مقالات علمی و آموزشی،پژوهش ها و تحقیقات دانش بنیان

.۸۱

۱۷

شاخص

تعداد آیتم­ها

آلفای کرونباخ

N

۱۲

۷۳۴/۰

E

۱۲

۷۳۵/۰

O

۱۲

۷۳۵/۰

A

۱۲

۷۷۰/۰

C

۱۲

۷۳۰/۰

کل آزمون

۶۰

۷۲۸/۰

روایی و پایایی پرسشنامه در پژوهش براتی بختیاری به میزان ۷۹% و همچنین در پژوهش ملک­شاهی و همکاران ۷۳% اثبات شده است. لذا این مقیاس از نظر آماری قابل توجیح ‌می‌باشد.

در این پژوهش، برای تعیین روایی محتوایی پرسشنامه ­ها از قضاوت خبرگان استفاده شد و همچنین برای تعیین روایی صوری دو پرسشنامه به طور آزمایشی بین ۲۵ نفر اجرا شد و اصلاحات اعمال شد.

۳-۲ آزمون شخصیت NEO PI-R

آزمون شخصیتی نئو ( فرم تجدید­نظر­شده) یکی از آزمون­های جامعی است که پنج جنبه یا محدوده اصلی شخصیت ویژگی­های مرتبط با این جنبه­ ها را می­سنجد. این پنج جنبه یا محدوده اصلی که در شاخص­ های آزمون مورد بررسی قرار می­ گیرند امکان بررسی جامعی از شخصیت افراد بالغ را فراهم می­سازد.

دو فرم آزمون NEO PI-R توسط مولفین اولیه آن تهیه شده و در زبان انگلیسی در دسترس ‌می‌باشد. فرم S آزمون که برای ارزیابی شخصیت توسط گزارش خود فرد تهیه شده و فرم R آزمون که در آن ارزیابی شخصیت فرد توسط فرد دیگر صورت ‌می‌گیرد. هر دو فرم دارای ۶۰ عبارت می­باشند که پاسخ به آن ها برروی یک مقیاس ۵ نقطه­ای صورت ‌می‌گیرد هر دو این فرم به طور جداگانه برای زن و مرد و برای تمامی سنین بعد از بلوغ کارایی دارد. فرم R آزمون بخصوص در مواردی که نیاز به مقایسه نتایج آزمون فرم S فرد و کامل تر کردن نتایج آن ضروری است کاربردهای مؤثری دارد.

در واقع آزمون NEO PI-R فرم تکمیل شده آزمون شخصیتی NEO ‌می‌باشد. آزمون NEO در سال ۱۹۸۵ توسط کاستا و مک­کری ارائه شد. در این آزمون اولیه، سه مقیاس اصلی که به نحو وسیعی ‌در مورد آن ها تحقیق شده بود یعنی عصبیت یا (نروتیزم با علامت مخفف N) ، برونگرایی (با علامت مخفف E) و باز بودن (با علامت مخفف O) مورد نظر قرار گرفته بودند. در این آزمون فقط به طور مختصر و در مقیاس­های کلی شاخص­ های توافق (با علامت مخفف A) و وجدانی­بودن (با علامت مخفف C) مورد ارزیابی قرار می­گرفتند. در سال ۱۹۸۰ چندین پیشنهاد مؤثر توسط استفاده کنندگان از آزمون برای بسط و توسعه آزمون ارائه گردید.

آزمون NEO PI-R بعدها به همین دلایل تکمیل شد و شاخص­ های توافق (A) و وجدانی بودن © نیز با مقیاس­های مرتبط با آن ها در آزمون اولیه گنجانده شد. در آزمونNEO PI-R 10 عبارت مرتبط با شاخص­ های N ، E و O نیز تغییر کلی نمودند تا نشان دهنده دقیق­تر مقیاس­های مرتبط با این شاخص ­ها باشند .

مولفین اولیه آزمون بر این اعتقادند که ابزارهای اندازه ­گیری این گونه بایستی بر اساس تحقیقات جاری تحول یابند ، اما تأکید ‌می‌کنند که در هر حال بایستی ابزار یک ابزار ثابت استاندارد برای ضبط و توسعه یک آرشیو طولانی مدت هم وجود داشته باشد. ‌در مورد آزمون NEO PI-R که اکنون دارای شاخص­ های A ، C ‌می‌باشد تاکنون به اندازه کافی مورد پژوهش و ارزیابی بالینی قرار گرفته و می ­تواند در طی سال‌های آینده به عنوان یک ابزار مفید با اطمینان به کار گرفته شود.

ترجمه انطباق فارسی این آزمون در سال ۱۳۷۶ آغاز شد و پس از بررسی مقدماتی و اجرای آن بر روی گروه محدودی از بیماران مراجعه کننده به کلینیک روانشناسی و افراد بدون ناراحتی و مشکل (در حیطه اعصاب و روان) فرم نهایی تهیه شد و بروی یک نمونه یا انتخاب تصادفی در شهر شیراز هنجار یابی گردید و نتایج این هنجاریابی در سال ۱۳۷۸ منتشر شد (حق شناس ۱۳۷۸).

آزمون NEO PI-R در برگیرنده یک الگوی فرضی است که از نتیجه تقطیر دهه­های متمادی تحقیقات با روش تحلیل عوامل (Factor analysis) بروی ساختار شخصیت به دست آمده است. شاخص­ های این آزمون خود از گسترش و پالایش ترکیبی از منطق و روش­های تحلیل عامل به دست آمده و این شاخص ­ها به مدت تقریبی ۱۵ سال مورد پژوهش وسیع هم بروی نمونه ­های بالینی (مراجعین به کلینیک­های اعصاب و روان) و هم نمونه ­هایی از افراد بالغ بهنجار قرار ‌گرفته‌اند .

آزمون NEO PI-R وسیله­ای برای ارزیابی ویژگی­های شخصیتی بهنجار ‌می‌باشد که توانسته است کاربردهای خوب و مناسبی را در موقعیت­های کلینیکی یا بالینی و تحقیقی از خود نشان دهد. این راهنما اطلاعاتی را در زمینه نحوه اجراء و سیستم نمره­گزاری ، تفسیر شاخص­ های آزمون و توصیه ­هایی برای مواد کاربردی آزمون ارائه می­ نماید.

مواد آزمون NEO PI-R شامل راهنمای حرفه­ای فرم­های پاسخ­نامه S و یا R ، پاسخ­نامه ، فرم­های پروفایلها و فرم خلاصه نتیجه ‌می‌باشد که آخری خلاصه­ای ‌در مورد اطلاعاتی از آزمودنی در ۵ مقیاس اصلی است. علاوه بر مواد چاپی مورد اشاره در آزمون فوق، NEO PI-R به صورت کامپیوتری نیز می ­تواند اجرا، نمره­گزاری و تفسیر گردد.

دو نوع پرسش­نامه برای آزمون NEO PI-R وجود دارد. پرسش­نامه فرم­های S و R پرسش­نامه فرم S برای خود­سنجی تنظیم شده و پرسش­نامه فرم R برای سنجش فرد توسط دیگری طراحی شده است. برای تکمیل هر دو فرم آزمودنی بایستی حداقل معادل ۹ کلاس تحصیلات رسمی سواد داشته باشد.

هر فرم دارای ۶۰ جمله است و در صفحه اول دستورالعمل اجراء و نحوه ثبت پاسخ­ها در در پاسخ­نامه توضیح داده شده است. در فرم R که در واقع آزمون موازی فرم S ‌می‌باشد جملات با ضمایر سوم شخص نوشته ‌شده‌اند تا پاسخ دهنده فرد معین و مشخصی را ارزیابی نماید در فرم به زبان انگلیسی آزمون دو نوع از فرم R یکی برای مردان و یکی برای زنان برای متناسب با ضمایر مفرد سوم شخص مذکر (He) و مونث(She) تنظیم شده است که خوش­بختانه در زبان فارسی نیاز به داشتن دو فرم براین مبنی وجود ندارد.

پاسخ­نامه آزمون دارای قسمتی است که آزمودنی مشخصـات خود را در آنجا ثبـت می­ کند. همچنین در قسمت پایین پاسخ­نامه ۳ سوال مربوط به اعتبار آزمون قرار دارند که آزمودنی پس از خاتمه آزمون آن ها را جواب می­دهد. در برگه اول پرسش­نامه نحوه قرار دادن پاسخ­ها بروی پاسخ­نامه برای آزمودنی توضیح داده شده است. در واقع آزمودنی در واکنش به هر جمله از ۶۰ عبارت آزمون یکی از گزینه­ های کاملاً مخالفم، مخالفم، نظری ندارم، کاملاً موافقم، موافقم را انتخاب نموده و در مقابل شماره همان عبارت در پاسخ­نامه دور پاسخ مورد نظر را دایره می­کشد. بدین ترتیب پاسخ­نامه تکمیل می­گردد.

۳-۲-۱ حیطه­ها و جنبه­ های پرسشنامه شخصیت NEO

در سال ۱۹۸۵ توسط کاستا و مک کری ارائه شد و در سال ۱۹۸۹ بسط و توسعه داده شد و در ایران در سال ۱۳۷۸ توسط دکتر حسن حق شناس در شیراز کار هنجاریابی آن انجام شد.

این آزمون ۵ عامل(حیطه) شخصیتی را می­سنجد که هر کدام ۶ خرده آزمون(جنبه) دارند.

موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت



جستجو


آخرین مطالب


 



‌بنابرین‏، یا اطلاعات در حافظه کدگذاری نمی‌شوند یا به صورت ضعیف رمزگردانی می‌شوند. انتظار می‌رود که اختلال در کارکرد لوب فرونتال بر آن دسته از تکالیف حافظه که تا حد زیادی متکی ‌به این راهبردها هستند، تأثیر بگذارد.

بسیاری از مطالعات ‌بررسی کننده حجم هیپوکامپ در PTSD آزمون‌های حافظه را شامل می‌شوند. نتایج مطالعات اولیه نشان می‌دهد که ‌آسیب‌های هیپوکامپ منجر به نقص حافظه کلی می‌شود که تمامی جنبه‌های حافظه را شامل می‌شود.

شواهدی از کاهش حجم هیپوکامپ در PTSD نیز در مطالعاتی ازجمله (برم نر و همکاران، ۱۹۹۵)، به دست‌آمده است که کاهشی با معناداری اندک در حجم هیپوکامپ در جانبازان جنگ ویتنام در مقایسه با شرکت‌کنندگان سالم یافتند. در این مطالعه هیچ تفاوت معناداری در حجم هیپوکامپ چپ یافت نشد، هسته دم‌دار و یا کل لوب تمپورال یادآوری می‌کند که کاهش حجم در نتیجه آتروفی تعمیم‌یافته نمی‌باشد. این نتیجه تا حدی در مطالعه دوم برم نر و همکاران (۱۹۹۷) نیز تکرار شد؛ که کاهشی را در حجم هیپوکامپ چپ در گروهی از بزرگسالان دارای سابقه سوءاستفاده جنسی نشان داد. بااین‌حال در مطالعات استین[۲۴۴] و همکاران (۲۰۰۲) و اسشاف[۲۴۵] و همکاران (۱۹۹۷) این نتایج به دست نیامد.

اختلال استرس پس از سانحه در شکل مزمن آن با شماری از اختلالات عصبی شناختی شامل محرک‌های خنثی ازلحاظ هیجانی در ارتباط است. در مطالعه لاگارد[۲۴۶] و همکاران (۲۰۱۰)، عملکرد عصبی شناختی در ۲۱ نفر از افراد مواجه شده با تروما و مبتلا به PTSD حاد و ۱۶ فرد بدون ابتلا و نیز ۱۷ نفر از افرادی که هرگز با تروما مواجه نشده بودند ارزیابی شد.

شماری از نقایص در حوزه شناختی حافظه، منابع توجه در سطح بالا، کارکردهای اجرایی و حافظه کاری تنها در گروه مبتلایان به PTSD حاد و نه در میان سایر گروه‌ها یافت شدند. یافته هایی که اشاره به‌احتمال آشفتگی در سیستم پیشانی-گیجگاهی در افراد مبتلا به PTSD حاد دارند، به‌ویژه به مدیریت بالینی اولیه این اختلال مربوط می‌شوند.

مطالعه جانسن و همکاران (۲۰۰۸) بر تغییرات یادگیری و حافظه کلامی در پناهندگان مبتلا به PTSD متمرکز است و اینکه آیا این تغییرات در ارتباط با توجه، اکتساب، ذخیره‌سازی و یا بازسازی هستند. بیست و یک پناهنده مواجه شده با جنگ و خشونت سیاسی مبتلا به PTSD با ۲۱ نفر در گروه کنترل مقایسه شدند. هیچ تفاوتی در فراخنای توجه یافت نشد، اما آزمون حافظه کلامی، یادگیری کارآمد کمتر را در گروه PTSD نشان داد. تفاوت‌های گروه را می‌توان با کمک بهره‌وری یادگیری توضیح داد. هیچ تفاوتی در حافظه بازشناسی دیده نشد. این نتایج نشان می‌دهند که تغییرات حافظه در PTSD با اکتساب و رمز‌گردانی با بهره‌وری کمتر مواد حافظه دیده می‌شود و نه اختلال در فراخنای توجه و یا اختلال در بازیابی اطلاعات. کنترل علائم خاصی از PTSD و واکنش‌های افسردگی نشان داد که خرده مقیاس‌های نفوذی و واکنش‌های افسردگی مهم‌ترین علائم در فهم تغییرات حافظه در PTSD هستند.

۲-۱۱- افسردگی و حافظه فعال

در مطالعه‌ هورن[۲۴۷] و همکاران (۱۹۹۷) به منظور بررسی میزان اختلال حافظه و نقش تشخیصی آن، نوجوانان افسرده اساسی و اختلال سلوک و نوجوانان دارای هردوی این اختلالات آزمون یادگیری کلامی کالیفرنیا را انجام دادند و بر اساس نرم‌های آزمون با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج نشانگر آن بود که نوجوانان افسرده عملکردی زیر استاندارد در تمام جنبه‌های CVLT داشتند؛ اما نیمرخ خاصی از اختلالات حافظه که متفاوت از دو گروه مورد مقایسه باشد ندارند. در مقایسه با هنجارهای بزرگسالان مبتلا به افسردگی اساسی، دختران نوجوان در تمام مقیاس‌ها عملکرد پایین‌تری داشتند، اما پسران متفاوت از بزرگسالان افسرده نبودند. افسردگی در نوجوانان با اختلال حافظه آشکاری همراه نبود اما در دختران افسرده نقایص می‌توانند شدیدتر از بزرگسالان افسرده باشند.

گونترا[۲۴۸] و همکاران (۲۰۰۴) باهدف مطالعه عملکرد پایه در تکالیف توجه و حافظه در کودکان و نوجوانان درمان شده مبتلا به اضطراب و افسردگی و افراد سالمی تحت شرایط عاری از مصرف دارو ارزیابی را انجام دادند که در آن عملکرد عصبی شناختی پایه در تکالیف توجه و حافظه کلامی در کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلالات هیجانی بین سنین ۶ تا ۱۷ سال ارزیابی شد. ۳۴ کودک مبتلا به اختلال اضطرابی، ۳۱ کودک افسرده و ۳۳ فرد در گروه کنترل به وسیله یک آزمون عصب روان‌شناختی گسترده ارزیابی شدند. در این مطالعه تأثیر معنادار تشخیص ‌در مورد حافظه کلامی و نه توجه یافت شد. این مطالعه شواهدی برای عملکرد دست‌نخورده توجه در هر دو گروه بیمار و اختلال در عملکرد حافظه در کودکان مضطرب و افسرده فراهم آورد. به نظر می‌رسد اختلال حافظه به‌ویژه با افسردگی کودکی ارتباط دارد؛ اما این مطالعه با محدودیت‌هایی ازجمله دامنه سنی وسیع و گنجاندن تشخیص‌های مختلف در گروه بود که منجر به ناهمگنی آن می‌شد.

جم لدین[۲۴۹] و همکاران (۲۰۰۹) در پژوهشی باهدف بررسی عملکرد حافظه کلامی در کودکان و نوجوانان مبتلا به افسردگی درمان شده و نوجوانان سالم دو تکلیف شناختی مختلف آزمون فراخنای ارقام و سیالی کلامی و ‌واج‌ شناختی نیز برای ارزیابی حافظه کاری و معنایی را مورداستفاده قراردادند. در این مطالعه تأثیر معنادار تشخیص بر فراخنای ارقام یافته شد. بیماران عملکرد ضعیف‌تر را در ارقام مستقیم و معکوس نشان دادند. در سیالی کلامی میان دو گروه بیمار و کنترل تفاوتی مشاهده نشد. سن پایین آزمودنی‌ها و تجربه اولین دوره افسردگی می‌تواند توجیه در جهت عدم شدت نقایص در حافظه معنایی و کاری فراهم آورد. یافته ها از این فرضیه حمایت می‌کنند که نقایص حافظه در اختلالات افسرده‌ساز می‌تواند تا حدی نتیجه‌ای از رمزگردانی ضعیف باشد که خود به علت نقص در توجه به وجود می‌آید.

اضطراب و افسردگی با عملکرد ضعیف تحصیلی در ارتباط‌اند. بیان می‌شود که عملکرد تحصیلی در افراد جوان افسرده یا مضطرب به عنوان نتیجه‌ای از افزایش نگرانی و کاهش در فرایندهای اجرایی مرکزی در حافظه کاری کاهش می‌یابد. در مطالعه (اونز[۲۵۰] و همکاران،۲۰۱۲) شرکت‌کنندگان کودکان ۱۲ تا ۱۳ سال را از دو مدرسه شامل می‌شدند. مطالعه به بررسی رابطه عاطفه منفی، نگرانی، حافظه کاری و عملکرد تحصیلی با بهره گرفتن از پرسشنامه‌های خودگزارشی، اطلاعات آزمون‌های تحصیلی مدرسه و تکالیف رایانه‌ای حافظه کاری پرداخت. سطوح بالاتر افسردگی و اضطراب با عملکرد ضعیف‌تر تحصیلی در ارتباط بود. حمایت‌هایی نیز برای فرضیه‌های میانجی وجود دارد، جایی که نگرانی و فرایندهای اجرایی مرکزی رابطه میان عاطفه منفی و عملکرد تحصیلی را واسطه‌گری می‌کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-25] [ 07:10:00 ب.ظ ]




تعریف فسخ‏

۱٫ معنی لغوی

فسخ در لغت به معنى نقض یا باز کردن آمده است.

۲٫ معنی اصطلاحی

در اصطلاح فقهى و حقوقى نیز از معناى لغوى خود محجور نمانده و فسخ عقد به معنى بر هم زدن عقد است. در اصطلاح حقوقى پایان دادن به وجود قرارداد به اراده یکى از طرفین عقد یا شخص ثالث مى‏باشد[۱۲]. فقها گفته‏اند که فسخ در مقابل ابقاى عقد است. یعنى نقیض ابقاى عقد، رفع آن است که از رفع عقد تعبیر به فسخ مى‏شود[۱۳].

فسخ نه تنها اثر عقد را رفع مى‏کند بلکه خود عقد را هم که از گره خوردن اراده د. طرف پدید آمده بود نقض مى‏کند و از بین مى‏برد[۱۴].

واژه فسخ مختص به عقود و قراردادها نمى‏باشد بلکه شامل ایقاعات نیز هست. ‌بنابرین‏ فسخ ایقاعات نیز به شرط آنکه قانون آن را منع نکرده باشد صحیح خواهد بود براى مثال فسخ شفعه که به موجب قانون منع نشده است صحیح مى‏باشد[۱۵].

لازم به ذکر است که اصطلاح فسخ ‌در مورد عقود و ایقاعات جایز نیز به کار مى‏رود.

وقوع فسخ در قراردادهاى لازم منجر به خاتمه یافتن قرارداد از زمان وقوع مى‏باشد. در فقه امامیه و حقوق ایران اثر فسخ نسبت به آینده است و تأثیرى در گذشته ندارد.

همچنین گاهى فقها و حقوق‌دانان کلمه فسخ را در موارد دیگرى نیز به کار برده ‏اند. مثلاً شیخ انصارى فسخ را در عبارت ذیل به کار برده است: «اگر موجب، قبل از قبول، فسخ کند ایجاب لغو مى‏شود»[۱۶]. در این جا هنوز قراردادى به وجود نیامده و مراد از فسخ ایجاب، پس گرفتن و منصرف شدن و از بین بردن آن است.

فسخ، انحلال ارادى و یک‌جانبه عمل حقوقی توسط یکى از طرفین عقد یا شخص ثالث است و با انفساخ متفاوت است چرا که انفساخ انحلال قهرى و خود بخود عقد است.

در انفساخ رابطه ناشى از قرارداد بدون کاربرد قصد عامد یا متعاقدین و به حکم عرف یا قانون گسیخته مى‏شود و قرارداد از بین مى‏رود. مثل م ۳۸۷ ق.م(تلف مبیع قبل از قبض).

فسخ پایان دادن به هستى حقوقى قرارداد به وسیله‏ى یکى از طرفین یا شخص ثالث مى‏باشد.

فسخ انشاى یک‌طرفه انحلال قرارداد و تعهد و در حقیقت مانند ابراء و اعراض نوعى ایقاع تلقى مى‏شود. مبناى فسخ قرارداد، حقى است که به وسیله‏ى توافق طرفین و یا مستقیماً به حکم قانون براى یک یا دو طرف قرارداد و یا شخص ثالث شناخته شده است. طرفین قرارداد مى‏توانند در ضمن عقد یا خارج از آن براى هر یک از طرفین یا شخص ثالث حق فسخ قرار دهند مانند اینکه شخصى یک ملک را به دیگرى بفروشد و طرفین شرط کنند که خریدار یا فروشنده یا هر دو یا شخص ثالث، هر گاه مایل باشند بتوانند ظرف یک ماه عقد را فسخ کنند. این حق را در اصطلاح، خیار شرط مى‏نامند(م ۳۹۹ و ۴۰۰ق.م).

در این خصوص باید گفت که طبق م ۴۰۱ ق.م. مدت خیار شرط بایستى معین باشد والا شرط و عقد هر دو باطل خواهند بود. همچنین قانون در برخى موارد براى جلوگیرى از ضررى که به طور ناخواسته و از ناحیه‏ى قرارداد متوجه یکى از دو طرف است مستقیماً به او حق مى‏دهد که به وسیله‏ى فسخ قرارداد ضرر را از خود رفع کند. مثل خیار غبن.

از آنجا که خیار فسخ نوعى حق مى‏باشد دارنده آن مى‏تواند آن را اسقاط کند. اسقاط حق فسخ نیز همانند اعمال آن نوعى ایقاع است و نیاز به اراده انشایى صاحب حق دارد[۱۷]. همچنین حق فسخ مى‏تواند از طریق ارث یا قرارداد منتقل شود. طبق ماده ۴۴۹ ق.م. «فسخ به هر لفظ یا فعلى که دلالت بر آن نماید حاصل مى‏شود». مثل اینکه دارنده خیار بگوید یا بنویسد که قرارداد را فسخ کردم و نیز فسخ مى‏تواند به وسیله‏ى معنى که حکایت از فسخ مى‏کند محقق شود چنان که خریدار پس از آگاهى از عیب مبیع آن را پس فرستد و ثمن را مطالبه کند.

تعریف اقاله‏

۱٫ معنی لغوی

اقاله در لغت به معنى بر هم زدن و بخشیدن آمده است، مصدر باب افعال از ریشه قول به معناى فسخ، بر انداختن توافق، اسقاط و رفع هم آمده است. در فقه به رفع عقد (از میان برداشتن) ولو در بخشى از آن اقاله گویند.

گروهی از لغویان واژه اقاله رااز ریشه «ق و ل» می‌دانند و همزه آن را برای سلب یاد می‌کنند ‌بنابرین‏ «أقال» یعنی «أزال القول، بیع نخستین را از بین برد و زایل کرد».

گروه دیگر که افزون‌ترند واژه اقاله را از ریشه «قول» مشتق شده می‌دانند و یا از «قال»ی ثلاثی و یا از «أقال»ی رباعی راجوف‌‌یابی.

در مجموع اللغۀ و دیگر کتاب‌های لغت مثل القاموس و المصباح نیز اقاله برگرفته شده از ریشه «قیل» یاد می‌شود. برای همین گفته می‌شود: «قاله البیع قیلاً و إقالۀ؛ او بیع را فسخ کرد.»[۱۸] سرانجام ابن منظور نیز اقاله را مشتق از «قیل» بر می‌شمرد و آن را در ضمن ماده «قیل» بر می‌رسد[۱۹].

۲٫ معنی اصطلاحی

اصطلاح اقاله، برای رفع عقد لازم و ازاله آن یاد می‌شود. ‌بنابرین‏ اقاله از ویژگی‌های عقود لازم است و عقود لازم را می‌توان اقاله کرد. درست همانند خیارات که بر عقود لازم عارض می‌شود. به گفته دیگر، اقاله رضایت‌دهی دو طرف عقد بر فسخ آن است[۲۰] و به گفته دقیق‌تر «تراضی طرفین بر رفع عقد و از بین بردن آثار آن»[۲۱].

در اصطلاح حقوقى مراد از اقاله بر هم زدن عقد با توافق طرفین آن را گویند (م۲۸۳ق.م.)

به نظر مى‏رسد که معناى اصلاحى اقاله از معناى لغوی آن دور نیفتاده است زیرا در اقاله نیز طرفین از تعهدات یکدیگر که در نتیجه قرارداد ایجاد شده در مى‏گذرند.

اقاله تنها در عقود لازم امکان تحقق دارد (جز نکاح) چرا که در عقود غیر لازم حق فسخ براى طرفین و یا یکى از آن ها وجود دارد.

تعریف حق حبس

۱٫معنی لغوی

حبس یک واژه عربى است که در لغت به معنى منع، بازداشت، جلوگیرى، ممانعت ورزیدن، دستگیرى، مسدود کردن، بلوکه کردن، زندانى کردن و واداشتن آمده است[۲۲]. بعضى حبس را به معناى امساک کردن و ضبط نمودن به کار برده ‏اند[۲۳].

۲٫ معنی اصطلاحی

در فقه و مقررات ایران، تعریفى از حق حبس ارائه نشده است. نویسندگان حقوق مدنى نیز در این باره تعریف واحدى به دست نداده‏اند. بنا به عقیده‏ى برخى[۲۴] معنى حق حبس این است: «در عقود معوض، هر یک از طرفین بعد از ختم عقد، حق دارد مالى را که به طرف منتقل کرده به او تسلیم نکند تا طرف هم متقابلاً حاضر به تسلیم شود به طورى که در آن واحد (یداًبید) تسلیم و تسلّم به عمل آید و این عمل تسلیم به تسلّم مقارن را فقها تقابض گویند (م ۳۷۷ ق.م و ملاک آن). حق حبس از مظاهر بارز قاعده‏ى عدل و انصاف است».

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:10:00 ب.ظ ]




از رویکردهای مهمی که می‌تواند کارکنان را در جهت خدمت محوری هدایت کند، بازاریابی درونی است. بازاریابی درونی کارکنان را هم چون مشتریان در نظر می‌گیرد که به اندازه مشتریان بیرونی برای سازمان اهمیت دارند. بازاریابی درونی متمرکز بر روابط درونی مناسب بین افراد در همه سطوح در سازمان ها می‌باشد، ‌بنابرین‏ یک رویکرد خدمت محور و مشتری محور بین کارکنان در تماس با مشتریان ایجاد می شود. با توجه به ادبیات و تحقیقات گذشته انتظار می رود که بازاریابی درونی با کیفیت خدمات، ارتباط مثبت داشته باشند.

۲-۵) تشکیل سازمان امور مالیاتی کشور:

سازمان امور مالیاتی کشور به عنوان یک مؤسسه‌ دولتی به استناد بند الف ماده ۵۹ قانون برنامه سوم توسعه و با هدف افزایش کارایی نظام مالیاتی، رفع موانع سازمانی و تمرکز کلیه امور مربوط به اخذ مالیات در سازمانی مستقل و با تأکید بر مقوله مالیات و کاهش وابستگی به نفت در سال ۸۱ شروع به کار نمود. متن بند الف ماده ۵۹ به قرار زیر است.

ماده ۵۹:

  • بند الف- به دولت اجازه ماده می شود به منظور افزایش کارایی نظام میالتی و رفع موانع سازمانی موجود و ‌همچنین تمرکز کلیه امور مربوط به اخذ مالیات « سازمان امور مالیات کشور» را به صورت یک مؤسسه‌ دولتی وزیر نظر وزارت امور اقتصادی و دارایی ایجد کند. با ایجاد این سازمان کلیه اختیارات، وظایف، نیروی انسانی، امکانات و تجهیزات موجود وزارت امور اقتصادی و دارایی، که در معاونت امور مالیاتی و بخش‌ها و حوزه های مالیاتی به کار گرفته می‌شوند ‌به این سازمان منتقل می‌گردد. تشکیلات سازمان مذکور و آیین نامه اجرایی این بند به پیشنهاد مشترک وزارت امور اقتصادی و دارایی و سازمان امور دارایی و استخدامی کشور به تصویب هیبات وزیران می‌رسد.

۲-۵-۱- تکالیف سازمان در راستای اسناد بالادستی نظام مالیاتی کشور:

اسناد بالادستی قوانین و برنامه هایی هستند که از طریق مراجع ذیصلاح تدوین شده و سازمان موظف به اجرای آن ها‌ است بررسی این اسناد و آگاهی از مفاد آن ها به عنوان راهنمایی برای تدوین مأموریت‌ چشم انداز، اهداف بلند مدت و سالانه ضروری است اسناد بالادستی نظام مالیاتی را می توان به صورت زیر برشمرد:

  1. قانون اساسی

اصل۵۱: هیچ نوع مالیات وضع نمی شود مگر به موجب قانونی موارد معافیت و بخشودگی و تخفیف مالیاتی به موجب قانون مشخص می شود.

اصل ۵۳: کلیه دریافت های دولت در حسابهای خزانه داری کل متمرکز می شود و همه پرداخت ها در حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون انجام می‌گیرد.

  1. سند چشم انداز ۲۰ ساله کشور

سند چشم انداز از یک طرف به نقش و اهمیت مالیات و سیاست های مالیاتی در رسیدن به اهداف مندرج در آن و از طرف دیگر، به تکالیفی که بر دوش نظام مالیاتی گذشته شده است، اشاره دارد.

  1. سیاست های کلی نظام

    • سیاست های کلی نظام در بخش تشویق سرمایه گذاری

بند۶- بهره گیری از نظام مالیاتی در جهت تقویت سرمایه گذاری از طریق ثبات مالیات ها، شفافیت درآمدها، صراحت در مقررات و منطقی کردن معافیت ها، ( مصوبه مورخ ۸/۹/۱۳۸۲ مجمع تشخیص مصلحت نظام)

  • سیاست‌های کلی نظام در بخش مالی

بند۱- قطع اتکاء هزینه های جاری به نفت و تامین آن از محل درآمد مالیاتی و سایر درآمدها حداکثر تا پایان برنامه پنجم ، ( مصوب مورخ ۱۲/۱۰/۱۳۸۳ مجمع تشخیص مصلحت نظام)

بند۲- اصلاح نظام مالیاتی به منظور توسعه رفاه عمومی، رونق تولید و سرمایه گذاری و برقراری عدالت مالیاتی از طریق ترویج فرهنگ مالیاتی، با تأکید بر مالیات بر ارزش افزوده و به حداقل رساندن معافیت های مالیاتی.

۲-۵-۲- مهم ترین اجزای سیاست های کلی نظام اداری

    • جاپک سازی، متناسب سازی و منطقی ساختن تشکیلات نظام اداری.

    • عدالت محوری پ، دانش گرایی و شایسته سالاری

    • انعطاف پذیری و عدم تمرکز اداری و سازمانی

    • توجه به اثربخشی و کارایی در فرآیندها و روش های اداری

    • کل نگری، همسوسازی، هماهنگی و تعامل اثربخش دستگاه های اداری

    • دانش بنیان کردن نظام اداری و توسعه نظام اداری الکترونیک

    • قانون گرایی، اشاعه فرهنگ مسئولیت پذیری اداری، اجتماعی

    • نهادینه سازی وجدان کاری، انضباط اجتماعی، فرهنگ خودکنترلی، امانت داری، صرفه جویی، ساه زیستی و حفظ بیت المال

  • کارآمد سازی و هماهنگی ساختارها و شیوه ها نظارت و کنترل.

۲-۵-۲-۱- اهم سیاست ها و برنامه های ابلاغی وزیر امور اقتصادی و دارایی در حوزه مالیات

سیاست های شش گانه نظام مالیاتی که به تصویب وزیر امور اقتصادی ودارایی رسیده است عبارتنداز:

    • گسترش پایه های مالیاتی ( ایجاد منابع جدید)

    • تعدیل نرخ ها و رفع تبعیض های مالیاتی.

    • جرائم مالیاتی و ضمانت های اجرائی قانون.

    • مکانیزه کردن فرآیندهای مالیاتی و مالیات الکترونیکی.

  • ساده سازی و شفاف سازی مقررات و فرآیندها

همچنین برنامه های ایشان در حوزه مالیات به شرح ذیل می‌باشد:

    • اجرای برنامه تحول نظام مالیاتی.

    • تکمیل و پیگیری تصویب لایحه اصلاح قانون مالیات ها

    • هدفمند سازی معافیت های مالیاتی

    • تکمیل نظام جامع اطلاعات مالیاتی و تحقق مالیات الکترونیکی

    • اجرای کامل قانون مالیات بر ارزش افزیده

    • بهبود رویه ها و فرآیندهای اجرایی و کارآمد ساختن سازمان.

    • ترویج اخلاق حرفه ای مأموران مالیاتی.

  • شاف سازی روابط مؤدیان و مأموران مالیاتی و توسعه فرهنگ مالیاتی مبتنی بر اعتماد.

۲-۵-۲-۲- اهم برنامه ها و اولویت های رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور:

    • توسعه و تجهیز سازمانی به سیستم الکترونیکی

    • ایجاد پایگاه اطلاعات مودیان مالیاتی

    • وصول مالیافت های معوق

    • استانداردسازی فرایندها و سامانه های عملیاتی

    • ارتقاء شبکه محلی و گسترده و ارتباطات راه دور

    • تجهیز مراکز داده (Data Center)

    • اجرای کامل مالیات بر ارزش افزوده

    • برنامه ریزی جامع نیروی انسانی

    • فرهنگ سازی و توسعه فرهنگ مالیاتی

    • تسریع در اجرای طرح جامع مالیاتی

    • کاهش هزینه وصول مالیات

    • وظیفه ای کردن کارها ( الگوی سازماندهی مبتنی بر وظیفه)

  • بازنگری قوانین و مقررات با رویکرد گسترش پایه های مالیاتی

۲-۵-۳- تشکیلات سازمان امور مالیاتی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:10:00 ب.ظ ]




حال فرض کنیم که صغیر یا مجنون بی آنکه سرپرست او مرتکب تقصیری شده باشد، زیانی به دیگری وارد کند، چنان که دیوانه از تیمارستان یا منزل، با اینکه مراقبت کافی از او می شده فرار کند و مال دیگری را تلف نماید، یا صغیری که پدر و مادرش در تربیت او نهایت کوشش را به کار برده و وظایف خود را درباره او به نحو احسن انجام داده‌اند، به گونه ای غیر قابل پیش‌بینی، با دوچرخه یا اسباب بازی خود شخصی را مجروح کند. در این گونه موارد ، آیا خود محجور را می توان مسئول شناخت؟ همچنین در موردی که محجور سرپرست قانونی نداشته و شخصی که بر حسب قانون یا قرارداد مکلف به نگهداری او باشد وجود نداشته باشد، چنان که ولی قهری، بدون تعیین وصی فوت کرده و برای محجور نیز قیم تعیین نشده باشد ، مسئولیت اعمال زیان آور محجور به عهده کیست؟

م ۷ ق.م.م نسبت ‌به این موارد ساکت است. لیکن برابر ماده ۱۲۱۶ ق.م، می توان گفت مسئولیت به عهده خود محجور است و زیان دیده می‌تواند از مال او دریافت خسارت کند و اگر مالی نداشته باشد ، زیان دیده می‌تواند صبر کند و پس از توانگر شدن او جبران خسارت را مطالبه نماید.

معهذا با توجه به روح قانون مسئولیت مدنی و نظریه تقصیر که در آن پذیرفته شده باید گفت محجور در صورتی مسئول است که عمل او نامشروع باشد. این عدم مشروعیت ‌در مورد صغیر غیر ممیز و مجنون بدین معنی است که عمل ذاتاً و نوعاً نامشروع و قابل سرزنش باشد. در واقع نمی توان محجور را به علت ارتکاب عملی که نوعاً و ذاتاً نامشروع و قابل سرزنش نیست و حتی شخص کبیر و عاقل می‌تواند آن را انجام دهد، مسئول شناخت . مسئولیت محجور غیر ممیز نباید شدیدتر از مسئولیت کبیر و عاقل باشد. وانگهی زمانی که عمل مشروع است می توان گفت خسارت مستند به محجور نیست و رابطه سببیت عرفی وجود ندارد. مثلاً اگر صغیر غیر ممیز که به طور متعارف دوچرخه سواری می‌کند به علت نامعلومی که قابل تشخیص و پیش‌بینی نبوده دوچرخه اش بشکند و کنترل دوچرخه از دستش خارج می شود و به دیگری اصابت کند و به او آسیب برساند، می توان گفت خسارت مستند به فعل صغیر نیست. ‌بنابرین‏ عمل زیان آور صغیر غیرممیز هنگامی موجب مسئولیت اوست که اگر از شخص غیر محجوری سرزند تقصیر محسوب گردد.[۵]

۲-۳-=بند آخر ماده ۷ ق.م.م

بند آخر ماده ۷ ق.م.م مقرر می‌دارد «و در هر صورت جبران زیان باید به نحوی صورت گیرد که موجب عسرت و تنگدستی جبران کننده زیان نباشد». نظیر این قاعده نه در حقوق سوئیس دیده می شود نه در حقوق فرانسه . قاعده مذکور ظاهراًً از ابتکارات قانون ایران است.

اصولاً وارد کننده زیان باید تمام خسارت وارده را جبران کند و با جبران خسارت، باید زیان دیده در وضعی قرار گیرد که قبل از ورود خسارت داشته است. عسرت و تنگدستی جبران کننده زیان نباید باعث شود که زیان یا قسمتی از آن بدون جبران بماند. معهذا اگر وارد کننده زیان معسر باشد، طبق قانون مدنی (م ۲۷۷) و قانون اعسار می توان دین او را تقسیط کرد، یا به او مهلت داد. حتی برابر قانون منع توقیف اشخاص در قبال تخلف از انجام تعهدات و الزامات مالی مصوب ۱۳۵۲ اگر بدهکار در ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ اجرائیه صورت جامع دارایی خود را به مسئول اجرا تسلیم نماید و صریحاً اعلام کند که مالی برای پرداخت دین ندارد و بستانکار هم نتواند مالی از او برای استیفاء طلب خود معرفی نماید، به بدهکار مهلت داده خواهد شد.

حال ببینیم آیا بند آخر ماده ۷ متضمن قاعده تازه ای است که استثناء بر قواعد عمومی تلقی می شود یا مطابق قواعد عمومی مربوط به تقسیط و مهلت دادن به مدیون است.

در این جا چند نکته قابل ذکر است:

۱- شک نیست که برابر بند آخر م ۷ ق.م.م و م ۲۷۷ ق.م ، دادرس می‌تواند خسارت را تقسیط یا امهال موجب عسرت و تنگدستی او باشد.

۲- به نظر می‌رسد که اگر سرپرست محجور استطاعت جبران خسارت را داشته باشد، لیکن جبران خسارت موجب عسرت و تنگدستی او گردد و در مقابل، محجور متمکن بوده و بتواند جبران زیان کند، بدون اینکه به سختی و تنگدستی بیفتد، دادگاه باید حکم به جبران خسارت از مال محجور نماید و این قاعده تازه ای است که می توان از بند آخر ماده ۷ استنتاج و آن را با ملاحظات مربوط به انصاف توجیه کرد.

۳- مسأله قابل بحث است که آیا دادرس می‌تواند به استناد به بند آخر ماده ۷ در میزان خسارت تخفیف دهد. ممکن است گفته شود اطلاق بند آخر ماده ۷ اقتضاء می‌کند که دادگاه اختیار این امر را نیز داشته باشد. لیکن این نظر قابل ایراد است زیرا:

اولاً- عبارت مذکور فقط از نحوه جبران خسارت سخن گفته نه از تخفیف در میزان خسارت. پس اختیار دادگاه منجر به نحوه جبران خسارت است و شامل تخفیف در میزان آن نمی باشد.

ثانیاًً- تخفیف در میزان خسارت امری خلاف اصل است و نباید موارد آن را گسترش داد: چنان که گفته شد، اصل این است که همه خسارت باید جبران شود. و زیان دیده حتی الامکان باید در وضعی قرار گیرد که قبل از ورود خسارت داشته است. موارد تخفیف در میزان خسارت در ماده ۴ ق .م.م ذکر شده و این موارد شامل مورد مذکور در ماده ۷ نیست و در مقام سکوت قانون نباید موردی دیگر به آن افزود البته «هرگاه وقوع خسارت ناشی از غفلتی بوده که عرفاً قابل اغماض باشد و جبران آن نیز موجب عسرت و تنگدستی وارد کننده شود» برابر بند ۳ ماده ۴ ، دادگاه می‌تواند در میزان خسارت تخفیف دهد و این قاعده ، مانند سایر قواعد مندرج در ماده ۴، مبتنی بر انصاف است.

ماده ۱۲۱۵ قانون مدنی:

م ۱۲۱۵ ق.م یک مورد برای عدم مسئولیت صغیر غیر ممیز و مجنون به شرح زیر ذکر کرده اس، »هرگاه کسی مالی را به تصرف صغیر غیر ممیز یا مجنون بدهد، صغیر یا مجنون مسئول ناقص یا تلف شدن آن مال نخواهد بود».

این ماده که مبتنی بر فقه اسلامی است بدین گونه توجیه می شود که در اینجا کسی که مال را به تصرف صغیر غیر ممیز یا مجنون داده سبب خسارت محسوب می شود، سببی که اقوی از مباشر است؛ و از این لحاظ مسئولیت طبق ضوابط قانون مدنی و فقه اسلامی به عهده مسبب خواهد بود نه مباشر.

لیکن اگر شخص مال را به تصرف صغیر ممیز بدهد، از آنجا که صغیر ممیز دارای قوه درک و تشخیصی است و می‌تواند مال را نگهداری کند، یا درحفظ آن مرتکب تقصیر شود، در این فرض سبب اقوی از مباشر محسوب نمی شود و مسئولیت تلف یا نقص به عهده خود مباشر است.

این ماده تعارضی با ماده ۷ قانون مسئولیت مدنی ندارد. زیرا ماده ۷ ناظر به موردی است که بر اثر تقصیر سرپرست صغیر یا مجنون ،زیانی از جانب او به دیگری وارد شده باشد و در مواردی که زیان ناشی از تقصیر سرپرست نباشد و عرفاً به شخص دیگری که مالی را به تصرف محجور داده مستند گردد، ماده ۱۲۱۵ ق.م بدون معارض اجرا خواهد شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:10:00 ب.ظ ]




۲-۱۳-۵-۲- ساختارهای مغزی و مخچه:

برای بررسی رابطه‌ بین خواندن و مغز ابتدا با مطالعات عصب شناسانی که به بررسی از بین رفتن تکلم در بزرگسالان پس از وقوع ضربه‌ی مغزی پرداختند. این مطالعات به‌واسطه تحقیقات عصب روانشناسان وچشم پزشکان ‌در مورد ناتوانی کودکان برای تحول زبان، خواندن، یا هجی کردن دنبال شد(پورسید، پورسید و قرایی،۱۳۸۹). تحول خواندن متضمن انتقال از ‌نیم‌کره‌ی راست به ‌نیم‌کره‌ی چپ مغز است. در حالی که در برخی از این کودکان این انتقال صورت نمی‌گیرد. در این شرایط کودک نارساخوان سعی می‌کند رابطه‌ بین شکل و حروف نوشته شده و صدا و مفهوم آن‌را پیدا کند و از آن‌جایی که این ارتباط خودکار نشده است، خواندن کند و به صورت مقطع انجام می‌شود. کودک دچار خطاهای چندبارگی(از قبیل کند خواندن، ایجاد وقفه و درنگ روی کلمات و تکرار آن‌ ها) که سرعت و سیالی خواندن را تحت تاثیر قرار ‌می‌دهد که به آن نوع ادراکی گویند. در نارساخوانی نوع شناختی عدم انجام این انتقال مربوط به وجود نارسایی در ‌نیم‌کره‌ی راست مغز می‌باشد.[۲۷]

در نتیجه‌، این امر با نارساخوانی نوع زبان شناختی می‌گردد. این نوع نارساخوانی هنگامی ایجاد می‌شود که خواننده در مراحل مقدماتی تحول خواندن از راهبردهای زبانی ‌نیم‌کره‌ی چپ زودتر از موعد استفاده می‌کند و یا از همان آغاز فرایند خواندن، ‌نیم‌کره‌ی چپ نقش اساسی را ایفا می‌کند. در نارساخوانان، عملکرد وضعیت گیجگاهی آهیانه‌ای و همچنین اختلالاتی در سیستم‌های عصبی خواندن شامل آهیانه‌ای-گیجگاهی و گیجگاهی- پس‌سری گزارش شده است. اخیراً مدارکی به دست آمده است که علت اولیه در نارساخوانی را بد عملکردی مخچه معرفی می‌کند و همچنین اختلال خواندن و نوشتن را در خودکاری که تصور می‌شود که مشکل در مخچه است و با بهره گرفتن از آزمون‌های رفتاری و تصویر برداری سیستم عصبی در کودکان نارساخوان مشاهده کردند که در حدود ۸۰ درصد از آن‌ ها دارای ناهنجاری‌هایی در قسمت مخچه بودند(نیکلسون و همکاران،۱۹۹۹). مخچه به طرز عمیقی در خودکاری هر مهارتی چه حرکتی و چه شناختی در گیر است، اکثر مطالعات نشان داده است که بیماران دارای آسیب مخچه، علائمی مثل نقص در توجه و حافظه‌ فعال و نارساخوانی در خواندن را نیز نشان می‌دهد(فاوست۱ و نیکلسون،۲۰۰۴). همچنین در مقایسه الگوهای فعالیت مخ و مخچه نارساخوانان و گروه عادی تفاوت‌هایی دیده شده است. در گروه عادی، الگوهای فعالیت متمرکز و کاملا دوجانبه‌ای در لوب‌های پیشانی، آهیانه‌ای و نواحی پسین ‌نیم‌کره‌های مغز مشاهده شد، اما الگوی فعالیت در کودکان نارساخوان به صورت نامنظم و نامتمرکزتری در سطح مغزی و مخچه‌ای و در نواحی پیشانی، آهیانه، گیجگاهی و پس سری منتشر و گسترده شده است(پورسید، پورسید و قرایی،۱۳۸۹). این نقص‌هایی را در پردازش آواشناختی دارند در پردازش لوب گیجگاهی علت وجود اختلال آواشناختی دیده شده در کودکان نارساخوان است و عملکردهای ارزیابی و قضاوت‌های انجام شده در سطح این لوب ضعیف‌تر از حد معمول در این گروه گزارش شده است(پورسید، پورسید و قرایی،۱۳۸۹). بوث و برمن۲ (۲۰۰۱۴) دریافتند که در افراد نارساخوان ناحیه آهیانه‌ای-گیجگاهی طرف چپ مغزشان، ماده خاکستری کمتری نسبت به افراد عادی دارد. داشتن ماده خاکستری کمتر در این ناحیه از مغز می‌تواند در پردازش ساختار صوتی زبان مشکل ایجاد کند. هم چنین مغز بسیاری از افراد نارساخوان در همان ناحیه، ماده سفید کمتری به نسبت افراد عادی دارد. در چنین شرایطی مهارت خواندن آنان کاهش می‌یابد، زیرا که داشتن ماده‌ای سفید بیشتر با مهارت خواندن بهتر ارتباط تنگاتنگی دارد(دوچ۳ و همکاران،۲۰۰۵؛ به نقل از آخوندی و احمدپناه،۱۳۸۸).[۲۸]پژوهش‌های دیگری که ‌در مورد تحلیل ساختار مغزی افراد عادی و نارساخوان به انجام رسیده نشان داده است که این افراد در تقارن ‌نیم‌کره‌های مغز هم با یکدیگر تفاوت دارند. مغز بیشتر افراد راست دست بدون نارساخوانی نامتقارن بوده و ‌نیم‌کره چپ از ‌نیم‌کره‌ی راست بزرگتر است. در مقابل، هیم و کیل۴ (۲۰۰۴) ‌به این نتیجه رسیدند که ‌نیم‌کره‌های مغز افراد راست دست نارساخوان متقارن بوده یا در صورت نامتقارن بودن جهت عدم تقارن آن با افراد عادی متفاوت است.

علت واقعی این تفاوت در اندازه مغز، موضوع پژوهش‌های آتی بوده اما به نظر می‌رسد می‌تواند توجیه و تبیینی برای مشکلات خواندن و نوشتن افراد نارساخوان فراهم نماید(به نقل از آخوندی و احمدپناه،۱۳۸۸).

۲-۱۳-۶- عوامل محیطی آموزشی و پرورشی:

پژوهشی در سال ۱۹۷۵ که به مقایسه کودکان لندن و آیزل وایت پرداخته شد نشان داده شد که نواحی شهری میزان بروز بالاتری داشتند. پژوهشگران در این پژوهش ‌به این پژوهش ‌به این نتیجه رسیدند ناتوانی‌های خواندن تا حد زیادی به وسیله عوامل محیطی تعیین می‌شود(کازین و دول،۱۹۸۳). اگرچه عامل وراثت درنارساخوانی است با نرخ بیش از ۲۳ تا ۶۵ درصد در بین کودکانی که یکی از والدین‌شان نارساخوانی دارند شایع است. اما همبستگی کاملی بین نارساخوانی و خویشاوندی وجود ندارد. بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت به علت ناآشنایی با پایه های عصبی رفتار،علت نارساخوانی را صرفا نارسایی آموزش یا نارسایی در تدریس می‌دانستند، اما با گسترش تحقیقات، علاوه بر توجه به جنبه‌های آموزشی و عاطفی محیط یادگیری، این متخصصان کم کم به بسط نظری‌های خواندن پرداختند و بیشتر سعی خود را به شناسایی فرآیندهای شناختی چون توجه، حافظه و آموزش مهارت‌های زبانی، حرکتی و ادراکی وبررسی تاثیر این روش‌های آموزشی معطوف ساختند(یار یاری و افروز،۱۳۷۸).

۲-۱۴- تاریخچه فراشناخت:

“اندیشیدن درباره‌ تفکر۱” وسیله فیلسوفان، علمای تعلیم و تربیت و روانشناسان از دیرباز مورد توجه بوده است. این ایده که فراگیران درباره‌ تفکر خود می‌اندیشند به زمان افلاطون و ارسطو برمی‌گردد. سقراط شاگردان خود را برای رشد عادات فراشناختی تربیت می‌نمود. وی بین ادراک فراگیران و شناخت آن‌ ها از خود، تفاوت‌های را تبیین کرد که موجب گردید تا افراد نسبت به آگاهی‌‌ها و شناخت‌های خود بصیرت حاصل نمایند. پایه های مفهومی شناخت و فراشناخت توسط ویلیام جیمز۲ هنگام توصیف مکانیزم‌های دستگاه ذهنی مورد ملاحظه قرار گرفته است.

[۲۹]

فراشناخت ابتدا به وسیله جان فلاول۱ (۱۹۷۶) مطرح شد وبعد از آن در سال ۱۹۷۷ فلاول و ولمن۲ نظریه فراحافظه۳را برای تبیین رشد حافظه در کودکان و استفاده‌ آن‌ ها از راهبردهای یادآوری مطرح کردند. به نظر آن‌ ها مشکل کودکان در استفاده از راهبردهای یادآوری اطلاعات به خاطر آن است که از عوامل مؤثر بر یادآوری آگاه نیستند(به نقل از وانگ ۴ ۱۹۹۲). به نظر آن‌ ها شکست در یادآوری اطلاعات بیانگر نقص در فراحافظه است. فلاول(۱۹۷۸،۱۹۷۷،۱۹۷۶) در امر مطالعه‌ فراشناخت، این تعریف را ارائه می‌دهد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:09:00 ب.ظ ]




یکی از اهداف قانون برگزاری مناقصات ایجاد مقررات یکپارچه و لغو تمام قوانین ,عام و خاص در خصوص خرید های دولتی نحوه بر گزاری مناقصات است. شمول مصوبه بر نهادها و سازمان های زیر نظر رهبری مورد ایراد شورای نگهبان قرار گرفت که در نهایت موضوع برای حل و فصل به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع شد . مجمع تشخیص مصلحت نظام نظر مجلس مبنی بر شمول مصوبه به نهاد های زیر نظر مقام رهبری را با تغییراتی مورد تأیید قرار داد. بند(ب) ماده ۱قانون بر گزاری مناقصات مصوب مجمع تشخیص مصلحت مقرر می‌دارد:

“قوای سه گانه جمهوری اسلامی ایران اعم از وزارتخانه،سازمان ها و مؤسسات و شرکت های دولتی ، مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت ، بانک ها و مؤسسات اعتباری دولتی،شرکت های بیمه دولتی ،مؤسسات ‌و نهاد های عمومی غیر دولتی (در مواردی که آن بنیاد ها و نهاد ها از بودجه کل کشور استفاده می نمایند)،مؤسسات عمومی ،بنیاد ها و نهاد های انقلاب اسلامی ،شورای نگهبان قانون اساسی و همچنین دستگاه‌ها و واحد هایی که شمول قانون بر آن ها مستلزم ذکر یا تصریح نام است،اعم از این که قانون خاص خود را داشته و یا از قوانین و مقررات عام تبعیت نماید . نظیر وزارت جهاد کشاورزی ،شرکت نفت ملی ایران ،شرکت ملی گاز ایران ،شرکت ملی صنایع پترو شیمی ایران ،سازمان گسترش و صنایع نوسازی ایران،سازمان بنادر و کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران،سازمانسازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران ،سازمان صدا وسیمای جمهوری ‌اصلانی ایران و شرکت های تابعه آن ها موظفند در برگزاری مناقصه مقررات این را رعایت کنند.”

به جز نیروهای مسلح که طبق تبصره این ماده تابع مقررات و ضوابط خاص خود است ،به نظر می‌رسد که ماده یک این قانون به نحوی تنظیم شده که مؤسسات ،نهادها ،وزارتخانه ها ،شرکت های دولتی و حتی نهادهای عمومی غیر دولتی را در مواردی که از بودجه کل کشور استفاده می‌کنند تحت پوشش قرار می‌دهد . با این وجود مؤسسات عمومی غیر دولتی در صورت عدم استفاده از بودجه کل کشور مشمول این مقررات نیستند . لازم به توضیح است که قید(استفاده از بودجه کل کشور) به وسیله مجمع تشخیص مصلحت به بند (ب)ماده۱ اضافه شد. این قید تنها به مؤسسات عمومی غیر دولتی مربوط است و به نظر می‌رسد مراکزی مانند دانشگاه های دولتی ،سازمان صدا وسیما و شرکت های دولتی حتی نسبت به هزینه کردن در آمد های حاصله از منابع داخلی ،کمک های مردمی و یا فروش آگهی مشمول مقررات این قانون می‌باشند (شیروی ،۱۳۸۵).

۲-۴-۲ تقلیل موارد ترک تشریفات مناقصه

یکی دیگر از اهداف قانون بر گزاری مناقصات انجام خریدهای دولتی از طریق فرایند مناقصه و تقلیل موارد ترک تشریفات مناقصه است. ماده ۲۹ این قانون موارد عدم الزام به بر گزاری مناقصه را احصا ‌کرده‌است.

در مقایسه با قوانین و مقررات قبلی موارد زیر از اعداد موارد ترک تشریفات خارج شده است :

    1. مطابق با بند (۱) ماده ۷۹ قانون محاسبات عمومی کشور(مصوب۱۳۶۶) زمانی که طرف معامله وزارتخانه یا مؤسسه‌ دولتی و یا شرکت دولتی بود ، خرید می‌توانست بدون فرایند مناقصه انجام پذیرد . این استثنا موجب اعطای اولویت به شرکت های دولتی شد که با سیاست ایجاد رقابت بین بخش دولتی و خصوصی منافات داشت وبدین جهت در قانون برگزاری مناقصات حذف شد. لغو امتیاز شرکت های دولتی نسبت به شرکت های خصوصی در ارجای کار بدون مناقصه برای تحقق تکلیف ماده ۳۵ قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی ،اجتماعی،و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران می‌باشد.این ماده مقرر می‌دارد (در ارجاع کار و انجام معامله به وسیله بخش دولتی و عمومی،نباید بین دستگاه‌ها و شرکت های دولتی و عمومی با بخش تعاونی و خصوصی تبعیض قایل شد.

  1. طبق بند (۲) ماده۷۹ قانون مذکور چنانچه به تشخیص و مسئولیت بالاترین مقام دستگاه اجرایی خرید از مؤسسات و شرکت های زیر مقرون به صرفه و صلاح دولت بود ،دستگاه دولتی می‌توانست بدون انجام مناقصه به خرید اقدام کند:

الف- مؤسسات و نهاد های عمومی غیر دولتی و مؤسسات تابع که بیش از ۵۰ درصد سهام و یا سرمایه و یا مالکیت آن ها متعلق به مؤسسات و نهادهای مذکور باشد.

ب- شرکت های تعاونی مصرف و توزیع کارکنان وزارت خانه ها و مؤسسات دولتی و شرکت های دولتی که بر اساس قوانین و مقررات ناظر بر شرکت های تعاونی تشکیل و اداره می شود .

ج- شرکت ها و مؤسسات تعاوتی تولید و توزیع که تحت نظارت مستقیم دولت تشکیل و اداره می‌شوند.

لازم به توضیح است که طبق ماده ۲۷ قانون بر گزاری مناقصات (در مواردی که انجام ماقصه بر اساس گزارش توجیه دستگاه مناقصه گزار به تشخیص یک هیات سه نفره مرکب از مقامات مذکور در ماده(۲۸) این قانون میسر نباشد،می توان معامله را به طریق دیگری انجام داد و در این صورت هیات ترک تشریفات مناقصه با رعایت صرفه و صلاح دستگاه ترتیب انجام اینگونه معاملات را با رعایت سایر مقررات مربوط در هر مورد برای یک نوع کالا یا خدمت تعیین و اعلام خواهد نمود ).این قانون مشابه ماده۸۳قانون محاسبات عمومی ۱۳۶۶ است . تفاوت عمده بین این دو ماده این است که در ماده ۸۳ آمده است انجام مناقصه به تشخیص یک هیات سه نفره میسر یا به مصلحت نباشد در حالی که در ماده۲۷ قانون مناقصات تصریح شده است انجام مناقصه به تشخیص یک هیات سه نفره میسر نباشد . با توجه به اینکه مصلحت بیشتر امری شخصی است و می‌توانست مورد سو استفاده قرار گیرد . در قانون اخیر این قید حذف شد و قید”میسر”که بیشتر امری عینی است ابقا شده است . با این قید موارد ترک تشریفات به مواردی محدود شده است که خرید از طریق مناقصه امکان پذیر نیست . با اینکه”میسر” بودن یا نبودن به “مصلحت” داشتن یا نداشتن بیشتر قابل ارزیابی مستقل است. نحوه نظارت بر عملکرد هیات سه نفره مذکور و امکان رد تشخیص آن میسر نمی باشد.

۲-۴-۳ رعایت عدالت و بی طرفی در انتخاب طرف معامله

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:09:00 ب.ظ ]




حالت اول: با فرض وجود منابع اطلاعاتی رقیب، گیرنده اطلاعات از نادرستی یا عدم شفافیت اطلاعات ارسال شده آگاهی می‌یابد و ارزش شرکت مذکور را کاهش می‌دهد که پیامد آن افزایش هزینه تامین مالی برای شرکت خواهد بود که عملاً می‌تواند فعالیت شرکت را با مشکلات جدی مواجه سازد.

حالت دوم: با فرض عدم وجود منابع اطلاعاتی رقیب، گیرنده اطلاعات در تشخیص “خوب” از “بد” ناتوان خواهد بود و امکان تخصیص منابع به شرکت‌های مولد کاهش می‌یابد و کارایی تخصیصی حاصل نمی شود. در واقع با خروج تدریجی شرکت هایی با عملکرد خوب که امکان تامین منابع مالی را به علت عدم شفافیت اطلاعات در بازار ندارند، تنها شرکت هایی در بازار می مانند که عملکرد خوبی ندارند و همین امر انگیزه ای برای خروج سرمایه گذاران از بازار می شود و در عمل کارایی بازار مختل می‌گردد. حتی اگر منابع اطلاعاتی رقیب با هزینه ای گزاف قابل دستیابی باشد ضرر آن همچنان متوجه گیرنده اطلاعات می شود و منافع اجتماعی در پی نخواهد داشت و می‌تواند موجب خروج آنان از بازار شود.

حال پرسشی که مطرح می شود این است که کدام یک از این تعاریف بهتر است و با در نظر گرفتن شرایط ایران کدام تعریف را باید انتخاب کرد که با بهره گرفتن از آن شفافیت را بتوان اندازه گیری و ارزیابی کرد. به نظر می‌رسد در جوامعی که دموکراسی به عنوان یک طرز تفکر غالب جاافتاده است و تبدیل به بخشی از فرهنگ آن جامعه شده است، تعاریف مبتنی بر ‌پاسخ‌گویی‌ می‌تواند سودمند باشد. ولی الزام شرکت ها به ‌پاسخ‌گویی‌ و ارائه اطلاعات درباره عملکرد خود پیش از هر چیز مستلزم وجود قوانین جامع و لازم الاجرا است که با توجه به نوپا بودن بازارسرمایه ایران و قوانین ناظر بر آن، استفاده از این تعریف برای شفافیت مناسب به نظر نمی رسد.

تعریفی که مبتنی بر اجرای قوانین و مقررات باشد نیز مشکلات خاص خود را دارد. جامعیت قوانین و مقررات و در نظر گرفتن منافع همه مشارکت کنندگان بازار و ممانعت از هر گونه سوگیری در نوشتن مفاد آن بسیار سخت می کند. صِرف اجرای قوانین و مقررات، دستیابی به شفافیت را تضمین نمی کند، بلکه جامعیت این قوانین از جهت در نظر گرفتن همه ی لایه‌های مشارکت کنندگان بازار بسیار مهم است و با توجه به نوپا بودن قانون بازار اوراق بهادار ایران(مصوب ۱۳۸۴) و احتمال تجدید نظر های آتی در آن، تعاریف مبتنی بر قوانین نیز در حال حاضر مناسب به نظر نمی رسد.

به نظر نگارنده تعریف اول که مبتنی بر ذی نفعان است، مناسب تر از سایر تعاریف است. در این تعریف تمرکز بر افزایش جریان اطلاعات به ذی نفعان است و این اطلاعات باید حداقلی از ویژگی های کیفی اطلاعات را برآورده سازند (که بخش زیادی از این ویژگی ها از طریق گزارشات مالیِ مبتنی بر استانداردهای حسابداری قابل دستیابی است و امکان آزمون تجربیِ آنان نیز از طریق متغیرهای مالی وجود دارد) . ‌بنابرین‏ شفافیت را می توان افشا اطلاعات مربوط و قابل اعتماد تجاری و مالی به ذی نفعان بیان کرد که علاوه بر نتایج مالی، اطلاعات غیر مالی مانند برنامه های عملیاتی و استراتژیک را هم باید در بر داشته باشد.

همچنین تعاریف متعدد دیگری نیز ارائه شده است که بسته به اینکه بر چه مفهومی استوار هستند، می توان آن ها را در سه طبقه به شرح زیر از یکدیگر متمایز نمود :

۲-۱۰-۳ تعاریف مبتنی بر ذی نفعان

ویش واناث و کافمن (۱۹۹۹) شفافیت را ” افزایش جریان بموقع و قابل اتکا اطلاعات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که در دسترس همه ذینفعان مربوط باشد” تعریف کرده‌اند. همچنین آن ها عدم شفافیت را به عنوان “ممانعت عمدی از دسترسی به اطلاعات، ارائه نادرست اطلاعات یا ناتوانی بازار در کسب اطمینان از کفایت مربوط بودن و کیفیت اطلاعات ارائه شده” تعریف کرده‌اند. دیدگاه سازمان همکاری و توسعه اقتصادی[۱۷](۲۰۰۲) گسترده تر است و شفافیت را به عنوان “ارتباط متقابل بین شرکت ها و سایر ‌گروه‌های ذینفع” بیان می‌کند.

۲-۱۰-۴ تعاریف مبتنی بر ‌پاسخ‌گویی‌

گروه تخصصی شفافیت در دانشگاه بروکینگز شفافیت را به عنوان “درجه ی گشودگی و بازبودن مؤسسات بیان ‌کرده‌است یعنی میزان نظارت و ارزیابی اعمال افراد داخل شرکت (مانند مدیران) توسط افراد خارج شرکت (مانند سهام‌داران)”. در تعریف فلورینی (۱۹۹۹) از شفافیت، ‌پاسخ‌گویی‌ بر جسته تر شده است. وی شفافیت را به عنوان ” افشای اطلاعاتی توسط شرکت ها که برای ارزیابی آن ها مربوط باشد” تعریف ‌کرده‌است. از دیدگاه وی شفافیت ابزاری برای تسهیل فرایند ارزیابی عملکرد شرکت ها است. تأکید برحق دسترسی به اطلاعات (با در نظر داشتن حریم هر دو طرف تهیه کننده و استفاده کننده) و امکان ارزیابی عملکرد شرکت ها با بهره گرفتن از این اطلاعات در تعاریف مذکور برجسته تر شده است. در واقع شفافیت ارتباطی تنگاتنگ با ‌پاسخ‌گویی‌ دارد وعلت تقاضا برای شفافیت این است که بازار شرکت ها را بابت سیاست های اتخاذ شده و عملکرد آن ها مسئول می‌داند. ( بلور و کافمن، ۲۰۰۵)

۲-۱۰-۵ تعریف شفافیت با تأکید بر اجرای قوانین و مقررات

سازمان تجارت جهانی اطمینان از دسترسی به شفافیت در قراردادهای بین‌المللی تجاری را مستلزم سه پیش شرط اساسی می‌داند: (۱) اطلاعات درباره قوانین، مقررات و سایر رویه ها به طور عموم منتشر شده باشد، (۲) مطلع کردن ‌گروه‌های ذی نفع از قوانین و مقررات مربوط و تغییرات در آن ها، و (۳) اطمینان از اینکه قوانین و مقررات به صورت یکپارچه، بیطرفانه و معقول اجرا می شود.

۲-۱۰-۶ شفافیت در بورس

بورس اوراق بهادار وسیله ای برای متمرکز نمودن سرمایه های پراکنده و قرار دادن این سرمایه ها در خدمت اهداف توسعه شرکت ها و تخصیص بهینه منابع استفاده می شود. بورس از مهم ترین ارکان توزیع سرمایه در اقتصاد کشورهای توسعه یافته و کمابیش در کشورهای در حال توسعه می‌باشد.

اتخاذ سیاست های صحیح سازمان بورس می‌تواند تاثیر بسیار مهمی در رسیدن به هدف فوق الذکر داشته باشد.توسعه بازار سرمایه و تشکل بیشتر سرمایه باعث افزایش محوریت سازمان بورس و بازار سرمایه در توزیع بهتر سرمایه و رشد شاخص های اقتصادی می‌گردد و رشد و توسعه اقتصادی را به همراه دارد.

اگرچه از دیدگاه بعضی از صاحب‌نظران مالی در یک بازار کامل[۱۸]نبود هزینه های معاملات/مالیات و قابلیت نقدینگی بالای سهام و افشای کامل اطلاعات گذشته و حال و اینده و محرمانه از ویژگی های آن بازار می‌باشد نظریه بی ارتباطی سیاست تقسیم سود با ارزش شرکت مطرح شده است، ولی اکثریت تئوریسین‌های مالی به دلیل نبود بازار مذکور در جهان معتقدند که سیاست تقسیم سود ارتباط کاملی با ارزش شرکت ها دارد به طوری که عمده صاحب‌نظران این دیدگاه معتقدند که با توجه به شرایط اقتصادی ان می توان به سه دسته تقسیم نمود:

الف- شرکت های در حال توسعه و رشد: در این مؤسسات نرخ بازده داخلی شرکت از عملیات بیشتر از نرخ هزینه تامین مالی می‌باشد بالتبع تقسیم سود این گونه شرکت ها به دلیل عدم استفاده از آن در جهت رشد و توسعه شرکت باعث کاهش ارزش سهام می‌گردد.

ب- شرکت های بی تحرک:در این گونه شرکت ها نرخ بازده کسب شده از شرکت ها معادل نرخ هزینه سرمایه و تامین مالی می‌باشد لذا تقسیم یا عدم تقسیم آن بر ارزش شرکت‌ها تاثیر گذار نمی باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:09:00 ب.ظ ]




عوامل درونی

اولین مطالعات در زمینه ناتوانی یادگیری در حیطه پزشکی صورت گرفته است. در این دیدگاه بر نقش اعصاب و ویژگی‌های جسمانی فرد در بروز رفتار تأکید می‌گردد؛ بر این اساس، روش مداخله‌های پیشنهادی نیز مواردی مانند دارودرمانی، تغذیه و سایر مداخله‌های پزشکی را شامل می‌شود.

یادگیری و سیستم عصبی

یادگیری یکی از کارکردهای سلول عصبی است. سیستم اعصاب مرکزی شامل مغز و نخاع است و وظیفه حمل اطلاعات را از طریق “تکانه‌های شیمیایی” به عهده دارد. نورون‌ها مهمترین نقش را در انتقال اطلاعات بر عهده دارند، دندریت‌ها و آکسون‌ها بخش‌های مختلف نورون یا سلول عصبی محسوب می‌شوند. آشنایی با این نظام ما را در شناخت درمان‌های دارویی ناتوانایی‌های یادگیری یاری می‌دهد (به نقل از شکوهی و پرند، ۱۳۸۵).

ژنتیک

شواهدی وجود دارد که شاید با توجه به آن ها بتوان علت برخی از ناتوانایی‌های یادگیری را به عوامل ژنتیک نسبت داد. هالگرن[۳۹] (۱۹۵۰) ۲۷۶ کودک و خانواده های آنان را از نظر مشکلات خواندن و زبان مطالعه کرد. یافته های او تأیید کننده وجود رابطه میان عوامل ژنتیکی و مشکلات خواندن بود. کرک، گالاگر و آناستازیو (۲۰۰۰) نیز وجود رابطه میان عوامل ژنتیکی و مشکلات زبان را تأیید کرده‌اند. در مطالعه دیگری، دکر و دفریس[۴۰] (۱۹۸۰، ۱۹۸۱) ۱۲۵ کودک با ناتوانی یادگیری و خانواده های آن ها را مطالعه کردند. نتایج بررسی‌های آن ها نشان داد که احتمال موروثی بودن ناتوانایی‌های یادگیری وجود دارد. مطالعاتی که ‌در مورد دوقلوهای همسان و دوقلوهای ناهمسان صورت گرفته‌اند، نشان داده است که احتمال وقوع ناتوانایی‌های یادگیری در دوقلوهای همسان بیش از دو قلوهای ناهمسان است (هرمن[۴۱]، ۱۹۵۹)؛ همچنین خطر ابتلا به ناتوانی خواندن در میان کودکانی که هر دو والد آن ها این مشکل را دارند بیشتر است ( رأس کایند[۴۲]، ۲۰۰۱؛ به نقل از شکوهی و پرند، ۱۳۸۵).

عوامل بیرونی

عوامل محیطی در بروز ناتوانی یادگیری نقش به سزایی دارند. چگونگی تعامل میان دانش آموز و محیط، محیط‌های یادگیری نامناسب، روابط خانوادگی بی‌ثبات، سوء استفاده از کودکان و کاربرد روش‌ها و مواد آموزشی نامناسب در بروز و تداوم ناتوانایی‌های یادگیری نقش دارند. آشفتگی هیجانی، فقدان انگیزه، سوء مصرف مواد، فعالیت در گروه‌های ضد اجتماعی و وقوع مرگ در خانواده ممکن است به ایجاد “مشکلات یادگیری” بیانجامد. بر این اساس، به نظر می‌رسد “آموزش سیستماتیک مستقیم[۴۳]” تاثیرات منفی محیط‌های آموزشی و مشکلات اجتماعی دانش آموزان را کاهش دهد ( کالاتا، تامپکینس و ورتس ، ۲۰۰۳ و هانت و مارشال،۲۰۰۲). سیستم‌های اجتماعی، خانواده، مدرسه، رابطه معلم-دانش‌آموز، نگرش معلم، زبان معلم، برنامه ها و مواد درسی از جمله عوامل محیطی در سبب‌شناسی ناتوانایی‌هایی یادگیری هستند (به نقل از شکوهی و پرند، ۱۳۸۵). علاوه بر این، برخی از محققین چهار دلیل عمده احتمالی آسیب ساختاری، برتری جانبی نابهنجار مغزی، تأخیر رشد داخلی و محرومیت حسی ناشی از محیط را برای اختلال‌های یادگیری ذکر می‌کنند. از آنجا که اختلال کنش مغزی در سنین بزرگسالی همانند اختلال یادگیری دوره کودکی است و در پس این اختلال می‌تواند آسیب تشریحی مشابهی وجود داشته باشد که احتمالا از ضربه هنگام تولد، التهاب مغزی، بی‌اکسیژنی، حوادث دوره کودکی و از این قبیل ناشی می‌شود. اگر چه ممکن است اختلال یادگیری پاره‌ای از کودکان به آسیب ساختاری بستگی داشته باشد ولی این امر درباره بیشتر مبتلایان درست نیست، چرا که بسیاری از نشانگان عصب‌شناختی که در ارتباط با اختلال یادگیری بزرگسالان مشاهده شده است در کودکان تظاهر پیدا نمی‌کند (به نقل از خداپناهی، ۱۳۹۲).

بر اساس تعبیر و تفسیر مبتنی بر فرضیه نارساکنش‌وری مغزی، نارساکنشی از نقص مکانیزم فعالیت ناشی می‌شود. نتایج بررسی داگلاس[۴۴] (۱۹۷۶) نشان می‌دهد که کودکان دچار اختلال یادگیری از عهده آزمون مراقبت[۴۵] که در آن بایستی از دیگر محرک‌ها چشم‌پوشی کنند و به محرک‌های معینی واکنش نشان دهند، بخوبی بر نمی‌آیند؛ همچنین نتایج اندازه‌گیری زمان واکنش مبین آن است که این کودکان در مقایسه با افراد سالم نسبت به محرک‌ها کندتر واکنش نشان می‌دهند. در آزمون جستجوی دیداری با این که کودک برانگیخته می‌شود از کودک خواسته می‌شود که از بین مجموعه تصاویر، تصویری مشابه با الگو را انتخاب کند و سریع عمل می‌کند ولی تعداد خطای وی از فرد سالم بیشتر است. پاره‌ای از داروهای ‌تحریک کننده مغز که فعالیت مغزی را افزایش می‌دهند مانند آمفتامین و کافئین می‌توانند در بهبود توانایی افراد مبتلا به اختلال یادگیری مؤثر واقع شوند (به نقل از خداپناهی، ۱۳۹۲).

به موجب تعبیر دیگری، نارساکنشی از فرایند نابهنجار متابولیسم سرچشمه می‌گیرد. نتایج بررسی پیل و پارکز[۴۶] (۱۹۷۷) در زمینه تحلیل بیوشیمیایی ترکیبات موی افراد مبتلا به اختلال یادگیری نشان می‌دهند که تفاوت بین میزان ترکیبات سدیم ، کادمیوم، کبالت، سرب و لیتیم ۹۸ درصد گروه نمونه و گواه معنادار است (به نقل از خداپناهی، ۱۳۹۲). بر اساس فرضیه گشویند و گالابوردا (۱۹۸۵) اختلال می‌تواند مربوط به تغییر مغز در دوره تحول باشد. مبنای این فرضیه این است که سطح گیجگاهی نامتقارن است و در افراد راست‌برتر نیمه چپ بزرگتر از راست است. این نامتقارنی مبین نامتقارنی عصبی است که از آن نقش برتر ‌نیم‌کره چپ برای زبان آشکار می‌شود. از آنجا که این نامتقارنی در مردان بیشتر مشخص شده است، احتمال دارد که تستوسترون در این فرایند نقش داشته باشد. به هنگام دوره تحول جنینی، بیضه فوتوس تستوسترون با غلظت زیاد تولید می‌کند که قبل از تولد سطح آن کاهش و پس از تولد دوباره سطح غلظت افزایش می‌یابد و پس از مدتی دوباره کاهش‌یافته، در زمان بلوغ دوباره سطح آن افزایش پیدا می‌کند. در این نظریه فرض می‌شود که مقدار تستوسترون جنین، تحول ‌نیم‌کره چپ را به تعویض می‌اندازد و در نتیجه امکان فضایی و زمانی برای برتری تحول ‌نیم‌کره راست فراهم می‌گردد و به همین جهت در مردان مناطق ‌نیم‌کره راست در مقایسه با ‌نیم‌کره چپ توسعه یافته است. چنانچه سطح غلظت تستوسترون عامل این نامتقارنی باشد، در این صورت ممکن است توانایی زودرس در زمینه منطق ریاضی ناشی از این امر باشد. ‌بنابرین‏ احتمال دارد که آثار منفی تستوسترون به صورت تغییر مغز و اختلال یادگیری تظاهر پیدا کند. افزون بر این در مردان و بویژه مردان استثنایی فزونی بیماری‌های خودایمنی از قبیل میگرن، آلرژی، اختلال غده تیروئید و التهاب دیواره معده بیشتر پدید می‌آید که مبین نقش تستوسترون در تحول نظام ایمنی بدن است (به نقل از خداپناهی، ۱۳۹۲).

طبقه‌بندی ناتوانایی‌های یادگیری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:09:00 ب.ظ ]




۲- آموزش عالی از طریق مؤلفه‌ گسترش کارکردها و فعالیت های فرهنگی بر توسعه فرهنگی دانشگاه پیام نور مرکز کرج تاثیرمعنا داری دارد.

۳- آموزش عالی از طریق مؤلفه‌ اشاعه فناوری اطلاعات و ارتباطات ‌بر توسعه فرهنگی دانشگاه پیام نور مرکز کرج تاثیرمعنا داری دارد.

۱-۶- تعریف اصطلاحات پژوهش :

۱-۶-۱- تعاریف نظری آموزش عالی :

شاید نتوان تعریف روشن و جامعی از آموزش عالی داد زیرا در جوامع مختلف دیدگاه ها نسبت به آموزش عالی متفاوت است . در یک تعریف کلی می‌توانیم بگوییم آموزش عالی عبارت است از “آموزش فراتر از سطح مدرسه ، که در دانشگاه ها ،کالج ها و سایر مؤسسات مرتبط صورت می‌گیرد.”(گیدنز[۱۱] ،۱۹۸۹ :۸۰۱ )

آموزش عالی یک مجموعه عظیم فرهنگی است که با تنوع استعدادها، علایق، نگرش ها،بینش‌ها و ارزش‌ها روبه روست و درآن رشته‌های مختلف تحصیلی تدریس می شود ‌و مشاغل آموزشی ،تحقیقاتی و اداری دارد، در چنین مجموعه ای مشکلات رفتاری آموزشی،ارتباطی و اجتماعی بروز می‌کند و استفاده از خدمات راهنمایی و مشاوره را ضروری می‌سازد.تلاش دانشجویان در دانشگاه به کسب دانش و تجربه عملی محدود نمی شود،آنان در پی آن هستند که هویت شخصی خود را دریابند، به هویت اجتماعی برسند و هویت حرفه ای و مهارت‌های شغلی کسب کنند. (احمدی،۱۳۸۳ : ۵۴۰)

۱-۶-۲- تعاریف نظری فرهنگ :

-فرهنگ از جمله مهم ترین و پیچیده ترین مفاهیم موجود در علوم انسانی،به خصوص جامعه شناسی و مردم شناسی است که در زبان های گوناگون ،تعابیر متعددی از آن ارائه شده است.تنوع زیاد تعاریف فرهنگ ،گاهی چنان معضلی می شود که آپیا[۱۲] اندیشمند غنایی می‌گوید: “کار به جایی رسیده است که با شنیدن واژه فرهنگ،ناچاریم به واژه نامه رجوع کنیم”.(گروه نویسندگان،۹۳:۱۳۷۹)

-این واژه در زبان فارسی ،مرکب از دو جزء” فر” و” هنگ” است.”فر” پیشوند و به معنای بالا،بر و پیش آمده و “هنگ” از ریشه اوستایی” تنگا” و به معنی کشیدن،سنگینی و وزن است.در لغت عرب،فرهنگ با کلمه” الثقافه” بیان می شود و به معنای پیروزی ،تیز هوشی و مهارت بوده،سپس به معنای استعداد فراگیری علوم و صنایع و ادبیات به کار رفته است.در زبان لاتین واژه فرهنگ ،برگرفته از واژه کولتورا[۱۳] است که در اوایل دوران مدرن ،حضور چشمگیری در بسیاری از زبان های اروپایی پیدا کرد.نخستین کاربرد های این مفهوم در زبان اروپایی،چیزی از منظور اولیه کولتورا را که به طور عمده به معنای پروردن یا مراقبت از چیزی مثل گیاهان و جانوران است،حفظ کرد. فرهنگ به عنوان اسم مستقل نخست در زبانهای انگلیسی و فرانسوی نمایان شد.در اواخر سده هجدهم به عنوان یک واژه فرانسوی وارد زبان آلمانی شد و ابتدا به صورت Cultur و سپس به صورت Kultur نوشته و تلفظ می شد.(تامپسون[۱۴]،۱۵۴:۱۳۸۰).

      1. تعریف نظری توسعه فرهنگی :

“ژیرار آگوستین”[۱۵] در باب تعریف توسعه فرهنگی می‌گوید:«ایجاد شرایط و امکانات مادی و معنوی مناسب برای افراد جامعه به منظور شناخت جایگاه آنان،افزایش علم و دانش انسان ها ،آمادگی برای تحول و پیشرفت و پذیرش اصول کلی توسعه نظیر قانون پذیری،نظم و انظباط،بهبود روابط اجتماعی و انسانی،افزایش توانایی‌های علمی و اخلاقی ومعنوی برای همه افراد جامعه.»سازمان جهانی یونسکو نیز توسعه فرهنگی را این چنین تعریف نموده است؛«توسعه و پیشرفت زندگی فرهنگی یک جامعه با هدف تحقق ارزش های فرهنگی،به صورتی که با وضعیت کلی توسعه اقتصادی و اجتماعی هماهنگ شده باشد.»(غلامی،۱۳۹۰).

توسعه فرهنگی به معنای به وجود آوردن شرایط و امکانات مادی و معنوی مناسب برای افراد جامعه،ایجاد تفکر توسعه در بین مردم،شناساندن جایگاه آنان، رشد و افزایش آگاهی و دانش آن ها، زمینه سازی برای تحول و نیز پیشرفت جامعه و بالاخره در مجموع ایجاد زمینه هایی فرهنگی برای توسعه است(ادهمی۱۶:۱۳۸۴).

در سال ۱۹۸۶ مجمع عمومی سازمان ملل متحد، دهه جهانی توسعه فرهنگی را اعلام کرد که چهار هدف اساسی داشت:توجه به ابعاد فرهنگی توسعه؛تأکید و تقویت هویت های فرهنگی؛تشویق مشارکت در حیات فرهنگی؛ترویج همکاری های بین‌المللی(فراهانی،۱۳۸۶).در نتیجه توجه به توسعه فرهنگی به تدریج یک ضرورت تلقی شد،زیرا این اعتقاد وجود داشت که توسعه فرهنگی همگام با توسعه اقتصادی نیست بلکه فراتر از آن است و عامل پویایی و نوآوری است(دوپویی[۱۶]،۱۳۷۴).

توسعه فرهنگی را می توان فرایند ارتقاء شئون گوناگون فرهنگ جامعه در راستای اهداف مطلوب دانست که زمینه ساز رشد و تعالی انسان‌ها خواهد شد.در اینجا منظور از شئون گوناگون فرهنگ،نگرش ها،ارزش ها،هنجارها ،قوانین ،آداب و رسوم می‌باشد.(تابش، ۱۳۸۸).

۱-۷- تعاریف عملیاتی :

۱-۷-۱- آموزش عالی :

در این پژوهش منظور از آموزش عالی،دانشگاه پیام نور مرکز کرج می‌باشد.در این تحقیق آموزش عالی از طریق پرسشنامه و تحلیل داده های به دست آمده بررسی و تعیین می‌گردد.این پرسشنامه دارای۲۵گویه می‌باشد که بر اساس نظریه لیکرت ساخته شده است.

۱-۷-۲- توسعه فرهنگی :

در این پژوهش منظور از توسعه فرهنگی ، توسعه فرهنگی دانشگاه پیام نور مرکز کرج می‌باشد که تحقیق حاضر در نظر دارد به بررسی نقش آموزش عالی در توسعه فرهنگی دانشگاه پیام نور مرکز کرج از طریق مؤلفه‌ های ،حفظ ارزش های فرهنگی ،گسترش کارکردها و فعالیت های فرهنگی،اشاعه و انتقال فناوری اطلاعات و ارتباطات جهت ارائه خدمات فرهنگی بپردازد.

فصل دوم

ادبیات و پیشینه تحقیق

۲-۱- مقدمه

هر تحقیق و پژوهش علمی که انجام می پذیرد بر پایه و اساس نتایج مطالعات و تحقیقات پیشین استوار است که هر پژوهشگر باید سعی کند مرتبط ترین دستاورد های تحقیقات پژوهشگران قبلی را مورد شناسایی قرار دهد و دریابد که دیگران تا چه حدی مسئله تحقیق مورد نظر او را بررسی کرده‌اند و به آن نزدیک شده اند ،به عبارت دیگر چه ابعادی از پژوهش فوق مورد بررسی قرار گرفته است. مطالب این فصل شامل چکیده ای ازتحقیق و بررسی های عمیق و وسیع در آنچه که پیرامون موضوع پایان نامه و موضوع های مشابه در کتاب‌ها، مقالات و تحقیقات وجود دارد‌، می‌باشد.

مطالب این فصل شامل سه قسمت می‌باشد،مبانی نظری پژوهش و مبانی تجربی پژوهش و جامعه آماری پژوهش. هر کدام از این قسمتها به چند بخش تقسیم می‌شوند.

بخش اول پیرامون موضوع آموزش عالی و شامل مطالبی در رابطه با تاریخچه وفلسفه آموزش عالی،نقش ها و رسالت های آموزش عالی،عوامل کلیدی موفقیت آموزش عالی، رهبری و مدیریت آن،رابطه آموزش عالی و توسعه فرهنگی،چالش هاو سایر مؤلفه‌ های آموزش عالی می‌باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:09:00 ب.ظ ]




واکنش مثبت حرفه حسابداری در این باره منجر به انتشار بیانیه شماره ۱۹ هیئت تدوین اصول حسابداری با عنوان “گزارشگری تغییرات در وضعیت مالی در سال ۱۹۷۱ گردید.به موجب این بیانیه ، بنگاه‌ها ملزم به تهیه و ارائه صورت تغییرات در وضعیت مالی به عنوان یکی از صورت‌های مالی اساسی در گزارشات سالانه خود گردیدند.در تهیه این صورت مالی نیز وجوه به مفهوم تمامی منابع مالی تفسیر شده بود.در سال ۱۹۷۸ انجمن حسابداران رسمی امریکا بیانیه‌ای تحت عنوان گزارشگری مالی و ارزیابی قدرت پرداخت دیون را که توسط پروفسور گلوید نوشته شده بود، منتشر نمود.پروفسور گلوید در این بیانیه ایراداتی را به صورت تغییرات در وضعیت مالی مطرح نمود که عبارت است از :

    • اهداف صورت تغییرات در وضعیت مالی نامشخص است.

    • مفهوم تمام منابع مالی تعریف نشده است.

      • محاسبه وجوه ناشی از عملیات به روش غیر مستقیم برای عموم استفاده کنندگان از صورت‌های مالی ،غیر قابل فهم است.

  • سرمایه در گردش مبنایی مناسب برای ارزیابی قدرت پرداخت دیون نیست.

در طی همین دوران جامعه حرفه‌ای شاهد عدم توانایی صورت تغییرات در وضعیت مالی بر مبنای سرمایه در گردش در ارزیابی قدرت پرداخت دیون بنگاه‌های تجاری بود.

بسیاری از مؤسسات علی‌رغم وجود سود خالص و سرمایه در گردش مناسب، ورشکست شدند.نمونه کلاسیک این مسئله شرکت دبلیو . تی . گرانت بود (طاهری ازبرمی،۱۳۸۵ :۴۴).

پروفسور گلوید ۱این گونه نارسایی‌ها سبب شد تا اعتبار دهندگان و سرمایه گذاران ‌به این نتیجه برسند که حسابداری تعهدی از جریان وجوه نقد بنگاه‌های فاصله زیادی گرفته است.وجود این مشکلات و همچنین حمایت و پشتیبانی حرفه‌ای از به کار گیری مفهوم وجوه به عنوان جریان‌های نقدی ، منجر به انتشار استاندارد شماره ۹۵ هیئت تدوین استاندارد های حسابداری مالی امریکا تحت عنوان صورت گردش وجوه نقد در سال ۱۹۸۷ گردید.این استاندارد تعریف وجوه به عنوان سرمایه در گردش و به کار گیری مفهوم تمامی منابع مالی را لغو و در مقابل وجوه را به عنوان وجه نقد و معادل نقد تعریف و شکل جدیدی را جهت ارائه صورت گردش وجوه مطرح نمود.آخرین تغییرات از مفهوم وجوه در بیانیه هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی امریکا آمده است.این مفهوم عموماً شامل موجودی نقد یا سپرده‌های دیداری بعلاوه معادل نقد است.

۲-۲-۳-۱ وجه نقد و چارچوب نظری

هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی نسبت به ضرورت تهیه و افشای اطلاعات مربوط به گردش وجوه نقد دارای موضع گیری صریح و روشن می‌باشد.این موضع با تعریف نیازهای استفاده کنندگان بالقوه از اطلاعات مالی آغاز می‌گردد.فرض شده است که تصور سرمایه گذاران ، وام دهندگان و کارکنان از بنگاه ، منبعی از وجه نقد است که منجر به تقسیم سود ، پرداخت بهره ، افزایش در ارزش بازار اوراق سرمایه ، باز پرداخت وام‌ها ، پرداخت بهای کالا و خدمات و یا حقوق و دستمزد می‌گردد.

۱-Golvid

از آنجایی که اهداف سه‌گانه گزارشگری مالی عبارتند از :

    • گزارشات مالی باید به نحوی تهیه شود که نیاز اطلاعاتی سرمایه گذاران فعلی و بالقوه ، بستانکاران و سایر تصمیم گیرندگان سرمایه گذاری را فراهم کند.

    • اطلاعاتی که درباره منابع و تغییرات در منابع مؤسسه‌ را گزارش نماید.

  • اطلاعات مفیدی درباره جریان‌های نقدی آتی گزارش نماید.

به همین لحاظ،هدف اصلی گزارشگری مالی که منعکس کننده علایق مشترک همه استفاده کنندگان بالقوه صورت‌های مالی است.بر روی توانایی بنگاه در تأمین جریان‌های نقدی مطلوب متمرکز گردیده است.

بیانیه شماره (۱) مفاهیم حسابداری مالی در این زمینه گفته است:

گزارشگری مالی باید اطلاعاتی ‌در مورد چگونگی تحصیل یا پرداخت وجه نقد ، استقراض و بازپرداخت آن ،معاملات مربوط به حقوق صاحبان سرمایه شامل تقسیم سود نقدی و سایر موارد توزیع منافع بنگاه بین صاحبان آن و سایر مواردی که ممکن است بر نقدینگی و قدرت پرداخت دیون آن تأثیر می‌گذارد، فراهم نماید.اطلاعات مربوط به جریان‌های نقدی یا سایر جریان‌های وجوه می‌تواند در آشنایی با عملیات بنگاه ، ارزیابی فعالیت‌های تأمین مالی ، ارزیابی نقدینگی ،قابلیت پرداخت دیون و تفسیر اطلاعات تهیه شده مفید و سودمند باشد.

این بیانیه نشان دهنده این مطلب بود که هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی توجه خود را به گزارشگری جریان‌های نقدی و در نهایت انتشار بیانیه شماره۹۵ معطوف نموده است .این حرکت هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی ناشی از برخی باورها و اعتقادات اعضای آن به شرح زیر بود:

ارزیابی بازار از موقعیت قابل پیش‌بینی یک بنگاه در تحصیل جریان‌های نقدی مطلوب بر قیمت‌های بازار اوراق بهادار آن تأثیر می‌گذارد، اگر چه ارزش بازار این اوراق تحت تأثیر عوامل گوناگونی چون شرایط عمومی اقتصادی ، نرخ‌های بهره ، روان شناسی بازار و غیره نیز قرار دارد که مربوط به یک بنگاه به خصوص نمی‌باشد ( احمدی ،۶۷:۱۳۸۶).

هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی در بیانیه مفاهیم حسابداری بیان نموده که صورت گردش وجوه نقد می‌بایستی دارای نقاط مثبتی باشد که به استفاده کنندگان در بر طرف نمودن نیازهایشان کمک نماید .اطلاعات سودمندی را ‌در مورد فعالیت‌های بنگاه در تحصیل وجه نقد از طریق عملیات جاری به منظور باز پرداخت بدهی‌ها ، تقسیم سود یا سرمایه گذاری مجدد به منظور حفظ یا توسعه ظرفیت عملیاتی ، ‌در مورد فعالیت‌های تأمین مالی چه از طریق استقراض و چه از طریق صاحبان سرمایه و همچنین ‌در مورد فعالیت‌های سرمایه گذاری یا پرداخت‌های نقدی ارائه می‌کند. استفاده های مهم از اطلاعات مربوط به دریافت‌ها و پرداخت‌های نقدی جاری به منظور کمک کردن به دست یابی به عواملی همچون نقدینگی بنگاه ، انعطاف پذیری مالی ، سود آوری و ریسک می‌باشد.

۲-۲-۳-۲ حرکت به سوی جریان‌های نقدی

بر همین اساس ، هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی در بررسی‌های اولیه خود در سال ۱۹۸۰ ، صورت گردش وجوه نقد را به عنوان اطلاعاتی مطلوب که می‌بایست به همراه سایر صورت‌های مالی ارائه شود ، معرفی نمود.دلایل پشتوانه این نظریه توسط هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی به شرح زیر بیان شده است:

۱-باز خورد جریان‌های نقدی واقعی را فراهم سازد .

۲-کمک به تعیین رابطه بین سود حسابداری و جریان‌های نقدی

۳-اطلاعاتی ‌در مورد کیفیت و چگونگی سود فراهم آورد .

۴-قابلیت مقایسه اطلاعات مندرج در گزارشگری مالی را ارتقاء دهد .

۵-کمک به ارزیابی انعطاف پذیری و وضعیت نقدینگی

۶-کمک به پیش‌بینی جریان‌های نقدی آتی .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:09:00 ب.ظ ]




مبحث سوم: اصل رعایت موازین حقوق بشری حین اجرای کیفر

با توجه به مطالبی که در رابطه با عدم اصرار شارع بر اثبات جرایم منافی عفت و فراتر از آن پیش‌بینی گریزگاه هایی برای فرار از کیفر بعد از اثبات جرم بیان شد ممکن است این مطلب به ذهن متبادر شود که در سیاست جنایی اسلام با وجود همه موانع اثبات و گریزگاههای فرار از کیفر، اگر فردی به مرحله اجرای کیفر برسد بدون هیچ ملاحظه‌ای کیفر ‌در مورد او اجرا می‌شود و سرنوشت چنین فردی بعد از تحمل مجازات اهمیتی ندارد اصل رعایت موازین حقوق بشری در زمان اجرای کیفر و بعداز آن، بر این تصور خط بطلان می کشد و نشان می‌دهد که در سیاست جنایی اسلام وضعیت محکوم حین اجرای کیفر و بعد از آن در همه جرایم منافی عفت، از اهمیت برخوردار است.

گفتار اول: رعایت موازین حقوق بشری حین اجرای کیفر

در این قسمت به برخی از تدابیر مربوط به زمان اجرای کیفر که نشان دهنده جریان اصل رعایت ملاحظات انسانی و رعایت موازین حقوق بشری در این مرحله است اشاره می‌شود.

عدم اجرای کیفر در زمان بیماری: قبل از اجرای برخی از مجازات‌ها باید ‌در مورد سلامت جسمانی محکوم اطمینان حاصل شود.در صورتی‌که فرد محکوم بیمار باشد، مجازات تازیانه بر او جاری نمی‌شود و تا زمان بهبودی او اجرای مجازات به تأخیر می‌افتد[۱۷۵].

البته چنانچه وضعیت بیمار به گونه‌ای باشد که امیدی به بهبودی بیمار نباشد[۱۷۶]. یا حاکم تعجیل در اجرای مجازات را مصلحت بداند[۱۷۷]، مجازات به صورت ضغث بر بیمار جاری می‌شود. مراد از ضغث این است که تعدادی چوب و مانند آن را به صورت مجموعه‌ای در آورده یک بار بر بدن مجرم بزنند به گونه‌ای که بدنش را به درد آورد تعداد چوب‌ها به تعداد تازیانه‌ای است که باید بر مجرم زده شود و لازم نیست همه چوب‌ها بر بدن مجرم اصابت نماید[۱۷۸].

تأخیر در اجرای مجازات به سبب بیماری محکوم مخصوص مجازات جلد است. از آنجا که فرد محکوم به رجم یا قتل در معرض تلف شرعی است ونفس وجان وی گرفته می‌شود[۱۷۹]، اجرای رجم یا قتل به سبب بیماری وی به تأخیر نمی‌افتد. فقها، زن مستحاضه را در حکم بیمار می‌دانند[۱۸۰] و معتقدند که اجرای مجازات جلد ‌در مورد چنین زنی تاحصول بهبودی به تأخیر می‌افتد مگر اینکه موجبات اجرای مجازات به صورت ضغث فراهم باشد.

عدم اجرای کیفر در دوران بارداری و شیرده: یکی دیگر از جلوه‌های رعایت موازین حقوق بشری، تأخیر در اجرای مجازات به سبب بارداری محکوم است اجرای مجازات جلد ورجم ‌در مورد زن باردار تا زمان وضع حمل، خروج از نفاس و پایان دوره‌ شیرده به تأخیر می‌افتد البته در صورتی که فردی کفالت طفل را در این مدت به عهده بگیرد، [۱۸۱]نهاآنمجازات اجرا می شود۱٫برخی از فقها بین مجازات جلد و رجم قائل به تفکیک شده‌اند و معتقدند که «مجازات رجم تا زمان وضع حمل و پایان دوره شیرده به تأخیر می‌افتد ولی مجازات جلد جاری می‌شود مگر اینکه بیم ضرر به طفل وجود داشته باشد[۱۸۲] » ‌بر اساس این دیدگاه اصل بر اجرای مجازات جلد ‌در مورد زن باردار است مگراینکه بیم ضرر به فرزند وجود داشته باشد.

‌بنابرین‏ در به تأخیر انداختن مجازات زن باردار تنها سلامتی زن مورد توجه نیست بلکه سلامتی و تغذیه مناسب طفل هم مدنظر است اگرچه این طفل از طریق نامشروع تولد یافته باشد.

اجرای کیفر در هوای معتدل: حد جلد نباید در هوای بسیار سرد و بسیار گرم اجرا شود تا ضرری بیش از آنچه که لازمه‌ی حد است، متوجه مجرم نشود هشام بن احمد در این باره نقل می‌کند که: «با امام کاظم در مسجد نشسته بودیم هنگام نماز صبح در روزی بسیار سرد. حضرت صدای مردی را شنید فرمود: صدای چیست؟ گفتند صدای مردی است که حد بر ‌او جاری می شود امام فرمود: سبحان الله در این ساعت، در زمستان حدی ‌بر کسی جاری نمی شود مگر در گرم‌ترین ساعت روز و در تابستان حدی جاری نمی‌شود مگر درخنک‌ترین ساعت روز» ‌بنابرین‏ اجرای مجازات باید در هوای معتدل صورت بگیرد در فصل زمستان درگرم‌ترین ساعت روز و در فصل تابستان در خنک‌ترین ساعت روز[۱۸۳].

اجرای کیفر در حضور مومنین: خداوند متعال در آیه ۲ سوره نور پس از بیان مجازات حد جلد برای زانی و زانیه، حضور تعدادی از مؤمنان هنگام اجرای مجازات راضروری می‌داند. یکی از محققان در بیان فلسفه حضور مومنین چنین می‌نویسد: « منظور آیه این است که عده‌ای از مؤمنان به هنگام اجرای حد حضور داشته باشند تا حکومت که معمولاً در معرض فساد است به گونه‌ای غیر انسانی و بیش از اندازه حدالهی را جاری نکند که موجب تنفر و گریز و بی‌دینی مجرم گردد، وجه حضور مؤمنان نظارت بر اجرای صحیح کیفر است تا اثر اصلاحی آن حفظ شود نه اینکه صرفا جنبه عبرت آموزی داشته باشد[۱۸۴].

برخی از فقها اشاره نموده‌اند که بهتر است مومنینی که هنگام اجرای مجازات حضور می‌یابند از افراد برگزیده باشند[۱۸۵]. یعنی نه تنها باید فقط مومنین حضور یابند بلکه شایسته است افراد برگزیده از مومنین حضور یابند اهمیت حضور چنین افرادی هنگام اجرای مجازات جلد بیشتر است، چرا که اگر افراد ناشایست هنگام اجرای مجازات حضور داشته باشند با توهین و تمسخر محکوم، ادامه زندگی اجتماعی پس از تحمل مجازات برای محکوم رادشوار می‌سازند. البته لزوم حضور مومنین هنگام اجرای مجازات فقط ‌در مورد جرم زناست و در سایر جرایم منافی عفت نه تنها چنین لزومی وجود ندارد بلکه از برخی از روایات کراهت حضور هنگام اجرای مجازات برداشت می‌شود.

گفتار دوم: رعایت موازین حقوق بشری پس از اجرای کیفر

در این قسمت سعی می‌شود با اشاره به برخی از تدابیر، جریان اصل رعایت موازین حقوق بشری بعد از اجرای کیفر روشن شود.

دقت در سیره‌ی معصومین نشان می‌دهد که بعد از اجرای مجازات هم، رعایت ملاحظات انسانی واحترام به شخصیت مجرم ضرورت دارد. حضرت علی به رفتار مردمی که سراجه همدانیه رابعد از اجرای رجم لعن می‌کردند واکنش نشان داد و فرمود: به او بی احترامی نکنید هر حدی که جاری می‌شود کفاره آن گناه است[۱۸۶].

یادر جریان دیگری، حضرت بعد از اجرای مجازات رجم بر مردی او را از گودال خارج کرد و خود بر او نماز گزارد و او را دفن کرد و در جواب فردی که پرسید آیا او را غسل نمی‌دهید فرمود: این مرد به واسطه تحمل مجازات تا روز قیامت پاک شده است[۱۸۷].

اهمیت احترام به فردی که مجازات ‌در مورد او اجرا می‌شود به اندازه‌ای است که گاهی توهین به چنین فردی ضمانت اجرای کیفری دارد.

به عنوان مثال پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: هنگامی که خدمتگزار شما زنا کرد او را شلاق بزنید ولی وی را سرزنش نکنید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:09:00 ب.ظ ]




این ویژگی در متون حسابداری «بیان صادقانه» نامیده شده است و تمرکز آن بر انطباق اطلاعات مالی با واقعیت، انعکاس محتوای رویدادها و وصف مبانی اقتصادی معاملات است. در اینجا اطلاعات آنچه را که اتفاق افتاده است به طور صادقانه و صریح وصف می‌کند. این ویژگی در تلاش برای پاسخ دادن به سوالات زیر است:

• زمانی‌که شرکت اصول حسابداری لازم را انتخاب می‌کند، چگونه این اصول ارزیابی می‌شود تا اطمینان حاصل شود به‌نحو مناسب مبانی اقتصادی معاملات را وصف می‌کند؟

• کدام اصول حسابداری در طول سال تغییر ‌کرده‌است و چگونه ارزیابی شده‌است؟

• وقتی شرکت وارد معاملات پیچیده و مهمی می‌شود که در متون حسابداری به‌شکل سیاه و سفید نیست، شرکت چگونه حسابداری مناسب را ارزیابی می‌کند؟

• فلسفه مدیریت ‌در مورد کاربرد اصول حسابداری در این وضعیتها چیست؟

• متون حسابداری تا چه حد مانع از انعکاس معامله طبق محتوای آن است و شرکت چه اطلاعات تکمیلی (در یادداشتهای توضیحی و گزارش هیئت‌مدیره) به منظور درک سرمایه‌گذاران فراهم می‌کند؟

خصوصیات کیفی اصلی مرتبط با ارائه اطلاعات

بر اساس مفاهیم نظری گزارشگری اطلاعات مالی ایران دو ویژگی «قابل فهم بودن» و«قابل مقایسه بودن» اصلی ترین خصوصیات مرتبط با نحوه ارائه اطلاعات حسابداری می‌باشند:

الف) قابل فهم بودن

یکی از ویژگی‌های مهم خاص استفاده کننده در چارچوب نظری IASB و FASB ویژگی کیفی قابل فهم بودن می‌باشد. قابل فهم بودن در بیانیه مفهومی شماره ۲ چنین تعریف می شود «کیفیت اطلاعات که استفاده کننده را قادر می‌سازد اهمیت آن را درک کند.» به طور مشابه چارچوب IASB قابل فهم بودن را این چنین تعریف می‌کند: «اطلاعات باید به شیوه ای ارائه شود که توسط استفاده کننده ای که دارای یک دانش معقول از فعالیت های اقتصادی، تجاری و حسابداری باشد و در جهت مطالعه و بررسی اطلاعات تلاش معقولی داشته باشد، به راحتی قابل درک باشد.»

هر چند، قابل فهم بودن در حالی که یکی از چهار ویژگی کیفی اصلی چارچوب IASB می‌باشد با این وجود به عنوان یک ویژگی کیفی خاص استفاده کننده هیچ وقت آن موقعیتی را که بیانیه مفهومی شماره ۲ به آن اعتقاد داشته است، IASBبرای آن قائل نشد.

ب) قابل مقایسه بودن[۸۵]

قابل مقایسه بودن اینگونه تعریف می شود «کیفیتی از اطلاعات که استفاده کنندگان را قادر می‌سازد شباهت ها و تفاوت های بین دو پدیده اقتصادی را مشخص کنند.[۸۶]» زمانی که ارزش های منصفانه به نحو قابل اتکایی اندازه گیری شوند، قابل مقایسه بودن اطلاعات را بالا می‌برند.

یک فرایند تسعیر نرخ ارزخارجی را در نظر بگیرد؛ ارزش های تاریخی دارایی ها به نرخ تاریخ معامله تسعیر می‌شوند. این تفاوت بین مبالغ تاریخی برای دارایی های مشابه، باعث به وجود آمدن نرخ های متفاوت مبادله بین تاریخ تحصیل اولیه و تاریخ ترازنامه خواهد شد. یا شرایطی را در نظر بگیرید که به موجب آن سه دارایی مشابه در یک زمان مشابه و با یک قیمت مشابه در سه کشور مختلف خریداری می‌شوند و سه مبلغ متفاوت بهای تمام شده تاریخی برای آن ها در تاریخ ترازنامه گزارش می شود. صدور مجوز ضرورت تجدید ارزیابی دارایی های ثابت مشهود ،کاربردهای مهمی ‌در مورد ویژگی قابل مقایسه بودن دارد. انتظار می رود که در شرایط نبودن الزام برای تجدید ارزیابی، قابل مقایسه بودن کاهش یابد. بسیاری از واحدهای اقتصادی ممکن است بنا به دلایل مختلف( مثل صرفه جویی های مالیاتی ) در حالی که سایر واحدهای اقتصادی دارایی های خود را ‌بر اساس ارزش منصفانه مجددا ارزش گذاری می‌کنند, گزارش های خود را ‌بر اساس بهای تمام شده تاریخی تنظیم نمایند. تشخیص شباهت ها و تفاوت ها بین دارایی های ثابت مشهود واحدهای اقتصادی مختلف، در شرایطی که روش های مختلفی برای ارزشیابی دارایی ها وجود دارد بسیارسخت خواهد بود.

این خصوصیت ‌بر استفاده از روش مشابه حسابداری برای رویدادها و معاملات مشابه و همچنین روش متفاوت برای رویدادها و معاملات غیرمشابه تأکید دارد. بر این اساس، مقایسه‌پذیری نباید با ثبات رویه یا یکنواختی اشتباه شود. برای تفکر درخصوص مقایسه‌پذیر بودن می‌توان پرسید که:

• آیا اطلاعات به‌طریقی تهیه می‌شوند که مقایسه آگاهانه با سایر شرکت‌ها را ممکن سازد؟

• خط مشی‌های حسابداری، افشا، شکل صورت‌های مالی و سایر وسایل گزارش مالی در مقایسه با رقبا چگونه است؟

• ‌بر اساس چه زمینه‌هایی می‌توان قضاوت کرد که کیفیت آن ها بهتر یا بدتر است (یعنی کدامیک از خصوصیات کیفی که در این مدل بحث شد، بهتر تامین می‌شود)؟

• اگر خط‌مشی حسابداری منتخب، ‌منعکس کننده رویه صنعت خاصی است، آیا این رویه رایج است؟ اگر نیست، آیا با الزامات حسابداری که مشخصاً به عنوان اصول پذیرفته‌شده حسابداری معین شده است، انطباق دارد؟

ثبات رویه[۸۷]

ثبات رویه اینگونه تعریف می شود «مطابقت از دوره ای به دوره دیگر با سیاست ها و رویه های ثابت[۸۸]». این خصوصیت بریکنواختی و تغییر نیافتن روش‌ها و خط‌مشی‌ها در دوره های مختلف تأکید دارد. می‌توان پرسید که:

• آیا عملکرد یک شرکت را می‌توان در طی یک دوره زمانی به‌نحو مناسب مقایسه کرد؟

• چه تغییراتی، در صورت وجود، در خط‌مشی‌های حسابداری یا کاربرد خط‌مشی‌ها، استفاده از ‌برآوردها و قضاوت‌های مدیریت انجام شده است؟

• چگونه این تغییرات در مقایسه با رویه‌های گذشته منجر به بهبود شده‌اند (یعنی کدامیک از خصوصیات کیفی مدل بهتر تامین شده است)؟

• شما به چه موارد افشای مشخصی به منظور اثبات مناسب بودن ارائه اثر تغییرات در همه دوره های گزارش شده می‌توانید اشاره کنید؟

اهمیت کیفیت گزارشگری مالی در استانداردهای حسابرسی

بوشمن و همکاران (۲۰۰۱) بیان می­دارند گزارش­های مالی می ­تواند از سه طریق بازار سرمایه را متأثر گرداند.

اول، گزارش­های مالی بهتر کمک می­ کند سرمایه ­گذاری­های بد و خوب تشخیص داده شود که این موضوع ریسک برآورد و در نتیجه هزینه سرمایه را کاهش می­دهد.

دوم گزارش ­های مالی با کیفیت­تر، سرمایه ­گذاران را در تمیزدادن مدیران خوب و بد یاری رسانده و از این­رو موجب کاهش هزینه­ های نمایندگی و بالتبع هزینه سرمایه می­ شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:08:00 ب.ظ ]




این عبارت دارای چهار قید ‌محدود کننده در زمینه تعهدات پذیرفته شده در ارائه ی ضمانت اجراهای کیفری حقوق مالکیت فکری است:

اول :اشاره صرف به «علائم تجاری و کپی رایت(که مخالف با حمایت تریپس از کلیه ی انواع حقوق مالکیت فکری است[۹])دوم: «جعل علامت تجاری و تکثیر غیر مجاز»(که محدود کننده ی تمام اشکال نقض علایم تجاری و کپی رایت آثار ادبی هنری است[۱۰]). با توجه به تفاوت‌های خاصی که در محتوا و چارچوب این مفاهیم وجود دارد، پنل تعاریف ارائه شده در پاورقی ۱۴ از ماده ۵۱ تریپس را ‌در مورد این مفاهیم در نظر گرفت[۱۱].

سومین محدودیت در این زمینه واژۀ ” عامدانه” است،که تمرکز بر قصد و نیت ناقض داشته و منعکس کننده ی ماهیت کیفری پروسه های اجرایی مورد بحث می‌باشد.

سرانجام ، چهارمین قید محدود کننده ،عبارت نقض “در مقیاس تجاری”است.

این یافته ها به درک صحیح از ماده ۶۱ که در بالا بدان اشاره شد،کمک می کند.

در میان این معیارهای ‌محدود کننده،واژۀ”درمقیاس تجاری” سرنوشت سازترین است با توجه به نوع ‌تفسیر این واژه،اعضای سازمان تجارت جهانی قادر خواهند بود، از فضای خط مشی قابل ملاحضه ای ،در تعریف محدودیت های اجرای کیفری مالکیت فکری بهره مند شوند.[۱۲]

بند اول: تعریف و تفسیر تحت الفظی واژه ی مقیاس تجاری

دیکشنری آکسفورد انگلیس، مقیاس تجاری را اینگونه تعریف نموده : موضوعی که با تجارت مرتبط است و باعث ایجاد سود و مزیت می شود[۱۳]. دیکشنری آکسفورد انگلیس، واژۀ مقیاس را اینگونه تعریف می‌کند:

۱ـ یک معیار طبقه بندی شده از ارزش که در شکل استاندارد، می‌باشد و برای اندازه گیری و درجه بندی به کار گرفته می شود.

۲ـ یک ابزار اندازه گیری که بر پایه یک سیستم می‌باشد.

۳ـ یک حجم و دامنه و یا میزان ومقدار نسبی[۱۴].

درخصوص معنای متداول لغت «مقیاس» جای بحثی وجود ندارد. امکان دارد این لغت: اندازه، درجه، حجم نسبی یا مقدار تعریف شود[۱۵]. درخصوص بزرگی، فراوانی، کوچکی و از این قبیل به کار می‌رود. معنای متداول این کلمه شامل هردو مفهوم کمیت می‌باشد، هم از نظر وسعت و میزان، و نیز به همان اندازه مفهوم نسبیت را در بر می‌گیرد.

هر دو برداشت توامان در مفاهیم نسبت و درجه اعمال می‌شوند. از اینرو یک «مقیاس» خاص اشیامعین و یا وقایع وعملکردهایی را از نظر اندازه با هم مقایسه می کند.برخی از این اشیامعین و یا وقایع وعملکردها مطابق با اندازه ی مطرح شده خواهند بود و برخی نخواهند بود.[۱۶]

اندازه ی مطرح شده به وسیله ی واژه ی «تجاری» بیان شده است. واژه ی «تجاری» می‌تواند به طرق مختلفی شرح و وصف شود. دو تعریف ذیل درطول این دوره دادرسی مطرح شدند:

-۱درگیر شدن در تجارت: هر اقدامی که مرتبط یا در راستای تجارت باشد.

۲-تمایل به بازگشت مالی در عوض دست آوردهای هنری ، به دست آوردن سود احتمالی, به ‌عنوان موضوع محض ‌و مطلق از کسب و کار در نظر گرفته شده[۱۷].

بند دوم: تعریف نقض در مقیاس تجاری بر مبنای معاهده تریپس

در موافقت‌نامه‌ی تریپس هیچ استفاده ا‌ی از کلمه «مقیاس» به غیراز جملات اول و چهارم ماده ۶۱ نشده است؛اگرچه متن موافقت‌نامه‌ی تریپس نشان می‌دهد،به کرات ازلغت«تجاری»درکناربسیاری از اسامی دیگر استفاده شده است، با این وجود لغت «تجاری» در هیچ جایی از معاهده‌ی فوق با کلمه «مقیاس» به کار نرفته است.[۱۸]

می توان گفت :«مقیاس» بر میزانی نسبی دلالت دارد و منعکس کننده‌ قصد و نیت مذاکره کنندگان در باب اعمال محدودیت‌هایی بر تعهدات مندرج در جمله اول ماده ۶۱به اندازه جعل علایم تجاری و سرقت ادبی از آثار حمایت شده دارد، از اینرو، در حالی که کلمه «تجاری» کلمه‌ای کیفی است اگر به تنهایی با این لغات استفاده شود اشتباهاتی را به دنبال خواهد داشت و در متن می‌بایست مفهومی کمی داشته باشد[۱۹].

مروری بر استفاده و کاربردهای کلمه «تجاری» در موافقت‌نامه‌ی تریپس نشان می‌دهد این لغت نه تنها فروش را ،بلکه فعالیت‌های مختلفی دیگری را نیز به بازار مرتبط می کند؛ همچنین بیانگر این است که فعالیت‌های «تجاری» نمی‌تواند در مقیاسی بزرگتر از دیگر مقیاس‌ها همچون فعالیت‌های «غیرتجاری عمومی» تصور شوند،حتی ‌اگر آن مقیاس به طور کلی بزرگتر از مثلا استفاده ی «شخصی» یا استفاده «داخلی» باشد.

ویژگی‌ اختصاصی فعالیت‌های تجاری این است که برای کسب سود ‌و منفعت به کار می‌روند. همچنین بازنگری کاربردهای کلمه «تجاری» نشان می‌دهد که، بر خلاف همه آن ها، در ماده ۶۱ از کلمه «تجاری» برای تخصصی کردن مفهوم مقدار استفاده شده است.[۲۰]

مبحث دوم: مکانیزم حل اختلاف در سازمان تجارت جهانی[۲۱]

یکی از بزرگترین ابتکارات سازمان تجارت جهانی ایجاد یک سیستم یکپارچه حل و فصل اختلافات می‌باشد.

توسعه روابط بین‌المللی به موازات آثار مثبت خود، عوارض جانبی منفی از جمله بروز اختلافات بین‌المللی ناشی از گسترش روابط بین کشورها را نیز به همراه داشته است. بسیاری از این اختلافها، علی رغم دارا بودن منشا مالی قابل حل و فصل، به علت فقدان مکانیسمی مؤثر برای حل و فصل مسالمت آمیز آن، موجب بروز جنگ‌های دو جانبه یا چندجانبه شده اند. از یک طرف توسعه جامعه بشری، نیاز به گسترش و توسعه روابط بین‌المللی را اجتناب ناپذیر کرده و از طرف دیگر همین مسئله می‌تواند ایجاد تنش در روابط بین کشورها و رویارویی ملت ها را موجب گردد. سازمان‌های بین‌المللی و پیمانهای بین‌المللی با طراحی مکانیسمی برای حل و فصل اختلافات اعضایشان، تلاش زیادی را برای هدایت ‌دولت‌های‌ جهان به سمت توسل به ابزارهای حقوقی جهت حل و فصل اختلافاتشان صورت داده‌اند. یکی از این سازمان‌های بین‌المللی، سازمان تجارت جهانی می‌باشد. چون امروزه با توجه به گسترش خارق العاده روابط اقتصادی بین کشورها در اشکال مختلف از قبیل قراردادهای تجاری، سرمایه گذاری خارجی، سرمایه گذاری اشتراکی، انتقال تکنولوژی، خدمات مالی و پولی، خدمات اطلاع رسانی و…، بروز طبیعی اختلاف نظرها در رابطه با این معاملات، نیاز به وجود مرجع و مکانیسمی جهانی برای حل و فصل مؤثر این گونه اختلافات، بسیار محسوس است. سازمان تجارت جهانی در جهت حل این معضل و با هدف قاعده مند کردن روابط اقتصادی بین‌المللی از اوایل سال ۱۹۹۵ فعالیت خود را به صورت رسمی آغاز کرده و با اختصاص رکنی مختص حل و فصل اختلافات و تنظیم مجموعه ای از آیین نامه ها و قواعد برای رسیدگی به اختلافات، تحول اساسی در زمینه حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات تجاری بین‌المللی به وجود آورده است[۲۲].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:08:00 ب.ظ ]




نالتی و دیگران، در پژوهشی با عنوان “راهبری شرکتی و ریسک” به بررسی رابطه بین مکانیزم های راهبری شرکتی و ریسک های مالی و تجاری پرداختند. برای این منظور، حجم وسیعی از شرکت های انگلیسی را طی دوره زمانی ۱۲ ماهه منتهی به مارس ۲۰۱۰ مورد بررسی قرار دادند. نتایج این تحقیق حاکی از آن است شرکت هایی که اندازه هیات مدیره کمتری دارند )کمتر از ۸ عضو(، ریسک مالی کمتری را می‌پذیرند. همچنین ‌به این نتیجه رسیدند که استقلال هیات مدیره تأثیری بر پذیرش ریسک مالی ندارد. در زمینه ریسک تجاری نیز آن ها ‌به این نتیجه رسیدند که ارتباط معناداری بین ریسک تجاری و راهبری شرکتی وجود ندارد.( نالتی و دیگران ،۲۰۱۲).

متوسل و همکاران، در تحقیقی به بررسی رابطه بین ویژگی های نظام راهبری شرکتی،کیفیت حسابرسی و کیفیت افشای اطلاعات در ۵۹۰شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۱ پرداختند و ‌به این نتیجه رسیدند که هیچ رابطه ای بین ویژگی های نظام راهبری شرکتی(شامل اندازه هیات مدیره،استقلال هیات مدیره،اندازه مؤسسه‌ حسابرسی و مالکیت نهادی)با کیفیت افشای اطلاعات وجود ندارد.(متوسل و همکاران،۲۰۱۳).

علام و علیشاه، در پژوهشی به بررسی رابطه راهبری شرکتی و ریسک شرکت پرداختند. این دو محقق ۱۰۶ شرکت پاکستانی را طی دوره ۲۰۱۰ – ۲۰۰۵مورد بررسی قرار دادند و در پایان ‌به این تیجه رسیدند که بین معیارهای راهبری شرکتی و ریسک شرکت ارتباط معناداری وجود دارد. کنترل خانوادگی و کنترل بانکی ارتباط معکوس با ریسک شرکت، ساختار مالکیت و دوگانگی وظیفه مدیرعامل ارتباط مستقیم با ریسک شرکت داشتند. (علام و علیشاه،۲۰۱۳).

موران [۴۲]و همکاران، نتایج تحقیق آنان حاکی از آن بود که استقلال هیات مدیره و اندازه هیات مدیره تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش شرکت در میان شرکت‌های بریتانیایی دارد اما آن ها بین استقلال هیات مدیره و ارزش شرکت در میان شرکت هایی ایالت متحده رابطه معنی داری پیدا نکردند .(موران و همکاران،۲۰۱۴).

۲-۳-۲پژوهش های داخلی

حسن قالیباف اصل، به بررسی تأثیر ساختار سرمایه (اهرم مالی ) بر روی ریسک سیستماتیک (β ) سهام عادی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است . در این تحقیق ، ۲۶ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که در سال ۱۳۶۸، در بورس فعال و دارای هزینه بهره وام های دریافتی بودند ، انتخاب و در فاصله زمان (۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲) مورد بررسی قرار گرفت.نتایج حاصل از این تحقیق بیانگر آن بود که اهرم مالی بر ریسک سیستماتیک تأثیر مستقیم دارد یعنی با افزایش اهرم مالی(بدهی)، ریسک سیستماتیک شرکت افزایش می‌یابد. (حسن قالیباف اصل،۱۳۷۳).

احمد احمدپور، در رساله دکترای خود ، به بررسی ”آثار اهرم عملیاتی، مالی و اندازه شرکت روی ریسک سیستماتیک سهام عادی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق تهران“ پرداخت. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که اهرم مالی روی میزان ریسک سیستماتیک اثر دارد؛ یعنی با افزایش میزان بدهی شرکت ها، ریسک سیستماتیک نیز افزایش می‌یابد. در صورتی که اهرم عملیاتی روی میزان ریسک سیستماتیک اثر ندارد . اندازه شرکت(میزان دارایی) روی میزان ریسک اثر معنادار دارد. به عبارت دیگر هر اندازه میزان دارایی شرکت ها بیشتر باشد، ریسک سیستماتیک آن کاهش می‌یابد.(احمد احمدپور،۱۳۷۷).

نوروش و همکاران، به بررسی رابطه بین سازوکارهای نظام راهبری شرکت و هزینه های نمایندگی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند.نتایج حاصل از بررسی نمونه ای ۸۸ شرکت طی سال‌های ۱۳۸۲ الی ۱۳۸۵ بیانگر این بود که بین اعضای غیرموظف هیات مدیره و درصد مالکیت سرمایه گذاران نهادی با هزینه های نمایندگی رابطه معنادار و منفی وجود دارد.از طرفی،نتایج پژوهش آن ها با فرض وجود رابطه بین نسبت بدهی شرکت‌ها و هزینه های نمایندگی، مطابقت نداشت.(نوروش و همکاران،۱۳۸۳).

نمازی و مرادی، سازه‌های مؤثر در تعیین پاداش هیات مدیره شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را بررسی کردند. یافته ها حاکی از رابطه ی معنادار بین نسبت بازده دارایی ها، اندازه شرکت، تمرکز مالکیت و ریسک مالی با پاداش هیات مدیره بوده است.(نمازی و مرادی،۱۳۸۴).

باقرزاده ، رابطه خطی مثبت بین ریسک سیستماتیک و بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد. (باقرزاده ،۱۳۸۴).

مشایخ و اسماعیلی، بین میزان مالکیت اعضای هیات مدیره و کیفیت سود رابطه ای مشاهده نکردند. (مشایخ و اسماعیلی ،۱۳۸۵).

در تحقیقی که توسط قالیباف اصل و رضایی، انجام شد، آزمون ها نشان دادند که بین نسبت اعضای غیر موظف و عملکرد شرکت، رابطه معناداری وجود ندارد.(قالیباف اصل و رضایی،۱۳۸۶).

مدرس و حصار زاده ، در پژوهشی با بهره گرفتن از اطلاعات مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال های ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۵ ، رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی و کارایی سرمایه گذاری بررسی نمودند. ایشان بیان نمودند بر اساس پژوهش های قبلی گزارشگری مالی با کیفیت می‌تواند پیامدهای اقتصادی مهمی از جمله افزایش کارایی سرمایه گذاری داشته باشد. نتایج این پژوهش نشان داد که، علاوه بر اینکه سطح کیفیت گزارشگری مالی با سطح کارایی سرمایه گذاری رابطه معنادار و مثبتی دارد، کیفیت بالاتر گزارشگری مالی موجب بهبود کارایی سرمایه گذاری می‌گردد. همچنین این پژوهش نشان داد که بین بیش( کم) سرمایه گذاری و کیفیت گزارشگری مالی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. ‌بنابرین‏ نتایج این پژوهش حاکی از آن است که کیفیت گزارشگری مالی از طریق کاهش بیش ( کم ) سرمایه گذاری، می‌تواند موجب ارتقای کارایی سرمایه گذاری گردد . (مدرس و حصار زاده ،۱۳۸۷).

آقایی و همکاران، به بررسی رابطه بین ویژگی های راهبری شرکتی (تمرکز مالکیت ،‌مالکیت نهادی ، نفوذ مدیر عامل ، دوگانگی وظیفه مدیر عامل ، اندازه هیات مدیره ، استقلال هیات مدیره ، اتکای بر بدهی و مدت زمان تصدی مدیر عامل در هیات مدیره)و محتوای اطلاعاتی سود در صورت وجود مدیریت سود در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال‌های ۱۳۸۶ – ۱۳۸۰ می پردازند. یافته های آن ها نشان می‌دهد دوگانگی وظیفه مدیر عامل تأثیری بر بهبود محتوای اطلاعاتی سود چه در زمان وجود انگیزه مدیریت سود بالا و چه در زمان وجود انگیزه مدیریت سود پایین ندارد.(آقایی و همکاران ،۱۳۸۸).

سجادی و همکاران ، ‌به این نتیجه رسیدند که اندازه شرکت، عمر شرکت و نوع صنعت رابطه مثبت معنی دار و ساختار مالکیت رابطه منفی معنی دار با کیفیت گزارشگری مالی دارد ولی رابطه نوع حسابرس با کیفیت گزارشگری مالی از لحاظ آماری معنی دار نمی باشد. (سجادی و همکاران، ۱۳۸۸ ).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:08:00 ب.ظ ]




ز)سایر مصادیق قاچاق به موجب قوانین دیگر.

در تبصره ی چهار ماده ی بیست و دو این قانون آمده است : تبصره ۴- مشروبات الکلی، اموال تاریخی- فرهنگی، تجهیزات دریافت از ماهواره به‌ طور غیرمجاز، آلات و وسایل قمار و آثار سمعی و بصری مبتذل و مستهجن از مصادیق کالای ممنوع است.”

مبحث دوم : جرائم مربوط به امور بهداشتی و دارویی

گفتار اول : صلاحیت سازمان تعزیرات حکومتی در جرایم مربوط به امور بهداشتی و دارویی

با توجه به ضرورت نظارت و کنترل دولت بر امور اقتصادی و لزوم هماهنگی مراجع قیمت‌گذاری و توزیع کالا و اجرای مقررات و ضوابط به آن کلیه امور تعزیرات حکومتی بخش دولتی و غیردوتی اعم از امور بازرسی و نظارت رسیدگی و صدور حکم قطعی و اجرای آن بر اساس مصوبه ۲۳/۷/۱۳۶۷ مجمع تشخیص مصلحت نظام به دولت به معنای قوه مجریه محول تا مرجع مذبور بر اساس جرائم و مجازات‌های مقرر در قانون تعزیرات حکومتی اقدام نماید. از آنجا که قانون موصوف در زمینه تخلفات بهداشتی درمانی هیچ گونه مقرراتی را پیش‌بینی نکرده بود لذا همان مجمع متعاقباً قانون تعزیرات حکومتی امور بهداشتی درمانی را به تصویب رسانده و صلاحیت رسیدگی و اتخاذ تصمیم در زمینه جرائم پزشکی را نیز در اختیار دولت قرار داد.

البته قانون اخیرالذکر زمانی به تصویب رسید که قسم عمده‌ای از جرائم پیش‌بینی شده در این قانون قبلاً در قانون مربوط به مقررات امور پزشکی و دارویی و مواد خوردنی و آشامیدنی مصوب ۲۹/۳/۱۳۳۴ مطرح و توسط مراجع ذی‌صلاح اعمال می‌شد. با این حال و با وجود اینکه قانون تعزیرات حکومتی امور بهداشتی درمانی مؤخر بر قانون مصوب ۱۳۳۴ مجلس بود لیکن با توجه به اینکه صلاحیت رسیدگی ‌به این جرائم در اختیار دولت قرار داشت و ماده ۲۴ قانون مارالذکر نیز مقرر می‌داشت:

«اعمال تعزیرات حکومتی موضوع این قانون مانع اجرای مجازات‌های قانونی دیگر نخواهد بود». از زمان تصویب این قانون چه در زمانی که اجرای آن در صلاحیت قوه مجریه بود و چه در زمانی که رسیدگی به جرایم مذکور به دادسراها و دادگاه‌های انقلاب اسلامی محول گردید، هرگز اعمال و اجرای آن مانع اجرای سایر مقررات پزشکی نگردید.

نکته قابل توجه اینکه مجمع تشخیص مصلحت نظام، مقدمتاً رسیدگی به جرایم پزشکی و دارویی بخش دولتی را در صلاحیت قوه مجریه و بخش غیرولتی را در صلاحیت دادسراها و دادگاه‌های انقلاب اسلامی قرار داده بود که بعداً مجمع مذکور طی مصوبه ۲/۹/۱۳۶۹ خود، تعزیرات حکومتی بخش دولتی را نیز در صلاخیت دادسراها و دادگاه های انقلاب اسلامی و با تصویب ماده واحده قانون اصلاح قانون تعزیرات حکومتی در مورخ ۱۹/۷/۱۳۷۳ مجدداً اعمال بخش دولتی و غیردولتی به قوه مجریه (سازمان تعزیرات حکومتی وابسته به وزارت دادگستری) محول گردید و تقریباً همزمان با اجرای قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب، رسیدگی به جرائم پزشکی و دارویی، موضوع قانون تعیزرات حکومتی امور بهداشتی، دارویی و درمانی مصوب مجمع از صلاحیت دادگاه های انقلاب اسلامی خارج شد. بدین ترتیب نمایندگان ویژه رئیس جمهور در ستاد پشتیبانی برنامه تنظیم بازار بر اساس اصل یکصد و بیست و هفت قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و به استناد مصوبه شماره ۴۰۲۱۴/ت ۲۸۷ ه مورخ ۲۳/۷/۷۳ که به عنوان تصمیم هیئت وزیران اتخاذ شذه است در تصمیم شماره ۱۳۰۱۵ مورخ ۲۹/۹/۷۹ خود، دارو، شیرخشک و لوازم پزشکی یکبار مصرف موضوع فصل دوم قانون تعزیرات حکومتی امور بهداشتی و درمانی مصوب سال ۶۷ مجمع را مشمول طرح قرار داده، فصل اول و سوم قانون مذبور که مربوط به جرائم پزشکی و مواد خوردنی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی می‌باشد در مصوبه شماره ۱۰۱۱۹ مورخ ۱۷/۸/۷۴ ستاد پشتیبانی برنامه تنظیم بازار مشمول طرح و رسیدگی به آن در صلاحیت سازمان تعزیرات حکومتی قرار گرفت.(باقرزاده، قانون تعزیرات حکومتی امور بهداشتی و درمانی، صص۱۰-۱۱).

ماده ۴۴ قانون تعزیرات حکومتی امور بهداشتی، دارویی و درمانی مصوب۲۳/۱۲/۶۷ مجمع تشخیص مصلحت نظام ‌در مورد حدود صلاحیت تعزیرات حکومتی ‌در مورد جرائم مربط به امور بهداشتی و دارویی مقرر می‌دارد :

” ماده ۴۴ –اعمال تعزیرات حکومتی موضوع این قانون مانع اجرای مجازات‌های قانونی دیگر نخواهند بود.

مسئولیت و صلاحیتهای سازمان تعزیرات حکومتی اجمالاً در ۵ محور ذیل خلاصه می‌گردد:

(۱)رسیدگی به کلیه تخلفات اقتصادی بخش‌های دولتی و غیر دولتی در محدوده عناوین مصرحه در قانون تعزیرات حکومتی مصوب ۲۳/۱۲/۶۷

۱-گرانفروشی۲-کم فروشی و تقلب۳-احتکار۴-عرضه خارج ازشبکه۵-عدم درج قیمت۶-اخفاء و امتناع از عرضه کالا۷-عدم صدورفاکتور۸-عدم اجرای ضوابط قیمت گذاری و توزیع

۹-عدم اجرای تعهدات واردکنندگان۱۰- نداشتن پروانه کسب ۱۱- نداشتن پروانه بهره بر داری واحدهای تولیدی

۱۲-فروش ارزی – ریالی۱۳-فروش اجباری۱۴-عدم اعلام موجودی کالا۱۵- قرار گرفتن کالا به طور عمده در اختیار اشخاص غیر واجد شرایطقانون نظام صنفی مصوب ۱۳/۴/۱۳۵۹ ۱-عدم انطباق اجرت دریافتی با خدمات ارائه شده۲-عدم رعایت نظامات صنفی از سوی فرد صنفی۳- اعلام حراج و تبلیغ آن بر خلاف واقع

۴- عدم ارائه صورتحساب به خریدار۵- عدم حفظ و ارائه صورتحساب عمده فروش از سوی فروشنده

۶-عدم درج قیمت۷-عدم تطبیق مشخصات کالا با نرخ اعلامی۸-گران‌فروشی و کم فروشی

۹-اخفا و امتناع از فروش کالا۱۰-احتکار

(۲)رسیدگی به تخلفات موضوع قانون تعزیرات حکومتی امور بهداشتی و درمانی(قانون تعزرات حکومتی امور بهداشتی و درمانی مصوب ۲۳/۱۲/۱۳۶۷

۱-ایجاد مؤسسات پزشکی غیر مجاز توسط اشخاص فاقد صلاحیت۲- ایجاد مؤسسه‌ پزشکی توسط افراد متخصص بدون پروانه۳- خودادری بیمارستان‌ها از پذیرش بیماران اورژانس۴-ارائه خدمات مازاد بر احتیاج به منظور سود جویی و دخل و تصرف در صورتحساب و اضافه دریافتی تعرفه۵-به کارگیری متخصصین حرفه های پزشکی و پیراپزشکی فاقد مجوز قانونی کار در مؤسسات پزشکی۶-به کارگیری متخصصین پزشکی و پیراپزشکی فاقد مجوز در محل غیر مجاز۷- به کارگیری افراد فاقد صلاحیت حرفه ای در مؤسسات پزشکی۸- ترک مؤسسه‌ پزشکی توسط مسوول فنی و پزشک کشیک۹-عرضه و فروش داروهای فاقد پروانه ساخت و یا مجوز ورود توسط داروخانه

۱۰-تأسيس داروخانه بدون پروانه تاسیس۱۱- فروش دارو بدون حضور مسوول فنی۱۲- عدم حضور مسوول فنی داروخانه در ساعات مقرر۱۳- تهیه دارو توسط داروخانه خارج از شبکه های تعیین شده توزیع دارو

۱۴- ارائه دارو بدون نسخه پزشک۱۵- عدم درج قید قیمت دارو بر روی نسخه۱۶- عدم ممهور نمودن نسخه به مهر داروخانه۱۷- نگهداری و فروش داروهای فاسد یا تاریخ گذشته۱۸- عرضه و فروش کالاهایی غیر از دارو، لوازم بهداشتی، آرایشی و شیر خشک و لوازم مصرفی پزشکی در داروخانه۱۹- گران‌فروشی لوازم آرایشی، بهداشتی و اقلام مجاز دیگر در داروخانه۲۰- خودداری از عرضه کالا از سوی داروخانه

۲۱- عدم ارائه خدمات در ساعات مقرر از سوی داروخانه۲۲- عرضه لوازم و ملزومات پزشکی، دندانپزشکی و آزمایشگاهی که به وسیله ارز دولتی تهیه شده بدون ارائه فاکتور و یا بیش از قیمت رسمی.

۲۳- در اختیار قرار دادن اقلام توزیعی توسط شرکت‌های مربوطه بر خلاف ضوابط اعلام شده.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:08:00 ب.ظ ]




    1. وجود یک برداشت تعریف شده از اهمیت، اعتبار حرفه حسابداری را افزایش خواهد داد.

    1. بدون وجود دستورالعمل،‌ اعمال قضاوت صحیح امکان پذیر نیست.

  1. تهیه دستورالعمل، ‌اختلاف نظرهای موجود بین حسابداران، مدیران و تحلیلگران مالی را کاهش می‌دهد.

در مقابل، مخالفان دستورالعمل کمی نمودن اهمیت، چنین می‌گویند :

    1. هیچ قانون کمی قابل دفاعی نمی تواند ‌در مورد تمام اقلام کاربرد داشته باشد و استفاده از دستورالعمل، موجب تشویق اتخاذ تصمیمات ناآگاهانه، غیر منطقی و به صرف بر اساس دستورالعمل گردیده و استفاده از قضاوت فردی کنارگزارده خواهد شد.

      1. هرحدی که برای معیار انتخاب شود، ‌بی مفهوم خواهد بود، زیرا در غالب موارد حد بالای معیار به عنوان ملاک،‌ مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

  1. آزادی عمل و قضاوت حرفه ای به مقدار قابل ملاحظه ای کاهش یافته یا از میان خواهد رفت.[۶۱]

با وجود مخالفت برخی از صاحب نظران حسابداری و حسابرسی با ارائه دستورالعمل های کمی سازی اهمیت،‌ برخی از انجمن های حرفه ای تهیه این دستورالعمل ها را ضروری تشخیص داده و نسبت به تهیه این دستورالعمل ها اقدام کرده‌اند که در ادامه، به گزیده ای از آن ها اشاره می‌کنیم :[۶۲]

    1. انجمن حسابداران خبره انگلستان، تحت شرایط بخصوص،‌ حد میان ۵ درصد و ۱۰ درصد را مبنایی برای اهمیت تعیین ‌کرده‌است. جمع کل اشتباهات یا تحریفات به میزان بیش از ۱۰ درصد در صورت های مالی معمولا با اهمیت تلقی می شود. جمع اشتباهات یا تحریفات کمتر از ۵ درصد در صورت نبود عوامل کیفی، بی اهمیت تلقی می‌شوند. جمع کل اشتباهات یا تحریفات بین ۵ تا ۱۰ درصد مستلزم اعمال قضاوت حرفه ای است. میزان ۵ یا ۱۰ درصد باید بر اساس مبنایی مناسب (مانند سود خالص) در نظر گرفته شود.

    1. کمیته تنظیم اصول حسابداری استرالیا، حدی میان ۵ درصد تا ۱۰ درصد را برای تصمیم گیری ‌در مورد اهمیت پیشنهاد ‌کرده‌است. جمع کل اشتباهات یا تحریفات به میزان بیش از ۱۰ درصد با اهمیت و جمع اشتباهات و تحریفات کمتر از ۵ درصد در صورت نبود عوامل کیفی بی اهمیت تلقی می‌شوند. جمع کل اشتباهات یا تحریفات بین ۵ تا ۱۰ درصد مستلزم اعمال قضاوت حرفه ای است.

    1. انجمن حسابداران خبره کانادا،‌ معیار ۳ درصد سود هر سهم را به عنوان معیاری برای تعیین اهمیت پیشنهاد ‌کرده‌است.

    1. بنیاد تحقیقات مالی امریکا،‌ در سال ۱۹۷۶ تحقیق جامعی را تحت نظر پاتیلو جهت تعیین عوامل مؤثر بر قضاوت های اهمیت و افشا انجام داد. در نتایج این تحقیق اشاره شده است که به طور کلی، یک معیار قضاوت اهمیت شکل مبلغ پولی و یا روابط درصدی برای تمام شرایط مناسب نیست و در عمل قاعده تجربی ۵ تا ۱۰ درصد سود خالص همراه با سایر معیارهای قضاوت کمی و کیفی به کارمی رود.[۶۳]

  1. در ایران نیز سازمان حسابرسی تلاش هایی برای کمی ساختن سطح اهمیت انجام داده است. نتیجه این تلاش ها در دستورالعمل حسابرسی منعکس شده است.[۶۴] در پیشگفتار این دستور العمل،‌ یکی از اهداف آن را کمی کردن سطح اهمیت و مستند کردن آن بیان کرده‌اند. در این دستورالعمل، میانگین مجموع دارایی و فروش به عنوان معیاری برای تعیین اهمیت پیشنهاد شده است. البته این دستورالعمل نظر رسمی سازمان حسابرسی نبوده و اجرای آن الزامی نشده است. در این دستورالعمل نیز همانند سایر بیانیه های حرفه ای، از اهمیت به عنوان موضوعی قضاوتی یاد شده است و دستورالعمل را ابزاری برای دستیابی به قضاوتی قابل دفاع می‌داند.

چارلز[۶۵] در سال ۲۰۰۲ مجموعه ای از تحقیقات انجام شده درباره اهمیت را گردآوری کرده و به مطالعه آن ها پرداخت. چارلز پس از مطالعه تحقیقات انجام شده در حوزه کمی سازی سطح اهمیت، جدولی را تهیه کرد که این جدول حاوی درصدهای پیشنهاد شده برای تعیین سطح اهمیت در تحقیقات مطالعه شده توسط وی بود. جزئیات این جدول به شرح زیر است :

جدول ۲-۱) درصد های پیشنهادی برای تعیین سطح اهمیت

MOST WIDELY ACCEPTED METHODS OF COMPUTING MATERIALIY

۱۰ rules –of –thumb examined
Category

    1. ۵% of pre- tax income

    1. ۰٫۵% of total assets

    1. ۱% of total equity

  1. ۰٫۵ % of total revenues
  1. Constant percentage methods
    1. ۲ % -۵ % of gross profit if between 0 $ and 20,000 $

    1. ۱ % -۲ % if between 20,000 $ and 1 million $

    1. ۰٫۵ % -۱ % if between 1 million $ and 100 million $

  1. ۰٫۵ % if over 100 million $
  1. Canadian institute of chartered accountants method
  1. Blends the above 5 methods by taking the average of their results
  1. Blend method
  1. Developed by peat Marwick main: audit guage = 1.6 (greater of assets or revenues)
  1. Audit gauge
    1. ۰٫۰۳۸۶۵۷ (revenues )

    1. ۰٫۱۴۶۹۲۴ (pre- tax income)

  1. ۰٫۲۷۱۷۶۲ (net income)
  1. AI cpa study

با همه تلاش هایی که انجمن های حرفه ای برای کمی ساختن اهمیت کرده‌اند، هنوز اهمیت به صورت یک مسئله قضاوتی باقی مانده است و دستورالعمل های موجود نیز در موارد زیادی به قضاوت حرفه ای متوسل شده اند. شرایط قضاوت از موردی به مورد دیگر متغیر است و نمی توان با وجود عوامل متغیر مؤثر بر قضاوت حرفه ای، دستورالعمل ثابتی برای قضاوت درباره اهمیت ارائه نمود. ارائه دستو العمل جامع که همه شرایط را پیش‌بینی کرده باشد، ‌بسیار دشوار است زیرا :

    1. حسابرسان در انتخاب متغیرهای تصمیم گیری، اختلاف نظر دارند.

    1. حسابرسان برای متغیرهای تصمیم گیری انتخاب شده، ارزش های متفاوتی قائل می‌شوند.

    1. حسابرسان برای تصمیم گیری از مدل های مختلفی استفاده می‌کنند.

  1. درجه عدم قطعیت در هر یک از تصمیم گیری ها متفاوت است.[۶۶]

از آنجا که تعیین اهمیت موضوعی قضاوتی است، ارائه مطالبی درمورد قضاوت در حسابرسی،‌ در این بخش از پایان نامه، درک ما را از مفهوم اهمیت افزایش خواهد داد.

۲-۳ ) قضاوت در حسابرسی :

تصمیم گیری فرآیندی است که یک فرد هنگام انتخاب یک راهکار از میان مجموعه راهکار های ممکن با آن مواجه می شود و قضاوت فرآیندی است که در آن افراد ‌در مورد جنبه‌های مربوط به مسئله مورد تصمیم گیری فکر و اظهارنظر می‌کنند.[۶۷] انجمن حسابداران رسمی کانادا، قضاوت را چنین تعریف می‌کند :

” قضاوت حرفه ای در حسابرسی به مفهوم به کارگیری دانش و تجربه در محیط استانداردهای حسابداری،‌ حسابرسی و آیین رفتار حرفه ای است، تا تصمیم های لازم برای گزینش راهکار مناسب از بین راهکار های مختلف اتخاذ شود.”[۶۸]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:08:00 ب.ظ ]




۲- ۱۲- نظریه نفوذ اجتماعی

آلتمن و تایلر [۷۳] اصطلاح “نفوذ اجتماعی[۷۴]” را وضع کردند . ‌بر اساس این نظریه نزدیکی میان فردی به شیوه ای تدریجی و به سامان از سطوح مبادله ای تصنعی یا ساختگی به صمیمی و به ‌عنوان کارکردی از نتایج حال و آینده به صورت پیش‌بینی شده ای می پردازد. بر اساس این نظریه صمیمیت میان افراد به تدریج شکل می‌گیرد، در اثر مرور زمان افزایش پیدا می‌کند، از حالت تصنعی خارج می شود و در رفتارهای واقعی طرفین رابطه نسبت به هم بروز می‌یابد.افزایش این صمیمیت، نفوذ بیشتر افراد در هم و نزدیکی بیشتر میان آن ها را به دنبال دارد. در نهایت افزایش نزدیکی میان افراد، به شناخت دقیق تر آن ها از یکدیگر می‌ انجامد. در این شرایط افراد به کوچک‌ترین نشانه های رفتاری طرف مقابل واکنش نشان می‌دهند.گفتنی است افزایش صمیمیت بیش از هرچیز از طریق خودافشاگری (خودگشودگی) حاصل می شود(لیتل جان [۷۵]، ۱۳۸۴ ) .

۲- ۱۳- نظریه جدل ارتباطی

انسان ها از لحظه ای که به جمع دیگران وارد می‌شوند (به عبارتی می توان گفت از زمانی که پا به عرصه زندگی می‌گذارند) در حال برقراری ارتباط و کنش و واکنش های ارتباطی هستند. گاهی خود آغاز کننده هستند و گاهی در معرض ارتباطی قرار می گیرند که از سوی دیگری جریان گرفته است. به هر حال، در هریک از این شرایط کوشش هایی می‌کنند تا رابطه را به سویی که دوست دارند، هدایت کنند. این کوشش ها از تجربه های پیشین افراد که در جریان روابطی دیگر اندوخته شده است، نشأت می‌گیرد. به عبارت دیگر می توان گفت بر اساس این نظریه انسان ها در تلاشی مدام، در حال جدال با روابط گوناگون هستند گاه در این جدال پیروزند و گاه شکست خورده( همان منبع ).

۲- ۱۴- عوامل مؤثر براثر بخشی ارتباط میان فردی

ویژگی هایی که به طور معنی داری بر اثربخشی ارتباطات میان فردی تأثیر دارند عبارتند از:

۱- گشودگی: یعنی اشتیاق به خود گشودگی که در برگیرنده اطلاعات ‌در مورد خود است می‌تواند موجب تسهیل و برقراری ارتباط میان فردی مؤثر شود شخص مورد نظر احساسات و تفکرات خود را به اطلاع دیگری یعنی دریافت کننده پیام برساند.

۲- همدلی: یکی از دشوارترین جنبه‌های کیفی ارتباطات، توانایی به کارگیری همدلی در یک رابطۀ متقابل است.

۳- حمایتگری: یک رابطه میان فردی مؤثر و قابل اتکا رابطه ای است که در یک فضای حمایتگرانه شکل گرفته باشد. در یک فضای حمایتگر ارتباطی، سکوت بستر مناسب برای ایجاد فضای مناسب و حمایتگر ارتباطی است که می توان از این سکوت به عنوان بهترین محل برای القای مفاهیم و پیام‌های غیر کلامی استفاده کرد. ارائه حالات توأم با همدلی، نه توأم با بی تفاوتی به فضای مناسب برای ارتباطات حمایتگرانه کمک می‌کند.

۴- مثبت گرایی: این عامل در یک ارتباط میان فردی حداقل از این جنبه اهمیت دارد که فردی که احساسات ناخوشایندی نسبت به خود دارد. بی تردید این احساس ناخوشایند را به دیگران منتقل می‌کند و برعکس ارتباطات میان فردی زمانی به درستی شکل می‌گیرد که احساس خوشایند خود را نسبت هب طرف مقابل به او منتقل کنیم و این احساس مثبت و خوشایند ‌در مورد وضعیت عمومی حاکم بر ارتباطات، برای تعامل اثر بخش بین دو یا چند نفر بسیار حیاتی و مهم می‌باشد.

۵-تساوی: اگر بخواهیم ارتباط مؤثری داشته باشیم باید فضای حاکم، فضایی مبتنی بر تساوی باشد، می باید تساوی در شخصیت مورد توجه باشد و یا اینکه به نقاط مشترک که به نوعی تساوی است تأکید بیشتری شود. این بدان معنی است که می باید در ارتباط میان فردی سیاست یا خط مشی خاصی وجود داشته باشد که از طریق آن به شناسایی ویزگی های فردی سیاست یا خط مشی خاص وجود داشته باشد که از طریق آن به شناسایی ویژگی های فردی طرفین ارتباط دست یافت (فتحی واجارگاه، ۱۳۸۱).

۲- ۱۵- موانع ارتباط بین فردی

بعضی از موانع ارتباطی عبارتنداز:

۱- انتقاد: ارزیابی منفی از فرد دیگر و اعمال و نگرشهای او.

۲- نام گذاری: خوارو خفیف کردن و یا دادن یک عنوان کلیشه ای به شخص دیگر

۳- دستور دادن : دستور دادن عبارت است از نشان دادن راه حل به شکلی آمرانه و همراه با زور. هنگامی که از زور استفاده می شود، مردم اغلب مقاومت می‌کنند و ممکن است سرکشی به وجود آید، یا ممکن است کسانی که همواره در معرض دستور هستند، بسیار سر به راه و رام شوند.

۴- تهدید: تلاش برای کنترل اعمال و رفتار طرف مقابل از طرفین هشدار ‌در مورد پیامدهای منفی آنچه برایش تدارک دیده اید.

۵- اخلاقی ساختن: بیان اینکه فرد دیگر باید چه کاری را انجام دهد، موعضه کردن او

۶- پرسش‌های زیاد و مناسب : سوال های پاسخ – بسته که با کلمات کوتاه و مختصر به آن ها پاسخ داده می شود.

۷- داوری سطحی : داوری سطحی نوعی برچسب زدن است . برخی افراد به جای گوش دادن به طرف مقابل تلاش می‌کنند انگیزه های پنهان ، اسرار درون او و مانند آن را در یابند (اسدی ، ۱۳۸۷ ) .

۲- ۱۶- مهمترین انواع روابط بین فردی

مهمترین انواع روابط بین فردی شامل روابط خانوادگی، روابط همسالان، روابط عاشقانه هستند.

۲-۱۶- ۱- روابط خانوادگی: روابط خانوادگی یکی از مهم ترین انواع روابط بین فردی است. محیط های خانوادگی به عنوان اولین محیط تربیتی فرد و عامل بسیار مؤثر بر رشد وی است. تاثیر خانواده از زمان بسته شدن سلول نطفه بر فرد آغاز و در تمام طول زندگی وی ادامه می‌یابد. هر گونه بی توجهی و سستی در تربیت کودک، عواقب ناگواری برای او به وجود می آورد. به عبارتی می توان گفت رفتار هر فرد، واکنشی به رفتار والدین و محیط تربیتی او است. تجارب تلخ دوره کودکی موجب به وجود آمدن مشکلات رفتاری از قبیل پرخاشگری، افسردگی، طلاق، بزهکاری و غیره می شود (وکیلیان و کرباسی، ۱۳۸۸) .

والدین نه تنها از طریق انتقال ژنتیک بلکه از طریق آشنایی کودک با زندگی جمعی و فرهنگ جامعه نقش مؤثری دارند. همچنین موقعیت اجتماعی خانواده، وضع اقتصادی آن، عقاید، آداب و رسوم، آرزوهای والدین، شیوه های فرزند پروری، سن اولیا و فرزند چندم خانواده بودن افکار و روابط آتی کودک را تعیین می‌کند (احمدوند، ۱۳۸۶) .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:07:00 ب.ظ ]




گروهوضعیتمتغیر

۱۵۷۰۵۳۶۸/۵۲۰/۶۱آزمایشپیش آزموننشخوار فکری۱۵۶۹۵۳۲۲/۶۸۰/۶۰کنترل۳۰۷۰۵۳۸۶/۵۰۰/۶۱کل۱۵۴۰۲۵۱۹/۴۱۳/۳۱آزمایشپس آزمون۱۵۶۸۵۰۵۴/۶۱۳/۶۰کنترل۳۰۶۸۲۵۷۰/۱۵۶۳/۴۵کل۱۵۰۰/۵۵۰۰/۳۶۸۸/۴۰۰/۴۳آزمایشپیش آزمونافسردگی۱۵۰۰/۵۰۰۰/۳۸۵۲/۳۸۶/۴۳کنترل۳۰۰۰/۵۵۰۰/۳۶۲۰/۴۴۳/۴۳کل۱۵۲۴۱۸۷۵/۱۰۷/۲۰آزمایشپس آزمون۱۵۵۰۳۸۵۲/۳۸۰/۴۳کنترل۳۰۵۰۱۸۳۷/۱۲۹۳/۳۱کل۱۵۷۶۴۰۹۱/۱۰۸۰/۵۶آزمایشپیش آزموننگرانی۱۵۷۶۴۲۶۱/۱۰۸۰/۵۶کنترل۳۰۷۶۴۰۵۷/۱۰۸۰/۵۶کل۱۵۳۳۲۰۳۰/۴۴۰/۲۶آزمایشپس آزمون۱۵۷۶۲۱۶۵/۱۳۰۷/۵۵کنترل۳۰۷۶۲۰۶۴/۱۷۷۳/۴۰کل

همان‌ طور که در جدول ۴-۲ مشاهده می کنید، بین میانگین های پیش آزمون و پس آزمون در متغیرهای پژوهش تفاوت وجود دارد. و برای بررسی معناداری این تفاوت در ادامه در فرضیه های پژوهش با بهره گرفتن از تحلیل کواریانس مورد بررسی قرار می‌گیرد.

۴-۲-۱- فرضیه اول پژوهش:

آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری زنان مؤثر است.

برای بررسی فرضیه های پژوهش از آزمون تحلیل کواریانس استفاده گردید.

برای استفاده از این آزمون در ابتدا پیش فرض­های آن بر روی متغیرهای پژوهش مورد بررسی قرار گرفت.

پیش فرض اول: برای پیش فرض اول یعنی طبیعی بودن توزیع نمرات از آزمون K-S استفاده گردید

که در زیر مشاهده می کنید.

جدول ۴-۳ : آزمون K-S جهت بررسی نرمال بودن داده ها (نشخوار فکری)

متغیر

پیش آزمون

پس آزمون

تعداد

۳۰

۳۰

پارامترهای توزیع نرمال

میانگین

۰۰/۶۱

۶۳/۴۵

انحراف معیار

۸۶/۵

۷۰/۱۵

اختلاف ها

قدر مطلق اختلاف

۲۰۰/۰

۱۸۹/۰

مقدار مثبت

۲۰۰/۰

۱۸۹/۰

مقدار منفی

۱۷۰/۰-

۱۴۷/۰-

آماره K-S

Sig

۰۹/۱

۱۸۰/۰

۰۳/۱

۲۳۲/۰

با توجه به مقدار پی و مقایسه آن با سطح معنی داری ۰۵/۰ نتیجه گرفته می شود که فرض نرمال بودن داده ها

پذیرفته می شود، بدین علت که سطح معناداری K-S بالاتر از ۰۵/۰ می‌باشد.

پیش فرض دوم: همگونی واریانس

با بهره گرفتن از آزمون لوین همگونی واریانس در ‌گروه‌های مورد نظر مورد بررسی قرار گرفت.

جدول ۴-۴ : آزمون همگونی واریانس برای سازه نشخوار فکری

وضعیت

آماره لوین

Df1

Df2

Sig

پیش تست

۵۲۰/۰

۱

۲۸

۴۷۷/۰

پس تست

۰۶/۷

۱

۲۸

۰۶۷/۰

همان‌ طور که در جدول ۴-۴ مشاهده می­کنید سطح معناداری در آزمون لوین بیشتر از ۰۵/۰ می‌باشد

و می توان گفت واریانس گروه ها از تجانس برخوردار است.

برای بررسی اثر آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری زنان از آزمون

تحلیل کواریانس استفاده گردید.

جدول ۴-۵ : نتایج تحلیل کواریانس نمرات متغیر نشخوار فکری

متغیر

منبع تغییرات

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معناداری

ضریب اتا

نشخوار فکری

پیش آزمون

۸۷/۴۳۷

۱

۸۷/۴۳۷

۰۰/۲۹

۰۰۱/۰

۵۱۸/۰

گروه

۷۲/۶۴۱۵

۱

۷۲/۶۴۱۵

۹۹/۴۲۴

۰۰۱/۰

۹۴۰/۰

خطا

۵۹/۴۰۷

۲۷

۰۹/۱۵

کل

۰۰/۶۹۶۲۵

۳۰

در راستای بررسی این فرضیه پژوهشی که آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری زنان مؤثر است، نمرات نشخوار فکری در بین دو گروه آزمایشی و کنترل با بهره گرفتن از روش آماری تحلیل کواریانس مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج حاصل از این روش در جدول۴-۵ نشان می‌دهد که بین نمرات گروه آزمایشی و کنترل تفاوت معناداری (F=424.99 , p<0.001) وجود دارد. این نتیجه نشان می‌دهد که آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری زنان مؤثر است و ‌بنابرین‏ فرضیه پژوهش تأیید می­گردد.

۴-۲-۲- فرضیه دوم پژوهش:

آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان افسردگی زنان مؤثر است.

برای بررسی فرضیه های پژوهش از آزمون تحلیل کواریانس استفاده گردید.

برای استفاده از این آزمون در ابتدا پیش فرض­های آن بر روی متغیرهای پژوهش مورد بررسی قرار گرفت.

پیش فرض اول: برای پیش فرض اول یعنی طبیعی بودن توزیع نمرات از آزمون K-S استفاده گردید

که در زیر مشاهده می کنید.

جدول ۴-۶ : آزمون K-S جهت بررسی نرمال بودن داده ها (افسردگی)

متغیر

پیش آزمون

پس آزمون

تعداد

۳۰

۳۰

پارامترهای توزیع نرمال

میانگین

۴۳/۴۳

۹۳/۳۱

انحراف معیار

۲۰/۴

۳۷/۱۲

اختلاف ها

قدر مطلق اختلاف

۱۲۱/۰

۲۴۵/۰

مقدار مثبت

۱۲۱/۰

۲۴۵/۰

مقدار منفی

۰۹۲/۰-

۲۱۴/۰-

آماره K-S

Sig

۶۶۵/۰

۷۶۸/۰

۳۴۱/۱

۰۵۵/۰

با توجه به مقدار پی و مقایسه آن با سطح معنی داری ۰۵/۰ نتیجه گرفته می شود که فرض نرمال بودن داده ها

پذیرفته می شود، بدین علت که سطح معناداری K-S بالاتر از ۰۵/۰ می‌باشد.

پیش فرض دوم: همگونی واریانس

با بهره گرفتن از آزمون لوین همگونی واریانس در ‌گروه‌های مورد نظر مورد بررسی قرار گرفت.

جدول ۴-۷ : آزمون همگونی واریانس برای سازه افسردگی

وضعیت

آماره لوین

Df1

Df2

Sig

پیش تست

۸۴۴/۰

۱

۲۸

۳۶۶/۰

پس تست

۰۹۴/۴

۱

۲۸

۰۵۳/۰

همان‌ طور که در جدول ۴-۷ مشاهده می­کنید سطح معناداری در آزمون لوین بیشتر از ۰۵/۰ می‌باشد

و می توان گفت واریانس گروه ها از تجانس برخوردار است.

برای بررسی اثر آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان افسردگی زنان از آزمون تحلیل

کواریانس استفاده گردید.

جدول ۴-۸ : نتایج تحلیل کواریانس نمرات متغیر افسردگی

متغیر

منبع تغییرات

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معناداری

ضریب اتا

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:07:00 ب.ظ ]




بخش چهارم: علامه طباطبایی ره و نظریات اخلاقی

۲-۴-۱ ‌‌زندگی‌نامه علامه طباطبایی ره

علامه سید محمد حسین طباطبایی در ۲۹ ذی الحجه سال ۱۳۲۱ هجری در تبریز متولد شد و درخانواده ای که از قدیم الایام به فضل و علم مشهور بودند پرورش یافت. سلسله اجداد چهارده گانه وی همگی از علمای معروف و مشهور تبریز بودند. سید محمد حسین بن سید محمدبن سید محمد حسین بن میرزا علی اصغر شیخ الاسلام طباطبایی تبریزی قاضی ، که نسب طباطبایی او به یکی از اجداد علامه یعنی ابراهیم طباطبا فرزند اسماعیل دیباج برمی گردد. اکثر رجال خاندان او از بزرگان و رجال علم بودند. اوّلین کسى که از ایشان به ایران (تبریز) هجرت کرد، سیّد عبد الغفار بود. پس از وى پسرش سراج الدّین عبد الوهّاب در اواخر قرن دهم هجرى، در تبریز رحل اقامت افکند و در آنجا بود که لقب شیخ الاسلام به او داده شد. از رجال پرآوازه آن ها، جدّ نزدیک علّامه یعنى سیّد محمّد حسین معروف به شیخ آقا بود. وى از بارزترین شاگردان صاحب جواهر و شیخ موسى کاشف الغطاء و شیخ جعفر استرآبادى بود و داراى تألیفات زیادى در فقه و اصول و رجال مى‏باشد.(الاوسی،۱۳۸۱) علّامه در پنج سالگى مادر و در نه سالگى پدر خود را از دست داد. نه ساله بود که در کنار برادر، به آموختن قرآن و کتب مقدماتى، مانند« گلستان»،« بوستان»،« نصاب الصبیان»،« اخلاق ناصرى»،« انوار سهیلى»،« تاریخ عجم»،« منشآت امیر نظام» و« ارشاد الحساب»، در نزد ادیبى لایق، به نام شیخ محمد على سرائى پرداخت و همه این ها را در مدت شش سال( از سال ۱۲۹۰ ش، تا سال ۱۲۹۶ ش،) فراگرفت؛ علاوه بر این ها، زیر نظر استاد، میرزا علینقى خطاط، به یادگیرى فنون خوش‏نویسى همت نهاد..علامه، در سال ۱۲۹۷ ش، وارد مدرسه طالبیه تبریز شد. ورود ‌به این مدرسه، آغازى خجسته براى تحصیلات حوزوى وى به شمار مى‏آید. او، پس از مرحله‏اى کوتاه که توفیق چندانى در علم‏اندوزى نداشت، مشمول عنایت ویژه الهى گردید و شور و شوقى دیگر را در وجود خویش احساس کرد و ادبیات عرب، منطق، فقه، اصول، کلام، فلسفه و حکمت را نزد اساتید گران‏قدر آن دیار به‏خوبى فراگرفت. ایشان«پس از تحصیلات مقدماتى در زادگاه خود در سال ۱۳۴۴ ه ق براى ادامه تحصیلات بسوى عراق عزیمت کرده و در حوزه «نجف» مشغول تحصیل می‌شوند. مدّت ده سال در جوار جدّ بزرگوار خود أمیر المؤمنین على علیه السّلام به تکمیل معلومات پرداخته و فقه و اصول، تفسیر، فلسفه، ریاضیات و اخلاق را از اساتید بزرگ چون آقاى سید ابو الحسن اصفهانى، و مرحوم نائینى و کمپانى، و آقاى سید حسین بادکوبه‏اى، و آقاى سید أبو القاسم خوانسارى، و مرحوم حاجى میرزا على آقاى قاضى رضوان اللَّه تعالى علیهم أجمعین فرا گرفته و در سال ۱۳۵۴ ه ق به ( به دلیل مشکلات معیشتی) به ایران مراجعت نموده و در تبریز اقامت مى‏فرمایند. ده سال دیگر در آن سامان (علاوه بر کشاورزی ) مشغول تدریس و تألیف گردیده و چندین کتاب مانند «رسائل سبعه» و «رساله‏ ولایت» و همچنین قسمت مهم از تفسیر «المیزان» را در این مدت برشته تألیف در مى‏آورند. » (طباطبایی،۱۳۷۸: ۱۸) در آغاز سال ۱۳۲۵ ش، پس از سامان‏دهى نسبى به امور معاش خویش، از اقامت در تبریز روى برتافت و پس از تفأل با قرآن کریم و بشارت آیه شریفه‏«هنالک الولایه للهِ الحق هو خیر ثوابا و خیر عقبا»الکهف، ۴۴، راهى قم شد. او، در آغاز ورود به قم، تدریس خارج فقه و اصول را شروع کرد، ولى به زودى احساس وظیفه، او را به مسیر دیگرى کشاند. خود ایشان، در باره ترک تدریس خارج فقه و اصول، مى‏فرماید:« در حوزه علمیه قم، بحمد الله، افرادى هستند که فقه و اصول تدریس مى‏نمایند، ولى استاد فلسفه و تفسیر، به مقدار کافى نیست و در این زمان، حوزه علمیه قم و جامعه اسلامى، نیاز شدیدى به تفسیر و فلسفه دارد. اشتغال من، ‌به این علوم، براى اسلام نافع‏تر مى‏باشد.» بدین ترتیب، ایشان، ابتدا در منزل و سپس در مسجد سلماسى، به تدریس« اسفار» اشتغال ورزید. این موضوع که نشاط علمى طلاب را در این زمینه در پى داشت، واکنش مخالفان فلسفه را برانگیخت و توطئه براى تعطیلى درس ایشان آغاز گشت، ولى اخلاص و پشت‏کار وى و شیوه‏هاى مطلوبى که از طرف آیه الله بروجردى و حضرت امام خمینى رحمه الله علیه‌ ما، در این زمینه ارائه گردید، از تعطیلى آن جلوگیرى نمود و مورد توجه بسیارى از طلاب مستعد و علاقه‏مند قرار گرفت.

تمام وقت علامه در این دوران که سى و پنج سال به طول انجامید، به تدریس و تحقیق در زمینه تفسیر و فلسفه و نشر معارف اسلامى گذشت و آثار گران‏قدرى از ایشان باقى ماند که مورد استفاده عام و خاص است.

سرانجام ایشان در ۱۸ محرم سال ۱۴۰۲ ق، برابر با ۲۴ آبان ۱۳۶۰ ش، عالم فانى را وداع گفت و در حرم مطهر حضرت معصومه( ع)، در قم، به خاک سپرده شد.

علامه، در طول دوران تحصیل، از محضر عالمان و بزرگان بسیارى بهره گرفت که از آن جمله، مى‏توان به آیات عظام حکیم عارف سید على قاضى طباطبایى، حکیم سید حسین بادکوبه‏اى، سید ابو القاسم خوانسارى، شیخ محمد حسین غروى( کمپانى)، آیه الله نائینى، سید ابو الحسن اصفهانى، سید محمد حجت کوه‏کمرى، آیه الله حاج میرزا على ایروانى( مؤلف حاشیه بر مکاسب و کفایه) و آقا میرزا على اصغر ملکى اشاره کرد.

افراد بسیارى، جرعه‏نوش چشمه جوشان و خوشه‏چین خرمن انبوه معارف عقلى و نقلى علامه بزرگوار بوده ‏اند که اسامى برخى از مشهورترین آن ها عبارت است از: آیات عظام و حجج اسلام، شهید مرتضى مطهرى؛ شهید بهشتى؛ شهید قدوسى؛ دکتر محمد جواد باهنر؛ علامه حسن حسن‏زاده آملى؛ جعفر سبحانى؛ جوادى عاملى؛ حسینى تهرانى؛ سید على خامنه‏اى( رهبر معظم انقلاب)؛ امام موسى صدر؛ عبد الکریم اردبیلى؛ محمدى گیلانى؛ مصباح یزدى؛ حسینعلى منتطرى؛ مهدى روحانى؛ تجلیل تبریزى؛ نورى همدانى و مکارم شیرازى.

۲-۴-۲ آثار علامه طباطبایی ره

حاصل تتبعات و اندیشه‏هاى علامه طباطبایى، در کتاب‏هاى ایشان که برخى به عربى و بعضى به فارسى نوشته شده، بازتاب یافته است.

آثار عربى

۱٫ الرسائل التوحیدیه( شامل هفت رساله با عنوان‏هاى رساله فى التوحید، رساله فى أسماء الله، رساله فى أفعال الله، رساله الوسائط، رساله الانسان قبل الدنیا، رساله الانسان فى الدنیا، رساله الانسان بعد الدنیا)؛

۲٫ رساله الولایه؛

۳٫ رساله النبوه و الامامه؛

۴٫ بدایه الحکمه؛

۵٫ نهایه الحکمه؛

۶٫ المیزان فى تفسیر القرآن؛

۷٫ الاعجاز و التحدى؛

۸٫ الشیعه، نص الحوار مع المستشرق کوربان؛

۹٫ حاشیه الکفایه؛

۱۰٫ تفسیر البیان فى الموافقه بین الحدیث و القرآن؛

۱۱٫ على( ع) و الفلسفه الإلهیّه؛

۱۲٫ حواشى بحار الانوار.

آثار فارسى

۱٫ شیعه در اسلام؛

۲٫ قرآن در اسلام؛

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:07:00 ب.ظ ]




    • موضوعات درسی نامناسب: برخی صاحب نظران ‌معتقدند که همه موضوعات به صورت مجازی قابل آموزش نیستند ، هر چند که تعداد این موارد محدود است .

  • پذیرش فرهنگی: در برخی مناطق جهان، بنا به ساختارهای فرهنگی و باورهای اجتماعی محلی ، مردم اصولاً تمایلی به استفاده از کامپیوتر ندارند، چه رسد به آموزش مجازی.

مـشکلات آموزش مجازی برای یـادگیرندگان :

دلایلی که ممکن است بـاعث شود آموزش مجازی به انـدازه سایر شیوه های آموزشی مورد استقبال قرار نگیرد عبارتند از :

    • مسائل تکنیکی : بسیاری از افراد فاقد مهارت های تکنیکی لازم ،برای استفاده از شیوه های آموزش مجازی هستند .

    • قابلیت تحرک: هر چند شبکه اینترنت و استفاده از کامپیوترهای کیفی و جیبی حتی تلفن های موبایل به شدت گسترش یافته ، اما هنوز هیچ یک از موارد فوق از نظر سهولت حمل و نقل و امکان استفاده در همه جا ، قدرت رقابت با کتاب و دفترهای سنتی را ندارند .

  • کاهش تعاملات فرهنگی واجتماعی:در آموزش مجازی در مقایسه با شیوه های سنتی و حضوری آموزش ، ارتباط رو در رو و چهره به چهره و زنده تقریباً وجود ندارد . این امر می‌تواند اثرات منفی هم بر میزان پیشرفت درسی و هم بر رشد شخصیتی یادگیرندگان، داشته باشد. البته با پیشرفت مداوم و سریع تکنولوژی ، این مشکل مرتب در حال کم رنگ تر شدن است .

مقایسه آموزش مجازی با آموزش سنتی :

عناصر مهم هر فرایند آموزشی عبارتند از:۱٫یاددهنده ۲٫یادگیرنده یا فراگیر ۳٫محتوای برنامه آموزشی ۴٫ محیط آموزشی

در هر یک از دو رویکرد آموزش مجازی و سنتی، نسبت به هر یک از این عناصر دیدگاه خاصی وجود دارد که تعیین کننده نوع روش ها و فنونی است که ما برای آموزش به کار می بریم. در اینجا به بررسی و مقایسه این دیدگاه ها در هر دو رویکرد می پردازیم:

    • در آموزش سنتی نگاه به آموزش و یادگیری،فردی است در حالی که در آموزش مجازی،نگاه اجتماعی است.

    • در آموزش سنتی،وظیفه یادگیرندگان حفظ مطالب و ذخیره سازی اطلاعات است،در حالی که در آموزش مجازی، وظیفه آنان مدیریت اطلاعات و تولید دانش است.

    • در آموزش سنتی محتوای تدریس، محدود و انتخابی است ،در حالی که در آموزش مجازی نامحدود و متنوع است.

    • در آموزش سنتی یادگیرندگان به طور کامل وابسته به معلم اند در حالی که در آموزش مجازی فعال و مستقل هستند.

  • دستاورد های آموزش مجازی را با برآورد چهار شاخص عمده می آزمایند که شامل رضایت یادگیرندگان ،مهارت و رفتار یادگیرندگان،تغییر در دانش یادگیرندگان و تغییر عملکرد شغلی آنان و میزان بازگشت سرمایه می‌باشد.در حالی که شاخص هایی که دستاورد های آموزش سنتی را می آزمایند کمتر برای این مطالب اهمیت قائل هستند.(شعبانی نیا،۱۳۸۷)

انواع آموزش مجازی :

در یک تقسیم بندی کلان می توان آموزش مجازی را دردو سطح بیان داشت .

الف – آموزش مجازی به صورت online

به کلیه برنامه ها و فعالیت ها و خدمات آموزشی که ز طریق شبکه ( وب ) به صورت ( همیشه در دسترس ) یا روی خط بدون وقفه ارائه می‌گردد ،آموزش onlineیا روی خط گویند . به عبارت دیگر این آموزش به آن دسته آموزش های از راه دور [۳۷] گفته می شود که به وسیله مجموعه وسیعی از نرم افزار های کاربردی و روش های آموزشی مبتنی بر فناوری شامل آموزش رایانه ای ،‌وب ، اینترنت و همچنین مدرسه ، کلاس و دانشگاه مجازی [۳۸]ارائه شود.

ب – آموزش مجازی به صورت offline

بخشی از آموزش های مجازی که بدون استفاده از شبکه webو با تولید CDهای آموزشی انجام می‌گیرد را آموزش offlineگویند . از ویژگی های آموزش offline، آموزش خودکار یا خود آموز بدون ارتباط مستمر با معلم، محدودیت دسترسی به منابع آموزشی و عدم بهره مندی از امکاناتی هم چون چت کردن می‌باشد . (عبادی،۱۳۸۳)

به طور کلی نوع یادگیری را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

۱- یادگیری شخصی :در این دسته فرد رشته مورد علاقه خود را انتخاب می‌کند و در محیط اطراف خود مخصوصاً اینترنت به دنبال اطلاعات مرتبط با آن می‌گردد و در آن زمینه تحقیق می‌کند، سپس سئوالات خود را از اساتید آن رشته به صورتoffline می پرسد.

۲- یاگیری جمعی :در این دسته شرایطی برای افراد مهیا می شود تا با یکدیگر و اساتید خود ارتباط برقرار کنند . از جمله این ابزار Forum و Chat و غیره است . در این روش معمولاً زمان شروع و خاتمه دوره آموزشی و امتحانات برای همه آن گروه یکسان است .

  1. کلاس های مجازی : این روش مخصوصا برای برگزاری کلاس هایی که استاد مربوط به آن درس به تعداد کافی موجود نیست و امکان جابه جایی اساتید هم وجود ندارد ، مفید می‌باشد. (شعبانی نیا،۱۳۸۷)

در این کلاس ها اغلب یا همه اطلاعات از طریق وب سایت در دسترس می‌باشد.فعالیت ها به صورت مجازی انجام می‌گیرد و گروه ها به صورت الکترونیکی با هم ارتباط برقرار می‌کنند.در اینجا اینترنت برای ارائه اطلاعات و فعالیت های شخصی نه به عنوان یک ابزار مکمل،بلکه به عنوان یک ابزار اصلی استفاده می شود.(پوردر[۳۹]،۲۰۰۴)

نقش تعامل درآموزش مجازی

تعریف وارزش تعامل در آموزش مجازی :

در فرهنگ عام ،‌این واژه برای توصیف هر چیز تفریحی از بازی های ویدئویی تاتفریحگاه های ایام تعطیلات، به کارمی رود . این مسئله بیان تعریف دقیق از واژه را مبهم تر می‌کند .

واگنر ( ۱۹۹۴) تعامل رااینگونه تعریف می‌کند: « تعامل وقایع دوسویه ای هستندکه حداقل به دو شی و به دو عمل نیاز دارد . تعامل زمانی اتفاق می افتد که این اشیا ء و وقایع به صورت متقابل یکدیگر را تحت تاثیر قرار دهند » .جان دیویی با ارائه مفهومی « عملی » از آموزش مبتنی بر فعالیت ،تجربه آموزشی را به عنوان « تعامل بین فرد و آنچه که در یک زمان معین محیط وی را تشکیل می‌دهد …» تشریح می‌کند .تعریف ارائه شده توسط دیویی، به نحو جالبی با تغییرات زمانی و مکانی که مشخصه آموزش مجازی است ، مطابقت می‌کند . وی در ادامه اهمیت تعامل با عوامل متعدد انسانی و غیرانسانی که محیط را تشکیل می‌دهند، مورد تأکید قرار می‌دهد . دیویی تعامل را عنصر اصلی فرایند آموزش دانسته و عقیده دارد این تعامل هنگامی روی می‌دهد که دانش آموزان در ارزش های شخصی، آن ها را در ساخت دانش خود جای می‌دهند .

انواع تعامل در آموزش مجازی

تعامل قادر است تا بسیاری از کارکردهای اساسی را در فرایند آموزش تحقق بخشد .به هر حال امروزه مشخص شده است که تعاملات انواع و اقسام متفاوتی داشته و بسیاری از عوامل (چه انسانی و چه غیر انسانی ) در آن ها دخیل هستند .

تعامل استاد با دانشجو:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:07:00 ب.ظ ]




باید توجه داشت که مراد از ارسال آن است که دلیل خاصی بر اعتبار و عدم اعتبا ر آن ها وجود ندارد نه آنکه تحت عموماتی از قبیل عمومات اضطرار وعسر وحرج قرار نمی گیرند. ‌بنابرین‏ ضروریات و حاجیات از مصادیق عمده مرسله می‌باشند و فقیهان امامیه از این نکته غفلت فرموده اند اهل سنت می‌گویند بین علما هیچگونه اختلافی وجود ندارد که در عبادات مصالح مرسله جاری نمی باشد،زیرا عبادات اموری توفیقی هستند و اجتهاد و رأی‌ در آن ها راه ندارد و اضافه نمودن بر آن ها و یا کم کردن در آن ها بدعت در دین محسوب می‌شوند. اما در معاملات اختلاف نظر وجود دارد مالک و احمدبن حنبل از طرفداران مصالح مرسله هستند هر چند بین آن ها از حیث اختصاص به امور ضروری و عدم اختصاص به امور ضروری اختلاف نظر وجود دارد.(مرعشی،۱۳۷۳،ص۵۲)

۳-۷-۱-۱- ادله منکرین مصالح مرسله

دلیل اول: آنان می‌گویند شارع حکیم آنچه را برای بندگانش مصلحت می دانسته وضع کرده و از هیچگونه مصلحتی غفلت نورزیده و آنان را بدون حکم نگذاشته است قول به مصلحت مرسله معنایش این است که شارع برخی از مصالح بندگان را نادیده گرفته و احکام آن ها را بیان نکرده باشد و این امر به هیچ وجه صحیح نیست زیرا با آیه شریفه که می فرماید ایحسب الانسان ان یترک سدی )[۱۱]سازگار نمی باشد.(همان،ص۴۰۱)

در پاسخ ‌به این استدلال می‌گویند هر چند این دلیل در ظاهر قوی به نظر می‌رسد اما پس از دقت و تأمل معلوم می‌گردد که کاملا ضعیف است زیرا هیچ شکی وجود ندارد که شارع مصالح بندگان را در نظر گرفته و احکامی را که سبب رسیدن به مصالح می‌باشد را وضع ‌کرده‌است ولکن به تمام جزییات مصالح تا روز قیامت تصریح نکرده است عدم تصریح شارع به کلیه مصالح نه تنها اشکالی ندارد بلکه از محسنات شرع مقدس می‌باشد.زیرا دین مقدس اسلام دینی است همیشگی و جاوید و جزئیات مصالح متغیر و متبدل می‌گردند و به لفظی دیگر اصل عمل به مصلحت از نظر شارع امری لازم است و قابل تغییر و تبدیل نیست و اموری که محقق مصلحت نیست و این امر نیز موجب آن نمی گرد که شارع بندگان خود را به حال خود رها کرده باشد

زیرا خداوند ما را ‌به این امر ارشاد فرموده است که مصلح باشیم و طبق مصالح عمل نماییم.

دلیل دوم : مصالح مرسله مردودند بین مصالح معتبره و مصالح الغاء شده و الحاق آن ها به مصالح معتبره اولی (بهتر)نیست از الحاق آن ها به مصالح الغا شده با این ترتیب استدلال به آن ها بدون اینکه دلیلی بر اعتبار آن ها باشد ترجیح بلامرجع است،و این استدلال را آمدی نقل ‌کرده‌است و از اصولیین امامیه محقق بزرگوار میرزای قمی در کتاب قوانین نیز آورده است و در پاسخ ‌به این استدلال گفته اند اصل اولی در شریعت این است که به مصلحت عمل گردد والغا مصلحت خلاف اصل است پس در این مواردی که مصلحت در فعلی تشخیص داده می شود لازم است به مصلحت عمل شود مگر آنکه خلاف آن ثابت گردد وچون دلیلی بر الغاء آن نیست می توان به آن عمل نمود. (همان،ص۴۰۲)

دلیل سوم: اخذ به مصالح جهال را به تشریع احکام گستاخ می‌سازد و موجب خلط وتخلیط در احکام شریعت می شود و راه را برای اهل هوا از حکام و قضات و سلاطین باز می‌گذارد که هر کاری را انجام دهند و رنگ دین به آن می‌زنند و این امر موجب طعن در دین می‌گردد.(همان،ص۴۰۱)

در پاسخ ‌به این استدلال گفته اند اخذ به مصالح را که ما به آن قائل هستیم در صورتی جایز می‌دانیم که مجتهد وقوف کامل به دلایل شرعی بر اعتبار و یا الغاء مصالح داشته باشد یعنی مصالح معتبره و ملغی شده را بداند وپس از علم به آن ها و توجه به اینکه این مصالح از مصالح ملغی شده نیستند و مغایرتی با موازین شرعی ندارند به آن ها عمل می‌کند.و اما اینکه گفته شد قضات در عمل به مصالح مرسله گستاخ می‌شوند نیز صحیح نمی باشد.زیرا این گستاخی در صورتی خواهد بود که علماء ودانشمندانی که آنان را از گستاخی منع نماید و مردم را از شر آنان نجات دهند. و اما ردع سلاطین از فساد بنام صلاح از این راه به دست می‌آید که مردم در مقابل آنان قیام نموده وآنان را یا اصلاح کرده و یا از منصب خود کنار زنند.(همان،ص۵۳)

۳-۷-۱-۲- ادله قائلین به مصالح مرسله

دلیل اول:آنان می‌گویند شریعت مقدسه اسلام وضع نگردید مگر برای آنکه مصالح بندگان را محقق سازد. چیزی که این امر را اثبات می‌کند نصوص وارده در شرع و احکام مختلف آن می‌باشد،‌بنابرین‏ اخذ به مصلحت با طبیعت و روح شریعت هماهنگ است و با اساس و اهداف آن سازگار می‌باشد و بسیاری از علماء ‌به این امر تصریح کرده‌اند.(مرعشی،۱۳۷۳ص۵۳)

شاطبی می‌گوید(والشریعه ما وضعت الاللتحقق مصالح العباد فی العاجل والاجل و درءالقاء سلعنهم)

دلیل دوم:مصالح مردم ‌و اسباب و وسایلی که مردم را به مصالح می رساند با اختلاف شرایط و احوال و زمان متغیر ومتبدل می‌گردد وحصر آن ها پیش از ‌وقوعشان ممکن نیست لازم نیست شارع نیز آنان را پیش از آنکه واقع شوند بیان نماید و اگر بنا باشد ما فقط به مصالحی اکتفاء نماییم که شارع آن ها را بیان ‌کرده‌است لازم خواهد آمد که مردم را تنگنا قرار داده و بسیاری از مصالح آنان را تقویت نماییم و این با عموم و شمول اسلام نسبت به ازمنه و امکنه مختلفه سازگار نیست.(همان،ص۵۳)

دلیل سوم: مجتهدین از صحابه و آنانی که پس از صحابه آمدند در اجتهادات خود رعایت مصلحت می‌کردند مانند اینکه قرآن را در یک مصحف جمع‌ آوری کردند و حکم به ضمان صنعتگران در قبال تلف مالی که از مردم نزد آنان است نمودند تا در حفظ مال مردم کوشا بوده و بی تفاوت نباشند و در این ارتباط امام علی ع می فرماید (ولا یصلح الناس الا ذلک)(همان،۵۴)

۳-۷- ۲- شرایط عمل به مصلحت مرسله

مالکیان که به مصلحت عمل می‌کنند و از طرفداران پروپا قرص آن هستند شرایطی را برای عمل به مصلحت مرسله ذکر می‌کنند که ذیلا به آن اشاره می‌گردد.

شرط اول : ملایمت و هماهنگی مصلحت با اهداف و مقاصد شرع؛

و این در صورتی محقق می‌گردد که مصلحت مغایرتی با اصلی از اصول یا ادله شرعی نداشته باشد بلکه با مصالح شرعی همگون و یا نزدیک بوده باشد این امر در قانون گذاری جمهوری اسلامی ایران مورد توجه و عنایت شورای محترم نگهبان است زیرا برای تأیید نظرات مجلس شورای اسلامی عدم مغایرت آن ها را با موازین شرعی کافی می دانند.

شرط دوم:آن مصلحت ذاتا معقول باشد؛

یعنی به گونه ای باشد که وقتی آن را بر عقول سلیم عرضه نمایند آن را تلقی به قبول نماید.

شرط سوم:پذیرش آن برای امر ضروری و یا رفع امری حرجی لازم باشد؛

زیرا خداوند در قرآن مجید می فرماید:و ما جعل علیکم فی الدین من حرج.[۱۲]

این شرایط در واقع ضابطه هایی هستند برای مصالح مرسله که آن را از لغزشهای هوی و هوس و انحرافاتی نفسانی دور می گرداند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:07:00 ب.ظ ]




حال سؤال مهمی که مطرح می‌شود، این است که، برای طراحی یک خزانه‌ی سؤال بهینه چه تلاشی باید صورت گیرد؟. بدیهی است که در طراحی یک خزانه‌ی سؤال ما باید ویژگی‌های آماری و غیر آماری سؤال را در‌نظر بگیریم. برای مثال، توزیع پارامترهای سؤال مطلوب باید چگونه باشد؟ سؤالات موجود در خزانه‌ی سؤال CAT باید چه صفاتی داشته‌باشند؟. از طرف دیگر، پرسش‌هایی از قبیل؛ چه چیزی باعث می‌شود که اندازه خزانه‌ی سؤال کافی باشد یا به عبارتی به چند سؤال در خزانه نیاز داریم؟، نیز باید درنظر گرفته‌شود. ‌بنابرین‏، به طور خلاصه، زمانی‌که یک خزانه‌ی سؤال بهینه طراحی می‌شود، باید حداقل سه عنصر اساسی درنظر‌گرفته‌شود، یعنی، ویژگی‌های آماری، ویژگی‌های غیر آماری و اندازه خزانه‌ی سؤال. ویژگی‌های آماری شامل پارامترهای سؤال می‌باشند، ویژگی‌های غیر آماری شامل ویژگی‌های محتوایی، توزیع کلید و مهارت‌های شناختی و غیره می‌باشند (هی و ریکیسی، ۲۰۱۰).

از آنجا که پژوهش‌ها و مطالعات انجام گرفته در این حوزه، هیچ یک به طور جامع به بررسی تمام مؤلفه‌‌ها و مفروضاتی که بر عملکرد CAT تاثیر می‌گذارد، نپرداختند. و هر یک تنها به مؤلفه‌‌ای از CAT برای طراحی خرانه سؤال توجه کردند، جای خالی مطالعه‌ا‌ی که بتواند به همه‌ مؤلفه‌‌های CAT توجه کند و همچنین الگویی مناسبی برای خزانه‌ی سؤال طراحی کند، در ادبیات مربوط به سنجش انطباقی کامپیوتری (CAT) به چشم می‌خورد. در پژوهش‌های مربوط به رویکرد اول، خزانه‌های سؤال از خزانه‌های موجود طراحی می‌شوند و ‌بنابرین‏ هدف اولیه طراحی خزانه‌ی سؤال را زیر سؤال می‌برد. در رویکرد دوم، مؤلفه‌‌های امنیتی CAT برای وارد شدن به شبیه‌سازی با چالش‌هایی روبرو هستند، از این‌رو، کمتر در پژوهش‌های مرتبط با این رویکرد ‌به این مؤلفه‌‌ها توجه شده است. همچنین کاربرد این رویکرد در مدل‌های دو و سه پارامتری نیز در پژوهش‌های اندکی انجام شده و یا در پژوهش‌های اخیری بوده است که هنوز بر روی عملکرد خزانه‌های شبیه‌سازی شده مطالعه‌ای صورت نگرفته است. ضرورت تلفیق مزیت‌های این دو رویکرد، در تحقیقات مربوط به طراحی خزانه‌ی سؤال بهینه در پژوهش‌های پیشین هم خاطر نشان شده است (گو و ریکیسی، ۲۰۰۷؛ هی و ریکیسی، ۲۰۱۰)، امّا، تا به حال چنین پژوهشی در ادبیات مربوط به خزانه‌ی سؤال صورت نگرفته است. از این‌رو پژوهش حاضر قصد دارد تا از طریق ایجاد مطالعه‌ای عملیاتی و تجربی به همراه مطالعه‌ شبیه‌سازی‌شده و سازمان یافته‌ از کلیّه‌ی این مؤلفه‌‌ها با کنترل و دستکاری مؤلفه‌‌های دیگر به ساخت الگویی بهینه برای طراحی خزانه‌ی سؤال CAT، بپردازد، تا بتواند کارکرد سنجش‌های انطباقی را بهبود بخشد. روش شبیه‌سازی در این مطالعه روش مونت کارلو است که به همراه برنامه‌نویسی ریاضی اعداد صحیح به روش WDM برای وارد کردن ویژگی‌های محتوایی، الگوی بهینه طراحی می‌شود. در این پژوهش، سعی بر این است که، از مزایای رویکرد برنامه‌نویسی ریاضی در غنی‌سازی رویکرد اکتشافی ریکیسی استفاده شود، ولی اساس و زیربنای شبیه‌سازی بر رویکرد اکتشافی ریکیسی (۲۰۰۳) و تعمیم آن به مدل‌های دو و سه پارامتری، بنا شده است.

اهمیت و ضرورت مسئله

خزانه‌ی سؤال نقش با اهمیتی در سنجش انطباقی کامپیوتری (CAT) دارد (گو، ریکیسی، ۲۰۰۷). مشخصات خزانه سؤال به منظور بهبود عملکرد CAT بسیار مهم می‌باشند. نوع طراحی خزانه سؤال بر عملکرد CAT تاثیر می‌گذارد (ریکیسی، ۲۰۱۰). یکی از مباحثی که اغلب در طراحی خزانه‌ی سؤال نادیده گرفته می‌شود، این است که چگونه یک خزانه‌ی سؤال به یک روش تجربی و روش نظامدارتری طراحی و گسترش یابد، و به عبارتی ایجاد طرح ‌نظام‌داری که مطالب اصلی ترکیب بهینه‌ای از سؤالات را با مشخصه‌ های روان‌سنجی و ویژگی‌های محتوایی مورد نظر تامین کند، به چشم نمی‌خورد. طرحی که به عنوان یک نتیجه و الگوی طراحی خزانه سؤال بتواند به طراحان سؤال کمک کند که نه تنها در نوشتن سؤالات به شکل (چند گزینه ای، پاسخ باز و غیره) آن ها و پوشش محتوایی آن توجه کنند، بلکه به مشخصه‌ های روان سنجی مطلوب سؤالات نیز توجه کنند. در این میان طرحی بهینه است که شامل سؤالات مناسبی برای هر کدام از آزمون‌های مجزای CAT باشد و ما را قادر سازد تا به سطح مطلوبی از دقت برسیم. همچنین مهمترین عاملی که یک الگوی طراحی سؤال را بهینه می‌کند این است که شامل سؤالاتی باشد که به خوبی متعادل شده باشند، به طوری‌که استفاده بهینه‌ای از سؤال شود و هزینه طراحی سؤال را به حداقل برساند (گو و ریکیسی، ۲۰۰۷).

فرایند نوشتن سؤالات معمولاً از طریق مشخصاتی که به طور مناسبی برای آزمون تعیین می‌شود، آموزش داده ‌می‌شود. به طوری‌که صفات محتوایی و توزیع‌شان را معین می‌کند. تا حد لزوم شرایط صفات آماری از قبیل دامنه دشواری و ضریب تشخیص را می‌توان مشخص کرد، امّا اغلب بسیار دشوار است که به سادگی ‌به این سطح دشواری و ضریب تشخیص مشخص‌شده برسیم، زیرا مقادیر صفات آماری برای تک تک سؤالات به آسانی پیش‌بینی ‌نمی‌شود. با ‌‌این وجود در سطح خزانه سؤال، ویژگی‌های آماری الگوی ثابتی از همبستگی با صفات محتوایی نشان می‌دهند. اگر این الگوها استفاده شوند، تلاش‌هایی که برای نوشتن سؤال صرف می‌شود به حداقل می‌رسد. به‌ واسطه مدل یابی دقیقی که از شیوه CAT صورت می‌‌گیرد، مشخصات آزمون برای خزانه سؤال می‌تواند با شبیه‌سازی کامپیوتری ایجاد شود تا تعداد سؤالات مورد نیاز به همراه صفات ویژه و مشخصات روانسنجی آن ها قابلیت پیش‌بینی[۶۸] پیدا کند (وندر لیندن، ۱۹۹۹؛ ریکیسی، ۲۰۰۳).

‌بنابرین‏، توصیف شیوه هایی برای طراحی خزانه‌های سؤال برای آزمون‌های انطباقی کامپیوتری و بررسی این‌که آیا استفاده از این شیوه های طراحی خزانه سؤال کارا می‌باشند و مزیت‌های CAT را از بین نمی‌برند، همواره یکی از اهداف مهم در مطالعات مربوط به خزانه سؤال‌ بوده ‌است. از این‌رو شیوه هایی مورد نیاز است که شبیه‌سازی کاملی برای CAT ایجاد کند، تا شامل مواردی مانند تعادل محتوایی، کنترل مواجهه بیش از حد سؤالات و روش انتخاب سؤال باشد (ریکیسی، ۲۰۱۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:07:00 ب.ظ ]




ماده ۹۸ قانون آیین دادرسی در این میان بیان ‌کرده‌است « خواهان می‌تواند خواسته خود را که در دادخواست تصریح کرده در تمام مراحل دادرسی کم کند ولی افزودن آن یا تغییر نحوه دعوا یا‌خواسته یا درخواست درصورتی ممکن است که با دعوای طرح شده مربوط بوده و منشأ واحدی داشته باشد و تا پایان اولین جلسه آن را به دادگاه اعلام‌کرده باشد». ( کریمی، ۱۳۸۶).

با اندک توجه ‌به این ماده به وضوح آشکار می‌گردد که قانون‌گذار در این خصوص از اصل تغییر ناپذیری دعوا تخلف نموده و بنا به دلایل و مصالحی استثنائا جواز اقامه یک سری دعاوی جدید را البته با وجود شرایطی ( دارا بودن ارتباط یا وحدت منشأ)[۲۶] داده است. اما با نگای به انتهای ماده به درستی معلوم می‌گردد که مقنن در این خصوص نیز به اصل تغییر ناپذیری دعوا توجه کامل داشته و این امر را به شدت محدود ‌کرده‌است.

در واقع، علی‌رغم تمام بحث هایی که در خصوص مهلت اقامه این نوع دعوا صورت گرفته است ( حسن زاده، ۱۳۹۰). به نظر می‌رسد با مقرر شدن پروسه زمانی تا پایان اولین جلسه دادرسی قانون‌گذار خواسته است که پیروی از سایر دلایل و مصالح فقط تا همین جا باقی مانده و بیشتر از این، به حریم این اصل وارد نشود. لذا بر همین اساس کلیه دعاوی که تحت عنوان این ماده اقامه شوند فقط تا پایان اولین جلسه دادرسی مورد پذیرش واقع می‌شوند و تخلف از آن ممکن نخواهد بود.

ب) دعوای تقابل[۲۷]

از دیگر حالاتی که باید در خصوص اصل تغییر ناپذیری دعوا مورد بررسی قرار گیرد، دعوای تقابل می‌باشد؛ در این حالت هم همان‌ طور که توجه به مبانی این امر روشن می‌دارد، امکان اقامه دعوایی علاوه بر دعوای اصلی در جریان رسیدگی می‌تواند موجبات تخلف از این امر را نشان دهد.[۲۸]

دعوائی که در مقابل دعوای دیگری که دعوای اصلی نام دارد، طرح شده باشد؛ دعوای متقابل نام دارد. دعوای متقابل باید با دعوای اصلی ناشی از یک منشأ باشند یا ارتباط کامل داشته باشند و علاوه بر این از قبیل دعوای صلح و تهاتر و فسخ و رد خواسته که برای دفاع از دعوای اصلی اظهار می‌شود، نباشد. ( جعفری لنگرودی، ۱۳۸۷).

دعوای متقابل در حقیقت دعوائی است که خوانده در مقابل دعوای خواهان اقامه می‌کند. این دعوا ممکن است به منظور ‌پاسخ‌گویی‌ به دعوای اصلی و یا علاوه بر پاسخگوئی الزام خواهان به پرداخت چیزی و یا انجام امری باشد. همچنین این دعوا ممکن است در مقابل دعوای خواهان به منظور کاستن از محکومیتی که خوانده را تهدید می‌کند،یا تخفیف آن و یا جلوگیری کلی از این محکومیت و یا حتی تحصیل حکم محکومیت خواهان اصلی به دادن امتیاز، علیه او اقامه شود. (شمس، ۱۳۸۶).

به عبارت دیگر خوانده حق دارد در مقابل ادعای خواهان، طرح دعوا نماید. اگر دعوای خوانده با دعوای اصلی ناشی از یک منشأ و یا با دعوای اصلی ارتباط کامل داشته باشد. مانند دعوای اضافی با دعوای اصلی در یک جا رسیدگی شود، مگر اینکه دعوای متقابل از صلاحیت ذاتی دادگاه خارج باشد. ( صدرزاده افشار، ۱۳۸۷).

مرجعی که به دعوای جدید رسیدگی می‌کند همان دادگاهی است که به دعوای اصلی رسیدگی می‌کند. مگر اینکه دعوای جدید از صلاحیت ذاتی دادگاه خارج باشد. دعوای جدید اگر با دعوای اصلی ناشی از یک منشأ و یا با دعوای اصلی ارتباط کامل داشته باشد، دعوای متقابل می‌باشد. ارتباط کامل هم وقتی است که اتخاذ تصمیم در هریک مؤثر در دیگری باشد.

‌بنابرین‏ در دعوای متقابل، خواهان دعوای متقابل ممکن است هدفش پاسخگوئی به دعوای خواهان اصلی باشد. در این شرایط ممکن است خوانده راهی جز طرح دعوای جدید نداشته باشد. مثلاً دعوای اصلی الزام به حضور در دفتر خانه و تنظیم سند رسمی انتقال باشد، خوانده دعوای اصلی با طرح دعوای فسخ به صورت تقابل اعلام فسخ یا بطلان مبایعه نامه یا قولنامه را نماید. در این مثال وقتی که خوانده دعوای اصلی به فسخ یا بطلان تمسک جسته و بتواند آن را ثابت نماید بدیهی است دعوای خواهان اصلی محکوم به رد خواهد بود. بدون اینکه دادگاه وارد دعوای الزام اصلی، یعنی الزام خوانده بشود ( احمدی، ۱۳۷۵).

ادعای خوانده در مقابل خواهان در صورتی دعوای متقابل محسوب می‌شود که مستقلاً نیز قابل طرح به وسیله دادخواست جداگانه باشد، مانند حق تعمیر خانه یا عدم تمکین زن یا فسخ معامله و غیره. اما اگر اظهار یا ادعای خوانده نتواند به طور مستقل در دادگاه به وسیله دادخواست اقامه شود، دعوا تلقی نمی‌شود و نیاز به تقدیم دادخواست ندارد. همان گونه که ماده ۱۴۲ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر داشته که: دعوای متقابل به موجب دادخواست اقامه می شود، لیکن دعوای تهاتر، صلح، فسخ رد خواسته و امثال آن که برای دفاع از دعوای اصلی اظهار می‌شود، دعوای متقابل محسوب نمی‌شود و نیاز به تقدیم دادخواست جداگانه ندارد (شمس، ۱۳۸۶).

زیرا تحقق آن ها بسته به تحقق ادعای خواهان بوده و وجود مستقلی ندارد و بدون آن منتفی می‌گردد و اگر دعوای اصلی به جهتی از جهات رد یا ابطال یا مسترد شود، دعوای متقابل نیز منتفی شده و به عنوان دعوای متقابل مردود است. ولی خوانده در صورت فرض حقی می‌تواند آن را به صورت دعوای مستقلی اقامه کند.

با توجه به ماده ۱۴۱ می بینیم که همان محدودیتی که قانون‌گذار برای رعایت اصل تغییر ناپذیری دعوا در خصوص دعوای اضافی مقرر داشته است در این جا نیز رعایت می شود و اقامه دعوای تقابل فقط تا پایان اولین جلسه دادرسی ممکن خواهد بود و بر همین اساس طرفین نمی توانند هر لحظه با اقامه دعوایی جدید، ثبات دادرسی را زیر سوال ببرند. در خصوص اقامه دعوای تقابل در مرحله تجدید نظر نیز نظر ‌به این امر، اقامه دعوای تقابل در مرحله تجدیدنظر ممکن نخواهد بود.[۲۹]

گفتار سوم) جلوگیری از سردرگمی قاضی و اصحاب دعوا

می‌دانیم که در یک دادرسی افراد متعددی از قبیل قاضی دادگاه، اصحاب دعوا، کارشناسان قضایی، بعضا دادستان، و همچنین حسب مورد وکلای پرونده دخالت می‌کنند. قطعا پویایی دادرسی و به سرعت به نتیجه رسیدن آن مدیون عوامل مختلفی خواهد بود؛ یکی از این موارد، یکسانی و وحدت موضوعات مطرح شده از ابتدا تا انتهای دادرسی خواهد بود ( محسنی، ۱۳۸۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:06:00 ب.ظ ]




۲-۶ عملکرد هیات مدیره

عملکرد سازمان ها اعم ازمالی و غیر مالی تحت تاثیرعوامل درون سازمانی و برون سازمانی قرار دارد . از عوامل درون سازمانی که بر عملکرد شرکت ها تاثیر گذار خواهد بود تصمیم گیری است .کیفیت و چگونگی تصمیمات بر میزان موفقیت و تحقق اهداف سازمانی تاثیر گذار است .به عبارتی سرنوشت سازمان به نحوه تصمیم گیری مدیران و نتایج حاصل از آن بستگی دارد.پیشرفت روز افزون تکنولوژی ، جهانی شدن اقتصاد و تجارت و همچنین شدت تغییرات محیطی و افزایش عدم قطعیت در روند این تغییرات موجب شده اند که ریسک و عدم اطمینان از عناصر لاینفک فرایند تصمیم گیری در سازمان ها به شمار آمده و در نتیجه اداره سازمان امروزی بیش از هر زمان دیگری پیچیده تر شده است. در چنین فضایی مدیران به عنوان تصمیم گیرندگان اصلی سازمان ها ، واکنش ها و عکس العمل های متفاوتی از خود نشان می‌دهند که بیانگر نحوه رفتار آنان است.میل به ریسک پذیری و نحوه نگرش آنان به ریسک به عنوان یکی از ویژگی های شخصیتی خاص ، تعیین کننده میزان رفتار ریسک پذیرانه یا ریسک گریزانه ایشان به هنگام تصمیم گیری است .برخی مدیران به دنبال پذیرش ریسک بوده و ریسک پذیرند و برخی دیگر از قبول و پذیرش ریسک اجتناب کرده و ریسک گریزند.گروهی دیگر نسبت به قبول و یا رد ریسک بی تفاوت بوده و به عنوان افراد خنثی تلقی می‌شوند (مظلومی و لطیفی ،۱۳۸۶).

وجود هر یک از ویژگی های ریسک پذیرانه یا ریسک گریزانه در میان مدیران مسلماً” بازده و سود آوری شرکت ها که در واقع نشان دهنده عملکرد سازمان ها می‌باشد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. چون این طرز تفکر و نحوه تصمیم گیری بر حال و آینده شرکت ها تاثیر گذار خواهد بود.

بررسی مبانی نظری و تحقیقات گذشته حاکی از آن است که عملکرد سازمان ها از رفتار ریسک گریزانه افراد تاثیر می پذیرد. اهمیت رفتار ریسک پذیرانه در سازمان به گونه ای است که به هنگام انتصاب افراد در پست ها و مشاغل مختلف سازمانی مورد توجه قرار می‌گیرد زیرا می‌تواند بر عملکرد افراد و در نهایت عملکرد سازمان تاثیرگذار باشد.

انتظار می رود یک هیئت مدیره با نفوذ و معتبر حجم بالایی از معاملات را که توسط مدیران انجام می شود کنترل و هدایت نماید و فعالیت های مخاطره آمیز شرکت و درجه ریسک پذیری آن را مدنظر قرار دهد . تحقیقات تأیید می‌کنند بازده مورد انتظار هر سرمایه گذاری با سطح ریسک آن رابطه بنیادی و اساسی دارد ، به طوری که زمانی یک طرح با ریسک بالا قابل قبول است که بازده پیش‌بینی شده آن نیز ، بسیار بالا باشد . ‌بنابرین‏ بین ریسک و بازده رابطه مستقیم وجود دارد.

مدیران با نفوذی که در طرح های مخاطره آمیز سرمایه گذاری می‌کنند بازده بالایی را پیش‌بینی می نمایند و انتظار می رود عملکرد( بازده ) بالاتری را نیز نسبت به سایر شرکت‌های رقیب موجود در صنعت داشته باشند (رضایی و حیدرزاده ،۱۳۹۲). در تحقیقات پیشین از جمله در تحقیق انحام شده توسط عرب مازار یزدی(۱۳۹۰) نشان داده شد که متغییرهای راهبری شرکتی از جمله تعداد اعضای هیات مدیره ، تعداد اعضای غیر موظف و تعداد سهام‌داران عمده هیچ تاثیری بر عملکرد شرکت ها ندارد .حال با توجه به موارد ذکر شده پیش‌بینی می شود عملکرد شرکت ها بر مدت تصدی هیئت مدیره تاثیر گذار باشد. لذا عنصر اساسی در تصمیم گیری برای حفظ یا خلع هیات مدیره ، ارزیابی توانایی‌های نهفته اعضای هیات مدیره با توجه به عملکرد سازمان و ریسک متواتراز آن می‌باشد. با توجه به عملکرد سازمان تصمیم گیری ‌در مورد مدت تصدی هیات مدیره شدیداًً به منابع ریسک بستگی دارد.

۲-۷ ریسک

اصل ثابتی در فرهنگ سرمایه گذاری وجود دارد مبنی بر اینکه سرمایه از ریسک و خطر گریزان است و به سوی بازده و سود تمایل دارد . به همین خاطراست که سرمایه گذاران ریسک گریز از ورود سرمایه خود به جایی که خطر و ریسک وجود دارد یا افق نامشخصی در برابر سود و اصل سرمایه شان هست، امتناع می‌کنند. اما آیا می توان جایی را پیدا کرد که سرمایه گذاری در آن ریسک نداشته باشد؟

ریسک و خطر از دست دادن اصل و فرع سرمایه در همه جا هست، بعضی سرمایه گذاری ها پر خطرند و برخی کم خطر. سرمایه گذار با توجه به میزان خطر و ریسک سرمایه گذاری، انتظار سود و بازده متناسب را دارا می‌باشد. معمولا سرمایه گذاران به وسیله تجزیه و تحلیل های مالی خود به دنبال بازده متناسب با توجه ریسک مربوط می‌باشند .

تعاریف متعددی از مفهوم ریسک در سرمایه گذاری به عمل آمده است . در یک تعریف کلی می توان چنین بیان داشت که نوسان پذیری بازده سرمایه گذاری را ریسک سرمایه گذاری می‌نامند.

هر نوع سرمایه گذاری با عدم اطمینان هایی مواجه می‌گردد که بازده سرمایه گذاری را در آینده مخاطره آمیز می‌سازد.ریسک یک دارایی سرمایه ای بدین خاطر است که این احتمال وجود دارد که بازده حاصل از دارایی کمتر از بازده مورد انتظاراست. ‌بنابرین‏ ریسک عبارت است از احتمال تفاوت بین بازده واقعی و بازده پیش‌بینی شده و یا می توان گفت ریسک یک دارایی عبارت است از تغییر احتمالی بازده آتی ناشی از آن دارایی.

وستون بریگام، ریسک یک دارایی نظیر اوراق بهادار را تغییر احتمال بازده آتی ناشی از دارایی می‌داند. ‌بنابرین‏ با معیارپراکندگی بازده دارایی، ریسک را میتوان انحراف معیار نرخ بازده تعریف نمود. پس می توان پراکندگی بازده های ممکنه از بازده مورد انتظار را با واریانس محاسبه و به ‌عنوان یک معیار از ریسک تلقی نمود (مصوبه ریسک و بازده سازمان اوراق بهادار تهران ).

ریسک بازده دارایی ها به دو قسمت نوسانات بازار و نوسانات مختص شرکت تجزیه می شود که به ترتیب به ریسک سیستماتیک و فوق العاده مشهور می‌باشند و در ادامه هر دو نوع ریسک به تفصیل تشریح می شود.

۲-۷-۱ ریسک سیستماتیک

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:06:00 ب.ظ ]




Market return = بازده بازار( بازده بازار در روز معامله بلوک)

Momentum = بازده روزانه تجمعی سهام( بازده روزانه تجمعی سهام برای پنج روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

Size = اندازه معامله( تعداد سهام معامله شده در هر معامله بلوک )

Turnover = حجم معاملات( ارزش پولی کل سهام مبادله شده تقسیم بر ارزش سهام موجود در روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

Volatility = نوسانات( انحراف استاندارد قیمت های معاملات در روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

BAS = تفاوت بالاترین و پائین ترین قیمت سهام

همان طور که از خروجی تخمین مشاهده می شود، تنها بازده روزانه تجمعی ما قبل با اثر قیمتی موقت رابطه مثبت و معنی دار دارد و سایر متغیرهای توضیحی برای شرکت های منتخب و در سال ۱۳۹۱ رابطه معناداری با متغیر وابسته ندارد.

همچنین ضریب تعیین مدل برابر با ۳۸ و ۳۳ بیانگر توضیح دهندگی متغیرهای مستقل می‌باشد.یعنی حدود ۴۰ درصد از تغییرات متغیر وابسته، توسط متغیرهای مستقل قابل توجیه می‌باشد به عبارتی ضریب تعیین رگرسیون، حاکی از خوبی برازش مدل است.

از طرف دیگر ضرایب رگرسیون نه تنها به صورت جداگانه توسط آزمون t بلکه به طور همزمان نیز بایستی از لحاظ آماری تأیید شوند. بدین منظور از آماره، فیشر استفاده می شود.مقدار آماره F در مدل حاضر برابر با ۷٫۶۰ است و با وجود Prob=0.00 می توان معنی داری کل رگرسیون را ادعا کرد. مقدار D-W در مدل حاضر برابر با ۱٫۸۲ است لذا می توان سلامت مدل را ادعا نمود.رگرسیون های نهایی به شکل زیر می‌باشد:

PERMANENT IMPACT = 0.02*MARKETRETURN + 0.0001*MOMENTUM – 0.002*SIZE – 0.006*TURNOVER – ۰٫۰۰۰۰۰۲*VOLATILITY + 0.67*BAS + 0.38+ [AR(1)=0.43]

در این قسمت از مطالعه متغیرهای بی تاثیر را از مدل حذف می‌کنیم تا تاثیر واقعی متغیر Momentum به لحاظ شدت اندازه و هچنین علامت جهت تاثیرگذاری تبیین شود، نتایج تخمین به شرح جدول زیر می‎باشد:

جدول۴-۱۹-خروجی تخمین مدل نهایی

Prob

آماره t

ضریب

متغیر

۰٫۰۰

۳٫۱۶

۰٫۰۰۰۱

Momentum

۰٫۴۶

۰٫۷۴

۰٫۰۱

C

۰٫۰۰

۴٫۸۰

۰٫۵۴

AR(1)

R2= 0.33

۳۱

Prob(F)=0.00

F-statistic=22.38

D.W = 1.88

Momentum = بازده روزانه تجمعی سهام( بازده روزانه تجمعی سهام برای پنج روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

همان‌ طور که مشاهده می‌گردد با حذف متغیرهای بی تاثیر، ضریب متغیر Momentum تغییری نیافته است. همان‌ طور که انتظار می رود پس از حذف متغیرهای بی تاثیر، مقدار به نزدیکتر شده است که به معنی حذف متغیر زائد می‌باشد. همچنین مقدار آمار F یعنی معنی داری کل رگرسیون از عدد ۷٫۶۰ به ۲۲٫۳۸ یافته است که به معنی بهبود مدل می‌باشد. مقدار آماره دوربین واتسون نزدیکتر به عدد ۲ شده است(D-W=1.88). ‌بنابرین‏ می توان عدم خودهمبستگی را تأیید کرد.لذا رگرسیون دو متغیر زیر را خواهیم داشت:

PERMANENT IMPACT = 0.0001*MOMENTUM + 0.015 + [AR(1)=0.54

۴-۳-۲ نتایج حاصل از برآورد مدل سوم

شکل ضمنی مدل سوم:

Temporary Impact=f (size, volatility, turnover, market return, momentum, BAS)

تابع زیر نشان دهنده اثرات گروهی هر یک از عوامل تاثیرگذار بر اثر قیمتی موقتی می‌باشد.

Temporary impact = β۰ + β۱ size + β۲ volatility + β۳ turnover + β۴ market return + β۵ momentum + β۶ BAS + ε

پس از تبیین مدل سوم و انتخاب بهترین روش، نتایج تخمین به شرح جدول زیر می‌باشد:

جدول۴-۲۰-خروجی تخمین مدل سوم

Prob

آماره t

ضریب

متغیر

۰٫۰۵

-۱٫۹۱

۰٫۰۷-

Market Return

۰٫۰۰

۴٫۵۶

۰٫۰۰۰۶

Momentum

۰٫۰۰

۳٫۰۳

۰٫۰۶

Size

۰٫۰۰

-۲٫۹۶

-۰٫۰۴

Turnover

۰٫۰۰

۲٫۹۶

۰٫۰۰۰۰۰۵

Volatility

۰٫۴۲

-۰٫۸۰

-۵٫۳۶

BAS

۰٫۰۰

-۵٫۲۰

-۲٫۴۳

C

R2= 0.48

Prob(F)=0.00

F-statistic=13.64

D.W = 1.61

Market return = بازده بازار( بازده بازار در روز معامله بلوک)

Momentum = بازده روزانه تجمعی سهام( بازده روزانه تجمعی سهام برای پنج روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

Size = اندازه معامله( تعداد سهام معامله شده در هر معامله بلوک )

Turnover = حجم معاملات( ارزش پولی کل سهام مبادله شده تقسیم بر ارزش سهام موجود در روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

Volatility = نوسانات( انحراف استاندارد قیمت های معاملات در روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

BAS = تفاوت بالاترین و پائین ترین قیمت سهام

Market return = بازده بازار( بازده بازار در روز معامله بلوک)

Momentum = بازده روزانه تجمعی سهام( بازده روزانه تجمعی سهام برای پنج روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

Size = اندازه معامله( تعداد سهام معامله شده در هر معامله بلوک )

Turnover = حجم معاملات( ارزش پولی کل سهام مبادله شده تقسیم بر ارزش سهام موجود در روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

Volatility = نوسانات( انحراف استاندارد قیمت های معاملات در روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

BAS = تفاوت بالاترین و پائین ترین قیمت سهام

با توجه به مقدار آمار دوربین واتسون(D.W=1.61) ، همچنین آزمون همبستگی که در ابتدای این فصل انجام شد، مدل دچار مشکل خودهمبستگی است و برای رفع آن جزء AR(1) را وارد مدل می‌کنیم و نتایج به شرح جدول زیر تغییر می‌کند:

جدول۴-۲۱-خروجی تخمین با ورود جزء AR(1)

Prob

آماره t

ضریب

متغیر

۰٫۰۴

-۲٫۰۴

۰٫۰۸-

Market Return

۰٫۰۰

۳٫۸۲

۰٫۰۰۰۶

Momentum

۰٫۰۰

۲٫۹۹

۰٫۰۶

Size

۰٫۰۰

-۲٫۹۳

-۰٫۰۴

Turnover

۰٫۰۰

۳٫۰۰

۰٫۰۰۰۰۰۶

Volatility

۰٫۳۰

-۱٫۰۳

-۸٫۰۶

BAS

۰٫۰۰

-۵٫۲۰

-۲٫۴۳

C

۰٫۰۱

۲٫۵۷

۰٫۲۱

AR(1)

R2= 0.50

۴۶

Prob(F)=0.00

F-statistic=12.52

D.W = 1.94

Market return = بازده بازار( بازده بازار در روز معامله بلوک)

Momentum = بازده روزانه تجمعی سهام( بازده روزانه تجمعی سهام برای پنج روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

Size = اندازه معامله( تعداد سهام معامله شده در هر معامله بلوک )

Turnover = حجم معاملات( ارزش پولی کل سهام مبادله شده تقسیم بر ارزش سهام موجود در روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:06:00 ب.ظ ]




۴-۴- یافته ­های فرعی بر اساس ویژگی­های جمعیت‌شناختی (جنسیت، وضعیت تأهل، دانشگاه، سن، و سال تحصیلی)

۴-۴-۱- یافته ­های فرعی بر اساس جنسیت

جدول ۴-۱۸٫ مقادیر میانگین و انحراف معیار نظرات دانشجویان درخصوص میزان اثربخشی دوره کارشناسی کتابداری و اطلاع­رسانی بر نگرش آن ها نسبت به اینترنت ‌بر اساس جنسیت

نگرش دانشجویان
مرد
زن
میانگین
انحراف معیار
میانگین
انحراف معیار

اضطراب اینترنتی

۳۰/۴

۳۱/۰

۷۸/۳

۷۷/۰

مفید بودن اینترنت

۳۳/۴

۳۶/۰

۹۴/۳

۷۰/۰

لذت بخش بودن اینترنت

۹۷/۳

۵۱/۰

۷۴/۳

۸۰/۰

احساس خودکارآمدی

۰۴/۴

۳۷/۰

۷۱/۳

۹۴/۰

بنابر یافته ­های جدول ۴-۱۸، بررسی میانگین­ها نشان می­دهد میانگین نظرات دانشجویان مرد در خصوص مؤلفه­ های اضطراب اینترنتی، مفید بودن اینترنت، لذت‌بخش بودن اینترنت و احساس خودکارآمدی کمی بزرگتر از میانگین نظرات دانشجویان زن ‌می‌باشد.

جدول ۴-۱۹٫ نتایج آزمون لوین فرض همگنی واریانس­ها

متغیر
F
df1
df2
Sig

اضطراب اینترنتی

۲۲/۱

۱

۷۷

۲۳/۰

مفید بودن اینترنت

۰۳/۱

۱

۷۷

۲۸/۰

لذت بخش بودن اینترنت

۶۴/۱

۱

۷۷

۲۰/۰

احساس خودکارآمدی

۷۱/۱

۱

۷۷

۱۸/۰

بنابر یافته ­های جدول ۴-۱۹، F مشاهده شده برای آزمون لوین در سطح ۰۰۱/۰ تفاوت معناداری را نشان نمی­دهد. ‌بنابرین‏ فرض صفر یعنی فرض همگنی واریانس­ها پذیرفته می­ شود.

جدول ۴-۲۰٫ نتایج آزمون F (مانوا) مقایسه میانگین نظرات دانشجویان درخصوص میزان اثربخشی دوره کارشناسی کتابداری و اطلاع­رسانی بر نگرش آن ها نسبت به اینترنت ‌بر اساس جنسیت

منبع
متغیر
مجموع مجذورات
df
میانگین مجذورات
F
سطح معناداری
ضریب اِتا
جنسیت

اضطراب اینترنتی

۷۹/۲

۱

۷۹/۲

۳۲/۵

۰۲/۰

۱۶/۰

مفید بودن اینترنت

۵۵/۱

۱

۵۵/۱

۵۵/۳

۰۶/۰

۱۰/۰

لذت بخش بودن اینترنت

۵۵/۰

۱

۵۵/۰

۹۴/۰

۳۳/۰

۰۱/۰

احساس خودکارآمدی

۱۳/۱

۱

۱۳/۱

۴۶/۱

۲۳/۰

۰۲/۰

بنابر یافته ­های جدول ۴-۲۰، F مشاهده در سطح ۰۰۱/۰ تفاوت معناداری بین میانگین نظرات دانشجویان کتابداری و اطلاع­رسانی مرد و زن درخصوص میزان اثربخشی دوره کارشناسی کتابداری و اطلاع‌رسانی بر نگرش آن ها نسبت به اضطراب اینترنتی را نشان می­دهد درحالی که در خصوص مفید بودن اینترنت، لذت‌بخش بودن اینترنت و احساس خودکارآمدی در استفاده از اینترنت تفاوت معناداری بین میانگین نظرات قابل مشاهده نیست.

۴-۴-۲- یافته ­های فرعی بر اساس وضعیت تأهل

جدول ۴-۲۱٫ مقادیر میانگین و انحراف معیار نظرات دانشجویان درخصوص میزان اثربخشی دوره کارشناسی کتابداری و اطلاع­رسانی بر نگرش آن ها نسبت به اینترنت ‌بر اساس وضعیت تأهل

نگرش دانشجویان
مجرد
متأهل
میانگین
انحراف معیار
میانگین
انحراف معیار

اضطراب اینترنتی

۹۵/۳

۷۴/۰

۵۸/۳

۷۰/۰

مفید بودن اینترنت

۱۲/۴

۶۳/۰

۶۴/۳

۶۷/۰

لذت بخش بودن اینترنت

۸۸/۳

۷۳/۰

۴۷/۳

۸۰/۰

احساس خودکارآمدی

۸۴/۳

۸۰/۰

۳۹/۳

۷۹/۰

بنابر یافته ­های جدول ۴-۲۱، بررسی میانگین­ها نشان می­دهد میانگین نظرات دانشجویان مجرد در خصوص اضطراب اینترنتی، مفید بودن اینترنت، لذت‌بخش بودن اینترنت و احساس خودکارآمدی در استفاده از اینترنت بزرگتر از نظرات دانشجویان متأهل بوده ­است.

جدول ۴-۲۲٫ نتایج آزمون لوین فرض همگنی واریانس­ها

متغیر
F
df1
df2
Sig

اضطراب اینترنتی

۰۶/۰

۱

۷۷

۸۰/۰

مفید بودن اینترنت

۳۱/۰

۱

۷۷

۵۸/۰

لذت بخش بودن اینترنت

۰۰۲/۰

۱

۷۷

۹۶/۰

احساس خودکارآمدی

۲۹/۰

۱

۷۷

۵۹/۰

بنابر یافته ­های جدول۴-۲۲، F مشاهده شده برای آزمون لوین در سطح ۰۰۱/۰ تفاوت معناداری را نشان نمی­دهد. ‌بنابرین‏ فرض صفر یعنی فرض همگنی واریانس­ها پذیرفته می­ شود.

جدول ۴-۲۳٫ نتایج آزمون F (مانوا) مقایسه میانگین نظرات دانشجویان درخصوص میزان اثربخشی دوره کارشناسی کتابداری و اطلاع­رسانی بر نگرش آن ها نسبت به اینترنت ‌بر اساس وضعیت تأهل

منبع
متغیر
مجموع مجذورات
df
میانگین مجذورات
F
سطح معناداری
ضریب اِتا

وضعیت تأهل

اضطراب اینترنتی

۹۷/۱

۱

۹۷/۱

۶۸/۳

۰۶/۰

۱۴/۰

مفید بودن اینترنت

۳۴/۳

۱

۳۴/۳

۱۱/۸

۰۰۶/۰

۱۹/۰

لذت بخش بودن اینترنت

۴۰/۲

۱

۴۰/۲

۳۲/۴

۰۴/۰

۱۷/۰

احساس خودکارآمدی

۸۸/۲

۱

۸۸/۲

۴۹/۴

۰۴/۰

۱۷/۰

بنابر یافته ­های جدول ۴-۲۳، F مشاهده در سطح ۰۰۱/۰ تفاوت معناداری را بین میانگین نظرات دانشجویان کتابداری و اطلاع­رسانی درخصوص میزان اثربخشی دوره کارشناسی کتابداری بر نگرش آن ها نسبت به اضطراب اینترنتی، مفید بودن اینترنت، لذت‌بخش بودن اینترنت و احساس خودکارآمدی در استفاده از اینترنت نشان می­دهد.

۴-۴-۳- یافته ­های فرعی بر اساس دانشگاه محل تحصیل

جدول ۴-۲۴٫ مقادیر میانگین و انحراف معیار نظرات دانشجویان درخصوص میزان اثربخشی دوره کارشناسی کتابداری و اطلاع­رسانی بر نگرش آن ها نسبت به اینترنت ‌بر اساس دانشگاه محل تحصیل

نگرش دانشجویان
دانشگاه اصفهان
دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
میانگین
انحراف معیار
میانگین
انحراف معیار

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:06:00 ب.ظ ]




این واقعیت که طرفین ملزم به رعایت عرف و عاداتی می‌باشند که بر آن ها توافق کرده‌اند نشأت گرفته از قواعد کلی استقلال طرفین قرارداد است ( اصل ۶). در واقع طرفین می‌توانند راجع به شروط قراردادشان مذاکره کنند یا به طور ساده برخی از جنبه‌های آن را به دیگر منابع ، از جمله عرف و عادت ارجاع دهند . علاوه بر این لزوم رعایت و اجرای تعهدات عرفی و همچنین رویه ی معاملاتی ، ‌بر اساس اصل حسن نیت مقرر در تجارت بین الملل نیز قابل پذیرش می‌باشند . به عبارت دیگر اصل حسن نیت مستلزم این است که متعاملین ، تعهدات ناشی از عرف و عادت رایج را نیز به مرحله ی اجرا در آوردند و صرفاً محدود به تعهدات مصرح در قرارداد نباشند . ‌بنابرین‏ شرط حاکمیت عرف بر قرارداد بین‌المللی توافق صریح متعاملین بر آن نیست .

منظور از رویه هائی که طرفین بین خودشان تصریح و تصدیق کرده‌اند یک رویه ی معاملاتی است که صرفاً توسط طرفین پذیرفته شده است . به استثناء رویه هائی که یک طرف به طور صریح اعمال آن را در آینده استثناء کرده ، رویه های معاملاتی نه تنها به صورت خودکار تکمیل کننده شروط قرارداد منعقد هستند بلکه در تعاقب اصل ۸ کمک کننده برای تعیین و تشخیص قصد طرفین می‌باشند . در بیشتر موارد رویه ی معاملاتی نکات کم اهمیتی را در بر می‌گیرد : مانند قدری تحمل در عدم رعایت مقررات موضوعه ، یا ملزومات زمان قراردادی یا برای عیوب کیفی و کمی کالای تحویل داده شده ، اجازۀ تقلیل ثمن ، یا آئین و روش دادن اخطار .

مع الوصف ، رویه ی معاملاتی ممکن است در برخی مواقع کل قرارداد را تحت الشعاع خود قرار دهد . برای مثال ، اگر طرفین در معاملات قبلی خود به طور منظم برخی از شروط کلی که در سند جداگانه مرقوم است را رعایت کرده باشند، امکان دارد در قراردادهای بعدی ملزم به رعایت چنان شروطی باشند ولو اینکه هیچ ارجاع صریحی به آن موضوع داده نشده باشند . طرفین می‌توانند به هر گونه عرف و عاداتی صرف نظر از اصالت شمول اعمال آن ارجاع دهند.

‌بنابرین‏ آن ها می‌توانند اعمال عرفی را که در یک ناحیه ی خاصی یا یک تجارت خاصی که هیچ کدام از طرفین به آن تعلق ندارد، یا یک عرفی را که مربوط به قرارداد متفاوتی است را حاکم بر قرارداد خویش سازند .[۳۵]

بند ۱ مادۀ ۹ نخست بر عرف هایی اشاره می‌کند که طرفین بر آن ها توافق کرده‌اند . ارجاع به عرف ها ممکن است صریح یا ضمنی باشد . ارجاع به عرف های تدوین شده از سوی یک سازمان حرفه ای با ارجاع به علائم اختصاری رایج در بازرگانی بین‌المللی ( مانند FOB یا CIF بر طبق تعریف اینکوترمز) توافق صریح به شمار می‌آید . توافق ضمنی ممکن است ناشی از رفتار طرفین باشد یا از قرارداد های قبلی آن ها به دست آید ، فرض اخیر بایستی دارای خصوصیت و ویژگی مندرج در بند ۹ ماده ۹ کنوانسیون باشد ، یعنی اینکه اولاً- طرفین به عرف مذبور واقف بوده « یا می بایستی آگاه باشند » تا ادعای جهل ‌به این عرف ها از سوی تجار حرفه ای را که احتمال صحت در آن ضعیف است خنثی نماید و بار اثبات را بر طرفی که ‌به این عرفها استناد می‌کند آسان سازد ؛ ثانیاًً – عرف و عادت در تجارت بین الملل کاملاً شناخته شده باشد و طرفین قراردادهای مشابه در آن نوع تجارت خاص به طور منظم آن را رعایت کنند.[۳۶]

البته اعمال و حاکمیت عرف و عادت و همچنین رویه معاملاتی بر قرارداد بیع بین‌المللی مشمول کنوانسیون مبتنی بر این پیش فرض است که اعتبار و صحت آن ها به موجب قانون حاکم بر قرارداد که بر اساس قواعد حقوق بین الملل خصوصی تعیین شده ، احراز گردد زیرا به استناد نص صریح ماده (الف) ۴ کنوانسیون ، مسأله اعتبار عرف و عادت از شمول این قانون خارج شده است .

به نظر می‌رسد در صورت تعارض میان عرف و عادت مسلم و رویه ی جاری متعاملین ، حاکمیت با مورد اخیر می‌باشد . به عبارت دیگر حکم ماده ۹ کنوانسیون مبنی بر الزام آور بودن عرف و عادت بر این فرض مبتنی استکه طرفین قرارداد آن را استثناء نکرده باشند و الا با توجه به مجوز کلی و صریح ماده ۶ این قانون ( اصل آزادی قراردادی ) اعمال هر گونه عرف و عادت ولو این که در سطح وسیعی نیز شایع باشد ، امکان پذیر نمی باشند . ‌بنابرین‏ رویه معاملاتی که بین طرفین قرارداد تثبیت شده و در واقع متعاملین اعمال آن را بر قرارداد پذیرفته اند در تعیین و ارزیابی آن ها و همچنین وقوع یا عدم وقوع نقض قرارداد و ضمانت اجراهای ناشی از نقض فسخ حاکمیت دارد .

رجوع به عرف های رایج در معاملات برای تفسیر یا تکمیل قرارداد در حقوق داخلی هم پیش‌بینی شده است .

به موجب ماده ۱۱۳۵ قانون مدنی فرانسه طرفین ملزم به لوازم عرفی قرارداد هستند . این ماده مشابه ماده ۲۲۰ قانون مدنی ایران است که چنین مقرر می‌دارد : « عقود نه فقط متعاملین را به اجرای چیزی که در آن تصریح شده است ملزم می کند بلکه متعاملین به کلیه ی نتایجی هم که به موجب عرف و عادت یا به موجب قانون از عقد حاصل می شود ملزم می‌باشند .»

در قانون مدنی ایران در چند ماده دیگر هم به عرف و عادت اشاره شده است . خصوصاًً ماده ۲۲۵ که متعارف بودن امری را به منزله ی ذکر در عقد دانسته و مواد ۳۵۸،۳۵۷،۳۵۶ که مربوط به بیع است . در ماده ۳۵۶ عرف نوعی پذیرفته شده است . به موجب این ماده :« هر چیزی که بر حسب عرف و عادت جزء یا تابع مبیع شمرده شود یا قرائن دلالت بر دخول آن در مبیع نماید داخل در بیع و متعلق به مشتری است اگرچه در عقد صریحاً ذکر نشده باشد و اگرچه متعاملین جاهل بر عرف باشند .» جمله آخر ماده که عرف را ، حتی در صورت جهل طرفین به آن ، حاکم بر قرارداد شمرده ، حاکی از اعتیار عرف های نوعی و قابل اجرا بودن آن ها صرف نظر از اراده واقعی طرفین است .

در (UCC) هم به ارزش عرف های بازرگانی تصریح و چنین تعریف شده است :« مقصود از عرف بازرگانی عملکرد یا عادتی است که در محلی یا رشته ای یا حرفه ای از تجارت به طور منظم رعایت می شود ، به گونه ای که می توان انتظار داشت که در معامله مورد نظر هم مراعات گردد … » ( بند ۲ ماده ۲۰۵-۱ )

چنان که ملاحظه می شود شرایطی که برای اعتبار عرف های بازرگانی در (UCC) ذکر شده مشابه شروط مذکور در بند ۲ ماده ۹ کنوانسیون است . بعلاوه در (UCC) ( ماده ۲۰۵-۱) به رویه معمول طرفین در کنار عرف بازرگانی اشاره و اعتبار یکسانی برای آن در نظر گرفته شده است که از این جهت نیز (UCC) با کنوانسیون هماهنگی دارد .

گفتار دوم : پیش‌بینی نقض قرارداد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:06:00 ب.ظ ]




گفتار اول: مفهوم اختلاف و دعوی

بند اول: مفهوم اختلاف

در قوانین داخلی از جمله قوانین ایران، و در قواعد داوری از جمله آنستیرال، تعریفی از اختلاف یا دعوی نشده است و این خود نخستین موضوع اختلاف است که مرجع رسیدگی کننده داخلی یا بین‌المللی، بنا به مورد بر اساس عناصری که از قضیه مطروحه در دست دارند بررسی می‌کنند و قضیه مطروحه را یا «اختلاف» دانسته و به آن رسیدگی می‌کنند و یا آن را «اختلاف» ندانسته و مردود اعلام می نمایند. در کشورهایی که حقوق آن ها مبتنی بر سوابق قضایی است مانند انگلیس و امریکا این امر دقیق تر مورد توجه قرار گرفته است و آرای مختلفی مبانی و شرایط اختلاف را معین نموده است.

با توجه به مفاهیم مختلفی که در نظام های حقوقی از اختلاف وجود دارد، می توان اختلاف را ‌به این نحو تعریف نمود: وضعیتی است که در آن دو شخص یا بیشتر بر یک یا چند مسئله حکمی[۱۴۲] یا موضوعی[۱۴۳] توافق ندارند و هر یک حقی را اخبار می‌کند که مورد مخالفت طرف دیگر است و رأی‌ یا حکم مرجع رسیدگی کننده می‌تواند این وضعیت را به نفع یکی از طرفین تغییر دهد.[۱۴۴]

آثار فراوانی از این تعریف به دست می‌آید که روشن کننده برخی از قواعد دادرسی قضایی یا داوری، داخلی یا بین‌المللی نیز می‌تواند باشد:

۱- مراجع رسیدگی کننده فقط صلاحیت رسیدگی به «اختلاف» را دارند و از ابراز نظر «مشورتی» ممنوع می‌باشند مگر آن که قانون این ‌اختیار را استثنائاً به آن ها داده باشد، مانند صلاحیت مشورتی دیوان بین‌المللی دادگستری[۱۴۵] که یکی از ارکان اصلی سازمان ملل متحد است و این صلاحیت به موجب ماده ۹۶ منشور سازمان ملل به او داده شده است و فقط ارکان و سازمان های فرعی سازمان ملل حق استعلا نظر مشورتی از دیوان را دارند.

۲- اختلاف، مستلزم وجود حداقل دو شخص که بر مسائل حکمی یا موضوعی توافق ندارند می‌باشد، درخواستی که فقط یک شخص بدون طرفیت علیه شخص دیگر اعلام می‌کند از مفهوم اختلاف خارج است. مسائل غیرترافعی مانند امور حسبی که اصولاً مبتنی بر «اختلاف» نیست امروزه در بسیاری از کشورها به مراجع غیرقضایی واگذار شده است.

۳- درخواستی که یک طرف علیه طرف دیگر اعلام می‌کند باید مبتنی بر مطالبه و به ضرر طرف دیگر باشد تا مفهوم اختلاف از آن حاصل گردد، به عبارت دیگر تعارض منافع دو شخص هسته اصلی «اختلاف» است.

۴- اختلاف باید در زمان اعلام آن به مرجع رسیدگی کننده و تا صدور حکم پابرجا باشد.[۱۴۶] [۱۴۷]

بند دوم: مفهوم دعوی

واژه «دعوی» ریشه عربی دارد و اسم مصدر از ادعا است. این لفظ در زبان عربی با تلفظ «دعوی» به کسره و او دو معنای متفاوت از هم دارد که یکی به معنای ادعا کردن، خواستن و مطالبه کردن است و دیگری به عنای منازعه و اختلاف است.

اکثر حقوق ‌دانان تلاش کرده‌اند که تعریفی از دعوا ارائه نمایند. تعاریفی که از دعوی در دکترین حقوقی ارائه شده است بدین شرح می‌باشد:

    • منازعه در حق معین را دعوی گویند. که ممکن است ادعای مدعی در معنای اخص باشد و ممکن است مجموع ادعای مدعی و دفاع مدعی علیه که به معنای اعم باشد.[۱۴۸]

      • دعوی عبارت است از عملی که برای تثبیت حقی صورت می‌گیرد یعنی حقی که مورد تجاور و انکار واقع شده است.

    • دعوی حقی است که به موجب آن اشخاص می‌توانند به دادگاه مراجعه نمایند و از مقام رسمی بخواهند که به وسیله اجرای قانون، از حقوق شان در برابر دیگری حمایت شود. مراجعه به دادگاه و اجرای این حق همیشه به وسیله عمل حقوقی خاصی انجام می شود که «اقامه دعوی» نام دارد.[۱۴۹]

  • مفهوم دعوی با مفهوم حق طرح دعوی تفاوت دارد. اول اینکه حق طرح دعوی مبنای قانونی دارد در حالی که مفهوم دعوی مبنای شخصی دارد. ثانیاًً اینکه حق طرح دعوی حقی مستمر است ولی دعوی امری است حادث و در زمانی ایجاد شده و در زمان دیگر از میان می رود.

بند سوم: انواع دعاوی

۱- انواع دعوی بر اساس ماهیت آن ها

دعاوی بر اساس ماهیت به سه دسته تقسیم می‌شوند:

الف) دعوی عینی: گاهی ماهیت دعوی یعنی اخبار به حق از حقوق راجع به اعیان می‌باشد، این حقوق عبارتند از حق مالکیت، حق ارتفاق و حق انتفاع نسبت به ملک غیر که جزء دعاوی عینی محسوب می‌شوند. ‌بنابرین‏ دعاوی خلع ید، وضع ید، تخلیه و تمامی دعاوی راجع به حق ارتفاق و انتفاع از دعاوی عینی محسوب می‌شوند.

ب) دعوای شخصی: اگر موضوع دعوی اجرای تعهد و دین باشد دعوا شخصی است. ‌بنابرین‏ هنگامی که موضوع دعوی انتقال دین، انجام عمل و یا عدم انجام عملی باشد دعوی مبتنی بر آن از مصادیق این نوع دعوی محسوب می شود. خواه این تعهد به موجب قانون ایجاد شده باشد خواه به موجب قرارداد.

ج) دعوی مختلط: این نوع دعوی که بیشتر در حقوق فرانسه مطرح شده است به دعوایی اطلاق می شود که ماهیت آن اخبار به حقی است که هم عینی محسوب می شود و هم دینی.[۱۵۰]

۲- دعاوی مالی و غیرمالی

در قانون آیین دادرسی مدنی ایران تعریفی از دعاوی مالی و غیرمالی ارائه نشده است و صرفاً به ذکر مصادیق اکتفا شده است. قبل از بررسی مفهوم دعاوی مالی و غیرمالی بهتر است حق مالی ‌و غیرمالی تبیین شود. حق مالی آن است که اجرای آن به طور غیرمستقیم برای دارنده آن منفعتی ایجاد کند و بتواند آن را به پول تقویم کند. در حالی که حق غیرمالی آن است که اجرای منفعتی را به طور مستقیم که بتوان آن را با پولی ارزیابی کرد، ایجاد نکند.[۱۵۱]

‌بنابرین‏ در تمامی مواردیکه حق تضییع یا انکار شده، مالی باشد دعوا مالی است اما حق غیرمالی امتیازی است که هدف آن رفع نیازمندی های عاطفی و اخلاقی انسان می‌باشد. موضوع این حق روابط غیرمالی اشخاص است، که ارزش داد و ستد ندارد و به طور مستقیم قابل ارزیابی با پول نیست.[۱۵۲]

لذا در تعریف می توان گفت به دعوای مالی دعوایی است که خواسته آن مال باشد و دعوی غیرمالی دعوایی است که خواسته آن غیرمالی باشد.

مبحث دوم: روش های حل و فصل اختلافات حقوق مالکیت فکری

گفتار اول: حل و فصل قضایی اختلافات

منظور از اصطلاح قضایی[۱۵۳]، حل و فصل اختلافاتی است که به وسیله دادگاه های داخلی کشورها و یا دادگاه های بین‌المللی صورت می‌گیرد. قضاء در لغت به معنی ختم و فراغ است و در فقه آن را چنین تعریف کرده‌اند: ولایت صدور حکم از کسی که صلاحیت افتاء دارد ‌در مورد جزئیات قوانین شرعی و بین اشخاص معین به منظور اثبات حقوق و استیفاء آن ها به نفع ذینفع.[۱۵۴]

بند اول: دادگاه های داخلی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:06:00 ب.ظ ]




(کریستین سن ،۲۰۰۰) که در زمینه مدیریت نوآوری مطالعات گسترده ای را انجام داده است، معتقد است اهداف و راهبرد سازمانی، ساختار و فرایند سازمانی، ارتباطات، تخصیص منابع، مشوق ها و مدیریت پرسنلی و فرهنگ سازمانی، عوامل مؤثر بر نوآوری سازمانی هستند. علاوه بر موضوعات عمومی مؤ ثر بر نوآوری در سازمان ها، شرکت های پروژه محور به طور اعم و شرکت های پیمانکاری عمرانی به طور اخص دارای ویژگی های خاص خود می‌باشند که در این تحقیق مورد توجه قرار می گیرند . تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده ، نشان می‌دهد که اغلب نوآوری در این صنعت نوآوری های تدریجی و انطباقی است، یعنی افراد یا شرکت ها خودشان را با نوآوری تطبیق می‌دهند و سبب تقویت کالا و خدمات و فرایند موجود می شود . در صورتی که در این صنعت بیشتر باید یک نوع نوع آوری نظام مند باشد . تیلور و لویت معتقدند عواملی نظیر تنوع سازمانی (پیچیدگی فعالیت ها و تعداد پیمانکاران فرعی)، درجه وابستگی متقابل، مقررات و دستورالعمل های کاری، پراکندگی و محدوده نوآوری بر نوآوری سیستماتیک در شرکت های پروژه محور بر نقش برجسته مدیر مؤثر است. (بارت و سکستون ،۲۰۰۶) مالک در نوآوری شرکت های پروژه محور کوچک تأکید دارند) . داون پورت ،۲۰۰۶) معتقد است اشکال سازمانی پروژه محور ذاتاً نوآور هستند، زیرا به طور مداوم تیم های کاری را تشکیل و منحل می‌کنند و در نتیجه کارکنان ب هطور پیوسته دانش، توانمندی ها و مهارت هایشان را توسعه می‌دهند.( مارتین سو و همکاران ۲۰۰۶) معتقدند تئوری نظریه و فشارهای خارجی نظی ر دسترسی به دانش و همکاری در شبک ه وسیع تر، انتظارت مشتری، فشارهای مرتبط با هم شکلی ناشی از نهادینگی در زمینه خاص صنعت و پیچیدگی داخلی بر نوآوری در شرکت های پروژه محور مؤثر است.

با توجه به تحقیقات، به طور خلاصه می توان گفت :

نوآوری بسیار وسیع است و کلیه ابعاد سازمان اعم از توسعه و خلق محصول جدید، فر ایندها، روش ها و معماری سازمان و ساختار را دربر می‌گیرد،

عوامل مختلفی نظیر تغییرات راهبردی، زمینه‌های اجتماعی فرهنگی، ملی، ذی نفعان، زیرساخت های نوآوری، دانش علمی، هنجارهای نهادی، منابع انسانی شایسته، سرمایه گذاران علاقه مند، مشتریان و مصرف کنندگان آگاه و بسترهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بر نوآوری مؤثر هستند،

منابع نوآوری نه فقط در سازمان و مراکز تحقیقاتی بلکه در تعامل با مجموعه ذی نفعان شکل می‌گیرد،

نوآوری را نباید به عنوان یک تلاش مقطعی تلقی نمود، بلکه باید به صورت جریانی پیوسته و مستمر در آید و لازمه آن گسترانیدن آن در کل سازمان است.

هر چند درباره نوآوری طی دو سه دهه اخیر پژوهش های بسیار زیادی انجام شده ولی درباره مدیریت و است، راهبرد نوآوری در شرکت های پروژه محور به طور اعم و شرکت های عمرانی به طور اخص پژوهش های بسیار کمی انجام شده است و اگر مرز پژوهش ها به داخل کشور ایران محدود شود، شاید بتوان ادعا کرد که در این زمینه پژوهشی یافت نشده است و جای خالی آن با توجه به نیاز روز افزون صنعت خدمات عمرانی به نوآوری، بیش از هر زمان دیگر احساس می شود. قبل از هر چیز لا زم است اصطلاح نوآوری روشن گردد. برخی ها نوآوری را که با توجه به استفاده های یک اصطلاح مدرن می دانند (هاوسچید ، ۱۹۹۷). تعاریف متنوعی که از آن در تحقیقات می شود به گونه ای بسیار متفاوت تعریف و تفسیر شده است. هر چند از ابداع اصطلاح نوآوری در متون بیش از نیم قرن می گذرد، ولی نوع برداشت از این مفهوم طی زمان تغییر یافته است . برای نشان دادن این سیر تغییر و تکامل چند تعریف معروف ارائه خواهد شد :

نوآوری عبارت است از : هر فکر، رفتار یا هر چیز جدیدی است که از لحاظ کیفی از شکل های موجود متفاوت است (برنت ، ۱۹۵۷).

نوآوری عبارت است از : کوشش برای خلق تغییرات هدف مند و متمرکز در یک بنگاه اقتصادی یا پتانسیل های اجتماعی (دراکر ، ۱۹۸۵).

نوآوری عبارت است از: استفاده از ابزار، سیستم، سیاست، برنامه، فرایند، محصول یا خدمات جدیدی که ممکن است در داخل سازمان ایج اد شده باشد یا ‌از بیرون سازمان خریداری شده باشد برای سازگاری و انطباق سازمان (دامانپور ، ۱۹۹۱).

با توجه به تعاریف فوق، توان گفت که نوآوری نوع خاصی تغییر است که ایده جدیدی را برای اولین بار برای ساخت یا بهبود کالا، خدمات یا فر ایند عملی می‌کند. پس همه نوآوری ها منجر به تغییر می‌شوند ولی هر تغییری ضرورتًا نوآوری نیست (رابینز ، ۲۰۰۵).

محور نوآوری به طور سنتی، توسعه فن آوری محصول بوده است، ولی چون سرعت تغییرات بیشتر شده و سیر وقایع کاملاً غیرقابل پیش‌بینی هستند، بهتر است بجای پرداختن به محصولا ت و خلق و تولید آن ها، درپی ایجاد انگیزه کلی در سراسر سازمان برای گسترش خلاقیت و نوآوری بود.

نوآوری مفهوم گسترده تریست که عبارت است از به کارگیری روش، نظام، فر ایند، سیاست، برنامه، محصول و خدماتی که برای شرکت جدید محسوب می شود و ممکن است در داخل شرکت توسعه یافته یا از بیرون شرکت کسب شده باشد.

۲-۵-۳-۲ نوآوری

هر چند درباره نوآوری طی دو سه دهه اخیر پژوهش های بسیار زیادی انجام شده ولی درباره مدیریت و است، راهبرد نوآوری در شرکت های پروژه محور به طور اعم و شرکت های عمرانی ب ه طور اخص پژوهش های بسیار کمی انجام شده است و اگر مرز پژوهش ها به داخل کشور ایران محدود شود، شاید بتوان ادعا کرد که در این زمینه پژوهشی یافت نشده است و جای خالی آن با توجه به نیاز روز افزون صنعت خدمات عمرانی به نوآوری، بیش از هر زمان دیگر احساس می شود. قبل از هر چیز لا زم است اصطلاح نوآوری روشن گردد. برخی ها نوآوری را که با توجه به استفاده های متنوعی که از آن درتحقیقات می شود یک اصطلاح مدرن می دانند(هاوسچید، ۱۹۹۷) .

هر چند از ابداع اصطلاح نوآوری در متون بیش از نیم قرن می گذرد، ولی نوع برداشت از این مفهوم طی زمان تغییر یافته است . برای نشان دادن این سیر تغییر و تکامل چند تعریف معروف ارائه خواهد شد :

نوآوری عبارت است از : هر فکر، رفتار یا هر چیز جدیدی است که از لحاظ کیفی از شکل های موجود متفاوت است (برنت، ۱۹۵۳(.

نوآوری عبارت است از : کوشش برای خلق تغییرات هدف مند و متمرکز در یک بنگاه اقتصادی یا پتانسیل های اجتماعی (دراکر، ۱۹۸۵).

نوآوری عبارت است از: استفاده از ابزار، سیستم، سیاست، برنامه، فرایند، محصول یا خدمات جدیدی که ممکن است در داخل سازمان ایجاد شده باشد یا ‌از بیرون سازمان خریداری شده باشد برای سازگاری و انطباق سازمان (دامانپور، ۱۹۹۱).

با توجه به تعاریف فوق، توان گفت که نوآوری نوع خاصی تغییر است که ایده جدیدی را برای اولین بار برای ساخت یا بهبود کالا، خدمات یا فر ایند عملی می‌کند. پس همه نوآوری ها منجر به تغییر می‌شوند ولی هر تغییری ضرورتًا نوآوری نیست (رابینز، ۲۰۰۵). محور نوآوری به طور سنتی، توسعه فن آوری محصول بوده است، ولی چون سرعت تغییرات بیشتر شده و سیر وقایع کاملاً غیرقابل پیش‌بینی هستند، بهتر است بجای پرداختن به محصولا ت و خلق و تولید آن ها، درپی ایجاد انگیزه کلی در سراسر سازمان برای گسترش خلاقیت و نوآوری بود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:06:00 ب.ظ ]




فصل سوم:

روش تحقیق

مقدمه

در این فصل به بیان روش تحقیق و چگونگی انتخاب آن می­پردازم . مسلماًً هر تحقیقی دارای اهدافی است که اهداف در جهت حل مشکل یا کشف عوامل مشکل آفربن ‌می‌باشد. لذا برای رسیدن به اهداف هر تحقیقی باید روش اتخاذ گردد که با سؤالات و اهداف پژوهش متناسب باشد. لذا در ذیل به چگونگی انجام این تحقیق می­پردازیم.

۳-۲ نوع تحقیق

عنوان پژوهش (( تربیت اخلاقی کودکان از دیدگاه امام علی (ع) ‌می‌باشد.)) ‌بنابرین‏ آنچه محور اصلی این تحقیق است ، برسی دیدگاه امام علی در رابطه با اصول و روش‌های تربیت اخلاقی کودکان است. پس سعی شده است از خطبه­ها کلام­ها، احادیث و سیره عملی آن حضرت در رابطه با تربیت اخلاقی کودکان استفاده شود. لذا موضوع ماهیتاً موضوعی است که نیاز به تحقیق نظری دارد.

۳-۴ روش تحقیق

این تحقیق از نوع تحلیل –توصیفی است که پس از انتخاب موضوع و بیان مسئله ،جامعه آماری نهج­البلاغه انتخاب گردید. سپس محقق به جمع‌ آوری داده ها پرداخت. ‌به این ترتیب که محقق به توصیف پدیده ­های تربیتی مورد تحقیق بر اساس شواهد و اطلاعاتی که از منابع مختلف ،از طریق مطالعه اسناد،کتاب‌ها ،مقاله ها، فیش‌برداری و متن­خوانی به دست آورده به تفسیر اطلاعات که در مرحله اول پژوهشگر به توصیف آن پرداخته است. و طی این مرحله اطلاعاتی که در مرحله اولیه برسی ‌شده‌اند طبقه ­بندی می­شوند و کنار هم قرار می­ گیرند.

۳-۵ گردآوری اطلاعات

ابتدا به شناسایی و گردآوری منابع مورد نظر در ارتباط با دیدگاه­ های امام علی (ع) ‌در مورد تربیت اخلاقی پرداخته­ایم اطلاعات مورد نیاز از نهج‌البلاغه گردآوری گردید. از منابع غررالحکم و تحف­العقول به عنوان منابع کمکی استفاده گردید.

۳-۶ ابزار تحقیق:

در این تحقیق از ((فیش ­برداری)) برای جمع ­آوری اطلاعات استفاده شده است.

۳-۷ طبقه‌بندی اطلاعات

    1. بررسی مبانی تربیت اخلاقی کودکان از نظر امام علی (ع).

    1. بررسی اصول تربیت اخلاقی کودکان از نظر امام علی (ع).

    1. تدوین اهداف تربیت اخلاقی کودکان از نظر امام علی (ع).

    1. تعیین روش‌های تربیت اخلاقی کودکان از نظر امام علی (ع).

  1. صلاحیت‌های حرفه معلمی جهت تربیت کودکان در نظر امام علی(ع).

۳-۸ استنباط اصول و روش­ها

با توجه به اطلاعات موجود درباره هر یک از مسائل مطرح شده در پژوهش و مطالعه منابع موجود در ارتباط با اصول و روش‌های تربیت اخلاقی کودکان و صلاحیت حرفه معلمی جهت تربیت کودکان با بهره گرفتن از دیدگاه امام علی(ع) پرداخته می‌شود.

تحلیل و استنتاج اطلاعات گردآوری شده

در این مرحله ضمن تجزیه‌و تحلیل اطلاعت به دست آمده، اصول و روش‌های تربیت اخلاقی کودکان صلاحیت حرفه معلمی جهت تربیت کودکان را از دیدگاه حضرت استنتاج نموده و سپس به سؤالات هدف­های پژوهش پاسخ داده شد.

فصل چهارم:

تجزیه‌و تحلیل

مقدمه

در این فصل پس از استخراج و گردآوری مفصل از مجموعه اطلاعات و مفاهیم مربوط و متناسب با پژوهش حاضر از منابع مختلف و با تنظیم و طبقه‌بندی کردن و ارائه آن‌ ها در قالبی بدیع به پاسخ سؤال‌های مطروحه با عناوین(( مبانی،اصول، روش، هدف و صلاحیت‌های حرفه معلمی جهت تربیت اخلاقی کودکان از دیدگاه امام علی (ع))) را مورد بررسی قرار می­دهیم.

  1. سؤال اول: مبانی تربیت اخلاقی کودکان از دیدگاه امام علی (ع) چیست؟

واژه مبانی، جمع مبنا و در لغت، به معنای بنیان، اساس و بنیاد است (دهخدا،۱۳۸۸).

از نظر لغوی، تفاوتی بین واژه مبنا و اصل وجود ندارد. این دو واژه در هر موردی به کار می­رود. در جمله معنای پایه و اساس می­دهد؛ اما این طور نیست که در رشته­ های گوناگون دانش، به یک نحو مورد استفاده قرار گیرد. در واقع باید انتظار داشت که در هر قلمرویی از دانش، معنایی متناسب با آن قلمرو داشته باشند.

امام علی(ع)، مبانی در قلمرو علم کاربردی می­دانند. وی مبانی تعلیم و تربیت را مجموعه قانونمندی­های شناخته شده در علوم نظری، چون روانشناسی و جامعه ­شناسی می­شمارد که تعلیم و تربیت بر آن تکیه دارد و این قانونمندی‌ها به شکل قضایایی حاوی «است» خود را نشان می­دهد( باقری،۱۳۸۰،ص۶۴).

مبانی تربیتی اخلاقی ارائه شده در نهج­البلاغه، ‌بر جهان­بینی توحید اسلام استوار است و در پرورش انسان صالح مؤمن به دو بعد: جسم و روح یا جنبه­ های مادی و معنوی، دنیوی و اخروی او توجه کامل دارد و از آنجا که در نهج­البلاغه همه چیز را که صبغه­ی خدائی است، طبعاً تمامی ابزار و عوامل و اهداف آموزش‌وپرورش نیز برای خدا و به منظور تکامل انسان و تزکیه و تصفیه­ی روح و باطن آدمی توجیه می­گردد و رهایی از بندگی از بندگی غیر خدا و مبارزه با “اعدا عدو انسان”، اشاره به حدیث معروف «اَعدا عَدوکَ نَفسِکَ اَلتی بَینَ جَنبیکَ» « دشمن­ترین دشمنان تو نفس است که در وجود توست» دارد(هاشمیان،۱۳۹۲،ص۱۲۶).

از دیدگاه نهج­البلاغه، در پرورش انسان صالح مؤمن که کمال مطلوب و دست‌پرورده‌ی آرمانی اسلام است، مبانی تربیت اخلاقی مهم‌ترین عامل به شمار آمده و به عنوان لوازم تعالی حیات روحانی و عزت دنیا و آخرت انسان معرفی شده است که شامل:

  1. پرهیزگاری یا تقوا: پرهیزگاری ، از جمله اصولی با توجه به نقش سازنده و مؤثری که تقی در تحقیق بهروزی انسان پرهیزگار دارد و به گفته­ی مجد و بزرگواری ارجمندتر از اسلام و هیچ عزتی والاتر از پرهیزگاری نیست،« لاشَرَفَ اَعلی وَ لاعَز اِعزُ مَن الِتقوی»،« هیچ شرفی برتر از پرهیزگاری نیست»(نهج­البلاغه،۱۳۸۷،حکمت۳۷۱،ص۵۴۰).

امام علی (ع) می­فرماید: ((خداوند شما را به تقوا سفارش کرده و آن را آخرین مرحله خشنودی و خواست خویش از بندگان قرار داده است ؛ وَأَوصَاکُم بِالتَّقوَی، وَجَعَلَهَا مُنتَهَی رِضَاهُ، وَحَاجَتَهُ مِن خَلقِهِ).(نهج­البلاغه، خطبه۱۸۲)

این عبارت نشان می­دهد که تقوا برترین خواست پروردگار از بندگان و بالاترین افتخار برای همگان است. و هماهنگ با آیات قرآنی است که می­گوید: ((ِاِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللهِِ أَتقَاکُم)(سوره حجرات،آیه۱۳)، (( وَتَزَوَّدُوا فَاِنَّ الزَّادِ التَّقوَی))( بقره، آیه۱۹۷)، (( تِاکَ الجَنَّتهُ الَّتِی نُورِثُ مِن عِبَادِنَا مَن کَانَ تَقِیّا))( سوره مریم، آیه۶۳) و بالاترین بها را برای تقوا قائل شده است.

حقیقت این است که تقوا احساس مسئولیت از درون است از یک سو زاییده ایمان قوی است و از سوی دیگر سرچشمه اطاعت و پرهیز از گناه است.

    1. اعمال عبادی: از دیدگاه نهج­البلاغه، اعمال عبادی چون: نماز، روزه، زکات، حج و جهاد عوامل اصلی در تربیت و تزکیه­ی روح کودکان به شمار می­روند. چنان که نماز از قول پیامبر (ص) به چشمه­ی آبی گرم تشبیه شده که جلوی خانه­ی مؤمن روان است و بدیهی است که اگر کسی در شبانه روز پنج نوبت در آن آب شستشو کند، از هر گونه آلودگی پاک خواهد شد(نهج­البلاغه،کلام۱۹۹).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:06:00 ب.ظ ]




  • تمرکز متغیر از قیمت به سرمایه: اگرچه که همه دارایی سازمان با یک قیمت به دست می‌آید، اما پورتفولیوی بر روی بخش قیمت تمرکز نمی کند. تمرکز مدیریت پورتفولیوی بر روی ارزش محصولات و خدمات است نه بر روی قیمت آن ها.

با بهره گرفتن از مدیریت پورتفولیوی، ارزش همه هزینه هایی را که در پورتفولیوی است، نشان داده می شود. اگر ارزش با قیمت متناسب باشد، به آن کارمجوز داده می شود در غیر این صورت، آن کار باید حذف شود. به هر حال تصمیمات اساسی باید بر روی ارزش‌ها متمرکز شوند نه بر روی قیمت محصولات و خدمات.

    • همکاری: اگر مدیریت پورتفولیوی در سازمانی اجرا شود همه مدیران بخش‌ها را وادار به تشریک مساعی با سایر بخش‌ها می‌کند.

  • ارتباط تنگاتنگ: این مزیت مشابه با همگاری تنگاتنگ است. امروزه در برخی از شرکت‌ها، سازمان‌های رسمی با سازمان‌های مشابه خودشان نمی توانند ارتباط مناسبی برقرار کنند، حتی این ارتباط را داخل بخش‌های کوچکتر خودشان هم نمی توانند برقرار کنند.

مدیریت پورتفولیوی این ارتباطات را بهبود بخشیده و برای آن لازم است که یک تعامل و مکالمه مستمر در سازمان برقرار باشد و در سطح پورتفولیوی نیز باید یک ارتباط تنگاتنگ بین مدیر ارشد و سایر تیم مدیریت ایجاد گردد.

  • توجه عمده به اینکه چه موقع یک پروژه را متوقف کنند؟ هنگامی که مدیران یک پورتفولیوی مالی را مدیریت می‌کنند، ممکن است پورتفولیوی سرمایه گذاری را داشته باشند، که هیچ یک از اهداف سازمان را محقق نمی کنند. این پورتفولیوی سرمایه گذاری ممکن است که قابلیت هیچ گونه سودآوری را نداسته باشد و ممکن است نیاز باشد به اینکه سازمان پورتفولیوی را به منظور یک توازن کلی تغییر دهد، که در هر دو حالت سازمان باید سرمایه را بفروشد. همینطور، هنگامی که یک پورتفولیوی کاری را مدیریت می‌کند، در واقع سازمان پورتفولیوی دارایهای که از آن کار ناشی می شود، را مدیریت می‌کند. در بخش تکنولوژی اطلاعات، آن موجودی ها شامل نرم افزار، سخت افزار، ارتباطات تلفنی و .. می شود و هنگامی که به یک پورتفولیوی با دقت توجه می‌کنند احتمالا” نیاز به فروش دارایی ها را تشخیص می‌دهند. در برخی موارد فقط ممکن است که تصمیم به کناره گیری و یا حذف آن دارایی بکنند و نیاز به فروش آن دارایی ها را نداشته باشند.(یزدانپناه،۱۳۸۸)

در تحقیقی که از ۳۰ شرکت بزرگ امریکایی در سال ۲۰۰۱ انجام شده است، تأثیر مدیریت سبد پروژه ها از دید مدیران ارشد سازمان‌ها سؤال شده است که نتایج در نمودار زیر نشان داده شده است. در این آمارگیری از ۰ تا ۵ را انتخاب نموده اند.(یزدی، ۱۳۸۴)

(شکل ۲-۱۲) دیدگاه مدیران نسبت به تأثیر مدیریت سبد(یزدی، ۱۳۸۴)

۲-۲-۲۰ ذینفعان پورتفولیوی

ذینفعان پورتفولیوی افراد یا سازمان هایی هستند که به صورت فعال در پورتفولیوی مشارکت و یا منفعتی داشته و ممکن است اثر مثبت و یا منفی بر پورتفولیوی داشته باشند. (PMI,2006)

ذینفعان پورتفولیوی عبارتنداز:

    • هیات اجرایی بازنگری(ارزیابی، انتخاب، اولویت بندی و کنترل پروژه‌هاو تعیین محدوده پورتفولیوی)

    • گروه فرآیندی پورتفولیوی (تمرکز بر اداره پورتفولیوی)

    • هیات مدیره پورتفولیوی (تصمیم گیری در خصوص سرمایه گذاری و اولویت بندی اجزای پورتفولیو و اطمینان از پیگیری فرآیندهای مدیریت پورتفولیوی)

    • مدیران پورتفولیو (مسئولیت اجرای فرآیندهای مدیریت پورتفولیوی)

    • حامیان مالی (پشتیبانی از تصویب اجزای پورتفولیوی)

    • مدیران طرح/ پروژه (برنامه ریزی، اجرا و پایش مؤثر پروژه و تحویل پروژه ها مطابق اهداف مشخصات تعریف شده)

    • دفتر مدیر طرح/ پروژه۱(ایجاد هماهنگی در مدیریت اجزا در دامنه مورد نظر)

    • تیم پروژه (انجام فعالیت های برنامه ریزی شده پروژه و اطمینان از اتمام موفقیت آمیز پروژه)

    • مدیریت بازاریابی(تحلیل، الگوبرداری و تحقیق در خصوص موقعیت بازار و رقبا)

    • مدیران عملیات، مهندسی، حقوقی، مالی، منابع انسانی (مسئولیت عملیات ساخت، توزیع، خدمات مشتریان و …)

    • مشتریان (از پیاده سازی موفق پورتفولیوی و تحویل اجزا منتفع می‌شوند)

  • شرکای تجاری (مشارکت در اجرای پروژه ها و طرح ها)

۱-PMO

۲-۲-۲۱ قابلیت های مدیر پورتفولیوی

مدیرپورتفولیوی می بایست در زمینه‌های زیر تخصص داشته باشد: (PMI,2006)

    • همسویی استراتژیک

    • روش ها و تکنیک‌های مدیریت پورتفولیوی

    • روش ها و تکنیک‌های مدیریت طرح و پروژه

    • توسعه فرایند و بهبود مستمر

    • مهارت‌های عمومی کسب و کار (دانش بازار، مشتری، رقابت، روندها، استانداردها، قوانین و مقررات، مهارت تحلیل و پایش عملکرد، درک اصول کلیدی امور مالی …)

    • محیط و اصول اخلاقی

    • مهارت‌های عمومی مدیریت (مدیریت کارکنان، همسویی با فرهنگ سازمانی، تشکیل تیم، برنامه ریزی)

    • ارتباطات

    • مدیریت ذینفعان

  • مدیریت ریسک و فرصت

سازمان همواره تحت تاثیر نیروهایی از سوی ذینفعان داخلی و خارجی می‌باشد.

هنر مدیر پورتفولیوی ایجاد توازن میان علایق ذینفعان و همچنین اهداف کوتاه مدت و بلند مدت آن ها همسو با اهداف استراتژیک کسب و کار می‌باشد.

۲-۲-۲۲ نیروهای مؤثر بر مدیریت پورتفولیوی

    • فرهنگ سازمانی

    • فشارهای اقتصادی

    • فشارهای سازمانی

    • عوامل محیطی بنگاه

    • محدودیت های قانونی

    • استانداردهای دولتی یا صنعت

    • منابع انسانی موجود

    • زیرساخت ها

    • دستورالعمل‌های اداری پرسنل

    • سیستم تفویض اختیار

    • تولرانس های ریسک ذینفعان

    • پایگاه داده های تجاری

  • گروه فرآیندهای مدیریت پورتفولیوی

مدیریت پورتفولیوی مجموعه‌ای است از فرآیندهای مدیریت کسب و کار مرتبط با یکدیگرکه تصمیم گیری درخصوص اهداف سرمایه گذاری را تسهیل می‌کند. اجزای پورتفولیوی و فرآیندهای مدیریت برای ایجاد منافع خاص سازمان انتخاب می‌شوند؛ لذا انتخاب فرآیندهای مدیریت پورتفولیوی یک تصمیم استراتژیک است.

به منظور کسب موفقیت، تیم مدیریت پورتفولیوی باید:

    • برنامه استراتژیک سازمان را درک کند.

    • معیارهای استراتژیک سازمانی برای مدیریت پورتفولیوی تعریف نماید.

    • تمامی پروژه ها، طرح‌ها و دیگر اجزای سازمانی پورتفولیوی را مدنظر قرار دهد.

  • فرآیندهای الزامی مورد توافق توسط سازمان و یا تیم را پیگیری نماید.

۲-۲-۲۳ فرایندهای مدیریت پورتفولیوی

فرآیندهای مدیریت پورتفولیوی را می توان در قالب دو دسته طبقه بندی کرد:

    • گروه فرایند همسوسازی: تعیین می‌کند چگونه اجزا در پورتفولیوی طبقه بندی، ارزیابی، انتخاب و مدیریت می‌شوند.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:05:00 ب.ظ ]




در نظرات حقوق ‌دانان اسلامی نیز، همه چهار سیستم مسئولیتی را که در ابتدای بحث به آن اشاره شد، مشاهده می‌کنیم. در صورتی که باربر(متصدی حمل) را – آن گونه که بعضی از فقها عقیده دارند – دارای ید امانی بدانیم، وی مسئول نخواهد بود؛ مگر اینکه صاحب مال تعدی و تفریط او را ثابت کند، که همان «سیستم مبتنی برتقصیر اثبات شده» خواهد بود. و در صورتی که – همچون صاحب عناوین – قایل به ید ضمانی باربر شویم، وی در هر صورت ضامن خواهد بود – همچون مقبوض السوم – که این همان «سیستم مسئولیت محض یا مطلق» می‌باشد. و ‌بر مبنای‌ مختار صاحب شرائع که اگر باربر مدعی تلف کالا شود می بایست تلف کالا را بدون تعدی و تفریط ثابت کند، «سیستم فرض تقصیر» را مشاهده می‌کنیم. حال آنکه ‌بر اساس مختار سیدمرتضی – که باربر را ضامن می‌داند مگر اینکه که ثابت کند تلف مال ناشی از حادثه ای بوده که دفع آن ممکن نبوده است-، به «سیستم فرض مسئولیت» نزدیک شده ایم.

فصل سوم : جبران خسارات بیمه ایی در صورت تصادم کشتی ها

کشتی های بازرگانی، مهمترین نقش را در حمل و نقل بین‌المللی کالا ایفا می‌کنند و از سال‌های قبل، خطوط منظم کشتیرانی، بین اغلب بنادر مهم کشورهای دریایی جهان برقرار شده است.این جایگاه، اقتضاء می‌کند که ایمنی کشتیرانی تجاری از تمام جوانب مورد عنایت قرار گرفته تا با تمهید تدابیر علمی مرتبط، با خطرات دریا مقابله شده و احتمال بروز سوانح گوناگون که در پی رشد صنعت کشتی سازی و دریانوردی، سلامت سفرهای دریایی را همچنان تهدید می‌کند به حداقل ممکن برساند.

در واقع امر، این حوادث هنوز روی می‌دهند و جالب اینکه ‌بر اساس آمار موجود، حدود ۸۰% از سوانح دریایی از خطای انسانی ناشی می شود.[۹۸]

یکی از این حوادث که شاید بتوان با توجه به سوابق، آن را شدیدترین و زیانبارترین سانحه دریایی دانست، تصادم کشتی ها یا به تعبیر رایج در حقوق دریایی انگلیس، تصادم در دریا[۹۹] است.

تصادم در مفهوم کلی خود، به برخورد کشتی ها با هر گونه وسیله شناور دیگر اعم از کشتی ها و وسایل ناوبری مثل چراغ های دریایی همچنین برخورد کشتی ها با اموال غیرشناور بندری مانند اسکله ها اطلاق می شود اما از دیدگاه حقوق دریایی که تصادم کشتی ها یکی از مباحث اصلی آن است تصادم، مبین برخورد دو کشتی با یکدیگر است و قواعد مسئولیت خارج از قرارداد ناشی از تصادم کشتی ها به نحوی که درمعاهده بین‌المللی یکنواخت سازی برخی قواعد مربوط به تصادم کشتی ها مصوب ۱۹۱۰ بروکسل [۱۰۰] موارد ۱۶۲ تا ۱۷۲ قانون دریایی ایران مصوب ۱۳۴۳,مواد ۳۳۵ قانون مدنی و ۳۳۶ قانون مجازات اسلامی,مواد ۱ تا ۸ قانون شماره ۵۴۵-۶۷ مصوب ۷ ژوئیه ۱۹۶۷ در فرانسه و مقررات مربوط به تصادم کشتی ها مندرج در قانون معاهدات دریای انگلیس مصوب ۱۹۱۱ مقرر شده است،همین واقعه حقوقی را پوشش می‌دهد.در عین حال، احکام مسئولیت قراردادی ناشی از تصادم کشتی ها بر اساس معاهدات بین‌المللی مختلف بویژهمعاهده بین‌المللی یکنواخت سازی برخی قواعد حقوقی مربوط به بارنامه ها(قواعد لاهه)مصوب ۲۵ اوت ۱۹۲۴ در بروکسل[۱۰۱] و ‌پروتکل‌های اصلاحی آن به ترتیب مصوب ۲۳ فوریه ۱۹۶۸(مشهور به قواعد لاهه- ویزبی)و مصوب ۲۱ دسامبر ۱۹۷۹ در بروکسل همچنین معاهده ملل متحد درباره حمل کالاها از طریق دریا(قواعد هامبورگ)مصوب ۳۱ مارس ۱۹۷۸ در هامبورگ[۱۰۲]و یا حسب مورد، قوانین ملی قابل اعمال نسبت به قراردادهای محل کالا قابل حصول است.اما اهمیت بیمه دریایی در این زمینه از دو جهت عمده قابل توجه است:

۱-در مواردی که سوانح دریایی از قبیلبه گل نشستن [۱۰۳] ، حریق و تصادم در اثر حوادث قهری روی می‌دهد، از دیدگاه حقوقی، شخصی ملزم به جبران خسارت‌های وارده نیست و صرفا اگر اموال تلف شده یا صدمه دیده و مخاطره منتهی به زیان، پوشش بیمه ای داشته باشد، بیمه گر بدنه یا کالاها، اقدام به جبران زیان‌های وارده خواهد کرد.

۲-در مواردی هم که سوانح در اثر خطای عوامل انسانی روی می‌دهد، رعایت قواعد مسئولیت ناشی از تصادم نه تنها مستلزم رعایت مقررات دادرسی و صرف وقت و هزینه بسیار است، بلکه همیشه نمی توان به نتیجه بخش بودن طرح دعوا علیه مسوولان حادثه امیدوار بود.

با توجه به مراتب فوق، مالکان کالاها و کشتی ها که حسب مورد دارای نفع بیمه ای می‌باشند، اموال و در مواردی، مسئولیت خود را در مقابل خطر تصادم بیمه کرده و بدین ترتیب، در روند پر مخاطره کشتیرانی، تأمین خاطری مناسب برای خود فراهم می‌کنند.در ادامه، به تبیین احکام و مفاهیم مختلف بیمه دریایی که بعضا خاص این شاخه از حقوق بیمه است و حدود مسئولیت بیمه گران در جبران خسارت‌های ناشی از تصادم کشتی ها خواهیم پرداخت.

مبحث اول : پوشش جبرانی بیمه گران دریایی

گفتار اول : بیمه کشتی [۱۰۴]

بیمه کشتی ها در اصطلاح بیمه دریایی به بیمه بدنه [۱۰۵] معروف است شامل بیمه بدنه، تجهیزات و ماشین آلات کشتی می شود[۱۰۶].تا سال ۱۸۹۲ در انگلیس و بسیاری از کشورهای دیگر، بیمه بدنه بر مبنای فرم بیمه کشتی و کالای لویدز [۱۰۷] موسوم به (G.S) که در سال ۱۷۷۹ تنظیم شده بود انجام می گرفت.اما از این زمان کشتی ها عموما ‌بر اساس فرم متحد الشکل بیمه نامه دریایی لویدزمشهور به (RAM) [۱۰۸]یا فرم مشابه آن یعنی بیمه نامه دریایی شرکت‌ها [۱۰۹] که به وسیله مؤسسه‌ بیمه گران لندن [۱۱۰](ULI) تهیه شده است انجام می شود.

این مؤسسه‌ اکنون با نام انجمن بین‌المللی لندن فعالیت می‌کند.این بیمه نامه ها صرفا در بردارنده اطلاعات کلی مربوط به قرارداد بیمه مانند شماره بیمه نامه، نام بیمه گذار و کشتی، مدت یا سفری که قرارداد بیمه برای آن منعقد می شود، ارزش کشتی(‌در مورد بیمه نامه ها با ارزش توافق شده)یا مبلغ بیمه(‌در مورد بیمه نامه با ارزش توافق نشده)و حق بیمه است ولی شروط قرارداد بیمه که مبین حدود پوشش بیمه و حقوق و تعهدات بیمه گر است و بیمه گذار است عملا در یک یا چند فرم یکنواخت مؤسسه‌ بیمه گران لندن که تحت عنوان قیود مؤسسه‌ [۱۱۱] ضمیمه بیمه نامه ها است درج می شود. [۱۱۲]به طور کلی، بیمه بدنه دو دسته از خسارت‌ها را پوشش می‌دهد:۱-تلف کشتی بیمه شده یا صدمات وارد به آن در اثر مخاطرات دریایی تحت پوشش بیمه ۲-پرداخت ۴/۳ خساراتی که در اثر تصادم ناشی از خطای کشتی بیمه شده به کشتی مقابل و کالاهای موجود در آن وارد شده است.در ادامه، ابتدا مصادیق خسارت های مشمول دسته نخست را بررسی کرده و سپس به خسارت‌های دوم خواهیم پرداخت.

بند اول : تلف کلی کشتی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:05:00 ب.ظ ]




ظهرابی در سال ۱۳۷۳ تحقیقی تحت عنوان بررسی رابطه اضطراب ورشد اجتماعی در دانش آموزان پسر سال سوم راهنمایی در شهر شیراز انجام دادواعلام داشت که اگر میزان اضطراب از حد معمول وطبیعی در فراگیران بالا رود باعث نگرانی وعدم موفقیت و در نهایت افت تحصیلی می‌گردد.

ذوالنوازی در سال ۱۳۷۳ تحقیقی تحت عنوان ارتباط عوامل ایجاد کننده اضطراب وپیشرفت تحصیلی انجام داده و ‌به این نتیجه رسیده است: امتحان در هر دوره وزمان موجب پیدایش اضطراب وترس است وخواه این امتحان مربوط به کلاس اول باشد یا مربوط به کنکور سراسری با توجه به نمودار فراوانی جمع کل دانش آموزان در پرسشنامه پروژه این مطلب را می رساند که همه دانش آموزان در هنگام امتحان ترس واضطراب دارند.

ﺷﻴﺨﻲ ﻓﻴﻨﻲ (۱۳۷۲)، در ﭘﮋوﻫﺸﻲ ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان ﺑﺮرﺳﻲ راﺑﻄﻪ اﻧﮕﻴﺰش ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ، ﻣﺮﻛﺰ ﻛﻨﺘﺮل و ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ داﻧﺶآﻣﻮزان ﻣﻘﻄﻊ ﻣﺘﻮﺳﻄﻪ ﺷﻬﺮ ﺑﻨﺪرﻋﺒﺎس ﻧﻤﻮﻧﻪای ﺑﺎ ﺣﺠﻢ ۲۱۱ ﻧﻔﺮ از ﺑﻴﻦ داﻧﺶآﻣﻮزان اﻧﺘﺨﺎب و ﭘﺲ از اﺟﺮای ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ ﻣﺮﻛﺰ ﻛﻨﺘﺮل راﺗﺮ و اﻧﮕﻴﺰش ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ و اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﻣﻌﺪل ﺛﻠﺚ اول و دوم داﻧﺶآﻣﻮزان ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻼک ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ دﺳﺖ ﻳﺎﻓﺖ ﻛﻪ ﺑﻴﻦ اﻧﮕﻴﺰش ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺑﺎﻻ و ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﺑﺎﻻ از ﻧﻈﺮ آﻣﺎری راﺑﻄﻪ ﻣﺜﺒﺖ و ﻣﻌﻨﺎدار وﺟﻮد دارد.

۲-۳-۲- پیشینه خارجی

یافته های پژوهشی پکران[۹۰] و همکاران (۲۰۱۱)، حاکی از آن است که انگیزش پیشرفت با یادگیری و پیشرفت تحصیلی و بروز افکار و هیجانات منفی چون استرس، اضطراب که منجر به افت عملکرد می شود، رابطه دارد.

یافته های پژوهش بوناسی و ریو[۹۱] (۲۰۱۰)، حاکی از آن می‌باشد که دانش آموزان ادراک از امتحان، از خود و توانایی‌هایشان و ادراکشان از موقعیت و مکان امتحان را به عنوان منابع اصلی اضطرابشان معرفی می‌کنند. در میان این عوامل سه گانه معرفی شده از سوی دانش آموزان، ادراک دانش آموزان از خودشان (خودپنداره) به وضوح با سطح اضطراب امتحانی که دانش آموزان تجربه می‌کنند، قویاً مرتبط است.

گتز[۹۲] و همکاران (۲۰۱۰)، در جریان پژوهشی دریافتند که هیجانات مثبتی چون لذت، افتخار و سربلندی روابط مثبتی با خودپنداره و هیجانات منفی چون اضطراب و عصبانیت رابطه ای منفی با خودپنداره تحصیلی دارند.

استیری[۹۳] و همکاران (۲۰۰۹)، در پژوهشی نشان دادند که افرادی که از انگیزش بالایی برخوردار باشند در شرایط و موقعیت های جدید از جمله انتحانات سطح اضطراب پایینی را تجربه می‌کنند.

پاسکووا[۹۴] (۲۰۰۷)، در پژوهشی بیان داشت که انگیزش عامل شناختی اثرگذار بر عملکرد و رفتارهای فردی می‌باشد که به طور به خصوصی بر نوع فعالیت هایی که افراد انتخاب می کنندو سطح درگیری شان در فعالیت، میزان پافشاری در انجام آن ها و نتیجه اعمال اثر می‌گذارد.

جینگ[۹۵] (۲۰۰۷)، در پژوهشی به بررسی رابطه اضطراب امتحان، خود پنداره تحصیلی و شایستگی تحصیلی پرداخت، یافته ها حاکی از آن می‌باشد که اضطراب امتحان نتیجه خودپنداره منفی و درک پایین دانشجویان از شایستگی تحصیلی‌شان است. بر این اساس اضطراب امتحان بالا اثر منفی بر ادراک دانش آموزان از توانایی‌ها و شایستگی‌های تحصیلی‌شان دارد و همچنین دانش آموزان با خود پنداره تحصیلی پایین خودشان را به عنوان افرادی با صلاحیت‌ها و قابلیت‌های پایین درک می‌کنند که چنین برداشت منفی از توانمندی‌ها منجر به بروز هیجانات منفی از جمله اضطراب امتحان در موقعیت‌های آموزشی می‌شود.

نتایج پژوهشی اکرم رانا و ضفر اقبال (۲۰۰۵ ) پیرامون تأثیرات جنسیت و خودپنداره بر پیشرفت تحصیلی حاکی از آن است که دختران به طور متوسط از خودپنداره تحصیلی بالاتری در مقایسه با پسران برخوردار می‌باشند. همچنین آن ها نشان دادند که بین خودپنداره تحصیلی و اضطراب امتحان رابطه معنی داری وجود دارد.

نتایج پژوهش ساپ[۹۶] (۲۰۰۰)، ﺣﺎﻛﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ داﻧﺶ آﻣـﻮزان دارای اﺿﻄﺮاب اﻣﺘﺤﺎن اﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮی ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﻜﻼﺳﻲﻫﺎی ﺧـﻮد دارﻧـﺪ و در ﺑﺮﺧـﻲ ﻣﻮارد ﺗﺮک ﺗﺤﺼﻴﻞ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ.

مریکا نگاس[۹۷] ودیگران در سال ۲۰۰۰ پژوهشی انجام دادند که در آن استعداد سرشتی را در ایجاد اضطراب و اختلال ناشی از آن مهم نشان داده شده است. در این پژوهش همچنان نشان داده شده است که وجود سابقه قبلی اضطراب در افراد در سطح فعلی اضطراب را افزایش می‌دهد. ۸/۸۱% افراد اضطراب در افرادی که سابقه مثبت قبلی داشته اند در مقابل ۸/۵۸% در افرادی که سابقه مثبی قبلی نداشته اند که نشان تمایز وجود اضطراب در فرد و شیوع بعدی اضطراب می‌باشد.

فصل سوم

روش تحقیق

۳-۱- مقدمه

به طور کلی هر تحقیق ابتدا درپی طرح مسئله یا مشکلی مطرح می شود که سوالات زیادی را در ذهن محقق ایجاد می‌کند و موجب پیدایش فرضیاتی می شود. پژوهشگر با جمع‌ آوری اطلاعات و آمار مورد نیاز و تجزیه و تحلیل آن ها، به پاسخ به سوالات پژوهشی و تأیید و یا رد فرضیات مطرح شده می پردازد. لذا جمع‌ آوری اطلاعات و چگونگی تجزیه وتحلیل آن ها از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و به عنوان یک مقوله از فرایند علمی است که نظریه ها در قالب آمار و ارقام علمی تجلی می‌یابد، ثمره آن به صورت کمی جلوه گر شده و مدل نظری تحقیق قابل سنجش و محاسبه می شود.

به همین منظور در این فصل با در نظر گرفتن هدف تحقیق، روش تحقیق مشخص شده و با انتخاب جامعه آماری و نمونه مشخص و توزیع پرسشنامه به جمع‌ آوری اطلاعات پرداخته تا بتوان روابط بین متغییر های تحقیق را از دیدگاه شرکت کنندگان در مطالعه کشف و شناسایی کرد.

۳-۲- روش تحقیق

تحقیق حاضر از آن جهت که به بررسی و شناخت بیشتر روابط میان متغیرها در شرایط موجود می‌پردازد در دسته تحقیقات توصیفی قرار می‌گیرد. در تحقیقات توصیفی می توان ویژگی‌های جامعه مورد مطالعه را از طریق بررسی پیمایشی یا نظر سنجی ارزیابی نمود. برای بررسی توزیع ویژگی‌های یک جامعه آماری روش تحقیق پیمایشی به کار می رود.

از سوی دیگر تحقیق حاضر را می توان در دسته مطالعات می‌دانی قرار داد. محقق سعی نموده است تا با انتخاب یک جامعه آماری و نمونه مشخص، روابط میان متغییر های تحقیق را از دیدگاه شرکت کنندگان در مطالعه کشف و شناسایی کند. نهایتاً ً اینکه تحقیق حاضر را میتوان در دسته تحقیقات همبستگی قلمداد کرد. تحقیقات همبستگی شامل کلیه تحقیقاتی است که در آن سعی می شود رابطه بین متغیرهای مختلف با بهره گرفتن از ضریب همبستگی کشف و یا تعیین شود.

در این مطالعه، محقق با بهره گرفتن از آزمون ضریب همبستگی به تجزیه و تحلیل همبستگی بین متغیرهای مستقل (انگیزش و خودپنداره تحصیلی) و متغیر وابسته (اضطراب امتحان) پرداخته است.

۳-۳- جامعه آماری، اندازه نمونه و روش نمونه گیری تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:05:00 ب.ظ ]




تحت تاثیر مفهوم فلسفی زمان، روانشناسان در ابتدا پیشنهاد کردند که زمان بعد اولیه نیست که به طور مستقیم درک شود بلکه آن از هماهنگی حرکت در فضا ایجاد می‌شود.(درویت ولت به نقل از پیاژه، ۲۰۱۲).

تعاریفی گوناگونی توسط فیلسوفان، ‌فیزیک‌دانان و یا متفکران رشته‌های دیگر درباره زمان در طول تاریخ ارائه شده است. قدیس اگوستینوس در کتاب اعترافات خود می نویسد: «پس زمان چیست؟» اگر کسی ‌در مورد آن از من سوال نکند، جواب آن را می‌دانم، ولی اگر بخواهم برای فردی که چنین سوالی را مطرح کرده، آن را توضیح بدهم، جواب آن را نمی‌دانم. پس بهتر است سوال ‌در مورد چیستی زمان کنار گذارده شود زیرا هر یک از ما بدون اینکه لازم به صحبتی ‌در مورد آن باشد، می‌داند که موضوع چیست، بهتر است توجه خود را روی سوال دیگری متمرکز نماییم: «چگونه انسان به مفهوم زمان دست می‌یابد؟» برای پاسخ ‌به این سوال یک طبقه‌بندی سلسله مراتبی از تجربه زمان ارائه گردیده است. سلسله مراتب این خصوصیت را دارد که هر مرحله بالاتر یک مرحله پایین‌تر را در برمی‌گیرد و در مرحله بالاتر یک امر جدیدی اضافه می‌شود. سلسله مراتب تجربه انسان از زمان توسط پدیده‌های اولیه زیر مشخص شده است. تجربه همزمانی در مقابل ناهمزمانی، تجربه توالی یا ترتیب زمانی، تجربه زمان حال یا تجربه این لحظه و تجربه طول زمان (پوپل،۱۹۴۰). در طول دهه های گذشته، روانشناسان برای قضاوت و ارزیابی جنبه‌های مختلف زمان روانشناختی مانند همزمانی[۸]، توالی زمانی[۹]، ترتیب زمانی[۱۰] و طول زمان، توانایی‌های ذهن انسان را بررسی کرده‌اند. از میان این چهار فرایند، ارزیابی طول زمان بیشترین ارزش بقا را در طول تکامل داشته است (زاکای[۱۱] به نقل از اختیاری، ۱۳۸۲).

۲-۳ ادراک زمان

با وجود اینکه هیچ اندام حسی خاصی برای درک زمان وجود ندارد اما ویژگی مشترکی بین درک زمان و سایر ادراکات حسی (بینایی، شنوایی و…) وجود دارد. ادراک زمان نیز همانند سایر ادراکات حسی از قانون وبر پیروی می‌کند. میانگین درستی و تغییر پذیری ارزیابی زمان و حساسیت به زمان، به طور خطی همراه با افزایش طول بازه زمانی بیشتر می‌شود (ویژگی عددی ادراک زمان). پژوهش ها نشان می‌دهد که انسان‌ها و حیوانات حس مشترکی از زمان دارند و ادارک زمان در هر دو دارای ویژگی عددی است ( درویت-ولت[۱۲]، ۲۰۱۲).

از نظر فریس[۱۳] (۱۹۶۳) زمان به دو صورت ادراک و قضاوت می‌شود؛ قضاوتی که برای تغییرات تجربه شده و قضاوتی که برای تغییرات به خاطر سپرده شده انجام می‌گیرد. فریس عقیده بر این دارد که زمان روانشناختی تغییرات را دربر می‌گیرد. او می‌گوید تعاریف و توضیحات مرتبط با توجه به زمان و پردازش اطلاعات زمانی باید اصلاح شوند زیرا زمان خودش به تنهایی محرک نیست و تغییرات همانند سرنخ و مرجعی برای قضاوت زمانی محسوب می‌شوند. یافته های متفاوت نشان می‌دهد که روش‌های مختلفی در دستیابی به قضاوت زمانی وجود دارد. بعضی از محققان تفاوت این دو را به طور تجربی بررسی کرده‌اند. آن ها از دو پارادایم برای بررسی طول زمان بهره برده‌اند؛ پارادایم آینده نگر[۱۴] و پارادایم گذشته نگر[۱۵]. در پارادایم آینده نگر‌آزمایشگر از قبل آزمودنی را مطلع می‌کند و مکرراً یادآوری می‌کند که از او درباره قضاوت طول زمان پرسیده خواهد شد. هیکس[۱۶]، میلر[۱۷]، گیس[۱۸]، بیرمن[۱۹] (۱۹۷۷) پژوهش‌هایی را که بر اساس پارادایم آینده‌نگر انجام می‌شد را تجربه زمان حال نامیدند. بلاک نیز ترجیح می‌داد آن را “طول زمان تجربه شده[۲۰]” بنامد. در پارادایم گذشته‌نگر، آزمایشگر یک دستورالعمل مبهم درباره تکلیف به آزمودنی می‌دهد و به آزمودنی گفته نمی‌شود که درباره طول زمان از او پرسیده خواهد شد. بلاک این پارادایم را “طول زمان خاطره شده[۲۱]” نامید. تفاوت این دو پارادایم به دلیل این است که پردازش شناختی آن ها برای درک زمان متفاوت است. براون (۱۹۸۵) نشان داد که قضاوت کلامی آینده‌نگر در مقایسه با گذشته‌نگر طولانی‌تر و همچنین دقیق‌تر است. از طرف دیگر، هیکس، میلر، کینس بورن[۲۲] (۱۹۷۵) نشان دادند که اگر آزمودنی اطلاعات زیادی را پردازش کند قضاوت زمانی آینده‌نگر آن ها کوتاه‌تر خواهد بود. به نظر می‌رسد که در انجام تکالیف دشوار توجه به تکلیف غیرزمانی اختصاص می‌یابد و منابع محدودی از توجه به اطلاعات زمانی تخصیص می‌یابد. در پارادایم گذشته‌نگر، توجه به زمان تاثیر بسیار محدودی بر قضاوت زمانی دارد. معمولا افراد طول زمان یک دوره را بر اساس اطلاعات رویدادی و اطلاعات زمینه‌ای به یاد می‌آورند، اگر شخص تعداد زیادی از رویدادها را به خاطر سپرده باشد، طول زمان یک دوره را طولانی‌تر قضاوت خواهد کرد (بلاک[۲۳]،۱۹۹۰).

۲-۴ روش های اندازه‌گیری ادراک زمان

مطالعه ادبیات پژوهش نشان داد که چهار روش برای اندازه‌گیری زمان وجود دارد: قضاوت کلامی زمان[۲۴]، تولید زمان[۲۵]، بازتولید زمان[۲۶] و افتراق[۲۷] زمان.

قضاوت کلامی زمان: به توانایی فرد در تخمین کلامی زمان عرضه شده یک محرک اشاره دارد. در این روش آزمودنی واحدهای طول زمان (ثانیه و دقیقه) را برای قضاوت زمانی به کار می‌گیرد (اختیاری، جنتی، پرهیزگار، بهزادی و مکری، ۱۳۸۲).

تولید زمان: در این روش طول مدت یک بازه زمانی به طور کلامی به فرد گفته می‌شود و از وی خواسته می‌شود که آن بازه زمانی را با نوعی عمل رفتاری مانند روشن نگه داشتن یک لامپ به همان مدت اعلام شده تولید کند. در روش تولید، آزمودنی زمان واقعی را با زمان ذهنی خود مطابقت می‌دهد. روش تولید برای بررسی تغییرات تحولی در تبدیل طول زمان تجربه شده به واحدهای محاوره‌ای زمان مناسب است (بلاک و زاکای، ۱۹۹۹).

بازتولید زمان: دشوارترین آزمون ادراک زمان به شمار می‌آید. یک بازه زمانی به آزمودنی عرضه می‌شود، اما طول مدت بازه به صورت کلامی گفته نمی‌شود، سپس آزمودنی باید همان بازه زمانی را با روش رفتاری، بازتولید نماید. در این روش، فرایندهایی غیر از ارزیابی زمانی خالص درگیر می‌شوند (اختیاری و همکاران، ۱۳۸۲). در مقایسه این روش با روش برآورد زمان می توان ‌به این نکته مهم اشاره کرد که در روش بازتولید زمان، حافظه کوتاه مدت و حافظه‌کاری یقینا به طور گسترده درگیر می‌شوند؛ زیرا بازه مورد نظر برای بازتولید شدن باید به خاطر آورده شود و به صورت فعال و آماده عمل[۲۸] باید نگه داشته شود (‌بار کلی‌ و همکاران، ۲۰۰۱). در این روش نیازی به دانستن و استفاده از واحدهای محاوره‌ای زمان نیست و بدین دلیل تنها شاخص ثابت از زمان ذهنی است. آزمون بازتولید برای پژوهش‌های تغییرات تحولی بهترین روش است زیرا برای تمامی سنین قابل اجرا است و تغییرات روانشناختی را آشکار می‌سازد (بلاک و زاکای،۱۹۹۱).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:05:00 ب.ظ ]




در این استراتژی مدیریت درصدد کاهش دادن هزینه ها بر می‌آید و می کوشد از طریق کاهش دادن هزینه ها در مقایسه با شرکت های رقیب به سهم بیشتری از بازار دست یابد. سازمان بی مهابا در صدد افزایش کارایی بر می‌آید. در اجرای این استراتژی حفظ ثبات و پایداری در اولیت قرار می‌گیرد و شرکت به فکر نوآوری و خطرپذیری نیست بلکه به دنبال عرضه محصولات و خدمات به قیمت های رقابتی است. البته از کیفیت محصولات نمی کاهد و به سودی معقول تن در می‌دهد. شرکتی که از این شیوه مدیریت استفاده می‌کند می‌تواند در برابر شرکت های رقیب ایستادگی کند زیرا مشتریان نمی تواند محصولاتی با کیفیت بالا و قیمت ارزان تر پیدا کنند. شرکت ها می‌توانند جهت دستیابی به مدیریت هزینه تاکتیک های متفاوتی را اعمال کنند.

این تاکتیک ها عبارتند از:

    1. استفاده از امکانات (تسهیلات) در مقیاس وسیع

    1. بهبود فرایند

    1. حداقل کردن هزینه

    1. مدیرت کیفیت جامع

    1. الگو برداری و کنترل هزینه های سربار

  1. استفاده بهینه از تمامی آن ها به منظور حذف انحرافات نامساعد.

محصولی که با هزینه نسبتا پایین تولید می شود و در دسترس گروه وسیعی از مشتریان قرار می‌گیرد، اغلب محصولی است که تزئینات خاص نداشته و در آن تمایز چندانی نیز وجود ندارد. حفظ این استراتژی مستلزم تلاش های مستمری جهت کاهش هزینه ها در تمام جنبه‌های تجارت است. استراتژی مدیریت هزینه معمولا جهت طراحی محصول مستلزم مهارت زیادی در مهندسی فرایند تولید می‌باشد تا بتوان به تولیدی کارا و سرمایه گذاری عمده ای در دارایی های مولد دست یافت.

فنون عمده در استراتژی مدیریت هزینه:

برای تجزیه و تحلیل استراتژیک ساختار هزینه های شرکت و رقبا از فنون عمده زیر در استراتژی مدیریت هزینه استفاده می شود:

الف) مقایسه سنجی هزینه (مهندسی معکوس):

این فن روشی برای شناخت هزینه های محصول و فرآیندهای رقبا و یافتن راه های بهبود هزینه های محصول و فرآیندهای شرکت می‌باشد. در این روش، متخصصین و رشته‌های مختلف علوم پایه و کاربردی از قبیل مکانیک، فیزیک، اپیتک، مکاترونیک، شیمی، پلیمر، ‌متالورژی، الکترونیک و … جهت شناخت کامل نحوه عملکرد یک محصول که الگوی فن آوری مذکور می‌باشد تشکیل ‌گروه‌های تخصصی داده و توسط تجهیزات پیشرفته و دستگاه های دقیق آزمایشگاهی به همراه سازماندهی مناسب تشکیلات تحقیقاتی و توسعه ای سعی در به دست آوردن مدارک و نقشه های طراحی محصول فوق دارند تا پس از مراحل نمونه سازی و ساخت نیمه صنعتی در صورت لزوم، تولید محصول فوق طبق استاندارد فنی محصول الگو انجام خواهد شد.

استفاده از روش مهندسی معکوس برای کشورهای در حال توسعه یا عقب مانده روش بسیار مناسبی جهت دسترسی به فن آوری، رشد و توسعه ی آن می‌باشد. این کشورها که در موارد بسیاری از فن آوری ها در سطح پایئنی قرار دارند، در کنار روش ها و سیاست های دریافت دانش فنی، مهندسی معکوس را مناسب ترین روش دسترسی به فن آوری تشخیصی داده و سعی می‌کنند با بهره گرفتن از روش مهندسی معکوس، اطلاعات و دانش فنی محصولات موجود، مکانیزم عمل کرد و هزاران اطلاعات مهم دیگر را بازاریابی کرده و در کنار استفاده از روش های ساخت قطعات، تجهیزات، تسترهای مورد استفاده در خط مونتاژ و ساخت مانند قالب ها، گیج و فیکسچرها و دستگاه های کنترل، نسبت به ایجاد کارخانه ای پیشرفته و مجهز جهت تولید محصولات فوق اقدام نمایند. همچنین ممکن است مهندسی معکوس، برای رفع معایب و افزایش قابلیت های محصولات موجود نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

نرخ بازده دارایی ها و رابطه آن با مدیریت هزینه:

یکی از نسبت هایی که کارایی مدیریت را نشان می‌دهد، بازده دارایی ها است و بیانگر سودی است که به ازای هر واحد دارایی شرکت کسب می شود. دارایی شامل پول نقد، حساب های دریافتنی، املاک، ماشین آلات و موجودی انبار می‌باشد.

نرخ بازده دارائیها (Return Of Assets) به عنوان شاخص اندازه گیری عملکرد مالی شرکت در جهت تامین کارایی عملیاتی تعریف می شود (Hambrick,Berman1983, Wicks.Kota,Johnes1999). دستیابی به بازده بالاتر هدف اصلی اکثر شرکت ها می‌باشد. به علاوه، نرخ بازده دارائیها به طور وسیعی توسط مدیران و تحلیل گران به عنوان معیار اندازه گیری عملکرد شرکت ها مورد استفاده قرار می‌گیرد(Bettis 1981).

مطلعات مختلفی در خصوص استفاده از نرخ بازده دارائیها به ‌عنوان معیار عملکرد مالی شرکت در حوزه مطالعات استراتژیک صورت پذیرفته است (Bae,Gargiulo,2004 Bettis,1981

(Hitt,1977,Venkataraman,Ramanujam,1986Waddock Graves 1997).

هامبریک (Hambrick 1983) ابعاد زیر بنایی و اساسی رهبری هزینه پورتر را مورد بررسی قرار داد. او معتقد است که بعد اصلی استراتژی رهبری هزینه ، کارایی است. یعنی درجه ای که در آن ورودی هر واحد به خروجی آن پائین است. او همچنین استدلال می‌کند که کارائی می‌تواند از طریق استفاده صرفه جویانه از دارایی ها به دست آید. (Hambrick& Macmillan,1984) در صورتی که شرکت های پیرو استراتژی رهبری هزینه در به کارگیری حداقل دارایی های مورد نیاز جهت دستیابی به نتایج تجاری مورد نظر موفق شوند، عملکرد شرکت بهبود خواهد یافت.(Hambrick,1983 Miller,1987 Porter 1980) چنین شرکت هایی نسبت به موارد زیر توجه بیشتری مبذول می دارند.

استفاده از دارایی ها، بهره وری کارکنان و هزینه های اختیاری، مشتریان چنین شرکت هایی عمدتاً محصولات آن ها را خریداری می نمایند زیرا این شرکت ها در تولید محصولاتی معادل با محصولات رقبایشان کمتر هزینه می‌کنند که این امر از طریق حداقل کردن استفاده از دارایی ها برای هر واحد محصول توجیه پذیر است. به طور کلی در این پژوهش رابطه بین نرخ بازده دارایی ها (ROA) و مدیریت هزینه توسط معادلات زیر بیان شده اند:

ROA i,t = a 0 + a 1 Efficiency + r i+t: معادله ۱

معادله ۱ تاثیر اعمال استراتژی مدیریت هزینه را بر عملکرد شرکت مورد بررسی قرار می‌دهد.

در این معادله: ROA i,t: (سود خالص/ کل دارایی ها) بازده دارایی های شرکت i در سال t

Efficiency i,t: به استراتژی اشاره دارد که شرکت i در دوره t از آن ها پیروی می کند. بر اساس فرضیات این پژوهش که در بالا به آن ها اشاره شد انتظار می رود در حالی که استراتژی مدیریت هزینه تاثیر مبتنی بر عملکرد شرکت داشته باشند، تاثیر استراتژی مدیریت هزینه در بلند مدت ناچیز خواهد بود. پژوهش حاضر جهت بررسی تاثیر این استراتژی بر عملکرد آتی شرکت ها، معادله زیر را برآورد می کند که شامل ROA آتی به عنوان متغیر وابسته جهت کنترل عملکرد جاری می‌باشد.

ROA i,t+Y= a0+a1 ROA i,t+ a2 Efficiency i,t+ri,t: معادله ۲

معادله ۲: میزان توانایی شرکت ها را جهت حفظ عملکرد ROA در آینده بر اساس استراتژی به کار رفته در دوره t مورد بررسی قرار می‌دهد.

در این معادله:

ROA i,t+j: بازده دارایی های شرکت i به ترتیب در دوره های t+1, t+2, t+3 می‌باشد.

  • معیارهای کمی کردن استراتژی مدیریت هزینه

استراتژی مدیریت هزینه را با بهره گرفتن از ۳ معیار زیر عملیاتی می نمایند.

    1. نسبت فروش به مخارج سرمایه ای ( مخارج سرمایه ای/فروش) این نسبت برابر است با فروش های خالص تقسیم بر مخارج سرمایه ای اموال, ماشین آلات و تجهیزات

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:05:00 ب.ظ ]




کودکان و نوجوانانی در بهزیستی وجود داشتند که عنوان بی سرپرست آن ها را در بر نمی گرفت و شامل بی سرپرستان نمی شدند تا قانون بتواند تحت عنوان بی سرپرست آن ها را وارد خانواده های متقاضی کند، کودکان و نوجوانانی که والدین به دلیل ازدواج مجدد و زندانی شدن امکان نگهداری از فرزندان خود را ندارند، اعتیاد، فساد اخلاقی و فحشا، بیماری های روانی و صعب العلاج والدین، سوء استفاده از طفل و اجبار وی به ورود به مشاغل ضد اخلاقی، تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف توسط والدین، ترک خانواده توسط پدر و نبود مادر، فقر، وجود آشفتگی و ناسازگاری در خانواده خیانت والدین نسبت به یکدیگر، اختلاف اعتقادی و طبقاتی والدین با یکدیگر، وجود ناپدری یا نامادری در خانواده، محل زندگی و مسکن نامناسب، فرار کودکان از خانه به لحاظ داشتن خانواده خشن، مستبد و بی ثبات و از کارافتادگی والدین. (محسنی، ۱۳۸۰ : ۵۲۷) همه این ها و موارد دیگر دلایلی بود که کودکان معصوم و بی گناهی که هیچ تقصیر و اشتباهی نداشتند باید تاوان بی تدبیری و بی کفایتی و غفلت و اشتباهات والدین خود را بدهند و با وجود اینکه به ظاهر دارای پدر و مادر هستند ولی باید به دلیل بی صلاحیتی آن ها در بهزیستی زندگی کنند مسأله ای که شاید سخت تر و بدتر از نداشتن پدر و مادر است. قانون گذار در قانون جدید در ماده ۱۰ بیان داشته است:

«در کلیه مواردی که هیچ یک از پدر و مادر یا جد پدری یا وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی را ولو با ضم امین یا ناظر نداشته باشند، دادگاه می‌تواند مطابق این قانون و با رعایت مواد (۱۱۸۴) و (۱۱۸۷) قانون مدنی و با اخذ نظر مشورتی سازمان مسئولیت قیم یا امین مذکور در این موارد را به یکی از درخواست کنندگان سرپرستی واگذار نمایند.»

عدم احساس مسئولیت در مقابل فرزند می‌تواند عمده ترین عامل بدسرپرستی به شمار آید و تمام موارد مطرح شده در بالا را شامل شود و آن ها را در برگیرد و در نتیجه فرزندانی که در معرض فساد و آلودگی و تباهی هستند را با اقدامی مناسب و قانونی از این ورطه ناامیدی نجات داد تا آن ها هم بتوانند معنی زندگی و زندگی کردن را بفهمند. به خاطر اینکه گسترش و افزایش پدیده بی سرپرستی و بدسرپرستی که می‌تواند به نحوی نشانه تضعیف بنیان خانواده و ضربه خوردن به مهمترین رکن اجتماع یعنی کودکان و نوجوانانی که آینده سازان یک مملکت هستند باشد. و قانون جدید هم توجه دقیق به کودکان و نوجوانان بدسرپرست کرده که در رده افراد در معرض خطر هستند. (الوند، ۱۳۹۲ : ۱۳)

ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی نیز ‌به این امر اشاره دارد که نگهداری از اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است، اما زمانی که این حق و تکلیف مغایر با مصلحت کودک باشد و صحت جسمانی یا تربیت اخلاقی طفل در معرفی خطر قرار گیرد به تجویز ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی از والدین سلب صلاحیت می شود، و قانون گذار علت اینکه با وجود پیش‌بینی این موارد در قانون مدنی آن را در قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست مطرح کرد و اتمام حجت نمود به گفته حمید رضا الوند مدیر کل امور کودکان و نوجوانان بهزیستی ‌به این دلیل بود که قضات برداشت یکسانی از مواد قانون مدنی نداشتند و همین امر مشکلاتی را ایجاد کرده بود که با این ماده قانونی مشکل حل می شود. (همان)

در اینجا لازم است گفته شود که اقدام قانون گذار هم در تدوین و نگارش این ماده بسیار هوشمندانه و زیرکانه بوده است و قابل ستایش است که ابتدا بیشترین سعی را کرده که کودک و یا نوجوان را از خانواده جدا نکرده و آن ها را در درون خانواده خود با ضم امین و با ناظر نگه دارد؛ چون جدا کردن فرزند از خانواده آثار و پیامدهای متفاوتی را به دنبال خواهد داشت، و به همین دلیل بیشترین تلاش را برای جلوگیری از این کار ‌کرده‌است ولی در صورتی که با این عمل هم نتوان کاری کرد سرپرستی آن فرزند را از خانواده گرفته و به متقاضی سرپرستی به عنوان امین موقت واگذار می‌کند. لازم است گفته شود در این مورد تغییری در مشخصات سجلی فرزند به وجود نمی آید برخلاف مواردی که سرپرستی دایم داده می شود.

هر چند قانون گذار اجازه سرپرستی کودکان و نوجوانان بدسرپرست را به موجب قانون به شکل امین موقت «سرپرست موقت» داده است اما این اقدام و جا افتادن این عمل نیاز به فرهنگ سازی و تقویت زیربناهای فکری و اعتقادی مردم دارد. بدین معنا که افراد کمتر به پدیده بی سرپرستی و بدسرپرستی کودکان و نوجوانان به عنوان یک تعهد اجتماعی توجه داشته و صرفاً به انتخاب ساده ترین راه یعنی ارائه خدمات مادی و مساعدت های مالی بسنده می‌کنند، همچنین به عنوان احساس جمعی جامعه ایرانی در زمینه حس تعلق و مالکیت به عنوان یک رفتار قوی فرهنگی رغبت چندانی به امین موقت و سرپرست موقت شدن از خود نشان نمی دهند و بیشتر به دنبال سرپرستی دائم هستند تا امین موقت. عواملی چون شرایط حاد روانی و جسمانی این کودکان به دلیل تجربیات سوء رفتار در خانواده بیولوژیک، نگرانی از آزار و مزاحمت های والدین اصلی (بیولوژیک) برای سرپرستان جدید، ورود لطمات روحی به سبب گسیختگی های عاطفی ایجاد شده بین خانواده و کودک تحت سرپرستی پس از فسخ رابطه سرپرستی در صورت رفع مانع از صلاحیت والدین و یا ولی قهری و … می‌تواند از جمله دلایل کمبود متقاضیان سرپرستی موقت باشد، ‌بنابرین‏ ضروری است به منظور رفع چالش های قانونی و فرهنگی و اعتقادی با الهام از تعلیم عالیه و مترقی اسلام به تهیه و تدوین برنامه هایی در جهت تصحیح و تسهیل در صدور احکام سرپرستی موقت و تغییر نگرش جامعه ‌در مورد امین موقت اقدام نموده و با فرهنگ سازی در این زمینه به تحول دیدگاه های فرهنگی و اعتقادی جامعه دست بیابیم، که بی شک تدوین چنین برنامه هایی مشارکت همگانی تمامی سازمان ها و ارگان‌های دولتی و غیر دولتی و اندیشمندان علوم اجتماعی و انجام تحقیقات گسترده پیرامون سرپرستی موقت از کودکان بدسرپرست را می طلبد که می توان به شکل حمایت هایی به صورت پیش‌بینی ضمانت اجراهای کیفری مناسب به منظور حمایت مؤثرتر از سرپرستان موقت در مقابل مزاحمتهای احتمالی والدین بیولوژیک، تشویق افراد به طرق مناسب، ارائه خدمات تخصصی و مشاوره ای باشد که این موارد بتواند موجب افزایش متقاضیان سرپرستی موقت و اجتناب از ورود بی رویه و اقامت طولانی مدت کودکان و نوجوانان بدسرپرست در بهزیستی بشود. (رضایی، ۱۳۸۴ : ۱۶)

تغییر دیگری که در قانون جدید نسبت به قانون قبلی ایجاد شده در ماده ۱۰ قانون سابق آمده بود «متقاضیان می‌توانند با تصویب دادگاه و با رعایت مقررات این قانون کودکان متعددی را سرپرستی نمایند» ولی در قانون جدید در ماده ۷ گفته شده «درخواست کنندگان نمی توانند پیش از دو کودک یا نوجوان را سرپرستی نمایند مگر مواردی که کودک یا نوجوان تحت سرپرستی اعضای یک خانواده باشند.» نکته تأمل برانگیز این ماده «اعضای یک خانواده» بودن آن است که ابهام دارد که می‌تواند علاوه بر خواهر و برادر، عمو زاده ها، خاله زاده ها و … شامل بشود.

۲-۳ تشریفات و آیین دادرسی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:05:00 ب.ظ ]




ویویان[۷](۲۰۰۸) با مطالعه نمونه بزرگی از شرکت­ها در سال­های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۶ به رابطه معکوس و محکمی بین دقـت پیش ­بینی مدیریت و خطای پیش ­بینی مدیریت دست یافت، این ارتباط برای افق زمانی کوتاه­مدت ضعیف­تـر و بـرای افـق زمانی بلندمدت قوی­تر بود.

جهانخانی و صفاریان به بررسی واکنش بازار سهام نسبت به اعلان سـود بـرآوردی هـر سـهم ۴ هفته قبل از اعلان طی سال­های ۱۳۷۴ و ۱۳۷۶ در بـورس اوراق بهادار تهران پرداختند و دریافتند که سود برآوردی انتشار یافته هر سـهم دارای محتـوای اطلاعـاتی بـوده و باعـث تغییـر قیمت و حجم معاملات سهام در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران شـده اسـت.

و اما یکی از اهداف سرمایه ­گذاران برای خرید سهام، دریافت سود نقدی سهام است. در نتیجه این عامل به مقدار زیادی روی تصمیم ­گیری آن­ها مؤثر است (هالستد[۸]،۲۰۰۲).

و دیگر آن­که بازده کل سهام در بورس اوراق بهادار، همواره مورد توجه تصمیم­گیرندگان اقتصادی و مالی است. این شاخص نشان دهنده بازدهی کل بازار سهام است و کارشناسان مالی و اقتصادی جامعه توجه زیادی ‌به این شاخص دارند. آن­ها با بهره گرفتن از بازده کل سهام در بورس اوراق بهادار به تحلیل وضعیت و ارزیابی عملکرد می­پردازند. علاوه بر این­که بخشی از بازده سهام را سود دریافتی سهام­داران تشکیل می­دهد، سود نشانه­ای است که موجب تغییر باورهای سرمایه ­گذاران می شود و تغییر قیمت اوراق بهادار نیز معیار قابل مشاهده­ای از تغییر نظام­مند باورهای سرمایه ­گذاران است که تحت تأثیر محتوای اطلاعاتی سودهای حسابداری تغییر یافته است(پاکدامن و همکاران،۱۳۹۰).

چن و فیرث[۹](۱۹۹۹) دقت پیش ­بینی سود و ارتباط آن بـا بـازده اولیـه­ی سهام شرکت­های جدیدالورود را در چین مورد بررسی قرار دادند. آنـان تمـامی شـرکت­های جدیدالورد به بورس اوراق بهادار شانگهای و بورس اوراق بهـادار شـن ژن را در طـی سال­های ۱۹۹۶ -۱۹۹۱ مطالعه کردند و دریافتند که پیش ­بینی سود این شرکت­ها بـه طور متوسط دقیق است و سود پیش ­بینی شده بـا ارزشـیابی شـرکت­هـا ارتبـاط دارد.

فیرث و همکاران[۱۰](۲۰۰۵) نیز با انتخاب ۱۷۵ شرکت از ۴۶۸ شرکت که طـی سـال­هـای ۱۹۹۶-۱۹۹۱ در بورس اوراق بهادار تایلند به ثبت رسیده بودند به مطالعـه­ی رابطـه­ی دقت پیش‌بینی سود و بازده اولیه­ سهام شرکت­های جدیدالورود پرداختند و دریافتند که بین خطای پیش ­بینی سود و بازده اولیه­ سهام رابطـه­ی مثبـت و معنـی دار وجـود دارد.

بررسی­ های اخیر نشان می­دهد که بازده غیرعادی می ­تواند تحت تاثیر اطلاعات مالی شرکت­ها باشد. به عبارت دیگر عده­ای از سرمایه ­گذاران توانسته ­اند با بهره گرفتن از تعدادی از نسبت­های مالی، همانند سود -هر سهم- نرخ بازده مورد انتظاری را محاسبه کنند که به علت عدم اطلاع سایر سرمایه گذاران از این رابطه، این اطلاعات در قیمت واقعی سهام منعکس نشده و سبب ایجاد بازده اضافی برای آن گروه از سرمایه گذارانی شده که از این رابطه آگاهی داشته اند. بر این اساس، در صورتی که اکثر سرمایه ­گذاران از وجود این رابطه آگاه شوند، بازده غیرعادی در بازار سرمایه تا حدی کاهش پیدا می­ کند و ‌بنابرین‏ کارایی بازار افزایش پیدا خواهد کرد. در نتیجه شناسایی اطلاعات مالی انتشار یافته و بررسی رابطه آن با بازدهی غیرعادی از اهمیت فراوانی برخوردار است(کوشا ،۱۳۸۹).

ارائه پیش ­بینی­های سود توسط مدیریت شرکت­ها ،از آن جهت که محتوای اطلاعاتی دارد، یکی از منـابع مهـم اطلاعـاتی برای استفاده­کنندگان از اطلاعات مالی محسوب شده و می ­تواند بر ارزش بازار سهام و میزان بازده آن مـؤثر باشـد . بـازده غیرعادی سهام از جمله معیارهایی است که به منظور سنجش محتوای اطلاعاتی سود پیش ­بینی شـده شـرکت­هـا، قابـل استفاده بوده و از آن­جا که بازار، مازاد سود واقعی بر سود پیش ­بینی شده را به عنوان خبری خوب تلقـی مـی­نمایـد؛ بنـابراین، انتظار است که رابطه مستقیمی بین عامل مذبور و خطای پیش‌بینی سود وجود داشته باشد(مشکی و ربانی،۱۳۹۰).

همان­طور که می­دانیم بازده دارایی­ ها[۱۱] یک شاخص از چگونگی سودآوری شرکت وابسته به کل دارایی­ های آن شرکت می‌باشد و از طریق تقسیم سود سالیانه به کل دارایی شرکت محاسبه می­ شود، که به صورت درصد بیان می­ شود . اما نسبت بازده دارایی­ ها یکی از معیارهای حسابداری است که میزان کارایی مدیریت را در به کار گرفتن منابع موجود جهت تحصیل سود نشان می­دهد(رمضانی،۱۳۸۷). و یکی از مزایای مهم بازده عملیاتی این است که مدیران را به کنترل دارایی­ های عملیاتی وادار می­سازد.

و اما نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار هر سهم از طریق تقسیم ارزش دفتری هر سهم به ارزش بازار همان سهم به دست می ­آید. ارزش دفتری هر سهم نشان دهنده ارزش­های تاریخی است. از طرفی ارزش بازار هر سهم انعکاسی از جریان­های نقدی آتی ‌می‌باشد که عاید شرکت خواهد شد، ‌بنابرین‏ اگر شرکتی دارای مدیریت و سازماندهی باشد که با کارایی کامل به وظایف و نقش­های خود عمل کند در این صورت ارزش بازار، بزرگ­تر از ارزش­های تاریخی و دفتری خواهد بود و این نسبت کاهش پیدا می­ کند. نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار هر سهم طرز تفکر سرمایه ­گذاران نسبت به عملکرد گذشته و دورنمای آتی شرکت را بیان می­ کند.

اما همان‌ طور که می‌دانیم احتمال تاثیر دو عامل اساسی در تصمیم گیری سرمایه گذار از جهت حجم سرمایه گذاری و افق نگهداری سهام خاص،وجود دارد.

یکی از این عوامل همان‌ طور که گفته شد، می ­تواند دقت پیش‌بینی سود سهام باشد ، که بر روی تصمیم­­گیری سرمایه­ گذار در ارتباط با حجم و افق نگهداری یک سهام خاص تاثیر داشته باشد.بافرض آن­که ، هر چه دقت پیش ­بینی سهامی خاص، بالاتر بود ،ممکن است معیار ریسک کمتر به نظر برسد و سرمایه گذار اقدام به سرمایه گذاری در آن سهام نماید.

و اما از طرف دیگر ممکن است عامل تئوری پرتفوی و مکانیسم عرضه و تقاضا در بازار ، بر روی تصمیم ­گیری سرمایه گذار ، در ارتباط با حجم سرمایه ­گذاری و افق نگهداری سهامی خاص، مؤثر باشد.

که با توجه به موارد ذکر شده یکی از مسئله­ ها­ی اساسی پژوهش حاضر آن است ، که آیا دقت پیش ­بینی سود شرکت سرمایه­پذیر روی افق نگهداری سهام توسط سرمایه­ گذار و حجم سرمایه ­گذاری در سهامی خاص تاثیر دارد یا خیر؟ که فرضیه­ اول و دوم پژوهش ‌به این مسئله می ­پردازد.

و اما از بعدی دیگر، پژوهش حاضر تاثیر دقت پیش‌بینی سود شرکت سرمایه­پذیر را برروی عملکرد خود آن شرکت اعم از بازده سهام و بازده غیر عادی سهام و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و بازده عملیاتی در سال جاری را مورد آزمون قرار می­دهد.که فرضیه سوم تا ششم نیز ‌به این مسئله می ­پردازد.

با توجه به تحقیقات انجام شده و موارد ذکر شده، تعداد بسیار اندکی از پژوهش­ها تاثیر دقت پیش ­بینی سود شرکت سرمایه­پذیر را بر تصمیمات سرمایه ­گذاران، از نظر تغییر در حجم سرمایه ­گذاری و یا افق نگهداری سهام بررسی نموده ­اند. و تعداد بسیار اندکی تاثیر دقت پیش ­بینی سود را بر روی بازده سهام و بازده غیر عادی سهام و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و بازده عملیاتی در سال جاری آزموده­اند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:04:00 ب.ظ ]




۲-۴-۵- آزمون یادگیری جفت ارتباط ( PAL)

این آزمون به ارزیابی حافظه­ بینایی و یادگیری جدید می ­پردازد و به طور اولیه حساس به تغییرات در عملکرد لوب تمپورال مغز است اساس آزمون ‌به این صورت است که: در هر مرحله شش جعبه و در مر حله­ی آخر هشت جعبه بر صفحه­ی نمایشگر نمودار و به طور تصادفی باز و بسته می­ شود. یک یا چند جعبه حاوی یک الگو ‌می‌باشد. سپس الگو یک به یک در وسط جعبه نمایش داده می­شوند و فرد باید جعبه­ای را که حاوی آن الگو بوده بر صفحه­ی نمایشگر لمس نماید. شاخص­ های مورد نظر در آزمون PAL شامل موارد زیر است:

    1. تعداد خطاها: زمانی اتفاق می ­افتد که فرد جعبه­ای را انتخاب می­ کند که حاوی شکل مورد نظر نیست.

    1. تعداد کل خطا: مجموع تعداد کل خطاهاست. طبیعی است که اگر شرکت کننده ­ای در هر یک از مراحل متوقف شود تعداد خطای کمتری از فرد خواهد داشت که آزمون را به پایان برده است. به همین دلیل متغیر دیگری تعریف شد به نام تعداد کل خطاهای انطباق یافته.

      1. برای هر مرحله از آزمون نیز تعداد کل خطاهای مربوط به همان مرحله می ­تواند محاسبه شود.

    1. تعداد کل تلاش­ های PAL ( انطباق یافته ): این مقیاس بیانگر تعداد کل انتخاب­های لازم برای رسیدن به پاسخ­های صحیح است.

  1. مراحل تکمیل شده: این یک شاخص مهم برای موفقیت کلی فرد است که نشانه­ی تعداد مراحلی است که با موفقیت به پایان رسانده است. تحلیل سایر مقیاس­ها باید ‌به این مقیاس ارجاع داده شود (تهرانی دوست، خادمی و همکاران، ۱۳۸۶ ).

۲-۵- بررسی تحقیقات انجام شده

    • پارسونز و همکاران (۱۳۸۲) در پژوهشی با عنوان « تفاوت­های جنسی و شناخت » بیان کردند که یافته­ ها بیشتر ‌در مورد تفاوت­های جنسیتی در عملکرد شناختی برتری زنان نسبت به هماهنگی دیداری – حرکتی و توانایی زبان و برتری مردان در کارهای مکانیکی را نشان می­دهد. به طور کلی، نقاط قوت گروه در سال­های اولیه مدرسه بیشتر در دوران نوجوانی آغاز و از طریق بزرگ سالی پایدار باقی می­ماند. مطالعات حاضر آزمایش کرد که آیا الگوهای آغاز شده در سال های اولیه در میان سی نفر از افراد بالغ باقی مانده و هم چنین تفاوت­های جنسیتی در آزمون­های شناختی بررسی شده است. نتایج نشان می­دهد که اگرچه الگوهای آغازین در سال­های اولیه در طول زمان برای مردان پایدار باقی می­ماند، الگوهای تعیین شده برای زنان با سن تغییر می­یابد. یافته ها در حمایت از یک مزیت مردان در انجام وظایف دیداری – فضایی در میان افراد مسن کامل شده است و در توانایی کلامی در میان افراد سالمند و حافظه ی کلامی زن و مرد تفاوت معناداری مشاهده نشده است.

    • دادین و همکاران ( ۲۰۰۸) در پژوهشی با عنوان « بررسی رابطه بین چرخه­ی طبیعی هورمون های جنسی و تفاوت­های جنسی در حافظه » انجام دادند. بدین منظور ۳۹ نفر ( ۲۰ مرد و ۱۹ زن ) مورد آزمون قرار گرفتند. در تحقیقات نشان داده شده است که زنان دارای مزیت در حافظه­ بینایی، کلامی و مهارت­ های زبانی و مردان دارای مزیت که در استدلال انتزاعی، حل مسائل ریاضی و هم چنین در مهارت­ های فضایی هستند. نتایج این پژوهش نشان داد که با افزایش سطوح هورمون توستوسترون عملکرد مردان در مهارت­ های فضایی افزایش می­یابد. هم چنین نتایج نشان داد که با افزایش سطوح هورمون آندروژن عملکرد زنان در حافظه ی بینایی و کلامی افزایش می­یابد.

    • هورگان، ماست و همکاران[۱۵۳] ( ۲۰۰۴) در پژوهشی با عنوان « تفاوت­های ‌جنسیتی در حافظه برای ظاهر دیگران » انجام دادند. بدین منظور در مطالعه­ اول ۷۷ نفر ( ۴۱ زن و ۳۶ مرد ) و در مطالعه‌ دوم ۱۱۱ نفر ( ۶۵ زن، ۴۶ مرد ) مورد آزمون قرار گرفتند. شرکت کنندگان در هر دو مطالعه می­دانستند که حافظه­ آن­ها برای اهداف خاصی مورد آزمایش قرار گرفته است. اما شرکت‌کنندگان در مطالعه­ اول نمی دانستند که چه اطلاعات خاصی از ظاهر افراد مورد آزمایش قرار ­یرد. در حالی که شرکت کنندگان در مطالعه­ دوم این اطلاعات را می­دانستند. به طور کلی نتایج به دست آمده بیانگر این بود که تفاوت­های جنسیتی عامل مؤثری جهت تعیین دقت در ظاهر افراد است و زنان اطلاعات مربوط به ظاهر افراد را دقیق تر از مردان به یاد ‌می‌آورد. ‌بنابرین‏ زنان دارای این مزیت هستند که دقت بیشتری در ظاهر افراد دارند.

    • ترویان و مک کی[۱۵۴](۲۰۰۹ ) در پژوهشی با عنوان « مطالعه اصطلاح حافظه به عنوان متغیری تأثیر گذار بر درمان اضطراب » نشان دادند که حافظه، یک روند فعال ترمیمی است که در آن افکار، احساسات و رفتار تحت تأثیر آن قرار ‌می‌گیرد. هم­چنان نشان می­ دهند که حافظه بخشی از مکانیسم اصلی در اتیولوژی و نگهداری اطلاعات و یادگیری مبتنی بر مداخلات و ایجاد خاطرات جدید است.

    • والتونن، می و همکاران[۱۵۵] (۲۰۰۳) در پژوهشی ‌به این نکته دست یافتند که وظیفه­ی حافظه ایجاد محرک پردازش حسی در قشر شنوایی انسان ‌می‌باشد، حتی زمانی­که اشیاء جهت تحریف هر محرک شنوایی ساختار می­یابند.

    • رادینگ، گریملی و همکاران[۱۵۶] (۲۰۰۳) در پژوهشی ‌به این نکته دست یافتند که حافظه­ فعال افراد بر عملکرد آن­ها در موقعیت حل مسئله تأثیر می­ گذارد.

    • در مطالعه­ مسیو، پاور و همکاران [۱۵۷] (۲۰۰۲) تفاوت­های حافظه­ آشکار و ضمنی در گروه ­های افسرده، مضطرب و عادی مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که افراد افسرده در حافظه­ آشکار و افراد مضطرب در حافظه­ ضمنی سوگیری آشکاری دارند. افراد افسرده، اطلاعات منفی را به طور آشکار در حافظه ضبط و بسط می­ دهند و افراد مضطرب از ضبط آگاهانه­ی این اطلاعات اجتناب ‌می‌کنند.

    • رحمان، باکار و همکاران[۱۵۸] ( ۲۰۱۱) در پژوهشی با عنوان « نبود تفاوت­های جنسیتی در حافظه موقعیت فضایی طرح های انتزاعی » نشان دادند که هیچ تفاوت جنسیتی در آزمون حافظه ی دیداری ( برای یادآوری و بازشناسی ) و حافظه­ موقعیت ( شیء ) در بین ۳۰ مرد و ۳۰ زن مقایسه شده، وجود ندارد و یافته ها نشان از یک عدم تفاوت جنسیتی در جنبه‌های صرفاً دیداری و فضایی حافظه­ موقعیت دارد.

  • گاینوتی[۱۵۹] (۲۰۰۶) در پژوهشی با عنوان « بررسی عوامل مؤثر بر اختلالات عملکرد حافظه­ معنایی» یک نوع وابستگی متفاوت از مکانیزم های درگیر در ساخت و ساز از حافظه­ معنایی و محتوای بازنمودهای معنایی، بیان کرد. این­گونه بیان کرد که یک تداوم وجود دارد:

    1. مکانیسم دستیابی به حافظه اپیزودیک و معنایی

  1. بازنمودهای معنایی و حسی و حرکتی فرایندهای مقدماتی به کسب این نمایندگی. این تداوم است که پیامدهای مهمی برای فرمت بازنمودهای معنایی بر ساختار مغز در پی خواهد داشت.

    • بالدو، دلیس و همکاران[۱۶۰](۲۰۰۲) در پژوهشی با عنوان « بررسی عملکرد حافظه در بیماران مبتلا به ضایعات موضعی فرونتال » نشان دادند که بین افراد دارای بیماری فرونتال و عادی از نظر عملکرد حافظه تفاوت وجود دارد و این بیماران دارای اختلال حافظه­ بلند مدت هستند.

    • شالوم و گنل[۱۶۱] (۲۰۱۲ ) در پژوهشی با عنوان « تصاویر شی ء در حافظه ی بینایی: گواهی از خطاهای بینایی » نشان دادند که حافظه­ کاری بینایی و بینایی دارای تصاویر جداشدنی شکل شیء ‌می‌باشد و ویژگی­های جهانی صحنه­ی بینایی قبل از فرایند عناصر محسوس پردازش می شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:04:00 ب.ظ ]





با توجه ‌به این که از لحاظ بانک باز کننده اعتبار دوم و ذینفع اولی، نخستین اعتبار گشایش یافته، حایز اهمیت است، ‌بنابرین‏ بایستی به صورت برگشت ناپذیر و تأیید شده



(IRREVOCABLEANDCONFIRMED L/C ) باشد تا بانک دوم از قدرت پرداخت اعتبار اول اطمینان کافی یابد و بتواند آن را به عنوان وثیقه ای جهت اعتبار دوم قبول نماید. اگر بانک بازکننده اعتبار دوم خود اعتبار اول را تأیید کند حداکثر تضمین در این مورد به وجود می‌آید.

مبلغ اعتبار دوم معمولا از اعتبار اول کمتر است تا ذینفع اولیه ما به التفاوت را به عنوان سود خود برداشت نماید. همچنین سررسید و آخرین تاریخ حمل اعتبار دوم بایستی از اعتبار اول جلوتر بوده تا ذینفع اول بتواند به موقع قبل از سررسید و آخرین تاریخ حمل اعتبار اول اسناد مربوط به کالا را دریافت داشته و آن را به بانک ابلاغ کننده اعتبار اول ارائه دهد.

در قراردادهای زنجیره ای که چندین واسطه بین خریدار نهایی و عرضه کننده اصلی قرار دارد چندین اعتبار اتکایی توسط واسطه ها گشایش می‌یابد. در چنین مواردی اعتبار اول که پشتوانه گشایش سایر اعتبارات قرار گرفته به اعتبار ( OVERRIDING) موسوم می‌باشد.

۸) اعتبار اسنادی ماده قرمز ( RED CLAUSE L/C )

اعتبار اسنادی ماده قرمز یا با شرط قرمز به اعتباری گفته می شود که ذینفع اعتبار می‌تواند قبل از ارسال کالا وجوهی را تحت شرایطی به صورت پیش پرداخت (حداکثر تا تمام وجه اعتبار) از بانک ابلاغ کننده یا تأیید کننده، دریافت نماید. علت این نام گذاری آن است که نخستین بار که این اعتبار گشایش یافت، بانک بازکننده جهت جلب توجه بانک ابلاغ کننده آن قسمت از متن قرارداد را در شرایط اعتبار، که پرداخت مقداری از وجه اعتبار به عنوان پیش پرداخت یا مساعده به ذینفع مجاز داشته بود با جوهر قرمز نوشته بود. از آن تاریخ به بعد اصطلاح اعتبار ماده قرمز متداول شد. باید توجه داشت که از زمان دریافت پیش پرداخت توسط ذینفع تا ارسال کالا و ارائه اسناد حمل کالا به پیش پرداخت، بهره بانکی تعلق می‌گیرد که بانک هنگام تسویه حساب آن را منظور می کند.

پیش پرداخت در مقابل ضمانت نامه های مختلفی که از ذینفع دریافت می شود پرداخت می شود. این ضمانت نامه ممکن است یک تعهد ساده باشد یا تضمین های معتبر بانکی.

۹) اعتبار اسنادی گردان ( Revolving L/C )

اعتباری است که پس از هر بار استفاده ذینفع، مبلغ آن خود به خود تا سطح اعتبار اولیه افزایش می‌یابد بدون آن که نیاز به دستور مجددی باشد.

به موجب این اعتبار به محض این که فروشنده اسناد حمل را ارائه داد و از اعتبار استفاده نمود عین آن اعتبار خود به خود برای او دوباره مفتوح می‌گردد.

اعتبار گردان می‌تواند نسبت به مبلغ اعتبار باشد یا نسبت به مدت (دوره) آن اما معمولا اعتبار گردان بیش تر نسبت به دوره مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اگر در اعتبار گردان به ذینفع اجازه داده شود که در صورت عدم استفاده از مبلغ اعتبار ظرف مدت تعیین شده، بتواند حق ارائه اسناد آن ماه را در ماه های بعد برای خود محفوظ دارد، این گونه اعتبارات را « اعتبارات گردان تراکمی » COMULATIVE و در غیر این صورت آن را اعتبار گردان غیرتراکمی COMULATIVE NON – می‌نامند.

۲-۴)مقررات

۲-۴-۱) ساختار اینکوترمز

در سال ۱۹۹۰ برای سهولت درک، مقررات به چهار گروه مختلف پایه تقسیم شدند. گروه اول شرایطی که فروشنده ‌بر اساس آن کالا را در محوطه فعالیت خود به خریدار می‌دهد “E”. گروه دوم شرایطی که فروشنده کالا را در محل تعیین شده توسط خریدار به حمل کننده تحویل می‌دهد“F”. گروه سوم شرایط و اصطلاحاتی که فروشنده قرارداد حمل را بدون قبول ریسک مسئولیت فقدان یا خسارت وارد به کالا یا هزینه های اضافه هزینه های اضافه که بعد از حمل و ارسال واقع می‌شود منعقد می‌کند “C” و نهایتاًً گروه چهارم شرایطی که ‌بر اساس آن فروشنده کلیه هزینه ها و مسئولیت آوردن کالا به مقصد را بعهده دارد “D”.

جدول زیر ‌بر اساس طبقه‌بندی مذکور تهیه شده است.


















































گروه -E عزیمت خروج

Departure

تحویل در محل کار (محل تعیین شده)

EXW

گروه F- کرایه حمل اصلی پرداخت نشده

Main Carriage unpaid

تحویل به حمل کننده (محل تعیین شده)

FCA

تحویل در کنار کشتی (بندر مبدأ تعیین شده)

FAS

تحویل روی عرشه (بندر حمل تعیین شده)

FOB

گروه C- کرایه حمل اصلی پرداخت شده

Main Carriage paid

ارزش هزینه و کرایه حمل (بندر مقصد تعیین شده)

CFR

ارزش هزینه بیمه و کرایه حمل (بندر مقصد تعیین شده)

CIF

کرایه حمل پرداخت شده تا (مقصد تعیین شده)

CPT

کرایه حمل و بیمه پرداخت شده (مقصد تعیین شده)

CIP

گروه D- ورود

Arrival

تحویل در مرز (نام مرز تعیین شده)

DAF

تحویل از کشتی (بندر مقصد تعیین شده)

DES

تحویل در بارانداز (بندر مقصد تعیین شده)

DEQ

تحویل عوارض پرداخت نشده (مقصد تعیین شده)

DDU

تحویل عوارض پرداخت شده (مقصد تعیین شده)

DDP

جدول ۲-۱ : جدول ساختار اینکوترمز

۲-۴-۲) تحویل در محل کار (محل تعیین شده) EXW (EX works)

EXW به معنای آن است که فروشنده هنگامی که کالا را در محل کار فروشنده یا محل دیگری که معین شده است (یعنی کارگاه، کارخانه،انبار، غیره) بدون اینکه کالا را برای صادرات ترخیص و بدون اینکه روی وسیله نقلیه بارگیری کند، در اختیار خریدار قرار دهد، تحویل را انجام داده است.

این اصطلاح نمایانگر حداقل وظیفه فروشنده است و خریدار باید تمام هزینه ها و مسئولیت‌ها و ریسک مربوط به دریافت کالا از محل کار فروشنده را بعهده بگیرد. البته اگر طرفین قصد داشته باشند که فروشنده مسئول بارگیری کالا جهت ارسال باشد و مسئولیت‌ها و کلیه هزینه های ناشی از بارگیری را بعهده بگیرد باید این موضوع را صراحتاً در قرارداد فروش بگنجانند. اگر خریدار نمی‌تواند تشریفات صادرات را به طور مستقیم یا غیرمستقیم انجام دهد از این اصطلاح نباید استفاده کند و باید بجای آن از اصطلاح FCA استفاده کند مشروط براینکه فروشنده موافقت نماید به هزینه و مسئولیت خود بارگیری را انجام دهد.

۲-۴-۳) تحویل به حمل کننده (محل تعیین شده) FCA (…named palce)

FCA بدین معنی است که فروشنده کالا را پس از ترخیص برای صدور در محل معین به حمل کننده که توسط خریدار معرفی شده است تحویل می‌دهد. باید متذکر شد که محل تحویل انتخاب شده بر وظایف بارگیری و تخلیه در آن محل تأثیر می‌گذارد. اگر تحویل در محل کار فروشنده انجام شود فروشنده مسئول بارگیری است و اگر تحویل در جای دیگری اتفاق بیافتد فروشنده مسئول بارگیری نمی‌باشد.

این اصطلاح را بدون توجه به نوع حمل از جمله حمل مرکب می‌توان به کار برد. «حمل کننده» یعنی هر شخصی که طبق قرارداد حمل اجرا یا تدارک اجرای حمل از طریق راه ‌آهن، زمینی، هوایی، دریایی، آبراه داخلی یا ترکیبی از انواع مذکور را متعهد می‌شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:04:00 ب.ظ ]




دیوان بین‌المللی دادگستری در رأی ۲۰ فوریه ۱۹۶۹ در قضیه فلات قاره دریای شمال اعلام کرد:

مقررات عام بین‌المللی را به لحاظ طبیعتی که دارند باید به طور یکسان در قبال کلیه اعضای جامعه بین‌المللی به اجرادرآورد نمی‌توان این قبیل قواعد را تابع حق شرط یک جانبه یا اراده و منافع یکی از اعضای جامعه بین‌المللی قرار دارد.

فصل سوم: حق شرط در کنوانسیون وین ، رویه قضایی بین‌المللی و رویه دولت ها

۱-۳ آثار حقوقی ابراز و اعتراض به حق شرط

۱-۱-۳ آثار حقوقی حق شرط

بند ۱ و ۲ ماده ۲۱ کنوانسیون وین ۱۹۶۹ بیان می‌کند :

«۱- حق شرطی که نسبت به طرف دیگر معاهده طبق مواد ۱۹ و ۲۰ و ۲۳ صورت گرفته باشد :»

الف ) برای کشوری که به حق شرط اقدام نموده ، آن قسمت و به همان میزان از مقررات معاهده را که موضوع حق شرط قرار گرفته است و در رابطه با طرف دیگر تعدیل می‌کند…

ب) حق شرط مقررات معاهده را برای سایر طرف‌های معاهده و در روابط میان خودشان تغییر نمی‌دهد.»

بند ۱ ماده مذکور اشاره به قاعده «تأثیر متقابل» دارد که به موجب این قاعده ، کشور شرط‌گذار و کشور پذیرنده شرط از حقوق و تعهدات ناشی از حق شرط بهره‌مند می‌شوند.

با این اوصاف اگر کشور شرط‌گذار به واسطه حق شرط اعمالی از مزایا و معافیت‌هایی بهره‌مند شود متقابلا ً کشور پذیرنده شرط نیز از همان مزایا و معافیت‌ها برخوردار می‌شود.[۱۷]

بند ۲ این ماده نیز اشاره به قاعده «نسبی بودن آثار حقوقی حق شرط» دارد.

طبق این قاعده آثار حقوقی حق شرط فقط بین کشور شرط گذار و کشور پذیرنده شرط می‌باشد. و به هیچ وجه سایر طرف‌های معاهده را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد.

در واقع این قاعده تضمین آزادی طرف‌های متعاهد در برقراری روابط حقوقی با کشورهای شرط‌گذار است.[۱۸]

۲-۱-۳ آثار حقوقی مخالفت با حق شرط

در این مورد بند ۳ ماده ۲۱ معاهده وین ۱۹۶۹ مقرر می‌دارد:

« هرگاه کشوری که به حق شرط اعتراض کرده ، با اجرا درآوردن معاهده میان خود و کشور شرط گذار معترض نباشد . مقرراتی که حق شرط به آن ها وارد شده در حدی که طبق حق شرط پیش‌بینی شده است میان دو کشور اعمال نخواهد شد.»

از بند ۳ چنین نتیجه می‌گیریم که اعتراض دولتی به حق شرط ارائه شده و عدم توافق میان او با دولت ارائه دهنده شرط مانع از به اجرا درآمدن معاهده میان آن دو نخواهد بود . بلکه فقط همان قسمت از معاهده که حق شرط نسبت به آن اعمال شده بین آن ها اعمال نخواهد شد و مابقی معاهده در روابط میان آن ها لازم الاجرا است .

۲-۳ اعلامیه تفسیری و وجه تمایز آن با حق شرط

دولت‌ها ضمن پذیرش یک معاهده و به هنگام امضاء ، تصویب ، الحاق ، تأیید یا پذیرش ، استنباط خود را از برخی مقررات معاهده از طریق اعلامیه‌ای اعلام می‌کنند . ‌به این نوع اعلامیه ، اعلامیه تفسیری می‌گویند.

هدف اصلی از صدور اعلامیه‌های تفسیری پرهیز از تفسیرهای مغایر با روح و مقصود اصلی آن معاهده یا تغییرهای ناهماهنگ با قوانین و مقررات ملی و داخلی آن دولت است.

کشوری که نتواند بیانیه یک جانبه خود را به صورت حق شرط مورد استفاده قرار دهد حق شرطی را در قالب بیانیه تفسیری بیان کرده و اصرار براین دارد که این بیانیه ، اعلامه تفسیری است چون خودش آن را اینگونه می ‌نامد پس تمایز بین حق شرط واقعی با اعلامیه تفسیری مشکل است .

کمیسیون حق بین‌الملل طی گزارشی به مجمع عمومی سازمان ملل اظهار کرد:

« دولت غالباً به هنگام امضاء ، تصویب ، پذیرش ، تأیید یا الحاق خود نسبت به معاهده اعلامیه‌ای صادر می‌کند و در آن استنباط خود را از برخی مفاد معاهده که از نظر آن ها دارای اهمیت است بیان داشته یا ماده خاصی را تفسیر می‌کند اگر این اعلامیه مقررات معاهده را مستثنی کرده و یا تغییر دهد، همان حق شرط است در غیر این صورت فقط موضع دولت صادر کننده اعلامیه را در قبال معاهده روشن می‌کند.»

با توجه ‌به این اظهارات می‌توان ‌به این نتیجه رسید که برای تمایز بین حق شرط و اعلامیه تفسیری باید به تأثیر آن توجه کرد و دید که آیا این بیانیه می‌خواهد درک دولت را از موضوع خاصی بیان کند یا قصد آن این است که برخی از مفاد معاهده را مستثنی کند پس باید به تأثیر این بیانیه توجه شود.

اگر بیانیه تفسیری باشد دیگر پذیرش یا عدم پذیرش مطرح نیست توضیح بیشتر اینکه اعلامیه تفسیری ممکن است از سوی دولت‌های دیگر پذیرفته شود اما پذیرفته هم نشود ، موضوع عدم پذیرش مطرح نمی‌شود.

این اعتراض ، صرفاً اختلاف بر سر تفسیر معاهدات است که برای حل و فصل آن باید به راه های مختلف حل و فصل اختلافات در تفسیر معاهدات مراجعه کرد.

اگر یک رویکرد توافق شده ‌و الزامی در زمینه حل و فصل اختلافات وجود داشته باشد دیگر مشکل عملی وجود نخواهد داشت و اختلافات به مرجع حل اختلاف ارجاع می‌شود و روند حل اختلاف پیش گرفته می‌شود. مرجع حل اختلاف هم باید در ابتدا ماهیت بیانیه را تعیین کند و در واقع مشخص کننده بیانیه مورد نظر باشد ،که حق شرط است یا بیانیه تفسیری.

۳-۳ بررسی موضوع و هدف معاهده :

موضوع و هدف معاهده دو مقوله به هم پیوسته هستند که هر کدام معنای خاص خودشان را دارند.

موضوع ، طریقی برای رسیدن به هدف معاهده است در واقع مقررات مندرج در معاهده و حقوق و تعهدات ناشی از آن است اما هدف ، غایتی است که طرفین معاهده می‌ خواهند به آن برسند.

طبق بند «ج» ماده ۱۹ اگر معاهده‌ای ‌در مورد حق شرط سکوت کرده باشد شروط ارائه شده نباید با موضوع و هدف معاهده مغایرت داشته باشد این شرط در جریان کنفرانس وین۱۹۶۹ با الهام از نظر مشورتی دیوان در قضیه منع ژنوساید به عنوان اعتبار و قابلیت پذیرش حق شرط وارد حقوق موضوعه گردید . نکته قابل توجه این است که مرجع صالحی جهت تشخیص مطابقت یا مغایرت حق شرط با موضوع و هدف معاهده وجود ندارد و ارزیابی مشروعیت شرط به عهده طرف‌های دیگر معاهده است و قاعد مطابقت شرط با موضع و هدف معاهده معیار راهنمایی و ارزیابی آنان می‌باشد.[۱۹]

کنوانسیون وین در مواد ۲۰ و ۲۱ ‌به این که ، این مواد فقط شامل شروط قابل پذیرش است یا علاوه بر شروط قابل پذیرش ، شروط غیرقابل پذیرش را نیز شامل می‌شود ساکت است و صرفاً شرایط پذیش حق شرط و اعتراض به آن و همچنین آثار حقوقی حق شرط‌ها و اعتراض به آن ها را بیان نموده است .

و این ابهام در کنوانسیون وین دو مکتب فکری را به وجود آورد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:04:00 ب.ظ ]




به طور کلی ،صنعت نفت به دو مرحله علیا (بالادست) و سفلی(پائین دست) تقسیم می شود. مقصود از مرحله علیا[۲۹۶] فعالیت های مربوط به اکتشاف و بهره برداری و تولید نفت بوده و مرحله سفلی[۲۹۷] عملیات مربوط به پالایش و حمل و نقل و پخش و فروش نفت را شامل می شود[۲۹۸]. اجرای عملیات مربوط به هر یک از مراحل مذکور توسط کمپانی های نفتی معمولاً در قالب حقوقی قرارداد صورت می پذیرد. از اینرو قراردادهای نفتی قراردادهایی هستند که دولت یا شرکت ملی نفت با کمپانی های خارجی به منظور اجرای یک یا چند نوع از عملیات و یا همه عملیات زیر منعقد می کند:

۱) اکتشاف ( از طریق زمین شناسی، ژئوفیزیکی و …).

۲) حفاری، تولید، استخراج و برداشت نفت خام و طبیعی.

۳) گرداندن دستگاه های تقطیر میدان نفت و دستگاه های گوگردگیری و به طور کلی عملیات عمل آوری نفت و گاز تولیدی.

۴) انبارکردن نفت و گاز و مشتقات مواد ساخته شده از آن و حمل و نقل و تحویل این مواد به انضمام وسایل بارگیری کشتی و تصفیه نفت و گاز طبیعی.

۵) تصفیه نفت و گاز و تهیه مشتقات دیگر از آن.

۶) خرید و فروش نفت و گاز طبیعی و سایر محصولات نفتی.[۲۹۹]

در نتیجه، در معنای کلی، قراردادهای نفتی قراردادهایی هستند که دولت ( در معنای عام آن) با یک کمپانی داخلی یا خارجی در هریک از مراحل علیا و سفلای صنعت نفت در تمام یا یکی از زمنیه های فوق منعقد می نمایدو دارای اقسام متفاوتی هستند

گفتار اول:قراردادهای بالادستی نفت وگاز

در بخش بالادستی نفت وگاز یعنی اکتشاف ،استخراج و توسعه اقسام اصلی قراردادها شامل موارد زیر می شود.:

بند اول :قراردادهای امتیاز

« امتیاز در معنی اخص خود عبارت از اقطاع یا نوعی عطیه، نحله، اجازه و انحصاری است که از طرف حکومت برای بهره برداری از قطعه زمینی یا استخراج معدنی یا تصدی عملی اعطا می‌گردد. در این معنی شرایط امتیاز نامه به طور یک جانبه توسط دولت معین و به دارنده امتیاز ابلاغ می شود و دولت حق دارد این شرایط را به نحوی که سیاست و مصلحت روز اقتضا می‌کند تغییر دهد.»[۳۰۰]

امتیاز دارای دو مفهوم سیاسی و اقتصادی است. در مفهوم سیاسی به معنی قائل شدن پاره ای از حقوق برای یک دولت در قلمرو دولت دیگر می‌باشد و در مفهوم اقتصادی شامل انواع مختلف همچون امتیازات مربوط به فوائد عامه (مانند برق، آب و راه آهن و تلفن و …)، امتیازات ناظر بر ایجاد منابع درآمدی و امتیازات مربوبط به اکتشاف و بهره برداری از منابع طبیعی می‌باشد[۳۰۱]. به موجب قراردادهای امتیاز شرکت های خارجی حق انحصاری منابع نفتی منطقه معینی را برای مدت طولانی دریافت می‌کنند. در مقابل این امتیاز شرکت های مذکور متعهد به اکتشاف و تولید نفت و پرداخت حقوقی به کشور میزبان و همچنین مبالغی دیگر که مربوط به مراحل معینی از عملیات آن ها‌ است، می‌شوند[۳۰۲]. مطالعه قراردادهای امتیاز تا سال ۱۹۵۰ نشان می‌دهد که مبنای آن ها پرداخت حق الامتیاز مقطوع[۳۰۳] بوده است[۳۰۴] و دارنده امتیاز دارای آزادی عمل و اختیارات فوق العاده وسیعی بوده وحداقل در حوزه خاورمیانه با توجه به ضعف ساختار دولت های اعطا کننده،به مثابه ایجاد دولتی در دولت دیگر و خروج عملی قسمتی از کشور از تحت سلطه حکومت بوده است[۳۰۵].

از سال ۱۹۵۰ به بعد فرمول پنجاه – پنجاه به جای حق الامتیاز مقطوع مبنای عمل در این قراردادها قرار گرفت. یعنی اگر تا آن زمان صاحب امتیاز با انعقاد قرارداد طولانی مدت و با پرداخت مبلغ مشخصی به دولت میزبان و صرفنظر از میزان تولید و درآمد آن از مزایای اقتصادی بی شماری بهره مند می شد، در فرمول فوق، پنجاه درصد منافع خالص کمپانی به عنوان مالیات به دولت میزبان تعلق می گرفت. ولی با وجود این مزایای غیرعادی چون معافیت از حقوق و عوارض گمرکی، معافیت از مقررات سهمیه بازرگانی، معافیت از مقررات ارزی، حق ایجاد و اداره بنادر، حق دایرکردن خطوط تلگراف و تلفن و بی سیم، حق دایرکردن خطوط هوایی و خطوط کشتیرانی، حق استفاده مجانی از آب و اراضی دولتی و … در این قراردادها به چشم می‌خورد.[۳۰۶]در قراردادهای امتیاز مالکیت ذخایر نفتی و تملک آن در اختیار دولت خواهد بود ولی پس از حفاری یک چاه نفت و کشف ذخایر نفتی این عنوان به صاحب امتیاز واگذار می شود. در این شیوه دولت میزبان سهم خود را از طریق مالیات و یا هزینه های اضافی و حق الامتیاز دریافت خواهد نمود[۳۰۷]. در گذشته مشخصه اصلی قراردادهای امتیاز، طولانی مدت بودن حق امتیاز شرکت های خارجی، سهم ناچیز دولت میزبان و گسترده محدوده مکانی فعالیت شرکت و بسیاری از معافیت های مقرر برای این شرکت ها بود. اما در حال حاضر این نوع قراردادها تحت عناوینی چون اعطای اجازه بهره برداری[۳۰۸]، اعطای پروانه بهره برداری[۳۰۹] و اجاره[۳۱۰] منعقد می‌شوند. این انواع جدید قراردادها دارای انعطاف بیشتری بود و متضمن مشارکت شرکت های ملی نفت و گاز دولت میزبان در فعالیت شرکت سرمایه گذار بوده و به طور گسترده ای در خاورمیانه استفاده می‌شوند[۳۱۱]. به طور کلی در قراردادهای امتیاز اگرچه مالکیت و حاکمیت دولت بر منابع طبیعی حفظ می شود ولی شرکت صاحب امتیاز بر مخزن و تولیدات آن مالکیت دارد و همچنین تمام عملیات اکتشاف، بهره برداری و فرآوری و بازاریابی در محدوده قرارداد در کنترل شرکت مذکور می‌باشد و سهم دولت میزبان شامل مالیات و بهره مالکانه می‌باشد. در این قراردادها خطرپذیری در عملیات توسعه و اکتشاف متوجه صاحب امتیاز می‌باشد[۳۱۲].

بند دوم: قراردادهای مشارکت در تولید

قراردادهای مشارکت در تقسیم بندی کلی به دو قسم مشارکت در تولید[۳۱۳] و مشارکت در سرمایه گذاری[۳۱۴] تقسیم می‌شوند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:03:00 ب.ظ ]




۳-۱-۱- نحوه جبران خسارت وارده در زمانی که مربی مسئول است.

۳-۱-۱-۱- جبران خسارت بدنی (دیه)

با اسلامی شدن قوانین ایران و تصویب قانون دیات، دیه که یک نهاد اسلامی است وارد قلمرو حقوقی ایران گردید و این امر سبب بروز اختلاف نظر در خصوص این موضوع که آیا قانون که در باب دیه وضع شده است قانون مدنی را نسخ ضمنی ‌کرده‌است یا خیر یا اینکه این دو قانون قابل جمع می‌باشد. حقوق ‌دانان برجسته اسلامی دلایلی را ارائه کرده‌اند که نشان می‌دهد دیه تأمین و جبران خسارت بدنی است که در ادامه به ذکر دلایل آن ها پرداخته می شود.

«حقوق ‌دانان معتقدند که دیه مجازات است و در قانون دیات نیز به عنوان مجازات مطرح گردیده است اما هیچ گونه دلیلی برای اثبات مجازات بودن آن ارائه نشده است و در روایت و احادیث وارد شده در باب دیه نیز ذکری از دیه به عنوان مجازات مطرح نگردیده است. بلکه از آن ها استفاده می شود دیه برای جبران ضرر و زیان های بدنی تعیین شده است. زیرا اولاً در مقابل ارش قرار گرفته و از روایات استفاده می شود که ارش برای جبران ضررها و زیان های وارده به بدن در جایی که دیه تعیین نشده در نظر گرفته شده است پس همان‌ طور که ارش یک نوع جبران خسارت جبران و ضرر بدنی محسوب می شود، دیه که در برابر آن قرار گرفته است نیز باید یک نوع جبران خسارت بوده است. ثانیاًً اصولا مجازات های اسلامی همیشه مقابل معصیت و گناه می‌باشد و دیه در غالب موارد در مقابل فعل های خطا و یا شبه خطا می‌باشد (مرعشی، ۱۳۷۰، ص۱۴).

با توجه به مطالب اشاره شده می توان گفت با تصویب قانون دیات و به دنبال آن قانون مجازات، دیه به عنوان مالی که به زیان دیده پرداخت می شود، اما دیه تنها در صورتی است که صدمات وارده بر جسم و جان افراد باشد.

‌بنابرین‏ در صورتی که صدمات وارده بر جان و جسم ورزشکاران یا سایر افراد حاضر وارد شود و این صدمات ناشی از تقصیر مربی ورزشی باشد بر اساس قانون مجازات به دیه محکوم می شود. البته این مطلب بدان معنی نیست که قا نون دیات ناسخ قانون مسئولیت مدنی می‌باشد.

به طور مثال اگر مربیان ورزشی در انتخاب لوازم عمومی و نرمشی یعنی ابزارهایی که ورزشکاران به طور عمومی مورد استفاده قرار می دهندمانند:وزنه، تخته شیرجه، توپ، تقصیر و کوتاه نمایند و این امر سبب بروز حادثه ای برای ورزشکار شود که طبق قانون مربی مسئول شناخته شود و برای آن میزان صدمه، دیه تعیین شده باشد مربی مسئول پرداخت مبلغ دیه به ورزشکار می‌باشد.

۳-۱-۱-۲- جبران خسارت مادی (مالی)

در خصوص تعریف ضرر مادی می توان گفت در صورتی است که بر اثر تلف مال اعم از عین یا منفعت یا کاهش ارزش و قیمت مال به شخص وارد می شود. گروهی از حقوق ‌دانان اعتقاد دارند که خسارت ناشی از صدمات جسمانی نیز مثلاً هزینه پزشکی ضرر مادی است (یزدانیان، ۱۳۷۹) البته طبق تبصره۲ماده۵۱۵ قانون آیین دادرسی مدنی۱۳۷۹«خسارت ناشی از عدم النفع قابل مطالبه نیست». در این خصوص بین حقوق ‌دانان اختلاف نظر وجود دارد و به نظر می‌رسد علت این اختلاف نظر هم عدم اتخاذ رویه یکسان در قوانین می‌باشد در قانون آیین دادرسی۱۳۸۱قانون گذار در ماده ۷۲۸٫ ضرر ناشی از عدم النفع را قابل مطالبه می‌دانست.

درخصوص مسئوولیت مدنی مربیان می توان گفت درصورتی که ضرر مالی یامادی به باشگاه یاشخص (ورزشکاریا ثالث) وارد شودواین ضررو خسارت وارد شده ناشی ازتقصیر مربی (به انواع مختلف) باشد ‌بر اساس ماده ۱قانونمسئوولیت مدنی که مقررمی دارد:«هرکس بدون مجوز قانونی.. . موجب ضرر مادی یا معنوی دیگری شود مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خود می‌باشد. »قابل مطالبه می‌باشد.

مثلا اگردراثر تعلیمات وآموزش نادرست مربی یاعدم توجه به تجهیزات مورد استفاده ورزشکاران خسارتی به باشگاه وارد شود این مربی است که مسئوول شناخته می شودمثلاًورزشکاران والبیال برای تمرین واردزمین والیبال می‌شوند ولی به علت عدم وجود توپ والیبال دچار مشکل می شود در این صورت اگرمربی توپ فوتبال در اختیار آنان قرار دهد تاتمرین را آغاز کنند تا توپ والیبال پیدا شود هرخسارتی که از سنگینی توپ فوتبال بر تجهیزات وتورو.. . باشگاه وارد شود مربی مسئوول است.

البته ناگفته نماند که طبق قانون مجازات اسلامی وآرای وحدت رویه خسارت مازاد بردیه قابل پرداخت نمی باشد اما این در حالی است همانطورکه اشاره کردیم در قانون مسئوولیت مدنی قابل پرداخت است.

۳-۱-۱-۳- جبران خسارت معنوی

جسارت معنوی عبارت از خسارتی است که چهره مالی و اقتصادی ندارد و به حقوق مالی و دارایی شخص صدمه نمی زند، ولی سبب رنج اخلاقی و لطمه به حقوق غیر مالی او است مانند لطمه به شرافت و شهرت شخص و خانواده، سلب آزادی، تجاوز به اقامتگاه (کاتوزیان، ۱۳۹۱).

خسارت قابل جبران شامل خسارت مادی وعینی ومالی و معنوی مانند درد و رنج است. حتی در کامن لا آمده است که ورزشکاران که بر اثر مصدومیت قادر به ادامه ورزش نیستند از باب از دست دادن یک فعالیت لذت بخش رنج می‌برند هیأًت منصفه می‌تواند به جبران خسارت رأی‌ دهد.

در قوانین موضوعه ایران نیز مسئولیت معنوی پذیرفته شده است به طوری که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل ۱۷۱در مقام بیان مسئولیت قاضی به ضرر معنوی اشاره می‌کند که مقرر می‌دارد:«هر گاه در اثر تقصیر یا اشتباه قاضی.. . ضرر مادی یا معنوی متوجه کسی گردد در صورت تقصیر، مقصر طبق موازین اسلامی ضامن است و در غیر ایت صورت خسارت به وسیله دولت جبران می شود و در هر حال از متهم اعاده حیثیت می‌گردد. »اما این قانون در خصوص جبران خسارت معنوی به صورت مالی مجاز می‌باشد یا خیر اشاره نکرده است. (صفایی، رحیمی، ۱۳۹۱).

در قانون مسئولیت مدنی جبران ضرر های معنوی به صراحت پیش‌بینی شده اشت و قانون‌گذار برای این منظور وسایلی را اندیشیده است که از جنبه مادی آن بکاهد ماده ۱۰قانون مسئولیت مدنی مقرر می‌دارد:«کسی که به حیثیت و اعتبارات شخصی یا خانوادگی او لطمه وارد شود، می‌تواند از کسی که لطمه را وارد آورده است جبران زیان مادی و معنوی خود را بخواهد» هر گاه اهمیت زیان و نوع تقصیر ایجاب نماید دادگاه می‌تواند در صورت اثبات تقصیر، علاوه بر صدور حکم به خسارت مالی، حکم به رفع زیان از طریق دیگر، از قبیل الزام به عذر خواهی و درج حکم در جراید و امثال آن نماید.

قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۷۸زیان معنوی را قابل مطالبه نمی دانست به طوری که در ماده مذکور مقرر شده بود«شخصی از وقوع جرمی متحمل ضرر و زیان شده و یا حقی از قبیل قصاص و قذف پیدا کرده وآن را مطالبه می‌کند مدعی خصوصی و شاکی نامیده می شود. ضرر و زیان قابل مطالبه به شرح زیر است:

ضرر و زیان های مادی که در نتیجه ارتکاب جرم حاصل شده است.

منافی که ممکن الحصول بوده و در اثر ارتکاب جرم، مدعی خصوصی از آن محروم و متضرر می شود. همان‌ طور که می بینیم با وضع این ماده قانونی اختلاف در بین حقوق ‌دانان نمودار شد:

ضرر و زیان معنوی طبق قانون اساسی و مسئولیت مدنی قابل مطالبه است ولی قانون آیین دادرسی کیفری آن را قابل مطالبه نمی داند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:03:00 ب.ظ ]




دادگاه باید از راه های ممکن این موارد را احراز نماید تا بتواند به انحطاط اخلاقی و سلب حق حضانت حکم بدهد. بند ۵ مذکور قید متعارف را آورده است؛ از این جهت که ماده ۱۱۷۹ ق.م تنبیه طفل را از سوی ابوین را مجاز دانسته ولی ابوین نمی توانند به استناد حق تنبیه طفل را خارج از حدود تأدیب و تنبیه نمایند. حدود تأدیب را نیز عرف هر جامعه معین می‌کند.

این همه درباره حضانت و نگهداری طفل سخن گفته شد، اما باید گفت با کمال تأسف حقوق نتوانسته آن گونه که باید در حفظ و نگهداری، تعلیم و تربیت و آماده ساختن طفل برای زندگی اجتماعی به کمال مطلوب برسد.

در زندگی کودک و رابطه آن با پدر و مادر هزاران نکته لطیف و ظریف وجود دارد که حقوق نه می‌خواهد و نه می‌تواند آن ها را پیش‌بینی کند و دستگاه قضایی نیز در اجرای آن به قدر متیقنی اکتفا می‌کند. به گفته دکتر کاتوزیان در خانواده نمی توان حقوق و اخلاق را از هم جدا ساخت و مرز بین قواعد آن دو را به دقت رسم کرد .[۱۷]

مسائل خانوادگی و رابطه زوجین یا اطفال مسائلی نیست که تنها در چارچوب قوانین حل و فصل شود و یا قانون حمایت خانواده بتواند آن را به کمال برساند؛ بلکه این ها مسائلی است که افراد جامعه باید آن ها را درک نموده بخواهند و دوست داشته باشند که انجام دهند.

چگونه می توان با چند ماده قانون، یک اداره و مدعی العموم و محکمه ای احیاناً ناآشنا به مشکلات کودکان در زندگی روزمره پدر و مادر و فرزندان دخالت نمود. در تمام اوقات اعمال آن ها را زیر ذره بین انتقادات حقوقی قرار داد، آیا چنین کودکی خالی از عقده های روانی بار نخواهد آمد؟ باری، با کمال تأسف، حقوق همیشه حداقل ممکن را در روابط بین افراد در نظر می‌گیرد و در جایی که همسایه ما از گرسنگی می میرد و ما از همه نعمتها برخورداریم و حاضر نیستیم ‌به این همسایه کمک مادی یا معنوی نماییم هیچ ضمانت اجرایی حقوقی گریبان ما را نمی گیرد. فقط وقتی آتشی را بر می افروزیم، با این غفلت، خانه همسایه را می سوزانیم، در صورتی که در این رابطه بین قصد و تقصیری مصداق پیدا کند مسئولیت حقوقی به سراغ ما می‌آید؟ ولی چه باید کرد که قلمرو اخلاق، ضمانت اجرایی حقوقی ندارد حقوق کودک از این ماجرا دور نمانده و وظایف خانواده و اجتماع در قبال او تنها در وجدان اخلاقی افراد آن هم نه قاطبه افراد بلکه عده ای صاحب دل، متوقف مانده است. سرنوشت او فقط در خلال ۱۲ ماده قانون مدنی (مواد ۱۱۶۸ ـ ۱۱۷۹) و ۴ ماده قانون حمایت خانواده (مواد ۹، ۱۲، ۱۳، ۱۸) بیان شده است.

آیا می شود این همه احتیاجات و نیازهای جسمی، روانی، روحی، عاطفی و اجتماعی کودک را به وسیله چند ماده قانونی تأمین نمود؟! تازه این مقررات در صورت وجود اختلاف بین ابوین در حضانت طفل مطرح می شود و به عنوان قواعد آمر، اختلافات آن ها را بر سر کودک علی الظاهر حل می کند.

سخن در این است که وقتی کودکی در مسیر اختلافات قرار می‌گیرد و می‌خواهیم با مقررات، سرنوشت

او را تعیین کنیم، نفس اختلافات، مراجعه به محاکم و برخورد با قضات حرفه ای احیاناً دور از لطافت و

ظرافت ایام کودکی، خود صدمه ای بر روح و روان طفل وارد می‌کند، زیرا زمان او زمان لبخند ها، تبسم ها، خوش بینی ها و خوش باوریهاست نه آشنایی با مسائل حقوقی حضانت و راهروهای دادگاه ها و درگیر شدن با اختلاف نظرهای حقوقی بر سر مسأله اولویت در حضانت، مدت حضانت پدر و مادر و غیره.

شاید فعلاً چاره ای جز این نیست و از همه کس نمی توان انتظار داشت که آمادگی توجه به تمام مصادیق اخلاقی را داشته باشند.

به هر حال ‌در مورد کودک و مقررات حضانت او باید ترتیبی اتخاذ شود که از اختلاف و نابسامانی های او پیش گیری شود تا نیازی به مراجعه به محاکم دادگستری حاصل نشود. و بالاخره باید توجه داشته باشیم که علم روانشناسی علت اصلی ناسازگاری و ناراحتی های روحی را در عوامل مربوط به قبل از تولد و دوران کودکی بر شمرده است و گفته است که این ناسازگاریها در هر سنی به شکل معین تجلی می کند و در صورت غفلت از درمان آن ها، تا جایی فزونی می‌یابد که کودک را به صورت فردی شرور و بی باک بار می آورد که در اجتماع موجبات زحمت و ناراحتی خود و دیگران را فراهم می‌سازد. و باز باید بدانیم که کودک تا زمانی که به او توجه نشده، ناراحت، نامطمئن و مضطرب است و بسیاری از جوانان بالغی که بی عاطفه و خشمگین اند به خاطر نیازی است که در کودکی به محبت داشته اند و این نیاز از آن ها دریغ گردیده و در نتیجه صفات مذبور را در آن ها به وجود آورده است

با این ترتیب ملاحظه می شود که برای حمایت کودک و آماده ساختن او برای یک زندگی صحیح وجود جمعاً ۱۶ ماده در حقوق مدنی ایران از نظر کمی و کیفی تا چه اندازه کم و ناقص است و با ایده آل حقوق او تا چه حد فاصله دارد.

اعلامیه حقوق کودک و ژنو در سال ۱۹۲۴ توسط جامعه ملل و متعاقب آن اعلامیه حقوق بشر در تاریخ دهم دسامبر ۱۹۴۸ (۱۹ آذر ماه ۱۳۲۷) به وسیله مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید که برای حمایت کودک موادی پیش‌بینی نموده اند؛ ولی در سال ۱۹۵۹ یعنی ۳۵ سال بعد از اعلامیه اول، متوجه شدند که اصلاح و تکمیل آن لازم است؛ لذا اعلامیه حقوق کودک به وسیله نمایندگان ۷۸ کشور در تاریخ ۲۰ نوامبر ۱۹۵۹ به تصویب رسید این اعلامیه گامی بود در جهت حمایت کودک که با مطالعه آن ملاحظه می شود تا چه حد وضع اطفال در کشورهای جهان با ایده آل حقوق سازمان ملل فاصله داشته است. اصل دوم اعلامیه مذکور بیان داشته که «هر کودک از حمایت خاصی برخوردار خواهد بود و به موجب قوانین و سایر وسایل، امکانات و تسهیلاتی به او داده خواهد شد تا بتواند از نظر جسمی و فکری ـ روحی و اجتماعی به نحوی سالم و طبیعی در محیطی آزاد و شایسته رشد نماید در قوانینی که برای این منظور وضع می شود مصالح عالیه کودک باید بیش از هر نکته دیگر مورد توجه قرار گیرد.[۱۸]

اگر هدف از تربیت افراد، تنها پرورش قوای بدنی و ذهنی و کسب معلومات جهت شغل باشد، دیگر نیازی به کانون گرم خانواده نیست؛ زیرا این اهداف در مؤسسات عمومی بهتر میسر است؛ اما اجتماع افرادی را لازم دارد که علاوه بر صفات فوق، نیروهای روحی، هنری و عواطف آن ها نیز پرورش یافته باشد. پرورش عواطف و احساسات، علاقه مند شدن به خانواده و اجتماع، واحد بودن احساسات نوع دوستی، علاقه به آب و خاک و بهره مند بودن از احساسات لطیف بشری و سایر صفات ممتاز تنها در کانون گرم خانواده میسر است(۲۲) اصل چهارم اعلامیه مذکور، به مراقبت های کافی قبل از تولد برای طفل و مادرش اشاره ‌کرده‌است و بهره مند بودن از تغذیه کافی، مسکن، تفریح و خدمات بهداشتی را حق کودک دانسته است. ملاحظه می شود که حمایت و حضانت طفل، محدود به بعد از تولد نمی باشد؛ بلکه زمان قبل از ولادت و بارداری را نیز شامل می شود که البته این مسائل به شکل کامل‌تر در فقه اسلامی ما نیز مطرح شده و اسلام دقت ویژه ای به آن ها داشته است؛ به گونه ای که حتی آداب خاصی را برای انعقاد نطفه طفل نیز ضروری دانسته است که ما در مقام بحث از آن نیستیم.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:03:00 ب.ظ ]




۲- متصرف غیر قانونی

با توجه به مطالب گفته شده در بند قبل ، متصرف غیر قانونی ، کسی است که تصرف او در مال غیر ، نه با اذن غیر است و نه به اذن قانون . در این حالت متصرف غاصب محسوب می شود. ‌بنابرین‏ اگر در زمان تصرف وی حادثه ای رخ دهد باید گفت غاصب ، دارنده وسیله نقلیه تلقی می شود و در مقابل زیان دیده ثالث مسئول بوده و مسئولیت وی در زمرۀ تعهدات بیمه گر نیز قرار می‌گیرد و نباید فقط متصرف را فقط متصرف قانونی دانست و بیمه گر می‌تواند بعد از جبران خسارت زیان دیده ثالث به دارنده غاصب مراجعه کند .

گفتار ۲ – مفهوم شخص ثالث در مسئولیت مدنی دارنده

شناسایی شخص ثالث در مسئولیت مدنی دارنده وسیله نقلیه موتوری زمینی اهمیت بسزایی دارد ، برای شناخت بهتر این مفهوم و مصادیق آن و افراد استثناء شده از آن نیز ضروری است ، ‌بنابرین‏ در این گفتار ابتدا مفهوم و مصادیق شخص ثالث به دست داده می شود و سپس افراد استثناء شده از مفهوم ارائه شده معرفی می‌گردند .

الف – مفهوم و مصادیق ثالث

شخص ثالث ، در لغت ، شخصی است که در میان دو نفر مطرح می شود [۸]۱ . در قراردادهای بیمه مسئولیت

مدنی ، شخص ثالث به دو مفهوم به کار می رود ؛ گاهی منظور از شخص ثالث کسی است که بدون آن که بیمه گذار باشد ، مسئولیت او بر اساس تعهد به نفع ثالث مورد پوشش قرار می‌گیرد که به او شخص ثالث بیمه شده گفته می شود ، گاه نیز منظور شخص ثالث ، شخصی یا اشخاصی است که متحمل زیان بدنی یا مالی شده و بیمه گذار یا بیمه شده در مقابل آن ها مسئولیت می‌یابد که به آن ها شخص ثالث زیان دیده گفته می شود[۹]۱ .

وقتی که سخن از مسئولیت مدنی دارنده وسیله نقلیه به میان می‌آید و گفته می شود ، دارنده مسئول جبران خسارت زیان دیده ثالث است ، مفهوم دوم شخص ثالث مورد نظر است و منظور از آن ، شخصی است که به سبب حوادث ناشی از وسیله نقلیه متحمل ضرر و زیان شده و دارنده در مقابل جبران خسارت وی مسئولیت پیدا می‌کند . البته برخی افراد از مصادیق این مفهوم خارج شده اند .

ب – افراد استثناء شده از مفهوم شخص ثالث

باید گفت افراد استثناء شده از مفهوم شخص ثالث به دو دسته تقسیم می‌شوند :

۱- افراد استثناء شده از مفهوم شخص ثالث بیمه شده

۲- افراد استثناء شده از مفهوم ثالث زیان دیده

۱- افراد استثناء شده از مفهوم شخص ثالث بیمه شده

دارنده ممکن است ، مالک یا متصرف باشد و متصرف نیز ممکن است ، قانونی یا غیر قانونی باشد . همۀ این افراد ، شخص ثالث بیمه شده محسوب می‌شوند و در مقابل زیان دیده مسئول شناخته می‌شوند . بیمه گر نیز بالتبع در مقابل زیان دیده ثالث ، مسئول جبران خسارت است . بیمه گر به جز در صورت بطلان یا تعلیق قرارداد بیمه و ورشکستگی وی که در ماده ۱۰ قانون به آن ها تصریح شده و از محل صندوق تأمین خسارت‌های بدنی ، خسارت جبران می شود ، نمی تواند از جبران خسارت زیان دیده شانه خالی کند . اما در برخی موارد ، قانون‌گذار به بیمه گر اجازه داده است بعد از جبران خسارت زیان دیده برای باز یافت وجوه پرداخت شده ، به بیمه مراجعه نماید .

شناسایی این افراد از این نظر اهمیت دارد تا مشخص شود که آیا خروج این افراد از شمول شخص ثالث بیمه شده به معنای خروج کسانی که در اثر عمل این اشخاص ، متحمل زیان می‌شوند از شمول مصادیق شخص ثالث زیان دیده نیز می شود یا خیر . پس در ادامه هر یک از استثنا ئات را مطرح کرده و بعد خروج یا عدم خروج زیان دیدگان ناشی از عمل این اشخاص از شمول مفهوم شخص ثالث زیان دیده مورد بحث قرار می‌گیرد .

۱-۱ – متصرف غیر قانونی

همان طور که گفته شد ،[۱۰]۱ منظور از متصرف غیر قانونی ، کسی است که تصرف او در مال غید بدون اذن غیر یا بدون اذن قانونی باشد. در این حالت متصرف غیر قانی خواه عملش جرم باشد یا نه ، غاصب محسوب می شود و با عث قطع سلطه مالک است و شخصاً دارنده وسیله نقلیه محسوب شده و در مقابل جبران خسارت زیان دیده مسئول تلقی خواهد شد.

در بند ۴ قانون بیمه اجباری فقط خسارات وارد بر متصرفین غیر قانونی استشاء شده بود نه خسارات وارد شده توسط متصرفین غیرقانونی ، بنا براین مسئولیت وی در زمرۀ تعهدات بیمه گر نیز قرارمی گیرد و بیمه گر باید خسارات زیان دیده را جبران نماید و موجبی برای تأمین خسارت از محل صندوق تأمین و جود ندارد ، لکن غاصب نباید از عمل غیر قانونی خود منتفع شود،باید به بیمه گر اجازه رجوع به غاصب داده شود تا بتواند آنچه را پرداخت ‌کرده‌است ، از غاصب مطالبه نماید.

در قانون اصلاحی با وجود حذف ماده ۲ و بند ۴ ماده ۴ سابق هنوز این بحث باقی است که آیا متصرف غیر قانونی در زمرۀ افراد بیمه شده ثالث محسوب می شود یا خیر ؟ بی شک اگر تصرف غیر قانونی ، خود راننده مسبب حادثه باشد، مطابق تبصرۀ ۶ ماده ۱ قانون اصلاحی ، شخص ثالث محسوب نشده و خسارات وارد بر خود وی یا اموالش از شمول شخص ثالث زیان دیده خارج است و از آن جا که ماده ۳ قانون اصلاحی بیمه اجباری تنها منتقل الیه را از تعهدات ناشی از قرارداد بیمه بهره مند می‌داند و روشن است که متصرف غیر قانونی منقل الیه نمی باشد و از آن جا که تصرف غیر قانونی در مال دیگری ، غصب است و غاصب ضامن هر گونه صدمه ای است که به مال وارد می شود و نباید از قبل عمل غیر قانونی خود امتیازی تحصیل کند، بیمه گربعد از جبران خسارت زیان دیده حق رجوع به اورا داد. در نتیجه باید گفت از شمول شخص ثالث بیمه شده نیز خارج می‌باشد .

۱-۲ راننده عامل در ایجاد حادثه

اگر فردی به نقشه و طرح از پیش طراحی شده برای صدمه زدن به افراد دیگر از وسایل نقلیه استفاده کند به موجب مادۀ ۶ قانون اصلاح قانون بیمه اجباری ، راننده مرتکب از شمول بیمه شده ثالث خارج است و بیمه گر پس از جبران خسارت زیان دیده می‌تواند برای استرداد وجوه پرداختی می‌تواند به راننده که باعث خسارت شده ، مراجعه کند. ولی مسئولیت دارنده ای که وسیله نقلیه خود را به راننده دارای سؤنیت داده است در مقابل اشخاص ثالث به قوت خود باقی است و نمی تواند به عمد بودن عمل راننده استناد کند ، چون حادثه منتسب به وسیله نقلیه است و بی مبالاتی یا عمد راننده ، رافع مسئولیت دارنده نخواهد بود و فردی که در چنین حادثه ای خسارت دیده زیان دیده ثالث تلقی می شود.

۱-۳ راننده مست و یا استعال کننده مواد مخدر یا روانگردان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:03:00 ب.ظ ]




وانگ و لا[۱۹] (۲۰۰۵) در مطالعه ای سه بعد اصلی در رفتار خریداران اینترنتی معرفی نمودند. این سه بعد عبارتند از:

    1. کیفیت اطلاعات پایگاه الکترونیکی

    1. زمان

  1. حساسیت محتوا

که این سه مورد می‌تواند باعث ایجاد انگیزه و تاثیر بر نگرش خرید مشتریان شده و تصمیم خرید را تحت الشعاع قرار دهد. از سوی دیگر یانگ، لستر و جیمز (۲۰۰۷) نشان دادند که دلایل عمده مشتریان برای خرید از پایگاه های الکترونیکی دسترسی ساده، انعطاف پذیری زمان و سود مالی ( به دلیل ارزانتر بودن و یا شاید تخفیفات ویژه به خاطر خرید از این طریق) می‌باشد.

کیم، ما و کیم[۲۰] (۲۰۰۶) در مطالعه شان به منظور تعیین میزان رضایت مشتریان ذخیره اتاق به صورت مجازی و همچنین عوامل مؤثر در تصمیم گیری آن ها در هتلهای چین انجام دادند، ‌به این نتیجه دست یافتند که مشتریان هتلهای چین کمتر به برند هتل به نسبت نیازهای اطلاعات مشتریان و امنیت استفاده بیشتر از اینترنت توجه می‌کنند.

. جئونگ، اوه و گرگویر[۲۱] (۲۰۰۱) در زمینه ادراک مشتری از پایگاه های الکترونیکی هتل ها مطالعه ای انجام دادند. نتایج این مطالعه نشان داد که مشتریان بالقوه ی فضای مجازی به میزان اندکی از پایگاه های الکترونیکی هتل ها رضایت داشته اند. آن ها همچنین دریافتند که طراحی پایگاه ها، داشتن اطلاعات کافی و ادراک مشتریان از امنیت تراکنش های مجازی عوامل مهمی برای افزایش میزان خرید اینترنتی هستند.

هاشم، مرفی و لا (۲۰۰۷)[۲۲] مقالات پژوهشی را در رابطه با طراحی پایگاه های الکترونیکی از سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۶ را بررسی کردند. در این مطالعه از بین تمامی مقالات بررسی شده ۵ بعد کیفیت پایگاه های الکترونیکی بر مبنای ویژگی های فضای مجازی گردشگری و مهمانپذیری مورد تحقیق ارائه شد. این ابعاد عبارتند از: اطلاعات و فرایند، ارزش افزوده، روابط، اعتماد و طراحی و کاربرد پذیری آن. آن ها همچنین دریافتند که پرطرفدارترین بخش‌های پایگاه های الکترونیکی هتل ها، ذخیره اتاق، اطلاعات تماس، ترفیعات و خدمات و محصولات است.

در تحلیلی از تعداد ۳۶ پایگاه الکترونیکی هتل ها، مورفی و دیگران (۱۹۹۶)[۲۳] ۲۰ پایگاه الکترونیکی از هتلهای زنجیره ای و ۱۶ پایگاه الکترونیکی از هتلهای مستقل را مورد بازدید قرار دادند. آن ها ۳۲ ویژگی مختلف موجود در این پایگاه ها را شناسایی کرده و سپس این ویژگی ها را در چهار گروه کلی زیر طبقه بندی کردند:

    1. بازاریابی و ترفیع

    1. خدمات و اطلاعات

    1. تراکنش و فناوری

  1. مدیریت

چیانگ[۲۴] (۲۰۰۳) مطالعه ای ‌در مورد ارزیابی میزان اثر گذاری پایگاه های الکترونیکی هتل های سنگاپور انجام داد که این تاثیر را از طریق تفاوت‌های بین انتظارات مشتریان هتل ها از خدمات و درک هتلداران از این انتظارات بررسی نمود. این مطالعه ‌شکاف‌هایی را بین کاربران پایگاه ها و ارائه دهندگان آن شناسایی کرد. در تحلیل نظامندی که از پایگاه های الکترونیکی هتل ها انجام گرفت مشخص شد که ۹۵٫۴۵ % از هتلهای سنگاپور موفق به تهیه اطلاعات اصلی بر روی پایگاههایشان شده اند. همچنین با بررسی تعداد ۶۶ پایگاه الکترونیکی هتلها مشخص گردید که ویژگی سؤال‌‌های مکرر (FAQ) فقط بر روی ۱٫۵۲ % از این پایگاه ها موجود بوده است. بسیاری دیگر نیز از فناوری هایی همچون استفاده از صوت، فیلم و منابع قابل ذخیره از اینترنت بی بهره بوده اند. نهایتاً چیانگ ‌به این نتیجه رسید که اکثر هتل ها نتوانستند از ابزارهای فناوری های نوین استفاده نمایند.

در ارزیابی پایگاه های الکترونیکی که در مقالات بسیاری انجام گرفته به دو مورد عمده اشاره شده است:

    1. کاربرد پذیری یا سادگی در استفاده (Usability)

  1. عملکرد پذیری یا کیفیت محتوا (Functionality)

(Bevan, 2001; Palmer, 2002; Huizingh, 2000)

در مطالعه ای توسط بی، لا و ون(۲۰۰۸)[۲۵] مدل مفهومی تاثیر کیفیت پایگاه الکترونیکی بر روی رضایت مشتری و تصمیم گیری خرید از آن ارائه شد(شکل ۳-۲) . نتایح این مطالعه نشان داد که رعایت کیفیت پایگاه های الکترونیکی تاثیری مستقیم و مثبت بر روی رضایت مشتریان داشته و این رضایت اثر مستقیم و مثبتی بر روی تصمیمات خرید آن ها دارد. در آخر محققان این مطالعه اظهار می دارند که کیفیت پایگاه های الکترونیکی به طور روشنی برای افزایش حجم بازدید کننده گان، وفادار نگه داشتن آن ها و در نهایت خرید محصولات و یا خدمات به صورت مجازی، مهم و حیاتی به شمار می رود.

چئونگ، هو و لا[۲۶] (۲۰۰۹) بیان می‌کنند که “کاربرد پذیری” ضعیف باعث می‌گردد تا کاربران را سرخورده از استفاده از پایگاه های الکترونیکی کند؛ به همین ترتیب در مطالعه شان این موضوع باعث تاثیر بد بر روی تصور کاربران از پایگاه های الکترونیکی مسافرتی شده است. در همین راستا در این مطالعه پیشنهادهایی به صاحبان پایگاه های الکترونیکی می شود از آنجمله که:

– اطلاعات روی پایگاه باید مرتب به روز شود تا کاربران در جریان تازه ترین خبرها باشند.

– زمان بارگزاری پایگاه باید کم باشد و پایگاه های الکترونیکی مسافرتی نباید از تصاویر گرافیکی و پویا نمایی های حجیم در آن استفاده کنند.

در همین ارتباط پژوهشی توسط جئونگ و چوی (۲۰۰۵)[۲۷] بر روی ۲۰۳ پایگاه الکترونیکی هتلها انجام گرفت که اثرات بالاقوه چهارچوب، محتوا و واقع گرایی این پایگاه ها را بر روی رفتار خرید مشتریان مورد آزمایش قرار داد. نتایج این مطالعه نشان داد که محتوا و واقع نمایی تصاویر انتشار یافته در پایگاه، مؤلفه‌ های تاثیر گذار بر روی نگرش مشتریان نسبت به پایگاه الکترونیکی است. در واقع یافته های این پژوهش نشان داد اگر یک پایگاه الکترونیکی هتل تصاویر مختلفی از هتل و کارکنان آن در حال خدمت و یا مهمانان هتل نشان دهد آنگاه مشتریان گرایش بیشتری نسبت به آن پایگاه الکترونیکی نشان می‌دهند چرا که قادر خواهند بود یک تصویر کلی از هتل و خدمات آن و همچنین تجربه شبیه سازی شده از خدمات را به دست آورند.

رضایت مشتری کیفیت پایگاه الکترونیکی

عملکرد پذیری

    • اطلاعات خرید

    • اطلاعات خدمات یا محصولات

    • اطلاعات مقصد

    • کیفیت اطلاعات

    • اطلاعات تماس

    • من از تصمیم برای مراجعه به پایگاه های الکترونیکی سفر راضی هستم.

    • اگر مجبور باشم دوباره به پایگاه های الکترونیکی سفر مراجعه کنم احساس متفاوتی خواهم داشت.

    • انتخاب من برای مراجعه ‌به این پایگاه ها انتخاب عاقلانه ای بود.

    • احساس بدی نسبت به مراجعه به پایگاه های الکترونیکی سفر دارم.

    • فکر می کنم مراجعه به پایگاه های الکترونیکی سفر کار خوبی بود.

  • به خاطر مراجعه به پایگاه های الکترونیکی سفر احساس ناراحتی میکتم.

تصمیم خرید

    • چقدر احتمال دارد در شش ماه آینده از پایگاه های الکترونیکی سفر خرید کنید؟

  • چقدر احتمال دارد در دو سال آینده از پایگاه های الکترونیکی سفر خرید کنید؟

کاربرد پذیری

    • زبان

    • گرافیک ها و لایه ها

    • اطلاعات ساختمانی و معماری

    • رابط و راهنمای کاربر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:03:00 ب.ظ ]




با توجه به مطالب مطرح‌شده ‌در مورد اهمیت حسابرس داخلی برای گروه‌های مختلف استفاده‌کننده، بالاخص ازنظرحسابرس مستقل این تحقیق درپی ‌پاسخ‌گویی‌ ‌به این سوال است که کدام عوامل از نظر حسابرس مستقل که به عنوان یکی از اصلی‌ترین استفاده‌ کنندگان از خدمات حسابرسی داخلی می‌باشد، می‌تواند باعث اتکای بیشتر حسابرس مستقل برحسابرسی داخلی شود؟

۱-۳ ضرورت انجام تحقیق

اتکای حسابرس مستقل برحسابرسی داخلی، توجهات زیادی را به خصوص در یک دهه گذشته به خود جلب کرده و دلیل آن این عقیده است که یک سیستم حاکمیت شرکتی قوی، به حداقل کردن تأثیر مخرب فروپاشی شرکت، کمک می‌کند (روساک و جانسون[۶]،۲۰۰۷). شناخت از نقش حسابرسی داخلی در بهبود کیفیت گزارشگری مالی نیز از این عقیده پشتیبانی می‌کند. گزارش کمیته بلوریبن، کمیته‌های حسابرسی، حسابرسی داخلی و حسابرسی مستقل را به عنوان سه پایه صندلی حاکمیت شرکتی تشبیه می‌کند که به اطمینان از قابلیت اتکا گزارش‌های مالی کمک می‌کند. استفاده از اطلاعات مالی توسط هیئت مدیران (از جانب سهام‌داران) و مشارکت حسابرسی داخلی و مستقل در بهبود سودمندی این اطلاعات که توسط مدیریت فراهم‌شده (و همچنین استفاده شده)، تصویری یکپارچه از ارتباط موجود بین چهار جزء حاکمیت شرکتی ایجاد می‌کند. حسابرسی داخلی و مستقل با عمل کردن به عنوان منبعی برای هیئت مدیران به بهبود اثربخشی کمیته حسابرسی کمک می‌کنند (دیزورت[۷]،۲۰۰۲).

استانداردهای حرفه‌ای در زمینه حسابرسی، خاطرنشان می‌کند که اتکای حسابرس مستقل بر حسابرسی داخلی باعث صرفه‌جویی زیادی در هزینه از طریق کاهش زمان اجرای حسابرسی مستقل می شود. حسابرسان مستقل کار حسابرسان داخلی را برای تشخیص گسترش اتکایشان به آن‌ ها ارزیابی می‌کنند. این اتکا نیز با کاهش هزینه حسابرسی باید به عنوان فرصتی برای افزایش ارزش کار حسابرسی داخلی در نظر گرفته شود.

‌بنابرین‏ از یک طرف قصد کاهش هزینه های حسابرسی مستقل در تلاش برای کاهش کل هزینه های حقوق حسابرسی و از طرف دیگر حفظ رقابت‌پذیری در بازار خدمات حسابرسی (بازار خدمات حسابرسی مستقل که شدیداًً رقابتی نیز می‌باشد) این انگیزه را در تصمیمات حسابرسان مستقل ایجاد می‌کند که به اتکا بر حسابرسی داخلی روی بیاورند. علاوه بر این آشنایی بیشتر حسابرسان داخلی با شرکتشان باعث کاهش ریسک حسابرسی برای حسابرسان مستقل می شود. با عنایت به مطالب فوق، بررسی این موضوع که کدام ویژگی‌های حسابرسی داخلی ازنظرحسابرس مستقل می‌تواند باعث اتکا بیشتر آن‌ ها شود، ضروری و مهم به نظر می‌رسد.

۱-۴ اهداف تحقیق

هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر افزایش اتکای حسابرس مستقل برحسابرسی داخلی می‌باشد. با توجه به پیشینه تحقیق و استانداردهای حرفه‌ای موجود پنج عامل برای این بررسی استخراج شده است. به عبارتی دیگر برای دست‌یابی به هدف اشاره‌شده باید به سوالات زیر پاسخ داده شود:

    1. بررسی تاثیراستقلال و بی‌طرفی حسابرسان داخلی بر افزایش اتکای حسابرس مستقل.

    1. بررسی تاثیرصلاحیت حسابرسان داخلی بر افزایش اتکای حسابرس مستقل.

    1. بررسی تاثیر عملکرد کاری حسابرسان داخلی بر افزایش اتکای حسابرس مستقل.

    1. بررسی تاثیراثربخشی حسابرسان داخلی بر افزایش اتکای حسابرس مستقل.

  1. بررسی تاثیرسطح ریسک ذاتی صاحب کار بر افزایش اتکای حسابرس مستقل.

اهداف و مواردکاربرداین پژوهش به شرح زیر است:

    • ارائه چارچوبی علمی و عملی جهت دستیابی به حسابرسی داخلی باکیفیت در ایران.

    • ارزیابی حسابرسی داخلی ودرنتیجه ارائه راه‌ حل‌ هایی برای بهبوددرکیفیت حسابرسی داخلی درایران.

    • ایجادزمینه های لازم جهت تدوین استانداردهای حسابرسی داخلی در ایران با تکیه بر یافته های این پژوهش.

    • ایجادزمینه های لازم برای انجام تحقیقات بیشتر، جهت استفاده حسابرسان مستقل از خدمات حسابرسی داخلی.

    • کمک به حسابرسان مستقل برای انجام قضاوت بهتر ‌در مورد عملکرد حسابرس داخلی صاحب کار و اتخاذ تصمیمات معقولانه ‌در مورد زمینه‌های همکاری با حسابرسان داخلی صاحب کار.

    • با توجه به اینکه حسابرس داخلی و حسابرس مستقل از اجزاء مهم حاکمیت شرکتی می‌باشند، این پژوهش می‌تواند به استقرار یک سیستم حاکمیت شرکتی با تکیه بر زمینه‌های همکاری بین حسابرسی داخلی و مستقل کمک نماید.

    • کمک به مدیران شرکت‌ها جهت ایجاد یک واحد حسابرسی کارا که می‌تواند منجر به افزایش کنترل‌ها، کاهش زمان، حجم حسابرسی و در پی آن هزینه حسابرسی مستقل شود.

    • کمک به مدیران و کارکنان واحد حسابرسی داخلی جهت افزایش کیفیت کار خود با تکیه بر افزایش استقلال وبی طرفی خود، بالا بردن سطح دانش وآموزش مستمرکارکنان واحد حسابرسی داخلی، بالا بردن اثربخشی و…

  • آشنایی بیشتر با حسابرسی داخلی و اهمیت آن در اداره شرکت‌ها و همچنین کاربرد خدمات و کمک‌های این واحد در حسابرسی صورت‌های مالی توسط حسابرسان مستقل.

۱-۵ استفاده کنندگان از نتیجه تحقیق (سازمان‏ها، صنایع و یا گروه ذینفعان و…):

جدول۱-۱٫ استفاده کنندگان از نتیجه تحقیق

ردیف
نام سازمان
نوع استفاده

۱

جامعه حسابداران رسمی ایران

علمی- اجرایی

۲

سازمان حسابرسی

علمی- اجرایی

۳

انجمن حسابرسان داخلی ایران

علمی- اجرایی

۴

مدیران شرکت‌های عضوبورس وسایرشرکتها

اجرایی

۵

دانشگاهیان

علمی- تخصصی

۱-۶ فرضیه‌های تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:02:00 ب.ظ ]




تفکر انتقادی نیاز به توسعه عادات خاص اندیشیدن دارد، عادات فکرکردنی که هیچ کس با آن ها متولد نمی شود و تفکر انتقادی نیازمند تمرین مرحله ای در یک دوره زمانی گسترده است(پاول و الدر،۲۰۰۰،به نقل از ملکی،۱۳۸۶، ص۱۰۲).

چمستر ‌و جواهر به موراد زیر به عنوان ویژگی های تفکر انتقادی و نکاتی اشاره می‌کنند که می توان از آن ها برای ارزیابی متفکران منتقد استفاده کرد و آن ها را از ویژگی های متفکران منتقد می دانند.این ویژگی ها عبارتند از:

۲-۱۲ کنجکاوی اندیشمندانه

– فرد پرسش های جالبی طرح می‌کند.

– نیاز به دانستن دارد.

– در کسب تجربیات جدید شادمان می شود.

– دوست دارد چیزهای جدید بخواند.

عینیت گرایی: بهره گیری از عوامل عینی هنگامی که فرد تصمیم گیری می‌کند و از متأثر شدن به وسیله احساسات یا عوامل ذهنی دوری می‌کند:

– فرد به مدارک نگاه می‌کند.

– فرد از گرفتار شدن در جنبه‌های احساسی مسئله خودداری می‌کند.

گستردگی فکر(ذهن باز):خواهان در نظر گرفتن گسترده وسیعی از عقاید باشد:

– فرد به هر دو طرف قضیه توجه می‌کند.

– فرد همه جنبه ها را درنظر می‌گیرد.

– فرد از یک دیدگاه خاص طرفداری متعصبانه نمی کند.

انعطاف پذیری: نشان دادن تمایل برای تغییر دادن عقاید یا شیوه های بررسی و تحقیق.

– فرد از یک موضع جدی و متعصبانه دوری می‌کند.

– فرد مصالحه را می پذیرد.

– فرد رویکردهای متفاوت موجود برای یک مسأله را امتحان می‌کند.

شک گرایی معقول: نپذیرفتن یک نتیجه در حکم نتیجه واقعی ‌و درست تا زمانی که شاهد و مدرک کافی فراهم شود.

– فرد از پذیرفتن چیزهای واضح خودداری می‌کند.

– فرد دیدگاه هایی را مورد پرسش و تردید قرار می‌دهد که دلیل و مدرک کمی برای آن ها وجود دارد.

صداقت خردمندانه:قبول اظهارات درست حتی اگر مغایر با مصلحت فردی باشد.

– این فرد دلایل مخالف وموافق را می شنود.

– فرد واقعا سعی می‌کند که دیدگاه فرد دیگر را بفهمد.

– فرد از حقایق حمایت می‌کند، حتی زمانی که آن ها علیه دیدگاه خود او باشد.

روشمند بودن:پیروی مداوم از یک خط مشی منطقی تا رسیدن به یک نتیجه.

– فرد از مسائل نامربوط اجتناب می‌کند.

– فرد بحث را به صورت منطقی سازماندهی می‌کند.

– فرد در جستجوی نتیجه ای است که مستقیما از شواهد حاصل می شود.

ایستادگی، پافشاری و استقامت به هنگام تلاش برای حل مشاجرات:

– فرد ایستادگی می‌کند.

– زمانی که دیگران از یافتن پاسخ دست برداشتند، به جستجو ادامه می‌دهد.

مصمم بودن: رسیدن به یک نتیجه زمانی که مدارک آن را توجیه می‌کند.

– فرد به یک نتیجه می‌رسد.

– فرد کارش را بر اساس یک تصمیم ادامه می‌دهد.

احترام قائل شدن به سایر دیدگاه ها: تمایل به پذیرفتن اینکه شاید فرد در اشتباه است و دیگران درست می‌گویند.

– فرد برای عقاید دیگران احترام قائل می شود.

– فرد مباحث و راه حل های مناسب پیشنهادی دیگران را می پذیرد

– فرد دیدگاه خودش را با یکی از چندین دیگاه مشخص ممکن می شناسد(چمستر ‌و جواهر[۴۱]،۲۰۰۳، ص۷)

مواردی که به آن ها اشاره شد از ویژگی‌های تفکر انتقادی هستند و یک متفکر انتقادی باید دارای این صفات و ویژگی‌ها باشد.در واقع این موارد برای پیشرفت او ضروری هستند.

۲-۱۳ماهیت تفکر انتقادی

اکثر صاحب‌نظران در این مورد توافق دارند که تفکر انتقادی، زمینه ایجاد مهارت هضم و ارزیابی دانش و فناوری جدید را برای فراگیران فراهم می‌کند.اما ماهیت تفکر انتقادی چیست؟ انجمن تفکر انتقادی به نقل از اسنایدر[۴۲](۲۰۰۸) تفکر انتقادی را فرایند نظم دادن فکورانه، مفهوم سازی فعالانه، ماهرانه،کاربست، تحلیل، ترکیب و ارزیابی اطلاعات جمع‌ آوری شده یا تولید شده به وسیله مشاهده،تجربه، تأمل،استدلال یا ارتباطات به عنوان راهنما برای نظر و عمل تعریف ‌کرده‌است.بر طبق دیدگاه هالپرن[۴۳] (۲۰۰۷) تفکر انتقادی استفاده از مهارت‌های شناختی است که احتمال نتایج مطلوب را افزایش می‌دهد و از آن برای توصیف فکری که هدفمند، دلیل مند و مبتنی بر هدایت است، استفاده می شود.در این جا هدف، شامل حل مسأله، استنتاج، فرمول بندی، برآورد احتمالات و تصمیم گیری می‌باشد.تفکر انتقادی مجموعه ای از مهارت‌های شناختی مثل شناسایی مباحث محوری و مفروضات ارزیابی رویداد و استنباط نتیجه تعریف می شود(استاپنیسکی و همکاران[۴۴]،۲۰۰۸،ص۱۲).

با وجود اختلاف نظرهای موجود در این تعریف ها،هم پوشانی های زیادی نیز وجود دارند، که عبارتند از :بصیرت، عقلانیت، تفکر تأملی،دلیل جویی، شناسایی مفروضات زیربنایی، حل مسأله تصمیم گیری، خلاقیت، استنباط و ارزیابی.

از این رو لازم است تعلیم و تربیت در دوره معاصر بیش از گذشته کانون توجه خود را به جای محتوا بر فرایند و مهارت‌های تفکر انتقادی معطوف کند،تعلیم و تربیت انتقادی به خرد ورزی، نقد وتغییر، به عنوان ‌هدف‌های‌ ارزشمند آموزشی توجه می‌کند،این دیدگاه تلاش می‌کند تا شرایط واقعی اجتماعی تربیت را کشف کند، به همین سبب به نقادی اندیشه نیازمند است.برای تعلیم و تربیت، تحلیل انتقادی تضادهای اجتماعی، که تعیلم و تربیت در آن دخیل است مبنا و نقطه شروع مهمی به شمار می‌آید(پیج و مکورجی[۴۵]،۲۰۰۷، ص۱۶).

تفکر انتقادی که تقریبا به معنای تفکر اندیشمندانه و منطقی است که روی تصمیم گیری برای انجام دادن چیزی یا باور آن متمرکز است و این شیوه تفکر، نقد کردن صرف نیست،همینطور، نگاه گله مندانه و شکایت آمیز هم نیست، بلکه نگاهی تیزبینانه است اما بیشتر اوقات کلمه انتقادی به معنای ضمنی نقد کردن را به ذهن شنونده متبادر می‌کند که بعد منفی دارد و تأثیری ناخوشایند و نامساعد به یک ایده،تئوری یا عمل می‌گذارد و اگر از واژه انتقادی در تفکر انتقادی این معنا استنباط شود، مسلماً به تفکر انتقادی به منزله نوعی ارزیابی غیر سازنده نگریسته می شود،در حالی که تفکر انتقادی فرایندی تحلیلی است که می‌تواند به شما کمک کند تا در جریان یک مسأله شیوه ای مؤثر وسازماندهی شده قرارگیرید و درباره آن مشکل فکر کنید، ‌به این سبب تفکر انتقادی می‌تواند سبب توسعه فرایندهای فکری از طریق گذر به فراتر از نگرش ها و تصورات خودمحورانه و توسعه دامنه تجربه دانش آموزان و آشنا کردن آن ها با ارزش ها و تصورات نوین باشد(علیپور و همکاران،۱۳۸۸،ص۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:02:00 ب.ظ ]




هم­چنین نتایج نشان داد رابطه­ای بین سبک هویت اطلاعاتی و مغشوش/ اجتنابی با متغیر رشد اجتماعی وجود ندارد در حالی که رابطه­ سبک هنجاری با این متغیر به طور مستقیم معنادار است. مؤلفه‌­ی رشد اجتماعی از ترکیب مؤلفه‌‌های پذیرش و شکوفایی اجتماعی به دست آمده است. طبق نظریه سلامت اجتماعی در پذیرش اجتماعی، فرد اجتماع و مردم را با همه نقص‌ها و جنبه‌های مثبت و منفی باور دارد و می‌پذیرد. شکوفایی اجتماعی عبارت است از ارزیابی توان بالقوه و مسیر تکاملی اجتماع و باور این­که اجتماع در حال یک تکامل تدریجی است و توانمندی­های بالقوه‌ای برای تحول مثبت دارد که از طریق نهادهای اجتماعی و شهروندان شناسایی می‌شود (به نقل از فارسی‌نژاد،۱۳۸۶).

۲-۶- تفکر انتقادی

تفکر نهایت چاره­جویی انسان است. کیفیت آینده ما تماماً به کیفیت تفکر ما بستگی دارد. این نکته هم در سطح فرد، هم در سطح جامعه و هم در سطح دنیا مصداق دارد (دوبونو ،۱۹۶۷، ترجمه­ی فرجی، ۱۳۸۴). به طور کلی تفکر قابلیتی است که فرد بتواند به وسیله­ آن مسئله­ای را حل کند و یا حقیقتی را درک نماید (هالاهان و کافمن ، ۱۹۴۴ ترجمه­ی جوادیان،۱۳۸۳).

در ارتباط با تفکر دیدگاه­ های مختلفی وجود دارد و متخصصین، هر یک نظرات خاصی ‌در مورد چگونگی آن ارائه می­ دهند. برخی از این دیدگاه ­ها انواع مختلفی برای تفکر کرده ­اند که عبارتنند از: تفکر شهودی، تفکر تحلیلی، تفکر اخلاق و تفکر انتقادید(مارینوز و همکاران، ۱۳۸۹۰). در پژوهش حاضر به بررسی تفکر انتقادی خواهیم پرداخت.

در بیست سال گذشته شاهد اقدامات اولیه­ جنبشی عظیم و نوین به حمایت گسترش خردورزی بوده­ایم. این جنبش به تفکر انتقادی یا مهارت‌های تفکر نام گرفته است (فیشر،۱۹۷۰، ترجمه­ی کیان زاده، ۱۳۸۵).

لغت « انتقادی » برگرفته از دو واژه­ یونانی « kriticos » به معنای قضاوت ظریف و باریک بینانه و « kriticos» به معنای استاندارد است. این واژه از لحاظ ریشه شناختی دارای معنای ضمنی « قضاوت کردن و تشخیص بر اساس استاندارد هاست”. در لغت نامه نیز واژه انتقادی « critical» ‌به این صورت تعریف شده است قضاوت و تجزیه و تحلیل دقیق است و در توضیح آمده است و واژه­ انتقادی در مفهوم خاص آن به معنای تلاش در رسیدن به ارزیابی مزایا و معایب است(پل والدر[۴۳]۱۹۹۸).

یک ادعای بدون اختلاف آن است که تفکر انتقادی مستلزم آگاهی از اندیشیدن خود (تفکر فرد درباره چگونه اندیشیدن خود) و تعمق در تفکر نسبت به خود و دیگران به عنوان یک هدف شناختی محسوب می‌گردد. (توماس[۴۴]،۲۰۰۵). در سادترین تعریف، تفکر انتقادی را می‌توان توانایی فکر کردن به شیوه‌ای روشن و منطقی دانست. تفکر انتقادی به معنای مجادله یا انتقاد نسبت به دیگران نیست. بلکه نوعی مهارت است که به ما کمک می‌کند تا به کمک فراگیری دانش، نظریه های خود را بهبود بخشیده و به استدلال‌های قوی دست یابیم. شامل: تأمل روی معنای عبارات، بررسی شواهد و استدلال‌های ارائه شده و قضاوت راجب واقعیت‌ها است. اساس تفکر انتقادی را ارزش‌های عقلانی تشکیل می‌دهند؛ ارزش‌هایی همچون: تیزبینی، دقت، مدلل بودن، تمامیت و بی‌طرفی را دارا است(عسگری، ۱۳۹۲). ).

تعریفی که انجمن روانشناسی آمریکا (۱۹۹۰) ارائه کرده این است، ما تفکر انتقادی را این گونه درک می‌کنیم که باید قضاوت خود ساخته و هدفمندی باشد که منجر به تفسیر یا تحلیل، ارزیابی و استنباط شود. علاوه بر این، توضیحی را در برمی­گیرد، متکی به دلیل و مدرک، توضیح مفهومی، منظم و قانونمند با ملاحظات مبتنی، که بر پایه آن قضاوت انجام شده است (اسمیت و استوم ، ۱۹۹۹، نقل از ملکی ، ۱۳۸۶).

مارازینو و همکاران[۴۵](۱۹۹۸) تفکر انتقادی را تفکری می‌دانند که به ارزشیابی و قضاوت درباره راهبردها و تولیدات فکری می‌پردازد(ترجمه­ی احقر، ۱۳۷۸). تفکر انتقادی می‌تواند سبب توسعه فرآیندهای فکری از طریق گذر به فراتر از نگرش‌ها و تصورات فرد محورانه و توسعه دادن تجربه­ دانش ­آموزان و آشنا کردن آن­ها با ارزش­ها و تصورات نوین است (مایرز، ۱۹۶۰، ترجمه­ی ابیلی ،۱۳۸۶). امروزه افراد با بهره گرفتن از رسانه­های الکترونیکی در مقابل حجم عظیمی از داده ­ها و اطلاعات قرار می­ گیرند و ارزیابی و شناخت صحیح از سره یا ناسره بودن این اطلاعات برای افراد مشکل و یا حتی غیرممکن می­ شود. برای رفع این معضل تقویت تفکرانتقادی به عنوان راه­حلی مطلوب پیشنهاد می­ شود زیرا ارزشیابی و قضاوت و راه ­حل جدیدی می ­پردازد و این چیزی است که دنیای امروز به آن نیازمند است ( محمدیاری، ۱۳۸۱).

به اعتقاد استرنبرگ[۴۶] تفکر انتقادی یکی از جوانب تفکر است که شامل فرآیندهای ذهنی، استراتژی­ها و تصورات افراد است و کاربرد آن، برای حل مسائل، تصمیم ­گیری و یادگیری مفاهیم جدید است. وی سه فرایند را جهت تقویت تفکر انتقادی نام می­برد ۱- فرامولفه­ها : فرآیندهای ذهنی سطح بالایی که برای طرح­ریزی، کنترل و ارزیابی آن چه که می­خواهیم انجام دهیم ۲- مؤلفه‌ ­های اجرا: قدم هایی که برمی­داریم و خط مشی­هایی که اجرا می­کنیم. ۳- مؤلفه‌ ­های کسب دانش: فرآیندهای مرتبط ساختن مواد قدیم و جدید و به کارگیری مواد جدید (استرنبرگ، ۲۰۰۶).

آن چه اطراف ماست از جزیی‌ترین مسائل عادی زندگی تا مهمترین ابداعات و ابتکاراتی که به تسخیر فضا منجر شده است همه دستخوش دگرگونی و تغیر هستند و زندگی در چنین فضایی نیازمند تفکر و به خصوص تفکر انتقادی است (خسروی، ۱۳۸۷). با حجم گسترده و همه­ جانبه اطلاعات در دنیای رو به رشد امروز می‌بایست در جستجوی روشی کارآ در جهت غربال کردن اطلاعات بود تفکر انتقادی این را برای فرد میسر می‌سازد تا حقیقت را در میان به هم­ریختگی حوادث و اطلاعات جستجو کند و به هدفش که رسیدن به کامل­ترین درک ممکن است، دست یابد (ویگنیز[۴۷]الدر وپل[۴۸]، ۱۹۹۴؛ به نقل از سیف، ۱۳۸۶).

تفکر انتقادی به منزله­ مهارت اساسی برای مشارکت عاقلانه در یک جامعه­ دموکراتیک شناخته شده و در دنیای مدرن تجارت به منزله­ مهارت ضروری مورد حمایت است ( آندولینا[۴۹]، ۲۰۰۱، به نقل از کرمی، ۱۳۹۲).

مایرز(۱۹۶۰) مراحل رشد تفکر انتقادی را در ۴ مرحله مورد نظر قرار می­دهد:

۱-ثنویت : در این مرحله افراد جهان را به دو قسمت خوب و بد تقسیم ‌می‌کنند.

۲-تعدد: افراد می­دانند که ‌در مورد راه ­حل مسائل و مشکلات یقینی در کار نیست و در صورت تنوع عقاید و ارزش­ها به وجود می ­آید.

۳- نسبی­گرایی: افراد می­پذیرند که زمینه­ ها و نظرات متفاوت وجود دارد و بافت مسئله به تعیین راه ­حل کمک می­ کند.

۴- تعهد: فرد به رغم نسبی­گرایی و ‌پیچیدگی در حال رشد، آگاهانه ارزش­ها را انتخاب ‌می‌کنند و مسئولیت انتخاب خود را می­پذیرد. مرحله­ انتقال از ثنویت به تعهد مرحله­ رشد در تفکر انتقادی است (ترجمه­ی ابیلی­، ۱۳۸۴).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:02:00 ب.ظ ]




کلیات

مقدمه

دنیای پیرامون ما و محیطی که سازمان ها درآن قرار دارند هر روز پیچیده تر از گذشته می شود سازمان ها ناچارند برای ادامه ی حیات در این محیط در حال تغییر خود را با پیشرفت های روز افزون دانش و فن آوری انطباق دهند در جهان رقابتی امروز،سازمانی امکان بقا دارد که بتواند خود را پیوسته با تغییرات محیط پیرامونش وفق دهد(شیهالی، ۱۳۸۴).

شرکت ها در بازار یابی جدید برای ایجاد تمایز بین محصولات خود و رقبا از استراتژی ها و روش های گوناگون استفاده می‌کنند.یکی از تصمیمات مهم در بازاریابی امروز ، تصمیم د رمورد انتخاب نام تجاری برای محصولات و خدمات می‌باشد (Aaker & Keller, 1990).

یک نام تجاری چکیده ای از هویت،اصالت،ویژگی وتفاوت یک نام تجاری،اطلاعات را که درکلمه یا علامت متمرکز شده است را برمی انگیزد به همین دلیل است که نام های تجاری برای تبادلات کسب و کار حیاتی اند.

هر شرکت در هنگام معرفی یک محصول جدید به بازار، با سؤال‌‌های متعددی مواجه است.مهم ترین مسئله ای که ذهن عرضه کننده را به خود مشغول می‌دارد این است که محصول جدید را با چه موضع گیری مشخصی وارد بازار کند تا بتواند تقاضای کافی ایجاد کند و یا به عبارت دیگر ، برای بازار جذابیت داشته باشد.در این باره موضعی که بنگاه برای محصول خود اتخاذ می‌کند باید با ویژگی های مختلف محصول،از جمله کیفیت محصول،نوع بسته بندی ، نام تجاری و نوع تبلیغات ، پشتیبانی می شود.ومعمولاً نام تجاری اصلی باعث کاهش هزینه های بازاریابی و احتمال افزایش موفقیت کلی شرکت می شود(Morrin , 1999).

تصور می شود که ارزش ویژه برند مزایای بسیاری برای شرکت‌ها داشته باشد مثلاً سطوح بالای ارزش ویژه منجر به افزایش ترجیحات و تمایلات مصرف کننده و دلایل خرید او می شود.شرکت هایی که از ارزش ویژه برند بیشتری ‌برخوردارند ، بازده بالایی نیز خواهند داشت. برند سازی یکی از روش های قدرتمند در ایجاد تمایز و یکی از کلیدی ترین استراتژی های موضع یابی رقابتی است.

برندها مزایای رقابتی پایداری را برای شرکت‌ها به همراه دارند. به بیان دیگر اگر مصرف کنندگان برندی را خوب بدانند شرکت به یک مزایای رقابتی دست یافته است .

ارزش ویژه برند با پشتیبانی از ارزش مشتریان به طور غیر مستقیم ارزش شرکت را افزایش می‌دهد . ارزش ویژه برند و ارزش مشتری از طریق بالا بردن اثر بخشی و کارایی برنامه های بازاریابی وفاداری به برند ، قیمت و حاشیه سود ، توسعه برند،هرم تجاری و مزیت رقابتی شرکت ارزش ایجاد می‌کنند(آکر، ۱۹۹۱).

بازاریابان معتقد هستند که تعمیم های برند،در اکثرموارد توسط مشتریان بسیار مطلوب ارزیابی می‌شوند ، زیرا مشتریان ، ویژگی ها و احساسات مثبتی را که از برند اصلی در ذهن دارند به محصولات تعمیم داده شده نیز انتقال می‌دهند(Bhat & Reddy, 2001).

از نقطه نظر رفتاری ارزش ویژه برند در ایجاد نقاط تمایزی که منجر به مزایای رقابتی در رقابت غیر قیمت می شود ، بسیار حائز اهمیت است لذا این تحقیق درصدد است تأثیرات ارزش ویژه برند بر ارزیابی بسط برند از دیدگاه مصرف کنندگان شرکت ها و فروشگاه های عرضه کننده فرآورده های لبنی کاله درشهر کاشان بپردازد.در این فصل به بررسی و ارائه توضیحات در خصوص بیان مسئله و اهمیت و ضرورت انجام تحقیق و اهداف و فرضیه های تحقیق و در آخر به تعریف واژه های کلیدی تحقیق پرداخته می شود.

۱-۱ بیان مسأله

هزینه فزاینده استقرار نام های تجاری در بازار رقابتی امروز باعث شده است که شرکت ها از نام های تجاری موجود برای ارائه محصولات و خدمات جدید استفاده کنند و استدلال آن ها این است که نظرات و ویژگی های ذهنی راجع به محصول اصلی نام تجاری وجود دارد به محصول جدید با همان نام نیز منتقل گردد(Akker & Keller, 1990).

بازاریابان معتقدند که محصول جدید با نام تجاری تعمیم یافته توسط مصرف کننده به طور مطلوب تری ارزیابی می شود زیرا مصرف کننده نگرش مثبت خود از نام تجاری مربوطه به محصول جدید منتقل می‌کند.البته این انتقال نگرش یا استنادات ممکن است به صورت خودکارنباشد بلکه به تناسب وشباهت استنباط شده محصول جدید با محصولات قبلی بستگی داشته باشد (Boush & Loken, 1991).

‌بنابرین‏ مدیران بازاریابی حاضر نیستند ریسک معرفی محصول جدید با یک نام ناشناخته را بپذیرند و بر اساس تحقیق به عمل آمده ، ۸۳ درصد از مدیران بازاریابی معتقدند به عرضه محصول جدید با نام تعمیم یافته می‌باشند و ۳ درصد مدیران معرفی کالا با یک نام کاملاً جدید را ترجیح می‌دهند و ۱۵ دصد مدیران برای هر دو راهبرد وزن یکسانی قائلند.در کشور ما نیز شرکت هایی که محصولات متنوع ارائه می‌کنند به طور آگاهانه یا ناخودآگاه اغلب محصولات جدید را با همان نام تجاری محصولات قبلی روانه بازار می‌کنند.

بسیاری از شرکت‌ها مانند« زیمنس»و«میتسوبیشی» و … با به کارگیری راهبرد بسط برند به موفقیت های چشمگیری دست یافته اما نتایج تحقیقات نشان داده است که استراتژی بسط برند خالی از عیب و نقصان نیست و اجرای ضعیف آن می‌تواند به شیوه های متعدد موجب تضعیف وآسیب دیدن نام تجاری گردد (Loken & D.R. john, 1993).

از آنجا که ارزش ویژه برند،سازمان ها را قادر می‌سازد که علاوه بر حفظ سهم خود، مبلغ بیشتری را نیز در ازای برند خود مطالبه نمایند.لذا این تحقیق در صدد است تا تأثیرات ارزش ویژه برند بر ارزیابی بسط برند بپردازد و ‌به این نکته پی ببرد که چه می‌تواند بر بسط برند تأثیر داشته باشد از این رو پرسش اصلی این پژوهش این است که تأثیرات ارزش ویژه برند بر ارزیابی بسط برند از نظر مصرف کنندگان در شرکت فرآورده های لبنی کاله در شهرکاشان به چه صورت می‌باشد ؟

۱-۲ اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

یک برند مکانیسمی است که سازمان ها را در جهت رسیدن به مزیت رقابتی یاری می کند ، ارزش ویژه برند که از سال ۱۹۸۰ تبدیل به یک مفهوم مهم در بازاریابی شده ارزش برند افزوده ای است که به واسطه نام برند برای سازمان ایجاد می شود . یکی از مشهورترین و مهمترین مفاهیم بازاریابی امروزه به طور گسترده توسط محققان و صاحب نظران بازاریابی مورد بحث قرار می‌گیرد ، ارزش ویژه برند است که از دلایل مهم این شهرت ، نقش استراتژیک و مهم ارزش ویژه برند در تصمیمات مدیریتی و ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان ها و مشتریان آن ها می‌باشد (Atilqanet etal, 2007).

یک برند قوی می‌تواند با ارزش ترین دارایی یک مؤسسه‌ تجاری محسوب شود زیرا باعث می شود سازمان بتواند حاشیه ی سود بیشتر ، کانال‌های همکاری بهتر و هم چنین مزایای بهتری به دست آورد . (olson, 2008)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:02:00 ب.ظ ]




۴-و نکته آخر اینکه ‌ارزیابی میزان قدرت اعتبار رسانه برای اقناع مشتری به منظور استفاده ‌از کالا یا خدمت

رعایت این نکات در بهره‌برداری از تبلیغات رسانه‌ ای می‌تواند مثمر ثمر باشد.

تبلیغات رسانه‌ ای در دو گروه‌ از رسانه ها شامل رسانه های چاپی و رسانه های دیدرای و شنیداری صورت می‌گیرد.

رسانه های چاپی شامل روزنامه‌های ملی، ویژه نامه‌های روزهای تعطیل، روزنامه‌های محلی، مجله‌های عمومی، مجله‌های تخصصی، نشریات تخصصی و تجاری اینترنت و تبلیغات در تلفن همراه می‌شود.

رسانه های دیداری و شنیداری شامل تلویزیون، رادیو، سینما، ویدئو رسانه ها، بیلبورد و پست مستقیم می‌شود. گروه فعال و کارآمد آوای صدرا با پشتوانه تخصصی در زمینه تبلیغات رسانه‌ای می‌تواند راهنمای خوبی برای شما به منظور اراده کالا و خدمات و جذب مشتری دایمی و مداوم باشد(قوچانی،۱۳۹۲).

۲-۲-۱۰-۲-بررسی تبلیغات بانک‌ها در رسانه تلویزیون

امروزه شاهد تبلیغات گسترده بانک‌ها در رسانه های صوتی و تصویری من جمله تلویزیون هستیم که طرح و ایده این تبلیغات یا از سوی شرکت‌های تبلیغاتی طرف قرارداد ارائه می‌شود و یا اینکه بانک‌ها ایده هایی تبلیغاتی خودشان ارائه می‌کنند.

در برخی اوقات دیده شده ‌است به دلیل عدم شناخت کافی از مبحث تبلیغات و تاثیرات مستقیم آن بر مشتریان، شاهد تولید تبلیغات ضعیف و بی‌تاثیر بر روی مخاطبین بوده‌ایم؛ نداشتن تخصص، عدم استفاده ‌از حقیقات در تبلیغات و ناآگاهی از نیازهای مشتری شبکه بانکی، عدم توجه به عنصر خلاقیت در تبلیغات، استفاده ‌از سوژه‌های تکراری و کاراکترهای مشابه و یکسان، فضاهای نامناسب، از جمله ضعف‌های تبلیغات بانکی محسوب می‌شود.

همچنین این روزها شاهد این هستیم که ‌اکثر بانک‌ها بیشتر تبلیغات شان را بر روی حساب‌های قرض الحسنه پس‌انداز متمرکز کرده‌اند و کمتر اتفاق افتاده ‌است که بانک‌ها بر روی سایر خدمات متنوع خودشان تبلیغات وسیعی را انجام بدهند.

همین کثرت و تکرار و تمرکز بیش از حد بر روی این نوع تبلیغات شاید در اکثر موارد به دلزدگی مخاطبین و عادی شدن قضیه منجر شود و در برخی از موارد باعث این می‌شود که تبلیغ به ضد تبلیغ منجر شود.

تبلیغات ضعیف شاید چنان ضربه‌ای بزند که در صورت عدم تبلیغ با آن مواجه نخواهیم شد. شاید به علت اینکه سودی به ‌این نوع حساب‌ها تعلق نمی‌گیرد باعث شده ‌است تا بانک‌ها بیشتر تبلیغات خودشان را بر روی این قبیل حساب‌ها متمرکز کنند و همین موضوع نیز خود طیف گسترده‌ای از رقابت را در این زمینه در میان بانک‌ها به وجود آورده‌ است و همه‌ آن ها به دنبال تبلیغ چنین حساب هایی ‌هستند.

شاید پرداختن جدی به سایر خدمات بانک از جمله خدمات بانکداری نوین امروزی مثل سایبر و غیره به دلیل کم اهمیت بودن آن ها‌ است و یا کیفیت نامناسب آن ها و یا …؟

گاهی اوقات نیز اتفاق افتاده‌است تعدادی از آگهی‌هایی که‌ امروز تولید و بخش می‌شوند پیش از آن که بی‌جنبه ترغیبی، اقناعی، متقاعد کننده‌ آن بپردازند بیشتر به جنبه‌های نوآوری و خلاقیت در تهیه‌ان تیزر می‌پردازد که به نوعی می‌تواند تبلیغی برای آن شرکت سازنده تیزر باشد تا تبلیغ خدمات آن بانک البته باید به ‌این نکته مهم اذعان داشت که با وجود همه‌ این کاستی‌ها و یک سونگری‌ها، در طی سال‌های اخیر شاهد تبلیغات مناسب بانک‌ها نیز بوده‌ایم و آن به دلیل آن بوده ‌است که آن بانک با تحقیقات کامل بر روی بازار با دانش علم تبلیغات به سراغ یک طرح زیبا نو و تاثیرگذار رفته‌است و همچنین بودجه‌ای مناسب برای تبلیغات خودش قرار داده ‌است (پویا،۱۳۸۴).

در میان ابزارهای تبلیغاتی موجود مثل روزنامه‌ها، تابلوهای تبلیغاتی، بروشورها… تلویزیون به عنوان رسانه قوی که تعداد افراد بسیاری را تحت پوشش خود قرار می‌دهد ونفوذ زیادی در خانواده ها دارد، می‌تواند در زمینه تبلیغات نقش مهمی را ایفا کنند.

‌بنابرین‏ بانک‌ها به عنوان بزرگترین مؤسسات مالی و پولی کشور باید از نقش تبلیغات مخصوصا تبلیغات تلویزین غافل نشده و به‌ان به عنوان یک عامل مهم و مؤثر بر جذب هرچه بیشتر مشتریان خود نگاه کنند.

بانک‌ها چه قدر برای تبلیغات هزینه می‌کنند؟

ماه نامه تبلیغات در شماره پنجاه و شش و پنجاه وهفت منتشر شده در مرداد ماه خود جدول هزینه های تبلیغاتی شرکت‌ها در رسانه های مختلف را منتشر کرده‌است. ما کنجکاو شدیم بدانیم که‌ از بین شرکت‌های بزرگ تبلیغ کننده، بانک‌ها تا چه میزان برای تبلیغات در رسانه های مختلف پول خرج می‌کند.

در جدول شماره-۱هزینه تبلیغات بانک‌ها در تلویزیون و در جدول شماره-۲ هزینه تبلیغات بانک‌ها در روزنامه آمده ‌است.

همان‌ طور که مشاهده می‌شود بانک تجارت ۲۷ میلیارد تومان خرج تبلیغات تلویزیونی در این بازه ۴ ماهه کرده ‌است (میانگین ۷/۶ میلیارد در هر ماه) ۸ بانک کشور در چهار ماه مهر تا دی سال ۹۱ حداقل یک بار در فهرست ۱۰ شرکتی قرار گرفتند که بیشترین پول را بابت تبلیغات به تلویزیون می‌دهند. این ۸ بانک در این بازه زمانی به ۱۰۰ میلیارد تومان هزینه تبلیغات رسانه‌ ای ‌داشته‌اند. (باکس‌های خالی یعنی بانک در آن ماه جزوه تبلیغ کننده ‌اول نبوده ‌است).

به صورت میانگین هر بانکی که حداقل یک بار فهرست۱۰ شرکت دست و دل باز تبلیغ‌کننده قرار گرفته ماهانه نزدیک، شش و نیم میلیارد تومان برای تبلیغات تلویزیونی‌هزینه کرده‌است.

(جدول۲-۱)هزینه تبلیغات تلویزیون(میلیارد تومان)

نام بانک

مهر۹۱

آبان ۹۱

آذر۹۱

دی۹۱

کشاورزی

۳۵۹/۵

۴۱۷/۷

۴۹۴/۶

تجارت

۸۷۱/۴

۹۸۲/۷

۹۸۹/۷

۲۴۱/۶

سپه

۷۵۵/۴

۸۰۹/۶

مؤسسه‌ مالی و اعتباری عسگریه

۹۷۰/۳

رفاه

۵۳۹/۷

سرمایه

۱۱۴/۵

ملت

۵۸۹/۱۲

جدول دوم که مربوط به ‌هزینه تبلیغات بانک‌ها در روزنامه‌هاست نشان می‌دهد که ‌اوضاع یا تلویزیون کاملا فرق دارد. پرداخت تبلیغاتی در این زمینه پایین آمده ‌است. شش بانک دست و دل باز این ۴ ماه ۱۳ بار جز و ده تبلیغ کننده‌ اول روزنامه‌ها بوده‌اند.

بانک قوامین برای مثال در این چهار ماهه با حدود۲۰ میلیارد تومان بیشترین هزینه را داشته ‌است که با ۲۷ میلیارد تومانی بانک تجارت در تلویزیون قابل مقایسه نیست.

(جدول۲-۲)هزینه تبلیغاتی بانک‌ها در روزنامه‌ها (میلیون تومان)

نام بانک

مهر۹۱

آبان ۹۱

آذر۹۱

دی۹۱

بانک قوامین

۴۴۲

۲۹۳

۷۷۲

۵۶۳

بانک اقتصاد نوین

۲۶۱

۳۵۸

۹۸۹/۷

بانک پارسیان

۲۱۶

بانک سرمایه

۲۳۰

۲۴۰

۲۳۳

بانک ملت

۲۴۳

بانک سامان

۱۹۷

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:02:00 ب.ظ ]




۳- با سیری در عرف حاکم بر روابط مالک و زارع هم،انتقال حق زارعانه منوط به هیچ قیدی نشده است و زارعین آزادانه وبدون اذن مالک آن را انتقال می‌دادند .البته شرط حق انتقال به غیر در قرارداد صحیح و بین متعاملین نافذ است .

د – انتقال ارادی حق زارعانه بعد از اتمام مدت قراردادزراعی

بعد از اتمام مدت قرارداد زراعی زارع مالک منافع نیست و توافق وی با مالک در خصوص انجام عملیات زراعی به پایان رسیده است . چنانچه در قراردادزراعی اختیار انتقال حق بعد از اتمام قرارداد زراعی پیش‌بینی شود و یا اینکه مالک زمین در حین انتقال اذن بدهد انتقال صحیح است.اما در صورتی که مالک با انتقال به غیر موافق نباشددر این فرض ۲ نظریه است :

  • بعضی معتقدند ((چون حق زارعانه یک حق مالی تبعی است و از مصادیق حق مالی و نقل و انتقال حق مذبور بدون مانع می‌باشد،این حق نیز قابل انتقال است اما از آنجایی که حق زارعانه راسا نمی تواند انتقال یابد،و ضمن انتقال منافع عین مستاجره انتقال می‌یابد واز طرفی دیگرموجر با این انتقال موافقت نمی نماید . انتقال حق زارعانه با الزام مشارالیه به تجویز انتقال منافع عین مستاجره و با پرداخت ارزش حق مذبور از طرف خود موجرصورت می‌گیرد .)) [۲۲]

در ادامه عقیده مذکور آمده است ((این نوع انتقال انتقال قضایی نامیده می شود که زارع باید تجویز انتقال منافع را از دادگاه خواستار شود.)) [۲۳]

نظر دیگر : بنا به استدلال های زیر انتقال ارادی حق زارعانه به همراه انتقال منافع عین مستاجره و یا انتقال مورد معامله بعد از اتمام مدت قرارداد زراعی امکان پذیر است زیرا :

۱-در مقررات و حتی عرف زراعی انتقال حق زارعانه به صورت عام و مطلق مورد پذیرش قرارگرفته وهیچ تفاوتی در فقدان اذن مالک چه قبل از اتمام مدت اجاره وچه بعد از آن وجود ندارد .

۲-با نگرش عرف زراعی ‌در مورد حق زارعانه استنباط می‌گردد رابطه زارع و مالک بعد از اتمام قرارداد زراعی برای انجام زراعت ادامه می‌یابد.این موضوع به صورت یک شرط ضمنی ناشی از عرف برای تداوم رابطه استیجاری قلمداد می شود.

۳-حق زارعانه به عنوان یک وضعیت عرفی متمایز از روابط مالک و مستاجر در قانون اجاره سال ۱۳۵۶ می‌باشد در قانون روابط موجر ومستاجرسال ۱۳۵۶ ‌در مورد حق زارعانه روابط مالک و زارع به عرف ارجاع داده شد.

ذ – انتقال قهری حق زارعانه:

حق زارعانه در زمره و از مصادیق حقوق مالی است حقوق مالی با فوت صاحب آن به طور قهری به ورثه منتقل می شود. انتقال قهری حق زارعانه هر چند در زمان اجرای قانون اصلاحات ارضی ممنوع بود با تصویب ماده ۶ آیین نامه اصلاحات ارضی مصوب ۳/۵/۱۳۴۳ کمیسیون مشترک مجلس مورد تصریح قرار گرفت .در این ماده تصریح شده است ((‌در مورد فوت مستاجر ((زارع))وراث قانونی او می‌تواند مورد اجاره را برای بقیه مدت در اختیار داشته باشند مگر اینکه وراث نخواهند شخصا به امرزراعت اشتغال ورزند که در این صورت با اطلاع سازمان اصلاحات ارضی مورد اجاره از یدورثه خارج و با استفاده حقوق زارعانه آن ها طبق معمول محل برای بقیه مدت به دیگری اجاره داده خواهد شد))

در دادنامه شماره ۱۷۰۸ مورخ ۲۷/۹/۱۳۸۱ ‌در پرونده کلاسه ۱۷۱۴/۸۶ شعبه دوم دادگاه عمومی شهرستان علی آباد ((استان گلستان))بر انتقال قهری حق زارعانه به وراث صحه گذاشته شده است.

بند دوم : تامین و توقیف حق زارعانه

در ابتدای بحث لازم است توضیح مختصر از تامین و توقیف ارائه گردد :

تامین خواسته توسط مراجع قضایی یکی از اشکال تامین می‌باشد که امروزه رواج دارد و در مواد ۱۰۸ تا ۱۲۹ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی تصریح شده است .

توقیف نیز عبارت است از سلب آزادی از اشخاص یا مال او با حالت انتظار ترخیص . یکی از اشکال توقیف ، توقیف . توقیف اجرایی عبارت است از توقیف مال مدیون یا محکوم علیه از طریق اجرای ثبت یا دادگاه.

پس از آنکه نگاهی اجمالی به معنی تامین و توقیف انداختیم در ادامه بحث با بهره گیری از اندیشه علمای حقوق ‌به این سوال پاسخ خواهیم داد که آیا حق زارعانه قابل تامین و توقیف است یا خیر ؟

الف – قابلیت تامین و توقیف حق زارعانه:

حق زارعانه جزوحقوق مالی و دارای ارزش اقتصادی مهم هست .‌بنابرین‏ این احتمال وجود دارد که صاحب حق چه ‌در اثنای دادرسی وچه بعد از صدور حکم و قبل از اجراء محکومیت های مالی خواسته را تلف نموده و یا قبل از محکومیت به پرداخت دین کلیه اموال خود را به دیگری انتقال دهد.بدین لحاظ چنانچه قبل از محکومیت به پرداخت دین کلیه اموال خود را به دیگری انتقال دهد ،بدین لحاظ چنانچه تدابیری اتخاذ شود حقوق خواهان دعوی محفوظ و خواسته او تامین می شود.

قانون‌گذار در ماده ۱۰۸ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امورمدنی مصوب ۱۳۷۹مجلس شورای اسلامی مقرر نموده است :خواهان می‌تواند قبل از تقدیم دادخواست یا ضمن دادخواست راجع به اصل دعوا یا در جریان دادرسی تا وقتی که حکم قطعی صادر نشده است ‌در مورد زیر از دادگاه درخواست تامین خواسته نماید و دادگاه مکلف به قبول آن است :

۱-دعوا مستند به سند رسمی باشد.

۲-خواسته در معرض تضییع یا تفریط باشد.

۳-در مواردی از قبیل اوراق تجاری واخواست شده که به موجب قانون دادگاه مکلف به قبول درخواست تامین باشد.

۴-خواهان خساراتی را که ممکن است به طرف مقابل وارد آید نقدا به صندوق دادگستری بپردازد .

تبصره:تعیین میزان خسارت احتمالی با در نظر گرفتن میزان خواسته به نظر دادگاهی است که درخواست تامین را می پذیرد .صدور قرار تامین موکول به ایداع خسارت خواهد بود.

همچنین در ماده ۲۷ آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم اجراء و طرز رسیدگی به شکایت از عملیات اجرایی مصوب ۱۳۸۷ نیز پیش‌بینی شده است.

دکتر محمد جعفری لنگرودی نیز در تعریف توقیف بیان فرموده است[۲۴] ((توقیف عبارت است از سلب آزادی از شهر یا مال او با حالت انتظار ترخیص و توقیف اجرایی عبارت است از توقیف مال مدیون یا محکوم علیه از طریق اجرای ثبت با اجرای دادگاه [۲۵]

در ماده ۱۲۱ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امورمدنی و ماده ۴۹ قانون اجرای احکام مدنی ومواد ۴۱و۸۵ آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجراء و طرز رسیدگی به شکایت از عملیات اجرایی مصوب ۱۳۸۷ با اصلاحات بعدی اموال اعم از منقول و غیر منقول قابل تامین توقیف هستند .

در ادامه ‌به این سوال که آیا حق زارعانه قابل تامین و توقیف است یا خیر؟چنانچه اجرای احکام دادگاه ها و اجرای ثبت در مقام فروش حق زارعانه باشند با چه موانع ومشکلاتی مواجه خواهد شد ؟پاسخ فراهم است.

ب – نظریات دکترین و علمای حقوق بر قابلیت تامین توقیف حقوق زارعانه

۱-دکترمحمد جعفری لنگرودی معتقد است ((کارافه حق ارتفاق است ومطابق ماده ۱۸ قانون مدنی در حکم غیر منقول می باشد و می توان آن را برای تامین توقیف کرد)) [۲۶]

۲-گروهی معتقدند ((دستارم یا کارافه به عنوان نوعی حق انتفاع از غیر منقول وبه موجب ماده ۱۸ قانون مدنی در حکم غیر منقول است. توقیف آن به منظور تامین خواسته یا محکوم به بلا اشکال است)) [۲۷]

۳-بعضی نیز معتقدند ((حق زارعانه به عنوان یک حق مالی دینی قابلیت توقیف را دارد.

تمامی نظریات مذکور حاکی از امکان تامین توقیف حقوق زارعانه هست.

ج – مزایده حق زارعانه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:02:00 ب.ظ ]




۲-۵-۴-۲ فهرست رگه های شخصیت:

تعداد رگه هایی که تاکنون در بررسی های مختلف تعیین شده اند قابل ملاحظه است. حتی در سال ۱۹۵۳ فرنچ[۲۳] با اشاره با ۱۰۹ بررسی، تقریباً ۴۰۰ رگه مختلف را ذکر ‌کرده‌است، که اگر در این بررسی ها نام های تقریباً مترادف از نو دسته بندی شوند، می توان تعداد آن ها را با حدود ۲۰۰ رگه تقلیل داد. فرنچ نزدیکی رگه ها را بیشتر دنبال کرده و به فهرستی از ۴۸ رگه که از یکدیگر متمایزند، دست یافته است. گلیفورد[۲۴] (۱۹۵۹)، ۵۵ رگه اصلی را برشمرده، بدون آنکه رگه هایی را که مربوط به استعداد ‌ها‌ است به حساب آورده باشد و کتل[۲۵] (۱۹۵۷) در نمایه همگانی رگه های عمقی خود، که فقط شامل رگه هایی است که نسبتاً با اطمینان تعیین شده است، ۱۰۰ رگه را خاطرنشان ساخته، که در بین آن ها ۱۷ رگه مربوط به استعداد ‌ها‌ است. مک کرا و پل کاستا نیز در پژوهش های خود به پنج رگه شخصیتی رسیدند. پنج- رگه شخصیتی اصلی یا بزرگ عبارتند از: روان رنجور خویی که عصبیت یا بی ثباتی هیجان نامیده شده، برون گرایی، گشودگی، مقبولیت و وظیفه شناسی، از نظر بلوک[۲۶] (۱۹۹۵)، رگه های مقبولیت و وظیفه شناسی از تحلیل واژگان موجود در زبان انگلیسی به دست آمده است. دیگمن[۲۷] (۱۹۹۰) معتقد است که طرح پنج رگه شخصیتی، ویژگی های شخصیت را نشان می‌دهد و محصول چهار دهه تلاش و کوشش در این زمینه است (همان).

۳-۵-۴-۲ طرح پنج رگه شخصیتی:

در اواخر دهه ۸۰ میلادی کاستا و مک کری پنج رگه شخصیتی را معرفی کرده و بر مبنای آن نظریه ای را ارائه دادند که به نظریه پنج عامل بزرگ شخصیت معروف شد. زیربنای این نظریه در درجه اول کارهای آیزنگ بود. ماتیوز و دری[۲۸] (۱۹۹۸)، اشاره دارند که این نظریه از جهاتی دارای پایه های منطقی کلامی، و از زوایایی دارای زیربنای آماری است. نخستین منبع مورد استفاده برای ساخت نظریه، واژگان مورد استفاده در فرهنگ روزمره ی مردم بود. در یک مجموعه پی در پی پژوهش ها، توپس و چریستال[۲۹] (۱۹۹۲، ۱۹۶۱) هم آیندی نشانه را در هشت گروه از آمودنی ها مورد بررسی قرار داده و پنج عامل مورد توافق برای توصیف شخصیت را پیدا کردند. این عوامل قویاً مستقل از یکدیگر هستند. ثبات این عوامل پنج گانه به حدی است که موقعیت هایی همچون گزارش خود فرد در دو یا چند وضعیت مشابه، سنجش دیگری از فرد، و آگاهی فرد از اینکه برای چه منظوری مورد سنجش قرار می‌گیرد، تغییر چندانی نمی کند. همچنین در پژوهش های دیگر فرهنگ های دارای زبان متفاوت از انگلیسی همچون ایتالیایی، لهستان و مجارستان نیز این پنج عامل بزرگ شخصیت را یافته و گزارش کرده‌اند (اوستندروف، انگلیتنز[۳۰]، ۱۹۹۴؛ نقل از حق شناس، ۱۳۸۵). مجموعه پژوهش های تجربی گلدبرگ[۳۱] (۱۹۹۰، ۱۹۹۳) نیز تأیید کننده ی نظریه پنج عاملی شخصیتی است (همان).

۶-۴-۲ ابعاد شخصیت ‌بر اساس مدل ۵ عامل بزرگ:

مدل پنج عامل بزرگ که توسط مک کری و کاستا مطرح شده است، پنج بعد اساسی را برای شخصیت معرفی می‌کند که هر بعد دربرگیرنده تعداد خاصی از صفات می‌باشد و مجموع آن صفات یک عامل شخصیتی را شکل می‌دهد. این عوامل عبارتند از:

برون گرایی: به تمایل فرد برای مثبت بودن، جرئت طلبی، پرانرژی بودن و صمیمی بودن اطلاق می شود (کاستا و مک کری، ۱۹۸۵). افرادی که در عامل برون گرایی نمره بالا به دست می آورند از مهارت های اجتماعی زیادی برخوردار بوده و به ریسک های بزرگ در زندگی علاقه نشان می‌دهند. در نقطه مقابل برون گرایی، درون گرایی[۳۲] قرار دارد. افرادی که در عامل برون گرایی نمره پایین کسب می‌کنند به عنوان درون گرا شناخته می‌شوند که صفات و ویژگی هایی مانند کم حرف بودن، فعالیت کم و غیرمعاشرتی بودن در آن ها دیده می شود (گروسی فرشی، ۱۳۸۰). مطالعات متعد (فایلد و میلساپ[۳۳]، ۱۹۹۱؛ مک کری، کاستا و همکاران، ۱۹۹۹) نشان داده‌اند که برون گرایی با افزایش سن کاهش می‌یابد. در حالی که برخی دیگر از پژوهش ها (رابینس، فرالی[۳۴] و همکاران، ۲۰۰۱) نتایج متفاوتی را گزارش کرده‌اند.

روان رنجور خویی: موثرترین قلمرو مقیاس های شخصیت، تقابل سازگاری عاطفی، ناسازگاری یا روان رنجورخویی می‌باشد (کاستاومک کری، ۱۹۹۲). اساس این عامل را تجربه هیجان های منفی و نامطلوب تشکیل می‌دهد و از صفاتی مانند افسردگی، اضطراب، بی ثباتی هیجانی و غیره تشکیل شده است. افرادی که در این عامل نمره پایینی کسب می‌کنند با محیط سازگاری بیشتری داشته و از لحاظ عواطف و هیجان ها در سطح مطلوبی قرار می گیرند و بر عکس، افرادی که در این عامل نمره بالا کسب می‌کنند، مستعد تجاربی همچون پریشانی روانی، عقاید غیرمنطقی، آرزوهای دست نیافتنی و پاسخ های ناسازگارانه می‌باشند. در واقع نمره بالا در روان رنجورخویی، ممکن است نشانه احتمال بالا برای ابتلا به برخی از انواع اختلالات روان پزشکی باشد. با این وجود، روان رنجورخویی نباید به عنوان مقیاسی جهت اختلالات روانی در نظر گرفته شود (حسینی،۱۳۸۸).

گشودگی: این بعد شخصیت به تفاوت های فردی در گرایش به ابتکار، خلاقیت و آمادگی پذیرش عقاید دیگران اطلاق می شود (جان واسریرستاوا[۳۵]، ۱۹۹۰). عامل گشودگی، میزان انعطاف پذیری افراد را در برابر تجارب تعیین می‌کند. اشخاص منعطف هم درباره دنیای درونی و هم درباره دنیای بیرونی کنجکاو هستند و زندگی آن ها از لحاظ تجربه غنی است. به طور کلی افرادی که در این عامل نمره بالایی کسب می‌کنند، باورها و ارزش های جدید و غیرمتعارف را بیشتر می‌پذیرند و همچنین هیجان های مثبت و منفی را بیشتر و عمیق تر تجربه می‌کنند و از تجارب جدید لذت زیادی می‌برند. مردان و زنانی که نمره پایین در عامل گشودگی می گیرند، تمایل دارند که رفتار متعارف داشته و دیدگاه خود را حفظ نمایند، تازه های آشناتر را ترجیح می‌دهند و پاسخ های عاطفی آن ها محدود است

وظیفه شناسی: این عامل میزان وظیفه شناسی و احساس مسئولیت و همچنین نیاز به پیشرفت را نشان می‌دهد. نمره بالا در این عامل، با موفقیت شغلی و تحصیلی همراه است و نمره پایین در این عامل، ممکن است موجب شود که فرد از باریک بینی لازم، دقت و پاکیزگی زیاد اجتناب ورزد. افراد با نمره بالا در عامل وظیفه شناسی، دقیق، خوش قول و مطمئن هستند اما افراد با نمره پایین در این عامل، لزوماًً فاقد اصول اخلاقی نیستند، اما در به کارگیری اصول اخلاقی زیاد دقیق نیستند (مک کری و همکاران، ۱۹۸۶؛ به نقل از گروسی فرشی، ۱۳۸۰). این عامل با افزایش سن، افزایش می‌یابد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:02:00 ب.ظ ]




۵۱صنعتی بوتانماشین‌آلات و تجهیزات۷۲شهد ایرانمحصولات‌غذایی‌وآشامیدنی۵۲پارس خزرماشین‌آلات و تجهیزات۷۳بیسکوییت گرجیمحصولات‌غذایی‌وآشامیدنی۵۳سرما آفرینماشین‌آلات و تجهیزات۷۴نوش مازندرانمحصولات‌غذایی‌وآشامیدنی۵۴ایران ترانسفوماشین‌آلات برقی۷۵دارویی ابوریحانمواد و محصولات دارویی۵۵پارس سوئیچماشین‌آلات برقی۷۶کارخانه داروپخشمواد و محصولات دارویی۵۶لامپ پارس شهابماشین‌آلات برقی۷۷داروسازی اسوهمواد و محصولات دارویی۵۷پتروشیمی شازندمحصولات شیمیایی۷۸البرز دارومواد و محصولات دارویی۵۸معدنی املاحمحصولات شیمیایی۷۹داروسازی امینمواد و محصولات دارویی۵۹پتروشیمی آبادانمحصولات شیمیایی۸۰پارس دارومواد و محصولات دارویی۶۰پارس پامچالمحصولات شیمیایی۸۱مواد داروپخشمواد و محصولات دارویی۶۱تولی پرسمحصولات شیمیایی۸۲دارویی جابرمواد و محصولات دارویی۶۲پتروشیمی خارکمحصولات شیمیایی۸۳دارویی داملرانمواد و محصولات دارویی۶۳دوده صنعتیمحصولات شیمیایی۸۴دارویی رازکمواد و محصولات دارویی۶۴شیمیایی سینامحصولات شیمیایی۸۵دارویی زهراویمواد و محصولات دارویی۶۵پتروشیمی فارابیمحصولات شیمیایی۸۶سینا دارومواد و محصولات دارویی۶۶کربن ایرانمحصولات شیمیایی۸۷دارویی داروپخشمواد و محصولات دارویی۶۷لعابیرانمحصولات شیمیایی۸۸دارویی فارابیمواد و محصولات دارویی۶۸بهنوشمحصولات غذایی‌وآشامیدنی۸۹دارویی کوثرمواد و محصولات دارویی۶۹لبنیات پاکمحصولات غذایی‌وآشامیدنی۹۰دارویی اکسیرمواد و محصولات دارویی۷۰دشت مرغابمحصولات غذایی‌وآشامیدنی۹۱دارویی لقمانمواد و محصولات دارویی۷۱سالمینمحصولات غذایی‌وآشامیدنی۹۲ایران دارومواد و محصولات دارویی

Abstract

Management Overconfidence and Dividend Policy of the Companies Listed in Tehran Stock Exchange

By

Azar Borjouei

Overconfident management views external financing costly and hence, offsets future investment needs by lowering the current dividend payout. This study is investigates the relationship between management overconfidence and dividend policy of the companies listed in Tehran Stock Exchange during 2003 to 2012. The first hypothesis was tested using linear regression. The second and third hypotheses are tested with utilizing regression and the Wald test. Results show that there is a negative relationship between management overconfidence and dividend policy. Management overconfidence affects the relationship between free cash flow, growth opportunities, information asymmetry and dividend policy. The market response is more positive to dividend increase announcements by overconfident management.

Keywords: Overconfidence, Dividend Policy, Dividend Increase Anouncement, Cumulative Abnormal Return, Growth Opportunities, Information Asymmetry, Free Cash Flow

    1. Dividends ↑

    1. Deshmukh et al. ↑

    1. Ben Naceur et al. ↑

    1. Baker ↑

    1. Powell ↑

    1. Cognitive Biases ↑

    1. Balachandran et al. ↑

    1. Rasheed et al. ↑

    1. Lin et al. ↑

    1. Ben-David et al. ↑

    1. Chen ↑

    1. Wu ↑

    1. Liu ↑

    1. Discretion ↑

    1. Daniel ↑

    1. Growth Opportunity ↑

    1. Allen ↑

    1. Michaely ↑

    1. Bouwman ↑

    1. Cross-section Data ↑

    1. Time series ↑

    1. Panel Data ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:01:00 ب.ظ ]




عملکرد کارکنان توانمند، اصل مهمی در سازمان و مدیریت اثربخش است که می‌تواند با دادن قدرت و نیز کنترل بیشتر بر زیردستان سبب افزایش بهره وری در سازمان گردد. همچنین توانمندسازی با رفتارهای نوآور، مدیریت و رهبری اثربخش در ارتباط است (موریس[۳۴]، ۱۹۹۷). توانمند سازی، فرایند نیل به بهبود مستمر در عملکرد سازمانی است که از طریق توسعه و گسترش نفوذ افراد و تیم های شایسته و با صلاحیت، در بیشتر جنبه ها و وظایفشان محقق می شود و این به نوبه خود در عملکرد فردی و در عملکرد کل سازمان اثرگذار است (بلانچارد[۳۵]، ۱۳۷۸).

توانمند سازی، فرایند افزایش قدرت فرد ، قدرت بین افراد و قدرت سیاسی است؛ به طوری که افراد، خانواده ها و اجتماعات بتوانند برای اصلاح امور شان اقدام نمایند (کاتیر[۳۶]، ۱۹۹۲).

در سطح فردی، توانمند سازی به احساس تسلط ، رقابت و قدرت فردی مربوط می‌گردد. در سطح بین فردی بر روی توانایی نفوذ بر افرادی تأکید می شود که فرد با آنان در ارتباط است و در سطح سیاسی، بر روی قدرت اجتماعی یا دسترسی به منابع و فرصت، برای شکل دادن به آن ها تأکید می‌گردد (کویترز[۳۷]، ۱۹۹۵). توانمند سازی، به معنای تزریق نیرو در کارکنان است. سازمان باید احساس نیروی شخصی کارمند را تقویت کند (گیسلر[۳۸]، ۲۰۰۵). توانمند سازی به معنای داشتن حس قدرت شخصی و آزادی با محدودیت های خاص برای استفاده از آن قدرت است. افراد غیرتوانمند، هم دارای حس قدرت شخصی نیستند، و هم این احساس را دارند که مجاز به استفاده از این قدرت نیستند (ون اندرسون و توماس[۳۹]، ۱۹۹۵).

توانمند سازی، فرایند تقسیم مقدار ثابتی از قدرت نیست، بلکه فرایندی است که قدرت نسبی هر فرد به واسطه آن می‌یابد و قدرت جدیدی برای سازمان ایجاد می شود. توانمند سازی، نفوذ مبتنی بر صلاحیت است که باید ایجاد شود.

این قدرت بسیار فراتر از تصور قدرتی است که تقسیم یا تسهیم می شود، قدرتی نشأت گرفته از این اندیشه که قدرت می‌تواند و باید از راه ارتقای مداوم شایستگی و کاربرد آن ایجاد شود (چمبرلین[۴۰]، ۱۹۹۷).

توماس و ولتهوس (۱۹۹۰) معتقدند که توانمند سازی روان شناختی عبارت است از فرایند افزایش انگیزش درونی برای انجام وظایف محوله به کارکنان که شامل چهار حوزه شناختی: مؤثر بودن، شایستگی، معنی دار بودن و حق انتخاب می‌باشد (توماس و ولتهوس[۴۱]، ۱۹۹۰)

هاردی و لیبا . او . سولیوان بر این اعتقادند که اگر چه قدرت و توانمند سازی به شکل بسیار پیچیده ای به هم مرتبط اند ، اما تلاش های کمی از سوی نظریه پردازان توانمند سازی در زمینه قدرت انجام گرفته است. برای رفع این نقیصه، آنان به تشریح قدرت به مثابه یک مفهوم پیچیده و چند بُعدی پرداخته و با مبنا قراردادن مدل سه بعدی لاک، بعد چهارمی به آن افزوده اند که عمدتاًً به منابع علمی مدیریت و اقدامات توانمندسازی سازمان ها مربوط می شود. بر طبق این مدل قدرت در بُعد اول از طریق استفاده از منابع مختلف برای نفوذ بر پیامدهای فرایند تصمیم گیری در بُعد دوم از طریق دسترسی به آن فرایندها و در بُعد سوم از طریق فرایند استیلا اعمال می‌گردد. همچنین بُعد چهارم نیز محدوده قدرت را در کانون توجه خود قرار می‌دهد (هاردی، لبائو و سالیوان[۴۲]، ۱۹۹۸).

توانمندسازی مجموعه ای از فنون انگیزشی است که از طریق افزایش سطوح مشارکت و خود تصمیم گیری برای بهبود عملکرد کارکنان طراحی شده است (وکیو[۴۳]، ۱۹۹۵).

تعریف سلبی توانمند سازی ‌از تعریف اثباتی آن راحت تر است. در نبود آن افراد دچار از خود بیگانگی و احساس بی قدرتی می‌شوند و احساس نیاز به کمک پیدا می‌کنند. اما از آنجا که درباره افراد مختلف و در شرایط مختلف، اشکال مختلفی می‌گیرد تعریف اثباتی آن دشوار است (زیمرمن[۴۴]، ۱۹۹۰).

وقتی که کارکنان صاحب مشاغلشان باشند، در موفقیت بخشی و سازماندهی خود تأثیر داشته باشند و تا در به ارزیابی و اثرگذاری بر موفقیت شخصی خودشان باشند، توانمند هستند (کادرن[۴۵]، ۱۹۹۵).

توجه به عامل ذهنی و روانی افراد، تعریف توانمندسازی را غنی تر می‌کند. توانمندی چنانچه محصول وضعیت مناسب، سیاست ها و تمرینات خاص است یک وضعیت ذهنی است. در احساس توانمندی ما احساس می‌کنیم که حیاتمان در اختیار خودمان است و دارای اهداف زیربنایی هستیم که متعهد به انجام آن می باشیم (بلاک[۴۶]، ۱۹۹۸).

«اتور»[۴۷] معتقد است توانمندسازی عبارت است از دادن اختیار تام به کارکنان جهت تصمیم گیری و عمل کردن به عنوان یک شریک برای سازمان (اتور، ۱۹۹۷).

«ریگز»[۴۸] می‌گوید توانمندسازی فقط تفویض اختیار برای تصمیم گیری نیست بلکه هدف گزاری و اجازه به کارکنان جهت مشارکت است (ریگز، ۱۹۹۵).

پیش از آنکه توانمندسازی در مدیریت رایج گردد، این اصطلاح در رشته‌های علوم سیاسی، علوم اجتماعی، نظریه فمینیستی و همچنین در کمک های اعطایی به کشورهای جهان سوم مورد استفاده قرار می گرفت. نویسندگان این رشته ها اصطلاح توانمندسازی را به فراهم آوردن منابع و ابزار لازم برای افراد معنا می‌کردند، به گونه ای که برای آنان قابل رؤیت باشد و آنان بتوانند از آن ها در جهت مصالح خود استفاده کنند (نیگل[۴۹]، ۱۹۹۵). در مدیریت، سابقه استفاده از اصطلاح توانمندسازی به دموکراسی صنعتی و دخالت دادن کارکنان در تصمیم گیری های سازمان تحت عناوین مختلف تیم سازی، مشارکت و مدیریت کیفیت جامع برمی گردد و آخرین تغییراتی که بر روی این موضوع انجام شد، «توانمندسازی کارکنان»[۵۰] به خود نام گرفت (هاردی، لیبائو و سالیوان[۵۱]، ۱۹۹۸).

توانمندسازی ، یکی از اجزاء اصلی مدیریت و کانون تجزیه و تحلیل است و تلاش می‌کند کنترل مدیریت را با کیفیت برتر و دموکراسی بیشتر افزایش دهد . توانمند سازی وقتی رخ می‌دهد که کارگران با مفهوم قدرت آشنا شوند . توانمندسازی نه تنها باعث از بین رفتن یا کاهش دادن نیروی مدیریتی نمی شود ، بلکه نقش اساسی در آسان سازی ، بازسازی و پیشرفت سازمان نیز ایفا می‌کند . توانمندسازی اساساً محدود به بازسازی فیزیکی سازمان ها نیست بلکه برنامه های آغازین توانمندسازی تغییر ساختار کنترل است . همچنین در جهت کاهش کنترل های مدیریتی هم نیست ، بلکه سعی می‌کند این کنترل ها را ازطریق دستکاری کردن در هنجارها و معیارها آسان سازد و مداومت بخشد (کولینز[۵۲]، ۱۹۹۶).

توانمندسازی ،‌مفهوم تازه ای نیست . این مفهوم به صورت های مختلف در سرتاسر منابع علمی جدید مدیریت آمده است، برای مثال در سال‌های دهه ۱۹۵۰، منابع علمی مدیریت آکنده از این تجویزها بود که مدیران باید در قبال کارکنان شان رفتار دوستانه ای داشته باشند (روابط انسانی)[۵۳]. در سال‌های دهه ۱۹۶۰، مدیران می بایست در قبال نیازها و انگیزه های کارکنان حساس می بودند (آموزش حساسیت)[۵۴]. در سال‌های دهه ۱۹۷۰، می بایست از کارکنان کمک می طلبیدند (درگیر کردن کارکنان) و در سال‌های دهه ۱۹۸۰، می بایست تشکیل گروه می‌دادند و جلسه ها را برگزار می‌کردند (حلقه های کیفیت)[۵۵] ( اورعی یزدانی، ۱۳۸۱).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:01:00 ب.ظ ]




۱-۲ بیان مسئله……………………………………..……………………………۲

۱-۳ اهمیت و ضرورت تحقیق……………………………..…………………………۵

۱-۴ اهداف………………………………………………………………………۷

۴-۱-۱ هدف کلی…………………………………………………………………۷

۴-۱-۲ اهداف اختصاصی ……………..……………………………………………۷

۱-۵ فرضیه ­ها……………………………………….……………………………۷

۶-۱ متغیرهای پژوهش……………………………….……………………………۷

۷-۱ تعاریف مفهومی………………………………………………………………۸

۷-۱-۱راهبردهای مدیریت رفتار خود……………………….…………………………۸

۷-۱-۲ ناتوانی یادگیری………………………………….…………………………۸

۷-۱-۳عملکرد انجام تکلیف…………………………………………………………۸

۷-۲ تعریف عملیاتی…………………………….…………………………………۹

۷-۲-۱ راهبرد مدیریت خود …………………………….…………………………۹

۷-۲-۲ ناتوانی یادگیری…………………………………….………………………۹

۷-۲-۳ عملکرد انجام تکلیف…………………………………………………………۹

فصل دوم :ادبیات پژوهش

۲-۱ پیش درآمد…………………………………………………………………۱۰

۲-۲ اختلال یادگیری…………………………..…………………………………۱۰

۲-۳ طبقه بندی…………………………………………………………………۱۲

۲-۴ نظریه های ناتوانی یادگیری……………………………………………………۱۴

۲-۴-۱ نظریه های ادراکی-حرکتی……………………..……………………………۱۴

۲-۴-۲ نظریه های زبان …………………………….……………………………۱۴

۲-۴-۳ نظریه های عصب شناختی………………………….………………………۱۵

۲-۴-۴ نظریه های یادگیری مبتنی بر مغز……………………………………………۱۵

۲-۴-۵ نظریه های رفتاری ………………………………….……………………۱۶

۲-۴-۶ روانشناسی تحولی…………………………………………………………۱۶

۲-۴-۷ نظریه­ های شناختی شامل پردازش روان شناختی و مدل پردازش اطلاعات….…………۱۷

۲-۵ ناتوانی یادگیری و مشکلات یادگیری …………………………………….………۱۷

۲-۶ ویژگی کودکان با ناتوانی یادگیری ………………………………………………۱۸

۲-۶-۱ مشکلات پیشرفت تحصیلی ………………………….………………………۱۸

۲-۶-۲ اشکال در زبان گفتاری …………………………….………………………۱۹

۲-۶-۳ مشکلات ادراکی، ادراکی-حرکتی و هماهنگی کلی…………..……………………۱۹

۲-۶-۴ اختلال توجه و بیش فعالی………………………….………………………۱۹

۲-۶-۵ مدت زمان انجام تکلیف…………………………….………………………۲۰

۲-۶-۶ مشکلات حافظه ای، شناخت و فرا شناخت ………………………..……………۲۱

مشکلات فراشناختی این دانش آموزان عبارتند از: ………………………………………۲۱

۲-۶-۷ مشکلات هیجانی- اجتماعی…………………………………………………۲۱

۲-۶-۸ مشکلات انگیزشی…………………………………………………………۲۲

۲-۷ برآورد درصد و شیوع…………………………………………………………۲۲

۲-۸ سبب شناسی………………….……………………………………………۲۴

۲-۸-۱ عوامل ژنتیکی……………………………………………………………۲۵

۲-۸-۲ عوامل ارگانیکی و بیولوژیکی…………………………………………………۲۵

۲-۸-۳ عوامل محیطی……………………………………………………………۲۶

۲-۹ ارزیابی و تشخیص……………………………………………………………۲۷

۲-۱۰ انواع اختلال یادگیری………………………………………………………۲۸

۲-۱۰-۱ اختلال خواندن……..……………………………………………………۲۸

۲-۱۰-۲ اختلال نوشتن …………………………………………………………۲۹

۲-۱۰-۳ اختلال ریاضی ……………..……………………………………………۲۹

۲-۱۱ درمان شناختی-رفتاری………………………………………………………۳۰

۲-۱۲ مدل درمانگری شناختی-رفتاری………….……………………………………۳۲

۲-۱۳ ویژگی کلی درمان شناختی-رفتاری…………….………………………………۳۴

۲-۱۴ برخی از ویژگی های رویکرد شناختی-رفتاری عبارتند از: ………….………………۳۴

۲-۱۵ درمان شناختی- رفتاری برای کودکان …………………………….……………۳۶

۲-۱۶ اصول اولیه درمان شناختی رفتاری ……………………………….……………۳۷

۲-۱۷ مدیریت رفتار خود…………………………………………….……………۳۷

۲-۱۸ خود کنترلی رفتار …………………………………………………………۳۹

۲-۱۹ مزایایی خود مدیریتی……………………………………….………………۴۱

۲-۲۰ کاربردهای خود مدیریتی………………….…………………………………۴۲

۲-۲۱ مواردی که در آموزش خود مدیریتی به دانش آموزان باید رعایت کرد: …………………۴۳

۲-۲۲ روش های خود مدیریتی………………………………………………………۴۴

۲-۲۲-۱ تعیین رفتار هدف ……………..…………………………………………۴۴

۲-۲۲-۲ خود نظارتی………………………….…………………………………۴۵

۲-۲۲-۳ کاربردهای خود نظارتی در موقعیتهای کلاسی………….………………………۴۶

۲-۲۲-۳-۱ خود نظارتی توجه …………………………………..…………………۴۶

۲-۲۲-۳-۲ خود نظارتی بر عملکرد تحصیلی…………………………..………………۴۷

۲-۲۲-۴ خود ارزیابی……………………………………………..………………۴۸

۲-۲۲-۵ خود تقویت دهی…………………………………………………………۴۸

۲-۲۳ خود تنظیمی………………………………………………………………۴۹

۲-۲۴ نظریه های خود تنظیمی……………………………………………………۵۰

۲-۲۴-۱ نظریه فعالیت……………………………………………………………۵۱

۲-۲۴-۲ نظریه پردازش اطلاعات……………………………………………………۵۲

۲-۲۴-۳ نظریه ساخت گرایی اجتماعی . ……………..………………………………۵۳

۲-۲۴-۴ نظریه شناختی ـ اجتماعی…………………………………………………۵۳

۲-۲۵ پیشینه تجربی ……………………………….……………………………۵۵

۲-۲۵-۱ تحقیقات انجام شده داخلی و خارجی در رابطه با متغیرهای مورد پژوهش……….……۵۵

۲-۲۶ جمع بندی …………………………………………………….…………۶۶

فصل سوم :روش شناسی پژوهش

۳-۱ پیش در آمد ……………………….………………………………………۶۷

۳-۲ افراد شرکت کننده در پژوهش و نحوه انتخاب آن ها……..……………………………۶۷

۳-۲-۱ آزمودنی اول(زهرا) ……………………………..…………………………۶۸

۳-۲-۲ آزمودنی دوم(علیرضا) ………………………….…………………………۶۹

۳-۲-۳ آزمودنی سوم: امیر رضا………………………….…………………………۷۱

۳-۲-۴ آزمودنی چهارم: محمد ………………………….…………………………۷۲

۳-۲-۵ آزمودنی پنجم: امیر حسین……………………….…………………………۷۴

۳-۳ معرفی موقعیت پژوهش………………………….……………………………۷۵

۳-۴ طرح پژوهش و منطق استفاده از آن ……………….……………………………۷۵

۳-۵ سازمان دهی اجرای مداخلات درمانگری…………….……………………………۷۸

۳-۶ نحوه سازماندهی و صورت بندی اجرای بسته آموزشی خود مدیریتی…..….………………۷۹

۳-۶-۱ جلسه اول تعیین رفتار هدف و تعریف عملیاتی آن………..………………………۷۹

۳-۶-۲ جلسه دوم آموزش خود نظارتی………………………………………………۸۰

۳-۶-۳ جلسه سوم آموزش خود ارزیابی………………………………………………۸۱

۳-۶-۴ جلسه چهارم آموزش ثبت داده ها ……………………………….……………۸۲

۳-۶-۵ جلسه پنجم آموزش کشیدن نمودار برای رفتار خود ……………………….………۸۲

۳-۶-۶ جلسه ششم آموزش خود تقویت دهی…………………………………………۸۳

۳-۷ ابزارهای اندازه‌گیری و اعتبار و روایی آن ها………….………………………………۸۴

۳-۷-۱ مشاهده مستقیم رفتار ………………..……………………………………۸۴

۳-۷-۱-۱ مواردی که قبل از مشاهده باید رعایت کرد عبارتند از: …………………….……۸۴

۳-۷-۱-۱-۱ اهمیت”هدف” در مشاهده…………..…………………………………۸۴

۳-۷-۱-۱-۲ ثبت مشاهدات……………………………………..…………………۸۵

۳-۷-۱-۱-۳ تعریف عملیاتی………………………………….……………………۸۵

۳-۷-۱-۱-۴ جمع‌ آوری اطلاعات …………………………………………………۸۵

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:01:00 ب.ظ ]




یه) کاهش آثار تورمی بر بیمه های عمر و پس انداز

بیمه های عمر و پس انداز معمولا به دلیل ماهیت بلندمدت آن در شرایط تورمی تحت تاثیر بسیار زیادی قرار می گیرند. لذا خنثی سازی آثار تورمی بر اینگونه بیمه ها از دغدغه های عمده بیمه گران این رشته است. بیمه گران راهکارهای متعددی را برای مقابله با آثار تورمی بیمه های عمر و پس انداز مطرح نمودند که عمده ترین آن ها عبارتند:

    • فروش بیمه های با سرمایه صعودی بر حسب شاخص قیمت ها

    • پرداخت سرمایه بر حسب طلا

    • پرداخت سرمایه به صورت مسکن

    • پرداخت سرمایه بر حسب ارزهای قدرتمند رایج

  • مشارکت بیمه گذار در منافع حاصل فعالیت‌های بیمه گری و سرمایه گذاری

یو) حل مشکلات فنی موجود در محاسبات حق بیمه و کنترل عملیات از طریق:

    • تفکیک حسابهای بیمه عمر طبق مفاد آیین نامه شماره۱۳ شورای عالی بیمه

  • ارائه ترازنامه دقیق و صحیح محاسبه سود مشارکت طبق مواد قانونی موجود در آیین نامه های

شماره ۱۳ الی ۷/۱۳

    • رفع محدودیت زمانی در پرداخت کارمزدها(حداکثر ۵ سال) و میزان کارمزد پایین متعلقه به آن در سال‌های دوم و پنجم بیمه نامه در مواقع پرداخت حق بیمه به صورت ماهانه و یا سالانه

    • ایجاد سیستم مکانیزه و شبکه ای کنترلی

    • عدم احتساب موارد استرداد سرمایه به عنوان حساب خسارت و زیان عملیاتی شبکه فروش

  • رفع محدودیت سرمایه گذاری وجوه حاصل از جمع‌ آوری ذخایر فنی بیمه­های عمر طبق آیین نامه

۴۲ و ۴۳ شورای عالی بیمه

    • رفع محدودیت شرکت‌های بیمه در سرفصل­های محاسبه حق بیمه مانندهزینه های بیمه گری، تبلیغات و بازاریابی

    • تسهیل در برگشت مالیات بر درآمد خریداران این گونه بیمه نامه ها توسط سازمان مالیاتی

    • تسهیل بیمه مرکزی در صدور مجوز برای سایر شرکت‌ها برای غنی سازی مزایای رقابتی بیمه های عمر

  • حذف سرفصل های استرداد سرمایه در تراز عملکردی شبکه فروش سقف معافیت مالیاتی نمایندگان حقیقی و حقوقی را بابت افزایش فروش بیمه های عمر(ریاحی فر،۱۳۸۹)

یز) ایجاد عوامل انگیزشی در خرید بیمه های عمر از طریق:

– ارائه پوشش های با قدرت بالای ضد تورمی

– بالاتر بودن نرخ بهره فنی ذخایر نسبت به سود سپرده بانکی

– داشتن مزایای پوشش جنبی ترجیحی همچون بیمه حوادث، بیماری ها و …

– وجود قابلیت انعطاف در تغییر زمان و سرمایه تحت پوشش در بیمه نامه های عمر

– نداشتن محدودیت سنی برای بهره مندی از مزایای بیمه عمر به خصوص برای نوجوانان و جوانان

– ارائه بیمه نامه هایی ‌با سرمایه غیرنقدی مانندهزینه تحصیل ‌و دانشگاه،خرید جهیزیه، تامین اتومبیل و …

– ارائه بیمه نامه­ های با ارزش بازخریدی منصفانه

یح) تسریع روند خصوصی سازی و آزاد سازی صنعت بیمه در جهت توسعه بیمه­های عمر

بحث خصوصی سازی و آزاد سازی بایستی در دو بخش مهم مورد بررسی قرار گیرد که بخش اول در صنعت بیمه و بخش دوم آن در اقتصاد ایران است. در بخش اول باید اذعان داشت با توجه به تاثیر عمیق خصوصی سازی بر روش های انگیزشی تامین سرمایه و راهکارهای رجحان پذیر سرمایه گذاری منجر به ارائه پوشش ­های بیمه عمر مطابق با نیاز جامعه شده است و در این میان فروش خوبی را نیز نسبت به سایر شرکت‌های بیمه دولتی از این بخش شاهد بوده ایم.

اما در بخش اقتصاد کلان به دلیل عدم توجه به تمامی جنبه‌های خصوصی سازی شاهد نیل به سمت یک نظام سرمایه داری خالص بوده­ایم. به طوری که تنها به جنبه‌های محدودی از واگذاری شرکت‌های مشمول اصل ۴۴ قانون اساسی و آن هم جنبه تشکیل سرمایه توجه شده است. ‌بنابرین‏ بحث رقابت و خصوصی سازی و نفع شخصی منجر به تغییر انحصار بخش دولتی به بخش خصوصی و تشکیل طبقه سرمایه دار و طبقه کارمند و کارگر شده است. در این میان طبقه دوم در حداقل معیشت قرار گرفته و بودجه خانوار برای بهره گیری از امکانات رفاهی منجمله اختصاص بخش سبد خانوار خود به پوشش های بیمه ای به خصوص بیمه های عمر کاهش می‌یابد. در این نظام اگر چه شاهد رشد سریع اقتصادی در سطح کلان هستیم ولی مراتب محرومیت و فقر به دلیل طبقات کارمندی و کارگری رو به افزایش خواهند گذاشت و تمرکز ثروت در دست گروهی محدود صورت می پذیرد. در این میان وظیفه دولت گذار از این نظام به سمت نظام رفاهی است، یعنی توانمندسازی طبقه کارگر و کارمند که بخشی از این توانمند سازی از طریق بیمه­های عمر و پس اندازی امکان پذیر است. (عظیمی،۱۳۷۷)

یط) توسعه فرهنگی بیمه های عمر در خانواده

رفتار مصرف کننده در بیمه های عمر، رفتاری آینده نگر با تحلیل منافع حال و ارزش آتی سرمایه گذاری در این بخش است. اما تاثیر سایر عوامل نظیر نگرش و عقیده های فردی همچون تقدیر گرایی، نظام بازاریابی علمی، عوامل اقتصادی (نرخ تورم، میزان درآمد، نرخ حق بیمه­ها و …) و سیاست‌های ثانوی را نیز نباید در توسعه فرهنگ بیمه های عمر از نظر دور داشت.

‌بنابرین‏ هر گونه کمک به افراد در تحلیل مقایسه ای و رجحان سرمایه ­گذاری در بخش بیمه های عمر با سایر روش های رایج و مطمئن در این زمینه با توجه به نگرش های فردی و افزایش روحیه انگیزش­های اقتصادی وی به دوام واستحکام خانواده کمک می کند. اطلاع رسانی صحیح از انواع پوشش های بیمه عمر و خطرات روزمره در کمین عمر افراد جامعه و تحلیل زیان‌های مستقیم و غیر مستقیم بر خانواده با بهره گرفتن از موارد واقعی و به کار گیری شیوه های علمی بازاریابی در این بین دارای اهمیت بسزایی است (نصیری یار، ۱۳۷۷).

یی) تسهیل فعالیت بازاریابان بیمه های عمر

همان گونه که اشاره شد مؤلفه‌ های مهم توسعه بیمه های عمر عبارتند از تامین سرمایه و نظام سرمایه گذاری. منابع تامین سرمایه در این گونه بیمه ها عبارتند از :

۱) درآمد خانواده

۲) کمک های دولت

۳) مشارکت عمومی

در بخش نظام سرمایه گذاری با توجه به نیاز به سرمایه گذاری مطمئن و زود بازده و با نرخ بازدهی سرمایه بالا عمدتاًً در ایران نشان داده شده است سرمایه گذاری در بخش های مسکن، ارزهای معتبر، طلا و صنعت نفت از اطمینان و نرخ های بازدهی سرمایه گذاری بالاتر و از سوی دیگر بخش های بورس و فعالیت های صنعتی به دلیل عدم ثبات اقتصادی از شکنندگی بسیار بالا و نوسانات عمده ای در بلندمدت برخوردار بوده اند.

در توسعه بیمه های عمر دو مؤلفه‌ تامین سرمایه و سرمایه گذاری نقش مهمی در رشد اقتصادی این بخش دارد. خط مشی های سیاست گذاری در این بخش از بیمه گری در صورتی می‌تواند مؤثر واقع گردد که بجای سیاست گذاری برای حاملان فروش این گونه بیمه نامه ها در جهت تسهیل فعالیت آن ها گام بردارد.(ریاحی فر، ۱۳۸۹)

۲-۲-۶- رابطه با مشتری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:01:00 ب.ظ ]




مجازات مرگ با روش سنگسار مجازاتی بسیار خشن و وحشیانه است که حتی تصور منظره خشن آن روح انسان را می آزرد چه رسد به اجرای آن

هرگاه مرد محصن با زن بالغ و عاقل زنا کند،خواه آن زن آزاد باشد یا کنیز باشد و خواه مسلمان باشد یا کافر باشد باید آن مرد سنگسار شود .(شهید ثانی، ۱۳۸۹،ص ۴۸ )

نزدیکتر به صواب آن است که،هرگاه زانی محصن باشد،هم شلاق می خوردوهم سنگسار می شود (همان)

حد زنا در موارد زیر رجم است:

الف:زنای مرد محصن ،یعنی مردی که دارای همسر دائمی است و با او در حالی که عاقل بوده جماع کرده و نیز در همان وقت بخواهد می‌تواند با او جماع کند.

ب:زنای زن محصنه با مرد بالغ ،زن محصنه زنی است که دارای شوهر دائمی و شوهر در حالی که زن عاقل بوده با او جماع کند و امکان جماع با شوهر را نیز داشته باشد.

طبق ماده ۲۲۵ قانون مجازات اسلامی، حد زنا برای زانی محصن و زانیه محصنه رجم است، در صورت عدم امکان اجرای رجم به پیشنهاد دادگاه صادر کننده حکم قطعی و موافقت رئیس قوه قضائیه چنانچه جرم با بینه ثابت شده باشد،موجب اعدام زانی محصن و زانیه محصنه است و در غیر اینصورت موجب صد ضربه شلاق برای هر یک می‌باشد.

طبق ماده ۲۲۵ ‌در مورد حد زنا آمده است که زنا با محارم نسبی ،زنا با زن پدر،زنای مرد غیر مسلمان با زن مسلمان و زنای عنف اعدام زانی دارد. برای حد لواط هم اعدام پیش‌بینی شده است.

حذف سنگسار به عنوان مجازات زنای محصنه و حذف زنای محصنه به عنوان جرم ،در واقع ماده ناظر بر ارتباط نامشروع زن و مرد متاهل با شخص ثالث به عنوان زنای محصنه را حذف و مجازات ناظر بر آن بعنی سنگسار را نیز از چهارچوب قانون مجازات اسلامی جدید حذف کرد. باید اضافه کرددرقانون مجازات اسلامی جدید حدود ارتداد و رجم بیان نشده وچنانچه جرایمی که مستحق اجرای چنین حدودی باشد، اتفاق بیفتد مطابق اصل ‏۱۶۷قانون اساسی باید عمل شود‏.‏ بر اساس اصل ‏۱۶۷قانون اساسی، قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدون بیابد و اگر نیابد با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوی معتبر حکم را صادر کند و نمی تواند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین مدون از رسیدگی به دعوا و صدور حکم امتناع ورزد. ‌بنابرین‏، اگر جرمی رخ دهد که مستحق اجرای این حدود باشد، از آنجا که در قانون جدید ‌به این حدود اشاره نشده است، طبق اصل ‏۱۶۷‏ قانون اساسی، قاضی باید به فتوای مشهور مراجعه کند که در این قانون به صراحت بیان شده است که قاضی به فتوای ولی فقیه مراجعه کند‏.

۴-۴- مجازات های دارای کیفر قطع عضو

کیفرهای خشن و وحشیانه همیشه بر علیه تمامیت جسمی انسان نیست گاه این مجازات ها بر عضوی یا اعضای انسان تحمیل می شود که چه بسا خشن تر است و او را در ادامه زندگی دچار مشقت های فراوان می کند.که دارای پیامدهایی بس ناگوار است .

موجب قصاص عضوآن است که شخص ازروی قصدوعمدعضوی رااز بین ببرد.(شهید اول ۱۳۸۶،ص ۲۷۰)

طبق ماده ۳۸۶ قانون مجازات اسلامی،مجازات جنایت عمدی بر عضو، در صورت تقاضای مجنی علیه یا ولی او ووجود سایر شرایط مقرر در قانون،قصاص و در غیر اینصورت مطابق مواد دیگر این قانون از حیث دیه یا تعزیر عمل می‌گردد.

و به موجب ماده ۳۸۷ ، جنایت بر عضو عبارت است از هر آسیب کمتر از قتل مانند قطع عضو،جرح و صدمات وارده بر منافع است.که منظور از جنایت بر منافع،جنایت بر خود بعضی از اعضا نیست،بلکه ناظر بر منافع آن از قبیل حس بویائی یا شنوائی یا بینائی است که مستقلاً جنایت بر اعضا محسوب می‌گردد.

۴-۴-۱- قطع چهار انگشت از دست راست

حکم سرقت بریدن دست است ،و در صورت وجود شرایطی به سارق تعلق می‌گیرد .سارق بالغ و عاقل باشد.از حرز پس از شکستن پس از شکستن آن سرقت کرده باشد .و…(شهید اول ،۱۳۸۶،ص ۲۴۱)

طبق بند الف ماده ۲۷۸ قانون مجازات اسلامی حد سرقت در مرتبه اول قطع چهار انگشت دست راست از انتهای آن به طوری که انگشت شست و کف دست او باقی بماند.

۴-۴-۲- قطع پای چپ

حکم سارقی که دارای سرقت حدی است اگر دوباره سرقت کندبریدن پای چپ از بند قدم است وپاشنه ی پا رها شود.(شهید اول،۱۳۸۶،ص ۲۴۷)

طبق بند ب ماده ۲۷۸ قانون مجازات اسلامی حد سرقت در مرتبه ی دوم قطع پای چپ سارق از پایین برآمدگی نصف قدم و مقداری از محل مسح او باقی بماند .

۴-۴-۳- قطع دست راست و پای چپ

حد محارب یکی از این امور است…یا بریدن دست راست و پای چپ.(شهید ثانی ،۱۳۸۹،ص ۲۳۸)

طبق ماده ۲۸۲ قانون مجازات اسلامی حد محاربه و افساد فی الارض یکی از چهار چیز است که در بند پ :

قطع دست راست و سپس پای چپ ذکر شده است.

۴-۵- مجازات غایت حقوق نیست

غایت حقوق عدالت و اصلاح است از دقت در لسان روایات مربوط به حدود و تعزیرات بسا به دست می‌آید تشریع آنان برای اصلاح فردوجامعه وبازداشتن افرادخاطی ‌و مجرم ازتکرار جرم وتادیب آن ها می‌باشد.

تربیت جوامع ‌متاثر از شرایط زمانی و مکانی می‌باشد،و ازاین جهت برخورد با مجرم مختلف نیاز به کارشناسی دقیق دارد.‌بنابرین‏ اگر توسط کارشناسان مربوطه تشخیص داده شود که با مجازات خفی می توان مجرم را تادیب و اصلاح نمود،دلیلی از شرع و عقل بر جواز مجازات شدید،وجود ندارد.‌و اساساًویژه عدالت حاکم واجد شرایط که از شرایط اساسی اعمال سلطه توسط وی می‌باشد،اجازه مجازاتی بیش از اندازه و مقدار موردنیازرا به وی نمی دهد.(منتظری،۱۳۸۸،صص ۱۱۲و ۱۱۳)

باید دانست هنگامی که کیفرهای شدید و خشن متداول می شود اعمال جنایتکاران نیز به همان نسبت وحشیانه و قصاوت آمیز می‌گردد.جرم شناسان بر این باورند که حتی کیفر زندان به جای تاثیر مثبت،تاثیر منفی دارد تا چه رسد به مجازات های خشنی مانند رجم یا قطع دست و حتی مرگ.

دکترکی نیا می‌گویند:در زمینه ی عدم امکان تامین عدالت از طریق کیفر زندان با اصل شخصی بودن مجازات،که دانشمندان حقوق بدان باور دارند مانعه الجمع می‌باشد،زیرا هنگامی که بزهکار محکوم به زندان می شود خانواده او :پدر پیر،مادر ناتوان،همسر جوان و کودکان خردسال و دیگر کسانی که تحت کفایت او بوده اند نان آور خود را از دست می‌دهند در این هنگام نه فقط بزهکار مجازات می شود بلکه افراد ناکرده بزه نیز ‌در آتش محرومیت خواهند سوخت و احتمالاً راه بزهکاری به سوی آن ها نیز گشوده خواهد شد ‌بنابرین‏ کیفر به جای اصلاح و بازدارندگی،یک عامل جرم زای قوی خواهد شد.

از سوی دیگر زندان به راستی یک دانشگاه جنایی است هر نوع جنایت و رذالت اخلاقی را می توان در زندان آموخت.زندان به زندانیان فرصت خواهد داد تا اشتباهات خود را اصلاح کند و بیندیشند تا بار دیگر چگونه ماهرانه دست به جنایت بزنند که گرفتار چنگال عدالت نشوند خلاصه زندان از یک موجود بی خطر یا کم خطر فردی خطرناک و بی آبرو را تحویل جامعه می‌دهد.به یاد داشته باشیم که با کشتن و نابود کردن بیمار،بیماری از بین نمی رود.انسانیت حکم می‌کند که در درمان بیماران بکوشیم .(کی نیا،۱۳۸۶،ص ۵۹)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:01:00 ب.ظ ]




(۲-۶-۲) عوارض دیر رس، که به تدریج و از همان ابتدای بیماری شروع به پیشرفت نموده و در صورت عدم پیشگیری و درمان صحیح نهایتاًً مشکلات قابل توجه و بعضاً کشنده ای را برای بیمار ایجاد خواهند کرد، مانند:
بروز سفتی در عضلات اندامها و تنه یا اسپاستیستی[۲۵]، کوتاه و سفتی دائمی در عضلات و مفاصل یا کنتراکچر[۲۶]، زخمهای فشاری(زخم بستر)، پنومونی (ذات الریه) در بیماران مبتلا به اختلالات بلع، رسوب نابجای کلسیم در بافتها[۲۷]، حملات صرع[۲۸]، نیمه در رفتگی مفصل شانه[۲۹]، بروز دردهای قابل توجه در اندام‌های مبتلا، عوارض ناشی از افتادن بیمار، تشکیل لخته در عروق اندام ها، سوء تغذیه و عوارض مربوطه، پسرفت سریع شرایط جسمی قبلی[۳۰] و نهایتاًً عوارض جدی روحی مانند افسردگی شدید و اضطراب است.

(۷-۲) پیش آگهی

سکته مغزی عارضه ای ناگهانی و ناتوان کننده است که در اغلب موارد بدون هشدارهای قبلی بیمار را غافلگیر می‌کند و از این جهت می توان گفت که اضطراب آمیزترین تجربه یک فرد در طول زندگی می‌تواند باشد. هر ساله تعداد زیادی از افرادی که از سکته مغزی جان سالم بدر می‌برند دچار معلولیت می‌گردند. همی پارزی علت عمده معلولیت پس از سکته مغزی است، حدود ۷۰% تا ۸۵% از بیماران را درگیر کرده و تخمین زده شده که ۶۰% از این افراد نیاز به توانبخشی دارند [۶]. این بیماری به دلیل نوع و طول مدت خدمات تشخیصی و درمانی از جمله پر هزینه ترین بیماری‌ها برای بیماران و سیستم درمانی محسوب می شود. به طوری که در کشور ایالات متحده آمریکا سالانه بیش از ۱۳ تا ۳۰ میلیارد دلار هزینه در این بیماری بر آورد می شود [۳۱].

(۸-۲) تاثیرات و عوارض سکته مغزی

بروز سکته مغزی منجر به اختلالات مختلف و متنوع جسمی و روانی-شناختی می‌گردد که این اختلالات را میتوان به طور عمده به دو دسته تقسیم نمود.

(۱-۸-۲) مشکلات درکی- شناختی در بیماران سکته مغزی: این بیماران به دنبال صدمه مغزی علاوه بر نقایص حسی – حرکتی به درجات مختلفی دچار ابتلا به نقایص درکی – شناختی نیز می‌شوند. ادراک یا بعبارتی یکپارچگی داده های حسی در قالب اطلاعات روانشناختی هدفمند در این بیماران دچار اختلال می‌گردد. خصوصاً” در بیمارانی که ‌نیم‌کره راست مغز آنان آسیب دیده (همی پارزی چپ) ، مشکل ادراکی به صورت فقدان سازماندهی برای انجام فعالیت های پیچیده بروز می‌کند. نقایص ادراکی این بیماران به صورت زیر تقسیم می‌شوند:

    • نقص در آگاهی از قسمت های مختلف بدن[۳۱] که خود شامل موارد زیر است:

    • عدم تمایز چپ و راست، آسیب در شناخت قسمت های بدن، عدم شناخت انگشتان[۳۲]، عدم شناخت یا آگاهی از نقایص، فراموشی طرف مبتلا[۳۳].

    • اختلال ‌در ارتباطات فضایی و وضعیت شیء در فضا.

    • اشکال ‌در تشخیص شکل از زمینه[۳۴].

    • ناتوانی در پیدا کردن راهی از مکانی به مکان دیگر.( جهت یابی مکانی )

  • آپراکسیا.

نقایص شناختی زیر نیز در اکثر بیماران مبتلا به سکته مغزی مشاهده می شود که شامل موارد زیر است:

    • اختلال ‌در توجه[۳۵]: اکثر بیماران توجه و تمرکز پایینی دارند.

    • نقص درجهت یابی[۳۶]: جهت یابی نسبت به مکان، زمان و افراد اغلب با اختلال روبرو است.

    • اختلال درحافظه[۳۷]: با توجه به اینکه شکل گیری حافظه کلامی در ‌نیم‌کره چپ مغز و حافظه تصویری در ‌نیم‌کره راست مغز می‌باشد. در نتیجه بیماران همی پلژی راست در حافظه کلامی و بیماران همی پلژی چپ در حافظه تصویری مشکل دارند. همچنین بسته به شدت بیماری در بیماران (همی پلژی راست و چپ) ممکن است هر سه شکل حافظه فوری، نزدیک و دور دچار اشکال باشند.

    • حل مسأله[۳۸]: بیماران مبتلا به سکته مغزی اغلب در برخورد با مشکل خصوصاً” در انجام فعالیت های درمانی ناتوانند. حل مسئله خود فرآیندی سه مرحله ای (فهم مشکل – پیدا کردن راه حل – ارزیابی راه حل های پیشنهادی) است که این بیماران اغلب در هر سه قسمت مشکل دارند.

    • قضاوت[۳۹]: خصوصاً” در دوران حاد بیماری قضاوت مختل می‌گردد.

  • بیشترین آسیب شناختی در این بیماران، اختلال در حافظه کوتاه مدت بینایی، تفکر انتزاعی و عملکردهای دیداری – فضایی[۴۰] است.

این نقایص شناختی معمولا” تمامی زندگی این بیماران را تحت تأثیر قرار می‌دهند و همچنین اثری مستقیم روی ایجاد افسردگی و به وجود آمدن مشکلات روحی – روانی در این افراد دارند. البته تمامی این نقایص ‌در همه بیماران مبتلا به سکته مغزی دیده نمی شود و بسته به وضعیت بیمار و نیز مدت زمانی که از ضایعه گذشته، نقایص ادراکی و شناختی در این بیماران متفاوت است [۳۳, ۳۴]

(۲-۸-۲) اختلالات کنترل حرکتی و تون عضلانی که باعث ایجاد مشکلات حرکتی و کاهش میزان عملکرد فعالیت روزانه زندگی می شود. این اختلالات ‌به‌صورت‌های ضعف، فلجی و بی حسی نمود می‌یابند. ضعف یا فلج یک طرفه بدن ( و یا احساس بی حسی) بسیار شایع است. فلج یک طرفه می‌تواند تنها در اندام فوقانی، تحتانی، صورت و یا هر سه با هم بروز کند، البته در مواردی فلج می‌تواند به صورت دوطرفه هر یک از اندام ها را درگیر کند. وجود اسپاستی سیتی در اندام که معمولا به صورت الگوی اسپاستی سیتی فلکسوری می‌باشد، در این الگو،در اندام فوقانی ادداکسیون و چرخش به داخل شانه، فلکسیون آرنج، پروناسیون ساعد، فلکسیون مچ دست دیده می شود، کف دست و انگشتان به صورت مشت ‌کرده‌است؛ شست نیز در کف دست قرار دارد. در اندام تحتانی این الگوی اسپاستی سیتی به شکل اسپاستی سیتی ادداکتوری در اندام تحتانی و زانو در اکستنسیون یا فلکسیون، انگشتان پا در دورسی فلکسیون و دفورمیتی اکوینوواروس[۴۱] می‌باشد [۳۵]. وجود چنین وضعیتی در مفاصل بویژه در اندام فوقانی محدودیت زیادی در فعالیت های روزمره زندگی ایجاد می‌کند.

(۹-۲) درمان سکته مغزی

رویکردی که برای درمان سکته مغزی وجود دارد، ترویج خود ترمیمی سلول های عصبی آسیب دیده یا رشد سلول های عصبی سالم برای کمک به جبران از دست دادن سلول های عصبی است که در طی یک حمله ایسکمیک نابود شده است. بدین منظور دو استراتژی کلی را می توان استفاده کرد. استراتژی تغذیه شامل تضمین وجود مولکول هایی که عصب برای رشد و ترمیم نیاز دارند، در این استراتژی سعی بر مدیریت فسفولیپید پیشتاز سیتوکولین است. سیتوکولین یک واسطه کلیدی برای سنتز فسفوتیدیل کولین[۴۲] که جزء مهمی از غشاء سلولهای عصبی است. استراتژی سیگنالینگ شامل ارائه سیگنال‌های شیمیایی که به نورون دستور رشد می‌دهد [۲۴].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:01:00 ب.ظ ]




۲-پرسشنامه شیوه های فرزند پروری بامریند

۳-مقیاس عقاید مذهبی گلاک واستارک-یا مقیاس سنجش دینداری

۳-۳-۱-پرسشنامه سنجش نگرش های مذهبی:

با آن که پژوهش ‌در زمینه گوناگون مذهبی قدمتی بس طولانی دارد امامطالعه مذهب از دیدگاه روان شناختی از حدود یک صد سال پیش آغاز شده است.به دلیل اهمیت دین درتاریخ زندگی انسان از هنگام آغاز به کار روان شناسی علمی،پرداختن به جنبه‌های روان شناختی دین نیز موردتوجه روان شناسان بوده است .مذهب از جمله متغیرهایی است که پیچیدگی های مبهم ونقش های حتی گاه ضدونقیض آن درشکل دهی شخصیت وسلامت روان به اثبات رسیده است.

پرسشنامه سنجش نگرش های مذهبی مسلمانان توسط سراج زاده(۱۳۷۷؛شریفی،۱۳۸۱)وبراساس مدل گلاک وستارک(۱۹۶۵؛ همان منبع)با اسلام شیعی تطبیق داده ومتناسب شده است.این پرسش نامه شامل ۲۶عبارت است که ۴بعُد(زیرمقیاس)دینداری را می سنجد:

۱) بُعد اعتقادی:عبارت است ازباورهایی که انتظار می رود پیروان آن دین به آن ها اعتقاد داشته باشند.

(مانند:درروزقیامت به اعمال ورفتارما دقیقاًرسیدگی می شود).

۲)بُعد تجربه ای یا عواطف دینی:که ناظر بر عواطف،تصورات واحساسات مربوط به داشتن رابطه با جوهری روحانی همچون خدا است(مانند:گاهی احساس می کنم که به خدا نزدیک شده ام).

۳)بُعد پیامدی :یا آثاردینی که ناظر به تأثیر باورها، اعمال،تجارب ودانش دینی بر زندگی روزمره پیروان آن دین است(مانند:با پدیده بدحجابی باید باقاطعیت مبارزه کرد).

۴)بُعدمناسکی:یا اعمال دینی که شامل اعمال دینی مشخصی همچون عبادت ونماز،شرکت درآیین دینی خاص،روزه گرفتن و….است که انتظارمی رود پیروان هردین آن ها را به جا آورند(مانند:آیا نمازمی خوانید؟ یا هرچند وقت یک بار برای ادای نماز جماعت به مسجدمی روید؟).کلیه عبارات پرسشنامه درطول یک طیف پنج درجه ای لیکرت از کاملا مخالف تا کاملا موافق ارزش گذاری شده اند.

کلید ونحوه نمره گذاری آزمون سنجش نگرش های مذهبی

بعد اعتقادی: عبارات شماره ۱تا ۷

بعد تجربه ای : عبارات شماره ۸ تا۱۳

بعد پیامدی : عبارات شماره ۱۴تا ۱۹

بعد مناسکی : عبارات شماره ۲۰تا ۲۶

نمره کل شدت نگرش های مذهبی:مجموع نمرات فرد درابعاد بالا

برای نمره گذاری عبارات،ازاولین گزینه (کاملاً موافق)تا آخرین گزینه(کاملاً مخالف) به ترتیب عدد ۴تا۰ را اختصاص دهید.نمره گذاری عبارات ۲۰ تا ۲۶ هم به همین شیوه انجام می شود. توجه کنید که نمره گذاری عبارات ۷، ۱۴، ۱۶، ۱۷و۱۹برعکس انجام شود(۰تا ۴).

سراج زاده (۱۳۷۷؛شریفی،۱۳۸۱)روایی صوری این پرسشنامه را ازطریق نظرخواهی از تعدادی دانشجویان دکترا که با اسلام آشنایی کامل داشتند،به دست آورد.درابتدا از پاسخگویان خواست تا التزام دینی خودرابرروی طیف خطی ده قسمتی مشخص کنند.رابطه بین نمره های دین داری آنان با مقیاس گلاک وستارک ونمره ارزیابی خودآنان ازدینداریشان ازطریق ضرصب همبستگی پیرسون ۶۱%گزارش شد.این میزان به عنوان روایی بیرونی درنظر گرفته شد.درپژوهش شریفی (۱۳۸۱)نیزپایایی کل این آزمون به روش تنصیف ‌و آلفای کرونباخ به ترتیب۷۵%و۷۸%واعتبار آن ۴۵%(ازطریق سنجش همبستگی ارتباط بین نمرات این پرسشنامه وخود گزارش دهی افرادازمیزان دینداری خود)برآوردشد(p<0/OO1).لازم به ‌ذکر است که پایایی واعتبارهمه ابعاد نیز معنادار(P<0/OO1) ودرسطح رضایت بخش بود. درپژوهش حاضرضریب آلفای کرونباخ برابر۸۱% وبرای احراز پایایی برابر ۷۴% بوده است

بدیهی است میزان نمره آزمودنی درهریک ازاین خرده مقیاس ها وهمچنین میزان نمره فرد درشاخص نمره کل به عنوان میزان شدت نگرش مذهبی کلی فرد ویا شدت آن بعد تفسیر می شود.هرچقدرنمره ی فرد دربُعدی بالاترباشد،شدت نگرش مذهبی فرد درآن بُعدخاص بیشتراست.همین تفسیر درمورد نمره درشاخص نمره ی کل نیزصدق می‌کند.

پرسشنامه شیوه های فرزندپروری

معرفی:این ابزار اقتباسی است ازنظریه اقتداروالدین که بر اساس نظریه بامرینداز آزادگذاری، استبداد واقتدارمنطقی والدین،برای بررسی الگوهای نفوذوشیوه های فرزندپروری ساخته شده است.این پرسشنامه شامل ۳۰ماده است که ۱۰ماده آن به شیوه آزادگذاری مطلق،۱۰ماده به شیوه ی استبداد و۱۰ماده دیگربه شیوه اقتدارمنطقی والدین درامرپرورش فرزندمربوط می‌شوند.در این پژوهش آزمودنی هاکه مادران نمونه هایی مورد مطالعه بودندباید با مطالعه ‌هر مادنه ،نظرخودرابا علامت × برحسب یک مقیاس ۵درجه ای (کاملاً مخالفم،مخالفم،تقریباًمخالفم،موافقم،کاملاً موافقم) مشخص کنند که بعداًوبه ترتیب ازصفرتا ۴ نمره گذاری شده است وباجمع نمرات،۳نمره مجزا درمورد آزادگذاری مطلق،استبدادی واقتدارمنطقی برای ‌هر آزمودنی به دست می‌آید.

ویژگی های روان سنجی:

این پرسشنامه قبلا توسط اسفدیار(۱۳۷۴)ورضایی (۱۳۷۵) مورد استفاده قرارگرفته واین محققان اعتبار وپایایی خوبی رادرموردآن گزارش نموده اند.

بوری(۱۹۹۱)میزان پایایی این پرسشنامه راباروش بازآزمایی۸۱% برای آزادگذاری،۸۵%برای استبدادی و۹۲%برای اقتدارمنطقی پدران گزارش نمودند.همچنین وی درمورد میزان اعتبار پرسشنامه ،این نتایج را گزارش نمودند:مستبد بودن مادران رابطه معکوسی با آزادگذاری،(۳۸/۰-) واقتدارمنطقی او (۴۸/۰-)دارد.مستبد بودن پدررابطه معکوسی با آزادگذاری (۵۰/۰-) و اقتدارمنطقی(۵۲/۰-) اودارد.درپژوهش حاضر نیزمیزان پایایی این پرسشنامه راباروش بازآزمایی؛۷۵% برای سهل انگارانه،۸۱%برای استبدادی و۸۹%برای اقتدارمنطقی پدران گزارش کردند.

مقیاس تاب آوری کونورو دیویدسون(CD-RISC):

این پرسشنامه را کانرودیوید سون(۲۰۰۳) با مرورمنابع پژوهشی ۱۹۹۱-۱۹۷۹ حوزه تاب آوری تهیه کردند. بررسی ویژگی های روان سنجی این مقیاس درشش گروه،جمعیت عمومی،مراجعه کنندگان به بخش مراقبت های اولیه،بیماران سرپایی روان پزشکی،بیماران بامشکل اختلالات اضطراب فراگیر،ودوگروه ‌از بیماران استرس پس ازسانحه انجام شده است.تهیه کنندگان این مقیاس براین باورند که این پرسشنامه به خوبی قادر به تفکیک افرادتاب آوراز غیر تاب آوردرگروه های بالینی وغیر بالینی بوده ومی توان در موقعیت های پژوهشی وبالینی مورد استفاده قرار گیرد.پرسشنامه تاب آوری کونورودیویدسون ۲۵ عبارت دارد که دریک مقیاس لیکرت بین صفر(کاملا نادرست)تا پنج (همیشه درست) نمره گذاری می شود.

شیوه های نمره گذاری

نمره گذاری گزینه ها درمقیاس تاب آوری کونور –دیوید سون بدین شرح است:

کاملا نادرست= ۰ به ندرت = ۱ گاهی درست= ۲ اغلب درست = ۳ همیشه درست = ۴

‌بنابرین‏ طیف نمرات آزمون بین ۰تا ۱۰۰ قراردارد.نمرات بالاتر بیانگر تاب آوری بیشتر آزمودنی است.

ویژگی های روان سنجی:

پایایی خارجی:کونور و دیوید سون ضریب آلفای کزنباخ مقیاس تاب آوری را ۸۹%گزارش کرده‌اند.همچنین ضریب پایایی حاصل از روش بازآزمایی دریک فاصله ۴متری هفته ای ۸۷%بوده است.

پایایی ایرانی:این مقیاس درایران توسط محمدی(۱۳۸۴)هنجاریابی شده است.وی برای تعیین پایایی مقیاس تاب آوری کونور ودیویدسون از روش آلفای کرنباخ بهره گرفته وضریب پایایی ۸۹%‌را گزارش ‌کرده‌است.در پژوهش حاضرضریب آلفای کرونباخ برابر۸۵% وبرای احراز پایایی برابر ۷۹% بوده است

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:01:00 ب.ظ ]




فرضیه۹: میانگین شاخص های ارزیابی عملکرد در سال‌های مختلف تفاوت دارد.

فرضیه۱۰: شاخص های ارزیابی عملکرد در شرکت‌های بورسی مختلف قبل و بعد از اجرای فاز اول هدفمندی یارانه‌ها تفاوت دارد.

۱-۶، مدل‌های نظری (نظریات) موجود در موضوع پژوهش

به منظور ارزیابی عملکرد مالی شرکت‌ها از شاخص‌های مالی استفاده نموده‌ایم و این شاخص‌ها را برای شرکت‌ها محاسبه کرده‌ایم. شاخص‌های مورد استفاده در ارزیابی عملکرد مالی شرکت‌ها بسیار متنوع اند، ولی عموما جنبه‌های یکسانی از عملکرد را مورد ارزیابی قرار می‌دهند و به لحاظ مفهوم مدیریتی دارای منطقی یکسان هستند. مدل مفهومی ارائه شده در این پژوهش، ترکیبی از دو معیار شاخص‌های سنتی و مدرن ارزیابی عملکرد شرکت‌ها می‌باشند. معیار سنتی متشکل از شاخص‌های حسابداری و معیار مدرن را شاخص‌های ارزیابی بر مبنای ارزش شرکت تشکیل می‌دهند. همان‌ طور که مطرح گردید، این دو گروه از شاخص، شاخص‌های بسیار مهمی برای ارزیابی عملکرد شرکت‌ها بخصوص شرکت‌های تولیدی و صنعتی می‌باشد .

۱-۶-۱: معیار سنتی(‌بر مبنای‌ شاخص‌های ارزیابی عملکرد حسابداری)

در معیار سنتی و یا حسابداری شاخص‌هایی وجود دارد که این شاخص‌ها توسط گروه متخصصان سازمان بورس جهانی[۱] به منظور ارزیابی شرکت‌های صنعتی تعیین گردیده‌اند. این شاخص‌ها شامل: نرخ بازده‌داراییها [۲]، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام [۳]،در آمد هر سهم [۴]ونسبت قیمت به درآمد هر سهم[۵] می‌باشند. در ادامه به تشریح هر یک از این شاخص‌هاپرداخته‌شده‌است. (یالسین، بایرکدروگلو،کاهرامن، ۲۰۱۱)

۱ -۶-۱،الف) نرخ بازده‌دارایها : این شاخص حاصل تقسیم سود خالص بعد از کسر مالیات بر میانگین مجموع دارایی‌های یک شرکت در طول یک دوره مشخص مالی می‌باشد. این نسبت که اغلب به صورت درصد بیان می‌گردد نشان دهنده میزان سود آوری شرکت می‌باشد. از آنجایی که این نسبت نشان دهنده میزان بهره وری شرکت از داراییها به منظور ایجاد سود خالص در یک دوره مالی است، از اهمیت بسیار زیادی در ارزیابی شرکت‌های تولیدی – صنعتی دارد. به عبارت دیگر این نسبت نشان می‌دهد که به ازای هر یک دلار سرمایه‌گذاری درداراییها توسط شرکت چه میزان سود ایجاد گردیده‌است (یالسین، بایرکدروگلو،کاهرامن، ۲۰۱۱).فرمول محاسبه نرخ بازده‌دارایی‌ها در زیر آورده‌شده:

(۱) سود پس از کسر بهره و مالیات :نرخ بازده دارایی‌ها

مجموع دارایی‌ها

همان گونه که در فرمول نرخ بازده‌دارایی‌ها دیده‌می‌شود، بازده بالاتر به معنای عملکرد سودآوری برای یک شرکت است. نرخ بازده‌دارایی‌ها کارا بودن مدیریت در استفاده ارز دارایی‌ها به منظور خلق سود را نشان می‌دهد. این شاخص برای مقایسه عملکرد شرکت در دوره های مختلف و رقبا مناسب خواهد بود.

۱-۶-۱،ب)نرخ بازده‌حقوق صاحبان سهام: این شاخص نشان‌دهنده ‌میزان درصد سودآوری سرمایه‌گذاری سهام‌داران در سهام عادی شرکت می‌باشد. در حقیقت شرکت‌ها برای افزایش ‌و بیشینه‌کردن سود سهام‌داران خود در حال فعالیت می‌باشند و این موضوع باید موجب بزرگتر شدن این نسبت گردد. در نتیجه این شاخص، در پی اندازه‌گیری میزان بازده‌مورد انتظار سهام‌داران عادی از سهام خود در شرکت می‌باشد. اگر چه این نسبت از راه‌های زیادی قابل محاسبه است(یالسین، بایرکدروگلو،کاهرامن، ۲۰۱۱). اما یکی از رایج‌ترین روش‌های محاسبه این نسبت در فرمول زیر بیان گردیده است:

(۲) سود پس از کسر بهره و مالیات : نرخ بازده حقوق صاحبان سهام

حقوق صاحبان سهام

به دلیل اینکه فقط حقوق صاحبان سهام در این شاخص در مخرج منظور می‌گردد، این شاخص تاثیر مستقیمی از میزان استقراض شرکت به منظور تامین مالی می‌پذیرد. هر چه این نسبت بالاتر باشد نشان‌دهنده‌کارایی مدیریت سرمایه و ایجاد بازده بیشتر به سهام‌داران خواهد بود.

۱-۶-۱،ج) درآمد هر سهم: درآمد هرسهم هم یکی دیگر از شاخص‌هایی است که قدرت شرکت را نشان می‌دهد.

درآمد هر سهم یکی از عمومی ترین شاخص‌هایی است که برای تعیین قیمت سهام مورد استفاده قرار می‌گیرد. این شاخص یکی از مؤلفه‌‌های محاسبه نسبت قیمت به درآمد هر سهم نیز محسوب می‌گردد .این شاخص از اهمیت بالایی برخوردار است. به دلیل واکنش‌های سرمایه‌گذاران به ایجاد سود پیش‌بینی شده توسط شرکت، این شاخص از اهمیت بالایی برخوردار است. به منظور محاسبه این نسبت، سود خالص در دسترس سهام‌داران عادی باید تقسیم بر تعداد سهام منتشر شده توسط شرکت در همان دوره ایجاد سود گردد. (یالسین، بایرکدروگلو،کاهرامن، ۲۰۱۱)

(اگر تعداد سهام شرکت به واسطه افزایش سرمایه تغییر کرد، از میانگین وزنی برای تعیین این شاخص طی دوره باید استفاده‌شود.) فرمول محاسبه درآمد هر سهم در زیر آورده‌شده‌است .(چن و کیم، ۲۰۰۷) :

(۳) سود خالص سهام‌داران عادی : درآمد هر سهم

تعداد سهام منتشر شده

یکی از راه‌های مناسب برای کشف میزان رشد شرکت‌ها محاسبه این شاخص و مقایسه آن با سال‌های قبلی فعالیت آن شرکت می‌باشد. گاهی این شاخص به عنوان مهمترین شاخص برای اندازه‌گیری سودآوری شرکت‌ها نیز در نظر گرفته‌می‌شود.

۱-۶-۱،د) شاخص قیمت بر درآمد هر سهم: این شاخص نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران مایل به پرداخت چه مبلغی در برابر دریافت هر دلار سود می‌باشند. اگرچه معیارهای زیاد دیگری برای اتخاذ تصمیم سرمایه گذاری توسط سهام‌داران باید در نظر گرفته‌شود، این نسبت یکی از مشهورترین شاخص‌ها برای تحلیل عملکرد شرکت می‌باشد. (یالسین، بایرکدروگلو،کاهرامن، ۲۰۱۱) این شاخص حاصل تقسیم قیمت بازار سهم بر سود هر سهم به دست می‌آید: (ترونگ ۲۰۰۹)

(۴) قیمت بازار هر سهم : نسبت قیمت به سود هر سهم

سود هر سهم

سود هر سهم از صورت‌های مالی منتشرشده توسط استخراج می‌گردد، در صورتی که قیمت هر سهم جایی گزارش نمی‌شود و از منابع جدید دیگری به دست می‌آید. منطق اصلی نسبت قیمت به درآمد هر سهم بیانگر این موضوع است که بازار برای کسب سود از هر سهم تمایل به پرداخت چه مبلغی دارد.

۱-۶-۲، معیارهای مدرن(شاخص‌های ارزیابی عملکرد مالی مبتنی بر ارزش)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:00:00 ب.ظ ]




تعاریف بهره ­وری :

علی­رغم اینکه امروزه کمتر کسی است که واژه بهره ­وری را نشنیده و درباره آن نوشته ­هایی چند نخوانده باشد، بهتر است ابتدا به تعریف آن از دیدگاه­ های مختلف بپردازیم. بهره ­وری در لغت به معنی قدرت تولید و بارور بودن و مولد بودن به کار رفته و در ادبیات فارسی به بهره ­وری، با فایده بودن و سودبرندگی معنی شده است(احدی­نیا،۱۳۸۴).

از نظر سازمان بهره ­وری ایران، بهره ­وری نگرشی عقلانی به کار و زندگی است. به عبارتی، یک فرهنگ است که هدف آن، هوشمندانه­‌تر کردن فعالیت­ها برای یک زندگی بهتر و متعالی است. بهره ­وری برآیند اثر­بخشی و کارایی است. بهره ­وری، در واقع، کاستن از تلفات و به حداکثر رساندن تولید با امکانات تولیدی موجود و همچنین ارتقا کیفیت محصول و خدمات برای بالا بردن سود ‌می‌باشد(صفارزاده، رضایی و بازدار، ۱۳۸۶)

از نظر سازمان بین‌المللی کار[۷۲] (ILO)بهره ­وری عبارت از رابطه بین ستاده حاصل از یک سیستم تولیدی با داده ­های به کار رفته مانند زمین، سرمایه، نیروی کار و غیره به منظور تولید آن ستاده است(احدی­نیا، ۱۳۸۴)

بهره ­وری به وسیله نسبت مطلوبیت­های حاصله(ستانده­ها) بر منابع و آنچه که برای حصول به نتیجه صرف شده(داده ­ها) بیان می­ شود. این نسبت یکی از مهم­ترین شاخص­ هایی است که ثمربخشی فعالیت­ها را نشان می­دهد(ناظم و پارسی، ۱۳۸۹).

بهره ­وری یعنی افزایش دائمی و مستمر نسبت ریاضی بین نتایج به دست آمده به منابع به کار رفته و مصرف شده. به بیان ساده­تر، بهره ­وری یعنی تهیه کالاها و خدمت­های بیشتر و بهتر با هزینه و قیمت تمام شده سابق با صرف همان مقدار منابع تولید یا تهیه همان مقدار کالاها و خدمت­ها با هزینه و قیمت تمام شده کمتر و در واقع با صرف مقدار منابع تولیدی کمتر(طالقانی، تنعمی، فرهنگی و زرین­نگار، ۱۳۹۰).

گاه بجای واژه بهره ­وری از کلمات کارایی و اثربخشی استفاده می­ شود. هر چند که این کلمات دقیقاً معادل تعاریف بهره ­وری نیستند، لیکن جهت شناخت جنبه­ های متفاوت بهره ­وری به کار می­آیند.

کارایی: نسبت بازده واقعی به دست­آمده به بازده­ی استاندارد و تعیین شده (مورد انتظار) کارایی یا راندمان است، یا در واقع نسبت مقدار کاری که انجام می­ شود به مقدار کاری که باید انجام شود.

اثربخشی: اثربخشی عبارت از درجه و میزان نیل به اهداف(کسب هدف) تعیین شده ‌می‌باشد. به عبارت دیگر اثربخشی نشان می­دهد که تا چه میزان از تلاش­ های انجام شده نتایج مورد نظر حاصل شده است(استفاده مفید از منابع). (ابطحی و کاظمی، ۱۳۸۰)

‌بنابرین‏ کارایی عبارت است از انجام درست کارها و اثربخشی عبارت است از انجام کارهای درست و بهره ­وری ترکیبی از کارایی و اثربخشی است که هردو مقوله را در برمی­گیرد. به دیگر سخن بهره ­وری عبارت است از سنجش وارزیابی بازده و نتایج فعالیت­های یک سازمان در مقایسه با اهداف و حجم منابع مصروفه(عباسیان و مهرگان، ۱۳۸۶).

بهره ­وری از دیدگاه آژانس بهره ­وری اروپا[۷۳] (EPA):

الف: بهره ­وری درجه استفاده مؤثر از هریک از عوامل تولید است.

ب: بهره ­وری در درجه اول یک دیدگاه فکری است که همواره سعی دارد آنچه را در حال حاضر موجود است، بهبود بخشد. بهره ­وری مبتنی بر این عقیده است که انسان می ­تواند کارها و وظایش را هر روز بهتر از روز پیش به انجام رساند.

سازمان همکاری و توسعه اقتصادی[۷۴](OECD)، مفهوم بهره ­وری را مساوی با نسبت خروجی تولید به یکی از عوامل تولید دانسته است. به طور کلی ‌می‌توان، بهره ­وری را ارتباط میان مقدار کالاها و خدمات تولید شده، و مقدار منابع مصرف شده در جریان تولید این کالاها و خدمات دانست، که این رابطه، کمی و قابل اندازه ­گیری است و به صورت نسبت بیان می­ شود. به عبارت دیگر بهره ­وری، رابطه بین کیفیت و کمیت منابع مورد استفاده در جریان تولید است. هر قدر صورت کسر بزرگتر از مخرج آن باشد، بهره ­وری به همان نسبت بیشتر است. بهره ­وری به ما می­گوید که از یک واحد نهاده چند واحد ستاده ‌می‌توان به دست آورد(بارانی، علوی، کرمی و سلیمی، ۱۳۹۲)

لذا، بهره ­وری معیاری است که موارد زیر را شامل می­ شود؛

۱٫ میزان تحقق اهداف؛

۲٫ چگونگی استفاده کارآمد منابع جهت تولید ؛

۳٫ آنچه به دست آمده در مقابل آنچه امکان داشته است(مک­کی[۷۵]، ۲۰۰۳).

کارایی و اثربخشی

بهره ­وری را ‌می‌توان به عنوان کاربرد مؤثر و کارآی منابع جهت رسیدن به بازده تعریف نمود. اثربخشی به عنوان سطح بازده تعریف شده است و کارایی به عنوان نسبت بازده ( یا ستانده ) به داده مطرح شده است (برمان[۷۶]، ۱۹۹۸). استفاده از کارایی و اثربخشی درتعریف بهره ­وری آن را از جامعیت بیشتری در مقایسه با کارایی برخوردار می­ کند و این امر مورد تأیید اندیشمندان بسیاری است. تا آنجا که برخی از آنان اعتقاد دارند که محدود کردن بهره ­وری به کارایی موجب ابهام می­ شود و اطلاعات دقیقی در اختیار سازمان قرار نمی­دهد (الگین و کلاین[۷۷]، ۱۹۸۸).

در بخش دولتی علاوه بر سنجش اثربخشی و کارایی، برابری نیز باید مورد سنجش قرار گیرد. سازمان­ های انتفاعی بیشتر برسنجش کارایی تأکید دارند، در حالی که سازمان­ های دولتی بر اثربخشی تأکید بیشتری دارند و تنها در سازمان­ های دولتی به معیار برابری توجه می­ شود(کلی و سویندل[۷۸]، ۲۰۰۰).

برای اندازه ­گیری اثربخشی باید بازده­های طولانی مدت و ستانده­ها از یکدیگر تشخیص داده شوند. بازده­های بلندمدت اهداف نهایی سازمان­ها را اندازه ­گیری ‌می‌کنند .این چنین اهدافی دوره ­های زمانی سه تا پنج ساله و گاهی بیشتر را در بر ‌می‌گیرد. ستانده به عنوان بازده­های مستقیمی که نتایج فوری استراتژی را نشان می­ دهند، تعریف می­ شود که اغلب بازده­های کوتاه­مدت نامیده می­شوند؛ اولین مشکل در اندازه ­گیری اثربخشی مشخص کردن بازده­ها و ستانده­های کلیدی است. بازده برنامه­ ها معمولا شفاف نیستند، مدیران در زمان تصدی مسئولیتی جدید از طریق سؤالاتی از کارکنان و ذینفعان، می ­توانند بازده­های مهم سازمان را مشخص کنند(راو و میلر[۷۹]، ۲۰۰۴).

بهره ­وری منابع انسانی:

بهره­ورى نیروى انسانى مهم­ترین معیار بهره­ورى است. زیرا عنصر اساسى در هر گونه تلاش براى بهبود بهره­ورى نیروى انسانى است. آلفرد مارشال با ارزش­ترین سرمایه­گذارى را پرورش نیروى انسانى قلمداد مى­کند. در تاریخچه بهره­ورى ابتدا توجه کمى به بهره­ورى نیروى انسانى مى­شد و بیشتر پیشرفت­ها در زمینه­اى از بهره­ورى بود که آن را بهره­ورى سرمایه می­خواندند(شریف­زاده و محمدی­مقدم، ۱۳۸۸).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:00:00 ب.ظ ]




مقیاس اضطراب بک

این پرسشنامه یک مقیاس ۲۱ ماده‌ای است که در هر ماده یکی از چهار گزینه که نشان دهنده شدت اضطراب است را انتخاب می‌کند چهار گزینه هر سوال در یک طیف چهار بخشی از صفر تا ۳ نمره گذاری می‌شود. هر یک از ماده های آزمون یکی از علائم شایع اضطراب علائم ذهنی، بدنی و هراس را توصیف می‌کند. ‌بنابرین‏ نمره کل این پرسشنامه در دامنه صفر تا ۶۳ قرار می‌گیرد. مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که این پرسشنامه از اعتبار و روایی بالایی برخوردار است. ضریب همسانی درونی آن (ضریب آلفا۹۲/۰)، اعتبار آن با روش بازآزمایی به فاصله یک هفته ۷۵/۰ و همبستگی ماده های آن از ۳۰/۰ تا ۷۶/۰ متغیراست. پنج نوع روایی محتوا، همزمان، سازه، تشخیصی و عاملی برای این آزمون سنجیده شده است که همگی نشان دهنده کارایی بالای این ابزار در اندازه‌گیری شدت اضطراب می‌باشد (بک و همکاران، ۱۹۸۸). برخی تحقیقات در ایران ‌در مورد خصوصیات روان‌‌سنجی این آزمون انجام گرفته است. غرایی (۱۳۷۲) ضریب اعتبار آن را باروش بازآزمایی و به فاصله دو هفته گزارش ‌کرده‌است. همچنین کاویانی و موسوی (۱۳۷۸) در بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی این آزمون در جمعیت ایرانی، ضریب روایی در حدود ۷۲/۰ و ضریب اعتبار آزمون آزمون مجدد به فاصله یک ماه را ۸۳/۰ و آلفای کرونباخ ۹۲/۰را گزارش کرده‌اند (فتحی آشتیانی، ۱۳۸۹).

روش اجرای پژوهش

در چارچوب یک تحقیق نیمه آزمایشی ۲۸ دانش آموز (۱۴ تا ۱۹ سال) از بین دانش آموزان دچار هراس اجتماعی (نمره بالاتر از میانگین در مقیاس هراس اجتماعی کانور) بشیوه در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دو گروه (آزمایش ۱۴ نفر و کنترل ۱۴) نفر تقسیم شدند. دوره آموزشی برنامه شناختی ـ رفتاری با موضوع افسردگی و اضطراب دانش آموزان دچار هراس اجتماعی با استفاده مؤثر از تکنیک‌های مدیریت اضطراب، رفتار جرئت‌مندانه، تفکر منفی و تحریفات شناختی، تغییر افکار منفی به کمک تغییر سه ماه قبل از اتمام سال تحصیلی در مرکز خدمات مشاوره ای بامداد شهر مشهد طی ۱۰ جلسه ۴۵ دقیقه‌ای به مدت یک ماه انجام شد. این آموزش هر هفته به صورت دو جلسه ۴۵ دقیقه‌ای با فاصله زمانی ۳ روز برگزار گردیده است.

روش­های آماری تحلیل داده ­ها

در این تحقیق از تجزیه و تحلیل توصیفی داده ­ها، به­منظور توصیف داده ­های جمع ­آوری شده، استفاده شد. اطلاعات جمع‌ آوری شده با بهره گرفتن از جداول توزیع فراوانی، طبقه‌بندی و خلاصه شدند. از شاخص‌های مرکزی و پراکندگی آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف استاندارد برای خلاصه نمودن و توصیف اطلاعات استفاده شد. در بخش آمار استنباطی داده ­های به­دست آمده با تحلیل کوواریانس یک­راهه (ANCOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل استنباطی داده ها از شاخص‌های آماری مانند تحلیل کواریانس استفاده شد. طرح‌هایی که در آن‌ ها چندین متغیر مستقل کمّی (متریک) و در ارتباط با عامل‌های کیفی (غیرمتریک) به کار برده می‌شوند، طرح‌های تحلیل کواریانس نامیده می‌شوند. متغیر(های) مستقل کمی در این طرح متغیر کمکی و متغیر مستقل کیفی اصطلاحاً عامل نامیده می‌شوند. یک متغیر کمکی مؤثر در تحلیل کواریانس متغیری است که با متغیر وابسته دارای همبستگی بالایی بوده و در عین حال با سایر متغیرهای مستقل همبستگی نداشته باشد. متغیرهای کمکی پارامتری یا کمی، نوعاً در طرح‌های تجربی و مطالعات پیمایشی، به منظور حذف اثرات خارجی بر متغیر وابسته و افزایش دقت اندازه‌گیری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

۱-زمانی که یک یا چند متغیر خارجی مزاحم وجود دارد که در متغیر وابسته اثر می‌گذارد.

۲-این متغیر مزاحم قابل اندازه‌گیری در مقیاس فاصله ای باشد.

۳-بین متغیر یا متغیرهای مزاحم و متغیر وابسته رابطه وجود داشته باشد.

۴-کنترل تجربی متغیرهای مزاحم خارجی امکان‌پذیر نباشد.

تحلیل‌های فوق بر اساس نرم‌افزار spss‌ انجام گردیده است.

فصل چهارم: یافته های پژوهش

اولین گام در بررسی و تجزیه و تحلیل دادهای حاصل از اجرای یک آزمون آن است که اطلاعات به دست امده به گونه‌ای مرتب و منظم شود که بتوان تعبیر و تفسیرمعنادار و جامعی از آن به عمل آورد. توصیف داده ها با بهره گرفتن از روش‌های آمار توصیفی و تشکیل جداول توزیع فراوانی محاسبه درصدها شاخص‌های مرکزی و پراکندگی صورت می‌گیرد.

در این فصل، داده ­های به دست آمده در رابطه با هر پرسش، هدف یا فرضیه توصیف و مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند. در این قسمت داده ­های گردآوری شده به صورت جدول یا نمودار عرضه و تحلیل می­ شود. ارائه نتایج یک تحقیق بر حسب نحوه تنظیم یافته ­های آن، می ­تواند صورت­‌های مختلفی داشته باشد. ترتیب ارائه یافته ­های پژوهشی به ­طور سازمان یافته، امری است که از قبل بایستی برنامه­ ریزی شده باشد. بهترین شیوه برای تنظیم ساختاری این قسمت ارائه یافته­ ها با توجه به سوالات یا فرضیه ­های تحقیق است. در این بخش ابتدا به توصیف آماری داده های حاصل از اجرای پرسشنامه پرداخته شده و سپس فرضیه‌ مطرح شده مورد آزمون قرار گرفته است.

روش تجزیه و تحلیل داده ها

۱-روش‌های‌ آمار‌ توصیفی مانند محاسبه میانگین، انحراف معیار.

۲-تحلیل کواریانس یک راهه

جدول ۴-۱- وضعیت آزمودنی‌ها از نظر مداخله

گروه
فراوانی
درصد
آزمایش

۱۴

۵۰

کنترل

۱۴

۵۰

کل

۲۸

۱۰۰

در جدول ۴-۱ ملاحظه می‌شود که ۵۰ درصد آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و ۵۰ درصد، در گروه کنترل قرار دارند.

جدول ۴-۲- شاخص‌های توصیفی پیش آزمون

متغیر
میانگین
انحراف معیار
گروه آزمایش

هراس اجتماعی

۵/۶۱

۱/۵

اضطراب

۵/۵۶

۷/۶

گروه کنترل

هراس اجتماعی

۶۳

۸/۵

اضطراب

۵۴

۷/۸

در جدول ۴-۲ ملاحظه می‌شود که میانگین پیش‌آزمون هراس اجتماعی گروه آزمایش ۵/۶۱ میانگین پیش‌آزمون هراس اجتماعی گروه کنترل ۶۳ می‌باشد و میانگین پیش‌آزمون اضطراب گروه آزمایش ۵/۵۶ و میانگین پیش آزمون اضطراب گروه کنترل ۵۴ می‌باشد.

جدول ۴-۳- شاخص‌های توصیفی پس آزمون

متغیر
میانگین
انحراف معیار
گروه آزمایش

هراس اجتماعی

۵/۳۱

۸/۲

اضطراب

۴/۲۶

۵/۶


f='https://77u.ir/'>پایان نامه های کارشناسی ارشد

قدرت سایت در استفاده از WordPress
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:00:00 ب.ظ ]




بعضی عقیده دارند که اعتماد با رفتار مرتبط است. از نظر نیلسن اعتماد واقعی از طریق رفتار عملی شرکت با مشتریان و سرویس گیرندگان حاصل می شود. اولسن بیان می‌کند: مردم با توجه به رفتارهای دیگران به آن ها اعتماد می‌کنند. سایرین احساس می‌کنند که اعتماد یک گزینه شناختی است. پس عقیده دارند که ما به صورت شناختی انتخاب می‌کنیم که به چه افرادی در چه زمینه هایی و در چه شرایطی اعتماد کنیم و این انتخاب را ‌بر اساس شواهدی بر قابلیت اعتماد انجام می‌دهیم .

اعتماد یک فاکتور حیاتی در رفتار حمایتی مشتری است. وب سایت های تجاری موفق آنهایی هستند که بتوانند اعتماد مشتری را جلب کنند و مشتری در تراکنش ها و توسعه تکنولوژی کمترین ریسک را احساس کند. در مقایسه با کسب و کار سنتی، تکنولوژی نقش مهمتری در تراکنش های آنلاین و الکترونیک دارد زیرا وسیله ای یا قوه محرکه ای برای مفهوم بازاریابی بدون حضور فروشنده است. ظاهر، عملکرد و کیفیت خدماتی که توسط فروشگاه های الکترونیکی ارائه می شود نتیجه مستقیم طراحی فنی است که در حقیقت به استراتژی های کسب و کار و بازاریابی بر می‌گردد. ‌بنابرین‏ گرایش بازاریابی و اعتماد در رابطه با اعتماد روی وب حیاتی است(به نقل از ترابی،۱۳۹۲).

۲-۳-۷- استراتژی های ایجاد اعتماد در مشتریان ۲-۳-۷-۱- آزمون مقدماتی[۱۹]

‌به این معنی است که مشتری از محصولات فرد یا سازمانی به طور موقتی استفاده می‌کند، یا محصولات وی را خریداری می‌کند اما مطمئن نیست که فروشنده پس از بازگشت محصول یا استفاده از ضمانت نامه های در نظر گرفته شده، محصول را خواهد پذیرفت. مشتریان از آزمون اولیه به طور گسترده ای در خرید های سنتی و همچنین در زمینه تجارت الکترونیک به منظور کاهش ریسک، استفاده می‌کنند. این بحث وجود دارد که به جای استفاده صرف از آزمون اولیه به منظور کاهش ریسک، مشتریان می‌توانند از آن به منظور ارزیابی قابلیت اطمینان فروشنده اینترنتی در تجارت الکترونیک، استفاده نمایند. به طور مثال، مشتریان می‌توانند خریدار و فروشنده الکترونیک را قبل از هر گونه خرید یا انجام مبادله، به منظور متقاعد ساختن خود ‌در مورد اعتماد به فروشنده الکترونیکی، آزمایش کنند. به علاوه، مشتری می‌تواند از آزمون اولیه به منظور ارزیابی قابلیت اعتماد الکترونیکی نیز استفاده نماید. به طور مثال، مشتری ممکن است ریسک های در ارتباط با اعتماد برای خرید کالاها و خدمات را بسیار بالا تشخیص دهد و قبل از هر گونه استفاده واقعی از اعتماد، آن را آزمایش نماید. در نتیجه استفاده از آزمون اولیه هم به ایجاد اعتماد فردی و هم اعتماد سازمانی کمک خواهد کرد، زیرا می‌تواند به منظور ارزیابی قابلیت اطمینان فروشنده الکترونیکی (اعتماد فردی) و اعتماد به تکنولوژی (اعتماد سازمانی) مورد استفاده قرار گیرد و با فراهم آوردن امکان آزمون مقدماتی محصولات و خدمات در محیط اینترنت، به عنوان یک استراتژی برای ایجاد اعتماد در مشتریان مورد استفاده قرار گیرد(امینی،۱۳۹۰).

۲-۳-۷-۲- خرید اکتشافی[۲۰]

‌به این معنی است که مشتریان از قواعد خرید متفاوتی برای حل مشکلات یا تصمیم گیری استفاده می نمایند. در مواجهه با خرید های اکتشافی (ابتکاری)، مشتریان آخرین مدل از محصولات ارائه شده و مدل های با پیچیدگی کمتر و مدل های گران تر و برندهای شناخته شده تر را خریداری می‌کنند. همچنین شواهدی وجود دارد که مشتریان از خرید های اکتشافی در زمینه تجارت الکترونیک نیز استفاده می‌کنند. به طور مثال، ها[۲۱](۲۰۰۴)، دریافته است که شهرت نام تجاری یک فروشگاه الکترونیکی به طور مستقیم با سطوح اعتماد درک شده نسبت به نام تجاری در ارتباط است و نام تجاری شناخته شده یک عامل مهم برطرف کننده و کاهش دهنده ریسک برای مشتریان است. مشتریان می‌توانند قابلیت اعتماد به تجارت الکترونیک را با خرید از فروشنده صاحب نام تجاری شناخته شده، ارزیابی نمایند. می توان یک مشتری را در نظر گرفت که درصدد خرید کتاب از طریق الکترونیکی است. این مشتری می‌تواند کتاب فروشی های الکترونیکی را جستجو نماید و به طور مثال وب سایت آمازون و یک وب سایت کمتر شناخته شده تر را شناسایی و با یکدیگر مقایسه نماید. در این مورد نام شناخته شده آمازون می‌تواند مشتری را متقاعد کند که این وب سایت قابل اطمینان تر از فروشگاه دیگر است که این منجر به خرید مشتری از آمازون می شود. ‌بنابرین‏ مشتری قابلیت اطمینان فروشنده های الکترونیکی متفاوت را ارزیابی کرده و برند شناخته شده آمازون، مشتری را درباره قابلیت اعتماد به سایت (اعتماد فردی) و به عنوان یک کانال قابل اطمینان (اعتماد سازمانی) متقاعد نموده است(همان منبع).

۲-۳-۷-۳- تصمیم گیری های توسعه یافته[۲۲]

سومین استراتژی که مشتریان می‌توانند از آن به منظور ارزیابی قابلیت اعتماد تجارت الکترونیک استفاده نمایند، تصمیم گیری های توسعه یافته است. تصمیم گیری های توسعه یافته را به عنوان جست و جو و پشتکار برای دستیابی به اطلاعات جزئی ‌در مورد نام تجاری محصول و سپس خرید مناسب ترین گزینه و مقرون به صرفه ترین حالت تعریف می‌کنند. همچنین روش های دیگری برای مشتریان به منظور توسعه دانش آن ها و کاهش ریسک درک شده شناخته شده وجود دارد. به طور مثال مشتریان می‌توانند از دوستان خود درباره محصولات مورد نظر خود مشاوره بگیرند. در زمینه تجارت الکترونیک، مشتریان می‌توانند دانش خود را با بهره گرفتن از اطلاعات موجود در وب سایت به منظور به دست آوردن اطالعات ‌در مورد محصولاتی که آن ها تمایل به خرید دارند، به دست آورند. ‌در مورد ایجاد اعتماد، مشتریان می‌توانند از تصمیم گیری توسعه یافته به منظور ارزیابی قابلیت اطمینان فروشنده الکترونیکی (اعتماد فردی) و اعتماد تکنولوژیکی (اعتماد سازمانی)، استفاده نمایند. به طور مثال، مشتریان می‌توانند از نظارت و تجربیات مشتریان دیگر به منظور ارزیابی قابلیت اطمینان به تجارت الکترونیک استفاده نمایند و مجله ها و روزنامه ها می‌توانند منابع خوبی برای دستیابی به اطلاعات برای مشتریان باشند. در نتیجه ارائه اطلاعات مفید و مورد نیاز مشتریان در وب سایت، می‌تواند عامل مؤثری در ایجاد اعتماد در مشتریان اینترنتی باشد(امینی،۱۳۹۰).

۲-۳-۷-۴- استراتژی تعمیر و نگهداری و قرار دادهای ضمانت نامه[۲۳]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:59:00 ب.ظ ]




مشکل در تعاملات اجتماعیتأخیر زبانی و مشکلات گفتاریمشکلات رفتاری و بازی های غیر عادینمره کلنمونه ۱۸۲۹۱۱۰۲۲۳۰۶۲نمونه ۲۸۲۹۵۱۱۲۱۳۳۶۶نمونه۳۷۱۹۳۱۰۲۰۳۰۶۰نمونه۴۱۰۴۹۷۱۰۱۷۲۶۵۳نمونه۵۹۳۹۲۱۲۲۰۲۸۶۰نمونه۶۸۲۹۰۱۵۲۰۳۰۷۵

جدول (۴ – ۱) ویژگی­های ۶ نمونه مورد نظر که سه نفر در مقطع دوم ابتدایی با نمره های ۶۲، ۶۶ و ۷۵ در پرسشنامه سنجش اختلالات طیف اتیسم و هوشبهر ۹۱، ۹۵ و ۹۰، یک نفر در مقطع اول ابتدایی و نمره ­های ۶۰ در ASSQ و ۹۳ در آزمون هوش وکسلر، یک نفر در مقطع سوم ابتدایی با نمره ۶۰ در پرسشنامه ASSQو هوشبهر ۹۲ و یک نفر چهارم ابتدایی با ۵۳ در ASSQ و هوشبهر ۹۷ را نشان می­دهد.

(لازم به ذکر است که نمره آزمودنی در پرسشنامه ASSQ توسط مربیان مرکز آموزشی و توانبخشی به­آرا پر شد (فرم مربیان)).

جدول۴- ۲: نمرات پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری کودکان با اختلال اتیسم در آزمون نظریه ذهن به تفکیک خرده آزمون­ها

خرده آزمون ۱

خرده آزمون ۲

خرده آزمون ۳

نمره کل

نمونه ۱

پیش آزمون

پس آزمون

پیگیری

۱۶

۱۶

۱۶

۲

۴

۳

۰

۰

۰

۱۸

۲۰

۱۹

نمونه ۲

پیش آزمون

پس آزمون

پیگیری

۱۳

۱۴

۱۴

۲

۳

۳

۰

۰

۰

۱۵

۱۷

۱۷

نمونه ۳

پیش آزمون

پس آزمون

پیگیری

۱۴

۱۶

۱۵

۱

۱

۱

۰

۰

۰

۱۵

۱۷

۱۶

نمونه ۴

پیش آزمون

پس آزمون

پیگیری

۱۷

۱۹

۱۹

۲

۳

۳

۰

۰

۰

۱۹

۲۲

۲۲

نمونه۵

پیش آزمون

پس آزمون

پیگیری

۱۵

۱۷

۱۶

۸

۹

۹

۰

۰

۲۳

۲۶

۲۵

نمونه ۶

پیش آزمون

پس آزمون

پیگیری

۱۶

۱۸

۱۹

۲

۳

۳

۰

۰

۰

۱۸

۲۱

۲۲

جدول ( ۴- ۲) نمرات پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری کودکان با اختلال اتیسم در آزمون نظریه ذهن به تفکیک خرده آزمون­ها را نشان می­دهد.

روش دوسا بر نظریه ذهن در کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا مؤثر است.

۴-۲- بخش دوم: تحلیل یافته ها به صورت گروهی

در این بخش با بهره­ گیری از آزمون t وابسته نتایج آزمودنی­ها به صورت گروهی مورد تجزیه و تحلیل قرار ‌می‌گیرد.

جدول ۴ – ۳: مقایسه نمرات پیش آزمون – پس آزمون آزمو دنی­ها در نظریه ذهن

میانگین

انحراف استاندارد

خطای استاندارد میانگین

پیش آزمون
۱۸
۲٫۹۶۶
۱٫۲۱۱
پس آزمون
۲۰٫۵
۳٫۳۹۱
۱٫۳۸۴
پیش آزمون- پس آزمون
۱۹٫۲۵
۰٫۵۴۷۷
۰٫۲۲۳۶

T

درجه آزادی

معناداری

۱۱٫۱۸

۵

۰٫۰۱

همان‌ طور که در جدول (۴ – ۱۰) مشاهد می­ شود در پیش آزمون، میانگین، انحراف استاندارد و خطای استاندارد میانگین ۱۸، ۲٫۹۶۶، ۱٫۲۱۱ است و در پس آزمون ۲۰٫۵، ۳٫۳۹۱، ۱٫۳۸۴ است.

با توجه به نتایج مندرج در جدول (۴ – ۱۰)، t محاسبه شده (۱۱٫۱۸t= ) در درجه آزادی ۵ از t جدول بزرگتر بوده و فرضیه صفر رد می­ شود. ‌بنابرین‏ با ۹۹ درصد اطمینان نتیجه می­گیریم فرض خلاف مبنی بر تأثیر روش دوسا بر نظریه ذهن در کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا تأیید می­ شود.

جدول ۴ – ۴: مقایسه نمرات پس آزمون و پیگیری آزمودنی­ها در نظریه ذهن

میانگین

انحراف استاندارد

خطای استاندارد میانگین

پس آزمون
۲۰٫۵
۳٫۳۹۱
۱٫۳۸۴
پیگیری آزمون
۲۰۳۳
۳٫۷۲۳
۱٫۵۲۰
پس آزمون-پیگیری
۲۰٫۴۱
۰٫۷۵۲۷
۰٫۳۰۷۳

T

درجه آزادی

معناداری

۰٫۵۴۲

۵

۰٫۶۱۱

همان‌ طور که در جدول (۴ – ۱۱) مشاهده می­ شود در پس آزمون، میانگین، انحراف استاندارد و خطای استاندارد میانگین ۲۰٫۵، ۳٫۳۹۱، ۱٫۳۸۴ است و در آزمون پیگیری ۲۰٫۴۱، ۰٫۷۵۲۷، ۰٫۳۰۷۳ است.

با توجه به نتایج مندرج در جدول (۴ – ۱۱)، t محاسبه شده ( ۰٫۵۴۲t=) در درجه آزادی ۵ از t جدول کوچک­تر بوده و فرضیه صفر مبنی بر عدم تغییر اثرات درمانی بعد از گذشت یک ماه تأیید می­ شود. ‌بنابرین‏ نتیجه می­گیریم که تفاوت معناداری بین نمرات گروه پس از اجرای درمان و یک ماه پس از گذشت درمان وجود نداشت و اثرات درمانی این روش همچنان پابرجا بود.

فصل پنجم:

بحث ونتیجه گیری

در این فصل ابتدا به بررسی و بحث ‌در مورد نتایج حاصل از پژوهش می­پردازیم، سپس محدودیت­ها و پیشنهادهای پژوهشی را ارائه می­کنیم.

۵-۱- بحث و نتیجه گیری

روش دوسا بر نظریه ذهن در کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا مؤثر است.

جهت بررسی این فرضیه از مقایسه پیش آزمون – پس آزمون گروه آزمایش به کمک آزمون t برای گروه ­های همبسته استفاده شد. نمره t به دست آمده ۱۱٫۱۸ با توجه به درجه آزادی نشان دهند­ه نتیجه بخشی درمان است، ضریب اثربخشی نیز این موضوع را تأیید می­ کند.

با توجه به داده ­ها با ۹۹/۰ اطمینان نتیجه می­گیریم فرض صفر مبنی بر عدم اثربخشی روش دوساهو بر نظریه ذهن کودکان اتیسم رد می­ شود. اکثر پژوهش­هایی که به مداخلات در حیطه بهبود و اکتساب نظریه ذهن در گروه ­های مختلف پرداخته­اند (فیشر و هاپه[۱۱۸]، ۲۰۰۵؛ اتوود[۱۱۹]، ۲۰۰۵؛ نسائیان، ۱۳۸۹)، ‌به این نتیجه رسیده ­اند که مداخلات در بالا بردن درک کودکان اتیسم و کودکان با اختلال آسپرگر و کودکان کم­توا­ذهنی در نظریه ذهن موفقیت آمیز بوده است. البته پژوهش­هایی از جمله اتوود (۲۰۰۵) و مختاری (۱۳۸۹) نیز تعمیم کمتری را در زمینه ­های دیگر و بهبودی کمتری را در توانایی‌های اجتماعی و ارتباطیشان نشان می­ دهند.

البته باید اشاره شود که این روش ‌در مورد سطح سوم نظریه ذهن هیچ گونه اثری نداشته است، و به نظر می­رسد که اثربخشی این روش هرقدر هم که بالا باشد، برای دستیابی به سطوح بالای نظریه ذهن به فرایندهای شناختی و ذهنی و مداخلات شناختی بیشتری با در برگفتن مؤلفه­ های بیشتری نیاز هست. این نتیجه همسوست با نتایج پژوهش فومبون[۱۲۰] (۲۰۰۳)، اتوود (۲۰۰۵)، ادیب سرشکی (۱۳۸۹) و مختاری (۱۳۸۹).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:59:00 ب.ظ ]




۱٫ اوراق صکوک اجاره، سند سرمایه گذاری مشاع می‌باشد و همانند اوراق قرضه سند استقراض بین قرض دهنده و قرض گیرنده نیست. در صکوک اجاره سود به دست آمده از اوراق کاملاً معین و قطعی است، و این موضوع هم اشکال شرعی ایجاد نمی کند، چون سود تقسیم شده، سود ناشی از سرمایه گذاری مشاع در خرید یک دارایی و اجاره دادن آن است و همانند اوراق قرضه سود تقسیم شده، بهره ناشی از قرض دادن پول نیست که حرمت شرعی داشته باشد.

۲٫ اعتبار اوراق قرضه به اعتبار صادرکننده یا ناشر آن وابسته است و با آن سنجیده می‌شود در حالی که اعتبار صکوک به ناشر بستگی ندارد، بلکه به ارزش دارایی پشتوانه بستگی دارد.

۳٫ فروش صکوک در بازار ثانویه فروش سند مالکیت یک دارایی است اما فروش اوراق قرضه فروش سند بدهی است.

۴٫ در صکوک امکان افزایش ارزش دارایی فیزیکی و در نتیجه افزایش ارزش خود ورقه صکوک وجود دارد در حالی که اصل بدهی در اوراق قرضه قابلیت افزایش ندارد. همچنین در صکوک امکان کاهش ارزش دارایی فیزیکی و در نتیجه کاهش ارزش ورقه صکوک وجود دارد، ولی همان گونه که گفته شد این خطر با دادن یک اختیار فروش به خریدار اوراق از بین می رود. یعنی در هنگام سررسید اوراق، اگر قیمت دارایی کاهش یافته بود، شرکت بانی موظف است که اوراق را به قیمت اسمی اولیه (یا هر قیمتی که در اختیار فروش توافق شده است) بازخرید کند(موسویان، ۱۳۸۷).

همچنین صکوک اجاره و اوراق قرضه ویژگی‌های مشترکی دارند که مهمترین آن ها عبارتند از:

۱٫ اوراق صکوک اجاره همانند اوراق قرضه، قابلیت معامله و نقد شوندگی در بازار ثانویه و قابلیت باز خرید دارند.

۲٫ این اوراق همانند اوراق قرضه به وسیلۀ مؤسسات رتبه بندی، درجه بندی اعتباری می‌شوند.

تأمین مالی توسط صکوک اجاره، ویژگی‌های دیگری نیز دارد: صکوک نقدینگی شرکت بانی را افزایش می‌دهد، چون دارایی های با نقدینگی پایین را به سرعت و با هزینه کم به نقدینگی تبدیل می‌کند، که این یک مزیت محسوب می شود. همچنین با اینکه قسمتی از دارایی ها از شرکت جدا می شود، ولی باز امکان استفاده از آن وجود دارد و در آخر اینکه صکوک با فرایند تبدیل دارایی به اوراق بهادار به توسعه بازار سرمایه کمک شایانی می‌کند(حسینی بنهنگی، ۱۳۷۸).

همۀ تعاریف و ویژگی‌های گفته شده در بالا بیانگر این است که اوراق صکوک و به ویژه صکوک اجاره می‌تواند ابزار مناسبی برای فرایند تأمین مالی و تبدیل به اوراق بهادار کردن دارایی ها، در همه کشورها به ویژه کشورهای اسلامی باشد. برخی کشورهای اسلامی مانند بحرین، مالزی، قطر، امارات و عربستان و برخی کشورهای غیر اسلامی مانند آلمان و انگلستان چندین سال است که از صکوک در بازار مالی خود بهره می گیرند. مطالعه و بررسی عملکرد این کشورها که پیش از ما از این ابزار مالی استفاده کرده‌اند، می‌تواند اطلاعات مفیدی در اختیار قرار دهد. ‌بنابرین‏ در این قسمت تاریخچۀ خلاصه ای از انتشار این اوراق بیان می شود(پینمن، ۲۰۰۹)

جداول ۲-۳ تعدادی از صادرکنندگان صکوک، سال انتشار و حجم اوراق منتشر شده را در سطح جهان نشان می‌دهد. همچنین نمودار۱، حجم اوراق صکوک منتشر شده از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ را به صورت تفکیک شده شرکتی و دولتی نشان می‌دهد. کاملاً مشخص است که استقبال شرکت‌ها در استفاده از این ابزار مالی در این مدت به صورت فزاینده افزایش یافته است( هلسی، ۲۰۱۰).

جدول۲-۳ تعدادی از صادر کنندگان دولتی اوراق صکوک(صندوق بین‌المللی پول، ۲۰۰۷)

صادر کنندگان دولتی

سال انتشار

حجم اوراق(میلیون دلار)

صکوک جهانی مالزی

۲۰۰۲

۶۰۰

صکوک جهانی دوبی

۲۰۰۴

۱۰۰۰

دولت قطر

۲۰۰۳

۷۰۰

دولت پاکستان

۲۰۰۵

۶۰۰

دولت بحرین

۲۰۰۳

۲۵۰

بانک توسعه اسلامی

۲۰۰۳

۴۰۰

ایالت ساکسونی آلمان

۲۰۰۴

۱۰۰

جدول۲-۴ تعدادی از صادر کنندگان شرکتی اوراق صکوک(صندوق بین‌المللی پول، ۲۰۰۷)

صادر کنندگان شرکتی

کشور

سال انتشار

حجم اوراق(میلیون دلار)

بانک استاندارد چارتر

مالزی

۲۰۰۴

۱۰۰

صکوک دورات البحرین

بحرین

۲۰۰۵

۱۵۲

صکوک تجاری واقعی

کویت

۲۰۰۵

۱۰۰

صکوک سرمایه رانتا ابانگ

مالزی

۲۰۰۶

۲۰۲۹

گروه ناکهیل

امارات عربی

۲۰۰۶

۳۵۲۰

فرودگاه دوبی

امارات عربی

۲۰۰۶

۳۵۰۰

صکوک بین‌المللی دار

عربستان سعودی

۲۰۰۷

۱۰۰۰

الدار

امارات عربی

۲۰۰۷

۲۵۳۰

نمودار۲-۱ انتشار اوراق صکوک دولتی و شرکتی بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ ( میلیارد دلار) (صندوق بین‌المللی پول، ۲۰۰۷)

۲-۲-۳۲ تئوری سلسله مراتبی روش های تأمین مالی

نظریه ی سلسله مراتبی الگوهای تامین مالی برای اولین بار توسط مایرز به صورت زیر عنوان شده است.

– شرکت‌ها منابع تامین مالی داخلی را ترجیح می‌دهند.

– یک نسبت تقسیم سود هدف با توجه به موقعیت های سرمایه گذاری انتخاب شده و از تغییرات یکباره در سود تقسیمی اجتناب می شود.

– برقراری سیاست تقسیم سود ثابت همراه با تغییرات غیر منتظره در سودآوری و موقعیتهای سرمایه گذاری، بدان معنی که گاهی اوقات جریانات نقدی ایجاد شده ی داخلی بیشتر و گاهی اوقات کمتر از هزینه های سرمایه ای است. اگر جریانات نقدی بیشتر از هزینه های سرمایه ای باشد، شرکت بدهی های خود را باز پرداخت می‌کند. اگر جریانات نقدی کمتر از هزینه های سرمایه ای باشد، شرکت از مانده ی حسابهای بانکی خود استفاده می‌کند و یا به فروش اوراق بهادار قابل فروش (کوتاه مدت) خود مبادرت میورزد(کسمتی و مهمنی فراهانی، ۱۳۸۱).

– در صورت نیاز منابع تامین مالی خارجی، شرکت‌ها ابتدا مطمئن ترین اوراق بهادار را انتشار می‌دهند. بر این اساس شرکت‌ها ابتدا از بدهی، سپس در صورت امکان از اوراق قابل تبدیل و یا از سهام عادی برای تامین مالی استفاده می‌کنند.

۲-۲-۳۳ حسابداری مخارج تامین مالی

۲-۲-۳۳-۱ هدف

هدف این استاندارد، تجویز نحوه عمل حسابداری مخارج تامین مالی است. بر اساس این استاندارد، مخارج تامین مالی عموما بلافاصله به عنوان هزینه دوره شناسایی می شود، به استثنای مواردی که این مخارج به حساب دارایی واجد شرایط منظور می‌گردد.

۲-۲-۳۳-۲ دامنه کاربرد

    • این‌ استاندارد باید برای‌ حسابداری‌ مخارج‌ تامین‌ مالی‌ به کار گرفته‌ شود.

مخارج‌ واقعی‌ یا انتسابی‌ به‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمایه‌، در این‌ استاندارد مطرح‌ نمی‌شود(نیکومرام و همکاران، ۱۳۹۰).

۲-۲-۳۳-۳ مخارج تامین مالی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:59:00 ب.ظ ]




یزدانیان، ع. ۱۳۷۹٫ قلمرو مسئولیت مدنی، چاپ اول، تهران: نشر ادبستان.

ب) مقالات، جزوات و پایان‌نامه

اشتیاق، و. ۱۳۸۶٫ گرایش به پذیرش و توسعه مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی، واکنش واقع گرایانه به آثار توسعه، مجله پژوهش‌های حقوقی، ش ۱۱٫

پاشا، ص.ع. ۱۳۴۸٫ پلی‌کپی سرگذشت قانون، تهران: انتشارات دانشکده حقوق و علوم سیاسی.

حسنی، م. ۱۳۸۱٫ مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی، پایان‌نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، شماره ۱۱۶۶٫

خدابخشی، ع. ۱۳۸۴٫ تسریع در صدمه و فوت و مسئولیت ناشی از آن، مجله کانون وکلای دادگستری خراسان، سال سوم، ش ۳٫

خدابخشی، ع. ۱۳۸۷٫ نقش قواعد مدنی در شناسایی مسئولیت کیفری شخص حقوقی، نشریه فقه و حقوق، سال پنجم، شماره ۱۷، تابستان.

درودیان، ح.ع. نیمسال دوم تحصیلی ۸۵-۸۴٫ جزوه درسی حقوق مدنی ۴، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

شریف، ع. ۱۳۹۰، انتساب مسئولیت کیفری به اشخاص حقوقی و نهادهای دولتی، مجله کانون وکلای دادگستری مرکز، شماره ۲۱۲، بهار.

شریفی، ا.ح. ۱۳۸۱٫ مسئولیت اخلاقی، مجله معارف، شماره ۵٫

شفایی، ع. ۱۳۸۷٫ درآمدی بر مسئولیت مدنی اشخاص حقوقی، نشریه فقه و اصول، سال ۱۵، شماره ۵۵، بهار.

فرج اللهی، ر. ۱۳۸۹٫ تاثیر جرم شناسی اثبات‌گرا بر مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی، مجله تحقیقات حقوقی، دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، ویژه نامه شماره ۲، بهار و تابستان.

محسنی، ف. ۱۳۸۹٫ تحولات مسئولیت کیفری شرکت‌ها (از نظر تا عمل)، دیدگاه‌های حقوقی، سال ۱۵، شماره های ۵۱ و ۵۲، پاییز و زمستان.

مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های حقوقی شهر دانش، ۱۳۸۶٫ تهران، مجله «پژوهش‌های حقوقی (علمی – ترویجی)»، سال ششم، شماره ۱۱، بهار و تابستان.

مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های حقوقی شهر دانش، ۱۳۸۷٫ تهران، مجله «پژوهش‌های حقوقی (علمی – ترویجی)»، سال هفتم، شماره ۱۳، بهار و تابستان.

نمامیان، پ. ۱۳۸۶٫ سیاست تقنینی ایران در قبال مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی، ماهنامه شماره ۶۶، سال ۱۱، بهمن و اسفند.

ج) قوانین

  • قانون تجارت الکترونیکی.

قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲٫

منابع انگلیسی

http://www.irbar.com

Kathleen F. Brickey, 1990. Corporate Criminal Liability. Clark Boardman Callaghan Publishing June.

Mcleod, I. 2003. Legal Theory. Palgrave Macmillan. Second edition.

Orland, L. 2004. Corporate Criminal Liability. Regulation and compliance. Aspen Publishers Inc.

Sun Beale, S. & G. Safwat, A. 2005. What developments in Western Europe Tell Us about American Critiques of Corporate Criminal Liability? Buffalo Criminal Law Review. vol. 8. No.1.

Von bar. C. study on property law and non-contractual liability law as they relate to contract law.

Wild, E. 2006. Webster’s new world. Wiley publishing. Canada.

Abstract

Criminal liability of legal persons is one of the issues that their foundations are based in many legal systems. Pros and cons of the responsibility to identify or reject it for the reasons they cite. But our penal system before the computer crime law in the proper sense of the Penal Code 92 means including, Never explicitly criminal liability of legal persons was not anticipated. Anticipated legal penalties are one of the most notable achievements of the Penal Code in 1392. After the computer crimes law, the second law is a law that deals with the anticipated legal penalties. Under the provisions of the former law, some people believed that “the silence of the law can be said: “Only natural persons and representatives of legal entities as they work (Chairman, Director, CEO, representatives, agents and employees) Crime and personal criminal liability may arise, But it’s not a legal person can be held guilty are punished and not tolerated”. But with the Act, the explicit liabilities of legal persons are also known. However, in accordance with Article 20 of the new Act expressly precludes the imposition of sanctions for legal persons are punishable by a real person. In particular, Article 21 of the Penal Code Act 1392 fines have been adapted from the French Penal Code Section 38-131: “The maximum fine applicable to legal entities which, by law, an amount equal to five times the mass suppression is predicted for individuals.” With current legislation, legal entities are also responsible expressly recognized that the author has tried, With regard to the hierarchy, and the necessity of this research is to independently review the deal.

Keywords: criminal responsibility, legal entities, the new Penal Code, fines, dissolution, computer crimes.

    1. – انصاری، مسعود و طاهری، محمدعلی. ۱۳۸۸٫ دانشنامه حقوق خصوصی، جلد دوم، چاپ سوم، تهران: انتشارات جنگل، ص ۱۸۳۹٫ ↑

    1. – باریکلو، علیرضا. ۱۳۸۹٫ مسئولیت مدنی، چاپ سوم، تهران: انتشارات میزان، ص ۲۲٫ ↑

    1. – درودیان، حسن علی. نیمسال دوم تحصیلی ۸۵-۸۴٫ جزوه درسی حقوق مدنی ۴، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ص۳٫ ↑

    1. – Responsibility ↑

    1. – .Liability ↑

    1. – Wild, Ellis. 2006. “Webster’s new world”. Canada. Wiley publishing. p.224. ↑

    1. – حسینی نژاد، حسین قلی. ۱۳۸۹٫ مسئولیت مدنی، چاپ اول، تهران: انتشارات مجد، ص۱۱٫ ↑

    1. – یزدانیان، علیرضا. ۱۳۷۹٫ قلمرو مسئولیت مدنی، چاپ اول، تهران: نشر ادبستان، ص۲۵٫ ↑

    1. – قهرمانی، نصرالله. ۱۳۸۴٫ مسئولیت مدنی وکیل دادگستری، چاپ دوم، تهران: انتشارات نسل نیکان، ص۲۴٫ ↑

    1. – جعفری لنگرودی، محمد جعفر. ۱۳۸۴٫ ترمینولوژی حقوق، چاپ پانزدهم، تهران: انتشارات گنج دانش، ص ۶۴۳٫ ↑

    1. – see: Von bar, Christian. Study on property law and non-contractual liability law as they relate to contract law. p 55. ↑

    1. – یزدانیان، علیرضا، پیشین، ص۲۷٫ ↑

      1. – ماده ۲۶۶: ‌در مورد تعهداتی که برای متعهدٌ له، قانوناً حق مطالبه نمی باشد اگر متعهد به میل خود آن را ایفاء نماید دعوی استرداد او مسموع نخواهد بود. ↑

    1. – داراب پور، مهراب. ۱۳۸۷٫ مسئولیت‌های خارج از قرارداد، چاپ اول، تهران: انتشارات مجد، ص ۴۶٫۵- یزدانیان، علیرضا، پیشین، ۱۳۷۹، ص۲۸٫ ↑

    1. ۶- کاتوزیان، ناصر. ۱۳۸۶٫ الزام‌های خارج از قرارداد، چاپ ششم، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ص۷۲٫ ↑

    1. ۷- کاتوزیان، ناصر. ۱۳۸۶٫ اعمال حقوقی قرارداد- ایقاع، چاپ دوازدهم، تهران: انتشارات شرکت سهامی انتشار، ص۲۶۸٫ ↑

    1. ۱- کاتوزیان، ناصر. ۱۳۸۰٫ قواعد عمومی قراردادها، جلد چهارم، چاپ سوم، تهران: انتشارات شرکت سهامی انتشار، ص۷۵۶٫ ↑

    1. – شریفی، احمدحسین. ۱۳۸۱٫ مسئولیت اخلاقی، مجله معارف، شماره ۵: ۱۰٫ ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:59:00 ب.ظ ]




۲-۱-۴-۱- اهمیت علم سنجی

ارزشیابی کمی علوم در ارتباط با مقایسه برونی و درونی فعالیت های علمی، منجر به باروری و توسعه می شود، و می‌تواند کمک برزگی برای مسئولان برنامه ریزی باشد تا بتوانند با هزینه کمتر، بیش ترین استفاده را از منابع مالی و انسانی ببرند و در بهینه سازی ساختار اقتصادی – اجتماعی کشور مؤثر باشند. چرا که یکی از اهداف اصلی علمی سنجی، اندازه گیری و تعیین معیارهای جنبه‌های مختلف مدیریتی و سازمانی علوم است (سن گوپتا، ۱۳۷۲). در تأیید این امر بک[۲۹] نیز عقیده دارد که علم سنجی می‌تواند به توازن بودجه و هزینه های جاری اقتصادی کمک کند (بک، ۱۹۷۸). در سطحی وسیع تر علم سنجی را می توان از عوامل مؤثر گردش مستمر فعالیت های تحقیقاتی در هر زمینه علمی دانست که مستقیماً با ارزشیابی کمی علمی سرکار دارد.

۲-۱-۵- نتیجه گیری

علم در جهان با آفرینش انسان آغاز می شود چرا که انسان موجودی کنجکاو نسبت به محیط اطراف آفریده شده است. این کنجکاوی در انسان نسبت به هر موجود دیگری کامل تر و پایدارتر است. میل انسان نسبت به دانستن باعث ایجاد زمینه‌های مختلف علم و افزایش ‌شاخه‌ها علم شده است. روند تولید علم در ایران در دوره های پیش از انقلاب به دلیل کمبود بسترهای لازم بسیار کند بوده ولی بعد از انقلاب اسلامی روندی رو به رشد داشته است به طوری که در سال های اخیر تولیدات علمی ایران از بسیاری از کشورهای خاورمیانه و حتی کشورهای اروپایی بیش تر بوده است. با این وجود، ایران به دلیل دارا بودن نیروی انسانی جوان و تحصیل کرده در جامعه و همچنین بسترهای لازم، پتانسیل لازم برای قرار گرفتن در رده ها تک رقمی در رنکینگ جهانی علم را دارا است. این روند در صورتی شدنی است که سیاست گذاران علمی کشور به علم و تولید علم توجه خاص مبذول دارند. عدم برنامه ریزی صحیح و در اولویت قرار ندادن علم و پژوهش در برنامه های کلان کشور، بها ندادن به کیفیت آموزشی وکیفیت نیروی های تحصیل کرده، فراهم نکردن امکانات لازم و بودجه تحقیقاتی از جمله عواملی است که روند رشد تولید علم را در ایران را کند می‌کند.

امروزه به منظور سنجش تولیدات علمی در هر کشور از روش های علم سنجی استفاده می شود. از آنجا که، به کارگیری شاخص های علم سنجی جهت سنجش کمیت و کیفیت تولیدات علمی در سال های اخیر در مجامع بین‌المللی رشد بسیار زیادی داشته است، لازم و ضروری است که تولیدات علمی ایرانیان بر اساس شاخص های بین‌المللی علم سنجی مورد سنجش قرار گیرند تا روند فرایند تولید علم هم ‌بر اساس بعد کمی و هم بر اساس بعد کیفی بر مبنای استاندارهای جهانی شکل بگیرد تا بتواند در صحنه رقابت بین‌المللی جایگاهی برای خود به دست آورد.

بدون شک امروزه دانشگاه ها به دلیل وجود امکانات آموزشی و پژوهشی خواستگاه تولیدات علمی در هر کشور به حساب می‌آیند. در هر دانشگاهی، اعضای هیات علمی نقشی بی بدیل در تولید علمی دارند. اعضای هیات علمی در هر دانشگاه در کنار وظایف آموزشی کار پژوهشی نیز انجام می‌دهند. علاوه بر آن اعضای هیات علمی کار هدایت پایان نامه و همچنین کار هدایت دانشجویان کنجکاو در راه تولید مقاله و کسب علم را بر عهده دارند. ‌بنابرین‏ توجه به اعضا هیات علمی در دانشگاه، بدون تردید از یک طرف باعث افزایش تولیدات علمی می­ شود و از طرف دیگر کیفیت پژوهش ها را افزایش می‌دهد علاوه بر این به تربیت نیروی متخصص و پژوهشگر کمک شایانی می‌کند. از این رو توجه به نیازهای و دیدگاه اعضای هیات علمی در روند افزایش تولیدات علمی نقش بسیار مؤثری ایفا می‌کند.

۲ -۲- پیشینه پژوهش

۲-۲-۱- پیشینه پژوهش در داخل

برات پور (۱۳۸۱)در پژوهش خود به بررسی عوامل تاثیر گذار بر فعالیت های علمی اعضای هیات علمی ‌گروه‌های کتابداری دانشگاه های دولتی ایران از دیدگاه آنان پرداخت. پژوهشگر در این پژوهش با بهره گرفتن از روش پیمایشی به بررسی دیدگاه های ۵۷ نفر از اعضای هیات علمی ‌گروه‌های کتابداری دانشگاهی دولتی ایران درخصوص عوامل فردی، رفاهی، انگیزشی، اقتصادی و بوروکراسی اداری مؤثر بر فعالیت علمی پژوهشی آنان پرداخت. بر اساس یافته ­های تحقیق، از مجموع عوامل فردی عامل رقابت و علاقه به تحقیق بیش ترین تاثیر و عامل وقت کم ترین تاثیر را بر فعالیت علمی پژوهشی جامعه مورد مطالعه داشته است. در مجموع عوامل رفاهی- حمایتی، عامل دسترسی به کتب و نشریات جدید بیش ترین و دو عامل برگزاری کارگاه ­های آموزشی در زمینه روش­های تحقیق و آمار و نیز استفاده از تسهیلات رفاهی کم ترین تاثیر را داشته اند. از دیدگاه جامعه مورد مطالعه در مجموع عوامل اجتماعی، عامل روابط انسانی بین اعضای هیات علمی نسبت به عامل ارتباط علمی پژوهشی بین آن­ها تاثیر بیش تری بر فعالیت اعضای هیات علمی داشته است. همچنین نتایج نشان داد که در مجموعه عوامل انگیزشی عامل تشویق استادان بر شرکت در سمینارهای داخلی و خارجی بیش ترین و عامل تشویق استادان برای فعالیت­های مشترک با سایر دانشگاه­ها کم ترین تاثیرگذاری را داشته اند. در نهایت ازمجموعه عوامل بوروکراسی – اداری، طولانی بودن مراحل تصویب موضوع پژوهش بالاترین و بوروکراسی ناشی از مقررات تخصیص حق التحقیق پایین­ترین عامل تاثیر گذار در فعالیت­های پژوهشی تخصیص داده ‌شده‌اند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:59:00 ب.ظ ]




«سرانجام جهان متمدن ‌و پیشرفته این اصل مهم را پذیرفت که اسیر یک جنایتکار نیست، بلکه صرفا دشمنی است که دیگر قادر به حمل سلاح نمی باشد و باید از حقوق انسانی برخوردار و در پایان مخاصمات او را آزاد نمود ضمن این که هنگام اسارت نیز باید مورد احترام قرارگرفته و با او رفتار انسانی داشت، شخصیت جسمانی، معنوی، شئونات انسانی وحقوق حقه ی او محفوظ بماند. این مفهوم ودیدگاه جدید از اسیر که مقبول اکثر دول بود از طریق فعالیت های دیپلماتیک وحقوقی به شکل متون حقوقی مدون در رویه حقوقی و عملی دولت ها جای گرفت.

متن پیش نویس ۱۸۷۴ بروکسل، کنوانسیون ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ لاهه، موافقت نامه های ویژه میان دولت های متخاصم در۱۹۱۷ و۱۹۱۸ دربرن سوئیس وکنوانسیون ۱۹۲۹، همگی نشان دهنده نقاط عطف و شگرف در این تحول بزرگ بودند».[۳۳]

اصول اولیه حقوق ‌و تکالیف اسیران جنگی درفصل دوم بخش اول قواعد مربوط به حقوق وآداب جنگ زمینی، ضمیمه کنوانسیون دوم اولین کنفرانس صلح لاهه ‌در سال‌ ۱۸۹۹ طی موارد ۴ تا ۲۰ در نظرگرفته شده بود که همان قواعد مذکور با تغییرات کمی در موارد ۴ تا ۲۰ کنوانسیون سال ۱۹۰۷ لاهه آورده شده بود، که درآن به مسئله بازگشت هرچه سریعتر اسیران جنگی به ارکان خود اشاره شده بود.

ماده ۲۰ چنین مقرر می کرد که: بعد از انعقاد پیمان صلح، بازگشت اسیران جنگی باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن انجام پذیرد: همان طورکه در فحوای مفاد ماده ۲۰ در هردو کنوانسیون آمده مشخص می‌گردد که قواعد مذکور فقط ‌در مورد وضعیت وحالت بازگشت اسیران جنگی آن هم بعد از خاتمه جنگ و انعقاد پیمان صلح بین متخاصمین را شامل می شد و مواد موصوف شامل حالت بینابین ناشی از برقراری آتش بس[۳۴] یاترک مخاصمه فعال بین طرفین درگیر را شامل نمی شد و این موضوع مسکوت مانده بود در خلال جنگ جهانی اول عدم کفایت و دقت مواد اشاره شده کاملاً آشکار گردید لذا متفکرین و مسئولین کشور ها در صدد رفع این نواقص بودند که این مهم ‌و خواست با انعقاد موافقت نامه های جدید بین کشور های متخاصم در طول سال‌های ۱۹۱۷ و۱۹۱۸ تا حدود زیادی عیوب عنوان شده مرتفع گردید. در زمانی که ماده ۲۰ کنوانسیون ۱۹۰۷ لاهه تحت بررسی و اظهار نظر قرار داشت الزام کشور نگهدارنده و دارنده اسیر نسبت به باز گشت و عودت اسیران جنگی به اوطانشان بخشی از حقوق بین‌المللی عرفی محسوب می شد و حسب عرف آن روز جامعه جهانی، کشورها با اسیران رفتار می‌کردند البته این ماده نمی توانست یک ماده وقاعده خوبی باشد زیرا در جنگ ها معمولا از زمان خاتمه نبرد فعالانه تا انعقاد پیمان صلح مدت زمان طولانی می‌گذشت و در برخی موارد مخاصمات فی مابین بدون معاهده صلح پایان می پذیرفت.

در نتیجه اسیران جنگی کشورهای درگیر در این حالت بلاتکلیف می ماندند و سال های سال بدون هیج امید و تکلیفی در زندان ها و اسارتگاههای طرف مقابل به سرمی بردند. «ترک فعالانه جنگ جهانی اول در نوامبر سال۱۹۱۸ صورت گرفت و معاهده صلح ورسای در۲۸ ژوئن ۱۹۱۹ بسته شد که وفق ماده ۲۱۴ پیمان و رسای مقرر شده بود( بازگشت اسیران جنگی و غیر نظامیان بازداشتی در کوتاه‌ترین زمان بعد از به اجرا در آمدن معاهده حاضر انجام می پذیرد درعمل معاهده منعقد در۱۵ ژانویه سال ۱۹۲۰ اجرا شد و به همین دلیل ملاحظه می شود که از زمان ترک مخاصمه بین کشورهای درگیر تا زمان اجرای معاهده صلح بین بیش از ۱۴ ماه به طول انجامید و اسیران جنگی و بازداشتی این مدت را نیز در بلاتکلیفی و اسارت سپری نمودند».[۳۵]

۲-۱-۱- اسیران نظامی

اصولاً اگر انحرافات، تجاوزات و تجردهای انسان های خودخواه و زورمدار نبود، اساس زندگی نوع بشر برصلح، همزیستی مسالمت آمیز، صفا، صمیمیت و برادری بود زیرا که فطرت انسان‌ها، آن ها را به سوی زندگی صلح آمیز و شرافتمندانه رهنمون می کند و کمتر نیاز به جنگ و به کارگیری ابزار و ادوات جنگی می‌باشد.

به شهادت تاریخ و اسناد و مدارک موجود تا اوایل قرن ۱۹ مهمترین راه حل و برخورد با اسیران جنگی ازطریق کشتن به روش های گوناگون حتی به فجیع ترین شکل یا خرید و فروش آن ها می شد. در کشورهای اسلامی، بردگی اسیران مرسوم و جاری بود. «دراعلامیه ای از حاکم وقت تریپولی، درآوریل ۱۸۱۶ آمده که درصورت جنگ با هرقدرت اروپایی، هیچ یک از اسیران جنگی به بردگی نخواهند رفت و به صورت برده فروخته نمی شوند و باتمام زندانیان به‌ عنوان اسیر جنگی، با انسانیت رفتارخواهد شد و مبادله آن ها طبق رویه اروپاییان درموارد مشابه انجام می‌شود و در پایان مخاصمات، اسیران بدون گرفتن فدیه و جریمه به کشورهایشان عودت داده خواهند شد». سیاست های دولت های غربی ‌در مقابل‌ امپراطوری عثمانی تلاش برای تخفیف شرایط رفتار با اسیران و یا القای بردگی بود. البته رویه جدید چندان مورد رضایت سلطان عثمانی نبوده و به همین جهت «در ژانویه ۱۸۲۴ ازسوی حاکم تونس اعلامیه ای منتشر گردید که طی آن وی متعهد شد که (برخلاف دستورات سلطان عثمانی ) اگر درآینده هر برده مسیحی یا یونانی ‌به این‌جا آورده شود، نه آن‌ ها را بفروشد ونه به کسی اجازه خـریداری آن ها را بدهد، بلکه تا برقراری صلح، ازآن‌ ها به‌ عنوان اسیر جنگی نگهداری می‌کنیم، وآن گاه آنان اسیران ماوما هم اسیران آنان را بدون فدیه بازگشت خواهیم داد».[۳۶]

«حکومت های مسیحی، درطول تاریخ نسبت به اسیران بسیار سبوعانه وبا بی رحمی ویژه ای رفتار شده است»[۳۷]. مطالعه تاریخ جنگ های معاصر وهمچنین جنگ های صلیبی ولشکرکشی های اسکندرمقدونی نشان می‌دهد که دول غربی هم به هیچ وجه پرونده درخشانی ‌در رفتار با اسیران جنگی نداشته اند وآنچه درجنگ جهانی دوم ازسوی آلمان هیتلری در رفتار با اسرا و سوزاندن اسیران جنگی درکوره های سوزان واستفاده از اسیران به ‌عنوان نمونه های آزمایشگاهی و… که درتاریخ ثبت گردیده، مایه ننگ ورسوایی تمدن اروپایی است. رفتار دول استعمارگر اروپا با سرزمین های تحت استعمار، سیاست های تجاوز کارانه وحمله به کشورهای ضعیف به خصوص آفریقایی و اسیر نمودن مردان، زنان، بچه ها و همچنین به هنگام جنگ‌ها و انقلابات استقلال طلبانه کشورهای جهان سوم همه اسرا را باغل وزنجیر و در بدترین شرایط زیستی نگهداری نمودند با باهمان غل و زنجیر مجبور به پارو زدن در کشتی ها و یا کار در مزارع را باید به فهرست مذکور اضافه نمود.

وضعیت حقوقی اسیران جنگی تا پایان قرن ۱۹ درهیچ معاهده یا توافق عمومی گسترده وفراگیر به طور تفصیلی گنجانده نشده بود.قبل از آن در مواد ۱۰۵ و ۱۰۶ مقررات ۱۸۶۳ درامریکا ‌در مورد مبادله اسیران اشاراتی مختصر شده بود. ‌در سال‌ ۱۸۶۶ در«پراگ» ‌کنوانسیونی بین اتریش وپروس شامل اصولی دررابطه با تخلیه سرزمین اتریش وعقب نشینی نیروهای پروس و هم چنین مقرراتی درمورد مبادله اسیران جنگی بین دو کشور منعقد گردید. اولین تلاش درتنظیم وضعیت حقوقی اسیران جنگی و رفتار با آن ها، دریک معاهده چند جانبه، ‌در کنفرانس ۱۸۷۶ «بروکسل» ‌بود که اگر چه جنبه الزام آور نداشت، ولی حاوی اصولی بود که می توان آن ها راپیش درآمد تحولات بعدی دانست. دراعلامیه بروکسل، طی ۱۲ ماده برقراری رژیم حاکم براسیران جنگی مطرح شد ولی این اعلامیه هرگز تصویب نشد و به مرحله اجرا در نیامد، اما اصول آن درموافقت نامه های بین‌المللی بعدی مد نظرگرفته وملاک اعتبار واقع گردید. قرن نوزدهم شاهد مفاهیم نوین در حقوق طبیعی حرکت جدید بشر دوستانه به ویژه در ایده های «هنری دونان»[۳۸] بود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:59:00 ب.ظ ]




انواع انگیزش

انگیزش را به دو دسته درونی و بیرونی تقسیم کرده‌اند. در انگیزش درونی، دانش آموزان به خاطر چالش‌انگیزی، پیچیدگی و ناهمخوانی تکلیف و یا به دلیل این که تکلیف، احساس شایستگی، تسلط، کنترل و یا خودمختاری را تقویت کند، به کوشش واداشته می‌شوند (حسن زاده، ۱۳۸۱).

در انگیزش بیرونی، دانش آموزان تلاش و کوشش خود را برای به دست آوردن آنچه که مورد علاقه شان است، افزایش می‌دهند. در چنین موردی، تکلیف وسیله ای است برای به دست آوردن شیء مورد علاقه. ‌بنابرین‏، انگیزه و مشوق درونی، جنبه ای از یک فعالیت است که افراد از آن لذت می‌برند و برای آن، برانگیخته می‌شوند. انگیزه و مشوق بیرونی، پاداش بیرونی است که به یک فعالیت داده می شود، از جمله نمره خوب یا امتیازهای اجتماعی (حسن زاده، ۱۳۸۱).

گروهی از نظریه پردازان یادگیری اجتماعی، از جمله راتر، معتقدند که افراد، موفقیت ها و شکست های خود را به عوامل شخصی و یا محیطی نسبت می‌دهند. از این رو، دو منبع کنترل، یعنی درونی و بیرونی را شناسایی کرده‌اند. این نظریه به نظریه منبع یا مکان کنترل شهرت دارد. با توجه ‌به این فرضیه، اسلاوین معتقد است که افراد از لحاظ اعتقاد به منابع کنترل، به دو دسته تقسیم می‌شوند:

    1. گروهی که موفقیت ها و شکست های خود را به شخص خود و کوشش و توانایی خود نسبت می‌دهند. این گروه افراد دارای منبع کنترل درونی نامیده می‌شوند.

  1. گروه دیگر که موفقیت ها و شکست های خود را به عوامل محیط بیرون از خود (بخت و اقبال یا سطح دشواری تکلیف) نسبت می‌دهند، افراد دارای منبع کنترل بیرونی نامیده می‌شوند (حسن زاده، ۱۳۸۱).

منبع کنترل در تبیین عملکرد تحصیلی دانش آموزان، می‌تواند بسیار با اهمیت باشد. برای مثال، تعدادی از پژوهشگران دریافتند، دانش آموزانی که منبع کنترل درونی بالایی دارند، در مقایسه با دانش آموزانی که از هوش یکسانی برخوردارند، ولی دارای منبع کنترل درونی پایین هستند، نمرات تحصیلی و پیشرفت آموزشگاهی بهتری دارند (حسن زاده، ۱۳۸۱).

نظریه های انگیزش:

  1. نظریه های معاصر انگیزش

نظریه انگیزش پیشرفت

اﻧﮕﻴﺰه دارای ﻧﻈﺮﻳﻪﻫﺎی ﻣﺘﻌﺪدی اﺳﺖ. ﻳﻜﻲ از ﻧﻈﺮﻳﻪﻫﺎ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺗﻔﺎوت اﻧﮕﻴﺰه داﻧﺶآﻣﻮزان ﺑﺮای ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ در ﻣﺪرﺳﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﻲﻛﻨﺪ اﻧﮕﻴﺰش ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻧﺎﻣﻴﺪه ﻣﻲﺷﻮد (اﻳﻤﺰ و آرﭼﺮ[۵]، ۱۹۸۸). ﻧﻈﺮﻳﻪ اﻧﮕﻴﺰش ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺑﺮﺗﺤﻘﻴﻘﺎت اوﻟﻴﻪ ﻫﻮپ[۶] اﺳﺘﻮار اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺑﺮﻧﻘﺶ ﻫﺪف در ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ و ﺷﻜﺴﺖ داﻧﺶآﻣﻮز ﺗﺄﻛﻴﺪ دارد. ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اوﻟﻴﻪ ﻫﻮپ (۱۹۳۰)، ﺗﺠﺎرب اﻓﺮاد را در زﻣﻴﻨﻪ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ و ﺷﻜﺴﺖ ﺗﺸﺮﻳﺢ ﻛﺮد. او ﻣﻲگوید: «اﻓﺮاد ﭘﺲ از ﻛﺴﺐ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ، ﺳﻄﺢ ﻫﺪف ﺧﻮد را ﺑﺎﻻ ﻣﻲﺑﺮﻧﺪ و ﭘﺲ از ﺷﻜﺴﺖ، آن را ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻣﻲآورﻧﺪ». ﻫﻮپ ﺗﺼﻮر ﻣﻲﻛﺮد ﻛﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮ در ﻫﺪف، اﻓﺮاد را در ﺑﺮاﺑﺮ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﺪاوم ﺷﻜﺴﺖ و ﻳﺎ اﻣﻮر ﺑﺴﻴﺎر آﺳﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﻮﺟﺐ اﺣﺴﺎس ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﻧﻤﻲﺷﻮد ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﻣﺤﻘﻘﺎن اﻧﮕﻴﺰﺷﻲ ﻋﻘﻴﺪه دارﻧﺪ ﻛﻪ اﻧﮕﻴﺰه ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ، ﻳﻚ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﻴﻦ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎی ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻲ و اﻧﮕﻴﺰه ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻓﺮد ﺑﺮای رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ اﺳﺖ. اﻳﻦ دو ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ در ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ رﻓﺘﺎر، درﮔﻴﺮ دو ﻧﻮع اﻧﮕﻴﺰه ﺿﻤﻨﻲ و ﺻﺮﻳﺢ ﻫﺴﺘﻨﺪ. اﻧﮕﻴﺰهﻫﺎی ﺿﻤﻨﻲ، ﺧﻮد ﺑﻪ ﺧﻮد ﻋﻤﻞ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ و از آن ﺑﻪ اﻧﺠﺎم وﻇﻴﻔﻪ ﻧﻴﺰ ﻧﺎم ﺑﺮده ﻣﻲﺷﻮد و از ﻃﺮﻳﻖ ﻣﺸﻮقﻫﺎی ذاﺗﻲ ﺑﺮای اﻧﺠﺎم ﻛﺎر ﺗﺤﺮﻳﻚ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ. اﻣﺎ اﻧﮕﻴﺰهﻫﺎی ﺻﺮﻳﺢ از ﻃﺮﻳﻖ اﻧﺘﺨﺎب ﻋﻤﺪی و اﻏﻠﺐ ﺑﺮای دﻻﻳﻞ ﺑﻴﺮوﻧﻲ ﺗﺤﺮﻳﻚ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ (ﺑﺮوﻧﺰﺗﻴﻦ[۷] و ﻣﺎﻳﺮ[۸]، ۲۰۰۵).

ﺳﻴﺮز از ﻃﺮﻳﻖ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺟﺎﻟﺒﻲ ﻛﻪ درﺑﺎره ﻫﺪفﻫﺎی ﻛﻮدﻛﺎن دﺑﺴﺘﺎﻧﻲ اﻧﺠﺎم داد ﺑﻪ ﻃﺮاﺣﻲ ﻧﻈﺮﻳﻪ اﻧﮕﻴﺰش ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ دﺳﺖ ﻳﺎﻓﺖ (ﻣﺎﻳﺮ، ۱۹۹۲). ﻧﺘﻴﺠﻪ آزﻣﺎﻳﺶﻫﺎی او ﻧﺸﺎن داد ﻛﻪ در ﺷﺮاﻳﻂ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ، اﻫﺪاف ﻛﻮدﻛﺎن درﺳﺖ ﺑﺎ ﻋﻤﻠﻜﺮد واﻗﻌﻲﺷﺎن ﺗﻄﺒﻴﻖ ﻣﻲﻛﺮد و ﻳﺎ ﻛﻤﻲ ﺑﺰرﮔﺘﺮ از آن ﺑﻮد. از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ در ﺷﺮاﻳﻂ ﺷﻜﺴﺖ، اﺧﺘﻼف ﺑﻴﺸﺘﺮی ﺑﻴﻦ اﻫﺪاف ﻛﻮدﻛﺎن و ﻋﻤﻠﻜﺮد واﻗﻌﻲﺷﺎن ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻣﻲﺷﺪ. ﻣﻚﻛﻠﻨﺪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ در ﻣﻮرد ﻧﻈﺮﻳﻪ اﻧﮕﻴﺰش ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ را اداﻣﻪ داد و ﺷﺮاﻳﻄﻲ را ﻛﻪ اﻓﺮاد در آن ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ، ﺑﺮرﺳﻲ ﻛﺮد. ﻳﻜﻲ از ﻫﻤﻜﺎران ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﻣﻚﻛﻠﻨﺪ ﺑﻨﺎم اﺗﻜﻴﻨﺴﻮن ﻛﺎر ﺗﺪوﻳﻦ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﻣﻌﺎﺻﺮ اﻧﮕﻴﺰش را اداﻣﻪ داد (ﻣﺎﻳﺮ، ۱۹۹۲).

اﺗﻜﻴﻨﺴﻮن[۹] (۱۹۶۸، ۱۹۶۷) در ﻣﺠﻤﻮﻋﻪای از ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﻧﺸﺎن داد ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﮔﺮاﻳﺶ دارﻧﺪ اﻫﺪاﻓﻲ را ﺑﺎ دﺷﻮاری ﻣﺘﻮﺳﻂ اﻧﺘﺨﺎب ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ و اﻓﺮادی ﻛﻪ از ﺷﻜﺴﺖ ﻧﮕﺮاﻧﻲ زﻳﺎدی دارﻧﺪ اﻏﻠﺐ اﻫﺪاﻓﻲ را ﺑﺮ ﻣﻲﮔﺰﻳﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﻳﺎ ﺑﺴﻴﺎر ﺑﺰرگ و ﻳﺎ ﺑﺴﻴﺎر ﻛﻮﭼﻚ اﺳﺖ. دﻳﺪﮔﺎهﻫﺎی ﺟﺪﻳﺪ اﻧﮕﻴﺰش ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻫﻨﻮز ﻫﻢ ﺑﺮ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ و ﺷﻜﺴﺖ در اﻫﺪاف ﺗﺄﻛﻴﺪ دارﻧﺪ (دﻳﻮک[۱۰]، ۱۹۸۸). اﻳﻤﺰ و آرﭼﺮ ﺗﻔﻜﻴﻜﻲ را ﺑﻴﻦ اﻧﻮاع ﻫﺪفﻫﺎ ﻗﺎﻳﻞ ﺷﺪه‌اﻧﺪ و ﻋﻘﻴﺪه دارﻧﺪ داﻧﺶآﻣﻮزان ﺑﺎ ﭼﻨﻴﻦ اﻫﺪاف ﻣﺘﻔﺎوﺗﻲ در ﺳﻄﻮح ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻛﺴﺐ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. زﻳﺮا داﻧﺶآﻣﻮزاﻧﻲ ﻛﻪ در ﺟﻬﺖ اﻫﺪاف ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺑﻬﺒﻮد ﺧﻮﻳﺶ ﺗﻼش ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ اﻋﺘﻘﺎد دارﻧﺪ ﺗﻼشﻫﺎی اﻳﺸﺎن ﺑﻪ ﻳﻚ ﺗﻔﺎوت واﻗﻌﻲ ﻣﻲاﻧﺠﺎﻣﺪ. آﻧﻬﺎ در ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ داﻧﺶآﻣﻮزاﻧﻲ ﻛﻪ اﻫﺪاف ﺧﻮد را ﺑﺮ اﺳﺎس ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲﻫﺎی ﺷﺨﺼﻲ ﺧﻮﻳﺶ اﻧﺘﺨﺎب ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﺳﻄﻮح ﺑﺎﻻﺗﺮی را ﺑﺪﺳﺖ ﻣﻲآورﻧﺪ. ﻳﻜﻲ از ﮔﺴﺘﺮده ﺗﺮﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﭘﻴﺮاﻣﻮن ارﺗﺒﺎط ﺑﻴﻦ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ و اﻧﮕﻴﺰه ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﻚﻛﻠﻨﺪ ﺑﺮﻣﻲﮔﺮدد. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ وی ﺑﻴﻦ اﻧﮕﻴﺰه ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺑﺎﻻ و ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ راﺑﻄﻪ ﻣﺜﺒﺖ وﺟﻮد دارد (ﺷﻴﺨﻲ ﻓﻴﻨﻲ، ۱۳۷۲).

در سال ۱۹۷۰، کمپل[۱۱] و همکارانش تئوری‌های انگیزش را در دو چارچوب کلی تقسیم کردند:

نظریه های محتوایی

نظریه های محتوایی از توصیف «هست» و «نیازها» صحبت می‌کنند و نظریه پردازان محتوایی درصدد شناخت و مشخص کردن عواملی هستند که موجب انگیزش انسان برای کار می شود. به عبارت دیگر تئوری‌های محتوایی بیشتر به مسائل درونی انسان و عوامل انگیزش توجه دارند و در جستجوی چیزهایی هستند که رفتار فرد را برای انجام کار فعال می‌سازد (نایلی، ۱۳۷۳).

نظریه سلسه مراتب نیازها: ابراهام مازلو[۱۲] مدل خود را درباره انگیزش انسانی، بر مبنای تجربه ‌کلینیکی خود در سال ۱۹۴۳ ارائه داد. وی احتیاجات بشری را به پنج طبقه تقسیم نموده و آن را سلسله مراتب نیازها می نامد که عبارتند از:

    • نیازهای فیزیولوژیک – ارضای سائقه های تشنگی، گرسنگی و جنسی

    • نیازهای ایمنی – رهایی از ترس آسیب های برونی، تغییرات شدید برونی

    • نیازهای مربوط به تعلق – میل به داشتن روابط عاطفی و مراقبتی یعنی دریافت محبت و حمایت شخصی از ناحیه دیگران

    • نیاز به قدرت و منزلت – احترام و ارج گذاری مثبت از جانب همسالان و وابستگان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:59:00 ب.ظ ]




رویکرد مبتنی بر قواعد، یک رویکرد مبتنی بر وضع راه کارهای دقیق و مورد به مورد است. این موضوع موجب می شود که تهیه کنندگان اطلاعات بر اساس دستورالعمل های وضع شده، گام به گام پیش روند و صورت های مالی را همانند قطعات معما به یکدیگر پیوند دهند. این موضوع مقایسه پذیری میان صورت های مالی را افزایش می‌دهد، زیرا همه بر اساس دستورالعمل مشخصی اقدام به تهیه اطلاعات کرده‌اند. همچنین از آنجا که امکان قضاوت تا اندازه ای سلب می شود، حسابرسان اطمینان بیشتری در هنگام اظهار نظر دارند و قانون گذاران نیز اطمینان دارند که استانداردهای مورد نظر آن ها جزء به جزء رعایت می‌شوند(ناظمی،۱۳۸۵). یک رویکرد « مبتنی بر قواعد » می‌تواند تدوین کنندگان استانداردهای ملی ایران را در ایجاد استانداردهای همسان و با کیفیت بالا یاری دهد.

۲-۳-۱- ارزیابی کیفیت گزارشگری مالی

در گزارش سال ۱۹۹۹ کمیته بلو ریبون[۵۸] درخصوص بهبود اثربخشی کمیته حسابرسی شرکت‌ها، پیشنهاد شماره ۸ به شرح زیر آمده است:

“کمیته پیشنهاد می‌کند استانداردهای حسابرسی، حسابرسان مستقل را ملزم سازد که قضاوت خود درباره کیفیت (و نه صرفاً قابلیت قبول) اصول حسابداری مورد استفاده در تهیه صورت‌های مالی شرکت را با کمیته حسابرسی به بحث بگذارند. مباحثه باید شامل مسائلی نظیر شفافیت افشای مالی و درجه تهاجمی (خوشبینی) یا محافظه کاری (بدبینی) اصول و براوردهای حسابداری و سایر تصمیم های مهم مدیریتی باشد که در تهیه صورت‌های مالی به کار رفته و توسط حسابرسان مستقل بررسی شده است. این الزام باید به گونه ای نوشته شود که بحث و مذاکره آزاد و صریح را تشویق کند و از زبان استاندارد شده و غیرمنعطف بپرهیزد”.

در پاسخ ‌به این پیشنهاد، هیئت استانداردهای حسابرسی، استاندارد حسابرسی شماره ۶۱ (SAS No. 61) را اصلاح کرد و پیشنهاد فوق را الزامی نمود.

در پرتو الزامهای جدید، حسابرسان، اعضای کمیته حسابرسی و مدیریت می‌کوشند «کیفیت گزارشگری مالی» را تعریف کنند. در آوریل ۲۰۰۰، انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA) رهنمودی ‌در مورد روش و زمان ارتباط با کمیته حسابرسی منتشر کرد و ده گروه از موضوع هایی را که مدیریت و حسابرسان می‌توانند مورد بحث قرار دهند فهرست نمود. به‌هر حال، درباره کیفیت فقط گفته شده است که: “معیاری عینی برای کمک به ارزیابی یکنواخت اصول حسابداری مورد استفاده در تهیه صورت‌های مالی یک واحد تهیه نشده است. استاندارد شماره ۶۱ سمت و سوی بحث و مذاکره با کمیته حسابرسی را به مواردی که اثر با اهمیتی بر صورت‌های مالی دارد، شامل بیان صادقانه، قابلیت رسیدگی، بی طرفی و ثبات رویه سوق داد. این خصوصیات می‌تواند مبنایی برای بحث کیفیت به مفهوم عام کلمه قرار گیرد، زیرا این ویژگی‌ها در بیانیه مفهومی شماره ۲ هیئت استانداردهای حسابداری مالی (FASB) به عنوان خصوصیات مطلوب اطلاعات مالی ارائه شده است”.

طبق اطلاعات موجود، مدل جامعی فراتر از بیانیه مفهومی شماره ۲، برای ارزیابی کیفیت گزارشگری مالی طراحی نشده است.

۲-۳-۲-کیفیت صورت‌های مالی در مقایسه با کیفیت گزارشگری مالی

اگر چه پیشنهاد شماره ۸ کمیته بلو ریبون و استاندارد شماره ۶۱ مشخصاً به کیفیت گزارشگری مالی اشاره کرده‌اند ولی با تأکید بر اصول حسابداری شرکت، به طور ضمنی بر صورت‌های مالی تمرکز نموده‌اند. به‌هر حال، بحث جامع درخصوص کیفیت، در نهایت می‌باید فراتر از صورت‌های مالی باشد، زیرا شرکت‌ها اطلاعات مالی را با وسایل دیگر (نظیر مجلات مالی، گزارش‌های تحلیلگران و…) و روش های دیگر (نظیر سخنرانی، نمایش، مراکز اطلاع رسانی اینترنتی و…) نیز منتشر می‌کنند. اگر چه چارچوب پیشنهادی در این مقاله برای ارزیابی کیفیت صورت های مالی است ولی برای ارزیابی اطلاعات مالی به مفهوم کلی نیز کاربرد دارد. نکته دیگر این است که گزارشگری مالی فقط یک محصول نهایی نیست، بلکه فرایندی متشکل از چندین جزء است. ‌بر اساس چارچوب پیشنهادی، کیفیت گزارشگری مالی نهایتاًً بستگی به کیفیت هر بخش از فرایند گزارشگری مالی دارد.

۲-۳-۳- رویکردهای مختلف برای ارزیابی کیفیت گزارشگری مالی

افزون بر پیشنهاد شماره ۸ و متن اصلاح شده استاندارد شماره ۶۱، رویکردهای متفاوت دیگری به کیفیت اصول حسابداری و گزارشگری مالی وجود دارد. این رویکردها را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد: ۱) رویکرد نیازهای استفاده‌کننده و ۲) رویکرد حمایت از سرمایه‌گذار/ سهامدار. رویکرد نیازهای استفاده‌کننده تمرکز بر مسائل مرتبط با ارزشیابی دارد. رویکرد حمایت از سرمایه‌گذار/ سهامدار بر مسائل مرتبط با نحوه اداره شرکت و مباشرت تأکید دارد.

الف) رویکرد نیازهای استفاده‌ کنندگان[۵۹]

در این گروه، کیفیت گزارشگری مالی ‌بر مبنای‌ سودمندی اطلاعات مالی برای استفاده‌ کنندگان، تعیین می‌شود. چارچوب نظری هیئت استانداردهای حسابداری مالی نمونه اولیه‌ای از این مدل است. هیئت در بیانیه‌های مفهومی استدلال می‌کند که کیفیت می‌باید برحسب اهداف کلی گزارشگری مالی، یعنی فراهم‌کردن اطلاعات سودمند برای استفاده‌ کنندگان جهت تصمیم های سرمایه‌گذاری، اعتبار و مانند آن تعریف شود. هیئت سپس ویژگی‌های کیفی لازم برای تامین اهداف بیان شده را تعریف می‌کند. طبق مدل هیئت، خصوصیات کیفی شامل ‌مربوط بودن‌ (ارزش پیش‌بینی، ارزش تاییدکنندگی و به موقع بودن)، اتکاپذیر بودن (رسیدگی‌پذیری، بیان صادقانه و بیطرفی)، ثبات رویه و مقایسه‌پذیر بودن است. هیئت تصدیق می‌کند که این یک ارزیابی ذهنی است و اغلب می‌باید بین مربوط بودن و اتکاپذیر بودن تعادل برقرار شود(رحمانی، ۱۳۸۱).

رویکرد کمیته جنکینز[۶۰] دقیقاً در راستای مدل هیئت استانداردهای حسابداری مالی می‌باشد، اما در تعریف نیازهای اصلی استفاده‌ کنندگان به اطلاعات، با شناسایی مفاهیم هفت گانه زیر از آن مدل فراتر می‌رود:

• تجزیه و تحلیل جداگانه هر قسمت تجاری که فرصت‌ها و ریسک های متفاوتی دارد،

• درک ماهیت فعالیت شرکت،

• کسب و درک دیدگاه و چشم‌انداز فعالیت،

• درک دیدگاه مدیریت،

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:58:00 ب.ظ ]




۱-۷- سابقه تحقیق

علی‌رغم اهمیت مسئله محاکمه غیابی در دادرسی‌های بین‌المللی، تحقیقات علمی و پژوهشی در این رابطه کمتر از حد انتظار بوده است و پدیده محاکمه غیابی، کمتر در ادبیات حقوقی و جزای بین‌المللی کشور ما موردبررسی قرارگرفته است. آنچه تاکنون در صفحات روزنامه‌ها و مجلات شاهد آن بوده‌ایم صرفاً از دید یک خبر یا حادثه به موضوع نگاه کرده و ازلحاظ علمی ارزشی ندارد. این امر را باید در عدم توجه به حوزه حقوق جزای بین‌الملل وکلا جوان بودن این رشته جستجو کرد. اما در چند سال اخیر با افزایش ورود پژوهشگران به حوزه حقوق جزای بین‌الملل، مطالعاتی در این حوزه انجام‌گرفته است از جمله:

    • آقایی جنت‌مکان، حسین. دادرسی غیابی در امور کیفری. مجله مطالعات حقوقی دانشکده حقوق دانشگاه شیراز. شماره اول دوره اول.

    • محمدجواد حسینی، دیوان کیفری بین‌المللی و پیگرد رئیس‌جمهور سودان در رابطه با بحران دارفور، ‌فصل‌نامه مطالعات آفریقا، بهار و تابستان ۸۷٫

  • مؤذن زادگان، حسنعلی؛ ۱۳۸۳ حق دفاع متهم در آیین دادرسی کیفری و مطالعه تطبیقی آن، رساله دکتری حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشگاه تربیت مدرس.

ملاحظه می‌شود که تعداد تحقیقاتی که اختصاصاً به موضوع دادرسی غیابی در محاکمات بین‌المللی پرداخته باشد، بسیار اندک است کاری که در این تحقیق درصدد انجام آن می باشیم.

۱-۸- سازماندهی تحقیق

مطالب این پایان‌نامه در پنج فصل تقسیم‌شده است. در فصل اول، کلیات تحقیق و در فصل دوم، ضرورت مبارزه با بی کیفری جرایم بین‌المللی و صعوبت دسترسی به متهمان موردبررسی قرار می‌گیرد و در این فصل ضرورت و دلایل مبارزه با بی کیفری در جرایم بین‌المللی و همچنین دشواری دسترسی به متهم‌های بین‌المللی در عصر حاضر، در واقع باهدف رسیدن با این موضوع که آیا در یک دادرسی بین‌المللی صرف برگزاری محاکمه و دادرسی ملاک است یا اینکه محاکمات هم به مشابه دیگر محاکمات در حقوق داخلی اقتضائاتی دارد، که باید مورد رعایت قرار گیرد، وارد بحث شده و طی چند فصل، محاکمات غیابی در عرصه حقوق جزای بین‌الملل و در نظام‌های حقوقی معتبر دنیا موردبحث بررسی قرارگرفته است. همچنین در این فصل تلاش شده که علاوه بر بحث در نظام کامن لا و رومی – ژرمنی، گریزی به مقررات دادرسی اسلامی و دادرسی کیفری ایران در باب دادرسی غیابی نیز زده شود و درنهایت فصل چهارم انواع تضمینات دادرسی منصفانه لازم الرعایه در محاکمه‌های غیابی موردبررسی قرار می‌گیرد؟ محدودیت‌های موجود و پیشنهادات و نتایجی که از مباحث قابل‌استخراج بوده و تحلیل‌های لازم در قسمت انتهایی پایان‌نامه ارائه خواهد شد و راهکارهایی که برای برگزاری محاکمه غیابی در دادرسی‌های بین‌المللی قابل‌ارائه است مطرح خواهد شد.

فصل دوم

ضرورت مبارزه با بی مجازات ماندن جرایم بین‌المللی

۲-۱- مقدمه

همان گونه که در سازمان مطالب پایان‌نامه توضیح داده شد، در بخش ابتدایی بایستی ‌در مورد ضرورت چرایی دادرسی غیابی سخن گفت و ابتدا اهمیت دادرسی غیابی و قائل بودن به آن را به اثبات رسانید تا پس‌ازآن، از به‌کارگیری این شیوه از دادرسی و نحوه و شرایط برگزاری آن و حقوق و تکالیف متهم در حین دادرسی صحبت کرد. دادرسی غیابی را مهم‌ترین دلیلی که توجیه می‌کند، ضرورت بی کیفر نماندن مجرم آنچه بین‌المللی و چه داخلی است. این موضوع مهم‌ترین دلیل همه کسانی است که به طرفداری و حمایت از دادرسی آن‌هم به شیوه غیابی، شناخته‌شده‌اند. در واقع این دسته معتقدند اگر برگزاری محاکمه صرفاً با حضور متهم امکان‌پذیر باشد، در بسیاری از موارد متهمان جرایم شنیع و شدید بین‌المللی از مجازات و کیفر رهایی پیدا خواهند نمود و این برخلاف نظم عمومی داخلی و بین‌المللی است.

غیابی (صفت منسوب به غیاب) آنچه در غیاب کسی گویند یا انجام دهند در مقابل حکم یا دادرسی حضوری یا حکم غیابی. حکمی است درباره یکی از اصحاب دعوی که در جلسه دادرسی حاضر نشد و لایحه نفرستاده و یا حضور خود را ساقط نکرده باشد، صادر شود.[۳] دادرسی غیابی در مقابل دادرسی حضوری قرار می‌گیرد و منظور موارد و شرایطی است که متهم در امور کیفری و یا در حقوقی، خوانده در مراحل و جلسات دادرسی حضور پیدا نمی‌کند. به‌طوری کلی، اکثر قریب به‌اتفاق مقررات راجع به دادرسی غیابی در امور کیفری مشابه دادرسی غیابی در امور حقوقی است. در امور حقوقی مطابق مقررات آیین دادرسی مدنی سابق بر اساس عادی یا اختصاری بودن دادرسی، حضوری و غیابی بودن دادنامه متفاوت بوده است، در دادرسی به شیوه عادی که اساس کار تبادل لوایح و مکاتبات طرفین دعوا بوده، حکم دادگاه حضوری بوده مگر آنکه خوانده دعوی هیچ جواب کتبی نداشته باشد و دادگاه صرفاً بر اساس دادخواست خواهان بدون دریافت پاسخ خوانده، رأی صادر کرده باشد اما در دادرسی اختصاری که اساس کار بر رسیدگی به دعوی در جلسه دادگاه بوده حکم دادگاه حضوری است بوده و مگر آنکه خوانده در هیچ یک از جلسات دادرسی حضور نیابد ولو اینکه از تاریخ جلسه دادگاه مطلع شده یا لایحه دفاعیه ارسال دارد. در ادامه با وضع ماده ۲۹ قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی مصوب ۱۳۵۸ شورای انقلاب، به منظور کوتاه کردن فرایند دادرسی و تنظیم زمان با جریان دادرسی و حفظ حقوق خواهان ارائه لایحه از سوی خوانده ولو در صورت عدم حضور وی در جلسات دادرسی موجب حضوری بودن دادنامه اعلام شده و این روند ادامه یافت تا اینکه قانون‌گذار جدید، وضعیت تازه‌ای را ابداع کرده و بر فهرست شرایط حضوری بودن دادنامه اضافه نموده است و اگر اوراق اخطاریه به خوانده ابلاغ واقعی شده باشد دادنامه حضوری است. وقتی به مقررات مربوط به ابلاغ اوراق قضایی توجه شود دقیق مبذول گردد ‌به این نتیجه می‌رسیم که مراد از ابلاغ اطلاع مخاطب از مفاد اخطاریه یا اوراق قضایی است به‌طوری‌که در ماده ۸۳ قانون آیین دادرسی، مدنی این اصل مورد تأکید قرار گرفت. بر همین اساس چون ابلاغ واقعی اخطاریه به خوانده، وی از دعوی مطروحه علیه خود مطلع شده و به‌رغم استحضار از دعوی و موضوع آن واکنش نشان نداده لذا نمی‌توان دادنامه صادره علیه وی را غیابی توصیف نمود و بایستی بین او و خوانده‌ای که سابقه ابلاغ واقعی اخطاریه ندارد تفاوتی وجود داشته باشد.

البته در امور کیفری و بر اساس ماده ۲۱۷ قانون آیین دادرسی کیفری ایران زمانی دادرسی غیابی محسوب می‌شود که متهم در هیچ یک از جلسات دادرسی شرکت نداشته و همچنین وکیل معرفی ننموده و لایحه‌ای نیز ارسال نکرده باشد. ‌بنابرین‏ آنچه در امور کیفری وجود ندارد. البته در ماده ۲۱۷ نکته‌ای دیگر نیز قابل‌مشاهده است که در جرایم حق‌اللهی رسیدگی غیابی وجود ندارد و دادگاه اگر مجرمیت متهم را احراز نکند بایستی حکم به تبرئه وی بدهد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:58:00 ب.ظ ]




۳۸۲۳۲۲٫۲۲۰٫۲۴۰۸

SMEs از کل اعتبارات۴۲٫۷۳۵۵۰۴۸۲۷٫۲۴۶٫۸۱۵٫۳۴

۲-۶-۱٫ تجربه ایتالیا

در ایتالیا SMEs چه در تولید و چه در صادرات اهمیت زیادی در اقتصاد این کشور دارند. قواعد رفتاری با این بنگاه ها مبتنی بر قواعد تنظیمی از سوی اتحادیه اروپا می‌باشد. SMEs در ایتالیا به دلیل نوع تولیدی که در آن مزیت دارند، متکی بر کیفیت، طراحی، تنوع و بسته بندی خود می‌باشند، مثل SMEs پوشاک، چرم و … که قادرند مستقل از شرکت‌های فراملیتی فعالیت کنند زیرا خودکالای نهایی تولید می‌کنند.

مزیت های رقابتی کسب و کارهای کوچک ایتالیا مبتنی بر مشخصه‌ های اساسی نظام تولیدی ایتالیا یعنی تأکید بر کیفیت، تنوع، طراحی و بسته بندی است. برای SMEs در جنوب ایتالیا این فرهنگ که توجه به کیفیت، راه تقویت موفقیت آنان در بازار است، به امری پذیرفته مبدل شده است. همچنین SMEs جنوب ایتالیا بر عامل خلاقیت به عنوان راه پیش رو متمرکز شده اند (دباغ، ۱۳۸۴). همچنین سیاست های متخذه در رابطه با بنگاه های کوچک در این کشور در پی آن است که مضرات مربوط به تولید در سطحی محدود توسط این بنگا ه ها را با حمایت های مالی، کاهش دهد.

سیاست‌های دولت ایتالیا درمورد SMEs بیشتر از راه ارائه تسهیلات ‌و حمایت‌های مالی برای کاستن از معایب تولید در مقیاس کوچک صورت می پذیرد. مهمترین اهداف و سیاست های حمایتی که دولت در این زمینه دنبال می‌کند، عبارتند از:

    • مدرن کردن تجهیزات و ماشین آلات تولیدی و انتقال فن آوری های نوین با هدف بهبود رقابت و افزایش بهره وری در SMEs .

    • حمایت از تحقیقات به ویژه تحقیقات کاربردی.

    • تثبیت موقعیت و تلاش برای بهبود جایگاه رقابتی آن ها در بازارهای خارجی.

    • بهبود کیفیت و افزایش کمیت خدماتی که به SMEs داده می شود.

    • اصلاح قانون کار با هدف افزایش اشتغال و افزایش انعطاف پذیری در بازار کار.

    • توسعه بازرگانی خارجی و تلاش برای ادغام بیشتر کشور در اقتصاد بین الملل.

    • تشویق و حمایت از کارآفرینان و مدیران کسب و کارهای کوچک و متوسط در زمینه‌های بهینه سازی روش های تولید (اعم از طراحی، استفاده از مواد اولیه و قطعات با کیفیت های قابل قبول و آشنایی با فن آوری مولد) که نتیجه آن، کاهش ضایعات، کاهش قیمت تمام شده، افزایش بهره وری و در نهایت تولید کالاهای پیچیده مهندسی و صنعتی می‌باشد.

    • تشویق و حمایت همه جانبه آن دسته از کارآفرینان بنگاه های کوچک و متوسط که با مراکز تحقیقاتی خاص صنایع کوچک و متوسط (پارکهای فن آوری صنایع کوچک) و مؤسسات تحقیقاتی توسعه فن آوری همکاری نمایند.

    • افزایش اعتبارات و توسعه حمایت‌های مالی دولت از صندوق‌های اعتباری صنایع کوچک و متوسط، خاص مدرن کردن روش‌ها و تکنولوژی های ساخت و تولید.

    • حمایت گسترده تر از شبکه های اطلاعاتی و اطلاع رسانی و ارائه خدمات مشاوره ای به صنایع کوچک و متوسط.

    • تقویت بخش‌های بازرگانی و اقتصادی سفارتخانه های ایتالیا در دیگر کشورهای دنیا و تلاش در راستای شناسایی فرصت های فروش، سرمایه گذاری، جذب تکنولوژیها و معرفی توانایی‌های صنایع کوچک و متوسط ایتالیا به دیگر کشورها و کسب بازارهای جدید برای آن ها.

    • ارائه مشوقها و انگیزه های مالی و مالیاتی خاص برای آن دسته از شرکت‌های بزرگ صنعتی که تولیدات مشترک با صنایع کوچک و متوسط داشته باشند.

    • حمایت و پشتیبانی از ایجاد و توسعه کنسرسیوم های صنعتی صنایع کوچک و متوسط (کنسرسیوم های فوق متشکل از صنایع کوچک و متوسط می‌باشد و نسبت به تولید و ساخت کالاهای صنعتی اقدام می‎نمایند و با تشکیل تشکل های پیمانکاری فرعی با صنایع بزرگ ایتالیا و یا بین‌المللی، همکاری های گسترده ای در ساخت قطعات و کالاهای نیمه ساخته مورد نیاز صنایع بزرگ خواهند داشت، به طور نمونه تا سقف ۸۰ % از کل قطعات به کار رفته در صنایع برق و الکترونیک و لوازم خانگی تولیدی در ایتالیا توسط کنسرسیوم های پیمانکاران صنایع کوچک و متوسط ساخته می شود).

    • تشویق و حمایت از کارآفرینان و مدیران صنایع کوچک و متوسط در زمینه‌های بهینه سازی روش های تولید (اعم از طراحی، استفاده از مواد اولیه و قطعات با کیفیت های قابل قبول و آشنایی با فن آوری مولد) که نتیجه آن، کاهش ضایعات، کاهش قیمت تمام شده، افزایش بهره وری و در نهایت تولید کالاهای پیچیده مهندسی و صنعتی می‌باشد.

  • تشویق و حمایت همه جانبه آن دسته از کارآفرینان صنایع کوچک و متوسط که با مراکز تحقیقاتی خاص صنایع کوچک و متوسط (پارک های فن آوری صنایع کوچک ) و مؤسسه‌ تحقیقاتی توسعه فن آوری همکاری نمایند (وزارت بازرگانی، ۱۳۸۸) .

۲-۶-۲) تجربه کره جنوبی

بنگاه های کوچک و متوسط نقش اساسی در تولید، توزیع، صادرات و رشد این کشور را دارند. SMEs نقشی قابل توجه در کنترل بحران اقتصادی ۱۹۷۷ جنوب شرق آسیا در این کشور داشتند. همچنین این بنگاه‌آموزش‌ها کارکردی با اهمیت در مواجه با متغیرهای ترکیبی (نظیر بدهی خارجی، نرخ بهره، ساختار صنعتی، نرخ ارز و غیره) که کنترل آن ها غیرممکن و یا کمتر امکان پذیر است، بر عهده دارند.

این بنگاه ها نقش مهمی در صادرات کره جنوبی داشته و حتی بحران ۱۹۹۷ نیز تاثیر منفی بر سهم صادراتی بنگاه های یادشده نسبت به بنگاه های بزرگ نداشته است .در دهه اخیر رشد صادرات بنگاه های کوچک و متوسط کره جنوبی دو برابر رشد GDP در آن کشور بوده است. بخش عمدهای از اشتغال این کشور از طریق SMEs ایجاد می شود. این بنگاه ها حتی در ایجاد اشتغال از بنگاه های بزرگ پیشی گرفته اند (وزارت بازرگانی، ۱۳۸۸) .

عمده ترین سیاست های دولت در کره برای تقویت کسب و کارهای کوچک و متوسط به شرح زیر می‎باشد:

الف: بهبود ساختار و جایگاه رقابتی بنگاه های کوچک و متوسط برای دستیابی به هدف بالا معطوف به موارد زیر است:

    • اصلاح ساختار بنگاه های کوچک و متوسط: برای تامین مالی هزینه های مربوط به نوسازی، بازسازی، اصلاح ساختار و تامین مخارج مربوط به دستیابی به فن آوری های پیشرفته برای ورود این بنگاه ها به بازارهای جهانی، انتشار اوراق قرضه عمو می مورد توجه است. این تجربه ابتدا در بخش تولید به کار گرفته شد و پس از مشخص شدن آثار مثبت آن، هم اکنون به بخش خدمات نیز درحال گسترش است.

    • حمایت از کاربرد فن آوری اطلاعات : با اعتقاد به نقش مؤثر فن آوری اطلاعات در جهانی شدن بنگاه های کوچک و متوسط، سیاست حمایت از این بنگاه ها برای استفاده بیشتر از فن آوری اطلاعات را در پیش گرفته و تلاش می شود با بهره گرفتن از آن شبکه های ارتباطی بین بنگاه ها با یکدیگر و با سازمان‌ها و نهادهای حمایت کننده ازآنها و سایر عناصر حاضر در اقتصاد این کشور و سایر کشورها را توسعه دهد. اعطای وام‎های لازم برای خرید و نصب سخت افزارها و تجهیزات مورد نیاز و ایجاد شبکه ارتباطی بین بنگاه های کوچک و متوسط با یکدیگر و با سازمان‌های حامی آن ها ازطریق فن آوری های اطلاعاتی و شبکه های کامپیوتری از برنامه هایی است که به تازگی به بهره برداری رسیده است (وزارت بازرگانی، ۱۳۸۸) .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:58:00 ب.ظ ]




بند سوم- محاربه از دیدگاه حقوق ‌دانان و حقوق موضوعه

در پیش نویش قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۷۰، ابتدا محارب چنین تعریف شده بود: «محارب هر فرد یا گروهی است که با دست بردن به سلاح و به قصد فساد موجب ترس و سلب آزادی و امنیت مردم شود»، اما شورای نگهبان با عبارت «به قصد فساد» در این تعریف مخالفت کرد و عبارت مذکور را از تعریف ارائه شده حذف نمود[۵۹] و در ماده ۱۹۶ همان قانون چنین مقرر نمود: «هر کسی که برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد محارب است» اما نهایتاًً با تصویب قانون مجازات در سال ۱۳۷۰، باب هفتم قانون مذکور به جرم محاربه و افساد فی الارض اختصاص یافت که در ماده ۱۸۳ آن آمده بود: «هر کس برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد محارب و مفسد فی الارض است».البته قانون‌گذار علاوه بر این ماده در مواد ۱۸۴ تا ۱۹۹ قانون مجازات اسلامی سایر شرایط تحقق محاربه و چگونگی اثبات آن و مجازات و چگونگی اجرای آن را بیان نموده بود لازم به ذکر است در بعضی از مقررات دیگر نظیر تبصره ماده ۶۷۵ و ۶۸۷ و مواد ۴۹۸، ۵۰۸ و ۵۱۵ و برخی از مجازات های نیروهای مسلح و حتی تعمیم آن در قوانین مبارزه با احتکار عنوان محاربه را به کار برده است. این عمل قانون‌گذار موجب می شود اعمالی که در حکم محاربه آورده شده اند را ‌به این ترتیب دسته بندی نمود:

الف- جرایمی که از نظر حکم مجازات به محاربه و افساد فی الارض ملحق شده اند. در واقع قانون‌گذار ‌در مورد این جرایم حکم جرم محاربه و مفسد را تعمیم داده است. از این مورد با عنوان الحاق حکمی یا تعمیم حکمی یاد می شود.

ب- جرایمی که از نظر موضوع به جرم محاربه و افساد فی الارض ملحق می شود؛ در این مورد از جرایم مقنن دایره مصادیق محارب را توسعه داده و جرایم دیگری را مصداق آن دانسته است، هر چند ‌در مورد برخی از موارد تعریف محارب و مفسد فی الارض مصداق پیدا نمی کند؛ از این جرایم که در واقع موضوع محاربه نیست و به آن تعمیم داده شده با عنوان الحاق موضوعی یا تعمیم موضوعی یاد می شود، مانند قیام مسلحانه علیه حکومت اسلامی، طرح براندازی حکومت اسلامی، کودتاو نامزدی مؤثر در تحقق کودتا، تحریک مؤثر به عصیان، فرار و یا تسلیم نیروهای مسلح با قصد براندازی حکومت اسلامی، همکاری با دشمن و غیره[۶۰].

اشکالی که تعریف قانون سال ۱۳۷۰- که برای سال ۱۳۷۵ نیز تا ۱۳۹۲- وارد بود این است که قانون‌گذار محاربه و افساد را یکسان و یک جرم تلقی نموده بود؛ اما اشکالی که بر قانون‌گذار وارد است بر می‌گردد ‌به این که گاه ضمن بیان یک جرم افزوده است اگر عملی، مصداق محاربه نباشد، مجازات مرتکب فلان میزان حبس است، مانند تشکیل جمعیت یا شعبه جمعیتی که هدف آن برهم زدن امنیت کشور باشد، همکاری با دول خارجی متخاصم با نظام، جعل اسکناس یا اسناد تعهددار بانکی یا وارد نمودن آن به کشور یا استفاده از آن‌ ها.[۶۱] که این روش قانون‌گذار هیچ ملاک و معیاری به قاضی در انطباق حکم بر مصداق ارائه نمی کند و باعث به وجود آمدن آرای مختلف می‌شود و با اصل قانونی بودن جرم و مجازات مغایرت دارد و نوعی اعمال تبعیض در قانون است. با توجه ‌به این مسأله در پیش نویس لایحه جدید قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ با در نظر گرفتن دیدگاه فقها دامنه شمول آن را به عنوان اقدامی علیه امنیت و آسایش عمومی انجام می‌گیرد به سلاح کشیدن به قصد جان و مال و ناموس و ناامن کردن محیط تسری داده و در نهایت این ماده به تصویب رسید: «محاربه عبارت از کشیدن سلاح به قصد جان، مال یا ناموس مردم یا ارعاب ان ها است. به نحوی که موجب ناامنی در محیط گردد. هر گاه کسی با انگیزه شخصی به سوی یک یا چند شخص خاص سلاح بکشد و عمل او جنبه عمومی نداشته باشد و نیز کسی که به روی مردم سلاح بکشد، ولی در اثر ناتوانی موجب سلب امنیت نشود، محارب محسوب نمی شود»؛[۶۲] از سوی دیگر در ادامه فصل هشتم آمده است: «راهزنان، سارقان و قاچاقچیانی که دست به سلاح ببرند و موجب سلب امنیت مردم و راه ها شوند محاربند».[۶۳]

گفتار دوم- بغی

از جمله جرایمی که در آغاز اسلام در فقه مطرح گردیده است، بغی می‌باشد که معمولاً در معنای عام شورش علیه امام مطرح می شود وبه نحوی مطرح شده است که امنیت حکومت اسلامی را بر هم می زند. در این گفتار سعی می‌گردد مفهوم لغوی و اصطلاحی آن را از دیدگاه فقها و حقوق ‌دانان با تأکید بر حقوق موضوعه مورد مداقه و بررسی قرار گیرد.

بند نخست- مفهوم لغوی «بغی»

لغت شناسان برای بغی معانی متعددی ذکر نموده اند؛ از جمله ظلم و تجاوز از حد و هم چنین به معنای طلب کردن چیزی که حق طلب کردن را نداشته باشد، آمده است.[۶۴] این اصطلاح در چند جای قرآن کریم هم به معنای ظلم و تعدیات بر مردم و استیلای غیر مشروع و برتربینی به کار برده شده است. [۶۵]

هم چنین در آیه ۲۰ سوره مریم به معنای زنا هم به کار برده شده است:

«قالَتْ انّیّ یَکُونُ لی غُلامٌ وَ لَمْ یَمْسسْنی بَشَرٌ وَ لَمْ أکُ بَغیِاً»

«مریم گفت چگونه پسری خواهم داشت در حالی که انسان (از راه حلال) با من نزدیکی نکرده است و زنا کار هم نبوده ام».

یا در آیه زیر به صورت فعل مضارع و به معنای طلب کردن امده است:

«قال ذلک ما کنّا نبغ فارتداً علی آثار هما قصصاً»

«موسی گفت این چیزی است که ما می خواستیم (چرا که نشانه های پیدا کردن گمشده ما است) پس پی جویانه و از راه طی شده خود برگشتند».

و در آیه ۹ سوره حجرات که مستند اصلی بغی است به معنای مقاتله و پیکار آمده است.

«وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ» (سوره حجرات / آیه ۹ )

و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند میان آن دو را اصلاح دهید و اگر [باز] یکى از آن دو بر دیگرى تعدى کرد با آن [طایفه‏اى] که تعدى مى‏کند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر باز گشت میان آن ها را دادگرانه سازش دهید و عدالت کنید که خدا دادگران را دوست مى‏دارد.

اما در نهایت باید گفت آن چه مد نظر در مباحث حقوقی است و با توجه به ماهیت این جرم، معنای از حد گذشتن و تجاوز از حق مدنظر است.

بند دوم- مفهوم اصطلاحی بغی از دیدگاه فقها

بیشتر فقها مقابله با حکومت و اقدام علیه آن را مبنای تحقق این جرم قرار داده‌اند، اما در تعیین فعل مادی این جرم بعضی شروط و قیدهایی را لحاظ کرده اندکه موجب اختلاف در تعاریف و شرایط تحقق آن شده است ذیلاً برخی از این تعاریف ذکر می‌گردد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:58:00 ب.ظ ]




بند ششم : جشن سینمای ایران :

خانه سینما با برگزاری جشن سینمای ایران به بهترین های رشته‌های مختلف سینمایی که توسط خود اهالی سینما قضاوت می شود تندیس شایستگی اهدا می‌کند. تکریم و نکوداشت سینماگران از دیگر فعالیت هایی است که در طول سال توسط خود سینماگران به منظور پاسداشت خدمات آنان به انجام می‌رسد .همچنین جشن دیگری به عنوان جشن کتاب سال سینمای ایران به منظور گرامی داشت کوشش های عرصه فرهنگ مکتوب سینمای ایران از سوی خانه سینما برگزار می شود.

بند هفتم : کار گروه امور اصناف :

به منظور رسیدگی به اعتراضات و شکایات افراد از صنوف سینمایی ، کار گروه امور اصناف مسئولیت بررسی شکایات و اصله و رسیدگی به آن ها و حل و فصل اعتراضات را برعهده دارد.[۷۹]

خانه سینما در حال حاضر دارای ۲۹ صنف می‌باشد و دارای ارکانی نیز می‌باشد که این ارکان در ماده ۷ اساسنامه خانه سینما مشخص شده است که عبارتند از :

هیات موسس ، مجمع عمومی، هیات مدیره ، همچنین طبق ماده ۱۵ اساسنامه مدیر عامل خانه سینما از میان اعضای هیات مدیره و یا خارج از آن برای اداره امور اجرایی به وسیله هیئت مدیره با اکثریت مطلق برای مدت دو سال با حقوق و مزایا و اختیارات اجرایی معین در چارچوب مصوبات هیات مدیره انتخاب می شود تجدید انتخاب مدیر عامل برای دوره های بعد بلامانع است.

گفتار سوم : انحلال خانه سینما و اختلافات خانه سینما با وزارت فرهنگ و ارشاد

اسلامی

با خانه سینما و فعالیت های مهم وضروری آن آشنا شدیم اما صبح چهارشنبه مورخ ۱۴ دی ماه سال ۱۳۹۰ محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حاشیه جلسه هیات دولت از انحلال خانه سینما به طور رسمی خبر داد . وی گفت با توجه به تخلفاتی که خانه سینما انجام داده ، هیات نظارت بر مراکز فرهنگی انحلال ‌به این شکل را اعلام ‌کرده‌است که کاملا مطابق قانون می‌باشد.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دلایل قانون خود را مبنی بر تعطیلی و انحلال خانه سینما شرح داد : هیات نظارت بر مراکز فرهنگی و هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی متعاقب اعلام شورای فرهنگ عمومی مبنی بر اینکه مؤسسه‌ خانه سینما یک مؤسسه‌ غیر قانونی است بررسی های لازم را به عمل آورده است وبه استناد بند ۷ ماده ۲ آیین نامه گروه فرهنگ عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب چهل سومین و چهل چهارمین جلسات مورخ ۷ و ۱۴ ماه هشتم سال ۶۴ شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تشکیل یک مؤسسه‌ فرهنگی می بایست اساسنامه مؤسسه‌ به تأیید شورای فرهنگ عمومی وشورای عالی انقلاب فرهنگی برسد و ‌در مورد خانه سینما تا کنون نرسیده است دیگر استناد وزارت فرهنگ این بود که بر اساس ضوابط عام تأسيس مراکز ، مؤسسات انجمن ها و کانون های فرهنگی و هنری و نظارت بر آن ها مصوب شورای مشترک کمیسیون های ۱ و ۲ شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب سال ۶۷ صدور مجوز تأسيس مراکز فرهنگی پس از تصویب اساسنامه آن مراکز در شورای فرهنگ عمومی توسط هیئت نظارت بر مراکز فرهنگی و هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صورت می‌گیرد و همچنین بر اساس ماده ۱۸ همان مصوبه مراکزی که تا تصویب این قانون وجود داشته اند موظفند پس از تصویب این ضوابط حداکثر تا ۶ ماه وضع خود را با آن تطبیق دهند لیکن خانه سینما از انجام تکلیف قانونی و تطبیق وضع خود با ضوابط مربوطه امتناع نموده است و نیز بر اساس ماده ۱۷ ضوابط و مقررات تأسيس مراکز و مؤسسات و کانون ها و انجمن های فرهنگی و هنری و نظارت بر فعالیت آن ها مصوب ۲۷/۶/۷۵ مصوب مشترک کمیسیون‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی مراجع انتظامی ذیصلاح مکلفند به درخواست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از ادامه فعالیت مراکز فرهنگی مذکور در مواد ۱۵ و ۱۶ بدون مجوز یا مراکزی که مجوز آن ها لغو شده جلوگیری کنند . پس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر طبق قانون ماده واحده مربوط به تعطیل مؤسسات و واحدهای آموزشی و فرهنگی که بدون مجوز دائر می‌شوند و بیان اینکه خانه سینما تشریفات قانونی مربوط به تأسيس مؤسسات فرهنگی را رعایت نکرده است خانه سینما را منحل اعلام کرد .

موضوع تعطیلی خانه سینما بررسی و لایحه ای به دیوان عدالت اداری فرستاده شد استناد وکلای خانه سینما این بود که فعالیت خانه سینما ‌بر اساس ثبت قانونی در اداره ثبت شرکت ها و تأیید وزارت ارشاد در طول سنوات قبلی از طریق تنظیم موافقت نامه مالی و وجود ناظر قانونی بوده است و از طرفی خانه سینما در مصوبات هیات وزیران از جمله در مصوبه ۲۰/۳/۱۳۷۷ در خصوص عضویت نمایندگان خانه سینما در شورای صدور پروانه فیلم سازی که بر اساس پیشنهاد وزارت ارشاد تصویب شده است مورد شناسایی رسمی قرار گرفته است .

حال رأی‌ دیوان در این خصوص و استنادات آن را که بسیار نیز جالب می‌باشد بررسی می‌کنیم :

دیوان در رأی‌ خود که بسیار طولانی نیز می‌باشد آورده است اولا تصمیم وزارت ارشاد « هیئت رسیدگی به امور فرهنگی مبنی بر انحلال مؤسسه‌ خانه سینما به دلیل عدم وجود مجوز از بدو تأسيس مؤسسه‌ مذکور موجه به نظر نمی رسد زیرا :

۱-به موجب بند ۱۷ ماده ۲ قانون «اهداف و وظایف وزارت ارشاد اسلامی مصوب سال ۱۳۶۶» وزارتخانه مذکور صدور اجازه تأسيس و توسعه یا انحلال مؤسسات آزاد آموزشی ، هنری ، فرهنگی و سینمایی و نیز انجمن های فرهنگی هنری و تصویب آیین نامه های مربوط به نظارت بر اجرای آن ها را طبق ضوابط و مقررات قانونی مربوطه عهده دارد.

۲- به موجب ماده ۱۱ از «ضوابط عام تأسيس مراکز ، مؤسسات را انجمن ها و کانون های فرهنگی و هنری و نظارت بر آن ها موصب ۲۰/۲/۶۷ شورای عالی انقلاب فرهنگی » ترتیب و زمان بررسی و تصویب اساسنامه و رسیدگی به صلاحیت هیئت موسس و مدیر مسئول و صدور مجوز مؤسسات فرهنگی تعریف شده و در بند «ج» همان ماده مقرر گردیده «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موظف است حداکثر ظرف ۱۰ روز پس از دریافت ابلاغ نظر مساعد شورا مجوز تأسيس را صادر نماید » و در تبصره ذیل این بند مقرر شده است «چنانچه شورای فرهنگ عمومی پس ازمدت دو ماه نتیجه بررسی خود را ‌در مورد اساسنامه ای به هیات نظارت ندهد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌تواند دستور صدور مجوز را صادر نماید».

۳- معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور سینمایی و سمعی و بصری طی نامه شماره ۲۰۸۶/۱۵ مورخ ۱۰/۵/۷۲ به اداره کل ثبت شرکت ها اعلام نموده است : « خانه سینما بر اساس اساسنامه مصوب گروه فرهنگ عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی و به استناد ماده ۱۷ و ۲۲ قانون اجازه تأسيس ، توسعه و انحلال مراکز ، مراکز مؤسسات و مجامع فرهنگی ، هنری سینمایی ، مطبوعاتی و سمعی وبصری تأسيس گردیده است با ارسال تصویر اساسنامه خانه سینما خواهشمند است دستور فرمایید نسبت به ثبت آن اقدام لازم را معمول دارند.

۴- به موجب آگهی شماره ۱۴۶۷۱/۶ مورخ ۲۳/۷/۷۲ منتشره در روزنامه رسمی مورخ ۲۸/۷/۷۳ و در اجرای ماده ۱۸ آیین نامه ثبت و مؤسسات غیر تجاری مؤسسه‌ خانه سینما را در تاریخ ۱۳/۷/۷۳ تحت شماره ۷۴۷۴ در دفتر ثبت شرکت ها ثبت و آگهی تأسيس آن را انتشار عمومی داده است .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:58:00 ب.ظ ]




نفوذ اجتماعی وعلوم سیاسی

وبر [۲۹]سیاست را مجموعه کوشش­هایی می­داند که منظور شرکت در قدرت به کار می­رود، و یک امر سیاسی به عقیده وی مربوط به تقسیم، حذف یا انتقال قدرت است. اگر سیاست تلاش برای کسب قدرت است و ماهیت آن را قدرت تشکیل می­دهد.پس حوزه مطالعه سیاست، که به علوم سیاسی معروف است، مطالعه قدرت ‌می‌باشد. علوم سیاسی بیشترین تأکید خود را برای کشف روابط قدرت در نهادهای سیاسی می­ گذارد.آیزاک بر آن است که تعاریف موجود درباره سیاست را میتوان به یکی از دو طبقه زیر فروکاست: «سیاست » معادل با « حکومت»، «حکومت قانون» یا « دولت» و دیگری «قدرت»، «اقتدار» و یا «تضاد». مفهوم نفوذ اجتماعی هم به عنوان شکلی از قدرت، اصطلاح قدرت و یا روابط قدرت وارد حوزه­ علوم سیاسی ‌و مباحث قدرت و یا روابط قدرت وارده حوزه­ علوم سیاسی ‌و مباحث قدرت می­ شود و به عنوان یک مفهوم مربوط به قدرت مورد بحث قرار ‌می‌گیرد. با این توضیح که بر خلاف روانشناسی اجتماعی، که تأکید فراوانی بر روی مفهوم قدرت- و از آن با عنوان نفوذ یا نفوذ اجتماعی سود می­جویند بیشتر در شکل ابزار قدرت یا مفهومی جایگزین آن است. توجه علوم سیاسی علاوه بر قدرت، که مفهوم اساسی این رشته مطالعاتی است، بیش­تر بر مفاهیم اقتدار و زور است و تعریفی که از این دو مفهوم ارائه ‌می‌کنند هم مبتنی بر قدرت ‌می‌باشد: اقتدار قدرت مشروع است و زور قدرت عریان. اگر عناصر نفوذ اجتماعی را اجمالاً همین « توانایی»، «تأثیر گذاری» و « تغییر» دیگری بدانیم این عناصر همان عناصر اصلی تشکیل دهنده تعریف قدرت یا روابط قدرت هستند(دال[۳۰]، ۱۳۶۴: ۱۷۷).

طبقه بندی انواع تعریف از قدرت

مفاهیم مطرح در علوم اجتماعی همواره از تعاریف و معانی گوناگون و متنوعی برخودار بوده ­اند. قدرت نیز مانند سایر مفاهیم مطرح در این حوزه از این ویژگی برخودار است. شاید بتوان ادعا کرد که مسأله تعریف مفهوم قدرت در علوم اجتماعی به معضل تبدیل شده است تا جایی که ده­ها کتاب برای تعریف و توضیح این مفهوم نگاشته شده است. از همین رو تعاریف موجود برای قدرت به ده­ها تعریف می­رسد. لذا برای شروع دیگر نمی­ توان از تعریف قدرت آغاز نمود بلکه باید به طبقه بندهای موجود از تعاریف قدرت اشاره کرد(لوکس[۳۱]،۱۳۷۵: ۱۶).

طبقه بندی موجود درباره قدرت عبارتنداز:

یکی از معروف­ترین طبقه بندی تعاریف قدرت از آن استیون لوکس است. لوکس در طبقه بندی نوشته­ های موجود درباره قدرت آن­ها را به سه طبقه­ی: یک، دو و سه بعدی تقسیم می­ کند و هیندس بعدها با الهام از لوکس این تقسیم بندی را کثرت گرایی، اصلاح گرایی ودیدگاه رادیکال نام می­ گذارد.

دیدگاه یک بعدی، یا کثرت گرایی، که با نام دال شناخته می­ شود بر اساس تعریفی که وی قدرت ارائه می­ کند: «الف تا آنجا بر ب قدرت دارد که بتواند ب را وادار به کاری کند که در غیر این صورت انجام نمی­داد». تعریف دال بر این نکته اشاره دارد که الف آنجا بر ب قدرت دارد که بتواند او را به کاری وادار کند. این به آن معنا است که در نظر دال،لااقل در این تعریف قدرت در رابطه معنا می­یابد؛ یعنی قدرت توانایی بالفعل شده است.

از دیدگاه دو بعدی، با انتقاد از دیدگاه دال وکثریت گرایان، که در صد بررسی وجوه انضمامی قدرت هستند، معتقد است نمی­ توان قدرت را به قدرت بالفعل، اعمال قدرت، محدود کرد بلکه این قدرت بالقوه است که ماهیت قدرت را تشکیل می­دهد.« قدرت مسلم، قدرت زمانی اعمال می­ شود که الف در تصمیم گیری‌های شرکت کند که بتواند (ب) را تحت تأثیر قرار دهد».

تمایز دیدگاه اول ودوم در این است که دیدگاه کثرت گرایی حوزه های قدرت را متثکر می بیند؛ لذا در فرایند تصمیم گیری، گروه ­های مختلف بر روی برنامه ­های متفاوت در گیر می­شوند و در صدد اعمال خواست خود بر دیگران هستند، همچنین می توان گفت دیدگاه دوبعدی نسبت به دیدگاه اول یک گام به جلو است،اما این دیدگاه هم از مشکلاتی رنج می­برد. دیدگاه دوم وجود منافع متضاد در جامعه را تشخیص می­دهد و گروه­هایی که از این منافع آگاه می­سازد(لوکس، ۱۳۷۵: ۴۵-۵۰).

روابط نفوذ اجتماعی با قدرت

دال معتقد است اصطلاح­های قدرت، که طیف وسیعی از روابط انسان­ها را در برمی­گیرد، مشتمل بر قدرت، نفوذ، اقتدار، اقناع، بازداشت، تحریک، فشار، اجبار، زور و غیره ‌می‌باشد پالمر[۳۲] معتقداست بسیاری از متفکران که به مبحث قدرت پرداخته­اند به خود زحمت تشخیص تفاوت بین نفوذ و قدرت را نداده­اند، با این وجود وی از میان آثار آنان یک طبقه بندی از تعاریف درباره نفوذ بیرون می­کشد:

(الف) قدرت و نفوذ هر دو یک چیزند- ظاهراًً تغییری در طرز تلقی و یا رفتار یک بازیگر، به عنوان نتیجه­ای از کنش متقابل بازیگر دیگر. (ب) نفوذ زمانی که توسط افرادی به کار برده می­ شود که فاقد اقتدار هستند، همان قدرت است.(پ) هرگاه تغییری در رفتار در جهت دلخواه فراهم می­ شود، قدرت توسط یک بازیگرنسبت به بازیگر دیگر اعمال می­گردد. در حال که نفوذ باید برای اینکه چنین تغییری را ارائه دهد در گرایش­ها تعدیل به وجود آورد و به توافقی بر سر اهداف بین دو بازیگر منجر شود. با الهام از طبقه بندی پالمر و با بهره گرفتن از معیار رابط قدرت با نفوذ ‌می‌توان یک طبقه بندی چهار وجهی از رابط نفوذ با قدرت ارائه نمود: الف) نفوذ و قدرت هر دو یک چیز هستند ب)قدرت پدیده­ای عام و نفوذ جزئی از آن است؛ نفوذ شکلی از قدرت پ) نفوذ پدیده­ای عام است که قدرت جزئی از آن محسوس می­ شود. ت)نفوذ هم در عرض قدرت است(سام دلیری، ۱۳۸۹: ۸۶).

۲-۱-۹٫ تعریف­های مختلف ‌در مورد نفوذاجتماعی

نفوذ اجتماعی کتشکل از دو بخش است Influenc در لغت به معنای نفوذ، تأیید، اعتبار، برتری و تفوق آمده است و Social به معنای اجتماعی، دسته جمعی و برگرفته از واژه Society به معنای وابسته به جامعه می ­آید.

پارسونز[۳۳] (۱۹۷۶) ماهیت نفوذ را « توانایی» می­داند و در تعریف نفوذ ‌به این نکته اشاره کرده و ‌می‌آورد « نفوذ، عبارت است از توانایی جلب هواداران، تأیید و تصدیق وفاداری دیگری از راه برانگیختن، لوین نفوذ را نیروی» یک شخص می­داند که فرد برای تحمیل تغییری در هدف اعمال می­ کند. تغییر شامل تغییر در رفتار، عقاید، گرایش­ها، اهداف، نیازها و ارزش­ها ‌می‌باشد.کانری واسمیت( ۲۰۰۷) نفوذ را «شیوه­ هایی که دیگران برعقاید، احساس­ها و رفتار یک نفر تأثیر می‌گذارند». تاپیا[۳۴]( ۱۳۷۹) نفوذ اجتماعی را « کنش و واکنش با دیگری» می­داند که در نتیجه­ی آن ادراک فرد از محیط زیست خود تغییر می­ کند(کریمی،۱۳۷۵: ۱۰۳).

لیزا راشوت نفوذ اجتماعی را به عنوان « تغییر در تفکرات یک فرد، احساس­ها، گرایش­ها یا رفتارها» وی می­داند که منتج از کنش متقابل فرد با فرد دیگر ‌می‌باشد (سام دلیری،۱۳۸۹: ۶۲).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:57:00 ب.ظ ]




«تبصره۱ـ در صورت فوت متعهد، دیون از کلیه اموال بجامانده از او بدون استثناء چیزی، استیفاء می‌شود»

فصل دوم: فوت نماینده

در این فصل می‌خواهیم تاثیر اشخاصی را برسی نمایم که به طور مستقیم دعوی و اجرای حکم متوجه آن ها نبوده و اگر در مرحله اجرا فوت نمایند چه تاثیری در روند اجرا دارند.

مبحث اول: فوت ثالث

ثالث در لغت به معنی سوم (عمید،چاپ بیست دوم،ص۴۴۳) در اصطلاح به معنی الف-طرف عقد نیست و قائم مقام هیچیک از متعاقدین نمی باشد(مواد۲۳۱و۴۸۸قانون مدنی)ب-طرف عقد نیست هرچند که قائم مقام یکی از طرفین باشد(ماده۳۹۹قانون مدنی)ج-بیگانه نسبت به امری که دوطرف دارد،مانند ثالث نسبت به متداعیین یک دعوی(عبدالصمد دولاح،چاپ دوم،ص۱۷) دراجرای احکام مدنی و آنچه مربوط به تحقیق می‌گردد ثالث دردو مرحله وارد اجرای احکام می‌گردد.اول زمانی که بخواهد مال خویش را جهت استیفا محکوم به معرفی نماید.دوم زمانی که اموال محکوم علیه نزد ثالث موجود باشد.وفق تبصره ماده۳۴قانون اجرای احکام مدنی ثالث می‌تواند به جای محکوم علیه برای استیفای محکوم به مال معرفی نماید.در خصوص اینکه ثالث می‌تواند مال معرفی نماید دو استدلال وجود دارد.تفسیر اول این است که ثالث می‌تواند مال محکوم علیه را معرفی نمایدوتفسیر دوم این است که ثالث می‌تواند مال خودش را برای پرداخت محکوم به معرفی نماید،که در این خصوص تفسیر دوم موجه تر است(مهاجری،جلد اول،چاپ پنجم،ص۱۴۷)مبنا و اساس تبصره فوق الذکر ماده ۲۶۷ قانون مدنی است.ماده ۲۶۷ قانون مدنی مقرر می‌دارد

«ایفاء دین از جانب غیر مدیون هم جایز است اگر چه از طرف مدیون اجازه نداشته باشد ولیکن کسی که دین دیگری را ادا می‌کند اگر با اذن باشد حق مراجعه به اوداردوالا حق رجوع ندارد»

نکته اول در خصوص تبصره ماده ۳۴ قانون اجرای احکام مدنی این است که ثالث فقط در خصوص محکومیت های مالی که موضوع آن ها وجه است می‌تواند وارد پرونده شده و مال خویش را معرفی نمایدو در احکام دیگر این تبصره کاربرد ندارد.آنچه در رویه نیز بنده تجربه نموده ام،معمولا ثالث زمانی مال خویش را معرفی می کند که در اجرای مقررات ماده۲قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی جلب محکوم علیه صادر شده باشد و یا اینکه محکوم علیه جلب و به زندان اعزام شده باشد.

نکته دوم اینکه نقش ثالث چیست؟آیا با صرف معرفی مال و توقیف آن نقش ثالث به اتمام می‌رسد و یا تا اتمام عملیات اجرایی به اتمام می‌رسد؟به نظر می رسدوقتی ثالث مال خویش راجهت اجرای حکم معرفی می کند نامبرده قائم مقام محکوم علیه تلقی گردیده و دارای کلیه حقوق و تکالیفی می‌گردد که قانون برای محکوم علیه فرض نموده است،‌بنابرین‏ با صرف معرفی مال نقش وی به اتمام نمی رسد.‌بنابرین‏ اگر مال معرفی شده توسط ثالث در مزایده به فروش نرسد وفق ماده۱۳۱ و ۱۳۲قانون اجرای احکام مدنی مال ثالث به وی مسترد و مجدداً می توان محکوم علیه را جلب نمود.

حال فرض کنیم ثالث مال خویش را جهت استیفای محکوم به معرفی می کند، سوال این است ،اگر محکوم علیه فوت نمایدچه تاثیری بر روند اجرای حکم دارد؟اگر ثالث فوت نماید چه تاثیری بر روند اجرای حکم دارد؟ در خصوص سوال اول می توان گفت چون ثالث مال خویش را معرفی نموده و نامبرده تا ادامه و پایان عملیات اجرایی در خصوص فروش آن مال ،قائم مقام محکوم علیه تلقی می‌گردد ،(دکترکاتوزیان،قانون مدنی در نظم کنونی،چاپ بیست و یکم،ص۲۳۷)‌بنابرین‏ فوت وی تاثیری بر روند اجرای حکم ندارد.اما در خصوص سوال دوم عملیات اجرایی متوقف و به موجب ماده۳۱قانون اجرای احکام مدنی می بایست ورثه وی معرفی تا ،طی اخطاریه ای روند اجرایی به ورثه ثالث ابلاغ و سپس عملیات اجرایی ادامه یابد.

جای دیگری که ثالث وارد اجرای احکام می‌گردد زمانی است که اموال محکوم علیه نزد ثالث باشد.وفق ماده۸۷قانون اجرای احکام مدنی اگر مال محکوم علیه نزد ثالث باشد و محکوم له دلیلی بر این امر به اجرای احکام ا رائه نماید ( دکترمهاجری،شرح جامع قانون اجرای احکام مدنی،جلد دوم،ص۱۴) و همچنین فرقی نمی کند که ثالث شخص حقیقی باشد یا حقوقی،منتها مالی که معرفی می‌کند باید طلق باشد و در رهن یا وثیقه نباشد.(همان،ص۱۴)حال اگر ثابت شد مال محکوم علیه نزد ثالث است و محکوم له بخواهد آن مال را توقیف نماید،فوت محکوم علیه نیز همانند حالت ذکر شده در فصل دوم و به موجب ماده۳۱ قانون اجرای احکام موجب توقف عملیات اجرایی می‌گردد.اما اگر ثالث فوت نماید و محکوم له بخواهد که همان مال توقیف گردد،اگر مال عین معین باشد،آن مال اخذ ‌و تحویل محکوم له می‌گردد،اما اگر مال وجه نقد باشدعملیات اجرایی متوقف و از محکوم له می‌خواهیم تا ورثه ثالث را معرفی و سپس محکوم به از ماترک متوفی وصول می شود .در این خصوص می‌توانیم از ماده۹۳ قانون اجرای احکام مدنی کمک بگیریم.در خصوص اسناد رسمی نیزوفق مواد۲۴و۷۴آیین نامه مفاد اجرای اسناد رسمی ثالث به دوحالت وارد اجرا می‌گردد.اول زمانی که به خواهد مال خویش را معرفی نماید و دوم زمانی که مال متعهد نزد وی باشد امانکته قابل توجه ماده۳۳آیین نامه مذکور است که،به ضمانت ثالث اشاره نموده است. ماده مذکور مقرر می‌دارد

«شخصی که در اجرا از بدهی متعهد ،ضمانت می‌کند باید از عهده آن برآیددرصورت خوداری،مسئول اجراءمورد ضمانت را به درخواست متعهد له برابر مقررات استیفاء خواهد کرد»

وفق ماده مذکور ثالث می‌تواند پرداخت بدهی را ضمانت نماید که این مقرره در اجرای احکام مدنی نیامده است.اما بدیهی است که برای ضمانت قبول متعهد له شرط است.وفق ماده۶۹۸قانون مدنی چنانچه ضمانت به طور صحیح انجام شد ذمه مدیون بری می‌گردد.ماده مذکور مقرر می‌دارد

«بعد از اینکه ضمان به طور صحیح واقع شد ذمه مضمون عنه بری و ذمه ضامن به مضمون له مشغول می شود»

‌بنابرین‏ زمانی که عقد ضمان منعقد گردید دیگر فوت متعهد تاثیری بر فرایند اجرا نداشته بلکه فوت ضامن تاثیر دارد ،چون ذمه ضامن مشغول می‌باشد نه ذمه متعهد.

مبحث دوم: فوت وکیل

فوت وکیل در مرحله دادرسی اگر نیاز به توضیح باشد موجب تجدید جلسه می‌گردد،(دکتر شمس،جلد اول،چاپ دوازدهم،ص۳۱۹) اما فوت وکیل درمرحله اجرای احکام موجب توقف عملیات اجرایی نمی گردد،چه متوفی وکیل محکوم له باشد و چه وکیل محکوم علیه.اگر متوفی ،وکیل محکوم له باشد شخص محکوم له می‌تواند جهت تعقیب عملیات اجرایی در دایره اجرا حاضر گردد.این مطلب را می توان از مواد۲و۳۷ قانون اجرای احکام مدنی فهمید.ماده۲قانون اجرای احکام مدنی مقرر می‌دارد

«…محکوم له یا نماینده و یا قائم مقام او کتبا این تقاضا را از دادگاه بنماید»

ماده۳۷قانون مذکور مقرر می‌دارد«محکوم له می‌تواند طریق اجرای حکم را به دادورز(مامور اجرا)ارائه دهد و در حین عملیات اجرایی حاضر باشد ولی نمی تواند در اموری که از وظایف دادورز(مامور اجرا)است دخالت نماید»در ماده ۲کلمه “یا “به کار رفته است که،این دلیل بر عدم ضرورت وکیل است و ماده۳۷ نیز به صراحت محکوم له را نام برده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:57:00 ب.ظ ]




گفتار سوم : جلوگیری ازتکرار دعاوی

دربعضی موارد جالب ازاین جهت ضمن دعوای اصلی اقدام به جلب ثالث می کند که اگر دعوا بدون دخالت مجلوب رسیدگی شود، حکم صادره ازاین دعوا، فقط نسبت به طرفین دعوای اصلی معتبر می باشدوممکن است شخص ثالث آن حکم را نپذیردوبه آن اعتراض کند.”ازاینروجلب شخص ثالث جنبه تامینی واحتیاطی دارد.”[۳۱]زمانی که خواهان یاخوانده شخص ثالثی رابه دعوا جلب می کند، حکم صادره ازاین دعوا، ثالث راهم فرا می‌گیرد وشخص اخیرازاصحاب دعوای اقامه شده محسوب می شود به همین علت دیگر نمی تواند به حکم صادرشده به عنوان ثالث اعتراض نماید. طبق نظریکی از نویسندگان «اشخاصی که بین خود دعوایی طرح کرده‌اند، کسی راکه به عنوان ثالث جلب، یعنی وارد دردعوای بین خود می نمایند که بیم دارند بعداز ختم دعوا حکمی بین آن ها صادر خواهد شد، باحقوق آنکس تماس داشته واومنکر اعتبار آن حکم خواهد شد یااحیاناً به عنوان شخص ثالث به آن اعتراض خواهد کرد.»[۳۲]همچنین زمانی که خواهان یاخوانده لازم می داندشخصی رابه دعوا جلب نماید، اگر این دعواراضمن دعوای اصلی اقامه نماید دیگر نیازی به اقامه آن به طور مستقل نمی باشد.

مبحث دوم :شرایط اقامه ی دعوای جلب ثالث

دعوای جلب ثالث از انواع دعاوی طاری است که برای اقامه آن شرایطی باید رعایت شود. بعضی ازاین شرایط مربوط به اقامه دعوا به طور کلی است که ‌در همه دعاوی باید رعایت شود وبرخی دیگر به دعوای جلب ثالث مربوط می شود. در این مبحث هردودسته شرایط فوق بررسی می شود.

گفتار اول : شرایط عمومی اقامه ی دعوا

شرایط عمومی اقامه دعوا مشتمل برنفع، سمت واهلیت می‌باشند. این شرایط درعموم دعاوی اعم از اصلی وطاری بایستی رعایت شوند. لذا، رعایت شرایط مذبور دراقامه دعوای جلب ثالث نیزضروری است که ذیلاً به توضیح وتبیین هریک ازاین شرایط خواهیم پرداخت.

بند اول : نفع

شخصی حق اقامه دعواداردکه نفعی درآن موضوع داشته باشد.هیچ فردی نمی تواند اقدام به تعقیب دعوایی نمایدکه هیچ سودی برای وی ندارد. این شرط در ماده۲ق.آ.د.م بیان شده است. به موجب این ماده «هیچ دادگاهی نمی تواند به دعوایی رسیدگی کند مگر اینکه شخص یا اشخاص ذینفع یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی آنان رسیدگی به دعوا را برابر قانون درخواست نموده باشد.»احرازاین شرط درتمام دعاوی ازجمله دعوای جلب شخص ثالث که خوددعوایی کامل می‌باشد، ضروری است. پس جالب بایددرصورت اقامه دعوای جلب و محکوم شدن مجلوب به طور مستقل یا به همراه طرف دیگر دعوای اصلی، سودی کسب نماید. این نفع یا سود می‌تواند مصداق های گوناگون داشته باشد. نحوه احراز ذینفعی جالب بستگی به نوع دعوای جلب دارد زیرا در جلب ثالث اصلی، جالب خواسته ای علیه مجلوب ثالث داردکه محکومیت وی درخصوص خواسته مطروحه رادرخواست می کند و بایدراجع به همین خواسته ذینفع قلمدادشود، حال آنکه ‌در جلب ثالث تقویتی، همین که بالحاظ اوضاع واحوال مورد، حضورمجلوب ثالث بتواند به تقویت موضع جالب بینجامد، برای احراز ذینفعی وی ‌در جلب ثالث تقویتی کافی است.«جهت احراز ذینفع بودن خواهان دادگاه به موجود بودن یا نبودن حق اصلی خواهان دردعوای مزبوردراین مقام، نبایدعنایت نماید. درحقیقت بررسی وجودحق اصلی در زمانی باید شروع شود که دادگاه شرایط اقامه ی دعوا از جمله ذینفعی خواهان را احراز نموده باشد.»[۳۳]

البته احراز وجود نفع برای جالب در دعوای اقامه شده مستلزم بررسی ارکان وشرایط نفع می‌باشد. ازجمله حقوقی و مشروع بودن نفع، به وجود آمده وباقی بودن نفع، وشخصی و مستقیم بودن آن، که توضیح موارد بیان شده در حوصله این تحقیق نمی گنجد.

اینکه مجلوب ثالث اصلی می‌تواند به ذینفع نبودن جالب ایرادنماید امری بدیهی است اما آیا مجلوب ثالث تقویتی هم می توانداین ایراد ‌را در مقابل جالب مطرح نماید؟ با توجه به آنچه قبلاًگفته شدو طبق متن صریح قانون که مجلوب را خوانده دانسته، وی می‌تواند ایراد ذینفع نبودن جالب را بیان نماید. اما به بیان قانون‌گذار ایراد گرفته شد وگفته شدکه نمی توان مجلوب ثالث تقویتی را خوانده محسوب و تمام احکام خوانده را بر وی بار نمود. طبق این نظر مجلوب تقویتی نمی تواند به ذینفع نبودن جالب ایرادی وارد نماید. لیکن ذینفع بودن جالب در اقامه دعوای جلب یکی از شرایط عمومی اقامه دعوا می‌باشد که درصورت نبودن آن به دعوارسیدگی نمی شود،شاید بتوان از این دیدگاه مجلوب ثالث تقویتی را در طرح ایراد مختار دانست.

موضوع بعد این است که آیا طرف دیگر دعوای اصلی می‌تواند به ذینفع نبودن جالب ایراد نماید؟ همانطورکه گذشت طرف دیگر دعوای اصلی رانمی توان خوانده دعوای جلب ثالث تلقی نمودوایشان به عنوان خوانده حق طرح ایراد ندارد. اماطبق مفهوم ماده۱۳۷ق.آ.د.م یک نسخه ازدادخواست جلب ثالث باید به طرف دیگر دعوای اصلی هم ابلاغ شود.از این ماده بر می‌آید که ضرورت ابلاغ دادخواست جلب ثالث به طرف دیگردعوای اصلی ‌به این جهت است که شخص اخیر الذکر با آگاهی از دادخواست جلب، در صورت لزوم بتواند دفاع مناسب فراهم نماید. همچنین رسیدگی توأمان به دعوای اصلی وجلب ثالث به نوعی درحقوق وی نیزموثراست، به همین جهت ایرادی که می‌تواند منتهی به عدم پذیرش دعوای جلب ثالث گردد، ازسوی طرف مذبور قابل طرح خواهدبود.در صورت پذیرش این نظر، مسلم است که وی می‌تواند در مقام خوانده ‌به این امر ایراد نماید.‌اما اگر ابلاغ دادخواست جلب ثالث به طرف دیگر فقط ازباب اطلاع وی ‌از وقوع چنین دعوایی باشد، شخص مذکور نمی تواند به ذینفع نبودن جالب ایراد واردنماید.

بند دوم : سمت

داشتن سمت در مواردی که شخصی به نمایندگی از دیگری اقامه دعوا می کند ازشرایط اقامه دعوا می‌باشد. مفهوم شرط سمت دربحث جلب ثالث این است که اگر شخصی به نمایندگی از جانب خواهان یاخوانده دعوای اصلی مبادرت به تقدیم دادخواست جلب ثالث نماید، باید سمت نمایندگی او محرز باشدوبه این منظور، باید مدرک مثبت سمت ارائه نموده باشد. طبق ماده۳۵ق.آ.د.م جهت اقامه دعوای جلب ثالث یا دفاع از آن نیاز تصریح این امر توسط موکل در وکالتنامه می‌باشد. به عبارت دیگر اصل بر این است که وکیل با داشتن وکالتنامه ازموکلش باز هم اختیاری در این مورد نداردمگر اینکه در وکالتنامه این امر صریحاً قید شده باشد. بند۱۰ماده ۳۵ق.آ.د.م دادن اختیار درمورد اقامه دعوای جلب ثالث یا دفاع از آن را، بدون هیچ تفکیکی میان انواع جلب ثالث بیان نموده است. ‌با اینکه جلب ثالث تقویتی نقش حمایتی دارد اما اقامه آن یا دفاع از آن منوط به تفویض این اختیار از سوی موکل به وکیل است. عدم احرازسمت نماینده مذبور مانندهردعوای دیگری نوعی ایراد محسوب می شودکه مستنداً به بند۵ ماده۸۴ وماده ۸۹ق.آ.د.م منتهی به صدور قراررددعوا خواهدشد.

حال با توجه به مراتب فوق این سوال پیش می‌آید که آیا نمایندگانی مانند قیم صغیر یا امین غائب مفقود الاثر، جهت اقامه یا دفاع از دعوای جلب ثالث اختیار تام دارد یا نیاز به صدور اجازه از سوی سازمان یا نهاد خاصی وجود دارد؟ آیا در قوانین خاص برای این امر شرایطی پیش‌بینی شده است؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:57:00 ب.ظ ]




۹-ز) تربیت کارشناسان خبره در شناخت موضوعاتی که در سازمان تجارت جهانی مطرح است.

۱۰-ز) تقویت زیرساخت‌های علمی مربوط به تجارت جهانی از لحاظ حقوقی و علمی و به کارگیری تجربیات کشورهای دیگر برای افزایش توانایی و قدرت چانه‌زنی هیات‌های ایرانی مذاکره‌کنندهدر نشستهای دو یا چند جانبه .

ک) نتایج مطالعات صورت گرفته در بخش صنعت با بررسی که از شاخص‌های ارزیابی صنعتی ایران از جمله ارز بری, ارزش افزوده, استعمال, نرخ دستمزدها, بهره وری و … انجام پذیرفته است, نشان می‌دهد که به لحاظ موقعیت داخلی, تنها برخی صنایع کشور نظیر صنایع غذایی یا نساجی از مزیت و جایگاه نسبتاً مطلوب در مقایسه با سایر صنایع برخوردار می‌باشند لیکن از دیدگاه مقایسه تطبیقی در سطح بین‌المللی اغلب صنایع کشور از مزیت نسبی ضعیفی برخوردار می‌باشند که به راحتی قدرت رقابت آن ها را در صحنه بین‌المللی فراهم نخواهد ساخت. همچنین نتایج مطالعات دیگری در این خصوص با بهره گرفتن از شاخص مزیت نسبی آشکار در میان طبقات مختلف نه گانه صنعت کشور قابل توجه است.

در سال های گذشته واردات نساجی و پوشاک کشور به مراتب بیش از واردات خودرو و قطعات و لوازم مربوطه بوده است. نکته قابل توجه در این است که کل واردات قطعات و لوازم خودرو (که ورودی صنعت مونتاژ خودرو را شامل می شود) در حدود ۵ میلیارد دلار در سال ۱۳۹۰ بوده (۷۰ درصد از کل واردات گروه خودرو که اگر مواد اولیه دیگر مانند فولاد، رنگ و …. اقلام دیگر را نیز در نظر بگیریم از ۸۰ درصد نیز فراتر خواهد رفت.)، اما واردات الیاف و نخ (که ورودی صنعت نساجی است) در حدود ۷۰۰ میلیون دلار (۷ درصد از کل واردات گروه نساجی و پوشاک) می ­باشد. این مقایسه به روشنی بیانگر این است که چگونه یک صنعت با بازار داخلی کاملا محافظت شده و مونتاژ قطعات وارداتی حمایت شده و صنعتی دیگر با واردات ویرانگر کالای نهایی به نابودی کشیده می شود. با بروز بحران ارزی کشور و افزایش نرخ ارز، صنایع خودروسازی به مرز ورشکستگی کشیده شده و صنایع نساجی/پوشاک جانی تازه گرفتند که نشان می‌دهد چگونه رشد خودرو سازی به دلارهای نفتی (ارزان) وابستگی داشته است.

در این بخش به اهم مشکلات و محدودیت‌ها و مقررات اقتصادی کشور و همچنین چالش‌های امنیتی در آستانه پیوستن به سازمان تجارت جهانی اشاره شد؛ قابل توجه اینکه برخی از این مشکلات با پیوستن به سازمان تجارت جهانی برطرف و برخی دیگر تشدید می‌شوند.

گفتار دوم : تاثیر الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی برصنایع خودرو سازی

۱-۲-۵)صنایع خودروسازی : شامل تمام بخش‌های طراحی، توسعه، تولید، بازار و فروش لوازم نقلیه موتوری است. مجموعه شرکت‌ها و کارخانجاتی که درطراحی،ساخت ، بازاریابی و فروش وسایل نقلیه موتوری دخیل هستند، بخشی از این صنعت هستند. در سال ۲۰۰۸، بیش از ۷۰ میلیون وسیله نقلیه موتوری که شامل خودروهای معمولی و خودروهای تجاری می‌شود در سراسر جهان تولید شده است. هنگامی که بازار در آمریکا و ژاپن راکد بود، آسیا و آمریکای جنوبی بسیار رشد کردند و قدرتمند شدند. همچنین از بازارهای بزرگ روسیه، برزیل، هند وچین هم اینگونه بنظر می‌رسد که بسیار سریع رشد کرده‌اند.

صنعت خودروسازی پس از صنعت نفت بزرگ‌ترین صنعت در ایران است. ایران با ساخت ۱،۳۹۵،۴۲۱ دستگاه خودرو و ۳۵،۹۰۱ دستگاه خودروی تجاری (در سال ۲۰۰۹)دوازدهمین خودروساز بزرگ دنیاو بزرگترین خودروساز خاورمیانه شده است. در سال ۲۰۰۹ ایران از لحاظ سرعت رشد صنعت خودرو مقام پنجم دنیا را پس از چین، تایوان، رومانی و هند کسب کرد[۵۸].

به نقل از دبیر انجمن قطعه سازان ” [۵۹]با عملی شدن توافقات هسته ای و برداشتن تحریم ها و موانع موجود ، صنعت خودرو شاهد تحولات چشم گیری خواهد بود تحولاتی که می‌تواند نقش مؤثری در توسعه محصول ، کیفیت خودروها و مشارکت های بین‌المللی داشته باشد ساسان قربانی در گفت وگو با خبر خودرو ، افزود : هر چند توافقات اولیه صورت گرفته است اما نکته مهم در مذاکرات اخیر عملیاتی شدن توافقات است که در صورتی که محقق شود نقش مؤثری در همکاری گسترده شرکت های معتبر خارجی با خودروسازان ایرانی خواهد داشت . وی گفت : البته در جریان برگزاری دومین کنفرانس بین‌المللی صنعت خودرو بسیاری از شرکت های معتبر دنیا به صراحت علاقه مندی شان را نسبت به همکاری با خودروسازان ایرانی اعلام نمودند .

سناریویی که برخی از شرکت های خودروسازی و قطعه سازی در راستای توافقات اخیر و رفع تحریم ها پیش‌بینی می‌کنند توسعه واردات به کشور است چرا که بواسطه رفع تحریم ها منابع مالی آزاد شده امکان دارد به سمت واردات سوق داده شود . وی افزود : امید است که به طور جدی پیش‌بینی های لازم برای ممانعت از این اقدام صورت گیرد زیرا در صورت محقق شدن چنین سناریویی صنعت و تولید و همچنین اقتصاد ملی صدمه دیده و در این جریان اشتغال موجود در کشور از دست خواهد رفت دبیر انجمن قطعه سازان در ادامه به رشد تولید خودرو در سال ۹۳ اشاره کرد و اظهار داشت : آمارها نشان داد که رشد صنعت خودرو در سال ۹۳ به توسعه اقتصادی کشور نیز کمک کرد ، ‌بنابرین‏ نباید فرصتی را که در این سال ها برای صنعت خودرو فراهم شده و با چنگ و دندان حفظ نمودیم را از دست بدهیم . قربانی گفت : باید شرایطی فراهم شود که پس از عملیاتی شدن توافقات و رفع تحریم ها ، کشورهای صاحب تکنولوژی و دانش روز دنیا در همکاری مشترک و در قالب جوینت ونچر و مشارکت اقدام به تولید در ایران نمایند و واردات محصول نهایی و مونتاژ کاری محور نباشد چرا که قطعاظ این امر به نفع صنعت خودرو ایران نخواهد بود و هیچ گونه انتقال دانش و تکنولوژی را به همراه نخواهد داشت سخنگوی شورای سیاست گذاری خودرو افزود : امروز زیرساختی که در کشور برای صنعت خودرو وجود دارد زیر ساخت با ارزشی است و علی رغم همه تحریم ها و مشکلات ، هم اکنون صنعت خودرو ایران در رنکینگ ۱۷ و ۱۸ دنیا قرار دارد که رنکینگ قابل قبولی است که با نهایی شدن توافقات پیش‌بینی می شود که تولید در سال ۹۴ نیز با رشد همراه شده و به رنکینگ بهتری در دنیا دست یابیم و در سایه تلاش و عنایت خداوند بزرگ در افق ۱۴۰۴ جزء ۱۰ کشور برتر دنیا و ۵ کشور بزرگ تولید کننده خودرو در آسیا قرار گیریم . قربانی همچنین در خصوص تأثیر توافقات اخیر بر قیمت خودرو پرداخت و گفت : توافقات اخیر قطعات بر روی قیمت محصولات تأثیر خواهد گذاشت .زمانی که تولید رقابتی با سطح کیفی بالا و خدمات مطلوب صورت می‌گیرد ، قطعاً مشتری راضی خواهد شد . زمانی که تیراژ مناسب بوده و مانند همه کشورها تولید به روز باشد ، صنعت خودرو قوی خواهد شد و مردم نیزبه محصولات داخلی اقبال نشان خواهند داد . البته ما در کوتاه مدت شاهد کاهش قیمت نخواهیم بود ، چون هنوز اتفاقی نیفتاده است . وی تأکید کرد : زمانی که محصول به روز با کیفیت ، رقابتی و در مقیاس اقتصادی تولید و ارائه شود قیمت نیز رقابتی شده و کیفیت نیز در کلاس جهانی خواهد بود و خدمات هم متناسب با آن ها رشد خواهد کرد و همه این ها یعنی رضایتمندی مشتری و توفیق صنعت خودرو و قطعه سازی کشور نگران بازگشت به مونتاژ و رشد واردات پس از لغو تحریم‌ها هستیم[۶۰]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:57:00 ب.ظ ]




یافته های به دست آمده از تحقیقات حول محور ارزش ادراک شده می‌تواند به صورت بهتری استراتژی های بازاریابی، ترفیعی و بخش بندی بازار را بازگو کند؛ زیرا ادراکات مصرف کنندگان منبع مناسبی برای توسعه خدمات محسوب می‌شوند. با بهره گیری از معیارهای توسعه یافته و تعدیل شده مفهوم ارزش ادراک شده، خدمات دهندگان این فرصت را خواهند داشت تا ارزش برنامه ها و محصولات مختلف خود را مورد مقایسه قرار دهند. بعلاوه این امر ظرفیّت و توانایی خدمات دهندگان را در شناسایی ابعاد ارزش ادراک شده به ‌عنوان ویژگی های مثبت یا منفی محصولات خود بهبود می بخشد. در واقع ارزش ادراک شده باید در مرکز ثقل تلاش های بازاریابان در درک رفتار مصرف کننده باشد (سعید نیا و بهادران، ۱۳۸۷، ص ۶۲).

۲-۶) اعتماد

اعتماد به عنوان یک عنصر اساسی و تعیین کننده در تصمیم گیری، ساخت و تقویت رابطه بلندمدت خریدار- فروشنده شناخته شده است. اعتماد، به عنوان اعتقاد به قصد و نیت و خواسته طرف دیگر رابطه بنا شده و بر اساس شهرت، شخصیت، سیستم ها و فرایندها بنا می شود. اعتماد همچنین بر اساس تجربه، رضایت و همدلی ایجاد می‌گردد. اعتماد، مفهومی رفتاری است که منعکس کننده تکیه بر طرف معامله است و قابلیت آن به کسب اطمینان نسبت به طرف مقابل مربوط می شود. زمانی که اعتماد افزایش یابد، حالت انگیزشی مثبت تری ایجاد شده و همدلی مشتری افزایش می‌یابد، برعکس، کاهش اعتماد اثر منفی دارد. اعتماد در روابط تجاری ریسک فرصت از دست رفته را از بین برده و هزینه مبادله را کاهش می‌دهد (پیر کوهی و همکاران، ۱۳۸۵، ص ۴).

هاسمر (۱۹۹۵) بیان می­ کند که انتظارات فردی، روابط بین شخصی، مبادلات اقتصادی، ساختارهای اجتماعی و اصول اخلاقی نمایانگر نگرش های اصلی به اعتماد هستند. راتردر سال ۱۹۶۷ اعتماد را “انتظار یا توقعی که یک فرد یا گروه در قبال حرف، گفته ها و نوشته های کتبی و شفاهی فرد یا گروه دیگرمی تواند داشته باشد و به آن اتکا کند” تعریف می‌کند (پیر کوهی و همکاران، ۱۳۸۵، ص ۱۰). توماس و اسچیندلر بر اساس تحقیقات خود ارکان کلیدی اعتماد را شامل پنچ عامل صداقت، شایستگی، ثبات، وفاداری و صداقت می دانند.(Zarandi & Abedi Jafari,2009,p34)­اعتماد به عنوان یک عامل کلیدی در افزایش اثربخشی سازمانی و مزیت رقابتی در رقابت برای استعدادهای انسانی، رضایتمندی مشتری، ثبات درازمدت و شهرت اعضای سازمانی معرفی شده است. اعتماد مخصوصاً برای سازمان های رقابت کننده در بازار جهانی که در آن عدم اطمینان و ریسک به علت فرهنگ، ارزش ها و اهداف شرکا ممکن است متفاوت باشد، مهم می‌باشد. در بازاریابی رابطه مند نیز اعتماد به عنوان یکی از ابعاد رابطه تجاری تعریف شده است. در واقع موفقیت یک رابطه تا حدود زیادی به میزان اعتمادی که بین مشتری و فراهم کننده خدمات وجود دارد، بستگی دارد. اعتماد برای هر دو طرف رابطه مهم است. یکی از اهداف شرکت ها برای ایجاد روابط بلندمدت، کسب اعتماد مشتری است. فقط در یک رابطه مبتنی بر اعتماد است که اطلاعات بین خریدار و فروشنده به طور صحیح و آزادانه مبادله می شود. شرکت های حرفه ای و موفق در جهت منافع مشتری عمل می‌کنند و این امر موجب جلب اعتماد مشتریان می شود (Wiley, 2004,p64).

یافته های مورمان و دیگران (۱۹۹۲) نشان می‌دهد که اعتماد به فراهم کنندگان خدمات به طور معناداری بر تعهد مشتری به رابطه تاثیر می‌گذارد. آچرول (۱۹۹۱) نیز ادعا می‌کند که اعتماد در میان عوامل اصلی تعیین کننده تعهد رابطه ای است. نشان داده شده است که تعهد رابطه مستقیمی با تمایلات مطلوب از جمله تکرار خرید، توصیه ها به دیگران و حساس ناپذیر بودن نسبت به قیمت دارد گیسکنس و استینکمپ[۵۱]) ۱۹۹۵ (نیز به طور خلاصه اعتماد را به عنوان حدی که یک شرکت معتقد است که شریک مبادلاتی اش خوش اندیش و امین است، بیان کردند. دانی و کنون[۵۲])­ ۱۹۹۷) تأکید کردند که اعتماد، اعتبار و خیرخواهی درک شده است. بر مبنای تعاریف بالا، واضح است که اعتماد یک مشخصه انسانی است که مبتنی بر ارزیابی صفات شخصیتی چو[۵۳]،(۲۰۰۹) ­انگیزه ها و رفتار دیگری است. سانزو[۵۴] و همکاران (۲۰۰۳) اعتماد را یک مفهوم چند بعدی می­دانند که دارای ابعاد رفتاری، احساسی و­ ادراکی است­(­صمدی و همکاران، ۱۳۸۸، ص ۲۰۳).

هنگامی که یک ارائه دهنده خدمت فعالانه برای برقراری ارتباط تلاش می‌کند، در واقع مدارکی برای مشتریان درباره این که وی می‌تواند قابل اعتماد باشد، به علائق مشتریان اهمیت می‌دهد و این که خواهان فداکاری برای ارضای نیازهای آن ها در یک ارتباط است، مهیا می‌کند است­(­صمدی و همکاران، ۱۳۸۸، ص ۲۰۳).

سرمایه گذاری در رابطه بلندمدت با مشتریان کمک می‌کند تا اعتماد مشتری گسترش یابد و کیفیت مؤثر یک رابطه برای کسب منافع مشترک و متقابل را بهبود بخشد. مشتریانی که به صلاحیت ارائه دهندگان خدمت اعتماد دارند شاید مایل باشند تا یک رابطه خدماتی برای دستیابی به انتظاراتشان برقرار سازند (حقیقی و همکاران، ۷۶ ص ۱۳۹۱). حتی زمانی که محیط و شرایط خارجی در حال تغییر است، مشتریان معتقدند که ارائه دهنده خدمت برای این که رابطه را توسعه دهد به جای هر کار مضری، علائق مشتریان را مورد توجه قرار می‌دهد (حقیقی و همکاران، ۷۶ ص ۱۳۹۱).

جلب اعتماد مشتریان برای ایجاد روابط بلندمدت و افزایش وفاداری آن ها بسیار مهم است. بسیاری از محققان اشاره نموده اند که اعتماد مشتری نقش با اهمیتی در ایجاد رابطه بلندمدت و دستیابی به وفاداری مشتری دارد (حقیقی و همکارانل، ۱۳۹۱، ص ۷۶).

اعتماد یکی از مهم ترین بنیان های بازاریابی رابطه مند می‌باشد. دوایر و دیگران اعتماد را به عنوان اعتقاد یک طرف رابطه به قابل اتکا بودن گفته ها وتعهدات طرف دیگر تعریف ‌می‌کنند(Dwyer & etel, 1987,p11). مورگان و هانت نیز معتقدند شکل گیری اعتماد در رابطه متضمن داشتن سطحی از اطمینان به راستی و درستی قول و وعد ه های طرف مقابل توسط هریک از طرفین می‌باشد. آن ها همچنین ین علت تأکید بر اعتماد به ‌عنوان یک متغیر بازاریابی رابطه مند را در ضرورت آن برای شکل گیری مبادلات رابطه ای می دانند ((Morgan & etal, 1994,p320.

۲-۶-۱) اعتماد در صنعت بیمه

توانایی انجام خدمات به شکلی مطمئن و قابل اعتماد است به طوری که انتظارات مشتری تأمین شود. معنای دیگر قابلیت اطمینان عمل به تعهدات است؛ یعنی اگر بیمه در زمینه زمان ارائه خدمت، شیوه ارائه خدمت و هزینه خدمت وعده هایی می‌دهد باید به آن عمل کند (گیلانی نیا و موسویان، ۱۳۸۸، ص ۵۷).

در دنیای مملو از پیچیدگی و تغییر و تحول امروز، سطح رقابت سازمانی همواره در حال افزایش است. بدیهی است که در عرصه رقابت جهانی سازمان هایی موفق تر عمل خواهند کرد که بتوانند ساز و کارهایی مثبت را در رقابت پیش روی خود بهتر به منصه ظهور برسانند (حسینی ‌و احمدی نژاد، ۱۳۸۷، ص ۱۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:56:00 ب.ظ ]




    1. قطعنامه‌های مورخ ۱۹۴۷ و ۱۹۵۰ در زمینه محکوم نمودن هر نوع تبلیغات جنگی.

    1. قطعنامه‌های مورخ ۱۹۴۹ و ۱۹۵۰ در زمینه خودداری ملت‌ها از هر گونه تهدید یا توسل به زور برخلاف منشور و خودداری از هر گونه تهدید یا اقدامی که به استقلال ملت‌ها لطمه می زند یا جنگ‌های داخلی را موجب گردد.

    1. قطعنامه مورخ ۱۹۵۰ با عنوان «صلح از طریق عمل.

    1. اعلامیه مربوط به اصول حقوق بین‌الملل در زمینه روابط دوستانه و همکاری میان کشور‌ها.

  1. اعلامیه مورخ ۱۹۷۰ با عنوان «اعلامیه تحکیم پایه های امنیت بین‌المللی.

برخی از معاهدات بین‌المللی و تصمیم‌ها و توافق‌های میان کشور‌ها که به مسأله عدم توسل به زور و تحریم جنگ پرداخته‌اند عبارتند از:

    1. پیمان تأسیس اتحادیه عرب مورخ ۲۲ مارس ۱۹۴۵.

    1. پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) مورخ ۴ آوریل ۱۹۴۹(مواد ۱ و ۵).

    1. پیمان ورشو مورخ ۱۴ مه ۱۹۵۵(مادهء ۵).

    1. عهدنامه وین ‌در مورد حقوق معاهدات مورخ ۲۳ مه ۱۹۶۹(ماده۵۲) و اعلامیه‌های منضم به آن.

    1. منشور بوگوتا مورخ ۱۹۴۸(ماده ۲۰).

    1. منشور بوئنوس آیرس مورخ ۱۹۶۷(ماده ۲۰).

    1. میثاق بریان کلوگ یا پیمان پاریس که یک سند عام منع یا تحریم جنگ و مستقل از میثاق جامعه ملل است.

  1. پیمان ریو که یک معاهده منطقه‌ای است و در آن جمعی از کشور‌های آمریکایی متعهد شده‌اند در روابط خود به زور متوسل نشوند.

۵-۳- حمله پیش گیرانه و حالت ضرورت در حقوق بین الملل

اصل عدم تهدید یا توسل به زور یکی از اصول بنیادین منشور ملل متحد و حقوق بین الملل است. به طور کلی توسل به زور به دو روش مطرح است، اول: توسل به زور قانونی در قالب استثنایات مطرح شده ،دوم: توسل به زور غیر قانونی که محمل بحث عدم توسل به زور مندرج در منشور می‌باشد. قاعده دفاع مشروع که باید به عنوان یک استثناء و با احراز شرایط مندرج در منشور ملل متحد از جمله ماده ۵۱ اعمال شود، امروزه به صورت یک اصل مطرح شده و حتی خود اصل عدم توسط به زور را نیز تحت الشعاع قرار داده است.
روح منشور ملل متحد خواه ناخواه متاثر از اراده سیاسی دولت‌ها بوده است هر چند که در ماده ۲ منشور به طور واضح به اصل عدم توسل به زور اشاره شده است، اما خود منشور، با وارد کردن استثناء دفاع مشروع این اصل بنیادین را به اراده سیاسی یک دولت واگذار (دولتی که اقدام به توسل به زور می‌کند )نموده است و در این مسیر دولت‌ها یقیناً اراده سیاسی خود را دخالت خواهند داد و موارد نقض و نادیده گرفتن اصل عدم توسل به زور گسترده تر خواهد بود، رویه‌ای که یک استثناء را در قالب یک اصل مطرح کند پذیرفتنی نیست. اصل عدم توسل به زور جزء اصولی است که راه‌ حل ‌های قانونی را تصحیح می‌کند و نباید در برابر ماده ۵۱ که جنبه استثنایی دارد مهجور واقع شود زیرا در تحلیل منطقی، اصل مقدم بر استثناء است و خواست جامعه بین‌المللی نیز تقدم اصل بر استثناء است، هر چند که در ملاحظات سیاسی چیزی غیر از آن را در نظر داشته باشد.

۶-۳- بررسی اصل عدم توسل به به زور

این اصل از اصول هفت‌گانه ماده ۲ و یکی از اصول اساسی مندرج در منشور ملل متحد می‌باشد.

منطق‌های سه گانه حاکم بر حقوق بین‌الملل یعنی منطق رابطه قدرت، همکاری و برابری، حقوق بین‌الملل را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد و این اصل نیز تحت تاثیر منطق رابطه قدرت و نفوذ و تاثیر گسترده آن بر حقوق بین‌الملل مورد توجه واضعین منشور ملل متحد قرار گرفته است. این اصل امروزه جدا از ارزشی که در منشور ملل متحد دارد(به عنوان یکی از ارکان اصلی منشور اصلی اساسی در حقوق بین‌الملل عرفی نیر هست و بدین لحاظ برای همه ‌دولت‌های‌ عضو جامعه بین‌المللی لازم الاجرا است. بند ۴ ماده ۲ به جای اشاره به « عدم توسل به جنگ » از اصطلاح « عدم توسل به زور» استفاده نموده است که به دنبال گسترش این ممنوعیت به سایر وضعیتهایی که از لحاظ شرایط فنی، حالت جنگ را ندارد بوده است. ممنوعیت تجاوز به عنوان یک تعهد[۴۲] پذیرفته شده است، اولین نمونه تعهدات عام الشمول که دیوان بین‌المللی دادگستری در قضیه بارسلونا ترکشن بدان پرداخت، در خصوص ممنوعیت اعمال تجاوز بوده است[۴۳]. تجاوز طوری که در اسناد بین‌المللی تعریف شده است ، عبارت است از توسل به زور یا استفاده از نیروهای مسلح از طرف یک دولت برضد حاکمیت ملی ، تمامیت ارضی و استقلال سیاسی دولت دیگر. البته منظور از کلمهً زور در اصل فوق نیروهای مسلح و استفاده از قوت های نظامی و اجرای عملیات جنگی به مقیاس وسیع است که حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور دیگر را به مخاطره می اندازد. بناء برخورد های کوچک مرزی را نمی توان حملهً مسلحانه نام گذاشت. اشغال کشور دیگر به هر نام و عنوان که باشد ناجایز است و یکی از خشن ترین اشکال تجاوز به حساب می‌آید. زیرا در این صورت کشور دیگر نه تنها از حاکمیت ملی و استقلال سیاسی اش محروم می شود بلکه تمامیت ارضی آن نیز به زیر سوال قرار می‌گیرد.[۴۴]

همچنین دیوان بین‌المللی دادگستری در قضیه کانال کورفو ، در پاسخ به ادعای بریتانیا بیان داشت که حق مداخله مورد ادعا از سوی این دولت جهت انجام عملیات پاکسازی مین در کانال کورفو تجلی یک سیاست زور است. دفاع مشروع و مسایل مربوط به آن از مسایلی نیست که به تازگی در صحنه حقوق بین‌الملل مطرح شده باشد بلکه مبحثی است که در حقوق بین الملل عرفی وجود داشته است. این موضوع یکی از اساسی‌ترین مسایل مورد اختلاف بین کشورها از لحاظ قلمرو دفاع مشروع، انواع و حدود آن بوده است. استفاده از زور توسط یک دولت علیه دولت دیگر غالباً و به طور یکنواخت به عنوان دفاع مشروع مورد استناد قرار گرفته است. در تئوری احراز این امر که آیا دفاع مشروع صورت پذیرفته یا نه ممکن است، ولی در عمل این وضعیت کاملا”پیچیده خواهد شد.

به موجب بند ۴ ماده ۲ نه تنها جنگ بلکه به صورت گسترده تر استفاده از زور به طور کلی ممنوع شده است و این محدودیت تنها مربوط به استفاده از زور نیست بلکه، شامل تهدید به استفاده از زور نیز می‌باشد.
تحلیل محتوای بند ۴ ماده ۲ به تنهایی امکان پذیر نیست بلکه باید نگاه به بخش های مختلف منشور وکمک از مواد ۳۹ ، ۵۱ و ۵۳ منشور ملل متحد صورت گیرد. مفاهیمی که در هر یک از این مواد آمده است در ظاهراً” با هم متفاوت ولی درکل با هم مرتبط است. « تهدید یا استفاده از زور» ، « تهدید صلح » ، « نقض صلح »، « عمل تجاوز »، « حمله مسلحانه » از جمله این ها می‌باشد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:56:00 ب.ظ ]




پژوهشی با عنوان ارزیابی آموزش شهروندی در نیجریه توسط امو در سال (۲۰۰۹)با هدف کشف و شناسایی مشکلات برنامه آموزش شهروندی در کشور نیجریه انجام شده است. نتایج پژوهش نشان دهنده این است که دانش آموزان، معلمان، اعضای جامعه عمومی و اعضای جامعه دانشگاهی از وجود برنامه آموزش شهروندی در برنامه های درسی مدرسه بی اطلاع بودند، ضمن اینکه دانش آموزان با ویژگی های شهروند مطلوب آشنایی کافی نداشتند(محمودی و کیانی،۱۳۸۹).

جمع بندی و نتیجه گیری

در پیشینه پژوهش سعی شد پژوهش هایی که حداکثر سنخیت و هماهنگی را با موضوع پژوهش داشته باشد مورد بررسی قرار گیرند. از بررسی پژوهش های انجام شده چنین برمی آید که تعلیم و تربیت در جوامع مختلف از اهمیت بسزایی برخوردار بوده است، که فیلسوفان و اندیشمندان ومعلمان زبده در هر عصر و دوره ای به آن توجه ویژه ای نموده و آرای و نظرات تربیتی خاص خود را ابراز کرده‌اند و محققان و پژوهندگان نیز به منظور تبیین این افکار از ابعاد گوناگون به آن پرداخته و استخراج کرده اندو

سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نیز چهارچوبی است که معلمان و مدیران باید ‌به این سند توجه زیادی داشته باشند که از طریق آن با برنامه ریزی و تلاش مضاعف بتوانند در زمینه تربیت دانش آموزان خلاق و پایبند به ارزش های اسلامی گام بردارند.

سند تحول بنیادین آموزش و پرورش تنها یک طرح نیست بلکه لازم است که به اجرا درآید و اجرا شدن آن مستلزم تغییر محتوای آموزشی است این تغییر می‌تواند در جهتی باشد که در آن به علایق یاد گیرنده توجه شود یعنی یادگیرنده و علایقش در مرکز توجه قرار گیرند. این تغییر محتوای آموزشی می‌تواند طوری باشد که نقش دانش آموز به عنوان عامل فعال در کلاس تثبیت شود و معلم فقط نقش تسهیل کننده در فرایند آموزش را داشته باشد و همچنین با توجه به اهداف این سند می توان دانش آموزان فعال و کوشایی را تربیت کرد که خروجی های نظام آموزشی امروز و معلمان نظام آموزش و پرورش باشد و رسیدن ‌به این هدف لزوم توجه به تربیت شهروندی را آشکار می‌کند، ‌بنابرین‏ می توان گفت مفهوم شهروندی تاحد زیادی وابسته به شرایط کشور خاص و جامعه ویژه می‌باشد و هر فرهنگی نیز شهروند ویژه خود را می طلبد. اما با فرو گذاردن تفاوت ها در یک برداشت کلی می توان گفت شهروندی مقوله ای است مرتبط با نحوه عملکرد افراد به نحوی که آن ها قادر باشند در یک جامعه دموکراتیک، محیط خود و محیط های اجتماعی سایرین را به نحو مثبت و بارزی متاثر سازند.

با توجه به آنچه گفته شد، مفهوم شهروندی به یکی از مفاهیم اصلی در سیاست‌گذاری ها و برنامه ریزی های اجتماعی بدل شده است. شهروندی فعال ناظر به شکل گیری اجتماعات فعال و توانمند است. این اجتماعات هنگامی که با مسائلی روبرو می‌شوند، توانایی شناخت و تعریف مسائل و ارائه راه حل ها را برای آن ها دارند.شهروندی فعال در پی توانمند سازی افراد و اجتماعات است و فرایند مشارکت را امری فی نفسه ارزشمند تلقی می‌کند.در این پژوهش ها مقایسه، تحلیل و تطبیق آرا و نظریات یکی از بهترین راه ها برای شناخت اندیشمندان، نظرات آن ها و یا تاثیرگذاری و یا تاثیر پذیری آن ها بر دیگران می‌باشد. به طور کلی نتایج این پژوهش ها، اطلاعات با ارزش را در اختیار ما و دست اندرکاران و برنامه ریزان نظام های آموزش قرار می‌دهند. این دانش و آگاهی موجب بهبود عملکرد سیستم های آموزشی خواهد شد.

فصل سوم

روش شناسی پژوهش

در این فصل، پس از بیان روش پژوهش ، به معرفی جامعه و نمونه آماری، چگونگی نمونه گیری، ابزار پژوهش و روایی و پایایی آن، روش گرد آوری و تجزیه و تحلیل داده ها و ملاحظات اخلاقی پر داخته شده است.

روش پژوهش

پژو هش حاضر از نوع توصیفی ـ تحلیل محتو ا بوده است بدین صورت که توصیف سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با روش تحلیل محتوا صورت گرفته است.

جامعه آماری، حجم نمونه، نمونه گیری

جامعه آماری در این پژوهش سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است که در سال ۱۳۹۰ تدوین شد و دارای ۳۶ صفحه می‌باشد و بدون نمونه گیری مورد پژوهش قرار گرفت به عبارت دیگر کل جامعه آماری مورد مطالعه قرار گرفته است.

شیوه اجرای پژو هش

شیوه اجرای پژو هش چنین بوده است که تمام جملات سند که به گونه ای با مؤلفه های تربیت شهروندی فعال ارتباط داشته فیش برداری شده اند و به عنوان داده های پژو هش برای مرحله کد گذاری آماده شده اند.

ابزار پژوهش

ابزار اندازه گیری در این پژو هش، چک لیست مؤلفه‌ های تربیت شهروندی فعال می‌باشد که در سال ۱۳۸۸ قلتاش برای بخشی از رساله دوره دکترای خود و بر اساس مطالعه مبانی نظری و پیشینه پژوهشی استخراج و تدوین ‌کرده‌است. این لیست شامل مؤلفه‌ های ۱- حقوق و مسئولیت های فردی ۲- تفکر انتقادی و برخودار بودن آن ۳- حقوق و مسئولیت های اجتماعی۴- شناخت رفتارهای نژاد پرستانه و کلیشه ای ۵- فهم فرایند پژو هش ۶- شناخت تفاوت های فرهنگی و قومی ۷- آشنایی با قوانین و مقررارت شهروندی ۸- آشنایی با رسانه های جمعی و نقش آن ها ۹- آشنایی با هویت ملی ‌و قومی

۱۰- فهم جهانی شدن و تعاملات جهانی ۱۱- آشنایی با تکنولوژی اطلاعات و ارتبا ط۱۲- شناخت و فهم حقوق بشر۱۳- درک چیستی امنیت و صلح جهان۱۴- آشنایی با نهادها و سازما ن های بین الملل

۱۵- آشنایی با مهارت های اجتماعی و تعامل ۱۶- شناخت عدالت اجتماعی ودرک و اهمیت آن

۱۷- آشنایی با محیط زیست و درک اهمیت آن ۱۸ – آشنایی با مجامع مدنی و شهروندی۱۹- فهم ماهیت و چیستی خلاقیت و نو آوری می‌باشد.

روایی ابزار

روایی اصطلاحی است که به هدفی که آزمون برای تحقق بخشیدن به آن درست شده است، اشاره می‌کند. آزمونی دارای روایی است که برای اندازه گیری آنچه مورد نظر است کافی و مناسب باشد.

با توجه به مطلب بالا چک لیستی که با بهره گرفتن از فرم مقوله بندی متناسب با موضوع پژوهش و به عنوان ابزار اندازه گیری که از یک روایی محتوایی برخوردار بود، طراحی شد. برهمین اساس سعی گردید این ابزار اندازه گیری (چک لیست) حاوی کل مؤلفه های مورد نظر در جدول، برای سنجش محتوای سند تحول بنیادین باشد. در ضمن این ابزار توسط ده نفر از اساتید علوم تربیتی که در حوزه پژوهش نیز تجارب ارزنده ای داشته اند از نظر محتوا مورد تأیید قرار گرفت.

پایایی ابزار

برای برآورد پایایی، سیاهه تحلیل محتوا در اختیار یک کارشناس ارشد تحقیقات آموزشی داده شد و ایشان نیز همزمان با تحقیق، کار تحلیل محتوی را برای حدود ۳۰ درصد از کار انجام ‌دادند و سپس ضریب توافق بین دو اندازه گیری مستقل برآورد گردید که ضریب ۷۸ /۰بدست آمد که نشان از پایایی سیاهه می‌باشد.

روش تحلیل داده ها

در این پژو هش واحد تحلیل، جملات مندرج در متن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بوده است که پس از مشخص شدن به شمارش فراوانی و بر آورد در صد آن ها اقدام شده است.

ملاحظات اخلاقی پژوهش

۱ـ عدم دستکاری داده ها

۲ـ خود داری از ارائه تفسیر های غلط و مغر ضانه

۳ـ خودداری از بهره برداری های جانبدارانه سیاسی و اجتماعی

۴- رعایت امانت در نقل قول از منابع علمی و آثار دیگران

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:56:00 ب.ظ ]




امروزه سازمان‌ها اغلب رهبرانی را استخدام می‌کنند که به سرمایه اجتماعی اعتقاد داشته و خود نیز دارای این سرمایه باشند. تعداد کارکنان موجود در سازمان‌ها که دارای سرمایه اجتماعی باشند کم و تقاضای سازمان برای به خدمت گرفتن آنان زیاد است ؛ ارزش آن‌ ها سازمان را متوجه شکار مغزها نموده و بر این اساس مدیرانی که خواهان رشد و بقای شرکت‌ها هستند سعی دارند با جذب کارکنان برخوردار از سرمایه اجتماعی بالا، ثروت نامرئی سازمان خود را افزایش دهند (تیمون[۱] و استامف[۲]، ۲۰۰۳: ۱۶) همچنین حیات و قوام هر سیستم اجتماعی منوط به وجود پیوندی مستحکم میان عناصر شکل‌دهنده آن است.

درمجموع سرمایه اجتماعی مفهومی جدید، پیچیده و مهم در علوم اجتماعی است که امروزه به عنوان یکی از مهم‌ترین شاخص‌های رشد و توسعه در هر نظام مطرح است. شرط لازم برای پیشرفت جامعه، توسعه همه‌جانبه، ایجاد روابط گرم، گسترش انسجام و همبستگی اجتماعی، بسط مشارکت اجتماعی و اعتماد متقابل (فرد –جامعه-دولت) و سرمایه اجتماعی است که متأسفانه در کشورهای جهان سوم کمتر ‌به این مقوله توجه می‌شود. این در حالی است که افول بیش‌ازحد سرمایه اجتماعی در هر جامعه به طور حتم جامعه را با مشکلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی روبرو می‌سازد که نهایت آن فروپاشی اجتماعی است. یکی از بحث‌های بسیار مهم که همواره در جوامع جهان مطرح بوده، مشارکت اجتماعی است. مشارکت اجتماعی مردم در اداره امور جامعه همواره با چالش‌ها و فرصت‌هایی روبرو بوده است. به‌طورکلی میزان سرمایه اجتماعی در هر گروه یا جامعه‌ای نشان‌دهنده میزان اعتماد افراد به یکدیگر است همچنین وجود میزان قابل قبولی از سرمایه اجتماعی موجب تسهیل کنش‌های اجتماعی می‌شود. به‌طوری‌که در مواقع بحرانی می‌توان برای حل مشکلات از سرمایه اجتماعی به عنوان اصلی‌ترین منبع حل مشکلات و اصلاح فرایندهای موجود سود برد. ازاین‌رو شناسایی عوامل مؤثر در تقویت یا تضعیف سرمایه اجتماعی اهمیت بسزایی دارد. تعدادی از عناصر اصلی که می‌توان سرمایه اجتماعی را با آن مورداندازه‌گیری قرارداد عبارت‌اند از: آگاهی به امور عمومی، سیاسی، اجتماعی، وجود انگیزه در افراد جامعه که در پی کسب این دسته از آگاهی‌ها برآیند. اعتماد عمومی به یکدیگر، اعتماد به نهادهای مردمی و دوستی، مشارکت غیررسمی هم یارانه در فعالیت‌های داوطلبانه در شکل‌های غیر دوستی، خیریه‌ای، مذهبی، اتحادیه‌ها، انجمن‌های صنفی و علمی و… درمجموع می‌توان گفت که یکی از معیارهای اصلی در شناخت سرمایه اجتماعی شکل و شیوه روابط اجتماعی افراد با یکدیگر و نحوه همزیستی آن‌ ها در جامعه موردمطالعه است. از دیگر معیارها می‌توان به احساس مردم نسبت به داشتن احساس خوشایند به امنیت، پیوندهای خانوادگی و اجتماعی و امیدواری نسبت به آینده از معیارهای مطرح محسوب می‌شود. رفتار شهروندی سازمانی نیز از زمانی که اورگن در این زمینه اعلام کرد. این عامل که بر عملکردهای فردی و سازمانی تأثیرگذار است موردتوجه اغلب محققان در زمینه رفتار شهروندی قرارگرفته است. یافته های تجربی به دست‌آمده نشان می‌دهد این رفتارهای شهروندی تأثیر مثبتی بر افزایش عملکردهای سازمانی دارد. رفتار شهروندی سازمانی جنبه منحصربه‌فرد فعالیت فردی در محل کار محسوب می‌شود که از ابتدا در اوایل دهه ۱۹۸۰ ذکرشده بود. بنا به تعریف اصلی، این رفتار فردی، رفتار به صورت اختیاری است و مستقیماً و صراحتاً از طریق سیستم رسمی پاداش هدایت نمی‌شود و در مجموع باعث افزایش عملکرد مؤثر و کارآمد سازمان می‌شود. این رفتار ویژه زمینه‌ی تحقیقاتی به‌روزی را فراهم آورده است که توسط جامعه شناسان سازمانی، روان شناسان و پژوهشگران بخش مدیریت به تحقیق و تفحص پرداخته‌اند.

نظریه اینکه در بسیاری از تحقیقات انجام‌شده سرمایه اجتماعی به‌مثابه عامل اصلی و مؤثر بر روابط و هنجارها موردبررسی قرارگرفته است. به همین جهت نگارنده رابطه بین سرمایه اجتماعی و رفتار شهروندی سازمانی را موضوع تحقیق خود قرار داده است.

اهداف تحقیق

هدف اصلی

بررسی رابطه بین مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی و رفتار شهروندی بین کارکنان مدارس متوسطه دخترانه شهر تهران

اهداف جزئی

به منظور دسترسی به هدف کلی تحقیق اهداف زیر در این پژوهش موردبررسی قرار خواهد گرفت.

۱-مشخص کردن رابطه بین اعتماد متقابل با رفتار شهروندی در بین کارکنان مدارس متوسطه دخترانه شهر تهران

۲-مشخص کردن رابطه بین هنجارهای مشترک (گرمی اجتماع انسانی، الگوی رفتاری قوی) با رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان مدارس متوسطه دخترانه شهر تهران

۳-مشخص کردن رابطه بین تعاون و همکاری متقابل با رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان مدارس متوسطه دخترانه شهر تهران

۴-مشخص کردن رابطه بین ارتباطات (احترام متقابل و منافع مشترک) با رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان مدارس متوسطه دخترانه شهر تهران

۵-مشخص کردن رابطه بین همیاری و مشارکت داوطلبانه با رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان مدارس متوسطه دخترانه شهر تهران

۶-مشخص کردن رابطه بین انسجام و همبستگی جمعی با رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان مدارس متوسطه دخترانه شهر تهران

فرضیه‌های تحقیق

فرضیه اصلی

بین سرمایه اجتماعی و رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان مدارس شهر تهران رابطه معنی‌داری وجود دارد.

فرضیه‌های فرعی

۱-بین مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی و رفتار شهروندی سازمانی کارکنان مدارس متوسطه دخترانه شهر تهران رابطه وجود دارد.

۲- بین اعتماد متقابل با رفتار شهروندی سازمانی بین کارکنان مدارس متوسطه دخترانه شهر تهران رابطه وجود دارد.

۳- بین هنجارهای مشترک (گرمی اجتماع انسانی، الگوی رفتاری قوی) با رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان مدارس متوسطه دخترانه شهر تهران رابطه وجود دارد.

۴- بین تعاون و همکاری متقابل با رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان مدارس متوسطه دخترانه شهر تهران رابطه وجود دارد.

۵- بین ارتباطات (احترام متقابل و منافع مشترک) با رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان مدارس متوسطه دخترانه شهر تهران رابطه وجود دارد.

۶- بین همیاری و مشارکت داوطلبانه با رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان مدارس متوسطه دخترانه شهر تهران رابطه وجود دارد.

متغیرهای تحقیق

متغیر مستقل: سرمایه اجتماعی

متغیر وابسته: رفتار شهروندی سازمانی

تعاریف نظری

سرمایه اجتماعی [۳]: مجموعه بالقوه‌ای است که با عضویت در شبکه های اجتماعی کنشگران و سازمان‌ها به وجود می‌آید. به عبارتی مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش‌های غیررسمی است که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میان آن‌ ها مجاز است در آن سهیم هستند. (فوکویاما، ۱۳۸۵، ص۱۰)

اعتماد متقابل [۴]: اعتماد انتظاری است که از درون اجتماع برمی‌خیزد و در آن صداقت و رفتار و روحیه تعاون و همکاری مبتنی بر هنجارهای مشترک و عمومی شکل‌گرفته است. این رفتارها نیاز به قانون و تنظیمات در روابط ندارد، بلکه وجدان اخلاقی مبنای اعتماد متقابل بین اعضای گروه است.

تعاون و همکاری متقابل: این لغت در مقابل واژه رقابت به کار می‌رود و بیانگر یک عمل جمعی است که اعضای سازمان با دیگران در جامعه یا گروه خود در موارد مشترک اقدام می‌نمایند. (محمدی، ۱۳۸۴، ص۱۵۸)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:56:00 ب.ظ ]




ماهیت شغلی: چنانچه ساختار شغل متناسب با توانایی ها و استعداد فرد باشد در آن صورت احساس رضایت به وی دست می‌دهد.

جنبه‌های فیزیکی شغل: به مرور زمان توجه فزاینده ای به بی حفاظ بودن کارگران در مقابل مواد شیمیایی خطرناک، مخاطرات ایمنی و سر و صدا در محیط کار معطوف می شود. در گذشته نسبت به زیان هایی که از بی توجهی ‌به این عوامل ناشی می شد آگاهی اندک وجود داشت. چنانچه کارکنان در مدت زمان طولانی در محیطی که از نظر شرایط و ابزار کاری نامناسب است به کار گرفته شوند در آن صورت رضایت شغلی آنان کاهش می‌یابد.

جنبه‌های نمادی شده داخل و خارج شغل: عوامل داخلی شامل امنیت شغلی، امکانات رفاهی، رستوران، بهداشت محیط کار می‌باشد و عوامل خارجی شامل فرصت های تحصیلی، موانع شغلی یا اتحادیه ای برای رشد و پیشرفت، شرایط بازار کار و محدودیت های نژادی، جنس، سن و … می‌باشد.

عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر زندگی کاری: رضایت یا عدم رضایت شخص از زندگی ممکن است به محیط کار منتقل شود. مسائلی از قبیل ارتقاء سطح زندگی، هزینه های بالای مسکن، مشکلات انرژی، مشاجرات خانوادگی و آلودگی هوا باعث اضطراب و ناتوانی شده و در نهایت منجر به عدم رضایت می‌گردند. از طرف دیگر نزدیکی به مراکز فروش، امکانات تفریحی، غذاهای منجمد شده، موفقیت در آموزش های عمومی، وجود وسایل حمل و نقل خوب و کافی و دیگر امکانات رفاهی باعث آرامش و آسایش زندگی افراد شده و رضایت آنان را فراهم می آورد (فرجوند، ۱۳۷۶).

به طور کلی می توان شاخص های مشترکی را که نشانگر کیفیت بالای زندگی کاری باشند به شرح زیر فهرست کرد:

    • وجود اعتماد در سازمان

    • حمایت مدیریت از شیوه های مشارکتی در سازمان

    • ایجاد زمینه‌های رشد و پرورش و فرصت های آموزش و توسعه مهارت های کارکنان

    • فراهم بودن بازخورد عملکرد

    • سرپرستی کمتر و تفویض اختیار بیشتر

    • کار گروهی در سازمان

    • ایمنی و سلامتی محیط کار

    • حقوق و مزایای کافی

    • توزیع عادلانه پاداش های سازمانی

    • کاهش اخبار و شایعات مربوط به اخراج

    • وجود آزادی نطق و بیان

    • غنی و با چالش بودن مشاغل

    • وجود گزینه های دیگری به جای اخراج

    • وجود ارتباطات باز

    • کاهش فشارهای شغلی

  • وجود سازمان های کارگری

در خاتمه باید خاطر نشان ساخت، مفاهیمی چون کیفیت زندگی کاری و مفاهیم مشابه آن نباید بدون در نظر گرفتن شرایط و مقتضیات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد. اغلب نظریه ها و اصول در مرحله ی علوم اجتماعی زمانمند و مکانمند هستند وبر اساس نگرش اقتضایی و مدیریتی بومی در اعمال مدیریت نباید مقتضیات زمانی و مکانی به فراموشی سپرده شود. ‌بنابرین‏ کاربرد مفاهیم مورد اشاره نیاز به مطالعه و تحقیق و حصول اطمینان از اثربخشی آن ها در جوامع در حال توسعه دارد.

لذا با توجه به شاخص های ارائه شده که مربوط به کشورهای صنعتی می‌باشد، ضروری است که در سایر کشورها با پژوهش های علمی به شاخص های معرف کیفیت زندگی کاری دست یافت. بالاخص رفتار مردم در کشورهای در حال توسعه که در اکثر آن ها رفتارهای احساس و عاطفی از رفتارهای عقلانی پیش گرفته است. ‌بنابرین‏ لزوم این تحقیق در جامعه صنعتی کشور جهت افزایش کارایی و اثربخشی سیستم های سازمانی است و باعث توسعه خلاقیت ها و نوآوری ها و بهینه سازی کیفیت نظام کار، یا کیفیت زندگی کاری می‌گردد (سیاحی، ۱۳۷۷).

ضرورت و اهمیت برنامه های کیفیت زندگی کاری

توجهی که اکنون به کیفیت زندگی کاری می شود بازتابی است از میزان اهمیتی که همگان برای آن قایل اند. چنین می کند که شمار بسیاری از کارکنان از کار خود ناراحت و در پی کاری معنی دارتر هستند. کارکنان در خواست دارند در پیامد های اقتصادی و غیر اقتصادی کارشان تغییراتی داده شود. اهمیت پاداش های غیر اقتصادی در مقایسه با اهمیت پاداش های اقتصادی هم اکنون افزایش یافته است، به ویژه در نزد کارکنانی که از آموزش و پرورش بالایی بهره مند هستند. چنین به نظر می‌رسد که نیاز شدیدی به بهتر کردن کیفیت زندگی کاری در بسیاری از کارکنان وجود دارد. شماری از آگاهان بر این باورند که بخشی از رکورد بهره وری و کاهش کیفیت محصول در برخی از کشورها ناشی از کاستی های زندگی کاری و تغییراتی است که در علاقه مندی ها و رجحان های کارکنان پدید آمده است وکارکنان در خواست دارند که در کارشان نظارت و دخالت بیش­تر بیابند. هنگامی که با کارکنان با احترام رفتار شود و احساس امنیت کنند و آنان فرصت بیان اندیشه‌های خود را داشته باشند و هم چنین آزادی بیان، اندیشه و مردم‌سالاری بالا رود و کارکنان در تصمیم‌گیری‌ها بیشتر مشارکت کنند، واکنش‌های مناسب و مطلوبی از خود نشان خواهند داد (سلمانی، ۱۳۸۲). به طور خلاصه کیفیت زندگی کاری از جمله مباحث مهمی است که در جهان امروز بخش عظیمی از وقت، بودجه و توجه صاحب‌نظران را به خود اختصاص داده است. در حالی که در گذشته فقط تأکید بر زندگی شخصی (غیر کاری) بوده است. امروزه، بهبود کیفیت زندگی کاری یکی از مهم ترین اهداف سازمان و کسانی که برای سازمان کار می‌کنند، می‌باشد. اگر یک کارگر واقعاً احساس کند که کیفیت زندگی کاریش بهبود یافته است، اعم از اینکه نتیجه ی عملکرد خودش باشد و یا سیاست هایی که از طرف سازمان در جهت افزایش بهره وری اتخاذ می شود، این مطلب به کارگر نیروی بیشتری در جهت انجام کارش می بخشد. نتیجه ی طبیعی این فرایند، ایجاد نیروی زندگی و جو فعال در داخل گروه یا سازمان است و در نهایت موجب افزایش بهره وری فراتر از نتایج مورد انتظار با توجه به استانداردهای تکنولوژیک یا تجهیزات می شود. همین مطلب خود موجب انگیزه بیشتر برای کار بهتر و در نتیجه کیفیت زندگی کاری بهتر می‌گردد. دست کم، سازمان به چهار دلیل زیر بایستی به کیفیت زندگی کاری اهمیت بدهد:

    • کیفیت زندگی کاری به ‌عنوان فرهنگی که سطح بالایی از تعهد متقابل را بین افراد و سازمان به وجود می آورد، ‌به این معنا که افراد با اهداف سازمان و توسعه آن متعهد باشند و سازمان نیز به نیازهای افراد و بالندگی آنان متعهد باشد.

    • کیفیت زندگی کاری به ‌عنوان یک هدف که بهبود عملکرد سازمانی را از طریق ایجاد مشاغل و محیط های کاری راضی کننده تر و مؤثرتر برای افراد در کلیه سطوح سازمان فراهم می‌کند.

    • کیفیت زندگی کاری به ‌عنوان یک فرایند که موجبات تحقق اهداف را از طریق دخالت دادن و مشارکت فعال کلیه افراد سازمان فراهم می کند.

  • کیفیت زندگی کاری پدیده ای است که امروزه از مرز سازمان و شرکت فراتر می رود و اثرات آن در زندگی خصوصی فرد و خارج از سازمان نیز قابل مشاهده است (علامه، ۱۳۷۸).

اهداف کیفیت زندگی کاری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:56:00 ب.ظ ]




بعد از تهیه این جدول، آنچه باید تعیین گردد نوع سوال است. پس از طرح سوالات امتحان، اجرا و تصحیح آن، نوبت به تجزیه و تحلیل داده ­های به دست آمده از امتحان می­رسد که ‌می‌توان از نتایج آن در راستای بهبود کیفیت فنی این امتحانات بهره برد. در قسمت زیر سعی شده است، در راستای تحقیق به معرفی انواع سوال و قواعد طرح و تصحیح سوالات ذهنی پرداخته شود.

انواع سوال

از عمده­ترین امتحانات پیشرفت تحصیلی ‌می‌توان امتحانات مداد و کاغذی یا امتحانات کتبی را نام برد. سوالات این امتحانات به دو نوع اصلی؛ عینی و ذهنی تقسیم می­شوند. در سوالات عینی، دانش ­آموز باید از بین پاسخ­های پیشنهادی برای هر سوال، پاسخ درست یا مناسب­تر را انتخاب کند. علت نامگذاری این سوالات این است که در تصحیح­شان، نظر شخصی مصحح بی­تأثیر است. این سوالات خود شامل سوالات چندگزینه ای[۱۷]، صحیح – غلط[۱۸] و جور کردنی[۱۹] می­باشند. در سوالات ذهنی، دانش ­آموز پاسخ را تولید می­ کند و دلیل نامگذاری این سوالات، دخیل بودن نظر شخصی مصححان در تصحیح آن ها‌ است. این سوالات به سه دسته­ تشریحی یا انشایی، کوتاه پاسخ [۲۰]و کامل کردنی تقسیم می­شوند.

سوالات تشریحی

تهیه پاسخ در سوالات تشریحی مستلزم این است که دانش ­آموز ضمن یادآوری آموخته­های خود، پاسخ را تولید کند. با توجه به آزادی عمل دانش ­آموز در پاسخ دادن، این سوالات به دو دسته تقسیم می­شوند؛ دسته­ اول، سوالات تشریحی گسترده پاسخ[۲۱] هستند که دانش ­آموز از لحاظ زمان پاسخ­دهی و میزان پاسخ هیچ گونه محدودیتی ندارد و می ­تواند هر طور بخواهد پاسخ خود را ارائه دهد. دسته ی دوم، سوالات تشریحی محدود پاسخ[۲۲] هستند که دانش ­آموز باید مطابق با محدودیت عنوان شده در صورت سوال عمل کند. این نکته حائز اهمیت است که هیچ کدام از انواع سوال به تنهایی عاری از نقص نیست و نمی­ توان هیچ یک از آن ها را به عنوان تنها ابزار مطلوب جهت سنجش آموخته­های دانش ­آموزان نام برد. هر کدام مزایا و معایب خاص خود را دارند که می توان با در نظر گرفتن ملاحظات نظری و عملی از میان آن ها دست به انتخاب زد. از جمله امتیازهای سوالات تشریحی ‌می‌توان به سنجش سطوح بالاتر اهداف آموزشی، سهولت تهیه، تقویت عادت­های مطلوب مطالعه در یادگیرندگان، قرار دادن یادگیرندگان در موقعیت های واقعی­تر اشاره کرد. همچنین این سوالات توانایی تولید پاسخ را می­سنجند نه توانایی انتخاب پاسخ را. از جمله معایب این سوالات ‌می‌توان به متأثر بودن نمره­گذاری ازحالات روحی و سلیقه­ی شخصی مصحح و نیز توانایی دانش ­آموز در ارائه مطلب اشاره کرد که کاهش دقت و عینیت در تصحیح را به دنبال خواهد داشت. همچنین صرف زمان زیاد برای تصحیح، نمونه گیری محدود از محتوای درس و هدف­های آموزشی از دیگر معایب این سوالات هستند.

قواعد طرح سوالات تشریحی

با اینکه سوال خوب طرح کردن نوعی هنر است اما در این زمینه اصول و قواعدی وجود دارد که نتیجه­ تجربیات صاحب نظران طی سالیان ‌می‌باشد که با رعایت آن ها ‌می‌توان سوالات مناسب و با کیفیتی طرح کرد. سیف (۱۳۹۱) در بیان اصول و قواعد این سوالات به موارد زیر اشاره ‌کرده‌است:

    • هر سوال به یکی از هدف­های آموزشی مربوط باشد.

    • از سوالات تشریحی برای سنجش هدف­هایی استفاده شود که با سایر انواع سوالات به خوبی قابل اندازه گیری نباشد.

    • در نوشتن سوالات از کلمات و عبارات واضح استفاده شود و از کلی­گویی پرهیز شود.

    • تا حد امکان از سوالات تازه و موقعیت­های جدید استفاده شود.

    • به دانش ­آموزان حق انتخاب چند سوال از میان تعدادی سوال داده نشود.

    • برای پاسخ­گویی به سوالات زمان کافی در نظر گرفته شود و زمان هر سوال نیز به طور جداگانه مشخص شود.

    • با نوشتن سوالاتی که به جواب کوتاه نیاز دارند، تعداد سوالات را ‌می‌توان افزایش داد و از این طریق از مشکل ضعف نمونه گیری امتحانات تشریحی کاست.

    • عواملی که در ارزشیابی سوالات تشریحی دخالت دارند را از پیش تعیین کرده و دانش آموزان را باید از آن مطلع کرد.

  • از کاربرد کلمات “چه کسی”، “چه وقت”، ” کجا” و جز این ها بپرهیزید.

قواعد تصحیح سوالات تشریحی

به منظور افزایش دقت عمل مصححان و ثبات نمره­گذاری رعایت اصول و قواعد زیر توصیه شده است:

  • پاسخ­های سوالات تشریحی را تنها می­باید بر اساس هدفی که در سوال گنجانیده شده است،

تصحیح کرد.

    • پاسخ­ها سوال به سوال تصحیح شوند نه ورقه به ورقه.

  • در صورت امکان، چند مصحح اوراق را به گونه مستقل تصحیح کنند. میانگین نمرات مصححان

مختلف از نمرات هر یک از آن ها دقیق­تر خواهد بود.

    • تمام پاسخ­های دانش ­آموزان به یک سوال در یک نشست و بدون وقفه­ی زمانی تصحیح شوند.

    • هنگام تصحیح اوراق امتحانی از شناسایی نام صاحبان آن­ها خودداری شود.

  • مصحح به نمرات سوالات قبلی تصحیح شده نگاه نکند و هر سوال جدید را به طور مستقل و

بدون تأثیر گرفتن از نمرات سوالات قبلی تصحیح کند.

  • به منظور ایجاد انگیزه و آموزش غیرمستقیم بر روی اوراق امتحانی، اشتباهات دانش ­آموزان تصحیح

شود.

  • داشتن یک نمونه یا الگو برای هر سوال به عنوان کلید، از دخالت عوامل نامربوط جلوگیری

می­ کند. در تهیه­ پاسخ­های نمونه، پاسخ هر سوال را به چند قسمت تقسیم کرده و برای هر قسمت امتیاز

جداگانه­ ای منظور و مطابق با این امتیازها به پاسخ­های دانش ­آموزان نمره داده شود.

  • از راهنمای تصحیح استفاده شود (همان منبع).

روش­های تصحیح سوالات تشریحی

روش تحلیلی یا امتیازبندی : در این روش پاسخ نمونه­ هر سوال به اجزای کوچکتری تقسیم می­ شود و برای هر جز مشخص، نمره یا امتیاز جداگانه­ ای در نظر گرفته می­ شود.

روش کلی یا سراسری یا درجه­بندی : پاسخ نمونه به اجزا و قسمت­ های کوچک تقسیم نمی شود بلکه تنها به صورت یک معیار به کار می­رود. در این روش مصحح تمامی پاسخ فرد به یک سوال را می­خواند و یک برداشت کلی از آن کسب می­ کند و بعد این برداشت کلی را به یک نمره تبدیل می­ کند. در این روش، شیوه ­های مختلفی برای نمره­گذاری وجود دارد: ‌می‌توان یک نمره دوگانه ( قبول- مردود) را به کار برد یا مقیاس را تا ۵ واحد از خیلی خوب(۵) تا خیلی ضعیف(۱) افزایش داد.

روش ویژگی­های اصلی : در این روش مصحح ویژگی­های اصلی پاسخ دانش ­آموز به هر سوال را می­سنجد و برای هر یک از آن ها نمرات ۴ تا ۰ را که معرف عالی تا غیرقابل قبول­اند منظور می­ نماید (همان منبع).

سوالات کوتاه پاسخ

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:56:00 ب.ظ ]




،یین مندی های وسواسی) (افکار وسواسی بدون رفتارهار آشکار (اندیشناکی های وسواسی) (د تلقی می شیوع اختلال

شیوع اختلال وسواس به طور نسبی محدود است اما نه آنقدر که پیشتر تصور می‌شد. آمارها نشان داده‌اند که در میان بیماران سرپایی روانپزشکی کمتر از یک درصد از اینگونه اختلال رنج می‌برند که در میان بیماران بستری این آمار بالاتر است. وقوع این اختلال در جمعیت کلی نسبت به تعداد محدودی که در درمانگاه‌ها و بیمارستان‌ها هستند، اخیراًً حدود پنج درصد برآورد شده است (از هر دو هزار نفر یک نفر) (سلیگمن و روزنهان، والکر، ۲۰۰۱؛ جنیک[۲۹] ، بیر[۳۰] و مینی چیلو[۳۱]، ۱۹۹۸؛ کاپلان و سادوک،۲۰۰۳). به طور کلی داده های موجود نشان می‌دهد که اختلال وسواس در بافت کلی جمعیت خیلی بیشتر از آن چیزی است که گمان رفته بود. بایستی این موضوع را مد نظر داشت که این اختلال بسیاری از افراد مبتلا را به شکل حادی پریشان نکرده و یا در زندگی روزمره آن ها مزاحمت ایجاد نمی‌کند. حتی در میان کسانی که مشکلات آن ها در حد اختلات بالینی است بدون شک افرادی یافت می‌شوند که هرگز به جستجوی بر نمی‌آیند و بیماری خود را پنهان می‌کنند (ترنر و بیدل، ۱۹۸۸؛ جنیک و همکاران، ۱۹۹۸).

نقش جنسیت و سن

به لحاظ تعداد افراد مبتلا ‌به این اختلال تفاوت مشخصی بین زنان و مردان وجود ندارد. ولی در میان نوجوانان، پسرها بیشتر از دخترها دچار اختلال وسواسی- اجباری می‌شوند. به طور معمول شروع اختلال وسواس در مقطع نوجوانی یا اوایل بزرگسالی است و در اکثر موارد قبل از ۲۵ سالگی بروز می‌کند. به ندرت دیده می‌شود که شروع اختلال برای اولین بار بعد از ۴۵ سالگی باشد. پیش از مراجعه بیمار به مراکز بالینی و بیمارستان‌ها ممکن است زمان زیادی تلف شود هر چند اکنون میزان این دیرکرد نسبت به گذشته کمتر شده است (سلیگمن، روزنهان، والکر، ۲۰۰۱؛ اینگرام و پرایس[۳۲]، ۲۰۰۱؛ کاپلان و سادوک، ۲۰۰۳).

ازدواج، خانواده، طبقه اجتماعی و تحصیلات

مطالعات بسیاری نشان می‌دهد که تعداد زیادی از بیماران وسواسی بزرگسال ازدواج نمی‌کنند و بیماران مرد نسبت به بیماران زن تمایل بیشتری به تنهایی دارند و نسبت به بیشتر افراد حتی نسبت به سایر بیماران روانی تمایل کمتری به ازدواج دارند. در صورت ازدواج نیز تمایل دارند که تعداد بچه های کمتری داشته باشند. بسیاری از متخصصان بالینی بر این باورند که میزان اختلال وسواس در میان طبقات اجتماعی مرفه و تحصیل‌کرده بیشتر است. با این حال آمارهای موجود و یافته های پژوهشی که انجام گرفته‌اند چنین موضوعی را گواهی نمی‌دهند (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۳؛ سلیگمن، روزنهان، والکر، ۲۰۰۱).

سیر اختلال

به طور تقریب در نیمی از افراد، مشکلات وسواسی به تدریج شروع و گسترش می‌یابند و در این میان وسواس شستشو و پاکیزه سازی نسبت به وسواس وارسی بیشتر است. با این حال سیر اختلال نوسان دارد. ممکن است به دنبال دوره هایی که بیماری به روشنی خود را نشان می‌دهد در مقاطع دیگری بهبود پیدا کند هر چند که این بهبودی‌های مقطعی در بیشتر موارد به طور کامل خالی از نشانه بیماری نمی‌باشند. در حدود نیمی ‌از موارد اختلال به صورت مداوم شدت می‌یابد. بیماری با ظهور افسردگی شدت می‌یابد و حادتر می‌شود. همچنین تحت فشار احتمال ظهور مجدد وسواس‌های فکری و رفتارهای اجباری و تشدید بیماری بیشتر می‌شود (راکمن و دی سیلوا، ۱۹۹۹؛ کاپلان و سادوک، ۲۰۰۳؛ سلیگمن، روزنهان، والکر، ۲۰۰۱؛ جنیک و همکاران، ۱۹۹۸).

درمان اختلال وسواسی-جبری

برای درمان این اختلال علاوه بر درمان‌های دارویی، درمان‌های روانشناختی متعددی نیز در طول سال‌های متوالی ابداع شده است. نسل اول رویکردهای رفتاری در تقابل با رویکرد اولیه روان تحلیلی بر پایه دیدگاه‌های شرطی کلاسیک و عاملی در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ مطرح شدند. نسل دوم این درمان‌ها تحت عنوان “رفتاری- شناختی” تا دهه ۱۹۹۰ با تأکید بیشتر بر جنبه‌های شناختی به وجود آمدند که تأکید این نوع درمان‌ها بر نقش باورها، شناخت‌ها، طرح واره‌ها و نظام پردازش اطلاعات در ایجاد اختلالات روانی بود و ایتکه در روان درمانی باید با تکنیک‌های مختلف در آن‌ ها تغییر یا تعدیل ایجاد شود یا آن‌ ها را به کلی حذف کرد. امروز با نسل سوم این نوع درمان‌ها مواجه هستیم که آن ها را می‌توان تحت عنوان کلی مدل‌های مبتنی بر پذیرش نامید؛ مانند درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، درمان فراشناختی و درمان پذیرش و تعهد (هایس، ۲۰۰۴).

تعریف درمان ACT

درمان ACT، یک مداخله زمینه گرایی کارکردی مبتنی بر نظریه چهارچوب رابطه که رنج انسان را ناشی از انعطاف ناپذیری روان شناختی می‌داند که با آمیختگی شناختی و اجتناب تجربه‌ای تقویت می‌شود. هدف ACT ایجاد انعطاف پذیری روان شناختی از طریق فرایند‌های پذیرش، گسلش، خود به عنوان زمینه، ارتباط با زمان حال، ارزش‌ها و ایجاد الگوهای گسترده عمل متعهد مربوط ‌به این ارزش‌ها می‌باشد (هیز و همکاران، ۲۰۱۰).

مبنای فلسفی ACT

زمینه گرایی عملکردی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:55:00 ب.ظ ]




نظر سوم: هرچند بنا بر مبانی استدلال مذکور در نظر اول، پذیرش واستماع دعوای اعسار مدیون از پرداخت دین، قبل از مطالبه داین صحیح نیست‌؛ لیکن در بررسی این موضوع که مطالبه داین حتماً باید منحصر به صدور حکم قطعی دادگاه گردد باید قایل به تفصیل وتفکیک شد. ‌به این معنا که قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی مصوب سال ۱۳۷۷، ناظر به موردی است که مدیون بعد از مطالبه داین، منکر وجود دین ومدیونیت خود بوده وبه این جهت داین ناگزیر از مراجعه به دادگاه برای اثبات دین و مطالبه طلب خود است وطبیعی است در چنین شرایطی تاحکم قطعی صادر نشود دین نیز باعث نمی شود تاقبل از آن بتوان درخواست اعسار را استماع نمود. در شرایطی که مدیون بعد از مراجعه داین به وی به مدیونیت خود اقرار داشته باشد، چه نیازی به مراجعه داین به دادگاه برای اثبات یا مطالبه دین وجود خواهد داشت، در این صورت مدیون تنهابا ارائه دلیلی که مثبت مطالبه دین توسط داین باشد (مثل اظهارنامه رسمی، شهادت شهود یا تأیید داین) می‌تواند از دادگاه تقاضای اعسار یا تقسیط دین خود را بنماید. به علاوه گاهی استیفای بعضی از حقوق، متوقف بر احراز وضعیت شخص از حیث عدم تمکن مالی اوست. مثلاً به موجب تبصره ۳قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق ۱۳۷۰، اجرای صیغه طلاق وثبت آن در دفتر، موکل به تأدیه حقوق شرعی وقانونی زوجه اعم از مهر نفقه، جهیزیه وغیر آن به صورت نقد است مگر در طلاق خلع یا مبارات ویا رضایت زوجه ویا صدور حکم قطعی اعسار شوهر از پرداخت حقوق فوق الذکر. حال چنانچه مردی بخواهد از حق طلاق خود با استناد به ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی استفاده کرده وبا مراجعه به دادگاه نیز گواهی عدم امکان سازش اخذ نماید ولی در عین حال قادر به پرداخت حقوق مالی همسرش به صورت نقد نباشد واز طرفی زوجه نیز حقوق مالی خود را از طریق دادگاه مورد مطالبه قرار ندهد ‌و پذیرفته باشیم که درخواست اعسار باید مسبوق به حکم قطعی باشد، در این صورت زوج هیچ گاه نمی تواند از حق مکتسبه خود استفاده کند(می‌دانیم که تحریر حقوق مکتسبه اشخاص خلاف قانون است).

بر اساس رأی گیری به عمل آمده نظر اول حایز اکثریت آرای گردید.

نظر کمیسیون:

نشست قضایی(۶): بعد از صدور حکم قطعی وتعیین ‌محکوم به و صدور اجراییه، دعوای اعسار وتقسیط ‌محکوم به قایل استماع است.(معاونت آموزش قوه قضائیه، مجموعه نشستهای قضایی(مسایل آیین دادرسی مدنی۲)، ص۸۶۶و۸۶۷). ↑

    1. – شماره ردیف‌: ۸۵/۵۲رأی شماره‌: ۷۲۲-۱۳/۱۰/۱۳۹۰رأی وحدت رویه هیئت عمومی دیوان عالی کشور

      «مستفاد از صدر ماده ۲۴ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی وانقلاب در امور مدنی مصوب سال ۱۳۷۹ ولحاظ مقررات قانون اعسار مصوب سال ۱۳۱۳ این است که دعوای اعساری که مدیون در اثناء رسیدگی به دعوی داین اقامه کرده قابل استماع است ودادگاه به لحاظ ارتباط آن ها باید به هردو دعوی یکجا رسیدگی وپس از صدور حکم بر محکومیت مدیون ‌در مورد دعوی اعسار او نیز رأی مقتضی صادر نماید؛ ‌بنابرین‏ رأی شعبه چهارم دادگاه بجدید نظر استان همدان در حدی که با این نظر انطباق دارد به اکثریت آرای صحیح و قانونی تشخیص می‌شود. این رأی طبق ماده ۲۷۰ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی وانقلاب در امور کیفری در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور وکلیه ‌دادگاه‌ها لازم الاتباع است».(روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران، ویژه نامه قوانین ومقررات، شماره ۱۹۴۹۹، مورخ یک ششنبه ۲۳/۱۱/۱۳۹۰، ص۳). ↑

    1. – ماده ۲۶۹قانون تجارت: «محاکم نمی توانند بدون رضایت صاحب برات برای تأدیه وجه برات مهلتی بدهند».ماده۳۰۹قانون تجارت:« تمام مقررات راجع به بروات تجارتی (از مبحث چهارم الی فصل اول این باب) ‌در مورد فته طلب نیز لازم الرعایه است». ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:55:00 ب.ظ ]




مدل تحقیق

هدف تحقیق حاضر ارتباط بین عملکرد روابط عمومی با نگرش های غیرتجاری مشتریان شعب بانک پارسیان منطقه شمال تهران می‌باشد، لذا متغیر های تحقیق را می توان به شرح زیر نام برد:

عملکرد خدماتی – عملکرد غیرخدماتی – عملکرد ارتباطی- عملکرد روابط عمومی- نگرش های غیرتجاری مشتریان. متغیرهای تحقیق در غالب مدل زیر ترسیم شده است:

نگرش های غیرتجاری مشتریان بر اساس پرسشنامه ای با ۱۰ سوال مورد سنجش قرار می‌گیرد.

عملکرد خدماتی

نگرش های غیرتجاری مشتریان

عملکرد غیرخدماتی

عملکرد ارتباطی

عملکرد روابط عمومی

شکل ۳-۲: مدل مفهومی تحقیق جی یانگ چانگ و همکاران[۷۹] (۲۰۱۳)

بخش چهارم: مختصری درباره بانک پارسیان

تاریخچه بانک

بانک پارسیان به صورت شرکت سهامی عام و با مالکیت اشخاص غیر دولتی و به استناد قانون اجازه تأسیس بانک های غیر دولتی مصوب فروردین ماه ۱۳۷۹، ماده(۹۸) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و ضوابط تأسیس بانک غیر دولتی مصوب نهصد و چهل و هشتمین جلسه مورخ ۲۰/۹/۱۳۷۹ شورای پول و اعتبار تأسیس یافته و در چارچوب قانون پولی و بانکی کشور مصوب سال ۱۳۵۱، قانون عملیات بانکی بدون ربا، قانون تجارت و مقررات اساسنامه بانک، در مرداد ۱۳۸۰، نسبت به انجام پذیره نویسی سهام و تشکیل مجمع مؤسس اقدام نمود و پس از انجام تشریفات و ثبت رسمی بانک به شماره ۱۷۸۰۲۸ در تاریخ ۱۵/۶/۱۳۸۰ در اداره ثبت شرکت‌ها و مؤسسات غیر تجاری تهران ، به موجب نامه شماره ۲۳۴۸/هـ – مورخ ۲۶ شهریور ماه ۱۳۸۰ مجوز آغاز فعالیت را از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران دریافت نمود. بدین ترتیب ارائه خدمات بانک پارسیان از اسفند ماه ۱۳۸۰ آغاز گردید.

اهداف: عبارت است از توسعه اقتصادی از طریق گسترش فعالیت در بخش صنایع ، به ویژه صنعت خودروسازی و صنایع وابسته با فراهم آوردن امکانات ، تسهیلات و تدوین و اشاعه ابزارهای مالی و پولی نوین ، همچنین تأمین مالی برای زیربخش های ساخت ، تجارت ، مصرف.

مدت زمان : بانک از تاریخ ثبت برای مدت نامحدود تشکیل شده است.

سرمایه بانک : سرمایه بانک سیزده هزار و دویست میلیارد (۱۳،۲۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰) ریال می‌باشد که تماماً پرداخت شده و به سیزده میلیارد و دویست میلیون سهم عادی یک هزار ریالی تقسیم گردیده است.

چشم انداز بانک پارسیان

    1. بانک اول ایران در سهم بازار داخلی،

    1. کسب بیشترین سهم از معاملات بین‌المللی کشور بین بانک های خصوصی،

    1. برترین در گستره خدمات بانکی پیشرفته،

  1. توانمند و متعهد در ایجاد رضایت حد اکثری برای تمامی ذینفعان.

بیانیه مأموریت‌ بانک پارسیان

بانک پارسیان ارائه دهنده کلیه خدمات بانکی و مالی منطبق با نیاز های روز با بهره گرفتن از ابزارهای پیشرفته و نوین و اتکاء به سرمایه انسانی متخصص با بهترین شرایط می‌باشد.

ما به موفقیت خود ایمان داریم زیرا تلاش می‌کنیم:

برترین در تکریم مشتری، سریع ترین در شناسایی و ‌پاسخ‌گویی‌ به نیازها ، متمایز در ارائه کلیه خدمات بانکی و مالی، سودآورترین در سرمایه گذاری ، وظیفه شناس ترین در قبال جامعه و پایبند به بانکداری اسلامی باشیم.

    • سپرده گذاران رضایتمندی کافی از انتخاب بهترین فرصت سرمایه گذاری را داشته باشند،

    • تسهیلات گیرندگان منعطف ترین راه حل های مالی ممکن و متناسب با نیاز خود را دریافت نمایند،

    • خدمات گیرندگان همواره سریعترین و ارزانترین خدمات را تجربه نمایند،

    • شرکای تجاری ما موفق ترین و سودآورترین رابطه تجاری بلند مدت را داشته باشند،

    • سهام‌داران و کارکنان ما خشنود از چشم انداز تداوم موفقیت ما باشند،

    • جامعه از داشتن عضوی که نقش برجسته ای در رونق اقتصادی دارد، خشنود باشد.

  • چشم انداز فعالیت ما همواره تداعی کننده عظمت پارسیان در حیطه بانکداری اسلامی خواهد بود.

ارزش های سازمانی بانک پارسیان

    • ما خود را موظف به ‌پاسخ‌گویی‌ به نیازهای بانکی مشتریان با بهترین کیفیت می‌دانیم.

    • مشتری مداری شعار ما و تکریم مشتری اولویت روابط ما با مشتریان است.

    • ما برای وقت مشتریان ارزش قائل بوده و سرعت در تصمیم گیری و ارائه خدمات سرلوحه تلاش‌های ما می‌باشد.

    • ما محصولات بانک را ‌بر اساس نیاز مشتریان طراحی و عرضه و با نظرات آن ها ارتقاء می بخشیم.

    • ما به محرمانگی و امنیت اطلاعات مشتریان پایبند بوده و آن را یک اصل می‌دانیم.

    • ما خود را متعهد به داشتن بالاترین استانداردهای کیفی در ارائه خدمات به مشتریان می‌دانیم.

    • ما خود را متعهد به تامین منافع حداکثری سهام‌داران می‌دانیم.

    • ما منابع انسانی را مهم ترین سرمایه و عامل اساسی رشد و تعالی سازمانی می‌دانیم.

  • ما به کارگروهی اعتقاد داشته و آن را دلیل موفقیت خود می‌دانیم.

    1. Call Center ↑

    1. Fabrice ↑

    1. Corner ↑

    1. Summer ↑

    1. Gary ↑

    1. Ho Hsu ↑

    1. Harlow ↑

    1. Rice ↑

    1. – Americana ↑

    1. – Stanley ↑

    1. – Management Function ↑

    1. . IVY Ledbetter Lee ↑

    1. – Realistic ↑

    1. – Revolutionist ↑

    1. – Rationalist ↑

    1. – Engineering of Consent ↑

    1. – Feedback ↑

    1. – Idealistic ↑

    1. – Plato ↑

    1. – Press Agentry / Publicity Model ↑

    1. – Public Information Model ↑

    1. – Two–way Asymmetric Model ↑

    1. – Two–way Symmetric Model ↑

    1. – Craft Public Relations Model ↑

    1. – Professional Public Relations Model ↑

    1. – Two–way Model ↑

    1. – Synthesis Model ↑

    1. – Modern Two-way Model ↑

    1. – Grunig ↑

    1. – Hunt ↑

    1. – David Dozier ↑

    1. – Plowman ↑

    1. – Richard West ↑

    1. Persuasion ↑

    1. – P.T Barnum ↑

    1. – Ivy Lee ↑

    1. – Edward Bernays ↑

    1. John Hill ↑

    1. Carter ↑

    1. Newcomb ↑

    1. Chafee ↑

    1. McLeod ↑

    1. Watzlawick ↑

    1. Beavin ↑

    1. Jackson ↑

    1. Thayer ↑

    1. Dozier ↑

    1. Collaboration ↑

    1. Compromise ↑

    1. Attunement ↑

    1. Plowman ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:55:00 ب.ظ ]




نمونه
فراوانی
درصد
فوق دیپلم

۸

۱۰٫۴

لیسانس

۶۳

۸۱٫۸

فوق لیسانس

۵

۶٫۵

دکترا

۱

۱٫۳

جمع

۷۷

۱۰۰

همان طور که در جدول بالا مشاهده می‌شود، درصد مدیران دارای مدرک فوق دیپلم (۱۰٫۴%) ، درصد مدیران دارای مدرک لیسانس (۸۱٫۸%)، درصد مدیران دارای مدرک فوق لیسانس (۶٫۵%) و درصد مدیران دارای مدرک دکترا (۱٫۳%) است.

جدول ۴-۳ آمار توصیفی میزان هوش هیجانی مدیران

متغیر
فراوانی
نما
میانه
میانگین
انحراف معیار
واریانس
چولگی
کشیدگی
کمترین
بیشترین
میزان هوش هیجانی

۷۷

۹۸

۹۹٫۱

۱۱۳٫۱۸

۱۳٫۷۶

۱۸۹٫۵۱

۴۱۷٫

۲۹۳٫-

۸۶٫۰۰

۱۴۶٫۰۰

همان طور که در جدول بالا مشاهده می‌شود میانگین میزان هوش هیجانی در نمونه‌ حاضر ۱۱۳٫۱۸ با انحراف معیار ۱۳٫۷۶ است. کمترین میزان آن نیز ۸۶٫۰۰ و بیشترین میزان آن برابر با ۱۴۶ است.

جدول ۴-۴ آمار توصیفی میزان اعتماد سازمانی مدیران

متغیر
فراوانی
نما
میانه
میانگین
انحراف معیار
واریانس
چولگی
کشیدگی
کمترین
بیشترین
میزان اعتماد سازمانی مدیران

۷۷

۲۸

۲۳٫۵۴

۲۳٫۵۴

۳٫۶۵

۱۱۳٫۳۳

۶۴۳٫-

۲۷۴٫

۱۴٫۰۰

۲۸٫۰۰

همان طور که در جدول بالا مشاهده می‌شود میانگین میزان اعتماد سازمانی مدیران در نمونه‌ حاضر ۲۳٫۵۴ با انحراف معیار ۳٫۶۵ است. کمترین میزان آن نیز ۱۴٫۰۰ و بیشترین میزان آن برابر با ۲۸٫۰۰ است.

    1. . Papen ↑

    1. . Cherniss ↑

    1. . Bar-on ↑

    1. . Cognitive Intelligence ↑

    1. . Thorndike ↑

    1. . Wechsler ↑

    1. . Non-intellective and intellective elements ↑

    1. . Doll ↑

    1. . Leeper ↑

    1. . Gardner ↑

    1. . Salovey & Mayer ↑

    1. . EQ ↑

    1. .Goleman, D ↑

    1. . Ashford and Humphrey ↑

    1. . Emotional Self-Awareness ↑

    1. . Assertiveness ↑

    1. . Self – Regard ↑

    1. . Self – Actualization ↑

    1. .Social Responsibility ↑

    1. . Interpersonal Relationship ↑

    1. . Reality Testing ↑

    1. .Flexibility ↑

    1. . Problem Solving ↑

    1. . Stress Tolerance ↑

    1. . Social Responsibility ↑

    1. . Optimism ↑

    1. . Happiness ↑

    1. . Baron, R ↑

    1. . Weisinger ↑

    1. . Wong & Law ↑

    1. . Self-awareness ↑

    1. . Self-control/self-management ↑

    1. . Social awareness ↑

    1. . Relationship management ↑

    1. . Emotional Intelligence ↑

    1. . Emotional Quotient ↑

    1. . Intelligence Quotient ↑

    1. . Hedlund, J. & Sternberg, R. J. ↑

    1. . Identifying Emotion ↑

    1. . Using Emotion ↑

    1. . Understing Emotion ↑

    1. . Ability measure of EI ↑

    1. . Emotional Intelligence Competency Inventory ↑

    1. . Kooker et at. ↑

    1. . Bar-on, R. ↑

    1. . Assertiveness (AS) ↑

    1. . Self Regard (SR) ↑

    1. . Self Actualization ↑

    1. . Independence ↑

    1. . Interpersonal Components ↑

    1. . Empathy ↑

    1. . Social Responsibility ↑

    1. . Interpersonal Relationship ↑

    1. . Management Components ↑

    1. . Stress Tolerance ↑

    1. . Impulse Control ↑

    1. . Adaptability components ↑

    1. . Problem Solving (PS) ↑

    1. . Filexibility (FL) ↑

    1. . General Mood – Component ↑

    1. . Soft skills ↑

    1. . Brooks ↑

    1. . Abraham ↑

    1. . Sy ↑

    1. . Barling ↑

    1. . Palmer ↑

    1. . Downey ↑

    1. . Gardner and Stough ↑

    1. . Drusskat and Wolff ↑

    1. . Welch ↑

    1. . Vakola ↑

    1. . Herkenhoff ↑

    1. .Schult ↑

    1. . Bardzil and Slaski ↑

    1. . Verka ↑

    1. . Intellectual Capita ↑

    1. . Customer service ↑

    1. . Organizational Responsiveness ↑

    1. . Productivity ↑

    1. . Employee Attention and Retention ↑

    1. . Organizationl Trust ↑

    1. . Bloom ↑

    1. . Trust in Organization ↑

    1. . Scott ↑

    1. . McAlester ↑

    1. . Degoi & Talor ↑

    1. . Yogh ↑

    1. . Daglas ↑

    1. . Battler ↑

    1. . Kim & Moyron ↑

    1. . Byogri ↑

    1. . Leadership ↑

    1. . Fiddler ↑

    1. . Morale ↑

    1. . Hoy, W & Miskel, S. ↑

    1. . Halpin & Croft ↑

    1. . Organizational Climate Discriptive Question ↑

    1. . Intimacy ↑

    1. . Disengagement ↑

    1. . Spirit ↑

    1. . Hindrance ↑

    1. . Thrust ↑

    1. . Consideration ↑

    1. . Aloofness ↑

    1. . Production Emphasis ↑

    1. . Kuzes & Posner ↑

    1. . Consistency ↑

    1. . Mishra, A.K. ↑
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:55:00 ب.ظ ]




بند دوم) فوت والدین:

به تابلوی ترسیمی فوق باید مشکلات ناشی از پاشیدگی کانون خانوادگی در اثر فوت یا طلاق و یا جدایی را که در بعضی خانواده ها وجود دارد، اضافه کرد. به محض متلاشی‌شدن خانواده، بزهکاری شروع می‌شود، چه وجود خانواده عاملی است علیه بزهکاری. بدترین خانواده ها بهتر از نبودن آن است. مرگ یا جدایی والدین و یا طلاق دادن یا طلاق گرفتن زن و ترک خانواده، در روحیه اطفال و احتمالاً ارتکاب بزه از ناحیه آنان مؤثر خواهد بود.

یکی از جهات متلاشی شدن خانواده، فوت پدر است که اثرات نامطلوبی در وضع خانواده و فرزندان باقی می‌گذارد. یتیم بی‌پدری که باید در خانواده ناپدری رشد کند و یا یتیم بی‌مادری که باید با زن پدر زندگی کند با دشواری‌های بی‌شماری روبرو خواهد شد.

۹- طلاق و جدایی والدین: بعد از فوت والدین، طلاق و جدایی پدر و مادر است که عموماً دوران تیره فرزندان آنان بخصوص اگر فاقد سرپرست، مسئول و بنیه مالی کافی باشند، شروع می‌شود.

متأسفانه در کشور ما شمار جدایی زن و شوهر رو به افزایش است. در حال حاضر در بسیاری از کشورهای صنعتی پیشرفته میزان طلاق تا رقم پنجاه درصد افزایش یافته است. این گفته بدان معنی است که نیمی از مردان و زنان که روزی با شوق و هیجان ازدواج کرده‌اند، تصمیم می‌گیرند این پیوند را بعد از مدتی از هم بگسلانند. به دلیل تأثیرات منفی جدا شدن والدین و سرنوشت کودکان بررسی این موضوع اهمیت و ارزش فراوان پیدا می‌کند(ستوده،۱۳۸۵).

مبحث ششم) الگوهای ناسازگار اولیه

روانشناسان مدت هاست عنوان کرده اندکه عملکرد والدین برشکل گیری افکار، رفتار و هیجانات کودکان تأثیر معناداری دارد. بر اساس مدل آسیب پذیری- استرس[۹] در آسیب شناسی روانی پژوهش های زیادی نقش عوامل مربوط به خانواده را به عنوان عامل زمینه ساز در آسیب پذیری فرد مورد بررسی قرار داده‌اند( هریس و کرتن[۱۰] ۲۰۰۲ ). در این میان پیاژه ( ۱۹۵۴ )و بالبی[۱۱] (۱۹۶۹)معتقدند که عملکرد والدین سبب ایجاد و گسترش مدل هایی در درون سازمان شناختی فرد به نام طرحواره[۱۲] می شود. این طرحواره ها در زندگی فرد به عنوان عدسی هایی عمل می‌کنند که تفسیر، انتخاب و ارزیابی فرد از تجارب وی را شکل می‌دهند. متعاقب نظریه های شناختی آسیب پذیری روانی و با وام گیری از دیدگاه پیاژه، جفری یانگ نظری را در رابطه با طرحواره های ناسازگار اولیه[۱۳] گسترش داده است. وی معتقد است این طرحواره ها که وی از آن ها به عنوان “یک ساختار یا چارچوب مرجع ” (یانگ، ۱۹۹۴ ، ص ۶) یاد می‌کند؛ ساختارهای پایدار و بادوامی هستند که به مثابه عدسی هایی بر ادراک فرد از جهان، خود و دیگران اثر می‌گذارد . این طرحواره ها در طی تجارب کودکی شکل گرفته ( که اکثراً در زندگی کودک نقش یک ضربه درونی را داشته اند) ، و پاسخ فرد به رخدادهای محیطی را کنترل می‌کند(یانگ ، ۱۹۹۸ ). وی عنوان می‌کند اگر چه عوامل مربوط به جامعه، مدرسه و همسالان در شک لگیری این طرحواره ها مؤثر هستند، اما اثر آن ها آن، وسعت و ثبات اثر عوامل خانوادگی را ندارد ( تورس[۱۴]۲۰۰۲ ). منشأ این طرحواره ها نیازهای هیجانی اصلی[۱۵] ( شامل پنج حیطۀ :دلبستگی امن به دیگران (مانند احساس امنیت، ثبات و پذیرش )، خودمختاری، رقابت و احساس هویت، آزادی بیان نیازها و هیجانات، بازی و خودانگیخته بودن و محدودیت های معقول و خودکنترلی، تجارب اولیه زندگی(ناکامی در ارضای نیازهای اولیه، ارضای بیش از حد و همانندسازی با رفتار نادرست والدین) و مزاج هیجانی کودک ( مجموعه ویژگی های خلقی کودک که ذاتی هستند و متمایز کننده شخصیت اولیه کودک) است (یانگ ۱۹۹۴ ). به علت مشکلات ساختاری خانواده و از هم پاشیدن آن و از جهت این که فرزندان در این مجتمع ها نوعاً از طفولیت طعم زندگی را لمس نکرده و همواره در تنش و کشمکش و بی مهری، در محیط های مملو از ترس و وحشت رشد می‌کنند(خدابخشی کولایی و همکاران،۱۳۹۳).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:55:00 ب.ظ ]




نتایج تحقیق بیان می‌کند که بین متوسط دوره وصول حسابهای دریافتنی وچرخه تبدیل وجه نقد با افشای کامل اطلاعات رابطه مستقیم وجود دارد و بین دوره گردش موجودی کالا و متوسط دوره پرداخت حسابهای پرداختنی با افشای کامل اطلاعات رابطه معنی داری وجود ندارد.۱-نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که تغییرات وجه نقد تاثیرمثبت بر ارزش بازار شرکت‌ها دارد و ارزش نهایی وجه نقد در بورس اوراق بهادار تهران مثبت است. همچنین نتایج این تحقیق نشان داد که بین بیش سرمایه گذاری و ارزش نهایی وجه نقد رابطه معکوس وجود دارد. در واقع سرمایه گذاران بازار سرمایه در شرکتهایی که دارای بیش سرمایه گذاری هستند تغییرات مثبت وجه نقد را با تخفیف ارزیابی می نمایند. ۲-از نتایج دیگر این تحقیق بیان می‌کند که ارزش نهایی وجه نقد در شرکتهایی که دارای بیش سرمایه گذاری هستند تفاوت معناداری با ارزش نهایی وجه نقد شرکتهایی است که دارای بیش سرمایه گذاری نیستند و ارزش نهایی در شرکت‌های با بیش سرمایه گذاری کمتر از شرکت‌های بدون بیش سرمایه گذاری است.۱-نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که تغییرات وجه نقد تاثیرمثبت بر ارزش بازار شرکت‌ها دارد و ارزش نهایی وجه نقد در بورس اوراق بهادار تهران مثبت است. همچنین نتایج این تحقیق نشان داد که بین بیش سرمایه گذاری و ارزش نهایی وجه نقد رابطه معکوس وجود دارد. در واقع سرمایه گذاران بازار سرمایه در شرکتهایی که دارای بیش سرمایه گذاری هستند تغییرات مثبت وجه نقد را با تخفیف ارزیابی می نمایند. ۲-از نتایج دیگر این تحقیق بیان می‌کند که ارزش نهایی وجه نقد در شرکتهایی که دارای بیش سرمایه گذاری هستند تفاوت معناداری با ارزش نهایی وجه نقد شرکتهایی است که دارای بیش سرمایه گذاری نیستند و ارزش نهایی در شرکت‌های با بیش سرمایه گذاری کمتر از شرکت‌های بدون بیش سرمایه گذاری است.۱-یافته های پژوهش حاکی از آن است که کیفیت اقلام تعهدی با میزان وجه نقد رابطه معنی داری داشته، بدین گونه هرچه کیفیت اقلام تعهدی بیشتر باشد وجه نقد نگهداری شده در شرکت کمتر می‌باشد. همچنین در فرضیه های فرعی تأیید شد که هر یک از عوامل مؤثر بر کیفیت اقلام تعهدی در مدل دیچاو و دیچو رابطه معنی داری با میزان وجه نقد نگهداری شده در شرکت دارد.عملکرد آینده شرکت که بازده دارایی های خالص عملیاتی آتی است در صورت انحراف مثبت و منفی از سطح وجه نقد بهینه برآوردی کاهش می‌یابد. بررسی بازده غیرعادی تجمعی آتی نیز نشان از کاهش بازده آتی سهام بر اثر وجود وجه نقد مازاد دارد که نشان می‌دهد بازار قادر به پیش‌بینی اثرات وجه نقد مازاد به طور کامل در بازده های جاری نبوده است.۱۳۹۰هراتیوجه نقد مازاد و بازده سهام شرکت۱۳۹۲علی بخشیمحافظه کاری حسابداری و تغییردر وجه نقد نگهداری شده و بازده غیر نرمال۱۳۹۲توجهجریان وجوه نقد آزاد ، ارزشی عایدی هر سهم و ارزش دفتری حق مالی هر سهم۱۳۹۲قناتیعدم اطمینان در جریان وجه نقد، ترکیب سرمایه، فرصت های سرمایه گذاری۱۳۹۲قناتیعدم اطمینان در جریان وجه نقد، ترکیب سرمایه، فرصت های سرمایه گذاری

رگرسیون

SRVOL it =STD(R it)

متغیر های پژوهش(عدم اطمینان در جریان وجه نقد، ترکیب سرمایه، فرصت های سرمایه گذاری) دارای رابطه با سیاست پرداخت سود هستند.۱۳۹۱قائمیشفافیت اطلاعات حسابداری و موجودی نقدرگرسیونیافته ها نشان می‌دهد، بین شفافیت اطلاعات و میزان نگهداری وجه نقد رابطه منفی و معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر شرکت هایی که دارای شفافیت اطلاعاتی بالاتری هستند، وجه نقد کمتری نگهداری می‌کنند.

فصل سوم:

روش تحقیق

۱ -۳- مقدمه

در این فصل ابتدا ‌در مورد روش تحقیق بحث می شود، سپس با جامعه آماری، حجم نمونه و روش اندازه گیری و هم چنین ابزار جمع ­آوری اطلاعات آشنا شده و در نهایت پس از تشریح متغیر های تحقیق و شیوه سنجش آن ها، ‌در مورد روش تجزیه و تحلیل اطلاعات و نحوه آزمون فرضیات بحث خواهد شد.

۲-۳- روش کلی تحقیق

در این تحقیق با بهره گرفتن از روش ها و تئوری های موجود به دنبال رفع مشکل عینی بودن داراییها، بازده دارائیها، بازده حقوق صاحبان سهام و ضریب مالکانه شرکت با چرخه تبدیل وجه نقد در شرکت‌های بزرگ و کوچک و بهبود وضعیت آن بوده ایم، ‌بنابرین‏ تحقیق حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی بوده و چون از همبستگی و رگرسیون استفاده شده و داده های تحقیق در ابتدا توصیف گردیده، و سپس مورد تحلیل قرار گرفته و نتایج نمونه به جامعه آماری تعمیم داده شده است. ‌بنابرین‏ از لحاظ روش استنتاج، از نوع تحقیقات توصیفی– استقرایی بوده است. همچنین از جهت طرح تحقیق، با توجه به آنکه این تحقیق بر مبنای اطلاعات گذشته مشتریان صورت گرفته است، از نوع تحقیقات پس رویدادی به شمار می‌آید.

۱-۲-۳- روش تحقیق از لحاظ هدف

هدف از انجام این تحقیق شناسایی ارزیابی ارتباط بین عینی بودن داراییها، بازده دارائیها، بازده حقوق صاحبان سهام و ضریب مالکانه شرکت با چرخه تبدیل وجه نقد در شرکت‌های بزرگ و کوچک بوده است. ‌بنابرین‏، این پژوهش از نوع کاربردی با “طراحی پس رویدادی ” است.

۲-۲-۳- روش تحقیق از لحاظ روش استنتاج

تحقیق حاضر از جهت روش استنتاج از جمله تحقیقات توصیفی– استقرایی می‌باشد. بدین معنی که در شرح نمونه از روش توصیفی و در تعمیم نتایج حاصل از نمونه ، به جامعه از روش های آمار تحلیلی استفاده گردید.

۱-۲-۳- روش تحقیق از لحاظ طرح تحقیق

در این تحقیق، اطلاعات مربوط به عینی بودن داراییها، بازده دارائیها، بازده حقوق صاحبان سهام و ضریب مالکانه شرکت و چرخه تبدیل وجه نقد که در گذشته واقع گردیده اند مورد مطالعه قرار گرفته است، در نتیجه، این تحقیق از لحاظ طرح تحقیق، پس رویدادی محسوب می شود.

در این تحقیق از رگرسیون چند متغیره، آماره t استیودنت و توزیع F فیشر برای نتیجه گیری و تجزیه و تحلیل اطلاعات و فرضیات استفاده گردید. در ابتدا جامعه آماری از شرکت‌های بزرگ و کوچک پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و با اعمال محدودیت هایی برای همگون شدن جامعه مورد مطالعه، جامعه مورد مطالعه برگزیده شد و سپس با بهره گرفتن از روش های صحیح، نمونه گیری انجام گرفت. و در پایان با بهره گرفتن از مدل های آماری به بررسی فرضیات تحقیق و نتیجه گیری از آن ها پرداخته شد.

۳-۳- جامعه آماری

جامعه ی آماری تحقیق حاضر، شامل شرکت های منتخب پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بود که دارای کلیه ی شرایط زیر بوده اند:

    1. در سال ۱۳۸۵ یا قبل از آن در بورس بهادار تهران پذیرفته شده باشند.

    1. جزء شرکت های تولیدی باشند.

    1. سال مالی شرکت ها طی کل دوره قلمرو زمانی تحقیق به ۲۹ اسفند ختم شوند.

    1. در دوره زمانی تحقیق تغییر در سال مالی نداشته باشند.

    1. جزو شرکت های سرمایه گذار و واسطه گر مالی نباشند.

  1. در دوره زمانی مورد مطالعه وقفه معاملاتی نداشته باشند.

لذا حجم جامعه اماری ۲۳۲ شرکت گردید.

۴-۳- نمونه آماری و کفایت آن

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:55:00 ب.ظ ]




ب)روایی و پایایی

همچنین در تعیین پایایی پرسشنامه ­ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد، پایایی محاسبه شده از طریق نرم‌افزار spss، با روش آلفای کرونباخ جهت خودکارآمدی۸۱/۰ و شخصیت۷۲/۰ می‌باشد.

آلفای کرونباخ تعداد آیتمها
 [ 06:54:00 ب.ظ ]




۲-۱-۱۰-۲) دوره تصدی حسابرس و استقلال وی

باربادیلو و اگولار (۲۰۰۲) در بررسی اثرات دوره تصدی حسابرس بر پدیده گزارش فروشی فروش اظهارنظر مشاهده کردند میانگین طول قرارداد حسابرسی در شرکت هایی که در آن ها گزارش فروشی مشاهده شده کمتر است. آن ها دریافتند هرچه دوره تصدی کوتاه تر است حسابرسان، بیشتر سعی دارند به منظور بازیافت سرمایه گذاری خود که صرف شناخت صاحبکار کرده‌اند، از هر گونه عدم توافق با صاحبکار امتناع نمایند. ‌بنابرین‏ ‌در سال‌ های اولیه شروع به کار استقلال آن ها کمتر است. گیتزمن و سن (۲۰۰۳) معتقدند زمانی که حسابرسان حق الزحمه های بالایی از صاحبکاران خود دریافت می‌کنند تمایل بیشتری دارند که قرارداد خود را با همان صاحبکار تمدید کنند که این موضوع می‌تواند انگیزه حسابرس را در حفظ استقلال تحلیل دهد. آن ها اثبات کردند که اگر در بازار، تعداد کمی صاحبکار بزرگ وجود داشته باشد تغییر اجباری می‌تواند یک ابزار سیاسی مطلوب باشد چرا که در این شرایط احتمال انتصاب مجدد حسابرس توسط یک صاحبکار بزرگ نامشخص است و حسابرسان ‌در مورد اینکه آیا می‌توانند قرارداد خود را تمدید کنند یا خیر؟، نگران هستند. ‌بنابرین‏ ریسک تبانی با مدیریت بالا می رود و این، تغییر اجباری است که می‌تواند برطرف کننده این مشکل باشد. اما اگر در بازار حسابرسی، صاحبکاران بزرگ زیادی وجود داشته باشد تمایل حسابرسان در حفظ اعتبار و شهرتشان آن قدر زیاد هست که بتواند جلوی ریسک تبانی را بگیرد و تغییر اجباری در این حالت تنها باعث تحمل هزینه های غیرضروری می شود. ‌بنابرین‏ تنها در صورت وجود بازار اشباع شده از صاحبکاران بزرگ، تغییر اجباری حسابرس می‌تواند قابل توجیه باشد. نتایج مطالعات الری (۱۹۹۶)، سامر (۱۹۹۸)، دوپاچ و همکاران (۲۰۰۱) ووچان و همکاران (۲۰۰۲) و هاسی و لن (۲۰۰۳) نیز نشان می‌دهد تعویض اجباری حسابرس، به جای تقویت استقلال حسابرس آن را مخدوش می‌کند. گول و همکاران(۲۰۰۷) دریافتند که تاثیر حق الزحمه های غیر حسابرسی بر استقلال حسابرسان مشروط به دوره تصدی است . به عبارت دیگر حق الزحمه های بالای غیر حسابرسی تنها درصورتی که دوره تصدی حسابرس کوتاه است می‌تواند استقلال و بیطرفی حسابرسان را مخدوش کند.

۲-۱-۱۰-۳) دوره تصدی حسابرس و هزینه های حسابرسی

نتایج تحقیقات ارونادا و پازارس (۱۹۹۷) و ارونادا (۲۰۰۰) نشان می‌دهد، تغییر اجباری حسابرس به دلیل هزینه های گزافی که بر دوش حسابرسان و صاحبکاران می‌گذارد نمی تواند یک ابزار مناسب در جهت بهبود استقلال و کیفیت حسابرسی باشد.

۲-۲) بخش دوم: حاکمیت شرکتی و ارزش آفرینی

۱-۲-۲)تعاریف حاکمیت شرکتی

از مسائل مهمی که به دلیل رسوایی های گسترده مالی ده های اخیر مورد توجه محققان قرارگرفته و به عنوان یکی از موضاعات مهم برای سرمایه گذاران مطرح شده موضوع حاکمیت شرکتی است که به بررسی لزوم نظارت برمدیریت و تفکیک واحد اقتصادی از مالکیت آن ودرنهایت حفظ حقوق سرمایه گذاران و ذی نفعان می پردازد. حاکمیت شرکتی یک مجموعه روابطی است بین سهام‌داران، مدیران و حسابرسان شرکت که متضمن برقراری نظام کنترلی به منظور رعایت حقوق سهام‌داران جزء و اجرای درست مصوبات مجمع و جلوگیری از سوءاستفاده­های احتمالی ‌می‌باشد(سولومون و سولومون، ۲۰۰۴). این قانون که مبتنی بر نظام پاسخگوئی و مسئولیت اجتماعی استوارست مجموعه ­ای از وظایف و مسئولیتهایی است که باید توسط ارکان شرکت صورت گیرد تا موجب پاسخگوئی و شفافیت گردد. هدف نهایی حاکمیت شرکتی دستیابی به چهار مورد زیر است: ۱- ‌پاسخ‌گویی‌ ۲- شفافیت ۳- عدالت ۴- رعایت حقوق ذی‌نفعان. نظام حاکمیت شرکتی سیستمی نظارتی برای حفظ حقوق ذینفعان می‌باشد این نظام از طریق شفافیت و اعمال درستی گزارشات مالی شرکت ها در این راستا قدم می‌گذارد. از طرف دیگر مدیران و رفتارهای فرصت طلبانه آن ها در گزارشدهی که معمولا از طریق مدیریت سود اعمال می‌گردد ممکن است حقوق ذینفعان را به خطر بیاندازد. کلید اصلی اجرای حاکمیت شرکتی فراهم آوردن کنترل هایی جهت افزایش اطمینان و اعتماد نسبت به سیستم گزارشگری مالی که از طریق صورت‌های مالی ارائه می شود تا وضعیت شرکت را به طور منصفانه ارائه دهند(داویدسون و همکاران، ۲۰۰۵).

بررسی ادبیات موجود نشان ‌می‌دهد که هیچ تعریف مورد توافقی ‌در مورد حاکمیت شرکتی وجود ندارد. تفاوت‌های چشمگیری در تعریف ‌بر اساس کشور مورد نظر وجود دارد. حتی در امریکا یا انگلستان نیز رسیدن به تعریف واحد کار چندان آسانی نیست. تعریفهای موجود از حاکمیت شرکتی در یک طیف وسیع قرار می‌گیرند. دیدگاه های محدود در یک سو و دیدگاه های گسترده در سوی دیگر طیف قرار دارند. در دیدگاه های محدود، حاکمیت شرکتی به رابطه شرکت و سهام‌داران محدود می‌شود. این، ا لگویی قدیمی است که در قالب نظریه نمایندگی بیان می‌شود. در آن سوی طیف، حاکمیت شرکتی را می‌توان به صورت شبکه ای از روابط در نظر گرفت که نه تنهامیان شرکت و مالکان آن ها (سهام‌داران) بلکه میان شرکت و تعداد زیادی از ذینفعان از جمله کارکنان، مشتریان، فروشندگان، دارندگان اوراق قرضه و… وجود دارد. چنین دیدگاهی در قالب نظریه ذینفعان دیده می‌شود. بیان چند تعریف از حاکمیت شرکتی از میان صدها تعریف مطرح شده خالی از فایده نیست و می‌تواند برای ارائه تعریفی جامع و کامل از حاکمیت شرکتی به کار آید. این تعریف‌ها از نگاهی محدود و در عین حال توصیف کننده نقش اساسی حاکمیت شرکتی آغاز می‌شود (گزارش کادبری ۱۹۹۲)، در میانه بر یک دیدگاه انحصاراً مالی که به موضوع روابط سهام‌داران و مدیریت (پارکینسون، ۱۹۹۴) تأکید می‌کند، می‌رسد و سرانجام به تعریفی گسترده‌تر خاتمه می‌یابد که ‌پاسخ‌گویی‌ شرکتی را در برابر ذینفعان و جامعه دربرمی‌گیرد (تریگر، ۱۹۸۴).

تا کنون تعاریف مختلفی از طرف پژوهشگران و نهادهای مرتبط تعاریف و چهارچوبهای متفاوتی از حاکمیت شرکتی ارائه گردید است که در ادامه به تعدادی از آن ها اشاره می‌گردد:

صندوق بین‌المللی پول (IMF) و سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) در سال ۲۰۰۱ حاکمیت شرکتی را چنین تعریف کرده‌اند: ساختار روابط و مسئولیت‌ها در میان یک گروه اصلی شامل سهام‌داران، اعضای هیات‌مدیره و مدیر عامل برای ترویج بهتر عملکرد رقابتی لازم جهت دستیابی به هدف‌های اولیه مشارکت. همان‌طوری که از این تعریف معلوم می‌شود OECD تلاش دارد تا حاکمیت شرکتی را طوری توصیف کند تا حتی‌الامکان انواع سیستم‌های مختلف حاکمیت شرکتی را در بر گیرد.

فدراسیون بین‌المللی حسابداران (IFAC) در سال ۲۰۰۴ حاکمیت شرکتی را چنین تعریف ‌کرده‌است: حاکمیت شرکتی (حاکمیت واحد تجاری) عبارت است از تعدادی مسئولیت‌ها و شیوه های به کار برده شده توسط هیات‌مدیره و مدیران موظف با هدف مشخص کردن مسیر استراتژیک که تضمین‌کننده دستیابی به هدف‌ها، کنترل ریسک‌ها و مصرف مسوولانه منابع است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:54:00 ب.ظ ]




۲-۲-۷-۴ بررسی وجود تفاوت دیدگاه پاسخگویان در رضایت از خرید در بانه بر اساس سن ۹۱

۳-۲-۷-۴ بررسی وجود تفاوت دیدگاه پاسخگویان در رضایت از خرید در بانه بر اساس درآمد ۹۲

۴-۲-۷-۴ بررسی وجود تفاوت دیدگاه پاسخگویان در رضایت از خرید در بانه بر اساس تحصیلات ۹۳

۱-۵ مقدمه ۹۵

فصل اول : کلیات پژوهش ۱

۱-۱مقدمه ۲

۲-۱ اهمیت و ضرورت موضوع: ۲

۳-۱گزاره های تحقیق: ۳

۱-۳- ۱پرسش های اصلی و فرعی: ۳

۲-۳-۱ فرضیه های تحقیق: ۳

۳-۳-۱هدف های تحقیق یا نتایج مورد انتظار: ۳

۴-۱ روش کلی تحقیق: ۴

۱-۴-۱قلمرو مکانی-جامعه تحقیق: ۴

۲-۴-۱ قلمرو زمانی تحقیق: ۴

۳-۴-۱ روش نمونه گیری و تخمین حجم جامعه: ۴

۴-۴-۱ روش های گردآوری داده ها و ابزار مورد استفاده برای آن: ۴

۵-۴-۱ روش های تحلیل داده ها: ۴

۵-۱ موانع ‌و محدودیت‌های تحقیق : ۵

۶-۱چارچوب کلان نظری تحقیق: ۵

۷-۱نقشه راه: ۶

۸-۱ شرح واژه ها و اصطلاحات تحقیق: ۶

فصل دوم : ادبیات و پیشینه تحقیق ۷

۱-۲مقدمه ۸

۲-۲گردشگری ۸

۳-۲ مصرف گرایی ۹

۱-۳-۲خرید ۱۰

۱-۱-۳-۲فرایند خرید مصرف کننده ۱۰

۱-۱-۱-۳-۲ آگاهی و اطلاع ۱۱

۲-۱-۱-۳-۲ پژوهش و درک ۱۱

۳-۱-۱-۳-۲ بسط و توسعه نگرش ۱۱

۴-۱-۱-۳-۲ ارزشیابی ۱۱

۵-۱-۱-۳-۲خرید ۱۱

۶-۱-۱-۳-۲رفتار پس از خرید ۱۲

۲-۱-۳-۲ اهداف خرید مصرف کننده ۱۲

۱-۲-۱-۳-۲ گرایش به خرید یادگاری و یادبود ۱۳

۲-۲-۱-۳-۲ در جستجوی اصالت ۱۴

۱-۲-۲-۱-۳-۲ بی مانند بودن یک کالا ۱۵

۲-۲-۲-۱-۳-۲ پیوستگی فرهنگی و تاریخی ۱۵

۳-۲-۲-۱-۳-۲ بعد زیبا شناختی ۱۵

۴-۲-۲-۱-۳-۲ دست ساخت بودن کالا ۱۶

۵-۲-۲-۱-۳-۲ تجربه خرید ۱۶

۶-۲-۲-۱-۳-۲ کاربرد و سودمندی ۱۶

۷-۲-۲-۱-۳-۲ تضمین اصالت ۱۶

۳-۱-۳-۲ در جستجوی تازگی ۱۷

۴-۱-۳-۲ گونه شناسی خریداران ۱۷

۱-۴-۱-۳-۲ گونه شناسی استون ۱۸

۲-۴-۱-۳-۲ گونه شناسی لسر و هیوگ ۱۸

۳-۴-۱-۳-۲ گونه شناسی فین و همکاران ۱۹

۴-۴-۱-۳-۲ گونه شناسی بلاچ و همکاران ۲۰

۵-۱-۳-۲ خرید کارکردی ۲۰

۶-۱-۳-۲ خرید فراغتی ۲۲

۶-۲ گردشگری خرید ۲۴

۷-۲ خرید در بازارچه های مرزی ۲۶

۸-۲ مرز ۲۶

۱-۸-۲مرزها از نظر تعیین خط مرز : ۲۷

۲-۸-۲ مرزها از نظر شکل گیری ۲۷

۳-۸-۲مرزهای غربی ۲۸

۹-۲ بازارچه های مرزی ۲۸

۱-۹-۲ اهداف تشکیل بازارچه های مرزی ۳۱

۲-۹-۲ مزایا بازارچه های مرزی ۳۱

۳-۹-۲ مشکلات تجارت خارجی از طریق بازارچه های مرزی ۳۲

۴-۹-۲ قوانین بازارچه های مرزی ۳۲

۱۰-۲ اجزای گردشگری خرید ۳۳

۱-۱۰-۲ کالا ۳۳

۱-۱-۱۰-۲ کالای گردشگری ۳۴

۱-۱-۱-۱۰-۲ کالا در گردشگری خرید ۳۴

۱-۱-۱-۱-۱۰-۲کالاهای خاص ۳۴

۲-۱-۱-۱-۱۰-۲سوغاتی / صنایع دستی ۳۵

۳-۱-۱-۱-۱۰-۲ کالاهای معاف از مالیات ۳۷

۲-۱۰-۲ مقصد ۳۸

۱-۲-۱۰-۲ مقاصدی که دارای مناطق خرید معروفی هستند ۳۸

۲-۲-۱۰-۲مقاصد خرید موضوعی ۳۹

۳-۲-۱۰-۲مراکز خرید معروف بزرگ ۴۰

۴-۲-۱۰-۲جشنواره های خرید ۴۱

۳-۱۰-۲ قیمت ۴۲

۱۱-۲ انتخاب مقصد ۴۳

۱۲-۲ منطقه مورد مطالعه ۴۳

۱-۱۲-۲بازارچه مرزی سیران بند…………………………………………………………………………………………………………………………..۴۵

۲-۱۲-۲ جمعیت شهر بانه ۴۴

۳-۱۲-۲جاذبه های بانه ۴۵

۴-۱۲-۲ اقامتگاه های شهر بانه ۴۶

۱-۴-۱۲-۲ متوسط مدت اقامت گردشگران در شهر بانه ۴۷

۲-۴-۱۲-۲ درصد اشغال واحدهای اقامتی ۴۸

۵-۱۲-۲امار ورودی گردشگران به شهر بانه طی سال‌های ۱۳۸۴-۱۳۹۱ ۴۸

۱۳-۲پیشینه تحقیق ۴۹

۱-۱۳-۲مطالعات داخلی : ۴۹

۲-۱۳-۲ مطالعات خارجی : ۵۱

۱-۳ مقدمه: ۵۵

۱-۲-۳دسته بندی تحقیقات بر مبنای هدف ۵۵

۲-۲-۳دسته بندی تحقیقات بر مبنای نحوه گردآوری داده ها ۵۵

۳-۳ متغیرهای تحقیق ۵۵

۴-۳ جامعه اماری ۵۶

۱-۴-۳ روش نمونه گیری و تخمین حجم نمونه ۵۶

۵-۳ روش گرداوری داده ها ۵۶

۱-۵-۳ مطالعات کتابخانه ای ۵۷

۲-۵-۳ مطالعات می‌دانی ۵۷

۶-۳ : روایی و پایایی پرسشنامه ۵۹

۱-۶-۳ روایی پرسشنامه ۵۹

۲-۶-۳ پایایی پرسشنامه ۵۹

۷-۳ روش های تجزیه و تحلیل داده ها ۶۱

۱-۴ مقدمه ۶۳

۲-۴ تحلیل‌های آماری توصیفی ۶۳

۱-۲-۴ اطلاعات دموگرافیک مربوط به افراد پاسخ دهنده ۶۳

۱-۱-۲-۴ جنسیت ۶۴

۲-۱-۲-۴ سن ۶۵

۳-۲-۱-۴ درآمد ۶۶

۴-۲-۱-۴ تحصیلات ۶۷

۲-۲-۴ ویِژ گیهای رفتاری اعضای نمونه ۶۸

۱-۲ -۲- ۴ کالای خریداری شده ۶۸

۲-۲-۲-۴ مبدأ افراد بازدید کننده از شهر بانه ۶۹

۳-۲-۲-۴ میزان رضایت از خرید در بانه ۷۱

۴-۲-۲-۴ تعداد شب‌های اقامت افراد در بانه ۷۲

۵-۲-۲-۴ متوسط هزینه اقامت ۷۳

۶-۲-۲-۴ متوسط هزینه حمل و نقل ۷۴

۷-۲-۲-۴ حساسیت نسبت به تغییر قیمت‌ها ۷۵

۸-۲-۲-۴ پیش‌بینی حداکثر هزینه برای خرید کالا ۷۶

۹-۲-۲-۴ پرداخت حداکثر هزینه برای خرید کالا ۷۷

۳-۴ تحلیل آماری متغیرهای پژوهش ۷۸

۱-۳-۴ تحلیل آماری مربوط به سوالات انتخاب شهر بانه به عنوان یک مقصد خرید ۷۸

۴-۴ آمار استنباطی ۷۹

۱-۴-۴ بررسی فرض نرمال بودن داده ها با بهره گرفتن از آزمون کولموگرف- اسمیرنوف (K- S) 79

۵-۴ بررسی وضعیت متغیرهای تحقیق ۸۰

۱-۵-۴ وضعیت انتخاب شهر بانه به عنوان یک مقصد خرید و عوامل مؤثر در رونق شهر بانه ۸۰

۶-۴ آزمون فرض‌ها ۸۱

۱-۶-۴ فرضیات پژوهش ۸۱

۱-۱-۶-۴ فرضیه اصلی: ۸۱

۲-۱-۶-۴ فرضیات فرعی: ۸۲

۱-۲-۱-۶-۴ فرضیه اول: مزیت قیمتی بازارچه‌های مرزی با انتخاب شهر بانه به عنوان یک مقصد خرید همبستگی مثبت دارد. ۸۲

۲-۲-۱-۶-۴ فرضیه دوم: کالاهای بازارچه‌های مرزی با انتخاب شهر بانه به عنوان یک مقصد خرید همبستگی مثبت دارد. ۸۳

۳-۲-۱-۶-۴ فرضیه سوم: مقصدهای شکل گرفته ناشی از فعالیت بازارچه‌های مرزی با انتخاب شهر بانه به عنوان یک مقصد خرید همبستگی مثبت دارد. ۸۴

۷-۴ مقایسه متغیرهای پژوهش بر اساس اطلاعات دموگرافیک ۸۶

۱-۷-۴ مقایسه انتخاب شهر بانه به عنوان یک مقصد خرید و دلایل رونق شهر بانه بر اساس اطلاعات دموگرافیک ۸۶

۱-۱-۷-۴ بررسی وجود تفاوت در انتخاب شهر بانه به عنوان یک مقصد خرید بر اساس جنسیت ۸۶

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:54:00 ب.ظ ]





بند دوم – ضرر به دیگری برای حفظ منافع جامعه



در این فرض، مضطر به نفع جامعه وارد عمل شده و در این راه موجب زیان غیر می‌گردد، به نحوی که چاره ای جز این نداشته و می باید بنا به وظیفه­ی میهنی و قانونی خود، از وقوع خطری که متوجه جامعه بوده است، جلوگیری می نمود. مانند کسی که برای مقابله با ورود و تجاوز دشمن به خاک کشور، مجبور می شود که نخلستان دیگری را به آتش بکشاند و یا خانه ای را خراب کند تا مسیر دشمن را مسدود نماید. در مثال های فوق، شخص مضطر، گرچه به زیان دیگران عمل کرده، ولی اقدام او به نفع عموم بوده است. در این گونه موارد، بدیهی است، منافع اجتماعی را نمی توان معطل حقوق و منافع خصوصی اشخاص کرد، زیرا هرکس وظیفه دارد که منافع عموم و مصالح اجتماعی را ‌بر منافع خود ارجح بدارد و در اعمال حق مالکیت خود، منافع و مصالح اجتماعی را رعایت کند[۱۳۳]۱٫ اصل چهلم قانون اساسی در این باره مقرر می‌دارد: «هیچ کس نمی تواند اعمال حق خویش را وسیله ی اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد.»

حال سوال اینجا است که در این وضعیت آیا شخص با اعمال حق خویش و به طور متعارف می‌تواند این اصل از قانون اساسی را نادیده گرفته و با اعمال حق خویش برای جلوگیری از زیان خود، به منافع عمومی زیان بزند؟

در واقع آیا با استناد برماده ۱۳۲ قانون مدنی که می‌گوید «کسی نمی تواند در ملک خود تصرفی کند که مستلزم تضرر همسایه شود مگر تصرفی که به قدر متعارف و برای رفع حاجت یا رفع ضرر از خود باشد» می توان به منافع عمومی نیز ضرر زده تا از زیان خود جلوگیری کنیم؟ برای پاسخ ‌به این سوال دو دیدگاه می توان ارائه نمود:۱٫ برای احترام به حقوق خصوصی اشخاص و اعمال حق قانونی آن ها و برای جلوگیری از بروز زیان می‌توانند به منافع عمومی زیان وارد و از بروز ضرر برای خود جلوگیری کنند البته اعمال حقی که به گفته ماده ۱۳۲ قانون مدنی به قدر متعارف و برای رفع حاجت بوده و تفریط ننماید.

۲ – دیدگاه دوم این است که به هر ترتیبی منافع عمومی بر منافع شخصی ارجحیت دارد و هیچ کس نمی تواند به هر میزان و به هر ترتیب، هرچند در جهت اعمال حق قانونی خویش به جامعه و منافع عمومی زیان وارد آورد.

به نظر می‌رسد در این وضعیت باید موردی عمل کرد و معیار باید نوعی و نسبی باشد در جایی که عدم اعمال حق خویش به دلیل مصالح اجتماعی باعث بروز خسارت زیادی به شخص می شود و به عبارت دیگر اعمال حق خویش باعث بروز خسارتی کمتر از عدم انجام آن به منافع عمومی در مقایسه با خسارات شخص می شود, در اینجا واضح است که شخص باید جانب منافع شخصی خود را بگیرد و خسارت منافع جامعه را که خفیف تر خواهد بود می‌تواند به راحتی جبران کند و جامعه و عقلا و خردمندان نیز بر چنین شخصی خرده نخواهند گرفت، که حتی اگر در این وضعیت جانب منافع عمومی را بگیرد شاید به او گفته شود که کار غیرعقلایی انجام داده و طبق قاعده اقدام بر علیه حق خویش اقدام نموده و لذا کسی جز خود او مسئول بروز ضرر به خودش نیست. اما در جایی که منافع عمومی بسیار مهم تر از منافع شخصی است در واقع شکی نمی تواند وجود داشته باشد که فرد در این وضعیت باید جانب جامعه را بگیرد که در غیر این صورت حتی از لحاظ کیفری نیز شخص مسئول قلمداد می شود.

‌در مورد اینکه مثلاً برای انجام فرایض بزرگ اجتماعی، همچون دفاع از خاک میهن، نیازی به اخذ اجازه حتی از کسی نیست و حتی می توان در این راه، اموال مردم را نیز بدون نیاز به استیذان از ایشان تصرف نمود. فتاوای قاطعی از سوی فقها صادر شده است که به نوبه ی خود، اقدام مضطر را تحت حمایت دینی و مذهبی قرار می‌دهد.[۱۳۴]۱

با تمام این ها، جای این سوال، همچنان باقی است که تکلیف خسارات وارده بر اشخاص چیست؟ آیا خسارات آنان، جبران نشده باقی می ماند یا اینکه زیان دیدگان می‌توانند، مطالبه ی جبران خسارت نمایند؟

اینکه شخصی خسارتی دیده قطعاً باید جبران شود, حال سوال اینجا است که چه کسی باید آن را جبران کند؟ مسلماًً دولت به نمایندگی از جامعه و منافع عمومی از باب استیفا و دارا شدن بلاجهت مسئول خسارات وارده خواهد بود. مثلاً قانون‌گذار دروضع «قانون نحوه به کارگیری سلاح توسط مامورین نیروهای مسلح» مصوب ۱۸/۱۰/۷۳ ‌به این موضوع توجه خاصی مبذول داشته و دولت را در مقابل خسارات ناشی از اجرای قانون مذکور که در فصول پیش نیز بدان اشاره شد، موظف به جبران خسارات نموده است. ماده ۱۳ قانون یاد شده بدین شرح است: «در صورتی که مأموران با رعایت مقررات این قانون، سلاح بکارگیرند و در نتیجه، طبق آرای محاکم صالحه شخص یا اشخاص بیگناهی مقتول و یا مجروح شده یا خسارات مالی بر آنان وارد گردیده باشد، پرداخت دیه و جبران خسارت برعهده سازمان مربوطه خواهد بود و دولت مکلف است همه ساله بودجه ای را ‌به این منظور اختصاص داده و حسب مورد در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد.»

تبصره: مفاد این ماده ‌در مورد کسانی هم که قبل از تصویب این ماده مرتکب اعمال مذکور شده اند جاری است.

همچنین در تبصره یک ذیل ماده ۲۴ قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح (مصوب ۳/۳/۷۱) قبل از تصویب قانون فوق الذکر آمده است که از قرار ذیل می‌باشد: « چنانچه تیراندازی، مطابق مقررات صورت گرفته باشد، مرتکب از مجازات و پرداختی دیه معاف خواهد بود و در صورتی که مقتول یا مجروح، مقصر و یا مهدورالدم نباشد، دیه از بیت المال پرداخت خواهد شد».

در مثال‌های فوق شاید این شبهه به وجود آید که فقط مامورین دولت در شرایط اضطراری و طبق قوانین موضوعه از جبران خسارت معاف می‌شوند اما این نمی تواند صحیح باشد چرا که مردم عادی نیز در حمایت از منافع ملی و عمومی چنانچه به دیگری ضرری وارد آورند در حقیقت آنان نیز مامور بالقوه برای حمایت از منافع جامعه محسوب خواهند شد و چنانچه گفته شد قصد احسان مضطر از یک سو و استیفا و دارا شدن جامعه که نماینده آن دولت است از سوی دیگر باعث می شود ‌به این نتیجه برسیم که مسئولیت جبران خسارات در این فرض از اضطرار, بردوش دولت خواهد بود. مشروط بر آنکه تعدی و افراط وتفریطی در این باره نکرده باشد.

بند سوم – ضرر به جامعه برای حفظ منافع خود یا دیگری

در این فرض شخص مضطر برای حفظ منافع خود یا دیگری به جامعه و منافع عمومی آسیب می زند مثلاً برای جلوگیری از تصادف با اتوبوس حامل بچه های مدرسه اتومبیل خود را به سمت تیر چراغ برق هدایت کرده و با این کار خود باعث ورود ضرر به منافع جامعه می شود.

با توجه به اینکه تمامی این بحث ها در بخش‌های قبل از همین فصل مورد بررسی تفصیلی قرار گرفته لذا از توسعه بیشتر آن ها خودداری می‌کنیم چرا که در فرضهای مذکور می توان گفت جای اشخاص حقیقی با جامعه تغییر یافته اما مطمئناً در بعضی جاها نتایج آن متفاوت خواهد بود که بدان ها اشاره خواهد شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:54:00 ب.ظ ]




با ورود به قرن بیستم، تحولی اساسی در وضعیت بزه دیده ایجاد شده است. این تحول شگرفت سبب بروز رویکرد متفاوت نبست به مسئله بزه دیده گردید. از اواسط سده بیستم میلادی (حدود سال‌های ۱۳۳۰ خورشیدی) به تدریج، روابط موجود قبل از عمل مجرمانه میان بزهکار و بزه دیده مستقیم، بیش از پیش توجه جرم شناسان را به خود جلب کرد و در فرضیه‌ها و مطالعات جرم شناختی، شخصیت بزه دیده و خصوصیات مختلف این شخصیت[۵] (جنبه‌های زیست شناختی، مثلاً سن که اطفال و سالمندان را آسیب پذیر می‌سازد و جنسیت که در حمله به زنان نقش مهمی دارد، آسیب شناسی که خطراتی را برای معلولان به دنبال دارد و جامعه شناختی)[۶] و بویژه تاثیر او در تکوین جرم مورد توجه قرار گرفت. به بیان دیگر بررسی عوامل بزه دیده زا و بزه دیدگی در کنار عوامل جرم زا، وارد مطالعات جرم شناسی شد و بدین سان رشته بزه دیده شناسی علمی (نخستین) در سال ۱۹۴۸ (یعنی تقریباً هفتاد سال پس از تولد جرم شناسی) با انتشار کتاب «بزهکار و قربانی او» اثر «هانس فن هنتیگ» به وجود آمده.

از آغاز سال‌های ۱۹۷۰ میلادی (حدود سال‌های ۱۳۵۰ خورشیدی) جریان های عقیدتی، بویژه طرفداران حقوق زن با انتقاد به دیدگاه های بزه دیده شناسی علمی – که دست کم ‌در مورد برخی جرایم، شخصیت، رفتار و نقش بزه دیده را بی تاثیر در فرایند ارتکاب جرم نمی دانستند و حتی او را مقصر در آنچه بر سرش آمده است قلمداد می‌کردند- بحث حمایت از بزه دیدگان مستقیم و غیرمستقیم را به میان کشیدند (بزه دیده شناسی حمایتی یا ثانویه).

‌بنابرین‏، با توجه به مطالب مذکور، رویکرد نخست بزه دیده شناسی را می توان مرحله مقصر انگاشتن بزه دیده در فرایند ارتکاب جرم و رویکرد دوم را مرحله حمایت از بزه دیده نام نهاد. البته به نظر تفکیک این دو رویکرد از یکدیگر و قرار دادن آن ها در عرض یکدیگر کار صحیحی نیست. توضیح اینکه در رویکرد نخست یا بزه دیده شناسی اولیه نیز مراتبی از حمایت از بزه دیدگان به چشم می‌خورد. به عبارت دیگر طبقه بندی بزه دیدگان ‌بر اساس معیارهایی چون سن یا جنس (اطفال، سالمندان و زنان بزه دیده) در بزه دیده شناسی اولیه حاکی از نگاه حمایت گونه ‌به این اقشار آسیب ‌پذیر می باشد. به هر حال در چارچوب رویکرد دوم که قرائت عقیدتی از بزه دیده شناسی معرفی می شود، مطالعه علمی نقش بزه دیده در فرایند ارتکاب جرم، جای خود را به دفاع از حقوق بزه دیده داده و آن جنبش علمی اولیه، تبدیل به یک جنبش حمایتی مبارزاتی می شود. هدف این جنبش مبارز ارائه کمک و خدمات اجتماعی و حقوقی به بزه دیدگان و تلاش در جهت ترمیم آثار سوء ناشی از جرم عنوان می شود.

خلاصه اینکه حمایت از بزه دیده در میان علوم جنایی و جرم شناسی اهمیت قابل توجهی یافته است و جایگاه ویژه ای در کنار رشته‌های دیگری چون حقوق کیفری، جرم شناسی و حتی در درون علم بزه دیده شناسی (بزه دیده شناسی نخستین) به دست آورده است. حمایت از بزه دیده علاوه بر بررسی موقعیت او در یک نظام کیفری خاص، نیازها و مشکلات او، راه های پاسخ به آن ها را نیز مدنظر قرار می‌دهد. امروز در کشورهای مختلف، راه های گوناگونی برای پاسخ به نیازهای بزه دیدگان و ترمیم آلام جسمی و بویژه روانی آن ها وجود دارد و همان طور که گفته شد، این مطالب موضوع بحث رویکرد دوم بزه دیده شناسی یا بزه دیده شناسی حمایتی می‌باشند.

پیشگامان شاکی شناسی ( مندلسون ، فردریک ورتام ، هانس فن هینتیگ ، هانری امن )

قبل از اینکه بدانیم بنیان‌گذار بزه دیده شناسی کیست باید گفت که مفهوم اولیه بزه دیده شناسی را نه جرم شناسان وجامعه شناسان بلکه توسط شعرا، نویسندگان وداستان سرایان بنا نهاده شد. داستان سرایانی که در میان آن ها توماس دی کوینس،خلیل جبران، آلدس هاکسلی،مارکوس دی سیه وفرانزورفل به چشم می خوردند.

‌در مورد اینکه چه کسی برای اولین بار این اصطلاح را به کار برد، اختلاف نظر وجود دارد. به باور وان دیک، مندلسون نخستین کسی بوده که در سال ۱۹۴۷ این اصطلاح را در مقاله ای که به کنگره بخارست ارائه کرد به کار برد. ولی، عزت عبدالفتاح براین باور است که این اصطلاح برای نخستین بار در سال ۱۹۴۹ از سوی فردریک ورتام[۷] در ارتباط با قتل عمدی به کار رفت و سپس به جرم های دیگر نیز کشانده شد.[۸]

با این همه، باید گفت با وجود آنکه بنیامین مندلسون- وکیل کیفری آمریکایی، چند سال قبل از اینکه «هانس فن هینتیگ» در سال ۱۹۴۱ بدان بپردازد، در سال ۱۹۳۷ به ارزیابی علمی بزه دیده شناسی پرداخت (حتی این دو از فعالیت‌های یکدیگر در زمینه بزه دیده شناسی ناآگاه بودند) ولی بنیان‌گذار بزه دیده شناسی را به عنوان یک رشته علمی خاص و در مفهوم مضیق کلمه، به تلاش‌های «هانس فن هنتیگ» آلمانی نسبت می‌دهند، یا به عبارت دیگر« هانس فن هنتیگ» اغلب به منزله بنیان گذار بزه دیده شناسی شناخته می شود و وی پدر بزه دیده شناسی می‌باشد.

هنتیگ در سال [۹] ۱۹۴۰ به بررسی روابط مباشر جرم و قربانی او مبادرت ورزید و در همین راستا چندین گروه بزه دیده را از یکدیگر تشخیص داد. وی حاصل پژوهش‌های خود را در قالب کتابی به نام «بزهکار و قربانی او» در سال ۱۹۴۸ منتشر ساخت.

در نهایت، باید به تلاش‌های «هانری الن برگر» روان پزشک کانادایی نیز اشاره داشت وی به تبیین سه مفهوم مهم در این رشته علمی یعنی «بزهکار- بزه دیده»، «بزه دیده پنهان» و «رابطه خاص بزهکار- بزه دیده» پرداخت.[۱۰]

علاوه بر سه پیشگام فوق در زمینه دانش بزه دیده شناسی، نباید نقش عزت عبدالفتاح، جرم شناس کانادایی را در این زمینه نادیده انگاشت. وی در دهه ۱۹۶۰ و به طور دقیق تر در سال ۱۹۶۶، در سالنامه بین‌المللی جرم شناسی، بر اهمیت بررسی نقش بزه دیده از منظر جرم شناسی (علمی) تأکید می ورزد و علت حدوث این تأخیر را در توجه به طرف دوم پدیده جنایی (بزه دیده) را افراط و زیاده روی مکتب کلاسیک حقوق کیفری در تجرید پدیده بزه از بزهکار، و همچنین رویکرد مکتب تحققی و اثباتی ایتالیایی در تمرکز بر بزهکار معرفی می‌کند. بدین ترتیب به نظر او هرچند توجه به عمل ارتکابی (مفهوم مجرد بزه) تنزل یافته و به حداقل می‌رسد، ولی بازهم بزه دیده در پرده استتار باقی می ماند .[۱۱]

۲-۱-۱جایگاه شاکی ‌در دوره ی جنگ های خصوصی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:54:00 ب.ظ ]




۲-۱-۲- تعریف نگرانی

قبل از این که نگرانی در ملاک های تشخیصی اختلال اضطراب فراگیر جای بگیرد، با عنوان مؤلفه‌ ی اضطراب (دیفن باچر[۵۷]، ۱۹۸۰؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲) و به عنوان عنصری مهم در درک و درمان بی خوابی در نظر گرفته شده بود (بورکووک، ۱۹۸۲؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲). پس از آن بود که مطالعاتی با تمرکز بر خودِ ساخت نگرانی، پدیدار شد (بورکووک، ۱۹۸۵؛ بورکووک، رابینسون[۵۸]، پروزینسکی[۵۹] و دی پی[۶۰]، ۱۹۸۳؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲). در واقع تحقیقات اخیر گویای این مسئله است که نگرانی بیمارگونه مستقل از اختلال اضطراب فراگیر (GAD)، بسیار شایع تر از آن چیزی است که قبلا تصور می شد (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

یکی از اولین تعاریف در خصوص نگرانی توسط بورکووک، رابینسون، پروزینسکی و دی پی (۱۹۸۳؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲) مطرح شد:

“نگرانی زنجیره از افکار، تصاویر دارای بار عاطفه منفی و نسبتا غیرقابل کنترلی است، که منجر به تلاش هایی در جهت حل ذهنی مسایل می شود، مسایلی که با وجود نامشخص بودن پیامدهای آن، احتمال یک یا چند پیامد منفی در آن ها وجود دارد. براین اساس، نگرانی ارتباط نزدیکی با فرایند ترس دارد”.

ضابطه بندی های جدید، تعریف نگرانی را گسترده تر ساخته اند و نگرانی را به عنوان درک اضطراب گونه از آینده و اتفاقات منفی توصیف کرده‌اند (بارلو، ۲۰۰۲). فعالیتی که دربردارنده ی تفوق فعالیت فکری به صورت کلامی و منفی و سطوح پایینی از تصویرسازی ذهنی است (بورکووک، ری[۶۱] و استوبر[۶۲]، ۱۹۸۹؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). این تعاریف عمدتاً از گزارشات افراد در خصوص این سوال که “آن ها در هنگام نگرانی چه انجام می‌دهند؟” به دست آمده است (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

دیوی (۱۹۹۴؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵) ماهیت مسئله گشایی نگرانی را مورد تأکید قرار می‌دهد و اذعان می‌دارد که نگران بودن نشانه “مسئله گشایی” ناکام است.

داگاس نگرانی را به صورت فرایندی شناختی توصیف می‌کند که مرتبط با اتفاقات آینده است، اتفاقاتی که پیامدهای آن نامشخص است، اما افکار، بیش تر بر پیامدهای منفی آن متمرکز می شود (داگاس، ۲۰۰۴؛ به نقل از استاک[۶۳] و هیرش[۶۴]، ۲۰۱۰).

البته باید توجه داشت که نگرانی عمدتاً شامل مجموعه ای از جملات “چه می شود، اگر..” است و به نظر می‌رسد که ‌به این طریق اولین گام حل مسئله را بدون داشتن گام های موفقیت آمیز بعدی در حل یا مقابله با مشکل، ارائه می‌کند (بورکووک، ۱۹۸۵؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲).

عموما نگرانی از نظر محتوایی، حول اتفاقات منفی آینده و تلاش برای اجتناب از پیامدهای منفی یا آماده شدن برای بدترین پیامدها می‌گردد (بورکووک، ری و استوبر، ۱۹۹۸؛ مولینا[۶۵]، بورکووک، پیسلی[۶۶] و پرسون[۶۷]، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). از نظر فرایندی، عمدتاً نگرانی به صورت نشخوار توصیف می شود. نشخواری که بیش تر تفکری است تا تصویری و به صورت مبهم است که این ابهام در تضاد با تفکرات عینی در خصوص تهدید قرار می‌گیرد و معمولا به جای حل مسئله، منجر به پیچیده تر شدن مسئله می شود (بورکووک و همکاران، ۱۹۹۸؛ مولینا و همکاران، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

۲-۱-۳- کارکرد نگرانی

بسیاری از پژوهش ها (به عنوان مثال، دیوی، ۱۹۹۴؛ ولز، ۱۹۹۹؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲) میان نگرانی سودمند و ناسازگار تمایز قایل می‌شوند و نگرانی سودمند را در ارتباط نزدیک با حل مسئله و راهبردهای مقابله ای توصیف می‌کنند (بارلو، ۲۰۰۲).

بورکووک اظهار می‌دارد که مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر از نگرانی استفاده می‌کنند تا از افکار بسیار آزارنده و ناراحت کننده اجتناب ورزند و فرض ولز بر این است که نگرانی های مزمن دربرگیرنده باورهای بسیار درباره ی فواید نگرانی است (کلارک و فربورن، ۱۳۸۵).

پژوهش ها نشان می‌دهند که احساس کنترل ناپذیری و غیر قابل پیش‌بینی بودن، مؤلفه‌ ی اضطراب است. نگرانی دربردارنده ی پیش‌بینی پیامدهای منفی بالقوه در آینده است و با این عقیده همراه است که پیش‌بینی باعث کنترل بیش تر بر این نتایج می شود (از طریق آماده شدن برای پیامدها، حل سودمند مسئله، یا توانایی در اجتناب از پیامدها) (بورکووک و رومر، ۱۹۹۵؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲).

براین اساس کراسک (۱۹۹۵؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲) بیان می‌دارد که این قابلیت پیش‌بینی و حس کنترل، ممکن است گرایش به نگرانی را تقویت کند. به اعتقاد کراسک، نگرانی اولین مرحله پیش‌بینی تهدید و خطر است که باعث کاهش برانگیختگی می شود. به دلیل این که نگرانی به فرد احساس کاهش احتمال وقوع خطر را می‌دهد، می‌تواند به گونه ای مثبت از طریق حس کنترل و کاهش خطر رخ دادن تهدید، تقویت شود.

با این وجود بسیاری از مطالعات نشان داده‌اند که افراد مبتلا به نگرانی مزمن، تمایل دارند که احتمال رخداد خطر را بیش برآورد کنند. در حقیقت، نگرانی می‌تواند یک تلاش مؤثر در کنترل کردن باشد تا این که به عنوان عاملی برای ایجاد کنترل بیش تر در نظر گرفته شود (بارلو، ۲۰۰۲). این طرح، همزمان با توضیحاتی فراهم شده از سوی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر درخصوص نگرانی، مطرح شد.

بیش تر پژوهش ها در خصوص فرایند نگرانی دریافتند که نگرانی القا شده به صورت تجربی در نمونه های بهنجار، با نگرانی مزمن و بالینی، همبستگی دارند. این مسئله نشان می‌دهد که فرایندهای قابل مقایسه ای در زیربنای هر دو است اما با این وجود، فراوانی و شدت آن به طور آشکاری میان افرادی که از نظر بالینی دارای درجاتی از نگرانی بودند و گروه کنترل غیر نگران، متفاوت بود (بارلو، ۲۰۰۲).

پروزینسکی و بورکووک (۱۹۸۳؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲) دریافتند که آزمودنی های مبتلا به نگرانی مزمن نسبت به آزمودنی هایی که چنین نگرانی را ندارند، در مقیاس های عاطفی، افسرده تر و مضطرب تر هستند.

‌بر اساس یافته های راشی (۲۰۰۲؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶)، تاکنون بیش تر مقایسه ها میان نگرانی بهنجار و بیمارگونه از مقایسه ی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و افرادی که فاقد ملاک های اختلال اضطرابی هستند، به دست آمده است. اما با وجود این، ما به بررسی این تفاوت ها میان نگرانی بهنجار و بیمارگونه در قسمت های بعدی خواهیم پرداخت.

۲-۱-۴- نگرانی و انواع فرایندهای فکری

شواهد علمی به دست آمده از شماری از منابع، تفاوت میان نگرانی و دیگر انواع فکر را تأیید می‌کند و گویای آن است که این تفاوت ممکن است برای ساختن مدلی برای اختلال های اضطرابی مفید باشد (مثلا، ولز، ۱۹۹۴؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵).

۲-۱-۴- ۱- نگرانی و افکار وسواسی

افکار وسواسی و نگرانی نقاط مشترک فراوانی با یکدیگر دارند، به گونه ای که گاه به جای هم مورد استفاده قرار می گیرند به عنوان مثال: هر دو از عناصر مزاحم و تکرار پذیر تشکیل شده اند،دارای بار عاطفی منفی هستند، به راحتی قابل فراموشی نیستند و فقدان کنترل ذهنی، ویژگی محوری و مشترک هر دو محسوب می شود (علیلو، ۱۳۸۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:54:00 ب.ظ ]




  1. دیدگاه کوتاه مدت در مقابل بلند مدت: نشان گر میزان اتکای جوامع به ظرفیت‌های تجزیه و ترکیبی ایشان است. در جوامع دارای افق دید دراز مدت،سعی می شود بخش‌های مختلف به طریق مستحکم و تعدیل پذیر با یکدیگر ترکیب شوند. اما در جوامع با افق دید کوتاه مدت،سعی می شود تا کل به اجزای آن شکسته شود در این جوامع ،دستیابی سریع به نتایج تأکید می شود.

۳) مدل شاین:

از دیدگاه شاین (۲۰۰۴) فرهنگ در سه سطح تعریف می شود.مصنوعات،ارزش‌های پذیرفته شده و فرض های زیر بنایی. اولین لایه فرهنگ مصنوعات هستند. مصنوعات پدیده‌های سطحی شامل هر آنچه مشاهده،شنیده و حس می شود، از جمله رفتار های روزمره،محیط مادی،شیوه ی ارتباط ، سبک لباس پوشیدن،آیین ها و مراسم ها.

سطح دوم فرهنگ متشکل از ارزش‌های پذیرفته شده است. استراتژی ها،اهداف و فلسفه هایی که رسما توسط گروه اعلام شده اند. فرض های زیر بنایی نشانگر سومین و ژرف ترین سطح فرهنگ و همچنین اساس آن است که در آن باورها،ادراکات و احساسات ناخودآگاه و بدیهی ‌در مورد سازمان و محیط به عنوان منبع نهایی ارزش ها و انگیزه های عمل نقش ایفا می‌کنند.(رادمهر،۱۳۸۲)

ب) پیشینه تحقیق

تحقیقات خارجی:

    • ییلماز و ارگان ( ۲۰۰۸) تاثیر ابعاد مدل فرهنگ سازمانی دنیسون را بر عملکرد سازمان ها مورد مطالعه قرار دادند. نتایج تحقیق نشان داد که بعد انطباق پذیری بیشترین امتیاز و بعد سازگاری کمترین امتیاز به دست آمده است. همچنین بعد رسالت بیشترین تاثیر را بر افزایش عملکرد شرکت‌های تولیدی دارد و توانایی شرکت در تولید محصولات جدید به شدت تحت تاثیر ابعاد انطباق پذیری و سازگاری است.

    • لفتر و همکاران ( ۲۰۰۸) در پژوهشی با عنوان ابعاد هوش سازمانی در شرکت‌های رومانیایی، دورنمای سرمایه انسانی به بررسی هفت بعد هوش سازمانی از دیدگاه آلبرخت پرداختند. نتایج تحقیق نشان داد که تنها ۱۳ درصد کارکنان شرکت های بزرگ با مفهوم هوش سازمانی آشنا بودند و کارکنان شرکت‌های کوچک اصلا این مفهوم را نمی شناختند. با این حال تحلیل داده های به دست آمده نشان داد که هوش سازمانی در حد متوسط و بالاتر بوده است.

      • در تحقیق که توسط رگو و پینه کانها در سال ۲۰۰۸ با عنوان” معنویت در محیط کار و تعهد سازمانی یک مطالعه تجربی”انجام گرفت،محققان به بررسی تاثیر ابعاد ‌پنج‌گانه معنویت در محیط کار(احساس اتحاد و همبستگی تیمی، همسویی با ارزش های سازمانی،احساس مشارکت در جامعه ،لذت از کار،فرصت‌های زندگی درونی)بر تعهد عاطفی،هنجاری و مستمر پرداختند.پنج بعد معنویت به ترتیب ۱۶،۴۸ و ۷ درصد تغییرات تعهد عاطفی ،هنجاری و مستمر را تبیین می نمود. یافته ها بیان نمودند زمانی که افزاد معنویت در محیط کار را تجزبه می نمایند،آن ها احساس می‌کنند که به صورت موثرتری برای سازمان هایشان فعالیت می‌کنند،التزام و وفاداری نسبت به سازمان ها را تجربه می‌کنند.

    • – سانگمی چوا و میشل مور باراک[۲۴](۲۰۰۸) پژوهشی تحت عنوان بررسی رابطه بین تنوع، مورد توجه بودن، تعهد سازمانی با عملکرد شغلی در ۳۸۱ نفر از کارکنان یک شرکت بزرگ کره ای با درنظر گرفتن ویژگیهایی همچون سن، جنس، وابستگیهای منطقه ای، وضعیت تحصیلی و پست سازمانی در شرکت مربوطه را انجام دادند.نتایج:

    • کارکنان مسن تر و با موقعیت عالی تر تعهد سازمانی بالایی داشتند.

    • گنجاندن تأثیر قابل توجهی بر تعهد سازمانی و عملکرد شغلی داشت.

    • آلگون و همکاران در سال ۲۰۰۶ در بررسی دیدگاه های مختلف هوش سازمانی،از نظر تئوری ساختاری گیدن که مطالعه ای موردی در شرکت تولید وسایل الکترونیکی در آمریکا بود،مشاهده کردند دیدگاه ساختاری هوش سازمانی رفع دو مقولگی سطح هوش سازمانی- فردی و یکی کردن مطالاعاتت چندباره ی معرفت شناسی هوش،رفتار شناسی و روانی – اجتماعی است.

    • هلال در سال ۲۰۰۵ در بررسی عوامل تاثیرگذار بر هوش سازمانی نتیجه گرفت که فرهنگ های شکوفا و نوآور تاثیر زیادی بر هوش سازمانی دارد . کارل آلبرخت در سال ۲۰۰۳ در تحقیقی با عنوان ” هوش سازمانی و مدیریت دانش با رویکرد خارج از واحد سازمانی در سازمان های دولتی کشور استرالیا” مدلی را ارائه کرد که در آن مدیریت دانش را با چهار کلید ‌توان‌بخش خود به همراه هفت کلید هوش سازمانی یک جنبه ی اجرایی قوی را معرفی می‌کند و آن را برای رسیدن به توسعه ی قابل درک سازمان ها به عنوان هوش سازمانی برخوردار یاد می‌کند.

  • پژوهش زمینه یابی آینده نگر تحت عنوان استرسهای شغلی تجمعی و سلامت روان(۲۰۰۵)، در بین ۱۹۸۶ کارگر زن و مرد در ۴ شرکت بلژیکی توسط گروه بهداشت دانشگاه عمومی بروکسل انجام شد.

این پژوهش با در نظر گرفتن ۵ شاخص سلامت شامل: افسردگی، اضطراب، سوماتیزاسیون، خستگی مزمن و مصرف مواد مخدر انجام شد ،همچنین در این پژوهش کارگران را به۴ گروه تقسیم کردند:

  1. کارکنان عاری از تنش۲- کارکنان با استرس شغلی حال حاضر۳ – کارکنان با استرس های شغلی اخیر ۴- کارکنان که در وعرض هر دو استرس قرار دارند.

نتایج:در همه گروه ها رابطه نسبتاً ضعیفی بین تنش های شغلی و ضعف در سلامت روان کارگران مرد وجود دارد. ولی این رابطه در بین کارکنان زن قوی تر و مؤثر تر بود.

  • نتایج مطالعات مودی، استیرز و پورتر (۱۹۸۲) تحت عنوان نقش تعهد سازمانی و وضعیت شغلی در پیشگیری از ترک خدمات کارکنان نشان داده است که توجه به انواع تعهد (عاطفی و مستمر) می‌تواند در به حداکثر رساندن رضایت شغلی و کاهش ترک خدمت داوطلبانه و قابل اجتناب مفید باشد .

پیشینه داخلی تحقیق :

    • مجید اسماعیل پور ، علیرضا کامیاب در تحقیق خود با عنوان ” بررسی تأثیر کیفیت زندگی کاری بر تعهد سازمانی ” در سال ۱۳۹۲، به تعاریف متفاوت و مختلفی از دیدگاه محققین داخلی و خارجی در ارتباط با تعهد سازمانی و کیفیت زندگی کاری کارکنان پرداخته‌اند که به تفسیر و تعریف کیفیت زندگی کاری و تعهد سازمانی از چندین جنبه می پردازند.جهت بررسی این رابطه ، مبانی نظری و پژوهش های داخلی و خارجی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است.و این نتیجه به دست آمد که بین کیفیت زندگی کاری و تعهد سازمانی کارکنان رابطه متقابل وجود دارد.بدین معنی که بهبود کیفیت زندگی کاری موجب افزایش تعهد و احساس مسئولیت بیشتر کارکنان نسبت به سازمان و اهداف آن می‌گردد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:53:00 ب.ظ ]




بهره‌گیری از زیبایی‌شناسی و هنر به عنوان یکی از مبانی برنامه درسی در ابتدا مستلزم ورود زیبایی‌شناسی و هنر به علوم تربیتی و مطالعات برنامه درسی است که این گام تا حدودی توسط صاحب‌نظرانی از قبیل آیزنر، والانس و غیره در خارج از کشور صورت گرفته و در ایران نیز آثاری در خصوص آن مانند مهرمحمدی و عابدی(۱۳۸۰)، مهرمحمدی(۱۳۹۰) به رشته تحریر درآمده است اما جهت استفاده از این مبنای مهم گام دیگری نیز ضروری است و آن وضوح بخشی و توصیف نحوه ورود زیبایی‌شناسی به‌مثابه یک مبنا و به صورت کاربردی در برنامه درسی به صورت عام و در برنامه درسی یک دوره معین مانند دوره ابتدایی به طور اخص می‌باشد. در این راستا بر اساس بررسی‌های انجام‌شده توسط محقق، تحقیقی که ‌به این ورود دامن بزند در ایران صورت نگرفته است و همان طور که قبلاً گفته شد پژوهش‌های انجام‌شده مانند مهرمحمدی و امینی(۱۳۸۰) و لرکیان (۱۳۸۹) بیشتر در حوزه آموزش هنر می‌باشند. هنر و زیبایی‌شناسی به عنوان مبنا به دلیل فهم نادرست و نابسنده ای که درباره هنر(و همچنین زیبایی‌شناسی) وجود داشته هرگز واجد چنین استعدادی دانسته نشده است و از این‌که بتواند با راهبری فکری و جریان فراگیر، اصلاح در نظام آموزشی را بر دوش بکشد عاجز پنداشته شده است(مهرمحمدی،۱۳۹۰،ص۱۴). در حالی که تجربه هنری و زیباشناسی اثر ماندگاری در خاطر انسان بر جای می‌گذارد ظرفیتی که در تحقق اثربخش اهداف و یادگیری مادام‌العمر نقش‌آفرینی می‌کند لذا تزریق این ظرفیت به برنامه های درسی مسئله مهمی است که نیاز به تبیین، وضوح بخشی و مطالعه دارد تا با تبیین علمی و دقیق بتوان از برنامه های درسی سخن گفت که مظهر زیباشناسانه داشته باشند و دربارۀ قابلیت‌های زیباشناختی در فرایند تربیتی به برنامه ریزان درسی و دست‌اندرکاران آموزش‌وپرورش آگاهی بیشتری ببخشد تا نگرش لازم نسبت به استفاده از آن قابلیت‌ها در مهندسی برنامه درسی و موقعیت‌های تربیتی به وجود آید تا به کسب تجربه های زیباشناختی از سوی دانش آموزان امیدوار بود.

بر این اساس پژوهش حاضر خواسته است از مباحث مطرح‌شده در ادبیات حوزه مطالعات برنامه درسی و دیدگاه صاحب‌نظران دو رشته مطالعات برنامه درسی و هنر جهت تعیین مؤلفه‌های زیبایی‌شناسی و هنر برای برنامه درسی بهره جوید و الگویی که بتواند نحوه به‌کارگیری مؤلفه‌ها را در برنامه درسی دوره ابتدایی تشریح ‌نماید ارائه کند. نکته دیگر اینکه با انجام این پژوهش بتواند زمینه انجام تحقیقات دیگری در حوزه زیبایی‌شناسی برنامه درسی فراهم آورد تا تولیدات علمی بیشتر و دقیق‌تری در این حوزه شاهد بود. لذا در خصوص اهمیت و ضرورت آن می‌توان به موارد زیر اشاره نمود.

    1. اهمیت زیبایی‌شناسی به عنوان بعدی از وجود انسان

    1. تأثیر زیبایی‌شناسی و هنر در تحقق اهداف تربیتی

    1. تبیین نحوه فراهم نمودن جاذبه و لذت یادگیری و تجربه زیباشناسانه

    1. لزوم آگاهی مسئولین آموزش‌وپرورش به طور عام و برنامه ریزان درسی به طور خاص از کاربردهای هنر و زیبایی‌شناسی در برنامه درسی

    1. لزوم آگاهی معلمان از کاربردهای زیبایی‌شناسی و هنر در فرایند تدریس و ارزشیابی

  1. فراهم نمودن زمینه برای تحقیقات بیشتر درباره زیبایی‌شناسی و هنر به عنوان یک ‌چشم‌انداز در برنامه درسی

تعاریف نظری و عملیاتی مفاهیم

برنامه درسی: از برنامه درسی برداشت‌های متعددی از قبیل برنامه درسی به عنوان سند، به عنوان نظام و غیره مطرح است که در هر برداشت تعریف آن نیز متفاوت خواهد بود در اینجا برنامه درسی به عنوان سند و نقشه یادگیری مطرح است که عبارت است از مجموعه وقایع از قبل پیش‌بینی شده که به قصد دستیابی به نتایج تربیتی-آموزشی برای یک یا بیش از یک دانش‌آموز در نظر گرفته‌شده است (آیزنر،۱۹۹۴،به نقل از ملکی،۱۳۸۳،ص۲۴).

زیبایی‌شناسی: در لغت به درک زیبایی‌ها و مطلوبیت چیزی ازنظر زیبایی، زیبایی‌شناسی گفته می‌شود(لغت‌نامه ورد رفرنس،۲۰۱۲). اما زیباشناسی ازنظر علمی به عنوان زیرشاخه ارزش‌شناسی- فلسفه و هنر- مطرح می‌باشد که به راه‌های دیدن و درک جهان مربوط می‌شود که به وسیله آن جهان احساس و دریافت می‌شود و به عنوان یک مطالعه انتقادی زیبایی‌شناسی به عنوان توانایی قضاوت ‌در مورد یک سطح حسی[احساسی] و همچنین توافق جمعی ‌در مورد ایده آل‌های زیبایی مطرح می‌گردد(فورد[۱]،۲۰۰۹).

ازآنجاکه در تعریف‌های بالا بیشتر زیبایی‌های محسوس مطرح است و زیبایی‌های نامحسوس و معقول را شامل نمی‌شود در اینجا مایلم برای زیبایی‌شناسی تعریفی بر اساس مفهوم زیبایی ارائه نمایم که هر دو نوع زیبایی‌های محسوس و معقول را در بر بگیرد. جعفری(۱۳۶۹،ص۲۴۱) بیان می‌کند: زیبایی نمودی است نگارین و شفاف بر روی کمال که عبارت است از قرار گرفتن یک موضوع در مجرای بایستگی‌ها و شایستگی‌های مربوط به خود. بر این اساس هر زیبایی اعم از محسوس و معقول وسایل بسیار خوبی برای تحریک ما به مشاهده کمال در پشت نمودهای شفاف زیبایی بوده و همچنین عامل تحریک ما برای رفتن به سمت آن کمال باشند(همان منبع،ص۳۰۶). حال اگر تعریفی بر اساس این مفهوم زیبایی بخواهیم ارائه دهیم می‌توان گفت که زیبایی‌شناسی عبارت است از شناخت نمودهایی نگارین و شفاف که بر روی کمال کشیده شده‌اند. نکته آخر اینکه زیبایی‌شناسی چون همه زیبایی‌ها یعنی زیبایی‌های طبیعی و زیبایی‌های هنری را مورد بررسی قرار می‌دهد لذا زیبایی‌شناسی و هنر علی‌رغم ارتباطات تنگاتنگ مترادف هم نیستند و گسترده‌تر از هنر می‌باشد و در این تحقیق نیز هر دو مورد توجه می‌باشند.

هنر: تعاریف متعددی در زمینه هنر وجود دارد در اینجا به تعریف شوپنهاور(به نقل از رضای الهی،۱۳۵۴،ص۱۰۱) اشاره می‌گردد« هنر نوعی عبارت و بیان است که حیات انسان در آن شکفته می‌شود و منظور از عبارت، جمع آمدن تمام نیروها یعنی دانایی،احساس،مذهب،اعتقاد،زمان، فرهنگ، محیط،تخیل، و… برای تولید امر جدید می‌باشد.

الگو: پیش‌نویس یا نموداری که راه معمولی یک عمل یا رفتار و یک ساختار ادراکی را نمایش می‌دهد (هومن، ۱۳۸۶، ص۶۵).

تعاریف عملیاتی

برنامه درسی: برنامه درسی به عنوان طرح و نقشه یادگیری مدنظر است که دارای مبانی،اصول و عناصر ده‌گانه منطق،هدف، محتوا، فعالیت‌های یادگیری،معلم،فضا،زمان،گروه‌بندی،مواد و منابع و ارزشیابی است.

زیبایی‌شناسی: در این تحقیق منظور از زیبایی‌شناسی حوزه‌ای است که به بررسی زیبایی‌ها، ملاک‌ها و معیارهای زیبایی،شرایط تجربه زیباشناختی،ویژگی‌های عمل زیبا آفرینی و… می‌پردازد تا از این موضوعات بتوان مؤلفه‌های برای برنامه درسی استنتاج نمود و با ملحوظ آن‌ ها برنامه درسی خاصیت زیباشناسانه پیدا نماید.

هنر: مقصود از هنر در اینجا ویژگی‌های آثار هنری، ویژگی‌های هنرمندان، مختصات فرایند کار هنری و به‌طورکلی ویژگی‌های عالم هنر می‌باشد تا همانند زیبایی‌شناسی، الهاماتی از آن‌ ها برای برنامه درسی به دست آید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:53:00 ب.ظ ]




نتیجه به دست آمده با یافته های شریفی(۱۳۹۱)، خانجانی (۱۳۸۷)، مظاهری (۱۳۷۸)، خدام، مدانلو، ضیایی و کشتکار (۱۳۸۸)، اچ دی ام(۲۰۱۳)، موریس (۲۰۰۲) همسو نمی باشد.

در تبیین فرض اول باید گفت که شیوه ­های والدین و روش های انضباطی آنان بی­تردید تحت تأثیر خصوصیات شخصیتی و سیستم اعتقادی آنان است . والدین سالم و بالغ در مقایسه با والدین نابالغ و ناسالم معمولاً با حساسیت و مهربانی بیشتری به نیازها و اشارات کودکان توجه ‌می‌کنند و این نوع فرزندپروری امنیت عاطفی، استقلال، توانش اجتماعی و موفقیت هوشی را تشویق می­ کند. اعتمادبه­نفس، احساس اعتماد نسبت به دیگران، این اعتقاد که می ­توانند بر اوضاع مسلط باشند با گرمی، پذیرش و مفید بودن به حال فرزندانشان همبستگی دارد. جای تعجب نیست که رفتار پدران جسور و کم تحمل با رفتار پدران پرتحمل در برابر کودکان کند فرق دارد. مادران افسرده در خـانه جـوی ایجاد می­کـنند که خصومت­آمیز و مخرب است و در رشد فرزندانشان تأثیرات نامساعد دارد. علاوه بر خصوصیات شخصیتی والدین شناخت و اعتقادات آنان ‌در مورد انگیزه­ ها و توانایی‌های کودکان در روش های انضباطی آنان تأثیر می­ گذارد .والدین به هنگام تلاش برای اجتماعی کردن فرزندان خود در جهت سالم بودن، پذیرفته شدن و شاد بودن به عنوان عضوی از جامعه معمولاً اعمال فرزندان خود را به عنوان خوب، بد، بالغانه، نابالغانه ارزشیابی ‌می‌کنند و تصمیم می­ گیرند که چه رفتاری باید تشویق یا محدود شود. از این رو والدینی که ویژگی های شخصیتی باثبات تری دارند به خود متکی ترند نگرشی مثبت تر وتمایل بیشتری به رویارویی با مشکلات دارند و به فرزاندشان یاد می‌دهند که از بسیاری از تنش ها و اضطراب ها و عملکردهای ناقص اجتماعی درامان بمانند. ‌بنابرین‏ با توجه ‌به این یافته ها می توان گفت که درک انتظارات فرزند از سوی والدین برای برقراری تعادل در سامانه خانواده ضروری است. به طور خلاصه، شخصیت والدین و استنتاج آنان ‌در مورد رفتار کودکان و انگیزه­ ها ‌و اعتقادات و جهت‌گیری­های اجتماعی آنان ـ عوامل تعیین کننده مهمی در ثبات جو عاطفی خانواده و حمایت اجتماعی وعدم درماندگی کودکان محسوب می­ شود. همچنینمناسبات پدرومادر بافرزندان، تعیین کننده چگونگی روابط اعضای خانواده است روابط والدین بافرزندان پیوسته درحال دگرگونی است وبر تمامی اعضای خانواده است که ازبه وجود آمدن دگرگونی‌های نامطلوب وناگوار پیشگیری کنند .باافزایش سن فرزندان، ازسویی، آنان خواستار دگرگونی‌های دررفتاروالدین ‌خود هستند، واز سوی دیگر ،والدین نیز از فرزندان انتظاردارند که ارزش‌های معتبر خانوادگی رااحترام گذاشته، آن ها را به کار ببرند . این امر موجب واکنش‌های مداوم روانی درروابط میان والدین وفرزندان است هر گونه عاملی که تعادل وآرامش عاطفی یکی از اعضای خانواده را مختل سازد، تعادل و آرامش عاطفی تمامی اعضای خانواده رانیزبرهم خواهد زد.

فرضیه دوم: میان طلاق عاطفی والدین و شکایات جسمانی کودکان رابطه معناداری وجود دارد.با توجه نتایج فصل چهارم بین طلاق عاطفی والدین و شکایات جسمانی کودکان رابطه وجود دارد که این رابطه در سطح ۰۵/۰> معنادار می‌باشد از این رو فرضیه ما پذیرفته شده است.

نتیجه به دست آمده با یافته های شریفی(۱۳۹۱)، موریس (۲۰۰۲) همسو می‌باشد.

در تبیین فرض دوم این پژوهش می توان گفت نحوه ارتباط والدین با کودکان قوی­ترین عامل مؤثر بر الگوهای تعاملی خانواده و عملکرد اجتماعی کودک محسوب می­ شود، خصوصاًً در دوره­هایی از زندگی کودکان که تحولات اساسی رشد روانی طی می­ شود. تحقیقات پیرامون آسیب­های روانی کودکان نشان می­دهد که بسیاری از خانواده ­ها از شیوه ­های تربیتی نامطلوب که منشأ ترس، عدم اعتماد، احساس نارضایتی، بدبینی و اضطراب در فرزندان آن ها می­ شود استفاده ‌می‌کنند . والدینی که در ارتباطات خود متزلزل، فاقد اطمینان خاطر و بی­ثباتند، در نحوه تربیت فرزندان بایکدیگر توافق ندارند، از الگوهای فرزند­پروری مبتنی بر طرد، حمایت افراطی با اغماض یا تسلط، انضباط دوگانه، سستی موازین اخلاقی، کمال جویی­های غیر منطقی و عصبانیت و بی­ثباتی عاطفی استفاده ‌می‌کنند، رفتارهای نوروتیک را در کودکان تثبیت ‌می‌کنند و سبب می­شوند که کودکان از نظر هیجانی و عاطفی نیازمندتر شده و در چنین شرایطی از حس اعتماد و امنیت که اساس تحول هیجانی سالم محسوب می­ شود، ناکام بمانندوعملکرد اجتماعی نا صحیح از خود بروز دهند و در نهایت از هم پاشیدگی سازمان اصلی خانواده ضربه مهلکی به آینده فرزند در اجتماع ­زند. تغییراتی که براثر مرگ والدین یا یکی از آن دو، طلاق و ترک خانواده در اوضاع و شرایط زندگی کودکان پدید می ­آید، نقش مؤثری در گرایش آن ها به بزهکاری دارد. از آنجا که قطعا خانواده ­ها در پرورش فرزندان خود شیوه ­های فرزند­پروری متفاوتی را به کار می­ گیرند، در مجموع و با توجه به نتایج حاصل از پژوهش باید گفت که کارکرد خانواده معمولاً در خانواده­هایی که شیوه فرزند­پروری اقتدار منطقی را در پرورش فرزندان به کار می­ گیرند نیرومندتر است. کودک در روند اجتماعی شدن معمولا والدین و به خصوص مادر خود را الگو قرار می‌دهد و رفتار را بر پایه تقلید از دیگران پایه ریزی می‌کنند. ‌بنابرین‏ شناخت نیازهای کودک و تصحیح الگوهای رفتاری نقش مهمی را در شخصیت اجتماعی کودک خواهد داشت .از خصوصیات بارز انسان‌ها،‌ اجتماعی کردن کودکان می‌باشد. حمایت و شیوه درست فرزند پروری به رفتارها یا اعمال محبت آمیز،‌مساعدت و همیاری که والدین نسبت به فرزندان خود ابراز می‌دارند، اشاره دارد، شیوه درست تربیت و فرزند پروری که کودکان از والدین خود دریافت می‌کنند منجر به افزایش تصور از خود در دانش آموزان می‌شود، زیرا رابطه والدین و فرزندان با فراهم آوردن شرایط افزایش سلامت موجب رشد و تحول روانی، اجتماعی و زیستی می‌شود.

فرضیه سوم: میان طلاق عاطفی والدین و اضطراب / افسردگی در کودکان رابطه معناداری وجود دارد.با توجه نتایج فصل چهارم بین طلاق عاطفی والدین و اضطراب / افسردگی کودکان رابطه وجود دارد که این رابطه در سطح ۰۵/۰> معنادار می‌باشد از این رو فرضیه ما پذیرفته شده است.

نتیجه به دست آمده با یافته های شریفی(۱۳۹۱)، خدام، مدانلو، ضیایی و کشتکار (۱۳۸۸)، اچ دی ام(۲۰۱۳)، آسلتیل(۲۰۱۲)، موریس (۲۰۰۲) همسو می‌باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:53:00 ب.ظ ]




برعکس، در شرکت با مسئولیت محدود فقط مراعات نشدن دو ماده ۹۶ و ۹۷ از موجبات بطلان شرکت شناخته شده است. طبق ماده ۹۶، شرکت وقتی تشکیل می‌گردد که تمام سرمایه نقدی تأدیه و سهم الشرکه غیر نقدی نیز تقویم و تسلیم شده باشد. و ‌بر اساس ماده ۹۷، در شرکت باید صراحتاً قید شده باشد که سهم الشرکه‌های غیر نقدی هر کدام به چه میزان تقویم شده است.[۵]

ترتیبات فوق عیناً در ماده ۱۱۸ و ۱۲۲، راجع به شرکت تضامنی ملاحظه می‌گردد. در شرکت نسبی هم دو ماده فوق باید رعایت شود.[۶]

در خصوص شرکت مختلط غیرسهامی، ماده ۱۴۳ مقرر می‌دارد: «هر یک از شرکا با مسئولیت محدود که اسمش جز شرکت باشد در مقابل طلبکاران شرکت شریک ضامن محسوب خواهد شد. هر قراری بر خلاف این ترتیب بین شرکای داده شده باشد در مقابل اشخاص ثالث بی اثر است.

۱-۲٫ سوال‌های تحقیق

۱- مبانی بطلان شرکت سهامی چیست؟

۲- آثار ناشی از بطلان شرکت سهامی چگونه است ؟

۳- علل ابطال تصمیمات و اقدامات مدیران شرکت سهامی چیست؟

۱-۳٫ فرضیه‌های تحقیق

۱- نظم عمومی و مصلحت جامعه، مبنای بطلان مطلق شرکت سهامی و نفع خصوصی اشخاص مبنای بطلان نسبی شرکت سهامی است.

    1. برخی از آثار ناشی از بطلان شرکت سهامی نسبت به شرکا و اشخاص ثالث مشترک و برخی دیگر متفاوت است.

  1. عدم رعایت قوانین آمره و عدول از مفاد اساسنامه مهمترین علت ابطال تصمیمات و اقدامات مدیران است.

۱-۴٫ روش تحقیق

روش انجام تحقیق در این پژوهش با توجه به ساختار و سازمان تحقیق، توصیفی – تحلیلی است که از طریق مطالعه­ بطلان شرکت‌های سهامی و بطلان تصمیمات و اقدامات ارکان آن صورت ‌می‌گیرد. در فصل نخست، مفهوم بطلان و انواع آن در نظام حقوقی ایران توصیف خواهد شد. آن­گاه بر اساس داده ها و یافته های مربوط، نظریه علمای حقوق تجارت مورد مطالعه و تحلیل قرار خواهد گرفت.

۱-۵٫ پیشینه تحقیق

بررسی­ های انجام شده حاکی از آن است که در خصوص آثار حقوقی ابطال شرکت‌های سهامی و بطلان تصمیمات و اقدامات مدیران، پژوهش­های محدودی از سوی اساتید حقوق، قضات و دانشجویان به صورت کتاب، مقاله، و پایان نامه انجام شده و به رغم اهمیت موضوع، زیاد مورد توجه حقوق­دانان قرار نگرفته و منابع محدودی در این زمینه موجود است.

۱-۶٫ جنبه جدید بودن تحقیق

با توجه به عدم تغییرات و اصلاحات جدید قانونی در خصوص موضوع پژوهش از سال ۱۳۴۷ به بعد و با توجه به پیدایش ضرورتها و مصالح جدید در جامعه و عدم رفع خلأها و نقایص قانونی در خصوص موضوع این پژوهش، تحلیل دقیق مفهوم بطلان شرکت سهامی و بطلان تصمیمات و اقدامات ارکان آن و تحلیل آثار ناشی از بطلان مذکور از نوآوری‌های این تحقیق محسوب می­ شود.

۱-۷٫ اهداف تحقیق

    1. تبیین دقیق مفهوم بطلان و انواع آن.

    1. تبیین و تحلیل مفهوم بطلان عقد شرکت در قانون تجارت و لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت مصوب ۱۳۴۷ (مبحث اول از باب سوم قانون تجارت ۱۳۱۱).

    1. شناسایی چالش­های نظری و عملی نظا­م حقوقی ایران در خصوص موضوع پژوهش.

    1. ارائه راهکارهایی جهت خروج نظام حقوقی ایران از چالش­های نظری و عملی در خصوص موضوع پژوهش.

  1. شناسایی و تحلیل آثار ناشی از بطلان شرکت سهامی و بطلان تصمیمات و اقدامات ارکان ان نسبت به شرکا و اشخاص ثالث.

نتایج حاصل از این پژوهش از حیث نظری و عملی برای جامعه حقوقی ایران می ­تواند منبعی مفید برای رفع ایرادها و خلأهای موجود باشد.

۱-۸٫ سامانه تحقیق

در این پژوهش، ابتدا به تعریف مفهوم بطلان شرکت و توصیف انواع آن خواهیم پرداخت. سپس آثار و عوارض ناشی از بطلان شرکت سهامی و ناشی از بطلان تصمیمات و اقدامات ارکان آن را در شرکت سهامی بررسی خواهیم کرد و در نهایت، آثار مذکور را در روابط شرکا و اشخاص ثالث تحلیل خواهیم کرد.

فصل دوم:
معرفی شرکت‌های سهامی

به رسم معمول در ابتدا هر تحقیقی به بیان کلیاتی راجع به موضوع تحقیق پرداخته می‌شود که در این تحقیق نیز ‌به این شیوه عمل می‌شود ابتدا بحث ماهیت شرکت سهامی مطرح می‌شود که این شرکت با توجه به جایگاهی که در قانون و عرف تجاری دارد از چه مبنا و از چه خصوصیتی برخوردار است به همین دلیل مبحث اول این فصل را به ماهیت این شرکت پرداخته می‌شود که در مبحث دوم به حیات شرکت سهامی اشاره می‌شود در این بررسی سعی می‌شود به ارکان شرکت در حال حیات اشاره شود و با ارائه‌ای تصویری مختصر از یک شرکت سهامی، ذهن را آماده مبحث بطلان این نوع شرکت در فصل دوم نمود. و در نهایت به تعریف بطلان و ماهیت آن اشاره می‌شود.

۲-۱٫ ماهیت حقوقی شرکت سهامی

لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت طی ۳۰۰ ماده به بیان احکام دو نوع شرکت سهامی عام و خاص پرداخته است. ماده ۱ این قانون در مقام تعریف شرکت سهامی مقرر می‌دارد:

«شرکت سهامی شرکتی است که سرمایه آن به سهام تقسیم شده و مسئولیت صاحبان سهام محدود به مبلغ اسمی سهام آن‌ ها است.»

باید توجه داشت که در این ماده نیز منظور از محدود بودن مسئولیت صاحبان سهام به مبلغ اسمی، آن است که در واقع شرکا در قبال طلبکاران شرکت مسئولیتی ندارند.[۷]

ماده ۴ این قانون وجه تمایز شرکت سهامی عام و خاص را بدین صورت بیان می‌کند:

«شرکت سهامی به دو نوع تقسیم می‌شود:

نوع اول، شرکت‌هایی که مؤسسین آن ها قسمتی از سرمایه شرکت را از طریق فروش سهام به مردم تامین می‌کنند. این گونه شرکت‌ها، شرکت سهامی عام نامیده می‌شوند.

نوع دوم، شرکت‌هایی که تمام سرمایه آن‌ ها در موقع تأسیس منحصر توسط مؤسسین تامین گردیده است. این گونه شرکت‌ها، شرکت سهامی خاص نامیده می‌شوند.»[۸]

۲-۱-۱٫ جایگاه حقوقی شرکت سهامی

شرکت سهامی را باید به جهات چندی دارای جایگاهی ویژه در میان سایر شرکت‌های تجاری موجود در نظام حقوقی ایران به شمار آورد:

نخست آنکه، شرکت سهامی همه ویژگی‌های یک شرکت تجاری به معنای خاص را دارد و بر خلاف دیگر شرکت‌های تجاری، در بازرگانی بودن آن بدون توجه به موضوع فعالیتش، هیچ گونه اختلافی میان حقوق ‌دانان به چشم نمی‌خورد. اهمیت سرمایه در این شرکت از یک سو و مسئولیت محدود سهام‌داران به میزان سرمایه آن ها، و نیز سهولت واگذاری سرمایه از سوی دیگر نشانگر گرایش قانون‌گذار به محور تلقی نمودن سرمایه به عنوان عنصر اساسی تجارت در شرکت سهامی است.

دوم، در میان شرکت‌های موجود، شرکت سهامی تنها شرکتی است که در آن مقررات ناظر به فعالیت، اداره و نظارت بر عملکرد شرکت و مدیران آن علی رغم برخی کاستیها، با وسواس و دقت پیش‌بینی گردیده است. نکته دیگری که نشانگر اهمیت شرکت سهامی است، حجم مقررات لایحه اصلاحی در قیاس با کل قانون تجارت است. در حالی که مجموع مواد قانون تجارت بالغ بر ۵۳۰ ماده است، لایحه اصلاحی قانون تجارت به تنهایی ۳۰۰ ماده قانونی را در بر می‌گیرد. شایان توجه آنکه، مقررات قانونی حاکم بر شرکت سهامی حتی پیش از سال ۱۳۴۷ در مقایسه با دیگر شرکت‌های بازرگانی مفصل تر و کامل تر به نظر می‌رسید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:53:00 ب.ظ ]