میراث ملاعنه متعلق به اقوام مادر اوست. ومشهور فقها که قائل اند زنا زاده از مادرش هم ارث نمی برد ومادرش هم از او ارث نمی برد به روایات زیر تمسک کرده اند : روایت اول صحیح حلبی از امام صادق علیه السلام :قال ایما رجل وقع علی ولید ه قوم حرامأ ثم اشتراهاادعی ولدها فانه لایورث منه شی ءقال رسول الله وصل الله علیه وآل قال :«الولد للفراش و وللعاهر الحجر » ولایورث ولدا الزنا الارجل یدعی ابن ولید ته ( وسایل الشیعه ،ج۱۷ :۵۶۶) . ترجمه : مردی با کنیز قومی به حرام نزدیکی کرد وسپس او را خرید وادعا کرد که فرزند آن کنیز ازاوست پس ارث نمی برد از او چیزی ،زیرا رسول خدا فرمود : « ولد از آن فراش است وبرای زنا کار سنگ است » ولد زنا ارث نمی بردمگر از مردی که فرزند ی اورا ادعا کند . (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
روایت دوم صحیح ابن سنان از امام صادق (ع) قال : سألته فقلت له : جعلت فداک کم دیه ولد الزنا ؟قال یعطی الذی انفق علیه ما انفق علیه . قلت فانه مأت وولد ،مال ،من یرثه ؟ قال : الامام .(به نقل از محسن حرم پناهی ، ۱۶۲:۱۳۷۶) به امام صادق (ع)گفتم : فدایت شوم دیه زنا چقدر است ؟فرمود : به کسی که در مورد او مخارجی را متحمل شده آنچه خرج کرده پرداخته شود .گفتم اگرزنازاده بمیرد واز او مالی بر جای ماند ، چه کسی وارث اوست ؟گفت امام. لازم به توضیح است که عموم این دو روایت زانیه را هم شامل می شود . روشن است که قاعده حل تعارض اقتضا می کند که روایت مطلق را به موثقه الحاق مقید کنیم ولی برخی در آن دو روایت اول (عقیده و خلاف مشهور ) اشکال کرده وگفته اند ، سند موثقه اسحاق ضعیف است چون مشتمل بر غیاث بن کلوب است که از اهل سنت است شیخ این روایت را مهم دانسته وگفته است که بخاطر چنین روایتی نمی توان از روایات سابق دست کشید .(همان) علاوه بر این که محتوای هر دو روایت با نظر اهل سنت مطابق است ولذا باید برثقه حمل شود ویا بر این فرض که مادر طفل ، زنا کار نیست ، چون در این صورت مادر واقوام مادری طفل به خاطر نسبت شرعی ،از اوارث می برند بنا براین چنین طفلی مانند فرزند ملاعنه است اما هر سه اشکال را می توان دفع کرد : در کتاب عده آمده است که غیاث ابن کلوب ثقه است وامامیه به روایت وی عمل کرده اند ، شاذ بودن این روایت نیز اولأ پذیرفته نیست چون روایت یونس نیز در همین زمینه وجود دارد واحتمال دارد که مرسله صدوق ،به استتاد روایت دیگری باشد وثانیأ بر فرض که شاذ باشد ،تنها در صرت وجود دارد تعارض بین روایت شاذ ودیگر روایات ضرر می رساند ،حال آن که تعارض بین روایت مطلق وروایات مقید ، تعارض ابتدائی است ذکر روایت مرسله نیز به خاطر استناد به آن نیست بلکه به خاطر تأیید است البته در مورد این که صدوق درمقدمه کتاب (من لا یحضر الفقیه ) متعهد شده است که روایاتی را که از نظر اوصحیع است نقل کند ، باید گفت : که اولاً وی در موارد بسیاری بر خلاف این وعده عمل کرده وثانیأ حجت بودن روایت در نظر ایشان برای ما فایده ای ندارد وچون احتمال دارد ایشان به قراینی استناد کرده باشد که در نزد ما معتبر نباشد ،در مورد یونس هم گمان نمی رود رأی آئمه را با رأی خودش دفع نمایید ، صدور روایات مذکور اولأ از حضرت امیر (ع) بعید است ثانیأ تنها در صورت تعارض بین روایات بر تقیه حمل می شوند ، حال آنکه در این جا تعارض در کار نیست . نتیجه این که : عقیده خلاف مشهور که فرزند به مادر ملحق می شود وبین آنها رابطه ارث وجود دارد قوی تر است ( حرم پناهی۱۳۷۶، :۱۶۴و۱۶۵ ) . آنچه گفته شد در مورد حکم مقنین علیه بود واما حکم مقنین یعنی فرزند از تلقیح ،چنین فرزندی به طریق اولی به مادرش ملحق می شود وعلاوه بر این در عرف ولغت به چنین طفلی ، فرزند آن زن ، گفته می شود بنا براین عمومات ارث فرزند متولد از تلقیح را هم شامل می شود .دلیل دیگر بر ملحق شدن فرزند به مادر ؛ روایت محمد بن مسلم واسحاق بن عمار است . چون این سخن امام علی (ع) یردالی ابیه ( به پدرش برگردانده می شود ) با الغاء خصوصیت ، محل بحث را هم شامل می شود (موسوی ، ۱۸۰:۱۳۸۲) . توارث بین صاحب اسپرم وطفل طبق عموم آیات قرآن کریم که می فرمایید : للرجال نصیب مماترک الوالد ان والاقربون وللنساء نصیب مما ترک الوالد ان ولاقربون . ترجمه : ازبرای مردان وازبرای زنان است هرچه که پدر ومادر ترکه ای داشته باشند .آن وارث از مورث خودش که پدر ومادر ش باشد ارث می برد . قبلأ بیان کردیم که صاحب نطفه پدر است ،پس به مقتضای عموم آیه شریفه باید بگوییم که این طفل ارث می برد چیزی که هست عموم آیه به مسأله زنا تخصیص وتغییر خورده است آنجایی که آمده « ولد الزنا لایرث » وما قبول کردیم که عام کتابی قایل تخصیص با خبر واحد است واین نظریه را در اصول پذیرفتم .اما همانطور که قبلأ هم گفتیم مسأله انتقال اسپرم با توافق زوجین به رحم زن اجنبیه حراماست اما مصداق رنا نیست ،زیرا زنا را تعریف کردیم .بنابر این وقتی زنا نباشد آن خبر واحد که عام کتابی را تخصیص می زند یعنی « ولدالزنا لایرث » در این جا صادق نیست ، چون این ولد زنا نیست بنابراین به عمومات آیه تمسک می کنیم (اصاله العموم،اصاله الاطلاق ) وحکم می کنیم که این ولد از صاحب اسپرم ارث می برد(موسوی۱۸۷:۱۳۸۳) واین در حالی است که بعضی از مراجع وفقها نسبت به این حکم احتیاط کرده اند : آیت الله گلپایگانی می فرمایدند «تلقیح نطفه اجنبی به نظر حقیر جایزنیست ودر مسأله توارث احتیاط به مصالحه با سایر ورثه ترک نشود ( مجمع المسائل ،ج۲ :۱۷۷). هم چنین امام خمینی در رساله توضیح المسائل در رابطه با ارث حکم به احتیاط کرده اند ( تحریر الوسیله ج۲ :۶۲۱). همچنین حاج سید محمد علوی گرگانی در ذیل استفتاءجناب دکتر محمد هاشم صمدی اهری می فرمایند اگر صاحبان نطفه وتخمک زن وشوهر هستند پدر ومادر حقیقی می باشد وتمام احکام بر آنها جاری می شود ولی اگر اجنبی باشند بچه برآن محرم است ودر مثل مسائل ارث باید تصالح گردد.(توضیح المسائل مراجع،۱۳۷۸) هم چنین حاج محمد فاضل لنکرانی در رابطه با اسپرم وتخمک اجنبی واجنبیه حکم به مصالحه می کنند در این میان برخی از علمای مثل حاج سید محمد مفتی الشیعه وحاج شیخ ناصر مکارم شیرازی وحاج شیخ حسن نوری همدانی .در صورت تلقیح نطفه تخمک اجنبی واجنبیه حکم به عدم توارث بین آنها بر طفل می کنند هرجند که محرومیت را بر قرار می دانند(صمدی اهری،۴۵:۱۳۸۲) . پس در این جا سه نظر وجود را دارد : ۱-نظر کسانی که می گویند توارث برقرار است . ۲-نظر کسانی که قائل به احتیاط شده اند . ۳-کسانی که حکم به عدم توارث می کنند. نظر برگزیده : به نظر می رسد که همان نظر اول صحیح تر باشد به همان دلیلی که ذکر شد لذا برای عدم توارث ویا احتیاط نیازمند به دلیل هستیم . ۳-۴-۱-۲-نفقه ۱-نسبت به صاحب تخمک ؛ مادر کودک همان زنی است که کودک از ترکیب اسپرم با تخمک وی تشکیل ودر رحم او رشد کرده واز او متولد شده است . به این ترتیب مادر کوک برابر مواد ۱۱۹۶و۱۱۹۹ق.م ملزم به انفاق کودک است وفرزند مزبور نیز تحت شرایطی مکلف به انفاق مادر خود می باشد . با توجه به ماده ۱۱۹۹ق.م وبا توجه به این که صاحب اسپرم یعنی پدر واقعی کودک غالبأمعلوم نیست مانند آن است که پدر وی در قید حیات نباشد بنا براین نفقه کودک بر عهدهمادر است واگر مادر قادر به انفاق نباشد با رعایت الأ قرب فأ لاقرب بر عهده اجداد مادری کودک خواهد بود . ۲-نسبت به صاحب اسپرم ؛در این رابطه دو فرض قابل تصور است . ۱-صاحب اسپرم شناخته شده باشد وتلقیح مصنوعی با علم وآگاهی زوجین وصاحب اسپرم صورت گرفته باشد اما بعد از تولد طفل از جانب شوهر نفی شود وبه ثبوت نیز برسد که طفل از اسپرم شوهر نیست مثل این که شوهر به طور کلی عقیم باشد وقادر به تولید مثل نباشد در این صورت آیا صاحب اسپرم در زمینه انفاق کودک مکلف است ؟ آنچه مسلم است کودک از اسپرم بیگانه معلوم الهویه به وجود آمده است وچنین کودکی فرزند طبیعی صاحب اسپرم است وبا او قرابت نسبی دارد ونسب جنین ناشی از زنا نیست بنابراین برابر ماده ۱۱۹۹ق.م نفقه کودک که درمرحله اول بر عهده ی پدر است ولفظ پدر در ماده مذکور به طور مطلق ذکر شده وفرق بین پدری که از راه برقراری زوجیت ومقاربت بازنی که صاحب فرزند شده باشد ویا از وطی به شبهه وحتی از طریق زنا صاحب فرزند شده باشد که در موضوع بحث نه وطی به شبهه مصداق پیدا کرد ه ونه فرزند مزبوراز رابطه ناشی از زنا بوده است ودر واقع می توان فرزندمزبور را شبیه فرزند ناشی از مساحقه تلقی وبه صاحب اسپرم ملحق نمود وتکلیف انفاق را بر عهده ی او داشت (صمدی اهری،همان:۱۱۴).ممکن است گفته شود به صاحب اسپرم فقط اسپرمش را به زوجین اهداءکرده وخودش خواهان فرزند نبوده تابخواهد مکلف به اتفاق وامثال آن باشد لذا برخی از علما بین صورت اعراض صاحب اسپرم ازاسپرم وعدم اعراض آن تفصیل قائل شده وگفته اند اگر مرد از اسپرمش اعراض کند تکلیفی بر عهده ی او نیست . در پاسخ می توان گفت همان طور که در روایت مربوط به مساحقه زن با کنیز وانتقال اسپرم شوهر بر کنیز گفته شد که صاحب اسپرم پدر طفل است درحالی که چنین نسبتی نداشته است اما مکلف به وظایف پدری است(همان) . ۱-از جمله انفاق نسبت به طفل ؛ در اینجا مسأله نیز به همین نحو است با این برتری که صاحب اسپرم ، اهداءاسپرم به زوجین حد اقل اراده را داشته وبه تعاقب عمل نیز عالم بوده ،ولی این عمل را انجام داده است . هم چنین است در مسأله زنا ویا وطی به شبهه که آثار حقوقی نیتجه عمل بر عهده شخص قرار خواهد گرفت . از آن جا که در ماده ۱۱۹۶ق.م در زمینه انفاق اقارب چنین آمده که « روابط بین اقارب فقط اقارب نسبی در خط عمود اعم از صعودی یا نزولی ملزم به انفاق یکدیگر ند » طفل مزبور نیز مکلف به انفاق است نسبت به صاحب اسپرم واجدادش در خط صعودی . ۲-صاحب اسپرم شناخته شده نباشد؛ در این جا فرض مسأله مانند صورت اول است ولذا مادر ملزم به انفاق طفل خواهد بود چون پدر طفل مشخص نیست(موسوی:۱۳۸۲) . ۳-نسبت به شوهر زن ملقوحه شوهر زن ملقوحه از لحاظ نفقه تکلیفی بر عهده ندارد زیرا با کودک قرابت نسبی ندارد ولذا نفقه فرزند زوجه بر عهده وی نخواهد بود البته ممکن است در این گونه مواردی با مجهول ماندن نحوه بارداری زوجه برابر قاعده فراش کودک ملحق به شوهر گردد که در این صورت حکم ظاهری این است که فرزند متولد شده فرزند شوهر است وشوهر نیز اقدام به نفی ولد نکرده است در این حالت برابرماده ۱۱۹۹ق.م شوهر زن پدر کودک تلقی می شود وتکلیف انفاق بر عهده پدر وجد پدری اوست . مگر اینکه با فوت پدر ظاهر ثابت شود . طفل مزبور رابطه خونی با شوهر مادر آن کودک ندارد که در این صورت تکلیف انفاق از آنان ساقط خواهد شد . وهمانطوری که شوهر نسبت به طفل وظیفه انفاق ندارد طفل هم نسبت به او هیچ تکلیفی نخواهد داشت اما اگر کودک در فراش مرد متولد شود وکودک این مرد را پدر خود بداند در این صوورت فرزند مکلف به انفاق مرد خواهد بود وهر زمان خلاف ظاهر به اثبات بر تکلیف نیز ساقط خواهد شد(همان) . ۳-۴-۱-۳- سایر روابط مالی مثل هزینه حضانت کودک وتربیت کودک طبق قانون بر عهده ابوین است ودر این موضوع مادر کودک بدون تردید مکلف به پرداخت هزینه حضانت وامثال آن است همین طور است اگر شوهر زن فرزند را منتسب به خود بداند ودر صورت امتنا ع هریک از آنها ملزم به پرداخت خواهند بود . اما اگر زوج از جریان مطلع باشد ونفی ولد هم به اثبات برسد تکلیف از او برداشته می شود امادر رابطه با صاحب اسپرم اگر مشخص باشد مکلف به پرداخت تمام این هزینه می باشد ودر این زمینه بین فرزند طبیعی وشرعی وفرزند حاصل از لقاح مصنوعی تفاوتی وجود ندارد واگر صاحب اسپرم مشخص نباشد تکلیف فقط بر عهده ی مادر است(نائب زاده،۳۶۳:۱۳۸۰) . ۳-۴-۱-۴- جنبه کیفری تلقیح مصنوعی با اسپرم بیگانه همانطور که روشن شد مبنای مانسبت به تلقیح مصنوعی با اسپرم بیگانه بنا به اصل احتیاط حرمت مسأله است . با توجه به این مطلب سئوالی که پیش می آید این است که درصورتی که چنین عملی انجام شود می توان گفت که جرم محقق شده است یا خیر واصولأچنین عملی به چه جرمی ملحق می گرددد وعنوان کدام یک ازجرائم بر آن بار می شود طبق ماده ۲-قانون مجازات اسلامی ؛ «هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود »از آنجا که هیچ منعی برای تلقیح با اسپرم بیگانه در قانون وجود ندارد بنابراین چنین عملی جرم نخواهد بود اما برخی از دادگاه ها حکم زنا را براین عمل بار کرده اند در سال ۱۹۲۱یک دادگاه کانادائی این عمل را زنا محسوب کرد . راسل همین نظر را در ۱۹۲۴تأئید کرد ، با این استدلال که ماهیت زنا در واقع آبستن کردن خارج از نکاح است نظر مزبور با نظر فقیهانی که هدف از مشروعیت حدود مجازات برای زنا مخصوصاً در حد رجم برای زنای محصنمه را حفظ نسب می دانند مثل مفید به نقل از شهید ثانی در شرح لمعه نزدیک است . به اعتقاد ایشان اگرزن شوهر دار اصرارومداومت بر زنا داشته باشد بر شوهر خود حرام است ؛ زیرا با این کار بزرگترین فایده نکاح که عبارت است ازتناسل ،از بین می رود ونسب مخلوط می شود هدف از تشریح حکم حدود رجم برای زنا کار حفظ نسب از اختلاط است . ولی بعضی ها با این نظر مخالف بودند ، در سال ۱۹۵۸یک دادگاه اسکاتلندی رای داداگر زنا فقط به تماس بدنی تحقق می یابد وAIDزنا محسوب نمی شد در عین حال یک دادگاه آمریکائی در یک مورد حکم داد که این عمل زناست وبچه حاصل از آن غیر قانونی است (مهرپور،۱۳۷۶ :۱۶۵و۱۶۶) ماده ۶۳قانون مجازات اسلامی درباره زنا چنین می گوید :«زناعبارت است از جماع مرد با زنی که بر اوذاتاًحرام است گرچه در دبر باشد ، در غیر موارد وطی به شبهه » بنا بر این با این تعریفاز لحاظ فقهی وقانونی این عمل را نمی توان به عنوان زنا ، جرم تلقی کرد واحکام زنا را بر آن با رنمود . درمتون فقهی زنایی که جرم است وموجب می باشد چنین تعریف شده «تحقیق الزنا الموجب الحد باادخال الانسان دکره الاصلی فی فرج امرأه محرمه علیه اصاله من غیر عقد نکاح » ( تحریر الوسیله ، ج۲ :۴۵۵). به هر حال در تحقیق مصداق زنا ، تماس بدنی ودخول شرط است . بنا براین بر تلقیح اسپرم مرد بیگانه در رحم زن تعریف وعنوان زنا صدق نمی کند ونمی توان این عمل را زنا وازین بابت جرم دانست . فقها هم که به این مطلب پرداخته اند عمل مزبور را به عنوان زنا حرام ندانسته اند. نمایندگان نهمین کنگره بین المللی حقوق جزا نیز که در ۲۴تا ۳۰اوت ۱۹۶۴در لاهه هلند بر پاشد اظهار داشتند،« تلقیح مصنوعی چون متضمن مقاربت مرد وزن نیست رابطه نامشروع محسوب نمی گردد ( به نقل ازامامی،۳۷۵:۱۳۷۵). خلاصه اینکه نمی توانیم بگوییم عمل تلقیح با اسپرم بیگانه حرام است اما چون مجازاتی در قانون برای آن تعیین نشده وزنا نیز محسوب نمی گردد تا بخواهیم حکم زنا را بر آن بار کنیم ، جرم نیست . چرا که اگر بخواهیم عنوان مجرمانه بودن را از آن برداریم دیگر هیچ ضمانت اجرایی برای حکم به حرمت نسبت به آن وجود نخواهد داشت از طرف دیگر با توجه به احتیاط شارع نسبت به دماء نمی توان حد زنا در مورد کسی که چنین عملی را مرتکب می شود اجرا کنیم زیرا همانطور که ثابت شده این عمل زنا نیست ، اما دلیل حرمت زنا در آن وجود دارد . حال باید ببینیم مجازاتی که برای زنا در شرع تعیین شده به دلیل نفس زناست ویا به دلیل ، علت حرمت زناست ؟ اگر بگوئیم حد در زنا به خاطر ارتکاب به زنا است پس چون تلقیح مصنوعی زنا نیست ، مجازات زنا هم نسبت به آن اعتبار ندارد ولی اگر بگوئیم حدی که در زنا وجود دارد به خاطر نتیجه زنا یعنی اخلاط میاء واز بین رفتن انساب است . همین نتیجه هم در تلقیح مصنوعی وجود دارد بنا براین همان مجازات هم باید وجود داشته باشد با کمی دقت در مسأله متوجه می شویم که تعیین مجازات در زنا فقط به دلیل مجازات زنا است نه نتیجه زنا هرچند زنا موجب حرمت زنا است ، اما مجازاتی که در شرع تعیین شده فقط برای عمل زناست چرا که ممکن است زنا محقق شود ولی زنی که مورد زنا واقع شده باردار نشود اما با ز هم حد نسبت به او جاری خواهد شد با این توضیح همان جواب نخست ثابت می شود که چون تعریف زنا تلقیح مصنوعی را در بر نمی گیرد وبه عبارت بهتر چون تلقیح مصنوعی با اسپرم بیگانه زنا نیست بنابراین مجازات زنا هم نسبت به آن نمی تواند جاری شود با تمام این صحبتها یک مسأله باقی می ماند وآن هم اینکه با قبول حرمت تلقیح با اسپرم بیگانه چه ضماتت اجرایی در مورد آن وجود خواهد داشت واین مسأله ای است در خور تأمل که البته در قوانین ما ایران جایی ندارد شاید اگر تکلیف جواز یا حرمت مسأله به طور قانونی در کشور به تصویب برسد بتوان برای آن نیز در صورت حرمت عمل مجازاتی در باب تعزیرات حکومتی قایل شد برای اثبات این مدعی از قاعده « کل من فعل محرم او ترک واجب فللحاکم ان یعرزه » می توان استفاده کرد .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با وجود نقدهایی که به سیاست جنایی غربی وارد دانستیم – نقدهایی عموماً نظریِ محض و در چارچوب تحلیلیِ فلسفه سیاسی و اجتماعی – امااین را نیز باید گفت که غرب توفیقات فراوانی نیز در سیاست جنایی داشته است؛ دستاوردهایی که با ارزیابی سیاست جناییایران میفهمیم چقدر ما هم از آن یافته ها و دستاوردهای غربی استفاده کردهایم. اقدامات تأمینی و تربیتی، رویکرد کلینیکی در اجرای مجازات حبس، تعلیق مجازات، آزادی مشروط، تعویق صدور حکم، دادرسی افتراقی اطفال، کلِ دادرسی کیفری در حوزه تعزیرات، و تقریباً حجم عمده تأسیسات ارفاقیِ حقوق جزا که ریشه در جرم شناسی دارد، همه و همه از جمله دستاوردهای سیاست جنایی غربی است. اما باید مواظب باشیم همانطور که به غلط فقه را فقط ترجمه و تبدیل به قانون کنیم و عقلانیت و بومیسازی و مقاصد شریعت را فراموش کنیم،این نیز خطاست که راهبردهای سیاست جنایی غربی را ترجمه و در سطوح تقنینی، قضایی، اجرایی و مشارکتی بهکار ببندیم. به نظر نگارنده، از سیاست جنایی غربی، نه در حوزه راهبرد بلکه صرفاً در قلمرو برنامه های جزئیِ سیاست جنایی شایسته است استفاده کنیم. راهبرد باید بومی باشد؛این فقط سطوح روبنایی و اجراییِ خُرد است که اقتضای بهره گیری از دستاوردهای غیرخودی را داراست. ترجمهِ صِرف و تعطیل عقل و بیتوجهی به اقتضائات بومی، چه در ارتباط با منابع غربی سیاست جنایی و چه در ارتباط با سیاستهای حاکم بر فقه جزایی، آزموده را آزمودن است و خطاست. فصل آتی، به نقد همین اشتباه – «ترجمهگرایی» – در نظر و عملِ اغلب تصمیمسازانِ عرصه سیاست جنایی در کشورمان میپردازیم، امااین بار نقد الگوی بهره گیری آنان از فقه. اگرچه مبحث بعدی رساله، متولی پاسخ به پرسشها پیرامون وضعیت آزادی در اندیشه حقوقی اسلام و به ویژه سیاست جنایی اسلامی نیست و بلکه به چالشهای تسری مصائب و تناقضات مدرنیته به سیاست جنایی مدرن غربی می پردازد، اما کل بخش دوم رساله متولی پاسخ به پرسش از جایگاه آزادی در اندیشه سیاست جنایی اسلام است. در پایان، یادآوری می شود موضوعاین گفتار از مبحث اولِ فصل نخست رساله، نقد فلسفی- سیاسی و جامعهشناختیِ سیاست جنایی غربی (از منظر حاکمیت مدرنیته بر علوم انسانی غربی و از جمله، علم سیاست جنایی) بود. مبحث اول ازاین فصل رساله با موضوع «نقد حاکمیت مدرنیته بر چارچوب تحول اندیشه و سیاستگذاری در غرب» به اتمام رسید. نظر بهاین کهاین رساله، رویکرد معرفتشناختی و مبناگرایانهی عمیق دارد، پسندیده نبود بدون تحلیل مبانی و زیرساختهای اندیشه حقوقی غرب، مستقیماً به سراغ مدلها و رویههای حقوقی و سیاست جنایی غربی برویم. ازاین رو، مبحث نخست از فصل اول رساله، بیش از آن که تخصصاً در حیطه مباحث حقوقی نگاشته شده باشد، متمرکز بر نقد اثرپذیری علوم اجتماعی غربی از جریان مدرنیته بود. تحریف عقلانیت و دموکراسی و آزادی در مدرنیتهی روشنفکرانهی غربی، تحلیل شد؛ چرا که مدلها و سازوکارهای سیاست جنایی غربی بر پایه همین مبانی ظهور و تثبیت و تحول مییابند. حال کهاین نقد معرفتشناختی صورت پذیرفت، در فصل آتی از تحلیل انتقادی مبانی به سمت تحلیل انتقادی راهبردها و مدلهای سیاست جنایی غربی حرکت میکنیم و رفترفته ادبیات رساله را از قلمرو فلسفی/ سیاسی/ جامعهشناختی به سمت وجه حقوقی/ جرمشناختی/سیاست جنایی منعطف میسازیم. براین اساس، فصل دوم از بخش نخست رساله، توضیح میدهد چگونه جریان توسعه مدرنیزاسیون از علوم طبیعی و فنی، به علوم انسانی موجب شده است عدالت کیفری در مبانی و راهبردها و مدلها و رویههای سیاست جنایی غربی هم از جهاتی به محاق رود، و هم از جهاتی شمهای از آن به مشام رسد. شناختاین دو جهت، یعنی چالشها و توفیقهای سیاست جنایی غربی از حیث دورشدن از و نزدیک شدن به عدالت کیفری، ابن فایده را در پی دارد که ما میتوانیم بیاموزیم چگونه از تکرار مسیرِ منجر به چالش احتراز کنیم، و نیز بیاموزیم چه بخشی از دستاوردهای سیاست جنایی غربی را چرا و چگونه پالایش کنیم و طبق نیازایرانِ اسلامی، از آن گرتهبرداری نماییم تا در تدوین الگوی اسلامی-ایرانیِ سیاست جنایی همانا سنجیده و بهرهمند از تجارب «دیگران» به پیش رویم.
مبحث دوم: چالشهای انطباق
دراین مبحث، معضلات فراروی هرگونه تلاش برای سیاستگذاری جنایی درایران بر اساس مبانی سیاست جنایی غربی را میکاویم و به بحث و ارزیابی خواهیم نشست.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
گفتار اول: مغایرت با ساختار شرعی سیاست جنایی جمهوری اسلامیایران
تقریباً همه گونه های سیاست جنایی غربی را میتوان به روش سیستماتیک – مثلاً نظیر مدلبندی دلماسمارتی پیرامون انواع سیاست جنایی – توصیف و تحلیل کرد. به تعبیر دکتر حسینی،این امکان بدان خاطر است که مدلها ابزارهایی برای شناسایی «هر» سیستم و اندازه گیری میزان «آزادیِ» تأمین شده و تضمین شده در آن هستند[۳۰۶]. زیرا تا جایی که به سیستمهای نوظهور و معاصرِ سیاست جنایی مربوط می شود،این شمول و فراگیری ممکن است واقعیت داشته باشد. اما آنجا که به سیاست جنایی اسلامی و اسلامی-ایرانی مربوط می شود، فراگیر بودن تحلیل ساختاری محل تردید و تأمل است. حمایت کیفریِ حداکثری آزادی در سیاست جنایی غربی از یک سو، به قدری افراطی بوده که غرب را ناگزیر از تغییر پارادایم غالب سیاست جنایی از آزادیگرایی به امنیتمحوری در دو دهه گذشته کرده است. تبعیت از سیاست جنایی غربی، چنانچه تبعیت عمیق تا حد مبانی باشد، نامطلوب و اساساً ناممکن است. چه، سیاست جنایی غربی مبتنی بر مبانی اومانیستی و لوازم و لواحق آن نظیر سکولاریسم و لیبرالیسم است و نمیتواند مبنای سیاست جنایی ما که دارای نظام حقوقی اساسیِ دینمحور و پیرو شریعت اسلامیِ شیعیِ اثنیعشری هستیم گردد. توجه داریم که سیاست جنایی به طور کلی در بخش وسیعی، تابع داده های علمی نیست و بر آراء فلسفی، فرمانهای دینی، ارزشهای اجتماعی، قضاوتهای عقل سلیم، و مؤلفه های متعدد دیگری مبتنی است. اما احکام دینی در حوزه حقوق و سیاست جنایی، در مواردی با علوم تجربی، تعارض دارد که از آن جمله میتوان به چند مورد اشاره کرد. اولاً، مجازات اعدام (خواه به شکل قصاص و خواه حد یا تعزیر)، در فقه اسلامی، مورد تأیید قرار گرفته است، در حالی که محققانی با تکیه بر تحقیقات میدانی و رویکرد غربی به حقوق بشر، مدعی ناکارآمدی و ستمگرانه بودنِاین مجازات و عدم بازدارندگی آن هستند. ثانیاً، مجازاتهای بدنی مانند شلاق، به وفور، در تعزیرات اسلامی توصیه شده و در برخی از جرایم، مستوجب حد همچون زنا، شرب خمر و قذف، تعیّن یافته است؛ در حالی که سیاست جنایی غربی، سرسختانه مخالف چنین مجازاتهایی است. ثالثاً، برخی از مبانی مسؤولیت کیفری در حقوق اسلامی، مانند مختار بودن انسان، توسط مکاتب جبرگرا همچون پوزیتیویسم که از لحاظ روششناسی تنها به علوم تجربی معتقد بودند و بدان استناد میکردند، رد شده است. به طور کلی، مبنای جرمانگاری در سیاست جنایی تقنینی جمهوری اسلامیایران، صرفاً «اضرار به غیر بدون رضایت» نیست تا بتوان پذیرفت سیاستگذاری جنایی درایران باید همسو با نظام سیاست جنایی غربی باشد. سیاست جنایی ما از منابع متعددی همچون آموزههای دینی، دستاوردهای علمی و عرف اجتماعی و اقتضائات سرزمینی برآمده است. سیاست جنایی غربی، «هنجار» را یک «قاعده رفتاری» میداند که مشخص می کند مردم در شرایط مشخص چه رفتاری باید داشته یا نداشته باشند. هنجارها در سیاست جنایی غربی، قواعدی برای رفتارند که که ارزشهای یک جامعه را بازمیتابانند[۳۰۷]. معیار مجرمانه بودنِ یک رفتار در سیاست جنایی غربی را باید از مبنایی دریافت که دورکیم مطرح می کند. وی تصریح می کند جرمبودن تنها به خاطر آشفته شدن احساسات عمومی است، با صرف نظر از خاستگاه و مقصودش؛ خواه انجام آن رفتار، متضمن نقض یک حقیقت اخلاقی باشد یا خیر[۳۰۸]. نیک درمییابیم که بهره گیری از سیاست جنایی غربی هرگز نمیتواند تا حد مبانی پیش برود و صرفاً از دستاوردهای روبنایی سیاست جنایی مغربزمین – خصوصاً در کیفرهای جدید، که البته آنها هم کموبیش در منابع اسلامی و تمدن مسلمانان پیشینه دارد – میتوان در برساختنِ الگوی بومیِ سیاست جنایی استفاده نمود. همچنین میتوان از سیاست جنایی غربی در مقوله اختصاصی شدن و فنی شدن حقوق کیفری مدرن که به تعبیر دلماسمارتی از علائم پسامدرن شدنِ سیاست جنایی است[۳۰۹]. اکنون دراین زمان بارزترین جلوه بهره گیری سیاست جناییایران از سیاست جنایی غرب، واردسازی تأسیسات ارفاقیِ جایگزین حبس به قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ و همچنین پیش بینی قرارهای نظارت قضایی در ماده ۲۴۷ لایحهآیین دادرسی کیفری است.
گفتار دوم: مغایرت با اقتضائات سرزمینی و عرفیایران
مدرنیته – در معنای کلّی، و مدرنیزاسیون سیاست جنایی با بهره گیری از دستاوردهای بشری و از جمله تحولات سیاست جنایی غربی، به طور خاص – واقعینتی خارج از تجربه جغرافیایی، فرهنگی یا حتی تاریخیایران وایرانیان نیست.ایران وایرانیان برای مدتی طولانی بخشی از دنیای بزرگترِ مدرنیتهی جهانی بوده اند و هستند، و هرگونه رویکرد دیگری کور بودن در مقابلاین واقعیت بدیهی است[۳۱۰]. بنابراین نمی توان مدرنیته را پدیدهای عمدتاً اروپایی به شمار آورد؛ خصوصاً آن که مدرنیتههای حقوقیِ ملی دیگری نیز وجود دارند که با وضعیت حقوقایران و سیاست جناییایران همخوانی بیشتری دارند. عجله قانونگذارایرانی در اقتباس تأسیسات ارفاقی سیاست جنایی تقنینیِ غرب، چالش رویکرد انطباقگرا با سیاست جنایی غرب برای تصحیح و تقویت سیاست جناییایران را تشدید کرده است. هنوز مناقشات حقوقدانان و فقها بر سراین کهآیا اگر قاضی به علم دست یافت و مکلّف به صدور حکم شد می تواند «تعویق صدور حکم» صادر کند یا نه، برطرف نشده بود که مقنن با تصویب قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲، تعویق صدور حکم را در ماده ۴۰ قانون مذکور، بدون ذکر توضیحی برای برونرفت ازاین چالش، تصویب کرد. هنوز تعیین انواع خدمات عمومی و دستگاهها و مؤسسات و دولتی و عمومی پذیرنده محکومان و نحوه همکاری آنان با قاضی اجرای احکام صورت نپذیرفته است و بعید است طبق ماده ۷۹ قانون مجازات اسلامی ظرف سه ماهآیین نامه اجراییاین قانون تصویب شود و اجرا به خوبی آغاز گردد. مقننایرانی، همواره بدون فرهنگسازیِ حقوقی و آموزش و هدایت افکار مردم و افکار قضات و وکلا و ضابطان دادگستری و دیگر صاحبان مشاغل حقوقی، ابتدا مبادرت به تصویب قانون می کند واین یعنی خود، و مردم و جامعه حقوقی کشور را به ورطه چالشهای انطباقگراییِ نسنجیدهی سیاست جناییایران با سیاست جنایی غربی میافکند. جلوههای این نوع چالش – چالش انطباق – به تفصیل، در گفتار سوم از مبحث اول از فصل چهارم رساله، با عنوان «ضعف در اتخاذ راهبرد سنجیده برای بهره گیری از دستاورهای سیاست جنایی دیگر کشورها و نظامهای حقوقی» تشریح و ارزیابی خواهد شد. جدول نمایه چالشهای ذاتی و چالشهای انطباقی گفتمان غربگرای سیاست جنایی
چالشهای انطباقی
چالشهای ذاتی
مغایرت با مبانی، منابع و ساختار شرعی سیاست جنایی ایران
تسرّی مصائب معرفتشناختی مدرنیته به علوم انسانی مدرن، از جمله سیاست جنایی غربی
۱
ناهمسویی با ساختار تقنینی، قضایی و اجراییِ نظام حقوقی ایران
حاکمیت عقل ابزاری بر سیاست جنایی غرب در میدان نوسان راهبردهای پلیسی و کیفری
۲
ناهمسویی با اقتضائات عرفی جامعه ایرانی، خصوصاً جامعه شناسی جنایی ایرانی و جامعه شناسی کیفری ایرانی
ایدئولوژیمداری در لفافه عقلانیتمحوری
۳
عوامگرایی در لفافه نخبهگرایی؛ انحراف از دموکراسی
۴
تناقض آزادیگرایی افراطی با رسالت ذاتی سیاست جنایی در حمایت از ارزشهای اخلاقی و نه فقط ارزشهای اجتماعی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این تجلّی ذاتی است که مقتضای آن، نیستی و فنای مظاهر باشد ، پس حضرت «موسی» و دیگری را تاب دیدن احدیّت میّسر نباشد و حکم « لن ترانی » مطلق باشد. اما در تنزّل ذات به مراتب اسماء و صفات، مشاهده ی آن حضرت میسّر و مقدور می گردد و به صورت شجره «وادی ایمن» بر «موسی» تجلّی می فرماید و با او از پس پرده ی اسماء سخن می گوید: «و لمّا جاء موسی لمیقاتنا و کلّمه ربّه[۲۶۶]».[۲۶۷] «حضرت حق، گاه در عالم مثال، به صورت مظاهر حسیّه بر سالک ظهور می کند و این را در اصطلاح «تأنیس» می خوانند که عبارت از تجلّی حقّ است به صور مظاهر حسیّه جهت تأنیس مرید و این ابتدای تجلّّیّات القلوب است».[۲۶۸] لاهیجی معتقد است: «تجلّی شهودی عبارت است از ظهور حقّ در صور مظاهر ممکنات که « فخلقت الخلق » اشارت به آن است».[۲۶۹] علاوه بر این، در شرح گلشن راز به دو نوع از اقسام تجلّی ظهوری نیز اشاره شده است که عبارتند از: تجلّی عام و تجلّی خاص. در این دو نوع، فیض و رحمت حق تعالی به تناسب درجه ی ایمان و صدق مطمح نظر قرار می گیرد. ۱- «تجلّی عام: که آن راتجلّی رحمانی می نامند و عبارت است از افاضه ی وجود برتمام موجودات. در این نوع تجلّی همه ی موجودات با یکدیگر مساوی اند « ما تری فی الخلق الرّحمن من تفاوت »[۲۷۰] ، « و رحمتی وسعت کلّ شی ء»[۲۷۱] و این رحمت را «رحمت امتنانی» می خوانند. فضل از این نوع تجلّی است. ۲- تجلّی خاص: که آن را تجلّی رحیمی می گویند و عبارت است از فیضان کمالات معنویه، بر مؤمنان و صدّیقان و ارباب القلوب، مانند معرفت و توحید و تسلیم و توکّل و پیروی از اوامر الهی و اجتناب از نواهی، از این تجلّی تعبیر به فیض نموده اند».[۲۷۲] تجلّی انواع دیگری نیز دارد، به نظر شیخ محمود شبستری، تجلّی هم جمالی است و هم جلالی: «تجلّی جمالی عبارت است از استلزام لطف و رحمت و قرب به حقّ»، و در مقابل، «تجلّی جلالی آن است که موجب قهر و غضب و دوری می شود.»[۲۷۳] این دو تجلّی لازم و ملزوم یکدیگرند، یعنی لازمه ی جمال، جلال است و لازمه ی جلال نیز جمال است. «تجلّی گه جمـال و گـه جـلال است رخ و زلــف آن معـانی را مثـال است» شرح گلشن راز، بیت ۷۲۰، ص۴۶۶ به اعتقاد وی، رخ زیبا رویان به مناسبت نور و لطف و رحمت با تجلّی جمالی شباهت دارد و زلف آنان به خاطر مشابهت با ظلمت و پریشانی و حجاب با تجلّی جلالی نسبت دارد، پس رخ مه رویان نمودار جمال حقّ، و زلف آنان به سبب سیاهی نمودار جلال حقّ می باشد. «صفات حقّ تعالی لطف و قهر است رخ و زلف بتـان را زان دو بهـر است» همان، بیت ۷۲۱، ص۴۶۷ نمودار کلی «انواع تجلّی» بر اساس آن چه که در شرح گلشن راز آمده است این گونه قابل ترسیم است: انواع تجلّی الهی دایمی آثاری شهودی افعالی صفاتی ذاتی قلوب خاص عام جلالی جمالی (رحیمی) (رحمانی) قدرت بصر سمع کلام اراده حیات علم تجلّی در نگاه عرفا گونه های دیگری نیز دارد و با واژگان قراردادی ذکرشده است. شبستری از واژگانی چون شراب و شمع و شاهد استفاده می کند تا منظور خود را بیان کند. «شراب و شمع و شاهد عین معنی است که در هر صورتی او را تجلّی است» شرح گلشن راز، بیت۸۰۵، ص ۵۰۶ «شـراب و شمـع ذوق و نـور عـرفـان ببین شـاهد که از کس نیست پنهـان» همان، بیت۸۰۶، ص ۵۰۷ به نظر وی، «شراب عبارت است از ذوق و وجدان و حالی که از جلوه ی محبوب حقیقی، ناگاه بر دل سالک و عارف می نشیند و سالک را مست و مدهوش می سازد، به طوری که از هیچ چیز خبر نمی یابد. در بیان احوال ارباب کمال، شراب درحکم زجاجه و چراغدان است و حق در عالم مثال که برزخ غیب و شهادت است، بر سالک که به مرتبه ی شهود جمال مطلق نرسیده است، به صورت مظاهر حسیّه ظهور می کند، این تجلّی افعالی است که صوفیه آن را « تأنیس » می نامند؛ یعنی موجب انس سالک به حق می شود.[۲۷۴] «شـراب اینجـا زجـاجه شمـع مصبـاح بـود شـاهـد فــروغ نـور ارواح» همان، بیت۸۰۷، ص۵۰۸ شمع، نور عرفان است که در دل عـارف تابیده مـی شود و دل را روشن و منوّر می سـازد و در حکم چراغی است که به وسیله زجاجه نگهداری می شود و سر چشمه ی نور الهی است و تجلّی صفات را در بر می گیرد.[۲۷۵] شاهد، ذات حقّ است به اعتبار ظهور، که در سالک تجلّی می کند و سالک باید ازخود رها شود. شاهد نوری است که از شمع قرار گرفته در زجاجه، بر دل سالک می تابد. این مرتبه نسبت به مراتب دیگـر کامل تر و اعلی تر است و آن را تجلّی نوری یا ذاتی نامند».[۲۷۶] استاد ابوالقاسم قشیری درباره ی تجلّی معتقد است که، خداوند در تجلّی مدام است، امّا خواص آن را در می یابند و عوام نه، به سخن دیگر، تجلّی مستمراست اما بر عوام پوشیده است و بر خواص آشکار، وقتی برعوام آشکار می شود، عیش آنان و وقتی نه، برای آنان در حکم بلا و آزمون است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
او می گوید: «عام در پرده ی ستر باشند و خاص اندر دوام تجلّی. اندر خبر است که چون حق تعالی بر چیزی تجلّی کند آن چیز خاشع گردد، خداوند ستر دائم به وصف شهود بود و خداوند تجلّّی دائم به نعت خشوع بود».[۲۷۷] هجویری غزنوی می گوید: «تجلّی تأثیر انوار حقّ باشد به حکم اقبال بر دل مقبلان که بدان شایسته ی آن شوند که به دل مرحقّ را ببینند».[۲۷۸] نجم الدین رازی گوید: «تجلّی عبارت است از ظهور ذات وصفات الوهیّت جلّ و علا.» به عقیده ی او روح را نیز تجلی باشد، و در این معنی سالکان دچار اشتباه می شوند، و آن زمانی است که گاه صفات یا ذات روح تجلّی می کند و سالک تصوّر می کند که حق تجلّی نموده، و بسیاری از روندگان راه سلـوک در این مقام دچار غرور و خود بینی می شوند و می پندارند که تجلّی حق یافتند و اگر پیر و شیخی کامل، آنان را هدایت نکند به سختی می توانند از این ورطه نجات یابند.[۲۷۹] او در جایی دیگر دل را که محل اسرار الهی است، به آینه ای تشبیه می کند کـه هنگامی کـه این دل از کینه و کدورت غیر حق پاک شود و صیقل یابد، این شایستگی را به دست می آورد که جلـوه گـاه ذات و صفات حق گردد اما هر دلی هم نمی تواند به سعادت تجلّی دست یابد، بلکه خداوند به هر که بخواهد آن را عطا می کند و به هر که نخواهد نه.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۱-۳-۲-۲ لو و آلتمن[۳۱] لو و آلتمن حس تعلق مکانی را از جنبه های روانشناسی و هویتی قابل تفسیر میدانند، از منظر روانشناسی تعلق مکانی به رابطه شناختی فرد با یک محیط یا یک فضای خاص اطلاق می شود و از لحاظ هویتی، تعلق مکانی رابطه تعلقی و هویتی فرد با محیط اجتماعی است که در آن زندگی می کند. در واقع تعلق به مکان رابطه نمادین ایجاد شده توسط افراد با مکان است که معانی احساسی، عاطفی و فرهنگی مشترکی به یک فضای خاص میدهد. تعلق به مکان مبنایی برای درک فرد و گروه نسبت به محیط است و معمولاً در محیطی فرهنگی به وجود می آید. بنابراین تعلق به مکان، چیزی بیش از تجربه عاطفی و شناختی بوده و باورهای فرهنگی مرتبطکننده افراد به مکان را نیز شامل می شود(Altman & Low,1992). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
فرهنگی بودن تعلق به مکان به معنای این است که در اکثر افراد تجزیه و تحلیل فضا به صورت نماد مشترک فرهنگی قابل تجربه است. در واقع افراد مکانها را به خصوصیات فرهنگی ربط می دهند، به گونه ای که یک مکان می تواند محرک تجربه انسان و یادآور مفاهیم و معانی فرهنگی باشد. در بسیاری از مکانها رابطه فرد و مکان از طریق تجربه صورت نمیگیرد، تعلق مکانی به مکانهای اسطورهای تجربه نشده توسط انسان می تواند به صورت معانی اجتماعی و سیاسی درک شده قبلی ایجاد شود(Richardson,1963). مهمترین معنای تعلق به مکان، در تجربه رابطه نمادین فرد، گروه و مکان نهفته است که می تواند ضمن فرهنگی بودن از دیگر منابع اجتماعی، سیاسی، تاریخی و فرهنگی نیز معنا گرفته و تقویت شود(Altman & Low,1992). از طرف دیگر لو شش نوع رابطه نمادین میان انسان و مکان را که منجر به شکل گیری تعلق مکانی می شود، در شش گونه به شرح زیر توصیف می کند(Altman & Low,1992): رابطه شجرهشناختی با محیط: در این رابطه تعلق مکانی به واسطه رابطه انسان و محیط از طریق شناسایی تاریخی مکان، خانواده یا جامعه صورت میگیرد و معمولاً در جوامعسنتی که در آن رابطه ساکنین و محیطشان در زمانهای طولانی برقرار بوده است، رخ میدهد. رابطه به واسطه از دست رفتن سرزمین: در این رابطه تعلق مکانی به واسطه از دست دادن مکان و تجدید خاطره با فرایند آفرینش مجدد مکان ایجاد میگردد. در این ارتباط، مکان از بین رفته، متروکه یا غیرقابل دسترس شده است که با تجدید آفرینش آن تعلق جدیدی در انسان ایجاد می شود. رابطه اقتصادی با زمین: در این رابطه تعلق مکانی به واسطه مالکیت یا میراث به وجود می آید. چون زمین عامل اقتصادی است، میزان مشارکت سیاسی و اجتماعی فرد، اغلب به میزان مالکیت زمین بستگی دارد و تعلق به مکان در این گونه رابطه، فرد را به صورت اجتماعی، سیاسی و نه به صورت شجرهشناختی به مکان مرتبط می کند. رابطه کیهانشناختی: در این رابطه تعلق مکانی به واسطه تطابق میان اسطورهها و نمادها از طریق مناسبات مذهبی، معنوی یا اسطورهشناسی به وجود می آید. رابطه از طریق زیارت و شرکت در مراسم مذهبی: زیارت یک مکان، تمایل به دیدار دیگران و مشارکت در مراسم، نوع خاصی از تعلق مکانی است. معمولاً در زیارت تجربه مکان موقتی است ولی تعلق مکانی به دلیل اهمیت مذهبی، معنوی یا اجتماعی، سیاسی مکان مدتهای مدید دوام مییابد. زیارت مستلزم تغییری در آهنگ حیات فرد و تجربه یک محیط جدید است و بدین سان باعث خلق یک همذاتپنداری و تعلق فرد به مکان می شود. رابطه روایتی: در این رابطه فرد به واسطه افسانهها، داستانها و نامگذاری روی مکان با سرزمین و مکان آشنا می شود و پس از گذشت زمان به آن سرزمین احساس تعلق می کند. معمولًا هر سرزمینی در گذشته خود افسانهها و داستانهایی دارد و فرد به واسطه آن حکایات به مکان تعلق پیدا می کند(معمولاً سرزمینها در گذشته داستانی داشته اند). این تقسیم بندی کلی در برخی موارد شامل تقسیمات فرعی نیز می شود. فرهنگها و مکانها به طور دقیق در این دستهبندی جای نمیگیرند. سه نوع اول بر مناسبات فامیلی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی افراد با سرزمین و سه گونه دوم بر مبانی عقیدتی افراد تاکید دارند. تعلق مکانی از لحاظ فرهنگی، منعکسکننده مؤلفه های اصلی حیات اجتماعی- فرهنگی است(فلاحت،۴۱:۱۳۸۵). ۵-۱-۳-۲-۲ جنیفر کراس[۳۲] کراس، رابطه انسان و مکان را در شش گروه زیستی، روحی، عقیدتی، روایتی، متاعی و وابستگی طبقهبندی نموده است. اولین پیوند انسان و فضا، “رابطه زیستی” و از جنس پیوند خانوادگی است. مکانی که فرد در آن متولد شده و رشدیافته برای او واجد ارزش است. دوران کودکی همواره با خاطراتی همراه با مکان به عنوان محل رخداد خاطرات عجین است. “رابطه روحی” بر اساس چیزی نامحسوستر از ارتباط ممتد با مکان است و فرد حس تعلق و مسئولیت نسبت به مکان دارد. برخلاف “رابطه روحی” که غیرارادی و احساسی است، “رابطه عقیدتی” هوشمندانه و بر اساس ارزشها و عقاید فرد شکل میگیرد. مکانهای توصیف شده در داستانها و روایتها منجر به شکل گیری چهارمین نوع رابطه، یعنی “رابطه روایتی” میگردند. روایات میتوانند شامل تاریخ خانواده، خیالی، اسطورهای و یا علمی و تخیلی باشند و اثر آنها در فرهنگهای مختلف متفاوت است. پنجمین نوع “رابطه متاعی” است، خصوصیت اصلی این رابطه(انتخاب) است. این رابطه با مکانی حاصل میگردد که افراد بنا به ترجیحهای خود انتخاب نموده اند و ربطی به حافظه تاریخی ندارد. “رابطه متاعی” بر اساس مقایسه تصویر ذهنی شخص از اجتماع ایدهآل و خصوصیات کالبدی آن حاصل می شود. با گذشت زمان، این رابطه به “رابطه زیستی” و یا “رابطه روحی” تغییر می کند. آخرین رابطه انسان و مکان “رابطه وابستگی”، بر اساس اجبار شخص به ماندن در مکانی خاص است. هرچند فرد می تواند وابسته به مکان باشد، اما این رابطه از سر اجبار و حتی اکراه صورت میگیرد و ادامه حضور در این فضا به دلیل الزامات بیرونی، عدم تمکن برای خروج و اختیار مکانی دیگر و یا عدم وجود انتخاب دیگر برای زندگی است(Cross,2001). تقسیم بندی کِراس بر اساس نوع پیوند انسان و مکان صورت گرفته است و با توجه به میزان رابطه، میتوان مقیاسهای متفاوت دیگری به آن اضافه نمود. کراس بر مبنای رابطه انسان و مکان، سطوح مختلف تعلق به مکان را ریشه داشتن منسجم در مکان(رابطه بیوگرافی، روحی، ایدئولوژیکی فرد با مکان)، ریشه داشتن نامنسجم در مکان(رابطه روحی، وابستگی، بیوگرافی فرد با مکان)، بیگانگی با مکان(رابطه وابستگی فرد با مکان)، وابستگی به مکان(رابطه انطباقی، بیوگرافی، وابستگی فرد با مکان) و بیمکانی غیرمتعهد(رابطهای بین فرد با مکان وجود ندارد) طبقه بندی کرد(Cross,2001 به نقل از پیربابایی و سجادزاده،۲۱:۱۳۹۰). قویترین سطح تعلق به مکان، ریشه داشتن در مکان است و در عوض افرادی که نسبت به مکان بیگانهاند، چندان از مکان راضی نیستند. افرادی که تعلق آنها به مکان، تنها تعلق از نوع وابستگی است، ریشه قوی در تعلق به مکان ندارند. به عبارت دیگر، آنها توسط هیچ اجتماعی شناسانده نمیشوند و هویت آنها پیوندی قوی با همسایگی آنها ندارد(پیربابایی و سجادزاده،۲۱:۱۳۹۰). رویکرد روانشناختی به پیوند شناختی، عاطفی با مکان و تعلق عاطفی فرد به مکان توجه دارد و به بیان انواع روابط میان انسان و مکان که منجر به شکل گیری تعلق مکانی می شود، می پردازد. به منظور فهم بیشتر این مفهوم میتوان از دیدگاه جامعه شناسی نیز کمک گرفت. در میان رویکردهای گوناگون جامعه شناسی- رویکرد پدیدارشناسی- بیشتر به این مفهوم پرداخته، گرچه تعلق مکانی را بیشتر به صورت ذهنی، انتزاعی و بر پایه مفهوم حسمکان مورد مطالعه قرار داده، اما برای درک بیشتر و عمیقتر حس تعلق به مکان در زیر مختصراً به آن پرداخته می شود. ۲-۳-۲-۲ رویکرد جامعهشناختی(پدیدارشناسی) در بین نظریه های جامعهشناسی، پدیدارشناسی بیش از سایر دیدگاه ها به مقوله حسمکان و حس تعلق به مکان توجه کرده است. یی فو توآن، ادوارد رِلف[۳۳]، کریستیان نوربرگ شولتز[۳۴]، کریستوفر الکساندر[۳۵] و دیوید سیمون[۳۶] از جمله نظریهپردازانی هستند که به مکان از جنبه پدیدارشناسی مینگرند. از دیدگاه پدیدارشناسان گرچه چیزی بدیهیتر از فضا نیست، اما “زمانی که فضا مبدل به مکان می شود، شناخت آن به آسانی میسر نیست، زیرا با زیستجهان مردم عجین می شود” (شکوئی و تبریزی،۱۵۳:۱۳۸۲). از نگاه پدیدارشناسان جغرافیای انسانی، حس تعلق به معنای پیوندی محکم و عاملی تاثیرگذار میان مردم و مکان- با اجزاء تشکیلدهنده آن است که این پیوند به صورت مثبت بوده و سبب گسترش عمق ارتباط و تعامل فرد با محیط میگردد و با گذر زمان عمق و گسترش بیشتری مییابد(Tuan,1974.Relph,1976). از نگاه این رویکرد، تجربه اصلیترین رکن ادراک مفاهیم و معنای یک مکان است و لذا معنا در یک مکان، ارتباط مستقیم با نحوه ادراک انسانی و مقولات مربوط به آن دارد. تحقیقات نشان میدهد که هر چه مدت زمان ارتباط افراد با یک مکان بیشتر می شود، به همان نسبت شناخت و ادراک انسانها از آن مکان افزایش یافته و امکان ایجاد معنای تعلق در محیط نیز افزایش مییابد(Hidalgo et al,2001.Bonaiuto et al,1999 به نقل از جوان فروزنده و مطلبی، ۲۹:۱۳۹۰). تعاریف نظریهپردازان این رویکرد بر پایه ماهیت حسمکان و مدت و عمق تجربیات در مکان است. آنان بیشتر به مفهوم حسمکان پرداخته و حس تعلق به مکان را به عنوان مرحله ای در ادامه و تکمیل حسمکان مورد توجه قرار دادهاند. ۱-۲-۳-۲-۲ یی فو توآن[۳۷] مکاندوستی اصطلاحی است که توسط جغرافیدانان پدیدارشناس، همتراز با حسمکان تعریف می شود، توآن از این اصطلاح استفاده می کند و آن را پیوندی پرمحبت و تاثیرگذار میان مردم و مکانها یا قرارگاهها میداند(Tuan,2001:21). کارهای توآن(۱۹۷۷- ۱۹۷۴)، از ابتدا بر مبنای آزمودن روشهایی که منتهی به وابستگی معنایی انسان به مکان می شود، استوار است. او در مورد اینکه هنگامی که فضاهای گوناگون به مکان نمود پیدا می کنند و زمانی که ما به مکانهای شناخته شده میرویم چه اتفاقی میافتد که ما احساس بهتری داریم و آن مکانها برای ما ارزشمند جلوه می کنند، بحث می کند. بنابراین مکانها یک معنای عمیق و کلی در باب یکپارچگی مداوم احساس و تجربه دارند(Tuan,1974:33). توآن و پدیدار شناسان علاقهمند به مکان خواهان بازگشت به زیستجهان روزمره تجربه زندگی هستند و از شیءوارگی مکان گریزانند(Manzo,Perkins,2006:337). به اعتقاد توآن، حسمکان به نوعی به فاصله بین شخص و مکان اشاره دارد، چنانچه به شخص امکان میدهد مکان را درک و ارزیابی کند. اما اصالت(ریشهداری) به معنای احساس بودن در موطن به شکلی ناآگاهانه است. در چنین شرایطی، بین شخص و مکان فاصلهای نیست و شخص جزئی از مکان است(توآن،۱۲۶:۱۳۸۴- ۱۳۹). از نظر توآن ریشه داری مکانی به پیوندی بسیار قوی به مکان اشاره دارد که می تواند بیانگر حس تعلق به مکان باشد. ۲-۲-۳-۲-۲ ادوارد رِلف[۳۸] رِلف در تعریف مکان تاکید می کند که مکانها بر خلاف فضا انتزاعی نبوده بلکه پدیدههایی هستند که به طور مستقیم از جهان تجربه میشوند؛ بنابراین سرشار از معانی، چیزهای واقعی و فعالیتهای جاری در آن هستند. مکانها منابع مهم شناسایی اشخاص و اجتماعها بوده، اغلب کانون اصلی شکل گیری روابط عمیق احساسی فیزیکی میان انسانها را شکل می دهند(پاکزاد،۱۹۴:۱۳۸۸). از دید او معنای اصلی مکان فراتر از عملکردهای پیش پا اُفتادهای است که مکان تامین می کند، بالاتر از اجتماعی است که آن را اشغال می کند و ورای تجارب مصنوعی و دنیوی مکان است. اگرچه همه این موارد جنبه های لازم مکان هستند، اما ماهیت مکان در تجربه، یعنی از جهت التفات ناخودآگاهانه به مکان است که مکان را به مثابه مرکزی پرمحتوا و عمیق از هستی و وجود بشر، تعریف می کند (Seamon,1996:119-140). رلف در کتاب مکان و بیمکانی، مکانها را ترکیبی از نظم طبیعی و نظم انسانی میداند که از مراکز با اهمیت تجارب بلافصل ما از جهان محسوب میشوند(پرتوی،۷۵:۱۳۸۷). از دیدگاه او هر گاه ما فضایی را احساس کنیم یا بشناسیم هرچند احساسی “بیشکل” و “لمسنشدنی” باشد، آنجا می تواند یک مکان انگاشته شود. برای رلف مکانها ذاتاً کانون گردآمدن معناها هستند؛ معناهایی که در تجربه های ما شکل گرفتهاند(پاکزاد،۱۸۲:۱۳۸۸). رِلف با بیان ارتباط ادراک با تجربه از مکان، اعتقاد دارد که در حسمکان انسانها مفهومی فراتر از خصوصیات و عناصر کالبدی در یک مکان را درک می کنند و به نوعی، پیوستگی و ارتباط ممتد با روح مکان را احساس مینمایند(R.Cuthbert,2006). وی با بیان این امر به ارتباط اساسی و جداییناپذیر مفهوم حسمکان با جنبه های انسانی اشاره داشته و اعلام میدارد آنچه که یک فضا را به یک مکان اعتلا میبخشد، آغشته شدن آن با معانی و مفاهیم عمیق است که در طول زمان گسترش و عمق پیدا می کند. از این رو مکان مورد نظر در تعریف رلف حاصل معانی است که در طول زمان و با ادراک به دست می آید. این تعریف مفهومی از مکان در طول زمان و ضرورت شکل گیری معنا ناشی از تعامل و ادراک انسانی در بستر زمان، مسئلهای است که به بُعدی از حسمکان اشاره مینماید که عمدتاً به بُعد ناآگاهانه و ادراکی در لایه های خاموش تجربه افراد دلالت دارد و از آن به وابستگی و حستعلق تعبیر می شود که حسی توام با عاطفه در مکان میباشد. مکان در این حس به صورت ریشهدار تجربه می شود و لایه های مختلف اجتماعی و فرهنگی را نیز دربرمیگیرد. رلف از این حس به عنوان نقطه امن اتکایی فرد از دنیای اطراف خود اشاره می کند و تعلق مهم روحی و روانی فرد به مکان خاص را نتیجه این احساس بیان می کند. آنچه که رلف از آن به عنوان ماهیت مکان و بُعدی ناآگاهانه اعلام میدارد، نوعی تجربه و ادراک مکانی از گفتمان قلمرو کالبدی داخل و بیرون را بیان مینماید که آن را جزئی از هویت فردی ناشی از هویت مکان میداند. علاوه بر وی افراد دیگری نظیر تویگرراس و اوزل[۳۹] با تاکید بر تمایز مکانی به عنوان یکی از مشخصههای هویت مکانی در شکل گیری هویت فردی، نظریه رلف را گسترش دادند. مفهومی که عمدتاً با عنوان قلمرو[۴۰] شناخته و با ابعاد کالبدی و منطق روانی شناخت مکان مرتبط میباشد(Carmona,2010). ۳-۲-۳-۲-۲ کریستین نوربرگ شولتز[۴۱] شولتز، نظریهپرداز و معمار نروژی از مدافعان بزرگ پدیدارشناسی در معماری است. شولتز، بر مبنای نظریه های پدیدارشناسی هوسرل و هایدگر، نظریه های متعددی در مورد معماری و به طور خاصتر مکان و فضا اظهار مینماید. وی بر پایه طبیعت و ساختار مکان به توصیف و تحلیل مکان و فضا به عنوان فضای هستی پرداخته و به روح مکان به معنای جوهره ارتباطی مکان با انسان اشاره مینماید. وی معماری مدرنیست را شکل گرفته بر پایه نظریه ها و داده های کمّی دانسته و نبود معنا در معماری را خاطر نشان می کند(Norberg Schultz,1980) و معماری گذشته زندگی بشری را که در آن معانی با مکان پیوند خورده و با وجود سختی زندگی و بی عدالتی اجتماعی، انسانها در مجموع به مکان احساس تعلق میکردند را تاکید می کند(نوربرگ شولتز، ۱۳۸۲). شولتز، حسمکان را پدیدهای کلی با ارزشهای ساختاری، فضایی و وجودی میداند که انسان از طریق ادراک، جهتیابی و شناسایی به آن نایل میگردد و در مکانهایی یافت می شود که دارای شخصیت مشخص و متمایز هستند. از نظر وی انسان به هنگام سکونتگزینی، همزمان در فضایی جای گرفته و در معرض ماهیت محیطی مشخصی قرار میگیرد، این دو کارکرد روانشناختی درگیر، می تواند جهتیابی یعنی تعیین موقعیت و تعیین هویت نامیده شود. تعیین هویت اساس حس تعلق است و آزادی واقعی، تعلق داشتن را پیشفرض میگیرد و “سکونت گزیدن”، به مفهوم تعلق داشتن به یک مکان محسوس است(Norberg Schults,1996). از آنجایی که تعلق مکانی در شاخه پدیدارشناسی، کمتر مطرح شده است و بیشتر به مفهوم هویت اشاره شده است، شولتز نیز حس تعلق را زیرمجموعهی تعیین هویت انسانها در نظر میگیرد. آنچه تاکنون بیان گردید، رویکردهای نظری بود که در قالب(روانشناسیمحیطی و پدیدارشناسی) به حس تعلق مکانی پرداخته بودند. آنچه پس از این مطمح نظر قرار خواهد گرفت، عوامل مؤثر بر ایجاد این حس در میان ساکنین یک مکان است. به طور کلی میتوان به دو دستهبندی از عوامل مؤثر بر حس تعلق به مکان اشاره کرد، عوامل اجتماعی- فرهنگی و عوامل کالبدی- فضایی. ۳-۲ عوامل اجتماعی- فرهنگی برای بررسی جامع حس تعلق به مکان باید به عوامل اجتماعی- فرهنگی و ویژگیهای فردی در شکل گیری این حس اشاره نمود. به دلیل گستردگی عناصر فرهنگی و اجتماعی، در پژوهش حاضر برای تدقیق و تحدید متغیرها، سرمایهاجتماعی و سرمایهفرهنگی به عنوان عوامل مؤثر بر حس تعلق به مکان گزینش شدند. همچنین در مورد سرمایه اجتماعی و فرهنگی نیز نخست تعاریف این مفاهیم ارائه شد و پس از آن ابعاد و مؤلفه های هریک از آنها در قالب دیدگاه های مهمترین نظریهپردازان این حوزه مطرح گردید. ۱-۳-۲ سرمایه اجتماعی ۱-۱-۳-۲ تعاریف و ابعاد مفهوم سرمایه اجتماعی را نخستین بار در سال ۱۹۲۰، شخصی به نام هنی فن[۴۲] به کار برد و پس از نیم قرن تاخیر، مجدداً در سال۱۹۶۰، جین جاکوب[۴۳] به آن پرداخت. به دنبال او در دهه ۱۹۷۰، گلن لوری[۴۴] منتقد و ایوان لایت[۴۵] جامعهشناس، این واژه را برای شناسایی منابع مفید اجتماعی، توسعه سرمایهانسانی و توصیف مشکل اقتصاد درونشهری بکار بردند(فوکویاما،۱۰:۱۳۸۵). نظریهپردازان و اندیشمندان بسیاری به این مفهوم توجه کرده و در حین پردازش این مفهوم به جرح و تعدیل دیدگاه های یکدیگر و بسط آن پرداختهاند، از میان آنان میتوان به افراد ذیل اشاره کرد: پیر بوردیو[۴۶]، رابرت پاتنام[۴۷]، فرانسیس فوکویاما[۴۸]، جیمز کلمن[۴۹]، افه و فوش[۵۰] و… . هر یک از این نظریهپردازان تعریفی را از سرمایهاجتماعی ارائه دادهاند که در زیر بیان شده است؛ پس از ارائه تعاریف متعدد تلاش می شود تا تعریفی از سرمایهاجتماعی که ملهم از دیدگاه های نظریهپردازان است ارائه گردد. سرمایه اجتماعی از تعهدات و ارتباطات اجتماعی به وجود می آید که در شرایط خاصی میتوان آن را به سرمایه اقتصادی تبدیل کرد(Bourdieu,1986:243). به عبارتی سرمایه اجتماعی، تراکم منابع واقعی یا بالقوه و حاصل شبکه ای بادوام از روابط کم و بیش نهادینه شده از آگاهی و شناخت متقابل یا عضویت در یک گروه است(Bourdieu,1986:248). سرمایه اجتماعی مجموعه ای از تعهدات و انتظارات، کانالهای اطلاعاتی و هنجارهای اجتماعی است که توسط کارکردش تعریف می شود(Coleman,1998:95) و موجودیت مستقلی نیست؛ بلکه مجموعه ای از عناصر متفاوت است که دو ویژگی مشترک دارند، تمام آنها شامل برخی ساختارهای اجتماعیاند و بعضی از کنشهای کنشگران محدوده ساختار را تسهیل می کنند؛ پس سرمایه اجتماعی مولد است(Coleman,1990:304). سرمایه اجتماعی مجموعه ای از عناصر ساختار اجتماعی است که بر روابط میان مردم تاثیر می گذارد و نهادهای تابع تولید یا مطلوبیت را تشکیل میدهد(Schiff,1992:161). سرمایه اجتماعی از روابط میان دوستان، همکاران و به طور کلی از ارتباطات عمومی شکل میگیرد و موجب ایجاد فرصتهایی برای فرد به منظور استفاده از سرمایه مالی و انسانیاش می شود(Burt,1992:9). سرمایه اجتماعی به مشخصههای سازمان اجتماعی مانند اعتماد، هنجارها و شبکه ها اشاره دارد که هماهنگی برای کسب سود متقابل را تسهیل می کنند(Putnam,1995:67). سرمایه اجتماعی امکانات و فرآیندهای داوطلبانه به وجود آمده در جامعه مدنی است که توسعه و تکامل جمعی را ترویج می کنند(Thomas,1996:11). سرمایه اجتماعی، فرهنگ اعتماد و مداراست که در آن شبکه های گستردهی سازمانهای داوطلبانه میروید(Inglehart,1997:188). سرمایه اجتماعی، یک مفهوم جمعی است که اساس و شالوده آن را تمایلات، نگرشها و رفتار افراد تشکیل میدهد. شبکه های روابط مبتنی بر همکاری میان شهروندان که حل مشکلات اقدام جمعی را تسهیل می کنند(Bream & Rahn,1997:999). سرمایه اجتماعی نشان میدهد که کنشگران این توانایی را دارند که در پرتو عضویت در شبکه های اجتماعی یا ساختارهای اجتماعی، به منافعی دست یابند(Portes,1998:6). سرمایه اجتماعی محصول فعالیتهای اجتماعی و شبکه های عمیق تعاملی است که اعضای جامعه را به همکاری، تعاون و مشارکت ترغیب می کند(Moline’s,1998:16). سرمایه اجتماعی به ذخیرهی شبکه های رسمی و غیررسمی که افراد برای تخصیص یا تولید کالاها و خدمات از آن استفاده می کنند، گفته می شود. نکته این است که موضوع سرمایه اجتماعی رابطه مکرر میان افراد است(Rose,1999:148). سرمایه اجتماعی، یک هنجار غیررسمی است که موجب ارتقای همکاری بین دو یا چند فرد می شود(Fukuyama,1999:1). سرمایه اجتماعی جوامع را بهم متصل می کند و اعتماد، مشارکت و شبکه های اجتماعی، مؤلفه های آن هستند(Paldam,2000:11). سرمایه اجتماعی دربرگیرنده آگاهی، اعتماد و هنجارهای نهفته در شبکه های اجتماعی است(Woolcock,1998:153)، هنجارها و شبکه هایی که کنش جمعی را تسهیل می کنند و هر تعریفی از سرمایه اجتماعی باید روی منابع(نه نتیاج)متمرکز باشد(Woolcock,2001:13). منظور از سرمایه اجتماعی، آن دسته از روابط اجتماعی است که تولید کالاهای مادی یا غیرمادی را تسهیل می کند(Paxton,2002:256).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یک سیستم اطلاعاتی مدیریت نوعی سیستم اطلاعاتی موجود در سطح مدیریت یک سازمان است که در وظایف برنامه ریزی، کنترل و تصمیم گیری با فراهم آوردن گزارش های خلاصه و ویژه، مدیران را یاری می رساند. نیازهای اطلاعاتی مدیران، بر حسب ماهیت کار و سطح سازمانی آنها و هدفی که دنبال می کنند، متفاوت است. به طور کلی، مدیران سطوح بالاتر، کمتر از مدیران سطوح پایین تر یا کارشناسان به جزئیات موضوع توجه و نظر دارند. به عبارت بهتر افق دید و نگرش مدیران سطوح فوقانی نسبت به سازمان و مأموریت هایش به مراتب وسیع تر از مدیران سایر سطوح است. بنا بر این، اطلاعاتی که در اختیار این دسته از مدیران قرار می گیرد، باید متناسب با چنین وسعت نظر و کل نگری باشد. از طرفی باید به وضوح معلوم گردد که چگونه سیستم های اطلاعات مدیریت جدید می تواند ساختار سازمانی و مسؤولیت های اجرایی را تغییر دهند و چگونه سیستم جدید در شغل هر یک از کارکنان تأثیر خواهد گذاشت. مدیران اجرایی برنامه ای معین و مشخص در دست دارند ولی مدیران عالی سازمان درگیر با مسائل و موقعیت های مبهم و نامطمئن هستند که ضروری است سطح مدیریت از تکنولوژی اطلاعات مناسب بهره مند شود. ساختار سازمانی نیز باید به گونه ای طراحی شود که اطلاعات مناسب و به موقع در اختیار مدیران قرار گیرد. سیستم اطلاعات مدیریت و سیستم پشتیبانی تصمیمات چنین نقشی را ایفا می کنند. نظام اداری فعلی به علت نارسایی ها و ابهامات موجود در سیستم ها، فرآیندها و رو شهای انجام کار، غیرمدون بودن روابط و رفتارها و غیر شفاف بودن عملیات و نیز تنوع و تعدد قوانین و مقررات سنتی و ناکارآمد حاکم، همچنین حاکمیت عادات و سلایق مجریان به گونه ای است که ضرورت تدوین و بهبود فرآیندها و رو شهای انجام کار و اتوماسیون فعالیت ها و بهره گیری از فن آوری های مناسب را اجتناب ناپذیر می سازد( نکویی و دیگران،۱۳۸۷: ۲). اگر نقش سیستم های اطلاعاتی را تامین اطلاعات مورد نیاز کاربران، بخصوص مدیران بدانیم، باید در نظر داشت که نیاز اطلاعاتی مدیران در سطوح مختلف متفاوت است. به سخن دیگر، در طراحی سیستم های اطلاعاتی باید سطوح مختلف مدیران را در نظر داشته باشیم، زیرا این امر هم بر منابع اطلاعات و هم بر نحوه ارائه آن تاثیر گذار است. سطوح مدیریت عبارتند از: ۱) مدیریت عملیاتی؛ ۲) مدیریت میانی؛ و ۳) مدیریت ارشد (کونتز و همکاران، ۱۳۸۰: ۵). مدیران ارشد نسبت به مدیران سطوح پائین تر تاکید بیشتری بر اطلاعات بیرونی سازمان دارند، در حالی که مدیران سطوح اجرائی بیشتر به اطلاعات داخلی توجه دارند (رهنورد و دیگران، ۱۳۸۲ : ۴۹). مدیران ارشد با توجه به ماهیت شغل آنها ترجیح می دهند که اطلاعات به طور خلاصه باشد، در حالی که مدیران اجرائی به اطلاعات کامل و دقیق احتیاج دارند. نمودار۲-۱ : تاثیر سطوح مدیریت بر منبع اطلاعاتی و شکل ارائه آن
منبع(صرافی زاده و دیگران،۱۳۸۰: ۵۶) سیستم اطلاعات مدیریت، سامانه سازمان یافته و ابزار مناسبی است که اطلاعات به هنگام، صحیح و خلاصه شده را در موقع مناسب به تصمیم گیرندگان سازمان ارائه داده و امکان تصمیم گیری صحیح و دقیق را برای مدیران سازمان فراهم می سازد. هدف نهایی ازایجاد سیستم ها گردآوری، پالایش، تجزیه و تحلیل، پردازش، فشرده و تلخیص کردن، ذخیره کردن و سرانجام انتقال تمامی اطلاعات گذشته و حال سازمانها و پدیده های مرتبط با آنها، در یک بانک اطلاعاتی متمرکز با امکان دسترسی سریع برای مدیران آنها است. در یک سیستم اطلاعاتی مدیریت مشخص می شود که در سازمان:
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
اطلاعات چه چیزی (چه اطلاعاتی)؟ اطلاعات برای چه کسی؟ اطلاعات در چه زمانی؟ اطلاعات به چه شکلی؟ اطلاعات به چه وسیله ای؟ باید تأمین و منتقل شود(سن و لاودن،۱۳۸۲: ۲۴۵). سیستم های اطلاعاتی مدیریت موجبات افزایش آگاهی های مدیران و حتی کارشناسان سطوح مختلف سازمان را فراهم ساخته، با طرح مفاهیم جدید نه تنها حیطه دانش آنها را در مورداینکه قادر به انجام چه کارهایی و اتخاذ چه تصمیم هایی خواهند بود وسعت می بخشد، بلکه آنان را درهرچه بهتر انجام دادن مسوولیتها و فعالیتهایشان یاری می نماید. ۲-۲ معرفی انواع سیستم های اطلاعاتی و سیستم اطلاعات مدیریت با توجه به مقدمه فوق ملاحظه می شود که سیستم های اطلاعاتی یکی از ابزارهای مناسبی هستند که دراختیار سازمانها قرار دارند و سازمانها می توانند به کمک این ابزارها در جهت دستیابی به اهداف و افزایش کارایی و بهره وری خود استفاده نمایند. سیستم های اطلاعاتی انواع مختلفی دارند و در جایگاه های مختلفی در سازمان از آنها بهره گیری می شود. در تعیین انواع سیستم های اطلاعاتی و دسته بندی آنها نگرشهای متفاوتی وجود دارد. اما در اکثراین دسته بندی ها با عناوینی همچون: سیستم اطلاعات مدیریت، سیستم اطلاعات مدیران عالی [۸]، سیستم اطلاعات پشتیبانی تصمیم گیری (تصمیم یار )[۹]، سیستم های خبره (متخصص) [۱۰]، سیستم های پشتیبانی گروه کار[۱۱]، سیستم های اطلاعات پردازش عملیات (رخدادها)[۱۲] و سیستم های اتوماسیون اداری [۱۳]، برخورد می شود . در اکثر این تعاریف سیستم های اطلاعاتی را مجموعه ای از: افراد (کاربران، راهبران، طراحان)، داده ها، روشها[۱۴] و نرم افزارها[۱۵] ، سخت افزارها[۱۶] و ابزار[۱۷] می دانند. براساس همه این تعاریف افراد و به تعبیری انسان رکن اصلی و اساسی در سیستم های اطلاعاتی محسوب می گردد. در صورتی که این عامل اصلی، نقش و وظیفه خود را به خوبی ایفا ننماید، به طور قطع در کارآیی و بهره وری سیستم های اطلاعاتی باید شک نمود. به این لحاظ و به دلیل اهمیتی که این عامل در هریک از مراحل فرایند ایجاد و بکارگیری سیستم های اطلاعاتی دارد (یعنی مراحل مطالعات امکان پذیری[۱۸]، برنامه ریزی[۱۹] ، تجزیه و تحلیل نیازها[۲۰]، طراحی[۲۱]، برنامه نویسی و ساخت،[۲۲] استقرار و پیاده سازی،[۲۳] آزمایش[۲۴]، اجرا و بهره برداری [۲۵] و نگهداری و توسعه[۲۶] ، تحقیق و بررسی پیرامون این موضوع به ویژه درکشور ما مفید فایده به نظر میرسد.به ویژه آنکه شرایط فرهنگی واجتماعی کشور ما با کشورهای غربی که خاستگاه این سیستم ها بوده اند تفاوت اساسی دارد(قاضی زاده، ۱۳۸۵: ۵-۳). ۲-۳ سیر تحول کاربرد سیستم های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات در این قسمت سیر تحول سیستم های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات از منظرهای متفاوت به طور اجمالی معرفی می شود. سیر تحول تکنولوژیک و سخت افزاری در این حوزه را میتوان به پنج دوره تقسیم کرد : ۱- عصر نخستین: سال های پیش از ۱۹۶۰ ۲-عصر کامپیوترهای مین فریم[۲۷]: دهه ۶۰و۷۰ ۳-عصر پیش از کامپیوترهای شخصی: دهه ۶۰و۷۰میلادی ۴-عصر کامپیوترهای شخصی:اواخر دهه ۷۰ و دهه ۸۰میلادی ۵- عصر شبکه:دهه ۹۰میلادی تاکنون (اعرابی و دیگران، ۱۳۸۹: ۵). نمودار۲-۲. اعصار گوناگون کامپیوتر منبع(اعرابی و دیگران، ۱۳۸۹: ۵) در روزهای نخستین به کارگیری کامپیوتر در سازمان، معماری اصلی متشکل از دو جزء اساسی کامپیوترهای مین فریم و پایانه های متصل به آن بود، اما این معماری در طی سال ها و با توسعه زیرساخت ها و فناوری ها تغییر نمود، به طوری که در دهه۸۰ میلادی معماری رایج سیستم های کامپیوتری شخصی توزیع شده بود و در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰میلادی به صورت سیستم های کامپیوتری خدمت دهنده/ خدمت گیرنده[۲۸] در آمد و اکنون نیز با معماری پیچیدهتری روبهرو هستیم که از امکانات شبکه اینترنت و سیستم های کامپیوتری خدمت دهنده/ خدمت گیرنده به نحو مناسبی استفاده می کند. از منظری دیگر، همانطور که گفته شد، کاربردها و کارکردهای سیستم های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات در سازمان ها نیز دچار تحول و تغییر شده است. از این منظر سه عصر متفاوت قابل شناسایی است. وارد و پپارد (۱۹۹۰) این سه عصر را «عصر پردازش داده ها» ، «عصر سیستم های اطلاعات مدیریت» و «عصر سیستم های اطلاعات استراتژیک» نامگذاری کرده اند. اهداف اساسی به کارگیری سیستم های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات در هر یک از این اعصار متفاوت است. در عصر پردازش داده ها، هدف، بهبود کارآیی عملیاتی به وسیله اتوماسیون فرایندهای اطلاعات و داده محور بود. در عصر سیستمهای اطلاعات مدیریت، هدف افزایش اثربخشی مدیریت به وسیله فراهم نمودن اطلاعات و برآوردن نیازهای اطلاعاتی مدیران برای تصمیم گیری بود، برخی از صاحبنظران (گالیرز و سیموگی، ۱۹۸۷) نام عصر «خدمات مدیریت»[۲۹] را بر این دوره نهاده اند. در سومین دوره، یعنی عصر سیستم های اطلاعات استراتژیک، هدف سازمان ها از به کارگیری سیستم های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات، بهبود و ارتقا رقابت پذیری از طریق تغییر در الگو و ماهیت اداره کسب و کار بوده است. ویژگی های هر یک از اعصار در جدول ۲-۱ نشان داده شده است. تغییر و تحول در سیستم های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات تنها مختص به سخت افزارها، نرم افزارها و کاربردهای آن در سازمانها نبود، بلکه روش ها و رویکردهای طراحی و توسعه سیستم های اطلاعاتی نیز دچار تغییراتی گردید. در ابتدای طراحی و توسعه سیستم ها، با رویکردی مهندسی و نگرشی کارکردگرا و ساختارمند مواجه بودیم، ولی برخی از پژوهشگران دوراندیش مانند کلارک، لند و مامفورد در انگلستان، آگارین در آمریکا، اندرسون در دانمارک، سیبورا در ایتالیا و دیگران، با زیر سوال بردن رویکردهای تقلیل گرا و مهندسی در طراحی سیستم ها، رویکردهای نوین و جدیدی را برای خلق و طراحی سیستم های اطلاعاتی ابداع نمودند. ویژگی مشترک آنها توجه و تمرکز بیشتر به مسائل انسانی و اجتماعی در هنگام طراحی و توسعه سیستم ها بود. آنها تأکید داشتند که سیستمهای اطلاعاتی، سیستم های مهندسی و کارکردگرا نیستند و نباید آنها را تنها از رویکرد سخت یا مهندسی نگریست بلکه سیستمهای اطلاعاتی، سیستم هایی اجتماعی و متشکل از انسان ها هستند که در محیط و زمینه سازمان طراحی و توسعه می یابند و در نهایت در همین محیط نیز کار می کنند. خلق روش هایی مانند اتیکس[۳۰]، دیدگاه چند گانه[۳۱] و به کارگیری روش های «برنامه ریزی تعاملی»[۳۲] ایکاف و «روش شناسی سیستم های نرم»[۳۳] چک لند در تحلیل و طراحی سیستم ها شاهدی بر این مدعا هستند(اعرابی و دیگران،۱۳۸۹: ۸). جدول ۲-۱. ویژگی های اعصار سیستم های اطلاعاتی
عصر پردازش داده ها
عصر سیستم های اطلاعات مدیریت
عصر سیستم های اطلاعات استراتژیک
ماهیت فناوری
کامپیوترها
فرایندهای توزیع شده
شبکه ها
جدا از هم
به هم متصل
یکپارچه و مجتمع
محدودیت سخت افزاری
محدودیت نرم افزاری
محدودیت چشم انداز، ذهنیت و مهارت های کارکنان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پس از تعیین فرزند خوانده، باید مراتب در دفتر انجمن زرتشتیان ثبت و به امضای پدر خوانده و مادر خوانده و چهار تن گواه (که مرد یا زن بودن آنان شرط نیست) برسد. در صورتی که فرزند خوانده کبیر باشد امضای او نیز لازم است. برابر ماده ۴۶ هر کسی بمیرد و فرزند حقیقی و یا فرزند خوانده نداشته باشد و وصیت هم نکرده باشد. (وصی تعیین ننموده باشد) نزدیکترین وارث قانونی او (که روش تعیین او نامشخص است) میتواند در صبح روز چهارم پس از مرگ او، با حضور موبد و حضار یک شخص حقیقی را، از بین بستگان نزدیک متوفی، به سمت پل گذاری- که از آن تعریفی نشده تعیین نماید و در این صورت پل گذار سمت فرزند حقیقی را خواهد داشت و پل گذار باید در همان صبح روز چهارم، گواهی نامه در سه نسخه تنظیم کرده و آن را به امضای موبد و گواهان و انجمن زرتشتیان برساند، سپس آن را در دفتر انجمن نیز ثبت نماید. در صورت عدم تعیین پل گذار و نبودن وارث طبقه اول، ما ترک به طبقات بعد میرسد. در صورت نبودن وصیت و وارث و عدم انجام مراسم پل گذاری تمام دارایی متوفی به انجمن زرتشتیان محل سکونت او واگذار میشود تا صرف امور خیریه به نام متوفی شود (کاویانی، ۱۳۸۸، ص ۱۴۵و۱۴۷ ). ۳-۲-۲- ایرانیان مسلمان در حقوق اسلام فرزند خواندگی به رسمیت شناخته نشده است. بنابراین در بین مسلمانان این تأسیس با شرایط و آثاری دیگر تحت عنوان سرپرستی مورد قبول قرار گرفته است. به همین دلیل در مباحث بعدی مقررات سرپرستی مورد بررسی قرار میگیرد. اصل بیست و یکم قانون اساسی، دولت را موظف به حمایت از مادران و کودکان بیسرپرست میداند. قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست مصوب ۱۳۵۳، نیز به منظور تأمین منافع مادی و معنوی آنان، شرایط خاص را برای خانوادههایی که میخواهند سرپرستی اطفال بدون سرپرست را به عهده بگیرند وضع نموده است. هدف از این سرپرستی طبق ماده ۲ قانون، تأمین منافع مادی و معنوی طفل است ولی در هر حال از موجبات ارث نخواهد بود. اینک برای روشن شدن نهاد سرپرستی در حقوق جدید بجاست از شرایط، تشریفات و آئین دادرسی و آثار و فسخ سرپرستی بر اساس قانون مصوب ۱۳۵۳ به اختصار سخن گوئیم.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳-۲-۲-۱- شرایط متقاضیان سرپرستی شرایط مربوط به سرپرستان بنا بر آنچه از مواد ۱و۳ قانون یاد شده بر میآید بدین شرح است: ۱-)وجود رابطه نکاح بین زن و مرد سرپرست: فقط کسانیکه که رابطه نکاح بین آنان وجود داشته باشد میتوانند عهده دار سرپرستی به مفهوم جدید آن شوند. ماده ۱ قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست در این باره میگوید: «هر زن و شوهر مقیم ایران میتوانند با یکدیگر طفلی را با تصویب دادگاه و طبق مقررات این قانون سرپرستی نمایند.» بنابراین مرد یا زن مجرد یا زن و مردی که علقه زوجیت بین آنان وجود ندارد نمیتوانند طفلی را سرپرستی کنند. با توجه به ماده ۱۲ قانون مزبور که از منجر شدن اختلاف زوجین به صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق) سخن میگوید، میتوان گفت نکاح زن و شوهر باید دائمی باشد تا بتوانند طفلی را سرپرستی نمایند. نکاح موقت از آنجا که ثبات و دوام ندارد، زمینه مناسبی برای سرپرستی کودک و حمایت از او فراهم نمیکند (صفایی و امامی، ۱۳۸۵، ص ۲۶۹). شرط زوجیت برای بر عهده گرفتن سرپرستی طفل دارای آثار مثبت و منفی است از جمله آثار منفی آن است که با وجود این قید شاید افراد مجردی که امکان ازدواج ندارند امّا شایستگی سرپرستی را دارا میباشند، نمیتوانند کودکان را تحت سرپرستی خود بگیرند. همین امر موجب شد که در بند ۳ ماده ۴ لایحه پیشنهادی قوه قضائیه این قید برداشته شود و به دختران مجرد اجازه پذیرش سرپرستی کودکان دختر داده شود. طبق این ماده «زنان بدون شوهر، در صورتی که سن آنها کمتر از سی سال نباشد، منحصراً حق سرپرستی اناث را خواهند داشت.» البته این امر میتواند آثار منفی نیز در پی داشته باشد، از جمله این که هدف از نهاد سرپرستی صرف بر طرف کردن نیازهای معنوی سرپرست نیست بلکه رشد و تربیت کودک در خانواده هدف اصلی است و سرپرست باید تأمین کننده نیازهای مادی و معنوی کودک باشد. امّا افراد مجرد، پختگی و تجربه افراد متأهل را ندارند و با ازدواج است که افراد در جهت این تکامل قدم برمیدارند. برداشتن این قید میتواند تمایل به تشکیل خانواده را تضعیف کند زیرا وقتی دختران مجرد بتوانند کودکی را تحت سرپرستی بگیرند نیاز آنها به مادر شدن برآورده خواهد شد و این امر میتواند انگیزه تشکیل خانواده و امر نکاح را که سفارش زیادی به آن شده است، از بین ببرد. بهتر است برای تأمین بهتر نیاز کودک و جلوگیری از مفاسد احتمالی شرط زوجیت مگر در موارد استثنایی باقی بماند. اداره کل حقوقی قوه قضائیه در ضرورت شرط زوجیت برای سرپرستی کودک معتقد است که فوت یکی از زوجین در مدت دوره آزمایش مانع از صدور حکم سرپرستی است.[۱۶] حال باید دید منظور از ازدواج که در قانون سال ۱۳۵۳ به آن اشاره شده است چیست؟ اختلاف جنس از شرایط اساسی نکاح است و نکاح بین دو هم جنس نمیتواند محقق شود اگر چه در قانون مدنی ایران مادهای که صریحاً ازدواج دو همجنس را باطل اعلام نماید، وجود ندارد (صفایی و امامی، ۱۳۸۵، ص۴۰). امّا با توجه به فقه اسلامی و عرف و عادت مسلم میتوان با قاطعیت گفت که نکاح در کشور ما فقط بین زن و مرد امکان پذیر است و این امر در حقوق و عرف ایران یک امر بدیهی است. ۲-) سن زوجین: سن یکی از زوجین حداقل ۳۰ سال تمام باشد (بند ب ماده ۳). زوجین باید دارای حداقل تجربه برای تربیت طفل باشند و یکی از معیارها برای احراز این امر سن زوجین است. اگر زوجین به دلایل پزشکی نتوانند از یکدیگر صاحب فرزند شوند، دادگاه میتواند آنان را از این شرط نیز معاف دارد (تبصره ۲ ماده ۳). بنابراین به نظر میرسد که هدف قانونگذار از شرط سن این بوده است که با گذشت زمان، وضع اشخاصی که مایل هب سرپرستی طفل هستند از نظر صاحب فرزند شدن یا نشدن روشن گردد. البته اشکالی که میتوان به این بند وارد نمود این است که قانونگذار حداکثر سن سرپرست را مشخص ننموده است. یعنی بر طبق این قانون هیچ منعی وجود ندارد که زوجین هشتاد ساله نیز سرپرستی طفل را برعهده گیرند، که مطمئناً این امر به نفع و صلاح کودک نخواهد بود. این نقیصه مورد توجه لایحه نویسان قرار گرفته و در تبصره ۳ ماده ۴ حداکثر سن زوجین سرپرست را پنجاه سال تعیین نمودهاند (ترازی، ۱۳۸۸، ص۶۹). ۳-)فقد سابقه جزایی مؤثر: از دیگر شرایط مقرر در قانون برای پذیرش فرزند خواندگی، نداشتن محکومیت جزائی مؤثر میباشد. (بند ج ماده ۳) هیچ یک از زوجین نباید دارای محکومیت جزایی مؤثر به علت جرایم عمدی باشد زیرا اینگونه محکومیتها قرینهای بر عدم صلاحیت اخلاقی سرپرستان میباشد. محکومیتهای به جزای نقدی که کمتر از ۲ میلیون ریال باشد و همچنین محکومیت به حبس تعزیری کمتر از یکسال، در جرائم عمدی، محکومیت مؤثر تلقی نمیشود و هیچ گونه آثار کیفری نخواهد داشت و مانع سرپرستی نخواهد بود (قانون تعریف محکومیتهای مؤثر در قوانین جزائی مصوب ۵/۸/۶۶). ۴-)اهلیت: هیچ یک از زوجین محجور یعنی صغیر، سفیه یا مجنون نباشند (بند د ماده ۳) بدیهی است اگر زوجین یا یکی از آنان محجور باشد، سرپرستی طفل به نحو مطلوب تحقق نخواهد یافت و منافع مادی و معنوی او چنانکه باید تأمین نخواهد شد. ۵-) شایستگی اخلاقی: زوجین دارای صلاحیت اخلاقی باشند (بند هـ ماده ۳ ) البته تشخیص آن با دادگاه است. ۶-) تمکن مالی: زوجین یا یکی از آنان دارای امکان مالی باشند (بند و ماده ۳). مقصود، امکان مالی برای تأمین زندگی طفل است. و برای این که اشکالی از این لحاظ پیش نیاید ماده ۵ قانون چنین مقرر داشته است: «دادگاه در صورتی حکم سرپرستی صادر خواهد نمود که درخواست کنندگان سرپرستی به کیفیت اطمینان بخش در صورت فوت خود هزینه تربیت و نگاهداری و تحصیل طفل را تا رسیدن به سن بلوغ تأمین نمایند.» مثلاً وجوه یا اموال دیگری را به طفل هبه یا صلح نمایند، یا تضمینی مانند وثیقه عینی بدین منظور بدهند یا حتی به نفع طفل وصیت کنند. هر گاه مالی از طرف زوجین به طفل تحت سرپرستی صلح شده باشد، در صورت فوت طفل اموال مذکور از طرف دولت به زوجین سرپرست تملیک خواهد شد (تبصره ماده ۵). ۷-)سلامت: عدم ابتلاء به بیماریهای واگیردار صعب العلاج در بند ز ماده ۳ مورد توجه قرار گرفته است. ۸-) عدم اعتیاد: هیچ یک از زوجین معتاد به الکل یا مواد مخدر و سایر اعتیادات مضر نباشند (بند ح ماده ۳). ۹-)ناباروری زوجین: در قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست، زوجین باید با انقضای پنج سال از تاریخ ازدواج، صاحب فرزند نشده باشند یا این که به دلایل پزشکی احراز شود که قادر به فرزند دار شدن نیستند. این قید باعث میشود خانوادهها با وجود داشتن فرزند، دیگر نتوانند طفل دیگری را تحت سرپرستی خود در آورند و از این طریق هم منافع طفل بهتر تأمین میشود و هم خانوادههای بیفرزند از لذت و سعادت داشتن فرزند محروم نمیمانند. البته باردار شدن زوجه یا تولد کودک در خانواده سرپرست، بعد از برقراری سرپرستی، موجب فسخ سرپرستی نخواهد بود (تبصره۱ ماده ۳). ۱۰-) اقامت در ایران: از دیگر شرایط زوجین اقامت در ایران است. بر طبق ماده ۱ این قانون: «هر زن و شوهر مقیم ایران میتواند با توافق یکدیگر طفلی را با تصویب دادگاه و بر طبق مقررات این قانون سرپرستی نمایند.» برابر این ماده مقیم بودن زن و شوهر در ایران، از شرایط سرپرستی است. مقصود از مقیم بودن، داشتن اقامتگاه به مفهوم قانون مدنی در ایران است. ماده ۱۰۰۲ قانون مدنی مقرر میدارد، «اقامتگاه هر شخصی عبارت از محلی است که شخص درآنجا سکونت داشته و مرکز مهم امور او نیز در آنجا باشد.» یکی دیگر از اصلاحات موجود در لایحه این است که ایرانیان مقیم خارج از کشور نیز میتوانند تقاضای فرزند خواندگی کنند. پس از شش ماه اقامت در ایران در صورت احراز صلاحیت نگهداری از کودک دوباره به محل اقامت خود باز گردند (تبصره ماده ۱). به نظر میآید توسعه نهاد سرپرستی به ایرانیان مقیم خارج از کشور میتواند آثار مثبت و منفی داشته باشد زیرا در صورت عملی شدن این ماده خانوادهی بیشتری صالح به پذیرش فرزند خواندگی میشوند و چه بسا بهتر از خانوادههای مقیم ایران از فرزند نگهداری شود و امکانات بیشتری در اختیار کودک قرار دهند، امّا با عزیمت خانواده به خارج از کشور، نظارت بر نحوه استمرار صلاحیت اخلاقی و اقتصادی برای تربیت فرزند خوانده با مشکل مواجه خواهد بود. اگر این نقیصه با هماهنگی با مقامات کشور محل اقامتگاه زوجین رفع گردد، به نظر مشکلی نخواهد بود، امّا از آنجا که قرار دادن چنین تکلیفی بر سایر کشورها غیر ممکن است و از سوی دیگر ممکن است تغییر اقامتگاه به تغییر تابعیت کودک که جزئی از هویت اوست، منتهی شود، لذا آثار منفی واگذاری سرپرستی کودک به زوجین مقیم سایر کشور بیشتر است (ترازی، ۱۳۸۸، ص۷۰). ۳-۲-۲-۲- شرایط طفلی که به سرپرستی سپرده میشود طبق ماده ۶ قانون سال ۱۳۵۳، طفلی که برای سرپرستی به خانواده سپرده میشود باید دارای شرایط ذیل باشد: ۱-) سن فرزند خوانده: سن طفل باید کمتر از ۱۲ سال باشد. علت آن این است که طفل خردسال آمادگی بیشتری برای انطباق با خانواده جدید دارد و پذیرش و جذب او در خانواده و ایجاد رابطهای شبیه نسب بین او و سرپرستان آسانتر است. امّا با توجه به ازدیاد کودکان که بالای این سن واجد شرایط سرپرستی هستند، در ماده ۲ لایحه سن کودکان مشمول فرزند خواندگی به کمتر از هجده سال افزایش یافته است. در قانون ایران هیچ مادهای به تمایل کودک به سرپرستی اشاره نکرده است امّا به نظر میرسد با توجه به این که سن بلوغ و سن مسئولیت کیفری برای دختران نه سال و برای پسران پانزده سال قمری میباشد همچنین وقتی در ایران سن ازدواج برای دختران سیزده سال تعیین شده است، نمیتوان گفت که رضایت دختر بالغ به عنوان مثال یازده ساله در مورد فرزند خواندگی تأثیر ندارد. به ویژه آنکه در لایحه حمایت از خانواده سن فرزند خوانده به هجده سال افزایش یافته است و تمایل او باید مورد توجه قرار گیرد. ۲-)فوت اولیاء یا عدم شناسایی آنان: شرط دیگر فرزند خوانده در بند ب ماده ۶ آن است که «هیچ یک از پدر و جد پدری یا مادر طفل شناخته نشده یا در قید حیات نباشد و یا کودکانی باشند که به مؤسسه عامالمنفعه سپرده شده و سه سال تمام پدر یا مادر یا جد پدری او مراجعه نکرده باشد.» یکی از اشکالات قانون مزبور این است که امکان واگذاری کودکان دارای والدین یا جد پدری فاقد صلاحیت را به خانواده مشخص نکرده است. در حالی که ۸۵% کودکان تحت پوشش بهزیستی دارای این شرایط هستند. افزون بر این قوانین مصوب موجود در این زمینه، با توجه به این که همراه با توسعه رفاهی و اقتصادی و تأمینی نبوده، مناسب و کارگشا نیستند (توسلی، ۱۳۸۸، ص۱۰۰). ۳-۲-۲-۳- تشریفات و آیین دادرسی طبق ماده ۳ قانون سال ۱۳۵۳ برای سرپرستی کودک بیسرپرست باید تقاضانامهای از طرف زن و شوهر تنظیم و به طور مشترک تسلیم دادگاه شود. در آیین دادرسی اولین سؤال، تعیین «دادگاه صالح» برای رسیدگی است. دادگاه صلاحیتدار در امر سرپرستی قبلاً دادگاه حقوقی یک محل اقامت درخواست کنندگان بود. بعد از تصویب قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب در سال ۱۳۷۳، دادگاه عمومی محل اقامت زوجین صالح به رسیدگی شده امروزه با قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب درامور مدنی مصوب ۱۳۷۹، دادگاههای حقوقی صلاحیت رسیدگی به تقاضای سرپرستی را دارا میباشند. زیرا دادگاههای خانواده که در قانون «اختصاص تعدادی از دادگاههای موجود به دعاوی موضوع اصل ۲۱ قانون اساسی» تشکیل شدهاند با صلاحیت محدود به موارد خاص در سیزده بند پیش بینی گردیدهاند که حکم سرپرستی کودک را شامل نمیشود. ۱-)مدارک مورد نیاز: متقاضیان فرزند خواندگی باید تقاضای رسمی خود مبنی بر فرزند پذیری را به سازمان بهزیستی اعلام نماید. این تقاضا باید به امضای متقاضیان رسیده و شامل نشانی و شماره تلفن متقاضیان باشد. گاهی متقاضیان شروع کار را از دادگاه آغاز میکنند و سپس به بهزیستی معرفی میشوند. ۱-تصویر شناسنامه زوجین صفحه اول و دوم ۲-تصویر سند ازدواج ۳-گواهی عدم بچهدار شدن از پزشک متخصص زنان و زایمان در مورد زوجه ۴-گواهی پزشکی قانونی مبنی بر عقیم بودن زوجین یا یکی از آنها ۵-ارائه حکم سرپرستی آزمایشی از مراجع قضایی ۶-گواهی برگ عدم سوء پیشینه کیفری زوجین ۷-گواهی سلامت جسم و روان از پزشکی قانونی برای زوجین ۸-گواهی تمکن مالی اعم از فیش حقوقی، فتوکپی سند منزل مسکونی، ماشین و… ۹-گواهی سلامت از پزشک مبنی بر عدم ابتلا به بیماریهای صعب العلاج و واگیردار ۱۰-گواهی عدم اعتیاد سازمان بهزیستی موظف است در صورت لزوم متقاضیان را برای دریافت گواهی نامهی مورد نیاز به سازمانهای ذیربط معرفی نماید. ۲-)معرفی متقاضیان به دادگاه استان یا شهرستان محل سکونت جهت ارائه دادخواست و تشکیل پرونده: صدور حکم سرپرستی در اختیار مقامات قضایی گذاشته شده است و با تشریفات قانونی صورت میگیرد. دادگاه برای این که بتواند درباره تقاضای سرپرستی و سرپرست تحقیقات کافی بکند مبادرت به بررسی وضع اخلاقی و مالی و همچنین وضع خانوادگی سرپرست می کند. باید توجه داشت که حکم سرپرستی ممکن است که در مواردی از اعتبار امر مختوم برخوردار نشده باشد. لذا اشخاص ثالث از جمله پدر و مادر واقعی کودک حق دارند به آن اعتراض کنند و فسخ حکم دادگاه را درخواست نمایند (ماده ۴۴ قانون امور حسبی). ۳-)دوره آزمایشی و حکم سرپرستی دائم: دادگاه پس از وصول پرونده، رسیدگیهای قانونی را انجام داده و برای ۶ ماه به صورت آزمایشی طفل را در اختیار سرپرستان قرار میدهد. این دوره مقدمه سرپرستی دائم است و امکان لغو آن در صورت عدم حصول اطمینان از مفید بودن سرپرستی وجود دارد. چنانچه زوجین دوران آزمایشی را با موفقیت سپری کنند دادگاه بنا به درخواست کتبی آنان حکم قطعی سرپرستی صادر میکند و موضوع را به اداره ثبت احوال ابلاغ میکند تا در شناسنامه زوجین و طفل درج و شناسنامه جدید برای طفل مورد سرپرستی صادر شود. البته این شناسنامه برای زوجین نسبت ایجاد نمیکند و موجب ایجاد حق توارث بین زوجین و طفل نخواهد بود. یعنی زوجین و طفل در صورت فوت از یکدیگر ارث نمیبرند. پس از وصول مدارک مورد نیاز و طرح پرونده در کمیته فرزند خواندگی سازمان بهزیستی و انجام مشاوره که شرکت در جلسات آن الزامی است، چنانچه تصمیم کمیته مبنی بر پذیرش متقاضیان باشد در لیست نوبت قرار میگیرند و در صورت فرا رسیدن نوبت جهت انتخاب فرزند به شیر خوارگاه معرفی میشود. در صورت انتخاب فرزند، والدین متقاضی توسط بهزیستی استان به دادگاه صالح جهت صدور قرار دوره آزمایش (حکم سرپرستی موقت) معرفی خواهد شد. پس از صدور حکم سرپرستی، کودک انتخابی طی صورت جلسهای به والدین تحویل خواهد شد و مراتب به دادگاه مربوطه اعلام میگردد. در طی دوره آزمایش شش ماهه، باید حداقل سه بازدید از طرف مددکاران اجتماعی از خانواده فرزندپذیر به عمل آید. در صورت تأیید وضعیت مراقبت از فرزند و توانایی خانواده و حفظ منافع فرزند، گزارش نهایی تهیه و برای صدور حکم قطعی سرپرستی به دادگاه ذیربط منعکس میشود. به منظور حفظ منافع فرزند، تأمین آتیه وی و جبران عدم برخورداری فرزند از ارثیه والدین حقوقی، صلح یک سوم اموال والدین به فرزند خوانده از طریق دفتر خانههای رسمی و حتی مراجع قضایی انجام میپذیرد. افتتاح حساب پس انداز، بیمه آتیه یا روش های اطمینان بخش دیگری نیز میتواند از راهکارهایی باشند که به موازات صلح اموال انجام میگیرد.[۱۷] ۳-۲-۲-۴- فسخ سرپرستی سرپرستی بر خلاف قرابت نسبی یک رابطه زوال ناپذیر و غیر قابل فسخ نیست، مواردی برای فسخ آن پیش بینی شده است که مبنای آن مصلحت طفل و خانواده پذیرنده یا خانواده اصلی طفل پذیرفته شده است. برابر ماده ۱۶ قانون مذکور «سرپرستی که به موجب این قانون برقرار میشود فقط در موارد ذیل قابل فسخ است: ۱)تقاضای دادستان در صورتی که سوء رفتار یا عدم اهلیت و شایستگی هر یک از زوجین سرپرست برای نگهداری و تربیت طفل تحت سرپرستی محرز باشد. ۲) تقاضای سرپرست در صورتی که سوء رفتار طفل برای هر یک از آنان غیر قابل تحمل باشد؛ همچنین در موردی که سرپرست قدرت و استطاعت برای تربیت و نگاهداری طفل را از دست داده باشد. ۳)توافق طفل بعد از رسیدن به سن کبر با زوجین سرپرست یا موافقت زوجین سرپرست با پدر و مادر واقعی طفل. در صورت وجود یکی از موجبات بالا دادگاه فسخ سرپرستی را به تقاضای دادستان یا ذینفع صادر خواهد کرد. لیکن قبل از صدور حکم مزبور سعی خواهد نمود که اقدامات لازم را در جهت بقاء سرپرستی به عمل آورد. در صورت صدور حکم فسخ سرپرستی و قطعیت آن مراتب به وسیله دادگاه صادر کننده حکم برای تصحیح شناسنامه و اسناد مربوطه به اداره ثبت احوال اعلام میشود (ماده ۱۷) حکم فسخ سرپرستی مانند حکم برقراری آن بر اساس بند ب ماده ۳۳۱ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹، قابل تجدید نظر است (سعیدنیا، ۱۳۸۵، ص۱۴۹). ۳-۲-۳- آثار سرپرستی سرپرستی پیش بینی شده در قانون حمایت از کودکان بیسرپرست یک نوع رابطه قرابت بین طفل و زن و شوهر سرپرست ایجاد میکند که دارای پارهای آثار حقوقی است. به دیگر سخن، بعضی از حقوق و تکالیف اولاد و پدر و مادر در رابطه بین طفل و سرپرستان او نیز جاری میشود. طبق ماده ۱۱ قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست: «وظایف و تکالیف سرپرست و طفل تحت سرپرستی او از لحاظ نگاهداری و تربیت و نفقه و احترام نظیر حقوق و تکالیف اولاد و پدر و مادر است».
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
چنان که بود به هنگام مصطفی حیدر(۱۴۲۲) و نیز نک ابیات: ۳-۱۹۶۲، ۲۴۸۳، ۲۹۷۰، ۱۴۲۱، ۱۴۰۲، ۱۰۷۷، ۱۸۳۲، ۳۱۸۹، ۲۹۳۴، ۳۲۶۹، ۵۹۸۷ و ۷۶۴۸ خ خادم
-
- با واژهی خادم ۲ تصویر به صورت تشبیه ساخته شده است:
* مشبهٌبه جهان از جهت خدمت گذاری: خادم او ز سر شوق جهان بی منت چاکر او ز بن گوش فلک بی اکراه(۷۱۳۰) * مشبهٌبه زمانه از جهت مطیع بودن: زمانه امر تو را خادم است از خدام فلک سرای تو را حاجب است از حجاب(۲۲۸) خار
-
- با واژهی خار ۱۸ تصویر شامل ۵ تشبیه، ۳ استعاره، ۸ کنایه و ۲ تمثیل ساخته شده است:
*مشبهٌبه ممدوح در دیدهی بدخواه از جهت خلنده بودن: حلق بد اندیش را برنده چو تیغی دیدهی بد خواه را خلنده چو خاری(۷۸۴۸) و نیز نک ابیات: ۱۸۵۱، ۲۱۹۳ و ۷۳۲۷ * مشبهٌبه شیر از جهت سبکی و خواری: سر شیر وحشی به یک زخم کرد چو بر بار در تیر مه کفته نار بیاورد بر زنده پیل و چو کوه بیفکند در پیش خیمه چو خار(۴۰-۲۰۳۹) *استعاره از موهای رخسار معشوق: گرد بناگوش سمن فام او خرد پدید آمد خار سمن(۶۳۹۳) و نیز نک ابیات: ۸-۸۷۹۷ و ۶۳۹۴ *چون خار بر چشم کسی بودن؛ کنایه از مایه آزار و رنج بودن(عفیفی، ۱۳۷۲). چشم مخالفان را چونان شکسته خاری چشم موافقان را چون سوده توتیایی(۷۳۲۷) و نیز نک ابیات: ۱۸۵۱، ۷۸۴۸ و ۲۱۹۳ *خار در خوابگه کسی ریختن؛ کنایه از آزار دادن و نیز در رنج و عذاب انداختن: غم نادیدن آن ماه دیدار مرا در خوابگه ریزد همی خار(۳۲۲۵) *خار در دیده نهادن، کنایه از در رنج و عذاب بودن: زان بیم که در خواب، فراق تو بینم بر هم نزنم دیده و در دیده نهم خار(۳۴۱۲) *خار در دل بودن، کنایه از رنج و عذاب داشتن و نیز دچار غم و اندوه بودن: این طرفه تر نگر تو که بر روی اوست گل و ندر دل منست همه ساله خار او(۶۸۴۴) و نیز نک بیت: ۴۴۲ *خار درشت چه کرد خواهد با آتش زبانه زنان؛ تمثیل برای بیت اول: (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شگفتم آید از آن کو ترا خلاف کند همه خلاف بود کار مردم نادان چه گوید و چه گمانی برد که خار درشت چه کرد خواهد با آتش زبانه زنان(۳۰-۵۰۲۹) *خار از رطب پیداست؛ تمثیل برای مصراع اول: فر شاهی چون تو داری لاجرم شاهی تراست من چه دانم کردن ار پیداستی خار از رطب(۹۴) خارا
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تصویر ذهنی
MEN
۱-۵-۴٫ تحلیل عاملی اکتشافی به منظور سنجش روایی روشهای گوناگونی وجود دارد که دراین پژوهش باتوجه به اینکه متغیرهای پژوهش ازچند بُعد (مؤلفه) تشکیل شده اند، از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی بهره گرفته شده است. در انجام تحلیل عاملی باید از این مسأله اطمینان حاصل شود که آیا میتوان داده های موجود را برای تحلیل مورد استفاده قرارداد یا نه. به عبارت دیگر؛ آیا تعداد داده های موردنظر برای تحلیل عاملی مناسب هستند یا خیر؟ بدین منظور از شاخص KMO و آزمون بارتلت استفاده شده است. براساس این دو آزمون داده ها زمانی برای تحلیل عاملی مناسب هستند که شاخص KMO بیشتر از (۶/۰) و نزدیک به یک و sig آزمون بارتلت کمتر از (۰۵/۰) باشد. خروجی این آزمونها در جداول زیر ارائه گردیده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
جدول ۸-۴٫ آزمون KMO و بارتلت برای سؤالات پرسشنامه
آزمون KMO
۸۰۷/۰
آزمون بارتلت
χ۲
۱۷۵/۲۸۷۴
درجه آزادی
۱۹۰
Sig
۰۰۰/۰
باتوجه به جدول ۸-۴؛ مقدار شاخص KMO برابر ۸۰۷/۰ است (بیشتراز ۶/۰)، لذا تعداد نمونه (تعداد پاسخ دهندگان) برای تحلیل عاملی کافی میباشد. همچنین مقدار sig آزمون بارتلت، کوچکتراز ۰۵/۰ است؛ که نشان میدهد تحلیل عاملی برای شناسایی ساختار مدل عاملی مناسب است و فرض شناخته شده بودن ماتریس همبستگی، رد می شود. با توجه به اینکه نتایج آزمون KMO و بارتلت، داده های به دستآمده از پرسشنامه را برای تحلیل عاملی، کافی و مناسب تشخیص می دهند؛ پس میتوان تحلیل اکتشافی را بر روی سؤالات پرسشنامه پیاده نمود. در تحلیل عاملی اکتشافی برای استخراج عامل ها از روش مؤلفه های اصلی[۶۰] و برای چرخش عاملها از روش واریماکس[۶۱] با نرمال سازی کیسر[۶۲] بهره گرفته شدهاست. ملاک تصمیم گیری درمورد بقاء یا حذف سؤالات پرسشنامه از تحلیل عاملی؛ مقادیر اشتراک استخراجی[۶۳] آنهاست. بدین ترتیب که اگر مقدار اشتراک استخراجی هریک از سؤالات کمتراز (۵/۰) باشد، آن سؤال را از تحلیل عاملی کنار میگذاریم. همچنین ملاک تصمیم گیری درمورد دستهبندی سؤالات، مقادیر ویژه بالاتراز (۱) و نمرات عاملی بالاتر از (۴/۰) درنظر گرفته شدهاست. نتایج آزمون تحلیل اکتشافی در جدول ۴-۹ نمایان است. جهت اینکه نشان دهیم هر سؤال پرسشنامه در کدام عامل جای گرفته است، بیشترین بار عاملی آن سؤال با رنگی دیگر در جداول تحلیل عاملی اکتشافی مشخص شده است. جدول ۹-۴٫ ماتریس عوامل چرخش یافته با روش تحلیل مولفه اصلی و روش چرخش واریماکس با نرمالسازی کیسر برای سؤالات پرسشنامه پژوهش
سؤالات
عامل اول
عامل دوم
عامل سوم
عامل چهارم
عامل پنجم
عامل ششم
اشتراک استخراجی
MEN
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- Davis, F. (1989). Perceived usefulness, perceived ease of use and user acceptance of information technology. MIS Quarterly, 13(3), 319.
- Driscoll, J. W. (1978). Trust and participation in organizational decision making as predictors of satisfaction. Academy of Management Journal, 21(1), 44-56.
- Hgerstrand : Innovation diffusion as a spatial process. Translated by A. Pred. (Chicago: University of Chicago Press, 1967).
- Hu, P., Chau, P., Liu Sheng, O. R. and Tam, K.: Examining the Technology Acceptance Model Using Physician Acceptance of Telemedicine Technology. Journal of Management Information Systems, Vol. 16. (1999) 91-112
- Hunter,D.R,&Jupp,V.(2001). E-government leadership : rhetoric vs reality-closing the gap. Retrive from HTTP://www.accenture.com
- John H.Strange.The impact of citizen participation on public administration. American society for public administration. pages 458-460
- Jakob Nielsen Designing Web Usability: The Practice of Simplicity (1999-2000)
- Jankowski N, van Selm M. (2000) “The promise and practice of public debate in cyberspace” In Digital Democracy. Issues of Theory and Practice, KL Hacker, J van Dijk (Eds.), Sage Publications, London, pp 149-165.
- Joseph,R.C,& Kitlan,D.P.(2008).Key issues in e-government and public administration. In G.D.Garson & M.Khosrow-pour(eds),handbook of research on public information technology.(vol.1,p.4) .
- Koufaris, M., & Hampton-Sosa, W. (2004). The development of initial trust in an online company by new customers. Information & Management, 41(3), 377.
- Norris P, Curtice J, Sanders D, Scammell M, Semetko HA. (1999) On Message. Communicating the Campaign, Sage, London.
- Marvin S. Cohen, Raja Parasuraman, and Jared T. Freeman:TRUST IN DECISION AIDS: A MODEL AND ITS TRAINING IMPLICATIONS1
- Max Weber Cultural Sociology Theories , 1992. Available on www.amazon.com
- Rogers, E. M. (1995). Diffusion of innovations (4th ed.). New York, NY: The Free Press.
- Ritu Agarwal ragarwal@cob.fsu.edu . Early and Late Adopters of IT Innovations: Extensions to Innovation Diffusion Theory.
- Riza Adita , Byoungcheon Lee,Ed Dawson.Implementation issues in secure E-Voting systems. Information security research center,Queensland University of technology2004
- LGA (2002). The Implementation of Electronic Voting in the UK, Local Government Association, London.
- Tsagarousianou R. (1998) “Electronic democracy and the public sphere. Opportunities and challenges” In
- Tsagarousianou R. (1999) “Electronic democracy: Rhetoric and reality”, Communications; The European Journal of Communication Research, Vol 24, No.2) pp 189-208.
- Tsagarousianou R, Tambini D, Bryan C (Eds.) (1998) Cyberdemocracy. Technology, Cities and Civic Networks, Routledge, London.
- William Fielding. “How Technology Changes society”. Annals of the American Academy of political and Social science. Coverage :1890-2008
- zissis,D;Lekkas(April 2011). “Security e-government and e-voting with an open cloud computing architecture”. Government information Quarterly 28(2):239-251
- تاثیر عوامل فرهنگی بر مشارکت افراد در امور سیاسی – جامعه شناسی ماکس وبر اثر ژولین فروند، ترجمه عبدالحسین نیک گهر؛ ۱۳۸۳ نشر توتیا
پیوست ۱ : پرسشنامه با سلام . فرید علیزاده هستم دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد رشته فناوری اطلاعات گرایش تجارت الکترونیک از دانشگاه شیراز. با تشکر از اینکه برای مشارکت در نظرسنجی مربوط به پایان نامه اینجانب این پرسشنامه را دریافت کرده اید، توضیحاتی درباره آن ارائه می کنم :
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
صفحات پیش رو شامل ۴۵ سوال در ۱۰ گروه می باشد که به منظور جمع آوری اطلاعات درباره موضوع ” عوامل موثر بر ترغیب افراد برای شرکت در رای گیری اینترنتی ” تدارک دیده شده است. سوالات مورد تایید استاد راهنما و اساتید مشاور اینجانب قرار گرفته اند و اجازه یافته ام آنها را منتشر کنم. ضمن اینکه به شما اطمینان میدهم این اطلاعات بصورت محرمانه باقی خواهند ماند از شما دعوت می کنم در جمع آوری اطلاعات مشارکت داشته باشید. لطفاً در صورتیکه به اینترنت دسترسی دارید ، از نسخه الکترونیکی این پرسشنامه که در آدرس www.e-voting.mihanblog.com قابل دسترسی است استفاده نمایید ؛ این کار فرایند پردازش اطلاعات را بسیار ساده تر خواهد کرد. در صورت نیاز می توانید از طریق ایمیل e.votingiran@gmail.com یا شماره تلفن ۰۹۳۷۳۴۹۹۹۲۰ با بنده تماس بگیرید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل۱-۲ مکانیسم جداشدن ذرات خاک در اثر برخورد قطرات باران ۲-۱-۲ عوامل موثر بر فرسایش پاشمانی ۱-۲-۱-۲ خصوصیات باران مقدار خاک پاشمان شده توسط قطرات باران به چندین عامل از قبیل شدت بارندگی، ویژگیهای قطره باران (سرعت سقوط، توزیع اندازه قطره) بستگی دارد (پلنچون و همکاران[۱۳]،۲۰۰۰). قطرات باران پس از برخورد با زمین ذرات خاک را متلاشی می کند و به روند فرسایش آبی سرعت میبخشد. در واقع انرژی قطرات باران عامل اصلی از هم پاشیدگی خاکدانههای خاک است. و میزان آن تابع قطر قطرات، شدت و انرژی جنبشی باران است. شدت جدا شدن ذرات خاک در اثر پاشمان به انرژی جنبشی باران (کوآنشا[۱۴]، ۱۹۸۱؛ شارما و همکاران[۱۵]، ۱۹۹۱) بستگی دارد. گائو و بائو[۱۶](۲۰۰۱) بیان کردند یک رابطه خطی بین مقدار فرسایش پاشمانی و حاصلضرب انرژی جنبشی باران و متوسط قطر قطرات باران (Ed50) وجود دارد. و مقدار پاشمان با افزایش مدت بارندگی کاهشمی یابد. به گفتهی جیانگ و لیو[۱۷](۱۹۸۹)، انرژی باران و حداکثر شدت بارندگی در طی یک بارندگی کوتاه مدت، حداکثر تاثیر معنیدار را بر فرسایش پاشمانی دارد. کینل (٢٠٠٣) در بررسی خود در استرالیا معادله نمایی بین میزان خاک متلاشی شده در اثر ضربه قطرات باران و انرژی جنبشی را به صورت معادله ۱-۲ ارائه کرده است:
۱-۲
Lose = ۰.۰۱۱(åE1.16 )
که در آن E : انرژی جنبشی قطرات باران (ژول بر متر مربع بر میلیمتر باران) و Lose میزان پاشمان خاک (گرم). الیسون ( ١٩۴۴) اندازه گیری پاشمان را با بهره گرفتن از کاسه مخصوص که توسط خود او طراحی شده انجام داده است. وی برای پاشمان رابطه سه مجهولی را ارائه داده که بر اساس آن فرسایش خاک تابعی از عوامل سرعت، شدت و قطر قطره بود. بیسال[۱۸] (١٩۶۰) مقدار خاک پاشمان شده از خاک را بر حسب اندازه و سرعت قطرات در آزمایشگاه اندازه گیری کرد و به این نتیجه رسید که مقدار پاشمان خاک را میتوان از رابطه (۲-۲) تخمین زد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۲
G=KDV1.4
که در آن G: وزن خاک پاشیده شده برحسب گرم، K: ضریبی است که برحسب نوع خاک تغییر می کند، D: قطر قطره باران برحسب میلیمتر، V: سرعت برخورد قطره باران بر سطح خاک برحسب متر بر ثانیه. وی وزن خاک جابهجا شده را تابعی از نوع خاک، قطر قطره و سرعت حد میداند، با توجه به این نکته سرعت برخورد قطرات خود تابع قطر قطرات است لذا میزان ذرات جابهجا شده بستگی به نوع خاک و قطر قطرات دارد. از آنجایی که جنس خاک بستگی به عواملی از قبیل میزان هوموس و مواد آلی، جنس سنگ بستر و غیره دارد، از اینرو با فرض ثابت بودن جنس خاک تنها عامل مؤثر در پاشمان همان اندازه قطرات است (خالدیان،۱۳۸۹). مورگان[۱۹](۱۹۸۱) نشان داد که میزان جداشدن ذرات در اثر پاشمان با انرژی جنبشی باران رابطه توانی دارد و معادله آن به صورت ۳-۲ است.
۳-۲
که در آن، SD: میزان جدایش ذرات خاک برحسب کیلوگرم بر مترمربع و KE: انرژی جنبشی باران برحسب ژول بر متر مربع و a و b ثابتهای تجربی معادله هستند. تینگ[۲۰] ( ٢٠٠٨) در تحقیقی نتیجه گرفته که میزان پاشمان با شدت بارندگی و برخی خصوصیات فیزیکی خاک بستگی دارد. خالدیان و همکاران (۱۳۸۹) به منظور بهدست آوردن میزان فرسایش پاشمانی و رابطه آن با شدت بارندگی در ایستگاههای هواشناسی کردستان تحقیقی انجام دادند، به طور کلی نتایج آنها رابطه منطقی و ریاضی بین میزان متلاشی شدن ذرات ماسه و شدت بارندگی را مشخص کرد و از آن جایی که میزان پاشمان در واحد زمان تابع شدت است، چنانچه پایه زمانی مورد نظر طولانیتر شود، نوسانات شدت بارندگی بیشتر است. بنابراین هر چه پایه زمانی در نظر گرفته شده برای آزمایش اندازه گیری پاشمان کوتاهتر باشد، دقت نتایج بیشتر است. علاوه بر انرژی جنبشی باران شاخص های دیگری شامل نیروی حرکت آنی قطرات باران(M) (رز[۲۱]، ۱۹۶۰) یا انرژی جنبشی و محیط(پیرامون) قطره باران (سالس و همکاران[۲۲]، ۲۰۰۰) ارائه شده است. سالس و پوسن[۲۳] (۲۰۰۰) گزارش کردند که MD: ضرب نیروی حرکت آنی قطرات باران (M) در قطر قطره(D)، بهترین شاخص قطره باران در تعیین میزان جداشدن ذرات خاک در اثر برخورد قطرات باران است. در همه مطالعات برای محاسبه انرژی جنبشی باران، فرض شده است که توزیع اندازه قطره تابعی از شدت بارندگی است و سرعت قطره باران، سرعت نهایی قطره در هوای آرام است. و در بعضی از مقالات اغلب آستانه شدت بارندگی به طور قراردادی و اختیاری در نظر گرفته شده است. به عنوان مثال هادسون در آفریقا شدت بزرگتر از ۲۵ میلیمتر در ساعت، مورگان در انگلستان شدت بیش از ۱۰ میلیمتر در ساعت را در نظر گرفت و در حالی که بولین تنها بارش بیش از ۱ میلیمتر در ساعت را در نظر گرفت. در جنگلها عامل عمده ایجاد فرسایش بین شیاری، جداشدن ذرات خاک در اثر برخورد قطرات باران میباشد. و در جنگلها به دلیل اثرات تاج پوشش(Throughfall)، ویژگیهای قطرات تاج بارش با ویژگیهای بارش در مناطق باز متفاوت است(میورا و همکاران[۲۴]، ۲۰۰۲) . اندازه قطرات تاج بارش در مقایسه با بارانهای باز، بزرگتر است زیرا در تعداد کمتری چکانده می شود (نانکو و همکاران[۲۵]، ۲۰۰۴). به علاوه سرعت قطرات تاج بارش کمتر از سرعت حد است (لاوز،۱۹۴۱). زیرا ارتفاع سقوط آنها کمتر است. از این رو قطرات تاج بارش فرمهای ناپایداری دارند و فرمهای آنها بین کشیده و پهن تغییر می کند (اپما و ریزوبوس[۲۶]، ۱۹۸۴)، قطرات کشیده قدرت فرسایشگری بیشتری نسبت به قطرات پهن دارند (اپما و زیزوبوس، ۱۹۸۵). بنابراین قطرات تاج بارش، پتانسیل فرسایشگری متفاوتی نسبت به بارانهای باز دارند، در نتیجه فرسایش در مناطق جنگلی با فرسایش در مناطق باز متفاوت است. نانکو و همکاران، (۲۰۰۸) به منظور بررسی و مدلسازی فرایند فرسایش بین شیاری در جنگلهای سرو در ژاپن، مقدار پاشمان خاک را با استفاده شاخص های قطرات تاج بارش(KE، MD) برآورد کردند. نتایج آنها نشان داد که مقدار پاشمان در جنگل با مقادیر کل شاخص های قطره باران همبستگی ضعیفی داشت اما با مقدار حداکثر شاخص های قطره باران در مدت کوتاه یک ساعته، همبستگی قوی داشت. این نتایج نشان میدهد که ضربات مداوم و متمرکز قطرات باران در یک زمان کوتاه، دلیل تفکیک و پاشمان شدن خاک در اشکوب جنگل میباشد. به گفتهی فرناندز و همکاران[۲۷] (۲۰۱۰) شکل قطرات باران با اندازه آنها تغییر می کند، بنابراین در محاسبهی انرژی جنبشی قطره باران، قطرات بارانی که اندازه آنها بزرگتر از حد آستانه است غیر کروی در نظر گرفته میشوند. بدون در نظر گرفتن این تصحیح شکل برای قطرات بزرگتر، انرژی جنبشی باران ۵۰% بیش از مقدار واقعیاش برآورد می شود. با توجه به این که انرژی جنبشی باران تقریبا متناسب با توان ۴ قطر قطره است قطرات بزرگتر نسبت به قطرات کوچکتر سهم بیشتری در انرژی جنبشی باران ایفا می کنند. آستانه اندازه قطره باران در حدود یک میلیمتر است، قطرات کوچکتر از یک میلیمتر قادر به جداکردن و انتقال ذرات خاک نیستند(سالس و همکاران، ۲۰۰۰). و همچنین ون دایک و همکاران (۲۰۰۲) حداقل شدت بارندگی برای ایجاد فرسایش پاشمانی را ۸/۰میلیمتر قرار داد. (به نقل از فرناندز و همکاران، ۲۰۱۰). بنابراین فرناندز و همکاران (۲۰۱۰) انرژی جنبشی باران را با در نظر گرفتن این دو آستانه محاسبه کردند و سپس رابطه انرژی جنبشی باران و سایر خصوصیات بارندگی با فرسایش پاشمانی اندازه گیری شده به وسیله دستگاه جام(پیاله) و قیف توخالی را بررسی کردند. و نتایج آنها حاکی از این بود که خصوصیات بارندگی از قبیل انرژی جنبشی، حداکثرشدت بارندگی، متوسط اندازه قطره و بارش کل بر میزان فرسایش پاشمانی اثر مثبتی داشتند. اما از بین این متغیرها انرژی جنبشی باران بیشترین ضریب همبستگی را با پاشمان داشت. ضریب همبستگی بین انرژی جنبشی محاسبه شده از آستانه شدت بارندگی و فرسایش پاشمانی با ضریب همبستگی انرژی جنبشی محاسبه شده از دو آستانه شدت بارندگی و اندازه قطره ، تفاوتی با هم نداشتند. و به طور کلی ضریب همبستگی انرژی جنبشی با میزان پاشمان به دست آمده از جام ، ۷۱% و در مورد قیف توخالی ۸۳%-۸۲% بود. همچنین نتایج آنها نشان داد که قیف توخالی فرسایش پاشمانی را نسبت به جام بیشتر تخمین میزند زیرا: ۱- یکی از منابع خطا در اندازه گیری فرسایش پاشمانی، خروج مواد پاشمان شده توسط ضربات بعدی قطرات باران و جاروب کردن آنها توسط باد است که این خطا در جام بیشتر از قیف تو خالی (که به طور خاص برای کاهش این خطا طراحی شده است) بود. به طور کلی قیف تو خالی به گونه ای طراحی شده بود که از کم برآورد کردن فرسایش پاشمانی جلوگیری شود. ۲- فیلترهای جام به جای این که دارای انحنا باشند، صاف و مسطحاند بنابراین این فیلترها به سختی جا به جا میشوند و به راحتی منجر به هدررفت مواد جمعآوری شده در صحرا و آزمایشگاه میشوند. ۳- در قیف توخالی در مقایسه با جام ، رواناب به راحتی در قسمت بالای شیب تجمع مییابد و با توجه به نقش عمق آب بر پاشمان این ویژگی قیف توخالی، فرسایش پاشمانی را کاهش یا افزایش میدهد. ۴- دو دستگاه از نظر اندازه کمی باهم تفاوت داشتند و تصحیح پیشنهادی توری و پوسن[۲۸]، ۱۹۸۸ در داده ها اعمال نشد. گیبلر و همکاران[۲۹] (۲۰۱۰) نشان دادند که در مناطق باز، ارتباط نزدیکی بین میزان تلفات شن (گرم بر متر مربع) و مقدار بارندگی(میلیمتر) و حداکثر شدت بارندگی (میلیمتر برساعت) وجود دارد. هرچند میزان بارندگی سالیانه در هرناحیهای تأثیر مستقیم بر میزان فرسایش دارد اما خصوصیات مهمتری مانند اندازه قطرات باران و سرعت و تعداد آنها (شدت بارندگی) نیز هست که در شدت و ضعف فرسایندگی باران مؤثر است و نقش مهمتری نسبت به میزان بارندگی سالیانه در فرایند فرسایش دارند. نمونه بارز فرسایش در اراضی زیر پوشش تک درخت است، که دارای لاشبرگ نیست و بارشهای آرام با ریزش بر روی این پوشش سبب ایجاد قطرات درشت می شود و قطرات از ارتفاع زیاد سقوط کرده، به دلیل بالا بودن جرم و سرعت قطره سبب فرسایش در زیرتاج پوشش درخت می شود. از اینرو روشهایی که متکی بر شاخص شدت بارندگی است اهمیت زیادتری نسبت به سایر خصوصیات باران میتوانند داشته باشند. افزایش شدت بارندگی باعث می شود قطرات درشت تر با انرژی بیشتری به ذرات خاک برخورد کنند در نتیجه میزان فرسایش پاشمانی به مراتب بیشتر خواهد بود. (خالدیان، ۱۳۸۹) ۲-۲-۱-۲ خصوصیات خاک ارزیابی خصوصیات خاک که خاکدانهها را قادر به پایداری و مقاومت در برابر شکستن در اثر برخورد قطرات باران میسازد، برای مدلسازی فرایند فرسایش خاک و برای تعیین عملیات مناسب شخم در خاکهای مختلف، مفید است. (باگوی یو و بازوفی[۳۰]، ۱۹۹۸). برای تخریب خاکدانه باید نیروی قطرات باران بر نیروی مقاومت ذاتی خاکدانهها غلبه کند. بنابراین وسعت خاکهای فرسوده به نیروی چسبندگی که واحدهای ساختمانی خاک را به هم متصل نگه میدارد و آنها را قادر به مقاومت در برابر نیروی قطرات باران میسازد بستگی دارد ( مایر[۳۱]، ۱۹۸۱). براساس مطالعات توری و همکاران (۱۹۸۷)، شاخص تفکیک خاکدانه (D) با تعیین نسبت نیروی قطرات باران در جداسازی ذرات خاک (Fd) به نیروی مقاومت خاک (Fr) از معادله (۴-۲) به دست می آید.
۴-۲
ψd: تنش برشی کل قطرات باران، ψs: چسبندگی ذرات خاک، Ad: سطحی از خاکدانه که ψd بر آن اعمال می شود و As: سطحی از خاکدانه که ψs بر آن اعمال می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در ساختمانهایی مانند مراکز درمانی و یا سالنهای کامپیوتر که وجود سیستمهای برق اضطراری برای پشتیبانی تجهیزات خنککننده ضروری است، استفاده از چیلرهای جذبی موجب صرفه جویی قابل توجهی در هزینهی این تجهیزات خواهد شد.
 د- صرفه جویی در هزینهی اولیهی مورد نیاز برای دیگها: برخی از چیلرهای جذبی را میتوان در زمستانها به عنوان گرمکننده مورد استفاده قرار داد و آب گرم لازم برای سیستمهای گرمایشی را تأمین نمود. در صورت استفاده از این چیلرها نه تنها هزینهی خرید دیگ کاهش مییابد بلکه صرفه جویی قابل ملاحظهای در فضا نیز بدست خواهد آمد. ه- بهبود راندمان دیگها در تابستان: مجموعههایی مانند بیمارستانها که در تمام طول سال برای سیستمهای استریلکننده، اتوکلاوها و سایر تجهیزات به بخار احتیاج دارند مجهز به دیگهای بخار بزرگی هستند که عمدتاً در طول تابستان با بار کمی کار میکنند. نصب چیلرهای جذبی بخار در چنین مواردی موجب افزایش بار و مصرف بخار در تابستانها شده و در نتیجه کارکرد دیگها و راندمان آنها بهبود قابل توجهی خواهد یافت و- بازگشت سرمایهگذاری اولیه: چیلرهای جذبی به دلیل نیاز کمتر به برق در مقایسه با چیلرهای تراکمی، هزینههای کارکردی را کاهش میدهند. اگر اختلاف قیمت یک چیلر جذبی و یک چیلر تراکمی همظرفیت را به عنوان میزان سرمایه گذاری و صرفه جویی سالانه از محل کاهش یافتن هزینههای انرژی را به عنوان بازگشت سرمایه در نظر بگیریم، میتوان با قاطعیت گفت که بازگشت سرمایهگذاری صرف شده برای نصب چیلرهای جذبی با شرایط بسیار خوبی صورت خواهد گرفت. با در نظر گرفتن مزایای فوق و با توجه به اهمیت فاکتور تأمین انرژی در انتخاب تجهیزات سرمایشی، قطعاً درمناطقی که سوختهای فسیلی راحتتر وارزانتر از انرژی الکتریکی تأمین میشوند چیلرهای جذبی بهترین انتخاب خواهند بود [۴۳] و از آنجا که مهمترین شرط برای به کارگیری چیلر جذبی با تغذیه بخار وجود تاسیسات تأمین کنندهی بخار با فشار حداقل یک اتمسفر میباشد و پالایشگاه فراشبند فاقد چنین تأسیساتی میباشد، لذا تنها گزینهی منطقی، انتخاب چیلرهای جذبی شعله مستقیم میباشد. ۴-۱-۴- چیلر تأمین کنندهی آب سرد[۵۱] برای انتخاب چیلر از روی کاتالوگهای موجود لازم است پارامترهای زیر را در دست داشته باشیم [۴۴]:
-
- ظرفیت سرمایی چیلر[۵۲] بر حسب تن تبرید[۵۳] RT) یا (USRT
ظرفیت سرمایی چیلر با احتساب ۱۰% ضریب اطمینان، بابت افت قدرت و ظرفیت سرمایی چیلر ناشی از فرسودگی دستگاه در آینده، از فرمول زیر محاسبه می شود:
که در رابطهی فوق: =ظرفیت سرمایی چیلر(تن تبرید امریکایی) = بار سرمایی کل (Btu/hr)
-
- دمای آب سرد خروجی[۵۴] از چیلر- این دما بین ۴۰ تا ۵۰ میباشد.
-
- دبی آب سرد خروجی[۵۵] از چیلر- که عبارتند از مقدار آب سردی که در کل سیستم جریان مییابد.
-
- اختلاف دمای آب سرد ورودی و خروجی چیلر که همان اختلاف دمای آب سرد رفت و برگشت سیستم است و معمولاً برابر ۱۰ در نظر گرفته میشود.
-
- دمای آب خروجی از کندانسور[۵۶]– منظور دمای آب خنک کنندهی کندانسور است که معمولاً بین ۸۵ تا ۱۰۵ در نظر گرفته میشود. اختلاف دمای آب ورودی و خروجی کندانسور[۵۷] معمولاً ۱۰ میباشد.
-
- دمای تقطیر[۵۸]– که منظور دمای تقطیر بخار مبرد در کندانسور است و معمولاً مقدار آن بین ۱۰۰ تا ۱۲۵ در نظر گرفته میشود.
معمولاً اطلاعات فوق برای انتخاب چیلر از روی کاتالوگ کافی است. سایر مشخصات از قبیل ضریب رسوب[۵۹]، افت فشار در قسمتهای مختلف چیلر، مشخصات الکتریکی و ابعاد دستگاه در کاتالوگ ارائه میشوند. برای محاسبهی ظرفیت سرمایی چیلر، در ابتدا باید دبی آب سرد خروجی از چیلر را محاسبه نمود. با توجه به اینکه دمای خروجی و ورودی چیلر استفاده شده به ترتیب ۷ و ۱۲ میباشد، دبی جرمی آب مورد نیاز برای کندانس کردن خروجی برج دفع، به ازای هر واحد، برابر با ۳۳۸۰۰ است( ۱۰۱۴۰۰ به ازای سه واحد) میباشد. از قبل نیز میدانیم که ظرفیت گرمایی ویژهی آب برابر با ۱۸/۴ است[۴۵]. با جایگذاری مقادیر فوق در رابطهی (۴-۲) خواهیم داشت:
با جایگذاری عدد فوق در رابطهی (۴-۱) خواهیم داشت: USRT=184 با توجه به ظرفیت سرمایی و دبی آب سرد خروجی بدست آمده و نیز با بهره گرفتن از کاتالوگ شرکت Sakura Air Conditioner [46] مدل و مشخصات چیلر جذبی شعله مستقیم انتخاب شده، به شرح جدول زیر میباشد. جدول(۴-۴): مدل و مشخصات چیلر جذبی شعله مستقیم انتخاب شده
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۲۱۹
۱۳۶۷
۲۱۹۹
هزینه/خانههای متصل
۱۰٫۶۱M
۸٫۹۳M
۲۲٫۴M
درآمد پیش بینی شده برای ۱۰ سال
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲۷%
۱۱٫۶%
۳۰%-
ROI
۲ – ۱۳ – خلاصه فصل دوم با توجه به جدید بودن موضوع پژوهش هم از منظر ادبیات موضوع و هم از منظر مطالعات انجام شده ، محقق در تدوین فصل با مشکلات زیادی مواجه شده است. لذا هدف محقق در این فصل بیشتر معطوف به توسعه هر چند کوچک گردآوری و تدوین ادبیات موضوع برای تحقیقات آتی بوده است. در بخش اول فصل مروری بر ادبیات موضوع پژوهش شد، در تدوین ادبیات موضوع سعی شده است تا با گردآوری حداکثر اطلاعات مرتبط با موضوع، ضمن گردآوری مجموعه ای مناسب از ادبیات موضوع، فرایند تدوین طوری انجام پذیرد تا حداکثر ارزش افزوده از منظر پیوستگی و فهم صورت گیرد. ضرورت اشاره به تغییرات بنیادی صورت گرفته در حوزه کاربردهای ارتباطات، ایجاد شهرهای هوشمند، زندگی هوشمند ، نرم افزارهای کاربردی و سایر موارد از جمله ادبیات مطرح شده جدید، موضوع پژوهش در این فصل بوده است. در بخش دوم فصل نیز علیرغم محدودیت مطالعات انجام گرفته موضوع پژوهش ، به چند مطالعه نزدیک به موضوع اشاره شده است. فصل سوم روش تحقیق مقدمه فرایند انجام پژوهش معرفی مدل و متغیرهای پژوهش روش برآورد مدل روش گرداوری داده ها روش تجزیه و تحلیل اطلاعات قلمرو پژوهش محدودیتهای پژوهش بخش بندی مناطق جغرافیایی جامعه آماری پیادهسازی و اولویت بندی اجرا خلاصه ۳ -۱ – مقدمه در فصل حاضر سعی شده است تا ادبیات روش پژوهش در قالب فرایند تعریف شده پژوهش به روشنی توضیح داده شود. جمعآوری داده ها و دسته بندی آن ها، استخراج داده های ترافیکی، معرفی مدل و نحوه برآورد آن ، پیاده سازی نتایج به دست آمده روی نقشه و درنهایت چگونگی تعیین اولویت اجرا، بخش مهمی از ادبیات روش پژوهش این فصل را به خود اختصاص خواهد داد. بدین منظور در بخش جمعآوری داده ها به نحوه استخراج و روایی داده ها ، فرایند جمع آوری و هم چنین نحوه پیاده سازی داده های جمعآوری شده روی نقشه جغرافیایی اشاره شده است. سپس با توجه به قلمرو استانی پژوهش و مشابهت از منظر فرایند جمعآوری داده ها ، فرایند تکمیل بانک اطلاعات جغرافیایی و محددیت های پژوهش آورده شده است. شاید یکی از زمانبر بودن مراحل اجرای این پژوهش انتخاب متدولوژی بوده است که با توجه به جدید بودن نوع آن زمان زیادی را به خود اختصاص داده است. در نهایت ، تجزیه تحلیل اطلاعات جغرافیایی بر اساس نرم افزارهای مرتبط در دو قالب تجزیه تحلیل آماری و جغرافیایی آخرین بخش این فصل بوده که می تواند به عنوان نقطه قوت اصلی اجرای این پژوهش محسوب شود. ۳ – ۲ – فرایند انجام پژوهش فرایند اجرای پژوهش پس از شناسایی عوامل موثر بر میزان ترافیک دیتا شامل چند مرحله می باشد: مرحله اول: ساخت پروفایل مشتریان بر اساس ترکیبی از داده های جغرافیایی و جمعیتی(اطلاعات شهری، مراکز توریستی تفریحی ، مراکز دانشگاهی، مناطق تجاری و …). مرحله دوم: دسته بندی اطلاعات مشتریان بر اساس مراکز دانشگاهی ، شهرک های صنعتی، جادههای ترانزیتی، جادههای اصلی و فرعی و سایر . مرحله سوم: استخراج میزان ترافیک دیتای مشترکین فعلی در مناطق دسته بندی شده. مرحله چهارم : برآورد مدل و شناسایی عوامل موثر بر میزان ترافیک دیتا. مرحله پنجم: پیادهسازی اطلاعات بازاریابی جغرافیایی روی نقشه(روی نرمافزارهای Mapinfo و google.earth ). مرحله ششم: تعیین اولویتهای اجرای پروژه بر اساس میزان پذیرش تکنولوژی توسط مشتری. ۳ – ۳ – معرفی مدل و متغیرهای پژوهش به منظور شناسایی عوامل تاثیرگذار بر میزان ترافیک دیتا جهت انتخاب نقاط بهینه اجرای شبکه باند پهن از یک مدل خطی استفاده شده است. میزان ترافیک دیتا به عنوان متغیر وابسته و داده های بازاریابی جغرافیایی به عنوان متغیرهای مستقل مدل در نظر گرفته شده اند. رابطه ۳-۱ : مدل اقتصاد سنجی که درآن :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶-۲- تسهیلات پیاده عابران پیاده جزء لاینفک سیستم های حمل و نقل شهری می باشد. طرح های مناسب برای عابران پیاده نه تنها شامل احداث تسهیلات جدید بلکه شامل اصلاح تسهیلات موجود عابرین نیز می شود. زیرا در صورتی که دسترسی های عابران پیاده افزایش یافته و شرایط مناسب تری برای آنها فراهم شود ، طبعاً تعداد بیشتری از عابران از سیستم های موجود استفادهخواهند کرد . نتایج تحقیقات نشان می دهد ، در صورتی که طراحی، حفظ و نگهداری تسهیلات عابران پیاده مناسب باشد،شهروندان تمایل بیشتری به پیاده روی نشان می دهند و در نتیجه تعداد سفرهای پیاده افزایش می یابد. (صفارزاده،حسن پور :۱۳۸۶،۱۳۵)
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
عابران پیاده طالب تسهیلاتی هستند که ایمن ، و جذاب و مناسب بوده و به سهولت مورد استفاده قرار گیرد . در صورتی که طراحی تسهیلات عابر پیاده اصولی و صحیح باشد دوام آن بیشتر و حفظ و نگهداری آن آسان تر خواهد بود . برعکس اگر تسهیلات عابران پیاده دارای طرح ضعیفی باشد و عابران پیاده ، هنگام استفاده از آن احساس نا امنی و عدم آسایش کنند.میزان استفاده از این گونه تسهیلات کاهش خواهد یافت. تسهیلات ناکارآمد ، با طراحی ضعیف و عدم جذابیت در واقع هدر دادن پول و سرمایه های ملی هر جامعه ای به شمار می رود. هنگام طراحی پروژه های دولتی و خصوصی ، تسهیلات عابر پیاده بایستی مورد توجه قرار گیرد و نیازهای عابران پیاده به عنوان بخشی از طرح اصلی در نظر گرفته شود. (حسن پور ، زنگنه : ۱۳۹۱،۱۷)
تصویر شماره ۱ توجه به تسهیلات عابر پیاده در طرح ها و پروژه های بزرگ عمرانی و شهرسازی باعث بوجود آمدن “طرح جامع تردد عابران پیاده “به عنوان بخشی از پروژه اولیه می شود. بدین ترتیب از ابتدای امر مسائل و مشکلات مربوط به حمل و نقل ، ایمنی و سطح سرویس دهی رفع شده و مشکلات مربوط به عابران پیاده به عنوان یک مسئله قابل حل تبدیل می شود.
تصویرشماره ۲ بنابراین در طراحی تسهیلات عابر پیاده عواملی نظیر ویژگیها و مشخصات محل ،تراکم کاربری زمین در منطقه ، مبدا و مقصد سفرها، میزان استفاده عابران از تسهیلات و هم چنین تعیین میزان افزایش استفاده از تسهیلات عابر پیاده در صورت اصلاح و بهبود اینگونه تسهیلات بایستی مدنظر قرار گیرد. در برخی موارد،درمورد ضرورت احداث تسهیلات عابر پیاده تصمیمات غیر کارشناسی گرفته می شود و به علت تعداد کم عابرین ، احداث و بهبود این گونه تسهیلات در پایین ترین رده اولویت قرار می گیرد . اما بایستی توجه داشت که ایجاد تغییرات مربوط به کاربری زمین و تسهیلات عابر پیاده و یا اصلاح آنها ، تقریبا همیشه باعث افزایش سفرهای پیاده می شود . بنابراین همانگونه که در بندهای پیش نیز ذکر شد،توجه به ایجاد تسهیلات استاندارد و مناسب به عنوان راهکار موثری برای افزایش ایمنی عابران محسوب می شود . در این میان ، گذرگاه های عرضی عابران به عنوان مهم ترین نوع تسهیلات از اهمیت بسزایی برخوردار است.اهمیت طرح های مناسب برای عابرین پیاده شامل احداث تسهیلات موجود عابرین می گردد زیرا در صورتی که دسترسی های عابرین پیاده افزایش یابد شرایط مناسب تری برای انان فراهم می شود و اگر که طراحی و ارائه تسهیلات عابر پیاده ضعیف باشد عابرین پیاده هنگام استفاده از آن احساس نا امنی و عدم اسایش می نمایند و لذا میزان استفاده ی آنان از این گونه تسهیلات کاهش خواهد یافت . )باقری ، ذاکری: ۱۳۸۹،۱۳۶) پیادهراهها به عنوان بخشی از فضاهای شهری، عرصه ای را برای وقوع رویدادهای اجتماعی، سیاسی، ایجاد خاطره و بیان احساسات جمعی بوجود می آورند. حضور و حرکت پیاده در فضاهای شهری، امروزه با وارد شدن اتومبیل کمرنگ شده و احیای آن از این نظر حائز اهمیت میباشد که باعث افزایش ارتباطات و برخوردهای اجتماعی از یک سو و موجب احیای شهر و فضای شهری از سوی دیگر میباشد. شهروندان نیز پیادهراهها را بهخاطر امنیت و آرامش فضاهای آن و برقراری تعاملات اجتماعی و گذران اوقات فراغت و عدم وجود خودرو و آلودگی دوست دارندمحدودههای پیاده بر خلاف بسیاری دیگر از فضاهای گذران اوقات فراغت دارای کارکردهای تفریحی متنوع و گوناگونی هستند که می تواند مردم را با هر سن و جنسی به خود جذب نماید. (کاشانی جو ۱۳۸۵، ۴۷). ۷-۲- مطالعات عابرین پیاده : ۱-۷-۲- عابر پیاده چه کسی است : شخصی غیر سوار که بدون استفاده از هیچ نوع وسیله نقلیه موتوری یا غیر موتوری حرکت می نماید ویا مبادرت به جابجایی کالسکه ،چرخ دستی ،جامه دان ، سبدهای چرخ دار و مانند آن می نماید .(روشنی :۱۳۸۶،۲۹) ۲-۷-۲-محل عبور عابرین پیاده : با توجه به قوانین موجود عابرین پیاده بایستی از محلهای تعیین شده عبور نمایند وتردد انها در غیر این محلها غیر مجاز است . عدم تردد در این مسیر ها نه تنها از ایمنی عابرین پیاده می کاهد بلکه باعث تصادفات ناگوار ی نیز می گردد . این محلها عبارتند از : پیاده رو ، گذر کاه عابر پیاده ، پلهای هوایی ، زیر گذر ها ،محل های خط کشی شده و …………… ۳-۷-۲- مزایای پیاده روی : پیاده روی از جنبه های مختلفی برای همه مفید بوده و بر بدن تاثیر مثبت می گذارد که از مهمترین آنان می توان به نکات زیر اشاره کرد: – پیاده روی سریع برای قلب بسیار مفید است. چرا که قلب یک عضو ماهیچه ای است وهر چیزی که باعث شود جریان خون بیشتری در یک ماهیچه ایجاد شود، باعث قدرت بیشتر آن ماهیچه می شود و از طرف دیگر راه رفتن به طور منظم باعث کاهش فشار خون می گردد. – راه رفتن نه فقط باعث قوی شدن عضلات می گردد، بلکه باعث محکم ترشدن استخوانهای محل اتصال می گردد. در زنانی که در سنین جوانی بطور مرتب ورزش کرده و میزان کلسیم رژیم غذایی آنان مناسب است، خطر پوکی استخوان در سنین بالا حدود ۳۰ درصد کاهش می یابد. – تعداد بسیاری از مردم با بالا رفتن سن، دچار آرتروز زانو می شوند، راه رفتن به علت قوی ساختن عضلات اطراف مفصل، باعث کاهش درد می شود. در این حالت ورزش باید یک روز در میان انجام شود تا در این میان فرصتی هم برای استراحت کردن به مفاصل داده باشیم. (سایت تحلیلی عصر ایران :۱۳۸۷،۱) ۴-۷-۲- تکالیف قانونی عابرین پیاده : به استناد ماده ۲۱ آیین نامه راهنمایی و رانندگی تکالیفی را برای عابرین پیاده در نظر گرفته که عبارتنداز: بند۱-در محل هایی که پیاده رو وجود دارد از سطح سواره عبور نکنند . بند۲-در محل هایی که پیاده رو وجود ندارد یا در صورت وجود به دلایلی قابل تردد نباشد، باید از منتهی الیه سمت چپ سواره رو وعکس جهت حرکت وسایل نقلیه عبور نمایند . بند۳ -برای گذشتن از عرض راه تنها از گذرگاههای پیاده ،پل های هوایی و گذر گاه های زیر زمینی مجاز عبور نمایند . بند۴-از دویدن ،پریدن ،و ورود ناگهانی به سطح سواره رو خود داری کرده و مراقب حرکت وسایل نقلیه باشند . بند ۵ – از حصار آزاد را ه ها نگذرند و در بزگراه ها و خیابان ها از لابلای درختان و گل بوته های حاشیه و میانه راه عبور نکنند . بند ۶- در تقاطع ها با روشن شدن چراغ سبز مقابل خود (چراغ عابر) حرکت نمایند و هنگامی که چراغ عابر قرمز بود عبور نکنند . بند ۷- از موانع و خط کشی خطوط ویژه ،سواره رو خیابان ها و میدان ها عبور نکند . بند ۸- در بزرگراه ها و خیابان های اصلی ، از خارج از گذر گا ه های تعیین شده عبور نکنند . بند ۹- در سوار ه رو خیابان برای سوار شدن به وسیله نقلیه و همچنین صحبت کردن یا خرید و فروش با راننده یا سرنشینان وسایل نقلیه ، توقف نکنند . شایان ذکر است، اگر محل عبور دارای چراغ راهنمایی برای عابرین پیاده باشد بایستی از فرامین چراغ راهنمایی اطاعت کنند. (آیین نامه راهنمایی ورانندگی ،۱۳۸۴: ۷۵ ) ۵-۷-۲- حقوق عابران پیاده هر انسانی در هر جایگاه شخصی و اجتماعی با هر سن و سال و هر نوع جنس در چرخه ترافیکی میتواند عابر باشد و این بدان مفهوم است که خطر بالقوه برای شخصی که در فرایند ترافیکی و رفت و آمد قرار دارد، وجود دارد. به همین منظور قانونگذاران برای ایمنی و سلامت عابران، حقوق و تکالیفی قائل شدهاند. به جرأت هم میتوان گفت تعداد مواد قانونی که تأکید بر حقوق عابران دارد، بیش از ۵برابر مواد قانونی تکلیف عابران و ناظران است. در این میان دستگاههای دولتی بویژه شهرداریها و رانندگان نیز وظایفی بس سنگین در قبال عابران برعهده دارند. از سوی دیگر وظایف دستگاهها شرط لازم ایمنی عابران است. شرط کافی برای ایمنی عابران هم آشنایی آنان با تکالیفشان و عمل به آنهاست. ذکر مواد قانونی و اشاره به مفاد آن میتواند موجب آگاهی هر یک از گروههای مسئول در فرایند ایمنی عابران باشد که برای آشنایی با برخی مفاهیم به حق و تکلیف عابران اشاره میشود. حقوق عابران: باستناد آئیننامه راهنمایی و رانندگی مصوب ۱۳۸۴ (با مخفف آ.) و قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی مصوب ۱۳۹۰ (ق. ر ، قانون راهنمایی و رانندگی مراد است )- به استناد ماده ۲۱۸ آئیننامه راهنمایی و رانندگی، شهرداریها موظفند پیادهروهای استاندارد، هموار و ایمن با در نظر گرفتن عبور سالخوردگان و معلولان با صندلی چرخدار و یا بدون آن، در حاشیه معابر شهری ایجاد کنند. تأمین روشنایی معابر نیز در ماده ۲۱۹ همین قانون اشاره شده است. متأسفانه گسترش اکثر شهرهای کشور بر بستر بافت سنتی استقرار یافته است و شهرها فاقد پیادهرو مناسب هستند. حال آن که همین موضوع، به لحاظ ناآگاهی متولیان و مدیران شهری درک نشده است. بنابراین ساماندهی معابر ایمن برای عابران، نیازمند زمان طولانی میباشد و چنانچه شهرداران با مقررات عبور و مرور آشنایی داشته باشند، در ساماندهی پیادهروها مؤثرتر خواهند بود . (آیین نامه راهنمایی و رانندگی ،۷۶:۱۳۸۴) ماده ۱۳۶ : این ماده اشعار می دارد : رعایت مقررات مر بوط به حق تقدم عبور برای همه اجباری است ، مگر در مواردی که موجب مقررات خاص با علایم ویژه راهنمایی و رانندگی خلاف این حکم داده شده باشد . (آیین نامه راهنمایی و رانندگی ،۱۳۸۴ :۵۸) ماده ۱۰۳ اشعار می دارد: در چراغ هایی که به عنوان چراغ راهنمای عابر پیاده مورد استفاده قرار می گیر ند . رنگ ها دارای معانی زیر است : چراغ سبز: پیادگان مجاز به عبور از عرض راه میباشند. چراغ قرمز: عبور پیادگان از عرض راه ممنوع است، در واقع تأکید بر رعایت حق و تکلیف توأمان عابران دارد. (آیین نامه راهنمایی و رانندگی ،۱۳۸۴ : ۴۸) ۸-۲- مطالعه حوادث ترافیکی ۱-۸-۲– حوادث ترافیکی:تعریف حادثه ترافیکی :حادثه عبارت است از واقعه یا رویداد برنامه ریزی نشده که در اثر برخورد وسایل نقلیه با وسیله نقلیه و یا برخورد با عابرین پیاده و یا واژگونی وسایل نقلیه به وجود می آید . که می تواند منجر به ایجاد آسیب شده ویا پیشرفت یا روندطبیعی یک فعالیت را مختل سازد و همواره در نتیجه عمل یا اقدام غیر ایمن ویا دراثر شرایطی غیر ایمن ویا ترکیبی از این دو بوقوع می پیوندد . ۲-۸-۲-آمار حوادث ترافیکی : هر فردی که در یک تصادف صدمه یا خسارت می بیند، یا معلول و ناتوان شده و یا اینکه جان خود را از دست می دهد. به دلیل اینکه یک فرد مستقل از دیگران نیست و در شبکه ای در ارتباط با دیگران (شامل: خانواده ، دوستان وهرکسی که از این ضایعه تأثیر می پذیرد زندگی می کند، لذا تبعات این حادثه فقط و فقط به شخص حادثه دیده برنمی گردد، بلکه تمام کسانی که با زندگی وی در ارتباط هستند را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. به طور کلی میلیونها نفردر سراسر جهان، به دلیل صدمات ناشی از حوادث رانندگی با مرگ، نقص عضو و یا ناتوانی اعضای خانواده خود روبرو هستند. با توجه به عدم امکان ارزش گذاری واقعی برای جان انسانها و درد و رنج حاصل از دست دادن یک خویشاوند،برآورد دقیق هزینه های یک تصادف، امری غیرممکن به نظر می رسد.هزینه های اقتصادی تصادفات و خسارات ناشی از آن، در کشورهای کم درآمد ۱ درصد از تولید ناخالص ملی و در کشورهای ثروتمند و پردرآمد ۱ درصد و در کشورهای با درآمد متوسط۲درصد می باشد . (مهریاری ، قربانی ، ۱۳۸۵: ۱۲) سالانه ۱میلیون و۲۴۰هزار نفر در جهان به دلیل صد مات ناشی از تصادفات ترافیکی جان خود را از دست می دهند که از این تعداد ۲۷۰هزار نفر آنها عابر پیاده هستند . همچنین مر کز اطلاعات سازمان ملل متحد در گزارش جهانی وضعیت ایمنی جاده ای ۲۰۱۳ حمایت از دهه اقدام آورده است : ۵۹ درصد از کسانی که در تصادفات رانندگی کشته میشوند بین ۱۵تا ۴۴سال سن دارند که ۷۷درصد آنان مرد هستند . به استناد آمار سازمان جهانی بهداشت۱ در منطقه افریقا خطر مرگ به دلیل جراحت تصادف ترافیکی ۱/۲۴ در هر ۱۰۰هزار نفر ، در منطقه شرق مدیترانه ۳/۲۱ در هر ۱۰۰هزار نفر ودر منطقه اروپا ۳/۱۰ در هر ۱۰۰هزار نفر است . همچنین مر کز اطلاعات سازمان ملل متحد در گزارش جهانی وضعیت ایمنی جاده ای ۲۰۱۳ حمایت از دهه اقدام آورده است : ۵۹ درصد از کسانی که در تصادفات رانندگی کشته میشوند بین ۱۵تا ۴۴سال سن دارند که ۷۷درصد آنان مرد هستند . به استناد آمار سازمان جهانی بهداشت در منطقه افریقا خطر مرگ به دلیل جراحت تصادف ترافیکی ۱/۲۴ در هر ۱۰۰هزار نفر ، در منطقه شرق مدیترانه ۳/۲۱ در هر ۱۰۰هزار نفر ودر منطقه اروپا ۳/۱۰ در هر ۱۰۰هزار نفر است . سالانه ۲۷۰ هزار نفر عابر پیاده یعنی ۲۲درصد از مجموع تصادفات در جهان جان خود را از دست می دهند و خواستار اقدام جدی تری بر کاهش این آمار شده است . در کشور های پیشرفته عابرین پیاده مسن در معرض خطر هستند در حالیکه در کشور های افریقایی است که به ۳۸ درصد می رسد . و پایین ترین مرگ و میر عابرین پیاده مر بوط به کشور های جنوب شرق آسیا با رقم ۱۲ درصد است . ۳-۸-۲-آسیبهای ناشی از حوادث ترافیکی: ۱-۳-۸-۲-پیامدهای بروز حوادث: الف– پیامد اقتصادی :از پرداخت هزینه درمان و خسارت وسیله نقلیه تا بیکاری به دلیل بستری و معلولیت همگی از پیامد های اقتصادی حوادث بشمار میروند ب – پیامد روانی: ایجاد استرس کوتاه مدت تا دائمی و اختلال در بهداشت روانی خانواده به دلیل تبعات جسمی و اقتصادی ج-پیامد جسمانی :از آسیبهای سطحی تا معلولیت و مرگ د- پیامد اجتماعی: از دست دادن سرپرست خانوار،افزایش زنان و کودکان بی سرپرست،افزایش جرم و جنایت ——————————————————————————————- ( آمار سازمان جهانی بهداشت۲۰۱۳:bijanzadmehr.blogfa.com/post/80 )1 ۲-۳-۸-۲- هزینه های اقتصادی، اجتماعی و سلامت عمومی جامعه محاسبه هزینه های تصادفات جاده ای و صدمات ناشی از آن می تواند به کشورها در درک این واقعیت که سرمایه گذاری برای پیشگیری از تصادفات بهتر از هزینه کردن بعد از تصادف است کمک نماید.جهت ارزیابی صحیح باید کلیه هزینه های مستقیم و غیرمستقیم مورد بررسی قرار گیرند. هزینه های مستقیم که بایدمورد ملاحظه قرار گیرند، شامل اقدامات تأمین سلامت و توانبخشی است و هزینه های غیرمستقیم باید ارزش خدمات،هزینه های خانواده و درآمد از دست رفته بازماندگان، افراد خانواده و مراقبت و پرستاری از شخص مصدوم را شامل شود .بسیاری از کشورهای ثروتمند، هزینه های تصادفات جاده ای را به طور سالیانه محاسبه و اعلام می کنند که این هزینه ها شامل درآمد از دست رفته، هزینه های بازیابی سلامتی، خسارات وارد شده به دارایی ها و اموال، هزینه امور اداری ،هزینه های مربوط به پلیس، دادگاه ها و شرکتهای بیمه و همچنین تأخیراتی که در سفرها اتفاق می افتد، می باشد.هزینه های بازیابی سلامتی و توانبخشی، در مواردی که جراحات وارده بسیار شدید باشد، بسیار گران و پرهزینه هستند. (مهریاری ،قربانی ، ۱۳۸۵ : ۴۴ ) تصویر شماره ۳ تصویر شماره ۴ ۳-۳-۸-۲- سن وجنس مصدومین حوادث ترافیکی: در مقایسه احتمال آسیب مردان و زنان، در همه کشورها احتمال آسیب مردان یک گروه سنی خاص طی سوانح رانندگی بیش از زنان همان گروه سنی می باشد.دلیل این امر شاید این باشد که مردان در مقایسه با زنان بیشتر از وسیله نقلیه استفاده می کنند و بیشتر با آن رانندگی می کنند.همچنین احتمال استفاده کردن داروها ،الکل و تحت تاثیر قرار گرفتن آن و رانندگی با سرعت زیاد و انجام دیگر رفتارهای بی پروای رانندگی در مردان بیش از زنان می باشد. بررسی ها نشان می دهد که بیشتر قربانیان حوادث رانندگی عابرین پیاده از سنین نوجوانی وجوانی بین سن های ۷سال تا ۴۵سال هستند . (مهریاری ،قربانی ، ۱۳۸۵ : ۱۲) در تصادفات شهرستان دماوند برابر آمار بدست آمده از کروکی ها ی ترسیمی بیشترین آمار قربانیان عابرین پیاده مرد ها بوده اند . و سنین جوانی و کهنسالی بیشترین فروانی را داشته است تصویر شماره۵ ۴-۳-۸-۲- عوارض بهداشتی و درمانی ناشی از حوادث ترافیکی – مجروجین ناشی از حوادث ترافیکی بیشترین استفاده کنندگان واحدهای مراقبتهای شدید واتاقهای عمل می باشند. بخش اعظم افزایش حجم کاری دربخشهای رادیولوژی وفیزیوتراپی و خدمات نوتوانی به علت آسیبهای حوادث ترافیکی می باشد .عوارض روانی اجتماعی به دنبال تصادفات ترافیکی جاده ای حتی برای آسیبهای جزئی وجود دارد..درد، ترس و خستگی تقریبا به مقدار زیاد شیوع دارد.از افرادی که به کار مشغول شدند نمی توانند کارهای معمولی را انجام دهند، خانواده هایی که اعضایش در حوادث ترافیکی کشته شده اند و خانواده هایی که در اثر حوادث ناتوان شده اند یک کاهش دائمی در کیفیت زندگی شان بوجود آمده است . عوارض اجتماعی وروانی اجتماعی ناشی از تروماهای حوادث ترافیکی همیشه با شدت حوادث فیزیکی تناسب ندارد.حتی جراحتهای مختصر می توانند باعث عوارض روانی اجتماعی شدید شوند. (۲۰ ) نتایج یک بررسی نشان داد که در اولین سال بعد از حادثه، نزدیک به یک پنجم کسانی که آسیب دیده بودند دچار یک درصد واکنش استرس زای شدید شدند و یک چهارم آنها نیز دچار مشکلات روانی گردیدند.ضمن آنکه حدود ۱۰ آنها دچار مشکلات روانی طولانی مدت از قبیل اختلال خلق ( ۱۰ % ) اضطراب مسافرت ( ۲۰ % ) واختلال استرسی بعد از تروما ( ۱۱ % )شدند. دربسیاری از کشورهای با درآمد کم ومتوسط و گاهی اوقات در بعضی کشورهای صنعتی هزینه های مراقبتهای طولانی،ازدست دادن نان آورخانه بعلت حوادث ترافیکی میتواند خانواده را به فقر وبدبختی بکشاند.دراین خانواده ها ،فقر و بدبختی به میزان زیاد باعث مشکلات روانی در بچه ها می شود . ( صادقیان ، خسروی ،۱۳۸۷، ۲۲۶ ) ۵-۳-۸-۲- آسیبهای شایع
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ت-۴۹: فیلتر Median
-
- مشخصههای مربوط به محورهای نمودار را میتوانید تغییر دهید. به عنوان مثال در شکل ۴-۳۹ در کادر مربوط به نام محور عمودی میتوانید نام دلخواه خود را وارد کنید.
-
- در این صفحه کاربر می تواند با کلیک روی آیکون وسط شکل ت-۵۰ (آیکون داخل کادر قرمز رنگ) و انتخاب یکی از حالات، در نمودار بزرگنمایی (Zoom) ایجاد کنید.
شکل ت-۵۰: انتخاب حالات مختلف برای بزرگنمایی
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
-
-
-
- اگر آیکون را انتخاب کرده باشد می تواند قسمتی از نمودار را انتخاب کند تا بزرگنمایی روی آن اعمال شود.
-
- اگر آیکون را انتخاب کرده باشد پس از انتخاب قسمتی از نمودار در محور افقی بزرگنمایی ایجاد می کند.
-
- اگر آیکون را انتخاب کرده باشد پس از انتخاب قسمتی از نمودار در محور عمودی بزرگنمایی ایجاد می کند.
-
- اگر آیکون را انتخاب کرده باشد نمودار را به حالت اولیه برمیگرداند.
-
- اگر آیکون را انتخاب کرده باشد با چپ کلیک کردن و نگه داشتن در هر نقطه از نمودار، در همان نقطه بزرگنمایی (Zoom in) ایجاد می شود تا وقتی که کلیک چپ موس را رها کند.
-
- اگر آیکون را انتخاب کرده باشد با چپ کلیک کردن و نگه داشتن در هر نقطه از نمودار، در همان نقطه عکسِ حالت قبل (Zoom Out) را ایجاد می کند تا وقتی که کلیک چپ موس را رها کند.
-
- کاربر می تواند با کلیک کردن روی آیکون داخل کادر قرمز رنگ، نمودار کشیده شده را جابهجا کند (شکل ت-۵۱).
شکل ت-۵۱: آیکون جا به جایی گرافها
-
- کاربر، پس از انجام تغییرات روی نمودار می تواند با کلیک روی دکمه Refresh Graph، گرافها را مجدداً روی نمودار مربوطه رسم کند و تغییرات را به حالت اولیه بازگرداند (شکل ت-۵۲).
شکل ت-۵۲: دکمه Refresh Graph
-
- با تغییر در انتخاب کانالها، نمودار بطور خودکار مجدداً رسم می شود. به عنوان مثال با تغییر در دکمه اول از کانال ۲ به کانال ۳، نمودار مجدداً رسم می شود.
-
- اگر کادر مربوط به آدرس قسمت بارگذاری خالی باشد و کاربر دکمه Load برنامه را بزند، پنجره شکل ت-۵۳ ظاهر می شود و میگوید مسیر وارد شده اشتباه است و باید مسیر را چک کند سپس مجدداً روی دکمه Load کلیک کند. برای اعمال تغییرات در برنامه باید ابتدا دکمه OK روی پنجره شکل ت-۵۳ را بزند.
شکل ت-۵۳: خطای مربوط به آدرس اشتباه برای قسمت بارگذاری
-
- نمونه ای از داده های بارگذاری شده را میتوانید در پیوست “پ” مشاهده کنید.
ABSTRACT
The accurate and precise measurement of temperature in industrial and research systems is of prime importance. These systems are usually limited in their channel numbers (e.g. 8 channels) and measurement area size. The aim of this project is to design and implement a 64 channels remote temperature measurement system with precision of 0.25 degree centigrade, distributed in a length of 900 meters (Variable according to the cable specifications). The sampling time of the mentioned system is defined by the operator with minimum of 1 second for all the channels. The hardware of the proposed system is composed of a microcontroller with ARM7 architecture as a gateway between RS485 data bus and Ethernet, plus combination of AVR microcontrollers and MAX6675 to measure and transmit the user selected temperatures. The graphic user interface of the proposed system is written by labVIEW and is capable of adjusting the sampling time, selecting the channels; attributing a name to each channel, displaying of up to 10 channels, applying digital filters and recording data. Though the proposed system is designed for thermocouples of type K, and in the range of zero to 1024 degrees centigrade, but with some slight modifications could be generalized to a data logger.
Key words Temperature measurement, Remote measurement, labVIEW, Data logger, RS485, Ethernet, TCP/IP, Digital Filter, Median Filter, …
Shahab Danesh University Electrical Engineering Faculty M.Sc “Electronics” Design and Implementation of a Multi Channel Temperature data logger Capable of Storing, processing And display through Ethernet By Hamed Sargoli Supervisor Amir Hossein Rezaei (PHD) September 2014
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هگل معتقد است تابش مطلق یا مثال از پس حجاب جهان محسوسات زیبایی نام دارد(حسین زاده ،۱۳۸۳،ص۴۶). هیوم می گوید زیبایی آن است که دلپذیر و مطبوع باشد از این رو تنها بوسیله ذوق تعیین می گردد(همان منبع) کروچه(۱۳۶۷) مطرح می گوید زیبایی چیزی است که از راه شهود و مکاشفه دریافت می شود و نه از طریق تفکر و استدلال و بیان، غنائی است نه علمی و فلسفی تعاریف بالا حاکی از اختلاف نظر صاحبنظران در مورد مفهوم زیبایی است در برخی تعاریف مانند تعریف افلاطون ویژگی یک چیز زیبا مورد اشاره قرار گرفته، در برخی خوش آیند بودن یک چیز برای عموم، در برخی دیگر دلپذیر بودن و موجب انبساط روانی شدن و برخی نیز تناسب به عنوان ویژگی های یک چیز زیبا مطرح شده است. احمدی(۱۳۸۴،ص۵۴) می گوید« مفهوم زیبایی آرمانی در فلسفه هنر امروز مطرح نمی شود و کسی از میان فیلسوفان دوران ما پرسش زیبایی چیست؟ را مطرح نمی کند این سوالی است که دیگر فقط به تاریخ زیبایی شناسی مربوط می شود امروز نمی توان تعریفی نهایی و قطعی از زیبایی ارائه کرد… برای مثال از مفاهیم تناسب، تقارن، توازن، و ایجاز به عنوان معیار زیبایی یاد شده است اما سقراطِ افلاطون آنها را خود زیبایی نمی داند آنها باعث می شوند چیزها زیبا بنمایند از آنجا که علت چیزی نمی تواند خود آن چیز باشد پس آنها هم نمی توانند خود زیبایی باشند.
 شاید این موضوع که زیبایی مفهومی است درک کردنی و احساس شدنی و نه امر بیانی که در برخی تعاریف زیباشناسی و زیبایی بدان اشاره شد موجب این تعاریف و برداشت های مختلف می باشد اما نکته مهمتر این است که برداشت های مختلف خود موجب مطرح شدن انواع زیبایی ها گردیده و طبقه بندی های گوناگونی از آن ارائه شده است که در ادامه توأم با بحث نظر فیلسوفان مکاتب مختلف تربیتی به آنها اشاره خواهیم نمود. هنر لفظ هنر با ریشه سانسکریت از دو کلمه سو به معنای نیک و هر چیز خوب و نیک که فضایل و کمالاتی برآن مترتب است و نر یا نره به معنای زن و مرد تشکیل شده است. این واژه وارد زبان فارسی شده و در اوستا به شکل هونر در آمده که از صفات اهورامزدا به معنای خوب و نیک است در فارسی میانه یا پهلوی و پس از آن در دوره اسلامی به صورت هنر و به معنای انسان کامل و فرزان و هم به معنای فضیلت آمده است و در لغت نامه دهخدا به معنای علم، معرفت، دانش،فضل، فضیلت، کمال، کیاست، فراست و زیرکی است.(راهنمای درس هنر،۱۳۹۱،ص۸). در دایره المعارف هنر به فعالیت هایی چون نقاشی، طراحی، گرافیک، پیکره سازی، معماری، موسیقی، شعر، تئاتر، سینما و… گفته می شود(همان منبع). تولستوی(به نقل از هربرت رید،۱۳۸۶،ص۲۱۷) بیان می دارد هنر فعالیتی است انسانی شامل این که یک فرد به طور آگاهانه و بوسیله نشانه های خارجی احساساتی را که در زندگی داشته است به دیگران منتقل کند چنان که دیگران نیز از آن احساسات متأثر شوند و آنها را تجربه کنند. هربرت رید در نقد تعریف تولستوی می گوید درست است که هنر بیان احساس است اما اینکه مخاطب نیز همان احساس را تجربه کند امری است نامعلوم. زیرا احساس و تجربه مخاطب ممکن است غیر از تجربه و احساس صاحب اثر باشد و عمل هنر انتقال احساس نیست تا دیگران هم همان احساس را تجربه کنند لذا بهتر است بگوییم هنر عبارت است از بیان؛ نه بیش و نه کم؛ در این بیان، احساس ارائه می شود و تأثیری در مخاطب می گذارد که در روانشناسی به آن عاطفه گفته می شود و این عاطفه چیزی غیر از احساسی است که هنرمند در حین آفرینش اثر هنری داشته است زیرا ممکن است حالت بیننده را تحسین آمیز و متحیر کند یا خشک تر و این به فرد مخاطب بستگی دارد(همان منبع،۲۱۹). بنابراین هنر نوعی زبان است که بوسیله آن می توان احساس و مقصود خود را بیان نمود و هنرمند می کوشد بیان خود را با لذت توأم نماید به همین جهت هربرت رید(۱۳۸۶،ص۲۲) می گوید ساده ترین و معمولی ترین تعریف هنر عبارت است از «کوششی برای آفرینش صور لذتبخش» این صُوَر حس زیبایی ما را ارضا می کنند و حس زیبایی وقتی راضی می شود که ما نوعی وحدت یا هماهنگی حاصل از روابط صوری در مدرکات حسی خود، دریافت کرده باشیم. البته هنر نیز مانند زیبایی تعریف دقیق و جامع و مانع ندارد ویتگنشتاین می گوید سؤالات سنتی مانند هنر چیست پرسشهای نادرستی بودند و هنر نمی تواند تعریف کاملی داشته باشد و هنر مفهومی است باز و گشوده یعنی نمی توان آن را یک بار برای همیشه تعریف نمود زیرا همواره شکل های تازه ای از هنر پدید می آیند که تلاش های گذشته در مورد تعریف هنر را بی اثر می کنند. به عقیده گادامر نیز هنر زبان دوم بوده و دارای الگوی هرمنوتیکی است و نکته نهایی در آن وجود ندارد از این رو فقدان تعریف دقیق و اندیشیده یا ناروشنی یا ابهام معنایی برای هنر چیزی است اساسی و بنیادین(احمدی،۱۳۸۴). رابطه زیبایی شناسی با هنر هربرت رید(۱۳۸۶) می گوید یکی دانستن هنر و زیبایی، اساس همه مشکلات ما در درک هنر است. هر هنری زیبا نیست و هر زیبایی هنر نیست و این جمله هر قدر تکرار شود زیادی نیست. وی مطرح می کند هنر عبارت است از بیان، این بیان فرایند نهایی بوده و متکی بر دو فرایند قبلی یعنی ادراک حسی و آرایش صوری است که این دو فرایند جزء زیبایی شناسی می باشند و بعد از آن که احساس به آنها اضافه گردید هنر مطرح می شود و احساس را همراه با آنها نقل می کند. علاوه بر این همان طور که ذکر شد زیبایی شناسی به مطالعه زیبایی ها و کاوش زیر و بم های آن می پردازد که زیبایی ها ممکن است طبیعی بوده یا مصنوع بشر باشند،زیبایی های طبیعی همانند زیبایی های آسمان، ستارگان، چشمه ها و.. در طبیعت یافت می شوند و زیبایی های نوع دوم همان زیبایی های هنری می باشند که انسان آنها را بوجود می آورد. اما هنر نوعی توانایی مخصوص انسان می باشد که برخی در توصیف انسان، وی را حیوانی هنرمند می خوانند(رضای الهی،۱۳۵۴،ص۴۱). به عبارت دیگر هنر استعدادی است مخصوص برخی از افراد بشر که آنها می توانند افکار خود را که از خود یا عالم خارج سرچشمه گرفته است با کمال آزادی با احساسات خویش منطبق کنند و آن را برای دیگران به طور مستقل و خلاق مجسم سازند(همان منبع). هگل(به نقل از احمدی،۱۳۸۴) بیان می کند« زیبایی هنری برتر از زیبایی طبیعی است چرا که زاده روح سوبژکتیو یا به زبان ساده تر نتیجه کارکرد ذهن آدمی است زیبایی هنری از آن جا که محصول کارکرد نیروی آفریننده ذهن انسان است برتر از زیبایی طبیعی است که در آفرینش آن انسان نقشی نداشته است.» به نظر کانت نیز زیبایی چیزی است هم طبیعی و هم انسانی اما هنر پدیده ای یکسر انسانی است(احمدی،۱۳۸۴). حال با این توصیف می توان گفت که زیبایی شناسی به مراتب گسترده تر از حوزه هنر می باشد و علاوه بر زیبایی های هنری(آثار انسان) زیبایی های طبیعی را نیز مطمح نظر خویش قرار می دهد. موضوع دیگر جایگاه زیبایی شناسی -که بخشی از آن به زیبایی های هنری می پردازد- در هنر به عنوان یک علم و دیسیپلین می باشد که آیا هنر فقط با زیبایی شناسی و زیبایی سر کار دارد و اگر کسی بخواهد به آموختن هنر بپردازد تنها آموختن زیبایی شناسی کافی است؟ در این راستا آیزنر(به نقل از مهرمحمدی،۱۳۸۳) بیان می کند آموزش هنر شامل بخش های تاریخ هنر،تولید هنر، نقد هنری و زیبایی شناسی می باشد لذا هنر صرفاً به زیبایی شناسی محدود نبوده و زیبایی شناسی یکی از مؤلفه های پنج گانه آن محسوب می گردد. به طور خلاصه می توان گفت نه زیبایی شناسی فقط به هنر می پردازد و نه هنر منحصر به زیبایی شناسی است و این دو مقوله مرتبط به هم و در عین حال قابل تفکیک از هم می باشند زیبایی شناسی زیبایی های هنری را بررسی می کند و بخشی از هنر و فعالیت هنری نیز مربوط به زیبایی شناسی می باشد. دیدگاه های مختلف راجع به هنر و زیبایی از مباحث و پرسش هایی که فیلسوفان بدان می پردازند بررسی ماهیت مفاهیم و اشیا است برای مثال در مباحث هستی شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی به ترتیب ماهیت جهان، معرفت و ارزش به لحاظ ذهنی و عینی بودن مورد کاوش قرار می گیرد. راجع به هنر و زیبایی نیز فیلسوفان حائز دیدگاه های متفاوتی بوده اند که این دیدگاه ها به پنج دسته زیر تقسیم می شوند (موسوی گیلانی،۱۳۸۶): ۱-نظریه بازنمایی[۱۷] دیدگاه بازنمایی یا نسخه برداری نظریه معروفی است که در نزد پاره ای از فیلسوفان کهن مانند افلاطون و ارسطو(علیرغم اختلاف نظر در میزان تقلید)با عناوین محاکات و تقلید شناخته می شود. این نظریه معتقد است زیبایی یکی از صفات عینی موجودات است و ذهن انسان به کمک قواعد و اصول معینی آن را درک می کند در واقع هنرمند می کوشد تا در اثر هنری خویش به ترسیم و تصویر این واقعیت عینی بپردازد مانند نقاشی طبیعت و حتی موسیقی را نیز نسخه برداری از صدا و آواز موجود در طبیعت می دانند. ۲- فرانمایی[۱۸] این نگرش، هنر را فرافکنی و بازتاب عواطف، احساسات و امیال درونی هنرمند می داند که این ابراز احساسات و شور درونی با رسانه ها و ابزار متفاوت رخ می نمایاند در واقع هنرمند با اثر هنری، عناصر ذهنی و شور وشوق درونی خویش را به منصه ظهور می رساند و در معرض دیگران قرار می دهد. از موافقان این نظریه می توان به تولستوی و کروچه اشاره نمود. مثلاً کروچه می گوید زیبایی همان شهود یا مکاشفه و داشتن تصویر درونی از یک پدیده حسی یا ذهنی است چیزی که خاصیت بهم پیوستگی و وحدت به شهود می بخشد همان عاطفه است و شهود از آن جهت شهود است که عاطفه ای را مجسم کند. ۳- شکل گرایی[۱۹] این نظریه معتقد است که هر کدام از اشکال هنری از قبیل شعر، نمایشنامه،موسیقی و غیره دارای قالب، چارچوب، ساختار و قواعد معینی است که هنرمند می کوشد آثار خود را مطابق آن چارچوب تولید نماید از میان فیلسوفان ارسطو و کانت به عناصر فرمی توجه داشتند مثلاً انسجام، پیچیدگی و شدت از ملاک های ارزیابی آثار هنری است یا مثلاً تنظیم کلمات، حس شاعرانه و دیگر عناصر ساختاری شعر از ملاک های سنجش و ارزیابی شعر می باشد. ۴- تعریف هنر به فرانمایی و بازنمایی این دیدگاه بیان می کند که هیچ هنری از منظر معرفت شناسی خالی از دو عنصر عینی و ذهنی نیست بلکه میزان بازنمایی یا فرانمایی آنها متفاوت است مثلاً عکاسی بیشتر عینی و موسیقی بیش تر ذهنی است اما هیچکدام خالی از دیگری نیست در عکاسی که بیش تر عینی می باشد باز عناصر ذهنی مانند سلیقه،آرمان، اندیشه و… دخیل می باشند و هنرمند دست به انتخاب می زند. ۵- تعریف چند ساحتی برای هنر طرفداران این نظریه اعتقاد دارند که هر کدام از دیدگاه های بالا دارای نقاط ضعفی هستند و همه آثار هنری را در بر نمی گیرند مثلاً درست است که انسجام، همبستگی، توازن و تقارن و دیگر عناصر فرمالیستی در همه هنرها مطرح است اما نمی توانیم کامیابی و موفقیت همه هنرها را وابسته به فرم و ساخت بدانیم از این رو بهتر است به یک تئوری جامع و چند ساحتی بپردازیم که در آن هم عناصر فرمالیستی همچون انسجام، هماهنگی، تناسب، توازن و دیگر عناصر وجود داشته باشند و هم به احساس، عواطف، شهود و تخیل افراد و همچنین واقعیت عالم خارج توجه نمایند. لیکن هریک از ملاک های هنری می توانند نسبت به یک اثر هنری و یا یک رسانه هنری از شدت و ضعف برخوردار باشند برای مثال موسیقی به تئوری فرانمایی یا فرم نزدیکتر است و در مجسمه سازی بازنمایی بیشتر از فرانمایی توجیه پذیر می باشد بدین جهت شاید نظریه پنجم که تعریف چندساحتی برای هنر می باشد به واقعیت نزدیک تر و نسبت به هریک از رسانه های هنری سازگارتر باشد. زیبایی شناسی از منظر برخی مکاتب فلسفی آنچه در تعاریف و دیدگاه های مختلف راجع به زیبایی و هنر اشاره گردید نشان می دهد که زیبایی شناسی فیلسوفان مختلف یکسان نیست براین اساس در اینجا جهت روشن شدن شباهت ها و تفاوت های زیبایی شناسی در دیدگاه های مختلف، به بررسی آراء مکاتب فلسفی ایدئالیسم، رئالیسم، پراگماتیسم و زیبایی شناسی اسلامی می پردازیم بدین گونه که آراء افلاطون و کانت را برای مکتب ایدئالیسم، دیدگاه ارسطو را برای مکتب رئالیسم،دیدگاه دیویی را برای پراگماتیسم و زیبایی شناسی اسلامی را بر مبنای دیدگاه برخی فیلسوفان و عالمان اسلامی بررسی می نماییم. دیدگاه افلاطون اندیشه افلاطون راجع به مسائل زیبایی شناسی با مسائل دیگر بویژه متافیزیک و اخلاق در هم تنیده بود نظریه های متافیزیکی و اخلاقی افلاطون بر نظریه های زیبایی شناسی او تأثیر گذاشت(کویچ،۱۳۹۰الف،ص۴۰) افلاطون معتقد است فقط سه چیز ارزش دارد عدالت، زیبایی و حقیقت و مرجع ارزش آنها را در خیر می داند(تاجدینی،۱۳۶۹). این عبارت نشان می دهد که زیبایی یک موضوع کلیدی در دیدگاه های افلاطون است و اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می شود که وی حتی عدالت را به گونه ای تعریف می کند که به زیبایی بر می گردد وی می گوید عدالت یعنی توازن و تناسب(فهیمی فر،۱۳۸۶) و توازن و تناسب به ترتیبی که اشاره خواهیم نمود ازنظر افلاطون به معنای زیبایی یا از ملاک های زیبایی است. تا زمان افلاطون سه معیار برای زیبایی مطرح شده بود الف) ملاک سوفسطائیان که تجربه زیباشناختی بود و مقدار سطح لذت موجود در تجربه مطرح بود ب)معیار فیثاغورثیان نظم عینی و هارمونی بود ج) معیار سقراط میزان سازگاری یک چیز زیبا با هدفی که برای آن در نظر گرفته می شد بود. اما افلاطون معیار چهارم را مطرح کرد و آن عبارت بود از «مُثُل کامل زیبایی» یعنی میزان سازگاری با مُثُل. این تلقی افلاطون با تلقی سوفسطائیان در تضاد بود با دیدگاه سقراط مطابقت نداشت اما با تلقی فیثاغورثیان همراه بود در واقع آن دو حتی مکمل هم بودند و حتی افلاطون در سالهای بعد تأکید زیادی بر تلقی فیثاغورثی داشت(کویچ،۱۳۹۰الف) معیار افلاطون برای زیبایی یعنی سازگاری با مُثُل از آنجا ناشی می شد که به عقیده وی روح انسان پیش از ورود به بدن در عالم حقایق و معقول بوده و درک زیبایی و کمال مطلق را داشته است و هنگام ورود برخورد با زیبایی های نسبی در دنیای محسوس خاطرۀ او فعال شده و یاد زیبایی می کند. پس زیبایی در نظر افلاطون در درجه اول متعلق به ایده های جاودان بوده که عالم از روی آنها ساخته شده است او جهان محسوس را از این منظر زیبا می داند که عالم آینه دار ایده های کلی است. به عبارت دیگرهمه زیبایی ها ازنظر افلاطون برحسب بهره مندی شان از زیبایی کلی یعنی زیبایی فی نفسه زیبا هستند و زیبایی کلی و مطلق آن زیبایی است که ازلاً، ابداً و قائم به ذات زیباست و این زیبایی اعلی مادی نیست و فوق محسوس است که از طریق عقل درک می شود. از این جهت زیبایی به نظر افلاطون دارای مراتبی است: زیبایی های معقول و زیبایی های محسوس(فهیمی فر، ۱۳۸۶). اما اینکه زیبایی های محسوس و نسبی باید دارای چه صفتی باشند تا میزان دارائی اش از زیبایی مطلق آشکار گردد در جایی افلاطون می گوید هماهنگی اجزا با کل در جایی دیگر اندازه و تناسب را مطرح می کند که اندازه و تناسب همه جا به فضیلت می رسد و در جای دیگری نیز می گوید آنچه مفید است زیباست بدین ترتیب تناسب، هماهنگی، و سودمندی جز ملاک های زیبایی محسوس از دیدگاه افلاطون هستند البته اینکه معنای دقیق تناسب و سودمندی چیست افلاطون پاسخ روشنی نداده است(فهیمی فر،۱۳۸۶؛ تاجدینی ،۱۳۶۹) هنر از دیدگاه افلاطون افلاطون هنر را از دو جهت مورد بررسی قرار می دهد(فهیمی فر،۱۳۸۶): الف) نسبت هنر با معرفت: ازنظر وی هنر نمی تواند انسان را به حقیقت برساند زیرا هنر کارش تقلید اشیاء مخلوق یا صور محسوس است که خود آنها تقلیدی از صور جاودان هستند و هنر به جای رجوع به صور مثالی به صور تقلید شده و محسوس رجوع می کند براین اساس آثار هنری تقلید تقلیدات مثالی اند پس هنر دو مرحله از ساحت حقیقت به دور است.نکته دیگر همان طور که گفته شد زیبایی ها سایه ای از زیبایی مطلق هستند در نتیجه درجاتی از حقیقت را باخود دارند پس زیبایی با هنر برابر نیست و هنر در درجه پایین تری نسبت به زیبایی از منظر دارائی اش از حقیقت قرار دارد. ب) نسبت هنر با اخلاق: دز این باره افلاطون هنر را به ۲ دسته تقسیم می کند:۱- هنر مفید هنری است که در بردارنده نوعی حقیقت است نه لذت صرف ۲- هنر غیرمفید هنری که به دنبال لذت صرف است. افلاطون این موضوع که هنر موجد لذت است را می پذیرد اما بر لذت سودمند تأکید دارد و با قضاوت درباره هنر صرفاً با معیار لذت مخالف است و وی وظیفه تربیتی هنرها را ایجاد لذت مفید می داند و با تایید لذت بخشی و تفریحی هنر بر نقش تربیتی و اخلاقی آن اصرار می ورزد و هنرها در حیات فرهنگی و آموزشی شهروندان حائز اهمیت هستند وی می گوید موسیقی،شعر و حرکات موزون در بهترین حالت یعنی مفید بودن برای تعلیم و تربیت بسیار لازم اند و انسانها را با فضیلت می سازند وی می گوید زیبایی راستین برای انسان خیر بدنبال دارد و اگر کسی زیبایی راستین را با دیده جان بنگرد برای زادن و پروردن قابلیت ها و خصائص توانا می شود. در مورد ملاک پذیرش یا طرد هنر عقل را مطرح می کند(فهیمی فر،۱۳۸۶) به صورت کلی در یک نگاه آراء افلاطون در خصوص هنر قدری متناقض به نظر می رسد از سویی وی کار شعرا و هنرمندان را از منظر فلسفه بیهوده تلقی می کند و از سویی دیگر از هنرهای مفید و آثار تربیتی شعر و موسیقی سخن می گوید اما آنچه که می توان گفت این است که افلاطون کاملاً مخالف با هنر نیست و از آثار تربیتی هنرهای مفید سخن می گوید و نسبت به سوء استفاده های احتمالی هنر هشدار می دهد و اتفاقاً مقدمه نقد زیباشناختی و هنری را فراهم می کند و نکته آخر اینکه در ادراک حقیقت روش فلسفی را نسبت به روش هنری بهترین شیوه می داند. زیبایی شناسی ارسطو دیدگاه های فلسفی ارسطو به عنوان پایه گذار مکتب رئالیسم در بیش تر ابعاد نقطه مقابل آراء فلسفی افلاطون به عنوان فیلسوف ایدئالیسم می باشد. براین اساس انتظار می رود زیبایی شناسی ارسطو نیز با جنبه های زیبایی شناسی فلسفه افلاطون در تقابل باشد. برخلاف افلاطون، ارسطو گوهر زیبایی را این جهانی می دانست و بین زیبایی و هنر فاصله نمی انداخت و هنر بیشتر از زیبایی نظر وی را جلب می نمود(فهیمی فر،۱۳۸۶،ص۱۸۶). از این رو ارسطو درباره هنر نسبت به زیبایی بیشتر سخن گفته است. وی براساس فلسفه خود، هنر را بر مبنای این جهانی تحلیل نموده و آن را ذیل علوم تولیدی[۲۰] قرار داده که در پی ساختن زیبایی است براین اساس هنر صورتی از شناسایی(علم) است که متوجه تولیدات بوده و شامل کاربرد قواعد و عمل است. به نظر وی ظهور هنر ناشی از دو علت طبیعی است یکی غریزه تقلید و دیگری علاقه طبیعی انسان به وزن و امر موزون است علاقه به امر موزون گرایشی طبیعی در انسان است و تقلید نوعی ویژگی در وجود انسان است که خود نوعی جستجوی دانش است. لذا هنر از یک سو به خاطر اینکه علاقه به آن در ذات انسان وجود دارد باعث تطهیر احساسات می شود و احساسات را بر می انگیزاند. ارسطو در این زمینه از اصطلاح «کاتارسیس» استفاده می کند کاتارسیس سه معنا دارد(احمدی،۱۳۸۴):الف)purgation به معنای پالایش ، تصفیه ب) purification به معنای پالایش، تطهیر و تزکیه ج) clarification به معنای پالایش و شرح دادن ؛ دو معنی قبلی به تأثیرپذیری مخاطب و معنی سوم به ساختار اثر مربوط می شود لذا مقصود ارسطو از کاتارسیس دگرگونی روحی انسان در نتیجه تأثیر پذیری او از هنر است. به عقیده ارسطو هنر و نمایش با فراهم کردن امکان ظهور عواملی که باعث شگفتی و آشوب می شوند روح آدم را آرام می کنند و جان آدمی را از دشواری ها آزاد می نمایند و می پالایند. در اثر هنری آن شگردها و تمهیدات خردمندانه ای که امکان ظهور ناآرامی های روانی و درونی را میسر می سازند آرامش جان مخاطب را فراهم می کنند(همان منبع) .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|